تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  فایده ی تعهد در رابطه ی زناشویی


پیمان زناشویی یکی از مقدس ترین پیمان ها ست و تعهد به پیمان ازمسائلی است که در دین ما به آن تاکید شده است.در این مقاله چندفایده از فواید داشتن تعهد به همسر را بررسی می کنیم.


- تعهد به رابطه‌ی شما، هدفمندی می‌بخشد:

یک رابطه‌ی بدون تعهد ، مانند قایقی بدون سکان در اقیانوس است. چنین قایقی هیچ گونه اختیاری از خود ندارد که جهت و هدف خاصی را دنبال کند و در معرض وزش هر جریان بادی (موافق یا مخالف) خواهد بود. تعهد ، به رابطه‌ی شما، جهت و سمت می‌دهد و سبب می‌شود که رابطه به جلو برود نه آنکه بی‌هدف، دور خودش بگردد.

- تعهد باعث می‌شود در رابطه، از خود مایه بگذارید:

تفاوت یک رابطه‌ی بدون تعهد و یک رابطه‌ی با تعهد مانند تفاوت بین اجاره کردن یک خانه و خریدن آن خانه است. اغلب مردم توجه کمتری به آپارتمان یا خانه‌ای که مال خودشان نیست، دارند اما به محض اینکه اولین خانه‌شان را خریداری می‌کنند ، همه چیز تغییر خواهد کرد به‌طوری که چشم‌شان روی دیوارهایشان، هر لکه و خرابی را می‌بیند. چهارچشمی کودکان و دوستان‌شان را می‌پایند تا مبادا چیزی را بریزند و یا بشکنند و به «ملک» گران بهای آنان صدمه‌ای بزنند!

وقتی تمام و کمال به کسی که به او علاقه‌مندید، متعهد می‌شوید، رفتار متفاوتی را پیشه خواهید کرد چرا که حالا قسمت بیشتری از وجودتان را در او سرمایه‌گذاری کرده‌اید. این حالت، به رابطه‌ی شما اجازه می‌دهد که رشد کند و در جهانی که هرگز بدون تعهد امکان نداشت، شکوفا شود.

هنگامی که به رابطه‌ای متعهد می‌شوید ، توجه و انرژی خود را به طرز عمیق‌تری در آن سرمایه‌گذاری می‌کنید زیرا اکنون نسبت به این رابطه‌، احساس مالکیت دارید.
- تعهد باعث امنیت روحی در شما می‌شود:

آیا می‌توانید تصور کنید که آپارتمان، خانه و یا یک دفتر کار را بدون اجاره‌نامه، اجاره کنید؟ هر لحظه صاحب‌خانه یا صاحب ملک، این حق را دارد که شما را بیرون کند. تصور کنید چه تنش و اضطرابی خواهید داشت وقتی بفهمید نامزدتان چندان به شما متعهد و پای‌بند نبوده است. رابطه‌هایی که فاقد هر گونه تعهدی هستند، همواره چنین تنش‌های پنهانی را در خود خواهند داشت بدون تعهد، احساس ناامنی خواهید داشت که نگرانی و تشویشی ناخودآگاه را در شما تولید خواهد کرد.

تعهد به شخصی لایق، شما را از لحاظ احساسی، آزاد می‌کند.

- تعهد آزادی می‌آورد:

بعضی از مردم، تداعی معانی مثبتی با کلمه‌ی «تعهد» ندارند. برخی از مردان در مقابل تعهد دادن، مقاومت می‌ورزند چرا که آن از معادل محرومیت و اسارت می‌دانند در حالی که تعهد، تاثیری بسیار متفاوت دارد. تعهد، از هرز رفتن انرژی در جهات دیگر، جلوگیری می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که انرژی‌تان را تنها بر روی یک نفر متمرکز کنید. آزاد هستید تا خود را غرق رابطه‌تان کنید. عشق بورزید، آن هم تمام و کمال و بی‌هیچ محدویتی، تعهد باعث می‌شود تا خود را رها کنید و تسلیم شوید، آن هم به کسی که لیاقتش را دارد.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  عشق زنان عاقلانه‌تر است

عشق زنان عاقلانه‌تر است

راستی، تعریف شما از عشق و عاشق چیست؟ برای آشنایی با روان‌شناسی عشق، به سراغ دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه رفته‌ایم تا دیدگاه او را در این خصوص بدانیم...

 

 

این، توصیفی است که سن پل از عاشق ارائه می‌دهد: «عاشق صبور و مهربان است. حسود و متکبر نیست. پرمدعا وگستاخ نیست. لجاجت نمی‌کند. تحریک‌پذیر و رنجیده‌خاطر نیست. از خطاهای خودش شاد نمی‌شود اما از درستی خودش خرسند می‌شود. همه چیز را تحمل می‌کند و همیشه امید دارد و در برابر مشکلات تاب می‌آورد. عشق عاشق هرگز تمام نمی‌شود.»
 
راستی، تعریف شما از عشق و عاشق چیست؟ برای آشنایی با روان‌شناسی عشق، به سراغ دکتر حسین ابراهیمی‌مقدم، روان‌شناس و مدرس دانشگاه رفته‌ایم تا دیدگاه او را در این خصوص بدانیم...


سوال : آقای دکتر! شما عشق را چه‌طور تعریف می‌کنید؟
هیچ‌‌کس نمی‌تواند به این سوال پاسخ دقیق بدهد. سوالاتی از قبیل اینکه آیا من عاشق شده‌ام؟ آیا عشق حقیقت دارد؟البته به نظر می‌رسد هر یک از ما درباره اینکه معنای عشق چیست و اینکه آیا ما آن را تجربه می‌کنیم یا نه، متخصص هستیم! دو نفر که عشق خود را به یکدیگر ابراز داشته‌اند، باید برای اجتناب از لطمه خوردن از سوی دیگری، اظهار کنند که منظورشان از عشق چیست. مخصوصا شاید لازم باشد که معنای تعهد روشن شود ولی اکثرا می‌گویند عشق شیرین‌ترین پاداش زندگی است. یک چیز باشکوه است. حلقه سوزان آتش است و یا چیزهایی از این قبیل.


سوال : چه تجربه‌هایی در عشق رایج و مشترک است؟
در یکی از بررسی‌هایی که در مورد عشق انجام دادم از 200 دانشجو خواستم با پاسخ دادن به جملات یک پرسشنامه گسترده، تجربه خود را توصیف کنند. نتایج نشان می‌دهد که تجربه عشقی آنها ظاهرا دربردارنده 4 ویژگی اصلی است:


1) افراد عاشق خود را نیازمند یکدیگر می‌دانند. در هنگام تنهایی، نخستین فکری که به ذهن آنها خطور می‌کند، یافتن طرف مقابل است.


2) آنها علاقه‌مندی و دغدغه‌ خاطر را تجربه می‌کنند، یعنی میل به انجام کاری برای یکدیگر.


3) آنها احساس اعتماد می‌کنند و معتقدند که می‌توانند با امنیت، حرف‌هایشان را به یکدیگر بگویند.


4) این اعتماد به خوبی ایجاد شده است و افراد عاشق تحمل خطاهای طرف مقابل را دارند.


از طرفی مشخص شد کسانی که خود را عاشق توصیف می‌کنند، نسبت به سایر زوج‌ها‌ زمان بیشتری به چشمان یکدیگر نگاه می‌کنند.

در پژوهشی‌ دیگر، این نتیجه به دست آمد که افراد عاشق عشق خود را این‌گونه نشان می‌دهند:

1) ابراز محبت کلامی و جسمانی
2) تبادل پاداش و انجام کارهایی برای یکدیگر
3) حمایت عاطفی و اخلاقی از یکدیگر
4) صبور و شکیبا بودن نسبت به رفتارهای ناخوشایند یا کمتر خوشایند طرف مقابل


سوال : از نظر روانی، عشق چه تاثیری دارد؟
افراد عاشق نسبت به افراد غیرعاشق احساس شادی، امنیت و آرمیدگی بیشتری از بودن در کنار شریک خود می‌کنند. برخی پژوهش‌ها حاکی از آن است که افراد عاشق احساس، سوز و گداز درونی توام با شور و نشاط و خوش‌بینی را گزارش می‌کنند. هوش و حواس آنها کاملا برطرف مقابل متمرکز است، یعنی آگاهی شدید راجع به شریک‌شان و در وحدت و کمال به سر بردن با او که سایرین را رها کرده است.


سوال : یعنی تجربه عشق همیشه همین‌قدر مثبت است؟
خیر! در همین پژوهشی که انجام شد، مشخص شد که تجربه عشق همیشه مثبت نیست و علاوه بر احساس سرخوشی و شعف، بسیاری از آزمون‌ها احساس افسردگی، بی‌تابی و بی‌قراری، بی‌علاقگی به اوضاع و احوال شخصی، خیال‌پردازی و مشکل در خواب رفتن و تمرکز را نیز گزارش می‌کنند. عده‌ای معتقدند که احساس‌های دوسوگرا درباره معشوق یک تجربه غیرعادی به شمار نمی‌آید. در حقیقت، از نظر این عده، شخص عشق و نفرت را به یکسان تجربه می‌کند.
 
سوال : اصلا چرا احساس‌های ناخوشایند به وجود می‌آید؟
عاشق شدن باعث می‌شود در معرض احساس‌های شدید (خوب یا بد) قرار بگیریم. وقتی در کنار معشوق خود هستیم، ممکن است احساس شادمانی کنیم و زمانی که از او دوریم، احساس گرفتگی و اندوه.
یکی از عواملی که می‌تواند احساس‌های ناخوشایند را توجیه کند، عدم اطمینان و یقین از آن رابطه است. پژوهشی که در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد افرادی که از عاشق شدن خود مطمئن نیستند، احساس حد وسطی از وابستگی به طرف مقابل را توام با احساس شدید عدم اطمینان نسبت به احساس‌های طرف مقابل گزارش می‌کنند. افرادی که از عشق خود مطمئن‌اند، احساس شدید وابستگی را همراه با احساس نیرومند اطمینان و امنیت راجع به احساس‌های طرف مقابل گزارش می‌کنند. این یافته‌ها حاکی از آن‌ است که ادراک خویشتن به عنوان یک فرد عاشق تا حدودی به طرز تلقی از احساس‌های دیگران وابسته است. شاید تا هنگامی که از احساس مشترک طرف مقابل اطمینان خاطر پیدا نکنیم، به خود اجازه عاشق شدن کامل را ندهیم. اما طرف مقابل چگونه می‌تواند عاشق ما شود، مگر آنکه از احساس ما مطمئن گردد؟ پس تعجبی ندارد که عاشق شدن تجربه‌ای تماما لذت‌بخش نیست!
 
سوال : به عبارت دیگر، هر کسی عشق را یک جور تجربه می‌کند.
بله؛ این اشتباه است که فکر کنیم همه انسان‌ها عشق را به یک شیوه تجربه می‌کنند. برخی عشق را به عنوان پدیده‌ای سریعا متغیر و پر راز و رمز و عده‌ای دیگر آن را به عنوان چیزی ظریف و عقلانی تجربه می‌کنند. افرادی که معتقدند اختیار سرنوشت‌شان در دست خودشان است یعنی کسانی که از جایگاه درونی مهار برخوردارند، کمتراحتمال می‌رود که خودشان را به عنوان کسی در نظر بگیرند که به دام عشق افتاده است و یا آنکه عشق را به مثابه چیزی متغیر وپر راز و رمز ببینند. برخی از یک آشنایی تصادفی شروع کرده و بدون هیچ فکر پیشاپیشی به ازدواج می‌رسند. عده‌ای هم یک دوره طولانی و درازمدت از عشق و عاشقی را طی می‌کنند. برخی افراد در همان دیدار اول به شدت جذب یکدیگر می‌شوند و عده‌ای نیز صرفا پس از گذشت یک دوره طولانی از آشنایی به عشق می‌رسند.


سوال : چه تفاوتی بین زنان و مردان در خصوص عشق هست؟
برخلاف تصور عمومی، مردان ساده‌تر از زنان عاشق‌ می‌شوند و زن‌ها ساده‌تر از مردان، فارغ! در تحقیقی مشخص شد که مردان در مقایسه با زنان در مقیاس‌های عشق احساساتی نمرات بالاتری می‌آورند و زنان در انتخاب همسر خود بیشتر از مردان احتیاط به خرج می‌دهند. به عبارتی زن‌ها با حساب و کتاب‌تر و عاقلانه‌تر عاشق می‌شوند!
 
سوال : چه رابطه‌ای بین تعهد و عشق وجود دارد؟
تعهد، در نظر بسیاری از انسان‌ها جزء ذاتی و لاینفک عشق محسوب می‌شود. تعهد که ملاک آن طول مدت رابطه است. به عقیده بسیاری از آزمودنی‌ها یکی از راه‌هایی است که می‌توان با استفاده از آن میان روابط ناشی از عشق و روابط ناشی از علاقه جنسی فرق قایل شد. عده‌ای از روان شناسان معتقدند که می‌توان عشق را از تعهد متمایز ساخت زیرا ممکن است افرادی در غیاب عشق، باز هم متعهد به حفظ رابطه خود باشند (برای مثال به خاطر بچه‌ها) لذا شاید آدمیان بتوانند صادقانه به عشق خود اعتراف کنند بدون آنکه تعهدی در قبال طرف مقابل داشته باشند. کژفهمی درباره تعهد می‌تواند به ناامیدی و دلسردی عمیق فرد منجر شود.
 
سوال : پس عشق هم برای خودش انواع و اقسام دارد!
البته . یونانی‌های قدیم هم بین سنخ‌های مختلف عشق فرق قایل بودند. به نظر آنها این انواع از عشق وجود داشته:
1)عشق شهوانی: بر اساس جاذبه جسمانی بوده و ویژگی آن اشتیاق شدید به خود فاش‌سازی سریع و صمیمت جنسی است.

2) عشق دوستانه: به آهستگی و در اثر دوستی‌های قبلی ایجاد می‌شود.

3) عشق دمدمی: ویژگی افرادی است که می‌توانند به سادگی از یک رابطه به سراغ رابطه‌ای دیگر بروند یا هم‌زمان در بیش از یک رابطه وارد شوند (طبیعتا حداقل تعهد را می‌توان در این رابطه مشاهده کرد.)

4) عشق خودباخته: نوعی عشق خود باخته، ایثارگر و عمیقا دلسوزانه است.

 
سوال : آیا عشق می‌تواند همیشگی باشد؟
عده‌ای از روان‌شناسان معتقدند که نیمی از ازدواج‌ها به سراشیبی سقوط می‌افتد و هر چه از ازدواج‌ بیشتر طول بکشد، بیشتر فرو می‌رود و بدیهی است که منظورشان ازدواج‌هایی بوده که از ابتدا بر اساس عشق کور به وجود آمده. همین است که من همیشه گفته‌ام انتخاب عاقلانه و زندگی عاشقانه! در یک مطالعه قدیمی‌تر مشخص شده بود که نیمی از زنان از ازدواج خود احساس نارضایتی می‌کردند و فقط یک چهارم آنها درباره ازدواج خود هنوز شور و شوق داشته‌اند. در پژوهش‌ دیگری این نتیجه به دست آمد که فقط عده کمی از ازدواج‌ها پس از 15 تا 30 سال هنوز با نشاط و سرزنده هستند. اما به نظر من در تفسیر این نتایج باید محتاط بود. بسیاری از این پژوهش‌ها زوج‌های یکسانی را در طول یک دوره زمانی مورد بررسی قرار نداده‌اند (رویکرد طولی) بلکه در یک مقطع زمانی خاص زوج‌های مختلفی که در سال‌های متفاوتی ازدواج کرده بودند، مورد بررسی قرار گرفته‌اند (رویکرد مقطعی)، اما این زوج‌ها از لحاظ متغیرهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. ازلحاظ تعداد سال‌های ازدواج، اعضای یک نسل ممکن است مثلا در طی جنگ ازدواج عجولانه‌تری داشته و به دلیل جنگ متحمل دوره‌های طولانی مدت جدایی شده باشند یا به دلیل رکود اقتصادی دستخوش سختی‌های مالی شدید شده باشند. در یک بررسی طولانی که زوج‌های یکسانی را در طی یک دوره درازمدت مورد مطالعه قرار داده بود، معلوم شد که در دوران فرزندپروری خشنودی زناشویی کاهش می‌یابد اما مجددا پس از اینکه فرزندانمان خانه را ترک می‌کنند، این رضایت‌مندی افزایش می‌یابد. در یک بررسی درازمدت دیگر هیچ‌گونه مدرکی دال بر کاهش رضایت‌مندی یافت نشد. 54 درصد از همسران هیچ‌گونه تغییری گزارش نکردند. 17 درصد کاهش خشنودی را گزارش کردند و 29 درصد نیز بهبود آن را اطلاع دادند. باوجود این روش است که ازدواج می‌تواند به شادکامی یا ناراحتی منجر ‌شود و بنابراین تعیین اینکه چه چیزی ازدواج را به سوی تباهی می‌کشاند، آن را بهبود می‌بخشد و یا آن را ثابت نگه می‌دارد، کاری مفید و سودمند خواهد بود.
 
سوال : از نظر بدنی و جسمانی چه اتفاقی می‌افتد که فرد عاشق می‌شود؟
جالینوس، پزشک مشهور یونانی در قرن دوم میلادی اصرار داشت که عاشق شدن موضوعی مربوط به اخلاط چهارگانه بدن است. به عبارت دیگر هنگامی که تعادل صفرا و سودا و بلغم وخون به هم می‌خورد. این نظریه اخلاط اربعه تا قرن نوزدهم دوام آورد و در این هنگام بود که با نظریه‌های جدید در مورد زیست‌شناسی سلولی جایگزین شد. اما با این وجود متخصصان نوین فیزیولوژی بدن نیز عشق رمانتیک را ناشی از مواد شیمیایی طبیعی قدرتمندی در بدن می‌دانند.یک ماده شیمیایی به نام فنیل اتیلامین (PEA) خیلی مورد بحث بوده است.

سوال : در مورد این فنیل اتیلامین (PEA) بیشتر توضیح می‌دهید؟
بله؛ فنیل اتیلامین (PEA) نوعی آمفتامین طبیعی است که باعث تحریک مغز و دستگاه عصبی مرکزی می‌شود.
PEA تجربه سرخوشی، نفس سریع، افزایش ضربان قلب، گشادی مردمک، آزادی ترشحات بودار از پوست که می‌تواند طرف مقابل را اغوا کند را ایجاد می‌کند. نقطه اصلی این تحولات در مغز است. بخش‌های مختلف مغز نقش‌های مختلفی ایفا می‌کنند. قشر خارجی مغز یا کورتکس به تفکر منطقی و هوش مربوط است. مغز میانی یا لیمبیک عواطف ما را کنترل می‌کند و در محل اتصال نخاع به مغز یا بصل‌النخاع نیز یک هسته درونی (هسته دم دار) وجود دارد که رفتارهای غریزی را تحت کنترل دارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در افراد عاشق همین هسته دم‌دار فعال است. این هسته به سیستم لیمبیک وصل است. در جریان عشق رمانتیک موسیقی ملایم عقل ناشی از کرتکس مغز در میان هیاهوی طبل‌نوازی هسته دم دار و دستگاه لیمبیک‌گم می‌شود و آبشاری از ماده PEA در مغز به وجود می‌آید. در همان زمان میزان آدرنالین افزایش می‌یابد و آزاد شدن ماده شیمیایی دیگری به نام دوپامین را باعث می‌شود. دوپامین باعث افزایش توجه، بنیه و انرژی می‌شود و این امر باعث مهار یک رابطه شیمیایی عصبی به نام سروتونین می‌شود. سروتونین هم باعث کنترل اعمال تکانه‌ای، رفتارهای وسواسی و اشتیاق‌های شدید می‌شود. این انتقال‌دهنده در به وجود آمدن احساس قدرت برای عمل کردن و احساس تسلط بر امور به ما کمک می‌کند. جالب اینکه فلوکسی‌تین (پروزاک) که روی سروتونین اثر می‌گذارد، روی عشق هم اثر دارد!
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  احساس رضایت از رابطه

 


یکی از عوامل بسیار مهم در رضایت زن و شوهرها از زندگی خانوادگی , احساس رضایت آنها از روابط جن 30 شان است . تامین جن سی افراد در خانواده از اهمیت بسیاری برخوردار است . می توان گفت , نخستین انگیزه ای که آدمیان را به سوی ازدواج و زندگی مشترک با جنس مخالف فرا می خواند , همین نیاز غریزی و زیستی است . در میان لذت های عریزی , هیچ لذتی برتر ازز ارضای جن 30 نیست ؛ از این رو در اسلام , ارضای مشروع میل جن 30 , نه تنها مورد نکوهش قرار نگرفته , بلکه به آن توصیه نیز شده است . اگر زن و شوهر از رابطه ی جن 30 خود رضایت داشته باشند , از زندگی خود نیز راضی هستند . بررسی ها نشان می دهد که رضایت مندی خانوادگی با رضایت مندی جن 30 رابطه دارد.

 


اعتماد به نفس کامل


نگران بدنتان و نقص های آن نباشید—کلید اصلی در واکنش پذیری به رابطه جن سی، قبول کردن و تحسین کردن بدنتان است. اگر بیش از حد دغدغه نقص های جسمیتان را داشته باشید، واکنش جن سی شما از بین می رود و به ارگاسم نخواهید رسید. به عبارت دیگر، ذهنتان جلوی واکنش بدنتان را می گیرد. یادتان باشد که اکثر مردها با یک همسر علاقه مند و مایل است که تحریک می شوند نه با یک اندام کامل و بی نقص.

 

 

عوامل موثر بر زندگی زوجین 


تعداد زیادی از زوج ها در تلاش هستند تا به هر طریقی که می شود شادی، خوشی و رضایت مندی را در زندگی مشترکشان بیدار نگه دارند. عوامل بسیار زیادی وجود دارند که می توانند به راحتی زندگی جن سی انسان ها را تحت الشعاع قرار دهند؛

 

 

قبل از رابطه از آمادگی خود و طرف مقابل مطلع باشید 

 

برای یک معاشقه میتوانید همسر خود را غافلگیر کنید اما اکثر زنان دوست دارند در بهترین وضعیت از نظر ظاهری با همسر خود رابطه جن سی داشته باشند زنان بر روی اندام خود حساس هستند آنها دوست ندارند زمانی که موهای پای آنها مشخص است با شوهرشان همبستر شوند و تجیح میدهند در حالت smooth کامل با شوهر خود همبستر شوند  پس از قبل به آنها آمادگی لازم را بدهید

 

 

انواع فانتزیهای جن سی 

 

تعریف فانتزی های جن سی: به اعمال و رفتاری که  در مورد رابطه جن سی در ذهن افراد شکل میگیرد که بیشتر جنبه روانی دارد فانتیزهای جن سی یا در اصطلاح علم  فتی ش گفته می شود  که در افراد مختلف متفاوت میباشد به عبارتی  تفکراتی  که مردان و زنان  را تحریک میکند و در رابطه جن سی به دنبال رفع نیاز آن میباشند. که البته همانطور که گفته شد در افراد مختلف متفاوت است.مثال :برخی مردان از موی بلند همسر خود لذت میبرند و تحریک می شوند  این در حالیست که شاید موی بلند اصلا برای مردی دیگر جلب توجه نکند چه برسه به اینکه تحریک بشود.

 

 

بدون پرده با شریک خود صحبت کنید 

 

چرا نباید به خودمان اجازه دهیم که رک و رو راست در مورد تمایلات جن 30مان با شریک زندگی خود صحبت کنیم؟ در مورد تمام مطالب کوچک و بی ارزش با همسر خود صحبت می کنید، اما به راستی آخرین باری که در مورد خواست ها و تمایلات جن+ سی خود با او صحبت کرده اید به چند مدت قبل باز می گردد؟ اغلب اوقات عادت داریم که حول محور آن حرف بزنیم، اما از اشاره مستقیم به نیازهایمان طفره می رویم. انتظار داریم تا همسرمان با قدرت تخیل و درک خود به خواست های جن+ سی ما پی ببرند؛ گاهی اوقات آنقدر از دایره عقل و منطق خارج میشویم که تصور می کنیم اگر ما را "واقعا دوست داشته باشند" آنوقت خودشان باید به خودی خود، متوجه شوند که در این نوع روابط، چه چیز موجبات رضایت ما را فراهم می آورد.

 

 

آرامش کامل در حین رابطه 

 

ریلکس باشید—خیلی از خانم ها برای اینکه بتوانند به لذت جن سی برسند، نیاز به برزخ و وقفه دارند. این به خاطر آن است که فشار احساسی بر واکنش جن سی اثر منفی دارد. پس قبل از یک رابطه جن سی، به موسیقی آرامش بخش گوش کنید، یک حمام داغ بگیرید، یک کتاب بخوانید یا هر کار دیگری که برای ریلکس کردن شما جوابگو است. ریلکس و آرام بودن به رسیدن به ارگاسم کمک شایانی می کند. چیزهایی که موجب حواسپرتی می شود را از بین ببرید—خیلی از خانم ها موقع رابطه جن سی مداوم فکرشان به وظائف روزانه، نور زیاد داخل اتاق، سروصدا، وجود حیوانات داخل اتاق و از این قبیل پرت می شود. باید ببینید که چه چیزهایی موجب حواسپرتی شما می شود و آنها را از میان بردارید تا بتوانید حین رابطه جن سی خوب روی جسمتان و احساس خوبی که پیدا می کنید، تمرکز داشته باشید تا راحتتر به ارگاسم برسید.  

 

 

آیا میدانید برای تهیه هر یک از کتابهای زیر مبلغی بیش از هزینه تهیه این مجموعه باید بپردازید: 

 


 

مردان مریخی و زنان ونوسی
آمادگی مردان برای ازدواج
با چه زنانی و مردانی نمیتوان ازدواج کرد
پیشگیری از آسیب های اجتماعی جوانان
ارتباط دختر پسر قبل از ازدواج
ناسازگاری در زندگی زناشویی
پسر زایی در زنان
کاهش استرس و افسردگی جوانان
تاملی بر ازدواج های دانشجویی
نقش میزان تحصیلات در ازدواج
هوش عاطفی چسیت ؟
فاصله سنی در ازدواج
عوامل موثر در تفاهم و توافق در ازدواج
دلواپسی های دوران نامزدی
تشریح دستگاه تناسلی مردان
تشریح دستگاه تناسلی زنان
انواع بیماریهای مقاربتی
ختنه زنان
ختنه پسران و فواید آن
بستن لوله های اسپرم بر (وارکنومی )
عوارض خود ارضایی -انحراف جنسی
ازدواج موقت از نطر شهید مطهری
آداب و اصول شیر دادن به نوزادان
بیماریهای زنان
درمان زود انزالی مردان ( نوعی ناتوانی جنسی )
نقش پستان در زنان
همه چیز در باره آلت تناسلی مردان
روش های جلوگیری از بار داری
پرده بکارت و انواع آن
انواع ترشحات خروجی از دستگاه تناسلی مرد
جکم آمیزش با همسر از پشت
همه چیز در مورد Hiv ایدز
حجاب و پوشش زن در ادیان الهی
آمیزش جنسی در دوران بارداری
روش های تعیین جنسیت نوزاد
سونوگرافی
آیا عشق فریب هست ؟؟
علت اطاعت مردان از زنان
ایده های اشتباه در ازدواج
علل سرد مزاجی زنان
چند قانون برای دوران نامزدی
همه چیز در مورد کاندوم و جلوگیری از بارداری
سرطان بیضه در مردان
7 باور غلط مردها درباره ای زنها
 

 

 

  

 

 

مشکل بیشتر ما ایرانی ها اینه که تصمیم میگیریم و بعد انجام میدیم
مشکل اینجاست که بعد از اینکه تصمیم گرفتیم نسبت به انجام کاری در مورد آن آگاهی لازم و شناخت کافی بدست نمیاوریم! و سریع دست به عمل میزنیم!!! 

 


مثلا دانشگاه رفتن بیشتر ما: 


12 سال درس میخونیم
و موقعی که کنکور قبول میشیم بدونه اینکه در مورد دانشگاه
و رشته انتخابیمون اطلاعات کافی داشته باشیم اجباری از بین 100رشته یکیشو قبول میشیم و...


اینارو گفتم که لااقل واسه انتخاب همسر آیندتون 4 تا کتاب و سخنرانی بخونید و گوش بدید تا سطح آگاهیتون بره بالا

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  هر چی میخوای سئوال کن

 

کودک و خلاقیت

مهمترین نقشی که والدین در تربیت کودکان خود می‏توانند، ایفا نمایند پرورش توانایی خلاقیت در آنها است.

خلاقیت در پرورش کودکان عامل بلامنازع کلیه پیشرفت‏های بشری است. بسیاری از اندیشمندان معتقدند خلاقیت و سلامت روح و روان در کودکان همراه و همگام هم هستند. مهمترین عامل ایجاد خلاقیت در کودکان انگیزه است. استعداد، ویژگی‏های شخصیتی، مهارت، به والدین و اطرافیان کودک نشان می‏دهد که کودک چه کاری می‏تواند انجام دهد ولی انگیزه به کودک نشان می‏دهد که چه کاری انجام خواهد داد. آنچه مهم است پرورش خلاقیت در کودکان انطباق انگیزه‏ها با استعداد و مهارت‏های کودکان است و پرورش انگیزه و مهارت در خلاقیت بسیار کارساز است.

تمام کودکان می‏توانند خلاق باشند و این والدین کودک می‏باشند که باید بهترین راه استفاده از انرژی خلاق را به کودک خود نشان دهند و بیاموزند. در محیط اجتماعی کودکان چه در منزل و چه در مدرسه، تربیت روحیه خلاق در کودکان بسیار حایز اهمیت است. این که مراحل فرآیند خلاقیت در کودکان چگونه سپری می‏شود و اهمیت انگیزه خلاقیت در کودکان چیست، از جمله ویژگی‏های مهم و مسایل اساسی رشد و پرورش کودک است. خلاقیت در کودکان دارای دو ویژگی می‏باشد که با داشتن این  دو ضابطه می‏توان به نمود خلاقیت در کودکان پی برد.

برای آنکه خلاقیت در کودکان پویا و زنده بماند، باید به کودکان آزادی زیادی بدهید و به آنها به عنوان یک فرد احترام بگذارید.

الف- کار خلاق در کودک با کارهایی که کودک قبلاً انجام داده و تمام چیزهایی که قبلا دیده یا شنیده متفاوت باشد.

ب- دوم آنکه فقط نباید متفاوت باشد بلکه باید صحیح بوده و در جهت رسیدن به یک هدف مفید باشد. به طریقی که برای کودک جذاب یا معنی دار باشد، در واقع علامت خلاقیت در اعمال و رفتار کودکان تازگی و مناسب بودن آن کار می‏باشد در تشریح این دو معیار، مفهوم تازگی آن کاملاً ساده است. رفتار کودک نمی‏تواند فقط تقلید یا گزارش چیزی که قبلاً دیده است باشد یعنی در محدوده رفتاری کودک باید تا حد زیادی تازه باشد. به منظور قضاوت درباره تازگی کار کودک، والدین او بهترین قاضی می‏باشند. بسیار مناسب بوده پر دردسرتر است این واژه به منظور رد کردن رفتارهایی که صرفا عجیب هستند مورد استفاده قرار می‏گیرد اما این مفهوم بی‏ثبات است و نباید به آن خیلی تکیه کرد.

کودک و خلاقیت

خلاقیت کودکان در هر زمینه‏ای که باشد به سه چیز بستگی دارد.

1- مهارت در همان زمینه

2- مهارت‏های کار و تفکر خلاق

3- انگیزه ذاتی

بعضی از عناصر خلاقیت فطری می‏باشد، بعضی به یادگیری و تجربه بستگی دارد و بعضی به محیط اجتماعی مربوط می‏شود. بزرگترین کمک والدین به کودکان‏شان در پرورش خلاقیت، کمک به آنها در یافتن و گسترش نقطه تلاقی خلاقیت می‏باشد. یعنی جایی که استعدادها، مهارت‏ها و علایق آنها به یکدیگر متصل می‏شوند. آنچه مهم است بدانیم، استقلال در تصمیم‏گیری کودکان است که منجر به انگیزه می‏گردد. برای آنکه خلاقیت در کودکان پویا و زنده بماند، باید به کودکان آزادی زیادی بدهید و به آنها به عنوان یک فرد احترام بگذارید. از نظر عاطفی در حد اعتدال به کودکان نزدیک شوید و بر روی ارزش‏های اخلاقی نه قوانین خاص تاکید نمایید. لازم است والدین بدانند که از طریق عوامل زیر می‏توانند خلاقیت را در کودک خود برانگیزند. دادن آزادی، احترام، اعتدال در محبت و روابط عاطفی، اعتقاد به ارزش‏ها، نه وضع قوانین رنگا رنگ البته، قدردانی از خلاقیت از جمله عوامل تقویت کننده خلاقیت در کودکان است. در این میان، والدین می‏توانند با ترغیب کودکان خود به انجام فعالیت‏های متنوع آنان را یاری دهند تا عمیق‏ترین علایق خود را کشف نمایند. کودکان معمولاً بدون دخالت والدین سعی می‏نمایند فعالیت‏های خود را تدبیر نمایند و تدبیر خود ساخته در کار کودک قطعاً خلاقیت او را به همراه  دارد. والدین کودک خلاق نسبت به برخورد خود با کودکان‏شان دارای شیوه‏ها و روش‏های گوناگون می‏باشند.

 

محل تقاطع خلاقیت در کودکان منطقه‏ای است که مهارت‏ها و علایق کودک روی هم قرار گیرد و منطبق می‏گردد.

 

 والدین کودک خلاق برای عقاید و ابراز افکار کودکان خود احترام قایل می‏باشند.

 والدین کودک خلاق از کاوش  و سوال کودک خود خسته نمی‏شوند و اجازه  کنجکاوی به او می‏دهند.

 والدین کودک خلاق به او اجازه می‏دهند بسیاری از تصمیمات را خودش اتخاذ کند.

 والدین کودکان خلاق  از نظر فکری بسیار کمک حال کودکان‏شان می‏باشند. همراه کودکان‏شان با دقت به دنیا نظر می‏افکنند و درباره آن با کودک صحبت می‏نمایند. البته به شیوه ای بسیار ظریف و ماهرانه با یک عدم توافق مسالمت‏آمیز با آنها به بحث می‏پردازند.

کودک و خلاقیت

کودکان خلاق اغلب بسیار با نشاط و پر سر و صدا می‏باشند و در بازی می‏آموزند چگونه مبارزه کنند و قوی‏ترین علایق خود را کشف می‏نمایند. تحقیقات گوناگون نشان داده است که میان بازی گرایی و  ایجاد خلاقیت در کودکان رابطه معنی داری وجود دارد. کودکانی که زمانی را صرف بازی کرده‏اند اگر بلافاصله کاری را انجام دهند، بسیار خلاق‏تر از کودکانی عمل می‏نمایند که مستقیماً به یک کار مشغول می‏باشند. بهترین و موثر‏ترین روش خلاق نمودن کودکان قطعاً اینگونه خواهد بود که هم کودکان را راهنمایی نمایید و هم به آنها اختیار دهید تا مطابق علاقه و انگیزه خود از فعالیت‏های آموزشی درون یک ساختار منظم و با هدف بهره جویند.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زنگ خطری در رابطه با جنس مخالف

 

دوستی

تصور نادرست دختران از روابط با جنس مخالف

اکثر قریب به اتفاق دخترانی که رابطه دوستی طولانی مدت با پسران دارند در آغاز رابطه دوستی علی رغم تصورشان درگیر روابط جنسی خواسته یا عمدتا ناخواسته می شوند.بر اساس نتایج یک پژوهش که در شمال شهر تهران انجام شده است اکثر دختران طی 2 سال اول رابطه خود باجنس مخالف، درگیر روابط جنسی می شوند.

 

این در حالی است که تقریبا همه دختران مورد مطالعه در ابتدای برقراری رابطه دوستی تصور می کرده اند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند.در بخش دیگری از این مطالعه آمده است اکثر قریب به اتفاق آنها در آغاز روابط دوستی با پسران بر این باور بودند که آنها خیلی زرنگ تر از آن هستند که دوستشان بتواند از آنها سوء استفاده جنسی کند.

تقریبا همه دختران مورد مطالعه در ابتدای برقراری رابطه دوستی تصور می کرده اند که از درگیری جنسی مصون بوده، مهارت و قدرت کافی را در کنترل و هدایت روابط و دوستی دارند.

در بخش تحلیلی این پژوهش یکی از علل درگیر شدن دختران در روابط جنسی برداشت نادرست آنها از روابط دوستی با پسران عنوان شده است.به عنوان مثال انگیزه و هدف اکثر دختران از برقراری رابطه دوستی با جنس مخالف جلب حمایت و عاطفه گزارش شده است،در حالی که در پسران، برقراری روابط جنسی انگیزه و هدف اصلی رابطه دوستی بوده است.

 

 

سهم ازدواج در دوستی های خیابانی        

تنها 10 درصد از دوستی ها به ازدواج منجر می شود .

نتایج یک تحقیق انجام شده از سوی انجمن مددکاری علمی ایران، نشان می دهد که تنها 10 درصد از ارتباطاتی که قبل از ازدواج در میان دختران و پسران وجود دارد به ازدواج منجر می شود و در 90 درصد باقی این ارتباطات قطع خواهد شد.

 

در این تحقیق که در 5 استان بزرگ کشور و از بین 30 هزار نفر نمونه انجام گرفته است نتایج نشان می دهد که از بین همه این افراد تنها 10 درصد با دوست خود ازدواج کرده اند و بقیه ارتباط ها با گذشت زمان به جدایی ختم شده است.

بر اساس نتیجه دیگری که از این تحقیق حاصل شده است ، این دوستی ها از 1 ماه تا 7 سال ادامه داشته اما در همه موارد نتایج یکسان بوده است.

 

نکته قابل توجه دیگری که از این پژوهش به دست آمده است نشانگر این موضوع است که از این رقم نیز تنها 2 درصد از این ازدواج ها با هدف های فردی و علاقه به طرف مقابل انجام شده است و 8 درصد مابقی به دلایل مالی و دارابودن امکانات فرد به ازدواج منجر شده است.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  علل گرایش زنان به آرایش افراطی

 

آرایش

 

آمارهای نهادهای ناظر بین‌المللی می‌گوید ایران، دومین مصرف‌کننده لوازم آرایش در خاورمیانه و هفتمین واردکننده لوازم آرایشی در جهان است.

 

گرایش زنان به آرایش های افراطی، از رویكردهای متفاوتی قابل تبیین است. جامعه شناسان، روانپزشکان و روان شناسان مسائل گوناگونی را به عنوان علل این افراط عنوان می کنند كه مهم ترین آنها، انواع اختلالات شخصیتی از جمله اختلال شخصیت وسواسی، نیاز به خودنمایی در شخص در گرایش به آرایش های غلیظ و ناهنجار دخیل می داند.

 

جامعه شناسان معتقدند گاه آرایش بیش از حد و غیرمتعارف در دختران و پسران تبدیل به ابزاری برای کسب قدرت اجتماعی و لجبازی می شود، آنها کج دهنی خود به برخوردهای نسنجیده خانواده و اجتماع را با رنگهای تند صورت هایشان یا هر نوع هنجارشکنی ممکن نشان می دهند.

 

روشهای پرورشی سخت گیرانه ، تعصبات کور و بی منطق جوانان را عصیان زده خواهد کرد، که بی احترامی به عرف جامعه از پیامدهای آن است.
 

همچنین بالاتر بودن تعداد دختران نسبت به پسران و تغییر ملاک های ازدواج از دیگر علل علاقه مندی آنها به متفاوت بودن است. به گفته بسیاری از جوانان ، اولین ملاکها برای ازدواج ، ثروت و زیبایی هستند و قابلیت فرد برای درآمدزایی و رشته و مدرک تحصیلی در درجه دوم قرار دارند. به این ترتیب زمانی که چهره اولین عامل انتخاب محسوب شود ، طبیعی است که فرد از بابت ظاهرش نگران باشد.

آرایش

البته دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک، می گوید: نمی شود به هر کس که آرایش می کند برچسب بیمار روانی زد؛ اما زمانی که آرایش کردن و نکردن سبب ایجاد اضطراب و افسردگی یا رفع آن شود و احساس نیاز به آرایش فرد را اندوهگین کند و اختلال کارکرد شغلی ، تحصیلی ، یا روزانه به وجود آید، می توان به عنوان نوعی مشکل روانی آن را بررسی کرد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زندان های خود ساخته

 

زندان خود

روانشناس از شخصیت نابالغ کینه‌ای‌ها می‌گوید:

این آتش را تنها بیست‌هزار جفت چشم آدمیان خاموش می‌توانست بکند. کدام آتش؟ آتش کینه. کینه چه کسی؟ آقا محمدخان قاجار که بعد از حمله به کرمان دستور داد سربازانش مردم را از دم تیغ بگذرانند، اموالشان را بگیرند، ناموسشان را بی‌حرمت کنند، به لطفعلی‌خان افسار زنند و ... اما چرا یک آدم به این مرحله می‌رسد که می‌تواند چنین با خودش و بعد با دیگران کند. آدمی که حتی می‌تواند من یا شما باشیم که با کینه از دیگران یاد می‌کنیم. آنچه می‌خوانید  نگاهی است به گذشته و آینده این افراد که آتش کین اول خودشان را می‌سوزاند و بعد در دیگران می‌افتد. با ما همراه شوید....

باید در خانواده آرامش و شرایط مناسب برای افزایش درك ناشی از رفتارهای یكدیگر ایجاد كنیم و ارتباط و تعامل منطقی داشته باشیم.

 

كینه و تنفر حسی است كه شاید خیلی از ما در مواقع مختلف داشته باشیم اما تعریف این حس و دلیل ایجادش چیست؟ كینه به معنای مشكل حل نشده برای فرد است كه می‌تواند جنبه عاطفی داشته باشد یا نیازی برآورده نشده باشد. مثلا گاهی در ارتباطات اجتماعی، رفتار و واكنش فردی آزارمان می‌دهد. در این شرایط دو حالت ایجاد می‌شود. یا به شكل عقلانی و منطقی ماجرا را برای خود و با طرف مقابل حل می‌كنیم یا اینكه نمی‌توانیم معضل را حل كنیم و به شكل غیرمنطقی، حس خشم درونی نسبت به آن فرد پیدا می‌كنیم. در نتیجه كینه خشم فرو خورده ناشی از مشكل ارتباطی، عاطفی، اجتماعی و... حل نشده است. حساسیت و زودرنجی انسان‌ها متفاوت است. بعضی‌ها زودرنج‌تر و بعضی راحت‌ترند. اینها ویژگی‌های شخصیتی است. انسان‌های رشدیافته كه به بلوغ اجتماعی، عاطفی و شخصیتی رسیده‌اند، می‌دانند چطور مشكلاتشان را حل كنند اما گروهی كه دچار خشم و كینه هستند، انسان‌هایی بدون بلوغ فكری، رفتاری و اخلاقی و ... هستند كه قادر به حل اتفاق‌ها و مشكلات ایجاد شده اجتماعی‌شان نیستند. این گروه منطقی نیستند و معمولا اعتماد به نفس كمی دارند. همین خصلت‌ها در ادامه می‌تواند باعث بروز حس كینه شود.

فرد در تمام مدت دچار بودن به این احساس‌ها، تا زمانی كه بهبود پیدا ‌كند، عذاب می‌كشد و در درازمدت این احساسات سبب رفتارهای خشونت‌‌آمیز، هنجارشكن و گاها بسیار خطرناك و آسیب‌رسان می‌شود.

 

 این حس بیشتر فرد كینه‌جو را آزار می‌دهد یا موجب آزار اطرافیان می‌شود؟

آدم‌های كینه‌ورز بیشتر از آنكه به دیگران آسیب برسانند، خودشان را آزار می‌دهند. كینه‌ورزی شبیه زندانی است كه فرد را اسیر می‌كند. عقده‌ها، گره‌های روانی، كینه‌های درونی و... شبیه زندانبان فرد می‌شوند. فرد در تمام مدت دچار بودن به این احساس‌ها، تا زمانی كه بهبود پیدا ‌كند، عذاب می‌كشد و در درازمدت این احساسات سبب رفتارهای خشونت‌‌آمیز، هنجارشكن و گاها بسیار خطرناك و آسیب‌رسان می‌شود. و حتی امکان دارد آسیب هایی برای اشخاص دیگر به غیر از شخص مورد نظر داشته باشد. در این شرایط فرد كینه‌ورز بیشترین آسیب را به خودش می‌زند و نهایتا بازنده این اتفاق هم خودش است.

 

خشم

چه راهكارهایی برای برقراری ارتباط درست و ایجاد تغییر رفتار در افراد كینه‌‌جو وجود دارد؟

راه‌حل مساله این است كه فرد به بلوغ فكری، شخصیتی و اجتماعی برسد و اعتماد به نفس كافی در وی ایجاد شود. ما دلایل كینه‌ورزی و خشم باید كاملا شناخته و ریشه‌یابی شود. از سوی دیگر باید از ابعاد مختلف به قضیه دقت شود. همچنین شرایط اجتماعی فرد ناهنجار هم كاملا سنجیده و مساله و معضل برای فرد تحت درمان تحلیل شود. باید در خانواده آرامش و شرایط مناسب برای افزایش درك ناشی از رفتارهای یكدیگر ایجاد كنیم و ارتباط و تعامل منطقی داشته باشیم.

دلایل كمبودها و مشكلات را اعلام كنیم تا اصلا این شرایط به وجود نیاید اما حالا اگر به علت مشكلات مختلف درون خانواده‌ای مثل ناهنجاری‌های رفتاری والدین، تعارضات و درگیری‌ها و یا معضلات بیرون خانواده‌ای و ناشی از اجتماع مثل فاصله طبقات اجتماعی، فقر، گسترش بزه‌های اجتماعی و خدشه وارد كردن به حریم دیگران‌و... خشم‌ها سركوب شده و نهایتا به كینه رسیده است، باید سعی كرد با برقراری ارتباط مناسب، انعطاف‌پذیری فرد را بالا برد و با افزایش محبت و سیراب كردن عاطفی فرد، خصلت بخشش و نوع دوستی را در او ایجاد كرد. در عین حال باید به فرد به دلیل داشتن ویژگی‌های مثبت، اعتماد به نفس داد تا حس کینه به مرور زمان در فرد کینه‌جو از بین برود.

امام علی (ع) : قلب خود را از کینه دیگران پاک کن تا قلب آنها از کینه تو پاک شود*

همچنین لازم است به افراد آموخت که هر کسی در شرایط مختلف ممکن است رفتار های متنوعی را در خود نشان دهد.

هیچ کس نمی تواند خود را بری از اشتباه و خطا بداند و زمینه کجروی برای هر کس امکان پذیر است.

 

پی نوشت: * 178 - وقال [ع ] : احصد الشر من صدر غیرک بقلعه من صدرک، نهج البلاغه

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آرامش در سایه صداقت

 

خوشبختی با تو آغاز می شود(3)

آرامش در سایه صداقت

در مقاله پیشین در مورد اهمیت و ارزش انتخاب در زندگی زناشویی صحبت کردیم، در ادامه این مبحث، به ارائه نکاتی چند در مورد صداقت و یکرنگی در زندگی زناشویی می پردازیم.

صداقت و روراستی یعنی ابراز احساسات و حالتی که در هر لحظه داریم. زن و شوهر صادق، همان هستند که هستند و افکار و احساسات  واقعی خود را با یکدیگر در میان می گذارند. آنان امنیت خاطر دارند و نگران پاسخ یکدیگر نیستند و اطمینان دارند که طرف مقابل سعی می کند او را درک کند. وقتی زن و شوهر، افکار و احساسات خود را راحت و صادقانه بیان می کنند، با یکدیگر صمیمی می شوند و گلایه های خود را بیان کرده و بر طرف می کنند.

زن و شوهر صادق،  افکار و احساسات  واقعی خود را با یکدیگر در میان می گذارند و نگران پاسخ یکدیگر نیستند و اطمینان دارند که طرف مقابل سعی می کند او را درک کند.

برای صداقت در رابطه زناشویی، شما نیازمند کسب مهارتهای جدید و درک جدید هستید. مهم ترین نکاتی که در این رابطه باید بیاموزید عبارتند از:

1- تمرین روراستی و صداقت با ابراز و بیان احساسات در لحظه، و تشویق همسرتان به اینکه بگوید چه چیزی شنیده و چه حسی پیدا کرده است.

2- صداقت جرات می خواهد، خصوصا جرات خطر کردن

3- زن و مرد صادق، خودپذیری را تمرین می کنند، مسئولیت افکار و احساسات خود را می پذیرند، با یکدیگر همکاری می کنند و ارتباط روشن و صریحی دارند.

آرامش در سایه صداقت

 

1- بیان افکار و احساسات

وقتی احساسات خود را در هر لحظه بیان می کنید، با همسرتان روراست هستید. در این صورت، اگر برنجید یا عصبانی شوید،آن قدر به همسرتان اعتماد خواهید کرد که احساساتتان را با او در میان بگذارید و مطمئن باشید که به شما پرخاشگری نخواهد کرد. روراست بودن باعث می شود طرفین بدون حدس زدن، به احساسات یکدیگر پی ببرند.

 

2- نقش جرات در صداقت

جرئت به خرج دادن مستلزم این است که علاوه بر بروز دادن احساسات و هیجانات خود، مسئولیت آنها را بپذیرید. شرط روراستی این است که احساسات تان را طوری ابراز کنید که نشان میدهد مسئولیت آنها را پذیرفته اید و نمی خواهید بگویید همسرتان آن را در شما ایجاد کرده است. یکی از راههای ابراز احساسات  این است که احساسات خود را با "من- پیام ها" بیان کنید. "من- پیام" سه بخش است:

1- توصیف رفتار

2- بیان احساسات

3- بیان پیامدهای احتمالی

برای مثال:

"وقتی شبها دیر می کنی...."   : توصیف رفتار

"من نگران می شوم........."   : بیان احساسات

"..... چون می ترسم اتفاقی برایت افتاده باشد": پیامد رفتار را نشان می دهد.

 

3- خطر کردن

خطر کردن یعنی انجام دادن کاری که تا به حال انجام نداده اید یا انجام کارها به شیوه ای جدید. بسیاری از زن و شوهر ها به جای اینکه خودشان باشند، نقش بازی می کنند تا بلکه همسرشان آنها را بپسندد. خودافشایی جرات می خواهد. وجهه خوب از خود نشان دادن، آسان تر از افشای صادقانه احساسات است. با به جان خریدن خطر طرد شدن می توانید جا افتاده ترین رابطه ها را عوض کنید. بنابراین اگر می خواهید در دام رابطه سطحی و عاری از صداقت نیفتید باید خطر کنید.

 

4- خودپذیری

فردی که خودش را قبول دارد بیشتر دنبال صداقت و روراستی است. فردی که خود را قبول ندارد، دنبال توجه، قدرت، انتقام و سرزنش است. به این ترتیب خطر کردن نتیجه و محصول خودپذیری است. در مقابل فردی که خود را قبول دارد، بیش از دیگران دنبال بازخورد است و بازخوردهای دیگران را بیشتر می پذیرد و در عین حال، نگران نیازها و رفاه همسرش است. روراستی در گرو خودپذیری و همکاری زن و شوهر است.

آرامش در سایه صداقت

 

صداقت و روراستی را در خود پرورش دهید

اگر می خواهید با همسرتان صادق باشید، باید بدانید در زندگی مشترک معمولا چطور پاسخ می دهید. به جای پاسخهایی که طبق عادت می دهید، به نحوی پاسخ دهید که احساساتتان را بروز دهد آن هم طوری که به رابطه شما کمک کند.

جان گاتمن، "فن ویرایش" را توصیه می کند. ویرایش ارتباط شبیه به ویرایش مکتوبات است. ویرایش به شما کمک می کند ضمن حفظ پیام خود، آن را تا حد امکان روشن و صریح کنید.

در ادامه یک ارتباط ویراستاری نشده را ملاحظه می کنید:

وقتی از سر کار بر می گردید، همسرتان می گوید:" ممکن است امشب تو شام بپزی؟ من خسته ام."

شما هم جواب می دهید:" من هم خیلی خسته ام. از غذا درست کردن فرار نکن. نیم ساعت وقت اضافه می دهم تا غذارا آماده کنی."

اما اگر همین پاسخ را ویرایش کنید، خواهید گفت:" بهتر است هر دو چند دقیقه استراحت کنیم و بعد یک غذای حاضری با هم تهیه می کنیم"

در این پاسخ هم راحت و صادق بوده اید و هم ملاحظه همسرتان را کرده اید.

ادامه دارد....

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زندگي با بمب ساعتي

 

نامزدم خلق و خوئي وحشتناک دارد. من در ترس هميشگي از او زندگي مي کنم.

زندگي با شخصي عصباني به مانند زندگي با يک «بمب ساعتي» است. هرگز نخواهيد دانست که چه موقع منفجر خواهد شد. بنابراين در تنش و ترس هميشگي از او بسر خواهيد برد. وقتي عاشق کسي هستيد که حمله هاي عصبانيت دارد، احساس مي کنيد که توسط خشم او کنترل مي شويد و اين خشم شما را از اينکه حقيقتاً آسوده باشيد و آرامش داشته باشيد باز مي دارد؛ زيرا که مايل نيستند غافلگير شويد. وقتي همسرتان مشکل عصبانيت دارد، سعي مي کنيد خود را با اوضاع وفق داده و قسمتهائي از خود را ويرايش کنيد تا  که موجبات ناراحتي و عصبانيت او را فراهم نکرده باشيد.مي باشد، خشمي است که غيرمعمول و نامتناسب باشد.

عشق در زندان

آيا همسرتان تندخو و پرخاشگر است؟

در زير برخي از نشانه هاي هشدار که حاکي از اين هستند که همسرتان در رابطه با خشم مشکل جدي دارد، آورده شده است. اگر همسر شما در اين مواقع خشمگين مي شود:

هنگامي که برخي چيزهاي کوچک مطابق ميل او نيستند، هنگامي که با نظر او موافق نيستيد، کم حوصله بودن براي در انتظار ماندن ندارد. هنگامي که چيزي را توضيح مي دهيد، نمي تواند با حوصله به شما گوش کند.هنگامي که از او مي خواهيد تا کار ساده اي را برايتان انجام دهد.

اگرخشم خود را با در کوبيدن در، تلفن را روي شما قطع کردن، اتاق را ترک کردن، از خانه رفتن، و... بروز مي دهد.

اگر خلق و خويش به ناگهان از وضعيتي مهربان، گرم و صميمي در عرض تنها چند ثانيه به وضعيتي عصباني تغيير مي کند.

اگر وقتي مرتکب اشتباهي مي شويد، آمادگي او براي اينکه برسرتان داد بزند و شما را تحقير کند، بالاست.

اگربه سادگي در مکانهاي عمومي صدايش را بلند کرده و يا عصباني مي شود.

اين نشانه ها به مانند جرقه هائي هستندکه از آتشي که در راه است، خبر مي دهند. مهمترين نکته اي که مي بايست به خاطر داشته باشيد اينست که: هرگز نشانه هاي هشدار را که حاکي از مشکل تندخوئي همسرتان مي باشد، ناديده نگيريد. به احساسات غريزي و دروني خود اعتماد کنيد و اجازه ندهيد وحشت زده شويد. احساسات خود را ناديده نگيريد و هرگز آنها را توجيه نکنيد. مي بايستي که سريعاً اقدام کرده و با مشکل روبه رو شويد و اصرار بورزيد که او حتماً کمک بگيرد. مي بايستي به او اولتيماتوم بدهيد تا که از رفتار آزاردهنده ي خود دست بردارد .

  اگر به راحتي نمي توانيد خشم و عصبانيت خود را ابراز کنيد. اغلب ناخودآگاه کساني را به خود جذب مي کنيم که نقطه ي مقابل ما هستند؛ تا اينکه عدم تعادلي را که در شخصيت خودمان نهفته است، التيام دهيم.

چرا همسرتان تا بدين حد تندخو است؟

دلائل بسياري وجود دارند که چرا مردم تندخو و عصباني بار مي آيند:

اگر در کودکي از لحاظ جسماني، کلامي و يا جنسي با آنها بدرفتاري شده باشد، خشم سرکوب شده ي زيادي را در خود انبار کرده اند. اين خشم سرکوب شده را در بزرگسالي که از امنيتي نسبي برخوردار هستند، به شکل عصبانيت و پرخاشگري بيرون مي ريزند.اگر در کودکي به واسطه ي طلاق، عدم حضور پدر يا مادر و يا مرگ يکي از والدين، احساس «غيرخوب» يا به عبارتي احساس «دوست داشته نشدن» و نيز طرد شدگي داشته باشند، اين خشم کودکي خود را در بزرگسالي به شکل عصبانيت با کساني که آنها را دوست دارند (ترک کنندگان بالقوه) نشان خواهد.

اگر در کودکي احساس ناتواني و ضعف داشتند و با بيچارگي تمام شاهد آزار و اذيت يک والد خود توسط ديگري بودند، هرگز اين اجازه را که احساسات خود را بيان کنند، نداشتند و در بزرگسالي عجز و درماندگي کودکي خود را با بروز خشم و عصبانيت جبران مي کنند. اندوه سرکوب شده در دوران کودکي به شکل تندخوئي و عصبانيت در بزرگسالي نشان داده خواهد شد.

لذا در درمان خشم بايد به علت پرداخت. خشم يک نشانه و «معلول» مي باشد. درمان خشم بدون درک عامل بوجود آورنده ي آن تنها راه حلي موقتي و حتي خطرناک است. کار عاطفي تجربي نظير آزادسازي خشم نظير ضربه زدن به کيسه بوکس، جيغ کشيدن توي بالش و کار با «کودک درون» همه و همه از ملزومات کمک به شخص مي باشند؛ به طوري که بتواند خشم خود را به اندوه تبديل کرده و نهايتاً التيام يابد.

تلاش در جهت درک خشم و عصبانيت نامزد/همسرتان مانعي ندارد اگر که: همسر شما متعهد شده باشد که به منظور التيام خشم خود کمک جدي دريافت کند. جهت گرفتن آن کمک اقدام نيز کرده باشد. تغييرات محسوس و قابل ملاحظه اي در جهت مثبت کرده باشد.

خشم

چرا شخصي تندخو را به سمت خود جذب مي کنيد؟

هرگز کسي خودآگاه و دانسته به دنبال همسري تندخو و عصباني نمي گردد. اين برنامه ريزي ناخودآگاه روحيتان است که در نهايت شما را به انتخاب فردي عصباني سوق مي دهد. برخي از دلائل اين امر به قرار زير است:

در کودکي يک يا هر دوي والدين شما عصباني بودند و خشم و عشق براي شما با يکديگر تداعي معاني دارند.

 اگر با فردي فوق العاده تندخود و پرخاشگر بزرگ شديد و به بسياري از نشانه ها عادت داريد، اين امکان وجود دارد که ظرفيت فوق العاده بالائي براي تحمل رفتار «عصبي» و پرخاشگري کسب کرده باشيد. چرا که در خانواده و زندگي شما طبيعي به حساب مي آمد. در اينگونه موارد برنامه ريزي احساسيتان به شما مي گويد: «کساني که مرا دوست دارند، از من عصباني مي شوند.» به عبارتي اين همان تصميم ناخودآگاهي است که در کودکي گرفته ايد. سپس شما کسي را ملاقات مي کنيد که زياد داد مي زند و به کرات نيز کنترل خود را از دست داده و از کوره در مي رود. و اگر چه ممکن است که خود آگاه چنين رفتاري را زياد نپسنديد، اما چندان هم معتقد نيستيد که او مسئله اش جدي باشد. موضوع غم انگيز اين است که کساني که در کودکي مورد آزار و اذيت جسماني و يا کلامي قرار گرفته اند، در بزرگسالي مستعد اينکه همسراني «کتک خور» بشوند، مي باشند. اين امکان وجود دارد اينگونه افراد «کتک زن» نيز بشوند.

اعتماد بنفس و خودباوري شما پائين است و «قرباني» سهل الوصولي براي يک همسر «آزاردهنده» مي باشيد. اگر خودتان را قبول نداريد و با احساس ضعف زيادي زندگي مي کنيد، براي يک فرد «تندخو» همسري ايده آل خواهيد بود. چرا که احتمالاً براحتي وحشت زده و ناراحت مي شويد.

اگر به راحتي نمي توانيد خشم و عصبانيت خود را ابراز کنيد. اغلب ناخودآگاه کساني را به خود جذب مي کنيم که نقطه ي مقابل ما هستند؛ تا اينکه عدم تعادلي را که در شخصيت خودمان نهفته است، التيام دهيم. مردي که از لحاظ عاطفي و روحي «بسته» مي باشد، ممکن است زني را به خود مجاب کند که فوق العاده با احساسات خود در تماس بوده و بطور مثال مي تواند براحتي گريه کند. زني که نمي تواند عصبانيت و يا هرگونه احساسات منفي خود را بروز دهد، ممکن است مردي را به خود جذب کند که کمي «بيش از حد» عصباني مي شود. اين امکان وجود دارد که احساساتي که شما در خود سرکوب مي کنيد، همسرتان از خود نشان دهد. وقتي که عصبانيت خود را به وسيله ي مکانيزمهاي دفاعي، «سرکوب کردن» و «انکار» مهار مي کنيد، همسرتان آنها را به طرز افزوده اي از خود بروز مي دهد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  جوانی که باید ازدواج کنند

 

ازدواج

حكمت خداوند متعال از ایجاد غریزه جنسی استمرار و بقای نوع بشر است و لذا سالم‏ترین و مطلوب‏ترین نوع مواجهه با آن و بهترین راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با ازدواج بموقع و در وقت نیاز، بی‏آنكه به دیری یا زودی آن فكر كند، به مقبول‏ترین و كامل‏ترین صورت خود به نیازمندی خویش پاسخ مثبت می‏دهد و پیش از آنكه به عواقب و پی‏آمدهای آزار دهنده و فشارهای غریزه و به دنبال آن عقده‏های روانی دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آنكه انرژی انباشته آن از وجودش سرازیر شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبیعی و مشروع، بی‏اضطراب و نگرانی، فرو نشانده است. و این نخستین توصیه دین در این مورد است.

رسول اكرم (ص) می‏فرمایند: «یا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فلیتزوّج ...؛

ای جمعیت جوانان هر كس از شما توانایی ازدواج دارد ازدواج كند.»[1]

عفت، گنجى است كه راه موفقیت دنیا و آخرت از آن آغاز مى‏شود.

كنترل غرایز جنسی

اگر برای كسی به هر دلیلی امكان ازدواج نباشد، چنین شخصی تحت هیچ عنوان مجاز نیست روی به گناه آورد زیرا خطر گناه و آلوده دامنی بسیار فراتر از فشارها و رنج های عزوبت و بی‏همسری است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب می‏شود. و لذا چنین كسی باید مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن و مشروع فراهم آورد و اقدام به ازدواج نماید و در صورتی كه به هیچ روی امكان ازدواج نیافت، قرآن كریم می‏فرماید: «و لیستعفف الّذین لا یجدون نكاحا؛ و باید آن كسانی كه ازدواج برایشان مقدور نیست عفّت بورزند»[2] «عفت‏» نقطه مقابل ‏«شكم پرستی و شهوت پرستی‏» است كه از مهمترین فضایل انسانی‏محسوب می‏شود. علمای اخلاق نیز در تعریف‏«عفت‏»،آن را صفتی حد وسط در میان شهوت پرستی و خمودی دانسته‏اند. در قرآن نمونه های  زنان و مردان با عفت را ذكر شده كه نمونه آن شرح زندگی پرماجرای حضرت یوسف علیه السلام و بیان مقام والای عفت و پارسایی اوست.  در منابع حدیثی،اهمیت فوق العاده‏ای به‏«عفت‏»داده شده است: امام امیر المؤمنین علیه السلام،عفت را برترین عبادت شمرده است: «افضل العبادة ‏العفاف: عفت‏بالاترین عبادت‏هاست »[3] تعبیر به عفت در این جا، ممكن است ‏به معنی وسیع آن استعمال شده و یا ممكن است در مقابل شكم پرستی و شهوت جنسی به كار رفته باشد.

امام باقر علیه السلام می‏فرمایند:«در پیشگاه خداوند،برتر از عفت در برابر شكم و مسایل جنسی نیست‏»[4]

به هر حال كنترل این غریزه به دو صورت ممكن است تحقق پذیرد، 1ـ كنترل منفی. 2ـ كنترل مثبت.

کنترل غریزه

كنترل منفی

غالبا وقتی سخن از كنترل غریزه جنسی به میان می‏آید، توجه اشخاص به سمت و سوی نوع منفی آن جلب می‏شود. و آن این است كه كسی با وجود تحریكات مختلف و مواجهه با عوامل انگیزش این غریزه، بخواهد با میل تحریك‏شده‏اش مبارزه و مقابله كند و به سوی ارتكاب جرم نرود، چنین كاری گرچه قطعا بهتر از آلایش دامن و عمل به جرم است، ولی پیامدهای سوء و مخرب آن بر كسی پوشیده نیست. این كار هم به غایت دشوار است و هم زیانبار، و بدین جهت هرگاه شخصی به كنترل غریزه سفارش می‏شود، با چنین برداشتی از آن، و تصور دشواری و زیانباری آن، از پذیرفتن چنین توصیه‏هایی سر باز می‏زند. ایستادگی و مبارزه با شهوت امر دشواری است امااجری فراوان در پی دارد.

كنترل مثبت

غریزه جنسی اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب‏ترین راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است. و آن پرهیز از صحنه‏ها و كارهایی است كه به تحریك این غریزه می‏انجامد. این نوع از كنترل، كه در حقیقت جنبه پیشگیری دارد هم راحت است و هم بی‏زیان و بلكه مفید. راحت است، زیرا در این صورت همچون وسیله نقلیه‏ای است با سرعت معمولی و قانونی، كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانی ندارد، بر خلاف ماشینی كه با سرعتی بسیار فراتر از حد شناخته شده و بایسته خود سیر می‏كند. كه چه بسا به كلی اختیار آن از دست صاحبش بیرون رفته و مصیبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زیان و رنج و زحمت و اضطراب برای وسیله و صاحب آن به همراه دارد. و بی‏زیان است، زیرا با این حال كنترل غریزه فشاری بر جسم و روان تحمیل نمی‏كند تا به آن صدمه‏ای وارد شود. و مفید است چون موجب می‏شود مغز و اعصاب و قوای بدن در حالت عادی به سر برند و تعادل روانی شخص محفوظ بماند و انرژی و سرمایه‏های جسمی و روحی او بیهوده مصرف نشوند. پیش از این نیز از قرآن كریم نقل كردیم كه باید كسانی كه قدرت و وضعیت مساعد برای ازدواج ندارند عفت پیشه كنند و عفت در این آیه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصی منافی با آن را دارد، ولی با تأمل بیشتر معلوم می‏شود كه آیه كریمه معنایی عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. و اكنون طرق كنترل مثبت را به اختصار برمی‏شمریم:

عواقب گناه

1: پرهیز از فكر و ترسیم صحنه‏های محرك در ذهن و خیال

عیسی به اصحاب خود گفت: ... موسی به شما دستور داد كه زنا نكنید و من به شما دستور می‏دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانید تا چه رسد به اینكه زنا كنید زیرا كسی كه خیال زنا كند مانند كسی است كه در خانه‏ای نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنین كاری گرچه خانه را نمی‏سوزاند ولی زینت و صفای آن را مكدّر كرده و فاسد می‏كند.»[5]

2: دوری از نگاههای مسموم و مناظر تحریك‏آمیز

قرآن كریم در دو آیه متوالی دستور به اغماض و نگهداری چشم از نگاه حرام و هوس‏آلود داده است. در آیه اول می‏فرماید:

به مؤمنان بگو دیدشان، را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههای خود را ، از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آیه بعدی می‏فرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهنّ ...؛به زنان مؤمن بگو ـ چشمهایشان را فرو گیرند و نهانگاههای خویش را محافظت كنند.»[6] جالب این است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم می‏دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.

امیر مؤمنان(ع) می‏فرمایند: قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهای خود مرهم بگذارید زیرا آن داروی شفابخش سینه‏هاست و آن را نیكو تلاوت كنید كه به یقین سودمندترین قصه‏هاست.»[10]

3: گوش ندادن به آوازها و موسیقی های تحریك‏كننده و مبتذل.

در حدیثی از حضرت صادق(ع) آمده است: مردی از آن حضرت در باره شنیدن آواز محرك پرسید. حضرت از آن نهی كرده و این آیه را خواندند: «به یقین گوش و چشم و دل هر یك مورد سؤال خواهند بود»[7]

4: اجتناب شدید از معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحریك‏آمیز.

از حضرت امام باقر(ع) این گونه روایت شده است: هر كس به سخن گوینده‏ای گوش فرا دهد او را بندگی كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگوید شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شیطان و سخنان شیطانی بر زبانش جاری كند قطعا بندگی شیطان كرده است.»[8]

آثار گناه

5: اعتدال در خوردن.

بی‏تردید پرخوری و بی‏نظمی در خوردن در ذخیره‏سازی و انباشتن موادی كه موجب هیجانات می شود مؤثر است، ولی در صورت اعتدال و كم‏خوری چنین مشكلی كمتر پیش می آید.

در حدیثی از پیامبر گرامی(ص) نقل شده، هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگیرد یقینا روزه نیروی غریزه او را تضعیف می‏كند.»[9]

6: اشتغال، ورزش و سرگرمی های مفید. زیرا با وجود فراغت، هم مواد غذایی در تقویت غریزه به مصرف می‏رسد و هم فكر و خیال مصروف چاره‏سازی در دفع آن می‏شود. و لذا در روایات بر اشتغال و كار و پرهیز از فراغت تأكید بسیار شده است.

خلاصه اینكه: راه حل دین در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غریزه جنسی نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحی كه بیان شد و سپس كنترل منفی با وجود همه زیان های آن، ولی هیچ گاه به بی‏بند و باری و افسار گسیختگی و آلودگی به گناه رضایت نمی‏دهد و زیان آن را به مراتب خسارت‏بارتر و ویرانگرتر از ضرر كنترل منفی می‏داند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اول بخونيد بعد ازدواج کنيد

 

زن و مرد

علت برخي رفتارهاي متفاوت مردان و زنان ساختار متفاوت مغز آنهاست

حتما گاهي از خود پرسيده‌ايد كه چه چيز باعث مي‌شود تا زنان بخواهند مرتب درباره وقايع زندگي روزمره‌شان با همه صحبت كنند، در حالي كه مردان عمدتا در اين مورد درون‌گرا هستند و حال و حوصله صحبت در مورد اتفاقات زندگي روزمره‌شان را ندارند؟ چرا مردان عمدتا وقت آزاد خود را صرف كار كردن با كامپيوتر و يا خواندن مجلات ورزشي مي‌كنند در حالي كه زنان بيشتر ترجيح مي‌دهند به اخبار رسيده از اين و آن بپردازند و يا سعي كنند روابطشان با ديگران برازنده و معقول به‌نظر برسد؟ چرا مردان و زنان از روابطشان با يكديگر چيزهاي متفاوتي را طلب مي‌كنند؟ شايد علت، تفاوت‌هاي بنيادين در مغز مردان و زنان باشد. در بررسي نمونه‌اي از تفاوت‌هاي رفتاري، محققان دانشگاه باث‌ متوجه شدند احساس درد در زنان و مردان متفاوت است. مردان در مواجهه با درد بيشتر به اين فكر مي‌كنند كه چگونه از شر آن در كوتاه‌ترين زمان ممكن خلاص شوند اما در مقابل، زنان بيشتر درگير پاسخ احساسي‌شان نسبت به آسيب هستند كه اين خود ممكن است باعث شود تا آنها درد را شديدتر احساس كنند.

مردان در مواجهه با درد بيشتر به اين فكر مي‌كنند كه چگونه از شر آن در كوتاه‌ترين زمان ممكن خلاص شوند اما در مقابل، زنان بيشتر درگير پاسخ احساسي‌شان نسبت به آسيب هستند كه اين خود ممكن است باعث شود تا آنها درد را شديدتر احساس كنند.

براي مقابله با ناراحتي ناشي از طلاق نيز تفاوت دو جنس به خوبي مشهود است. زنان توانايي بيشتري براي تطابق با موضوع دارند. در سير تكاملي، زنان بيشتر اهل معاشرت و رفتارهاي اجتماعي هستند، آنها داراي مهارت‌هاي برقراري ارتباط‌اجتماعي هستند كه مردان فاقد آن هستند و اين در حالي كه مردان كمتر قادر به برقراري رابطه اجتماعي مناسب حتي با دوستانشان هستند و در هنگام ناراحتي‌هاي احساسي، به‌جاي مواجهه با مورد ناراحت‌كننده، بيشتر سعي مي‌كنند آن را از هر طريق ممكن و لو اينكه در درون خود بريزند، به حداقل برسانند. شايد يك دليل علمي براي اين موضوع اين باشد كه مغز مردان طوري تنظيم شده كه به‌صورت سيستماتيك و تحليلي عمل كند، در حالي كه مغز زنان بيشتر در مورد احساسات تنظيم شده است. در طي چند سال اول پس از طلاق، زنان روابط بيشتري با دوستانشان برقرار و وقت بيشتري صرف خانواده‌‌شان كردند و به‌دنبال مشاوره‌ها و درمان ناراحتي‌هايشان بودند در حالي كه مردان غالبا به‌دنبال لذت‌هاي موقتي بودند. عمدتا پس از به هم خوردن يك رابطه زناشويي، مردان براي حفظ اعتماد به نفسشان به‌دنبال رابطه جديد هستند به‌جاي آنكه فكر كنند چرا ازدواجشان با شكست مواجه شده است.

 

ابراز احساسات

علاوه بر اين، برخلاف عقيده عمومي، در يك رابطه دوطرفه، مردان بيشتر از زنان درگير عشق مي‌شوند از طرف ديگر، زنان بيشتر از طريق برنامه‌ريزي‌شده‌تري عاشق مي‌شوند كه تحت تاثير سير تكاملي‌شان است. آنها بيشتر به‌دنبال شريكي هستند كه مراقب آنها بوده و قادر باشد آنها را هم ازنظر مالي و هم ازنظر عاطفي تامين كند. زنان در رابطه‌شان با طرف مقابل علاوه بر جذابيت‌هاي فيزيكي، به‌دنبال مهرباني و سخاوت نيز هستند. البته دكتر تايس خاطر نشان مي‌كند فشارهايي نيز در اجتماع وجود دارند كه باعث مي‌شوند مردان و زنان به سوي شيوه‌هاي رفتاري برنامه‌ريزي‌شده‌شان هل داده شوند. در اجتماع، مردان بيشتر تشويق مي‌شوند تا احساسات خود را كنترل كرده و تابع آن نباشند. شايد كنترل‌ احساسات در قرون گذشته و به‌ويژه در جنگ‌ها براي مردان خوب بوده باشد، اما در كل كنترل كردن احساسات براي شكل‌دهي يك رابطه زناشويي كار جالب و مفيدي نيست.

 در سمت مقابل، زنان در اجتماع غالبا به سوي شيوه رفتاري ترغيب مي‌شوند كه در طي آن از زنان بيشتر انتظار مي‌رود ملايم‌‌تر و مهربان‌تر باشند كه اين خود موجب مي‌شود برقراري ارتباط با ساير افراد جامعه برايشان آسان‌تر باشد. البته بايد توجه داشت هيچ زن و مردي تمام خصوصياتي كه محققان در مورد مغز زن و مرد مي‌گويند را ندارد. اغلب مردم مغزهاي متعادلي دارند كه داراي مقادير مساوي از خصوصيات مردانه و زنانه است. اما بايد گفت که برخي خصوصيات در مردان بيشتر است و برخي در زنان.حتي برخي از افراد داراي مغزهايي هستند كه رفتاري خلاف جنس آنها دارد. به‌عنوان مثال، ممكن است در اختلاف زناشويي، مرد آرام و ساكت باشد ولي اين بدان معنا نيست كه وي عصباني شده است، بلكه معناي عمده آن اين است كه مغز آن مرد بهتر مي‌تواند مسئله را درون خود و با آرامش حل و فصل كند. به‌طور مشابه، چنانچه زني براي صحبت‌كردن و مباحثه پافشاري مي‌كند، نبايد فكر كرد علت آن بهره‌برداري از نق‌زدن‌هاي مداوم است، بلكه اين غريزه وي است كه از او مي‌خواهد تا براي برقراري ارتباط و نشان دادن احساسش صحبت كند.

هيچ زن و مردي تمام خصوصياتي كه محققان در مورد مغز زن و مرد مي‌گويند را ندارد. اغلب مردم مغزهاي متعادلي دارند كه داراي مقادير مساوي از خصوصيات مردانه و زنانه است. اما بايد گفت که برخي خصوصيات در مردان بيشتر است و برخي در زنان.

 اگر شما اين تفاوت‌ها را قبل از اينكه موردي پيش بيايد درنظر بگيريد، حتما رابطه راحت‌تر و درك بهتري از طرف مقابل خواهيد داشت و متوجه خواهيد شد كه كار مغزهاي متفاوت زن و مرد به كمك يكديگر كامل مي‌شود. اگر شناخت نياز ها و ويژگي هاي جنس مخالف را پيش از ازدواج تسريع بخشيده و بدانيم که طبيعت رفتاري اين جنس در عموم مواقع مشابه چگونه است مي توان از بسياري از انتظارات و توقعات بي مورد جلو گيري نمود و افراد را در جهت چرايي رفتار ها توجيه کرد . به علاوه زوجين با داشتن اين اطلاعات حتي مي توانند نياز هاي خود را تعديل کنند و در قبال برخي بي توجهي ها سطح انطباق خود را افزايش دهند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ازدواج با عدم آگاهی جنسی

 

آگاهی زناشویی

رابطه جنسی زن و شوهر، یک معیار سنج است و فراز و نشیبهای روابط  میان زوجین را نشان می دهد. این ارتباط مظهر زندگی آنهاست. درباره رابطه جنسی در زندگی زناشویی، مطالب زیادی نوشته شده است و درباره آن زیاد صحبت شده  اما به نظر می رسد که آموزش درستی در این زمینه به زوجین داده نشده است. این رابطه در عین اینکه بخش کمی از زندگی زناشویی را در بر می گیرد اما بخش مهمی از زندگی زناشویی را تحت الشعاع قرار می دهد که در مورد آن سوتفاهمهای زیادی پیش آمده است. مقدار زیادی از این مشکل ناشی از تفاوتهای زیادی است که در این زمینه میان زن و مرد وجود دارد و زوجین باید بیاموزند که این تفاوتها را شناخته و به این تفاوتها احترام بگذارند.

ازدواج با عدم آگاهی جنسی

اگر چه در طی سالهای اخیر حرکتهای وسیعی در حیطه مشاوره های جنسی قبل از ازدواج و آموزشهای مفید برای زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند شکل گرفته است، اما اغلب مردان و زنان بدون آمادگی لازم در این زمینه، وارد زندگی مشترک می شوند. البته مردان احساس می کنند که آمادگی زیادی دارند ، اما آماده بودن برای ارتباط جنسی و آماده بودن برای محبت و عشق ورزی دو موضوع متفاوت است، زیرا مردان به راحتی می توانند تجربه یک رابطه زناشویی موفقیت آمیز را تجربه کنند در حالی که عکس این موضوع برای زنان صادق است. مردان اغلب با این فرض که اطلاعات زیادی در مورد رابطه زناشویی دارند، وارد زندگی مشترک می شوند. مردان دوست ندارند بی اطلاع و ناتوان به نظر برسند و این در حالی است که بسیاری از زنان نیز از اینکه در مورد خواسته های خود در رابطه زناشویی صحبت کنند، احساس ناراحتی می کنند و بنابراین هرگز همسرشان را از این موضوع آگاه نمی کنند. برخی زنان برقراری رابطه جنسی را به عنوان وظیفه در نظر می گیرند و در نتیجه این ارتباط را تجربه ای ناخوشایند می یابند، زیرا اطلاعات صحیحی از نیازها و مسایل مربوط به جنسیت شان ندارند و نمی توانند به همسرشان کمک کنند تا به سازگاری جنسی برسند. علت اصلی ناسازگاری جنسی زوجین در عدم اطلاع آنان و نادیده گرفتن نیازهایشان است.

برخی زنان برقراری رابطه جنسی را به عنوان وظیفه در نظر می گیرند و در نتیجه این ارتباط را تجربه ای ناخوشایند می یابند.

از طرف دیگر مردانی قرار می گیرند که در ازدواج هیچ ارتباط جنسی ندارند و یا ارتباطشان بسیار کم است. این مشکل بیشتر در مردانی مشاهده می شود که در بیرون از منزل بیش از حد کار می کنند و فعالیتهای جسمی یا فکری شان بسیار طاقت فرساست در نتیجه در این دسته از مردان تمایل کمتری برای برقراری رابطه جنسی مشاهده می شود. این مردان از یک طرف نیازهای همسرشان را نادیده می گیرند و از طرف دیگر همسرشان را سرزنش می کنند، اما مقصر اصلی در این میان ناسازگاری جنسی است که لازم است از طریق تلاشهای هر دو طرف بهبود یابد نه فقط زن.

در زندگی زناشویی، رسیدن به ارضای جنسی باید برای هر دو طرف  باشد اما ازآنجاییکه اطلاعات زوجین دراین زمینه بسیار محدود است و مردان برای شناخت نیازهای همسر خود تلاشی نمی کنند .

 از طرف دیگر زنان(به خصوص در فرهنگ ما ایرانیان) در مورد خواسته های خود صحبت نمی کنند، بدین ترتیب تا زمانی که زوجین در مورد کیفیت رابطه جنسی به یک زبان مشترک و مورد توافق یکدیگر نرسند، نیازهای هر یک از آنها ارضا نشده با قی می ماند.

آگاهی زناشویی

چگونگی بدست آوردن سازگاری جنسی

به دست آوردن سازگاری جنسی شامل دو گام مهم است:

1- بر ناآگاهی تان غلبه کنید. زن و شوهر باید از تمایلات و پاسخ دهی جنسی خود و همسرشان آگاه باشند.

2- نحوه درک خود از مسایل جنسی را برای یکدیگر تشریح کنید. گاهی اوقات هر یک از طرفین ادراک نادرستی در مورد این موضوع  دارند. صحبت کردن در این مورد می تواند بسیاری از باورها و برداشتهای نادرست را رفع کند.

راه حل نهایی چیست؟

در حالی که مشکلات جنسی موجب بروز تنش و ناخشنودی در اغلب ازدواجها می شود، این مشکلات بسیار راحت تر از آنچه تصورش را کنید قابل حل است و در اغلب موارد حل آن فقط  نیاز به یادگیری دارد. برای حل چنین مشکلاتی، زوجین مایلند بدانند باید چه نکاتی را بیاموزند و با یکدیگر تمرین کنند تا موجب احساس رضایت هر دو طرف شود. در ادامه به این پیشنهادات توجه کنید:

1- حل مشکلات جنسی تا حد زیادی به چگونگی برخورد خودتان با مشکل بستگی دارد. برای مثال، می توانید به اتفاق یکدیگر کتابهای آموزشی مربوط به یادگیری این دسته از مهارتها را مطالعه کنید.

2- اگر مشکل جنسی اساسی دارید ممکن است نیاز باشد با متخصصان ذی ربط  در این رشته صحبت کنید. درمانهای زناشویی می تواند به خوبی در حل مشکلتان به شما کمک کند. می توانید برای نتیجه گیری بهترابتدا کتابهای مربوط به این موضوعات را مطالعه کنید تا بعد بتوانید مشکلاتتان را هوشمندانه تر برای درمانگر توضیح دهید و کمک های لازم جهت رفع مشکلاتتان را دریافت کنید.

منابع تکمیلی:

هارلی، ویلارد اف. حسینی و آرام نیا(مترجمین). نیازهای مردان نیازهای زنان. انتشارات نسل نو اندیش. 1387.

کرک، هاوتون و همکاران. قاسم زاده، حبیب الله(مترجم). رفتار درمانی شناختی. انتشارات ارجمند. 1385.

کارلسون، جان. فیروزبخت، مهرداد(مترجم). برای زن و شوهر ها وقت زندگی بهتر رسیده. انتشارات دانژه. 1387

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چه کنیم که در همه حال عاشق همسرمان باشیم؟

چه کنیم که در همه حال عاشق همسرمان باشیم؟

هيچ جواهرات گرانبهايي نميتواند باعث شود كه صورت يك زن آنچنان بدرخشد مگر معجزه عشق...
 
هیچ جواهرات گرانبهایی نمیتواند باعث شود كه صورت یك زن آنچنان بدرخشد مگر معجزه عشق.
میتوانیم خود را در آینه ببینیم و متوجه شویم كه در دل ما چه میگذرد! چهره و چشمان ما حرف میزنند و هرگز هم دروغ نمیگویند. وقتی ما زنها زن دیگری را ببینیم قلب او را هم میبینیم و انگار سالهای سال است كه او را میشناسیم و میفهمیم كه آیا او در حسرت عشق است ویا محبوب و شریك زندگیش.
بسیاری از زنان و مردان در حسرت عشق به سر میبرند ولی از آن خبر ندارند.

وقتی زن با یك مرد ازدواج میکند و به او علاقه دارد و در عین حال گرسنه عشق است، احساس امنیت ،ارزش و ارتباط نمیكند و در درون خود خلائی حس میكند.
اغلب زنها این خلأ را با مشروبات الكلی، دخانیات، كار كردن (گاهی بیش از حد)، خرید كردن، مراقبت از دیگران، علاقه به غذا، علاقه افراطی به بعضی از اشیاء و گاهی مواد مخدر، جبران میكنند.
اما وقتی یك مرد مورد عشق و علاقه همسرش نیست، ممكن است یكی از این راهها را به عنوان راه دوم انتخاب كند. اغلب مردان رفتارهای دیگری را به عنوان راه اول انتخاب میكنند، كه این به نوع خود، در روابط عاطفی، رفتاری غیر قابل جبران محسوب میشود.
حقیقت این است كه اگر خودتان را دوست بدارید و مرتباً با مردم و اطرافیان خود در ارتباط باشید هم قلب شما با عشق تغذیه میشود، ولی آنچه من به آن اشاره میكنم در یك رابطه صمیمانه رخ میدهد و اگر بخواهید پیوند شما محكم شود باید عشق را در رابطه خود جاری كنید. وقتی قلب خود را با عشق همسرتان تغذیه میكنید سرشار از هیجان و تازه میشود، اما وقتی آن را از عشق محروم كنید عشق و شور و اشتیاق از بین میرود.
وقتی از نظر احساسی همسرتان را گرسنگی میدهید، او بد اخلاق، كم حوصله، پرخاشگر و بسیار حساس میشود. در حقیقت او را به كسی تبدیل میكنید كه بیشترین تنفر را از شما دارد وشما نیز بیشترین تنفر را از او دارید!!
نكاتی كه سبب محرومیت از عشق میشود:
فاصله گیری احساسی
انتقاد
لاس زدن با دیگران
غفلت كردن از همسر
سخت كار كردن
رنجش داشتن و تلنبار كردن رنجشها
منزوی بودن و صحبت نكردن
مقصر دانستن همسر
نكاتی كه عشق را تغذیه میكنند:
برقراری ارتباط
تحسین
وفاداری
قدردانی
با هم وقت گذراندن
تشریح كردن مشكلات
تماس گرفتن و گروهی عمل كردن

همه ما قسمت بزرگ عادات عشقی خود را از پدر و مادر خود یاد گرفته ایم، یعنی آن عادات از تماشای رفتار پدر و مادرمان و ارتباط با آنها بدست آمده است.
این اولین دلیلی است كه ما بدون آنكه بدانیم همسر خود را از عشق محروم میكنیم. هیچكس به مااهمیت احساسات را به همان روشی كه بچه ها را با گیاهان یا هر چیز دیگر آشنایی میدهیم یاد نداده است. حتی اگر اهمیت این مسئله را هم بفهمیم، احتمالاً نمیدانیم چطور این كار را بكنیم.
دومین دلیل آن است كه شاید به عنوان یك كودك از عشق محروم بوده ایم. اگر یاد گرفته ایم كه با كمی عشق زندگی كنیم به همسرمان هم یك ذره از آن را میدهیم چون نمیدانیم چطور عشق بیشتری بدهیم. سومین دلیل اینكه بعضیها همسر خود را از عشق و محبت محروم میكنند تا به نوعی اعمال قدرت كنند. شما احساس میكنید برای آنكه همسرتان را تنبیه كنید باید او را از محبت خودتان محروم كنید. وقتی به میل شما رفتار میكند به او محبت میكنید وقتی هم نه، بدون جستجوی دلیل از او فاصله میگیرید. این طرز رفتار نه تنها سالم نیست بلكه از آن نتیجه ای هم نمیگیرید. نهایتاً زن یا مردی كه به این شكل با او رفتار شود خسته میشود و شما را ترك میكند!
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  شاد بودن یک موفقیت است؟

شاد بودن یک موفقیت است؟

آیا موفقیت شما را خوشحال می‌‌کند یا خوشحالی شما را موفق می‌‌کند؟ روانشناسان و اقتصاددانان بحث درباره این موضوع را بسیار ضروری می‌‌دانند.
   

آیا موفقیت شما را خوشحال می‌‌کند یا خوشحالی شما را موفق می‌‌کند؟

روانشناسان و اقتصاددانان بحث درباره این موضوع را بسیار ضروری می‌‌دانند. در ظاهر موفقیت باعث خوشحالی انسان‌ها می‌‌شود چون در هر حال از شکست بهتر است، اما در واقع داشتن یک روحیه شاد که از آن به عنوان احساسات مثبت یاد می‌‌شود، انسان‌ها را موفق می‌‌سازد.

به گفته محققان احساسات مثبت ناشی از خوشحالی یافتن دوست، داشتن رابطه شاد با همسر و برقراری یک رابطه طولانی مدت با یک دوست و خوب پول درآوردن در سلامت افراد موثر است. از تحقیقات دیگر دانشمندان مشخص شده است که دوستی، عشق، احترام و حمایت اجتماعی و یک کارمند نمونه بودن به اندازه خوش بین بودن و مثبت فکر کردن در سلامتی افراد موثر است.

محققان در مراحل مختلف سوال‌هایی را مطرح کردند از جمله اینکه آیا افراد شاد بطور کل افراد بهتری هستند یا بهتر با دیگران همکاری یا مشارکت می‌‌کنند یا سیستم ایمنی محکم‌تری را دارند. پاسخ تمامی این سوال‌ها مثبت است. افراد شاد مشکلات دیگران را بهتر حل می‌‌کنند و بهتر با دیگران ارتباط برقرار می‌‌کنند.

از سوی دیگر برخی از محققان عقاید دیگری دارند. آنها می‌‌گویند: اگر در زندگی مشکل خاصی نداشته باشید، مثبت بودن و شاد بودن می‌‌تواند بعنوان عاملی بسیار موثر مطرح باشد، اما هنگامی که طوفان‌های مشکلات ما را می‌‌لرزاند دیگر تمایلی به شاد بودن نداریم. همچنان که بسیاری از مواقع شاد نبودن خود می‌‌تواند یک محرک باشد. ما در طی روز افراد بسیاری را می‌‌بینیم که ناراحت هستند، اما در عین حال موفق و خلاق هستند. پس شاد بودن، تنها یک دارایی بزرگ شخصی است، اما هیچ ضمانتی برای داشتن یک زندگی عالی و خوب نیست. 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اعتقاد + تلاش = پیروزی

اعتقاد + تلاش = پیروزی

گروهی از روانشناسان براین باورند كه برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم باید قبل از هرچیز، اعتقاد به پیروزی در دسترسی به هدف داشته ‌باشیم. اما آیا به واقع، این نگاه واقع‌گرایانه و دقیق است؟
 

گروهی از روانشناسان براین باورند كه برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم باید قبل از هرچیز، اعتقاد به پیروزی در دسترسی به هدف داشته ‌باشیم. اما آیا به واقع، این نگاه واقع‌گرایانه و دقیق است؟

آنان می‌گویند خواستن، اعتقادداشتن، رسیدن و دریافت‌كردن، سه مرحله ساده اما اساسی برای ایجاد آن چیزی است كه خواسته‌اید؛ اگرچه مرحله دوم، یعنی اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، می‌تواند سخت‌ترین و مهمترین مرحله باشد.

چرا كه وقتی شما موفق می‌شوید معتقدات خود را مدیریت كنید، درواقع زندگی‌تان را مدیریت كرده‌اید. این نوع نگاه اهمیت و نقش ذهنیت‌های مثبت را دردست‌یابی به هدف مطرح می‌كند[نقش تصویرهای ذهنی در زندگی]

به عبارتی ما باید با مدیریت اعتقادات خود، همه افكار، اظهارات، واژه‌هایی كه بكار می‌بریم و عمل‌مان را -كه قبلا با نوعی بی‌‌اعتقادی و عدم اطمینان همراه بود- به سوی اعتماد و اعتقاد به قدرت‌مان برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهیم سوق دهیم.

و دراین مسیر هرچه بیشتر راسخ و پایدارباشیم و اجازه ندهیم این بی‌اعتقادی‌ها و ذهنیت‌های منفی، آنچه می‌خواهیم را درهاله‌ای از ابهام و تاریكی فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفاف‌سازی‌ها و روشن‌بینی‌ها، می‌توانیم مرحله عمده‌ای را برای رسیدن به هدف، پشت سرگذاریم.

اگر توجه كنید ارتباط قابل توجهی بین اساس بیشتر افكار، اظهارات و اعمال شما با میزان اعتقاد‌پذیری و قانون جاذبه وجود دارد كه در نهایت جهت‌گیری آنها را سمت و سو می‌بخشد.

این اعتقاد‌پذیری به گونه‌ای است كه هیچ شك و تردیدی را در بر ندارد و همچنین به مفهوم چشم‌پوشی از واقعیات جاری و ساری نیست. به عبارت دقیق‌تر، اعتقاد و ایمان به پیروزی، به طور قطعی و غیرمشروط است.

اعتقاد مقوله‌ای است كه به دور از تاثیرپذیری از سایر مسایل، بخصوص آنچه در دنیای خارج اتفاق می‌افتد ثابت و استوار در ذهن‌ها باقی می‌ماند و در عمل نمود می‌یابد.

اما به نظرمی‌رسد یك نكته مهم دراین دیدگاه مورد تاكید قرارنگرفته است؛ اینكه هر اعتقادی بنا به ماهیت، كیفیت و كمیتی كه دارد، تلاش خاص خود را می‌طلبد تا به واقع، به ثمرنشیند. و هراعتقادی هراندازه هم كه راسخ و جدی باشد اگربا تلاش لازم همراه نباشد به بارنخواهد نشست. 

 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  كسب موفقیت، چگونه و به چه قیمت‌؟!

كسب موفقیت، چگونه و به چه قیمت‌؟!

یك سیاستمدار و مورخ ایتالیایی به‌نام «‌ماكیاول‌»،‌ كسب موفقیت (‌به معنی رسیدن به ثروت‌، قدرت‌، حاكمیت و‌...‌) را ‌‌با استفاده از هر اقدام قانونی‌، غیرقانونی‌، غیراخلاقی‌، غیرانسانی و‌...‌‌ ‌مجاز و لازم معرفی كرد‌!

برای اولین‌بار در حدود 500‌سال پیش، یك سیاستمدار و مورخ ایتالیایی به‌نام «‌ماكیاول‌»،‌ كسب موفقیت (‌به معنی رسیدن به ثروت‌، قدرت‌، حاكمیت و‌...‌) را ‌‌با استفاده از هر اقدام قانونی‌، غیرقانونی‌، غیراخلاقی‌، غیرانسانی و‌...‌‌ ‌مجاز و لازم معرفی كرد‌! چراکه به قول او: «‌رسیدن به هدف‌، درستی یا حقانیت استفاده از روش‌ها و وسیله‌های مورد استفاده در راستای رسیدن به آن‌را توجیه می‌كند‌!‌»

در چند دهه‌ی پیش، تمام عقاید و آرای «ماكیاول» كه با نام «ماكیاولیسم» شهرت پیدا كرده‌، در كتابی به‌‌نام «‌شاهزاده‌» كه ترجمه‌ی اثری از او به نام «‌پرنس‌»‌ است، به زبان فارسی چاپ و منتشر شد و در آن قید شده بود كه این افكار و عقاید خشن‌، ضد‌اخلاقی‌، ضد‌انسانی و‌... به‌شدت ‌مورد توجه و كاربرد حاكمان اروپا در قرون وسطی قرار‌می‌گرفته است‌.

اگر با این مقیاس، در شرایط كنونی بخواهیم بزرگ‌ترین انسان‌های موفق در معیار «ماكیاولیسم» را در طول تاریخ معرفی كنیم‌، لابد در صدر آنان فرعون‌، هیتلر‌، ناپلئون‌، صدام‌حسین‌، چنگیز‌خان مغول و‌... قرار‌می‌گیرند كه با خون‌ریزی‌ها‌، ویرانی‌ها و ظلم فراوان‌، در كسب ثروت‌، قدرت‌، كشور‌گشایی و‌... بسیار موفق بوده‌اند‌، هر‌چند در‌نهایت، تمام طاغوت‌ها، نه در جریان زندگی و در اوج شوكت و قدرت‌، فكر و زندگی آرام و راحتی داشته‌اند و نه در سال‌های پایانی زندگی‌.

‌دیوان حافظ كه به اعتبار حضور بسیار فراوان آن در خانه‌ها و در دسترس ایرانیان‌، وجدان بیدار و اعتقاد قلبی مردم این سرزمین است‌، در غزلی بسیار شیوا، این‌چنین این نوع تفكر و زندگی را محكوم می‌كند‌:
شكوه تاج سلطانی كه بیم جان در آن درج است كلاهی دلكش است‌‌ اما به ترك سر نمی‌ارز‌د
تو را آن به كه روی خود ز مشتاقان بپوشانی  كه شادی جهانگیری‌، غم ‌لشكر نمی‌ارزد


در روان‌شناسی موفقیت از دیدگاه «ان.ال.پی»‌‌‌
كسب موفقیت، تنها یك سلسله دستاوردهای ظاهری نیست‌‌ بلكه كیفیت‌، چگونگی و معصومیتِ روش‌های رسیدن به آن‌‌ و چگونگی طی مراحل نیز بسیار مورد توجه و تأكید قرار‌می‌گیرد‌، نه‌تنها نتایج پایانی آن‌.

در اطراف خود، مدیران‌، پزشكان‌، مهندسان و كارآفرینان موفقی را مشاهده می‌كنیم كه در پرتو عمری زحمت و تلاش، در‌نهایت برای مثال ‌به مهندسی عالی‌قدر‌، پزشكی موفق و معروف و‌... تبدیل شده‌اند كه از صبح زود تا ساعاتی گذشته از شب با «‌دستان طلایی‌» خود، به كسب ثروت مشغول‌اند‌؛ كار زیاد، آن‌چنان برای این افراد به‌صورت عادت درآمده كه تعطیلات‌، مرخصی‌، گذراندن ساعاتی در كنار زن و فرزند و‌... برای‌شان معنایی ‌ندارد‌. ویلایی با‌شكوه دارند و اگر سالی چند‌روزی به آن‌جا بروند‌، كلی پرونده و كار اداری و تجاری را هم با خود به كنار دریا و میان جنگل می‌برند و صدای تلفن‌های‌شان‌‌، آرامش را از دیگران دور‌می‌كند‌. ‌

به باور روان‌شناسی موفقیت یا‌‌ «‌ان.ال.پی»‌، موفقیت، تنها رسیدن به هدف نیست‌، بلكه رسیدن به این آرزوها بایستی به‌صورتی تأثیر‌گذار‌، با‌شكوه‌، با‌افتخار و نه با هر جان‌كندن و یا با هر نوع سیاه‌كاری و در‌نهایتِ سهولت‌، معصومیت و راحتی انجام ‌گیرد‌.

در این زمینه هم «حافظ» سخنان شیوا و معنی‌داری دارد‌:
پنج روزی كه در این مرحله مهلت داری  خوش بیاسای زمانی‌، كه زمان این‌همه نیست 
دولت آن است كه بی‌خونِ دل آید به ‌كنار  ورنه با سعی و عمل‌، باغ جنان این‌همه نیست
 

آری‌، رسیدن به موفقیت با توجه به فضلیت‌، حقانیت‌‌، اجتناب از پارتی‌بازی‌،‌ رانت‌خواری‌، تعدی و‌... ممكن است‌.

برخی از اصول و پایه‌های رسیدن به این نوع از موفقیت، در ‌زیر آمده است‌:
 
- احترام به افكار‌، باورها و دیدگاه‌های دیگران‌ حتی اگر مطابق قبول و باور نباشد.
- انجام كارها به بهترین صورت با توجه به امكاناتی كه در اختیار می‌باشد.
- ارتباط و مذاكره‌ی مفید و ‌مؤثر با دیگران به‌طوری كه با ‌نتایج قابل مشاهده‌ای همراه باشد‌.
- توجه بیشتر به رفتار تا گفتار، چراکه رفتارها، بلند‌تر و رساتر از واژه‌ها، مطالب را بیان می‌كنند‌.
- توجه به این اصل که تمام منابع مورد نیاز برای تعییر و تحول، در دسترس همه‌ی افراد می‌باشد.
‌- با افزایش میزان انعطاف‌پذیری‌، بهترین و بیش‌ترین میزان تأثیر‌گذاری و بهره‌رسانی در محیط به‌وجود می‌آید.
- افراد مقاوم و ناسازگار وجود ندارند‌، ممكن است ‌یك ارتباط یا مذاكره‌ی غیرقابل انعطاف وجود داشته باشد‌.
- تمام فعالیت‌ها‌، رفتارها و رویه‌ها، بایستی در راستای رسیدن به كمال‌، حقیقت و حقانیت صورت‌بگیرند‌.
- موفقیت و شادكامی به‌طور معمول ‌به‌صورت سریع‌، راحت و دیرپا شكل‌گرفته ‌و پدید‌می‌آید‌ و تنها صحبت و برنامه‌ریزی در این زمینه‌هاست كه به طول می‌انجامد‌.
- از آن‌جا كه انسان، اختیار ذهن خود را ‌دارد‌، بنا‌براین بایستی شجاعت و صداقت پذیرفتن عواقب و نتایج کارها را هم داشته باشد‌
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)
ت

چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)

در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند

مسائل مهم در دوران نامزدی
چند نکته‌ی مهم برای دخترخانم‌ها (قبل از برقراری ارتباط عاطفی عمیق در دوران نامزدی)

در زیر، نکته‌هایی برای دخترخانم‌هایی که قصد ازدواج دارند، ارائه شده که لازم است در دوران اولیه‌ی آشنایی با همسر آینده‌شان به آن‌ها توجه و دقت کافی داشته باشند. باعجله و بدون ‌آگاهی عمل کردن، موجب یک عمر پشیمانی خواهد شد. به توصیه‌های زیر که به شما در شناخت مرد مناسب زندگی‌تان کمک می‌کند، توجه کافی داشته باشید:
قبل از درگیری عاطفی، سؤال‌های خود را مطرح کنید
قبل از این‌که درگیر مسائل عاطفی با مردی شوید، اطمینان حاصل کنید که با فرد مناسب یا نامناسبی طرف هستید! در اولین ملاقات‌هاست که شما باید سؤال‌هایی از همسر آینده‌ی خود بپرسید تا بتوانید تصمیم بگیرید که آیا باید درگیر مسائل عاطفی بیش‌تری بشوید یا خیر؟!

قبل از این‌که با او ازدواج کنید و به قلب شما راه یابد، باید او را مورد ارزیابی و سنجش قراردهید. هرچه اطلاعات بیش‌تری در مورد نامزدتان داشته باشید، بهتر می‌توانید قضاوت کنید که آیا او شریک زندگی مناسبی است یا خیر!

به منظور مطمئن شدن از این‌که نامزدتان، مناسب شماست یا نه، می‌توانید در زمینه‌های زیر از او سؤال کنید:
- وضعیت خانواده و کیفیت روابط خانوادگی
- روابط عاطفی گذشته و دلیل‌های به‌هم خوردن آن‌ها
- درس‌های آموخته‌شده از تجربه‌های زندگی
- اخلاقیات، ارزش‌ها و دیدگاه‌های اخلاقی
- دیدگاه‌های عاطفی، تعهد و روابط
- فلسفه‌ی مذهبی یا روحی
- هدف‌های حرفه‌ای، شخصی و...
 
 
با احساسات خود صادق باشید
به‌طور کلی، ارتباطی موفق است که همیشه دارای صداقت و اساس و پایه باشد. وقتی‌که شما در روابط‌تان با دیگران، در ابراز احساسات خود صادق نباشید، آن روابط به‌هم ریخته، نامطبوع و پیچیده خواهد شد.


در زیر به چند ویژگی صداقت احساسی اشاره می‌شود:
وقتی با کسی که او را دوست دارید، صادقانه صحبت می‌کنید، هر دوی‌تان احساس می‌کنید که به یکدیگر نزدیک شده‌اید. صداقت، هم‌چون پلی میان قلب شما و قلب فرد مقابل‌تان می‌باشد. گویی صداقت، دری را به روی قلب شما باز می‌کند بنابراین او می‌تواند خود واقعی شما را احساس کند. اگر از نظر عاطفی با مردی که شما را دوست دارد صادق نباشید، روابط‌تان سطحی خواهد بود و هرگز این روابط به‌طور جدی عمیق‌تر نمی‌شود. هرچه از لحاظ عاطفی صادقانه‌تر برخورد کنید، به همان اندازه، صمیمیت بیش‌تری را تجربه خواهید کرد و احتمال بیش‌تری دارد که شما با یکدیگر، آینده‌ای بهتر را خلق کنید. صداقت احساسی، به‌وجودآورنده‌ی صمیمیت می‌باشد.

صداقت احساسی شما، سبب می‌شود نامزدتان به خود اجازه دهد، احساساتش را بیان کند. وقتی با مردی از نظر عاطفی صادق هستید، موجب می‌شود او هم از نظر عاطفی با شما صادق باشد، او احساس امنیت بیش‌تری ‌کند و ب‌تواند احساسات قلبی‌اش را بیان کند. اگر نامزدتان احساس کند که شما احساسات خود را بیان نمی‌کنید، او نیز در برابر خودش، سپر محافظتی قرارمی‌دهد. زمانی‌که احساسات خود را ابراز می‌کنید، همسرتان به شما اعتماد می‌کند و دیوارهای محافظ احساساتش فرومی‌ریزند. مرد صادقی که مناسب شماست، همیشه به شما به‌خاطر صداقت در ابراز احساسات‌‌تان، احترام می‌گذارد.
 
هویت و شخصیت نامزدتان
هویت، یکی از ضروری‌ترین مشخصه‌های همسر دائمی شماست. بنابراین در جست‌وجوی مردی با هویت مناسب باشید. هویت، خمیرمایه‌ی درونی شخص است. هر چیزی که درون فرد را بیان کند و ارزش‌های زندگی او، اخلاق و رفتارش را نشان‌دهد، جزو هویت او می‌باشد. رفتار نامزدتان نسبت به خود، شما و بعد از ازدواج، رفتارش با فرزندان، نشان‌دهنده‌ی هویت اوست در حالی‌که شخصیت، روشی است که شخص، خودِ بیرونی‌اش را به جهان اطراف نشان‌می‌دهد؛ روشی که او، ظاهرش را بیان می‌کند.

امکان دارد هویت در ظاهر، به اندازه‌ی شخصیت، قابل رؤیت نباشد اما درواقع انعکاسی حقیقی‌تر از باطن شخص می‌باشد. اگر هویت و شخصیت را یک کیک در نظر بگیریم، «شخصیت» قسمت رویه‌ی کیک و «هویت» مواد تشکیل‌دهنده‌ی کیک می‌باشد.
 

در انتخاب مرد مناسب‌تان، به دو نکته‌ی زیر توجه کنید:
- به جای‌ این‌که روی ویژگی‌های شخصیتی او تکیه کنید، هویت او را بشناسید.
- به جای این‌که هدف‌تان، پیمان زناشویی باشد، مطمئن شوید که او هویت مناسبی دارد. (به‌دنبال پیمان زناشویی بودن، چشم شما را به‌ روی هویت او می‌بندد)
 

چند مشخصه‌ی هویتی که باید در مرد ایده‌آل خود جست‌وجو کنید، عبارتند از:

- تعهد نسبت به رشد و پیشرفت در انسانیت: شما نباید او را تهدید به رشد و پیشرفت کنید، بگذارید خودش این عمل را انجام دهد.

- صداقت عاطفی: یک ارتباط صمیمی، شریک بودن در همه‌چیز، به‌خصوص در احساسات است. او باید مردی باشد که احساساتش را نسبت به شما بیان کند.

- صداقت: درستی، صداقت و وفاداری، از عوامل ضروری یک رابطه‌ی سالم هستند. بدانید تا زمانی که شما به او احساس امنیت می‌دهید، با شما، خودش و دیگران صادق است.

- رشد فکری و مسؤولیت‌پذیری: از نظر فکری، رشد کرده و مسؤولیت‌پذیر باشد و آن‌چه را که می‌گوید و می‌خواهد در زندگی انجام دهد، جامه‌ی عمل بپوشاند.
- اعتمادبه‌نفس بالا: نسبت به خودش، احساس خوبی داشته باشد. از خودش و محیط زندگی‌اش به‌خوبی مراقبت کند و خودش را به‌اندازه‌ی شما دوست داشته باشد.
- نگرش مثبت نسبت به زندگی: مردی با هویت مناسب، خوبی‌های دنیا را در شما و خودش می‌بیند و هنگامی‌که شما با او هستید، احساس خوبی در مورد زندگی خواهید داشت.
شخصیت مرد مناسب‌تان، به اندازه‌ی هویت او اهمیت ندارد. علاقه به ظاهر یک مرد، مهم است اما نه این‌که تنها ظاهر را درنظر بگیرید. شما باید او را بیش‌تر به‌خاطر باطنش دوست داشته باشید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اهمیت رعایت اصول اخلاقی در دوران عقد

  اهمیت رعایت اصول اخلاقی در دوران عقد

مهارت‌های ارتباطی یکی از مهم ترین مهارت‌های زندگی است که اهمیت آن به هنگام ازدواج بیش از هر زمان دیگری مشخص می‌شود.

 
مهارت‌های ارتباطی یکی از مهم ترین مهارت‌های زندگی است که اهمیت آن به هنگام ازدواج بیش از هر زمان دیگری مشخص می‌شود.
 
جوانی که با عادات و سبک و شیوه زندگی خانواده خود خوگرفته و بزرگ شده است، باید پس از ازدواج پا به دنیای فرد دیگری بگذارد که او نیز با عادات، سبک و شیوه زندگی خانواده خود بزرگ شده است. تلاقی دو دیدگاه نسبت به زندگی باید در ازدواج نتیجه فرخنده ای داشته باشد وگرنه زندگی مشترک و کانون خانواده که قرار است سبب آرامش زوج‌ها باشد، به محلی برای منازعه و درگیری آن‌ها می‌انجامد.
 
از همین رو و بنا به تقاضای خوانندگان صفحه، بارها درباره اهمیت مهارت‌های ارتباطی در دوران عقد سخن گفتیم. با بررسی اتفاقاتی که در سال‌های اولیه زندگی مشترک رخ می‌دهد، می‌توان دریافت متاسفانه بیشتر زوج‌ها بدون آگاهی و شناخت نسبت به مسیری که باید بپیمایند و فراز و فرودهای آن، تنها به صرف داشتن علاقه و از آن چه به عنوان مشترکات از آن یاد می‌کنند، به عقد هم درمی آیند و ناغافل هسته اولیه تمامی مشکلات را تشکیل می‌دهند.
 
کسب مهارت‌های ارتباطی می‌تواند به چنین جوانانی کمک کند تا هم در انتخاب همسر آینده دقت نظر بیشتری به خرج دهند و هم برای شروع زندگی مشترک توان کنار زدن مشکلات کوچک و بزرگ را داشته باشند. شناخت بهتر همسر، آموزش و یادگیری مهارت ارتباطی، ابراز و ارضای عواطف و احساسات، رسیدن به تفاهم و توافق و همدلی برای تشکیل زندگی موفق، مهم ترین اهداف زوج‌ها در دوران عقد است.

اما تمامی این اهداف در صورتی میسر می‌شود که زن و مرد هر یک خود را مقید به انجام تعهدات اولیه کرده باشند. تعهداتی نظیر پای بندی به همسر، وفاداری و صداقت، احترام به حقوق قانونی همسر و غیره. سپس زوج‌ها در ابتدای راهی قرار می‌گیرند که تکلیف زندگی آن‌ها را به میزان زیادی مشخص می‌کند.
 
شاید بتوان گفت مهم ترین نکته در مهارت‌های ارتباطی زوج‌ها، رعایت اخلاق است. اهمیت این امر به حدی است که دکتر مصطفی اقلیما رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران آن را به عنوان شاه کلید روابط زن و مرد مطرح می‌کند که در سایه آن زوج‌ها می‌توانند با یکدیگر روابط سالم و مثبتی داشته باشند. وی در توضیح رعایت مسائل اخلاقی در دوران عقد می‌گوید: وقتی می‌گوییم زوج‌ها باید در ارتباطات خود اخلاق را رعایت کنند، در واقع از زنجیره گسترده ای از مشکلات ریز و درشت در این دوران که می‌تواند به بدنه ازدواج صدمه جدی برساند، جلوگیری کرده ایم.
 
فقط و فقط در سایه پای بندی به اخلاق است که می‌توان از زوج‌ها توقع رفتارهای شایسته و صحیح را داشت. به عبارتی اگر اخلاق را از این دوران حذف کنیم، نمی‌توانیم هیچ انتظاری از آن‌ها داشته باشیم.
 
یکی از بارزترین ویژگی‌های مثبت که در سایه پای بندی به مسائل اخلاقی حاصل می‌شود، امانت داری و رازداری است. زوج‌های جوان باید بدانند که از لحظه ازدواج باید رازدار همسر خود باشند و با وجود صمیمیت و یکدلی با خانواده خود نباید، رازهای همدیگر را فاش کنند. آن‌ها باید امانتدار خوبی باشند و این خصلت خود را در عمل به اثبات برسانند تا زمینه تفاهم و همدلی و یکرنگی در آن‌ها فراهم شود.وفاداری و صداقت در رفتار و گفتار، حفظ حریم خانواده و کنترل نگاه‌های حرام به زنان و مردان دیگر، چندین گام آن‌ها را به سوی زندگی مشترک موفق نزدیک می‌کند.
 
جوانان باید آگاه باشند که وفاداری و صداقت فقط در بیان عشق کافی نیست بلکه باید در عمل رفتارهای صادقانه و وفادارانه نسبت به یکدیگر داشته باشند، زیرا فقط در سایه صداقت است که اعتماد به وجود می‌آید. هم چنین داشتن وقار و متانت، کمک معنوی به یکدیگر، توجه به زمان حال، رعایت آداب سخن گفتن و داشتن تمکین و تواضع در برابر همسر از ویژگی‌های مثبت یک زوج بااخلاق است.
 
دکتر اقلیما بار دیگر به آموزش مهارت‌های ارتباطی به زوج‌های جوان اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد:
آن چه ما را به اشاره به تک تک این ویژگی‌ها که به ظاهر بسیار سهل الوصول و ساده است برمی انگیزد، شمار روزافزون طلاق در کشور در سال‌های اولیه زندگی است. توجه داشته باشید که بیشتر زوج‌هایی که پس از اندک زمانی از ازدواج به فکر طلاق می‌افتند، در واقع از آموزش ندیدن این مهارت‌های ارتباطی رنج می‌برند.
 
از این رو مشاوران و مددکاران تلاش می‌کنند پس از آموزش مهارت‌های ارتباطی، زوج‌ها را با آن چه پیش رو دارند آماده کنند و تصویر واقع بینانه ای از زندگی مشترک در اختیار آن‌ها قرار دهند.در این دوران همسران باید با آداب و رسوم همسر و خانواده وی آشنا شوند و دیدگاه‌های خودشان را به خانواده طرف مقابل نزدیک کنند.
 
در این مدت زوج‌ها با وظایف همسرداری آشناتر می‌شوند و با استفاده از تجربه دیگران در پی یافتن نقاط مشترک بین خود و خانواده‌هایشان برمی آیند. در صورتی که زوج‌های ناآگاه بر تفاوت‌ها پافشاری می‌کنند و آن‌ها را بزرگ جلوه می‌دهند.
 
پذیرش تفاوت‌ها یک اصل است. هم زوج‌ها و هم خانواده‌ها وظیفه دارند برای شروع یک زندگی مشترک تفاوت‌ها را به چشم پیشرفت نگاه کنند. هم چنین بی اعتنایی به دخالت‌های دیگران، تجسس نکردن بیهوده در مسائل شخصی و خانوادگی دیگران، تقویت احساسات خوشایند و کنترل احساسات ناخوشایند و کسب مهارت برای حل مشکلات از سوی دیگر ابراز علاقه کلامی و غیرکلامی، خرید هدیه یا برگزاری مهمانی بدون اطلاع قبلی می‌تواند پیوند ازدواج آن‌ها را محکم تر از گذشته کند.
 
با این همه نمی‌توان از آسیب‌هایی که دوران عقد دارد، بدون اعتنا گذشت. در دوران عقد بنا به ماهیت آن و مسائلی که پیشتر بارها ذکر کردیم، احتمال دارد مشکلات عدیده ای ایجاد شود که فقط با کسب مهارت‌های ارتباطی و آمادگی زوج‌ها برای حل آن و حمایت خانواده‌ها، قابل رفع است. این آسیب‌ها از جنبه‌های متفاوتی قابل بررسی است از جمله آسیب‌های اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و روحی- روانی.
 
دکتر اقلیما در توضیح این آسیب‌ها می‌گوید:
در بعد اخلاقی شکسته شدن حریم‌ها بدترین اتفاقی است که ممکن است برای زوج‌های جوان در دوران عقد بیفتد.
 
فشار اقتصادی و فشار روحی- روانی مثل خستگی، دلزدگی، ترس از آینده، سوءظن، تردید و اضطراب‌های گاه و بی گاه می‌تواند به ارتباط سالم زوج‌ها صدمه بزند.
 
از سوی دیگر طرد شدن از خانواده، احتمال بارداری، عروسی زودهنگام، ترس از سرزنش دیگران، احتمال جدایی و آمادگی نداشتن زوج‌ها، از نظر روحی- روانی برای شروع زندگی مشترک می‌تواند به ارتباط سالم آن‌ها صدمه جدی بزند. توجه داشته باشید هر یک از موارد مذکور می‌تواند به بخشی از فرآیند ارتباط صدمه بزند که مجموعه آن‌ها به، به بن بست کشیده شدن ارتباط زوج‌ها و در نهایت طلاق منجر می‌شود.
 
از همین رو، توجه به تک تک این موارد هرچند بسیار ساده و طبیعی به نظر می‌رسد اما در پیش گیری از بسیاری از مشکلات در دوران عقد موثر است.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  باورهای غلط را دور بریزیم

باورهای غلط را دور بریزیم

«از شیر مرغ تا جان آدمیزاد.» این قاعده‌ای است كه اغلب خانواده‌های ایرانی هنگام تهیه جهیزیه برای دختران دم‌بخت خود رعایت می‌كنند تا عروس خود را با عزت و احترام هرچه بیشتر روانه خانه بخت كنند.

 

«از شیر مرغ تا جان آدمیزاد.» این قاعده‌ای است كه اغلب خانواده‌های ایرانی هنگام تهیه جهیزیه برای دختران دم‌بخت خود رعایت می‌كنند تا عروس خود را با عزت و احترام هرچه بیشتر روانه خانه بخت كنند. موضوعی به نام جهیزیه در كنار مهریه، یكی از مسائلی است كه میان اغلب خانواده‌های ایرانی به عنوان معیار تعیین شأن دختران جوان در نظر گرفته می‌شود. البته این موضوع نیز از نكاتی است كه تنها جنبه عرفی دارد و هیچ پشتوانه شرعی و قانونی برای آن وجود ندارد و زن نه بر اساس قانون و نه شرع، وظیفه‌ای برای تهیه جهیزیه ندارد. در مطلبی كه می‌خوانید، از نگاه مرتضی بیات قاضی شعبه 273 دادگاه خانواده ونك به بررسی نكاتی درخصوص جهیزیه و نیز چگونگی طرح دادخواست استرداد جهیزیه پرداخته‌ایم كه مطالعه آن می‌تواند شما را با چند و چون این موضوع آشنا كند.

روابط میان همسران براساس قانون تعریف و چارچوب مشخصی دارد. یكی از نكاتی كه قانون در خصوص زنان به آن توجه ویژه‌ای دارد، مسائل مالی زوجه است. این‌كه مرد هنگام طلاق باید تمامی‌حق و حقوق مادی زن را پرداخت كند، این‌كه مهریه دینی ممتاز است كه در هر شرایطی به زن تعلق می‌گیرد، این‌كه زن می‌تواند نفقه گذشته خود را نیز مطالبه كند، همه و همه از نكاتی است كه اهمیت قانون برای حقوق مادی زنان را تبیین می‌كند. به عبارت دیگر می‌توان گفت اگرچه قانون ممكن است نتواند حقوق معنوی زن را اعاده و مثلا احساس جریحه‌دار شده او از زندگی با مردی ظالم را ترمیم كند یا این‌كه اگرچه قانون نمی‌تواند جوانی از دست رفته زنی را به او بازگرداند، اما با كمی‌ فكر و تعقل، زن می‌تواند نكاتی را در ابتدای زندگی رعایت كند كه حداقل حقوق مادی او در زمان جدایی تامین گردد. جهیزیه نیز یكی از حقوق مادی زن است كه هر زمانی بخواهد، می‌تواند آن را از همسرش مطالبه كند. وقتی در خصوص فلسفه این موضوع با قاضی مرتضی بیات گفتگو می‌كنم، او به نكته جالبی اشاره می‌كند و می‌گوید: موضوع جهیزیه از نظر فلسفه وجودی و ماهیت حقوقی آن در كشور ما این‌گونه است كه جهیزیه به رسم امانت از سوی زوجه در اختیار زوج قرار می‌گیرد و زوج فقط می‌تواند از منافع آن استفاده كند اما مطابق قانون، عاریه‌دهنده می‌تواند هر زمانی كه اراده كرد، مورد عاریه را از عاریه‌گیرنده پس بگیرد. زوج نیز به عنوان امین زوجه، فقط تا زمانی كه از آن درست استفاده كند و صدمه‌ای به آن نزند می‌تواند از مهریه استفاده كند.

بیات در تشریح دقیق موضوع می‌گوید: مطابق قانون زوج در صورت استفاده درست، نسبت به عین اموال مسوولیت ندارد. مثلا اگر جهیزیه زنی بر اثر افتادن در حین حمل و نقل یا نوسان برق صدمه دید یا این‌كه بر اثر مرور زمان مستهلك شد، زوج هیچ مسوولیتی در این خصوص ندارد و نیازی نیست غرامتی به زوجه بدهد. البته در قانون، تهیه اثاث خانه به عهده مرد گذاشته شده و زن اساسا وظیفه‌ای ندارد جهیزیه‌ای با خود به خانه همسرش بیاورد و به عنوان اثاث خانه در اختیار مرد قرار دهد. این مساله رسم و عرفی است كه در جامعه ایران پذیرفته شده و به آن عمل می‌شود، اما از نظر قانونی و شرعی پشتوانه و اجباری برای آن وجود ندارد. لذا وقتی زن جهیزیه خود را مطالبه كند و بر اساس اقرار مرد، شهادت شهود یا فهرست سیاهه و دیگر دلایل محكمه پسند ثابت شود كه زن مقدار و اقلام مشخصی از اثاث‌البیت را به عنوان جهیزیه به خانه مرد آورده و تحویل مرد داده، هر زمان اراده كند می‌تواند از زوج این وسایل را پس بگیرد و زوج حق مخالفت ندارد و مكلف است عین این وسایل را متناسب با شان زوجه به عنوان نفقه برای او فراهم كند. این موضوع هم بستگی به هیچ چیز ندارد و زن حتی در زمانی كه خوش و خرم با همسرش زندگی می‌كند هم می‌تواند از همسرش جهیزیه خود را مطالبه كند.

 

‌جهیزیه به ارث هم می‌رسد؟

مطابق قانون، همسران در مسائل مالی خود استقلال دارند. به همین دلیل جهیزیه نیز مالی است كه متعلق به زوجه است و اگر زمانی زن فوت كند، اموالی كه از او به جا می‌ماند به میزان سهم‌الارث به ورثه تعلق می‌گیرد. جهیزیه نیز طبق گفته قاضی شعبه 273 دادگاه خانواده ونك به چنین سرنوشتی دچار می‌شود. اگر زوج و زوجه صاحب فرزند باشند، یك‌چهارم اموال به مرد به ارث می‌رسد و اگر صاحب فرزندی نباشند، یك‌دوم اموال به مرد به ارث رسیده و بقیه اموال میان سایر وراث تقسیم می‌شود.

 

‌تناسب مهریه و خانه همسر

افرادی كه سابقه حضور در جلسه خواستگاری را داشته باشند می‌دانند كه در اغلب موارد، بسیاری از مسائل در یك ازدواج سنتی شكل متقابل دارد. مثلا خرید ازدواج میان دو خانواده به توافق طرفین بستگی دارد و در اغلب موارد اگر داماد، كت و شلواری 700هزار تومانی بخواهد عروس نیز به همان میزان می‌تواند لباس گران قیمتی تهیه كند. در مورد میزان جهیزیه نیز یكی از نكاتی كه مطرح می‌شود، خانه و زندگی داماد و میزان كوچكی و بزرگی آن است كه گاه بر این اساس جهیزیه از سوی خانواده عروس خریداری می‌شود. این نكته‌ای است كه بیات با تایید ضمنی آن می‌گوید: «این عرف منحصر به برخی مناطق كشور می‌شود. مثلا زمانی كه در اصفهان به كار قضاوت مشغول بودم، وضع این‌گونه بود كه اگر برای دختری مهریه‌ای سنگین تعیین می‌شد، خانواده داماد از او توقع جهیزیه سنگین هم داشتند. البته مبنایی است كه خود مردم در برخی مناطق یا شهری مانند تهران گذاشته‌اند ولی مبنای قانونی و شرعی هم ندارد. در قانون ریاست خانواده به عهده مرد است و او به عنوان فردی كه باید نفقه پرداخت كند، موظف به تهیه خانه و وسایل آن نیز هست. مرد از نظر شرعی موظف به تهیه خانه‌ای مناسب و متناسب برای زوجه است. حال فرقی نمی‌كند كه این خانه استیجاری یا تملیكی باشد، اما باید از نظر عرف جامعه و قانون در شان و حیثیت زوجه باشد. زنی كه پزشك است طبیعتا شأن او اقتضا می‌كند كه خانه‌ای در مناطق بالای شهر برای او تهیه شود و البته در چنین مواردی توان مالی مرد هم در نظر گرفته می‌شود. یعنی ممكن است زن شأن بالایی داشته باشد، اما قبول كرده با مردی كه وضعیتی عادی دارد، ازدواج كند و در چنین شرایطی برای مرد تكلیفی ایجاد نمی‌شود كه حتما برای زن در مناطق گران قیمت شهر خانه تهیه شود. 
 

تهیه سیاهه ای برای جهیزیه

تهیه جهیزیه نیز از قاعده ای مشابه پیروی می‌كند یعنی زوج‌ها می‌توانند برای جلوگیری از سوء تفاهم‌های احتمالی درباره میزان جهیزیه و جزئیات آن در هنگام طلا‌ق، از شیوه تهیه سیاهه از اموال جهیزیه استفاده كنند.

به گفته بیات، در چنین مواردی این است كه سیاهه‌ای از اموال تهیه و به امضای زوج برسد. در سیاهه ذكر می‌شود كه مثلا یخچال، ماشین لباسشویی، اجاق گاز و... به عنوان جهیزیه تهیه شده است. این سیاهه تا زمانی كه به امضای زوج نرسد و 2 نفر هم به عنوان شاهد زیر آن را امضا نكنند، اعتبار ندارد.

مطابق قانون، همسران در مسائل مالی خود استقلال دارند. به همین دلیل جهیزیه نیز مالی است كه متعلق به زوجه استپس از امضای زوج و 2 شاهد این سیاهه حالت سند عادی را پیدا می‌كند كه در زمان اختلاف می‌تواند برای اثبات ادعای زوج به كمك او بیاید، اما اگر هم پولی به شكل مستقیم بابت جهیزیه پرداخت شود و مثلا با این پول وسایلی خریداری شود، داشتن فاكتور معتبر اولین قدم برای مطالبه حق و حقوق مادی زوجه در زمان بروز اختلاف است. قدم بعدی نیز این است كه زوجه ثابت كند وسایلی كه او خریده بوده و به عنوان جهیزیه با خود به خانه بخت آورده، در اختیار زوجه بوده است. طبق گفته‌های قاضی بیات، ممكن است زنی مثلا یخچالی بخرد، اما هیچ گاه آن را به خانه شوهرش نیاورد و به خانه برادرش ببرد، اما مهم است كه این جهیزیه به زوج داده شود یا در اختیار او باشد. البته قاضی بیات برای این‌كه سیاهه‌ها «محكم كاری» شود، چند پیشنهاد نیز دارد. او در این خصوص می‌گوید: «امضای زوج به سیاهه اعتبار می‌دهد، اما اگر اثر انگشت او در سیاهه درج شود، این موضوع اعتبار سیاهه را بیشتر می‌كند. بهتر است شهود مرد باشند و از اقوام زوجه نباشند. اگر سیاهه در دفترخانه اسناد رسمی‌تنظیم شود، این مساله حكم سند رسمی‌ را پیدا می‌كند و اعتبار بیشتری خواهد داشت. می‌توان امضای زوجه را در دفترخانه گواهی امضا كرد كه در صورت بروز اختلاف زوج نتواند نسبت به امضای خود ادعای انكار، جعل و تردید مطرح كند، اما در جامعه ما چنین روالی معمول نیست كه زوج را به دفترخانه ببرند و از او گواهی امضا بگیرند، بلكه معمولا این‌طور است كه فهرستی را می‌نویسند و از زوج بابت آن امضا می‌گیرند كه این وسایل به عنوان جهیزیه در اختیار او قرار گرفته است. در سیاهه معمولا توصیف می‌شود كه مثلا فرش از چه نوعی است؟ ماشینی است یا دستباف؟ چه ماركی دارد و... .

 

‌وقتی زوج منكر استفاده از جهیزیه می‌شود

یكی از ساده‌ترین شیوه‌هایی كه مردان هنگام اختلاف برای فرار از پس دادن جهیزیه انتخاب می‌كنند «انكار امضای خود» است. آنها می‌گویند امضای من جعل شده است. در این مواقع به گفته مرتضی بیات، امضا به كارشناس داده می‌شود و پس از رسیدگی به اصالت سند، موضوع بررسی خواهد شد. ممكن است گاهی بر اثر مرور زمان سیاهه از بین برود. در چنین شرایطی، باز هم مطابق قانون كه در آن «ادله اثبات دعوی» تعیین شده، اولین و قوی ترین دلیل برای اثبات وجود جهیزیه «اقرار» است. شهادت شهود نیز در مرحله بعدی قرار دارد و در نهایت دادگاه به «قسم دادن» متوسل می‌شود. البته سند رسمی ‌نیز در زمینه اثبات دعوی در مرحله دوم است كه در چنین موردی صدق نمی‌كند. شاید یكی از شیوه‌های مناسب برای جلوگیری از بروز مشكلات احتمالی این باشد كه جهیزیه نیز در عقدنامه به عنوان «سندی رسمی» درج شود تا این مساله نیز اعتبار سند رسمی ‌را پیدا كند و مندرجات آن برای دو طرف لازم‌الاجرا شود.  

ممكن است برخی افراد تصور كنند فیلم‌هایی كه در زمان بردن جهیزیه به خانه داماد گرفته می‌شود، می‌تواند به عنوان دلیلی برای اثبات دعوی در دادگاه به كار گرفته شود. پاسخ این قاضی دادگستری به این موضوع این‌گونه است: «طبق قانون فیلم و نوار صوتی به عنوان دلیل در محكمه قابل استناد نیست، اما اگر فیلمی‌ باشد كه اصالت آن مورد تایید طرفین باشد و زوج اصالت آن را انكار نكند و مدعی ساختگی و جعلی بودن آن نباشد، چنین موردی به عنوان اماره كه به دیگر دلایل كمك می‌كند از سوی قاضی بررسی می‌شود.»

نكته قابل ذكر دیگر در این زمینه، «شروط احتمالی» است كه ممكن است همسران بخواهند در زمینه جهیزیه در عقدنامه خود ذكر كنند. اگر زن در عقدنامه شرط كند كه جهیزیه را هنگام ازدواج به زوج واگذار كردم، یا این‌كه بنویسد: كل جهیزیه را بخشیدم یا به همسرم فروختم و صلح كردم، چه در عقدنامه و چه در قالب اسناد رسمی ‌دیگر، این مساله معتبر خواهد بود و دیگر زن نمی‌تواند نسبت به جهیزیه ادعایی داشته باشد اما اگر چنین عقدی میان زوج و زوجه برقرار نباشد، قانون مطابق «عقد عاریه» در مورد جهیزیه تصمیم خواهد گرفت. اما برای همسرانی كه جهیزیه را با توافق و پول مشترك یكدیگر تهیه می‌كنند، شاید ذكر این عبارت پیشنهادی از سوی قاضی بیات در عقدنامه بتواند از بروز مشكلات بعدی جلوگیری كند: «زوجه تمام/ قسمتی/ نیمی ‌و... از اقلام سیاهه جهیزیه را عینا به زوج صلح و منتقل كرد و هیچ ادعایی در این خصوص ندارد.»
 

‌برخورد قانون با مرد بی‌اعتنا به جهیزیه

جهیزیه به عنوان «امانت» در اختیار مرد قرار می‌گیرد. اگر مرد در استفاده از این وسایل روزی «جو زده» شود و به آنها آسیب رسانده و آنها را بشكند، همسر وی می‌تواند با مراجعه به دادسرا و طرح شكایت، از همسر خود شكایت كیفری كند. البته اگر از بین رفتن جهیزیه غیر عمدی باشد، دردسری متوجه مرد نیست. ممكن است كل وسایل برقی زن در اثر نوسان برق بسوزد. در چنین حالتی مرد موظف است برای ادامه زندگی وسایلی متناسب با شان زن تهیه كرده و در خانه او قرار دهد اما اگر مثلا مردی عمدا كاری انجام دهد كه برق دچار نوسان شده و وسایل الكترونیكی زن بسوزد، قانونا مجرم است. یا اگر در ماشین لباسشویی 10 كیلویی، 20 كیلو لباس بریزد و باعث خرابی آن شود، موظف به تامین عین آن وسیله برای همسرش است زیرا مطابق قانون در استفاده از این وسیله كوتاهی و زیاده روی كرده است.

قاضی بیات بعد از ارائه این توضیح‌ها، فارغ از همه محدودیت‌هایی كه قانون برای چنین مواردی پیش بینی كرده به نكات جالبی اشاره و تاكید می‌كند: «باید عرف و عادات غلط و خلاف شرع و قانون را كنار بگذاریم. وقتی می‌پذیریم و می‌دانیم زن وظیفه‌ای برای تهیه جهیزیه ندارد، نباید این عرف را آنقدر سنگین كنیم كه به خانواده‌هایی كه مثلا چند دختر دارند فشار بیاید و مجبور شوند برای كم نیاوردن و تحقیر نشدن در مقابل دیگران، با توسل به وام‌های سنگین مجبور به تهیه جهیزیه برای دختران خود شوند.

در شرع اسلام و در زمان پیامبر اكرم(ص) نیز، هنگام ازدواج امام علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، مهریه حضرت زهرا مقدار كمی ‌بود و شامل وسایل ابتدایی برای زندگی می‌شد، اما در حال حاضر این مساله فشار مالی زیادی را بر مردم وارد می‌كند. البته نباید عرف را هم زیر پا گذاشت و باید تعادلی در این زمینه ایجاد و البته عرف‌های غلط كنار گذاشته شود. یكی از این عرف‌های غلط نیز قرار دادن جهیزیه در مقابل مهریه است.»

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چرا بعضی از دختران تنها می مانند!

چرا بعضی از دختران تنها می مانند!

آیـا از بـرخـورد با مـردانـی كـه آشـكـارا آمـادگـی ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــیــدگشته اید؟ اگر در یافتن جفت خود منتهای كوشش خود را نموده ایـد و در این زمینه بموفقیت چندانی دست نیافته اید،
 
 
آیا از دیدارهایی كـه مـنجر به بــرقـراری رابـطه نگردیده اند خـستـه شـده اید؟ آیـا از بـرخـورد با مـردانـی كـه آشـكـارا آمـادگـی ســرسـپــردن در عــشـق را نـدارنــد، نــا امــیــدگشته اید؟ اگر در یافتن جفت خود منتهای كوشش خود را نموده ایـد و در این زمینه بموفقیت چندانی دست نیافته اید، ممكن است وقت آن رسیده باشد كه درباره دیدگاهتان نسـبــت بجستجوی عشق حقیقی تجدید نظر كنید. در این بخش
با پنج اشتباه متداول زنان در بازی عـشق آشنا میشوید. اگــر بـرخـی از ایـن دلایــل بــرایــتـان آشــنــا بــود، خـود را سرزنش نكنید. فقط بدانید كه لیاقتتان بیشتر بوده و عهد ببندید كه برای بهتر بودن تغییر نمایید.
1- اگر فكر كنید كه عشق هرگز شما را پیدا نخواهد كرد، چنین نیز خواهد شد بسـیـاری از زنـان نـاامـیدیـهــای رومانتیكشان آنها را متقاعد نموده كه برای ایـنـكه مـورد محبت و توجه دیگران قرار بگیرند، به صـورت ذاتــی چیزی درونشان وجود ندارد. آنها مثلا میگویند: ''كی حاظر میشه با من ازدواج كنه؟ مطمئنم كه تا آخر عمرم تنها میمونم.''
بطور واضح چنین زنانی همانند من و شما شایسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواریم!) اما آنها دارای مشخصه ای ترسناك می باشند كه می تـوانـد بـرای سـالهای متمادی باعث تنها ماندنشان گردد: ''پیشگویی كامبـخش.'' یعنی مسـئـلـه ای واقعـیـت می یابد چون مردم انتظار واقعـیتش را داشته و بگونه ای رفتار میكـنند كـه باعث اتفاق افتادن آن گردد.
پیشگویی كامبخش مسری نیست اما سبب میگردد تا ارتـباطات بالقوه به سویی مخالف بحركت درآیـنـد. آن یـك بیـماری مـوذی اسـت. بـطور فیــزیكی، بیمار را دست نـخورده باقی میگذارد. اما هر قدر فردی بیشتر بگوید، ''من هرگز عشقی نخواهم یافت،'' احتمال وقوع چنین انتظاری افزایش میابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق دیدگاه كسی روشنتر باشد -- '' من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتی هستم كه حتما همدمی پیدا خواهم كرد'' -- پیشگویی آینده رومانتیك او نیز روشنتر خواهد بود.
اگر شما جزء كسانی هستید كه افكارشان از دریغ و افسوس پر شده است،دست بكار شوید: مجله ای تاسیس كنید. هر روز چیزی دوست داشتنی درمورد خودتان بنویسید. این كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتی می تـوانید با برخی از دوستان نزدیك یا اقوام خود هم فكری نمایید تا آنها بتوانند دلایلی كه فكر می كـنند باعث خوشبختی یك مرد با داشتن شما میگردد را بیان نمایند. علت این تقاضای خـود را برای آنها بیان كنید، آنـها نـیـز احتمالا از كمك كردن به شما خوشحال خواهند شد. هرگـاه فـكـری مـنـفـی در شرف حمله به ذهنتان قرار گرفت، آنرا با فكری مثبت جایگزین نمایید.

2- ایده بد بودن همه مردان را لگد كوب كنید

خبر خوب: نسل مردان خوب منقرض نشده است. آنها هنوز بطور وسیع یافت میشوند. نـكتـه ایـن اسـت كـه بـیـاموزیـد یـك مرد شایسته را هم تشخیص دهید و هم بخواهید. سحر یكی از دوستان من میگوید: ''چنـدین سال جذب مردانی میشدم كه ماموریتشان اذیـت كردن من بود. از زد و بندهایشان معلوم بود. وقتی میگفتند با من تماس میگیرنـد هیچگاه این كار را انجام نمیدادند، مرتب دروغهای احمقانه به هم میـبافتـند، می گفتند كه مرا دوست دارند بعد به سراغ زنان دیگر می رفتـنـد. حـتی یكی از آنهـا می خواست بهترین دوست من را از راه بدر كند.'' سحر مرتب سرزنش میكـرد كـه رابطه هایش مملو از تقلب و فریبكاری بوده است: هیچ مردی نمی تـواند خـوب و با وفا باشد. تا اینكه او در مراسم عروسی دختر عمویش شركت كرد. او گفت: ''سـامان، داماد عسل، بهترین مرد دنیاست او حـتما عسل را خوشبخت و برای خوشحال كردن او زندگی خواهد كرد. وقتی برق شیرین و دوست داشتنی چشمان سامان را دیدم، بــا خـودم عهد بستم كه روزی با مردی آشنا شوم كه همانند گنجینه به من نگاه كند.''
سحر وقفه ای در روابط خـود ایـجاد نموده و درباره وسـواس فـكریش نـسبت به مردان بد كمی به تفكر پرداخت. او میگوید: ''پدرم آدمی خوشگذران و به عنـوان یـك شـوهر و یـك پدر سرد و بی مسؤلیت بود. وقتی 10 سال داشتـم مـا را تـرك كـرد. بعد از آن گه گاهی كه او را میدیدم، برای جلب توجه او چرخ و فلك مـیرفتم. وقتی برای داشتن دوست پسر بـه انـدازه كـافی بـزرگ شـدم، بصورت مجازی با افرادی ارتباط برقرار می كـردم كـه دارای اخلاقیات پدرم بودند. زمانیكه به خودم آمدم و فهمیدم كه چه كاری دارم انجـام میدهـم، بـا مردانی روبرو شدم كه آنچنان هم زرق و برقی و غیر قابل اطمینان نبودند.''
امروز سحر نامزد دارد -- شخصی هم تیپ سامان. او میگوید: '' نمیتوانم باور كنم كه آن هـمه وقـت را با مردانی تلف كردم كه همانند یك شیء بی ارزش با من رفتار میـكـردند. امـا ارزش آن را داشت، چون فكر میـكنم در نهایت به من آموخت كه قدر یك مرد خوب را بطور حقیقی بدانم.''
- بعد از من تكرار كنید: عشق مترادف با افسار به دست گرفتن نیست
وقتی سارا، یك گرافیست 29 ساله در مجله خانواده، با نامـزد خـود آشـنـا شـد، گـویـی رویایی به حقیقت پیوست. در تصورات سارا او و نامزدش سعید میبایست همه كارها را با هم انجام میدادند. سعـیـد ایــده متفاوتی داشت. سارا میگفت: '' تصور میكردم وقتی به هم رسیدیم، سعید بازی بیلیارد دو بار در هفته و نیز بیرون رویهای بعد از كار خـود را با دوستانش كنار خواهد گذاشت. شغل ما وقت آزاد زیادی برایمان باقی نمی گـذاشت. نباید این وقت اندك را تلف دیگران میكردیم.''
اینكه از شریك زندگی خود بـخواهید 24 سـاعـت روز و 7 روز هـفـتـه بـا شـما بـاشد واقع گرایانه و منـصـفـانـه نـیـسـت، بـا ایـن وجـود مـانـنـد سـارا بـسیـاری از زنان اگر مردشان نیازهایی داشته باشند (مثلا كارها و یا خلوت های مردانه) كه نتوان بوسیله رابـطـه بـه آنها جامع عمل پوشاند، احساس دل شكستگی و ترك شدگی مینمایند.
سستی و نیازمندی سارا منجر شد به اینكه سعید احساس كند گویی تحـت بازداشت خانگی قرار دارد. و فرقی ندارد كه زندان چقدر با شكوه و مـجلل بـاشـد، زنـدانی بالاخره میخواهد خود را رهایی دهد. بین زوجین شكاف و جدایی ایجاد میشود.
شاداب ترین زن و شوهرها برای رشـد یـافتـن به یكدیگر اجازه نفس كشیدن می دهند. هرقدر جدایی زندگی آنها پویاتر باشد (در زمینه های مشاغل، سرگرمی ها، دوستان)، وقتی بهم میرسند مجبور خواهند بود مقدار بیشتری را با یكدیگر تسهیم كنند.

4- مرتكب عهدشكنی عاطفی نشوید

این حیاتی است كه شریك زندگیتان فردی باشد كه شما در مورد او با نزاكت و مهربانی رفتار كنید. اگر تمامی جوكهای مورد عـلاقه و داستـانـهای ''روزهــای بــد گذشته'' خود را برای یكی از دوستان و یا همكاران مرد خود تعریف كنید، وقتی به خانه برمیگـردیـد بـرای شوهرتان چه چیزی باقی خواهد ماند؟ ممكن است عاقلانه به نـظـر نـرسـد، امـا وقـت و انرژی هر فردی دارای ارزش و اهمیت ویژه ای است و مـقـدار زیـاد آن در یـك رابـطه باعث تداوم می گردد -- و اگـر شما وقت و انرژی خود را با فرد دیگری صرف كنید بطور بالقوه به رابطه خانوادگی خود لطعمه خواهید زد.
بـدتر آن اسـت كـه تـوسـط بـرقـراری رابطه با یك دوست و یا همكار مرد، اعـتـماد و اطـمیـنـان شـوهرتان را از خود سلـب نـمـوده و بـدیـن ترتیب با بی وفایی او را آزار دهید. آذر یـك سرآشپز 34 سـالـه میـگوید: ''بعد از گذشت 6 سال از ازدواجمان شوهرم حمید و من شروع بـه فـاصـلـه گـرفـتـن نمودیم. مشكل جدی نداشتیم، اما دیـگر او نـفـر اولی نبود كه وقتی اتفاقی خوب یا بد می افتاد برایش تعریف میكرم. این افتخار نصیب رضا، همسایه مان، شده بود.''
آذر هیچگـاه بـا رضـا رابطه جنسی نداشت اما آنها رابطه ای صمیمی را آغاز كرده بودند، مثلا آذر به سعید گفته بود كه شوهرش موی مصنوعی بر سرش میگـذارد و سـعـید این موضوع را به عنوان جوك در خانه همسایه دیگرش در كنار باریكیو مـطـرح نـمـود. حـمـیـد وقتی شنید بالای سر كباب و مشروب در خانه همسـایـه در مـورد مسـائـل خصوصی او مضحكه می شـود، شـوكـه شـد و احـسـاس كـرد بـه او خیانت شـده. او همسرش را به بی وفایی متهم نـمود و نـاگـهان بـزرگـتـرین دعوای ممكن بین زن و شوهر رخ داد. آن دو مسائل را حل و فصل كردند، اما به آذر به بهای گـزافـی یـادآوری شد كه ازدواج باید رابطه شماره یك او در زندگیش قلمداد گردد.
 
5- اگر فكر میكنید كه همیشه حق با شماست، در اشتباه هستید
وقتی شیرین، یك دختر 29 ساله از شیراز، با نامزد خود علی آشنا شد، خوشحال بــود كه با او وجوه مشترك بسیاری دارد. هر دو وكیل بودند، به ورزش شنا، اسكی و شطرنج عشق می ورزیدند. همچنین هر دو سرسـختانه مـغـرور و پـرمـبـاهـات بـودنـد. شـیـریــن میگوید: ''همه چیز علی خوب و كامل بود بجز یك عیب بسیار بزرگ. همیشه فكر میكرد حـق بـا اوسـت و میخواست حرفش را به كرسی بنشاند -- خواه این كه كدام رستـوران همبرگر بهتری دارد و خـواه كـدامـیـك از مـا بـخاطر دعوای قبلی اول عذرخواهی كرده. آن چیزی كه خیلی دیر متوجه شدم این بود كه من هم بهمان بدی هستم. نمی توانستم قبول كنم كه فراموش كرده ام پیغام مهم تلفنیش را بـه او بـدهـم و یـا خـواسـتـه منـتقل شدن او به تهران را باید جدی می گـرفــتم. من دوست داشتم در شیراز بمانم و این كل موضوع بود. او یا باید من را ترجیح میداد یا تهران را.''
علی تهران را تـرجیح داد. اگـر شـمـا و یـا شوهرتان هرگز نـتوانید اشتباه خود را بپذیرید، ممكن است به كامیابیهای كوچكی دست پیدا كنید، اما هـرگز رضـایـت واقعی را بدست نخواهید آورد. معذرت خواهی نشانه ضعف نیست بلكه عشق یعنی گـهــگاهـی مجبور شوید بگویید كه متاسفید.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تکنیک های مدیریت ذهن و آرامش در دوران پیش از ازدواج

تکنیک های مدیریت ذهن و آرامش در دوران پیش از ازدواج

هیچ می دانید اگر شما پیش از ازدواج تان استرس داشته باشید چه کسی بیشترین ضرر را خواهد کرد؟ ممکن است هم از لحاظ مالی و هم عاطفی مشکلاتی برایتان بوجود بیاید

هیچ می‌دانید اگر شما پیش از ازدواج‌تان استرس داشته باشید چه کسی بیشترین ضرر را خواهد کرد؟ ممکن است هم از لحاظ مالی و هم عاطفی مشکلاتی برایتان بوجود بیاید. پس باید بر خودتان مسلط باشید و لازم است از همین الان تمرین را شروع کنید. ما به شما راههایی پیشنهاد می‌کنیم که تنها با عمل به این سه گزینه، بتوانید این مرحله را به خوبی پشت سر بگذارید.

یک اتاق ساکت و آرام را انتخاب کنید؛ روی کف زمین دراز کشیده و چشمان‌تان را ببندید. یک نفس عمیق بکشید. این نفس عمیق را از بینی‌تان شروع کرده و به شکم‌تان منتقل کنید. تصور کنید که تمام بدن‌تان را آرامشی عمیق فرا گرفته و با هر بازدم عمیقی که انجام می دهید استرس را از بدن‌تان بیرون می‌کنید.ذهن‌تان را کاملا آرام کنید، همه مسائل را از آن بیرون کنید و به هوایی که به بدن‌تان وارد و خارج می‌شود فکر کنید و فقط روی دم و بازدم‌تان تمرکز کنید. این کار را تا زمانی انجام دهید که احساس آرامش و راحتی شما را در بر گیرد.  
 

ممکن است بعضی اوقات احساس کنید بدن‌تان دچار کوفتگی شده است. یا ممکن است احساس خستگی شدید یا سردرد داشته باشید. همه اینها نشان دهنده این است که استرس را وارد بدن‌تان کرده اید.

پس باید زمانی را به این اختصاص دهید که دراز کشیده و بدن‌تان را منبسط کرده و نفس عمیق بکشید. یوگا حرکات کششی و آرامش دهنده خوبی دارد و باعث آرام شدن ذهن شما می‌شود. یک حرکت ساده یوگا را به شما معرفی می‌کنم: " حالت جنینی"، روی پاهایتان بنشینید و در حالت خمیده متمایل به جلو قرار بگیرید.سعی کنید که شکم‌تان را منبسط کنید، و تا جاییکه ممکن است سرتان را به سمت شکم خم کنید. بازوهایتان را کنارتان قرار دهید و چشمان‌تان را ببندید و یک نفس عمیق بکشید.   

زمانیکه استرس‌تان از بین رفت مراقب رژیم غذایی‌تان باشید، باید از خوردن کافئین، شکلات و نوشیدنی‌های الکی اجتناب کنید . درست است که اینها مواد غذایی خوشمزه و وسوسه کننده ای به نظر می‌رسند، اما میزان استرس بدن را افزایش می‌دهند. فراوان آب بنوشید و سعی کنید که در رژیم غذایی‌تان بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا بدن‌تان را از آلودگی‌ها و سم پاک کند. 
 

گاهی اوقات در میان روز فرصتی به خودتان بدهید تا کمی در میان طبیعت و یا مکان‌های هنری گردش کنید. از فکر کردن درمورد هر چیزی که به مراسم ازدواج‌تان می‌شود خودداری کنید، و به جای آن به اطراف‌تان توجه کرده و به این فکر کنید که این مکان‌های زیبا در شما احساس آرامش ایجاد می‌کنند. بعد از انجام این کارها می‌بینید که چقدر اوضاع بهتر شده است. 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  پنجاه راه ساده برای داشتن کودکی باهوشتر

 

 

 

 

 

 

 

متخصصین کودکان متعقدند که اولین سالهای زندگی کودک اولین سالهای یادگیری است.

شما برای تحریک کودک یا نوزاد نوپای تان نیازی به موزیک کلاسیک، نوارهای زبان، یا کارتهای رنگی براق ندارید. بهترین وسیله یادگیری خود شما هستید. حرف بزنید، آواز بخوانید، کتاب بخوانید، و با همدیگر بخندید.

این همه آن چیزی است که بهتر است هرروز انجام دهید. اما بعضی وقتها فکرکردن به راه های جدید برای تشویق و تحریک کوچولویتان سخت است به خصوص بعد از یک بیدار خوابی شبانه برای آرام کردن گریه اش این کار را سخت‌تر نیز می‌کند.

اما پنجاه راه علمی، سرگرم کننده و با کارآمد ما الهام بخش شما خواهد بود.

۱) تماس چشمی داشته باشید:

از کوتاه ترین لحظات وقتی که چشمهای نوزاد شما باز است استفاده کنید، مستقیم به آنها نگاه کنید. نوزتدان چهره ها را خیلی زود تشخیص می دهند و چهره شما مهمتر از همه است. هر وقت که او به شما خیره شد در واقع در حال ساخت حافظه‌اش است.

۲) وراجی نکنید:

اگرپشت سر هم حرف بزنید ممکن است نگاهی بی روح نسیب شما شود اما اگربرای مدت کوتاهی ساکت بمانید زمانی که نوزاد شما سعی در حرف زدن دارد متوجه خواهید شد که اوخیلی زود آهنگ گفتار شمارامی فهمد وجای خالی مکالمه تان را پرمی کند.

۳) اگر ممکن است از شیر خودتان به او دهید:

و تاجایی که می توانید آن راطولانی کنید. برطبق تحقیقات کودکانی که ازشیرمادرتغذیه می کنند آی کیوی بالاتری دارند. بعلاوه زمان پرستاری ازنوزادتان بهترین وقت برای پیوند با اوست آن هم وقتی که برای او آواز می خوانید، حرف می زنید یا زمانی که به آرامی موهای نرم دلبندتان را نوازش می کنید.

۴) برای اوزبان درازی کنید:

مطالعات نشان داده است که نوزادان دو سه روزه می توانند حرکات مربوط به صورت را تقلید کنند. این نشان می دهد که آنها خیلی زود موفق به حل مسائل می شوند.

۵) اجازه دهید خود را در آیینه ببیند:

آیا تا به حال دیده اید که به آیینه خیره شود؟ درابتدا ممکن است، فکرکند که کودک زیبای دیگری را تماشا می کند. اما اودوست دارد بچه دیگری بسازد ودستهایش را تکان دهد وبخندد.

۶) شصت پایش را قلقلک دهید:

در واقع همه پایش را قلقلک دهید یا به آرامی لمس کنید. خنده اولین مرحله برای رشد حس بزله گویی وسرگرم کننده بودن اوست.

۷) تفاوت یا نابرابری خلق کنید:

دوتا عکس را به فاصله هشت تا دوازده اینچی از صورت او نگه دارید. آنها بایستی شبیه بهم باشند، اما یک تفاوت کوچک بینشان باشد، مثلا دریکی درخت وجد داشته باشد ودر عکس دیگردرختی نباشد. حتی نوزاد جلو وعقب می رود وبه آن نگاه خواهد کرد.اومتوجه تمایز آنهامی شود.این کار اورابرای مرحله شناسایی حروف وبعد کتاب خواندن آماده می کند.

۸) اورانیزدرآنچه که می بینید سهیم کنید:

گاهی کودک خود را برای پیاده روی ببرید. آنچه را که می بینید برای او تعریف کنید. مثلا بگویید"آن یک سگ کوچولو، یا درختهای بزرگ را ببین" جمله های کامل برایش بگویید واین فرصت رابدهید که شانس ساخت جملات وکلمات بی حدی را داشته باشد.

۹) کودکانه با او حرف بزنید:

کودک به گفتار و صدای احمقانه شما، آهنگ مناسب می‌دهد و آن را با زبان کودکانه خود تنظیم می کند.

۱۰) ترانه‌ای بخوانید:

تا آنجایی که می توانید ترانه های آهنگین یاد بگیرید، یا اشعار خود یا گفتارتان را آهنگین کنید. مثلاً وقتی می خواهید کهنه دلبندتان را عوض کنید، کاری که آنجام می دهید را برایش آهنگین تعریف کنید" کهنه اش وعوض کنم....."بعضی از محققین می گویند، یادگیری ریتم و موزیک به یادگیری بهتر ریاضیات کمک می کند.

۱۱) از زمان تعویض لباس و کهنه اش بهره جویید:

زمانی که کهنه اش را تعویض می کنید، بخش هایی از بدنش را به او یاد بدهید یا درزمان تعویض لباس هایش ترتیب لباس پوشیدن را برایش تعریف کنید تا برای دفعه بعد از شما پیشدستی کند، مثلا بپرسید حالا نوبت چی بپوشیم؟

۱۲) برایش زمین بازی شوید:

روی کف اتاق دراز بکشید واجازه دهید از شما بالا برود یا روی شما بخزد، چهاردست و پا برود. این ازخیلی سالنهای بازی ارزانتر است در ضمن شما به او در پیشرفت هماهنگی اعضای بدنش و حل ماهرانه مسائل کمک می کنید.

۱۳) با هم به خرید بروید:

وقتی که ازرقصیدن وآواز خواندن خسته شدید ونیازبه یک وقفه دراین کارها داشتید با هم به خرید بروید، رنگها، چهره ها، صداها، بهترین سرگرمی را برای کودک شما فراهم می کند.

۱۴) عملکرد خیلی چیزها را به او نشان بدهید:

وقتی اعلام می کنید "الان می خوام لامپ را روشن کنم" قبل از اینکه کلید برق را بزنید به او علت واثرش را توضیح دهید.

۱۵) او را شگفت زده کنید:

گاهی اوقات به آرامی روی صورت ، دستها، شکمش، فوت کنید . این کار او را خوشحال می کند. به آرامی برای اوسوت بزنید وبه عکس العمل وپیش دستی کردنش نگاه کنید!

۱۶) قاپیدن پارچه ها:

اگرفرزندتان، کشیدن پارچه های روی میز واجسام دیگر را دوست دارد، به او اجازه دهید این کار را انجام دهد. شما سرگرمی های حساسی دارید که او می تواند به راحتی آنها را مچاله کند واز اوطو بیاندازد. اسباب بازی های کوچک را زیر پارچه ها مخفی کنید وبا پیدا کردنش اورا هیجان زده کنید.

۱۷) کتاب بخوانید:

دوباره ودوباره کتاب را بخوانید. دانشمندان فهمیده اند که کودکان حدود هشت ماه وبالا تر می توانند ترتیب لغات را در داستان تشخیص دهند وآنها را یاد بگیرند.بخصوص وقتی که دو یا سه بار خوانده شود، دانشمندان معتقد ند که چند بار خواندن یک داستان به یادگیری زبان به آنها کمک می کند.

۱۸) با او دالی بازی کنید:

مخفی شوید یا جستجوی مضحکی را برای آنکه اوبیشتر بخندد انجام دهید، کودک شما یاد می گیرد که بعضی اشیائ وموضوعات ناپدید می شوند وناگهان ظاهر می شوند.

۱۹) حس لامسه اش را تحریک کنید:

پارچه هایی را با بافت های مختلف چون ابریشمی، پشمی، لنین تهیه کنید وآنها را به آرامی روی گونه ها، پا ها وشکمش حرکت دهید وبرایش هر حسی از لمس این پارچه ها را توضیح دهید.

۲۰) فراموش نکنید به او فرصت استراحت بدهید:

هرروز چند دقیقه ای را با فرزندتان روی زمین بنشینید، بدون اینکه موزیکی پخش شود با هم به آرامی نفس بکشید یا با او حقه بازی کنید. مثلا در بازی به او حقه بزنید، اجازه دهید حقه شما را کشف کند وتوجه داشته باشید که چه وقتی متوجه این حقه می شود.

۲۱) آلبوم خانوادگی بسازید:

آلبومی که شامل عکسهایی از خویشان نزدیک ودور باشد. اورا دربین عکسهای درون خانه بچرخانید این حافظه کودک شمارا می سازد، مثلا وقتی مادربزرگ تلفن می کند همانطور که صدای مادربزرگ را گوش می دهد عکس مادربزرگ را نیز به او نشان بدهید.

۲۲) اجازه دهید با غذایش بازی کند:

وقتی برای غذا خوردن آماده است، همراه غذا خوردنش اجازه دهید اجزای غذایش را لمس کند. بخصوص وقتی غذا شامل نخود فرنکی پخته، غلات، پستا، یا تکه های بزرگی از طالبی و امثال اینهاست را با انگشتانش بگیرد و احساسش را نسبت به آنها کشف کند.

۲۳) اسباب‌بازی‌هایش را جمع کنید:

حتی اگر اینطور به نظر می رسد که او از تکرار به زمین انداختن اسباب بازی هایش لذت می برد واین کار شما را دیوانه می کند اشکالی ندارد برای او جمع کنید ودوباره به دستش دهید او درحال یادگیری قانون جاذبه است.

حتی می توانید چند کاغذ نم‌دار و مچاله شده یا چند توپ بیس بال به او بدهید ودر پایین صندلی اش یک سطل بگذارید تا برای انداختن آنها هدفمند شود.

۲۴) تمرین بازی سه کارت(یک بازی معروف مکزیکی):

چند ظرف خالی پلاستیکی انتخاب کنید ویکی از اسباب بازی های کوچکش را زیر یکی از ظرف ها مخفی کنید، بعد ظرف ها را حرکت دهید سپس اجازه دهید او ظرفی را که محتوای اسباب بازی است را پیدا کند.

۲۵) میدان بازی شبیه تمرینات نظامی بسازید:

برای تمرین مهارتهای حرکتی می توانید ازابزار ساده ای چون کوسنهای مبل، بالشتها، جعبه ها، واسباب بازی های خودش استفاده کنید. آنها را روی زمین بچینید و به کوچولوی خود نشان دهید که چطور روی آنها یا زیر آنها بخزد یا در اطراف آنها بچرخد.

۲۶) دنبال بازی کنید:

سراسر خانه را چهار دست و پا با سرعت های متفاوت بروید و در مکانی جالب برای یازی بیاستید.

۲۷) حالا از رهبریش پیروی کنید:

همانطور که کودک شما بزرگ می شود بازیهای تازه ای را ابداع می کند و می خواهد بداند که آیا هرکاری که او انجام می دهد شما هم انجام خواهید داد، مثلا صدای احمقانه درآوردن یا چهار دست وپا به عقب رفتن یا بی جهت خندیدن.

۲۸) صورت مضحکی داشته باشید:

لپهایتان را باد کنید واجازه دهید او بینی شمارا لمس کند وقتی این کار را کرد ناگهان پف....... اجازه دهید گوشتان را بکشد وسپس برایش زبان درازی کنید.وقتی به سرتان دست می زندصداهای جالبی دربیاورید وسپس همان کارهارا سه یا چهار مرتبه تکرارکنید، وبعد قانون بازی را تغییر دهید تا برای ادامه آن حدس بزند.

۲۹) کمک کنید مسیرش را تجربه کند:

او را بغل کنید ودرخانه گشتی بزنید دستش را به پنجره سرد بزنید، یا پارچه های نرم به دستش بدهید یا اجازه دهید برگ لطیف بعضی از گیاهان را در دست بگیردیا دیگر اشیائی که ایمن هستند ودرحین سفرخانگی اسم اشیائ را برایش بگویید.

۳۰) داستانهای بلند تعریف کنید:

یکی از داستانهای دلخواهش را انتخاب کنید وبجای اسم شخصیت اصلی نام او را ببرید تا برایش جالبتر شود.

۳۱) کتاب باغ وحش بسازید:

در دیدار بعدی از باغ وحش عکس هایی از حیوانات مورد علاقه اش تهیه کنید و آنها را در کتابش بیاورید وبرای هر کدام اسمی بگذارید وآن کتاب را باهم بخوانید یعنی برایش داستانی تعریف کنید وصدای حیوانات را تشبیه کنید.

۳۲) (بعضی وقتها) اجازه دهید ریاست کند:

هروقت که امکان دارداجازه دهید اوانتخابی بین دوآیتم داشته باشد مثلا بین دورنگ نوشیدنی دروقت غذا، اومی فهمد که تصمیمش محترم است ودر این حین تمرینی درباره رنگها داشته باشید.

۳۳) او را در مرکز توجه قراردهید:

فیلمهای قدیمی خانگی را باهم تماشا کنید مثل فیلمهایی از اولین حمامش یابازی با پدربزرگ و نیز داستانش را تعریف کنید این به ساخت زبان وحافظه اش کمک می کند.

۳۴) همه چیز را بشمرید:

مثلا تعداد بلوک هایی که می تواند روی هم قراردهد یا تعدادپله های خانه تان، یا انگشتهای دست وپایش را بشمرید. عادت کنید باصدای بلند بشمرید زیرا اوخیلی زود در شمردن به شما ملحق می شود.

۳۵) بهترین زمان فهمیدن وقت داستان تعریف کردن است:

به جزئیات ریزدر تصویرها اشاره کنید ودرباره آنها ازاو سوال بپرسیدمثلا چرا فکر می کنی اونمی تواند تخم مرغ بخورد؟ وامثال این سوالات که می توانید ردداستانها پیدا کنید.

۳۶) تلوزیون را خاموش کنید:

مغز کودک شما احتیاج دارد یکی یکی مسائل را حل و فصل کند.

۳۷) چشم اندازش را تغییر دهید:

صندلی بلند کودکتان را به طرف دیگر میز ببرید، با این کار حافظه کودک را نسبت به چیدمان غذاها روی میز تغییر می دهید.

۳۸) کوچولوی من بچرخ و برقص:

به اویاد بدهید مثل یک مرغ مضحک بچرخد و قدقد کند یا مثل یک رقاصه باله برقصد.

۳۹) بازی حافظه با سری از عکس ها:

تصاویری از چهره های افراد مهم درزندگی کودک تهیه کنید واز هرکدام دوتا داشته باشید. عکس ها را به پشت روی زمین بچینیدوبعد اجازه دهید کودک دوتا عکس مشابه را پیدا کند. همانطور که اوبزرگتر می شود دربازی حافظه تغییراتی ایجاد کنید.

۴۰) در باران بازی کنید:

توی چاله های کوچک پرآب بپرید، روی علفهای خیس با هم بنشینید، این کارها جالب هستند، اگرچه کثیف و شلخته می شوید ولی در این راه او فرق بین خشکی و رطوبت را می فهمد.

۴۱) حشرات(جوجوها) را شکار کنید:

تصویر حشرات بی ضرر مثل کفش دوزک، جیرجیرک، یا پروانه‌ها را در کتاب‌ها و مجلات نگاه کنید و سپس به پارک بروید و چند تایی از آنها را پیدا کنید.

۴۲) با او شوخی کنید:

عکس یکی ازنزدیکان را به اونشان دهید و مثلاً بگویید"مامانی عمو را صدا کن"سپس بگویید "خیلی احمقی شدی ها" و برای اینکه حس بزله گویی وشوخی کردن را در او بپرورانید به حرفهایتان بخندید.

۴۳) لباس بپوشید:

اجازه دهید با بعضی پیراهن های قدیمی پدر بازی کند. کلاه های زمستانی قدیمی، روسری وشال یا دستکشها را بیرون بیاورید.سپس آنهارا بپوشید و خود را درآن موقعیت وانمود کنید وببینید حافظه اش شما را درکجا وچه موقعیتی تصور می کند.

۴۴) درباره حجم و اندازه ها با او حرف بزنید:

چند فنجان وظرف قدیمی پلاستیکی با اندازه های مختلف تهیه کنید واجازه دهید کودکتان با یکی درون یکی دیگر آب بریزد، البته بهتر است درزمان حمام کردنش باشد. بعضی وقتها میزان آبی که می ریزد نسبت به ظرفش کم و زیاد می شود با او درباره حجم واندازه ظرفهایی که در داست دارد صحبت کنید که کدام یک بزرگتر وکدام یک کوچکتراست.

۴۵) عینک رنگی بزنید:

وقتی با هم به پیاده روی یا ماشین سواری می روید، عینک رنگی بردارید وازاو رنگش را بپرسید واجازه دهید که اوبرای شما یک رنگ انتخاب کند.

۴۶) از آنها در کارهایتان کمک بگیرید:

بچه های کوچک می تواننددر جمع کردن لباس های تیره و روشن به شما کمک کنند، حتی ممکن است قادر باشند لباسهای خود را دربین آنها جمع کنند.

۴۷) کتابخانه رفتن را برای او جالب کنید:

با خیمه شب بازی او را به کتابخانه رفتن ترغیب کنید.

۴۸) برای او نشانه هایی بگذارید:

هرهفته را به یکی ازحروف الفبا اختصاص دهید. برای مثال کتابهایی که با حرف الف شروع می شوند یا غذاهایی که با حرف الف آغاز می شوند یا میان وعده هایش را به شکل آن حرف تهیه کنید ودرآخر درمسیر پیاده روی اش حرف مورد نظر را با گچ سفید بنویسید.

۴۹) دوباره بازی کن کوچولوی من:

جعبه قدیمی اسباب بازی های پرسرو صدایش(مثل جغجغه) را بیرون بیاورید. اوبا راه های جدیدی که برای بازی با آنها پیدا می کند شما را سرگرم خواهد کرد.

۵۰) درباره احساسات روزانه اش با او حرف بزنید:

وقت خوابیدن بااودر رختخوابش دراز بکشید و درباره مسائلی که درروز باعث خوشحالی، عصبانیتش، ناراحتیش یا باعث غرور او شده است سوال کنید.

شما کمک می کنید او کارهای یک روز را دوباره تعریف کند وزمان گذشته افعال را یاد بگیرد و در ضمن به احساساتش نام می دهید. این کارباعث پیشگیری از افسردگی می شود.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  يافته‌هاي پژوهشي: خشونت ميان زوج‌ها؛ ريشه‌ها و راه‌حل‌ها

   

پژوهشگراني كه بر روي خشونت‌هاي خانوادگي تحقيق مي‌كند، مي‌گويند اين نوع خشونت معمولا حساب‌شده است

افراد، تنها در صورتي كه لازم نباشد تاوان زيادي براي آن بدهند؛‌ دست به انجام آن مي‌زنند.

به گزارش هلث‌دي‌نيوز اين پژوهشگران مي‌گويند همسري كه دست به خشونت مي‌زند، ممكن است بگويد رفتارش "خارج از كنترلش" بوده است، اما همين فرد درمقابل رئيس يا دوستانش، كنترل خود را از دست نمي‌دهد.

اين پژوهشگران خشونت‌هاي خانوادگي را از لحاظ شدت به چهار سطح تقسيم مي‌كنند- پرخاشگري كلامي، تهديد به خشونت جسمي، خشونت جسمي خفيف و خشونت جسمي شديد.

به گفته آنها اين چهار سطح خشونت به صورت يك توالي تشديدشونده يكي پس از ديگري بروز مي‌كند. فردي كه از خشونت كلامي استفاده مي‌كند ممكن است در طول زمان به سوي تهديد به انجام تهاجم جسمي پيش برود، و نهايتا ممكن است اين تهديد را عملي كند.

اين پژوهشگران مي‌گويند هر نوع اين خشونت‌ها حساب‌شده است،‌ و فرد از آن به عنوان ابزاري براي حل و فصل تعارض استفاده مي‌كند.

به گفته اين محققان البته به اين صورت نيست كه فرد براي زماني كه خشونت را نسبت به همسرش ابراز مي‌كند، برنامه‌ريزي كند، اما نوعي توافق خاموش ميان دو همسر وجود دارد كه حدود رفتار خشن را تعيين مي‌كند،‌ به عبارت ديگر خط قرمزي وجود دارد كه گذشتن از آن ممكن است براي فرد خطرناك باشد.

تحت چنين "توافقي" همسري كه دست به خشونت مي‌زند، مي‌داند كه به عنوان مثال براي زدن يك سيلي مجبور نيست تاوان سنگيني بدهد، اما در عين حال مي‌داند كه خشونت شديدتر از اين حد ممكن است پيامدهاي جدي‌تري براي او داشته باشد،‌ و بنابراين از چنين رفتاري پرهيز مي‌كند.

"تاوان سنگين" در اين مورد ممكن است ترك خانه بوسيله همسر يا گزارش به پليس يا محل كار باشد.

به اين ترتيب مي‌توان گفت، رفتار خشونت‌آميز نتيجه از دست دادن كنترل نيست و هر دو طرف دعوا مي دانند كه خط قرمز در رابطه آنها در كجاست، حتي اگر اين توافق هرگز به زبان نيامده باشد.

اين كارشناسان توصيه مي‌كنند، زوج‌هايي كه از خشونت به عنوان راه‌حل تعارض‌هاي خود استفاده مي‌كنند،‌ بايد ياد بگيرند كه چگونه با شيوه‌هاي بهتري با علل تنش و تعارض در رابطه‌شان كنار بيايند و آنها را حل كنند.

در زوج‌درماني دو همسري كه مي‌گويند مي‌خواهند با هم بمانند، تمركر درمانگر بايد بر شناسايي انگيزه‌هاي غيرمشروعي مانند راهكارهاي غيرهنجاري براي حل و فصل تعارض‌ها، و كمك به زوج براي پذيرش توانايي‌شان به تبديل اين الگوهاي مخرب به الگوهايي كارآمد و نهايتا اداره بهتر زندگي‌شان باشد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  راه‌هايي براي رسيدن به خوشبختي
      

همه ما انسان‌ها در پي يافتن خوشبختي هستيم و خواهان آنيم تا بالاخره روزي آن را به‌دست آوريم.

اغلب ما براين باوريم كه موظف هستيم تا حد امكان خوشبخت باشيم و در واقع وظيفه داريم به اين مرحله برسيم‌ اما خوشبختي چيزي بيش از يك تعهد و تمايل شخصي و فراتر از يك تكليف اخلاقي است.

 

مي‌توان گفت هيچ تعريف خاصي از خوشبختي نمي‌توان ارائه داد و اين ممكن است عجيب به نظر برسد. اما اگر بيشتر دقت كنيم مي‌بينيم شايد چندان هم عجيب نباشد زيرا اغلب جدي‌گرفتن و مهم‌دانستن هر موضوعي منوط به ارائه تعاريف و مقياس‌ها و آمار و ارقام است؛ حال آنكه بيشتر امور با اهميت زندگي را نمي‌توان به طور دقيق تعريف يا اندازه‌گيري كرد. به عنوان مثال آيا ما مي‌توانيم عشق، دوستي يا شايستگي را اندازه‌گيري يا تعريف كنيم؟


البته خوشبختي را مي‌توان خوش‌شانسي، برخورداري از اقبال، لذت‌بردن، خوش‌بودن، خشنودي، داشتن رضايت‌خاطر و... دانست اما آيا فكر مي‌كنيد اين تعاريف به فهم بهتر ما از احساس خوشبختي كمك زيادي خواهد كرد؟


مشكل زماني آغاز مي‌شود كه بيشتر افراد براي خشنودشدن در انتظار واقعه‌اي خارق‌العاده و شادي‌آور هستند اما مي‌توان گفت تا زماني كه اتفاق بدي پيش نيامده، احساس خوشبختي كنيم.


مقابله با آفات خوشبختي


چگونه مي‌توانيم بدانيم كه شخص خوشبختي هستيم؟ شايد ابتدا پاسخ به اين سؤال آسان به نظر برسد؛ به اين ترتيب كه بگوييم هر لحظه‌اي كه احساس خوشبختي مي‌كنيم خوشبخت هستيم‌ اما اين راه‌حلي دقيق و ميزان مناسبي براي ارزشيابي خوشبختي خود نيست. ولي اگر فقط احساس ما نمي‌تواند تعيين‌كننده ميزان خوشبختي‌مان باشد، پس چه چيزي ديگري را مي‌توان نام برد و معيار خوشبختي دانست؟ پاسخ اكثريت افراد به اين سؤال، مقايسه خود با ديگران است و اين مقايسه اغلب با كساني است كه تصور مي‌كنند از آنها خوشبخت‌ترند.


به عنوان مثال عده زيادي زندگي خود را با افراد مشهور مقايسه مي‌كنند و بر خوشبختي فرضي يا واقعي آنها غبطه مي‌خورند. اين يك اشتباه معمول و فراگير است كه از دور افرادي را كه در واقع خوشبخت نيستند، خوشبخت‌ فرض كنيم و در نتيجه حسرت بخوريم. اما اگر ما متوجه مي‌شديم زندگي افرادي كه خوشبختي خود را با آنها مقايسه مي‌كنيم هم توأم با درد و رنجي است كه ما از آن آگاهي نداريم، مسلما هرگز خود را با آنها مقايسه نمي‌كرديم و به حال آنها غبطه نمي‌خورديم.


يكي ديگر از ويژگي‌هاي ما انسان‌ها كه از بزرگ‌ترين آفت‌هاي خوشبختي نيز به حساب مي‌آيد، تمركز بر كاستي‌ها و كمبودهاست. اما بايد اين را به خاطر داشته باشيم كه با اين كار حق لذت‌بردن از زندگي را از خود سلب مي‌كنيم زيرا هيچ زندگي بدون كم و كاستي و هيچ انساني نيز بدون ايراد نيست پس ساختن ذهن به سوي كمبودها باعث مي‌شود نتوانيم از آنچه داريم خشنود باشيم.


يكي ديگر از موانع بر سر راه خوشبختي، يكسان دانستن خوشبختي با موفقيت است؛ به عبارت ديگر پيروي از اين خيال باطل است كه موفقيت همان خوشبختي است و اين دو معادل همديگر هستند‌ اما اگر از اين لحاظ خواهان موفقيت باشيم كه موجب خوشبختي ما شود و خوشبختي خود را نيز وابسته به آن بدانيم و اگر تصور كنيم كه خوشبختي بستگي به ميزان درآمد و شهرت و تاييد مردم دارد، دچار اشتباه بزرگي شده‌ايم زيرا اين تفكر اصلا صحيح نيست و باعث خوشبختي ما نيز نمي‌شود.


در واقع همين كه براي احساس برخورداري از خوشبختي و شادماني خود شرط و شروط خاصي تعيين كرده و آن را در گروي رسيدن به هدفي ديگر بدانيم، مطمئنا هيچ‌گاه هم نمي‌توانيم احساس خوشبختي كنيم، زيرا هميشه چيزي هست كه خواهان رسيدن به آنيم و خواسته‌هايمان نيز هيچ‌گاه تمامي ندارد.


يكي ديگر از اشتباهاتي كه معمولا هنگام تعريف خوشبختي مي‌شود اين است كه بعضي آن را مترادف خوشگذراني مي‌دانند، حال آنكه بايد به اين نكته توجه داشت كه خوشگذراني امري است موقتي و زودگذر اما خوشبختي حالتي است پايدار؛ به اين معنا كه خوشگذراني و تفريحات مختلف مختص زمان حال است، در صورتي كه خوشبختي علاوه بر زمان حال به آينده نيز مربوط مي‌شود.


البته خوشگذراني و داشتن تفريح و سرگرمي اگر با درك درست و صحيح انجام شود، مي‌تواند در ايجاد خوشبختي و داشتن رفاه و آسايش بيشتر مؤثر باشد در غير اين صورت مي‌تواند از آفات خوشبختي به حساب آيد.


در واقع داشتن درك درستي از خوشگذراني يكي از مهم‌ترين راه‌هاي خوب زندگي‌كردن و در پي آن سلامت و آسايش بيشتر است زيرا باعث بهتر سپري‌شدن اوقات ما و هدايت آن در مسير درست مي‌شود.


اما يكي ديگر از نتايج يكسان‌دانستن خوشگذراني با خوشبختي؛ داشتن اين باور است كه اگر بخواهيم خوشبخت باشيم بايد از رنج‌كشيدن به دور باشيم؛ در نتيجه برپايه اين تفكر غلط، بسياري از افراد از اموري كه باعث درگيري بيشتر و تحمل رنج و سختي و تعهد مي‌شوند، دوري مي‌كنند، با اين استدلال كه مي‌خواهند با مشكلات كمتري مواجه باشند‌ اما اين اصلا درست نيست كه فكر كنيم براي خوب زندگي كردن بايد هيچ رنج و سختي‌اي متحمل نشد بلكه لازمه رسيدن به زندگي بهتر طي مراحلي است كه گاه سخت و رنج‌آور نيز هست.

حال تصميم با خود افراد است كه آيا مي‌خواهند تا حد امكان زندگي‌شان عاري از درد و رنج باشد يا ترجيح مي‌دهند با تحمل كمي درد و رنج، از آينده‌اي پربارتر و بهتر برخوردار باشند.


كليد اصلي خوشبختي


يكي از مهم‌ترين نكات درباره خوشبختي، حسي است كه بايد هركس خود، آن را تجربه كند؛ در واقع بايد از درون وجود خود احساس خوشبختي كنيم و يكي از مهم‌ترين عوامل براي داشتن احساسي خوب، توأم با آرامش، شكرگزار بودن است‌ زيرا شاكربودن كليد شادماني است و هر قدر ما نسبت به داشته‌ها و نعمت‌هاي خود بي‌اعتناتر باشيم از ميزان خوشبختي‌مان نيز كمتر مي‌شود.


متاسفانه همه ما تنها هنگامي قدر نعمت‌هاي خود را مي‌دانيم كه آنها را از دست مي‌دهيم. اما شكرگزار بودن يكي از عوامل اصلي و مهم خوشبختي است. براي اينكه بتوانيم قدر نعمت‌هاي كنوني خود را بدانيم بهتر است سطح توقعات و انتظارات خود را پايين بياوريم. همه انسان‌ها بايد بياموزند كه چگونه با رنج ناشي از ناموفقيت‌ها روبه‌رو شوند. مثلا اگر رسيدن به شغل مورد علاقه‌تان را در نظر بگيريد، بسياري از افراد مي‌گويند در صورت شكست، فرد بايد بتواند بگويد «درست است كه خيلي مايل بودم اين شغل را به دست آورم اما حتما توانايي برخورد با اين شكست را دارم؛ البته حتما در آينده مي‌توانم كار بهتري هم پيدا كنم.»

يكي از فايده‌هاي نداشتن توقعات و انتظارات بيجا، برخورداربودن از ديدگاه مثبت است كه مي‌تواند لازمه خوشبختي نيز باشد.


انتظار و توقع براي رسيدن به آنچه مي‌خواهيم، نه‌تنها نشانه ديدگاه مثبت نيست بلكه نشان مي‌دهد فرد نمي‌تواند احساس خوبي داشته باشد و به دنبال آن نيز خوشبخت باشد.خوشبختي را مي‌توان تقريبا تحت هر شرايط و اوضاع و احوالي به دست آورد؛ به شرط آنكه زندگي داراي هدف و معنا باشد.


هر شخص با توجه به نوع ديدگاه خود مي‌تواند به زندگي‌اش معنا و هدف خاصي ببخشد كه مطابق آن هم در مسيري كه انتخاب مي‌كند گام بردارد اما اگر هدف نداشته باشد نمي‌تواند از لحظات خود لذت ببرد و در نتيجه احساس خوشبختي هم نخواهد كرد.


در واقع خوشبختي براي زندگي انسان مهم است اما اگر آن را مهم‌ترين ارزش براي خود تلقي كنيد هرگز به آن دست نمي‌يابيد؛ خوشبختي هنگامي قابل دسترس‌تر خواهد بود كه به عنوان هدف نهايي و تنها مقصود شما از زندگي نباشد.


سختي‌هاي زندگي را بپذيريد


هيچ‌كدام از انسان‌ها تحمل سختي‌ها و رنج‌ها را دوست ندارند و هميشه سعي و تلاش در دوري‌گزيدن از آنها را دارند اما همانگونه كه همه ما تجربه‌ كرده‌ايم زندگي بدون درد و رنج امكان‌پذير نيست و همه ما در دوره‌هايي از زندگي خود بايد متحمل سختي‌هاي گوناگوني شويم.


اما تنش و تحمل سختي‌ها براي رشد انسان امري ضروري است. در واقع هرچه بيشتر ياد بگيريم كه از ناملايمات و سختي‌ها درس بگيريم، بيشتر به معناي واقعي زندگي پي مي‌بريم و بيشتر قدر خوشي‌‌ها و لحظات شادي را درمي‌يابيم.البته لازمه زندگي، بهره بردن از شادي‌ها و نعمات گوناگون و همچنين تحمل سختي‌هاست ولي در اين ميان رعايت اعتدال نيز بسيار مهم است.


 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  انتظارات زن و مرد از هم

 انتظارات زن و مرد از هم

امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!
 

  ارزیابی و تفسیرهای اشتباه زن و مرد از احساس و عملکرد یکدیگر

زنان و مردان با تصورات و بینش خود بدون توجه به نیازهای واقعی یکدیگر نیازها و انتظارات همدیگر را برطرف می‌کنند. 

امروزه چرا عدم تفاهم زن و مرد در بسیاری از خانواده‌ها بیش‌تر شده و روزبه‌روز زوج‌ها از هم دورتر می‌شوند و با وجود تلاش فراوان برای جلب حمایت یکدیگر، نه‌تنها رابطه‌شان بهتر نمی‌شود، بلکه در کمال ناباوری، از هم دورتر می‌شوند... و نمی‌دانند چرا!

بیش‌تر زنان و مردان متوجه نیستند که هر یک، دارای ارزش‌ها، دیدگاه‌ها، اولویت‌ها، اندیشه‌های خاص خود بوده که با دیگری بسیار متفاوت است و هر کدام با توجه به ویژگی‌های خاص خود، احساس و عملکردهای خویش را به‌‌صورت طبیعی نشان‌می‌دهد و آگاهانه قصد مخالفت و لج‌بازی با همسر خود را ندارد.

بایستی توضیح داد که متفاوت بودن، هرگز به‌معنی بهتر یا بدتر بودن یا درست و غلط بودن نیست ولی به رشد و تعالی می‌انجامد و معمولاً سبب جذب زن و مرد به یکدیگر می‌شود. با وجودی که زنان و مردان با هم متفاوت هستند ولی مکمل یکدیگرند و هریک، می‌توانند به کاهش کمبودهای دیگری کمک کنند. باید توجه داشت که همدیگر را فهمیدن و احساس کردن، هرگز به‌معنای یکی شدن نیست.

طبیعی است که مردان و زنان، ویژگی‌های خود را بهتر از ویژگی‌های همسرشان بشناسند و از تفاوت‌های بین خود آگاهی کمتری داشته باشند.

همسرانی که به‌علت ناآگاهی، به تفاوت‌های بین خود و همسرشان توجه نکنند، در عمل، تضادها، اختلاف‌ها و عدم تفاهم‌های‌شان به‌تدریج افزایش یافته و ندانسته رابطه‌ی خود با همسرشان را به‌طرف بحران پیش‌‌می‌برند و حتی به ‌مرحله‌ی جدایی می‌رسانند. فقط با آگاهی و افزایش اطلاعات درست است که زن و مرد، دیدگاه‌های متقابل یکدیگر را بهتر درک کرده و به آن‌ها احترام می‌گذارند؛ به‌کارگیری درست آگاهی‌هاست که بسیاری از مشاجره‌ها و کشمکش، ساده‌تر و بدون خشم و پرخاش‌‌گری فراوان حل می‌گردد.

به‌طور معمول خانم‌ها و آقایان در مقایسه‌‌ی ویژگی‌های خود با همسر دچار اشتباه می‌شوند چون ویژگی خود را بهتر می‌شناسند و تصور می‌کنند که بهتر از همسرشان می‌اندیشند و عمل می‌کنند.

با چنین تصور اشتباهی، هر یک حق طبیعی خود می‌داند که تلاش کند ویژگی و نیاز خود را به ‌هر طریقی که می‌تواند، به دیگری دیکته کرده و تحمیل نماید. به‌ویژه خانم‌ها، با حساسیت بیش‌تری، این مورد را پی‌گیری می‌کنند. به‌عبارت ساده، زنان و مردان ناآگاه در مقایسه‌ی بین خود و همسر:

به خواسته‌ها و نیازهای خویش ارزش، اهمیت و امتیاز بیش‌تری داده و برای نیازها و احساس‌های طرف دیگر، بهای کم‌تری قائل ‌می‌شوند و یا کم‌توجهی می‌کنند.

 

خانم‌ها و آقایان، از شما سؤال می‌شود:

اگر به‌اندازه‌ی کافی بر تفاوت‌ها، نیازها و رفع نیازهای خود و همسرتان آگاهی داشتید و نیازهای همدیگر را به‌درستی برطرف می‌کردید، باز هم بگومگوها، کشمکش‌ها اضطراب‌ها و تشویق‌هاو جدایی‌ها به این شدت و حدت اتفاق می‌افتاد؟

باید توجه داشت که آگاهی در ایجاد آرامش و احساس خوشبختی در زندگی مشترک، نقش اساسی بازی می‌کند و ناآگاهی یعنی ویران‌کردن زندگی مشترک! به‌عبارت ساده، آگاهی می‌تواند بسازد و ناآگاهی همیشه با ویرانی همراه است. آگاهی یعنی در روشنایی قدم برداشتن و ناآگاهی یعنی در تاریکی راه رفتن! 

در اوایل زندگی مشترک، زن قبل از این‌که شوهرش به خانه برسد، هر کاری را که برای خوشحال کردن او به‌نظرش برسد انجام ‌می‌دهد. برای مثال خانه را تمیز ‌می‌کند، غذاهای مطبوع و دلخواه او را می‌پزد، لباس‌هایش را شسته و اطو ‌می‌کند، در طول روز از طریق تلفن، پیام‌های محبت‌آمیز می‌‌فرستد و... به‌عبارت دیگر زن، با بینش، سلیقه و تصورات خود بدون توجه به نیازها و انتظارات واقعی شوهرش پاسخ می‌دهد.

در این شرایط زن با تمام کوشش‌هایش به‌منظور جلب رضایت شوهر، وقتی می‌بیند نتوانسته رضایت او را جلب کند، در تعجب است که چرا به تلاش‌های او توجه نمی‌شود؟

چرا احساس رضایت از انجام کارهای خود را در چهره‌ی شوهرش نمی‌بیند؟

چرا در جلب رضایت همسر، موفق نیست؟

از خود می‌پرسد: «من که هر کاری می‌دانستم انجام دادم، چرا شوهرم قدر مرا نمی‌داند و از من تشکر نمی‌کند و به همه‌چیز بی‌تفاوت است؟»

گفتیم خانم‌ها با توجه به میزان آگاهی، تجربه و ویژگی‌های خود، نیازهای همسرشان را ارزیابی کرده و  برآورده می‌کنند. برای مثال:

خانم‌ها چون جزئی‌نگر هستند به جزئیات بیش‌تر توجه می‌کنند در حالی‌که مردان چون کلی‌نگر هستند، کلیات را بیش‌تر درنظر می‌گیرند و به جزئیات امور توجه زیادی از خود نشان نمی‌دهند.

زنان چون رابطه‌گرا هستند، به‌راحتی رابطه ایجاد می‌کنند، در حالی‌که مردان چون هدف‌گرا هستند، زمانی با دیگران رابطه برقرارمی‌کنند که هدفی داشته باشند.

زنان احساس‌های خود را به‌راحتی بروز می‌دهند، در حالی‌که آقایان با خویشتن‌داری کم‌تر احساس‌های خود را نشان‌می‌دهند!

زن نسبت به تمیزی خانه، پخت و پز غذا، مرتب بودن لباس خود و همسر و... حساس است، تعارف و تشریفات، را دوست‌دارد، علاقه‌ی فراوانی به گفت‌وگو از خود نشان می‌دهد؛ در حالی‌که مرد اگر لباسش اطو نداشته باشد، اگر غذای عالی سر میز نباشد، اگر با خانه‌ی بسیار مرتب و تمیز روبه‌رو نشود و... به‌راحتی آن‌ها را می‌پذیرد ولی وقتی همسرش به نیازهای احساسی او بی‌توجهی کند و از او قدردانی نکرده و عملکرد او را مورد تحسین و تأیید قرارندهد، احساس رنجش کرده و واکنش منفی نشان‌می‌دهد، چراکه نیاز مرد به حسن‌جویی، تأیید و قدردانی و رفع این نیازها توسط زن از انجام کارهای منزل و هر کار دیگر برایش بسیار مهم‌تر می‌باشد. به‌علاوه، به‌علت ناآگاهی است که بسیاری از زنان و مردان با همسرشان همانند دوست یا فامیل هم‌جنس خود رفتار ‌کنند و انتظار داشته باشند که دربرابر هر کنش همسرشان نیز همانند او واکنش داشته باشد. درواقع زوج‌ها، به‌علت انتظار و توقع اشتباه از هم و برخورد غلط با مسائل، از عملکرد خود نتیجه‌ی مطلوبی نمی‌گیرند.

زن تصورمی‌کند همان‌طوری که او تلاش می‌کند همسرش را خوشحال کند، اگر همسرش نیز او را دوست‌ داشته باشد می‌بایست همانند او واکنش نشان‌داده و سعی‌کند او را خوشحال سازد و حتی به‌خاطر دوست‌داشتن او، شوهرش در برآورده ساختن نیازهای او، پیش‌دستی کند و نمی‌تواند فکر کند که آن‌همه تلاش و کوشش، نه‌تنها جواب مثبت نداشته، بلکه نتیجه‌ی عکس هم داده است.

زنان به جزئیات امور توجه کرده و برای مرتب بودن همه‌چیز تلاش می‌کنند، انتظار دارند که همسرشان نیز به جزئیات توجه کرده و به لباس، چهره، آشپزی، رفتار آنان توجه کنند، همیشه دیده شده و مورد احترام باشند. به آزادی آنان احترام گذاشته شود و همیشه مورد حمایت همسرشان باشند؛ وقتی مرد به عملکرد زنش توجه نشان‌نمی‌دهد و نیازهای او را طبق خواسته‌اش برطرف نمی‌کند، زن ناخواسته در مسیر اندیشه‌های منفی قرارگرفته و واکنش منفی از خود نشان‌داده و روابط‌شان  با یکدیگر تیره و تار می‌شود
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  40 گزینه: بهترین همسران دنیا!

40 گزینه: بهترین همسران دنیا!

اگر در زندگی زناشویی این 40 گزینه را انجام دهید مطمئن باشید که شما بهترین همسر دنیا خواهید بود.
 

آشنایی با برخی مهارت های همسر داری

1- شاد باشیم؛ شاد بودن همیشه ارزشمند است، پس سعی کنیم خود را خوشحال و سرحال نشان دهیم تا خستگی را از تن شریک زندگی خود دور کنیم.

2- صبور باشیم؛ اگر رفتار همسرمان را خوشایند نمی‌دانیم بهتر است با حوصله و تأمل و در شرایط مناسب او را از چگونگی رفتارش آگاه کنیم.

3- منطقی رفتار کنیم؛ مسایل را منطقی و درست بررسی کنیم و به جای منافع شخصی، مصالح زندگی مشترک را در نظر بگیریم و بی‌طرفانه قضاوت کنیم.

4- کم توقع باشیم؛ از همسرمان آن‌قدر انتظار داشته باشیم که بتواند به انتظارات پاسخ دهد.

5- مثبت‌نگر باشیم؛ با بیاد آوردن لحظات شیرین زندگی بدبینی را از خود دور کنیم، به رفتارهای خوب همسرمان بیشتر بیندیشیم و جنبه‌های خوب زندگی را فراموش نکنیم.

6- خوش‌بین باشیم؛ داشتن نگاه خوش‌بینانه به زندگی و اطرافیان باعث ایجاد آرامش و بذل محبت و عاطفه می‌شود.

7- یک‌دل باشیم؛ درک متقابل موجب ایجاد تفاهم می‌شود و یکدلی به وجود می‌آورد.

8- شنونده ی خوبی باشیم؛ هنگامی که همسرمان با ما صحبت می‌کند حتی‌الامکان به چشمان او نگاه کنیم و یا با اشاره و سرتکان دادن نشان دهیم که به حرف‌های او توجه داریم.

9- مشوق همسر خود باشیم؛ برای رفتارها و صحبت‌های همسرمان ارزش قائل شویم و با یادآوری موقعیت‌های موفق گذشته ، او را تشویق کنیم تا آینده ی بهتری داشته باشد.

10- به پیشرفت یکدیگر اهمیت دهیم؛ آنقدر صمیمی باشیم که پیشرفت و ترقی همسرمان یکی از آرزوهای ما باشد، در حقیقت اولین کسی که از این پیشرفت سود می‌برد ما هستیم.

11- خوش قول باشیم؛ برای حرف‌ها و قول‌های خود ارزش قائل شویم و خود را در مقابل آنها مسوول بدانیم خوش‌قولی نشانه ی احترام به خود و همسر است.

12- به شخصیت همسرمان احترام بگذاریم و حرمت یکدیگر را نزد خانواده و دوستان و ... حفظ کنیم.

13- ارتباط کلامی و عاطفی خود را حفظ کنیم؛ سعی کنیم با همسر خود درباره ی مسائل مختلف گفتگو کنیم. صحبت کردن بهترین راه آگاهی از افکار و احساسات همسر می‌باشد.

14- با یکدیگر مهربان باشیم؛ همسرمان را جزئی از وجود خود بدانیم، محسناتش را بازگو کنیم، برایش خوبی بخواهیم و در راه کمک به همسرمان تمام تلاش خود را به کار ببریم. با مهربانی می‌توانیم مالک قلب‌های یکدیگر باشیم و رابطه ی گرم و صمیمی بر قرار کنیم.

15- محبت‌پذیر و قهر گریز باشیم؛ منش توأم با مهربانی و دوری از قهر و کینه صفت همسران فداکاراست. تلاش کنیم که آیینه ی زندگیمان شفاف و بدون غبار کدروت باشد.

16- راستگو باشیم؛ صداقت و راستی از بهترین سرمایه‌های زندگی مشترک است. هرگز نباید به دروغ و نیرنگ متوسل شویم حتی اگر حقیقت به نفع ما نباشد. فراموش نکنیم که دروغ پایه‌های زندگی را سست می‌کند.

17- محیط خانواده را با صفا کنیم؛ فضای عاطفی خانواده باید چنان مطلوب و دوست داشتنی باشد که همسرمان در آن احساس رضایت خاطر کند و از امنیت روانی برخوردار باشد.

18- به ارزش‌های دینی، اخلاقی و خانوادگی پایبند باشیم؛ ارزش‌ها از ارکان و ستون‌های اصلی خانواده محسوب می‌شوند و مقید بودن به ارزش‌ها موجب دوام و استحکام خانواده می‌شود و اصالت آن را حفظ می‌کند.

19- به نیازهای همسر توجه کنیم؛ رفتار دلنشین و توأم با متانت موجب می‌شود خواسته‌های خود را به راحتی بیان کند.

20- بهداشت روانی همسر را تأمین کنیم؛ در سایه ی سلامت جسمی و روانی می‌توانیم به هدف‌های خود برسیم، بنابراین باید به رفتار او توجه نماییم و از افسردگی و خمودیش جلوگیری کنیم.

21- با یکدیگر مشورت کنیم؛ هر یک از همسران باید حق داشته باشند نظر و پیشنهاد خود را بیان کنند. با مشورت کردن، راه رسیدن به زندگی سالم کوتاه تر می‌شود.

22- قدرشناس باشیم؛ از همسرمان به خاطر انجام وظایف، مسوولیت‌ها و همکاری‌هایش قدردانی کنیم برای ابراز سپاسگزاری و تشکر به کلمه‌های خاصی نیازمند نیستیم!

23- احساس مسوولیت داشته باشیم؛ هر یک از همسران باید خود را در مقابل کاری که برعهده گرفته‌اند متعهد بدانند و از انجام دادن آن شانه خالی نکنند.

24- برنامه‌ریزی کنیم؛ در حقیقت برنامه‌ریزی به زندگی خانوادگی نظم و سامان می‌بخشد.

25- الگوی خوبی باشیم؛ طوری رفتار کنیم که الگوی رفتاری مناسبی برای همسر و فرزندان خود باشیم.

26- خود را به جای همسرمان بگذاریم؛ دنیا را از دریچه ی نگاه او ببینیم و از خود بپرسیم : «اگر من جای او بودم چه می‌کردم؟»

27- به خواسته‌ها و افکار یکدیگر احترام بگذاریم؛ فراموش نکنیم که ازدواج پیمان همکاری و تشریک مساعی است.

28- میانه رو و متعادل باشیم؛ حضرت علی (ع) فرموده‌اند «خیرالامور اوسط‌ها»، پس اگر در تمام امور زندگی (خوردن، خوابیدن، مسافرت و حتی محبت کردن و...) اعتدال را رعایت کنیم کمتر دچار مشکل می‌شویم.

29- با جملات زیبا از همسر خود دلجویی کنیم؛ یک جمله ی شورانگیز می‌تواند طوفانی از خشم وغضب و نفرت را خاموش کند و بنای زندگی را از خطرات گوناگون دور سازد.

30- روابط زناشویی را بسیار مهم بدانیم؛ عدم توجه به این روابط موجب ایجاد مشکلات مختلف خانوادگی، روحی و روانی برای هر یک از طرفین می‌شود و زندگی را با خطرهای جدی روبرو می‌کند.

31- به همسر خود بگوییم که من به خاطر عشق به تو همه ی سختی‌های زندگی‌مان را می‌پذیرم چنین جملاتی باعث دلگرمی او می‌شود.

32- همسر خود را راضی کنیم؛ باید طوری رضایت همسرمان را جلب نماییم که مطمئن باشیم هیچ وقت ما را ترک نمی‌کند و یا در هیچ مشکلی ما را تنها نمی‌گذارد.

33- با متانت و صداقت قبول کنیم که در بعضی از کارها همسرمان شایسته‌تر است.

34- برای سخن و پیشنهاد همسرمان احترام قائل شویم و خود را عقل کل ندانیم. باور داشته باشیم که همیشه همه چیز را همگان دانند.

35- سختی‌ها و مشکلات محیط کار را در حد ضرورت با همسرمان در میان بگذاریم؛ هم فکری بار مشکلات را سبک‌تر می‌نماید.

36- فرمان ندهیم؛ نباید خانه را به پادگان تبدیل کنیم، متوجه باشیم که خانه کانون عشق و محبت است نه محل یکه تازی و خشونت.

37- تعصبات غلط و افکار مزاحم را از خود دور کنیم؛ افکار مزاحم مانند خوره، سلامت روانی انسان را از میان می‌برند. بهتر است به جای اعمال تعصبات دست و پاگیر انرژی خود را صرف توجه به همسر و خانواده نماییم.

38- از ازدواج خود اظهار پشیمانی نکنیم؛ زندگی و روابط خود را با دیگران مقایسه نکنیم و از یاد نبریم که زندگی هر کسی مطابق سلیقه و عقل و درایت او اداره می‌شود.

39- روی نقاط ضعف همسر خود انگشت نگذاریم؛ هر فردی ممکن است در موارد مختلف دچار ضعف باشد آشکار کردن و بزرگ جلوه‌دادن این نقاط ضعف موجب ایجاد کدورت می‌شود. هرگز نباید از نقطه ضعف‌ها به عنوان اسلحه‌ای برای سکوت یا شکست دادن همسر استفاده کنیم.

40- مقابله به مثل نکنیم؛ از رفتارهای تلافی جویانه بپرهیزیم و سعی کنیم به جای مقابله به مثل، رفتار مناسب را به او یادآوری نماییم.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  هوسرانی مردان از كجا ریشه می‌گیرد؟

هوسرانی مردان از كجا ریشه می‌گیرد؟

آسیب شناسان اجتماعی مسائل اجتماعی و فرهنگی ، باورهای دینی ،زیاده خواهی مردان و رفتار همسران را از عوامل مؤثر بر رفتار های نامناسب آقایان مطرح كرده اند.


آسیب شناسان اجتماعی مسائل اجتماعی و فرهنگی ، باورهای دینی ،زیاده خواهی مردان و رفتار همسران را از عوامل مؤثر بر رفتار های نامناسب جنسی آقایان مطرح كرده اند.

از جمله عوامل مؤثر بر رفتارهای صحیح جنسی، ادب اجتماعی، پایبندی به باورهای دینی، رعایت معیارهای اخلاقی، علاقه به طهارت و پاكی خانواده از شر آلودگی ها، عشق به همسر و خانواده و ازدواج بهنگام، اشباع جنسی و … است.

به گزارش خبرنگار اجتماعی «فردا» و بر اساس مطالعات انجام شده توسط دكتر مجید ابهری از سوی دیگر رفتارهای نامناسب جنسی و نیز عرضه و تفاضای نامشروع می‏تواند ناشی از عدم ارضاء جنسی و نارضایتی از زندگی زناشویی باشد.

همچنین زیاده خواهی و تنوع طلبی هم در تقاضای نامشروع مردان مؤثر است كه عمدتاً محصول شرایط ذیل است:ـ تغییر ناگهانی پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی افراد اعم از زن یا مرد متأهل كه می‏تواند فرد را به سوی تغییر همسر سوق دهد یا رضایت او را از همسر قانونیش كاهش دهد. در این شرایط اكثراً تأمین نیاز جنسی از راه نامشروع انجام خواهد گرفت.

این آسیب شناس اجتماعی در خصوص نقش رفتار همسران نیز بیان داشته است :
برخی از بانوان به محض تولد اولین فرزند تمام عاطفه و توجه خود را معطوف به فرزند نموده و به نیازها و عواطف همسر خود توجهی ندارند و مرد تشنه محبت را به حال خود رها می‏كنند. آمار طلاق زنان پس از تولد اولین فرزند گویای این حقیقت تلخ است. این شرایط مسلماً می‏تواند مرد را به سوی تقاضاهایی خارج از محدودة مشروع سوق دهد.

بر اساس مطالعه دكتر ابهری ، عامل دیگر مؤثر بر اینگونه رفتارهای نا مناسب آقایان می‌تواند برخی عادتهای بانوان در مسائل ظاهری خود باشد به طوریكه برخی بانوان عادت دارند با لباس و ظاهر بسیار دل آزار در منزل حاضر شوند، اما در هنگام خروج از خانه،بی‏نهایت به ظاهر، آرایش و لباس خود توجه می‏كنند. از سوی دیگر همسر این نوع زنان در خارج از خانه بانوانی را می‏بیند كه با لوازم مختلف زیبایی چون لنز رنگی، ناخن مصنوعی، … و ظاهر دلفریب، مرد را مجذوب خود می‏نمایند و مرد دائماً همسر نامرتب خود را با آنها مقایسه می‏كند كه این قیاس، اساس اختلافات خانوادگی است.

وی همچنین با تأكید بر نقش همسر در جلوگیری از انحراف مردان خاطرنشان كرده ؛
عامل دیگر سرد مزاجی زن است كه ركن ركین اختلافات زناشویی است. متأسفانه بعضی از بانوان علیرغم یقین به بیماری خود، درصدد درمان مشكل جنسی و روحی خویش نیستند. زن و مرد باید توجه كنند كه بی‏اعتنایی به نیازهای همسر می‏تواند موجب گرایش به كجرویها و انحرافات و نیز عامل اختلافات و جدایی زوجین باشد.

دكتر مجید ابهری همچنین یادآور شده است :
هوسرانی مرد یا تنبیه همسر از طریق بی‏ توجهی و سردی رفتار می‏تواند فاصله زوجین را بیشتر كرده و بتدریج مرد را به عادت ناپسند تنوع طلبی جنسی سوق دهد و در چنین وضعیتی مرد با دست خویش آشیانه خود را ویران می‏نماید .
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» دروغگویی در کودکان و نوجوانان
» کتابخوان کردن کودک با 5 حرکت
» آثار سوء کودک آزاری چیست؟
» آثار سوء بد رفتاری با کودک چیست؟
» ترس کودکان از حمام کردن را چگونه کاهش دهیم؟
» تفاوت زندگی مشترک بادوستی های عاشقانه !
» آقا با من ازدواج می‌كنید؟!
» روشهایی برای فتح کردن قلب یک مرد
» یعنی می‌گی باز هم اعتماد کنم؟؟(ویژه دختران و پسران)
» فکر کردن ممنوع!!

آرشيو
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog