تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  چرا موها می ریزند؟

 

     

دلایل اصلی ریزش مو

چرا موها می ریزند؟

ریزش موها می تواند دلایل بسیاری داشته باشد ولی از مهمترین دلایل این امر،کم خونی،استرس و مصرف داروهای خاص است.

از جمله دلایل ممکن ریزش مو که می توان به آن اشاره کرد عبارتند از:

1- کم خونی: کمبود آهن و به طبع آن کمبود سلولهای قرمز خون منجر به ریزش مو خواهد شد. زیرا این ارگان برای حفظ سلامت فولیکول مو لازم و ضروری است. مکمل های آهن به همراه ویتامین c که به جذب آهن کمک می کند برای رفع این کمبود موثر است.

2- داروهای خاص: داروهای ضد افسردگی، داروهای ادرار آور و سایر داروهای درمانی می تواند باعث ریزش مو شود. برای رفع این مشکل می توانید مقدار مصرف دارو را تغییر داده و یا با مشورت پزشک از داروهای جایگزین استفاده کنید.

3- کم کاری یا پر کاری غده تیروئید: عدم تعادل هورمونی باعث افزایش سطح ماده شیمیایی DHT شده که این ماده فولیکول های مو را تحت تاثیر سوء قرار میدهد. مراجعه به پزشک و تجویز داروی مناسب باعث بازگشت مقدار این هورمون به سطح ایده آل می شود.

4- رژیم غذایی کم کالری: پیروی از برنامه های رژیمی سنگین و سخت باعث ریزش مو، بروز خستگی، کم آبی و درد می شود. برای رفع این مشکل لازم است که روزانه پروتئین کافی دریافت کنید.

5- استرس: استرس فوق العاده زیاد و متمادی باعث غیر فعال شدن فولیکول های مو می شود و یا توسط سلولهای سفید خونی مورد حمله قرار می گیرد و بعد از مدتی ریزش مو اتفاق می افتد. برای مقابله با این وضعیت لازم است که وسایل آرامش خود را فراهم کنید . انواع تکنیک های مختلف برای کسب آرامش وجود دارد از قبیل یوگا، مدیتیشن و.. با این کار به مروز زمان مو رشد طبیعی خود را به دست می آورد.

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زن بزرگتر از شوهر عيبي دارد؟

 

   

نگاهي به چرايي کوچکتر بودن زنان از شوهران

زماني که علم جامعه شناسي آشکارا اعلام مي کند ازدواج در زمره پيچيده ترين روابط انساني است، شايد بتوان تأمل زيادي در اين خصوص داشت و از زواياي مختلف آن را مورد بررسي قرار داد، زيرا بسيار شنيده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبيعت است. به اين صورت که جامعه مي کوشد طبيعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبديل نمايد و به دليل همين ويژگي هاست که بيان مي شود ميثاق زناشويي با توجه به زمان و شرايط دوران خودش، دچار دگرگوني ها و تغييراتي شده ، ولي نفس آن از قديم الايام يکي بوده است.

ازدواج ابعاد گوناگوني دارد و انتخاب همسر نيز گزينه هاي متفاوتي دارد که جداي از نزديکي فرهنگ ها، جغرافيا، تحصيلات و...« سن » يکي از ويژگي هايي است که مورد توجه بوده و تفاوت سني در همه اعصار به گونه اي بوده که نشان مي دهد در تفاوت سني زوجين ، مرد چند سالي بزرگتر از زن بوده است. به طوري که در ايران پديده گزينش همسر، پراکندگي خاصي داشته است؛ از اين رو تفاوت سن زوجين در ايران امري طبيعي به نظر مي رسد و ميزان اين تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار مي گيرد که در بيشتر موارد ميان 4 تا 12 سال است.

اما بسياري از جامعه شناسان معتقدند در يک جامعه صنعتي يا رو به صنعتي شدن و پويا، معيارها نيز در حال تغيير و دگرگوني است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادي که به تفاوت سني ميان زوجين با تأکيد بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه اي که زنان دست به فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري و حتي مطالعاتي و سياسي مي زنند، از نظر تحصيلات ارتقاء پيدا مي کنند و جايگاه ها، موقعيت هايي برتر و يا همسان مردان به دست مي آورند و همين باعث مي شود مقوله سن در ازدواج آنان نيز دچار تغيير شود. مثلاً در جامعه امروز، بسيار ديده شده زناني که از همسران خود بزرگتر هستند. با اين حساب مي توان گفت که نظريه همسر گزيني با توجه به شرايط خاص هر جامعه مي تواند تغيير يابد و در نهايت موجب طرح اين پرسش مي شود که آيا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتي مي شود؟

پاسخ هاي مختلفي شامل اين پرسش مي شود؛ پاسخ هاي مخالف و موافقي که بحث بر سر هر کدام مي تواند نظر عده اي خاص را پاسخگو باشد.

دکتر امان قرايي مقدم، محقق و استاد دانشگاه در اين خصوص مي گويد: «به نظر من اين تفاوت سني، منفي است زيرا با تحقيقاتي که روي 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ايم، به اين نتيجه رسيده ايم که يکي از مهمترين دلايل طلاق در ميان زوجين، بروز همين تفاوت سني است. يعني بزرگتر بودن زن از مرد، زيرا اين پديده چه از نظر فرهنگي و چه از نظر اجتماعي در جامعه ما پذيرفته شده نيست.

فرهنگ سنتي ايران مي گويد بزرگتر بودن مرد در ازدواج يک ارزش است و حتي در محافل و مناطق روستايي هم، شعرهايي در اين خصوص سروده اند، بنابراين اينگونه به نظر مي رسد که اگر اين ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهي با شکست مواجه مي شود.»

جامعه شناسان دلايل گوناگوني را در اين خصوص برمي شمارند. آنان معتقدند رشد علمي و فرهنگي زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و ديگر موفقيت هاي اجتماعي در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوي ديگر، افزايش سن ازدواج و بعد اقتصادي، از مهمترين عوامل چنين پيوندهاي زناشويي است.

حميد اکبري- کارمند، مي گويد: «دوستي داشتم که هميشه مي گفت من با يک زن پولدار ازدواج مي کنم. چند سالي از او خبر نداشتم تا اين که هفته پيش او را ديدم. سوار خود روي آخرين مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالي خوبي دارد. برايم تعريف کرد که با خانمي 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگي اش هم راضي است و به هر چه مي خواسته، رسيده است. خوشحال شدم ولي نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خيلي شاد و سر حال سابق نبود.»

ازدواج زن با مردي که از خودش کوچکتر است، از ديد جامعه شناسان غير از بُعد اقتصادي، به مسائل عاطفي و احساسي منوط است. مثلاً دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گويد: «خام بودن جوانان و تحت تأثير احساسات قرار گرفتن، يکي ديگر از دلايلي است که موجب چنين ازدواج هايي مي شود، زيرا بايد در نظر داشت برخي جوانان با توجه به بالا بودن درايتي که زن در برخي موارد دارد، ممکن است تحت تأثير قرار بگيرند. بخصوص که در يک سن خاص زن خيلي بهتر مي تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعيت اجتماعي و اقتصادي خوبي هم برخوردار باشد که اين کار آسان تر انجام مي گيرد، زيرا پسراني که حداقل لوازم زندگي را دارند براي فرار از به دست آوردن اين امکانات، ترجيح مي دهند چنين ازدواج هايي داشته باشند.»

اين در حالي است که دکتر نويد ايرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در يک طبقه بندي به چرايي و چگونگي اين ازدواج ها اشاره مي کند.وي معتقد است اين ازدواج ها را مي توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:

الف- آن دسته از ازدواج هايي است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختري بزرگتر از پسر بنابر از شرايط خاصي، پسر را به ازدواج مجبور مي کنند.

ب- ازدواج هايي که بر پايه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.

ج- ازدواج هايي که بُعد اقتصادي دارند.

وي در ادامه سخنانش نتايج چنين ازدواج هايي را اين گونه بيان مي کند: «با توجه به نوع چگونگي ازدواج، مسلماً رفتارهاي متفاوتي نيز بروز پيدا مي کند. در ازدواجي که مرد بر پايه عشق و يا ثروت خود را راضي کرده است که با زني بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پيش مي آيد: يا زن حاکم خانواده مي شود و يا اين مرد است که از قدرت برخوردار است. زيرا مردي که با توجه به شرايط اقتصادي زن ازدواج کرده است، برنامه ريزي مي کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنين شرايطي معمولاً جوان بودن خود را بهانه اي براي اخاذي قرار مي دهد و زن نيز کوتاه مي آيد.»

غير از اين، ازدواجي که بر پايه زور و اجبار است در نوع خود بدترين واکنش را داراست، زيرا زن و مرد بيشترين تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنين خانواده هايي بيشترين تنش بر سر اين موضوع است که چه کسي قدرت را در دست بگيرد، مرد يا زن؟ مرد به دليل نگرش سنتي مي خواهد مردانگي نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمي تواند اين نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، مي تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند.

دوست مي گفت: «با مدير عامل شرکت کامپيوتري که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالي است که زندگي مشترکي داريم. راضي ام اما گاهي اوقات احساس مي کنم همانند يک مهره هستم و هيچ اراده اي از خود ندارم. تنها اين مورد است که ناراحتم مي کند.»

در حالي که عده اي از کارشناسان با اين کار مخالف هستند، گروهي ديگر توافق دارند که نمي توان يک حکم کلي براي چنين مسئله اي در جامعه ايران صادر کرد، زيرا هنوز تعريف مشخص و دقيقي از وظايف زن و مرد نسبت به هم تبيين نشده و يا اگر شده کمتر عملي مي شود و به همين دليل است که اختلاف ها روز به روز بيشتر مي شود؛ بنابراين در حالي که در زندگي هاي عادي زناشويي تنش هايي را شاهد هستيم، طبيعي است ميان خانواده اي که زن چند سالي هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حديث هايي هم باشيم. به طور مثال به مرد مي گويند هيچ کس را به او نمي دادند و آمد اين زن را گرفت و يا اين زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامي اين حرف ها در کنار مشکلات ديگر مي تواند آسيب پذيري خانواده را افزايش دهد. عده اي از روان شناسان اجتماعي با نگاهي از بعد روان شناسانه و روان شناختي نيز سعي بر تحليل اين دسته از ازدواج ها دارند.

آنان معتقدند از نظر روان شناسي زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگي عاقل تر مي شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگي عميق تر است؛ بنابراين مسئوليت پذيرند و يا بيشتر در اين زمينه ها فکر مي کنند. حال اگر زني چند سالي بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، براي همين زماني که انتظارش برآورده نمي شود، اين تصور تداعي مي شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بي مسئوليت است و در نهايت تنش فضاي خانواده را پر مي کند. از سوي ديگر، مردي که با زن بزرگتر از خودش ازدواج مي کند، ممکن است پس از چند سال زندگي، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند و احتمالاً به فکر جدايي و يا ازدواج دوم بيفتد و...

خانمي مي گفت: «پس از 15 سال زندگي، شوهرم به من مي گويد تو پير هستي. من 6 سال جوان تر از تو هستم. مي گويد اگر به خاطر ثروت و موقعيت تو نبود، با تو ازدواج نمي کردم. خيلي غصه دار شدم. من با عشق جلو رفتم و او با پول. حالا که به آن چيزهايي که مي خواسته، رسيده، به من مي گويد تو پير هستي. پس از 15 سال زندگي اين حرف ها دلم را آتش مي زند.»

دکتر ايرانپور به نوع تفاوت در اختلافات سني نيز اشاره مي کند. به اين معني که اگر تفاوت سني ميان زن و مرد 3 تا 4 سال باشد، از يک حد معمولي برخوردار است. در اين شرايط زني که 3 يا 4 سال بزرگتر از شوهرش است، معمولاً در برابر موضع مرد کوتاه مي آيد و مي کوشد مطيع باشد. در صورتي که هر چه اين تفاوت سني افزايش يابد، حس مادري، خواهر گونه و يا سرپرست در زن بيشتر مي شود. مثلاً زني که 15 سال و يا بيشتر از همسرش بزرگتر است، همواره همانند مادر يا خواهر بزرگتر با شوهرش برخورد مي کند.

خانم کارمندي مي گفت: «با کسي ازدواج کردم که 10 سال از من کوچکتر است. همه مي گويند جاي پسرت است و به او هم مي گويند که با مادرت ازدواج کرده اي. شايد حق دارند. ولي ما با هم خوشبخت هستيم و 7 سال است که زندگي مي کنيم. تمام خرج تحصيلش را خودم دادم و براي دکترا گرفتن فرستادمش خارج از کشور. مي گفتند اين کار را نکن مي رود و ديگر بر نمي گردد؛ ولي همسرم رفت دکترايش را گرفت و برگشت و با هم زندگي مي کنيم. الان حرف هاي مردم کمتر شده؛ ولي هنوز وقتي ما دو تا را با هم مي بينند تعجب مي کنند.» تمام اين مسائل زماني کنار هم جمع شده، باعث مي شوند کارشناسان نظرات مختلفي را ارائه دهند؛ هر چند اين نظرات در آخر به نقطه اي مخالف ختم مي شود و گويي هنوز عُرف جامعه و مردم آن را قبول ندارند.

دکتر قرايي مقدم در اين خصوص مي گويد: «شايد چنين ازدواج هايي نکات مثبتي هم داشته باشد مثل اداره زندگي از سوي زني آگاه و مديره. ولي کنار اين نکات مثبت، اين نکات منفي است که خود نمايي مي کند زيرا اگر خود فرد پذيراي شرايطش باشد، تا اندازه اي مي تواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند و تأثيرات منفي اين برخوردها هميشه در زندگي خانوادگي آنان بروز مي يابد.» در هر حال، با نگاهي مي توان خانواده هايي را يافت که با بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان، زندگي هايي شاد و زيبا دارند.

آقاي که کارمند فرودگاه است مي گويد: «روزي که مثل هميشه مشغول چک کردن يکي بودن شناسنامه ها با هويت مسافر بودم، ديدم زن و مرد مو سپيدي شناسنامه هايشان را دادند. مرد 5 سال کوچکتر از زن بود. با خنده گفتم: پدر جان خانمت که 5 سال بزرگتر است. پيرمرد لبخندي زد و گفت: مگر چه عيبي دارد، عوضش خانمم هنوز شاداب تر و جوان تر از من مانده، مگر نه؟!»

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  معيارهايي براي ازدواج

 

      

آيا تا به حال از خود يا فرزندانتان سؤال كرده‌ايد كه معيارهاي واقعي ازدواج براي برخورداري از يك زندگي واقعي چيست؟ يا زندگي ايده‌آل و لذت بخش چگونه شكل مي‌گيرد؟

اغلب پدر و مادرهاي ايراني علاقه بسيار وافري به فرزندان خود و آينده آنها دارند و به همين جهت تمامي تلاش خود را از همان دوران كودكي براي رشد و تربيت فرزندان به كار مي‌گيرند. آنها فرزندان خود را تحت شرايط مطلوب اقتصادي و اجتماعي رشد مي‌دهند و از مدارس پيشرفته و توانمند براي تحصيلات بدون نقص آنها بهره مي‌برند. بهترين كلاس‌هاي آموزش هنر، تكنولوژي، زبان و ورزش را براي آمادگي همه‌جانبه عزيزانشان مهيا مي‌كنند و همه اينها مستلزم زحمات و مشكلات متعددي است كه والدين براي تربيت بي‌نظير فرزندانشان با آغوش باز متحمل مي‌شوند.

اما برخي از پدر و مادرها به‌رغم اينكه حساسيت فوق‌العاده‌اي به تربيت صحيح فرزندان خود دارند، بازهم مهم‌ترين قسمت زندگي آنها را ناديده مي‌گيرند يا دست كم آن طور كه بايد مورد توجه قرار نمي‌دهند. آنها فراموش مي‌كنند كه ازدواج و شروع زندگي مشترك فرزندانشان بيش از هر موضوع ديگري اهميت دارد و نيازمند آموزش و انتقال تجربه است.

ازدواج و شروع يك زندگي مشترك از مواردي است كه به‌علت استمرار و پيوستگي ممتد در زندگي افراد موجب مي‌شود تا زن و شوهر به‌صورت مشترك هر موضوعي را با هم تجربه كنند. انواع مشكلات، موفقيت‌ها، شادي، غم و قصه‌ها، حوادث و اتفاقات خوشايند يا تأسف‌بار و اختلافات و تفاهم‌ها. اين تغيير وضعيت در طول يك زندگي مشترك مستلزم قابليت‌ها و تفكرات مشتركي بين زن و مرد است تا از برخورد موج شديد اين ناهمواري‌ها با پايه‌هاي زندگي، اساس آن دچار لرزش و شكاف نشود.

اهميت دوران پيش از ازدواج(نامزدي)

زندگي زناشويي متشكل از تجاربي است كه با آزمون و خطا صورت مي‌گيرد اما اين آزمون و خطا تاريخ و مهلت مشخصي دارند كه اگر از زمان آنها بگذرد تبديل به نفاق و درگيري و درنهايت جدايي خواهد شد.زمان به موقع اين آزمون و خطاها قبل از شروع زندگي مشترك و در دوره آشنايي يا نامزدي است كه هر دوطرف با در نظر گرفتن عقايد و آداب مرسوم خانوادگي ارتباط كنترل شده‌اي را با يكديگر آغاز مي‌كنند.

در اصل اين رابطه تنها براي شناخت خصوصيات و رفتارهاي دو طرف نسبت به يكديگر است و هرگز نبايد اين باور را به‌وجود بياورد كه اين دوره، مرحله مقدماتي ازدواج است و خواسته و ناخواسته بايد ادامه راه به همين منوال صورت پذيرد. بايد پذيرفت كه اين دوره فقط براي آشنايي، شناخت و محك يكديگر است نه بيشتر؛ به زباني ساده‌تر، يعني هر جا كه دو طرف احساس كردند كه واقعا شكاف و اختلافات اساسي بين آنها وجود دارد بهتر است كه از ادامه راه خودداري كنند و بر عقايد و باورهاي غلط خود و خانواده كه مبني بر بي‌آبرويي يا نگون‌بختي دختر و ضربه روحي هر دوطرف است يا مايه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند زيرا اين بهانه‌ها تنها يك باور غلط است كه وجود منطقي و خارجي ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اينكه تحمل چند وقت ناراحتي روحي و شكست عشقي خيلي راحت تر، معقولانه‌تر و واقع بينانه‌تر از يك عمر زندگي اشتباه و نابجا‌ با انواع مشكلات كوچك و بزرگ است.

اشتباه بزرگ

پدر و مادري كه يك عمر زندگي خود را وقف تربيت صحيح و آموزش موفق فرزند خود كرده‌اند نبايد به خاطر باورهاي غلط و عقايد اشتباه خود هرچه رشته‌اند را پنبه كنند. بله دوران نامزدي هزينه دارد، جشن و ميهماني دارد، دلبستگي دارد و خيلي موضوعات ديگر اما اينها به هيچ عنوان دليل خوبي براي ادامه راهي نيست كه عاقبت خوشي ندارد. درست است كه بايد به فرزندان آموخت كه سنگ صبور مشكلات باشند و با هر اتفاقي كه به‌نظرشان ناخوشايند مي‌آيد، شانه خالي نكنند اما اختلافات عميق، عقايد متضاد، عدم‌علاقه قلبي به يكديگر و مواردي از اين قبيل مشكلات كوچكي نيستند كه با گذشت زمان مرتفع شوند يا در زندگي‌هاي امروز ناديده گرفته شوند. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه فرزندان ما در شرايط و روزگازي غير از ما زندگي مي‌كنند و بين ما و آنها دست كم چندين دهه فاصله است.

معيارهاي ناگفته ازدواج

ابتدا بايد به فرزندان آموخت كه معيارهاي مهم و اساسي زندگي مشترك خود را دريابند. البته به اين علت كه فرزندان قبلا تجربه اينچنيني نداشته و اطلاعات و آگاهي كافي در اين زمينه ندارند، نمي‌توانند وجوه مختلف يك زندگي ايده آل را بشناسند و اهميت يك به يك آنها را درك كنند، به همين خاطر لازم است تا والدين هركدام در جاي خود نكات مهم و اساسي يك زندگي مشترك را صادقانه، صريح و بدون كاستي براي آنها متذكر و مزايا و معايب هركدام را به روشني يادآور شوند تا فرزندشان با آگاهي نسبي بتواند معيارهاي خود را تقويت و هدايت كند.

برخي از نكاتي كه در زندگي زناشويي زمينه‌ساز يك زندگي ايده‌آل و لذت بخش است و بايد مورد توجه قرار بگيرد و بهتر است كه جوانان به آن نظري داشته باشند، از اين قرار است:

-‌عدم‌اختلاف در عقايد مذهبي، فرهنگي و اجتماعي

-‌تراز تحصيلي و شغلي(بستگي به سلايق زن و شوهر دارد ولي بايد مورد توجه قرار بگيرد) البته در اين مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعاليت‌هاي اجتماعي و شغلي خود در زندگي مشترك آگاه شوند و در آن زمينه به توافق قطعي برسند.

-‌ تمايل داشتن به علاقه‌مندي‌هاي يكديگر و پذيرفتن آنها

- ‌شخصيت و فرهنگ خانوادگي و نحوه تفكر و نگرش والدين همسر

-‌ انطباق برنامه‌هاي آينده و توافق در اجراي اهداف طرفين و تحمل عواقب آن. مثلا شايد دختري بعد از ازدواج قصد ادامه تحصيل دارد و همسر او در دوران نامزدي با اين موضوع موافقت مي‌كند اما با شروع زندگي مشترك، شروط و محدوديت‌هايي را براي تحقق اين موضوع قائل مي‌شود؛ مانند اينكه از تحصيل او در شهرهاي ديگر يا دانشكده‌هاي خاص جلوگيري مي‌كند و يا از پرداخت هزينه آن خودداري مي‌كند.

- توافق در موعد فرزندداري

- توقعات و خواسته‌هاي شخصي از يكديگر

-‌ محدوديت‌ها و آزادي‌هايي كه براي يكديگر قائل مي‌شوند.

-‌ چگونگي كنترل بحران و وضعيت‌هاي دشوار توسط طرف مقابل(كه نياز به بررسي و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.)

- ‌ميزان عصبانيت و چگونگي كنترل آن و اينكه عصبانيت وي منجر به چه اتفاقاتي خواهد شد.

-‌ عدالت و انصاف در رفتار و اعمال

- ‌رعايت قوانين و حقوق ديگران

-‌ ميزان رعايت نكات اجتماعي و فرهنگي

-‌ ميزان انعطاف پذيري و از خود‌گذشتگي

-‌ ميزان ظرفيت انتقاد‌پذيري و تغيير پذيري

-‌ ميزان توجه و حرف شنوي از پيشنهاد و خواسته‌هاي طرف مقابل

- ‌پرستيژ و شخصيت رفتاري و گفتاري

-‌ ميزان منطق و درك قضايا

- ‌اهميت به نظافت و پاكيزگي شخصي و عمومي

-‌ ميزان اهميت به وضعيت و پوشش ظاهري و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن

-‌ ميزان صبر و تحمل و بردباري

- ‌نوع تصور و چگونگي رفتار در رابطه با خانواده همسر

- ‌ميزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده

- ‌ميزان تفاهم در مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي

-‌ اهميت به نحوه زندگي پدر و مادر وي. به اين علت كه فرزندان در زندگي زناشويي اغلب پدر و مادر و نزديكان خود را الگو قرار مي‌دهند توجه به زندگي نزديكان وي خالي از لطف نيست.

چگونگي برخورد با مشكلات، ميزان سازگاري و تصور در مورد طلاق و يا ادامه زندگي و ديدگاه آنها در مورد طرف مقابل نكاتي است كه ذهنيت فرد را تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهد و لازم است كه از آنها شناخت كافي به دست آورد.

-‌ميزان و چگونگي ارتباط با جنس مخالف كه اين هم مي‌تواند تحت‌تأثير رفتار خانوادگي قرار بگيرد.

- ‌ميزان شرم و حيا و احترام به ديگران

-‌ ميزان حسادت، خساست و تفكر اقتصادي و مديريت بحران و آينده نگري هم از نكات مهم و قابل توجهي هستند كه بايد مورد بررسي قرار بگيرند.

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خواندن را به خردسالان آموزش دهيم

 

      

فن خواندن، مهارت مهمي است كه يك بچه خردسال مي‌تواند از آن برخوردار شود

تاكنون بسياري از والدين و مربيان كودك‌ در‌صدد فراهم كردن يك برنامه آموزشِ خواندن براي خردسالان بوده‌اند كه هم از محتواي غني برخوردار بوده و هم جذاب و خوشايند باشد.

نكته مهم اين است كه براي بچه‌هاي خردسال اوقاتي را فراهم كنيم تا آنها به خواندن بپردازند و با واژه‌ها و زبان نوشتاري سروكار داشته باشند.

كارشناسان براي افزايش توانايي خواندن در كودكان خردسال، شيوه‌ها و روش‌هاي متنوعي را پيشنهاد مي‌كنند. در اينجا به 3روش آسان و مفرح اشاره مي‌شود تا شما بتوانيد بچه‌هاي خود را به خواندن عادت دهيد.

تمرين تلفظ و هجاهاي كلمات

نخستين گام كمك به بچه‌ها براي فراگرفتن عنوان و آواي كلمات حروف الفباست. پس از آن نوبت به آموختن تركيب حروف (مانند: با، تا، ما و...) و شناخت كلمات هماهنگ (مانند: پاك، خاك و...) مي‌رسد. يقينا بايد كاري كنيد كه خردسالان به ادامه اين روند علاقه‌مند شوند.

در مقابل هر پاسخ درست كودك، با جايزه و پاداشي كوچك مثل شكلات يا شيريني، او را به خواندن و تركيب حروف تشويق كنيد. با حداقل هفته‌اي دو بار و در جلساتي كوتاه و مفيد، بچه‌ها كلمات ساده و معمولي را مي‌آموزند.

به اين ترتيب، آنها در عرض چند ماه با راز واژه‌ها آشنا مي‌شوند؛ همان كلمات و حروفي كه روزي با تعجب به شكل و تصوير آنها خيره مي‌شدند.

به خاطر سپردن كلمات

ترسيم كلمات به شكل جداگانه و نصب آنها در اتاق كودك باعث مي‌شود كه او اين كلمات ساده را به خاطر بسپارد. تهيه فلش‌كارت‌هاي موجود در نوشت افزارها كه داراي تصاوير گويا و اشكال واژه‌ها هستند، به يادگيري بچه‌ها كمك فراواني مي‌كند. بايد از كودك بخواهيد كه همراه با شما، حروف را بخواند و در مرحله‌اي ديگر پس از شما، آن حروف را تكرار كند.

حتي خود مي‌توانيد برچسب‌هاي دست‌نويس را بسازيد و روي وسايل و اشيايي كه در معرض ديد خردسال است‌، نصب كنيد. او به‌طور مكرر اين كلمات را مي‌بيند و بازگو مي‌كند. در كنار اين كار، توضيح و شرح اشكال و همچنين تمرين در نوشتن حروف و كلمات مانوس و آشنا، دايره واژگان فرزند شما را افزايش مي‌دهد.

كوشش براي به خاطر سپردن كلمات، تلفظ صحيح و تركيب واژه‌ها‌، بايد به‌تدريج و بدون فشار بر كودك انجام شود. در اين صورت بيشترين فايده و بهترين نتيجه به دست خواهد آمد.

بسيار خواندن، هميشه خواندن

زمان مناسبي را به تعليم فرزند خردسال اختصاص دهيد. اوقاتي كه او آماده پذيرش آموزش‌هاي شما باشد.

از كتابفروشي‌ها‌، كتب جذاب و دلچسب را تهيه كنيد. كتاب‌هايي كه محتوي تصاوير زياد و كلمات ساده باشند. هنگام خواندن كتاب، كلمه‌هاي تازه را به بچه نشان داده و بخوانيد، سپس از او بخواهيد اين واژه‌ها را تكرار كند.

هنگامي كه در حال نوشتن فهرست خريد روزانه هستيد، كودك را كنار خود بنشانيد تا حروف و كلمات را ببيند. وقتي كه غذاي خاصي را از روي دستور آشپزي آماده مي‌كنيد، كلمات و جمله‌ها را با صداي بلند برايش بخوانيد. كلمات چاپي را كه روي جعبه موادخوراكي (مانند ماكاروني، برنج، كنسروها و...) نوشته شده است، با صداي بلند و شمرده، شمرده بخوانيد و به او نشان دهيد.

كلمه‌ها در سراسر محيط زندگي فرزند خردسال شما وجود دارند و شما هميشه بايد در جست‌وجوي روشي خلاق باشيد تا به كودك خود كمك كنيد‌، اين واژه‌ها و كلمات گوناگون را بشناسد.

ابتكار و خلاقيت

آموزش فن خواندن به خردسالان، همواره بايد مراحلي سرگرم‌كننده و هيجان انگيز داشته باشد. در محيط زندگي ما امكانات خواندن فراوان است. كليدهاي والدين در انجام موفق اين آموزش عبارتند از: يادآوري و تكرار، تشويق مداوم و جايزه دادن.

اما هميشه به ياد داشته باشيد كه بايد در مسير خلاقيت و يافتن روش‌هاي نو حركت كنيد. همچنان‌كه كودك؛ در حال تمرين و تكرار است‌، شما نيز بايد براي موفقيت بيشتر، در پي دستورالعمل‌هاي تازه‌تري باشيد.

Articles.directorym.com

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  معجزه زندگي

 

   

اولش باورمان نمي‌شود. شايد به اين دليل كه مگر مي‌شود از 6 فرزند يك خانواده، 5 نفرشان معلول باشند.

تعجبمان زماني بيشتر مي‌شود كه بشنويم اين خانواده با كمك برادر بزرگ‌تر­ تنها عضو سالم خانواده ـ به موفقيت‌هايي در زمينه تحصيل و داشتن شغل رسيده‌اند و با وجود ناتواني ظاهري به كارهاي بزرگي مي‌پردازند.

خانوادهاي كه روي واژه ناتواني خط قرمز كشيده‌اند و با توانمندي زندگي مي‌كنند. اگر شما هم مثل ما باورتان نمي‌شود با ما همراه شويد. اينجا گوشه‌اي از كلانشهر تهران است.گوشه‌اي دنج و آرام از شهرك آزادي در جاده مخصوص كرج. جايي كه 16 نفر از اعضاي يك خانواده با عشق و علاقه و البته احترام كنار هم زندگي مي‌كنند.

درست خوانديد در عصر ارتباطات و زندگي‌هاي لوكس و راحت، اين خانواده شاد و توانمند با توكل به خدا و همت خود در خانه‌اي 120 متري زندگي مي‌كنند. اما آنچه من و عكاس نشريه را به اين نشاني كشانده، تهيه گزارش از يك خانواده شلوغ و پرجمعيت نيست.

در اين خانه دو خوابه، 5 معلول جسمي حركتي با معلوليت 95 درصدي همراه پدر و مادر و همسر و فرزندان خود زندگي مي‌كنند. آنها، نه تنها احتياجي به كسي ندارند بلكه با جسم نحيف و ناتوانشان سخت كار مي‌كنند و با افتخار و سربلندي در شهرك آزادي زندگي مي‌كنند.

همگي اين 5 نفر، كه بيشتر توان عضلاني خود را با مهمان عجيبي به نام «ميوپاتي» تقسيم كرده‌اند، هنرمندند. يكي داستان مي‌نويسد و شعر مي‌سرايد، ديگري نقاشي و مينياتور كار مي‌كند، سومي فيلمنامه مي‌نويسد و 2 نفر ديگر برنامه‌هاي كامپيوتري را در حد تخصصي مي‌دانند و همگي در دفتر خدمات ارتباطي 51323 كار مي‌كنند.

اين 5 نفر ـ اما ـ تمام توانايي و پيشرفت خود را مديون برادر بزرگ‌تر ـ كريم ـ مي‌دانند. كريم در كنار پدر، مادر، همسر و فرزندان و همسر براداران خود، شاهد لحظه‌لحظه تحليل رفتن برادران خود است. شايد همين ضعف عضلاني و ضعيف شدن روزبه‌روز آنها باعث شد تا كريم به فكر ايجاد شغلي براي آنها باشد تا روحيه‌شان را نبازند و مشغول كار شوند و امروز اين خانواده با هم كارهاي بزرگي انجام مي‌دهند.

اين 5 نفر همراه كريم و فرنگيس ـ همسر كريم ـ هر روز از 8 صبح تا 5 عصر در دفتر خدمات ارتباطي كار مي‌كنند و از آن به بعد در خانه نشريه‌هاي مهرنو نشريه داخلي سازمان بهزيستي را دسته‌بندي مي‌كنند و به كارهاي معوقه دفتر مي‌رسند. قصه نقل و انتقال اين عده به دفتر كار خود در چهارراه يافت‌آباد هم شنيدن دارد.

كريم، فرنگيس، رحيم، عين‌الله، رحمان، ياسمين و نازنين كمي مهربان‌تر كنار هم در پيكان قديمي مي‌نشينند و با انرژي به محل كار خود مي‌روند و به كارهاي پستي مردم مي‌رسند. اما سوار شدن آنها صحنه‌اي است كه هر روز تكرار مي‌شود. سالم‌ترها كريم و فرنگيس، زن برادرها و پسربزرگ كريم معلولان را بلند مي‌كنند و روي ويلچر مي‌نشانند،

از رمپ‌هاي دست‌سازي كه از ورق آهن ساخته شده پايين مي‌برند و سوار اتومبيل مي‌كنند و اين پروسه زمان رسيدن به دفتر تكرار مي‌شود با اين تفاوت كه فقط كريم و همسرش بايد اين كار سخت را انجام دهند.

اينجا محل كار معلولان تواناست زندگي اين 5 نفر از خروسخوان سحر تا شغال‌خوان شب به اين مكان گره خورده. اينجا دفتر خدمات ارتباطي و امور پستي در چهارراه يافت‌آباد پشت كارخانه شيشه ميرال است و اهالي خانه با عشق و علاقه در كنار هم كار مي‌كنند. اين گروه اما رفتار مردم در محيط كار با آنها بيشتر به غبطه و حسرت شباهت دارد.

مردم عادي كوچه و بازار با ديدن ناتواني جسماني و توانمندي و كارآيي و عزت نفس آنها و دقت در انجام كارهاي پستي و ارسال مرسولات،لحظه‌اي مي‌ايستند و با حسرت به اين 5 نفر نگاه مي‌كنند. تابلوهاي خداوند روي زمين «عين‌الله » متولد اسفند 50، ديپلم رياضي و مدرك نرم‌افزار كامپيوتر از سازمان فني حرفه‌اي دارد.

او مي‌گويد: «شرايط ما با درصد بالاي معلوليت، باعث شده وضعيت سخت‌تري را نسبت به ديگر معلولان تحمل كنيم چرا كه معلولان جسمي حركتي ممكن است فقط مشكل راه رفتن داشته باشند ولي دست‌هاي ما به ضعف عضلاني دچار است و اين وضعيت ما را سخت‌تر مي‌كند.» عين‌الله متأهل و داراي فرزند يك و نيم ساله‌اي به نام «ابوالفضل» است. مشكل او هم از 15 ­14 سالگي شروع شده و كم‌كم به نشستن او روي ويلچر انجاميده است.

مي‌گويد: «آن روزها به علت كمتر شدن توان و عدم تشخيص پزشكان به مرور متوجه شدم كه من هم مانند برادرم رحيم دچار ضعف عضلاني شده‌ام. شرايط بد و نگران كننده‌اي بود. هم براي من، هم براي پدر و مادرم كه هر لحظه شاهد روند بيماري‌مان بودند اگر به اين مسئله، مشكلات مالي را هم اضافه كنيد متوجه مي‌شويد كه روزهاي سختي را پشت سر گذاشتيم.»

مهماني به نام ضعف عضلاني «رحمان »متولد آخرين روز از شهريور ماه سال 53 است و مجرد. او نامزد دارد و بزرگ‌ترين مشكلش مانند 2 برادر متأهلش نداشتن مسكن است و با داشتن بيش از 95 درصد معلوليت، نمي‌داند مي‌تواند خانه‌اي كوچك و اجاره‌اي براي خود دست و پا كند يا نه؟

رحمان علاوه بر كار كردن در دفتر خدمات ارتباطي، فيلمنامه مي‌نويسد. مي‌گويد: «6 فيلمنامه نوشته‌ام كه 2 جلد آنها كامل شده و تا مرحله ثبت پيش رفته ولي به علت نداشتن حامي و البته پارتي مسكوت مانده است.» 2 فيلمنانه ديگر رحمان در مرحله سيناپس است. او مي‌گويد: «دو قسمت از زير آسمان شهر را نوشتم و وقتي براي ارائه به دست‌اندركاران بردم با اتفاق عجيبي روبرو شدم.

وقتي مرا روي ويلچر ديدند، انگار آدم فضايي ديده باشند انگار كسي كه مشكل حركتي دارد نمي‌تواند كار كند، فيلمنامه بنويسد و...» از نگاه رحمان واژه‌اي به نام معلوليت وجود ندارد و در دنيا كسي به معني واقعي سالم نيست. رحمان از نگاه برخي از مردم شاكي است. مي‌گويد: «مگر نمي‌گويند كه ايرانيان مهمان‌نوازند؟

من هم 35 سال است ميزبان يك مهمان ناخوانده‌اي به نام «ميو پاتي» هستم. مهماني كه به او خو گرفته‌ام و هر لحظه با او زندگي مي‌كنم و توقع ندارم كسي به خاطر يدك كشيدن اين مهمان به من كمك كنند اما عده‌اي كه متأسفانه كم هم نيستند با ديد ضعيف خود، اين شرايط را درك نمي‌كنند.»

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  10 توصيه براي ورود به مدرسه بدون استرس

   

فرزند شما بيش از 3‌ماه مشغول تفريح و سرگرمي بوده و عملا هر كاري كه مايل بوده انجام داده است

انجام مجدد وظايف مدرسه الزاما برايش خوشايند نيست. براي پشت سر گذاشتن اين مشكل كوچك نيازمند آن است كه شما كمي بيش از معمول در اختيارش باشيد و با تمام محبت‌تان او را در بر گيريد. در اينجا 10 توصيه براي ورود به مدرسه بدون استرس را پيشنهاد مي‌دهيم.

1- او را به ساعت جديد عادت دهيد.

بعد از آن ميهماني‌هاي تابستاني و تا ظهر خوابيدن‌ها، فرزند شما نيازمند آن است كه دوباره به ريتم جديدي عادت كند. چند روز قبل از ورود به مدرسه، از او بخواهيد كه شب‌ها زودتر به رختخواب برود و صبح‌ها زودتر از خواب بيدار شود. بهتر است كه ديرتر از 9‌شب به رختخواب نرود و نيم ساعت هم به مطالعه در رختخواب اختصاص دهد.

2- او را از نظر رواني آماده كنيد.

چند روز قبل از ورود به مدرسه، با او در مورد مدرسه حرف بزنيد. برايش توضيح دهيد كه به چه دليل بايد به مدرسه برود و رفتن به مدرسه چه مزايايي به همراه دارد. گفت‌وگوهايتان بايد مطابق با شخصيت و سن فرزندتان باشد. مثلا همكلاسي‌هايش را دوباره مي‌بيند و با همكلاسي‌هاي جديد آشنا مي‌شود، به فعاليت‌هاي جديدي پي مي‌برد و چيزهايي را يادمي‌گيرد كه به رشد او كمك مي‌كند.

3- به او اطمينان خاطر دهيد.

او دل نگران است و زماني كه از ورود به مدرسه با او سخن مي‌گوييد، گريه زاري مي‌كند: «نه، من نمي‌خوام مدرسه برم!». اين امر طبيعي است. به او بگوييد به‌دليل آنكه مي‌خواهد معلم و كلاس‌اش را عوض كند، نگراني او را درك مي‌كنيد و زماني كه شما نيز به سن و سال او بوديد روزهاي ورود به مدرسه همين نگراني‌ها را داشتيد اما دوست‌هاي زيادي پيدا كرديد. به او توضيح دهيد كه درصورت هر‌گونه مشكل، براي كمك به او و مقابله با آن در كنار او خواهيد بود.

4- او را آماده كنيد تا مستقل باشد.

به‌خصوص بچه‌هاي كوچكتر، عدم‌استقلال در آنان موجب استرسي واقعي مي‌شود. براي جلوگيري از آن به او كمك كنيد تا به تنهايي لباس‌هايش را بپوشد و در‌بياورد. براي كمك به او مي‌توانيد برچسب‌هايي كه روي آنها اسم و يا علامتي نوشته شده است را روي لباسش بدوزيد تا بتواند به آساني آن‌را را تشخيص دهد. علاوه بر آن، احتمال دارد كه2 كودك لباس شبيه بهم بپوشند و اين امر از سردرگمي مداوم آنان جلوگيري مي‌كند.

5- مراقب سنجش بينايي، شنوايي، معاينه دندان‌ها و واكسيناسيون او باشيد.

براي آينده فرزندتان مهم است كه اين معاينه‌ها را انجام دهيد زيرا بعيد نيست كه به‌دليل ضعف بينايي و يا شنوايي‌، كودك به شاگرد ضعيفي تبديل شود. اگر نتواند به‌خوبي ببيند و يا حرف‌هاي معلم را به درستي بشنود، چگونه مي‌تواند درس‌هايش را به‌خوبي ياد بگيرد؟

6- فرزندتان را با مدرسه جديد‌ش آشنا كنيد.

منتظر نخستين روز مدرسه نمانيد تا مدرسه جديدش را به او معرفي كنيد. هيچ‌چيزي دلهره‌‌آورتر از مكاني نيست كه هيچ شناختي از آنجا ندارد زيرا در محيط جديد احساس سردرگمي مي‌كند. براي آنكه او را با مكان جديد آشنا كنيد، او را چندين بار به مدرسه ببريد و مكان‌هايي چون حياط مدرسه، كلاس‌ها‌، محوطه سرپوشيده را به او نشان دهيد. او را روزهايي كه مدرسه براي ثبت نام باز است، به مدرسه ببريد. اين عمل در روز ورود به مدرسه به او شناخت جديد و اعتماد به نفس مي‌دهد.

7- براي او كتاب‌هايي در مورد مدرسه بخريد.

كتاب‌هايي در مورد مدرسه و به‌خصوص نخستين روز مدرسه برايش تهيه كنيد. بچه‌ها عاشق اين هستند كه با قهرمانان داستان‌هاي كتاب‌هاي آموزشي همزاد پنداري كنند. علاوه بر آن مي‌فهمند بچه‌هاي ديگري هم هستند كه روز اول مدرسه يا گريه مي‌كنند و يا دل نگران هستند. و با تمام اين حرف‌ها هميشه اين مسئله ختم به‌خير مي‌شود!

8- كيف كوچكي براي وسايل شخصي‌اش آماده كنيد.

داخل كيفش شيئي كه به آن علاقه خاصي دارد مثل يك اسباب بازي، عكس‌هايي كه جمع‌آوري مي‌كند، و يا يك عروسك پارچه‌اي بياندازيد. با اين عمل، به او اطمينان خاطر مي‌دهيد كه قسمتي از محيطي كه به آن عادت دارد را به همراه دارد.

9- اولين روز مدرسه

براي آنكه نخستين روز مدرسه باعجله خود را آماده نكنيد، دير از خواب بيدار نشويد. فرزندتان بايد به راحتي از خواب بيدار شود و صبحانه خوبي بخورد. چنانچه به‌دليل اضطراب اشتها نداشته باشد، به او اصرار نكنيد اما برايش تغذيه‌اي مثل ساندويچ نان و پنير، ميوه و... آماده كنيد و داخل كيف مدرسه‌اش بگذاريد

10- او را تا مدرسه همراهي كنيد.

درصورت امكان او را تا كلاس‌اش همراهي كنيد. و چنانچه نتوانيد او را ببريد، احساس گناه نكنيد بلكه همه چيز را خوب برايش توضيح دهيد سعي كنيد سرشب برايش وقت بگذاريد تا او بتواند نخستين روز مدرسه را برايتان تعريف كند.

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  فوايد صبحانه خوردن در دختران و پسران متفاوت است

 

 

   

پژوهشگران مي گويند: هرچند نخوردن صبحانه ميزان دقت نوجوانان و جوانان را در سر کلاس درس کاهش مي‌دهد، اما از دست دادن اين وعده مهم غذايي آثار متفاوتي در دختران و پسران نوجوان ايجاد مي‌کند.

دکتر کاترينا ويندنهورن مولر از دانشگاه يولم و همکارانش دريافتند: پسران هنگامي ‌که وعده غذايي صبحانه را از دست مي‌دهند در وضعيت روحي بدتري قرار مي‌گيرند و تاثير منفي بر حافظه ديداري فضايي آنها مي‌گذارد. اما در مورد دختران اين گونه نيست.

هرچند والدين و آموزگاران خوردن صبحانه را براي موفقيت تحصيلي ضروري مي‌دانند، اما بررسي بيش از 50 سال تحقيقات در اين زمينه نشان داد شواهد در تاييد فوايد خوردن صبحانه نامشخص است.

محققان براي بررسي تاثير خوردن صبحانه بر يادگيري در محيط طبيعي دانش آموزان، 104 دانش آموز 13 تا 20 ساله مدرسه شبانه روزي را بررسي کردند. نيمي‌ از آنها در اولين روز تحقيق صبحانه استاندارد صرف کردند و نيم ديگر صبحانه نخوردند. بعد از آن از هر دو گروه چندين آزمون عملکرد ادراکي گرفته شد.

آنها همچنين پرسشنامه‌اي که وضعيت روحي آنها را مي‌سنجيد پر کردند. يک هفته بعد گروه اول از صبحانه خوردن منع شدند و گروه دوم صبحانه خوردند و آزمونها تکرار شد.

اين مطالعه نشان داد: خوردن صبحانه هيچ تاثيري در توانايي توجه دانش آموزان نداشت، اما همه دانش آموزان بعد از خوردن صبحانه احساس هشياري بيشتري مي‌کردند. پسران وضعيت روحي بهتري بعد از خوردن صبحانه پيدا کردند. آنها همچنين در آزمونهاي حافظه ديداري فضايي عملکرد بهتري داشتند.

خوردن صبحانه به طرق گوناگون مفيد است. صبحانه انرژي و ريزمغذي‌هاي مورد نياز براي توليد مواد شيميايي پيام رسان مغزي موسوم به مواد پيام رسان عصبي را توليد مي‌کند. پروتئين، کربوهيدرات و ترکيب چربي صبحانه نيز تاثير مثبت بر روحيه فرد مي‌گذارد.

اگر صبحانه در کنار ساير دانش آموزان يا اعضاي خانواده صرف شود، اين تعامل اجتماعي هشياري را بالا مي‌برد. هشياري نيز براي انجام موفقيت آميز وظايف ادراکي ضروري است.

محققان خواستار انجام تحقيقات بيشتر تفاوتهاي جنسيتي در اين زمينه شدند.

مشروح اين يافته‌ها در شماره ماه اوت مجله "Pediatrics" منتشر شده است.

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند
» موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر
» برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید
» اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!
» دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !
» ازدواج مهارت می‌خواهد!
» تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی
» شرایط پس از ازدواج را بشناسیم !
» برای احترام به همسر
» زنها حس می‌کنند و مردها فکر می‌کنند!

آرشيو
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog