تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  راه كار ساده برای پیشگیری از آنفلوآنزای خوكی در محصلین و دانشجویان
  

چطور در مدرسه و دانشگاه از آنفلوآنزاي خوكي درامان باشيم؟

امسال همزمان با آغاز سال تحصيلي جديد چالش تازه‌اي در پيش روي دانشجويان و دانش‌آموزان خواهد بود كه شامل مراقبت و پيشگيري در برابر آنفلوآنزاي جديد H۱N۱ يا همان آنفلوآنزاي خوكي است.

پژوهشگران دانشگاه لي در آمريكا تاكيد كردند: با وجود ظهور اين آنفلوآنزاي جديد كليد حفظ سلامتي در دانشجويان و محصلان واقعا متفاوت از سالهاي پيش نيست. در اين مقاله پزشكي ۸ راه كار ساده عنوان شده كه محققان معتقدند؛ دانش آموزان و خانواده‌هاي آنها بايد براي آماده سازي سال تحصيلي جديد اين اقدامات را انجام دهند تا سلامت آنها حفظ شود.

- قبل از سال تحصيلي جديد يك آزمايشي پزشكي كامل انجام دهيد.

- درباره مصون سازي در برابر آنفلوآنزا با متخصص خود مشورت كنيد. واكسيناسيون آنفلوآنزاي فصلي و در صورت موجود بودن آنفلوآنزاي خوكي ضروري است.

- يك جلسه مشاوره با حضور دانش آموزان و والدين براي بررسي موضوعات بهداشتي برگزار كنيد.

- حتما با شركت بيمه درماني خود مشورت كنيد تا از امكانات آن آگاه باشيد.

- داروهايي كه نياز به نسخه پزشك ندارند همراه با كيت امدادرساني به همراه داشته باشيد.

- دانش آموزان بايد به سفارشات مادران خود از جمله شست وشوي دقيق دستها، پوشاندن دهان هنگام سرفه و عطسه و دور ريختن دستمال مصرف شده،‌عمل كنند.

- رژيم غذايي محصلان بايد كنترل شود تا به جاي غذاهاي ناسالم از ميوه‌ها و سبزيجات تازه استفاده شود.

- خواب كافي داشته باشيد، كمبود خواب يك عادت بسيار ناسالم و غير بهداشتي براي دانش آموزان است كه سلامت آنها را به خطر مي‌اندازد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نكات كليدي و كاربردي در برقراري ارتباط بين معلم و دانش آموز
    

برقراري ارتباط در قالب چهار حالت زير صورت مي پذيرد:

1-روحي و رواني و عاطفي

2-اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي

3-تربيتي و رفتاري و خانوادگي

4-تحصيلي و هنري

برقراري رابطه مذكور از طرق زير امكان پذير مي باشد:

1-به صورت كلامي(گفتاري)

2-به صورت غير كلامي(زبان تن يا با ايما و اشاره و حركات چشم و ابرو و...) مي باشد

نكاتي را كه بايد در بخش كلامي رعايت و اجرا كنيم عبارتند از:

1-به آنها محبت كنيم: زيرا بعضي از دانش آموزان از نعمت محبت محروم اند يعني حتي والدين آنها نسبت به آنها بي محبت اند و نسبت به آنها بي تفاوت مي باشند.

2-به آنها توجه كنيم: آنها نيازمند مورد توجه واقع شدن هستند خصوصاً با توجه به برهه سني كه در آن واقع شده اند و نيز بعضي از آنها دوران خاص بلوغ را مي گذرانند. كه در اين دوران نياز دارند تا مورد توجه و مطرح شدن قرار گيرند.

3-به آنها احترام بگذاريم و عزت بدهيم: آنها دوست دارند مورد احترام واقع شوند خيلي از آنها درون خانواده مورد تحقير و سرزنش قرار مي گيرند كه اين كار باعث سرخوردگي و منزوي شدن دانش آموز مي گردد. به منظور پيشگيري از اين مسئله با احترام گذاشتن به آنها مي توان به نوعي جبران وضعيت نامساعد منزل بود به اين ترتيب وضعيت بالانس مي شود و قابل كنترل خواهد بود.

4-به احساسات آنها توجه كنيم: اگر دانش آموز در كلاس نسبت به جلسات قبل تغيير كرده بود بي توجه از كنار اين حالات آنها نگذريم تا احساس كنند دركشان كرده ايم و آمادگي همكاري و ياري رساندن به آنها را داريم

بيان حالاتي چون(گريه غير معمول، خنده و يا تغيير روحيه و....)توجه به تغيير احساسات آنهاست.

5-به آنها شخصيت دهيم: افراد با توجه به فرهنگ هاي خاص خانوادگي و شيوه هاي تربيتي و الگويي بخصوص، داراي شخصيت هاي متفاوتي هستند. كه در اين جا معلم بايد مقداري متفاوت عمل كند. متناسب روحيه و شخصيت هر فرد كه خاص خودش است بايد با او برخورد كرد. و اين را در نظر داشته باشيم كه همه آنها نيازمند ارزشمند بودن و مهم واقع شدن و شخصيت داشتن هستند.

6-از آنها تعريف و تمجيد كنيم: كه اين تعريف و تمجيد از آنها به دو گونه مي باشد.

تعريف و تمجيد:

الف- نوع مخرب: در صورتي كه در جهت ارزيابي(سنجش) دانش آموز باشد

ب نوع سازنده: در صورتي كه در جهت قدرداني از تلاش دانش آموز باشد

7- تشويق كنيم و از تنبيه كمتر استفاده كنيم: تحقيقات نشان داده تشويق بيشتر از تنبيه مثمر ثمر است تشويق بهتر است در جمع صورت بگيرد و تنبيه در تنهايي در غير اينصورت نتيجه عكس مي دهد.

سعي كنيم تنبيه را كمتر بكار ببريم زيرا تنبيه مانع از بد رفتاري نمي شود بلكه موضوع را حادتر و در خود نهادينه مي كند

8-به آنها اعتماد به نفس بدهيم: بعضي از آنها بنا به دلايل خاص خانوادگي و شيوه تربيتي از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند به آنها كمك كنيم تا بتوانند تواناييهاي خود را بشناسند و بر همين مبنا اعتماد به نفس بگيرند.

9-از شدت ترس و اضطراب آنها بكاهيم: اين موضوع يكي از موانع ارتباطي بين معلم و دانش آموز است. دانش آموزاني كه از نمره و يا امتحان ترس دارند به آنها نگوييم اين كه ترس ندارد يا اگر درست خوانده باشي نبايد بترسي زيرا همين باعث شدت ترس و اضطراب آنها مي شود.

10- آنها را براي موفقيت تقويت كنيم: زمينه بالفعل شدن تواناييهاي بالقوه و درونيشان را فراهم آوريم و به آنها بفهمانيم كه توانمند هستند

11- بر نقاط قوت آنها تاكيد كنيم: زيرا تاكيد و يادآوري نقاط مثبت باعث تثبيت نقاط مثبت و بالعكس آن؛ يادآوري و تاكيد بر نقاط منفي باعث تثبيت نقاط منفي مي شود. با يادآوري نقاط قوت به آنها كمك مي كنيم تا بتوانند آن طور باشند كه بايد باشند

12-درباره زندگي خانوادگي خود براي آنها صحيت كنيم: يكي از عواملي كه دانش آموزان را جذب مي كند گفتگو درباره مسائل خانوادگي است چه اشكالي دارد بگوييم چند تا بچه داريم نام آنها چيست و...

تا بدين وسيله دانش آموز احساس راحتي بيشتر و سبب افزايش علاقه او نسبت به خود باشيم تا بدين وسيله بهتر همديگر را دريابيم.

13-ارزشمند ترين چيزي كه مي توانيم در اختيار دانش آموز قرار دهيم وقتمان است كه به آنها هديه كنيم:سعي كنيم در زنگهاي تفريح ساعات فوق برنامه، روزهاي غير كاري و آزاد ديگر با دانش آمور ارتباط برقرار كنيم.

14-از برچسب زدن و بكار بردن القاب ناخوشايند دوري كنيم: زيرا تصوير ذهني دانش آموز نسبت به خودش همان چيزي مي شود كه ما آنها را ملقب مي كنيم.

15-تمسخر، استهزاء، عيب و ايراد ، نكته بيني، متلك و تعنه را بكار نبريم: زيرا اينها عوامل ايجاد تنفر در رابطه دو طرفه است

16-زيبائيها و خوبيهايشان را يادآورشان كنيم: اما با زبان و رفتار مهربان و ملايم زيرا در غير اينصورت عامل تخريب كننده دارد و او نسبت به خوبيهاي خود بدبين و ديد منفي پيدا مي كنند. گاه ديده شده به منظور ياد دادن خوبيها و زيبائيها از پتك استفاده مي كنند با سرزنش و پتك هيچ چيز را آموزش ندهيم

17- حرف نيش دار نزنيم: زيرا مخرب است مثلا چقدر كندي كي مي خواهي درس بخواني همين حرف ها باعث تاثيرات منفي در دانش آموز مي شود

18- دانش آموزان را با يكديگر مقايسه نكنيم

19- در حضور دانش آموزان مطالعه كنيم: در زمان هاي اضافي جلسه تدريس اگر به دانش آموزان وقت استراحت داده ايم ما به مطالعه بپردازيم تا بدين وسيله آنها مطالعه كردن را ياد بگيرند. فكر نكنيم هميشه بايد تدريس داشته باشيم گاه لازم است آموزش غير كلامي بدهيم.

20- زماني كه در مدرسه حادثه اي ناگوار اتفاق مي افتد عادي برخورد نكنيم: نسبت به موضوع پيش آمده نكات آموزنده اي در كلاس مطرح كنيم و اگرحادثه غم انگيز است احساس تاسف و تاثر خود را نشان دهيم و اگر حادثه اي شاداب و نشاط آور است احساس شادي خود را نشان دهيم

21- اگر از چيزي مي ترسيم ترسمان را نشان ندهيم: اين ترس در هر زمينه اي مي تواند باشد: مثلاً ترس از حيوان ، و يا از جانوري كه وارد كلاس شده

22- نگاهمان به دانش آموزان يكسان و عادلانه باشد.

همه را به يك چشم نگاه كنيم

23-رياست مآبانه رفتار نكنيم: بلكه دوستانه به آنها بگوييم كه مثل خواهر و يا دوست و مادرشان هستيم تا احساس دوستي و نزديكي كنند و ترس دروني از معلم را كنار بگذارند.

24- اگر دانش آموز از ما تخفيف خواست به او تخفيف بدهيم:

25- در صورتيكه اعمال سياست انظباتي مي كنيم از سياست ترحم بپرهيزيم : يعني اينكه موضوعات را با يكديگر دخيل نكنيم

26- انگيزه نوشتن را در دانش آموز تقويت كنيم: مثلاً مطلبش را بخوانيم و بگوييم جالب بود اما وقتي مي خواندم تصور ميكردم اگر بيشتر بود چه خوب مي شد.

27- گاهي لازم است به آزمون ها و پرسش هايي كه مي گيريم نمره كمي ندهيم : بلكه نمره كيفي

28- به نحوه درس خواندن دانش آموز نظارت كنيم: بدون قضاوت و ايرادگيري بلكه آميخته با قدرداني

29- از دانش آموزان دعوت كنيم تا در كارهاي كلاسي همكاري داشته باشند

30- پرسش از درس و يا .... به صورت نيش دار مطرح نكنيم

براي مثال اگر سوال كرديم بزرگ ترين قاره جهان چه نام دارد او اشتباه جواب داد مسخره نكنيم كه نه مي شود آمريكا يا ....

31-اگر دانش آموز مشكلي داشت و به ظاهر متوجه شديم به او كمك كنيم: اما وارد حريم خصوصي شخصي او نشويم

32- ساعاتي از كلاسمان را براي صحبت كردن با دانش آموزان قرار دهيم: اما از نصيحت كردن، موعظه كردن و امر و نهي و... بپرهيزيم زيرا آنها از اين چيزها خسته اند. بلكه بايد با رفتارمان و تعريف كردن ماجرا و يا .... ين هدف را دنبال كنيم.

33- گاهي ناسازگاري دانش آموز نشانه عدم موفقيت او در درس است: گاه دانش آموز حاضر است تنبيه و بدرفتاري را بپذيرد و اما بخاطر اينكه مورد تمسخر واقع نشود مطلبي را كه بلد نيست نمي پرسد ما بايد اين دسته از دانش آموزان را تشخيص دهيم.

34-كوچكترين رفتار ما نقش كليدي در وضعيت دانش آموز دارد: و حتي ممكن است آينده و سرنوشت او را بسازد. بايد رفتار معلمان سنجيده و حساب شده باشد. مثال دانش آموزي از درس زبان نمره بد گرفت و معلمش زير برگه اش نوشت تو اگر درس خوان بودي كه نمرات تك نمي شد يا همه چيز در تغيير و تغير است جز تو.

35-نظرات دانش آموزان را نسبت به خودتان، رفتارتان ،شيوه تدريس تان، برخورد و يا ... بپرسيم : كه اين امر از طريق گروهي و يا ...فردي امكان پذيراست.(حتي مي توانند نظرات خود را به صورت يادداشت ارائه كنند و اين يادداشت ها بدون اسم باشد)

36-در حين توضيح دادن درس در بين جمع به صورت فردي نيز نگاه كنيم: لازم است گاه به يك دانش آموز نگاه كنيم و با لبخند درس را ادامه دهيم و به همين صورت علاوه برگروهي به صورت فردي نيز در حين درس نشان دهيم كه حواسمان به همه دانش آموزان است.

37-به دانش آموزان اجازه دهيم تا جايي كه امكان دارد بر حسب دلخواه خود مكان نشستن را انتخاب كنند: مگر اينكه مشكل بوجود بياورند. نيازي نيست بر حسب قد، ترتيب اسم و يا ... بنشينند.

38- دانش اموزان در اين سن احساس استقلال دارند به استقلال آنها اهميت دهيم و به آنها احترام بگذاريم

39-در مقابل موضع دانش آموز عقب نشيني نكنيم: دانش آموزان بايد بدانند تصميمي و يا شيوه اي را كه در پيش گرفته ايم قابل تغيير نيست و ميدان را ترك نمي كنيم مگر اينكه لازم باشد و يا تغييراتي حادث گردد

40-اگر منتظر بهترين نتيجه باشيم به دست خواهد آمد:اغلب پيش بيني معلمان به واقعيت مي پيوندد. اگر مثبت فكر كنيم مثبت پيش مي آيد و به دانش آموزان نيز بياموزيم به اين گونه فكر كنند و از منفي گرائي و منفي بافي بپرهيزيم .

41-در جلسه اول تدريس درباره شيوه تدريس و هدف هاي آموزش و يادگيري و... و نيز ارائه اطلاعات شخصي خود و دريافت اطلاعات شخصي آنها بپردازيم

42- به دانش آموزان كمك كنيم تا مسئوليت پذير شوند.

43- به دانش آموزان كمك كنيم تا بتوانند خودشان تصميم بگيرند

44- گاه لازم است آنها را در احساسات خود سهيم كنيم: شادي و ناراحتي و ....و يا احساس خود را نسبت به موضوع و يا مطلب خاصي را از آنها نظرخواهي كنيم و بدين طريق به آنها ارزش دهيم.

45- به آنها كمك كنيم تا برنامه روزانه تهيه كنند: تا بدين وسيله نظم و نقش را در زندگي بياموزند

46- سعي كنيم به گفته هاي آنان اعتماد كنيم و حتي اگر دروغ و غير واقعي بود به آنها بگوييم حرف آنها را پذيرفته ايم تا به مرور خودشان متوجه اشتباهشان شوند

47-برنامه ها و مراسمات آموزشي را در مدرسه جدي بگيريم.

48-از فعاليت هاي فوق برنامه حمايت و استقبال كنيم

49-وضعيت فرهنگي دانش آموزان را ملاحظه كنيم :هر دانش آموز مطابق فرهنگ خاص خانوادگي خود برخورد و انتظار برخورد دارد

50- گاهي لازم است مثل بچه ها فكر كنيم

51- احساس نكنيم هميشه بايد براي دانش آموز جواب داشته باشيم

52- گاهي ممكن است دانش آموز دچار ناهنجاري و نقصان باشد اين اقتضاي سن و نشانه اجتماعي شدن و جامعه پذيري اوست با اين موضوع او كنار بياييم.

53- دانش آموزان را گروه بندي كنيم: و به صورت هفتگي گروهها را با ترتيب اولويت تشويق و انتخاب كنيم و نيز نماينده كلاس را به صورت هفتگي انتخاب كنيم تا همه دانش آموزان از اين موقعيت بهره مند گردند.

54- از بين دانش آموزان بصورت دوره اي دو يا چند دستيار انتخاب كنيم: تا بدين ترتيب به آنها در توانمند شدن ياري كرده باشيم.

55- نظر آنها را نسبت به معلمهاي سال گذشته شان پيگيري كنيم: و اينكه آيا از آنها احساس رضايت داشته اند يا نه و اگر رضايت داشته اند علت علاقه را پيگيري كنيم و از اين نكات مثبت استفاده كنيم.

56- به آنها بگوييم در اين كلاس اشتباه كردن مجاز است و انسان ممكن است اشتباه كند: اما نبايد بر اشتباه خود مصر باشد و از اشتباهات بعنوان كليد و تجربه راه آينده استفاده كنند و نبايد اشتباه خود را توجيه كند.

اشتباه كردن براي اصلاح كردن است- اصلاح با ارزش است پس به اصلاح بها دهيم

57-به آنها بگوييم به ما نامه بنويسند: در هر زمينه اي كه دوست داشته باشند بدون نام و نشان يا با هر نام و نشان به هر صورت كه دوست دارند در نامه با ما حرف بزنند.

58- در مقابل شيوه برخورد نامناسب دانش آموز مناسب برخورد كنيم: مثال معلمي وارد كلاس شد دانش آموز مخالف مقداري پوست پرتقال روي ميزش گذاشته بود. معلم با خونسردي گفت اي كاش بجاي پوست پرتقال مغزپرتغال روي ميز بود.

59-از موضع ترس و قدرت با آنها صحبت نكنيم

60- خشم خود را فرو نشانيم+ يأس را در خود و در آنها از بين ببريم.

61- والدين دانش آموزان را بخواهيم و با آنها صحبت كنيم: زيرا تعامل بين معلم و والدين باعث رضايت كامل طرفين و بهينه شدن اوضاع درسي، رفتاري و ... مي شود و باعث مي شود تا دانش آموزان و والدين به وظايف خود آگاه شوند

62- در صورتيكه دانش آموز صحبت مي كند صحبت او را قطع نكنيم: و با ارائه علامت به او تائيديه دهيم

63- مشوق خود مختاري آنها باشيم

64-با جملات لفظي و دوستانه با دانش آموزان صحبت كنيم

65-هرگز آنها را با بهره هوشي نسنجيم

66-در برقراري ارتباط از آنها نظر خواهي كنيم

67- در شيوه تدريس از آنها نظر خواهي كنيم.

 ويژگي هايي كه معلم بايد داشته باشد

1- برداشت ذهني دانش آموز را انكار نمي كند

2- احساسات دانش آموز را موضوع بحث قرار نمي دهد

3- منكر خواسته هاي دل دانش آموز نمي شود

4- ذوق و سليقه دانش آموز را مورد تمسخر قرار نمي دهد

5- نظرات دانش آموز را بي ارزش جلوه نمي دهد

6-او را از مقام و منزلتي كه دارد پايين نمي آورد

7- تجربه دانش آموز را موضوع بحث قرار مي دهد

8- حالت روحي و رواني دانش آموز را مي شناسد

9-دانش آموز را خوار نمي كند

 نقشهايي كه معلم مي تواند بپذيرد

1- معلم به عنوان مشاور

2-معلم به عنوان الگو

3- معلم به عنوان مهندس محيط

4-معلم به عنوان مدير جلسه

5- معلم به عنوان رهبر

1- برنامه ريزي تحصيلي

6- معلم به عنوان كارشناس آموزشي براي

2-تقويت بنيه علمي و....

دانش آموزان را گروه بندي كنيم: رده سني 7 تا 16 سالگي دوره پرورش شخصيت رواني ،عقلي و بدني را مي گذرانند در اين سن نوجوانان به هم سالان خود علاقه شديد نشان مي دهند و تحت تاثير آنان هستند با گروه بندي به قاعده مي توانيم به اهدافمان و تقويت و تشويق توانمنديهاي دانش آموزان و نيز به نكات مثبت برسيم.

                  
   
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چرت زدن به حل مسائل و مشكلات كمك كند
     

تاثیر چرت زدن در حل بهتر مسائل

بررسی های جدید نشان می دهد: چرت زدن به حل بهتر مسائل كمك می كند.

دانشمندان پس از مطالعات فراوان به این نتیجه رسیدند كه چرت زدن می تواند قدرت خلاقیت را افزایش دهد و به حل مسائل و مشكلات كمك كند.

به گفته دانشمندان: وقتی انسان ها در مرحله REM یا همان خواب با حركات سریع چشم قرار می گیرند اغلب رویاهایشان در این مرحله اتفاق می افتد و در نتیجه بهتر می توانند با فكر جانبی مسائل را حل كنند.

دانشمندان در صبح روز آزمایش به ۷۷ داوطلب یك سری مسائل كه حل آنها نیازمند خلاقیت بود، دادند و گفتند، تا غروب فرصت دارند در حالت استراحت اما بیدار یا در حال چرت كنترل شده توسط دانشمندان در مورد این مسائل فكر كنند.

در این مطالعه ثابت شد داوطلبانی كه به خواب موسوم به خواب با حركات سریع چشم رفتند خلاقیت آنان در حل مسائل تا ۴۰ درصد افزایش یافته است.

خواب كوتاه مدت يا چرت زدن در رفع خستگي از بدن و ذهن بسيار موثر است تا جايي كه “بيست دقيقه چرت زدن در ميانه كار خيلي بهتر از نوشيدن قهوه فرد را سرحال مي‌آورد.”

دكتر “نيل استنلي”، متخصص خواب در بيمارستان نوريچ انگليس اعلام كرد : چرت زدن نبايد جايگزين خواب شب شود، البته برخي ديگر از كارشناسان معتقدند كه فايده چرت زدن براي سلامت جسم و ذهن با خواب هفت ساعته برابر است.

اين گزارش هم چنين به نقل از دكتر “سارا مدنيك” از كارشناسان آمريكايي در زمينه خواب مي‌نويسد: چرت روزانه ” يك عادت حياتبخش” است كه اين كار نه تنها سلامت و بهداشت را بهبود مي‌بخشد، بلكه به لاغر شدن و راندمان بهتر كاري نيز كمك مي‌كند.

ژاپني‌ها براي چرت زدن در حال نشستن اصطلاح “اينه موري” را به كار مي‌برند.

در ژاپن “اينه موري” در هر كجا كه هستيد امري كاملا پذيرفته شده تلقي مي شود وافراد مي‌توانند در جريان يك جلسه كاري، حتي اگر اين جلسه در پارلمان ژاپن باشد، چرت نشسته بزنند.”

بر پايه اين گزارش اينه موري بدون قاعده انجام نمي‌شود. در محيطهاي كاري ژاپن فقط كارمندان عالي رتبه و همچنين دون پايه اجازه چرت نشسته دارند و حين اين نوع چرت هم فرد نبايد خم بشود، بلكه بايد وضعيت نشسته داشته باشد و نشان بدهد هنوز در ميان جمع حضور دارد و به نوعي با دنياي اطرافش هنوز در ارتباط است.

كمبود خواب و اهميت اندكي كه زندگي مدرن براي استراحت روزانه قائل است، هم اكنون موضوع يك نمايشگاه بزرگ و جديد در لندن شده است.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بازی های رایانه ای سلامت روحی و روانی بالغان را برهم می زند
  

بازی های رایانه ای و ایجاد مشكلات روحی

بازی های رایانه ای سلامت روحی و روانی بالغان را برهم می زند

محققان علوم پزشكی اعلام كردند، كسانی كه از بازی های رایانه ای استفاده می كنند، بیشتر در معرض چاقی قرار دارند و سلامت روحی آنها كمتر است.

محققان مراكز كنترل و پیشگیری از بیماری ها، با بررسی ۵۰۰ فرد بالغ ۱۹ تا ۹۰ ساله دریافتند، كسانی كه بازی های ویدئویی و رایانه ای را پیاپی استفاده می كنند، نمایه توده بدنی (‌بی ام آی) بالاتری دارند.

این محققان افزودند: این افراد بیشتر از دیگران در معرض خطر چاقی قرار دارند.

این بررسی همچنین نشان می دهد، میزان سلامت روانی آنان كمتر از دیگر بالغان است.

محققان هشدار دادند: این روش زندگی غلط است و به سلامت جسمی و روحی فرد، صدمه می زند

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مهر مادری فرزند را شجاع می‌کند
     

 

دانشمندان کشف کرده اند که نوزادانی که به اندازه کافی از مهر و محبت مادری بهره نمی برند ، در بزرگسالی ترسو ، پرخاشگر و خشن و آنهایی که مهر مادری بسیاری را تجربه کرده اند، مهربان تر ، شجاع تر و اجتماعی تر می شوند

در آزمایشگاه مایکل مینی در دانشگاه مک‌گیل مونترآل، (McGill University Montréal)، موشهای آزمایشی زیادی با هم زندگی می‌کنند. این موشها در قفس‌هایشان راه می‌روند، بو می‌کشند و با لیس زدن همدیگر را تمیز می‌کنند.

اما چنین برداشت سطحی‌ای از آنها گمراه‌کننده است، چون همه‌ی آنها مثل هم رفتار نمی‌کنند. بعضی از آنها پرخاشگر، خشن، ترسو، غیراجتماعی و بسیار عصبی هستند، اما بعضی دیگر بسیار شجاع، اجتماعی، مهربان و نیز دارای قابلیت یادگیری‌اند.

مرحله پس از تولد، زمان بسیار مهم و حساس در زندگی نوزاد

مایکل مینی که پژوهشگر مغز و اعصاب است دلیل این تفاوت را می‌داند: مادران بچه‌های ترسو، در ۸ روز اول پس از تولد کودکان خود، به آنها به اندازه‌ی کافی محبت نکرده‌اند.

اما نوزادان شجاع، آنهایی هستند که مادرانشان به آنها بسیار رسیدگی کرده‌اند. در اینجا، اینکه آیا نوزاد، نوزاد واقعی یک مادر است، نقشی بازی نمی‌کند. دانشمندان در آزمایشی نوزادان مادران را با هم عوض کردند.

آن فرزندانی که مادرشان به آنها محبت نکرده بود، ترسو بودند – فرقی نمی‌کرد که آن مادر، مادر واقعی‌شان بوده یا نه.

بدین ترتیب این نه ژنها، بلکه اولین تجربیات نوزاد هستند که باعث تفاوتهای شخصیتی می‌شوند. بنابراین مرحله‌ی پس از تولد، زمان بسیار مهم و حساسی در زندگی نوزاد است.

تجربیات اولیه در سلولهای مغزی تاثیر می‌گذارند

البته هنگامی که مینی و همکاران دانشمندش نتایج آزمایشهای خود را منتشر کردند، یافته‌ی علمی جدیدی را معرفی نمی‌کردند. تحقیق آنان بیشتر به این دلیل محبوبیت یافت که برای اولین بار نشان می‌داد که رفتار متضاد موشها در تغییرات سلولی مغز آنها نیز منعکس می‌شود.

چنین آزمایشاتی درباره‌ی میزان محبت مادران در اواخر سا‌‌‌‌‌‌‌‌‌ل‌های ۱۹۹۰ نیز انجام می‌گرفت. دانشمندان این محبت را بر اساس اینکه چندبار مادر، فرزند خود را تمیز یا نوازش می‌کند، اندازه‌گیری می‌کنند.

مادر با تمیز کردن و نوازش فرزندش به او پناه می‌بخشد، چیزی که هر نوزادی به آن احتیاج دارد. هر چه کودکان بیشتر احساس امنیت کنند، با تهدیدهایی که با آن در آینده روبرو می‌شوند، راحت‌تر برخورد خواهند کرد.

مینی و دانشمندان دیگر کشف کرده‌اند که این اطلاعات وارد مغز می‌شوند. تجربیات اولیه در بخش مهمی از سلولهای مغزی روی نقش د.ن.ا. (DNA) و همچنین روی یک ژن مشخص تاثیر می‌گذارند.

درست همین ژن ترشح هورمون استرس کورتیزول را تحت تاثیر قرارمی‌دهد. به این صورت که حتی فشارهای کوچک باعث ترشح این هورمون استرسی ازغده‌ای در مغز آنها می‌شود.

نتیجه آن است که رفتار این حیوانات عوض می‌شود، ترسو و خشن می‌شوند و حتی در یادگیری آنان نیز اختلال ایجاد می‌گردد، زیرا ترشح این هورمون در مراکز یادگیری مغز خدشه وارد می‌کند.

به گفته‌ی مینی، این نشان می‌دهد که محبت مادری در برنامه‌های مغزی نوزادان تاثیر زیادی می‌گذارد.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زنان خوش بین، كمتر در معرض خطر بیماری قلبی ویا مرگ هستند
        

زنان خوش بین بیشتر عمـر می كنند

محققان دریافتند زنان خوش بین، كمتر در معرض خطر بیماری قلبی و یا مرگ هستند.

محققان با بررسی وضع ۱۰۰ هزار زن دریافتند، زنان بدبین بیشتر دچار فشار خون و كلسترول بالا می شوند.

حتی با در نظر گرفتن عوامل خطر زا ، نگرش زنان به زندگی، عوامل خطر زا را نیز تغییر می دهد.

پس از بررسی هشت ساله، مشخص شد زنان خوش بین ۹ درصد كمتر به بیماری قلبی مبتلا و ۱۴ درصد كمتر می میرند.

همچنین احتمال مرگ زنان بدگمان كه افكار خصمانه دارند و یا به دیگران اعتماد ندارند ، ۱۶ درصد بیش از دیگران است.

محققان می گویند: شاید یكی از علت های این امر توانایی بهتر زنان خوش بین در سازگاری با مشكلات و توجه به سلامت خود، هنگام بیماری است.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زنان خوش بین، كمتر در معرض خطر بیماری قلبی ویا مرگ هستند
        

زنان خوش بین بیشتر عمـر می كنند

محققان دریافتند زنان خوش بین، كمتر در معرض خطر بیماری قلبی و یا مرگ هستند.

محققان با بررسی وضع ۱۰۰ هزار زن دریافتند، زنان بدبین بیشتر دچار فشار خون و كلسترول بالا می شوند.

حتی با در نظر گرفتن عوامل خطر زا ، نگرش زنان به زندگی، عوامل خطر زا را نیز تغییر می دهد.

پس از بررسی هشت ساله، مشخص شد زنان خوش بین ۹ درصد كمتر به بیماری قلبی مبتلا و ۱۴ درصد كمتر می میرند.

همچنین احتمال مرگ زنان بدگمان كه افكار خصمانه دارند و یا به دیگران اعتماد ندارند ، ۱۶ درصد بیش از دیگران است.

محققان می گویند: شاید یكی از علت های این امر توانایی بهتر زنان خوش بین در سازگاری با مشكلات و توجه به سلامت خود، هنگام بیماری است.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  راه‌های درمان افسردگي در معلولان
      

 

افسردگي‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردي‌، يا نااميدي‌ به‌مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز.

افسردگي هنگامي رخ مي‌دهد كه همه نشانه‌ها با هم ظاهر شده و باعث ايجاد اختلال در فعاليت‌هاي روزانه افراد مي‌شود. سالانه بيش از ميليون‌‌ها نفر در سراسر جهان دچار افسردگي مي‌شوند. معلولان بخشي از اين افراد هستند.

بايد توجه داشت همه معلولان افسرده نمي‌شوند و افرادي كه افسرده مي‌شوند ممكن است بر اثر معلوليت افسرده نشده باشند. به هر حال معلولان با چالش و استرس‌هاي منحصر به فردي روبه‌رو مي‌شوند كه آنها را در خطر افسردگي قرار مي‌دهد. مطالعات نشان مي‌دهد كه علائم افسردگي ممكن است ۲ تا ۱۰ بار بيشتر در معلولان و افراد داراي بيماري‌هاي مزمن وجود داشته باشد. اما خبر مسرت‌بخش اين است كه درمان‌هاي مؤثري براي افسردگي وجود دارد.

علائم افسردگي

احساس ناراحتي‌، اضطراب، نااميدي، پوچي و فقدان علاقه در فعاليت‌هايي‌ كه قبلا لذت‌بخش و مورد توجه بوده‌اند، مشكلات مربوط به خواب، احساس بيقراري، افزايش زودرنجي و نااميدي، ‌مشكلات مربوط به حافظه، تمركز و تصميم‌گيري، احساس گناه مفرط، بي‌ارزش بودن و درماندگي، كم شدن علاقه به تعامل با ديگران، گريه كردن بيش از حد معمول‌ و افكار مربوط به‌خودكشي‌ يا اقدام به آنها.

درمان افسردگي

راه‌هاي درمان مفيد و مناسب بسياري وجود دارد. اكثر افراد افسرده مي‌‌توانند با درمان مناسب طي چند هفته به‌خوبي بهبود يابند. مشاوره يا تجويز دارو يا تركيبي‌ از هر دو درمان، راهي رايج، معمول و در عين حال مؤثري است.

در صورتي‌ كه فكر مي‌كنيد شما يا اطرافيانتان ممكن است دچار افسردگي شده باشيد، حتما از نيروهاي مؤثر و متخصص همانند مشاوران كمك بگيريد.

هر فردي در زندگي خود دوراني دارد كه ترجيح مي‌‌دهد خانه نشين باشد تا اينكه با جهان بيرون‌ روبه‌رو شود. يافتن برخي‌ تدابير مي‌‌تواند مؤثر باشد. كارهاي تاييد شده و درستي‌ وجود دارد كه مي‌‌توانيد براي رهايي از احساس تنهايي‌، دلسردي و افسردگي انجام دهيد.

نكات زير، مواردي است كه نه تنها به شما در روزهاي ابري كمك مي‌كند تا احساس خوبي‌ داشته باشيد بلكه از خطر افزايش افسردگي جلوگيري مي‌كند.

با دوستان نزديك و اعضاي خانواده خود در مورد احساسات‌تان صحبت كنيد: احساس غمگيني يا نااميدي چيزي نيست كه از آن خجالت بكشيد و در مواردي آگاهي‌ افراد از احساس ناخشنودي مي‌‌تواند به بهبودي شما كمك كند. اگر نمي‌توانيد براي ديدار دوستان و آشنايان خود از خانه خارج شويد نامه‌اي بنويسيد يا با تلفن با آنها صحبت كنيد.

با معلولان تماس داشته باشيد: افراد غيرمعلول به‌رغم تلاش خود هميشه قادر به درك معضلات و نحوه زندگي‌ معلولان نيستند. اگر احساس تنهايي‌ مي‌كنيد يا احساس مي‌كنيد به شما توجه نمي‌شود صحبت‌كردن با افرادي كه معلوليت مشابهي دارند مي‌تواند مؤثر واقع شود و همه چيز را تغيير دهد.

پرستار و پزشك خانوادگي مي‌تواند اطلاعاتي درباره گروه‌هاي حمايتي محلي يا اسامي ديگر افرادي كه داراي تجارب مشابهي هستند ارائه دهد. استفاده از اينترنت و سايت‌هاي مربوط به معلولان گزينه‌هاي ديگري هستند كه مي‌توانند براي اين منظور مورد استفاده قرار گيرند چرا كه معمولا حاوي مطالبي الهام‌بخش و مفيد هستند.

حامي خود و ديگران شويد: در صورتي‌ كه فكر مي‌كنيد عوامل محيطي‌ و اجتماعي در احساس دلسردي، غمگيني، عصبانيت يا ايجاد احساس ناخشنودي شما تاثير دارند براي انجام تغييرات مثبت و ايجاد علائم بهبودي، بايستي آنها را شناسايي كنيد. در فعاليت‌هاي انجمن‌هاي مربوط به معلولان شركت كنيد. با مديران فروشگاه‌ها كه فاصله كافي براي عبور ويلچر در بين قفسه‌ها در نظر نمي‌گيرند، صحبت كنيد. با نمايندگان مجلس و شوراها در خصوص مشكلات خدماتي و درماني و بيمه كه اغلب افراد معلول با آن روبه‌رو مي‌شوند، مكاتبه كنيد.

داوطلب شويد: داوطلب شدن مي‌‌تواند راهي‌ مفيد و فوق‌العاده براي گذراندن وقت‌تان باشد و مي‌تواند شما را به خارج از خانه ببرد و موقعيت تعامل و ارتباط با ديگران را فراهم كند. درصورتي‌ كه نمي‌‌توانيد از خانه خارج شويد از تماس‌هاي تلفني استفاده كنيد، نامه‌اي بنويسيد يا فعاليت داوطلبانه ديگري در منزل انجام دهيد.

ورزش كنيد: فعاليت‌هاي جسماني مي‌‌تواند يكي‌ از مؤثر‌ترين راه‌ها براي مبارزه با افسردگي باشد. حتي درصورتي‌ كه داراي محدوديت قابل توجه فيزيكي‌ هستيد، افزايش فعاليت‌هاي بدني، حتي به ميزان كم، به بهبودي روحيه شما كمك خواهد كرد.

مديريت استرس: اگرچه استرس هميشه باعث افسردگي نمي‌شود ولي مي‌تواند نشانه‌هاي افسردگي را شديدتر كند. يافتن روش‌هاي مديريت استرس مي‌‌تواند پاسخگو باشد.

استراحت كردن، عبادت كردن، نماز خواندن، تماشاي فيلم‌هاي كمدي، انجام كارهاي دستي‌، مطالعه مجله يا هر فعاليت ديگري كه باعث شود احساس كنيد كمتر استرس داريد، مي‌تواند آسيب پذيري شما را از افسردگي كمتر كند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مركزي براي‌ آموزش مهارت‌هاي زندگي
     

 

تاثير عدم‌كنترل خشم بر كودكان همان‌قدر مخرب است كه در بزرگسالان اما كودكان زودتر ياد مي‌گيرند چطور با يك نفس عميق يا يك ليوان آب سرد مي‌توان آرامش را به‌دست آورد.

چند وقتي است كه در تهران مراكز فرآموز شهرداري تهران اين آموزش را به‌صورت متمركز ارائه مي‌كنند.

براساس استانداردهاي سازمان بهداشت جهاني 7 رفتار پرخطر وجود دارد كه كودكان بايد در كودكي با آموزش، از آن مصون بمانند. اين رفتارهاي پرخطر هفت‌گانه شامل استعمال دخانيات، مواد‌مخدر، تغذيه ناسالم، ‌تحرك ناكافي، رفتارهايي كه سلامت روان را تهديد مي‌كنند، رفتارهايي كه منجر به حادثه مي‌شوند و رفتارهاي غيرايمن جنسي است.

معاونت اجتماعي و اداره كل سلامت شهرداري تهران از ميان اين سرفصل‌ها بحث پيشگيري از استعمال مواد‌مخدر و سيگار، خودشناسي و ارتقاء عزت نفس و كنترل خشم را در 5 مركز به نام فرآموز به كودكان ياد مي‌دهد. اين مراكز در فصل مدارس با همكاري آموزش و پرورش در دو نوبت كاري صبح و بعدازظهر پذيراي دانش‌آموزان دبستاني هستند.

فرآموز دبستان، زماني كاوشكده بوده است و الان هم در برخي از كلاس‌هايش به همان آموزش‌هاي قبلي مي‌پردازند.

در ايام مدرسه روزانه 200 تا 250 كودك 7 تا 12 ساله از مراكز فرآموز بازديد مي‌كنند و در كارگاه‌هاي مختلف با موضوعي كه مركز به آن اختصاص دارد آشنا مي‌شوند. در فرآموز دبستان، بچه‌ها مهارت كنترل خشم را فرا مي‌گيرند.

در «كارگاه نمايش» كودكان با ماسك حيوانات مختلف در نمايش شركت مي‌كنند. تم اصلي داستان را مربي به آنها مي‌گويد و آنها خودشان جاي شخصيت‌هاي داستان صحبت مي‌كنند. جغد داناي داستان گمشدگان جنگل را كمك مي‌كند تا راهشان را پيدا كنند ولي نكته كارگاه نمايش اين است كه بچه‌ها خودشان راه‌هاي مقابله با خشم را به همديگر مي‌گويند.

سارا قائمي، مربي كارگاه نمايش اين مركز در مورد كارگاه نمايش مي‌گويد: وقتي از بچه‌ها پرسيده مي‌شود كه «گنجشك داستان كه حالا به‌دليل گم‌شدن عصباني است چه بايد بكند؟» مي‌گويند كه بايد يك نفس عميق بكشد، جمله‌اي را كه باعث آرامش‌اش مي‌شود تكرار كند، لبخند بزند، ياد خدا بيفتد، به چيزهاي خوب فكر كند يا يك ليوان آب سرد بخورد.

آنها حتي مي‌دانند وقتي عصباني شدند چطور آن را با چيز ديگري جابه‌جا كنند. خودشان پيشنهاد مي‌دهند كه يك كاغذ خط‌خطي كنيم، درد‌دل كنيم، در اتاقمان داد بزنيم يا به كيسه بوكس مشت بزنيم. البته اين توانايي را بچه‌هاي بالاي 9 سال دارند و اين موضوعات به كودكان زير 9سال آموزش داده مي‌شود.

در كارگاه بعدي كه «شهر سالم» نام دارد ماكت‌هايي از خانه‌ها و خيابان‌ها قرار دارد؛ نيمي در روز و نيمي‌در شب. در نيمه‌ شب، فردي نقاشي شده‌است كه در حال پرت‌كردن زباله از طبقه سوم به كوچه است. در نيمه ‌روز نيز 2نفر كه به خاطر تصادف يقه هم را گرفته‌اند نقاشي شد‌ه‌اند. بچه‌ها به‌عنوان ناظر بيروني به هر دو طرف توصيه‌هايي مي‌كنند.

معصومه مهرورز، مربي اين كارگاه مي‌گويد: در اين كارگاه سعي مي‌شود با وقت محدودي كه وجود دارد برخي از مهم‌ترين مسائل شهري كه آدم‌هاي اين شهر درگير آن هستند به بچه‌ها نشان داده شود تا ياد بگيرند چطور مي‌توانند با آن برخورد كنند يا بدون اينكه براي كسي مزاحمتي به‌وجود بيايد با آن كنار بيايند. آنها همچنين در اين كارگاه ياد مي‌گيرند كه درباره كار اشتباهي كه ديگران انجام مي‌دهند چطور صبور باشند.

بچه‌ها تجربيات خود را نيز در اين كارگاه با دوستانشان در ميان مي‌گذارند. بيشتر تجربيات آنها مربوط به شب‌ها در خانه است؛ زماني كه بيشتر اعضاي خانواده دور هم جمع شده‌اند.

آنها سؤالاتي در مورد اين دارند كه چه كار كنند كه پدر يا مادرشان از دست آنها عصباني نشوند و كتك نخورند. برخي از تجربه‌ها هم از اشتباهاتي است كه پدر و مادرها مي‌كنند. بچه‌ها صادقانه آنها را تعريف مي‌كنند و دنبال راه حل مي‌گردند.

ماكت روز، 2مرد دست به يقه را نشان مي‌دهد كه به‌دليل تصادف با هم دعوا مي‌كنند. در اين قسمت از كارگاه شهر سالم بچه‌ها برخي از قوانين راهنمايي و رانندگي را نيز ياد مي‌گيرند تا وقتي فردي تخلف كرد بدانند كه مقصر كيست.

دانستن اينكه حق با چه كسي است خيلي از مشكلات و سؤالات بچه‌ها را حل مي‌كند و در واقع ادعاي ناحق از بچه‌ها گرفته مي‌شود. به‌طور مثال وقتي بچه‌ها بدانند چرا پليس موتورسواري را كه بيش از ظرفيت سوار كرده يا پدرشان را كه كمربند نبسته است جريمه مي‌كند، كمتر عصباني مي‌شوند.

آشغال ريختن همسايه، بلند با موبايل حرف زدن، دعوا بر سر جاي پارك در پاركينگ، سيگار كشيدن در اماكن عمومي و... مسائلي است كه به‌نظر بچه‌ها در مورد آنها كاري از دستشان بر‌نمي‌آيد. بچه‌ها با رفتارهاي خود سعي در تغيير ديگران مي‌كنند. به‌طور مثال وقتي والدينشان آشغال مي‌ريزند آنها مصرانه آشغال را در دستان خود نگه مي‌دارند تا به والدينشان ياد دهند بايد آشغال را درون سطل ريخت.

آنها ياد مي‌گيرند كه تذكر دادن به والدين به‌صورت مستقيم زياد خوشايند آنها نيست پس بايد راه‌هاي جايگزين را پيدا كرد.

در اين بين بچه‌ها راه‌حل‌هاي كارتوني هم به ذهنشان مي‌رسد. يكي از بچه‌ها براي كسي كه آشغال روي زمين مي‌ريزد پيشنهاد داده بود با نخ، آن آشغال را به‌خودش وصل كنيم تا هر جا مي‌رود با او باشد.

بچه‌ها در برابر آدم‌هاي خشمگين دچار اضطراب و ترس مي‌شوند. يكي از كارايي‌هاي اين كارگاه كاهش اضطراب و ترس آنهاست. معصومه مهرورز مي‌گويد: بچه‌ها مي‌پرسند «آدم‌هايي مثل دزدها و قاتلان كه افراد خشني هستند چه شكلي هستند و اگر يك نفر با ما دعوا كرد چه بايد به او بگوييم؟»راه حل‌هاي اين قسمت را هم بچه‌ها مي‌دهند. بچه‌ها به هم مي‌گويند كه چطور با نفس عميق‌ كشيدن يا شمردن تا عدد 10 بر احساس خود غلبه كنند و بعد جواب درست را بدهند يا از كمك ديگران استفاده كنند.

كارگاه بعدي «زيست‌شناسي» است. در اين كارگاه بچه‌ها بيشتر نگران پدرومادرهايشان مي‌شوند چون به آنها گفته مي‌شود افرادي كه بيشتر عصباني مي‌شوند و كنترلي بر آن ندارند 10 سال از عمرشان كم مي‌شود. در اين كارگاه داستان از حيوانات شروع مي‌شود؛ از خصوصيات حيوانات و نحوه رفتار آنها. در مرحله بعد به‌ خصوصيات انسان‌ها مي‌پردازند.

به آنها گفته مي‌شود كه سيستم عصبي و گردش خون و گوارش با كدام بخش‌هاي بدن در ارتباط است و براي اعضاي بدن كساني كه بيشتر عصباني مي‌شوند چه اتفاقي مي‌افتد.

زهرا حسين‌زاده، مربي اين بخش در مورد اين كارگاه مي‌گويد: بچه‌ها معمولا با موضوع سكته قلبي در ميان اعضاي خانواده يا اطرافيانشان آشنا هستند. به آنها مي‌گوييم كه كساني كه كنترلي بر عصبانيت خود ندارند 14 برابر بيشتر از ديگران امكان سكته‌كردنشان وجود دارد. يكي از بچه‌ها جلسه پيش از من پرسيد: «مامانم به همه‌چيز‌ گير مي‌دهد من چه كار بايد بكنم كه او سكته نكند؟»

در اين شرايط ما به آنها ياد مي‌دهيم كه چطور مادرشان را آرام كنند.

احساس عصبانيت به‌خودي خود بد و نادرست نيست بلكه نحوه ابراز آن است كه مي‌تواند مشكل‌ساز باشد. در اين كارگاه‌نيز بچه‌ها علاوه بر اينكه ياد مي‌گيرند كه عصبانيت باعث آسيب‌ديدن مغز و چشم و معده و... مي‌شود ياد مي‌گيرند كه چطور آن را كنترل كنند.

كارگاه بعدي فراگيري مهارت‌هاي اجتماعي در هنگام خشم است. اين مهارت‌ها در قالب داستان عصباني‌شدن يك رفتگر به‌دليل آشغال ريختن ديگران ارائه مي‌شود. بچه‌ها هر چيزي را كه در كارگاه‌هاي قبلي ياد گرفته‌اند به بازيگر اين نمايش كه مي‌تواند يكي از بچه‌ها باشد مي‌گويند تا او هم خشم خود را كنترل كند.

در برخورد با خشم، آدم‌ها معمولا 2دسته مي‌شوند؛ عده‌اي خشونت‌گرا هستند و عده‌اي قرباني. كودكان بايد ياد بگيرند كه در هيچ‌يك از اين دو دسته قرار نگيرند و علاوه بر كنترل خشم خود، اوضاع را نيز كنترل كنند.

بچه‌هايي كه اعتماد به نفس بالايي دارند ولي در عين حال احساس امنيت نمي‌كنند سعي مي‌كنند با خشونت به آرامش و امنيت برسند؛ با اذيت و آزار لفظي شروع مي‌كنند و با مسخره و تحقير كردن ادامه مي‌دهند و در مواردي هم كار را به كتك‌كاري مي‌رسانند. در عوض بچه‌هايي كه نقش قرباني را دارند گوشه‌گير و منزوي هستند. اين دسته از بچه‌ها در مقابل آزار همكلاسي‌ها و هم‌مدرسه‌اي‌هايشان سكوت مي‌كنند و جرات اعتراض و شكايت ندارند و بنابراين به روش‌هاي مختلف از مدرسه فرار مي‌كنند.

سولماز دائي، مربي اين كارگاه مي‌گويد: معمولا در آن نيم ساعتي كه بچه‌ها پيش ما هستند نمي‌توان فهميد جزو كدام گروه هستند ولي اميدواريم كه از مجموع كارگاه‌هايي كه هر كدام حداكثر نيم‌ساعت است استفاده كنند.

در هر يك از كارگاه‌هاي فرآموز دانش‌آموزان حدود نيم ساعت آموزش مي‌بينند و هيچ‌كدام از مربي‌ها مطمئن نيستند كه اين بچه‌ها كه به ديد يك اردوي آموزشي از مدرسه خارج شده‌اند تمام مطالبي را كه به آنها ارائه مي‌شود ياد بگيرند.

                  

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      نکته بهداشتی روز: انتخاب کیف پشتی مدرسه
         

    بسیاری از کودکان هنگام شروع فصل مدرسه علاوه بر قلم، کاغذ و دفتر به کیف‌پشتی نیاز دارند

    این اصول راهنمای ایمنی را هنگام انتخاب کیف پشتی رعایت کنید:

    به دنبال کیف‌هایی باشید که حمایت،‌ راحتی و ایمنی بهتری را ارائه کند.

    کره یف پشتی را انتخاب کنید که در پشت آن بالشتک‌هایی برای به حداقل‌رساند فشار وجود داشته باشد.

    به دنبال کیف پشتی باشید که کمربند‌های آن دور کمر و قفسه سینه می‌پیچد و به این ترتیب وزن محتویات کیف به صورت متعادل‌تری پخش می‌شود.

    کیفی که دارای چند محفظه است، بهتر است،‌ زیرا به گسترش یکنواخت وزن وسائل مدرسه کمک می‌کند.‌

    کیفی را ‌انتخاب کنید که از مواد بازتاب‌دهنده ساخته شده باشد، تا به این ترتیب کودک‌تان در صورتی که در تاریکی را می‌رود، آسان‌تر دیده شود.

    HealthDay News

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      چطور از بروز عصبانيت جلوگيري كنيم؟
      

     

    شخصيت نخستين هدفي است كه با تير عصبانيت شما قرباني مي‌شود.

    گاهي عواقب ناشي از اين عصبانيت بيش از قرباني شدن شخصيت يا آبروي شما تلفات خواهد داشت و منجر به دردسرهاي بزرگ و جدي زيادي مي‌شود.

    زماني يك انسان، فهميده و باشخصيت است كه در موقعيت‌هاي سخت و تحريك‌كننده، كنترل اوضاع را به‌خوبي در دست بگيرد. بعضي از آدم‌ها وقتي عصباني مي‌شوند، بدون اينكه عواقب آن را در نظر بگيرند تمركز خود را از دست مي‌دهند و دست به كارهايي مي‌زنند كه خودشان هم بعدها باور نمي‌كنند كه چنين اعمالي را انجام داده باشند. آنها به‌علت اينكه نتوانسته‌اند لحظه‌اي كوتاه بر خشم خود غلبه كنند افكار و اعمال مخفي خود را براي ديگران به نمايش گذاشته‌اند.

    افكار مخفي را مي‌توان واكنشي آني دانست كه مغز آدمي در پاسخ به شرايط به‌وجود آمده، به شما پيشنهاد مي‌دهد اما بعضي مواقع بهتر و صلاح است كه پيشنهادهاي مغز را مخفي نگه داريم و از انعكاس آن به دنياي خارج خودداري كنيم.

    ما اگر بخواهيم محبوبيت و شخصيت خود را نزد ديگران حفظ كنيم بايد بدانيم كه هر لحظه ممكن است شرايطي پيش آيد كه محبوبيت و شخصيت ما بدون آنكه خودمان بدانيم در معرض آزمايش و خطر قرار بگيرد و اگر آن زمان كوچك‌ترين اشتباهي از ما سر بزند، شخصيت ما نزد ديگران لكه دار خواهد شد. موقعيت‌هاي پيش آمده هرچه‌قدر هم هولناك و طاقت‌فرسا باشند، باز هم ذهن اطرافيان اين توقع را از ما ايجاد مي‌كند كه در مقابل مشكلات و معضلات با بردباري و درايت رفتار كنيم و هرگونه واكنش تند و غيرمعقول، عدم‌توانايي ما در حل مشكلات را در افكار ديگران تداعي خواهد كرد.

    عصبانيت، جزو جدانشدني زندگي افراد است و تنها نحوه برخورد شخص در مهار آن است كه مي‌تواند موجب بروز يا كنترل عصبانيت شود. با درنظر گرفتن راه‌هايي كه در زير ذكر شده مي‌توان از بروز عصبانيت در خود و ديگران جلوگيري كرد و يا دست كم از شدت آن كاست:

    - در زمان مشاجرات سعي كنيد از لحن و كلماتي استفاده كنيد كه موجب آزار طرف مقابل‌تان نشود و او را تحريك نكند.

    - رفتار خود را تحت كنترل داشته باشيد و از نمايش اعمالي كه موجب بي‌احترامي و توهين به ديگران مي‌شود خودداري كنيد.

    - موقعيت شناس باشيد و با يادآوري اين جمله در ذهنتان كه هر سخن جايي و هر نكته مكاني دارد در زمان مطرح كردن موضوعات، مطمئن شويد كه اكنون شرايط و موقعيت شما و طرف مقابل‌تان براي گفت‌وگو مناسب است يا نه. مثلا فرد غريبه‌اي در ميان شما حضور نداشته باشد يا خودتان و طرف مقابل آمادگي ذهني لازم براي بحث در رابطه با آن موضوع را داشته باشيد، زمان كافي و مناسب باشد، مدارك و مستندات قابل بحث در دسترس باشد، افراد تحريك‌كننده و سوءاستفاده‌گر در بين شما نباشند، مكان گفت‌وگو مناسب باشد تا شرايط محيطي ذهن شما را مخدوش نكند.

    - به مشكلات بخنديد! در زمان گفت‌وگو خوش اخلاق باشيد و در برابر ناملايمات لبخند بزنيد تا عصبانيت شما بروز نكند. سعي كنيد طوري كه طرف مقابل فكر نكند او را مسخره مي‌كنيد و با حالتي كه نسبت به يكديگر احساس صميميت بيشترمي كنيد مباحث خود را با خنده و شوخي همراه كنيد.

    - با رفتار و سخنان خود به طرف مقابل اطمينان دهيد كه خواهان حل مشكلات هستيد و با شخص او مشكلي نداريد.

    - به‌گونه‌اي رفتار كنيد كه ديگران احساس نكنند قصد زرنگي، فريب و سوءاستفاده از آنها را داريد. براي اين كار بهتر است قبل از ارائه راهكار، خودتان را جاي طرف مقابل بگذاريد و ببينيد از نتيجه كار راضي مي‌شويد. اگر اين طور بود بعد آن را مطرح كنيد و در زماني كه او راهكار ارائه مي‌دهد بازهم موقعيتش را درنظر بگيريد و سپس پاسخ دهيد.

    - اشتباهات خود را بپذيريد و بابت آن به صراحت عذرخواهي كنيد. بهترين زمان عذرخواهي كه بيشترين تاثير را در طرف مقابل خواهد داشت همان زماني است كه شما به اشتباه خود پي برده‌ايد.

    - اگر در زمان گفت‌وگو احساس كرديد كه تحملتان به سر آمده، به آرامي عذرخواهي كرده و ادامه بحث را به زمان ديگري موكول كنيد.

    - براي مشاجرات جدي زنگ تفريح بگذاريد و هرچند وقت يكبار بحث را متوقف كنيد و چيزي بخوريد، هوايي تازه كنيد يا صورت خود را با آب سرد بشوييد.

    - سعي كنيد به نكات مثبت سخنان طرفتان بيشتر توجه كنيد و از صحبت‌هاي او برداشت منفي نداشته باشيد.

    - از دروغگويي و انكار اتفاقات خودداري كنيد.

    - اشتباهات او را بزرگ نمايي نكرده و خطاهاي خود را كوچك نشماريد.

    - به تهديد و موقعيت‌هاي خوب خود متوسل نشويد.

    - عاقلانه و عادلانه قضاوت كنيد.

    - اگر طرف مقابلتان درمانده است و به چيزي نيازدارد، سعي كنيد توقعش را به درستي درك كنيد.

    - بد نيست كه بعضي مواقع گذشت كنيد و به نفع طرف مقابل‌تان راي بدهيد. او هم اين كار شما را مدنظر خواهد داشت و در جايي جبران خواهد كرد، به اين ترتيب دو مشكل به راحتي حل خواهد شد. دقت كنيد كه اگر برعكس آن را انجام دهيد نتيجه متضاد خواهد بود.

    - به آرامي سخن بگوييد و هرچند وقت يكبار خود و طرف مقابل‌تان را به آرامش دعوت كنيد.

    - احساسات او را جريحه‌دار نكنيد.

    - اگر طرف مورد بحثتان همسر يا فرد نزديك به شما است، هرچند وقت يكبار به او بگوييد دوستش داريد و بد او را نمي‌خواهيد.

    - درصورت امكان با طرف مقابلتان صميمي باشيد و او را در آغوش بگيريد يا شانه‌هايش را لمس كنيد.

    - از يكديگر پذيرايي كنيد. حتي اگر ميزبان نباشيد.

    - بعضي مواقع بد نيست كه بحث را عوض كنيد و در مورد موضوعاتي كه طرف مقابلتان علاقه دارد صحبت كنيد.

    - زماني كه از سخنان طرفتان خرسند مي‌شويد او را مطلع‌سازيد و اگر از صحبت‌هايش ناراحت شديد با مهرباني به او توضيح دهيد و خواهش كنيد كه روش خود را تغيير دهد.

    - در پايان گفت‌وگو به او بگوييد كه جلسه خوبي داشتيد و به نتايج روشني رسيديد.

    در پايان به مغزتان بگوييد زمان عصبانيت به جاي ارسال پيشنهادهاي خطرناك به شما يادآور شود كه وقتي عصباني هستي، بيشتر از هميشه مراقب رفتارت باش.

                      
            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      عشق سن و سال نمي‌شناسد!
     

     

    آيا مي‌دانستيد كه تنهايي براي سلامتي مضر است.

    زماني كه تنها هستيد افكار مختلفي به‌خصوص افكار منفي به ذهنتان هجوم مي‌آورند. اين افكار به روح و روانتان نفوذ مي‌كنند و بعد روي جسمتان تاثير مي‌گذارند. چه بسا ممكن است گاه افرادي نيز در اطرافتان باشند ولي به‌دليل روابط سرد و درك نكردن يكديگر، باز هم احساس تنهايي كنيد.

    در هر حال، احساس تنهايي استرس را افزايش داده و موجب تپش قلب، بي‌قراري، فشار خون بالا و بيماري‌هايي كه از روح و روان انسان نشأت مي‌گيرند، مي‌شود و بر عكس، با هم بودن و ابراز عشق و توجه به انسان نيرو مي‌دهد و او را در برابر بيماري‌ها مقاوم مي‌كند. اين موضوع در مورد افراد سا‌لمندي كه همسران خود را از دست داده و در تنهايي به‌سر مي‌برند بيشتر صدق مي‌كند چون در اين سنين به‌دليل ضعف قواي جسماني‌، ترس از پيري، تنهايي و حتي ترس از مرگ‌، انسان بيشتر نيازمند عشق و توجه است اما متأسفانه گاه اين نياز ناديده گرفته مي‌شود.

    از اينكه هنوز مجرد مانده‌ايد، مدتي است كه بيوه شده‌ايد و يا اينكه بعد از سال‌ها زندگي مشترك از همسرتان جدا شده‌ايد، تحت فشار ناشي از تنهايي هستيد. با توجه به سن و سال‌تان و زندگي‌اي كه پشت سر گذاشته‌ايد، به‌خود مي‌گوييد كه ديگر نمي‌توانيد زندگي مشترك همراه با عشق را تجربه كنيد!

    اشتباه نكنيد! عشق قاعده خاص و يا محدوديت سني ندارد. خواهيد ديد كه دوباره مي‌توانيد در دوره بازنشستگي و سنين پيري به خوشبختي دست يابيد!

    يكي از دوستانتان در سن 65‌سالگي ازدواج مجددش را به شما خبر مي‌دهد! چرا از شنيدن چنين خبري آن‌قدر متعجب مي‌شويد؟ به خوبي مي‌دانيد كه عشق سن و سال نمي‌شناسد. آيا خود شما هم حق نداريد تا روزي كه زنده هستيد از زندگي لذت ببريد؟ تعصبات كهنه‌اي چون «‌ديگه از سن و سال تو گذشته» را دور بريزيد‌! براي آنكه متقاعد شويد، تنها كافي است نگاهي به دور و برتان بيندازيد تا ببينيد چند نفر از زنان و مردان در سنين بازنشستگي تشكيل خانواده داده‌اند.

    به فكر خودتان باشيد!

    امروزه با افزايش طول عمر‌، بعد از سپري كردن سال‌ها كار و تلاش‌، اوقات بيشتري پيش رو داريد؛ اوقاتي كه صرف تفريح و سرگرمي، سفر، دوست‌يابي‌، پرداختن به علايق و همچنين ديدارهاي عاشقانه مي‌شوند، بنابراين هيچ دليلي وجود ندارد كه اجازه دهيد از پا افتاده و ناتوان شويد! بر عكس، براي آنكه از نظر عاطفي شكوفا شويد‌، از اوقات فراغت، تجربه و آزادي‌اي كه در دوران بازنشستگي برخوردار مي‌شويد، بهره ببريد.

    هم‌اكنون كه فرزندانتان سر خانه و زندگي خودشان رفته‌اند و نوه‌هايتان بزرگ شده‌اند وقت آن رسيده كه به فكر خودتان باشيد. برخي از سالخوردگان بعد از به انجام رساندن وظايف پدر و مادري و فرستادن فرزندان به خانه بخت ،خواهان آنند تا شور و حال دوران جواني را دوباره با همسران خودشان از سر گيرند، در حالي‌كه برخي ديگر بعد از سر و سامان دادن فرزندان‌، حاضر به ادامه زندگي با همسرانشان نبوده و از اين فرصت براي جدايي از همسر و آغاز يك زندگي جديد مشترك همراه با عشق، استفاده مي‌كنند؛ چيزي كه گاه از مدت‌ها پيش در انتظارش بودند.

    لذتي متفاوت

    با تمام اين تعاريف، زماني كه افراد ديگر جوان نيستند كجا مي‌توانند يكديگر را ملاقات كنند؟ اين ديدار‌ها در سفر‌، مكان‌هاي تفريحي و گاه حتي هنگام گردهمايي‌هايي كه در انجمن‌ها‌ صورت مي‌گيرد، امكان پذير است. بعد از آن، برقراري ارتباط با خود شماست. اكثر سالخوردگان قبل از هر چيز در زندگي زناشويي در پي همدلي، همراهي و گوشي شنوا هستند. اما در سن 70‌سالگي از هر 10‌نفر تنها 6 زن و 7 مرد به روابط زناشويي ادامه مي‌دهند.

    در اين سنين لذت محبت نسبت به دوران ديگر متفاوت است. در اين دوران مهر و محبت بيشتر بوده و ناز و نوازش‌ها عميق‌تر هستند. البته «عشق‌هاي دوران پيري» اغلب موجب برانگيختن احساس مخالفت در خانواده‌ها شده و فرزندان حاضر نيستند اين بخش از زندگي والدينشان را بپذيرند. اما با وجود اين مخالفت‌ها‌، در نهايت فرزندانتان بايد بپذيرند كه شما حتي در سن 75‌سالگي زندگيتان را از نو خواهيد ساخت. آيا اين خواسته‌اي غيرطبيعي است كه مي‌خواهيد عشق و توجه، شما را احاطه كند‌؟

    از لحظات و تجربيات‌تان بهره‌مند شويد

    درست است كه در سنين پيري ضعيف‌تر و آسيب‌پذيرتر شده، بيماري‌هاي متعددي به سراغتان مي‌آيد و خستگي بر شما چيره مي‌شود... اما اين بدان معنا نيست كه دست از خودتان بكشيد و از خوشبختي روي برگردانيد. عشق به انسان پر و بال مي‌دهد‌، با عشق، تولدي دوباره را تجربه مي‌كنيد و جواني را از سر مي‌گيريد. فراموش نكنيد كه در اين سنين از تجربه و پختگي‌اي كه در اثر گذران عمر به دست آمده و از لطافت و شور و شوقي كه عشق جديد به همراه دارد، برخوردار مي‌شويد. آيا چيزي بهتر از اين وجود دارد كه در كنار فردي كه دوستش‌ داريد دوران پيري را سپري كنيد؟

    Doctissimo.fr

                      
            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      چطور توالت رفتن را به کودک آموزش دهیم؟
      

     

    آموزش توالت رفتن به کودک را باید زمانی شروع کنید که هم شما و هم کودک آمادگی آن را داشته باشید

    شما باید برای دست کم سه ماه وقت و انرژی بگذارید تا کودک برای توالت رفتن آموزش دهید.

    زمانی کودک آماده آموزش توالت‌کردن است که خیس شدن یا کثیف شدن کهنه را دریابد یا بتواند بگوید که می‌خواهد سر لگن بنشیند. این وضعیت معمولا هنگامی رخ می‌دهد که کودک شما 18 تا 24 ماهه باشد. با این حال ممکن است تا 2.5 تا سه سالگی کودک هنچنان نیاز به پوشک کردن داشته باشد.

    به کودک اجازه دهید ادرار و مدفوع خود را در توالت ببیند. بگذارید کودک با سیفون توالت بازی کند. قبل از آموزش توالت رفتن به کودک، یک لگن بچه در محیط بازی کودک بگذارید تا کودک با لگن بچه آشنا شود.

    به کودک اجازه دهید با مشاهده و لمس کردن با لگن آشنا شود. به او بگویید لگن مال اوست و اجازه دهید کودک با لباس کامل مانند صندلی روی لگن بنشیند. به او اجازه دهید هر وقت خودش خواست از روی لگن بلند شود تا این کار او را خسته نکند.

    بعد از اینکه کودک به نشستن روی لگن عادت کرد، او را بدون لباس و پوشک روی لگن بنشانید تا کودک به نشستن بدون لباس روی لگن عادت کند.

    همچنین خالی کردن لگن به درون توالت و کشیدن سیفون آن را به او نشان دهید. بعد از اینکه کودک با کشیدن سیفون توالت و نشستن بر لگن احساس راحتی کرد،‌ می‌توانید شروع به آموزش دادن دفع در لگن به او کنید.

    شلوارهای گشاد که به راحتی از پای کودک خارج می‌شود،‌ به او بپوشانید.

    هر وقت که کودک اعلام کرد که نیاز به رفتن به توالت دارد،‌ او را روی لگن بنشانید.

    هنگامی که کودک احساس نیاز به ادرار کردن یا اجابت مزاج دارد، ممکن است حالت صورتش تغییر کند یا کاری را که داشت انجام می‌داد، ‌متوقف کند. به غیر از توجه به این نشانه‌ها،‌ کودک را در فواصل منظم مثلا هر یک ساعت نیم تا 2 ساعت روی لگن بنشانید.

    هنگامی که کودک روی لگن نشسته است،‌ پهلوی او بمانید. حرف زدن با کودک یا قصه خواندن برای او کمک می‌کند تا او آرامش پیدا کند.

    هنگامی که کودک خودش به توالت می‌رود،‌ او را تشویق کنید. اما اگر کودک دفع انجام نداد،‌ او را سرزنش نکنید. در مقابل كودك شكيبا باشيد.

    هنگامی که کودک یاد گرفت چگونه از لگن استفاده کند، می‌تواند استفاده از توالت فرنگی را هم به او آموزش دهید.

    ممکن است این مراحل آموزشی تا سه ماه طول بکشد.مهم این است كه شما بردبار و حامي كودك خود باشيد. نبايد زمانيكه اشتباهي از كودك سر زد، او را نتبيه كنيد.

    چنانچه كودك در مدت سه ماه توالت رفتن را ياد نگرفت، با پزشك خانوادگي مشورت كنيد محتمل‌ترین دلیل در مورد اینکه کودک‌تان استفاده از لگن را یاد نمی‌گیرد، ‌این است که هنوز آمادگی برای آموزش توالت را ندارد و باید صبر کنید تا بزرگتر شود.

    Familydoctor.org

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      آغاز يك زندگي مشترك
            

     

    درمراحل اوليه ازدواج، آرمانگرايي، مانع از بروز اختلافات مي‌شود اما به مرور‌زمان زن وشوهر با ده‌ها تصميم كوچك و بزرگ روبه‌روهستند

    تقسيم وظايف، مسائل دخل وخرج زندگي، فعاليت‌هاي اجتماعي و تفريحي، انتخاب محل زندگي، ‌داشتن فرزند، تربيت فرزند و... . بسياري از زوج‌ها برا ي تبادل نظر و صحبت با يكديگر دچار مشكل مي‌شوند و حل اين مسائل را به بعدها موكول مي‌كنند، به اين اميد باطل كه اختلافات آنها به‌خودي خود از بين خواهد رفت. زن ومرد نبايد از برخورد و حل و فصل مشكلاتي كه به‌تدريج خود را مي‌نمايانند خوداري كنند. بعضي وقت‌ها در اثر گذشت زمان چنان تحت‌تأثير خاطرات بد گذشته قرارمي‌گيرند كه به هيچ وجه از عهده حل وفصل مشكلات خود برنمي آيند.

    گاهي تصور مي‌كنند با تولد فرزند همه مسائل حل مي‌شود اما برعكس با تولد كودك امكان بروز افسردگي و افزايش زود رنجي زن وشوهر بيشتر مي‌شود. باتوجه به تجربه‌هاي متفاوت، والدين ممكن است در تربيت فرزند هم دچار اختلاف بشوند؛ بنابراين براي حل اين اختلافات قبل از اينكه خيلي ديرشود بايد چاره‌اي انديشيد كه از بهترين راه حل‌هاي پيشنهادي ارتباط مؤثر وگفت‌وگو است.

    برقراركردن ارتباط با گفت‌وگو كمي مشكل است؛ اين آداب صحبت آموختني است و به كمك ارتباط مؤثر مي‌توان سبك گفت‌وگو را تغيير داد. مصاحبت و با هم بودن يكي از سرمايه‌هاي ازدواج‌هاي موفق است كه مي‌توانيد به سادگي و صرفا با برنامه‌ريزي به آن دست پيدا كنيد.

    گفت‌وگويي كه پايان خوش دارد نشانه صميمت است. اما در خانواده‌هاي آشفته لذت گفت‌وگو در فضاي آلوده شكايت‌ها وگله‌گزاري‌ها گم مي‌شود و بهانه، تهديد و انتقاد جاي آن‌را مي‌گيرد. زوج‌هاي ناسازگار اصولا باهم حرف نمي‌زنند. صميميت محصول فرعي

    توجه كردن، پذيرفتن، حساسيت به خرج دادن و درك كردن است به همين دليل صميميت با سوء‌ تفاهم، انتقاد، سرزنش و حساسيت به خرج ندادن رابطه معكوس دارد. با از دست دادن صميميت، يكي از اتصال‌هاي مهم زندگي زناشويي سست مي‌شود.

    يكي از دلايل عدم‌درك متقابل اين است كه زن براي تبادل احساساتش صحبت مي‌كند و مرد براي ردوبدل اطلاعات صحبت مي‌كند.

    براي آنكه همسران احساس امنيت و نزديكي بيشتري كنند تا به سمت ارتباط بهتر بروند لازم است بيشتر به هم توجه كنند. نزديك بودن مسلماً معنايي بيش از تقرب فيزيكي دارد. ممكن است زن وشوهر همديگر را زياد ببينند اما كيفيت باهم بودنشان مطلوب نباشد.

    2 نشانه مهم تمايل و توجه به همسر، ‌توجه به رفاه او و آمادگي براي كمك و حمايت از اوست.

    برخلاف خدمتكاري كه درازاي پرداخت پول كار مي‌كند شما به خاطر احساس تعهد وتمايل روحي خود به همسرتان ياري مي‌دهيد. رعايت خواسته‌هاي همسر وتوجه به نگراني‌هاي او براي ايجاد روابط بهتر ضرورت دارد. در برخورد با واكنش‌هاي بي‌تناسب همسرتان خونسردي خود را حفظ كنيد و بدانيد كه بسياري از واكنش‌هاي نامتناسب از دوران كودكي نشأت مي‌گيرد و به همان اندازه دوران كودكي به درك و رعايت نياز دارد.

    گاهي به فعاليت‌هايي كه هر دو از آن لذت مي‌بريد توجه كنيد: مسافرت باهم، تزئين منزل، رفتن به سينما، تماشاي برنامه تلويزيوني به اتفاق همديگر، پياده روي باهم، تميز كردن خانه وشستن ظرف‌ها به‌صورت مشترك و... مواردي است كه مي‌توانيد اوقاتي را براي آنها درنظر بگيريد.

    مشغله‌هاي زيادي مثل شغل، مشكلات مالي، يا مشكلات بچه‌ها مي‌تواند ميان زن و شوهر فاصله بيندازد اما صحبت درباره اتفاقات محل كار يا بحث درباره مسائل خانواده، صحبت از برنامه‌هاو هدف‌هاي آينده يا بازگو كردن موفقيت‌هاي روزانه، همه و همه وسيله مناسبي براي تقرب بيشتر است.

    رعايت پيشنهادهاي زير مي‌تواند بسياري از مشكلات موجود برسر راه گفت‌وگو را از ميان بردارد:

    - با همسر خود هماهنگ شويد.

    - با علاقه به صحبت‌هاي او گوش كنيد.

    - از قطع صحبت خودداري كنيد.

    - سؤال كنيد.

    - به اصل احترام مشترك و عمل متقابل اهميت دهيد.

    براي مثال به مسائل همسر‌تان گوش دهيد؛ حتي در مورد شكايت‌هاي او از محل كارش. به اين مسائل از دريچه چشم او نگاه كنيد و احساسش را درك كنيد نه اينكه او را متهم كنيد و انگشت روي نقاط ضعفش بگذاريد و هميشه حق را به هركسي غير از او بدهيد، در اين صورت او هرگز ديگر درد دلش را به شما نخواهد گفت و در مقابل مسائل شما همان رفتاري را مي‌كند كه شما با او كرده‌ايد و در برابر مسائل شما هرگز احساس امنيت و پناه به شما نمي‌دهد؛ درست همان رفتاري كه شما با او داشتيد. هرگز به او نگوييد كه چه بكند، چه نكند. برايش تعيين تكليف نكنيد؛ مي‌توانيد به جاي همه اينها به او بگوييد كه اگر جاي او بوديد همين قدر كلافه مي‌شديد.

    بخشي ديگر از مشكلات زوج‌هاي ناموفق اين است كه اغلب جنبه‌هاي مثبت زندگي را درنظر نمي‌گيرند.

    تصوير ذهني منفي روي طرز تلقي زن وشوهر از يكديگر تاثير مي‌گذارد به‌ طوري‌كه توانايي توجه به جنبه‌هاي مثبت را از دست مي‌دهند و تنها جنبه‌هاي منفي را مي‌بينند. دراين شرايط بعيد نيست كه زني به‌رغم مشاهده رفتار محبت‌آميز شوهرش پيش خود بگويد اين بدجنس حتما برنامه‌اي دارد.

    اغلب يادداشت كردن كارهاي خشنود‌كننده همسر مي‌تواند مفيد واقع شود. هرگاه از او خشنود مي‌شويد به نوعي او را تشويق كنيد؛ مثلا مي‌توانيد يك يادداشت تشكر به او بدهيد. تنها درصورت جو مثبت مي‌توانيد جنبه‌هاي منفي زندگي خود را از بين ببريد. مي‌توانيد براي هركدام از رفتارهاي خوشايند روي برگه از يك تا 10 امتياز بدهيد. اين روش را مارك كين گلداشتاين روانشناس دانشگاه فلوريدا ابداع كرد. هدف او بازكردن چشم بندهايي است كه به زن وشوهر عصباني اجازه نمي‌دهد رفتارهاي خوشايند يا دست كم احساس قدرداني يكديگر را درك كنند.

    تحقيقات نشان مي‌دهد كه در خلال سوء‌ تفاهم‌ها، زوج‌هاي پريشان بيش از ساير زوج‌ها انگيزه‌هاي منفي را به يكديگر نسبت مي‌دهند.

    زن وشوهر مي‌توانند خود را با شرايط يكديگر تطبيق دهند و از سطح توقعات يكديگر بكاهند.

    آنها مي‌توانند از روياهاي خيالي به واقعيات زندگي زناشويي برسند و خود را با شرايط واقعي تطبيق دهند و به‌رغم احساس اندوه و دلتنگي كه گهگاه به سراغشان مي‌آيد، به زندگي مشترك خود ادامه دهند.

    اما گاهي توقعات و اميدها و آرزوها به جاي اينكه تخفيف بگيرند روي هم انباشته مي‌شوند. آرزوي در الويت قراردادن خانواده از طرف همسر به يك توقع بي‌چون و چرا مبدل مي‌شود و جاي به كاربردن واژه‌هاي (‌بهتر است وان شاءالله و ما مي‌توانيم) ‌را (‌بايد)‌ تصرف مي‌كند. ماهيت مطلق (بايدها) و (‌امر ونهي)‌ در زندگي زناشويي مسئله ساز مي‌شود. مثلاً « همسرم بايد زندگي خانوادگي را مقدم بر همه امور بداند.» با افزايش بايدها احساس اندوه و عصبانيت بيشتر مي‌شود.

    يكي ديگر از مشكلات زندگي خانوادگي از همين‌جا ناشي مي‌شود. همسر مي‌خواهد طرف مقابل علم غيب داشته باشد؛ يعني بي‌آنكه او بگويد ديگري بداند كه او چه مي‌خواهد. بهتر است به دور از طفره و سرزنش درخواستتان را به روشني و رك با همسرتان درميان بگذاريد؛ مثلا مي‌توانيد ليستي از انتظارات خود را تهيه كنيد و به در يخچال بچسبانيد تا همسرتان ببيند. همين امر ساده به دور از دستور و چرا و تشر مي‌تواند در حل بسياري از مشكلات شما را ياري دهد.

                      
            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      ازدواج عاقلانه در محيط مجازي
         

    رشد فزاينده‌ استفاده از اينترنت در بين خانواده‌هاي ايراني و مخصوصا جوانان، در كنار نقاط مثبت و منفي بي‌شماري كه دارد و هر كدام تحليلي فراخور خود را مي‌طلبد

    حكايت از يك مسئله دارد و آن اينكه نمي‌توان تنها با بيان تبعات منفي آن، انتظار داشت كه ديگر هيچ‌كس، ساده‌لوحانه به سمت اين دنياي مجازي حركت نكند و اگر احيانا اين كار را كرد، ما تنها شاهد و ناظر آن بوده تأسف بخوريم و يا به بيان ارقام و اعداد و بيان حوادث و ماجراهاي حقيقي و عيني قربانيان آن اكتفا كنيم.

    چراكه افسانه‌ شخصي در بين هر كاربر، اين اجازه را به او مي‌دهد كه به تصور اينكه خود، دچار چنين اشتباهي نخواهد شد، دانه‌هاي پراكنده در تله‌ شيادان اينترنتي را خواهد برداشت.

    پس بهترين راهكار، براي كاربران كه به اين دنياي مجازي به چشم چراغ جادوي علي‌بابا كه بر‌آورنده‌تمام خواسته‌ها، نيازها و كمبودهايشان بوده، اكتفا كرد، بلكه مؤثرترين كمك، ارائه راهكارها و به‌اصطلاح شاه‌كليدهاي موفقيت در اين دنياي مجازي است.

    در بين خطرات احتمالي در اينترنت، بيشترين خطر، مخصوص جواناني است كه به سرعت جذب آن شده و اكثر آنان به‌دنبال همراهي، براي بقيه‌ عمر خود هستند! شريك زندگي‌اي كه يافتن او ديگر چون گذشته، نياز به كوشش فراواني ندارد و واسطه‌هاي حقيقي(مادر و خواهر و دوست و همكار) تبديل به واسطه‌اي الكترونيكي (كامپيوتر) شده‌است، آن‌هم با كمترين هزينه، از سوي ديگر نياز به داشتن چهره آراسته و زماني مشخص و يا حتي دادن اطلاع يا گرفتن اجازه از خانواده‌ها نيست!

    در حالي‌كه در طرف مقابل نيز شايد چنين تصوراتي وجود داشته باشد و طرف مقابل نيز به‌دنبال همسر ايده‌آل خود به دور از هنجارهاي گاه سخت و طاقت‌فرساي جامعه باشد، از اين‌رو در اين مجال كم، قصد بيان راهكارهايي را براي شناختي به نسبت صحيح در اين محيط داريم.

    اما بايد همواره به اين نكته توجه داشت كه اين نوع شناخت هيچ‌گاه به اندازه شناخت در محيط حقيقي و زير نظر خانواده‌ها نمي‌رسد.

    1- توجه به نام كاربري يا همان اصطلاح رايج در بين كاربران(id/ آي دي) اينكه كاربر مقابل چه نامي را براي خود در اين محيط برگزيده‌ است مي‌تواند مقدمه‌ شناخت طرز فكر او باشد، اكثر كاربراني كه اين محيط را براي تفريح يا سرگرمي برگزيده‌اند، از نام‌هاي مستعار و بي‌محتوا استفاده مي‌كنند.

    2- طرز صحبت و بيان كلمات: در اينترنت، امكان برقراري ارتباط كلامي يا نوشتاري در محيطي به نام چت، فراهم مي‌شود كه آن‌هم ابزار بسيار مناسبي براي فهم اخلاق طرف مقابل است، چراكه با نديدن طرف مقابل(در گفت‌وگوي گفتاري يا نوشتاري) برخي از كاربران احساس راحتي كرده و بدون در نظر گرفتن ضوابط و شرايط اخلاقي مطالبي را بيان مي‌كنند كه اين نشان از تصميم آنها به امر ازدواج يا دوستي و يا هر قصد و نيت ديگر دارد.

    3- بيان مقصود: هر كس در محيط مجازي و مخصوصا در چت، به قصد و هدفي وارد شده‌است، اكثر كاربران براي گذراندن اوقات فراغت خود وارد اين محيط مي‌شوند، پس بهتر است كسي كه به قصد ازدواج وارد اينترنت مي‌شود، از بيان قصد خود ابايي نداشته باشد، رو راست باشد تا طرف مقابل نيز تكليف خود را بداند و اگر قصد ازدواج ندارد، در مسير انتخاب او قرار نگيرد.

    4- وبلاگ‌: وبلاگ‌ محيطي است در اينترنت، كه امكان نوشتن خاطرات، نظرات، الصاق عكس و موسيقي را براي كاربران اينترنت به طريق بسيار آسان و ارزان(در اكثر موارد رايگان) فراهم مي‌كند كه امكان نمايش آن براي همه‌ كاربران فراهم است، خواندن وبلاگ طرف مقابل مي‌تواند روحيات نويسنده يا به‌اصطلاح مدير وبلاگ را مشخص كند.

    5- وب‌سايت‌هاي مورد علاقه: اگر وبلاگ نداشته‌باشد، حداقل در اين محيط، وبلاگ‌ها و يا وب‌سايت‌هايي هستند كه او به آنها علاقه‌مند است، اين‌هم طريق ديگري براي پي بردن به افكار، اعتقادات و روحيات طرف مقابل است.

    6- گفت‌وگو: اگر تا اين مرحله با موفقيت سپري شده‌است، مي‌توان وارد گفت‌وگو شد اما بايد استفاده از كلمات و جملات احساسي خودداري شود، چرا كه بيان اين جملات همچنان كه هر دو طرف را به هم علاقه‌مند مي‌كند، از طرف ديگر از دايره‌ منطق دور شده و اجازه‌ تصميم‌گيري را در مقاطع بعد از هر دو طرف سلب خواهد كرد، از سوي ديگر نبايد صحبت‌ها طولاني شود.

    7- ديدار: قرار ديدار حضوري كه در اكثر مواردِ گفت‌وگوي اينترنتي روي مي‌دهد، پديده‌اي غريب به‌نظر نمي‌رسد اما بهترين و مناسب‌ترين آن، زماني است كه خانواده هر دوطرف، در جريان اين قضيه قرار گرفته‌اند و با اطلاع خانواده‌ها در محيطي عمومي با وي قرار بگذاريد، چرا كه بسياري از قربانيانِ‌ آشنايي اينترنتي خانواده‌هاي خود را در جريان چنين كاري قرار نداده و تبعات آن را نيز به جان مي‌خرند.

    8- روال طبيعي: بعد از اين مرحله‌است كه ديگر بايد روال عادي آشنايي تحت نظر هر دوخانواده طي شود.

    اما در تمام اين موارد نبايد از خاطر دور داشت كه آشنايي اينترنتي هرچند كه با تمام ملاحظات و معيارها صورت گيرد اما به گفته‌ دكتر ساروخاني صاحب‌نظر در جامعه‌شناسي خانواده، به پاي آشنايي در دنياي حقيقي نمي‌رسد، همواره بايد اين احتمال را داد كه كسي كه آن سوي دنياي مجازي هم صحبت و هم كلام شما شده‌است، ممكن است تنها براي وقت گذراني، دوست ‌يابي و يا حتي كلاهبرداري از شما باشد.

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      چطور كودكاني اميدوار داشته باشيم؟
          

     

    «اميد» روندي فعال و آموختني است؛ شيوه‌اي از انديشيدن است كه رفتارهاي خاصي به دنبال دارد.

    اميد مانند بذري است كه در ذهن كودك كاشته مي‌شود و با رشد كودك رشد مي‌كند. هرچند اميد بخشي از روند طبيعي رشد كودكان است اما شرايط محيط و رفتار افراد موثر در زندگي كودك مي‌تواند رشد اميد را متوقف يا تقويت كند.در حقيقت بعضي شرايط و فضاها براي شكوفايي اميد مناسب هستند و متاسفانه برخي شرايط و فضاها اميد را بيمار و رشد آن را متوقف مي‌كنند.

    پژوهشگران معتقدند رشد اميد از 3 ماهگي شكل مي‌گيرد كودك با اشاره‌كردن به شيء دلخواه، در واقع هدفي را تعيين مي‌كند و اين شكل‌گيري هدف در واقع زيربناي اميد است. بدون ترديد براي داشتن فرزندان اميدوار، ابتدا بايد پدر و مادرها با اميد بينديشند. در واقع يكي از مهم‌ترين قدم‌هايي كه مي‌توانيد در راه پرورش اميد در فرزندتان برداريد، پرورش اميد در خودتان است. دليل اين امر نيز ساده است، چرا كه از آغاز هوشياري كودك، پدر و مادر مهم‌ترين تاثير را در افكار و رفتار وي دارند و كودك دائما در پي تاييد پدر و مادرش است. كلام پدر و مادر ملكه ذهن كودك مي‌شود، جزئي از زبان او مي‌شود و عاقبت، اميدواري يا نوميدي كودك را شكل مي‌دهد.

    پس مي‌توان گفت بزرگسالان پراميد، تفكر پراميد را به كودكانشان منتقل مي‌كنند. برعكس اين قضيه نيز درست است؛ يعني بزرگسالان كم‌اميد، پيام‌هاي منفي به كودكان مي‌دهند و روحيه مثبت آنها را تضعيف مي‌كنند. گاه تفكر كم‌اميد، از يك نسل به نسل ديگر منتقل مي‌شود. برخي از والدين به طور ناخواسته پيام‌هاي يأس‌آوري را به فرزندان خود منتقل مي‌كنند. پيام‌هايي چون، اميدي به آينده ندارم، در زندگي به جايي نمي‌رسم، نه، نمي‌توانم و... كه اين عبارات يأس‌آور موجب مي‌شوند كه فرزندان نيز در راه رسيدن به هدف، انرژي كافي نداشته باشند. پس به اين دليل كه شما سرمشق فرزندانتان هستيد و به آنها ياد مي‌دهيد كه چگونه با خود حرف بزنند؛ بهتر است پيام‌هاي نااميدكننده خود را تغيير دهيد و الگوي جديدي براي فرزندانتان بشويد.

    «اميد» در زمينه‌هاي مختلف زندگي فرزندان

    معمولا زمينه‌هاي مهم زندگي كودكان به خصوص در سنين 6تا12 سالگي شامل تكاليف مدرسه، خانواده، بازي و سرگرمي، ايمني، تندرستي و امور معنوي است. براي تقويت «اميد موثر» مي‌بايست مشكلات متعارف كودكان را در زمينه‌هاي يادشده بررسي كنيم. همچنين لازم است اهداف مناسبي را تعيين كرده و فراموش نكنيم اين اهداف براي فرزندمان به اندازه كافي جذاب باشد تا دستيابي به آنها موجب تقويت اميد در او بشود. به عنوان نمونه مشكلات معمول در كودكان در اين سنين در زمينه آموزشي عبارتند از: بي‌علاقه‌بودن به مدرسه، انجام‌ندادن تكاليف درسي و گرفتن نمره‌هاي پايين. بايد توجه داشت اين مشكلات مي‌توانند علل گوناگوني داشته باشند. ممكن است فرزندتان به آموزگارش علاقه نداشته باشد و يا با همكلاسي‌هايش ناسازگار باشد. لازم است ابتدا دلايل اصلي مشكل را پيدا كنيد مثلا اگر فرزندتان رابطه خوبي با همسالانش ندارد به او كمك كنيد تا رابطه اجتماعي‌اش را بهتر كند و به او نشان دهيد كه مشكلاتش براي شما مهم است.

    همچنين مشكلات خانوادگي شامل جر و بحث كودك با پدر و مادر و خواهر و برادر، بي‌اعتنايي يا خودداري از انجام كارهاي خانه و دوري‌گزيدن از ساير افراد خانواده است. در اينجا هم علل مسائل خانوادگي مي‌تواند گوناگون و فراوان باشد اما يك دليل شايع، خشم كودك است. پرداختن به علت خشم به اندازه درمان رفتار خشم‌آلود مهم است. براي درك علل خشم، بايد با روي باز به سخنان فرزندتان گوش دهيد.

    اگر نگراني‌هاي او ناشي از مشكلات خانوادگي است، بهتر است از يك مشاور خانواده كمك بگيريد. مشكل ديگري كه در زمينه خانواده ديده مي‌شود، مقاومت فرزندان در برابر انجام وظايفي است كه برعهده آنان گذاشته مي‌شود. براي حل اين مشكل نيز مي‌توانيد گام‌به‌گام پيش برويد. ابتدا وظايف ساده و كوچك را به او محول كنيد چرا كه اين خود يك هدف محسوب مي‌شود و در ضمن فرصتي براي تقويت اميد در فرزندتان است. در زمينه معنوي نيز مي‌توان گفت اهميت امور معنوي براي فرزندتان، به تربيت شما بستگي دارد. اگر معنويات در زندگي شما بي‌اهميت باشد براي فرزندتان هم همين‌طور خواهد بود. به هر حال مهم است كه شما بتوانيد به پرسش‌هاي معنوي فرزندتان پاسخ بدهيد. با تعيين هدف‌هايي نظير تعيين‌وقت دعا و عبادت، خواندن كتاب‌هاي ديني و يادگيري درباره اديان جهان به فرزندتان كمك كنيد تا در زمينه معنوي، به رضايت‌خاطر بيشتري برسد چرا كه اعتقاد معنوي فرزند شما در مقاومت وي در برابر مشكلاتش در آينده بسيار موثر است.

    گام‌هاي اساسي پرورش «اميد» در فرزندان

    - به فرزندتان انرژي بدهيد

    هرچه فرزندتان سالم‌تر و سرحال‌تر باشد، انرژي بيشتري براي رسيدن به اهدافش دارد. شما به عنوان پدر و مادر از چند طريق مي‌توانيد تشخيص دهيد كه فرزندتان سالم و سرحال است؛ مثلا دقت كنيد آيا فرزند شما با شور و شوق از خواب بيدار مي‌شود يا با بي‌حالي؟ آيا زماني كه مسافت كوتاهي مي‌دود از نفس مي‌افتد و يا همواره با پيشنهاد شما براي بازي در فضاي باز مخالفت مي‌كند؟ اصولا اين‌گونه رفتارها نشانه كمبود انرژي جسماني كودك شماست. اگر فرزندتان از نظر جسماني ضعيف باشد، طبيعتا انرژي لازم براي انجام كارهاي روزانه را نخواهد داشت و در نتيجه به سختي مي‌تواند در راه رسيدن به اهداف تازه با شور و شوق بكوشد.

    - فرزندتان را فعال كنيد

    برخلاف تصور عموم، فعاليت، شخص را خسته نمي‌كند. مثلا ورزش، انسان را سرشار از انرژي مي‌كند. البته كودك يا نوجوان خموده باور نمي‌كند كه ورزش موجب افزايش انرژي جسماني و ذهني‌اش مي‌شود در نتيجه لازم است او را به شوق بياوريد. شما مي‌توانيد همراه با فرزندتان ورزش كنيد، با او راه برويد، دوچرخه‌سواري كنيد و يا فوتبال و بسكتبال بازي كنيد. يكي ديگر از راه‌هاي تشويق فرزندتان به ورزش، شركت‌كردن در ورزش‌هاي گروهي است كه موجب مي‌شود سطح انرژي فرزندتان بالا رود و در ضمن همكاري و ساير ارتباط‌هاي اجتماعي را در كنار ديگران بياموزد و موجب افزايش اميد در او مي‌شود.

    - از نسبت دادن صفات منفي بپرهيزيد

    يكي از منابع عمده سخنان منفي، خانواده است. مثلا خواهر و برادرها روي هم اسم مي‌گذارند. اگرچه ممكن است اين رفتارها در ظاهر فراموش شود ولي گاه آثار عميق بر كودك مي‌گذارند. در اين ميان از همه بدتر عناويني است كه پدر و مادر هنگام تنبيه كودك به او مي‌دهند. همسالان و همبازي‌هاي كودك نيز مي‌توانند منبع صفات منفي باشند. نسبت‌دادن صفاتي چون خيكي، كوتوله، دراز، لاغر، عينكي و... موجب تخليه انرژي ذهني مي‌شود و كودك اعتماد به‌نفس خود را براي پيگيري هدف خود (حتي اهداف به ظاهر ساده) از دست مي‌دهد. لازم است پدر و مادرها دقت كنند كه لباس، مدل مو، كفش و كيف مدرسه و ساير وسايل فرزندشان انگشت‌نما نباشد. نيازي هم نيست چيزهاي گران بخريد فقط توجه داشته فرزندتان تميز و مرتب باشد و لباس‌هايش زيادي بزرگ يا كوچك نباشد.

    - فرزندتان را بجا تحسين كنيد

    يافته‌ها نشان مي‌دهند كودكاني كه براي رفتار خوبشان پاداش مي‌گيرند، آنچه را از آنها انتظار مي‌رود به سرعت مي‌آموزند اما اگر به رفتار مطلوب كودك بي‌اعتنايي شود، كودك از آن رفتار دست مي‌كشد. بنابراين براي دستيابي به بهترين نوع يادگيري، لازم است فرزندتان را تشويق كنيد و او را در آغوش بكشيد.

    برخي از پدران و مادران نسبت به رفتار خوب و موفقيت فرزندشان بي‌تفاوت هستند اما همين پدر و مادرها با مشاهده كوچك‌ترين اشتباهي، بي‌درنگ فرزندشان را مورد انتقاد قرار مي‌دهند. اين‌گونه رفتارهاي نامتعادل، باعث كم‌اميدي فرزندان مي‌شود. پس رفتارتان را بررسي كنيد و اگر لازم است، تغييراتي در آن بدهيد. در واقع هر بار كه فرزندتان را تحسين مي‌كنيد و محبت و سربلندي‌تان را نشان مي‌دهيد، به نيروي اراده و اميدواري او مي‌افزاييد.

    - به فعاليت‌هاي فرزندتان، علاقه نشان بدهيد

    بيشتر اوقات، پدر و مادرهاي گرفتار فرصت كافي براي فعاليت‌هاي كودكانشان ندارند اما لازم است در مواقع مناسب، براي تشويق فرزندتان حضور داشته باشيد، درباره كارهايش بپرسيد، نكاتي را براي پيشرفت او پيشنهاد كنيد و انتقاد و تحسين را در كنار هم به كار ببريد. شركت در فعاليت‌هاي فوق برنامه مدرسه براي پرورش اميد فرزندتان مهم است. فرزند شما به تشويق‌تان نياز دارد تا به اين فعاليت‌ها علاقه‌مند باقي بماند. زماني كه فرزندتان متوجه شود كه شما به فعاليت‌هاي او علاقه داريد، احساس اطمينان و غرور بيشتري مي‌كند و اطمينان و غرور، از ويژگي‌هاي پراميدبودن است. فراموش نكنيد كه كودكان حتي وقتي به نظر مي‌رسد كه بزرگ شده‌اند، موجودات حساسي هستند.

                      
            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

     

    گل

    با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد  كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:

    1-  برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :

     این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .

    2-  برخورد مبتنی بر شرم افراطی :

    بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .

    گل

    كسانیهستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .

    3-  برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:

    در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .

    4-  برخورد خشك و محدود :

    دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .

    5 - برخورد مبتنی بر پرخاشگری :

    در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد . ولی فردی كه با عصبانیت دست به شكستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعهیما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهای هیجان زده منفك و مجزا می كنیم . پسری كه برای نشان دادن توجه خود به یك دختر،با موتور و یا ماشین از كنار او بهسرعت  می گذرد و او را دچار ترس می كند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است . پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشكلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد كند . پرخاشگری كه سرچشمهیآن یك تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممكن است به صورت اعمالی كه به نحوی فرد مقابل را ناراحت می كند و یا می رنجاند و نیز گفتن كلماتی كه به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .

    گل

    6- روابط پنهانی :

    برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یكی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی  باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشكار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است كه درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شكل گرفته ،  و به شكلی مطلوب استمرار پیدا كند . در حالی كه پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی كه نمی توانند بر رفتار خود تسلط كافی داشته باشند ، می تواند مشكل ساز باشد . دختران و پسرانی كه بدون تسلط كافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یكدیگر می كنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شكست می شوند .

    7- برخوردهای غیر عادی و ناپخته :

    این نوع برخوردها بیشتر توسط كسانی صورت می گیرد كه به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلك گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .

    8- افراط در معاشرت :

    این نوع رفتار كه معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود كه دارای یك فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر و یا زمینه سازی برای كسب تجربیات عملی برای انجام یك ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعیكهمعمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود . چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امكان پذیر نیست و این نكته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می كند ، زیرا یك فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شكل مخلوط و بدون انسجام  وبرگرفته از جوامع مختلف به كار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یك فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود كه افراط در معاشرت ، یك پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شكل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .

    ب ـ وضع مطلوب در روابط دختر و پسر :

    پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره كرد .1- شناخت واقعیت های جنس مخالف :در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل كنیم كه واقعیت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم كنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگی كرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیك آزموده ایم. برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذكر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی كه بدانیم و یقین داشته باشیم كه افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی-بخصوص از آن جهت كه در زندگی ما عملاً مؤثر است-با یكدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.

    2- اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف :

    یكی از مشكلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یكدیگر است . گاه دختر و پسر از یك فرد بخصوص،تصویری خیالی و كاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می كنند . برای دختر گاه یك پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشدنایافتگی ها به شكل شاهزاده ای كه سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می كند . و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می كند كه گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یك رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لكن این دوست داشتن نباید موجب كوری و كری انسان شود .

    3- ا ز بین بردن ترس ها ، دلهره ها ، هیجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف :

    سومین ویژگی در یك برخورد مطلوب ، خالی كردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی كه می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .

    4- حفظ خونسردی و صلابت شخصیت ، به هنگام برخورد با جنس مخالف :

    ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ كرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور كنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امكان پذیر است: اول اینكه تلاش كنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی كه خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و كافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این كه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنیم به سطحی از كنترل رفتار دست بیابیم كه در آن خونسردی و صلابت كافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .

    5- برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام :

    در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شكل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاك های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به كُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.

    6- فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد :

    برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پیش رود كه به نوعی به هر یك از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی كه تجربه و شناخت كافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط كافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت كردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به كسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را كاهش دهند .

    7 – اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی :

    با این حال كه روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لكن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت كرد . 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصیه می شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این كه به صورت یك راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نكته اشاره می كنند كه آنهایی كه رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه می كنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می كنند و تشكیل زندگی می دهند . در حالی كه ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یك سو،و داشتن یك رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد .

    انسانی كه دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاك و عفیف است ، ولی كسی كه از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می كند ، قطعاً باید بداند كسی را شكار كرده است كه چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .در قرآن كریم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاكدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای كسی معنا پیدا نكرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی كسی كه به سطوح بالاتر دسترسی پیدا كرده است هر چند كه مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را كفایت می نماید .

    بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

    ج ـ عشق و نقش آن در ازدواج :

    یكی از مسائلی كه می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . بهراستی به سؤالاتی كه درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟ سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج  به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا كرده و به تعالی می رسد ؟

    در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند كه اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را كه در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .

    1ـ عشق عالیترین تجلی روح الهی انسان

    بهراستی عشق چیست ؟ عشق را می توان جاذبه و كشش قلبی انسان به سوی كمال و جمال دانست . زیبایی یكی از كمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درك كند .اما برای نزدیك شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب0 پروانه به سوی شمع بسیار استفاده كرده اند . هنگامی كه شاعر می گوید :

    بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید        پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

    اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها كه تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به كشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره كرد . انسان وقتی در تاریكی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می كشد و این یك كشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل"سوسك"به طرف تاریكی كشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریكی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریك پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند كه به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی كشش پیدا می كنند ، مانند ماهی هایی كه به كمك ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند . در مورد كوچ پرندگان شواهدی وجود دارد كه نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی كشش پیدا می كنند . كششی كه شناخت و ادراك ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یك كشش ،بدون آن كه موجود زنده بداند به كجا می رود . این ها مثال هایی است كه تا حدودی معنای كشش به سمت یك هدف و تجهیز یك موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد .

    عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی كمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است كه وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن كشیده می شود . به این ترتیب عشق،كشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن كریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند" حُب" نشان داده شده است .درقرآن كریمآمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید كه در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا كن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی "چرا عشقكهاصالتاً‌ می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می كند ؟"سئوالی است كه می توان به این طریق به آن پاسخ داد كه عشق در مراتب پایین تر انسانی،بهسمت نشانه هایی از جمال و كمال الهی كه در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود . انسانی كه هنوز نمی تواند دركی از جمال و كمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت كشیده می شود و به سوی كمالات و عواطف انسانی كه نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می كند . به عبارت دیگر عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به كمال مطلق است . با این دیدگاه است كه عشق،یك كمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است .

    برای این كه بتوانیم این نكات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .

    تفاوت عشق با هوای نفس :

    عشق را  باید عامل تكامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترك حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می كند ، ولی این وابستگی را نباید با كشش عاشقانه یكی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنكه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است . هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ،  ‌ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاك مشخص برای تمیز بین عشق و كشش امیال،در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق كامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه می گوید :

    میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست    تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز

    اشاره به این دارد كه می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی كامل بیابد . با این توصیف باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایل و كشش مبتنی بر نیازهای وی منفك و مجزا كرد . به این ترتیب است كه اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می كند و از آن جمله دست به عملی می زند كه آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست ، بلكه یك كشش از نوع حیوانی است .

    3ـ عشق موجب تعالی و عفت است :

    بایداین نكته رابدانیم كه عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب كمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاكدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاك زندگی كند ، به پاكی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا كند و شاید با همین تبیین از عشق است كه كلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود كه فرمود : آن كه عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .

    4ـ عشق مكمل ازدواج است نه عامل آن :

    با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است كه اگر كسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین كننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشاركت اجتماعی است كه در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی ترین نیازهای حیوانی تا عالی ترین نیازهای انسانی به مشاركت می گذارد. برای تشكیل یك خانواده می باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد . بنابراین برای ازدواج ما باید به انسانی بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع كند .

    به این ترتیب عشق می تواند مكمل چنین ازدواجی باشد، نهفقط عامل تعیین كنندهآن . باید اذعان كنیم كه به رغم اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انكارناپذیرند . انسان عاشق نمی تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . از این رو بهتر است كه برای ازدواج انسانی را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهای مختلف ، ما را یار ، همراه و همسر باشد ، نه اینكه تنها به دلیل عشق ، انسانی را برگزینیم كه از جهات عدیده با ما تباین ( اختلاف ) داشته باشد. ازدواجی كه بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان ، حتی نیازهای مربوط به خورد و خواب و... صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید ،در واقعیتبسیار زود شكست خواهد خورد .

    5ـ عشق در قلب سالم جوانه می زند و در آن رشد می كند :

    با این عبارت وارد این موضوع می شویم كه عشق قبل از ازدواج اساسی تر و با دوام تر است یا عشق بعد از ازدواج ؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی جوانه می زند و رشد پیدا می كند . در صورتی كه ما انسان ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم ، هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم  و غل و غش را از درون خود برانیم، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته ایم . بدین ترتیب پس از آن كه انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقی پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد . چنین عشقی در زندگی،روشنایی می آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و كمال نزدیكتر می شوند پاكی و خلوص این علاقه مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می كنند .

    بنابراین بیاییم برای این كه عشق را زنده نگه داریم ، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت های الهی به انسان ها هدیه دهیم ، در كمال و صلاح درونی خویش بكوشیم و از این طریق دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم .

    منبع: آموزش جوانان در آستان ازدواج

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      آنچه به دختران باید آموخت

     

    کودک

    در جوامعی که ادعای برابری  زن ها ومردها را دارند ،کودکان پذیرای نقش های جنسیتی کاملا برابر می شوند ودر جوامعی  که باورها و تعصبات جنسیتی حکم فرماست، کودکان نیز به نوعی پذیرای نقش های جنسیتی متعصبانه و نابرابر می شوند؛ و به همین ترتیب و با گسترش این عوامل، در دوران جوانی افکار و رفتار آنها به شدت متأثر از این گرایشات نابرابر جنسیتی خواهد بود. این رفتارها ابتدا در خانه و سپس توسط دوستان، مدرسه، برنامه های تلویزیونی و... شکل گرفته و تقویت می شوند.

    اما در این میان تاثیر خانواده انکارناپذیر است. والدین با انتقال باورهای تبعیض آمیز جنسیتی، خواسته و ناخواسته در شکل گیری این رفتارها در کودکان نقش بسزایی دارند. با توجه به این تأثیرات، محدود نکردن کودکان به نقش های جنسیتی خاص و سوق دادن آنها به هر دو سو مفیداست به شرطی که به کلی منکر تفاوت ها نشویم.

     

    کودکان از سنین پایین، با معنای دختر بودن و پسر بودن در جامعه امروزی آشنا می شوند؛ آنها در متن جامعه، از میان کلیه رفتارهای آشکار و اشاره های نهان، تفاوت های جنسیتی را تجربه می کنند. تربیتی صحیح است که کودک در حالی پا به سن نوجوانی بگذارد که هم به نقش های جنسیتی خود واقف است و هم از کلیشه های غلط و تعصب آمیز به دور است مانند اینکه پسران از دختران در ریاضیات برترند یا این عقیده که تنها زنان قادر به پرورش کودکان هستند. با رشد سنی، این باورها نیز در افراد تقویت شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند.

    چگونگی تعامل والدین با کودکان نقش بسزایی در احتراز از شکل گیری برخی از این باورهای غلط دارد.

    آنچه که یک دختر بچه بدان نیازمند است:

    * اعتماد به نفس: با تشویق و تحسین به موقع، خصوصیات خوب را در او گسترش دهید. "تو خیلی شجاع هستی که به تنهایی از پله ها بالا رفتی" بگذارید متوجه شود که شما به او اعتماد کامل دارید و او را دختری باهوش و لایق می دانید.

     

    * غرور و استغنا: احساس شایستگی و لیاقت را در کودک خود ایجاد کنید؛ اجازه دهید هر آنچه را می تواند به تنهایی انجام دهد. به طور مثال: گرفتن فنجان آب میوه، شانه کردن موها و یا ساختن برخی از مکعب های پلاستیکی بدون کمک دیگران. شما تنها با تذکراتی جزیی یا با فراهم کردن وسایل مورد نیاز (مثل چهارپایه برای دسترسی به سینک) او را در به انجام رساندن کارها یاری کنید.

    کودک

    * خلاقیت و هماهنگی: اسباب بازی های مختلفی در اختیار او قرار دهید تا بازی های او منحصر به نوعی خاص نشود. به طور مثال: ماشین و تراکتور، مکعب های خانه سازی و انواع توپ ها و دیگر وسایل بازی که بتواند از آنها بالا رود یا بر آنها سوار شود.

     

    * آمادگی جسمانی: با او به انجام بازی هایی بپردازید که نیاز به فعالیت های فیزیکی دارند به طور مثال: گرگم به هوا. تخلیه انرژی و هیجانات ناشی از بازی در زمین بازی مثل سرسره بازی و یا دویدن و حتی موفقیت در پشت زدن، برای دختر بچه هایی که هنوز برای انجام فعالیت های ورزشی کوچکند بسیار مفید است.

     

    *مهارت تصمیم گیری: به او امکان تصمیم گیری بدهید و شرایطی فراهم کنید تا خود را در قبال تصمیم گیری هایش مسوول بداند. انتخاب بشقاب و لیوان مخصوصش و حتی انتخاب همبازی هایش را بر عهده خود او بگذارید.

    ظاهر فیزیکی را برای او پر اهمیت جلوه ندهید. سعی کنید بیشتر به تحسین او به انجام رساندن کارهایش بپردازید تا زیبایی اش در لباس میهمانی.

    * کنجکاوی: شرایطی فراهم کنید تا به شناخت محیط اطرافش بپردازد. در سنین کودکی، شرایط خانه را طوری ترتیب دهید که بی هیچ خطری در خانه رفت و آمد کند همچنین او را با محیط های خارج از خانه از جمله پارک، باغ وحش، مغازه، کتاب فروشی و... آشنا سازید.

     

    * تصویر ظاهری: ظاهر فیزیکی را برای او پر اهمیت جلوه ندهید. سعی کنید بیشتر به تحسین او به انجام رساندن کارهایش بپردازید تا زیبایی اش در لباس میهمانی.

     

    * نقش های جنسیتی متعارف:ما نه می خواهیم و نه صحیح است که منکر تفاوت های جنسیتی شویم. با توجه به شرایط فرهنگی و خانوادگی تان وظایف و نقش هایی که از او در آینده انتظار خواهد رفت را به او بیاموزید اما از تلقین اینکه چون دختر است فقط باید به فکر آشپزی و بچه داری باشد خودداری کنید بلکه در کنار تشویق او برای آموزش مهارت های مختلف مثل ورزش ،هنر،علم و .... به او یاد دهید که زن باشد و از زن بودن و مادر بودن در وقت خود نهراسد و به بهترین نحو وظایفش را انجام دهد.

     

    * ایمان به خدا: دختر شما از همان کودکی باید بیاموزد تا در زندگی بهترین تکیه گاه خداوند است و در مواقع مشکلات تنها نیرویی که می تواند کمکش کند اوست .این احساس بهترین حامی او در زندگی خواهد بود.

     

    منابع : موفقیت . کتاب : رفتار والدین با فرزندان

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

      چگونه در مقابل پیشنهاد روابط جنسی نه بگوئید ( مخصوص خانوم ها)

     

      دختر خانم  كه در فرهنگی مشترك با ما در كشورهای فارسی زبان زندگی می كنی . مهم نیست كه پایبند كدام آیین و دین هستی ، ما مطمئن می باشیم كه شما دختران فارسی زبان می دانید كه در فرهنگ و سنت سرزمین شما باكره بودن یك اصل بزرگ برای دختران  بشمار می رود . ما به شما اطمینان می دهیم حتی پسرانی كه در دوره تجرد با دختران زیادی رابطه جنسی دارند ، در هنگام ازدواج به دنبال دختران باكره می گردند و باكره بودن دختر را یكی از شروط همسر خود اعلام می كنند . این را مشاوره های صورت گرفته با این سایت تایید می كند . ما مطمئن هستیم شما یك رابطه عاشقانه را به بی بندوباری جنسی ترجیح می دهید .اما برای كمك به شما در گفتن “ نه”  تلاش خواهیم كرد.

    مهارت نه گفتن مهارتی است که با تمرین و ممارست فراگرفته میشود ولی در اینجا برخی از عبارتهایی که معمولا” توسط فرد مقابل بکار برده میشود تا شما را متقاعد کند که با او رابطه جنسی داشته باشید را آورده ایم . در مقابل عباراتی را که شما می توانید در پاسخ به او بکار ببرید تا او را منصرف نمائید پیشنهاد کرده ایم.

    عبارت های بکار رفته توسط فردی که تلاش میکند شما را متقاعد کند که با او تماس جنسی داشته باشید.

    پاسخ های احتمالی و پیشنهادی توسط شما برای نه گفتن مؤثر .

    این روزه ها همه دختر ها و پسر ها  تماس جنسی دارند

    پس حالا تو می تونی کس دیگری رو پیدا کنی؛ من هر کسی نیستم؛ من برای خودم فردی مجزا و خاص هستم

    تو هنوز یک دختر باکره هستی (تمسخر)

    من افتخار میکنم که هنوز باکره هستم. من می تونم در ظرف چند ثانیه شبیه تو بشم اما هرگز  تو نمی تونی مثل من بشی

    به من نشون بده که چقدر منو دوست داری  

    تو هم  با انتظار کشیدن تا زمان ازدواج  به من نشون بده که  چقدر منو دوست داری

    چطور من بفهمم که تو می تونی بچه دار بشی؟

    آیا تو فقط زمانی می تونی منو دوست داشته باشی که من از تو بچه داشته باشم؟

    تو با اولین تماس جنسی باردارنمی شوی

    من به بلوغ رسیده ام البته من می تونم باردار بشم

    هیچکس نخواهد فهمید

    خدا می بیند؛ من خواهم دانست، و تو هم خواهی دانست

    تو فکر میکنی ممکنه من ایدز داشته باشم  

    آیا من مثل یه احمق هستم ، هر کسی میدونه که تو می تونی سالها عفونت ایدز را در خود داشته باشی قبل از اینکه به ایدز تبدیل شود

    نگران نباش من کاندوم استفاده میکنم  

    اگر نه تماس جنسی داشته باشم و نه کاندوم مصرف کنم من هرگز نگران نخواهم شد

    ما به هر حال  با هم ازدواج میکنیم

    پس ما می تونیم صبر کنیم و شب ازدواجمان را یک شب بیاد ماندنی بکنیم

    تماس جنسی چیز نرمال و طبیعی است  

    مثل مرگ ، من فکر میکنم من صبر خواهم کرد تا زمان مقرر شده توسط خدا برای هر دومون برسه

    من بدنبال کسی دیگر خواهم رفت اگر تو نمی خواهی تماس داشته باشی  

    پس برو پیدا کن

    من به تو روشهای عالی رو نشون میدهم  

    خدا رو شکر! برای انتظار تماس جنسی با همسرم عالی خواهد بود 

    ما می تونیم با همین یک بار خلاص بشیم

    من ممکنه از نظر جسمی از شر اون خلاص بشم اما نمی تونم از احساسات یا وجدان خودم خلاص بشم

            موضوع:     نويسنده: مدیر  

    درباره وبلاگ
    بنام خدا
    مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
    درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
    اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

    و شاورهم في الامر
    در امور کارها با هم مشورت کنید
    ( آل عمران ۱۵۹ )

    منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











    مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

    آخرين مطالب
    » دروغگویی در کودکان و نوجوانان
    » کتابخوان کردن کودک با 5 حرکت
    » آثار سوء کودک آزاری چیست؟
    » آثار سوء بد رفتاری با کودک چیست؟
    » ترس کودکان از حمام کردن را چگونه کاهش دهیم؟
    » تفاوت زندگی مشترک بادوستی های عاشقانه !
    » آقا با من ازدواج می‌كنید؟!
    » روشهایی برای فتح کردن قلب یک مرد
    » یعنی می‌گی باز هم اعتماد کنم؟؟(ویژه دختران و پسران)
    » فکر کردن ممنوع!!

    آرشيو
    هفته دوم آذر 1388
    هفته اوّل آذر 1388
    هفته چهارم آبان 1388
    هفته سوم آبان 1388
    هفته دوم آبان 1388
    هفته چهارم مهر 1388
    هفته اوّل مهر 1388
    هفته چهارم شهریور 1388
    هفته سوم شهریور 1388
    هفته دوم شهریور 1388
    هفته اوّل شهریور 1388
    هفته چهارم مرداد 1388
    هفته اوّل مرداد 1388
    هفته چهارم خرداد 1388
    هفته چهارم اردیبهشت 1388
    هفته چهارم فروردین 1388
    هفته دوم اسفند 1387
    هفته دوم بهمن 1387
    هفته سوم دی 1387
    هفته سوم آذر 1387
    هفته دوم آذر 1387
    هفته سوم آبان 1387
    هفته چهارم مهر 1387
    هفته سوم مهر 1387
    هفته چهارم شهریور 1387
    هفته سوم شهریور 1387
    هفته چهارم مرداد 1387
    هفته سوم مرداد 1387
    هفته دوم مرداد 1387
    هفته اوّل مرداد 1387
    هفته چهارم تیر 1387
    هفته سوم تیر 1387
    هفته دوم تیر 1387
    هفته اوّل تیر 1387
    هفته چهارم خرداد 1387
    هفته سوم خرداد 1387
    هفته اوّل خرداد 1387
    هفته چهارم اردیبهشت 1387
    هفته سوم اردیبهشت 1387
    هفته دوم اردیبهشت 1387
    هفته اوّل اردیبهشت 1387
    هفته چهارم فروردین 1387
    هفته سوم فروردین 1387
    هفته دوم فروردین 1387
    هفته چهارم اسفند 1386
    هفته سوم اسفند 1386
    هفته دوم اسفند 1386
    هفته اوّل اسفند 1386
    هفته چهارم بهمن 1386
    هفته سوم بهمن 1386
    هفته دوم بهمن 1386
    هفته اوّل بهمن 1386
    هفته چهارم دی 1386
    هفته سوم دی 1386
    هفته دوم دی 1386
    هفته اوّل دی 1386

    لینکستان
    خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
    گالری عکس و دانلود
    تیبان
    http://onlymahsa.blogfa.com
    آگاه سازی
    www.makaremshirazi.org
    هاست و دامنه
    طراح حرفه ای قالب وبلاگ

    آرشیو لینکهای روزانه

    بخش ویژه


    designed by: parstheme.com , all rights reserved

    <-blogid->

    مدیر

    <-blogid->

    http://amirkaber.blogfa.com

    مشاوره

    مشاوره

    مشاوره

    بنام خدا
    مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
    درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
    اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

    و شاورهم في الامر
    در امور کارها با هم مشورت کنید
    ( آل عمران ۱۵۹ )

    منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











    مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
    ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

    مشاوره

    قالب پرشین وبلاگ

    قالب بلاگفا

    قالب وبلاگ

    free template blog