تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  خلاقيت، ضرورت و اهمیت
   
 

در دنيايي كه به سرعت در حال تغيير و تحول است و خلاقيت در وهله نخست به عنوان شرط بقا و دوام زندگي تلقي مي‌شود

خلاقيت قبل از هر چيزي، سازش با تغيير و تحول و همراه شدن با زمان است.

بي‌ترديد انساني كه نتواند با شرايط زمان و مكان و آنچه بر آن حاكم است همراه و همگام شود، محكوم به فناست. خلاقيت فرايندي است كه انسان را پويا و زنده نگاه مي‌دارد و قادر مي‌سازد تا از امكانات پيرامون خود در جهت بقا و رشد و تكامل استفاده كند، چراكه به‌واسطه خلاقيت است كه ذهني باز و استعدادي شكوفا مي‌شود.

نتيجه خلاقيت

آنچه سايرين مسئله تلقي مي‌كنند براي آنها فرصت‌هايي جهت ابداع راه‌حل‌هاي بكر است و به جاي اينكه تغيير آنها را بترسانده و مأيوس كند، آنها را به وجد مي‌آورد. ما همگي مسئول زندگي خود هستيم و براي تغيير آن هر زمان كه تصميم بگيريم توانمنديم.

ابعاد خلاقيت

خلاقيت، ميل به دانستن، دوباره نگاه كردن و خط زدن اشتباهات است. وارد شدن به آب‌هاي عميق و خارج شدن از درهاي بسته و دست دادن با آينده است و به‌طور‌كلي نگاه كردن به مسائل از زواياي مختلف است.

تفكر خلاق چيست؟

يكي از راه‌هاي متعدد فكر كردن، انديشيدن آگاهانه به جملات و مشاهدات است كه به آن تفكر خلاق مي‌گويند، كه عبارت است از توانايي تركيب اجزايي كه به نظر جدا يا مستقل مي‌آيند.

آنچه در ظهور و پرورش تفكر خلاق موثر است، عبارت است از:

1 – فراگرفتن مهارت‌هاي عقلاني و كسب معلومات2 – طرز تفكر انتقادي3 – محرك‌هاي حسي باغناي محيطي4 – رهايي از محرك‌هاي حسي و غني محيطي5 – رهايي از جمود رواني6 – تقويت قدرت تخيل7 – داشتن آرزوهاي بلند منطقي8 – مساعد بودن عوامل فرهنگي، خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي9 – داشتن روحيه‌اي كنجكاو و دقت‌نظر در شجاعت و اعتماد به نفس.

آنچه فرد را از تفكر خلاق باز مي‌دارد، عبارت است از:

1 – ترس و اضطراب

2 – نبود تشويق و انگيزش

3 – خودرأيي و استبداد فكري

4 – كـــار سخـت و اجـباري و مشغله زياد

5 – پــــرهيــز از تـــحقــيق و جست‌وجوگري

6 – ترس يا دغدغه از ادامه نيافتن كار يا احتمال متوقف شدن آن

7 – ضعف‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي

8 – نبود بهداشت رواني در خانواده يا محل كار.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چه زماني بايد نگران فرزندان خود باشیم؟
       

افسردگي نوجوانان

چه زماني بايد نگران فرزندان خود باشیم؟

زماني که فرزند نوجوان شما تا پاسي از روز ميخوابد و زماني هم که بيدار ميشود کسل و خسته است و عموما بد خلق بوده و احساس دلتنگي ميکند… خودش را در اتاقش پنهان ميکند و از حضور در جمع اجتناب ميکند ….

آيا فردي با چنين خصوصياتي را نوجوان مي نامند؟

متخصصين اعصاب بر اين گمانند که مغز نو جوا نان به گو نه اي طراحي شده که دچار طلاطم و گردنکشي ميشوند و در ان دوره از خانواده دوري مي گزينند…

چنين تمايلاتي ممکن است منجر به جدا شدن فرزند از والدينشان شده و به دوستان خود بپيوندند…

اما همان تمايلات مشابه ميتواند بيان اينکه چه زماني در فرايند رشد نوجوان ميتواند منجر به افسردگي شده و درمان خاص خود را نياز دارد… .

از هر ۱۲ نوجوان يک نفر به طور مشخص از افسردگي رنج ميبرد… قبل از انکه به سن ۱۸ سالگي برسد…

زماني که دختران به سن بلوغ ميرسند دو برابر پسران دچار افسردگي ميشوند… تقريبا نيمي از نوجوانان افسرده که تحت درمان نيستند ميل به خود کشي در انها ديده ميشود که اين سومين عامل مرگ و مير در اين سنين است…

تفاوتهاي اشکار و مهمي بين ناراحتي هاي عادي زمان رشد و افسردگي وجود دارد…

يک جدايي درد ناک… طرد توسط هم سن و سالان…اخذ نمره پايين در مدرسهيا عدم پذيرش از سوي بزرگسالان ميتواند غم و نا اميدي را براي چند روز در يک نوجوان به دنبال داشته باشد.

افسردگي ميتواند براي هفته ها و ماه ها ادامه داشته و بر زندگي نوجوان مسلط شود و يا ممکن است بي هيچ دليلي علايم ان در فرد ظاهر شود.

کودکان افسرده – منظور کودکاني که به دليل بيولوژيکي در مقايسه با ديگران حساسيت بيشتر نسبت به استرس هاي محيطي دارند – اغلب اوقات احساس بد بختي ميکنند و کمتر خوشحال هستند.

*** اما افسردگي هميشه معادل غمگيني نيست

نو جوان ممکن است اين حالت را به صورت احساس خستگي/کسل بودن و يا سر درد و دل درد اظهار کند…به جاي انکه روحيه خود را بد توصيف کند.

انرژي خواب و اشتها ميتواند دچار اختلال شود.

برخي از کودکان افسرده در کلاس درس در ارتباط با دوستان و خانواده ضعيف عمل ميکنند.در حالي که براي نوجوانان تفکر در مورد اخلاقيات و معناي زندگي امري طبيعي به شمار مي ايد… اما تمايل به خود کشي يا فکر مرگ در يک نوجوان امري غير طبيعي است. به داروهاي ضد افسردگي نبايد بعنوان يک نوشدارو و يا بعنوان يک سم نگاه کرد.

اما اين داروها ميتوانند در درمان کودک افسرده بکار روند…

نگراني شايعي که در مورد اين نوع داروها وجود دارد / بلا فاصله بعد از شروع مصرف داروهاي ضد افسردگي / در برخي از کودکان بيشتر حالت اظطراب و بي قراري ديده ميشود و در برخي نيز افکار خودکشي افزايش ميابد.

اما افسردگي به خودي خود تبعات خطرناکي دارد . يکي از پيامدهاي افسردگي : ميل به خودکشي است و ميتواند بهبود سلامتي انسان را به تاخير بياندازد .

هر نوجواني درمان با داروهاي ضد افسردگي را بايد بر اساس تجويز و نسخه پزشک شروع کند و خانواده بايد به طور همزمان اثرات دارو را روي نوجوان بررسي کند که ايا حال عمومي او بهتر شده است يا خير …

درمان دارويي تنها بخشي از روش و راه درمان است.معيارهايي براي سنجش ميزان بهبود درمان بيماري افسردگي وجود دارد.نتايج تحقيقات نشان داده است که تمرينات معتدل ايروبيک ميتواند علايم افسردگي را تقريبا در نيمي از نوجوانان و بزرگسالان تخفيف داده و بهبود ببخشد.

خواب خوب و داشتن عادات غذايي مناسب ميتواند در بهبود روحيه فرد بسيار مفيد باشد…بهره گيري از روان درماني در کشف ريشه و علل افسردگي ميتواند بسيار موثر باشد تا از احساس درماندگي و رها شدگي بيرون بيايند و راه هايي را براي انکه هر چيزي در سر جاي خود قرار گيرد به نوجوان ارائه ميکند.

وقتي که نوجوان به فعاليتي که برايشان با ارزش بوده و مورد علاقه شان است مي پردازند و فعاليتهاي خير خواهانه مانند کمک به ديگران و امور خيريه ميتواند در بهبود وضعيت روحي انان بسيار مؤثر باشد.

مطالعات ثابت کرده است که رفتارها و فعاليتهاي نوع دوستانه/بخش تشويقي و انگيزشي مغز انسان را فعال ميکند.

در اينده احتمال دارد داروهاي ضد افسردگي بهتري توليد شود که ابزارهاي مفيد تري براي تشخيص و درمان کودکان باشد/ اما هم اکنون اين امکان براي نوجوانان وجود دارد که بياموزند چگونه ارتباطات خود را تثبيت کنند… با حمايت و پشتيباني از نوجوانان در چنين شرايطي مي توان دوران انتقال از کودکي به نوجواني را براي انان ساده تر و به انها کمک کرد تا زتدگي سرشار از نشاط و انرژي را در دوران بزرگسالي بسازند.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  عوامل مهم در حواس پرتی
      

یادداشت عوامل حواس پرتی

یادتان هست که گفتیم عوامل حواس پرتی هیچ گاه به صفر نمی رسند حتی اگر شما بهترین شیوه مطالعه را در پیش گرفته باشید. اکنون که شما روش مطالعه متمرکز را فرا گرفته اید و آن را به کار می بندید، ملاحظه می کنید که اگر چه حواس پرتی شما تا حد فوق العاده زیادی کم شده است، اما برخی از اوقات، افکار دیگری غیر از موضوع مطالعه به سراغ ذهن شما می آیند و حواستان را پرت می کنند. بهترین و مؤثرترین راه برای مقابله با این حواس پرتی باقیمانده، نوشتن آنها بر روی یک برگ کوچک کاغذ است. چرا؟ حتماً بحث خلأ ذهنی و نوشتن را به خاطر دارید. دقیقاً به همان علت، باید حواس پرتی خود را یادداشت کنید.

مثالی بزنیم: شما در اوج مطالعه هستید، ناگهان به خاطر می آورید که امشب حتماً باید به دوست خود تلفن بزنید. از این لحظه به بعد شما هر چقدر هم که سعی کنید فکر خود را به مطالعه متمرکز کنید، اندیشه تلفن کردن به دوستتان و این که “مبادا فراموش کنم”، ذهن شما را آشفته می کند و شما را آزار می دهد. در نتیجه شما از همان لحظه تمرکز حواس خود را از دست داده اید. اما اگر به محض آن که این اندیشه به ذهن شما راه یافت، آن را بر کاغذی می نوشتید، دیگر خیالتان راحت می شد و می توانستید به مطالعه متمرکز خود ادامه دهید. یادتان باشد که حواس پرتی را نیز مانند نکات مهم کتاب که فرا می گیرید و ثبت می کنید، باید جایی تخلیه کنید. اگر ننویسید و بگویید “باشد برای بعد”، “می دانم که یادم نمی رود”، و . . . توانایی ذهنی خود را کم کرده اید.

هرچه در حین مطالعه به خاطرتان می آید و عامل مزاحم تلقی می شود، گوشه ای یادداشت کنید. این که باید نان بخرید، جزوه دوستتان را بدهید، دروس دیگری را مطالعه کنید و . . . ، همه را یادداشت کنید و بار ذهنی مربوط به آن را تخلیه کنید و با خیال راحت به مطالعه ادامه دهید.

ویژگیهای مکانی – سکوت

یکی از باورهای بسیار نادرست برخی از شما این است که برای تمرکز حواس داشتن باید در محیط، سکوت مطلق برقرار باشد. واقعیت این است که هرچه محیطی ساکت تر باشد، برای تمرکز حواس بهتر است و ما محیطی را برای مطالعه انتخاب می کنیم که سر و صدای کمتری داشته باشد اما به هیچ عنوان در جستجوی محیطی نیستیم که سکوت مطلق بر آن حکمفرما باشد.

سکوت، نسبی است. سر و صدای محیطهای مختلف با هم متفاوت است. بهترین مکان برای مطالعه جایی است که سر و صدا در آن از بقیه جاهای موجود کمتر باشد. مثلاً شما اکنون می خواهید مطالعه کنید و تنها مکانی که در اختیار دارید، اتاقی است که در آن تلویزیون روشن است. مسلماً این محیط ایده آل نیست اما شما در دورترین نقطه اتاق از تلویزیون و پشت به آن می نشینید و مطالعه می کنید. در این حالت شما از بهترین شرایط ممکن برای مطالعه استفاده کرده اید. یک نکته دیگر را هم بگوییم: اساساً مطالعه در جای کاملاً ساکت غلط است.

شما این گونه به محیط بسیار ساکت عادت می کنید و شرطی می شوید که فقط در چنین مکانهایی مطالعه کنید. آن وقت در محیطهای دیگر با کوچکترین سر و صدایی تمرکز حواس شما به هم می ریزد و ایجاد تمرکز دوباره برایتان بسیار مشکل است. به همین خاطر است که ما چندان مطالعه در کتابخانه را توصیه نمی کنیم. کتابخانه محیطی است کاملاً ساکت که ما معمولاً چنین شرایط آرمانی را در منزل نداریم و همیشه هم نمی توانیم برای مطالعه به کتابخانه مراجعه کنیم. در محیط منزل، در محیط مدرسه و دانشگاه، در محیط کار، هر جا که هستید نسبتاً ساکت ترین جا را انتخاب کنید. ویژگیهای مکانی – نظم اخیراً ژاپنیها تحقیقات جالبی را روی یک گروه هزار نفری انجام داده اند. کودکان ده ساله ای که از بهره هوشی، استعداد و توانایی ذهنی نسبتاً یکسانی برخوردار بوده اند. هر یک از این کودکان در محیط متفاوتی از دیگران قرار گرفتند. محیط مطالعه نفر اول بسیار درهم ریخته و شلوغ بود. اتاق نفر دوم آشفتگی نسبتاً کمتری داشت. اتاق نفر سوم نسبت به نفر دوم کمی منظمتر و با وسایل کمتری بود و به همین ترتیب تا نفر هزارم که اتاقی بسیار منظم، مرتب و با حداقل وسایل داشت. کتاب یکسانی را به همه دادند و به هر یک فرصتی مناسب برای مطالعه در اتاقهای مخصوص داده شد. بعد از پایان زمان تحقیق، بررسی نتیجه ها بسیار جالب بود: میزان مطالعه، بازدهی، میزان به خاطر سپاری و تمرکز با میزان نظم و ترتیب اتاقها نسبت مستقیم داشت یعنی هر چه فردی در اتاق با اسباب و وسایل کمتر، مرتب تر و منظم تر قرار گرفته بود، بازدهی کمی و کیفی بیشتری را در مطالعه خود نشان می داد.

بنابراین برای مطالعه مؤثرتر و مفیدتر، هرچه می توانید در محیطی با وسایل و اسباب کمتر و منظم تر و مرتب تر قرار گیرید. “شاکتی گواین” در کتاب “بازتابهای نور” خود می گوید: “هر وضعیت درونی، انعکاس بیرونی و محیطی دارد و هر وضعیت محیطی بازتاب درونی” یعنی وضعیت منظم پیرامون شما به نظم فکری و درونی شما کمک می کند و همچنین آشفتگی ذهنی شما را سبب می شود. قبل از مطالعه، دو سه دقیقه هم که شده، به مرتب کردن اتاق یا میز مطالعه خود بپردازید و این مسأله را جدی بگیرید.

ویژگیهای مکانی – مطالعه در پارک

اگر چه پارک، فضایی طبیعی و مناسب برای مطالعه به نظر می رسد و خیلی از شما از آن به عنوان مکان مطالعه استفاده می کنید، باید بگوییم که پارک برای مطالعه محیطی کاملاً نامناسب است. پارک دارای عوامل حواس پرتی فراوان است. رفت و آمد افراد، بازی و سر و صدای بچه ها، مناظر زیبا و . . . همه و همه به هنگام مطالعه به سراغ ما می آیند و حواس ما را پرت می کنند. ضمن آن که ما در کودکی شرطی شده ایم که پارک جای بازی یا جای استراحت است و همین زمینه ذهنی قبلی مانع از تمرکز حواس کافی بر مطالعه می شود. شاید این که شما در پارک به هنگام مطالعه زود خوابتان می گیرد یا متوجه و غرق بازی بچه ها می شوید، علت همین زمینه ذهنی باشد. نکته دیگر این که طبیعت، همیشه تفکر برانگیز است و شما در پارک با مظاهر طبیعی زیادی روبرو می شوید که ذهن شما به سرعت درگیر آنها شده، بر آنها متمرکز می شود و در نتیجه حواس شما از موضوع مطالعه پرت می شود.

مطالعه به محض نشستن

پس از آن که در مکان مطالعه خود قرار گرفتید فوراً مطالعه را شروع کنید و به هیچ عنوان به کارهای دیگر نپردازید. بعضی ها وقتی پشت میز مطالعه می نشینند یا کتاب را باز می کنند، شروع می کنند به ورق زدن کتاب، فراهم کردن کاغذ و کارهای جانبی دیگر. اگر نشستن برای مطالعه طولانی شود و مطالعه ای صورت نگیرد و شما خود را با کارهای جانبی یا افکار درونی مشغول کنید، برای پرورش تمرکز حواس در شما بسیار بد است. عادت کنید همه آنچه را که برای مطالعه نیاز دارید ابتدا فراهم کنید و هر کار متفرقه ای را که دارید قبل از مطالعه انجام دهید و پس از این که نشستید، فوراً مطالعه را آغاز کنید.

این گونه شما ذهن خود را شرطی کرده اید که تا نشستید و کتاب را در دست گرفتید، فوراً فرا بگیرید.

شبکه آموزش

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آموزش مهارتهای زندگی به صورت کاربردی
آموزش مهارتهای زندگی به صورت کاربردی      

 

* مهارت ابراز وجود

مثالهائی که در این متن ارائه می شود ، معناي ابراز وجود کردن يا احقاق حق نمودن را در حوادث مختلف نشان مي دهد شايد برخي از اين نمونه ها را در زندگي خود نيز تجربه کرده باشيد . چند دقيقه اي وقت بگذاريد و صادقانه به سخنان خود درباره روابطي که با اشخاص مهم در زندگي خود داريد گوش فرا دهيد . به دقت به تماسهاي خود با والدين ، دوستان ، همکاران ، هم شادگرديها ، همسر ، بچه ها ، رؤسا ، آموزگاران ، فروشندگان ، همسايه ها و اقوام و بستگان توجه کنيد .

چه کسي در اين روابط نقش غالب را ايفا مي کند ؟

آيا در ارتباط با اين اشخاص از شما سوء استفاده مي کنند ؟

آيا معمولاً احساسات و نقطه نظرهاي خود را ابراز مي کنيد ؟

آيا از اشخاص به سود خود بهره برداري مي کنيد ؟

آيا آنها را از خود مي رنجانيد ؟

مثالها را که بخوانيد مي توانيد کمي در ابراز وجود کردن تواناتر شويد .

صرف شام در رستوران

علي و سارا براي صرف شام به رستوران گران قيمتي رفته اند . علي سفارش مرغ نيم پزي داده است اما وقتي گارسون مرغ را مي آورد علي متوجه مي شود که مرغ اورا بيش از اندازه سرخ کرده اند . علي مي تواند به ۳ شکل از خود واکنش نشان دهد .

بدون ابراز وجود

علي به سارا غر مي زند و مي گويد : مرغ او بيش از اندازه سرخ شده و سوخته و ديگر به اين رستوران نمي آيد اما وقتي گارسون از او مي پرسد : آيا غذا مطابق ميل شماست : علي مي گويد : نه متشکرم

نتيجه : شام و شب او خراب مي شود و او از اينکه اعتراضي نکره و حرفي از سرخ شدن بيش از اندازه مرغ نزده خشمگين مي گردد .

پرخاشگرانه

علي با عصبانيت گارسون را به سر ميز فرا مي خواند و با صدايي بلند و به طرزي غيرمنصفانه از اينکه مرغ او سرخ شده است با فرياد اعتراض می کند .

لحن او در نظر گارسون خنده دار است و همسرش هم خجالت زده مي شود .

نتيجه : غذاي او عوض مي شود اما خجالت کشيدن همسرش ميان آن دو برخورد به وجود مي آورد . گارسون هم احساس ميکند تحقير شده است و شب بدي براي هر دوي آنها بوجود مي آيد .

اما مهارت ابراز وجود

علي گارسون را صدا مي زند و به او مي گويد که مرغ نيم پز سفارش داده است و بعد سرخ شدن بيش از اندازه مرغ را به او نشان مي دهد .

علي مؤدبانه و در ضمن قاطعانه از گارسون مي خواهد که مرغ را به آشپزخانه برگرداند و به جاي آن مرغ نيم پز را که قبلاً سفارش داده بياورد .

نتيجه :

گارسون از اشتباهي که صورت گرفته عذرخواهي مي کند و پس از چند دقيقه مرغ نيم پزي را براي او مي آورد . و از اينکه مشتریش راضي بوده خوشحال مي شود .

علي و سارا از صرف شام در رستوران لذت مي برند .

علي احساس مي کند از طرز برخورد خود راضي است .

تعارف مواد مخدر

رامين دانشجوي دانشگاه است رفتاري بسيار دوستانه دارد و در زمينه هاي اجتماعي فعال و پوياست . مدتي است با سعيد دوست شده ، يک شب سعيد رامين را به يک ميهماني دعوت مي کند . در طول ميهماني يک نفر بسته کوچکي حاوي مواد مخدر را به ديگران تعارف ميکند همه جز رامين استقبال مي کنند اما وقتي سعيد به او پيشنهاد مي کند مي ماند که چه بايد بکند : ۳ شکل واکنش او را توضيح مي دهيم :

بدون ابراز وجود

رامين بالاخره مي پذيرد و وانمود مي کند که قبلاً هم مواد مصرف کرده ، او به دقت به ديگران نگاه مي کند و از طرز استعمال آن ماده خاص آگاه مي شود . اما نگران است مبادا با زهم مواد بيشتري به او تعارف کنند .

نتيجه : او نمي خواهد سعيد را ناراحت کند اما خودش تن به کاري می دهد که به آن علاقه اي نداشته است .

پرخاشگرانه

رامين از پيشنهاد سعيد عصباني مي شود و او را سرزنش مي کند و از او مي خواهد که سريعاً او را به منزل برگرداند . وقتي ميهمانها به او مي گويند الزامي نيست در قبول اين تعارف ، او هم چنان به تندخويي ادامه مي دهد ، سعيد احساس مي کند که نزد ميهمانها تحقير شده است و علاقه اش به رامين کم مي شود و به اين نتيجه مي رسد که اگر با او دوستي نکند بهتر است .

مهارت ابراز وجود

رامين از قبول پيشنهاد سعيد خودداري مي کند و مؤدبانه جواب مي دهد : نه متشکرم .

بعد به حاضرين مي گويد که تا کنون مواد مصرف نکرده و علاقه اي هم به اين کار ندارد .

رامين به سعيد و دوستانش مي گويد که ترجيح مي دهد به سينما برود اما به آنها حق مي دهد که به ميل خود رفتار کنند .

وقتي از ميهماني خارج مي شود از سعيد گله مي کند که چرا به او نگفته دوستانش مواد استعمال مي کنند و بعد اضافه می کند که با پيشنهاد مصرف مواد و تعارف آن ، آزادي او را به مخاطره انداخته زيرا اگر به هر شکل پليس از موضوع باخبر مي شد او را هم دستگيري مي کرد .

رامين به اين فکر مي افتد که احتمالاً اگر با سعيد قطع رابطه کند بهتر است .

عوض کردن يک کالاي معيوب

بدون ابراز وجود

کامران با قدمهاي آرام و با ترديد به متصدي کتاب فروشی نزديک مي شود و درحاليکه چشم به زمين دوخته با صدايي کمي بلندتر از نجوا حرف مي زند . چهره اش به گونه اي است که انگار کار بدي کرده است . کتاب را محکم در دستهاي خود گرفته و انگار که به متصدي مي گويد « مرا آزار مده » از پس دادن کالا منصرف مي شود .

پرخاشگرانه

کامران خشمگين در حاليکه صدايش به گونه اي است که در هر جاي مغازه شنيده ميشود و حالت چهره اش به گونه اي است که انگار مي خواهد فروشنده را تحقير کند .

پول کالا را مي گيرد اما فروشنده با او دشمن شده است و خودش هم راضي نيست .

با ابراز وجود

کامران به سمت فروشنده مي رود و به چهره او نگاه مي کند چهره ای آرام و مطمئن دارد ، لبخندي مي زند و به طرز دوستانه با فروشنده صحبت ميکند و نقص کالا را با او در ميان مي گذارد ، هم کامران به خواسته خود مي رسد و هم فروشنده احساس خوبي دارد زيرا مشکل يکي از مشتريانش را حل کرده است .

قرض گرفتن

افسانه کارمند يک شرکت خصوصي است او زني خوش برخورد ، علاقه مند به گردش و کارمندي خوب است . رفتارش به گونه اي است که هم همکارانش و هم دوستانش او را دوست دارند .

مريم يکي از دوستان صميمي اش از او خواهش کرد ؛

گفت که قرار است به ميهماني برود و از افسانه خواست گردن بند جديد و گران او را قرض بگيرد ، افسانه گردن بند را از نامزدش هديه گرفته بود و مايل نبود که گردن بند را به کسي بدهد .

رفتارهاي او :

بدون ابراز وجود

او نگراني اش را از گم شدن يا آسيب ديدن گردن بند پنهان مي کند و با اين که گردن بند خيلي براي او عزيز است مي گويد خواهش مي کنم و گردن بند را به مريم مي دهد و تمام شب را در نگراني سپري مي سازد .

پرخاشگرانه

افسانه از درخواست دوستش ناراحت مي شود و مي گويد : نه ، به هيچ وجه و خشمگين مي شود و به او مي گويد درخواست احمقانه اي داري .

مريم تحقير مي شود اما افسانه بعد احساس پشيماني ميکند احساس رنجش مريم در تمام شب ادامه دارد و از آن به بعد رابطه بين مريم و افسانه به هم مي خورد .

ابراز وجود کردن

افسانه اهميت گردن بند را به مريم مي گويد و با لحني مؤدبانه و با اين حال محکم به او مي گويد که تقاضايش غيرمنطقي است زيرا اين گردن بند براي او ارزش ويژه اي دارد .

مريم نااميد مي شود اما افسانه را درک مي کند افسانه هم از اينکه صادقانه حرف زده خوشحال است .

وزن زياد

علي و سارا ۹ سال است که با هم ازدواج کرده اند . اخيراً سارا چاق شده است و علي معتقد است سار خيلي از معيارهاي او فاصله گرفته است . علي مرتب به او گوشزد مي کند که وزن اضافه کردن سلامتي او را به مخاطره مي اندازد و بچه ها هم از او ياد مي گيرند .

سارا ناراحت مي شود او سعي مي کند وزنش را کم کند اما حالا واکنش سارا را باهم مي خوانيم :

بدون ابراز وجود

او از چاق شدنش معذرت مي خواهد و عذر و بهانه هاي بي مورد مي آورد و در واقع اصولاً به علي جواب نمي دهد اما در درون خود به دليل غرولند شوهرش احساس بدي دارد و احساس گناه مي کند اما احساس اضطرب کاستن از وزنش را دشوارتر مي کند . اينگونه مشاجره ميان او و شوهرش ادامه دار مي شود .

پرخاشگرانه

سارا در مقام اعتراض به شوهرش مي گويد که خود او ديگر مالي نيست و مي گويد تو هم پر شدي ولي من هيچ وقت به روت نمي آورم و رفتارهاي ديگري از شوهرش را تحقير مي کند .

و اينگونه با ابراز خشم به علي آسيب مي زند و به تيرگي روابط خود با شوهرش مي افزايد .

با ابراز وجود

وقتي سارا با علي تنها مي شود به او مي گويد که بله حق با اوست که وزن اضافي به سلامتي او لطمه مي زند اما اضافه مي کند که طرز برخورد او با اين مشکل را نمي پسندد . مي گويد همه تلاش خود را مي کند تا از وزنش کم کند و اين تلاش براي او سخت است . علي مي پذيرد و به اتفاق برنامه اي را تدارک می ببينند که به گونه اي حساب شده سارا بتواند وزن خود را کاهش دهد .

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بازي و نقش آن در رشد شخصيت كودكان -
بازي و نقش آن در رشد شخصيت كودكان  -      

بازي جزئي تفكيك ناپدير از زندگي كودكان است. كودكان بيش از هر امر ديگر وقت خود را به بازي اختصاص مي دهند. البته بازي مختص كودكان نيست بلكه بازي در تمام طول زندگي انسان مشاهده مي شود منتها نوع بازي و مدت زماني كه افراد در سنين مختلف به آن اختصاص مي دهند متفاوت است.

با اينكه بازي به عنوان بخش پديرفته شده اي از زندگي كودك، از اهميت ويژه اي برخوردار است اغلب مردم كمتر به نقش آن پي برده اند. مردم غالبا به بازي به عنوان عامل وقت گذراني نگاه مي كنند و اين نگرش در مورد كودكاني كه مشغول تحصيل هستند به وضوح قابل مشاهده است. اغلب شنيده ايم كه والدين اين گروه از كودكان آنان را از بازي منع مي كنند و اين جمله معروف را كه «برو درسهايت را بخوان، بازي بس است» به كار مي برند و الدين كمتر به اين نكته توجه دارند كه كم بازي كردن كودك را از بسياري موفقيتهاي يادگيري محروم مي كند. زيرا بازي موثرترين و پرمعناترين راه يادگيري براي كودك است و جبران آن از طريق ديگر امكان پذير نيست.

با توجه با اهميت بازي در رشد كودك ما در اين مقاله به بحث و تفسير بازي در فرايند رشد كودك خواهيم پرداخت.

اهميت و ضرورت بازي براي كودكان

مهم ترين مشغوليت كودك در زندگي بازي است. كودك در جريان بازي و در يك زمان پرورش فكري، عاطفي جسمي و اجتماعي مي يابد و آنچه او از طريق بازي بدست مي آورد به طور مثبت كسب مي كند زيرا اساس آن تجربه است اين تجربه اي است كه از طريق عضلات و حواس خود كودك، به دست آمده است. بازي بكي از مهمترين موضوعات تربيتي است كه بسيار مورد توجه روان شناسان و علماي تعليم و تربيت قرار گرفته است با آنكه از زمان (ميشل متني) فيلسوف و مربي بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولي در هيچ عصري باندازه زمان ما بازي مورد مورد مطالعه و تحقيق دقيق روان شناسان واقع نشده است. تحيقات جديد نشان داده است كه بازي تاثير بسياري در رشد بدني و ذهني كودكان دارد. بدن تنها وسيله اي است كه كودك بوسيله آن مي تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درك كند.

بازي وسيله طبيعي كودك براي بيان و اظهار «خود» است. (آلفرد آدلر) روان شناس معروف مي گويد كه «هرگز نبايد به بازيها به عنوان روشي براي وقت كشي نگاه كرد».كاينست اظهار مي دارد كه بازي كردن براي كودك مساوي است با صحبت كردن براي يك بزرگسال. بازي و اسباب بازي، كلمات كودكان هستند». اريكسون مي گويد:« بازي عملكرد خود است. كوششي جهت هماهنگ كردن فرآيندهاي جسمي و اجتماعي با خويشتن.»

بازي، روش طبيعي شركت كودكان در فعاليتهايي است كه سرانجام سبب كسب مهارت و ورزيدگي براي مقابله با مشكلات زندگي مي شود كودكان از طريق بازي احساسات، ناكاميها و اضطرابهاي خود را بيان مي دارد. همه كودكان فارغ از رنگ پوست و مو يا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر كجاي دنيا كه باشند بازي مي كنند فعاليت بازي در واقع تلاش كودك براي كنار آمدن با محيط است كه از اين طريق او خود را مي يابد و دنيا را درك مي كند.

پياژه به اين نكته اشاره مي كند:«بازي اساسا يكي ساختن واقعيت با خود است اگر بتوانيم بازي كودك را درك كنيم مسلما قادر خواهيم بود كه افكار و عواطف آنها را بشناسيم. بازي وسيله خوبي براي درمانگر است براي درك بيشتر دنياي كودك»

به خاطر اهميت بازي در زندگي انسانها به ويژه كودكان روانشناسان از ديرباز آن را مورد توجه قرار داده اند ولي به سبب ماهيت پيچيده اي كه دارد هنوز كاملا شناخته نشده است و در مورد تعريف آن بين روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد لذا هر يك از آنان بازي را از جنبه هاي مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي به كار برده اند.

درمورد اهميت بازي به طور خلاصه مي توان گفت كه از راه بازي مي توان ضوابط و مقرراتي به كودك آموخت و ناسازگاريهاي اور ا مي توان اصلاح كرد. نابساماني هاي او را سرو سامان داده و به راه عقل و انديشه و پذيرش انظباط انداخت.

تعريف بازي:

همه محققان علوم تربيتي بر اين عقيده هستند كه تعريف قطعي و دقيقي براي بازي وجود ندارد. شايد يكي از دلايل آن اين باشد كه هميشه بازي با كار آميخته است و آنچه را ما كار مي دانيم احتمالا با طرز تلقي ديگر بازي ناميده مي شود و بر عكس دانشمندان مسال تربيتي ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي ارائه كرده اند يكي از ملاكها اين است كه بازي را فعاليتي، بي هدف بدانيد يعني فعاليتي كه هيج نوع نفعي براي فرد ندارد و هدف آن در خود آن است به دنبال اين نظر «كارل گروس» دانشمندي كه در زمينه روانشناسي كودك در مورد بازي بررسي هاي جالبي دارد و براي اولين بار به جنبه كنش بازي در بين ساير فعاليتها توجه كرده، معتقد است كه بازي يك نوع كنش تمريني مقدماتي و كمك كننده براي فعاليتهايي كه فرد در آينده مي خواهد انجام دهد.

«كارل بوملر» اصل لذت را به عنوان ملاك تعريف بازي قبول مي كند.. اصل لذت را در برابر اصل واقعيت قرار مي دهد بدين معني كه كودك در ابتداي مسير تحول خود از اصل لذت پيروي مي كندو بعدها از اصل واقعيت تبيعيت مي كند بدون آنكه اصل لذت كاملا از بين برود. پياژه روان شناس سوئيسي بازي را تحت عنوان يكي ساختن واقعيت با خود تعريف ميكند و براي شناخت بازي آن را با كار مقايسه كرده و براي تميز اين دو نوع فعاليت انساني 5 ضابطه بر شمرده است:

1- بازي فعاليتي است كه هدفش در خود آن نهفته است در حالي كه هدف كار در خارج آن قرار دارد.

2- بازي فعاليتي است كه انجام آن موجب خشنودي و خوشحالي بازي كننده مي گردد در حالي كه كار ضرورتا خوشايند نيست.

3- بازي فعاليتي است كه فرد آن را اختيار مي كند در حالي كه كار خاصيتي اجباري و الزامي دارد.

4- بازي از قيد سازمان آزاد و رهاست در حال يكه كار معمولا با سازماندهي همراه است.

5- بازي از كشمكش و پرخاش دور است حال آنكه ماهيت كار گرايش آشكاري به سوي كشمكش و پرخاش است.

البته شايد در موردبازيهاي آموزشي و انفرادي كودكان، بتوان پنج معيار ذكر شده پياژه را صادق دانست ولي در پاره اي از بازيها مانند بازيهاي تقليدي و نمايشي ، نگرانيها و اضطرابهاي كودكان به روشني قابل مشاهده است.

اگر ورزش را با پنج معيار بسنجيم به اين حقيقت مي رسيم كه انواع ورزشها داراي خصوصيات و صفات مشتركي هستند. اكثر ورزشها نوعي سازمان را ايجاب مي كنند و اطفال در ورزش مجبورند از قواعد و مقررات خاصي پيروي نمايند و نمي توان آن را جز بازي به معني وسيع كلمه شامل انواع ورزشها، مشغوليتها، اسپرتها و تفريحات است و به معني دقيق شامل فعاليتهايي است كه عاري از هدف خارجي بوده. اختياري، دلپذير و فاقد سازمان مي باشد. بنابراين مي توان گفت "گرگم بهوا ، قايم موشك و عروسك بازي، ساختمان سازي و ... بازي به معني واقعي است.

وحيد رواندوست استاديار سابق دانشگاه شهيد بهشتي در تعريف بازي مي گويد: «بازي عبارت از هر نوعي فعاليتي است كه براي تفريح و خوشي و بدون توجه به نتيجه نهايي صورت مي گيرد. انسان به طور داوطلبانه وارد اين فعاليت مي شود و هيچ نيروي خارجي يا اجباري در آن دخيل نيست».

با توجه به تعاريف و نظرات گوناگون در مورد بازي، تعريف بازي اينطور در ذهن من شكل گرفت كه:«بازي به مجموعه فعاليتهاي ذهني و عملي گفته مي شود كه كودك براي ارتباط با دنياي خارج از روي ميل و اختيار انجام ميدهد.

نقش بازي در رشد شخصيت كودكان:

- رشد هوشي:

يكي از فرضيه هاي روان شناسي اين است كه بازي رشد هوشي را تسريع مي كند در تاييد اين فرضيه نتايح پژوهشها نشان مي دهد كودكاني كه فاقد هر گونه اسباب بازي مي باشند و يا امكانات اندكي براي بازي دارند، از لحاظ شناختي از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر اين فرزندان خانواده هاي كم در آمد نسبت به كودكان طببقه متوسط كمتر در بازيهايي كه بهش كل «نقش بازي كردن» انجام مي شود شركت مي كنند. بنابراين بعضي از روانشناسان معتقدند يكي از دلايلي كه كودكان طبقه كم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات يادگيرري روبرو مي شوند اين است كه كمتر بازي مي كنند بازيهاي آنان چندان پيچيده نيست و نسبت به بازيهاي كودكان طبقه متوسط از تنوع كمتري برخوردار است. اگر بپذيريم كه بازي براي رشد هوشي اهميت دارد در اين صورت آشنا كردن كودكان با بازي يكي از عواملي است كه رشد شناختي را تسهيل مي كند.

«فيليپس لون استيامن» كه يكي از مبلغان مزاياي بازي است برنامه هايي ترتيب داد تا كودكان خانواده هاي كم درآمد به اسباب بازي دسترسي پيدا كنند به مادران نيز آموخته شد كه چطور با فرزندانشان و اسباب بازي آنها بازي كنند در اين برنامه اسباب بازي وسيله ايست براي تحريك كلامي و روابط محبت آميز رشد شناختي را تسهيلل مي كند شايد نتايج موفقيت آميز اين برنامه بيشتر ناشي از اين جنبه باشد تا صرف وجود اسباب بازيها.

به طور كلي كودكان پيش دبستاني بيشتر از راه حواس و يا بهتر بگوييم توسط ارگانيسم (خود) ياد مي گيرند تا از تفكر منطقي. هر چند حواس مبناي فيزيولوژيك دارند اما بازي بهترين مربي كودكان به شمار مي رود. به علاوه بازي مهارتهاي كودكان رادر نگاه كردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشيا، درك فاصله ها- فهميدن مفاهيم مربوط به خود، بوها و مزه ها و مانند آن راافزايش مي دهد تمامي اين فعاليتها مي بايد ضمن بازي به گونه اي غير مستقيم آموخته شوند.

عملكرد كودكان از طريق اعمال رواني- حركتي براي رشد و تكامل ذهني آنان امري حياتي است كودك بكي گيرنده طبيعي جستجوگر و كاشف و يك پردازش كننده اطلاعات است. اما بايد امكاناتي برايش فراهم شود تا بتواند به اعمال يادگيري بپردازد با اشيا تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائيهاي بالقوه و قابليت خود براي سازمان دادن به تجاربش، دنياي خارج را در ذهن خود بسازد بنابر اين هرچه كودك يادگيرنده فعالتر باشد بيشتر ياد مي گيرد و هر اندازه بيشتر ياد بگيرد هوش او بيشتر رشد مي كند و هر اندازه كه هوش او بيشتر رشد كند بيشتر ياد خواهد گرفت. بازي واسطه يادگيري است. كودك در هنگام بازي، آزادانه آزمايش مي كند و بر اساس نتايج آزمايش خود تجربه كسب مي كند و از طريق بازي تجربيات خود را دروني مي كند براي مثال كنجكاوي درباره آهنربا در پنج سالگي نگرش علمي را براي سالهاي بعد مي پروراند و يا به خوبي مطالعه جاذبه زمين- سياره هاي در حال حركت و مشابه آن است.

كودكاز طريق بازي به 3 نوع يادگيري اساسسي دست مي يابد:

1- ياديگري در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شايستگي.

2- يادگري درباره ديگران و جهان پيرامون و توانايي توسعه آگاهي خود نسبت به ديگران.

3- يادگيري حل مسائل:كودك نياز دارد اظهار نظر كندو كاوش نمايد براي مثال هر كودكي نياز دارد كه از چگونگي كار آنها آگاهي مي يابد و زماني كه به كمك نياز دارد مي تواند از ديگران كمك بگيرد بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه دو عامل استعداد(فرصت و امكان يادگيري) و راهنمايي درست براي خوب ياد گرفتن ضرورت دارد در بازي كودك فرصت پيدا مي كند تا نيروهاي بالقوه خود را به نيروهاي بالفعل تبديل كندو تحت راهنماييهاي مناسب بر يادگيري خود بيفزايد.

بازيهاي ذهني مثل شطرنج بازي، حل جدولها و يا مسائل ساده حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصيت اطفال مي گردند. در بازيهاي ذهني كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حل كردن مسائل هستند.

به طور كلي مي توان گفت كه نخستين پيروزي بزرگ انسان در يادگيري، كسب مهارت در به كار بردن حواس مي باشد و كودك در بازي از طريق لمس كردن، دست ماليدن، بكار انداختن حواس بخصوص بساوائي، چشايي و بويايي حواسش را رشد و توسعه مي دهد.

كودك از طريق بازي در واقع مي تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چيست؟ آيا فرمانده است يا فرمانبر؟ تابع است يا متبوع؟ آرام است يا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد ياتسليم؟ همچنين بسياري از صفات و خصوصيات كودك مثل شجاعت يا ترس يا مهر و خشم و ابتكار از طريق بازي است كه كشف مي شود.

- رشد اجتماعي

بازي در رشد اجتماعي كودكان تاثير چشمگيري دارد. كودكان اغلب براي اولين بار از راه بازي گروهي به ارزش كوذكان ديگر كه بدون آنان بازي مقدور نيست پي مي برند آنان ياد مي گيرند كه چگونه از طريق بازي يكديگر را قبول داشته باشند. درباره قوانين بازي توافق كنندو گروهي به بازي بپردازند. مفهوم همكاري، پيروزي بر گروه رقيب، شكست، همچشمي و برتري طلبي اغلب در بازيهاي جمعي و گروهي به رشد لازم مي رسد. از طرف ديگر كودك در ضمن بازي با رفتار بزرگسالان و نقشي كه خود او در آينده بايد ايفا كند آشنا مي شود و قدرت جسماني-كلامي، ذهني و استعداد خود در برقراري ارتباط با ديگران را گسترش مي دهد.

از بعد رشد اجتماعي، تعامل در بازي با ديگر كودكان، كودكك را قادر مي سازد تا تصورش را از خود و ديگران به صورت عام رشد دهد. كودكي كه بازي مي كند نقش خود را به طور مرتب تغيير مي دهد و مجبور مي شود چشم انداز خود را نيز تغيير دهد. در بازيهاي گروهي كه دراين مقررات و قواعد است بازيكن بايد نقش ديگر بازيكنان را بداند- همانطور كه نقش خود را مي داند- همچنين بايد توانايي بر عهده گرفتن نقش ديگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزيابي توانايهاي خود در مقابل ديگرن مي كند و هويت يا تصور از خود را بهبود مي بخشد. بچه هايي كه بازي مي كنند بيش از هويت خود ياد مي گيرند. آنها از طريق بازي كردن نقشهاي مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعي و معيارهايي را كه رفتار بازيگر را تنظيم مي كند مي آموزند.

در بازيهايي كه داراي مقررات و قواعدي هستند، بازيگر بايد ياد بگيرد كه به قواعد بازي، حتي زماني كه انگيزه هاي آني او را به سوي يكي رفتار كاملا متفاوت سوق مي دهد تسليم شود.

كودك در بازي ياد مي گيرد كه چگونه در بين جمع زندگي كند. چه ضوابطي را براي زندگي در نظر داشته باشد در درگيريها، در معركه زندگي چه موضعي و چه راه و روشي را در پيش گيرد. بازيها افراد را به مقررات و ضوابط زندگي آشنا مي كنند، روح سازگاري را در افراد پديد مي آورند فنون زندگي جمعي را عملا به طفل ياد مي دهند. كودك در سايه بازي در مي يابد كه هميشه نمي تواند از طريق اعمال خشم به پيش برود. در همه جا نمي تواند عصباني شود و نظرات خود را اعمال نمايد همه گاه نمي تواند ديگران را وادار به تسليم خواسته هاي خود كند بلكه در مواردي كه لازم است تسليم خواسته هاي ديگران باشد بخصوص كه آن خواسته ها بحق باشند. بازي به كودكان مي آموزد كه زندگي يك داد و ستد است درازاي دريافت خدمتي بايد خدمتي براي ديگران انجام داد. اگر چيزي از كسي مي گيريم بايد چيزي هم متقابلا به او بدهيم و گرنه اجتماع و جود ما را تحمل نخواهد كرد و بالاخره بازي افراد را واميدارد كه تن به پذيرش و صلح دهند و دريابند كه همه گاه نمي تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر ديگران اعمال كرد.

- رشد اخلاقي

بازي يكي از مهمترين عواملي است كه در تربيت اخلاقي كودك نقش مهمي ايفا مي ك كودك هنگام بازي در ميابد كه اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آيد بايد درستكار، راستگو، عادل و ... باشد كودك هنگام بازي پي مي برد كه خوب يا بد بودن يك عمل چگونه است و ديگران چگونه با او برخورد مي كنند براي مثال در بازي دزد و پليس كودك متوجه مي شود كسي كه دزد است عمل بدي انچام داده كه منجر به تعقيب او به وسيله پليس شده است و در نهايت با دستگير شدن و پذيرش تنبيه به زشتي و غير اخلاقي بودن دزدي صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعي احترام مي گذارد و در عين حال صفات و خصايلي كه كودك در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان كسب مي كند در بازي تكامل مي ييابد از طريق بازي مي توان نقايص فردي، اخلاقي و شخصيتي او را اصلاح كرد و فكر و انديشه او را رشد داد كودكي كه ترسو و بزدل است از طريق بازي مي تواند شجاع و با شهامت باز آيد مثلا بازي قايم موشك آن هم در شب خود م يتواند ترس او را از تاريكي تعديل كند و يا از بين ببرد زيرا طفل ناگزير است به گوشه اي بخزد، در تاريكي قرار و آرام گيرد. در ضمن بازي مي توان كودك بدخوه را از اين حالت بدخواهي بدرآورد حس برادري، تعاون، نوعدوستي و برابري تعاون، نوعدوستي و برابري را به او ياد داد. عقده اي را از او حل كند و ناراحتي ها را از او دور ساخت.

- رشد حسي

فعاليتهاي اطفال در بازي باعث تقويت عضلات اعصاب و قلب آنها مي گردد اطفال به بازي مبادرت مي ورزند زيرا كه آنها از لحاظ بدني سالمند. به عبارتي ديگر فعاليت كودكان در بازي نشانه سلامت آنهاست و به حدي اين موضوع طبيعي است كه چنانچه كودكي بازي نكند ما به اين فكر مي افتيم كه بايد اتفاق ناگوار رخ داده باشد اگر كودكان را از بازي كردن محروم سازيم به احتمال قوي از آنها خوشي ار دور ساخته و بالطبع رشد آنها را مختل نموده ايم. رشد ذهني تا اندازه اي به رشد جسمي بستگي دارد به طور خلاصه بازي كاملترين پرور شار براي بدن، ذهن، شخصيت و منش آدمي فراهم مي آورد.

نتيجه گيري

با توجه به اهميت بازي در رشد شخصيت و درمان مشكلات عاطفي و رواني اجتماعي و كودكان به اين نتيجه مي رسيم كه كودكان سخت به بازي نياز دارند و ضرورت ارضا اين نياز حتمي به نظر مي رسد در اعلاميه جهاني حقوق كودكان كه از سوي سازمان ملل متحد تنظيم يافته است و نيز اعلاميه حقوق كودكان كه از سوي سازمان ملل متحد تنطيم يافته است و نيز اعلاميه حقوق رواني كودك كه از سوي انجمن بين المللي و روان شناسي آموزشگاهي به تصويب رسيد، حق استفاده از فرصتهاي كامل براي بازي، تفريحو تخيل آزاد از جمله حقوق مسلم كودكان شناخته شده است. بنابراين براي راضا نيازها بر تمام والدني واجب است ضمن تدارك امكانات بازي براي كودكانشان خود نيز در بازي آنها شركت داشته باشند.

پيشنهادات

بازي براي كودك فرصت گرانبها و امكاني براي شناخت محيط اطراف است توجه داشته باشيد زماني كه كودك به تجربه و تمرين مي پردازد در صورت مواجهه با سرزنش و خشم ناكافي، آثار نامطلوبي در او بر جاي خواهاد ماند. اصولي كه در بازي كودكان بايد رعايت شود عبارتند از:

1- به كودك حق انتخاب نوع بازي داده شود

2- فضاي كافي براي بازي مورد علاقه كودك فراهم شود زيرا در صورت نبود فضاي مورد نظر حالات رواني آثار نامطلوبي بر كودك بر جاي مي گذارد

3- اشيا و اسباب بازيهاي متنوعي در درسترس كودك قرار گيرد تا او به راحتي به وسيله مورد علاقه خود دست يابد

4- نوع بازيهاي ارائه شده خوشايند كودك باشد در غير اين صورت كودك از بازي كناره مي گيرد

5- در جريان بازي كودك آزادي عمل داشته باشد در صورت تحكم بزرگسالان بازي براي كودك فشار و ناراحتي همراه خواهد داشت

6- سعي كنيم آن نوع از بازي را براي اطفال انتخاب كنيم كه در آن قصد اصلاحي و يا دادن هشداري باشد و بازي نيروي قدرت تفكر و مهارتهاي اجتماعي كودك را افزايش دهد

7- در هر بازي سعي شود اصول و قوانيني حساب شده به كودك آموخته شود كه به عنوان ضوابط و اصول زندگي به حساب آيند

8- بازي بايد حالت طبيعي داشته باشد نه تصنعي زيرا در آن صورت كودك آن را براي خود دشوار و سنگين خواهد دانست

9- نوع اسباب و وسايل بازي متناسب با شرايط سني كودك انتخاب شود

10-متناسب با شرايط فرهنگي و موقعيت اجتماعي و محيطي كه كودك در آن زندگي مي كند وسايل بازي انتخاب شود.

منابع و ماخذ

1- شاوپ،اولين، تفكر كودك است، ترجمه قاسم قاضي و نعمت كديور،تهران1366

2- قائمي علي، تربيت و بازسازي كودكان، انتشارات اميري 1363

3- مجله پيوند تابستان 75

4- مجله تكنولوژي آموزشي، سال 75-74 شماره 3 سال يازدهم

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مطالعه موفق با تمرکز (تمرکز حواس در کلاس)
         

مطالعه موفق با تمرکز (تمرکز حواس در کلاس)

یکی از شایع ترین مشکلها، عدم تمرکز حواس در کلاسهای درس، جلسات سخنرانی، سمینارها و کنفرانس هاست. بیشتر افراد با آن که با اشتیاق فراوان و تمرکز خوب سر جلسه حاضر می شوند و به سخنران یا مدرس گوش می سپارند، پس از چند دقیقه حواسشان پرت می شود و وقتی به خود می آیند، می بینند که دقایقی چند گذشته و در این مدت کاملاً در جای دیگری بوده اند.

شاید در یک جلسه دو ساعته، شما چهل دقیقه با تمرکز عالی به جذب مشغول باشید و هشتاد دقیقه دیگر را به طور پراکنده مشغول افکار ذهنی خودتان باشید. اگر شما بتوانید در همان کلاس، تمامی مطالب را بگیرید، خود باعث می شود که حجم عمده ای از فعالیت مطالعه شما در منزل کاسته شود. شاید تا به حال با افرادی برخورد کرده باشید که فقط در کلاس حضور می یابند و بسیار کم در منزل مطالعه می کنند.

معمولاً شما در این حالت به خود و اطرافیان خود می گویید: نمی دانم چرا با این که من ساعتها در منزل درس می خوانم یک دهم آن را هم نمی خواند، همیشه نمره های من از او کمتر است. شما باید توجه داشته باشید که مدت زمان مطالعه شما مطلقاً مهم نیست بلکه زمان مطالعه مفید و متمرکز شماست که مهم است. بسیاری از اوقات شما ساعتها کتاب به دست دارید و مشغول مطالعه اید اما زمان مطالعه متمرکز و مفید شما از یک ساعت بیشتر تجاوز نمی کند.

علاوه بر این، درصد مهم و عمده ای از یادگیری در کلاس درس صورت می گیرد. شاید خودتان تجربه کرده باشید که آموختن درسی که زمان تدریس آن، شما در کلاس حاضر نبوده اید، چقدر دشوار است. اما حضور در کلاس از نظر فیزیکی چندان مهم نیست بلکه شما باید حضور مؤثر و متمرکزی در کلاس داشته باشید. ما هم اکنون می خواهیم تکنیکهایی را ارائه دهیم که شما با عمل کردن به آنها و فقط با عمل کردن به آنها بتوانید دانش آموز و دانشجویی فعال و درگیر باشید.

تکنیکهای حضور فعال در کلاس

۱.همراهی با مدرس:

بسیار مهم است که خودتان را با سرعت، نحوه و شیوه تدریس معلم یا استاد خود هماهنگ سازید و با او حرکت کنید. هم شتاب بیش از مدرس داشتن ذهن را آشفته و مغشوش می کند و هم سرعت کند شما و عقب ماندن از او. هماهنگ نبودن با سرعت و روش و بیان مدرس، شما را از جذب مطالب بعدی محروم می کند. آنچه که در همراهی با مدرس مهم است، در وهله اول، خوب شنیدن است. اغلب شما با آنکه صدای معلم را به وضوح نمی شنوید یا گفتار سخنران را متوجه نمی شوید از این که از او بخواهید درباره آن مطلب را رساتر و واضح تر بیان کند، واهمه دارید. گاهی صدای سخنران به انتهای کلاس نمی رود، گاهی تند و گذرا صحبت می کند گاهی صحبتش نامفهوم است و برخی اوقات نیز به مطلبی در گذشته استناد می کند که شما از آن هیچ اطلاعی ندارید. یادتان باشد شما برای این به کلاس یا جلسه سخنرانی آمده اید که مطلبی را فرا بگیرید و معلم هم دقیقاً همین را می خواهد. بنابراین اگر کوچکترین ابهام یا عدم وضوحی را در مطلب یا صدای معلم احساس کردید، باید شهامت از او بخواهید که مطلب را دوباره بگوید.

سؤال کردن از معلم گناه نیست و نباید احساس گناهی را هم به دنبال داشته باشد. به ویژه دانش آموزان دوره ابتدایی خیلی از سؤال کردن بیم دارند. بسیاری از وقتها پیش می آید که مثلاً معلم تکلیفی را به بچه ها می گوید که برای فردا انجام دهند و دانش آموز درست متوجه این تکلیف نمی شود، با وجود این چون می ترسد که سؤال کند، چیزی نمی گوید و چه بسا که فردا به خاطر انجام ندادن آن تکلیف مؤاخذه و تنبیه شود.

دوباره تأکید می کنیم که اگر نکته ای را متوجه نشدید یا نشنیدید، حتماً بپرسید چه بسا که آن نکته کلیدی بوده، تمام درس آن روز وابسته به همان نکته باشد.

۲. شنونده ای فعال باشید:

شما بارها به این عبارت تأکیدی برخورد کرده اید: شنونده ای فعال باشید، اما مفهوم این عبارت چیست؟ یعنی باید چگونه باشیم؟ شنونده فعال چه خصوصیات و ویژگیهایی دارد؟

بهترین و مؤثرترین راه برای این که شما یک شنونده فعال باشید این است که یادداشت بردارید. چه، نیاز به یادداشت برداری را سر کلاس احساس می کنید چه نمی کنید، حتماً از صحبت مدرس یا سخنران، یادداشت بردارید. اما منظور ما از یادداشت برداری در اینجا با آنچه که در روش مطالعه متمرکز گفتیم فرق می کند که اکنون به شرح آن می پردازیم.

یادداشت برداری داخل کلاس

قلم و کاغذ به دست می گیرید و در کلاس حاضر می شوید. یادتان هست که گفتیم شب قبل از کلاس یک مطالعه اجمالی و یک بررسی ابتدایی از درس، انجام دهید؟ این کار را برای کسب اطلاعات اولیه و هشیاری ذهنی در کلاس انجام داده اید. اگر شما بدون هیچ مطالعه ای سر کلاس شیمی حاضر شوید، وقتی معلم می گوید امروز درس ما هیبریداسیون است و شما هم نه از قبل درباره هیبریداسیون چیزی می دانید نه نگاهی اجمالی به کتاب انداخته اید، تا چند لحظه خود را در کلاس بیگانه احساس می کنید. خود را کاملاً گیج می بینید و این حالت، خود باعث می شود که نسبت به این درس بی علاقه شوید و به سرعت تمرکز حواستان را از دست بدهید و ذهنتان را به سیر در جاهای دیگر مشغول سازید.

درست بر عکس، اگر شما با مطالعه اولیه سر کلاس حاضر شوید، احساس خیلی خوبی در کلاس خواهید داشت، ذهنتان مشتاق است، می خواهید هرچه سریعتر از راز هیبریداسیون سر در بیاورید و در نتیجه تمرکز حواسی عالی پیدا می کنید. اهمیت مطالعه اولیه را پیش از این هم توضیح داده بودیم. حالا که شما با این آمادگی ذهنی و کنجکاوی و علاقمندی، دارید به صحبتهای معلم گوش می کنید، هر نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت کنید.

هم اکنون شما می گویید فلان معلم یا استاد به ما اصلاً اجازه یادداشت برداری نمی دهد. به شما می گوییم که او کاملاً کار درستی می کند. چرا که شما معمولاً به شیوه سنتی خود، “جمله” های معلم را یادداشت می کنید و نوشتن یک جمله از صحبتهای معلم عملاً شما را از گوش دادن و درک جمله بعدی باز می دارد. شما به هیچ عنوان نباید جمله ای یادداشت کنید بلکه باید به صورت اشاره ای و مختصر از واژه های کلیدی استفاده کنید که چون جرقه ای تمام موضوع را به یاد شما می آورد.

این گونه می توانید همزمان با تدریس استاد، یادداشت کنید و پشت سر هم یادداشت بردارید در حالی که نه وقت شما گرفته می شود نه از درک مطلب بعدی باز می مانید و نه مدرس را ناراضی می کنید.

به جای همه اینها چند کار مهم انجام دهید:

اول این که بارذهنی خود را در کلاس لحظه به لحظه تخلیه می کنید و نکته ای را که فرا می گیرید یادداشت می کنید و ذهن خود را همچنان باز و گسترده و خالی نگاه می دارید. یعنی شکل حضور شما در پایان کلاس با شروع کلاس چندان تفاوتی نمی کند.

دوم این که چون خودتان را ملزم می دانید هرچه را که فرا می گیرید به سرعت بر روی کاغذ بیاورید، ذهن شما در یک حالت آماده باش قرار می گیرد و شما از تمرکز حواسی عالی برخودار می شوید و کاملاً از خود مراقبت می کنید که چیزی را جا نیندازید. فقط کافی است که یک بار این عمل یادداشت برداری را به شیوه درستی که گفتیم تجربه کنید تا ببینید که چقدر برایتان لذت بخش است. حتی کم کم به شکل یک بازی مهیج برایتان در می آید. این شیوه یادداشت برداری به صورت کمی حرفه ای تر و ماهرانه تر در خبرنگاران دیده می شود که در مصاحبه های خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس خود از گفته های سخنران یادداشت برداری می کنند و سپس از روی آن، متن را تصحیح می کنند و اما سومین فایده یادداشت برداری این است که باعث می شود شما سر کلاس خواب آلوده نشوید و چرت نزنید به ویژه در اوقاتی که معلم یا سخنران بسیار آرام و ملایم و حتی کمی خسته کننده درس می دهد و شیوه تدریس او برای شما درگیری ذهنی لازم را ایجاد نمی کند. شما با یادداشت برداری، حضور خودتان را در کلاس مهیج تر و مؤثرتر می کنید.

بسیار بعید است که کسی به این شیوه در کلاس یادداشت برداری کند و خوابش بگیرد. شما وقتی سر کلاس خوابتان می گیرد که ذهنتان ساکت و ساکن شود. معلم در شما درگیری ذهنی ایجاد می کند و خود به خود به این کار مشغول می شوید. به ویژه وقتی سخنران از نوع سخنرانان آرام و ساکن است، شما باید یادداشت برداری را جدی تر بگیرید. نگویید: من این مطلب را بلدم و نیازی به یادداشت کردن ندارم. نگویید: من همه این مطالب را هم اکنون به حافظه ام می سپارم و نیازی نیست که یادداشت کنم و . . .

شما می دانید که یکی از مهمترین اهداف یادداشت برداری در کلاس، همین زنده و هشیار بودنتان سر کلاس است. یک مانع بزرگ مطالعه اجمالی قبل از کلاس و کسب اطلاعات پیش از حضور در کلاس می تواند یک اشکال بسیار بزرگ تولید کند و آن: رقابت با استاد است. به عبارت بهتر: به مبارزه طلبیدن استاد. به این شکل شما ذهن خود را مدام متوجه دانسته های خود می کنید و منتظرید تا در اولین فرصت آنها را بیان کنید و یا این که عمداً سؤالی می کنید که فقط نشان دهید مطلب را پیشاپیش می دانید. یادتان باشد که هدف از کسب اطلاعات اولیه فقط ایجاد یک نوع کنجکاوی و علاقمندی و تمرکز حواس است برای گوش دادن و یاد گرفتن بیشتر نه برای صحبت کردن و خودنمایی بیشتر. برای این که ذهنتان خالی باشد اطلاعات خود را قبل از کلاس بر روی کاغذ بیاورید و بالای آن هم بنویسید: هدف من این است که با گوش دادن به درس امروز، این اطلاعات ناقص خود را کامل تر کنم. وقتی این را می نویسید در خود میل بیشتری را برای فراگیری ایجاد می کنید و با خود تعهد می کنید که سخن نگویید. قرار است ما در کلاس، یک شنونده فعالی باشیم به یک سخنران مبارز.

به هیچ عنوان در لحظه حضورتان در کلاس، اطلاعات قبلی خود را با اطلاعات معلم مقایسه نکنید. این مقایسه، ذهن شما را به خود مشغول می کند و دقایقی حواس شما را پرت می کند. مقایسه اطلاعات خودتان با اطلاعاتی که سر کلاس از معلم می گیرید، فقط باید در چند دقیقه پایان کلاس و یا حتی بعد از آن صورت گیرد. اگر سر کلاس این مقایسه را انجام دهید اگر احساس کنید این دو با هم تفاوت دارند، تمرکز حواس خود را از دست می دهید و حواستان پرت می شود. در حالت اول، شادی و شعف و هیجان ذهنی، عامل حواس پرتی شماست و در حالت دوم، احساس متفاوت بودن دانسته های قبلی شما از اطلاعات معلم، ذهن شما را بر انگیخته می کند که سؤالی کنید و حتی شاید تمایل داشته باشید که به نوعی دانسته های خودتان را توجیه کنید که این موجبات حواس پرتی شما را فراهم می کند.

از چه چیزهایی یادداشت برداریم؟

یادداشت برداری در کلاس، سه شاخه دارد.

- شاخه اول، یادداشت برداری از نکات مهمی است که معلم می گوید که در مورد آن توضیح دادیم.

- شاخه دوم، یادداشت برداری از سؤالاتی است که به ذهنتان می رسد. البته اگر روند کلاس آرام و طرح سؤال در طول کلاس مجاز باشد، ما توصیه می کنیم سؤال خود را فوراً بپرسید. اما اگر معلم بگوید به سؤالات شما در آخر کلاس پاسخ می دهم، مطلقاً سؤال خود را رها نکنید. حتماً آن را مختصراً در گوشه ای بنویسید که آخر کلاس بپرسید. اگر بگویید: بعداً آن را می پرسم و یادداشت نکنید، تا پایان کلاس ذهن شما را مشغول می کند و این مانع فراگیری اطلاعات بعدی با تمرکز عالی می شود. به ویژه اگر سؤالتان برای شما جالب و جذاب باشد مدام در طول کلاس به پردازش سؤالتان مشغول می شوید و منتظرید که کلاس به پایان برسد و سؤال جالب خود را مطرح کنید. خیلی از اوقات، حتی این انتظار، ما را به جایی می رساند که دیگر دریافت پاسخ برایمان اهمیت چندانی ندارد بلکه فقط می خواهیم از طرح این سؤال جالب در حضور دیگران با صدای بلند لذت ببریم. به ویژه اگر بدانیم آفرین و تحسین معلم را هم به دنبال خواهد داشت. بنابراین حتماً سؤال خود را یادداشت کنید. بار ذهن خود را سبک کنید و به گوش دادن و یادداشت برداری از گفته ها ادامه دهید.

- شاخه سوم، یادداشت برداری از عوامل حواس پرتی است. سر کلاس درس هم به احتمال فراوان، افکار زیادی در ذهن شما غوطه می خورند که ذهن شما را منحرف می کنند. در گوشه ای، از آنچه که حواس شما را پرت می کند، یادداشت برداری کنید. در بالای این یادداشت بنویسید آنچه که باید پس از کلاس به آن فکر کنم یا انجام دهم. اگر بخواهید این کار را هم به تأخیر بیاندازید، یا به حافظه بسپارید و یادداشت نکنید، باز میدان ذهنی خود را تا پایان کلاس، اشغال می کنید. یادمان هست که قلم و کاغذ مهمترین ابزار برای تمرکز حواس هستند.

باز هم در فایده یادداشت برداری

به عنوان آخرین فایده ی یادداشت برداری، باید بگوییم که این عمل، شما را همیشه در حالت سوگیری قرار می دهد. در کتاب “زمینه روان شناسی” نوشته “اتکینسون – هیلگارد” گفته می شود: “همیشه با تغییرات محرک است که تحریک پذیر جهت می گیرد.” برای روشن شدن این مطلب مثالی می زنیم: فرض کنید شما در خانه تنها هستید و صدای پایی را از پشت بام منزل خود می شنوید (صدای پا، محرک است و شما، تحریک پذیر). وقتی صدای پا بلندتر می شود یا به هر شکلی تغییر می کند، شما گوشتان را تیزتر می کنید (به زبان روان شناسی “سوگیری” می کنید). اما اگر صدای پا یکنواخت باشد یا تغییرات محسوس نداشته باشد به زودی برای شما عادی می شود و شما دیگر بر آن تمرکز نمی کنید. در کلاس درس، معلم محرک است و شما تحریک پذیر. تغییرات معلم به صورت حرکات دست، چهره و لحن و طنین صدا باعث می شود که شما مدام سوگیری کنید و تمرکز شما بر او باشد.

بسیاری از معلمان که به این نکته واقف هستند، در تدریس خود از این تغییرات، زیاد استفاده می کنند و توجه شما را کاملاً به خود جلب می کنند. در این موارد دیگر نیازی نیست که شما خودتان را تغییر دهید. اما معلمانی هم هستند که صدایی یکنواخت دارند و موقع تدریس، بی تحرکند. در کلاس ِ چنین معلمانی است که شما باید تحریک پذیری، در خود ایجاد کنید تا تمرکز حواستان پایدار باقی بماند. در مثالی که برای سوگیری زدیم، وقتی صدای پا از پشت بام به گوش می رسید، یکنواخت می شد، شما می توانید با تغییر مکان خود و بالا رفتن از پله ها و نزدیک شدن به صدا، در خود سوگیری و تمرکز حواس ایجاد کنید.

یادداشت برداری داخل کلاس نیز در شما چنین حالت آماده باش و تحرکی را ایجاد می کند. جهت گیری برای شنیدن بهتر و درک بیشتر و بهتر. بنابراین، یادداشت برداری را جدی بگیرید.

اهمیت جلو نشستن

همیشه به خاطر داشته باشید که واقعاً رابطه ای بین کسانی که جلو می نشینید و کسانی که درسشان خوب است وجود دارد. توجه کنید، کسانی که صندلیها و نیمکتهای جلویی را اشغال می کنند، در میدان دید خود، فقط معلم و تخته را خواهند داشت. اما کسانی که در ردیف دوم می نشینند، علاوه بر معلم و تخته، افراد ردیف اول را هم می بینند و همین طور تا ردیف آخر که دیگر همه ردیفهای جلویی در میدان دید قرار می گیرند. به عبارت دیگر، عوامل حواس پرتی در جلوی کلاس حداقل و در انتهای کلاس حداکثر است. از آن انتها، همه چیز مشخص است. چشم افرادی که در این انتها می نشینید، کوچکترین حرکات افراد جلویی را می بیند و این دیدن یعنی حواس پرتی. ما می گوییم: حتی الامکان در ردیفهای جلویی بنشینید. ممکن است بگویید این طور هم نمی شود که همه در ردیف اول بنشینند. ما هم حرف شما را قبول داریم اما مخاطبان ما آن کسانی هستند که همیشه تا وارد کلاس یا جلسات سخنرانی می شوند، با وجود آن که ردیفهای جلویی خالی است، خودشان می روند و در ردیفهای آخر می نشینند. می خواهیم به این افراد بگوییم که با این عمل خود پیشاپیش زمینه بسیار مساعد حواس پرتی را برای خود به وجود آورده اند. اگر بخواهید در آن آخر بنشینید که هیچ چیز از دید شما مخفی نماند، در واقع حواس پرتی را به تمرکز حواس ترجیح داده اید و خود را برای آن آماده کرده اید.

توصیه می کنیم که حتی الامکان، ردیفهای جلو را برای نشستن انتخاب کنید. باز هم تأکید می کنیم که واقعاً رابطه ای بین کسانی که جلو می نشینید و پیشرفت تحصیلی، وجود دارد. این ارتباط، کاملاً منطقی است و این طور نیست که عوامل حواس پرتی خود را کمتر سازید. دقت و تمرکز حواس خود را افزایش دهید و به پیشرفت تحصیلی خود کمک مؤثر کنید.

نقش فرمان ذهنی

“آنتونی رانینز”، نویسنده کتابهای جالب و پر فروش “به سوی کامیابی” در یکی از سمینارهای خود مثالی زیبا می آورد که خوب است قبل از طرح نقش فرمان ذهنی، برای روشن شدن مطالب، اشاره ای داشته باشیم به این مثال: پدری به فرزندش می گوید: “برو اآشپزخانه، نمکدان را بیاور.”، بچه بی درنگ می گوید: “نیست.” یا “نمی توانم پیدا کنم.” و . . . پدر می گوید:

“تو برو، پیدا می کنی.” بچه پاسخ می دهد: “می دانم که پیدا نمی کنم ولی می روم.”

بچه به آشپزخانه می رود و تمام آشپزخانه را می گردد اما نمکدان را پیدا نمی کند. پدرش را صدا می زند و می گوید که نمکدان اینجا نیست. پدر به آشپزخانه می آید و خیلی زود می گوید: “نمکدان که اینجاست! جلوی چشمت بود، چطور آن را ندیدی؟” بچه متعجب و متحیر می ماند که چرا با تمام جستجوی خود، نمکدان را که جلوی چشمش بود، پیدا نکرده است.

در این داستان که شاید در خاطره شما هم به نوعی مستند باشد، واقعیت چیست؟ چرا بچه نمکدان را پیدا نمی کند؟

واقعیت این است که این بچه قبل از آن که به دنبال نمکدان برود بارها به خود گفت: نیست، نمی توانم پیدایش کنم. یعنی به ذهنش فرمان داد: نمکدان را پیدا نکن! مغز بچه این فرمان را دریافت کرد. حالا بچه به آشپزخانه می رود و به جستجو می پردازد اما با آن که نمکدان در میدان دیدش قرار دارد، آن را نمی بیند یعنی مغز، برنامه قبلی دارد که آن را شناسایی و پیدا نکند و به همین خاطر، به اصطلاح آن را پس می زند. مغز بچه مانند یک ماشین فقط فرمانی را که بچه به او داده بود، اجرا می کند.

نقش فرمانهای ذهنی در تمام موفقیتهای زندگی و از جمله موفقیتهای تحصیلی بسیار مهم است.قبل از این که به کلاس بروید، برای خود هدف تعیین کنید. به ذهن خود بگویید که چرا به کلاس می روید، آیا فقط برای این که برایتان غیبت ثبت نشود می روید؟ آیا برای خندیدن می روید؟ آیا برای چرت زدن می روید؟ و یا این که قصد دارید چیزی را بفهمید و یاد بگیرید؟ اگر این طور است دقیقاً برای خود مشخص کنید که می خواهید چه چیز را یاد بگیرید و در جستجوی چه هستید؟

همین برنامه ذهنی که قبل از کلاس به خود می دهید، تمام فعالیتهای شما را در کلاس پیرو خود می سازید. بنابراین کلاس را جدی بگیرید و قبل از حضور در آن به ذهن خود برنامه ای جدی بدهید. دقیقاً مشخص کنید که می خواهید چه چیزی از این کلاس یاد بگیرید. این موضوع به موفقیت شما بسیار کمک خواهد کرد. یادتان هست که در تعیین هدف، گفتیم هدف باید جزیی، روشن و دقیق باشد. پس به ذهن خود بگویید که چه مطلبی را می خواهید بیاموزید. درخواستی مشخص از ذهن خود داشته باشید. مثلاً به خود بگویید: امروز می خواهم بفهمم واقعاً چرا و چطور رعد و برق ایجاد می شود؟ امروز می خواهم بدانم چطور می توان از یک عدد اعشاری، جذرگرفت؟ و . . . هدف خود را از حضور در کلاس با صدای بلند یا در ذهن خود، برای خود کاملاً مشخص سازید.

فرمانهای ذهنی منفی و مخرب به ذهن خود ندهید. مثلاً همان فرمان “امروز به کلاس می روم که بخندم.” یا “بروم ببینم چه می شود.” یا ” بروم که غیبت نخورم.” و . . . وقتی این فرمانها را به ذهن خود می دهید، در واقع به آن، این برنامه را داده اید که: هیچ چیز یاد نگیر. وقتی هدف خود را از حضور در کلاس، خندیدن معرفی می کنید، تمام فکر شما به رویداد طنزآمیزی که در کلاس پیش می آید، متمرکز می شود و یا سرگردان به هر موضوعی واکنش نشان می دهید و توجه می کنید و قادر نیستید بر درس که مسلماً هدف اصلی حضور شما در کلاس است، تمرکز پیدا کنید.

یک عده هم هستند که وقتی به سمینار یا سخنرانی یا همین کلاس درس می روند به خود فرمان ذهنی ایراد گرفتن از استاد یا سخنران را می دهند. “ببینیم چقدر ایراد دارد”، ” چند اشتباه می کند.” و . . . افرادی که در یک جلسه سخنرانی یا کلاس درس حضور دارند، شرایط نسبتاً یکسانی دارند اما چرا برداشت آنها از کلاس متفاوت است؟ علت، آن است که فرمانهای ذهنی ابتدایی حضورشان در کلاس با هم فرق داشته است. یکی از کلاس بیرون می آید و می گوید: چه نکته جالبی را یاد گرفتم. یکی می گوید: هیچ فهمیدید که فلان جا اشتباه کرد؟ یکی می گوید: چه حرف خنده داری در فلان لحظه کلاس گفت! و یکی هم می گوید: چه کلاس خسته کننده ای بود. من که فقط چرت زدم و هیچ چیز یاد نگرفتم. نفر آخر کسی است که یا به خود فرمان چرت زدن داده یا این که اصلاً هیچ فرمانی قبل از کلاس به ذهن خود نداده است که حالت دوم معمولتر و شایعتر است.

با توجه به همه این نکات که گفتیم، شما از این پس: ابتدا در منزل مطالعه ای اجمالی بر مطالبی که می خواهند تدریس کنند، خواهید داشت. سپس قبل از ورود به کلاس، فرمان ذهنی دقیقی را به مغز خود می دهید و ذهن خود را از حضور در کلاس هدفدار می کنید. بعد از ورود به کلاس، حتی الامکان در ردیفهای جلو می نشینید و مانند یک شنونده فعال به درس گوش می دهید و یادداشت برداری می کنید. اگر هم سؤالی داشتید یا در طول کلاس می پرسید و یا آن را ثبت می کنید و در آخر کلاس از معلم سؤال می کنید. به این ترتیب شما حضور متمرکز و فعال و مثمر ثمری در کلاس خواهید داشت و درصد مهمی از یادگیری مطلب را همان سر کلاس به دست خواهید آورد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» انتظارات زن و مرد از هم
» 40 گزینه: بهترین همسران دنیا!
» هوسرانی مردان از كجا ریشه می‌گیرد؟
» فرزند عامل تداوم یا فرو پاشی یك زندگی؟
» توصیه های غذایی برای دختران دم بخت
» توصیه های مشاورین در خصوص ایجاد تعادل در زندگی زناشویی!
» با توصیه‌های بهترین مشاوران ، چگونه زندگی مشترکتان را متحول کنید!
» چرا شوهرم کم حرف شده ؟
» 8 زنگ خطر براى مشكوك شدن به همسر
» وقتی از همسرتان دورید چگونه رفتار کنید ؟!

آرشيو
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه
-->


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog