تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  به گرایش دختران به رفتارهای پسرانه
      

صدای مردانه دختر، در فضای مه گرفته سالن پیچیده، روی یکی از تخت های چوبی در جمع چهار نفری از دعوا، مرافعه ای که صبح به راه انداخته، تعریف می کند و هرازگاهی هم پکی به قلیان می زند و مه بالای سرش را پررنگ تر می کند...

صدای مردانه دختر، در فضای مه گرفته سالن پیچیده، روی یکی از تخت های چوبی در جمع چهار نفری از دعوا، مرافعه ای که صبح به راه انداخته، تعریف می کند و هرازگاهی هم پکی به قلیان می زند و مه بالای سرش را پررنگ تر می کند. آنقدر پررنگ که از نوشته های کاغذ بالای سرش چیزی پیدا نشود. روی کاغذ سفید، " کشیدن قلیان برای بانوان " را اکیدا ممنوع کرده اند.

ظاهر و کلامش مشابه و هماهنگ اند و رویای پسر بودن را می توانی روی ابر بالای سرش ببینی.

کم نیستند دخترانی این چنینی و کم نمی خوانیم داستان دخترکانی که با ظاهر پسرانه، در باندهای دزدی، کیف قاپی و ... به دام افتاده اند.

● اما دلیل این گرایش چیست؟

سید هادی معتمدی؛ دکترای جامعه شناسی، درباره آسیب شناسی در رابطه با گرایش دخترها به رفتارهای پسرانه می گوید: آزادی عمل پسران نسبت به دختران بیشتر است و با این روش دختران ناخودآگاه آزادی عملی را که آرزو دارند به دست می آورند.همیشه در خانواده های ما کنترل پسران کمتر از دختران است.

این آسیب شناس در مورد پیامدهای این گونه رفتارها در آینده فرد توضیح می دهد: دختری که تصویری مردانه از خود دارد، نمی تواند ، رفتارهای صحیح زنانه بروز دهد و در ازدواج و ایفای نقش مادری با مشکل روبرو می شود.

معتمدی تاکید می کند: پدر و مادر اینگونه دختران با رفتارهای آن ها مخالفت می کنند ، به خصوص در خانواده هایی که سنتی تر هستند. مخافت ها و برخوردها شدیدتر می شود و پس از مدتی از خانواده طرد می شوند.در نهایت ، افسردگی، خودکشی و افت عملکرد گریبان فرد را می گیرد.

وی نیاز به همترازی ، تبلیغات نادرستی که زن و مرد را از هر نظر برابر جلوه می دهد بی آن که به تفاوت ها اشاره کند را از جمله عواملی می داند که دختران را به سمت پسرانه رفتار کردن برای به دست آوردن رابطه برابر ترغیب می کند.

● دخترم مثل مرد است

کودک است، هنوز این را از معصومیت چهره اش حدس می زنم. در خنکی هوای پاییز، ژاکت گشادی پوشیده و دست بند چرم پهنی به دست دارد ،کلاه ویتنامی سبزش نیمه بالای صورتش را پوشانده است. اندام های دخترانه و قدکوتاهش به تردیدت می اندازد، اما صدای زنگ دارش مطمئن ات می کند که همانی است که دنبالش بودی. یکی از همان ها که دلش می خواسته روزی که وارونه اولین گریه را سر داد، پرستار خبر پسر دار شدن را به پدر می داد.

بالای پشتی نیمکت سیمانی پارک نشسته و پایش را ولو کرده روی نیمکت، نگاهش منتظر است.این انتظار فرصت خوبی است تا راضی اش کنی برای گپی کوتاه.

از بچگی تمام دوستانم پسر بوده اند اصلا از بازی های دخترانه بدم می آمد مشغول بازی هفت سنگ و گل کوچک بودم که ناگهان بزرگ شدم و دوستانم نیز مردتر، مادر به زور روسری سرم کرد و دیگر به جای آن که با پدر به آرایشگاه مردانه بروم با مادر به خرید لباس های دخترانه می رفتم.

اما همچنان در خانه مثل پسرها رفتار می کردم از تعمیر وسایل برقی تا باز کردن چاهک ظرفشویی.

اوایل پدر از رفتارهایم ذوق می کرد و می گفت: "مریم را مثل یک مرد بزرگ کرده ام."

مدرسه برایم جهنم است و همیشه منتظرم کی سوت پایان کشیده می شود.روایت باقی مریم از زندگی اش مثل تمام روایت های دیگر است اما بدون خلاف.

او می خواهد با چهره تازه با دوستان سابق اش باشد و در نیمه پنهان زندگی اش آن طور که دوست دارد رفتار کند. ولی پدر در آستانه شانزده سالگی تازه یادش افتاده دلش می خواهد دخترش مثل دخترها رفتار کند.

● تربیت اجتماعی بیشترین تاثیر را بر فرد می گذارد

محمد پیروی خامنه ، روانشناس درباره این نوع رفتارها می گوید: این رفتارها به استعدادهای تربیتی هر فرد بستگی دارد، گاهی محیط شرایط را طوری فراهم می کند که گرایش به این سمت زیادتر شود. اما نقش تربیت اجتماعی و تاثیری که جامعه بر فرد می گذارد از همه پررنگ تر است.

خامنه اعتقاد دارد الگوها و امتیازاتی که جامعه به فرد می دهد بسیار بر رفتارهای فردی تاثیر گذار است و در جامعه ما پسران از نظر ظاهری آزادی بیشتری دارند.

وی ادامه دمی دهد: دخترانی که اعتماد به نفس کمتری دارند و دوست دارند به هر ترتیبی خودی در جامعه نشان دهند برای برخورداری از این امتیازات در رفتار ، پوشش و کلام به پسرانه رفتار کردن گرایش پیدا می کنند.

این روانشناس خاطر نشان می کند: به طور مثال فلان فوتبالیست می شود الگوی شخصیتی و این دختر بی اختیار از رفتارهای وی تقلید می کند و سیگار و قلیان کشیدن را نشان از شخصیتی متفاوت می داند.

خامنه نیز در مورد آینده این دختران می گوید: جامعه رفتارهای پسرانه در دختران را نمی پذیرد و عرف آن ها را طرد و گاهی قانون با آن ها برخورد می کند.

او ادامه می دهد: وقتی جنسیت در این افراد کم رنگ می شود، وظایفی که مختص دختران است ، مثل مادر بودن و همسر بودن به دست فراموشی سپرده می شود. حتی مشاهده شده دخترانی که با پوشش مردانه در خوابگاه پسرانه زندگی می کردند ، پس از مشخص شدن، قانون با آن ها برخورد کرده است.

● آزادی عمل عامل اصلی گرایش دختران به پسر بودن

انگار گریه هم آتشی را که پدر به دلش انداخته خاموش نمی کند.ساعت از نیمه شب هم گذشته اما از همراهی برادر خبری نیست و او بی دلیل از مهمانی عصرانه دوستانش محروم شده است.

گاهی حق را به نگرانی پدر می دهد، زمانی که برای رفتن به کتابخانه انتهای پارک مجبور است قدم هایش را تند تر کند تا زودتر از جمع خندان پسران هرزه گو، رد شود و حسرت بخورد که هیچ دختری راه رفتن در خیابان را برای پسران سخت و زجر آور نمی کند و رنگ های سرخ و سبز لباس هایشان هیچ پالسی به سوی سایر عابران نمی فرستند.

زنگ های شبانه برادر چهره هیچ کس را نگران نمی کند ،حتی سفرهای چند روزه اش...(!) دردل آرزو می کند کاش او هم پسر بود.

دکتر انور صمدی زاده جامعه شناس و استاد دانشگاه هم جلب آزادی عمل بیشتر را دلیل این گرایش عنوان می کند و می گوید: در تمام دنیا گرایش های «دگر جنس خواهانه» وجود دارد و همیشه پسرانی بوده اند که به رفتارهای زنان میل بیشتری داشته و یا دخترانی که با پوشش و رفتار مردان، سعی در پسر جلوه دادن خود می کنند، هر چند جامعه در پذیرش دختران در نقش مردان راحت تر عمل می کنند تا مردانی که گرایش به زنانگی دارند.

● در جامعه مرد سالار تظاهر به مردانگی بیشتر است

وی ادامه می دهد: دختران کم سن و سال به خاطر آزادی عمل بیشتر سعی می کنند باظاهری پسرانه کمتر توجه جامعه را به گشت های خود جلب کنند و به طور مثال به راحتی بتوانند موتور سوار شوند، یا در پارک ها ورزش و تفریح کنند.

این دختران در خانواده هایی که نظارت و کنترل کافی وجود ندارد در ساعاتی که بیرون از خانه هستند، تغییر شکل می دهند و آزادی هایی را که دوست دارند، به دست می آورند.

صمدی زاده تاکید می کند: در جامعه مرد سالار که کمتر رفتارهای مردانه زیر سوال برود و زن ها بیشتر تحت کنترل مستقیم باشند، تظاهر به مردانگی بیشتر می شود.

استاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه می دهد: منع قلیان بیشتر به دلیل شیوع قلیان در زنان بود، بنابراین این منع و محدودیتی که ایجاد می کند، انگیزه ای می شود تا زنان برای آزادی عمل بیشتر و مزاحمت کمتر، پوشش، ظاهری مردانه داشته باشند.

تصویر کودکی ها را با موی کوتاه و ژست های خشن قاب کرد و حالا دلش آغوش کشیدن عروسک همیشه خندان را می خواهد.

نورا حسینی

تحلیل : شبکه خبری برنا

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زياد نصيحت نكنيد
 

 

«انگار با ديوار صحبت مي‌كنم كوچك‌ترين عكس‌العملي نشان نمي‌دهد. از اين گوش مي‌گيرد از آن گوش درمي‌دهد.»

اين‌گونه صحبت‌ها را درباره بچه‌ها از والدين بسيار شنيده‌ايم. در مورد بعضي از بچه‌ها صحبت كردن باعث تغيير رفتار آنها نمي‌شود. ولي بعضي ديگر با گفت‌وگو تغيير رفتار مي‌دهند. بچه‌هاي مسئوليت‌پذير در برابر گفت‌وگو و توضيحات، رفتارهاي مناسبي از خود بروز مي‌دهند ولي براي برخي ديگر صحبت و نصيحت و توضيح از يك گوش شنيدن و از آن يكي در كردن است و باعث تغيير رفتار آنها نمي‌شود. اين بچه‌ها نياز دارند تا عواقب كار خود را تجربه كنند و با تجربه عواقب كار خود، رفتارهاي مناسب را بروز ‌دهند.

عباس مي‌پرسد: «امشب مي‌توانم به خانه دوستم بروم آنجا بخوابم؟»

مادر اعتنايي نمي‌كند. عباس دوباره مادر را مخاطب قرار مي‌دهد، مي‌پرسد: «مي‌توانم به خانه دوستم بروم آنجا بخوابم؟» پس از اينكه او اين سؤال را تكرار مي‌كند مادر مي‌گويد: «نه.»

و پس از چند لحظه فكر كردن در مورد آن مادر مي‌فهمد كه دليلي براي نه‌گفتن نداشته است. برخي از والدين قبل از آنكه حتي ذره‌اي به حرف‌هاي نوجوان خود فكر كنند به آنها پاسخ منفي مي‌دهند. به تعريفي ديگر قبل از اينكه فكر كنند حرف مي‌زنند. فكر نكردن منجر به عكس‌العمل‌هاي ديگري نسبت به نوجوان خواهد شد.

پدر فرهاد مي‌گفت: «فرهاد با پول‌هاي پس‌انداز كرده‌اش مي‌خواست يك دوچرخه بخرد، اولين فكري كه به ذهنم رسيد اين بود كه كاري احمقانه است. در مقابل حسرت فرهاد توضيح دادم، تو آنقدر پول نداري كه يك دوچرخه بخري مي‌دوني دوچرخه چقدر گران است؟ به عبارت ديگر مي‌خواستم به او بگويم فكرش مسخره است و عملي نيست.»

والدين مي‌بايستي از برخوردهاي منفي و شديد و كوچك جلوه‌دادن احساسات نوجوان و يا گفتن اينكه چقدر اشتباه كرده است پرهيز كرده و در عوض در كمال آرامش با او برخورد كنند و قبل از آنكه شروع به صحبت كنند اندكي فكر كنند.

در صورتي‌كه نمي‌توانيد كنترل خود را داشته باشيد و سريع به او جواب منفي مي‌دهيد، ايده خوبي است كه به نوجوان خود بگوييد، شرايط را بررسي خواهيد كرد و يا اينكه بگوييد «بگذار كمي فكر كنم بعداً به تو پاسخ خواهم داد.» همچنين مي‌توانيد بگوييد كه بايد اين مسئله را با پدرش درميان بگذاريد و بعداً به او جواب مناسبي بدهيد. به خاطر داشته باشيد كه پس از مدتي حتماً بايد به او جواب دهيد. روش‌هاي ديگر نيز مي‌تواند به شما كمك كند تا از تكنيك «فكر كردن قبل از حرف زدن» ياري جوييد.

فرصت‌هايي براي افزايش ارتباط

اگر نوجوان شما بيشتر وقتش را در اتاقش سپري مي‌كند و شما در قسمتي ديگر از خانه مثلاً آشپزخانه يا كتابخانه مشغول باشيد، احتمال ايجاد ارتباط بين شما و نوجوانتان كمتر مي‌شود؛ بنابراين براي ايجاد ارتباط، شما و نوجوانتان اگر در يك محل باشيد بهتر است.

سعيد به دستور مادر آشپزخانه را تميز و مرتب كرده بود و منتظر مادر بود كه از اداره بيايد و از او تشكر كند؛ حتي براي مادر ميز غذا را نيز آماده كرده بود. به محض اينكه مادر زنگ در را به‌صدا درآورد سعيد به استقبال او رفت و از مادر خواست كه چشمانش را ببندد و در آشپزخانه را باز كند ولي مادر چشمش را در آشپزخانه باز كرد و با تحكم گفت: «چرا چراغ‌گاز را تميز نكرده‌اي؟!»

مادر كار زيبا و هيجان سعيد و انتظار تشويق او را ناديده گرفت و به تعريفي ديگر (تو ذوق او زد)، قدر مسلم سعيد يادش رفته بود كه چراغ گاز را تميز كند ولي كارهاي زيباي ديگري انجام داده بود كه از ديد نامهربان مادر پنهان ماند. اين ارتباط كلامي منفي سعيد را از مادرش دور خواهد كرد.

با نوجوانتان صحبت كنيد آن هم صحبت مثبت و تأثيرگذار و مشوق او باشيد در رفتار مثبت و با برجسته كردن ويژگي‌ها، نگرش‌ها و فعاليت‌هاي مثبت او خطوط ارتباطي خود را با او باز كنيد تا بتوانيد بيشتر از احساسات و عقايد و اعتراضات نوجوان خودآگاه شويد.

نصيحت

برخي از والدين تنها دائماً نصيحت مي‌كنند و يا سؤال و جواب بي‌شمار.امروز چطور بود؟ ديشب بهت خوش گذشت؟ فردا چه برنامه‌اي داري؟ عمه از من چي گفت؟ پدرت كجا رفت؟ و... برخي اوقات نوجواني كه تجربه چنين سؤالاتي را داشته در مقابل سؤالات والدين تنها جوابي سرسري مي‌دهد يا دقيقاً به والدين چيزي را مي‌گويد كه آنها مي‌خواهند بشنوند يا اصلاً جواب نمي‌دهد.

عباس مي‌گفت وقتي نمره‌اي زير 20 مي‌گيرم تنم مي‌لرزد نه از كم بودن نمره بلكه از نصيحت‌هاي بي‌پايان و تكراري پدرم. باور كنيد غير از پند و اندرز از پدرم تاكنون حرف ديگري نشنيده‌ام؛ آنقدر تكراري شده كه از اولين جمله تا آخرش را فوت آبم.

وقتي بيشتر ارتباط والدين با نوجوان پند و اندرز باشد در شرايطي هم كه نياز به پند و اندرز باشد نزد نوجوان پند و اندرز بي‌ثمر و تكراري مي‌شود.

بسياري از والدين در سؤال كردن از تكاليف مدرسه نوجوانان وسواس عجيبي دارند و آنقدر تكراري سؤال مي‌كنند كه نوجوان از پاسخ دادن طفره مي‌رود.

دستوراتي نظير برو اتاقت‌رو تميز كن، برو سر تكاليفت، برو حمام كن و... ممكن است بارها و بارها تكرار شود. به جاي تكرار اين دستورات، بهتر است اين دستورات قانونمند شود و پاداش و تنبيهي داشته باشد.سؤالات پيچ در پيچ، نصيحت‌ها، تكرار سؤالات و دستورات، باعث عصبانيت، رنجش، نافرماني، مخالفت و فرار نوجوان مي‌شود. به‌خاطر داشته باشيد نوجوانان با اين سؤلات آزرده مي‌شوند.

هرچقدر ارتباط كلامي شما منفي‌تر باشد، عصبانيت و رنجش و ديگر احساسات منفي بيشتري را درنوجوان ايجاد مي‌كند. اگر 3 بار در روز با نوجوان خود صحبت كنيد و هر 3بار آنها منفي باشد به‌مراتب بدتر از آن مي‌‌شود كه تصورش را مي‌توانيد بكنيد. در كل يك قانون خوب را در ذهنتان حك كنيد، هنگامي كه حاضر مي‌شويد تا به رختخواب برويد به‌خاطر بياوريد كه چگونه روزتان را با نوجوانتان سپري كرده‌ايد؟

آيا بيشتر اوقات ويژگي‌هاي مثبت او را تقويت كرده‌ايد يا اعمال منفي او را؟نوجواناني كه مقدار بيشتري ارتباط گفتاري مثبت از والدين خود دريافت مي‌كنند، تمايل بيشتري براي صحبت با آنها دارند و درنتيجه رابطه آنها با والدين خود صميمانه و متكي به اعتماد خواهد بود و در اين ميان والدين به تكيه‌گاهي مطمئن براي درد‌دل و صحبت كردن و راهنمايي خواستن و مشورت نوجوانان تبديل مي‌شوند و ارتباط كلامي والدين با فرزندان مستحكم‌تر مي‌شود.

معمولاً ارتباط كلامي والدين بيشتر در حد تفهيم موضوع، درس دادن، وادار كردن نوجوان به تغيير زاويه ديد خود و تغيير رفتار است كه اين امر موجب مي‌‌شود كه از يك مصاحبه لذت‌بخش فاصله گرفته شود و اگر چنين شيوه‌اي ادامه يابد، علاقه آنان به مصاحبت با والدين كاهش مي‌يابد. هدف مهم در ارتباط با نوجوانان آن است كه در مقابل او موضع‌گيري نكرده و همانند يك دوست با او صحبت كنيد.

در ابتدا مي‌توان از طريق صحبت با نوجوانمان در مورد مسائل مورد علاقه به اين هدف نزديك‌ شويم. اصولاً بچه‌ها در اين دوره بيشتر به ورزش و بازي‌هاي رايانه‌اي و يا جنس مخالف و يا يك دوست از جنس خود علاقه‌مندند و اگر بخواهيم كه با او ارتباط برقرار كنيم بايد تنها همانند يك دوست با او صحبت كنيم و قصد و منظور ديگري نداشته باشيم. براي اين كار مي‌توانيد با نوجوانتان در مورد مسائل مورد علاقه‌اش صحبت كنيد. بسياري از اوقات تنها مهم اين است كه با او صحبت كنيد بدون اينكه سعي كنيد او را نصيحت كرده يا موردي را به او تفهيم كنيد، صحبت كنيد تا بتوانيد ارتباط برقرار كنيد.

من مي‌گم

سعي كنيد احساسات نوجوان خود را درك كنيد و به‌گونه‌اي مؤثر با او ارتباط برقرار كنيد. تحكم و اجبار را در گفتار خود به‌كار نبريد.

اگر روش (من مي‌گم) دائم تكرار شود، نوجوان را عاصي كرده و از ارتباط با والدين خودداري مي‌كند و درنتيجه از محيط خانه بيزار مي‌شود. نوجوان با رفتار مثبت والدين خود در خانه مي‌بايستي امنيت داشته باشد و خود را مالك بداند نه مستأجر.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  از کجا بفهمیم افسرده ایم؟
    

علائم رایج افسردگی می تواند شانس ادامه زندگی سالم را غیر ممکن کند. افسردگی نگاه فرد را به زندگی دچار تحریف کند و همه چیز را سامان ناپذیر جلوه دهد و احساس تنهایی و بی کسی را در فرد تقویت کند.

سالانه 14 میلیون بزرگسال امریکایی (6.7% از جمعیت بالای 18 سال) تحت تاثیر این اختلال قرار می گیرند.ولی خبر خوب این است که این بیماری با تمام قدرت شیوعی که دارد، کاملا درمان پذیر است.بعضی از مهم ترین علائم احساسی فردی که دچار افسردگی است شامل موارد زیر است:

1- احساس غم، پوچی، ناامیدی و یا بهت زدگی: این احساس تقریبا همیشه افراد افسرده را درگیر می کند.

2- از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلا از آن لذت می بردیم: عدم علاقه به دوستان، از دست دادن میل جنسی و یا انجام سرگرمی هایی که قبلا برای فرد لذت بخش بوده است.

3- اضطراب و بی قراری: ممکن است فرد زودجوش وعصبی شود و کمتر احساس آرامش داشته باشد.

4- مشکل در تصمیم گیری: افسردگی باعث می شود که فرد نتواند به روشنی فکر کند و یا تمرکز بگیرد و ساده ترین انتخاب ها به نظر ناتوان کننده برسد.

5- احساس گناه و بی ارزشی: ممکن است فرد راجع به مسئله ای که در مورد آن مقصر نیست احساس گناه کند. یا راجع به کوچکترین خطایی که مرتکب می شود شدیدا احساس گناه کند.

6- تفکرات مرگ و خودکشی: تفکرات در چنین وضعیتی بسیار متنوع است. بعضی از افراد آرزو می کنند که ای کاش مرده بودند. آنها تصور می کنند که امور دنیا بدون آنها بهتر سپری می شود.بعضی دیگر طرح های آشکاری برای آسیب زدن به خود تدارک می بینند.

علائم فیزیکی افسردگی

1- خستگی و از دست دادن انرژی

2- خوابیدن بیش از اندازه یا خیلی کم

3- تغییر اشتها و وزن

4- مشکل تمرکز

5- درد و ناراحتی

6- ناآرامی

دلایل بروز افسردگی

تقریبا می توان گفت که هیچ دلیل مشخصی برای بروز افسردگی وجود ندارد.این بیماری نوعی اختلال پیچیده است که تحت تاثیر خیلی از عوامل بروز می کند. همچنین ممکن است هرکس در هر برهه ای از زندگی فارغ از جنس، نژاد، سطح اقتصادی و قومیت دچار این بیماری شود.بعضی از اتفاقات مهم زندگی نیز می تواند منشا بروز افسردگی باشد. اتفاقاتی مثل مرگ دوستان و یا سایر عزیزان، طلاق، از دست دادن شغل و یا جابه جایی و نقل مکان. حتی اتفاقات به ظاهر خوب زندگی مثل ازدواج و پدر و مادر شدن نیز می تواند دلیل بروز افسردگی باشد.تغییرات هورمونی و یا ابتلا به بعضی از امراض از جمله دیگر عوامل بروز افسردگی است.بعضی از افسردگی ها نیز هیچ دلیل مشخصی ندارد.

بعضی از مهم ترین فاکتورهای خطر برای بروز افسردگی عبارتند از:

1- سابقه خانوادگی ابتلا به افسردگی

2- مرگ و یا بیماری یکی از عزیزان

3- بحث های استرس زا مثل دعواهای خانوادگی و یا مشاجرات شغلی

4- سوء استفاده جنسی، عاطفی و یا فیزیکی

5- اتفاقات مهم زندگی مثل فارغ التحصیل شدن، تعویض شغل ، ازدواج و طلاق، باز نشست شدن، پدر و مادر شدن

6- مشکلات مالی

درمان

یکی از داروهای تجویزی برای افراد مبتلا به افسردگی ، داروی سیمبالتا Cymbalta یا دولاکستین Duloxetine می باشد.این دارو باید تنها در صورت تجویز پزشک و کاملا با احتیاط مصرف شود. تاثیر اصلی این دارو جلوگیری از بروز تفکرات خودکش و یا خودآزاری است.نکته اساسی که در مورد مصرف این دارو باید بیان کرد این است که استفاده کنندگان از آن در صورتی که متوجه بدتر شدن علائم افسردگی شدند باید سریعا به پزشک اطلاع دهند.(احتمال بروز این وضعیت به خصوص در مورد افراد زیر 25 سال بیشتر است.)

موارد منع مصرف داروی سیمبالتا

1- افراد مبتلا به حمله صرع

2- افراد مبتلا به گلوکوما

3- افراد مبتلا به حرکت کند روده و دستگاه گوارش یا یبوست شدید

4- افراد مبتلا به فشار خون بالا

5- افراد مبتلا به امراض کبدی

6- افراد مبتلا به دیابت و یا قند خون بالا

7- افراد معتاد به الکل

8- افراد مبتلا به افسردگی مانیک

9- افرادی که داروی ملاریل Melaril و یا تیرودیازین Thioridazine مصرف می کنند.

10- افرادی که اخیرا داروی Monoamine oxidize inhibitor مصرف کرده اند.

11- افراد زیر 18 سال

بعضی از مهم ترین عوارض جانبی داروی سیمبالتا عبارتند از:

1- تهوع که البته 1 تا 2 بعد از اولین روزهای مصرف این عارضه از بین می رود.

2- خشکی دهان

3- یبوست

4- از دست دادن اشتها

5- خستگی

6- بی خوابی

7- افزایش تعریق

تهیه شده در گروه خبر سلامت

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  رفتارهاي مطلوب و نامطلوب سازماني - فاطمه كرمي زرندي
       

ارزشيابي مستمر از رفتارهاي سازماني اگرچه توسط صاحبنظران و كارشناسان توصيه و تاكيد مي‌شود، اما در ايران از سوي مديران كمتر جدي گرفته مي‌شود و يا اگر به آن توجه شود بر متر و معيارهاي دقيق و اصولي استوار نيست

ملاك‌ها عموما شخصي و سليقه، كوتاه مدت و ناپايدار و يا ظاهري و نمايشي است. در مقاله زير 10نوع رفتار مطلوب و نامطلوب كه مي‌تواند ملاك ارزشيابي و پاداش و تنبيه رفتارهاي سازماني باشد تشريح شده است.

رفتارهاي سازماني مطلوب و نامطلوب را بر اساس نتايج پژوهش‌هاي مديريت رفتار انساني چنين مي‌توان فهرست كرد:

1-راه‌حل‌هاي اساسي به جاي راه‌حل‌هاي مقطعي

را‌ه‌حل‌ اساسي مستلزم صرف وقت، بينش، صبر، فداكاري و انضباط است و در بلند مدت سود زيادي دارد. براي ايجاد راه‌حل‌هاي اساسي اقدامات زير را مي‌توان انجام داد:

الف- افراد در بلندمدت ارزيابي شوند، مثلا طي يك دوره 5ساله.

ب- پاداش‌هاي بلند مدت.

ج- كساني كه تصميمات مناسبي را در بلندمدت اتخاذ مي‌كنند.

د- قسمتي از حقوق كاركنان به موفقيت سازمان بستگي داشته باشد.

2- ريسك‌پذيري

قاعده‌اي كه در آن هيچ اشتباهي نبايد صورت گيرد، قاعده سالمي نيست ولي عموميت دارد. سازمان‌هاي خوب افراد را تشويق مي‌كنند كه با نكته‌سنجي ريسك‌پذير باشند به آنها امكان مانور مي‌دهند كه مسائل را درك كنند. اشتباه بهايي است كه براي رشد شخصي و سازمان مي‌پردازند.

اجتناب از ريسك موجب ريسك‌ بدتري براي افراد و سازمان مي‌شود زيرا باعث بي‌حوصلگي، يأس، نااميدي و شكست نهايي است.

مديراني كه عملكرد بالا دارند بيشترين گرايش را براي قبول ريسك نشان مي‌دهند. افرادي كه عملكرد پايين دارند امنيت مي‌خواهند و سعي مي‌كنند بدون ريسك جلوه كنند. كساني كه عملكرد متوسط دارند كمتر طالب امنيت هستند، لكن مانند افراد داراي عملكرد پايين بيشتر از آنچه موثر هستند مي‌خواهند موثر به نظر برسند. مديران عملكرد بالا از كار به خاطر خود كار لذت مي‌برند و كمتر به امنيت مي‌انديشند، تمايل قوي آنها براي موفقيت و خوديابي است.

چند نكته مفيد به عنوان دستورالعمل قبول ريسك

1- به انسان‌ها ياد بدهيد كه اشتباهات هوشمندانه قسمتي از هزينه پيشرفت هستند.

2- از خود به عنوان نمونه ذكر كنيد به اشتباهاتي كه كرده‌ايد اشاره كنيد (اگر اشتباه نداشته‌ايد شايد به اين سبب است كه به هيچ كار تازه‌اي دست نزده‌ايد).

3- در مورد ريسك‌هاي كوچك وقت تلف نكنيد.

انسان‌هايي كه به نتايج بزرگ رسيده‌اند به كارهاي بزرگ دست زده‌اند و اشتباهات بزرگ كرده‌اند و بايد چنين باشند.

4- هم از موفقيت استقبال كنيد و هم از شكست

5- هنگامي كه كارها رو به راه نيست به جاي ديگران ريسك نكنيد. در اين صورت فرصت آموختن و رشد كردن را از آنها گرفته‌ايد و بدتر از همه موجب رنجش ديگران مي‌شود.

6- ريسك هوشمندانه را تشويق كنيد.

ريسك‌پذيري اين است كه انسان‌ها و سازمان‌هاي بهتري داشته باشيم نه آدم‌هاي خودسر و بي‌پروا.

3- پاداش به خلاقيت كاربردي به جاي اطاعت كوركورانه

تاريخ پر از داستان‌هايي درباره انسان‌هاي خلاق است كه به آنان گفته شده است از انديشه‌هاي جنون‌آميز دست بردارند ولي آنها دست برنداشتند و موفق شدند. سرمايه مهم هر كسب و كاري پول، ساختمان يا تجهيزات نيست بلكه انديشه‌هاست. انيشتين اعتقاد داشت كه ابتكار مهمتر از دانش است. هر كس مي‌تواند انديشه‌هاي نو داشته باشد آنچه كم وجود دارد انسان‌هايي مبتكر است؛ يعني انسان‌هاي قاطع و مصري كه اعتقاد دارند بايد ايده در عمل مورد استفاده قرار گيرد.

براي به وجود آوردن محيط مساعد در نوآوري رعايت نكات زير ضروري است:

1- تحمل شكست

2- محيط كاري آرام و غير رسمي

3- امتياز به نوآوري‌هاي موفقيت‌آميز

4- حمايت از تعصب كاري

5- تشويق به رقابت

6- تعيين حداقل يك هدف ابتكاري و تاريخ دستيابي به آن

7- آموختن مباني تفكر خلاق

4-پاداش به اقدام قاطع به جاي فلج كردن كار با تجزيه و تحليل

افراد قاطع و مصممي كه شهامت عمل كردن به معتقداتشان را دارند همواره موفق مي‌شوند، لكن افراد مصمم معدودند. بيشتر آدم‌ها شهامت و اعتماد به نفس لازم را ندارند تا هنگام تصميم‌گيري شهرت خود را به خطر اندازند.

5- پاداش به كار برجسته به جاي نمايش كار

وودي آلن هنرپيشه كمدي گفته است كه خود را نشان دادن 80 درصد زندگي است. بعضي از كاركنان طوري رفتار مي‌كنند كه گويي خود را نشان دادن و مشغول به نظر رسيدن100 درصد كار آنها ست.

بسياري از مديران تصور مي‌كنند افراد مشغول كه ساعات ممتدي كار مي‌كنند بهترين كاركنان هستند و به آنها براساس نمايش كار( به جاي نتايج كار) پاداش مي‌دهند.

طنز قضيه در اين است كه افراد وقتي كه نمي‌دانند چه دارند انجام مي‌دهند خود را بسيار مشغول نشان مي‌دهند. مشغول بودن خودش هدفي مي‌شود كه خلأ نداشتن مقصود را پر مي‌كند.

6- پاداش به ساده كردن كار به جاي پيچيدگي غير لازم

جوهر اصلي مديريت خوب اين است كه تا آنجا كه امكان دارد كارها را ساده كند تا انسان‌ها قادر به انجام آن باشند. بيشتر سازمان‌ها در اين دام مي‌افتند كه به كساني كه مسائل را پيچيده مي‌كنند پاداش مي‌دهند و به كساني كه كارها را ساده مي‌كنند توجه نمي‌كنند، چرا نبايد بالعكس باشد.

سازمان‌هاي ساده حساس هستند، قابل انعطافند و آمادگي بيشتري دارند تا با تغييرات مواجه شوند. سازمان‌هاي بزرگ و پيچيده سرعت عمل ندارند و ممكن است قادر نباشند كه با رقابت‌ها و مسائل معارضه جويانه مقابله كنند.

7- پاداش به رفتار آرام به جاي نق زدن و سر و صدا راه انداختن

براي تشويق رفتار موثر و آرام رعايت نكات زير ضروري است:

1- براي تعيين وتاييد رفتار خوب به طور آگاهانه اقدام كنيد. براي تقويت اين رفتار لازم نيست كه شما به هر كسي پاداش دهيد يا از آنها تعريف كنيد، از افرادي كه با شما كار مي‌كند آنچه را كه مي‌خواهيد انجام دهند، مشخص كنيد. در موقع مناسب به هر يك شخصا بگوييد كه چه جنبه‌هايي از كار آنها را دوست‌داريد و تشويق كنيد تا همان كار را بهتر انجام دهند.

2-به قهرمانان آرام پاداش داده و وقت صرف كنيد.

آدم‌هاي مورد اعتماد اغلب ناديده گرفته مي‌شوند، لكن آنها محور و اساس موفقيت هر سازماني هستند، پاسخ به اين سؤالات مي‌تواند كمك كند اين افراد را بشناسيد.

- چه كسي به ندرت غيبت مي‌كند؟

- چه كسي اگر تحت فشار هم باشد كار مي‌كند؟

- چه كسي به طور مستمر كار كيفي مي‌كند؟

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مقاومت رويين تنان زندگي
  -

آيا تا به حال از خودمان پرسيده‌ايم كه چرا بعضي افراد در مقابل فشارهاي زندگي مقاوم‌تر هستند؟

اين سؤال خيلي از ماست. اولين جوابي كه به ذهن مي‌رسد اين است كه بي‌شك اين افراد راهكار‌هاي خاصي براي مقابله با مشكلات دارند، مرگ عزيزان، شكست‌هاي مالي و بيماري‌هاي مختلف سرنوشت مشترك همه انسان‌هاست ولي واكنش‌هاي افراد به اين مسائل به هيچ عنوان شبيه به هم نيستند. در روان‌شناسي از اين افراد تحت عنوان

سخت جان ياد مي‌شود. مطلب حاضر با تكيه بر نگاه روان‌شناسانه بيشتر به ويژگي‌هاي شخصيتي افراد سخت‌جان مي‌پردازد.

به اعتقاد روان‌شناسان شخصيت سر سخت از 3مؤلفه اصلي تعهد، كنترل و مبارزه‌جويي تشكيل شده است.

تعهد: اين واژه زندگي را به حداقل مي‌رساند؛ يعني اعتقاد به جالب بودن و معني دار بودن فعاليت‌هاي زندگي. از لحاظ نظري چنين اعتقاداتي حمايت‌كننده هستند زيرا آنها استرس‌زا بودن يك رويداد را كاهش مي‌دهند و تاثير توان بالقوه يك عامل استرس‌زا در زندگي را كاهش مي‌دهند.

مواجهه با رويداد استرس‌زا با احساس تنهايي و خود بيگانگي فرد تهديد مي‌شود. به بيان ديگر، مناسبات افراد متعهد با خودشان و با محيط‌شان متضمن فعال بودن و روي‌آوري است تا منفعل بودن و روي‌گرداني. تعهد نوعي احساس بنيادين هدفمند يا حس به هم پيوستگي است كه ضروري‌ترين و جامع‌ترين منبع مقاومت در برابر هر نوع تنش است.

كنترل: از كنترل با عنوان گرايش به احساس كردن و عمل كردن به گونه‌اي كه گويي فرد هنگام مواجهه با وقايع احتمالي گوناگون زندگي تاثير‌گذار است نه درمانده، تعبير مي‌شود. كنترل از نوع دروني به‌طور آشكار به افرادي كه خود را مقصر مي‌دانند اجازه مي‌دهد تا نسبت به بهبودي خود احساس مسئوليت كنند و به‌طور موفقيت‌آميزي به سلامت رواني برسند. احساس داشتن كنترل به اقداماتي مي‌انجامد كه هدف آنها تبديل رويداد‌هاي استرس‌زا به شرايطي است كه با برنامه‌هاي جاري زندگي شخصي هماهنگ باشد و در نتيجه كمتر ناخوشايند و ناگوار تلقي شوند.

مبارزه جويي: مبارزه‌جويي يعني اين اعتقاد كه در زندگي تغيير از ثبات عادي‌تر است و اينكه انتظار تغيير داشتن، محركي براي رشد است نه تهديدي براي امنيت. محققان دريافته‌اند كـه انگيـزه اصلي مبارزه جويي‌ها براي تحمل شرايط باعث مي‌شود كه آنها حتي وقتي اطلاعات جديد متناقض هستند و در نتيجه تاحدود زيادي باعث كوشش‌هاي عصبـي و بيمـاري مي‌شوند، پا فشاري كنند.

محققان به اين نتيجه رسيده‌اند كه بين افرادي كه در مورد جست‌وجو كردن و يافتن شور و هيجان در زندگي علاقه كمتري دارند، ارتباط زيادتري بين تغييرات منفي زندگي و ناراحتي وجود دارد. آنها دريافته‌اند كه تعهد و مبارزه‌جويي فرد را با وجود مواجهه با وقايع استرس‌زا، سالم نگه مي‌دارد.

ويژگي‌هاي سرسختي

سرسختي روان‌شناختي شخص را در مقابل تاثيرات سوء‌استرس به‌خصوص تحت شرايط استرس بالا محافظت مي‌كند. سرسختي روان‌شناختي متغير، پيش‌بينـي‌كننـده بهتري براي سلامت رواني است تا سلامت جسمي.

ضمنا بين سرسختي روان‌شناختي و تعداد مراجعه به مراكز بهداشتي همبستگي منفي مشاهده شده است، يعني افرادي كه داراي سرسختي روان‌شناختي بوده‌اند كمتر به مراكز بهداشت رواني مراجعه كرده‌اند. در مجموع مي‌توان گفت ويژگي‌هاي سرسختي روان‌شناختي عبارتند از:

1- حس كنجكاوي قابل توجه

2- تمايل به داشتن تجارب معني دار

3- اعتقاد به مؤثربودن آنچه كه مورد تصور ذهني قرار گرفته است.

4- انتظار اينكه تغيير امر طبيعي است و هر محرك با اهميت مي‌تواند موجب رشد و پيشرفت شود.

5- ابراز وجود، نيرومندي و پرانرژي بودن.

6- توانايي استقامت و مقاومت.

پيامدهاي مقاومت

افرادي كه تفسير‌هاي بدبينانه از زندگي دارند در معرض مخاطرات بهداشتي هستند، زيرا سيستم دفاعي بدن آنها عملكرد مطلوب ندارد. به اين ترتيب، وقايع استرس‌آور زندگي به‌عنوان پيشرو يا پيشايند سلامت اندك و سر سختي روان‌شناختي عاملي تعديل‌كننده در پيوستار بيماري- استرس است. آثار تعديل‌كننده زماني اتفاق مي‌افتند كه وقايع رنج‌آور زندگي خيلي منفي تلقي نشوند و در نتيجه، چندان زيانبار به حساب نيايند.در نهايت مي‌توان گفت اين ما هستيم كه انتخاب مي‌كنيم رويين‌تن باشيم يا يك موجود منفعل.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خانواده مستعدترين محيط براي پرورش خلاقيت کودکان است
     

يک روانشناس باليني گفت: خانواده مستعدترين محيط براي پرورش خلاقيت کودکان و شکل دهي محيط کلامي و نظام تربيتي و رفتاري است

دکتر مسعود محمدي در گفت و گو با ايرنا افزود: کودک بيشترين اوقات خود را در خانواده سپري مي کند و بر اين اساس طبيعي است که بيشترين تاثير را نيز از خانواده خود بگيرد.

وي اظهار داشت: خلاقيت قابليتي است که در تمام افراد وجود دارد اما نيازمند پرورش و تقويت است تا به حد شکوفايي برسد.

وي با بيان اينکه فراهم کردن محيط براي پرورش خلاقيت کودکان در خانواده به معناي نشان ندادن واکنش نسبت به خطاي کودک نيست، افزود: واکنش والدين نسبت به خطاي کودک مي‌تواند تاثير بسياري بر تقويت يا تضعيف وجدان کودک، قابليت يادگيري درست و نادرست، سطح علاقه به اجتماع و مسؤوليت‌ پذيري وي بگذارد.

اين روانشناس گفت: البته نبايد احساسات کودک را سرکوب کرد چرا که در اين صورت کودک با سوء رفتار در اشکال گوناگون در آينده احساس خود را بيان مي کند.

محمدي، با اشاره به ارتباط دوران کودکي با پرخاشگري در بزرگسالي، افزود: آنچه سبب پرخاشگري افراد در دوران بزرگسالي و گاه شکستن هنجارها و بزهکاري مي شود، سرزنش و نکوهش هايي است که فرد در دوران کودکي خود توسط والدين ديده است.

وي تاکيد کرد: سرزنش هاي والدين سبب از بين رفتن اعتماد به نفس کودک نسبت به عملکرد خود مي شود و به همين دليل کودک بجاي بيان خواسته هاي خود به خواسته هاي ديگران توجه مي کند چرا که عملکرد وي اغلب مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته است.

وي يادآور شد: ادامه اين شيوه توسط والدين به منظور تربيت کودک سبب مي شود تا کودک بعدها دچار مشکل شده و به صورت گرفتن انتقام از طريق شکستن هنجارها و يا پرخاشگري واکنش نشان دهد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  94درصد زنان نداشتن پسر را نقطه ضعف می دانند
    

نتایج یک تحقیق در شیراز نشان داد 94 درصد از زنان معتقد بودند که جنسیت فرزند برایشان تفاوتی ندارد اما نداشتن پسر برای آنها نقطه ضعف محسوب می شود.

به گزارش خبرنگار سلامت بر اساس این تحقیق که در سال جاری انجام گرفت ، 38 درصد از بارداری های چهارم ، 84 درصد از بارداری های سوم و 42 درصد از بارداری های دوم و حتی 19 درصد بارداری های اول دچار درجاتی از بی خوابی بعد از دانستن جنسیت فرزندشان شدند . همچنین 35 درصد از نمونه ها فکر می کردند همسر آنها ممکن است تصمیم به ازدواج مجدد بگیرد.

گفتنی است قبل از تکنولولوژی سونوگرافی دوران بارداری با امید داشتن فرزندی با جنسیت مذکر می گذشت و ترس و نگرانی های مادر در سراسر این دوران برایش مشکل ساز نبود اما امروزه این ترس ها از دوران بارداری شروع می شود.

بر اساس یافته های این تحقیق ، توسعه و تکنولوژی به نقش غالب مردان کمک می کنند و به این ترتیب زنان باردار از نتیجه حاملگی خود می ترسند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  روان درماني به مبتلايان به وسواس ظاهر کمک مي کند
      

يک محقق اهل آفريقاي جنوبي مي گويد: دارو درماني و روان درماني مي تواند به افرادي که از ظاهر خود راضي نيستند، کمک کند

به گزارش خبرگزاري يونايتدپرس، "جاناتان ايپسر" از "واحد تحقيقات اختلالات اضطرابي و تنش ام.آر.سي" در دانشگاه "استلن باش" در آفريقاي جنوبي گفت: از هر 20 نفر يکي به اختلال بدشکلي بدن مبتلا است.

بيماران مبتلا به اين اختلال، بطور وسواس گونه اي نگران ظاهر خود هستند و محور نگراني هاي آنها بيشتر در مورد پوست، مو و بيني است.

ايپسر ميزان عزت نفس اين افراد را بسيار پايين مي داند و مي گويد بسياري از آنها به افسردگي مبتلا هستند و حدود يک چهارم از آنها اقدام به خودکشي مي کنند.

اين محقق با اشاره به شمار بالاي افراد مبتلا به اين اختلال و نگراني زيادي که ايجاد مي کند، از اينکه اطلاعات اندکي در زمينه روش هاي درمان اين اختلال وجود دارد ابراز شگفتي کرد.

ايپسر و همکارانش، اطلاعات حاصل از چهار آزمايش بر روي 169 بيمار را تجزيه و تحليل کردند.

محققان دريافتند بيش از نيمي از افرادي که به مدت 12 هفته با داروي ضد افسردگي "فلوکسيتين" تحت درمان قرار گرفتند، و يک چهارم از بيماراني که دارونما دريافت کردند، بهبود يافتند.

ايپسر گفت: شدت علايم اين بيماري پس از دو نوبت 12 هفته اي رفتار درماني ادراکي ، کاهش قابل توجهي يافت.

بيماران هر دو نوع درمان را به خوبي تحمل کردند و هيچ عارضه جانبي شديدي ديده نشد.

اين بررسي که در نشريه "Cochrane Library" منتشر شده، در نتيجه گيري خود اعلام کرد براي تعيين موثرترين روش درمان و اينکه آيا اين دو رويکرد بايد به صورت ترکيبي استفاده شود يا خير به تحقيقات بيشتري نياز است.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مهارت‌هاي زندگی از شناخت خود آغاز مي‌شود
  

 

امروزه به‌رغم ايجاد تغييرات عميق فرهنگي و تغيير در شيوه‌هاي زندگي، بسياري از افراد در رويارويي با مسائل زندگي، فاقد توانايي‌هاي لازم و اساسي هستند و همين امر آنان را در مواجهه با مسائل و مشكلات زندگي روزمره و مقتضيات آن آسيب‌پذير كرده است.

بشر امروز هدف اصلي زندگي را كه تعالي و شكوفايي انسان است زير پا گذاشته و اين به دليل نداشتن شيوه‌هاي صحيح زندگي است.

امروزه اكثريت جوامع، جلسات آموزشي مختلفي را برگزار مي‌كنند ولي در مورد شيوه‌هاي درست زندگي مهارت‌هاي لازم را به مردم نمي‌آموزند؛ مردم نيز همه كار مي‌كنند به جز زندگي؛ براي همه چيز وقت دارند به جز زندگي.

مهارت‌هاي زندگي چيست؟

مهارت يعني توانايي انجام يك كار و مهارت‌هاي زندگي آنهايي هستند كه به ما كمك مي‌كنند تا زندگي خوب، شاد و موفقي داشته باشيم. براي رسيدن به اين زندگي شاد بايد مهارت‌ها و توانايي‌هاي مختلفي داشته باشيم؛ براي مثال بايد بتوانيم استعدادها و نقاط قوت خود را خوب بشناسيم و آنها را پرورش دهيم؛ با ديگران ارتباط برقرار كنيم و روابط خوب و صميمانه‌اي با آنها داشته باشيم؛

بايد بتوانيم احساسات، آرزوها و خواسته‌هاي خود را بيان كنيم؛ مسائلي را كه در زندگي با آنها مواجه مي‌شويم، حل كنيم خوب تصميم بگيريم؛ وقتي دچار هيجان‌هايي مثل ترس، خشم، خجالت يا غمگيني مي‌شويم، با آنها كنار بياييم و آنها را به شكل درستي ابراز كنيم كه به ما و ديگران صدمه نزند. در اين جا با يكي از اين مهارت‌ها آشنا خواهيم شد.

مهارت شناخت خود

يكي از مهم‌ترين عواملي كه به ما كمك مي‌كند زندگي خوب و موفقي داشته باشيم اين است كه خود را بشناسيم، احساس خوبي در مورد خود داشته باشيم و از كسي كه هستيم شاد و راضي باشيم. فكر مي‌كنيد كسي كه احساس خوبي نسبت به خود دارد چه ويژگي‌هايي را داراست؟ تعدادي از ويژگي‌هاي چنين فردي در ادامه آمده است:

- خصوصيات مثبت، توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد و آنها را به كار مي‌گيرد.

- خصوصيات منفي و نقاط ضعف خود را مي‌شناسد، مي‌پذيرد و سعي مي‌كند آنها را اصلاح كند.

- موفقيت‌ها و شكست‌هاي خود را مي‌شناسد، به موفقيت‌هايش افتخار مي‌كندو از شكست‌هايش درس مي‌گيرد.

- به خود و ديگران احترام مي‌گذارد.

- براي رسيدن به اهداف خود تلاش مي‌كند.

- مسئوليت اعمال و رفتار خود را مي‌پذيرد.

اكنون به سؤالات زير پاسخ دهيد:

شما چه احساسي در مورد خود داريد؟آيا فردي هستيد شاد و راضي و احساس خوبي در مورد خود داريد؟ آيا تا به حال فكر كرده‌ايد كه ديگران از شما بهتر هستند و دوست داشته باشيد به جاي آنها باشيد؟

به نظر شما اگر كسي خود را دوست نداشته باشد و هميشه آرزو كند كه اي كاش جاي كس ديگري باشد، مي‌تواند زندگي شادي داشته باشد؟ اگر كسي فكر كند كه ديگران از او بهتر هستند و او هيچ توانايي و استعدادي ندارد مي‌تواند در زندگي موفق شود؟ آيا وقتي كه كسي در كاري شكست مي‌خورد خود را سرزنش مي‌كند و خود را آدم بي‌استعداد و بي‌عرضه‌اي مي‌داند، مي‌تواند براي رسيدن به آرزوها و اهدافش تلاش كند و و زندگي موفق و شادي را براي خود بسازد؟

كسي كه احساس خوبي نسبت به خود دارد، توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد و نقاط ضعف خود را مي‌پذيرد و سعي مي‌كند كه نقاط ضعف خود را تقويت و اصلاح كند. چنين ويژگي‌هايي نقش خيلي مهمي در يك زندگي شاد و موفق دارد چون كسي كه خود و ديگران را دوست دارد در زندگي شاد و خوشحال‌تر است و كسي كه توانايي‌ها و استعدادهاي خود را مي‌شناسد براي موفق شدن تلاش بيشتري مي‌كند و موفق هم مي‌شود.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تدبير به جاي تهديد
     

 

يا او يا هيچ‌كس، فقط با همين يك نفر است كه مي‌توانم خوشبخت باشم.

اگر با او ازدواج نكنم، هرقدر هم كه زندگي خوبي داشته باشم باز هم در حسرت و آرزوي او خواهم بود، اگر اجازه ندهيد با او ازدواج كنم خودم را مي‌كشم... اينها سخنان آشنايي است... دختر يا پسري كه با يك نگاه، دل باخته و عقل را به سفري دور و دراز فرستاده است، در آتش عشق و آرزوي وصال محبوبش مي‌سوزد كه زندگي با او را رسيدن به اوج قله خوشبختي مي‌داند و چشم بر هر چه جز فرونشاندن آتش درونش بسته است و پدر، مادر يا هر انسان پخته در كوره تجارب زندگي، دست حيرت ونگراني بر پيشاني مي‌سايد و سرگشته كه چگونه بگويد:آنچه در پي آن هستي، نه واقعيت كه ساخته ذهن تو است كه عشقي اينگونه آتشين و داغ خوبي‌ها را با خيال خود در معشوق مي‌آفريند و با دوست داشتن حقيقي كه حاصل شناخت بوده وخوبي‌ها را در محبوب مي‌بيند فرسنگ‌ها فاصله دارد.

همه دخترها و پسرهايي كه در آغاز جواني با يكديگر آشنا مي‌شوند مي پندارند كه آتش عشق همواره فروزان خواهد بود غافل از اينكه داغي آن عشق آتشين سرد خواهد شد اما پختگي مهر و محبتي كه ريشه‌اش آگاهي است هيچگاه رنگ خامي به‌خود نمي‌گيرد و مي‌توان با در پيش گرفتن رفتاري منطقي در زندگي مشترك دوست داشتن را سال‌هاي سال تجربه كرد. اما اگر به هر دليل آتش عشق از همان آغاز به سردي گراييد و زندگي را با بحران‌ روبه رو كرد چه رفتاري را مي‌توان در پيش گرفت كه صحيح و منطقي باشد.

به راستي خانواده‌ها هنگام گرفتار شدن فرزندان در چنين توفان‌هايي چه مي‌كنند؟

يافتن پاسخ اين پرسش چندان دشوار نيست. اين توفان زدگان آن‌قدر حرف دارند كه پيش از جاري شدن پرسش از نگاه به كلامت، پاسخ مي‌گويند. سارا 26ساله است و چند ماه پيش درگير يكي از همان عشق‌هاي كور آتشين شده. او صادقانه سفره پردرد دل را مي‌گشايد:

«فقط جذب ظاهرش شدم، هيچ شناختي از او نداشتم، پدرم اين را مي‌دانست و با صبوري و متانت زيادي با من برخورد كرد. به من گفت: نصيحت و تهديد فايده‌اي ندارد، گاهي سوختن نوك يك انگشت از خواندن هزار كتاب در وصف سوزندگي آتش، مفيدتر است.

بايد يكديگر را بهتر بشناسيد. چند ماهي با نظارت خانواده رفت‌وآمد كنيد. احتياجي نيست دوست و فاميل و آشنا را از شروع دوره نامزدي با خبر كنيد. نظر واقعي‌ات را پس از اين دوره مي‌شنوم. اگر پشيمان شدي شجاعانه و با صراحت و صداقت بگو، سرزنشت نخواهم كرد، تحسينت مي‌كنم.

پدرم برنامه سفري با همراهي خانواده‌ها ترتيب داد. او باور دارد كه آدم‌ها در سفر بهتر خودشان را نشان مي‌دهند. اين چند ماه فرصت خوبي براي شناختن نامزدم بود و متوجه شدم كه او به شكلي غيرعادي خسيس است.

خانواده نامزدم وقتي به سفر مي‌روند، باتري ساعت‌ها را در مي‌آورند. باورتان مي‌شود؟ هربار به من زنگ مي‌زد، بدون سلام و احوال پرسي مي‌گفت« يك زنگ به من بزن!» نمي‌خواست پول تلفن بدهد. يك روز به شكل اتفاقي متوجه شدم كه فهرستي از جهيزيه من تهيه كرده و جلوي اجناس قيمت گذاشته. از پدرم ممنونم كه فرصت شناختن او را به من داد، بعد از آن هم مرا پيش مشاور برد، مي‌گفت: من هرچه بگويم به حساب مخالفت و لجاجت و نظر شخصي‌ام مي‌گذاري. مشاور بي‌طرف است.

نظرش هم علمي است. ببين او چه مي‌گويد. مشاور هم گفت: اين آدم مانند درختي است كه كج رشد كرده و انتظار براي تغيير او بيهوده است. عمر و زندگي‌ات را فداي چنين اميد واهي‌اي نكن.» از پدر سارا مي‌پرسم: اگر دخترت بر اين ازدواج پافشاري مي‌كرد، چه مي‌كردي؟

مي‌گويد: « اين احتمال كم بود، من با فرزندانم رابطه دوستانه‌اي دارم، سعي مي‌كنم با محبت و منطق با آنها كنار بيايم، ولي به هر حال جواني است ديگر... .

خودم را آماده كرده بودم كه اگر چنين ازدواجي سرگرفت، حق طلاق و حضانت فرزند، ادامه تحصيل، داشتن شغل و انتخاب محل زندگي را به شكل قانوني براي او بگيرم. نمي‌خواستم مراسم عروسي مفصل و پرزرق و برقي داشته باشند، گاهي خاطره آب و رنگ و سروصداي همان مراسم، خصوصا در ذهن ديگران، زوج جوان را در تنگنا قرار مي‌دهد. خجالت مي‌كشند بگويند پشيمان شده‌اند. به هر حال تاوان يك انتخاب اشتباه، هدردادن يك عمر نيست.»

نمي توانم از ستايش پدر سارا خودداري كنم... و بي‌درنگ به ياد رفتار خانواده‌هاي ديگري مي‌افتم كه درگير توفان عشق‌هاي آتشين فرزندان خود مي‌شوند: عاق‌كردن، طرد و تهديد و محروم ساختن از ارث و مخالفت‌هاي بي‌منطقي كه تبديل به كينه شده و هيزم آتش اختلاف زن و شوهر جوان مي‌شود، برپا كردن جشن‌هاي پرهزينه با وجود بي‌ميلي به ورود عروس يا داماد تازه به خانواده و تنها به خاطر آنچه، آبرو مي‌خوانندش و از همه تلخ‌تر، با زبان و نگاه و رفتار به او گفتن كه «يادت باشد. كاري است كه خودت كرده‌اي.» اين تهديد موجب مي‌شود زن و شوهر جوان هنگام روبه‌رو شدن با مشكلات، راه مشورت و كمك گرفتن از خانواده‌ها را بسته ببينند.

‌گاه چنين زوج‌هايي پس از تجربه چند سال زندگي با يكديگر و پيمودن راه‌هاي گوناگون براي رسيدن به تفاهم و زندگي بهتر، به بن بست مي‌رسند، اما به‌دليل ترس و نگراني و دوري از نگاه سرزنشگر و تكرار خط و نشان كشيدن‌هاي خانواده و تلخي شنيدن عبارت:«من كه گفتم» از زبان پدر و مادر به زندگي فرسايشي و پرتنش ادامه مي‌دهند و يا به ناچار گرفتار جدايي‌هاي دير هنگام مي‌شوند؛ جدايي‌هايي آن‌قدر دير كه فرصت دوباره ساختن را از آنها مي‌گيرد.

با خود مي‌گويم: آيا پدر سارا الگوي مناسبي براي خانواده‌ها نيست؟

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  غلبه بر اضطراب امتحان
        

ترجمه - سپيده حسينعلي عراقي:

امتحان همواره براي گروهي از دانش‌آموزان و دانشجويان با اضطراب و استرس همراه است.

بخش عمده‌اي از اين اضطراب و نگراني به فقدان آمادگي‌هاي لازم براي امتحان برمي‌گردد. مقاله زير راهكارهايي را براي آماده‌سازي دانش‌آموزان ارائه كرده است. دانش‌آموزان و دانشجويان و والدين در آستانه فصل امتحانات مي‌توانند با به كار بستن اين راهكارها بر اضطراب و نگراني خود غلبه كنند.

اگر دوره امتحانات تجربه جديدي برايتان باشد و يا حتي اگر در اين زمينه خبره و با تجربه باشيد، پيشرفت و اصلاح هميشه جاي خود را دارد. مطمئنا دوره امتحانات با استرس و نگراني همراه است اما نبايد دلسرد و نااميد شويد. همه معلمان روي اهميت امتحانات تاكيد دارند، چراكه نمرات و فعاليت‌هاي كلاسي معمولا 30 درصد نمره نهايي را تعيين مي‌كنند. اين بدان معناست كه اگر در امتحان نهايي نمره حدنصاب را نياوريد، نمره شما ممكن است از 80‌درصد به 60 و يا حتي 50‌درصد برسد.

در زمان امتحان تنها چند ساعت وقت داريد تا نشان دهيد كه به خوبي مطالب درسي را يادگرفته‌ايد و به همين دليل بايد خود را براي امتحان آماده كنيد. در اينجا توصيه‌هايي به شما ارائه مي‌دهيم تا به كمك آنها بتوانيد همه امتحانات‌تان را با موفقيت پشت سر گذاريد. از ياد نبريم كه روش مطالعه اهميت چنداني ندارد. به هر روشي كه مطالعه كنيد مهم آن است كه محيط درس خواندن را خلوت نگهداريد. اشيايي كه در اطراف شما وجود دارند حواس شما را پرت مي‌كنند.

تصور كنيد كه در هنگام مطالعه قاب عكسي از شما روي ميز مطالعه‌تان قرار دارد. نگاهتان از روي كتاب به سمت عكس كشيده مي‌شود. كم‌كم به ياد خاطرات روزي كه در پارك گذرانده‌ايد مي‌افتيد. هنگامي كه به‌خودتان مي‌آييد مي‌بينيد 15 دقيقه گذشته است. و اكنون به ازاي اين 15‌دقيقه‌اي كه بر اثر حواس پرتي از دست داده‌ايد، بايد 15‌دقيقه بيشتر پشت ميز مطالعه بنشينيد در حالي‌كه اين 15 دقيقه را مي‌توانيد به دوستانتان تلفن كنيد. سعي كنيد روي درس تمركز كنيد و در افكارتان غرق نشويد. بهتر است كه قبل و طي دوره امتحانات، تا آنجا كه مي‌توانيد از ميهماني رفتن خودداري كنيد. البته ابتدا اين امر دشوار و وسوسه انگيز است.

همه دوستان آنجا دور هم جمع هستند اما آيا واقعا مي‌توانيد از چند ساعت مطالعه بزنيد؟ سعي كنيد بعد از امتحانات به ميهماني برويد. بهتر نيست كه با خيالي آسوده و با آرامش جشن بگيريد و در ميهماني‌ها حضور داشته باشيد؟در مدتي كه مطالعه مي‌كنيد سعي كنيد سؤالاتي در رابطه با مطلبي كه مي‌خوانيد طرح كنيد. سپس سؤالات طرح شده را با جملات خودتان روي كاغذ پاسخ دهيد. اين عمل اين امكان را فراهم مي‌سازد تا درس را بيشتر بفهميد. تصور كنيد كه درس را براي فردي كه هيچي از آن نمي‌داند توضيح مي‌دهيد. مطالب را ساده و روان توضيح دهيد. از اين طريق يادگيري آسان‌تر خواهد بود.

تست‌ها و كوئيزهايتان را نگه داريد

شما از مجموعه سؤالاتي كه در امتحان مي‌آيد هيچ گونه اطلاعي نداريد. معلمان براي آنكه بفهمند شما مطالب درسي را به درستي فهميده و يادگرفته‌ايد از همان سؤالات تست‌ها و كوئيزها در امتحان استفاده مي‌كنند. بنابراين با نگهداري تست‌هايي كه در طول سال از شما گرفته شده، اين فرصت را خواهيد داشت تا غلط‌ها و مطالبي را كه ياد نگرفته‌ايد را مجددا مرور كنيد. نبايد بيش از 45 دقيقه مطالعه كنيد. بنا بر مطالعات علمي، مغز انسان نمي‌تواند بيش از 45‌دقيقه روي درس متمركز بماند. به همين دليل بعد از هر

45 دقيقه مطالعه، يك استراحت 15 دقيقه‌اي را پيشنهاد مي‌دهيم.

طي اين 15‌دقيقه، از ميز مطالعه‌تان دور شويد و به آن فكر نكنيد. مقداري آب ميوه بنوشيد، با كسي صحبت كنيد و يا قدري قدم بزنيد. و بعد با ذهني آسوده و تمركزي دقيق درس را مجددا آغاز كنيد. همچنين مهم است تا حد ممكن بخوابيد. اگر همواره احساس خستگي كنيد به سختي مي‌توانيد روي درس تمركز داشته باشيد. هيچ وقت نگوييد « وقت ندارم بخوابم...». براي انجام هر كاري كه بخواهيد وقت داريد. تنها كافيست وقت‌تان را به درستي تنظيم كنيد.

‌زمان امتحان

زماني كه بيرون سالن امتحان در انتظار به سر مي‌بريد، همواره به افرادي برمي‌خوريد كه سعي دارند ثابت كنند كه بيش از شما مي‌دانند. خود را از آنها دور نگه داريد زيرا اين افراد ممكن است تمركز شما را بهم بريزند. چنانچه خودتان را به خوبي براي امتحان آماده كرده باشيد جاي نگراني وجود ندارد. همين انتظار مي‌تواند به شدت به دانش‌آموزان استرس وارد آورد به‌خصوص زماني كه به‌نظر برسد افرادي آنجا حضور دارند كه بيشتر از آنان مي‌دانند. به همين دليل، قبل از امتحان نفس عميقي بكشيد و تمام نگراني‌هايي كه ذهنتان را مشوش كرده است را خالي كنيد.

منشاء اصلي استرس

دنياي امروزي كه همواره دستخوش تغيير و دگرگوني است، نگران كننده‌تر و اضطراب‌آور‌تر از هميشه براي كودكان بوده است و با وجود فراهم آوردن انگيزه‌هاي متعدد و جديد در زندگي امروزي اما همچنان با ناامني زيادي همراه است. در جامعه امروزي، ساختار خانواده‌هاي بزرگ و پر‌جمعيت كمتر به چشم مي‌خورد حضور پدربزرگ و مادربزرگ‌ها، عمه‌ها، خاله‌ها و عمو‌ها در خانواده‌ها كمرنگ شده است.

علاوه بر آن، مسئله طلاق و جدايي والدين است كه نسبت به گذشته افزايش داشته و همواره موجب ترس و وحشت زيادي در كودكان مي‌شود و امنيت و آرامش خاطر آنان را به‌شدت تهديد مي‌كند. هر ساله از هر 5 خانواده، يك خانواده به مكان جديدي نقل مكان مي‌كند و اين به معناي ورود كودك به محله و مدرسه جديد و از دست دادن دوستان قديمي است. اكثر مادران امروزي شاغل هستند و بيش از پيش وقت خود را خارج از منزل مي‌گذرانند. اين امر استقلال و بار مسئوليت كودكان را افزايش مي‌دهد. همچنين مي‌توان از پديده خشونت در خانواده‌ها نام برد كه موجب آزردگي و رنجش كودكاني مي‌شود كه شاهد آن در خانواده هستند و يا خود مورد خشونت قرار مي‌گيرند.

علاوه بر دلايل ذكر شده مي‌توان از فشار و توقعات بجا و نابجاي درس و مدرسه، معيار‌هاي موفقيت تحصيلي(نمرات عالي) و حتي از فعاليت‌هاي ورزشي و هنري خارج از مدرسه نام برد كه به جاي آنكه موجب رفع خستگي و آرامش هر چه بيشتر كودكان شوند، در اينگونه فعاليت‌ها نيز توقعات و خواسته‌هاي بيش از حدي نسبت به نتيجه عمل و موفقيت آنان به چشم مي‌خورد. اگر خانواده نتواند و يا از اين پس ديگر قادر نباشد حامي كودك و پاسخگوي خواسته‌ها و نيازهاي او باشد، كودك كجا مي‌تواند براي شناخت و درك خود و رويارويي با مشكلات، به گوشي شنوا يا كمك و حمايت و پشتيباني دست يابد؟ بنابراين اكثر آنان به دوستانشان پناه مي‌برند، دوستاني كه قادر نيستند چيزي كه آنها به‌دنبالش هستند را به آنان بدهند، زيرا اغلب دوستانشان نيز همانند خود آنان دچار استرس و نگراني هستند و همچنين به معناي علائم و حالاتي كه احساس مي‌كنند، آگاهي ندارند.

رفتارهايي كه نشانگر مشكل است

كودكان اغلب مشكلاتشان را از طريق رفتارشان بروز مي‌دهند. و يا به عبارتي رفتارهاي ناسازگار از خود نشان مي‌دهند. در اينگونه رفتارها خشم و عصبانيت، ناآرامي و يا حتي رفتارهاي ضداجتماعي و پرخاش‌جويانه‌اي ديده مي‌شود كه دامنگير اشياء و ساير افراد نيز مي‌شود. در بعضي مواقع كودك رفتارهاي دوران بچگي‌اش را از سر مي‌گيرد مثلا دوباره شروع به مكيدن شست، گريه، بهانه‌گيري و نق‌زدن مي‌كند.اين كودكان اغلب مستعد بيماري هستند و در لحظه رفتن به مدرسه از دل درد و سردرد مي‌نالند. خواب آرامي ندارند، در خواب كابوس مي‌بينند و دچار بي‌اشتهايي و يا پرخوري مي‌شوند. تمركز ضعيفي دارند و اغلب حواسشان پرت است گويي اصلا حضور ندارند.

اين علائم مطمئنا حاكي از وجود مشكلي هستند و همواره به معناي واكنش در برابر وقايع و يا شرايطي خاص به شمار مي‌آيند. و تا زماني‌كه شرايطي كه موجب تحريك كودك شده است، همچنان باقي بماند، احتمال مي‌رود كه به‌صورت مزمن در آيد. اكثر اوقات والدين و يا مربيان اين پيام را به درستي دريافت نمي‌كنند و براي آنكه به رفتار ناخوشايند كودك خاتمه دهند، به تنبيه و يا سرزنش او مي‌پردازند، غافل از آنكه اين عمل كودك را بيش از پيش منزوي مي‌كند و به يك دور باطل مي‌انجامد. در حقيقت، از طرفي رفتارهاي نادرست كودك بيش از پيش ادامه مي‌يابد و از طرف ديگر تنبيهات والدين و معلماني كه خود را متفكر و چيزدان مي‌دانند، نيز افزايش مي‌يابد. كودكان نسبت به بزرگترها در برابر طرد و يا تاييد شدن، حساس‌تر هستند.

زماني‌كه پدر يا مادر واكنشي نامناسب از خود نشان دهند، در كودك استرس ايجاد كرده و عوامل استرس‌زا كم‌كم به ترس و وحشتي واقعي تبديل مي‌شوند.برخي از مطالعات حاكي از آن است كه پسران بيش از دختران در برابر استرس از خود واكنش نشان مي‌دهند، شايد به اين دليل باشد كه هنجارهاي فرهنگي فشار بيشتري بر پسران اعمال مي‌كنند و آنان را وا مي‌دارند تا شجاع و قوي باشند و از گريه كردن و ابراز درماندگي خودداري كنند.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  لبخند زدن را امتحان کنید
     

مربی من گاهی این این توصیه عجیب را در حین تمرین به من می‌کرد: "صورتت را شل کن".

مدت‌ها این توصیه باعث سردرگمی من شده بود. آیا تمرین جسمی باید خودش را در ژست‌های صورت نشان دهد.

فکر می‌کردم صورت یک دریچه رهایی از فشار است که به فرد کمک می‌کند، دردی را که در بدن احساس می‌کند، بيرون بریزد. اما مربی‌ام می‌گفت که قضیه را از آن طرف نگاه کنم: کنترل کردن صورت به کنترل کردن ذهن کمک می‌کند.

در این مورد مشکوک بودم تا زمانی که مقاله‌ای را در شماره ژانویه "نشریه شخصیت و روانشناسی اجتماعی" خواندم، ‌مقاله‌ای مرور محض شده از انجمن روانشناسی آمریکا.

این مقاله مرا به مقالات دیگری راهنمایی کرد،‌ و برایم ثابت شد که مربی‌ام درست می‌‌گوید. صورت دریچه رهایی فشار نیست. صورت بیشتر مانند یک ترموستات است. هنگامی که شما درجه آن را پایین می‌آورید،‌ ماشین درونی مجبور می‌شود کمتر کار کند.

دیوید ماتسومتو از دانشگاه ایالتی سان فرانسیسکو و باب ویلینگهام از مرکز بررسی‌های روانشناختی در برکلی کالیفرنیا در آن مقاله در نشریه شخصیت و روانشناسی اجتماعی نتایج اولین بررسی تا به حال انجام شده را منتشر کرده بودند، که به مقایسه حالات چهره افراد نابینا با حالات چهره افراد بینا در محیط طبیعی غیرآزمایشگاهی می‌پرداخت.

آنهایی که مورد بررسی قرار گرفتند‌، همه ورزشکاران جودو بودند- افراد نابینا در بازی‌های پارالیمپیک 2004 در آتن و افراد بینا در مسابقات المپیک 2004 در همان شهر چند هفته زودتر شرکت کرده بودند.

ماتسوموتو در این تحقیق به یکی از قدیمی‌ترین معضلات در بررسی فیزیولوژی پرداخته بود.

سال‌های بسیار است که روانشناسان دریافته‌اند،‌ افراد را در سراسر جهان، حتی در فرهنگ‌های دورافتاده،‌ از حالات چهره‌ای مشابهی برای بیان عواطف پایه‌ای مانند غم یا شادی استفاده می‌کنند.

چارلز داروین در قرن نوزدهم این پدیده را یادآور شده است، و استاد ماتسموتو، روانشناس مشهور، پل اکمن، که در دهه 1960 به سراسر دنیا سفر کرد، ثابت کرد که چه در مردمان قبائل منزوی و چه مردم کشورهای غربی، تصاویر حالات چهره را به یک نحو شناسایی می‌کنند. اکمن نشان داد که در همه جای دنیا اخم کردن معنای شاد نبودن، چشم‌های گشادشده به معنای ترس یا تعجب، رودرهم کشیدن به معنای نفرت است.

اما هیچکس تا به حال منشا این جهانشمول بودن حالات صورت را نیافته است. آیا همگی ما حالات صورت‌‌مان را از ظزیق فرهنگ‌مان می‌آموزیم، یا این حالات از طریق ژنتیکی برای هرکسی رمزبندی می‌شوند؟

این سوال ذهن بسیاری از دانشمندان را به خود مشغول کرده است. داروین در سال 1872کتابی طولانی با نام "بیان عواطف در انسان و حیوانات"، نوشت که به این نتیجه می‌رسد: جهانشمولی حالات چهره مدیون جنبه تکاملی آن است.

او در فصل پایانی کتاب،‌ یادآور شده بود که کشیشی که مدرسه‌ای برای نابینایان را اداره می‌کرد، به او گفته بود: "آنهایی که نابینا متولد می‌شوند" و "آنهایی که از نعمت بینایی برخوردارند" حالات چهره‌ای را به یک نحو نشان می‌دهند.

اما بیش از 130 سال طول کشید تا شخصی به فکر آزمودن علمی این فرضیه بیفتد.

ماتسموتو نهایتا این فرضیه را ثابت کرد. او 123 عکس گرفته شده بوسیله، ویلینگهام، عکاس حرفه‌ای، را مورد بررسی قرار داد و به دقت همه حالات صورتی ورزشکاران را رمزبندی کرد. این محققان دریافتند که بدون توجه به اینکه این ورزشکاران بینا یا نابینا باشند، برندگان مدال طلا به طور قابل توجهی با احتمال بیشتری لبخند‌های واقعی و شادمانه - لبخندهایی که که در آن فقط عضلات اطراف دهان درگیر نیست، بلکه عضلات اطراف چشم هم در آن فعال است- بروز می‌دهند.

از آنجایی که افراد نابینا نمی‌توانند اشارات فرهنگی را بیاموزند، ماتسموتو و ویلینگهام نتیجه گیری می‌کنند که همه ما با توانایی بیان عواطف چه واقعی و چه تعارف‌آمیز از طریق حالات صورتی زاده می‌شویم. این حقیقت که افراد نابینا می‌توانند لبخند تصنعی بزنند، نشان می‌دهد که این مهارت احتمالا از طریق تکامل کسب شده است تا ما بتوانیم با دیگران سر کنیم.

به این ترتیب معلوم می‌شود که حالاتی که در صورت‌تان بروز می‌کند، قویا به احساسات درونی شما مربوط می‌شود. اما سوالی که برای من مطرح شد این بود که آیا با تعلیم‌دیدن می‌توان این معادله را معکوس کرد.

به عبارت دیگر می‌‌توان آنچه را درون‌تان احساس می‌کنید، با واداشتن صورت به بروز حالتی متفاوت تغییر داد؟ این همان کاری بود که مربی من پیشنهاد می‌کرد. اگر صورتم را در حالتی شل و ول نگه می‌داشتم، و نه در هم کشیده،‌ تمرینات برایم راحت‌تر می‌شد.

این امکان حالت صورت شما بر خلق و خوی شما اثر بگذارد، برای اولین بار بوسیله مارشا لینهان، روانشناسی از دانشگاه واشنگتن که بیماران خودکشی‌کرده را درمان می‌کرد، ‌پیشنهاد شد.

او دریافت که تعلیم دادن بیماران برای اینکه حالات صورت‌شان را تنظیم کننند - برای مثال هنگام خشمگین شدن صورت‌شان را شل کنند - می‌تواند به آنها کمک کند تا عواطف‌شان را کنترل کنند.

قبلا در سال 1983 اکمن و همکارانش در مقاله‌ای در نشریه ساینس شواهدی را در این مورد را ارائه داده بودند.

آنها دریافتند که افرادی که به آنها آموزش داده شده است برخی حرکات صورتی معین را انجام دهند، ‌همان پاسخ فیزیولوژیک را در بدن خود نشان می‌‌دهند، که آنهایی که تجربه‌ای بسیار عاطفی را به یاد می‌آورند، در بدن خود دارند.

بعدها یک بررسی دیگر نشان داد که اگر مدادی را میان دندان‌های‌تان نگه‌دارید- کاری که باعث می‌شود دهان شما حالتی مانند لبخند به خود بگیرد- کارتون‌ها برای‌تان سرگرم‌کننده‌تر خواهد بود.

به طور خلاصه تعلیم عاطفی در دو جهت عمل می‌کند، بین مغز شما که ممکن است به خاطر کار مربی شما، از درد در حال جیغ کشیدن باشد، و صورت شما - که اگر آن را در حالت شل و ول نگهدارید- به مغز شما می‌گوید که نباید اینقدر اعتراض کرد.

منبع: تایم

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خلاق بودن را ياد دهيم
   

 

كودكان امروز لازم است بزرگسالاني خلاق و مبتكر باشند؛ زيرا جهان به سرعت در حال تغيير و دگرگوني است و آنان نياز دارند براي رويارويي با مشكلات و فائق‌آمدن بر آنها خلاقانه فكر و عمل كردن را بياموزند.

خلاقيت، ابتكار و نوآوري مرحله‌اي از رشد عقلي است كه مي‌تواند منجر به ساخت و ايجاد موقعيتي براي راحت‌تر زيستن شود. براي خلاق بودن نياز به داشتن هوش و ذكاوت بالا نيست. به عبارت ديگر يك فرد خلاق الزاما فردي باهوش نيست بلكه تنها با استفاده از تجربه، آزمايش و البته كنجكاوي و بررسي درباره پديده‌هاي محيطي‌اش قوه خلاقيت و ابتكار خود را متجلي مي‌سازد. كودكان ذاتا خلاق هستند به شرط آنكه بتوانيم شرايط و موقعيتي برايشان فراهم آوريم. كودكان تخيلات، ايده‌ها و افكار خود را با به‌كار گرفتن روش‌هاي گوناگون و خاص خود بيان مي‌كنند.

آنها نقاشي مي‌كنند، داستان مي‌نويسند، نقش بازي مي‌كنند، يك قطعه موسيقي مي‌سازند، كاردستي درست مي‌كنند، مسئله حل مي‌كنند و.... كودكان براي ارائه كارهاي خلاقانه خود نيازمند ايده‌ها و اطلاعات خامي‌ هستند كه با تركيب كردن آنها بتوانند قوه ابتكار و نوآوري‌شان را نمايش دهند. كتاب، بازي‌ها گوناگون، لوازم و مواد خام اوليه، نوارهاي موسيقي همگي مي‌توانند انگيزه و عاملي براي احيا و بروز خلاقيت هنري- علمي بچه‌ها باشند. اسباب‌بازي‌ها و وسايلي كه ساخته فكر بزرگسالان هستند هيچ‌گاه نمي‌توانند خلاقيت كودك را برانگيزند. تجاربي كه كودكان در سال‌هاي اوليه رشدشان از محيط كسب مي‌كنند اندوخته‌اي براي تفكر خلاقانه آنان به حساب مي‌آيد. هرقدر اين دانسته‌ها و اطلاعات بيشتر و متنوع‌تر باشند پيش‌زمينه بهتري براي پرورش و بروز خلاقيت در خود ذخيره خواهند كرد.

مك‌كنيان در تعريف خلاقيت مي‌نويسد: «خلاقيت عبارت است از حل مسئله به نحوي كه ماهيتي بديع و نو داشته باشد.» ويليامز مي‌نويسد: «خلاقيت مهارتي است كه مي‌تواند اطلاعات پراكنده را به هم پيوند دهد عوامل جديد اطلاعاتي را در شكل تازه‌اي تركيب كند و تجارب گذشته را با اطلاعات جديد براي ايجاد پاسخ‌هاي منحصر به فرد و غيرمتعارف مرتبط مي‌سازد.»

عوامل ايجاد خلاقيت در كودكان

1 – داشتن استقلال و حق انتخاب

تحقيقات نشان داده دانش‌آموزاني كه استقلال بيشتري در تصميم‌گيري دارند و به آنان حق انتخاب داده مي‌شود از انگيزه دروني بيشتري براي انجام كار برخوردارند و پيشرفت خلاقيت در آنان قابل ملاحظه است.

2 – پاداش

اگرچه روان‌شناسان و خصوصا رفتارگرايان، پاداش را عاملي مهم براي تقويت رفتار مي‌دانند اما اگر اين پاداش‌ها به درستي و در جاي خود اعمال نشود نه‌تنها تاثيري مثبت ندارد بلكه خود عاملي براي از بين بردن خلاقيت خواهد بود.

3 – تعريف و ستايش

كودكاني به طور مداوم از طرف خانواده يا معلمان مورد تعريف و تشويق قرار مي‌گيرند كه فقط كارهايي را انجام دهند كه مورد توجه والدين يا معلمان آنهاست. آنها ياد مي‌گيرند كه در زندگي آينده به جاي خلاقيت و ابتكار، خود را با شرايط سازگار كنند و تنها به دنبال اموري باشند كه تعريف و ستايش ديگران را به ارمغان آورد.

4 – ايجاد فرصت براي كسب بينش و كشف مجهولات

يكي از مهم‌ترين راه‌ها براي ايجاد خلاقيت كودكان فرصت‌دادن به آنها براي پاسخگويي، كسب بينش و كشف مجهولات است. هيچ كودكي در جهان به كمك آنچه مي‌شنود و به ياري آنچه مي‌بيند پيشرفت نمي‌كند؛ پيشرفت وي به آنچه انجام مي‌دهد بستگي دارد.

راه‌هاي پرورشي و رشد خلاقيت در كودكان

1 – احترام به سؤالات عادي و غيرعادي كودكان

براي ارضاي كنجكاوي كودك هيچ‌چيز مثل دادن جواب‌هاي مناسب و صحيح به سؤالات او نيست. سؤال در واقع انعكاسي از مغز تشنه‌اي است كه مي‌خواهد با دريافت جواب از فردي كه بهتر از او مي‌داند خود را سيراب كند. اگر چه احتياج بايد فوراً برآورده شود ولي كمي مكث بين سؤال و جواب غالبا مي‌تواند افكار و ايده‌هاي مفيدي براي مباحثه به بار آورد و ارائه جواب هم بستگي به پيچيدگي سؤال دارد. گاهي اوقات بهتر است به او بگوييم سعي كند جواب سؤالش را خودش پيش‌بيني كند و او را راهنمايي كنيم تا آن پيش‌بيني را اگر چه غلط هم باشد برمبناي مشاهدات و تجربيات خود تجزيه و تحليل كند.

2 – به كودكان نشان دهيم عقايد آنان با ارزش است

لازم است والدين و مربيان نه‌تنها درباره امور و مسائلي كه مربوط به كودك مي‌شود بلكه همچنين درباره مسائل و امور خانه و مدرسه كه دخالت كودك در آنها شايسته است از او نظر بخواهند و عقايد او را هم مثل عقايد بزرگترها در حضور خود كودك به بحث و گفت‌وگو بگذارند.

3 – تدارك فرصت‌هاي مناسب براي يادگيري مبتكرانه و قدرداني از اين نوع يادگيري‌ها

يكي از مشخصات انسان خلاق اين است كه توانايي‌اش را خودش به كار مي‌اندازد. كنجكاوي كودك به كشف مطالب نشان مي‌دهد كه در يادگيري تقريبا هميشه كودكان پيش‌قدم هستند. والدين و مربيان به كودكان اجازه دهند كه گاهي اوقات مطابق ذوق و سليقه خودشان ايثار را كشف كنند. كودك بايد در يادگيري‌هاي شخصي و ابتكار خود تشويق و هدايت شود بدون اينكه از خطاهاي او چشم‌پوشي شود.

عوامل آسيب‌زا در خلاقيت

عوامل آسيب‌زا در خلاقيت دغدغه‌هايي براي متوليان نظام تعليم و تربيت در سطح جامعه به وجود آورده است و تهديدي جدي براي شكوفا شدن استعدادها و توانمندي‌هاي كودكان محسوب مي‌شود. عوامل آسيب‌زاي خلاقيت را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد:

1 – عوامل فردي (دروني) 2- عوامل محيطي

منظور از عوامل فردي عواملي است كه به ويژگي‌هاي فرد مربوط مي‌شود و عوامل محيطي به موقعيت‌هايي اطلاق مي‌شود كه فرد در ارتباط با ديگران دارد.

يكي از عوامل محيطي كه در ركود قوه خلاقيت كودكان تاثير بسزايي دارد محيط خانواده است. خانواده نخستين پايگاه تربيتي كودكان است و ميزان خلاقيت را مي‌توان با ايجاد فضاي مناسب خانوادگي افزايش داد. گاهي خانواده‌ها با ايجاد محيط‌ مناسب خانوادگي امكان خلاقيت را افزايش مي‌دهند؛ هرچند گاهي نيز خانواده‌ها با روش‌هاي غيركارآمدي كه براي تحقق اين هدف اعمال كرده‌اند نه‌تنها نتيجه مطلوبي به دست نياورده‌اند بلكه نتيجه معكوس به بار آمده است.

راهكارها و پيشنهادها

1 – والدين به كودكانشان احترام بگذارند و به توانمندي‌هاي آنان معتقد باشند.

2 – به كودكان آزادي عمل دهند زيرا خلاقيت و ابتكار كودك غالبا در زمان‌هايي شكوفا مي‌شود كه از آزادي عمل برخوردار باشد.

3 – بايد به كودكان اجازه دهند به طور خودجوش و خلاقانه به كارهاي مورد علاقه خويش بپردازند.

4 – حس اعتماد به‌نفس و خودباوري را در كودكان تقويت كنند.

5 – كودكان را به بازي با گل تشويق كنند زيرا گل وسيله‌اي سه‌بعدي است. هنگام كار با اين وسيله كودك‌آزادي خلاقانه‌تري را نسبت به وسايل دوبعدي ديگر نظير نقاشي و طراحي به دست مي‌آورد.

6 – نبايد كودكان را قرباني عادت كنند. اگر فرزندان در حل مسائل، روشي را انتخاب كنند كه فقط در يك چارچوب خاص قرار بگيرد و هميشه بخواهند طبق آن الگو پيش بروند به آن عادت كرده و بدون تفكر به حل مسائل مي‌پردازند؛ بنابراين فكر خود را محدود كرده و به خلاقيت كه لازمه‌اش تفكر و تعقل است نخواهند رسيد.

نتيجه‌گيري

يك فرد بزرگسال در شرايطي مي‌تواند خلاقيت را تشويق كند كه در توليد و بروز انديشه‌هاي خلاق از يك چارچوب بدون ارزشيابي بهره گيرد.

فرد بزرگسال بايد به كودكان اطمينان دهد كه فرصت خطر كردن در تكاليف وجود دارد و بايد آنها را به كنجكاوي و جست‌وجو درباره انديشه‌ها و حدس‌ها و ملاحظه چيزها به گونه‌اي نو وادارد.

منابع:

1 – روان‌شناسي براي آموزش، شهني ييلاق

2 – اهميت خلاقيت و شيوه‌هاي پرورش آن، افضل‌سادات حسيني

3 – مباني و اصول آموزش و پرورش، غلامحسين شكوهي

4 – مقدمه‌اي بر روان‌شناسي و آموزش و پرورش كودكان، غلامعلي افروز

5 – مجله پيوند آبان 1383

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه به پرسش هاي كودكانم پاسخ دهيم
 

پرسشهای کودکان را جدی بگیریم :

انسان موجود ظریف و پیچیده ای است.تربیت او کار ساده ای نیست در یک قطعه چوب و سنگ به آسانی می توان تغییر و تحولی بوجود آورد،زیرا جا مدات از خود اراده ای نداشته و مقاومتی نمی نمایند،ولی انسان چون دارای شخصیت و اراده است در برابر هر دگرگونی ایستادگی می نماید بعبارت دیگر هما نند چوب و سنگ نیست که خود را در بست در اختیار دیگران بگذارد.از این گذشته،انسان احتیا جات گونا گونی دارد،مربیان می بایستی تمام نیاز مندیهای جسمی و عا طفی و فکری کودکان را در نظر بگیرند تا روش های تربیتی ،سود مند واقع گردد، والا سهل انگاری در یکی از خواسته های مشروع آنان نتیجه تر بیتی را ،خنثی خوا هد ساخت.

كودكان دنيايي متفاوت و خاص خود دارند، كودكان براي اينكه رشد كنند علاوه بر غذاي جسم نياز به غذاي روح نيز دارند كه اين غذاي جسم را ما بزرگ ترها بايد براي آنان فراهم نماييم، گاه كودكان مستعد و باهوش خودشان زمينه رشد بهتر را براي خود فراهم مي آورند . يكي از راههاي رشد بچه ها از طريق طرح سوال ممكن مي شود.

چرا کودکان می پرسند :

از آغاز کودکی حس کنجکاوی شدیدی کودکان را تحریک میکند که از هر چیزی سر در بیاورند ،آنان پیش از آن که به حرف زدن آشنا گشته و راه رفتن را بیا موزند ، با لمس کردن اشیاء و خراب کردن آنها می خواهند از آنها اطلاع پیدا کنند ،وآنها را بشنا سند .کودکان وقتی به سن سه و چهار سالگی می رسند به جای لمس کردن و خراب نمودن ،این اطلاع و آشنایی را به وسیله ی پرسشهای گوناگون انجام می دهند ،لذا در این دوره کلمات چرا و چطور زیاد از زبان آنها شنیده می شود. این پرسشها از مو ضوعات بسیار ساده و کم اهمیت شروع شده ، بتدریج به سئوالات پیچیده منتهی می گردد

• مثلاً بسیاری از کودکان می پرسند ستاره چیست ؟

• خدا کجا است ؟

• چرا خداوند دیده نمی شود ؟.

.. عطش شناسایی و درک نه تنها در طبقه ی کودکان وجود داردبلکه این تجسس فکری از مختصات انسان بوده در هر دوره و زمانی انسان ها می کوشند از هر چیزی سر در آورده ، مجهولات خود را کاهش دهند و به دانستنی های واقعی خود بیفزایند ، بسیاری از تمایلات انسان دوره ای و فصلی است ،یعنی در موقعی شروع و در زمانی پایان می یابد ، مثلاً بازی کودکان آغاز و انجامی دارد ولی حس کنجکاوی و درک انسان پایانی ندارد ، وتازه هر چه علم و دانش بشری فراوان تر می گردد ابهام و سوال انسان ها نيز توسعه بيشتري مي يابد.

سوالات كودكان در زمينه هاي متفاوت و مختلف مي تواند باشد برخي از سوالاتي كه به ذهن آنها ممكن است بيايد و برخي از آن سوالاتي كه از ذهن شان گذشته و توسط كودك مطرح گرديده در اين مقاله آمده اميد اينكه بتواند راههاي مناسب رشد كودك را براي والدين عزيز هموار سازد.

زماني كه كودك اولين نوزاد متولد شده را مي بيند اين سوال برايش پيش مي آيد كه نوزاد از كجا مي آيد؟ براي اينكه بدانيم چگونه به اين سوال كودك پاسخ دهيم بايد بدانيم كه:

هرگز نبايد در برابر سوال كودك از چگونگي تولد به او دروغ بگوئيد. اگر هم نمي خواهيد در آن لحظه پاسخي دهيد . به او بگوئيد بعدا ًصحبت خواهم كرد. تجربه ما نشان مي دهد كه پاسخ درست ما به بچه ها، نه تنها انحراف ايجاد نمي كند. بلكه از انحراف آن ها پيشگيري مي كند. كاري كنيم كه بچه ها بدون احساس تقصير، سوالات خود را مطرح كنند و ضمناً مطمئن باشند كه والدين به آنها دروغ نمي گويند تا به والدين اعتماد پيدا كنند. نكته قابل توجه در پاسخ به اين سوال آن است كه در مورد تولد فرزند متناسب با سن و سال و درك كودك به او پاسخ دهيم.

برخي بنابر تجربيات و خاطرات تلخ جنسي گذشته خودشان، از تکرار دوباره آن در مورد فرزندانشان در هراسند و سکسوآل بودن کودکانشان را کورکورانه انکار مي کنند. اينکه کودک در مورد مسائل جنسي سکوت اختيار مي کند دليل بر عدم کنجکاوي او در اين زمينه نيست. بلکه مطمئن باشيد قبلا کنجکاوي و يا تمايلات او را به گونه اي سرکوب کرده ايد و اين اعتماد که شما را بعنوان سنگ صبور خود دانسته و راز و رمزش را با شما در ميان بگذارد را از او سلب نموده ايد. کودکاني که بيشتر مورد توجه و نوازش قرار گرفته و خودارضايي مي کنند در روابط جنسي با شريک جنسي خود، کمتر دچار مشکل خواهند شد.مشکلات در زمينه چگونگي روياويي با سوالات جنسي بسيار است. در ابتدا گزينش واژه هاي مناسب براي محاوره اي ساده و دوستانه و سپس انتخاب زمان و مکان مناسب، مي تواند کار را راحت تر کند. بعنوان نمونه به هنگام استحمام که هر دو برهنه مي شويد، مي توان پاسخگوي سوالات جنسي او باشيد

سوال كودكي كه ممكن است در زمينه مسائل جنسي باشد؟

مسائل جنسي را همانند ساير مسائل بايد به كودك آموزش داد. همان طوريكه به بچه ها ياد مي دهيم قبل از صرف غذا دستهايشان را بشويند به همين سادگي نيز مسائل جنسي را بايد آموزش داد.

چرا من آلت جنسي دارم؟

• اسم آن چيست؟

• چرا اندام تناسلي من چنين عملکردي از خود نشان مي دهد؟ اسم عملکرد چيست؟

• در مقابل تحريک شدن چه رفتاري بايد نشان دهم؟ناديده گي و يا پذيرش؟

• به هنگام تحريک جنسي چه اتفاقي مي افتد؟

• من چگونه بدنيا آمده ام؟

بهترين سن براي ازدواج چند سالگي است؟

«۸۴سالگي! چون در آن سن مجبور نيستيد کار کنيد و مي‌توانيد هي دراز بکشيد و فقط همديگر را دوست داشته باشيد.» جودي، 8 ساله

«مهدکودکم که تمام بشود، مي‌روم و براي خودم دنبال زن مي‌گردم!» تام، 5 ساله

در اولين قرار ملاقات، زن و مردها به هم چه مي‌گويند؟

«در اولين قرار ملاقات فقط به هم دروغ مي‌گويند و اين معمولا باعث مي‌شود که از هم خوش‌شان بيايد و يک قرار دوم بگذارند.» مايک، 10 ساله

مساله حياتي: بهتر است آدم ازدواج کند يا مجرد بماند؟

«دخترها بهتر است مجرد بمانند، اما پسرها بايد ازدواج کنند چون يک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بيفتد و تميز کند!» لينت، 9 ساله

«بابا اين چيزها سردرد مي‌آورد. من فقط يک بچه‌ام. من همچين بدبختي‌هايي نمي‌خواهم.» کني، 7 ساله

چرا دو نفر عاشق هم مي‌شوند؟

«هيچ کس نمي‌داند چه اتفاقي مي‌افتد، ولي من شنيده‌ام که يک ربط‌هايي به بويي که آدم مي‌دهد دارد، براي همين است که مردم اين قدر عطر و ادکلن مي‌خرند.» جين، 9 ساله

«مي‌گويند يکي به قلب آدم تير مي‌زند و اين حرف‌ها، ولي مثل اينکه بقيه‌اش اين قدر درد ندارد.» هارلن، 8 ساله

عاشق شدن چطوري است؟

«مثل يک بهمن که براي زنده ماندن بايد زود از زير آن فرار کني.» راجر، 9 ساله

«اگر عاشق شدن مثل يادگرفتن حروف الفبا سخت است، من يکي که نمي‌خواهم. خيلي طول مي‌کشد.» لئو، 7 ساله

نقش خوش‌تيپي در عشق چيست؟

«اگر مي‌خواهيد کسي که در حال حاضر جزئي از خانواده‌تان نيست، دوستتان داشته باشد، خيلي مهم نيست که خوشگل باشيد.» ژوانه، 8 ساله

«فقط قيافه مهم نيست. من را نگاه کنيد. خيلي خوش‌تيپم. اما هنوز کسي پيدا نکرده‌ام که با من ازدواج کند.» گري، 7 ساله

«زيبايي يک چيز ظاهري است، نمي‌تواند خيلي ماندگار باشد.» کريستينه، 9 ساله

چرا عشاق دست هم را مي‌گيرند؟

«مي‌خواهند مطمئن شوند که حلقه‌هايشان نمي‌افتد، چون خيلي بالايش پول داده‌اند.» ديو، 8 ساله

عقايد محرمانه درباره عشق را بيان كنيد؟

«من عشق را دوست دارم، فقط به شرطي که وقتي تلويزيون کارتون مي‌دهد، اتفاق نيفتد.» آنيتا، 6ساله

«عشق آدم را پيدا مي‌کند، حتي اگر خودت را از آن پنهان کني. من از 5 سالگي تلاش مي‌کنم که خودم را از آن پنهان کنم ولي دخترها مدام پيدايم مي‌کنند.» بابي، 8ساله

«خيلي دنبال عشق نيستم. فکر مي‌کنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافي سخت هست.» رژينا، 10 ساله

ويژگي‌هاي شخصي براي اينکه عاشق خوبي باشيد

«يکي از شما بايد بلد باشد که خوب چک بنويسد، چون حتي اگر صد هزار کيلو هم عشق داشته باشيد، باز هم يک قبض‌هايي هست که بايد پرداخت کنيد.» آوا، 8 ساله

راه‌هايي که مي‌شود کسي را عاشق خودتان کنيد كدامند؟

«به آنها بگوييد که فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي شکلات داريد.» دل، 6 ساله

«يک سري کارها را نکنيد مثلا اينکه کتاني سبز بدبو داشته باشيد... ممکن است با اين کارتان توجه کسي را جلب کنيد اما توجه، عشق نيست. » آلونزو، 9 ساله

«يکي از راه‌هايش اين است که دختر مورد نظر را براي غذاخوردن بيرون دعوت کنيد. حتما يک چيزي بخريد که دوست دارد؛ مخصوصا سيب‌زميني سرخ کرده.» بارت، 9ساله

چطوري مي‌شود فهميد دو تا آدمي که توي رستوران غذا مي‌خورند عاشق هم هستند؟

«فقط نگاه کنيد و ببينيد که مرد صورت حساب را برمي‌دارد يا نه. اين راهي است که مي‌شود فهميد عاشق شده يا نه.» جان، 9 ساله

«عاشق‌ها فقط به هم خيره مي‌شوند و غذايشان سرد مي‌شود. بقيه بيشتر به غذا توجه مي‌کنند.» براد، 8 ساله

«اگر يکي از آن دسرهايي سفارش بدهند که با آتش درست مي‌کنند، عاشقند. چون يعني قلب خودشان هم آن جوري است... توي آتش» کريستينه، 9 ساله

وقتي مردم مي‌گويند: دوستت دارم، به چه فکر مي‌کنند؟

«به خودشان مي‌گويند: بله واقعا دوستش دارم. ولي کاش مي‌شد حداقل روزي يک بار دوش بگيرد.» ميشله، 9ساله

چطور مي‌شود عاشق ماند؟

«اسم زنتان را فراموش نکنيد... اين کار کل عشق را نابود مي‌کند.» راجر، 8 ساله

«همسرتان را زياد ببوسيد. اين کار باعث مي‌شود او يادش برود که شما هيچ وقت آشغال را بيرون نمي‌گذاريد.» رندي، 8ساله

در ضمن پاسخهايي كه به كودكان داده مي شود.بايد ساده و از لحاظ علمي درست باشند. دروغ نبافيد! اگر فکر مي کنيد کودک از لحاظ سني معني واژه هاي علمي را نمي فهمد از اصطلاحات عاميانه تر استفاده کنيد. اگر کنجکاوي در اين مورد نمي بينيد خود به اندام جنسي کودک اشاره کرده و نام آن را به ايشان بياموزيد. اين مساله در مورد دختران که آلت جنسي شان مخفي تر است بيشتر صدق مي کند. در سنين بالاتر تغييرات بدن بهنگام ارگاسم در دختران نسبت به پسران که شاهد ضربان آلت تناسلي خود هستند، ناملموس تر است. حتي در امر آموزش چگونگي ارگاسم نيز پسران راحت ترند، زيرا معمولا در گروهاي چند نفري با هم «جلق زدن» را به يکديگر مي آموزند.تمايلات و رفتارهاي جنسي کودک از دوران طفوليت تا سن پنج سالگي خلاصه مي شوند در کنجکاوي، تحريک و پاسخ جنسي مداوم و خودانگيز او به محرکها مگر اينکه بنحوي از سوي ديگران سرکوب شوند. عمل استشهاد با رشد و ايجاد هماهنگي ميان ماهيچه هاي بدن بعد از دو سالگي ميسر مي گردد. رفتارهاي ديگر مانند بوسيدن و دست زدن به اندام هاي تناسلي يکديگر در قالب بازيهاي جنسي نزد کودکان چهار پنج ساله مشاهده مي شود.

بعضي از سوالات كودكان و نوجوانان همزمان با دوران بلوغ به ذهنشان خطور مي كند.

پدر و مادر وظيفه دارند فرزندشان را چه دختر و چه پسر را قبل از بلوغ نسبت به مسئله بلوغ و علائم آن آگاه سازند و به سوالات آنها با دقت و بدون پروا با احتياط و رعايت جوانب خاص پاسخ دهند.

بعضي وقت ها بچه ها سوالهاي عجيبي مي پرسند كه گيج كننده هستند.

مثلا اينكه چرا گوجه درخت ندارد و بوته دارد؟

چرا هنداونه درخت ندارد و بوته دارد؟ در اين گونه مواقع از خود بچه كمك بگيرين تا به پاسخ اش برسد. نظرش را در اين سوالات از خودش بخواهيد.

پاسخ هاي مبهم به كودكان و گفتن اين مطلب كه تو خيلي كوچكتر از ان هستي كه اين چيزها را بفهمي بچه ها را ناچار مي كند كه اين سوالات را براي خودشان نگه دارند و تصورات عجيب و غريبي براي خود بسازند.

اكثر والدين از پاسخ دادن به سوالات كودكان طفره مي رند و غافل از ان هستند كه اگر پاسخ كودكان را خودشان ندهند ممكن است كودكان در جاهاي ديگر بدنبال پاسخ سوالات بگردند و نيز عدم پاسخگويي به سوالات كودكان باعث شود كه كودكان از والدين ذهنيت منفي پيدا كنند و مقدمات سوء رفتار آنان فراهم آيد.

توجه داشته باشيدم وقتي كودك سوالي مي پرسد بهترين زمان براي آموزش مربوط به همان مي باشد كه بايد انجام پذيرد.

و بايد توجه داشته باشيم وقتي بچه ها سوالي مي پرسند تنها بايد جواب همان سوال را به آنها داد اغلب سوالاتي كه براي كودكان بوجود مي آيد درباره مسائل جنسي است كه معمولاً در دوره سني سه تا چهار سالگي آغاز مي شود. كودكان نيازمند اطلاعات صحيح بوده و سوالهاي خود را تا رسيدن به جواب قطعي و به بهانه هاي مختلف تكرار مي كنند. دو قاعده كلي براي ارائه اطلاعات جنسي و يا اطلاعاتي در مورد مرگ ،طلاق، و موارد مشابه به كودكان صدق مي كند. گر چه پدر و مادرها در بسياري از موارد نمي توانند اطلاعات دقيقي به بچه ها بدهند ولي مي توانند آنها را از تصور و فكر غلط رهايي بخشند مثلا در مورد همان مثال باردار شدن مادر. اغلب كودكان فكر مي كنند بچه از خوردن چيزي توسط مادر و بزرگ شدن آن در شكم مادر ايجاد مي شود. يا اينكه از خاك درست شده اند. وقتي والدين اطلاعات درستي در اين مورد به كودكان ارائه كنند اين تصور غلط در ذهن آنها از بين خواهد رفت.

جالب اينجا است بسياري از اطلاعات و آگاهي هاي ارائه شده توسط والدين ممكن است توسط بچه ها فراموش شده و بدرستي درك نشوند. اما مهم اين است كه در طول سالهاي رشد درك او از اين مسائل نيز افزايش يافته و به ارائه اطلاعات صحيح عادت نمايد.

در دوران پيش از مدرسه بچه ها به كشف بساري از مسائل علاقه مند بوده و اطلاعات بسياري را درباره محيط اطراف خود مي آموزند- پرسش هايي مانند بچه ها از كجا مي آيند؟ از سوالات معمول كودكان در اين مرحله است كه بسياري از والدين ناآگاه را پريشان مي سازد در حالي كه اين پرسش ها با وجود ظاهر تخصصي و جنسي خود در محتوا تفاوتي با ساير سوال هاي كودكان مانند پرسش درباره رنگ آبي آسمان با باران از كجا مي آيد ندارند. ارائه پاسخ هاي مبهم به كودكان و گفتن اين مطلب كه تو خيلي كوچكتر از آن هستي كه اين چيزها را بفهمي به بچه ها را ناچار مي كند كه اين سوالات را براي خودشان نگه دارند و از تولد تصورات عجيب و غريب براي خود بسازند بنابراين بيشتر والدين از جواب دادن به سوالات طفره مي روند در حالي كه اين مساله يكي از مهم ترين مسئوليت هايي است كه به عهده آنان است. اگر كودك جواب سوالات خود را از والدين دريافت نكند ممكن است پاسخ خود را در جايي ديگر جستجو كند ممكن است پاسخ صحيحي دريافت كرده و يا حتي ممكن است مقدمات سوء رفتار با وي فراهم شود. بچه ها اغلب در اين سنين درباره جنسيت خود كنجكاو مي شوند و بازي هاي اين دوره تا حدودي رنگ و نقش جنسيتي را به خود مي گيرد.

حدود سن 3 سالگي اغلب بچه ها از تفاوت هاي آناتوميك هر دو جنس آگاه بوده و شكل هاي مربوط به هر دو جنس را تقريباً مي شناسند. دكتر بازي كه يكي از بازيهاي معمول كودكان در اين سنين است كنجكاوي آنها را درباره جنسيت آشكار مي سازد.

جستجو و سوال درباره محل تود بچه نيز از مسايلي است كه ذهن كودكان را به خود مشغول داشته و گاه موجب سردرگمي آنها مي شود. در اين مرحه تكامل، بچه ها به هيچ وجه شرم و حيا ندارند و نمي دانند كه لمس يا كنجكاوي درباره آلت تناسلي در مقابل ديگران كار صحيحي نيست در اصل واكنش وعكس العمل والدين است كه به بچه ها مي فهماند آيا كار آنها قابل قبول است يا خير. هر چند بايد والدين اين اجازه را بدهند كه كودم با قسمت هاي گوناگون بدن خود آشنا شوند ولي بايد طوري برخورد كند كه او كم كم متوجه شود كه مساله ناحيه تناسلي خصوصي است و نبايد در حضور ديگران مطرح شود اگر كودك تمايل زيادي به آلت تناسلي خود نشان مي دهد و يا حالات روحي خاصي بعد از لمس ناحيه تناسلي در وي ايجاد مي شود در اين باره نيز به بررسي بيشتري وجود دارد.

بازيهاي جنسي

بازيهاي جنسي كودكان با يكديگر نه تنها زيان آور نيست، بلكه براي رشد هويت جنسي آنها لازمه اي است. شايد تا به حال كودكان را جين اين گونه بازيها از قبيل " دكتر بازي" و يا تقليد از نقش پدر و مادر ديده ايد، كه چگونه با استفاده از اشياء مختلف به " معاينه" بدن يكديگر مي پردازند و يا با تقليد از عمل تناسل روي يكديگر مي خوابند و به عقب و جلو مي روند، بدين ترتيب يكيدگر را تحريكکرده و از گرمايي که در اندام جنسي شان بوجود مي آيد احساس مطلوبي مي يابند. نکته اي که شايد بيشتر از خود اين بازيها ذهن والدين را نگران مي کند اين است که شريک بازي بچه ها معمولا هم جنسشان مي باشد. اما اين بازيها/ شبه رفتارها تنها از روي کنجکاوي آنهاست و هيچ ارتباطي به هويت جنسي آينده شان ندارد. بازي از آنجا مثبت است که به کودک مي آموزد:

در مورد تمايلات، احساسات و کنجکاويهاي جنسي شان تنها نيستند. اين تمايلات و احساسات از جانب ديگري مورد تاييد قرار مي گيرند.

لخت شدن در مقابل هم جنسان خود خجالت آور نيست. شش تا نه سالگي به عقيده زيگموند فريد زماني است که کودک از لحاظ جنسي غير فعال است و در صورت درگيري با مسائل جنسي شديدا تحت تاثير عواقب منفي آن قرار خواهد گرفت. البته صحت اين تئوري هنوز تاييد نشده. اين دوره اي است که سوالات و کنجکاويهاي کودکان در مورد ازدواج، سکس و حاملگي نمايان مي شود. فانتزي هاي جنسي، استشهاد گروهي، تقليد عمل جفت گيري و تمايل به جنس مخالف از جمله تغييرات جنسي اين دوره است.

در نهايت با نزديک شدن سن بلوغ، تاثير هورمونها و رشد سريع کودکان، رفتارها و تمايلات جنسي شان نيز شدت مي يابد. تعداد استشهادها بيشتر شده و بسياري از کودکان از مجلات و يا فيلم هاي پورنوگرافي براي تحريک خود استفاده مي کنند. گفتني است که پانوراماي رفتارهاي جنسي کودکان عمدتا به فرهنگ خانواده و جامعه اي که در آن پرورده مي شوند و همين طور ميزان مشاهده و کسب اطلاعات آنها از محيط پيرامونشان وابسته است.

خودارضايي کودکان بنابر آمار روانشناسان حدود هشتاد درصد پسران و پنجاه درصد دختران پانزده ساله، اگر نه بيشتر!!، استشها واستمنا /خود ارضايي مي کنند. اين عمل حتي از دوران جنيني در رحم مادر آغاز مي شود. بنابر مطالعاتي که در اين زمينه روي نوزادان تا سن 18 ماهگي صورت گرفته، کودکاني که از محبت و نوازش جسمي زيادي برخوردار مي شوند به کرات با اندام تناسلي خود بازي مي کنند و برعکس. امروزه تشويق کودکان به استشهاد امري ناپسند و يا اشتباه تلقي مي شود اين درصورتي است که سکسولوژيست ها در کلينيک هاي درماني خود از استشهاد به عنوان فني براي رفع مشکلات جنسي افراد اعم از انزال زودرس و ناتواني جنسي استفاده مي کنند. البته ريشه اين گونه خرافات، از قبيل اينکه خود ارضايي موجب کوري، صرع، نازايي و اختلالات رواني مي شود و همچنين کار آدمهاي تنها و افسرده است، به قرن هفدهم ميلادي برمي گردد. بيشتر زنان و يا مرداني که از عدم ارگاسم يافتن رنج مي برند، در گذشته نيز خودارضايي نکرده اند و يا توسط والدين از انجام آن منع شده اند. خودارضايي خودشناسي فعال بدني است. انعکاس آن حتي در روابط زناشويي نيز ديده مي شود. اگر زني به وجود عضوي با نام «کليتوريس» در اندام جنسي خود و عملکرد آن آگاه نباشد، چگونه مي تواند از شريک جنسي خود اين انتظار را داشته باشد که رمز به ارگاسم رسيدن او را بداند؟! آيا اين انتظار بي جا نيست؟ انجام خودارضايي در حضور شريک جنسي نشانه عدم کفايت جنسي او نيست، بلکه اين شانس را بدو مي هد تا با مشاهده دقيق نقاط حساس و روش صحيح تحريک جنسي شما را بياموزد. متاسفانه هنوز برخورداري از لذت جنسي، آنهم از بدن خود نزد بسياري آغشته به احساس گناه، شرم و عذاب وجدان است. بايد اين طلسم را شکست. نقطه آغاز از کودکان است. سعي کنيد مدتي از روز را بدون لباس و کاملا لخت باشند تا حس کنجکاوي آنها نسبت به اندام جنسي شان برانگيخته شود. اگر متوجه خودارضايي آنها شديد تنهايشان بگذاريد. کودکان نيز همانند بزرگسالان نياز دارند مدتي با خود و بدور از مزاحمت ديگران باشند. اگر به اشتباه بودن روش خودارضايي شان پي برديد سعي کنيد با احترام به احساسات و شخصيت و حرمتشان، دوستانه و بدون سرزنش روش صحيح استشهاد را بدانها بياموزيد. خودارضايي تراژدي نيست، عشق به خود است!

مسائـل جنسی کودکان و نوجوانان(1)

نوزادی و شیر خوارگی :

تمایلات جنسی از بدو تولد شروع میشود.زاییده شدن و مکیدن پستان از اولین تجارب جنسی هر نوزاد به شمار میروند و میتواند برای او لذتبخش و خوشایند باشند. گر چه به نظر می رسد پیش از تولد نیز جنین های پسر دارای قابلیت نعوظ می باشند. این حالت که توسط سونوگرافی قابل تشخیص است به صورت دوره ای تکرار می شود. کالدرون ضمن بررسی جنینها از راه سونوگرافی به این نتیجه رسید که این توانایی از دوره جنینی در انسانها وجود دارد،اما نتوانست شواهد دقیقی به نفع وجود انقباضات کلیتوریس و لغزنده شدن واژن در جنین های دختر پیدا کند.

آلفرد کینزی در پژوهش خود به این نکته اشاره میکند که مراحل ارگاسم در نوزادان پسر دقیقا مانند مردان بالغ است به جز این که نوزادان توانایی انزال ندارند.به عقیده وی تحریک اندام تناسلی نوزادان با فشردن رانهای او به یکدیگر ،تحریک با دست و یا حتی فشرده شدن دستگاه تناسلی به پتو نیز رخ خواهد داد.

نوپایی و خردسالی:

تفاوت های دو جنس در این دوران آشکارتر شده و در بازیهای کودکان به صورت واضح تری مشاهده میشود.کودکان در این دوران ،اسامی نقاط مختلف بدنشان را می آموزند و آموختن اسامی صحیح اعضای تناسلی به جای اسامی اختراعی در این مرحله از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این دوران بچه ها همزمان با رشد عمومی و آشنایی بیشتر با محیط اطراف به کشف نقاط مختلف بدن خود میپردازند و درمی یابند که لمس بعضی از نقاط بدن با لذت همراه است.

خود ارضایی از مشکلات شایع این مرحله از زندگی کودک است. در واقع او با تکرار این رفتار به احساسات لذتبخشی دست خواهد یافت.حرکاتی مانند خوابیدن روی شکم و مالیدن خود به زمین یا عروسک و یا سایر اشیا در این کودکان(به ویژه در دختر بچه ها)بسیار معمول است.البته تشخیص سایر علل تحریک پذیری دستگاه تناسلی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است وجود کهیر روی اعضای تناسلی از نکاتی است که باید در نظر گرفته شود.و یا سایر علل منجر به تحریک پذیری این عضو،که می تواند از بروز عفونت های ادراری دخترتان تا بعضی از ناراحتی های قارچی متفاوت باشد. خود ارضایی در کودکان گوشه گیر و منزوی نیز بسیار دیده می شود.

آموزش والدین:

شامل اطمینان دادن به آنها در مورد بی ضرر بودن این رفتار و ذکر این نکته که کودک در مورد جنسیت خود کنجکاو بوده و این رفتار طبیعی است میباشد.زمینه های مذهبی و فرهنگی خانواده نیز باید در نظر گرفته شود.کسب تاریخچه ای در مورد زمان و محل خودارضایی و نحوه پاسخ والدین به این رفتار کودک مفید است.والدین باید از رفتارهای ترساننده و خشن در این مورد منع شوند زیرا کودک را ممکن است به سایر رفتارهای مضر وادار کند.کودک باید بفهمد این رفتار جامعه پسند نبوده و نباید آن را تکرار کند.این ادراک باید در محیطی آرام و بدون ترس ایجاد شود.مشغول کردن کودک به سایر فعالیتها و پرت کردن حوس او از این رفتار میتواند مفید باشد.

دوران پیش از مدرسه:

در این دوران بچه ها علاقه مند به کشفبسیاری از مسائـل بوده و اطلاعات بسیاری را در مورد محیط اطراف خود می آموزند. پرسشهایی مانند"بچه ها از کجا می آیند؟"از سوال های معمول کودکان در این مرحله است که بسیاری از والدین ناآگاه را پریشان می سازد.در حالی که این پرسشها علیرغم ظاهر تخصصی و جنسی خود در محتوا تفاوتی با سایر سوالات کودکان مانند پرسش در مورد منبع باران و رنگ آبی آسمان ندارد.ارائـه جوابهای مبهم و گفتن این مطلب که"تو کوچکتر از آن هستی که این چیزها را بفهمی "بچه ها را ناچار میکند که این سوالات را برای خودشان نگه دارند و از تولد تصورات عجیب و غریب برای خود بسازند.

بچه ها در این سن در مورد جنسیت خود کنجکاو بوده و بازیهایشان تا حدودی نقش و رنگ جنسیت را به خود میگیرد.تو ۳سالگی اغلب از تفاوت های آناتومیک هر دو جنس آگاه بوده و شکل های مربوط به هر جنس را تقریبا می شناسند.

"دکتربازی"یکی از بازیهای معمول در این سنین است که کنجکاوی آنها را در مورد جنسیت آشکار می کند.جستجو و سوال در مورد محلی که بچه به دنیا می آیدنیز از مسائـلی است که ذهن کودکان را به خود مشغول داشته و گاه موجب سر درگمی آنها میشود.

سوالات جنسی کودکان:

سوالات جنسی کودکان اغلب از حدود ۳تا۴ سالگی آغاز میشود.آنها نیازمند اطلاعات صحیح بوده و سوالات خود را تا رسیدن به جواب قطعی و به بهانه های مختلف تکرار میکنند.

معمولا والدین ناآگاه در این مورد به دو شیوه برخورد میکنند:یا جوابی به سواله نمیدهند یا ذهن کودک را با انبوه اطلاعات پر میکنند.اما دو قاعده برای ارائـه اطلاعات جنسی و یا اطلاعاتی در مورد مرگ،طلاق و موارد مشابه به کودکان صدق میکند:

۱ .کشف و درک آنچه بچه ها می دانند و نحوه نگرش آنها

۲ .صداقت در بیان مطلب

گرچه پدر مادرها در بسیاری از موارد نمیتوانند اطلاعات دقیقی به بچه ها بدهند ولی میتوانند آنها را از تصور و فکر غلط رهایی ببخشند.مثلا:در مورد تولد بچه اغلب کودکان فکر می کنند بچه از خوردن چیزی توسط مادر و بزرگ شدن آن در شکم مادر ایجاد میشود و وقتی والدین اطلاعات درستی در این زمینه ارائـه کنند این تصور غلط از بین خاهد رفت.باید به کودک گفت:دنیا آمدن بچه ربطی به خوردن و گوارش ندارد ولی از جایی از نزدیک محل دفع رخ میدهد(اما نه از محل ادرار و دفع).باید توجه داشت وقتی بچه ها سوال میپرسند تنها باید جواب همان سوال را به آنها داد. و نکته بعدی اینکه بهترین زمان برای آموزش مسائـل جنسی به کودک زمانی است که خود او سوالی میپرسد.

۶ـ۹ سالگی دوران مدرسه

در طی این دوران اندام های جنسی بدون تغییر می مانند،اما با گذشت زمان و نزدیک شدن زمان بلوغ علاقه بچه ها به کشف تفاوتهای جنسی افزایش می یابد.نقش و هویت جنسی بچه ها با برخوردهای مختلف والدین و جامعه شکل واضحتری به خود میگیرد.تاثیر محیط مدرسه بر بچه ها نیز بسیار قابل تئجه است.

بلوغ و دوران نوجوانی:

سنین ۱۲ـ۹ سالگی برای بسیاری از کودکان به معنی آغاز مرحله جدید از زندگی است که با تغییرات ویژه ای در بدن آشکار می شود.در این دوره آماد گی های لازم در مورد بلوغ جنسی و تغییرات ناشی از آن(بویژه در دختران)باید ایجاد شود.این مرحله که با آغاز نوجوانی و بلوغ همراه است،میتواند نگرانی های ویژه ای را در فرد ایجاد کند که از مسائـل مربوط به بلوغ و تغییرات ناشی از آن سرچشمه میگیرد.دختران ده ساله ای که تغییرات بدنی ناشی از این دوره را تجربه می کنند نسبت به خود حساستر شده و از بلندی و کوتاهی قد خود نسبت به همسالان نگرانند.

به علاوه بزرگ شدن سینه ها و جوانه زدن سینه ها نیز ممکن است برای آنها نگرانی به وجود آورده و فکر کنند نسبت به همسالانشان ظاهر زنانه تری پیدا کرده اند.این نگرانی ها منحصر به دختران نیست،پسرانی که حوالی سن ۱۵سالگی از همسالان خود کوتاهتر بوده افزایش قد ناشی از بلوغ در آنها رخ نداده است در بسیاری از موارد میان همسالانشان جایی ندارند.این نگرانی ها ،طبیعی بوده و باید به فرد اطمینان داد که بلوغ هر شخصی از سیستم منحصر به فردی پیروی میکند و بنابراین نباید به خاطر عقب افتادن بلوغ پریشان شود.به علاوه آگاهی کلی از سیستم تولید مثل و طرز کار آن نیز باید به کودک داده شود(آموزش مسائـل و احکام شرعی نیز توصیه میشود).

تغییرات ناشی از بلوغ:

بلوغ به عنوان مرحله ای از زندگی تعریف میشود که در طی آن تکامل غدد جنسی منجر به بروز صفات ثانویه جنسی،جهش رشدی و ایجاد قدرت باروری در فرد میگردد.این تغییرات به واسطه هورمونهای جنسی رخ میدهند.

مراحل بلوغ در پسران:

بین سنین ۱۱ـ۱۴ سالگی بلوغ رخ میدهد.اولین مرحله رشد بیضه هاست که با افزایش پیگمانتاسیون و نازک تر شدن اسکروتوم و رشد پنیس همراه می باشد.با پیشرفت مراحل بلوغ افزایش رشد موهای زهار،زیر بغل و صورت،خشنتر شدن صدا و توانایی نعوظ رخ می دهد.جهش رشدی که همراه با افزایش اندازه بدن و توده ماهیچه ها میباشد در مراحل بعدی بلوغ و در سنین۱۴ـ۱۶ سالگی رخ می دهد و ۲سال پس از دختران به حداکثر خود می رسد.

مراحل بلوغ در دختران:

بلوغ در دختران زودتر از پسران رخ می دهد. اولین مرحله بلوغ در این جنس با جوانه زدن پستانها در سنین ۱۰ـ۱۱ سالگی آغاز شده و با موهای زهار و زیر بغل ادامه می یابد.جهش رشدی معمولا نسبت به پسران زودتر رخ داده و با منارک (اولین پرویود)که در سنین ۱۱ـ۱۲ سالگی رخ می دهد،کامل می شود.فاصله بین آغاز بلوغ و منارک اغلب۲تا۲.۵ سال است.

مشکلات بلوغ:

بلوغ دیررس:

به تاخیر افتادن بلوغ و عدم بروز نشانه های آن تا ۱۴سالگی در پسران و ۱۳سالگی در دختران و یا رخ ندادن منارک تا سن ۱۶سالگی در دختران به صورت بلوغ دیررس تعریف میشود.این نوجوانان اغلب با نگرانیهایی در مورد عدم بروز نشانه های بلوغ یا کوتاهی قد به پزشک مراجعه می کنند.

شایعترین علت بلوغ دیررس ،بلوغ تاخیری سرشتی است که اغلب زمینه ای ژنیتیکی دارد.سایر عللی که باید برای دختران در نظر گرفت:سندرم ترنر،بی اشتهایی عصبی و ورزش شدید نیز می توانند بلوغ را به تاخیر بیندازند.

تاخیر سرشتی:معمولا زمینه خانوادگی دارد و اگر چه طبیعی به نظر می رسد،میتواند برای بسیاری از نوجوانان(پسران اغلب)نگرانی هایی را ایجاد کند.تشخیص بر اساس الگوی رشد(کوتاهی قد و پر بودن اندامها)،سابقه خانوادگی تاخیر در منارک زنان یا رشد تاخیری مردان خانواده،تاخیر در رشد و سن استخوانی و فقدان هر گونه علامتی از اختلالات سیستم عصبی انجام میشود.

اطمینان دادن به فرد اغلب کافی است،اما در مورد بسیاری از افراد (بویژه پسران)که از نظر اجتماعی رنج می برند،میتوان از تستوسترون با دوز کم و به مدت چند ماه استفاده کرد.

سندرم ترنر:

سندرم ترنر که در اثر اختلال یا فقدان کروموزوم x رخ میدهد،می تواند منجر به عدم بلوغ شود.در این اختلال تخمدان ها که اغلب به صورت نوار فیبری در آمده اند نمی توانند استروژن تولید کنند.دختران مبتلا به واسطه قد کوتاهی که دارند شناخته می شوند.بسیاری از دختران مبتلا از نظر ظاهری سالم بوده و علائـم این این سندرم را نشان نمی دهند.بنابراین کاریوتیپ در تمام دختران کوتاه قدی که با تاخیر در بلوغ مراجعه میکنند در نظر گرفته می شوند.

بلوغ زودرس:

بلوغ زودرس با ظهور علائـم ثانویه جنسی قبل از سن ۸.۵ سالگی در دختران و ۹.۵سالگی در پسران تشخیص داده میشود

بلوغ زود رس در دختذان معمولا خود به خودی است اما در دختران به علت اختلالات پاتولوژیکی رخ می دهد.بنابراین ارزیابی کلی در این بیماران ضروری است.کودکان مبتلا به بلوغ زودرس از دو جهت رنج میبرند:

۱.تغییرات فیزیکی،هیجانی و اجتماعی،ناشی از علائـم بلوغ زودرس

۲.کوتاهی قد در آینده به علت بسته شده اپی فیزها

با عرض سلام و تشکر به دوستانی که از وبلاگ من دیدن کردند.من لیسانس مامایی دارم اگر سوال و مشکلی دارید می تونم کمک و راهنمایی تون کنم.

آموزش مسائل جنسی به کودکان :

مسائل جنسي يکي از ارکان مهم زندگي انسان است. اما در زمينه آموزش مسائل جنسي هنوز شاهد نقصان هايي در جامعه هستيم، که مي بايست به آنها پرداخته شود.

حال اين سوال مطرح مي شود که آيا در فضاي مملو از خفقان جوامع سنتي / مذهبي، که در آن سکسوآل بودن انسان انکار و سرکوب مي شود، ايفاي چنين مسووليتي ممکن است؟

خوب بهتر است به جاي اينکه پشت موانع محتمله، نااميدانه خود را ببازيم، سعي کنيم با استفاده از حداقل امکانات موجود و کمي خلاقيت ولو در نهايت محدوديت ها، کمال بازدهي را داشته باشيم. گاهي براي حل مشکلات و مصائب، معدود راههاي ممکن ناچيز بشمار مي آيند، اما در دراز مدت کيفيت مطلوب را فراهم مي آورند. بعنوان مثال خانواده که نخستين نهاد اجتماعي که شخصيت فرد در آن شکل مي گيرد، مي تواند ساده ترين و موثرترين نهاد آموزش سکسوآليته به افراد باشد. تا بحال چند درصد از شما در کودکي پدر و مادر خود را در حال بوسيدن و عشق بازي ديده ايد؟ يا چند نفر تا بحال با ايشان در مورد مسائل جنسي به مباحثه نشسته ايد؟ متاسفانه گفتگو در اين گونه موارد تابو است و در فرهنگ ما هنوز "جا نيفتاده" است.

البته چگونگي آموزش جنسي به کودکان خود از لحاظ روانشناختي نياز به آموزش و رعايت برخي نکات دارد. يکي از موارد بارز در اين زمينه، مساله خود ارضايي کودکان است. خودارضايي/ جلق زدن کودکان، امري طبيعي است. دخترها حتي از سنين دو سه سالگي از روي کنجکاوي با سکس ابزار خود بازي مي کنند، و پسران نيز علاوه بر "انگولک"، به شکم خوابيده و خود را به زمين/ تشک و يا غيره مي مالند. تابحال موارد معدودي در مورد به ارگاسم رسيدن کودکان ثبت شده است، به هر حال آنچه حائز اهميت است، آگاهي به رفتار جنسي کودکان و ترغيب آنها به انجام درست آن مي باشد؛ تا مبادا در اين زمينه احساس گناه، عذاب وجدان و حقارت نمايند. در صورت مشاهده چنين صحنه اي هرگز کودک را از انجام خودارضايي منع نکنيد، بلکه بگذاريد تا با کنجکاوي بدن خود را بشناسد و از انجام اين کار احساس خوبي داشته باشد؛ وگرنه در آينده در ابراز علايق، احساسات و خواستهاي جنسي اش دچار مشکل خواهد شد. فراموش نکنيد تنبيه در اين گونه موارد عقده مي سازد.

بدين ترتيب شما به او مي آموزيد که اجازه لمس و لذت بردن از بدنش تنها در اختيار "اوست"، و در صورت عدم تمايلش هيچ کس اجازه تعدي و تجاوز به آن را ندارد. مشکل اصلي والدين اين است که با فرزندان خود «دوست صميمي» نيستند، اين لازمه راحتي صحبت کردن پيرامون موارد جنسي است. و تنها زماني کودک اتفاقات را براي شما تعريف خواهد کرد که اين اطمينان و اعتماد و نزديکي را به شما داشته باشد. چه بسي کودکاني که حتي در محيط خانواده قرباني سو استفاده هاي جنسي افراد فاميل مي شوند وليکن جرات/ شرايط امن صحبت کردن راجع به آن را ندارند.

اين حق بچه هاست که در مورد سکس بدانند. پس چه بهتر که اين آگاهي توسط خانواده به آنها برسد، تا اينکه توسط دوستان و يا فيلم هاي سوپر؛ منابعي غير قابل اعتماد و ناشي که ممکن است بينش او را نسبت به امور جنسي منفي نمايند. با ابراز عشق در حضور کودکان به آنها بفهمانيد که بوسيدن و سکس امري عاطفي و مطلوب است. به هنگام سکس در اتاق را قفل نکنيد، اين کار باعث برانگيخته شدن احساس کنجکاوي او مي شود، سعي کنيد بعداً در اين مورد براي او به زبان خودش توضيح دهيد. از بوسيدن و ناز دادن آنها در مقابل ديگران خجالت نکشيد، بگذاريد مهر ورزيدن، برايشان امري طبيعي شود، نه تابو!

يکي ديگر از معضلات والدين برخورد صحيح و پاسخ "مناسب" به سوالات بي پايان کودکان در زمينه مسائل جنسي و توليد مثل است. کودکان تا سن هفت سالگي علاقه زيادي به پرسش در مورد چگونگي توليد مثل و اندام تناسلي دارند و بکرات در بازي هاي کودکانه شان نقش «دکتر» را بازي مي کنند. سعي کنيد در پاسخ به سوالات کودکان داستان بافي نکنيد و حقيقت امر را به نحوي نه اغراق آميز و نه بيش از حد خلاصه شرح دهيد. حال از چه واژه هايي استفاده بايد نمود؟ برخي از روانشناسان معتقدند بکارگيري واژه هاي صحيح علمي مانند : سکس ابزار، واژن، رحم، چُل، خايه، باسن، پستان، دخول، سکس، جنين، زاييدن و ... بهتر از بکارگيري واژه هاي عاميانه است. برخي نيز واژه هاي عاميانه را کم دردسرتر مي دانند. به نظر من مهم اين است که مثلا به آنها بفهمانيم «نوزاد از واژن زن بدنيا مي آيد» و از "بازار خريده" نمي شود! در هر صورت کودک بايد درسن هفت سالگي با اين واژه ها تا حدي آشنايي داشته باشد.

دوره دوم از هفت تا چهارده سالگي، دوره اي است که کودک بتدريج پا به دوران بلوغ گذاشته و کنجکاوي و ماجراجويي خاصي در مورد چگونگي انجام امور جنسي دارد. حال محتواي سوالات عبارتند از احساسات، تکنيک ها، عکس العمل ها، لذات و خطرات. اطلاعات در مورد پريود، آميزش و راههاي جلوگيري از بارداري مي بايست در برنامه آموزشي اين دوره قرار گيرد. البته با مرور زمان تجربيات شخصي خود آنها از اين عمل بهترين نوع خود آموزي خواهد بود، اما کاري که از عهده والدين برمي آيد همانا مجهز کردن آنها به اطلاعات کافي در مورد امور جنسي و پيشگيري از ابتلاشان به بيماريهاي جنسي است.

کودکان در اخذ و ضبط عکس العملها بسيار حساس و ماهرهند. کوچک ترين رفتار والدين، حتي يک نگاه نيز مي تواند القاگر پيامي باشد که اثر آن در ذهن کودک حتي براي مدتي طولاني باقي مي ماند. در اين زمينه روش «پاداش و جزا» مبتني بر «خوب يا بد بودن اعمال» مخصوصا کارگر است. ناز و نوازش بدن کودک به او مي فهماند که بدنش دوست داشتني است و تماس چيز مثبتي است و داشتن اندام جنسي «خوب» است. تنبيه پيام برعکس اين را القا مي کند و عقده مي سازد. بعنوان مثال اگر کودکي به هنگام خودارضايي تنبيه شود ياد مي گيرد:

مالش اندام جنسي بد است.

داشتن اندام جنسي شرم آور است.

لذت جنسي بردن روا نيست.

يک نمونه از مشکلات رفتاري خانواده ها برخورد با «لخت ظاهر شدن» کودک و يا والدين است، که معمولا از جانب پدر و مادر و يا اطرافيان ناپسند و شرم آور محسوب مي گردد. همين باعث مي شود فرد در بزرگسالي از لخت شدن در مقابل همجنسان و يا حتي در مقابل آينه خجالت بکشد. چه بسا زناني که هنوز آلت تناسلي خود را در آينه نديده اند!

بينش والدين نسبت به اهميت آموزش جنسي:

نياز به آموزش فعال کودکان در دوره طفوليت امري ضروري است، زيرا اگر شروع آن به سنين بلوغ واگذار شود، ايفاي آن بمراتب مشکل تر خواهد بود. بسياري از والدين در مورد مسائل جنسي بي توجه هستند و يا در صورت اهميت، مردد از اينکه چه رفتاري صحيح و مناسب در اينگونه مواقع است. کودکان را به سرنوشت خود رها نکنيد زيرا طفره رفتن و دودلي شما آنها را نسبت به جنسيت، تمايلات و رفتارهاي جنسي شان بيشتر نامطمئن و شرمگين خواهد نمود آنهم بدليل ناسازگاري و کشمکشي که ميان «عملکرد طبيعي بدن» و در مقابل «رفتار و قضاوت والدين» در ذهنشان بوجود مي آيد. همانند احساس شرم و عذاب وجداني که بسياري پس از انجام خودارضايي دارند. شانه خالي کردن و يا بينش منفي والدين در دستاويز شدن با مسائل جنسي کودکان ريشه در نگراني و واهمه آنان از «غير عادي» شدن و کودکان دارد. بسياري معتقدند خودارضايي باعث مي شود فرد در آينده از لحاظ سکسي افراطي شود و يا دست به خشونت و تجاوز زند. اين در صورتي است که روانشناسان وجود رابطه مستقيمي بين سرکوب نيازهاي جنسي در دوران کودکي و خشونت را تاييد کرده اند. مثلا فرد به هنگام تجاوز براي رهايي يافتن از عقده هاي جنسي اش آنها را با اعمال خشونت بر سر ديگري خالي مي کند. يا اگر شخص سکس را چيز بدي بداند، اين تنفر باعث مي شود فقط هنگامي سکس داشته باشد که در مقابل دستمزدي براي آن دريافت کند (نمونه اي از روانشناسي بچه هاي خود فروش). مکانيزم رفتارهاي جنسي مانند عصبانيت است. فردي که عصبانيت خود را به راحتي نشان مي دهد، به هنگام خشم عصبانيت خود را تحت کنترل دارد و به ديگران آسيبي نمي رساند. اما فردي که هميشه تظاهر مي کند آرام باشد و خشم را در خود فرو مي ريزد، ممکن است با مصرف مشروبات الکلي تعادل خود را کاملا از دست داده و به ديگران تعدي نمايد. بنابراين بعيد است فردي که با بدن خود آشنا/ رفيق است و به نيازهاي جنسي خود پاسخ منطقي مي دهد، افسارگريخته دست به خشونت و تجاوز جنسي بزند.

غذای فکری کودکان:

همانطور که کودکان از نظر جسمی نیازمند مواد غذائی می باشند،از لحاظ روحی نیز به غذای فکری احتیاج دارند و این نیاز مندی به وسیله ی پرسشهای کودکانه آنان ابزار می گردد.بنا برین سوالات آنان را نمی توان بی اهمییت تلقی کرد،چه این پرسشها از یک نیاز طبیعی سر چشمه گرفته زمینه آشنایی آنان را با محیط زندگی و جهان فراهم میسازد.دانشمندان معتقدند که کنجکاوی کودکان بی هدف نمی باشد،بلکه براساس امکا نات طبیعی،حس کنجکاوی زمینه، شناسی آنا نرا فراهم می سازد. روی این اصل ، یکی از اساسی ترین پایه های تر بیت، بر محورپاسخ های صحیح کودکان قرار داده شده است . پدران ومادران با بررسی این سئوالات به روحیات آنها پی برده ،بهتر خواهند توانست فرزندان خویش را پرورش دهند

شخصیت کودک در گذشته:

شخصیت فکری کودکان درگذشته کمتر موردتوجه بزرگترها قرار می گرفت ،زیرا نوعاً عقیده بر این بود که آنان از نظر فکری ناتوان ونارسا هستند ، لذا سئوالات اطفال را بچگانه تلقی کرده سر سری می گرفتند . برخی از پدران بجای جواب مساعد میگفتند : بعدها که بزرگ شدی خواهی فهمید ، عده دیگر که بر اثر اصرار کودکان مجبور بودند جوابی بدهند ،پاسخ هایی می دادند که برای کودکان قابل درک وفهم نبود ،زیرا با میزان فهم ودرک کودکان انطباق نداشت ،ودر مواردی هم بجای اینکه مشکل را حل نماید بر ابهام و اشکال آنان می افزودند .

تعليم و تربيت نوين:

دانشمندان تربیت ،امروزه کودک را یک انسان تلقی می کنند ، و برای دوران کودکی اهمیتی فراوان قائل می باشند و معتقدند که شخصیت آینده کودکان ارتباط مستقیمی با نحوه تعلیم وتربیت دوره کودکی وکیفیت ارتباط پدران ومادران باآنها ، و محیط تربیتی شان دارد . به سئوالات کودکان اهمیت فراوان می دهند و سرسری گرفتن و یا پاسخ های غیر صحیح دادن را ، عامل رکود و جمود فکری کودکان قلمداد می نمایند .

زبان کودکی:

کودک ازآغاز تولدغذای مخصوصی دارد،بتدریج که جسمش رشد میکند غذایش نیز از نظر کم و کیف تغییر می کند ،روی این اصل پاسخ سوالات کودکان نیز می بایستی با ظرفیت فکری آنان مناسبتی داشته باشد.وبعبارت دیکر پدران و مادران در موقعی که می خواهند به سوالات آنان جواب دهند توجه داشته باشند که کودکان در چه شرایطی قرار دارند و زبان آنان چگونه است به جای آنکه با زبان متعارف و معمولی با آنهاسخن بگویید ،بکو شيد به همان زبان کودکی با آنان صحبت نمایند تا برایشان قابل درک باشد.

دانشمندان معتقدند ،کودک در سن مخصوصی با استدلال و منطق آشنا میگردد،بنابراین ،پیش از آنکه کودکان به این سن برسند باید درحدوفهم و بینش آنان با آنهابحث و گفتگو کرد .بعدها که کودک رشد بیشتری پیدا کرد می تواند با دلیل و منطق ،مشکلات را برای آنها توجیه نمود .

زیانهای جبران ناپذیر :

اولین زیان جواب ندادن ،تحریک حس کنجکاوی کودکان خواهد بود ،و ممکن است پاسخ سوالات خود را از راه دیگری بدست آورند که به ضررو زیان آنان تمام شود ،ازاین گذشته کودکی که به سوال او بی توجهی شود ،حس اعتماد ش لطمه دیده دچار حساسیت می شود و از پرسش کردن در مراحل بعدی نیز خودداری خواهد کرد و به همین میزان از پرورش فکری باز خواهد ماند .

برعکس کودکی که به سوالاتش اهمیت داده شده وبازبانی کودکانه جوابهائی برایش تهیه شود به فکر خود اعتماد پیدا کرده ،به شخصیت فکری خود مومن و معتقدخواهد شد ،ودر دوران جوانی نیز از پرسشهاو اظهار نظرهادچار شرمندگی کاذب نشده ،مشکلاتش را حل خواهد کرد .

پرسشهای کودکان رمزی است:

سوالاتی که کودکان مطرح می نمایند دارای دو جنبه متمایز می باشد

اول آنکه مجهولی دارند و می خواهند ازآن اطلاع بیابند

دوم اینکه این سوال با زندگی کودکانه آنان ارتباط دارد ،و به عبارت دیگر ،اوضاع و احوال کودکی است که آنان را به سوال کردن وادارمی سازد کودک هر جریانی را می بیندویا می شنود و یا هرکاری را انجام می دهد سپس سوال میکند ،بنابراین پاسخ دهندگان باید توجه داشته باشند که پیدایش این سوالات ،ارتباط مستقیمی با رفتار و زندگی کودکان با دیگران دارد.

یکی از دانشمندان می گوید :پیش از هر چیز باید توجه داشت که کودک کمتر صاف و طبیعی صحبت می کند ،اغلب بصورت رمز حرف میزند پس نباید سوالاتش را ظاهری تلقی کرد،بلکه با زندگی او و رفتارش ارتباط مستقیم دارد و اين پاسخها سرنوشت او را تعیین می نماید . بنابراین بکوشیم به سوالات آنان اهمیت داده و با مهر و محبت و زبان کودکی با آنان سخن گفته ،پرسش هایشان راباپاسخ های صحیح پاسخ بدهیم

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» دروغگویی در کودکان و نوجوانان
» کتابخوان کردن کودک با 5 حرکت
» آثار سوء کودک آزاری چیست؟
» آثار سوء بد رفتاری با کودک چیست؟
» ترس کودکان از حمام کردن را چگونه کاهش دهیم؟
» تفاوت زندگی مشترک بادوستی های عاشقانه !
» آقا با من ازدواج می‌كنید؟!
» روشهایی برای فتح کردن قلب یک مرد
» یعنی می‌گی باز هم اعتماد کنم؟؟(ویژه دختران و پسران)
» فکر کردن ممنوع!!

آرشيو
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog