تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






ازدواج -سن مناسب معیار مناسب و انگيزه ازدواج در افراد مختلف ( مرجع کامل اطلاعات) | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 11:57 قبل از ظهر  

     

 

ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.

در چه سنی باید ازدواج کرد؟

برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.

معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟

انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است

در زیر به چند عامل برای یک ازدواج موفق اشاره می شود:

سلامت جسمی و روانی

انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد.

منبع درآمد و شغل مناسب

برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد.

با وجودیکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود

داشتن نیت و اراده برای تشکیل خانواده

هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد

سن مناسب و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج

همانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود

مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازهای جسمی روحی و عاطفی همسر

زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.

علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

یک عشق یک همسر

این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد

به همسر خود احترام بگذارید و گذشت داشته باشید

زوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد

معنویات

دین داری ، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد

زمان مناسب بچه دار شدن

توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در دو سال اول زندگی می بایستی از یک روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. همچنین فاصله کمتر از ۳ سال بین دو زایمان برای مادر و کودک، هر دو، خطرناک است. امروزه به دلایل متعددی بیش از دو حاملگی توصیه نمی شود.

هدف اصلي ازدواج و تشکيل خانواده چیست ؟

متاسفانه %۸۰ ازدواجها از انگيزه هاي غلط و خود خواهانه نشات ميگيرند تعدادی از انگیزه های ازدواج به شرح زیر است :

۱- فشار اطرافيان:

تـاثيراتي است كه دوستان،خانواده، جـامـعـه و حتي عقايد شما بر شما تحـــميـــل مـي كنند. پيامي كه مضمون آن اينچنين است: ”تو بايد در يك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشي و يا حتما ازدواج كني، اگر رابــطه نداشته باشي و يا ازدواج نكرده باشي حتما عيبي در تـو وجــود دارد.” در جــامعه فـــشار زيادي به افراد مجرد تـحمـــيل ميگردد اما ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنيم و بياموزيم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــيم.

هر فردي مختار است مجرد بماند و يا ازدواج كند.

۲- رهايي از تنهايي و افسردگي:

بسياري از افراد تنها به اين خاطر كه تنها هستند( و يا از تنها ماندن هراس دارند) و يا مايوس ميباشند تن به ازدواج ميدهند. آنها تصور ميكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع ميكند. اما در اين شرايط معمولا فرد قادر به يك گزينش صحيح نميباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبي ازدواج كند زياد است. يك انسان نااميد و تنها پس از ازدواج نيز تنها خواهد ماند. برخي افراد تا آن حد از لحاظ عاطفي تهي ميباشند كه اميدي به يك ازدواج موفق با هيچ فردي را احتمال نميدهند. در نهايت نيز اينگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگيزي ميشوند.

۳- عطش جنسي:

برخي افراد آنقدر غرق در غرايض جنسي خود ميبانشد كه جز روابط جنسي به چيزي ديگري نمي انديشند. آنها رابطه جنسي را به يك رابطه صميمانه و دراز مدت ترجيح ميدهند. اين گونه افراد تنها بدنبال يك همخوابه ميباشند تا يك همسر خوب. اينگونه ازدواجها نيز پس از مدتي به سردي گراييده و از هم ميپاشد. اين انگيزه معمولا در مردان مشاهده ميشود و تعداد آنها هم كم نيست.

۴- گريختن از واقعيات زندگي خود:

بسياري از افراد ازدواج ميكنند نه به اين خاطر كه شخص مناسبي را براي ازدواج يافته اند، بلكه به جهت آنكه عذري براي دوري گزيدن از مشكلات و واقعيات زندگي خود تراشيده باشند. زندگي اينگونه افراد عاري از شور و اشتياق و هدف مشخص ميباشد. اما جاي آنكه راه حل را درون خودشان بيابند ازدواج كرده و تصور ميكنند با ورود فرد ديگري در زندگيشان، زندگي آنها نيز از سكون و كسالت آوري بيرون خواهد آمد.

۵- گريختن از رشد و بالندگي:

اينگونه افراد تنها به اين منظور ازدواج ميكنند كه فرد ديگري مسئوليت مراقبت از انها را به عهده گيرد. اينگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفي به شريك خود وابسته ميشوند.

اينگوه ازدواجها در موارد زير نمود بيشتري دارند:

• ازدواجهايي كه اختلاف سني فاحشي ميان دو فرد وجود دارد.

• در ازدواجهايي كه اختلاف فاحشي در قدرت مالي و يا موفقيت شغلي دو فرد وجود دارد.

• ازدواجهايي كه مغايرت محسوسي در سبك زندگي دو فرد وجود دارد.

۶- احساس گناه:

برخي افراد كه پيش از ازدواج با فردي رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد ميدهند به اين خاطر كه از ترك كردن شريك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شريكشان خواهد آمد. همچنين احساس گناه ميكنند زيرا كه تصور ميكنند آنطور كه بايد و شايد رفتار پسنديده اي نسبت به شريك خود نداشته اند و يا متقابلا لطفهايي كه شريكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامي كه فرد از روي احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روي عشق واقعي تن به ازدواج با فردي ديگر ميدهد ثمري جز ناكامي و نابودي هر دو فرد در پي نخواهد داشت.

۷- پر كردن خلاء احساسي و معنوي:

اينگونه افراد داراي حس پوچي و بي ارزشي ميباشند و ميخواهند توسط فرد ديگري خلاء وجودي خود را به گونه اي پر كنند اما بايد آگاه باشند كه هر ميزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء هاي زندگي آنها نميباشد.

۸- پذيرش اجتماعي:

جامعه به افراد مجرد به چشم يك انسان متهم مينگرد. اين جمله را در درب ورودي بسياري از رستورانها و يا مراكز ديگر زياد ديده ايد: ”ورود افراد مجرد ممنوع” و يا بسيار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمياورند. بنابراين ازدواج انگيزه اي ميگردد براي جوانان تا در جامعه مورد پذيرش قرار گيريند.

۹- تامين مخارج زندگي:

اينگونه ازدواجها در زنان بيشتر به چشم ميخورد كه به منظور تامين نيازهايشان با مرد ثروتمندي تن به ازدواج ميدهند.

۱۰- اعتماد بنفس پايين:

برخي افراد با نخستين فردي كه به آنان پيشنهاد ازدواج ميدهد ميپذيرند و ازدواج ميكنند. اينگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پايينشان ميپندارند قابل دوست داشتن نبوده و يا ارزش، زيبايي، محاسن و هنر كافي در خود سراغ ندارند كه فردي شيفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد ديگري آنان را نپسندد و شايد اين آخرين فرصتي باشد كه در زندگي برايشان ايجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج ميدهند.(مانند دختراني كه خيلي زود ازدواج ميكنند)

۱۱- اخذ تابعيت كشور ديگر:

اينگونه افراد براي اخذ تابعيت كشور خاصي تن به ازدواج ميدهند كه يك ازدواج مصلحتي محسوب ميگردد.

۱۲- بي ارزش شمردن ارزش خود:

اينگونه طرز تفكر در زنان به چشم ميخورد. اينگونه زنان و يا دختران چنين ميپندارند كه وظيفه يك فرد تامين مخارج معيشتي و وظيفه يك زن تنها برآورده ساختن نيازهاي جنسي مرد ميباشد. آنها ارزش زن را در سطح يك همخوابه صرف ميدانند. يكي از عللي كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج ميكنند همين مسئله ميباشد.

به خاطر داشته باشيد بسیاری از محققین سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

بنابراين عجله نكنيد و با ديد گشوده شريك زندگي خود را برگزينيد.

همچنين سعي كنيد پيش از بچه دار شدن حداقل ۲ سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئني رسيده باشد.

هدف اصلي ازدواج و تشکيل خانواده، ارضاي غريزه جنسي و شهواني نيست، بلکه توليدمثل است.

بدون شک، خالق بزرگ هستي خواهان تداوم زندگي انسان روي کره خاکي است و تنها راه تداوم نسل بشر، آميزش جنسي است. خداوند کششي بين دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر اين کشش ميان نر و ماده نبود، آميزشي ميان دو جنس مخالف صورت نمي گرفت، و اگر آميزش در کار نبود نسل بشر منقرض مي گشت.

قوي ترين نيرويي که زن و مرد را به يکديگر مي کشاند، غريزه جنسي است. در حقيقت، جاذبه جنسي بين زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقيه آن است؛ ولي هدف اصلي ازدواج، ارضاي غريزه جنسي نيست، بلکه عاملي وراي اين عامل شهواني و تمتعات جنسي است که عبارت است از توليد نسل.

بهترين دليلي که مي توان بر اين مدعا که هدف اصلي از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسي بردن نيست جدائي مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقيم آن هم با وجود تلذذ جنسي در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معيشتي مناسب در خانه است.

مولر لير، جامعه شناس جامعه شناس آلماني مي نويسد:

سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکيل خانواده سوق مي دهد: نياز اقتصادي، ميل به فرزند و عشق. ميل به فرزند که همان علاقمندي به بقاي نسل و حفظ نوع مي باشد، عشق يا لذت جنسي يا نيازهاي اقتصادي به عنوان مقدمات وصول به اين هدفند. بنابر نظريه کينک، جامعه شناس آمريکايي، از لحاظ جهان شناسي، وظيفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نيازهاي اقتصادي يا شهواني به عنوان مقدمه اي براي رسيدن به اين هدف بزرگند.

مزایای ازدواج سالم و موفق چیست ؟

موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود . تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج موفق برای کودکان و نوجوانان آن خانواده :

تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتر ی نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.

- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.

- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.

- از نظر جسمی سالم تر هستند.

- از نظر عاطفی سالم تر هستند

- احتمال خودکشی در آنها کمتر است

- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.

- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند

- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند

- کمتر مرتکب جنایت می شوند

- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند

- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است

- در ففر بزرگ نمی شوند

مزایای ازدواج سالم برای خانم ها:

تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:

- از ارتباط خود راضی هستند

- از نظر احساسی سالم تر هستند

- از نظر مالی غنی تر هستند

- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند

- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.

- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند

- زیر خط فقر به سر نمی برند

- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند

- از نظر جسمانی سالم تر هستند

مزایای ازدواج سالم برای مردها:

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید

- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت

- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالام برای اجتماع:

زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .

-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی

دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی

بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده

کاهش خشونت های خانوادگی

کاهش امار جرم و جنایت

کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان

کاهش میزان مهاجرت

افزایش ارزش دارایی های افراد

کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی

زمان مناسب برای پیشنهاد ازدواج دادن و پيشنهاد ازدواج را چگونه مطرح کنیم

پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:

۱- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد:

واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.

۲- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد:

پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف ۵۰ سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.

۳- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد:

شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.

۴- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد:

به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟

۵- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد:

بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.

۶- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد:

هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي ”بله” خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.

۷- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد:

شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.

۸- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد:

صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!

۹- مكان و زمان مناسب را بيابيد:

مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.

۱۰- او را دستپاچه نكنيد:

شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.

۱۱- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد:

صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: ”بله-خيـر” و يــا ”شايد”. شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.

۱۲- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد:

هـمـواره احـتـمال آن كـه وي ”نه”بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.

۱۳- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد:

زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.

                  
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

روابط دختران و پسران از نگاه قرآن و روايات | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 11:54 قبل از ظهر  

         

روابط پسران و دختران جوان، در كشور ما به عنوان يك معضل اجتماعي مطرح است لذا بر اولياي خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولين فرهنگي و اجتماعي لازم است اين مسئله را به طور علمي بررسي نمايند و از هرگونه تصميم احساسي خودداري كنند.

فارس: روابط پسران و دختران جوان، در كشور ما به عنوان يك معضل اجتماعي مطرح است لذا بر اولياي خانه و مدرسه و به تبع آنها مسئولين فرهنگي و اجتماعي لازم است اين مسئله را به طور علمي بررسي نمايند و از هرگونه تصميم احساسي خودداري كرده و با شناخت كامل آسيب ها، زمينه ها و راهكارهاي علمي و تخصصي با اين انحراف برخورد نمايند. زيرا به حكم "ولا تقف ما ليس لك به علم" (اسراء، 36) بايد از پيروي هر چيزي كه بدان علم نداريم پرهيز كنيم. درهر اعتقاد يا عملي كه تحصيل علم ممكن است، پيروي از غير علم حرام است و زماني اقدام و ارتكاب عملي جايز است كه دليل علمي آن را تجويز نمايد. (1) براي بررسي اين معضل با سؤال هايي روبرو هستيم: 1 - چه نوع روابطي، معضل اجتماعي به شمار مي رود؟ 2 - چه آسيب هايي دراين زمينه جوانان ما را تهديد مي كند؟ 3 - زمينه هاي اين روابط آسيب زا چيست؟ 4 - چه راهكارهايي براي پيشگيري و هدايت صحيح وجود دارد؟ در مقاله حاضر كه از انتخاب شده به اين پرسشها پاسخ داده مي شود كه با هم آن را مي خوانيم.

*روابط آسيب زا

ارتباط و برخورد پسران و دختران، امري اجتناب ناپذير است زيرا بديهي است كه در جامعه، كوچه و خيابان، هنگام خريد و هنگام معاشرت ها و... نمي شود ديوار و حائلي بين دو جنس كشيد. هنگامي كه از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعي و آسيب زا ياد مي شود، منظور روابط پنهاني، غيرعادي و ناپخته اي است كه به دور از هرگونه شناخت كافي بوده و به صورت هيجاني، تخيلات و رؤياهاي غيرواقعي صورت مي گيرد. دختران و پسراني كه به منظور جلب توجه جنس مخالف و با هدف دوست يابي از بين آنان، ساعت ها در خيابان ها و اماكن عمومي از گوشه اي به گوشه ديگر مي روند و بدون اينكه به روشني بدانند به دنبال چه چيزي هستند، وقت و انرژي خود را تلف مي كنند. گاهي اوقات افرادي مانند خود را مي يابند و روابط نامتعادلي برقرار مي كنند، لكن در نهايت با احساس سرخوردگي و بيهودگي و نيز احساس بيزاري از خود به خانه باز مي گردند. تعاليم انسان ساز اسلام، اين نوع روابط را نهي مي كند نه اينكه زنان و دختران را از جامعه طرد نمايد و از هرنوع حضور و فعاليت هاي آنان و برخورد و ارتباط زنان و مردان جلوگيري كند.

اسلام حفظ حريم ميان زن و مرد، عفت و حياء را مورد تاكيد قرار مي دهد. قرآن كريم يك نمونه از روابط سالم را بيان مي كند؛ دختران حضرت شعيب براي سيراب كردن گوسفندان صبر كردند تا مردان از سيراب كردن گوسفندانشان فارغ شوند و به كناري بروند. (قصص. 23) و هنگامي كه يكي از دختران شعيب از طرف پدر مأمور شد تا حضرت موسي را به خانه دعوت كند با كمال وقار و حياء با موسي سخن گفت (همان. 25) و حضرت موسي نيز بعداز قبول دعوت به دختر شعيب فرمود: راه را به من نشان بده و خودت پشت سر من بيا. براي اينكه ما دودمان يعقوب به زنان نگاه نمي كنيم. (2)

اين الگوي شايسته به ما نشان مي دهد كه مي شود زنان و مردان در جامعه با يكديگر برخورد و تعامل داشته باشند و در عين حال حريم يكديگر، حياء و عفت خود را نيز حفظ كنند.

*آسيب شناسي

الف - آسيب رواني: فقدان حريم ميان زن و مرد وآزادي معاشرت هاي بي بند و بار، هيجان ها و التهاب هاي جنسي را فزوني مي بخشد. غريزه جنسي، غريزه اي نيرومند، عميق و دريا صفت است، هر چه بيشتر اطاعت شود، سركش تر مي گردد؛ همچون آتشي كه هر چه به آن بيشتر خوراك بدهند شعله ورتر مي شود. (3) روح بشر فوق العاده تحريك پذير است، اشتباه است كه گمان كنيم تحريك پذيري روح بشر محدود به حد خاصي است و از آن پس آرام مي گيرد. هيچ مردي ازتصاحب زيبا رويان و هيچ زني از متوجه كردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره دلي از هوس سير نمي شود. از طرفي تقاضاي نامحدود خواه ناخواه انجام نشدني است و هميشه مقرون است با نوعي احساس محروميت، دست نيافتن به آرزوها به نوبه خود منجر به اختلالات روحي و بيماري هاي رواني مي گردد. (4) حال اگر در سطح جامعه، جاذبه هاي جنسي رواج يابد و دختر و پسر روابطي آزاد داشته باشند، جلوه گري هاي موجود در برخورد و حالات دختران موجب جلب توجه پسران شده، انحراف اذهان و آشفتگي فكر و دل آنها را در پي دارد. البته خود دختران نيز ضربه پذير هستند زيرا چه بسيار دختراني كه سبب شوق دست يابي به نشانه هاي مقبول زيبايي و زنانگي به اختلالات رواني دچار مي شوند. (5) از طرف ديگر اگر در كوچه و خيابان، دلبري مرسوم گردد و جلوه گري، هنر دختران محسوب شود و در روابط دختر و پسر تجاذب و دلبندي به ميان آيد، دختراني كه از زيبايي لازم برخوردار نيستند، در فشار و استرس قرار مي گيرند و هميشه احساس كمبود و حقارت مي نمايند و لطمه هاي جدي بر روح و روان آنان وارد مي شود. آفت ديگر اين است كه افراد در اين نوع روابط كه معمولاً ناپايدار بوده و براساس سودجويي است نه تعهد، به شكست در عشق منتهي مي شوند. و در نتيجه روح لطيف و با نشاط آنها گرفتار افسردگي مي شود.

ويل دورانت مي گويد: "زني كه عاشق شد و معشوق خود را از دست داد، ممكن است اين گمشده برايش جبران ناپذير باشد. او روح خود را به تصوير خاصي پيوسته است وهر جا برود خاطراتش او را دنبال خواهند كرد. (6)

عشق بازي هاي خياباني قبل از ازدواج، آسيب ديگري نيز دارد وآن اين است كه دائماً از فاش شدن روابط گذشته و تاثير آن بر زندگي آينده دچار تشويش خاطر و نگراني هستند و اين نگراني اثر مخربي بر بهداشت رواني انسان مي گذارد.

ب - آسيب اجتماعي: آنچه موجب فلج كردن نيروي اجتماعي است، آلوده كردن محيط كار به لذت جويي هاي شهواني است(7) زيرا از طرفي شخصيت و كرامت زن را در حد يك كالا براي كام جويي مردان تنزل مي دهد و امنيت رواني لازم را براي فعاليت اجتماعي او از بين مي برد، و از طرف ديگر مردان، تمركز حواس و دقت كافي را براي كارهاي خود ندارند. هر چه روابط دختر و پسر ضابطه مند تر شود وجامعه از تحريكات شهواني وجلوه گري هاي جنسي دور گردد، اجتماع سالم تر خواهد شد و افراد جامعه بهتر به كار خود رسيدگي كرده، جوانان در محيط كار، درس و دانشگاه راحت تر خواهند بود و به پيشرفت هاي بيشتري خواهند رسيد.

ج - آسيب خانوادگي: معاشرت هاي آزاد و بي حد و مرز در برخي خانواده ها، زمينه بي بند و باري پسران و دختران را فراهم ساخته و ازدواج را به صورت يك وظيفه، تكليف و محدوديت در آورده است.

تفاوت جامعه اي كه روابط جنسي را به محيط خانوادگي و كادر ازدواج قانوني محدود مي كند با اجتماعي كه روابط آزاد در آن اجازه داده مي شود اين است كه ازدواج در اجتماع اول پايان انتظار و محروميت و در اجتماع دوم، آغاز محروميت و محدوديت است. در سيستم روابط آزاد جنسي، پيمان ازدواج به دوران آزادي دختر و پسر خاتمه مي دهد و آن ها را ملزم مي سازد كه به يكديگر وفادار باشند و در سيستم اسلامي به محروميت و انتظار آنان پايان مي بخشد. (8)

اختصاص يافتن استمتاعات و التذاذهاي جنسي به نهان خانه زناشويي و محيط خانواده و در كادر ازدواج، پيوند زن و شوهري را محكم مي سازد و موجب اتصال بيشتر زوجين به يكديگر مي شود. پس آسيب اول، بي رغبتي به ازدواج و تشكيل خانواده است. آسيب ديگر همان است كه ويل دورانت مي گويد: "مرد، نگران و مضطرب است كه مبادا كسي پيش از او زنش را تصرف كرده باشد." (9) پسري كه قبل از ازدواج با افراد زيادي ارتباط داشته است، به هنگام ازدواج به هر دختري كه نظر كند، مي پندارد او نيز با پسرهاي متعددي ارتباط داشته و پاك و عفيف نيست و در نتيجه روح بي اعتمادي و سوء ظن در جامعه ا وج مي گيرد و اين همان چيزي است كه قرآن كريم از آن نهي فرموده است (هجرات. 12) بنابر اين روابط آزاد، زمينه ساز بسياري از سوء ظن ها است.

نكته ديگري كه در جوامع آزاد و مختلط، خانواده ها را تهديد مي كند اين است كه زن و مرد، همواره در حال مقايسه اند، مقايسه آنچه دارند با آنچه ندارند وآنچه ريشه خانواده را مي سوزاند اين است كه اين مقايسه ها آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مي زند. (10)

* زمينه ها و راهكارها

ما در اين قسمت به عوامل ايجاد كننده اين روابط و راههاي پيشگيري آن مي پردازيم و چون هر زمينه، راهكار مخصوص به خود را دارد، براي حفظ پيوستگي و انسجام مطلب در ذيل هر يك از زمينه ها، راهكار آن را نيز ذكر مي كنيم.

1 - نگاه

يكي از زمينه هاي ايجاد روابط ناسالم نگاه مسموم است. براي انساني كه حب شهوات براي او زينت داده شده است (آل عمران. 14) يك نگاه كافي است تا او را از خود بي خود كند ومتحول سازد. نگاه، تيري است از تيرهاي شيطان چه بسا نگاهي كه حسرت هاي طولاني را در پي دارد. (11) لذا حضرت علي (ع) مي فرمايد: "ديده ها شكارگاههاي شيطانند". (12) بعضي "نگاه ها"، ويروس "گناه" منتشر مي كنند، پس فاصله چنداني بين نگاه و گناه نيست. كنار هر گناه دو فرمان است: شيطان مي گويد: "چشم بدوز" خداي رحمان مي گويد: "چشم و ديده فرو بند" تنها راهكار آسودگي دل و برچيدن اين زمينه همان است كه قرآن كريم مي فرمايد: مومنان نگاه خود را از نامحرم بگردانند. "قل للمومنين يغضوا من ابصارهم" (نور. 30) و در روايات نيز آمده است كه كسي كه چشم خود را فرو بندد دل را آسوده كند (13) از پشت به زنان نامحرم نگاه نيفكنيد. (14) از رو به رو به زن نامحرم خيره نشويد. (15) و اگر به طور اتفاقي نگاه به نامحرم افتاد چشم را بگردانيد. (16) و بار ديگر نگاه خود را به وي نيفكنيد. (17) حفظ نگاه مخصوص مردان نيست؛ زليخا اسير نگاه شده بود و زنان مصر با ديدن يوسف دست خود را بريدند(يوسف. 31) لذا قرآن كريم به زنان مومن نيز دستور مي دهد كه چشم را از نگاه به مردان اجنبي فرو بندند (نور. 31) لذا هنگامي كه مردي نابينا خدمت رسول خدا (ص) آمد، آن حضرت از همسران خود خواست كه جلسه را ترك كنند و پشت پرده قرار بگيرند. آنان با تعجب گفتند: "وي كور است." حضرت فرمود: "شما كه كور نيستيد و او را مي بينيد" (18) و الگوي زنان عالم حضرت زهرا(س) فرمودند: "خير زن در آن است كه نه او مردي را ببيند و نه مردي او را ببيند". (19)

ز دست ديده و دل هر دو فرياد

كه هرچه ديده بيند دل كند ياد

بسازم خنجري نيشش ز فولاد

زنم بر ديده تا دل گردد آزاد(20)

2 - خودآرايي و خودنمايي

يكي ديگر از علل گرايش جوانان به جنس مخالف، خودآرايي و خودنمايي است. خودآرايي ناپسند نيست بلكه خودآرايي به قصد خودنمايي در برابر نامحرم ناپسند است زيرا زمينه فساد جوانان است. جوان در اين سن، در برابر هزارها محرك كه قبلا آنها را حس نمي كرد، حساس مي گردد. بعضي از صداها اين حساسيت را بر مي انگيزد... بعضي از حركات اين حساسيت را نيرو مي دهد، بعضي از مناظر در جلب آن بيش از همه مؤثر است، رنگها در فصل عشق، غوغايي برپا مي كند و رنگ سرخ منادي تملك و تصرف است(21)

اگر جوان در معرض اين همه محرك هاي قوي قرار بگيرد، درياي شهوت او طوفاني مي شود و "غريزه جنسي، مخصوصا در پسران، تا سر حد وجدان نفوذ كرده و تحريكات شهواني همچون تصادم امواج به ساحل، شروع به مبارزه مي نمايد."(22)

قرآن كريم براي برچيدن اين زمينه فساد به زنان مؤمن دستور مي دهد كه در خانه هاي خود بنشينند و مانند زنان جاهليت نخست، خودنمايي نكنند. (احزاب. 33) زينت و آرايش خود را جز آنچه قهرا ظاهر مي شود بر بيگانه آشكار نسازند و بايد سينه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند. (نور. 31) منظور از "زينت زنان" مواضع زينت است زيرا اظهار خود زينت از قبيل گوشواره و دست بند حرام نيست، پس مراد از اظهار زينت، اظهار محل آنهاست (23) زنان مؤمن نبايد پاي خويش را به زمين بكوبند تا آنچه از زينتشان كه پنهان است ظاهر شود. (نور. 31) طبيعي است كه جوان جذب مي شود. جواني از انصار رسول خدا(ص) در كوچه هاي مدينه زني را ديد - در آن زمان، زنان مقنعه را پشت گوش مي انداختند - وقتي زن از او گذشت، او را تعقيب كرد و از پشت او را مي نگريست تا داخل كوچه تنگي شد و در آنجا استخوان يا شيشه اي كه در ديوار بود، به صورت مرد برخورد كرده آن را شكافت، همين كه زن از نظرش غايب شد تازه متوجه گرديد كه خون به سينه و لباسش مي ريزد، با خود گفت: نزد رسول خدا مي روم و جريان را به او خبر مي دهم. رسول خدا از او پرسيد چه شده است؟ جوان جريان را عرض كرد. سپس جبرئيل نازل شد و حفظ حجاب و زينت را بر زنان مسلمان واجب نمود تا مردان مسلمان حفظ شوند. (24)

3 - طنازي در سخن

يعني زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه و خيال هاي شيطاني نموده شهوتش را برانگيزانند و در نتيجه آن مردي كه در دل بيمار است به طمع بيفتد و منظور از بيماري دل نداشتن نيروي ايمان است، آن نيرويي كه آدمي را از ميل به سوي شهوات باز مي دارد. (25) قرآن كريم براي جلوگيري از روابط ناسالم ميان زنان و مردان مي فرمايد: "نازك و نرم با مردان سخن مگوئيد مبادا آنكه دلش بيمار است به طمع افتد بلكه درست و نيكو سخن بگوييد."(احزاب. 32) يعني سخن معمولي و مستقيم بگوييد، سخني كه شرع و عرف اسلامي (نه هر عرفي) آن را بپسندد و آن سخني است كه تنها مدلول خود را برساند، نه اينكه كرشمه و ناز را بر آن اضافه كني، تا شنونده علاوه بر درك مدلول كلام، دچار ريبه هم بشود(26) تاثير كلام به قدري است كه مولاي متقيان از سلام كردن به زنان جوان خودداري مي كند و مي فرمايد: "مي ترسم از اين كه صداي آنها مرا خوش آيد و از اجرم كاسته شود."(27)

4 - تأخير در ازدواج

زن و مرد، مكمل نيازهاي روحي و رواني يكديگرند و هر يك بدون ديگري احساس فقر و نياز مي نمايد. زن به دنبال تقديس از جانب مرد و در آرزوي اين است كه تنها ملكه كاخ عشق و محبتش باشد. (28) و به قول ويل دورانت: زن فقط وقتي زنده است كه معشوق باشد و توجه كردن به او مايه حيات اوست. (29) و مرد نيازمند كسي است كه قلبش براي او بتپد و با گرمي نگاه و كلام پرمهرش، او را در مواجهه با ناملايمات زندگي اميد بخشد و خلاصه اينكه "هر يك از ما، در جدايي فقط نيمه اي از انسان است و هميشه نگران آن نيم ديگر است"(30) و اين نگراني به آرامش تبديل نمي شود مگر از طريق آن يگانه راهي كه خداوند متعال ترسيم نموده و آسايش انسان را در آن قرار داده است. (روم. 21)

تا زماني كه دختر و پسر جوان اين نياز فطري را از راه ازدواج تأمين نكرده و به آرامش رواني نرسيده باشند در معرض خطر هستند لذا رسول خدا(ص) فرمود: آن كس كه ازدواج كند نيمي از دينش را حفظ كرده است." (31)

5 - بستر اجتماعي

يك عامل بسيار مهم در ايجاد چنين روابطي، وجود زمينه اي اجتماعي و گاه پنهان در ميان جوانان است. اگر در جامعه جوان چنين افكاري رايج شود كه داشتن دوست پسر و يا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعي است و يا اين انديشه كه داشتن چنين روابط، نشانه بزرگ شدن است و يا پيداكردن دوست براي يكديگر را بخشي از پيمان دوستي به شمار آورند، روز به روز بر ميزان اين روابط افزوده خواهد شد. براي رهايي از اين زمينه فساد راهكارهايي وجود دارد كه عبارتند از:

الف - اصلاح فرهنگ جامعه: اگر چنين افكاري در جامعه رسوخ كرده باشد بر مسئولين فرهنگي جامعه واجب است كه تمام امكانات و تلاش خود را در اصلاح فرهنگ جامعه به كار بگيرند زيرا تا فرهنگسازي درست صورت نگيرد خورده كارها نتيجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.

ب - دقت در انتخاب همنشين: بايد راههاي صحيح دوست يابي را آموزش داد تا جوانان با ديد باز و انديشمندانه همنشين و دوست خود را انتخاب نمايند زيرا رسول خدا(ص) مي فرمايند: "دين و منش هر شخصي، متناسب با دوست و همراه است." (32)

6 - مرحله رشد

اريكسون سن 12 - 20 سالگي را مرحله احساس هويت در مقابل سردرگمي هويت مي داند و مي گويد مشكل اين دوره خطر آشفتگي نقش به ويژه هويت جنسي و شغلي نوجوان است. در بعضي موارد جواناني كه قادر به رو در رويي با سردرگمي نقش جنسي و شغلي خود نيستند، هويتي منفي را انتخاب مي كنند و به هويت ها و نقش هايي متكي مي شوند كه به صورت نامطلوب ترين و خطرناك ترين اعمال به آنها عرضه شده است(33) كسي كه احساس پيشرفت و رضايت مندي از هويت، شغل و خانواده خود ندارد به رفتارهاي ناهنجار روي مي آورد كه به اين رفتارها "رفتارهاي جايگزين" مي گويند. يكي از اين رفتارهاي جايگزين، برقراري ارتباطهاي ناسالم است.

براي پيشگيري از بروز اين مشكل، بايد به نوجوان و جوان در هويت يابي كمك كرد تا بتواند براي خويشتن، تصويري رضايت بخش و اميدآفرين به دست آورد. انسان بايد يك هويت منسجم داشته باشد زيرا هركس براساس ذات و طبيعت خود عملي انجام خواهد داد(اسراء. 84)

عمل انسان مترتب بر شاكله او است به اين معنا كه عمل هرچه باشد مناسب با اخلاق آدمي است چنانكه در فارسي گفته اند: "از كوزه همان برون تراود كه در اوست" پس شاكله يا هويت نسبت به عمل، نظير روح جاري در بدن است. (34) بنابراين بر والدين و مسئولين تعليم و تربيت واجب است كه در راه "هويت يا بي جنسي" به جوانان كمك كنند تا تصوير روشني از جنسيت خود و نقش هاي مربوط به آن، برخوردهاي اجتماعي و دوستي دختران و پسران و عشق و امثال آن پيدا كنند.

7 - عدم تقيد خانواده به مسائل ديني

جوانان اولين برخوردها و معاشرت هاي ناسالم و مختلط را در خانه تجربه مي كنند.

فرهنگ خانواده است كه حد و مرزها را به فرزندان مي آموزد. اگر خانواده ها حدود شرعي را در روابطشان مراعات نكنند، ديگر چه انتظاري از جوانان با آن شرايط روحي و هيجاني مي توان داشت لذا قرآن كريم مي فرمايد: "اي مومنان! خود و خانواده خويش را از آتش دوزخ نگاه داريد."(تحريم. 6) يعني خود و زن و بچه خود را تعليم خير دهيد و ادب نماييد. (35) و در نگهداري خانواده همين بس كه به آنها امر كنيد بدان چه كه خدا امر كرده و نهي كنيد از آنچه خدا نهي كرده است. (36)

8 - بي توجهي به نيازهاي جوانان در خانه

جوانان به محبت، برقراري صميميت، تنوع، تفريح و هر چيزي كه شور و نشاط آنان را حفظ كند، نيازمند هستند. اگر والدين اين نيازها را تأمين نكنند، خود آنان دست به كار مي شوند و از آنجا كه معمولا جوانان شتابزده و ناپخته عمل مي كنند، از هر طريقي براي رفع نياز خود اقدام مي كنند.

نكته ديگري كه بايد به آن توجه داشت، پرهيز از بيكاري است. خداوند متعال به پيامبر گرامي اسلام(ص) توصيه مي فرمايد: "هنگامي كه از كار مهمي فارغ شدي خود را به كار ديگري مشغول كن"(انشراح. 7) والدين بايد براي اوقات فراغت جوانان خود برنامه داشته باشند. فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي، ورزشي و تفريحي علاوه بر اينكه آنها را از بسياري از فسادها حفظ مي كنند، در رشد ابعاد مختلف جوان موثر است.

والدين در برخورد با جوانان بايد طريق اعتدال را پيش بگيرند و از هرگونه افراط، تفريط، برخورد خشك، خشن و انعطاف ناپذير خودداري كنند. و در ضمن نظارت و كنترل نامحسوس بر رفت و آمد و رفتارهاي آنان، شخصيت و حريم خصوصي آنان راحفظ نمايند زيرا اگر شخصيت او از بين برود و عزت و كرامتي نداشته باشد، هيچ اميد خيري در او نيست. (37) و از سرزنش و ملامت نيز پرهيز كنند كه آتش لجاجت را در آنان شعله ورتر مي كند. (38)

9 - رسانه

يكي ديگر از عوامل زمينه ساز روابط دختر و پسر رسانه ها اعم از صدا و سيما، نشريات، اينترنت و ماهواره است كه بررسي ميزان تأثير آنها و چگونگي مقابله با آنها به تدوين مقاله اي مستقل نياز دارد.

پي نوشت ها

1) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 13، ص 126 - . 127

2) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 38

3) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، ص. 69

4) همان، ص. 72

5) خانم دكتر سعداوي، چهره عريان زن، ص 168؛ ر. ك: مقدمه اي بر روانشناسي زن ص. 110

6) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 146

7) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، ص. 78

8) مرتضي مطهري، مسئله حجاب، ص. 75

9) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141

10) حداد عادل، فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، ص. 69

11) وسايل الشيعه، ج 14، ص. 138

12) منتخب ميزان الحكمه، ترجمه شيخي، ج 2، ص 999، حديد. 6129

13) مستدرك الوسائل، ج 14، ص. 271

14) همان، ص. 274

15) الترغيب و الترهيب، ج 3، ص 35، حديث. 6

16) مسند احمد، ج 4، ص. 358

17) بحارالانوار، ج 104، ص. 36

18) مسند احمد، ج 6، ص. 296

19) بحارالانوار، ج 43، ص. 54

20) بابا طاهر عريان.

21) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 128

22) محمدتقي فلسفي، گفتار فلسفي (جوان) ، ص. 307

23) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 15، ص. 156

24) كافي، ج 5، ص 521، حديث. 5

25) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 461

26) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 16، ص. 461

27) شيخ حر عاملي، آداب معاشرت، ص. 67

28) مرتضي مطهري، نظام حقوق زن در اسلام، ص. 148

29) ويل دورانت، لذات فلسفه، ص. 141

30) ابوالقاسم مقيمي حاجي، جوانان و روابط، ص 7، به نقل از لذات فلسفه. 122

31) ميزان الحكمه، ج 4، ص 272، حديث. 7807

32) ميزان الحكمه ، ج 5، ص 297، حديث. 10221

33) روانشناسي رشد (2) ، دفتر همكاري حوزه و دانشگاه، ص. 782

34) الميزان، ترجمه موسوي همداني، ج 13، ص. 262

35) الدر المنثور، ج 6، ص. 244

36) كافي، ج 5، ص. 62

37) شرح غرر و درر، آمدي، ج 1، ص. 394

38) ميزان الحكمه ، ج 8، ص 485، حديث. 17831

                  
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چه چیزی شما را شاد می کند؟ | یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 11:52 قبل از ظهر  

     

شادی وسرور مقاوم و لجوج است. در دنیای امروزی چیزی کیمیاتر از شادی و سرور از صمیم قلب نیست.بعلاوه ثابت نگه داشتن چنین احساسی و یا حتی افزودن به آن نیز کاری دشوار است. اصولا وضعیت تحت کنترل ما نظیر پول، علم و کار می تواند تنها 10 تا 15% از سعادت و رفاه را برای ما تضمین کند.در عوض می توان اعتراف کرد که شادی و سرور به طور قابل ملاحظه ای وابسته به ویژگی های شخصیتی و خلق و خوی ماست. شکوه و عزت یا رنج تقدیر نمی تواند تفاوت شگرفی در احساس ما ایجاد کند. رسیدن به سعادت و رفاه در این دنیا نمی تواند چیزی چندان فوق العاده ای باشد.

پندو اندرز: از کمترین و کوچکترین چیزها لذت ببرید. خشنود بودن همیشگی یا اغلب تاثیرگذار تر از شاد بودن گهگاه است.

اگر بخواهیم چیزهایی را که می تواند 10 تا 15% به رفاه و سعادت ما جهت می دهد را بررسی کنیم، مطالعات گسترده در این زمینه موارد زیر را ثابت کرده است:

زیبایی

مردم زیبایی و شیک بودن را دوست دارند و این به شهرت و محبوبیت افراد کمک می کند. در واقع شیک بودن و گسترش فعالیت حرفه ای تواما می توانند خلق و خوی بهتری را به ارمغان بیاورند. اما زیبایی به تنهایی کارساز نیست.

پول

اگر شما فقیر باشید ، مسلما پول می تواند احساسی متفاوت خلق کند. البته این درآمد بالا تا حدی مشخص می تواند شادی آور باشد. اما نکته ای را نباید فراموش کنید و آن این است که فارغ از آنچه به دست می آورید، مقایسه و هم سنجی می تواند احساس شما را تحت تاثیر قرار دهد. یعنی اینکه مهم نیست چه قدر بیشتر یا کمتر درآمد دارید، بلکه مهم این است که عملکرد شما بهتر از هم نوعتان باشد و این حقیقتا شادی بخش است.

علم و تحصیلات

در دهه 1950 ، دانش کتابی شادی بخش بود. اما تحصیلات دانشگاهی به نوبه خود نتوانست سعادت و رفاه را افزایش دهد. دانش و تحصیلات باعث بهتر شدن کیفیت کار و حرفه می شود اما به همین نسبت نیز سطح انتظارات را بالا می برد و این می تواند نگران کننده باشد.

افزایش سن

جوانان بیشتر از افراد بزرگسال از خبرهای بد آگاهند و از احساسات منفی رنج می برند. علی رقم آسیب پذیری و بد حالی از نظر سلامتی و مالی در بزرگسالی، گرایش به مثبت اندیشی افزایش می یابد. شاید به این دلیل باشد که انسان به هدف خود نزدیک شده یا حتی به هدف خود رسیده است.

هوش و زکاوت

زیرکی و هوش به تنهایی تاثیری کمی بر شادی دارد. زیرا هوش و زکاوت باعث افزایش انتظارات فرد می شود. آگاهی این چنین افراد از نقص و کاستی خود زیاد است و همین امر باعث کاهش رضایت و خشنودی می شود.

مذهب

به طور شگفت انگیزی افراد مذهبی انتظار کمتری از خداوند دارند . زیرا دین سبب افزایش وابستگی اجتماعی و شبکه جمعی می شود و همین دو نکته برای افراد شادی بیشتری به همراه می آورد.

وقت آزاد به شرط...

استفاده مناسب از وقت آزاد سبب افزایش شادی می شود. فعالیت هایی که ترکیبی از کارهای فیزیکی و اجتماعی را به همراه دارد و نیازمند مهارت مناسبی است، بهتر می باشد. اغلب افراد ،وقت آزاد خود را به تماشای تلویزیون می گذرانند و این ممکن است آرامش بخش باشد، اما اگر بتوان فعالیتی نظیر پیاده روی یا شنا انجام داد این گونه فعالیت ها لذت بخش تر است. افراد بی کار بدلیل عدم انجام فعالیت بدنی یا فکری غمگین تر به نظر می رسند.

خود دوستی

اعتماد به نفس بالا مانع از آسیب های روانی می شود. کمی خود دوستی برای طبع انسان لازم است. افراد سرشار از خود دوستی کمتر دچار اضطراب ، تنهایی و افسردگی می شوند.

مهارت های اجتماعی

دوستی و مصاحبت با دیگران یکی از عمده ترین لذات زندگی است. طبق مطالعات جدید ثابت شده که مصاحبت با دوستان بیشتر از مصاحبت با خانواده سبب ارتقای خلق و خو می شود.داشتن حس همکاری و تعاون و علم مصاحبت با غیر همجنسان می تواند در ارتباط با شادی و سرور موثر باشد.

شوخ طبعی

اینکه بتوانید چیزها را چندان جدی نگیرید به نوبه خود باعث افزایش شانس امید و شادی است. افراد دارای نگرش امیدوار گرایش بیشتری به خندیدن دارند.

وقف کردن و نیکوکاری

طبق مطالعه ای ثابت شده است که پرداختن به اعمال داوطلبانه و نیکوکاری بیشتر از هر چیز ، حتی رقصیدن می تواند لذت بخش و شادی آور باشد . احساس دستیابی ، ارتباط اجتماعی و شانس انجام کارهای مثبت همگی می تواند شادی بخش باشد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مهریه‌،كمربند ‌ایمنی‌ ‌زندگی نیست‌| یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 11:51 قبل از ظهر  

       

رفتارها و برخوردهای خانواده «عروس» و «داماد» از زمان آشنایی تا روزی كه دو خانواده در مجلسی به نام « بله بران» بر سر مسائل و موضوع‌های مختلف مرتبط با تشكیل زندگی مشترك زوج‌های جوان بحث می‌كنند، معمولا شكل و شمایلی مودبانه دارد. هر دو خانواده با مهربانی با هم تعامل می‌كنند

آنها فقط به دنبال خوشبختی دو جوان هستند و می‌خواهند هرچه زودتر زندگی مشترك آنها «سر» بگیرد، اما وقتی پای مسائل مالی به میان می‌آید، معمولا شكل رفتارها تغییر می‌كند و هر یك از طرفین تلاش می‌كنند تا شرایط خود را به شكلی مودبانه و محترمانه به طرف مقابل تحمیل كنند.

این وضعیت معمولا در اغلب خانواده‌ها تكرار می‌شود و البته تعداد محدودی از خانواده‌ها نیز در شرایطی عاقلانه و برابر با هم به تفاهم می‌رسند و دیگر كار به چانه زنی بر سر میزان مهریه و تعداد و نوع سكه و... نمی‌رسد. یكی از مهم ترین مباحثی كه در چنین جلساتی مایه دردسر و گاه اختلاف میان خانواده داماد و عروس می‌شود مساله تعیین مهریه است.

در شرایطی كه قانون در زمینه ازدواج تنها به مسائلی كلی توجه دارد و همچنین ثابت كردن هر یك از مشكلات و مسائل خانوادگی در زمان بروز اخلاف، نیاز به طی كردن مسیری سخت و دشوار دارد، طبیعی است كه زنان به عنوان بخش آسیب‌پذیرتر در مشكلات خانوادگی تلاش می‌كنند تا در همان ابتدای زندگی كه آقا داماد محو جمال و خلق و خوی عروس‌خانم شده و حاضر است برای او « جان» فدا كند؛ از داماد یك تضمین درست و حسابی بگیرند.

البته برخلاف خود داماد، معمولا خانواده او كه آخر و عاقبت كار را می‌بینند، كمی‌ معقولانه فكر می‌كنند و به همین دلیل بسادگی ممكن است زیر بار مهریه سنگین نروند؛ اما در نهایت و در اغلب خانواده‌ها نیز آنچه كه به عنوان مهریه تعیین می‌شود، چندان منطقی نیست و به همین دلیل در زمان بروز اختلاف‌های خانوادگی نمی‌تواند مشكل چندانی را از هر دو طرف حل كند و معمولا تبدیل به گرهی كور می‌شود كه بر شدت مشكلات نیز اضافه می‌كند.

● چرا زنان مهریه می‌گیرند؟

برای این‌كه تصویر روشنی درباره مهریه در ذهن شما ایجاد شود، بد نیست توضیحی درباره فلسفه مهریه بیان كنیم. مهریه بر خلاف تصور بسیاری از زوج‌های جوان تضمین زندگی مشترك نیست بلكه به لحاظ دینی و مذهبی، هدیه‌ای است كه در زمان عقد داماد به عروس می‌دهد.

از نظر عرفی و دینی مهم‌ترین مساله‌ای كه یك زن در آستانه ازدواج با آن مواجه است بحث «باكره بودن» است و مهریه در واقع هدیه‌ای است كه داماد در ازای‌ به‌دستآوردن این ویژگی به همسر خود می‌پردازد.

به همین دلیل است كه در صورت جدایی و طلاق، اگر رابطه جنسی میان همسران وجود نداشته و عروس باكره باشد، میزان مهریه نصف می‌شود و یا این‌كه مثلا زن می‌تواند پیش از ازدواج و تمكین از همسرش، مهریه را مطالبه و سپس تمكین كند.

آنچه كه سبب شده تا وجود مهریه در عقدنامه كاركردی تضمینی پیدا كند، از یك طرف رقم بالای مهریه‌های امروزی و از سوی دیگر وجود عبارت «عندالمطالبه» در مقابل میزان مهریه است و این به آن معنی است كه از زمان عقد و وقوع نكاح آقا داماد به میزان مهریه درج شده در عقدنامه به همسرش بدهكار است و زن هر زمانی كه بخواهد می‌تواند این حق را با بهانه و بی‌‌بهانه مطالبه كند و كسی هم حق ندارد او را از مطالبه این حق منع كند.

در یادداشت‌های قبلی اشاره شد كه اگر داماد قصد پرداخت مهریه‌ای كه تعیین می‌كند را نداشته باشد آن ازدواج شرعا مشكل دارد. بسیاری از افراد تصور می‌كنند تعیین مهریه سنگین مساله‌ای دینی است و این مساله مورد تاكید و تایید دین اسلام هم هست، اما اسلام به عنوان دینی كه ازدواج را نیمی ‌از تكمیل دین معرفی می‌كند، شرایط بسیار ساده‌ای را برای ازدواج در نظر گرفته و از نظر این دین، ازدواج در حد یك قرارداد ساده اما مقدس است.

به همین دلیل برای مردان امكان تعدد همسر ایجاد شده هرچند در این زمینه شرط ‌های خاص و سختگیرانه‌ای مانند: برقراری عدالت میان همسران نیز لحاظ شده است. بسیاری از ویژگی‌های دین اسلام در زمینه ازدواج نقطه مقابل ادیانی است كه در آن افراد بعد از مرگ همسر خود دیگر قادر به ازدواج نیستند و یا ادیان دیگری كه در آن اساسا چیزی به نام طلاق معنا و مفهوم ندارد و زن و شوهر تا پایان عمر موظف به «تحمل» یكدیگر هستند البته اسلام این مساله را نیز «مساله‌ای شخصی» دانسته و شكل گیری این پیوند را به توافق دو طرف موكول كرده است.

با این نگاه تاكید اسلام نیز بر مساله مهریه تنها در حد و اندازه یك هدیه است و البته دین ما مانعی برای از این‌كه مرد بخواهد در ابتدای زندگی هدیه‌ای بزرگ به همسرش بدهد و یا این‌كه طرفین تضمین‌های دیگری را هم برای ازدواج تعیین كنند ایجاد نكرده است.

● چگونه در زندگی خانوادگی تضمین به دست بیاوریم؟

مطالبه مهریه در بسیاری از خانواده‌های ایرانی تنها زمانی صورت می‌گیرد كه كارد به یكی از استخوان‌های زن رسیده باشد و او برای رهایی از شرایط مشقت بار زندگی، مهریه خود را به اجرا می‌گذارد تا بتواند در مقابل بخشش آن، از همسر خود طلاق بگیرد البته در موارد متعددی نیز به اجرا گذاشتن مهریه با هدف كسب درآمد مالی از سوی زن صورت می‌گیرد.

در موارد بسیار محدودی نیز زن و شوهر با توافق مهریه را پرداخت و دریافت می‌كنند، اما زمانی كه كار به دادگاه می‌رسد معمولا مهریه برای درخواست طلاق و یا گرفتن حضانت فرزندان به اجرا گذاشته می‌شود. حالا اگر از همین مسیر به عقب بازگردیم و به زمان تعیین مهریه برسیم می‌توان نكات فراوانی را در این زمینه بیان كرد.

یكی از این نكات این است كه در دنیایی كه انسان‌ها برای حفاظت از اموال و اشیای قیمتی و جان خود انواع و اقسام بیمه نامه‌ها را تهیه می‌كنند، مهریه هم می‌تواند یك بیمه‌نامه برای حفظ زندگی مشترك و یا مانند كمربند ایمنی زندگی مشترك باشد. مهریه در واقع مالی است كه مرد طبق توافق با همسرش برای او تعیین می‌كند.

یكی از ویژگی‌های مال خوب و واقعی هم این است كه به سرعت و بسادگی و با راحتی وصول شود و اگر قرار باشد فردی برای دریافت چیزی كه از نظر شرع و قانون از شیر مادر هم برای او حلال تر است به زحمت بیفتد؛ قطعا یك جای كار مشكل دارد.

ویژگی دیگر مهریه این است كه در اثر گذشت زمان از ازرش آن كاسته نشود. در كشوری مانند ایران كه در مدت كوتاهی تورم ناگهان سی درصد افزایش پیدا می‌كند و قیمت مسكن و چیزهای دیگر ناگهان چند برابر می‌شود، طبیعی است كه چیزهایی مانند سكه طلا و زمین به عنوان مهریه می‌تواند قابل توجه باشد زیرا این چیزها نیز اغلب با افزایش تورم به اندازه آن و یا كمی‌ بیشتر رشد می‌كند و به این ترتیب ارزش آن كاسته نمی‌شود.

به مساله مهریه می‌توان نگاه دیگری هم داشت و آن این است كه مهریه باید به گونه‌ای تنظیم شود كه در صورت وقوع جدایی و با فرض مقصر نبودن زن، او بتواند تا زمانی كه ازدواج مجددی انجام می‌دهد، زندگی آبرومندی برای خود فراهم كند.

به این نكته باید دقت كرد كه معمولا زنان در بحث طلاق آسیب پذیری بیشتری دارند و به دلیل نگاه خاص جامعه به زنان بیوه، آنها نیازمند حمایت‌هایی ویژه در این زمینه هستند البته این همه ماجرا نیست و مهریه به عنوان یك «دین ممتاز» حتی در صورت فوت شوهر، از مقدار مالی كه از همسر باقی مانده میزان مهریه كسر می‌شود و پس از آن دیگر طلبكاران و وارثان می‌توانند به سراغ اموال شوهر فوت شده بروند.

بر همین اساس ماهیت مهریه سبب می‌شود حتی در صورت فوت همسر، میزان آسیب‌پذیری زن از سوی فرزندان، بستگان، طلبكاران و... نیز به حداقل برسد.

برای روشن شدن بحث به این نكته هم باید اشاره كرد كه تقریبا هیچ زنی هنگام ازدواج توقع دریافت مهریه را از همسر خود مطرح نمی‌كند و اغلب زنانی هم كه با مهریه‌های بالا حاضر به ازدواج می‌شوند، به شكل شفاهی به همسران خود این قول را می‌دهند كه تنها در زمان طلاق یا در صورت بروز مشكل حاد در زندگی مهریه خود را مطالبه خواهند كرد.

این مساله كه زنی یك چك مثلا ۲۰۰ میلیونی از همسر خود داشته باشد و هر زمان كه بخواهد بتواند آن را به اجرا بگذارد و علاوه بر ضبط اموال همسرش، قطع كردن تلفن همراهش، توقیف اتومبیل و خانه‌اش، مانع از خروج او از كشور شود و او را به زندان بیندازد؛ مساله‌ای است كه با توجه به اتفاق‌هایی كه در سال‌های اخیر در دادگاه‌های خانواده رخ داده، می‌تواند آرامش روانی مردان را به خطر بیندازد و حتی سبب شود برخی از آنها برای فرار از خطر احتمالی پرداخت مهریه هیچ‌گاه وسیله یا خانه‌ای به اسم خود خریداری نكنند یا این‌كه بخشی از اموال خود را از همسرانشان پنهان كنند. ضمن این‌كه چنین مساله‌ای برای برخی زنان نیز زمینه سوءاستفاده‌ای جدی را فراهم می‌كند.

تعیین تكلیف مساله‌ای مانند مهریه و مسائل مالی در ازدواج، به اندازه تعیین تكلیف مساله‌ای مانند تعیین خط مرزی در میان كشورها مهم و حساسیت برانگیز است.

به همین دلیل بهتر است هر دو طرف با نگاهی واقع‌بینانه نسبت به این مساله تصمیم گیری كنند. تجربه نشان داده مردان و زنانی كه درباره مهریه تصمیم احساسی می‌گیرند خیلی زود لطمه می‌خورند و شیوه مناسب در این مقطع این است كه هر دو طرف، به هر اندازه هم كه عاشق هم باشند بهتر است عاقلانه فكر كنند و پس از آن عاشقانه زندگی كنند.

پیشنهاد مشخص ما نیز در این زمینه این است كه در قدم اول، تكلیف مهریه و پشتوانه زندگی آینده كاملا از هم جدا شود. تجربه حضور در دادگاه‌ها نشان می‌دهد به همان اندازه كه تعیین مهریه‌های سنگین یك اشتباه بزرگ است، پذیرش و تعیین مهریه‌های كم نیز یك اشتباه بزرگ است.

مهریه به عنوان هدیه بسته به توانایی مرد می‌تواند از یك شاخه گل تا یك خانه در نوسان باشد، اما در بحث تعیین پشتوانه زندگی مشترك باید آنقدر عاقلانه عمل كرد كه در صورت بروز مشكل در هر یك از طرفین، دیگری ضرر نكند.

● تضمین‌های مناسب برای زمان بروز مشكلات خانوادگی‌

پیش از آن‌كه به سراغ معرفی تضمینی مناسب برویم، باید به این سوال پاسخ داده شود كه زن و مرد معمولا به چه دلیل و در چه مقاطع زمانی نیازمند دریافت تضمین هستند؟ پاسخ به این سوال ساده است: بیشترین مواردی كه مهریه به اجرا گذاشته می‌شود، زمانی است كه زن قصد جدایی و یا گرفتن حضانت فرزند خود را دارد و مرد بنا به دلایلی راضی به این مساله نیست.

در چنین شرایطی زن مهریه خود را به اجرا می‌گذارد و مرد تحت فشار قرار می‌گیرد و با بخشش مهریه از سوی زن، شرایط او را می‌پذیرد. این رویه‌ای نسبتا ثابت و عادی در دادگاه‌های خانواده است در چنین مواردی، مهریه سنگین‌ به هیچ وجه نمی‌تواند حكم كمربند ایمنی را داشته باشد.

چون ممكن است زن در شرایطی كاملا احساسی برای خلاصی از همسرش مهریه را ببخشد و بعد از این مرحله است كه با ورود به جامعه به عنوان یك زن مطلقه، انواع و اقسام مشكلات به سراغ او می‌آیند و حتی برخی اوقات با طرد شدن زن از سوی خانواده این مشكلات دو چندان می‌شود. البته با در نظر گرفتن این مساله كه برخی از زنان از مهریه سوءاستفاده می‌كنند، می‌توان چند شكل جدید را برای تعیین مهریه پیشنهاد كرد.

ذكر این توضیح لازم است كه شیوه‌های پیشنهادی تنها زمانی به نتیجه می‌رسد كه همسران بر سر دو مساله مهم طلاق و حضانت فرزندان به نتیجه‌ای مشترك برسند و به جای «یك‌طرفه» دیدن این مسائل، این موضوع را حتی به قیمت مهریه كمتر زنان به نتیجه‌ای مشخص و دو طرفه برسانند. در آن صورت است كه این الگوهای پیشنهادی به كار می‌آید. اما این الگوها به شرح زیر است:

۱) خیلی از مردم فكر می‌كنند مهریه تنها باید با قید «عندالمطالبه» در عقدنامه درج شود، اما می‌توان قیدهای دیگری نیز به جای این واژه به كار برد. «عندالاسطاعه»، «عند الوسعه»، «به اقساط»، «بعد از ۵ سال»، «در زمان طلاق» ، «به ازای هر سال زندگی مشترك یك میزان مشخص سكه» و... قیدهایی است كه با قرار گرفتن آن در مقابل مبلغ و عدد مهریه، سرنوشت این تعهد تغییر خواهد كرد و حداقل دیگر مرد به خاطر مهریه به زندان نخواهد افتاد و از هستی ساقط نخواهد شد.

در مواردی كه مرد به دلیل به اجرا گذاشتن مهریه به زندان می‌افتد، علت این مساله این است كه او توانایی پرداخت مثلا ۵۰۰ سكه در همان لحظه كه به شكل عندالمطالبه است را ندارد والا با وجود هریك از این قیدها در مقابل مبلغ مهریه، دیگر نیازی به دادخواست اعسار و زندان رفتن مرد نیست و قاضی با تشخیص خود میزان مهریه را تعیین می‌كند.

۲) برخی اموال مرد مانند خانه‌ای كه در آن زندگی می‌كند و یا اتومبیل او؛ با در نظر گرفتن شرایطی از سوی قانون جزو «مستثنیات دین» محسوب می‌شود و در صورت به اجرا گذاشتن مهریه از سوی زن، دادگاه با در نظر گرفتن شرایط شغلی و وضعیت كلی مرد، دریافت مهریه را از این اموال در نظر نمی‌گیرد. البته تجربه حضور در دادگاه ثابت كرده گاهی قضات اجرای احكام حتی تلفن همراه مرد را نیز جزو مستثنیات دین به حساب نمی‌آوردند و آن را هم توقیف می‌كنند.

به همین دلیل می‌توان در عقدنامه برخی از امول را جز مستثنیات دین ذكر كرد و اعلام كرد كه در صورت مطالبه مهریه، این امول شامل مهریه نخواهد شد.

۳) برخی خانواده‌ها هنگام تعیین سكه، اعلام می‌كنند مثلا ۵۰۰ سكه به قیمت روز. در چنین حالتی اگر زن مهریه خود را ۱۰ سال بعد هم به اجرا بگذارد و در آن زمان قیمت سكه از ۲۰۰ هزار تومان سال ۸۷ به ۵۰۰ هزار تومان رسیده باشد كه اصلا هم بعید نیست مرد تنها به اندازه قیمت سكه سال ۸۷ به همسرش بدهكار است نه به اندازه قیمت روز سكه.

۴) در برخی خانواده‌ها به دلیل اهمیت حرف مردم میزان مهریه بالا تعیین می‌شود. اگر شما هم دچار چنین معضلی هستید، می‌توانید میزان سكه مورد نظر فامیل! را در عقدنامه اعلام و سپس میزان سكه مورد نظر خودتان را از آن جدا كنید. مثلا می‌توان در عقدنامه نوشت: مهریه ۵ هزار سكه طلا كه چهار هزار و سیصد سكه آن در زمان عقد پرداخت یا بخشیده شد و باید ۲۰۰ سكه آن پرداخت شود.

۵) می‌توان به تبعیت از برخی بانك‌ها میزان مهریه را نیز « پلكانی» كرد. مثلا به ازای هر سال زندگی مشترك ۵۰ سكه یا به ازای تولد فرزندان ۱۰۰ سكه و یا این‌كه تا ۴۰ سالگی یا ۵۰ سالگی ۴۰۰ سكه.

۶) می‌توان مهریه را به اقساط به این شكل تعیین كرد: هزار سكه به شكل اقساطی ماهانه یك یا دو سكه. در آن صورت هر زمان كه زوج بخواهد مهریه به همین شكل به او پرداخت می‌شود.

۷) می‌توان كل یا بخشی از مهریه را نیز به زمان طلاق موكول كرد. مثلا از ۵۰۰ سكه ،‌۱۰۰ سكه عندالمطالبه و ۴۰۰ سكه در زمان طلاق .

۸) شیوه دیگر هم این است كه در عقدنامه قید شود در صورت مقصر بودن مرد در اختلافی كه منجر به طلاق شده و تایید دادگاه، مثلا ۲۰۰ سكه به عنوان مهریه به زن تلعق می‌گیرد.

● چه چیزهایی می‌تواند پشتوانه خوبی باشد؟

با این توضیحات بد نیست چند نكته كلی درباره مهریه نیز بیان شود تا هر دو طرف با ذهن و دیدگاهی روشن اقدام به تعیین و پذیرش مهریه كنند.

۱) ‌یكی از نكات مهم در تعیین مهریه و پرداخت آن این است كه اغلب مردان تصورهای اشتباهی درباره مهریه دارند. خیلی‌ها تصور می‌كنند مجلس قانونی را تصویب كرده كه بر اساس آن فقط ۲۰۰ سكه به زن تعلق می‌گیرد و مهریه بیش از این قابل وصول نیست.

این مساله كاملا نادرست است و حتی به فرض محال تصویب چنین قانونی، باز هم این مساله شامل حال مهریه ‌هایی كه پیش از تصویب این قانون تعیین شده باشند نمی‌شود. برخی مردان می‌گویند مهریه مالی «حرام» است و از گلوی زن پایین نمی‌رود، اما باید بدانید دادگاه‌های خانواده مهریه را حق زن می‌دانند و برای وصول آن نیز به هیچ وجه كوتاهی نمی‌كنند!

۲) نكته دیگر این است كه مهریه مانند یك دارایی است كه به سادگی به ارث می‌رسد. مثلا با فوت همسر شما، این مهریه به پدر و مادرش به ارث می‌رسد. حتی او می‌تواند در قالب یك وصیت، شخص دیگری را صاحب این ارث بداند. در واقع حتی با مرگ زن نیز مرد نمی‌تواند از پرداخت مهریه او شانه خالی كند.

۳) انتخاب و پذیرش چیزهایی كه نوسان دارد به عنوان مهریه كار عاقلانه ای نیست. این نوسان هر دو طرف را اذیت می‌كند و بخصوص برای مرد شرایط روانی بدی را ایجاد می‌كند. سكه طلا یكی از چیزهایی است كه گاهی در طی یك ماه نوسان شدیدی دارد و اختلاف قیمت آن بین ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان می‌شود.

كافی است خودتان را جای مردی بگذارید كه در طول یك ماه بدهی‌اش نسبت به همسرش ۲۰ درصد رشد می‌كند! البته در زمانی كه كار به پرداخت مهریه می‌رسد هم وضعیت برای زنان در چنین نوسان‌هایی تعریفی ندارد و او نیز از این نوسان لطمه می‌بیند. به خاطر داشته باشید كه همیشه طلبكار بیشتر از بدهكار نگران طلب خود است.

۴) خیلی از اوقات تصورات خانم‌ها از قانون شكل درستی ندارد و فكر می‌كنند به هر طریقی می‌توانند مهریه را از همسرشان وصول كنند. مهریه حقی است كه تنها به عهده مرد است و با فرض ثروت زیاد والدین داماد، به هیچ وجه چیزی به شكل قانونی از آنها قابل وصول نیست مگر آنكه آنها فوت كنند و ارثی به داماد برسد كه این ارث هم می‌تواند محلی برای پرداخت مهریه باشد. البته اگر در عقدنامه ذكر شود كه پرداخت مهریه به عهده پدر داماد یا یكی دیگر از بستگان است وضعیت فرق می‌كند و مهریه از فرد دیگری به جز داماد هم قابل وصول است.

۵) شغل همسری كه می‌خواهد مهریه را بپردازد بسیار مهم است. فردی كه دانشجو و مثلا كارمند است حتی در صورتی كه بخواهد ماهانه یك سكه بدهد، عقلا نمی‌تواند متعهد به پرداخت ۱۰۰۰ سكه طلا به شكل عندالمطالبه باشد و حتی اگر این میزان مهریه را هم بپذیرد، دادگاه در زمان صدور حكم به اعسار و تقسیط، این مساله را در نظر می‌گیرد و حكم ساده‌ای صادر می‌كند. بهتر است در عقدنامه این نكته مشخص شود كه در صورت تقاضای زن، مرد از چه منابعی مهریه را پرداخت خواهد كرد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مسووليت ما در برابر انسان هاي پيرامون خويش| یکشنبه نوزدهم آبان 1387 | 11:48 قبل از ظهر  

     

 

داشتم تقويم را ورق مي زدم، چشمم روي صفحه ميخکوب شد، روز جهاني ناشنوايان، روز جهاني ناشنوايان!؟

فهميدن اين واژه ها خيلي سخته، مي دونيد چرا اين حرف را مي زنم:چون ما در زندگي روزمره مان فقط يک روز سمبليک را به آنها اختصاص داديم، نهادهايي که در جامعه خود را در مقابل آنها مسوول مي دانند، بسيار کم هستند و اقدامات کمي را براي برطرف شدن مشکلاتشان انجام داده ايم، گاه اصلا بعضي از ما دوست نداريم در مورد آنها صحبت کنيم وآنها را سربار اجتماع مي دانيم; پس چطور مي توانيم سرمان را بالا بگيريم و از کساني که به هر نحو داراي فقدان شنوايي يا کم شنوايي، هستند; صحبت کنيم!

براي اولين بار در کشور ما مساله اهميت دادن به ناشنوايان و کم شنوايان توسط آقاي جبار باغجه بان و ذبيح الله بهروز، در حدود هفتاد سال پيش با تاسيس اولين مدرسه اختصاصي براي ناشنوايان، مورد توجه قرار گرفت. انسان هايي که در يک همدلي عاشقانه با اين قشر، تمام سعي خودشان را کردند که بخشي از حقوق ناشنوايان را که جامعه به آن بهايي نمي داد، به آنها هديه کنند. از آن به بعد افراد و سازمان هاي متعددي اين وظيفه خطير را بر دوش گرفتند که هم اکنون سازمان بهزيستي با تمام مشکلات پيش رو ، اين امر مهم را در راس کارهاي خود قرار داده است.

حدود 270ميليون ناشنوا و نيمه شنوا درجهان با اين مشکل دست و پنجه نرم مي کنند که کشور ما طبق آمارهاي موجود، 120 هزار ناشنواي مطلق و 40 هزار کم شنوا را در خود جاي داده است و البته آمارهاي غيررسمي حکايت از وجود يک مليون ناشنوا و کم شنوا دارد که اين آمار، آماري تکان دهنده و البته ناراحت کننده است، چرا که جمعيت زيادي در کشور ما با اين مساله سر در گريبانند و ما نسبت به آنها غفلت کرده ايم!

مي توانيم مشکلات پيش روي اين قشر را به دو دسته تقسيم کنيم:

- فقر فرهنگي و اجتماعي -کمبود امکانات و تجهيزات

نمي دانم در اين نوشته به کدام يک بايد بيشتر اهميت بدهم; زيرا جامعه ما در هر دو زمينه کاري را صورت نداده يا اگر کاري صورت گرفته است، بسيار ناچيز است.

در کشور ما، بسترهاي فرهنگي مناسب براي پذيرش اين افراد وجود ندارد، به جاي اينکه به اصلاح بسترهاي اجتماعي موجود بپردازيم، به افراد جامعه، آموزش هاي صحيح در مورد نحوه برخورد با اين افراد ارائه کنيم، پذيرش اجتماعي آنها را ميسر کنيم، تابوهاي فرهنگي را نسبت به آنها بشکنيم; مي خواهيم از روي انسان دوستي به آنها ترحم کنيم، در صورتي که آنها نيز به همان ميزان که ما از محيط اطرافمان استفاده مي کنيم، داراي حق هستند و ما همه نسبت به آنها مسوول هستيم.

رسانه هاي گروهي، مدارس، دانشگاه ها و محيط هاي فرهنگ ساز جامعه وظيفه دارند که براي فهم اجتماعي اين قشر آسيب پذير بسترسازي فرهنگي کنند و هر چند يک بار عملکرد آنها مورد بررسي قرار گرفته و نسبت به کارهاي انجام گرفته پاسخگو باشند. در زمينه کمبود امکانات و تجهيزات رفاهي در سطح جامعه به مراتب کار کمتري صورت گرفته است. بودجه هاي تخصيص يافته براي ناشنوايان و نيمه شنوايان بسيار ناجيز بوده به صورتي که کار جدي را نمي توان صورت داد، چرا که هنوز عزم ملي براي حل مشکلات آنها وجود ندارد.

طبق آمار موجود ما داراي 38 مرکز خانواده و کودک کم شنوا و نا شنوا هستيم که اصلا قادر به پاسخگويي نيازهاي اين قشر نبوده و نمي توانند در زمينه اقدامات پيشگيري کننده کار موثري را صورت بخشند. چه بسا کودکاني که به علت ضعف امکانات، تا مدتها از کم شنوايي خود مطلع نبوده و تا مدت ها نسبت به درمان آن اقذامي صورت نمي دهند و اين خود در سنين بالاتر هزينه اي بيشتري را براي جامعه در بر خواهد داشت. به علاوه براي تحصيلات اين بخش از جامعه بايد تدابيري انديشيده شود، به طوري که بيشتر هزينه هاي تحصيلي آنها را در بر گرفته واز دغدغه هاي بي پايان آنها کاسته شود.

در کشور ما امکانات لازم براي ارتباط ناشنوايان و کم شنوايان با ديگران وجود ندارد تا جايي که آنها به علت عدم وجود نرم افزارهاي تبديل سيگنال هاي گفتاري به نوشتاري، قادر به استفاده از تلفن هاي ثابت نبوده و با تلفن هاي همراه نيز فقط مي توانند پيام کوتاه ارسال کنند و اين باعث شده که دنياي اطراق براي آنها سخت و بي روح جلوه کند.

در ضمن بايد به اين نکته اشاره نمود که در جامعه ما نيروهاي مجرب و تحصيل کرده که رابط ميان اين قشر و ساير مردم باشند، به اندازه کافي وجود ندارند و بايد در اين زمينه در دراز مدت، تدابيري کارامد و موثر براي تربيت نيروي انساني صورت پذيرد.

در پايان بايد خاطر نشان کرد که ما در زمينه اشتغال زايي براي ناشنوايان و کم شنوايان بسيار کم فروغ عمل کرده ايم، البته اخيرا در اين رابطه، طرح هايي در زمينه واگذاري مشاغل پر سر و صدا به اين گروه ارائه شده که همچنان به خاطر ضعف ساختارها و عدم شناخت درست موضوع مورد تصويب قرار نگرفته اند و هزاران اما و اگر ديگر که پرداختن به آن در حوصله اين مطلب نمي گنجد.

نه اينکه اين مقوله فقط در مورد ناشنوايان صدق مي کند، نه; بلکه در مورد تمام کساني که به نوعي از ناتواني ذهني و جسمي رنج مي برند اينگونه رفتار کرده ايم، موقعي که همايشي برگزار مي شود، شعارهاي قشنگ مي دهيم، نسبت به آنها مهربان مي شويم و قول انجام کارهاي بزرگ مي دهيم، ولي کافي است يکي دو روز از ماجرا بگذره، دوباره روز از نو روزي از نو... البته نهادهايي که در اين باره مسووليت مستقيم دارند بيشتر به بهبود شرايط آنها همت مي گمارند، ولي آخه يک دست که صدا نداره...

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |