تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






نكته براي پيروزي در قرارهاي ملاقات عاشقانه با مردان| چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:59 بعد از ظهر  

 

به هر حال هر يك از ما در زندگي به نوعي گرفتار اين قرار هاي ملاقات هستيم. سوال اينجاست كه

چگونه مي توانيم پيروز ميدان باشيم؟ آيا بايد خوبي هايمان را در حد مبالغه بالا ببريم و يا صرفا

حقيقت را باز گو كنيم؟ چه چيزهايي برنده و بازنده را مشخص مي كنند؟ در اين قسمت "قانون

هايي" را براي پيروزي در دنياي قرار و ملاقات به شما آموزش مي دهيم. هر كدام از آنها را كه

تصور مي كنيد براي شما كارساز واقع خواهند شد را انتخاب كنيد:

1- در آنها شك ايجاد كنيد و هيچ گاه به طور قطعي نظر مثبت خود را به زبان نياوريد. مردها عاشق بازي هاي تعقيب و گريز هستند پس اين امتياز را به آنها بدهيد. 

2- هر طوري شده ببينيد كه آيا او با خانم هاي ديگر به عنوان يك دوست ساده ارتباط برقرار
مي كند يا خير. با اين كار شما متوجه مي شويد كه به زنها به عنوان شيئي براي برقراري رابطه جنسي نگاه مي كنند يا نه.

3- هيچگاه از مشروبات الكلي استفاده نكنيد. يكي از دوستان من در قرار ملاقاتش بسيار عصبي شده بود و بي رويه مشغول نوشيدن بود. هنگام برگشت آقا با ماشين مدل جديد خود او را به خانه مي رساند كه ناگهان حال خانم بد شد، اما او جرات نكرد به آقا بگويد تا ماشينش را نگه دارد و اصلا هم دلش نمي خواست كه ماشين جديد او را كثيف كند به همين دليل مجبور شد داخل كيف دستي اش...! لازم به گفتن نيست كه آنها ديگر هيچ گاه دوباره با هم قرار نگذاشتند.

4- اگر به هر شكلي شما را به ياد پدرتان مي انداختند، بهتر است هر طور شده از دستشان فرار كنيد.

5- اگر معيارهايتان را پايين بياوريد مي توانيد همين فردا ازدواج كنيد. اما ما به شما پيشنهاد مي كنيم كه اين كار را انجام ندهيد. به جاي اينكه وقت خودتان را بر روي ارتباطي كه دوامي ندارد صرف كنيد، بهتر است براي پيدا كردن مرد ايده آل خود منتظر بمانيد.

6- اگر با مردي برخورديد كه مي خواست از شما مراقبت كنيد، خيلي زود از او فرار كنيد! چون آخر كار شما مجبور مي شويد كه از او مراقبت كنيد.

7- انتقاد پذير نباشيد به ويژه در مورد مسائل مربوط به غذا. يك خانم حق دارد هر زمان هر غذايي كه دوست داشت بخورد.

8- ظاهر بين نباشيد. من خانم هايي را مي شناسم كه به اين دليل كه ظاهر آقا خوب نيست ( سرش خيلي بزرگ است) بوي خوبي نمي دهند (به تازگي حمام نكرده) و يا حتي درست نفس نمي كشند ( صداي تنفسشان بلند است) آنها را رد مي كنند و اصلا اجازه آشنايي بيشتر را به آنها نمي دهند.

9- از خودتان بازي در نياوريد. ( دروغ گفتن و كلك زدن) در روز ملاقات به اندازه كافي مشكل وجود دارد و ديگر جايي براي انجام چنين كارهايي باقي نمي ماند.

10- برقراري ارتباط جنسي را فقط به بعد از ازدواج محول كنيد.

11- لازم نيست در همان اولين ملاقات سفره دلتان را باز كنيد و در مورد تمام مسائل صحبت كنيد. به هر حال در قرارهاي ملاقات بعدي نيز بايد چيزي براي گفتن داشته باشيد.

12- خودتان را از مردهايي كه تصور مي كنند شخصيت هاي كارتوني زن داراي جاذبه جنسي مي باشند دور نگه داريد.

13- به جاي اينكه قيافه او را تحليل و بررسي كنيد، ببينيد كه آيا او مرد خوبي است و با شما رفتار خوبي دارد يا خير.

14- در يك زمان با بيش از يك مرد قرار ملاقات نگذاريد، هر چند هر دوي آنها از موضوع با خبر باشند. اين كار خسته كننده و اغتشاش آور است. شايد زماني فرا رسد كه بخواهيد از شر ديگران خلاص شويد و فقط با يكي از آنها ارتباط داشته باشيد.

15- شما در صورتي مي توانيد مرد ايده آل خود را پيدا كنيد كه كه بدانيد به دنبال چه هستيد و سپس در خودتان جسارت جستجو پيرامون اين امر را ايجاد كنيد.

16- اگر يك مرد را تنها بر اساس جاذبه هاي جنسي اش ارزيابي مي كنيد، متاسفانه هنوز به مرحله اي نرسيده ايد كه بتوانيد ارتباط خود را پيچيده تر كنيد.

17- اگر بخواهيد منتظر فردي بمانيد كه دوستش داريد، صرفا در حال تلف كردن وقت خود هستيد و خودتان را خسته مي كنيد. اگر واقعا از كسي خوشتان آمده خيلي راحت موضوع را با او در ميان بگذاريد.

18- ببينيد كه ايا لباس هايش را خودش مي شويد يا مادرش براي او اين كار را انجام مي دهد. يك مرد بايد متكي به خودش باشد.

19- اگر جذب او نشده ايد ( حالا او هر چقدر هم كه مي خواهد زيبا باشد) رابطه شما موفق نخواهد بود.

20- زماني مرد ايده آل خود را پيدا مي كنيد كه خودتان نيز خانم ايده آلي باشيد ( به اين معنا كه اعتماد به نفس داشته و از خودتان راضي باشيد)

21- نقش بازي نكنيد. من زماني عاشق نامزد فعلي ام شدم كه خيلي راحت جلو آمد و گفت : "سلام، چطوري؟" به همين سادگي و بدون هيچ آلايشي.

22- به دنبال مردهايي كه تنها از پول صحبت مي كنند نرويد. اين عمل معمولا نشانه اي از نا امني است.

23- در اولين قرار ملاقات به هيچ وجه در مورد ازدواج صحبت نكنيد.

24- زماني كه كنار يكديگر نشستيد به مردهاي ديگر توجه نكنيد و مطمئن شويد كه او نيز خانم هاي ديگر را زيرنظر نگرفته است!

25- چيزي را حدس نزنيد. با اين كار فقط ضربه مي خوريد. يكي دوبار بيرون رفتن به اين معنا نيست كه با كسي مچ شده ايد و در يك رابطه قرار داريد.

26- واقع گرا باشيد. مادرم هميشه به من مي گفت بايد با مردي ازدواج كنم كه قد بلند، خوش تيپ و موفق باشد. اما حقيقت اين است كه خود من قيافه بدي ندارم، قدم كوتاه است و جزء قشر متوسط جامعه هستم. من بايد واقع گرا باشم. زماني كه اينطور شد توانستم عشق حقيقيم را در زندگي پيدا كنم.

27- عشق بورزيد. زمانيكه از طرف مقابل خوشتان آمد مي توانيد با او شوخي كنيد، ارتباط مكرر چشمي برقرار كنيد و بازوانش را بگيريد. البته اين كار را بايد زيركانه انجام دهيد ( همه چيز را يكدفعه آشكار نكنيد) تا او تصور نكند كه شما دچار عقده هاي پنهان رواني هستيد.

28- وقتي نمي خواستيد در كنار او باقي بمانيد شروع كنيد به صحبت كردن در مورد مسائل خسته كننده مثل كامپيوتر. اين كار تاثير خاصي دارد.

29- قبل از اينكه بر سر قرار حاضر شويد دندانهايتان را مسواك كنيد. هيچ چيز انزجار آور تر از اين نيست كه هنگام خنديدن سبزي اسفناج لاي دندان هايتان گير كرده باشد.

30- قرار نگذاشتن خيلي بهتر از باختن در قرارهاي ملاقات است

آقايون يادتون باشه خانم ها چيكار ميكنند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

راه هاي برقراري ارتباط و حل مشكلات زناشويي| چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:57 بعد از ظهر  

 

يكي از ماهرترين متخصصين در زمينه ي ارتباطات، دكتر جان گرِي نويسنده ي كتاب مردان مريخي، زنان ونوسي است. او از طريق كتاب ها و سمينارهايش پيامي را منتشر مي كند، او مي خواهد بگويد كه مردان و زنان كاملاً از هم متفاوتند و يك ارتباط طولاني و بادوام با درك كردن، قبول كردن و احترام گذاشن به جنس مخالف به دست مي آيد. در اينجا او به پرسشهاي زير پاسخ ميدهد:

جان گرِي و گروهش چطور با يك رابطه ي مشكل دار برخورد مي كنند؟
چرا ازدواج هاي زيادي به طلاق ختم مي شود؟
مردان و زنان از يك رابطه چه انتظاري دارند؟
آيا تك همسري در يك ارتباط مهم است؟
چطور مي توانيد رابطه تان را با همسر سابقتان بهبود بخشيد؟
چه كسي به خاطر اشتباهاتي كه در يك رابطه پيش مي آيد مقصر است؟
مردان چطور مي توانند بدون اينكه ناراحت شوند، گوش دهند؟
توصيه هاي جان گرِي براي افرادي كه در پي قرار ملاقات گذاشتن هستند چيست؟
چطور مي توان با تلخي و سختي طلاق كنار آمد؟
حتي اگر باز با فردي مشابه ازدواج كنيم، آيا مي توانيم براي بار دوم موفق شويم؟
سوال: آيا مي توانيددرمورد كلاس هاي جديدتان براي افراد مجرد يا آنهايي كه بعد از طلاق دوباره مجرد شده اند توضيح دهيد؟

گرِي: اولين چيزي كه در اين دوره ها به آن توجه مي كنيم، و اولين چيزي كه افراد مطلقه قبل از شروع رابطه اي جديد بايد به آن توجه كنند، اين است كه ببينند كه اشكال كار در رابطه ي قبلي چه بوده است—بدون اينكه خيلي منتقدانه درمورد خود يا همسر سابقشان قضاوت كنند. اين پيام من است: وقتي ما تفاوت هاي بين زنان و مردان را درك نكنيم، مشكلات كوچك برايمان تبديل به مشكلاتي لاينحل خواهند شد.

براي مثال، مردي كم كم نسبت به همسرش علاقه اش را از دست مي دهد، و اين باعث جدايي آنها مي شود. اگر شما به روند ارتباطات آنها در طي ازدواج نگاه كنيد، زمان هايي بوده است كه زن مي خواسته درمورد چيزهايي صحبت كند، اما مرد سعي در حل مشكلات او داشته است، و هر دو بحث را بي نتيجه رها كرده اند. آن مرد متوجه نبوده است كه زن ها گاهي دوست دارند فقط در مورد مشكلاتشان صحبت كنند، و همان موقع قصد حل كردن آن را ندارند. وقتي مردي سعي در حل مشكل مي كند و موفق نمي شود، خيلي زود دست از گوش كردن به حرف هاي همسرش برمي دارد، درحاليكه زن هنوز دوست دارد درمورد مشكلش صحبت كند. اين طريقه ي ارتباطي كاملاً بيهوده و بي نتيجه است و به هيچ وجه باعث صميميت نمي شود.

هر دو آنها بايد مسائل و مشكلاتشان را ارزيابي كنند تا ببينند كه چطور مي توانند اين مشكلات را حل كنند. بعضي افراد عادت دارند كه از رابطه اي به رابطه ي ديگري بروند و همسران سابقشان را براي مشكلات و سختي ها مقصر بدانند و خود هيچ مسئوليتي قبول نكنند.

بعضي كارها هست كه با انجام آنها شما بدترين احساس را در جنس مخالفتان ايجاد مي كنيد. تا زماني كه وقت نگذاريد و كشف نكنيد كه چه چيز و چه كاري باعث خوشحالي جنس مخالفتان مي شود، هنوز براي برقراري يك ارتباط آمادگي نداريد.

سوال: همه دوست دارند بدانند كه چرا امروزه تعداد زيادي از ازدواج ها به طلاق ختم مي شود. آيا اين واقعاً به دليل ارتباط غلط است؟

گرِي: البته اين مي تواند يكي از دلايل باشد، اما بگذاريد مسئله را كمي عميق تر بررسي كنيم. دليل اينكه امروزه اينقدر طلاق زياد شده است اين است كه مردان و زنان امروزه توقعات متفاوتي از يك ارتباط دارند كه سابقاً اينطور نبود. ما هر روز بيشتر و بيشتر مي خواهيم، اما چيزي دريافت نمي كنيم، همين باعث نارضايتي مي شود. در زمان پدران ما، مادران ما آن چيزهايي كه امروزه زن هاي ما از ما مي خواهند را از پدرانمان نمي خواستند. مادران ما فقط يك حمايت كننده ي خوب مي خواستند.

امروزه هر چه زنان احساس استقلال و آزادي بيشتري بكنند، بسيار كمتر نياز به مردي پيدا مي كنند كه يك حامي خوب باشد. به همين ترتيب نيازهاي ديگري روي كار مي آيند: نياز به عشق، صميميت و ارتباط. در طول تاريخ، مردان هيچوقت به درستي ياد نگرفته اند كه چطور اين چيزها را برآورده كنند. اگر چند نسل به عقب برويد، مي بينيد كه هيچ صميميتي بين زن و مرد نبود. كار مرد اين بود كه از خانه بيرون برود و به خاطر خانواده اش بجنگد. او حاضر بود حتي از جانش نيز براي خانواده اش بگذرد، خانواده نيز به اين نياز داشت و آن را تقدير مي كرد. اما اين چيزي نيست كه زن هاي امروزي از همسرانشان توقع دارند. آنها مي خواهند اميدها، آرزوها و دنياي درونيشان را با آنها تقسيم كنند. مي خواهند كه كارهايشان را با هم و دركنار هم انجام دهند. براي اين توقعات، سطح بالاتري از صميميت مورد نياز است كه هنوز ياد نگرفته ايم كه چطور آن را به دست آوريم.


ما صداقت و صميميت بيشتري در زندگي هايمان نياز داريم. براي برآورده كردن آن مهارتهاي جديد نياز است، مهارتهايي كه هيچوقت والدينمان يادمان ندادند. بعضي ها در فيلم ها مي بينند كه چقدر يك زن و شوهر صميمي و بامحبت با هم زندگي خوشبختي را مي گذرانند و وقتي به زندگي خودشان نگاه مي كنند، چنين چيزي را نمي بينند. بعد فكر مي كنند كه چنين زندگي فقط در فيلم ها امكان دارد. اما اشتباه مي كنند. اين زندگي اصلاً هم غيرواقعي نيست. فقط راه رسيدن به اين زندگي را بلد نيستيم.

در گذشته عشق نوعي وظيفه و الزام بود. اما اين روزها عشق چيزي در قلب است، يك شور و شوق و ميل به فرد مقابل است. احساسي جادويي است.

سوال: آيا واقعاً مردها و زن ها چيز متفاوتي از يك رابطه مي خواهند؟ شما گفتيد كه زن ها عشق، ارتباط و صميميت مي خواهند، آيا مردها هم همين چيزها را مي خواهند؟

گرِي: مردها هم هرچه سنشان بالاتر مي رود، 40 سال به بالاتر، همين چيزها را از يك رابطه توقع دارند. اما مردهاي جوان تر دوست دارند احساس كنند كه در فراهم آوردن خوشبختي همسرشان موفق بوده اند.

اگر دقت كنيد كه مردها بعد از ترك يك زن يا نارضايتي در يك رابطه چه احساسي دارند، ممكن است ببينيد كه ظاهراً بگويند "اَه خيلي غر مي زد" يا اينكه "ديگر نميتوانستم با او سكس داشته باشم" اما احساس قلبيشان اين بوده است كه "ديگر نمي توانستم خوشبختش كنم."

سوال: آيا تك همسري در يك رابطه مسئله ي مهمي به حساب مي آيد؟

گرِي: تك همسري، ريشه و اساس اين توقعات جديد است كه ما از رابطه مان داريم. اگر بخواهيم عشقمان پردوام باشد، حتماً بايد اين مسئله را رعايت كنيم. بعضي مردها طالب رابطه ي آزاد هستند تا بتوانند با هر كسي كه مي خواهند در كنار همسرشان رابطه داشته باشند، اما همچنان عاشق همسرانشان هستند. اما سوال اينجاست كه شما كه عاشق همسرتان هستيد، چه نيازي به برقراري ارتباط با افراد ديگر داريد. جواب اين افراد خيلي ساده است. آنها مي گويند، عشق ما به همسرمان چيزي است كه با هيچ فرد ديگر تجربه نخواهيم كرد. اما حقيقت نشان مي دهد كه آنها واقعاً همسرانشان را دوست ندارند.

اينجا پاسخ ديگري براي اين سوال است: اگر شما مي خواهيد رابطه اي بادوام داشته باشيد، بايد زن زندگيتان از نظر جنسي خوب ارضا شود. چون اگر اينطور نباشد و فقط مرد ارضا شود، زن از سكس با همسر خود راضي نخواهد بود و كشش مرد به زن كمتر خواهد شد. اما اگر زن هم از رابطه ي جنسي ارضا شود، علاقه و كشش مرد به او بيشتر خواهد شد.

براي ارضا شدن زن از رابطه ي جنسي با همسرش سه ضرورت وجود دارد: اولين آن داشتن رابطه اي خوب است. دومين ضرورت تك همسري است و سومين آن داشتن عشق و علاق فراي مسئله ي جنسي است.
اگر مرد وفادار نباشد، حتي اگر زن اطلاع نداشته باشد، به اين معني است كه همه ي انرژي جنسي خود را از همسرش دريغ كرده و به زن ديگري مي دهد. زن نياز دارد كه توجه و محبت شوهر را لحظه به لحظه احساس كند. تك همسري اين نياز را برآورده مي كند: باعث مي شود كه زن احساس كند پراهميت ترين فرد در زندگي شوهرش است. همين مسئله باعث شكوفايي زن شده و جذابيت او را نزد همسرش روز به روز بيشتر مي كند.


ضرورت ديگر رمانتيك و احساسي بودن است—حتي اگر دوست نداشته باشيد. مردها فكر مي كنند كه اين كارها فقط براي دوران نامزدي است، پس از ازدواج مردها اكثراً دست از اين كارها مي كشند. اما بايد به ياد داشته باشند كه همين چيزها است كه عشق مي آورد. اگر مي خواهند كه رابطه شان دوام داشته باشد و روز به روز بهتر شود، بايد همان كارهايي را كه در دوران نامزدي مي كرديد پس از ازدواج هم ادامه دهيد.

البته همه ي تقصيرها گردن مردها نيست. خانم ها با شنيدن اين چيزها حق را به خود مي دهند اما بايد بدانند كه رفتار آنها هم ديگر مثل گذشته نيست. اگر همسرشان ديگر بعد از ازدواج برايشان گل نمي خرد به اين دليل است كه آنها هم ديگر شوهرشان را حتي براي انجام كارهاي خيلي كوچك تعريف و تحسين نمي كنند. و به جاي تمجيد كردن آنها شروع به گوشزد كردن خطاها و كمبودها و شكست هايشان مي كنند. همين باعث مي شود كه عشق در رابطه از بين برود. توصيه من به خانم ها اين است كه كوچكترين موفقيت هاي همسرانشان را جشن بگيرند، پيوسته آنها را تشويق و ترغيب كنند و شكست هايشان را به رخ آنها نكشند.

سوال: يكي از ناراحت كننده ترين مسائل در ارتباطات، به خصوص آنها كه به جدايي و طلاق ختم مي شوند، اين است كه ارتباط زوج ها با هم روز به روز بدتر مي شود. و وقتي پاي بچه وسط مي آيد، بعضي مجبور به ادامه ي زندگي به خاطر بچه ها مي شوند. چطور مي توان از پس رفتِ ارتباط جلوگيري كرد؟

گرِي: تغيير ديدگاه بسيار در اين رابطه كمك كننده است. فكر مي كنيد چرا پس از ازدواج مشكلات به وجود مي آيد؟ به اين دليل كه همه ي ما بعد از ازدواج انجام كارهاي قبل ازدواج را متوقف مي كنيم. ما نياز به مهارت هاي ارتباطي جديد هستيم. اولين قدم در يادگيري اين مهارت ها اين است: زن صحبت مي كند، مرد گوش مي دهد، زن از مرد به خاطر گوش دادنش تشكر مي كند. زن احساس مي كند كه به نگراني ها و دغدغه هايش توجه مي شود. و مرد فقط قصد حل كردن مشكلاتش يا بحث كردن با او را ندارد. و وقتي از مرد براي گوش كردنش تشكر مي كند، مرد يك مهارت مهم ياد ميگيرد، اينكه به حرف ها و احساسات زن گوش دهد به جاي اينكه سعي در حل مشكلات او داشته باشد.

قدم دوم از طريق گفتگو و بحث جدي است. زن صحبت مي كند، مرد هم صحبت ميكند و پس از بحث به نتيجه مي رسند. اما قبل از داشتن اين نوع گفتگو و بحث، لازم است نياز زن (شنيده شدن حرف هايش) و نياز مرد (تحسين شدن) برآورده شود.

سوال: فقط گوش دادن براي مرد مي تواند بسيار دشوار باشد، به خصوص درمورد مسائل مربوط به طلاق، چون خيلي چيزهايي كه از زبان همسرش مي شنود ممكن است ناراحت كننده باشد. چطور مي تواند بدون ناراحت شدن به گوش دادن ادامه دهد؟

گرِي: كاري كه زن مي تواند در اين موقعيت انجام دهد اين است كه بگويد: "مي دانم كه شنيدن اين حرف ممكن است برايت ناراحت كننده باشد و اينطور به نظر مي رسد كه مي خواهم سرزنشت كنم، اما فقط مي خواهم احساساتم را بيان كنم. چون بعد از آن احساس بهتري خواهم داشت." اين حرف ها هميشه كمك كننده خواهد بود. يا ميتواند بگويد: "لازم نيست كاري درمورد اين مسئله انجام دهي، من فقط مي خواهم حرف ها و احساساتم را با تو درميان بگذارم."

سوال: براي آن افرادي كه مي خواهند دوباره به دنبال رابطه اي جديد بگردند چه توصيه اي داريد؟

گرِي: اين افراد نبايد به دنبال افراد كاملي باشند. "شما بايد تجربه ي بودن با افراد مختلف را كسب كنيد. انتظار نداشته باشيد كه اولين كسي كه ملاقات كرديد، هماني باشد كه با او ازدواج كنيد. اصلاً عجله نكنيد."

همچنين توصيه مي كنم يكي از دوره هاي برقراري ارتباط را بگذرانند. اگر ازدواج سابقتان به تلخي تمام شده است، سخت است كه بلافاصله سراغ ارتباط جديدي برويد. بايد دوره هاي آموزشي را بگذرانيد. دور و بر خود را با افرادي پر كنيد كه روابط اجتماعي و ازدواج هاي موفقي داشته اند. اين به شما كمك خواهد كرد كه كمي مثبت بينديشيد.

سوال: به نظر مي رسد كه بعضي افراد هيچوقت نمي توانند با طلاقشان كنار بيايند. نامه هايي از افرادي برايمان مي آيد كه 30 سال است طلاق گرفته اند، ما هنوز همان بدخويي، عصبانيت ها و تلخي هاي دوران طلاق را ا خود دور نكرده اند. اين افراد چه كار بايد بكنند؟

گرِِِي: تلخي ها و احساسات منفي پس از طلاق را مي توان با درمان هاي احساسي-عاطفي از بين برد. به اين افراد توصيه مي كنم كه يك فهرست احساسي تنظيم كنند. اول ليستي از كارهاي همسرشان هنگام جدايي را در آن بنويسند. همه آن چيزهاي كه از آن عصباني و ناراحت هستند. بعد نامه اي به خودتان بنويسيد و از احساسات و حال و هواي كنونيتان در آن بنويسيد. بعد زمانش رسيده است كه به مسئوليت خودتان در قبال طلاق فكر كنيد. من كتابي نوشته ام كه در آن به افرادي كه در رابطه هاي قبلي خود شكست خورده اند بسيار كمك مي كند. به آنها كمك ميكند تا همسرانشان و خودشان را به اين خاطر ببحشند تا بتوانند به زندگيشان ادامه دهند.

بايد رابطه هايتان را بدون قضاوت ناعادلانه دوباره بررسي كنيد. اين همان بخشيدن است. بخشيدن راه رفتن به سمت ارتباطات تازه است. بعضي افراد با مشاوره و صحبت كردن با ديگران بهبود مي يابند. هركاري كه مي كنيد، اما نبايد بگذاريد اين دردها درونتان باقي بماند، بايد به صورتي آنها را بيرون بريزيد.

سوال: متخصصين بسياري گفته اند كه افراد مطلقه براي بار دوم با فردي شبيه به همان فرد سابق، اما با جسمي متفاوت ازدواج كنند. آيا ممكن است با فردي مشابه همسر سابق ازدواج كنند اما اينبار رابطه شان جواب دهد، به اين دليل كه طريقه ي رفتار و برخورد را ياد گرفته اند؟

گرِي: بارها و بار ها ديده ام كه ازدواج دوم يا سوم بسيار موفق بوده است. ما با افرادي مشابه همسر اولمان دوباره و دوباره ازدواج مي كنيم، اما با بالاتر رفتن سن و ياد گرفتن آموزش ها ويژه و كسب تجربه هاي بيشتر موفق خواهيم شد. كاري كه اين افراد ياد مي گيرند اين است كه از بدترين موقعيت هميشه بهترين را بسازند.
منبع : سايت مردمان , پورتال جوانان

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

شیوع بیشتر وسواس در بیماران پوستی | چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:51 بعد از ظهر  

    

مشكلات پوستی یكی از تظاهرات شایع در مبتلایان به اختلالات وسواسی است

به نوشته نشریه پزشكی افق دانش ، گزارش ها از شیوع زیاد اختلال وسواسی تشخیص داده نشده در مراجعین به درمانگاه های پوست خبر می دهند.

چند تن از دانش پژوهان كشورمان 140 نفر از مراجعین به درمانگاه های پوست را از نظر ابتلا به وسواس بررسی كردند.

بر پایه یافته های این پژوهش : بیش از یك پنجم مراجعین به درمانگاه های پوست به وسواس دچار بودند که هیچکدام از آنها قبلا تشخیص داده نشده بودند.

23.6% از بیماران بیش از یک علامت وسواسی داشتند و در میان مبتلایان به وسواس شایع ترین علامت، وسواس شستشوی افراطی بود.

افزون بر این ، علایم پوستی در میان بیماران بسیار متنوع بوده و رابطه مستقیمی با وسواس نداشت.

به گفته محققان : نتایج این تحقیق نشان دهنده شیوع زیاد علایم بالینی وسواس در مراجعین به کلینیک های پوست است، از این رو لازم است، به تشخیص و درمان مبتلایان به وسواس توجه بیشتری شود.

                  

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پيكا يا ميل به خوردن خاك چيست ؟ | چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:50 بعد از ظهر  

   

پيكا ميل شديد داشتن يا خوردن مواد عجيب كه فاقد ارزش غذايي اند. اين عارضه معمولاً كودكان سنين ۶-۱ سال و خانم هاي باردار را گرفتار مي سازد.

اين اصطلاح در مورد شيرخواران زير ۱۸ ماه كه هر چيزي را در داخل دهان خود مي گذارند به كار نمي رود زيرا در اين سن اين كار طبيعي محسوب مي شود.

علايم شايع

خوردن مواد غيرغذايي نظير نشاسته ، خاك رس ، يخ ، گچ ، رنگ ، مو يا سنگ ريزه

درد شكم (گاهي )

علل

نياز غريزي براي جبران كمبود مواد معدني در رژيم غذايي . اين مطلب به ويژه در مورد خوردن خاك رس براي كمبود آهن صحت دارد.

عوامل رواني خوب شناخته نشده مرتبط با زندگي در مكان نامطلوب ، درآمد كم يا محروميت هاي رواني

عوامل افزايش دهنده خطر

سابقه خانوادگي پيكا

تغذيه نامطلوب

فقر

عقب ماندگي ذهني

كم خوني

پيشگيري

موادي را كه كودك مي خورد از دسترس وي دور كنيد.

خانه هايي را كه داراي رنگ سرب دار هستند مجدداً رنگ بزنيد. از تختخواب هاي قديمي با رنگ سرب دار براي كودكان استفاده نكنيد.

از يك رژيم غذايي متعادل مطلوب براي خود و كودكانتان استفاده كنيد.

يك محيط مطلوب و داراي تمهيدات حمايتي براي كودكان در منزل طراحي كنيد.

عواقب مورد انتظار

پيكاي بارداري معمولاً پس از زايمان برطرف مي شود. ساير انواع پيكا با درمان قابل كنترل هستند.

عوارض احتمالي

مسموميت با سرب ناشي از رنگ يا گچ عفونت هاي روده اي ناشي از انگل هاي موجود در خاك كم خوني سوءتغذيه انسداد روده

درمان

اصول كلي

بررسي هاي تشخيصي ممكن است شامل آزمايش هاي خون براي شناسايي كم خوني و اندازه گيري مايعات و الكتروليت ها باشد. راديوگرافي شكم ممكن است توصيه گردد.

امنيت محيط منزل را از نظر حذف مواد غيرغذايي كه كودك آنها را مي خورد برقرار كنيد.

محيط منزل خود و نيز تعامل هاي خانوادگي را ارزيابي كنيد و اگر احساس كرديد كه آنها آن طور كه بايد باشند نيستند، درصدد راه هايي براي ايجاد محيط سالمتر برآييد. در صورت لزوم با متخصص مشورت كنيد.

داروها

براي اين اختلال معمولاً دارويي نياز نيست .

فعاليت

محدوديتي وجود ندارد.

رژيم غذايي

يك رژيم غذايي متعادل مطلوب براي خود برنامه ريزي كنيد. مكمل هاي ويتامين ها و مواد معدني ممكن است لازم گردد. اگر شما براي طرح ريزي وعده هاي غذايي نياز به كمك داريد، با مراكز خدمات در منزل ، متخصص تغذيه يا يك پرستار خانواده مشورت نماييد.

در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد

اگر كودك شما داراي علايم پيكا باشد.

وجود علايم پيكا در بارداري

عدم بهبود پيكا با وجود دو هفته درمان

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اعتقاد به خداوند باعث كاهش درد در افراد مي‌شود.| چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:50 بعد از ظهر  

        

بر اساس نتايج يك تحقيق علمي كه توسط محققان دانشگاه آكسفورد صورت گرفته است، اعتقاد به خداوند در بيماران مي‌تواند باعث بهبود درد و كاهش تأثيرات آن شود.

،‌ محققان دانشگاه آكسفورد در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدند كه بيماران معتقد به خداوند مي‌توانند براي تحمل بيشتر درد به اعتقادات خود رجوع كرده و مرگ همراه با شكنجه را تا حد يك مرگ آرام كاهش دهند.

پژوهشگران مركز علوم و ذهن دانشگاه آكسفورد ۱۲ كاتوليك رومي و ۱۲ معتقد به الحاد را در جريان تحقيقي در مورد مريم مقدس مورد آزمايش قرار داده و به آنها شوك الكتريكي وارد كردند.

نتايج نشان داد كه كاتوليك‌ها بيشتر قادر به تحمل درد و كاهش تأثيرات آن بودند. دانشمندان همچنين با اسكن فعاليت‌هاي مغزي به اين نتيجه رسيدند كه كاتوليك‌ها قادر به فعال كردن بخشي از مغز هستند كه مرتبط با تجربيات دردناك است.

اين آزمايشات بخشي از تحقيقات گروهي از دانشمندان، فلاسفه و تئوريسين‌هاي دانشگاه آكسفورد در حوزه‌هاي مختلف است.

اين در حالي است كه درد افراد مذهبي پس از مشاهده عكس‌هاي مذهبي تا ۱۲ درصد ديگر نيز كاهش پيدا مي‌كرد.

                  

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

نداشتن قدرت کنترل شرايط موجود، مي تواند علت رفتارهای غيرمنطقی و خرافات باشد | چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:49 بعد از ظهر  

    

تحقيقي در باره سرچشمه خرافات

محققان دانشگاه آوستين تگزاس مي گويند: نداشتن قدرت کنترل شرايط موجود، مي تواند باعث شود افراد الگوها يا تصاويري را “مشاهده” کنند که در واقع وجود ندارند و اين يافته اي است که ظاهرا مي تواند علت رفتارهاي غيرمنطقي را توضيح دهد.

اين محققان اظهار داشتند: آنچه در تحقيقشان يافته اند مي تواند توجيه کند که براي مثال چرا بازيکنان بيس بال، آداب طولاني و پيچيده اي بجا مي آورند و يا تحليلگران بازار بورس گاهي بر اساس اطلاعاتي کامل بي ضرر، روندي بد يمن را پيش رو مي بينند.

جنيفر ويتسون، مي گويد: نياز به ساختار فکري و يا درک يک موضوع، مردم را به سمتي هدايت مي کند که خود را به گونه اي فريب دهند که چيزهايي را ببينند يا ارتباطاتي برقرار کنند که در عالم واقع وجود ندارد.

ويتسون که مقاله علمي اش در اين زمينه در مجله علمي “ساينس” انتشار مي يابد ، عنوان مي کند “زماني که ما قادر به کنترل چيزي نيستيم، چيزهايي مي بينيم و يا به دنبال الگوهايي- گاه غيرواقعي - مي گرديم تا احساس کنترل خود را بازگردانيم.”

اين محقق مي گويد بسياري از بازيکنان بيس بال نمونه هاي کلاسيکي از يک فرد خرافاتي هستند. اين افراد لباس ورزشي که برايشان شانس مي آورد مي پوشند و قبل از شروع بازي چندين کار خاص انجام مي دهند.

او و همکارش آدام گالينسکي از دانشگاه نورث وسترن در ايلي نويز به اين فکر افتادند که احتمالا نداشتن کنترل فرد در کانون اصلي بسياري آداب و حرکات آييني و تئوري هاي توطئه قرار دارد.

آنان براي اثبات اين موضوع يک سلسله آزمايش انجام دادند و در آنها به طرق مختلف روي ميزان کنترل افراد اثر گذاشتند، براي مثال از مردم خواستند به چندين سوال پاسخ دهند سپس به طور اتفاقي به نيمي از آنها گفتند که دارند اشتباه مي کنند.

آنگاه داوطلبان مي بايست الگوها را پيدا مي کردند. در يک آزمايش از آنها خواسته شد در طرح هاي نقطه نقطه، تصاويري را بيابند. نيمي از آنها مجموعه اي از نقاط بي هدف و معمولي بود و در نيمي ديگر مي شد تصاويري را پيدا کرد.

هر دو گروه به درستي تصاوير را از ميان نقطه ها تشخيص دادند اما گروهي که بر اساس قسمت قبلي آزمايش احساس مي کردند کنترل از دستشان خارج است، در ۴۳ درصد مجموعه نقطه ها نيز تصاويري را “مشاهده ” کردند.

ويتسون گفت ” ما روي احساس کنترل افراد اثر گذاشتيم و نشان داديم که نياز آنها به داشتن ساختار فکري افزايش يافته است .

در يک آزمايش ديگر از اين افراد خواسته شد براساس اطلاعاتي که نسبتا بي طرف و خنثي بود، سهامي را انتخاب کنند.

ويتسون گفت افرادي که احساس مي کردند قدرت کنترل ندارند، احتمال بيشتري داشت که در مورد يک سهم نظر قاطعانه اي بدهند حتي زماني که هيچ الگوي واقعي که نظر آنان را تاييد کند وجود نداشت.

ويتسون گفت ” مردم در تمامي انواع اطلاعات و داده ها الگوهاي غيرواقعي مشاهده مي کنند، در بازارهاي بورس روندهايي را مشاهده مي کنند، در صحنه هايي بي جان چهره هايي را مي بينند و در ميان آشنايان خود به دنبال يافتن ردپاي توطئه هايي هستند.

او چنين نتيجه گيري مي کند که اين آزمايش نشان مي دهد نداشتن کنترل به نياز مبرمي براي نظم مي انجامد حتي نظمي خيالي و موهوم.

به گفته او با توجه به وضعيت بحراني و خطرنا ک در بازار بورس وال استريت، معامله گران ممکن است در حالي که منتظر پيامدهاي اين اوضاع هستند، از روي خرافات مواظب باشند پايشان داخل شکافهاي پياده روگير نکند و يا به نکات آييني ديگري توجه کنند.

.”آنها به هر نوع الگويي که به آنان احساس بهتري بدهد، متوسل خواهند شد.”

                  

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پرخاشگری والدین، الگوی رفتاری فرزندان می گردد | چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 | 7:48 بعد از ظهر  

   

والدين مهاجم، پرخاشگري را به عنوان راه حل مشكلات به فرزندان خود مي‌آموزند

پژوهشگران مي‌گويند؛ كودكان والدين مهاجم و تندخو بيشتر تصور مي‌كنند كه واكنشهاي پرخاشگرانه، شيوه‌هاي مناسب براي كنترل درگيري‌هاي اجتماعي هستند.

روانشناسان دانشگاه اينديانا در آمريكا خاطرنشان كردند؛ يادگيري كودكاني كه در فضاهاي خانوادگي پرخاشگرانه و مهاجم بزرگ مي‌شوند براي پردازش اطلاعات اجتماعي نسبت به ساير همسالانشان كه در خانواده‌هاي آرام و غير پرخاشگر رشد كرده‌اند، ‌متفاوت است.

اين تحقيق در مجله «روانشناسي خانواده» به چاپ رسيده است.

دكتر جان باتز پژوهشگر دانشگاه اينديانا در بيانيه‌اي اظهار داشت: اين تحقيق تا اندازه‌اي نشان مي‌دهد كه چرا برخي از جوانان حتي در روابط عاشقانه‌شان نيز دچار درگيري و كشمكش مي‌شوند.

در اين تحقيقات گروهي از والدين و كودكاني كه در زمان آغاز تحقيق پنج ساله بودند مورد مطالعه قرار گرفتند. اين تحقيق از سال ۱۹۸۷ آغاز شد. سپس اين كودكان وقتي كه به سن نوجواني يعني ۱۳ تا ۱۶ سالگي رسيدند دوباره در موقعيتهاي اجتماعي مختلف قرار گرفتند و واكنش‌ها و دريافتهاي آنها در شرايط متفاوت مورد ارزيابي قرار گرفت.

پس از ادامه تحقيقات تا سن ۱۸ تا ۲۱ سالگي معلوم شد كه رفتارهاي پرخاشگرانه در سنين بالاتر در بين اشخاصي كه والدين پرخاشگر داشتند، به مراتب بيشتر است تا جايي كه حتي در روابط احساسي و عاشقانه آنها نيز مشاهده مي‌شود.

اين تحقيقات براي دستيابي به نتايج بيشتر و دقيق‌تر هم چنان ادامه دارد

                  

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |