تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






معرفی کتاب| شنبه بیستم مهر 1387 | 5:48 بعد از ظهر  

کتاب - ازدواج

 بمانم يا بروم (بن بست شکني در زناشويي)  - مترجم: بهزاد رحمتي     

انتشارات: انتشارات توانا

تاليف: دکتر لي رافل

نوبت چاپ: اول- 1385

گذر از بن بست زناشويي، زن و شوهرهاي مردد و به گل نشسته، زماني که زناشويي تهوع آور مي شود، هنر و لازمه تحول آفريني

قيمت : 25000 ريال

             
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

ماهواره‌ها و فرهنگ‌ها | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:46 بعد از ظهر  

    

در دنياي با گسترش ارتباطات، كشيدن ديوار آهني چاره‌ي كار نيست. ترويج و تبليغ فرهنگ اسلامي تنها از طريق ايجاد تحول دروني امكان‌پذير است و لاغير».

شهيد مرتضي آويني

پس از اختراع دستگاه چاپ و انتشار انجيل در سال 1453 ميلادي به عنوان نخستين فراورده‌ي اين صنعت نوين در آن عصر،‌كتاب تصويري از يك وسيله‌ي جمعي به خود گرفت. اما اولين وسيله‌ي كامل ارتباط دسته‌ جمعي، روزنامه بود كه در سال 1665 ميلادي يعني 212 سال پس از چاپ اولين كتاب وارد زندگي اجتماعي بشر شد. 230 سال بعد سينما اختراع شد و 32 سال پس از سينما اولين فرستنده‌ي راديويي گشايش يافت. 16 سال پس از آن نخستين فرستنده‌ي تلويزيوني تصاوير را به خانه‌ها برد. و 32 سال بعد پخش مستقيم برنامه‌هاي ماهواره‌اي آغاز شد. در طول اين سال‌ها صفحه‌ي گرامافون، نوار كاست، ضبط صدا و نوار ضبط ويدئو ساخته شده بود كه صرفاً مكمل همان چند وسيله‌ي ارتباط جمعي قبلي است. امروزه ويدئو نهايتاً ويژگي تلويزيون را دارد و نوار كاست خصيصه‌ي راديو را. روزنامه‌اي كه از راه ماهواره به طور همزمان در ده نقطه‌ي جهان زير چاپ مي‌رود نيز همان خصايص روزنامه را دارد و پخش ماهواره‌اي نيز همان ويژگي‌هاي تلويزيون را داراست. لذا

اين اختراعات جديد فقط در توانمندي وسايل اصلي اثر گذاشته‌اند.

بنابراين آنتن‌هاي بشقابي دريافت برنامه‌ي تلويزيوني ماهواره‌اي يك وسيله‌ي ارتباط جمعي جديد نيست، زيرا وقتي يك برنامه‌ي تلويزيوني ماهواره‌اي تماشا مي‌شود، فرد مقابل تلويزيون مي‌نشيند و آن‌چه در آن لحظه وجود دارد ارتباط مستقيم و بي‌واسطه‌ي بيننده است و تلويزيون در واقع ماهواره است.

* وضعيت عمومي آنتن‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي در آسيا

گيرنده‌هاي تلويزيوني در آسيا با رشدي دو برابر ميانگين رشد جهاني تلويزيون رو به توسعه است. هم اكنون نزديك به يك ميليارد دستگاه گيرنده‌ي تلويزيوني در سطح جهان وجود دارد كه نسبت به پنج سال گذشته پنجاه درصد افزايش يافته است. رشد دسترسي به گيرنده‌هاي تلويزيوني در سطح جهان 50 درصد و در آسيا 10درصد پيش‌بيني مي‌شود.

در جهان امروز براي هر 1000 نفر 158 دستگاه تلويزيون وجود دارد. اين نسبت در آسيا بيش از قاره‌ي آفريقا و كمتر از قاره‌هاي آمريكا، اروپا و اقيانوسيه است.(قاره‌ي آمريكا 407، قاره‌ي اروپا 402، قاره ي اقيانوسيه 371 و قاره‌ي آفريقا 37 ) در آسيا، ژاپن با 613 دستگاه براي هزار نفر بالاترين سهم و افغانستان با 8/3 دستگاه براي هزار نفر كمترين سهم را دارد.

در حال حاضر در 102 كشور جهان، تلويزيون به طور مستقيم توسط دولت كنترل مي‌شود. «پيام يونسكو» در اين مورد مي‌گويد: «حتي در دموكراتيك‌ترين كشورها، مقام‌هاي سياسي هرگز به طور كامل از نفوذ بر اين صحنه‌ي كوچك دست نكشيده‌اند». تا سال 1991 كه هنوز شبكه‌ي(Satellite Television Asia Rigion) يا Start شروع به كار نكرده بود و به جز چند كشور، ديگركشورهاي آسيايي فقط دسترسي به تلويزيون محلي داشتند؛ اما با گشايش اين شبكه و پوشش به 38 كشور آسيايي وضعيت كاملاً تغيير كرد؛ يك سال قبل از گشايش شبكه‌ي Start وقوع جنگ خليج فارس و حمله‌ي آمريكا و متحدانش به عراق سبب شد كه روي آوردن به ماهواره به ويژه در منطقه‌ي خليج فارس و از همه بيشتر در عربستان سعودي شكل گسترده‌اي به خود بگيرد. همان گونه كه گفته شد تأسيس شبكه‌ي ‌Start، نقطه‌ي عطفي در تاريخ برنامه‌ي تلويزيوني جوامع بيگانه در آسيا محسوب مي‌شود.

شبكه‌ي تلويزيوني Start زماني آغاز به كار كرد كه 14 سال از نخستين تجربه‌ي پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني از راه ماهواره گذشته بود و بسياري از شبكه‌هاي تلويزيوني در آمريكا و اروپا سرگرم پخش برنامه بودند: اما در ميان انواع و اقسام ماهواره‌هاي پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني، ماهواره ‌Start از اهميت ويژه‌اي برخوردار بود. اهميت اين ماهواره از آن رو بود كه بيشترين سكنه‌ي سياره‌ي زمين و پهناورترين قاره‌ي آن را زير پوشش مي‌گرفت. شبكه‌ي Start يك شبكه‌ي خصوصي است كه هزينه‌هاي آن بايد از راه پخش‌ آگهي تأمين شود و از اين نظر نيز تاكنون كاملاً موفق بوده است. تحولات مربوط به ماهواره‌هاي پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني در سطح آسيا آن‌چنان سريع است كه همه‌ حتي محققان علوم ارتباطات را سردرگم كرده است.

عكس العمل دولت‌ها و جوامع آسيايي در برابر اين پديده‌ را مي‌توان در دو دسته‌ي اصلي جاي داد. «طرد» و «پذيرش» هر چند هيچ يك از آن‌ها چندان روشن نيستند. هريك از اين دو ديدگاه پايگاه‌هاي ديرينه‌اي دارد. آثار اين پايگاه‌هاي كهن را مي‌توان در ماهاتي گاندي رها كننده‌ي هندوستان از قيد استعمار ديد.

گاندي مي‌گويد: من دلم مي‌خواهد كه از پنجره‌ي خانه من تمام فرهنگ‌ها مانند نسيم به داخل خانه بوزد، ولي اگر نسيم به طوفاني تبديل شود اگر بخواهد من را جاكن كند، تمام پنجره‌ها را خواهم بست.

شش گروه عكس‌العمل

در بررسي عكس العمل كشورهاي آسيايي به نفوذ امواج تلويزيون، از راه ماهواره‌هاي پخش مستقيم برنامه‌هاي تلويزيوني مي‌توان اقدام‌هاي آن‌ها را به شش گروه تقسيم كرد:

گروه اول:

كشورهايي كه نه تنها مجاز دانستند، بلكه تسهيلاتي را نيز براي دريافت برنامه‌ها به وسيله‌ي مردم فراهم ساختند.

گروه دوم:

كشورهايي كه مانعي ايجاد نكردند. اما براي نصب آنتن، ماليات و عوارض تعيين كرده و ضمناً به اقدامات رقابتي نيز دست‌زده‌اند.

گروه سوم:

كشورهايي كه مجاز دانستند، اما به جست وجو و اعمال طرح‌هاي رقابتي نيز دست زده‌اند.

گروه چهارم:

كشورهايي كه ممنوعيت‌هاي قانوني ايجاد كرده‌ اما به راه حل‌هاي رقابتي نيز دست‌زدند.

گروه پنجم:

كشورهايي كه با پشتوانه‌ي امكانات غني نرم‌افزاري و سخت‌افزاري خود ممنوعيت‌هاي قانوني ايجاد كرده‌اند.

گروه ششم:

كشورهايي كه هنوز تصميم رسمي و قانوني آن‌ها مشخص نشده‌ و اقدامي‌ نيز براي رقابت به عمل نياورده‌اند.

از جمله كشورهاي گروه اول كه دريافت برنامه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي را مجاز دانسته‌اند كشور سنگاپور را مي‌تون نام برد. اين كشور كوچك كه با 2 ميليون و 723 هزار نفر پس از ژاپن بيشترين نسبت گيرنده‌ي تلويزيون به هزار نفر را داشته (378 دستگاه براي هر 1000 نفر) و در واقع در اين كشور تمام منازل به تلويزيون دسترسي دارند.

نقطه‌ نظر وزير اطلاعات سنگاپور در آزادسازي آنتن‌ها دليل اين تصميم را به خوبي روشن مي‌كند، او گفته است: «اگر نمي‌تواني با پديده‌اي (ماهواره) مقابله كني با آن كنار بيا».

كشورهاي كويت و هنگ كنگ نيز در زمره‌ي گروه اول هستند. پاكستان از جمله‌ي كشورهاي گروه دوم است كه با وضع قانون در زمينه‌ي دريافت ماليات و عوارض سالانه از صاحبان آنتن‌ها ماهواره‌اي، در ضمن ايجاد درآمد براي دولت، به ثبت دقيق اطلاعات درباره‌ي دارندگان ماهواره دست مي‌زند. از كشورهاي گروه سوم مي‌توان هندوستان، اندونزي و كشورهاي جنوب آسيا را نام برد.

مقامات مسئول در زمينه‌ي ارتباطات در اندونزي، علت مجاز دانستن دريافت برنامه‌هاي ماهواره‌اي را چنين مي‌داند كه بايد سياست آسمان باز را پذيرفت. ضمن اين‌كه به راه‌حل‌هايي براي كاهش اثرات تخريبي ماهواره رسيده‌ايم. آن‌ها مي‌افزايند: «ما از اثرات تخريبي برخي از برنامه‌هاي ماهواره‌اي روي فرهنگ خودمان آگاهي داريم. اما به راه حلي رسيده‌ايم و آن اين است كه اولاً برنامه‌هاي تلويزيوني محلي را جذاب كنيم و ثانياً از راه آموزش و پرورش در مدارس به بچه‌ها آموزش دهيم كه به كدام سو بروند. در مورد تلويزيون محلي ضمن جذاب كردن برنامه‌هاي موجود، ايجاد فرستنده‌هاي خصوصي و همچنين ايجاد تلويزيون‌هاي كابلي در نظرگرفته شده‌است. بديهي است كه اگر برنامه‌ها از فرستنده‌هاي خصوصي نيز پخش شود كنترل خواهد شد. برنامه‌هاي توليدي ما بايد هماهنگ با فرهنگ خودمان باشد».

از كشورهاي گروه چهارم مي‌توان دولت عربستان سعودي را نام برد. آن‌ها در اين باره معتقدند: «آنتن‌هاي بشقابي با اصول اسلام مغايرت دارد و همه جور پليدي و مفاسد را به بار مي‌آورد».

از كشورهاي پنجم، ژاپن را مي‌توان نام برد: اين كشور بالاترين سطح سواد را (چه از نظر كمي و چه از نظر كيفي) در سطح آسيا دارد. درآمد سرانه‌ي آن نيز (بالاترين رقم در سطح آسياست (25430 دلار). ژاپن بالاترين سهم گيرنده‌ي تلويزيون و روزنامه را در آسيا 613 دستگاه براي هر 1000 نفر 587 روزنامه براي 1000 نفر يا هر دو نفر يك روزنامه) دارا مي‌باشد. ژاپن از صادركنندگان بزرگ برنامه‌هاي تلويزيوني به كشورهاي ديگر از جمله ايران است و داراي يكي از قوي ترين شبكه هاي راديو و تلويزيوني در جهان مي‌باشد و نتيجه‌ي اين سياست‌ها آن است كه ژاپني‌ها بر سر‌سفره‌ي داخلي، آن‌چه را كه دوست دارند و آن‌چه را كه برايشان مفيد است به صورتي بسيار متنوع مي‌گذارند. اتكا به چنين پشتوانه‌اي غني و توجه به حفظ فرهنگ بومي سبب شد كه استفاده از آنتن‌هاي ماهواره‌اي در آن كشور بدون هيچ‌گونه مشكلي ممنوع اعلام شود. در واقع ژاپني‌ها در زمينه‌ي تكنولوژي ارتباطات و تنوع نرم‌افزاري براي توليد برنامه‌ها و همچنين پركردن اوقات فراغت مردم هيچ دغدغه‌اي نداشتند؛ بنابراين حركت به سوي تأمين هر چه بيشتر خواسته‌ي مصرف‌كنندگان، پيام خط‌مشي اصلي آنان براي مواجه با امواج تلويزيوني بيگانه شده. هميشه گروهي از برجسته‌ترين استادان دانشگاه و محققان علوم ارتباطات و صاحب‌نظران به سفارش توليد و توزيع‌كنندگان پيام، در حال تحقيق و بررسي در زمينه‌‌ي نيازهاي مصرف‌كنندگان پيام‌هاي وسايل ارتباط دسته‌جمعي مي‌باشند. در واقع انديشه‌، ابتكار و تحقيق سه حوزه‌ي تأمين كننده تصميم گيري‌ها در زمينه‌ي برنامه‌هاي راديويي و تلويزيوني مي‌باشند.

گزارش‌ها حاكي از اين است كه با وجود توانمندي تلويزيون در مقابل همكاري محققان با كارشناسان ورزيده برنامه‌سازان راديويي همراه با استفاده از پيشرفته‌ترين تكنولوژي‌هاي راديويي سبب شده‌است كه حتي راديو در ژاپن كنار تلويزيون داراي مخطبان بسياري باشد.

بسياري از كشورهاي تازه استقلال يافته‌ي آسياي مركزي را مي‌توان در گروه ششم قرار داد.

ما به عوان شهروند جامعه احتياج به تغذيه‌ي فرهنگي داريم. اگر اين غذارساني درست صورت نپذيرد و مواد مورد نياز در اين تغذيه قرار داده نشود، دچار كمبود و كاستي مي‌شويم واين نياز ارضا نشده و ناخرسند باقي مي‌ماند.

براي آن‌كه بتوان در بازار پررقابت پيام حضوري صحيح داشت، قبل از هر چيز بايد تعريفي درست، مبتني بر خصايص ذاتي تلويزيون از اين رسانه داشته‌باشيم. شهيد «مرتضي آويني» در يكي از مصاحبه‌هاي خود در سال 1371 اين بي‌تعريفي يا تعريف نادرست را چنين توضيح مي‌دهد: «هنوز به يك نتيجه‌ي قطعي نرسيده‌ايم كه تلويزيون در نظام اسلامي چيست؟ ماهيت آن و نسبت آن با دين و حكومت اسلامي پوشيده است. مسائلي كه تلويزيون با آن سروكار دارد، از نظر فقهي جاي بحث داشته و روشن نشده است از مسائل كوچكي چون استفاده از موسيقي تا مسائل بزرگ، هنوزكه هنوز است اين مسائل از ابهام خارج نشده‌اند و مخاطبان تلويزيون همه‌ي مردم ايران هستند.»

منابع و مآخذ:

1ـ همتي، همايون؛ مسئوليت ما در دفاع از فرهنگ پوياي خويش.

2ـ سروستاني، اسماعيل؛ تهاجم فرهنگي و نقش تاريخي روشن‌فكران.

3ـ بروشورهاي تبليغاتي.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

خانواده‌ سالم، فرزندان سالم| شنبه بیستم مهر 1387 | 5:45 بعد از ظهر  

 

     

خانواده نخستين مدرسه اصلي تربيت و محيط رشد است. هيچ بنيادي وجود ندارد كه به اندازه خانواده در تربيت و سرنوشت كودك موثر باشد. محيط خانواده در تشكيل شخصيت انسان بسيار مؤثر است. سنت‌ها، الگوها و قوانين آن در كودك اثر دارد.

خانواده عامل انتقال فرهنگ، تمدن، آداب و سنت‌هاي ماست و اهميت آن هميشگي و موجب دوام و بقاي جامعه و فرهنگ است. خانواده كوچك‌ترين واحد است، ولي بسيار اهميت دارد زيرا اساس و پايه‌هاي جامعه‌هاي انساني را تشكيل مي‌دهد.

نقش خانواده در سلامت روان‌

محيط و شرايط خانوادگي مي‌تواند عاملي تشويق‌كننده يا بازدارنده در مراحل رشد باشد. خانه‌اي كه افراد و اعضاي آن با هم كار و تفريح مي‌كنند و با اتفاق نظر تصميمات مهم مي‌گيرند ، نوجواناني با اعتماد به نفس پرورش مي‌دهند.

از طرفي نوجواناني كه در خانه‌هاي مملو از سوءظن ، عيب‌جويي و پرتنش بزرگ مي‌شوند، در ايجاد روابط مناسب با گروه همسالان خود دچار مشكل خواهند شد. نوجوان متعلق به اين گونه خانه‌ها اغلب فراري است و احتمالا به خيابان و گروه‌هاي مختلف از جمله گروه بزهكاران پناه مي‌برد.

وجود فضاي آزاد حاكم بر خانواده باعث مي‌شود نوجوان احساس اعتماد به نفس كند. نوجوان مي‌تواند با والدين خود ارتباط عاطفي برقرار كند و در رفع مشكلات خود از آنها راهنمايي بخواهد. وجود امنيت خاطر در اين خانواده باعث مي‌شود نوجوان بتواند از حداكثر استعدادهاي خود استفاده كند.

آنها در سايه راهنمايي‌هاي والدين خود از انجام اعمال ناشايست و بزهكاري پرهيز ‌مي‌كنند و اين مساله را نه به خاطر اجبار يا عادت، بلكه با آگاهي پيدا كردن از آينده شوم اين اعمال مورد توجه قرار مي‌دهند.

آنها بخوبي و به دور از حسادت به رقابت‌هاي درسي و ورزشي مي‌پردازند و در مدرسه با مشكلات تحصيلي كمتري مواجه مي‌شوند. با توجه به توضيحاتي كه داده شد مي‌توان دريافت خانواده آزاده از موفق‌ترين خانواده‌ها هستند و سلامت رواني افراد در آنها تضمين شده است.

در خانواده‌هايي كه تنها يك نفر تمامي امور را تحت سلطه خود ‌دارد و آن فرد پدر و گاهي ممكن است مادر يا حتي يكي از فرزندان بزرگ خانواده باشد، فرزندان بشدت ترسو و وحشت‌زده‌اند. از آنجا كه احساسات و تمايلاتشان مورد توجه قرار نمي‌گيرد، داراي انواع عقده‌ها مثل عقده حقارت و كمبود محبت هستند.

آنها از نداشتن احساس امنيت رنج مي‌برند و هدف مشخصي را در زندگي دنبال نمي‌كنند. در ظاهر حالت تسليم و اطاعت دارند، اما در واقع دچار هيجان و اضطراب‌ و آماده دعوا هستند. فرزندان اين خانواده از رشد عاطفي كاملي برخوردار نيستند و از شركت در فعاليت‌هاي گروهي پرهيز مي‌كنند ، پذيرش مسووليت براي آنها سخت است و از پذيرفتن آن امتناع مي‌كنند.

نسبت به بزرگسالان بدبين هستند كه همواره باعث مي‌شود نتوانند با بزرگسالان ارتباط عاطفي و منطقي داشته باشند. آنها همواره در طول زندگي از بي‌كفايتي و سست‌عنصري خود رنج مي‌برند.

نابساماني خانواده در دختران و پسران خانواده اثر دارد، ولي تاثير نامناسب آن بر دختران به مراتب بيشتر از پسران است. اين مساله بدان خاطر است كه دختران بيش از پسران به محبت و توجه نياز دارند و مقاومت عاطفي‌شان در برابر امور كمتر است. زود مي‌رنجند، دلسردند و خيلي زود تسليم حوادث مي‌شوند.

حساسيت‌ها در مورد دختران بيشتر از پسران است، زيرا اگر پسري از خانواده دچار ضايعات نابساماني شود فاجعه است، ولي اگر اين ضايعه براي دختران پيش آيد فاجعه عظيم‌تر خواهد بود، زيرا او در آينده‌اي نزديك بايد مادر شود و آشكار است كه يك مادر آلوده يا بزهكار نمي‌تواند ارزش و منفعتي براي جامعه خود به ارمغان آورد.

آسيب اجتماعي در نوجواناني كه والدين را بهترين دوست خود مي‌دانند، مي‌توانند پاسخ بسياري از مشكلات و نيازهاي رواني را از آنها بگيرند و پيشرفت تحصيلي بهتري دارند، كمتر مشاهده مي‌شود. نوجوان در چنين شرايطي تمامي مشكلاتش را با والدين خود در ميان مي‌گذارد و آنان را مطمئن‌ترين افراد در مطرح كردن مشكلات مي‌داند.

رفتار و نگرش والدين مي‌تواند تسهيل‌كننده يا مانع جريان تكامل همه‌جانبه نوجوان باشد. والديني كه فهميده هستند و از آگاهي تربيتي غني برخوردارند مي‌توانند منبع امنيت خاطر براي نوجوان خود باشند و علاوه بر حل مشكلاتش، با او همراه و همراز شوند.

چنين والديني نوجوان خود را مستقل و مسووليت‌پذير بار مي‌آورند و سبب مي‌شوند تا فرزندان آنها از معيارها و ارزش‌هاي اجتماعي مورد قبولي برخوردار شوند.

عدم توافق و درگيري‌هاي لفظي و بحث و جدال‌هاي غيرمنطقي بين والدين، نوجوان را عصباني و ناراحت مي‌كند و از امنيت خاطر او نسبت به اعضاي خانواده مي‌كاهد. نوجوانان دوست دارند در خانواده‌اي مطمئن و پايا زندگي كنند ؛ خانواده‌اي كه هر چيز جاي خودش معني و مفهوم خاصي داشته باشد. نوجوان به ناهماهنگي تربيتي و اخلاقي والدين خود به خوبي آگاهي حاصل مي‌كند و نسبت به آن حساسيت نشان مي‌دهد.

خانواده‌هاي سختگير و سلطه‌طلب با سختگيري‌هاي بيش از ظرفيت نوجوان، او را وادار به سركشي، طغيان و خرابكاري مي‌كنند يا اين‌كه او را فردي متزلزل، با اعتماد به نفس كم و ترسو بار مي‌آورند. خانواده‌هايي كه از نعمت محبت و مهرباني عاري هستند سلامت و بهداشت رواني نوجوان و همين طور زندگي آينده او را به خطر مي‌اندازند.

رشد و سلامت رواني نوجوان به محيط خانوادگي بستگي دارد و كانون خانوادگي است كه در تعيين سرنوشت، ساختمان روحي، جهان‌بيني و شيوه تفكر و بينش او نقشي بسيار اساسي و زيربنايي و سرنوشت‌ساز دارد.

تحقيقات گسترده‌ روان‌شناسان نشانگر اين واقعيت غيرقابل انكار است كه تقريبا 95 درصد جوانان مجرم با اختلالاتي عاطفي، حسادت، كشمكش‌ها و تضادهاي دروني، بي‌انضباطي و احساس خود‌كم‌بيني كه ريشه آن از خانواده نشات مي‌گيرد، دست به گريبانند.

نتايج و پيشنهادها

- والدين، مربيان و بزرگسالان بايد بكوشند تا آنجا كه مي‌توانند پديده بلوغ و نوجواني را بخوبي بشناسند و از پيشداوري و قضاوت بزرگسالانه بپرهيزند.

- بكوشيد براي شخصيت نوجوان ارزش و احترام قائل شويد تا از اين طريق اعتماد به نفس و اطمينان به خود نوجوان را در برابر تغييرات بدني، رواني و شخصيتي بالا ببريد.

- اهميت و نقش رسانه‌هاي گروهي، روزنامه‌ها و مجلات در رشد شخصيت اجتماعي غيرقابل انكار است. اين رسانه‌ها با ارائه برنامه‌ها، انتشار مقالات و نوشته‌هاي در ارتباط با نيازهاي اساسي نوجوانان و راه‌هاي صحيح برآورده كردن آنها، نقش مؤثري در تامين بهداشت رواني نوجوان دارند.

- خونسردي و سكوت دائمي والدين، كانون سرد و بي‌فروغ و خالي از محبت و مهر و نوازش آنان اثر شومي در نوجوان به جاي مي‌گذارد. افرادي كه از نوازش مادري و محبت پدري محروم بوده‌اند از اين محروميت رنج فراوان مي‌برند.

- پروفسور كلارك كر، استاد علوم تربيتي دانشگاه ييل مي‌گويد: تنها وظيفه والدين، تامين وضع مالي فرزندان نيست، بلكه وظيفه اصلي آنان اين است كه روزانه يا هفتگي مدتي از وقت خود را صرف گوش دادن به مشكلات نوجوانان خود كنند.

- به نوجوانان ياري كنيم تا از توانايي‌هايشان آگاه شوند و انتظاراتشان را از خويشتن بر مبناي توانايي‌هايشان تنظيم كنند.

- مساعدت به نوجوانان به منظور تنظيم برنامه‌اي متنوع در زندگي، از ضرورت‌هاي ارتباط با آنان در تأمين بهداشت رواني است.

- ايجاد فرصت‌هاي مطلوب براي همدلي با نوجوانان، گام مؤثر در تأمين بهداشت رواني آنان است، زيرا هر گفتگوي صميمي و سازنده، دريچه‌اي براي خروج فشارهاي روحي است. اطرافيان نوجوان، بيشترين تاثير را در تامين بهداشت آنان دارند.

- والدين، كانون خانواده را محلي امن و پناهگاهي مستحكم براي فرزندان كنند، به يكديگر احترام بگذارند و بخصوص در حضور آنها از اشتباهات يكديگر چشمپوشي كنند.

- والدين بايد به نوجوان تذكر دهند كه وجود مشكلات در زندگي، مساله‌اي غيرقابل گريز است. پس نبايد از مشكلات گريخت، بلكه بايد راه‌هاي مبارزه با مشكلات را به آنها بياموزند.

- والدين بايد روح مذهب و معنويت را در فرزندان خود تقويت كنند تا زمينه توجه به انحرافات در نوجوانان كاهش يابد.

                  

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پنج كلید شادی | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:44 بعد از ظهر  

     

انجام مرتب ورزش، به همراه مصرف داروها و انجام مشاوره می‌تواند به افرادی كه با افسردگی دست و پنجه نرم می‌كنند، كمك كند تا بر احساس تنهایی و آسیب‌پذیری غلبه كنند.

کارگزاران: اگر شما هم دچار افسردگی هستید، راه‌هایی وجود دارد كه بتوانید شادتر شوید. این پنج طریق به شما كمك می‌كند كه خلق خود را خوش کنید.

والدین خوب انتخاب كنید

به گفته كارشناسان در «سرزمین شادی‌ها» نقش ژن‌ها مهم‌تر از محیط است. یك بررسی كه در شماره ماه مارس امسال نشریه «علوم روانشناختی» به چاپ رسیده است، یك امتیاز دیگر به «تیم ژن‌ها» می‌دهد: تفاوت‌ها در DNA توضیح‌دهنده علت برخورداری برخی افراد از مزیت شادتر بودن است، و همچنین گرایش به عاطفی بودن و فعال بودن جسمی و اجتماعی بیشتر را هم توضیح می‌دهد. البته ژن‌‌‌ها ابزار خودكاری برای دورماندن از افسردگی نیستند، و سایر عوامل خارجی هنوز شما را به سوی اندوه می‌رانند. اما وراثت می‌تواند برای برخی افراد مایه‌‌ای از شادی فراهم آورد تا در هنگامی که اوضاع بر وفق مرادشان نیست، بر آن تكیه كنند. و موفقیت پژوهشگران كانادایی در ایجاد موش‌های با مقاومت ژنتیكی در برابر افسردگی در سال 2006 بیانگر آن است كه شاید روزی بتوان با دستكاری ژن‌ها شادی انسان‌ها را بیشتر كرد.

این برای اولین‌بار بود كه علم توانست آلام یك جاندار را فروبنشاند. موش‌هایی كه طوری تكثیر شده بودند كه فاقد ژنی به نام TREK-1 باشند، طوری رفتار می‌كردند كه گویی برای دست‌كم سه هفته داروی ضدافسردگی دریافت كرده‌اند.

دست و دل‌باز باشید

بر اساس یك بررسی در سال 2008 كافی است تنها پنج دلار خرج دیگران كنید، تا در یك روز معین شادتر شوید. و اعمال فداكارانه می‌تواند كمك كند تا ازدواج‌تان به تجربه‌ای لذت‌بخش‌تر برای شما و همسرتان بدل شود.

پس از انجام كارهای خیر، افراد شادتر هستند و احساس می‌كنند زندگی بامعناتر شده است. اما آیا در صورتی كه در مقابل عمل‌تان انتظار عوض‌گرفتن داشته باشید، باز هم می‌توان این كار را از خودگذشتگی به حساب آورد؟ شاید بستگی به این داشته باشد كه چگونه به قضیه نگاه كنید.

فرصت‌ها را ببینید

انسان‌ها مقاوم‌‌تر از حدی هستند كه ما تصور می‌كنیم، و این موضوع را بررسی كه در سال 2005 روی تغییرات خلقی در بیماران دیالیزی انجام گرفته، نشان داده است.

این بیماران به‌رغم اینكه سه بار در هفته برای دست‌كم سه ماه برای پاك كردن خون‌شان باید تحت دیالیز قرار می‌گرفتند، در اغلب اوقات خلق خوبی داشتند. اما افراد سالم هنگامی كه از آنها خواسته می‌شد كه انجام چنین برنامه درمانی را به تصور درآورند، زندگی مصیبت‌باری برای‌شان مجسم می‌شد.

به قول وینستون چرچیل آدم بدبین در هر فرصتی، مشكلات را می‌بیند، اما آدم خوش‌بین در هر مشكلی، فرصتی را می‌بیند.

ورزش كنید

انجام مرتب ورزش، به همراه مصرف داروها و انجام مشاوره می‌تواند به افرادی كه با افسردگی دست و پنجه نرم می‌كنند، كمك كند تا بر احساس تنهایی و آسیب‌پذیری غلبه كنند.

ورزش حالت ذهنی افراد را تا حدی با تاثیر گذاشتن بر میزان دو ماده شیمیایی در بدن بهبود می‌بخشد: كورتیزول و اندورفین‌ها. غده‌های آدرنال افراد خشمگین و ترسیده، كورتیزول تولید می‌كند. این هورمون فشار خون و قند خون را بالا می‌برد، واكنش ایمنی را تضعیف می‌كند و ممكن است به التهاب و آسیب بافتی منجر شود. اما ورزش كورتیزول را می‌سوزاند و میزان آن را به حد طبیعی باز می‌گرداند. دویدن، دوچرخه سواری یا استفاده از ماشین‌های ورزش آیروبیك همچنین باعث آزاد شدن اندورفین‌ها ـ ضددردهای طبیعی بدن ـ از مغز به درون جریان خون می‌‌شود. به این ترتیب فرد یك سرخوشی طبیعی را تجربه می‌كند، بدون اینكه دچار عوارض جانبی داروهایی شود كه اثر مشابه را ایجاد می‌كند.

برای اینكه حداكثر استفاده را از ورزش ببرید، باید شدت ورزش‌تان با میزان استرس‌تان متناظر باشد. و بدن‌تان طوری به فعالیت بیندازید تا به طور مداوم با طول و شدت‌های گوناگون ورزش سازگار شود.

عمر‌تان را دراز كنید

اگر ژن‌های مناسب دارید و نوع‌دوست، خوش‌بین و فعال هستید، اما هنوز احساس خمودگی می‌كنید، تنها به خود زمان بیشتری بدهید.

بررسی كه روی دو میلیون‌ نفر از 80 ملت انجام شده و در ژانویه سال میلادی جاری منتشر شده است، نشان می‌دهد كه افسردگی در میان بزرگسالان در میانه دهه 40 زندگی شایع‌تر است.

در میان آمریكاییان بدترین اوقات برای زنان در حدود 40 سالگی و برای مردان در حدود 50 سالگی است. اما با گذر كردن از این مرز سنی، انسان‌ها گرایش بیشتری به كنار گذاشتن احساسات منفی و تمركز بیشتر بر چیزهایی كه از آنها لذت می‌برند، پیدا می‌كنند.

در این دوران افراد به دیدن نیمه پر لیوان گرایش می‌یابند، به‌رغم اینكه در این سنین میزان ملاقات‌های‌شان با پزشكان و دریافت داروها افزایش می‌یابد. به نظر می‌رسد كه برای دستیابی به شادی باید صبر داشته باشید.

                  

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مواجهه با کودک دچار بیش‌فعالی | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:43 بعد از ظهر  

     

کودکان دچار اختلال بیش‌فعالی کم‌توجهی (ADHD) اغلب به توجه خاص برای کمک به کنترل‌کردن این رفتار نیاز دارند.

عمل به توصیه‌های زیر می‌تواند به والدینی که کودک مبتلا به اختلال‌ بیش‌فعالی کم‌توجهی دارند، کمک کند:

* به خصوصیات خوبی که کودک‌تان دارد توجه کنید، و به او بگویید که متوجه رفتار خوب او هستید.

* هنگامی که کودک‌تان را تحسین می‌کنید، به طور خاص به او بگویید که چه کاری را خوب انجام داده است و چرا شما رفتار او را می‌پسندید.

* به شیوه‌ای مثبت تحسین خود را بیان کنید. به کودک‌تان بگویید از او می‌خواهید چه کارهایی را انجام دهد، نه اینکه چه کارهایی را انجام ندهد.

* بازخورد فوری و مداوم به رفتارهای کودک در طول روز نشان دهید، و واکنش خود را به صورتی ساده و صریح بروز دهید.

* از آنجایی که داروهایی که برای درمان ADHD به کار می‌روند، بر اشتها اثر می‌گذارند، ترتیبی دهید که کودک‌تان به اندازه کافی غذاها و تنقلات سالم در طول روز مصرف کند.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

روان‌ درمانی‌ درازمدت در درمان مشکلات پیچیده روانپزشکی موثرتر از تجویز دارو است | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:43 بعد از ظهر  

روان‌درمانی‌ درازمدت روان‌پویشی در درمان مشکلات پیچیده روانپزشکی موثرتر از درمان‌های کوتاه‌مدتی است که بیشتر بر تجویز دارو متکی‌اند.

به نقل از خبرگزاری فرانسه روان‌درمانی درازمدت روان‌پویشی (LTPP) بر حمایت روانشناختی و مداخله درمانی بر اساس نیازهای خاص بیمار تاکید دارد.

فالک لیشنرینگ از دانشگاه گیسن در آلمان و سرپرست این تحقیق در این باره گفت: “متاآنالیز ما نشان داد که LTPP به طور قابل‌توجهی نسبت به روش‌های کوتاه‌مدت روان‌درمانی از لحاظ پیامد کلی، مشکلات هدف‌گیری‌شده و کارکرد شخصیت بهتر عمل می‌کند.”

این متاآنالیز که در شماره اول اکتبر نشریه انجمن پزشکی آمریکا (جاما) منتشر شده است، ۱۱ کارآزمایی بالینی راندوم‌شده و ۱۲ بررسی مشاهده‌ای را شامل می‌شود و ۱۰۵۳ بیمار را که LTPP دریافت می‌کردند، دربرمی‌گیرد.

لیشنرینگ تاکید کرد: “روان‌درمانی درازمدت روان‌پویشی اندازه اثر بزرگتر و پایدارتری در درمان بیماران دچار اختلال شخصیت، اختلالات روانی چندگانه، و اختلالات روانی مزمن داشته است. این اندازه‌های اثر در مورد پیامد کلی به طور قابل توجهی در فاصله میان پایان درمان و پیگیری افزایش نشان می‌داد.”

بیمارانی که تحت LTPP قرار داشتند، به طور میانگین نتایج بهتری در ۹۶ درصد زمان نسبت به افرادی که درمان کوتاه‌مدت فشرده دارویی دریافت می‌کردند، به دست آورده بودند.

این نویسندگان پیشنهاد می‌کنند بیماران دارای اختلالات متعدد یا مزمن روانی یا اختلال شخصیت تحت روان‌درمانی درازمدت روان‌پویشی قرار گیرند.

                  
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

ترشح هورمون كورتیزول ، در بدن مبتلایان به اختلال شخصیت ضداجتماعی ، مختل می شود | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:42 بعد از ظهر  

      

ارتباط نوعی هورمون بااختلال شخصیتی ضداجتماعی

محققان به ارتباط میان اختلال شخصیتی ضد اجتماعی با نوعی هورمون پی بردند.

تحقیقات پژوهشگران دانشگاه كمبریج نشان می دهد ، ترشح هورمون كورتیزول كه به هورمون استرس معروف است ، در بدن مبتلایان به اختلال شخصیت ضداجتماعی ، مختل می شود.

كورتیزول هورمونی است كه در موقعیت های استرس زا در بدن ترشح می شود و به فرد در تنظیم احساسات و هیجانات كمك می كند.

تحقیقات جدید پژوهشگران نشان می دهد، در این گونه موقعیت ها ، ترشح هورمون استرس در كودكانی كه رفتارهای حاد ضداجتماعی از خود بروز می دهند ، صورت نمی گیرد .

به گفته محققان ، شخصیت ضد اجتماعی ناشی از به هم خوردن تعادل مواد شیمیایی در مغز است كه با شناسایی آن می توان به شیوه درمانی جدیدی برای این گونه اختلالات شخصیتی دست یافت.

                  

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    تكنيك‌هاي تندخواني | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:41 بعد از ظهر  

         

     

    نكات زير مهارت تندخواني را در شما تقويت مي‌كند

    – مكث‌ها و توقف‌هاي چشمان خود را حين مطالعه سطور كاهش دهيد.

    – اين همان تمركزهاي لحظه‌اي روي حروف و واژه‌ها ست. ما هنگام خواندن هر يك از سطرهاي يك متن چشمان خود را به صورت جهشي به سمت جلو حركت مي‌دهيم. اكنون هر ميزان كه ما اين مكث‌ها و جهش‌ها را كاهش دهيم سرعت خواندنمان نيز افزايش مي‌يابد. تعداد اين توقف‌ها معمولاً در افراد كندخوان به 7بار در هر سطر مي‌رسد اما شما مي‌توانيد اين مكث‌ها را به 3 بار در هر سطر كاهش دهيد.

    - هنگام مطالعه چشمان خود را در طول سطرها حركت دهيد و نه سر خود را.

    - براي كاهش مكث‌ها مي‌بايست حوزه ديد خود را افزايش دهيد. براي اين منظور شما بايد سعي كنيد تا تصاوير واقع در گوشه چشمان خود را بدون اينكه به طور مستقيم به آنها نگاه كنيد، ببينيد.

    - اجازه ندهيد حين مطالعه ديدتان دچار سرگرداني شود.

    2 – واژه‌ها را گروه‌بندي كنيد.

    - ما آموخته‌ايم كه چگونه حروف را با يكديگر تركيب كرده و كلمات را خوانده و درك كنيم. اكنون بايد بياموزيم كه دسته‌اي از كلمات را با يكديگر تركيب كرده و يك جمله را در آن واحد بخوانيم و در قدم بعدي بايد بياموزيم كه چگونه جملات را دسته‌بندي كرده و مفهوم كلي يك پاراگراف را استخراج كنيم.

    - ثابت شده كه دسته‌بندي واژه‌ها قوه ادراك و فهم را افزايش مي‌دهد. به طور كلي مفهوم را آسان‌تر مي‌توان از يك دسته واژه استخراج كرد تا از كلمات منفرد و حتي حروف تك.

    3 – هيچ‌گاه به عقب بازنگرديد.

    – اغلب افراد عادت كرده‌اند هنگام مطالعه به عقب بازگشته و واژه‌ها و يا قسمت‌هايي از متن را كه به درستي متوجه نشده‌اند بازخواني كنند. اين كار فقط از سرعت خواندن شما مي‌كاهد. شما مي‌توانيد با مطالعه تكميلي، قسمت‌هايي را كه به درستي متوجه نشده‌ايد درك كنيد. شايد با خودتان بگوييد كه اين بازخواني مجدد هم زمان مي‌برد، اما بازگشت مكرر به عقب براي بازخواني قسمت‌هاي درك نشده به مراتب وقت‌گيرتر از مطالعه مجدد يك مطلب به روش تندخواني است.

    4 – هدفمند مطالعه كنيد.

    – هدف خود را از مطالعه هر مطلبي از پيش تعيين كنيد كه چه نوع اطلاعاتي را مي‌خواهيد كسب كنيد. اين كار سبب مي‌‌شود تا شما اطلاعات غيرضروري و حاشيه‌اي را در فرايند مطالعه حذف كنيد.

    5 – نقطه كلمات و مفاهيم كليدي را مطالعه كنيد.

    – ما براي نگاشتن مطالب ناگزيريم پاره‌اي دستورات نوشتاري و ساختار صحيح جملات را رعايت كنيم. اما هنگام خواندن نه. 40 تا 60 درصد كل يك متن از واژه‌ها و حروف بي‌اهميت و غيرضروري (البته براي درك آن) تشكيل يافته است. مانند حروف ربط بياموزيد تنها اسم‌ها و افعال را بخوانيد. نكات و مفاهيم اصلي يك پاراگراف را يافته و آن را در ذهن بسپاريد و جزئيات خارج از موضوع اصلي را حذف كنيد.

    6 - با صداي بلند مطالعه نكنيد.

    7 – در محيط مطالعه خود هر عاملي را كه موجب پرت شدن حواس شما مي‌‌شود حذف كنيد.

    8 – هر ميزان كه شما با واژگان و اصطلاحات يك زبان آشناتر و مأنوس‌تر باشيد درك بهتري نيز از متون نگاشته شده به آن زبان خواهيد داشت، بنابراين تا مي‌توانيد واژه و اصطلاح جديد بياموزيد.

    9 – تمرين و تمرين كنيد. تا مي‌توانيد تندخواني را تمرين كنيد. تندخواني نيز همچون ساير مهارت‌ها نياز به ممارست دارد.

    10 – تمركز خود را حين مطالعه حفظ كنيد. بدين مفهوم كه در حين خواندن مطلبي در آن واحد به چيز ديگري فكر نكنيد.

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    چشمان خیس از اشک تنهایی! | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:40 بعد از ظهر  

    وقتی چهره شکسته اش را در آیینه می بیند یکباره خاطره روزهای خوش در کنار همسر و فرزندانش در ذهن خطور می کند و بعد چشمانش از اشک خیس می شود. او حالا تنها در اتاق کوچکش در خانه سالمندان زندگی می کند و دیگر هیچ خبری از سر و صدای نوه ها نیست.

    دهم مهر روز جهانی سالمندان نامگذاری شده تا شاید بهانه ای باشد برای رفتن به سراغ مردان و زنان سپید مویی که سالهای باقی مانده از عمر خود را در تنهایی زندگی می کنند. پیرمردها و پیرزنهایی که شاید تا همین چند ماه قبل در کنار سایر اعضای خانواده خود بوده اند اما حالا مجبورند به تنهایی عادت کنند، چون همدمی برای پایان سالهای زندگی ندارند جز کسانی که مثل خودشان تنها مانده اند.

    آمار متفاوتی از سوی سازمانها در رابطه با جمعیت سالمندان کشور اعلام می شود اما به طور میانگین این رقم حدود ۴.۶ درصد جمعیت کشور است.

    جمعیت سالمندان کشور در حال حاضر حدود ۵.۴ میلیون نفر است بر این اساس پیش بینی شده تا سال ۲۰۵۰ تعداد آنان به ۲۶ میلیون و ۳۹۳ هزار نفر برسد که در آن زمان سالمندان ۲۶ درصد از کل جمعیت کشور را تشکیل خواهند داد.

    براساس استانداردهای سازمان بهداشت جهانی، مرگ افراد زیر ‪ ۸۰‬سال، مرگ زودرس تلقی می‌ شود و بهترین گام در پیشگیری از این نوع مرگ و میر، بهبود شیوه زندگی سالم در دوره سالمندی است. این در حالی است که بالغ بر ۵ میلیون نفر از جمعیت کشورمان را افراد سالمند تشکیل می دهند که فقط برای ۲۰ درصد آنان برنامه ارتقاء شیوه زندگی سالم آموزش داده شده است.

    از سوی دیگر نتایج بررسی های وزارت بهداشت در زمینه سلامت سالمندان نشان می‌ دهد که ‪ ۲۰‬درصد این افراد یک بار در سال در شهرها دچار حوادث ترافیکی و در روستاها دچار زمین خوردگی می ‌شوند.

    گفته می شود ‪ ۳۰‬درصد سالمندان کشور با فرزندان خود زندگی می کنند و ۷ درصد نیز تنها و دور از کانون خانواده به سر می برند که شرایط زندگی برای افراد تنها با دشواریهایی همراه است که می تواند منجر به بروز افسردگی و بیماریهای روحی و روانی در سالمندان شود.

    افسردگی سالمندان، حالتی از بیماری است که هم در افرادی با سابقه قبلی افسردگی اتفاق می‌افتد و هم ممکن است برای اولین بار در دوران سالمندی ظاهر شود. افسردگی به صورت طبیعی به علت افزایش سن در افراد ایجاد نمی‌ شود. سابقه خانوادگی افسردگی در بیمارانی ‌که اولین حمله افسردگی را در سالمندی تجربه می‌ کنند بیشتر از سالمندانی است که قبلا سابقه افسردگی داشته ‌اند.

    افسردگی در سالمندان از مهم ترین عوامل خطر خودکشی محسوب می ‌شود. اقدام به خودکشی در سالمندان کمتر از افراد جوان است اما تعداد خودکشی ‌های موفق در سالمندان بیشتر است .

    به اعتقاد کارشناسان مسائل اجتماعی اگر امروزه در جمعیت جوانان به عنوان دغدغه اصلی دولت تلقی می شود ، می بایست مسائل مربوط به جمعیت سالمند نیز که در آینده ای نه چندان دور شاهد افزایش بی حد و حصر آنان خواهیم بود ، به عنوان دغدغه های دولت به شمار آید و برای آن تدابیری اتخاذ و اندیشیده شود.

    سالمندی فرایندی طبیعی و در عین حال گریز ناپذیر در طول زندگی هر فرد است. البته با مراقبت مناسب می توان از عمر طولانی لذت برد و دوران پیری را با سلامت و شادی سپری کرد.

    بی تردید آگاهی از تغییرات جسمی و روانی پدید آمده در این دوران کمک موثری به خانواده و تمام کسانی است که به نوعی با پدیده سالمندی مواجه هستند چون تغییرات ناشی از افزایش سن بسیار تدریجی است و نمی توان بین میان سالی و سالمندی خط دقیقی رسم کرد ، از این رو سن تقویمی مبنا قرار گرفته شده و در اکثر کشورهای جهان سن بازنشستگی را شروع سالمندی به شمار می آورند.

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    انفجار سالمندی در راه است‌ | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:39 بعد از ظهر  

       

    جمعیت سالمند كشور حدود ۵/۶ میلیون نفر است، اما تا ۱۰ سال آینده جمعیت جوانسال كشور تبدیل به میانسالان می‌شوند. با توجه به رشد سریع جمعیت سالمندی كشور، پدیده سالخوردگی در ایران هم به عنوان یكی از مهم‌ترین چالش‌های فراروی آینده خواهد بود كه می‌باید مورد توجه جدی مسوولان و برنامه‌ریزان قرار گیرد.

    اگر چه هنوز با جمعیت محدودی در كشور مواجه هستیم اما با توجه به هرم جمعیتی كشور تا ۲۰ سال آینده با انبوه جمعیت سالمند در كشور مواجه می‌شویم و باید گفت كه هنوز فرصت برنامه ریزی و ایجاد ساختار مناسب خدمات دهی به سالمندان را برای آینده داریم، ولی اگر غفلت كنیم جبران آن به دلیل زمان از دست رفته و بار مالی بالای آن در سال‌های آینده امكان پذیر نیست.

    برای رسیدگی به امور سالمندان نیازمند تامین نیروی متخصص آموزش دیده در همه ابعاد از جمله آموزش متخصصان طب سالمندی، آموزش پزشكان عمومی‌در زمینه مسائل سالمندان، آموزش پرستاران ویژه سالمندی و آموزش خانواده‌ها هستیم.

    فعال شدن هر چه بیشتر سازمان‌های غیر دولتی و استفاده از توانمندی‌های مردمی‌ و نیز همكاری رسانه‌ها و بویژه سازمان‌های بیمه برای پوشش خدمات پیشگیرانه و تشخیص زود هنگام به منظور ارتقای سلامت سالمندان، می‌تواند فضای مناسب‌تری را برای پذیرایی از انبوه سالمندان در سال‌های آینده فراهم كند.

    افزایش جمعیت سالمند، نیاز به تدوین برنامه جامع و ملی دارد و این امر بسیار ضروری است. تامین مراقبت بهداشتی درمانی، حمایت‌های اجتماعی، اقتصادی، برنامه تفریحی و اوقات فراغت و نیز تامین مسكن مناسب برای آنان از جمله وظایف مهمی‌است كه باید مورد توجه قرار گیرد .

    ● نیازهای عمومی‌

    اگر موارد خاص را در نظر نگیریم، افراد به طور معمول پس از ۷۰ سالگی دچار چند بیماری همزمان می‌شوند كه مهم‌ترین آنها امراض قلبی عروقی، فشار خون بالا، دیابت و بیماری‌های مربوط به سیستم حركتی بخصوص عضلات و مفاصل مانند آرتروز است.

    بیماری‌های متعدد و همزمان در سالمندان نیازمند برنامه ریزی دقیق و تخصصی درباره درمان آنهاست كه برای نیازهای جسمی‌ و درمان توانبخشی بسیار مهم است زیرا سالمندان معمولا در نیروی جسمی‌ و روانی، عضلات و سیستم عصبی، قلب و ریه خود دچار نقصان هستند كه لازم است این افراد بازتوانی شوند و نیروی باقیمانده آنها با توانبخشی تقویت و سلامت‌شان تامین شود.

    دومین نیاز اصلی سالمندان رسیدگی به جنبه‌های روان شناختی آنهاست. افراد مسن معمولا مجموعه‌ای از گذشته با كوله باری از استرس‌ها، تنهایی و بسیاری احساسات دیگر هستند كه برای آنها گاه عوارضی مانند بحران‌های روحی و روانی نیز داشته است، بنابراین اگر بر این عوارض معضلاتی از قبیل بی‌احترامی‌ و بی‌محبتی نیز از سوی اطرافیان افزوده شود، احتمال ایجاد افسردگی در این افراد بشدت افزایش می‌یابد.

    ● تغذیه سالم‌

    متاسفانه اكثر سالمندان تغذیه صحیحی ندارند. به ازای هر ۱۰ سالی كه پس از ۲۵ سالگی به سن افراد اضافه می‌شود از مقدار نیاز بدن به انرژی كاسته می‌شود. به همین علت سالمندان باید همچنان با افزایش سن خود از مقدار كالری دریافتی در قالب استفاده از غذاهای انرژی‌زا كم كنند تا از چاقی و عوارضی مانند ایجاد غبغب یا افزایش قطر شكم در آنها پیشگیری شود.

    با توجه به این كه با افزایش سن، افراد سالمند بیشتر در معرض بالا رفتن فشار؛ چربی خون، بیماری‌های قلبی - عروقی و بیماری‌های مفصلی قرار می‌گیرند، بنابراین استفاده از تغذیه مناسب، كامل، منظم و متعادل مهم‌ترین عامل در پیشگیری از این بیماری‌ها در آنهاست، زیرا از این طریق هضم و جذب غذا و متابولیزه كردن مواد مغذی دریافتی از غذاها در این افراد بهتر صورت می‌گیرد.

    سالمندان بیشتر از دیگر افراد در معرض بیماری‌های عضلانی و مشكلات در بافت اسكلتی هستند، بنابر این تحرك مناسب، بهره‌گیری از نور كافی آفتاب و مصرف غذاهای حاوی كلسیم و پروتئین با ارزش بیولوژیكی بالا از تحلیل قوای جسمی‌این افراد بویژه در قوای عضلانی می‌كاهد و نیروی دفاعی افراد مسن را علاوه بر امراض اسكلتی، از قبیل پا درد و كمر درد در مقابل بیماری‌های عفونی، ریوی و گوارشی نیز افزایش می‌دهد.

    باید توجه داشت كه مصرف غذاهای حاوی ویتامین و مواد معدنی در افراد سالمند حائز اهمیت است زیرا برای مثال این افراد به علت مصرف نكردن میوه، سبزیجات و غذاهای فیبر دار در معرض عوارضی مانند یبوست قرار می‌گیرند.

    ● آبی، خاكستری، سیاه

    در دین مبین اسلام جایگاه رفیعی برای سالخوردگان در نظر گرفته شده است. علاوه بر توصیه‌های مكرر خداوند تبارك و تعالی در قرآن مجید درخصوص احترام و نیكی به والدین و سالمندان كه از نظر جایگاه انسانی، اعتقادی و درجات معنوی پس از عبارت پروردگار قرار دارد، سالمندی امری اجتناب ناپذیر است و در انتهای كوچه‌های جوانی میانسالی منتظر همه ماست تا در ایستگاه آخر زندگی با همه ماهمراهی كند.

    سالمندی نیز مانند دیگر مراحل زندگی می‌تواند سپید، آبی، خاكستری یا سیاه باشد. آنچه برای برخی از جوانان، پیری را به كابوسی تبدیل كرده است، ترس از بیماری‌ها و ناتوانایی‌های این دوران است این ترس چندان هم بی ربط نیست، زیرا دوراندیشی نكردن و ناپرهیزی بسیاری از پیران امروز در دوران جوانی آنان را دستخوش بیماری‌های مختلفی كرده و گذر از این دوران را برای آنان دشوار كرده است.

    چاپ نشریاتی به زبان ساده و تا جای ممكن با حروف درشت، ایجاد مكان‌های مخصوص سالمندان برای مطالعه، گوش‌كردن به موسیقی و پرداختن به هنرهایی از قبیل نقاشی و سرامیك سازی، فراهم آوردن امكانات ورزشی، ماهیگیری، باغبانی و ایجاد تورهای زیارتی و سیاحتی ارزان قیمت، می‌تواند در پر كردن اوقات فراغت سالمندان نقش مهمی‌داشته باشد؛ اما آنچه در این میان بیش از همه اهمیت دارد توجه نسل جوان به سالخوردگان است. سالمندان بیش از هر چیز به محبت فرزندان خود نیاز دارند. ای كاش مهر و علاقه به نوه یكطرفه نبود

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    شما مي توانيد شخصيت خود را بسازيد | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:38 بعد از ظهر  

     

    اصولا انسان بدون زمينه به موفقيت يا شكست نمي رسد بذرهاي شكست يا موفقيت را انسان در شخصيت و كردار خويش مي كارد. به نظر من يكي از موثرترين راههاي مجهز شدن به شخصيت موفق اين است كه ابتدا شكل و شمايل آنرا بشناسيم

    اغلب مردم ترقي خواه هستند و به دنبال شخصيت بهتري مي گردند اما از جهت ترقي و پيشرفت هيچ گونه اطلاعي ندارند، از صفات بارز شخصيت خوب بي خبرند. بارها به افرادي برخورد كرده ام كه حتي وقتي براي آنها هدف يا نشانه اي مشخص شده از حركت در مسير آن عاجز بودند ولي چرا ؟

    در اینجا قصد دارم همان نسخه اي را برايتان تجويز كنم كه اگر به كلينيك مي آمديد برايتان مي نوشتم؛ آشنا شدن با تصوير موفقيت

    يك شخصيت موفق از ۷ جزء تشكيل شده كه سعي مي كنم بطور خلاصه به آن اشاره كنم

    ۱- موقعیت شناسی

    لازم است بدانيد كار انسان شبيه كار دوچرخه است. تعادل دوچرخه تا زماني حفظ مي شود كه در يك جهتي حركت كند. اشكال برخي انسانها اين است كه مي خواهند بدون حركت و بدون مقصد تعادل خويش را حفظ كنند و براي همين است كه احساس تزلزل مي كنند

    بايد براي خودتان هدف با ارزشي تعيين كنيد و مهم تر از آن طرحي براي دستيابي به آن هدف بريزيد. ببينيد به دنبال چه مي گرديد. به آينده فكر كنيد و از گذشته دست برداريد اينطوري جوان و شاداب مي مانيد. بي هدف حتي جسم هم وظايف خودش را درست انجام نمي دهد وقتي هدف نداريد در واقع زندگي نمي كنيد شما بجز هدفهاي شخصي به اهداف غير شخصي هم نياز داريد مثل كمك كردن به ديگران

    ۲- تفاهم

    اغلب ناكاميهاي ما در روابط انساني حاصل سوء تفاهمات است و براي برخورد موثر با مسائل بايد از ماهيت واقعي آن اطلاع داشت. ما با توجه به مجموعه اي از واقعيات يا شرايط انتظار داريم كه ديگران هم مثل ما واكنش يا حساسيت نشان دهند ولي فراموش نكنيد كه هر انساني با توجه به تصاوير ذهني خودش نسبت به مسائل واكنش نشان مي دهد. اغلب اوقات واكنش يك فرد نسبت به شما بخاطر اذيت و آزار و بدخواهي نيست بلكه به اين دليل است كه آن فرد وضعيت را جور ديگري درك مي كند اگر اينگونه به افراد و واكنش آنها نگاه كنيد سطح تفاهم در روابط شما بالا خواهد رفت

    ما تا حقيقت را درك نكنيم نمي توانيم واكنش مناسبي نشان دهيم بايد بتوانيم حقيقت را ببينيم و آنرا چه خوب چه بد قبول كنيم. بسياري از ما اين اشتباه فاحش را انجام مي دهيم كه تقصيرات و اشكالات خود را نمي پذيريم حتي قبول نمي كنيم كه جانب اشتباه را گرفته ايم قبول نمي كنيم كه شرايط به غير از آن چيزي است كه ما دوست داريم و خود را فريب مي دهيم و چون حقيقت را نمي شناسيم نمي توانيم حركت مناسبي انجام دهيم

    ۳- شجاعت

    داشتن هدف و درك شرايط كافي نيست، شجاعت عمل لازم است. تنها با عمل كردن مي توان اهداف ، اميال و باورها را به حقيقت تبديل كرد. اصولا در اين دنيا چيز ۱۰۰ % مطمئن وجود ندارد. تفاوت ميان آدم موفق و غير موفق در زمينه نقطه نظر ها و توانائيها نيست مسئله شهامتي است كه انسان موفق روي نقطه نظرهاي خودش نشان مي دهد خطرات حساب شده را مي پذيرد و دست به عمل مي زند

    بي تحركي و دست روي دست گذاشتن انسان را در مواجهه با مسائل عصبي و ناتوان مي كند اگر آنقدر صبر كنيم و دست روي دست بگذاريم تا از نتيجه كاري مطمئن شويم هرگز قدمي برنخواهيم داشت. هر كاري كه بكنيد احتمال اشتباه در آن هست

    ۴- خيرخواهي

    شخصيت هاي موفق به سايرين هم اهميت مي دهند و براي هم نوعانشان احترام قائل مي شوند با ديگران همانطور كه زيبنده انسانهاست رفتار مي كنند. وقتي نسبت به سايرين احساس خيرخواهي بيشتري مي كنيم بدون استثنا نسبت به خودمان هم خيرخواه تر مي شويم يكي از بهترين شيوه هاي مبارزه با احساس گناه و تقصير اين است كه گناه را به گردن سايرين نيندازيد. كسي كه شخصيت موفق دارد نسبت به سايرين احساس خيرخواهي مي كند مردم البته كه مهم هستند و نمي توانيد با آنها مانند اشياء بي جان روبرو شويد اما براي اينكه بتوانيد خيرخواهي را در خودتان افزايش دهيد ۳ كار مي توانيد انجام دهيد

    - سعي كنيد با درك حقيقت درباره مردم ارج و قرب آنها را نزد خود بالا ببريد و فراموش نكنيد كه مردم اولاد خداوند هستند

    - به خودتان فرصت دهيد كمي درباره احساسات ، نقطه نظرها ، اميال و نيازهاي سايرين فكر كنيد

    - مردم را مهم بدانيد و با اين روحيه با آنان برخورد كنيد. بدانيد رفتاري كه نشان مي دهيد با احساس شما رابطه مستقيم دارد

    ۵- مناعت

    از ميان تمامي پستي و بلنديهايي كه در زندگي وجود دارد نداشتن مناعت نفس كشنده تر از همه و غلبه بر آن از هر كاري دشوارتر است. علتش اين است كه چاله را به دست خودمان كنده ايم. قبول كرده ايم كه ” فايده اي ندارد “، ” اين كار از دست من ساخته نيست “. خيلي ساده بايد در ذهن خود فرو كنيم كه دست كم گرفتن خويش ، فروتني و شكسته نفسي نيست، عيب و گناه است. شخصي كه به اندازه كافي مناعت نفس دارد نسبت به ديگران احساس دشمني نمي كند. به زور در صدد اثبات چيزي بر نمي آيد. حقايق را واضح تر مي بيند

    حالا سوال اين است كه براي بهبود مناعت خود چه كنيم ؟ تصوير ذهني انسانهاي شكست خورده و بي ارزش را فراموش كنيد – مفهوم كلمه مناعت اين است كه قدر و ارزش خود را مي دانيد – و قدر ارزشهاي خود را دانستن خودبيني نيست مگر اينكه گمان كنيد كه خودتان آفريدگار خويش هستيد. بزرگترين راز كسب مناعت اين است كه از مردم قدرداني بيشتري بكنيد. براي فرد فرد مردم احترام قائل شويد زيرا همه انسانها بندگان خداوند هستند بنابراين موجود باارزشي به شمار مي روند و عجيب آنكه مناعت خود شما با اين روحيه بالا مي رود

    ۶- اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس با تجربه كردن موفقيت ايجاد مي شود وقتي كاري را براي نخستين بار شروع مي كنيم از نتيجه اش آنقدرها اطلاعي نداريم علتش اين است كه موفقيت را تجربه نكرده ايم و بايد بدانيد كه موفقيت توليد موفقيت مي كند و حتي يك موفقيت كوچك قدمي براي موارد بعدي است و شما هم مي توانيد از اين روش ساده براي كسب اعتماد به نفس استفاده كنيد

    روش ديگر ايجاد عادت يادآوري موفقيتها و فراموش كردن ناكامي هاي گذشته است در حاليكه بسياري از افراد موفقيتهاي گذشته را فراموش مي كنند و شكستها را در خاطر نگه مي دارند و در نتيجه اعتماد به نفس را از بين مي برند

    اما راه حل چيست ؟ براي پيروز شدن از اشتباهات پند بگيريد و بعد اشتباه را از ذهن بيرون كنيد موفقيتهاي گذشته را بخاطر آوريد و آنها را براي خودتان تصوير كنيد هر كس بالاخره براي يكبار هم كه شده موفقيت را تجربه كرده است

    ۷- خود پذيري

    تا انسان خود را نشناسد به خوشبختي واقعي نمي رسد. مفلوك ترين انسانها آنهايي هستند كه همه سعي شان بر اين است كه خود و ديگران را به قبول چيزي جز آنچه كه هستند مجاب كنند. بي جهت خودتان را جز آنچه هستيد نشان ندهيد. همين هستيد كه هستيد.

    اغلب ما بهتر ، قوي تر و شايسته تر از آن هستيم كه مي پنداريم. با ايجاد تصوير ذهني بهتر ، توانايي ، استعداد و قدرت جديدي در خودتان ايجاد نمي كنيد شما همه اينها را داريد و در واقع فقط آنها را مورد استفاده قرار مي دهيد.

    خودتان را آنطور كه هستيد قبول كنيد با تمام تقصيرها ، نقاط ضعف ، نواقص و نقاط قوت شروع حركت شما بايد از اينجا باشد. نواقص خويش را تحمل كنيد. اطلاع از كمبود ها لازم است ولي خودتان را بخاطر اين كمبود ها تكفير نكنيد.

    ميان خويش و رفتارتان فرق بگذاريد. چه غم كه كامل نيستيد خودتان را ناراحت نكنيد خيلي چيزها داريد و همه مثل شما هستند هر كدام كه جز اين تظاهر مي كنند خودشان را گول مي زنند

                      

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    آموزش مهارت هاي مطالعه در کاهش اضطراب امتحان موثر است | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:37 بعد از ظهر  

    .    

    تحقيقي در مورد نقش شناخت درماني و آموزش مهارت هاي مطالعه در کاهش اضطراب امتحان در دانشگاه تربيت مدرس نشان داد که ميزان اضطراب امتحان در افرادي که تحت آموزش مهارت هاي مطالعه و شناخت درماني قرار مي گيرند، کاهش مي يابد.

    به نقل از ایرنا ، نتيجه يک تحقيق در دانشگاه تربيت مدرس که با عنوان ” بررسي اثر بخشي شناخت درماني و آموزش مهارت هاي مطالعه در کاهش اضطراب امتحان و افزايش عملکرد تحصيلي با توجه به مولفه هاي شخصيتي دانشجويان ” انجام شد،‌ اثر بخشي دو روش شناخت درماني و آموزش مهارت هاي مطالعه و تعامل آنها با مولفه شخصيتي در کاهش اضطراب امتحان و افزايش عملکرد تحصيلي دانشجويان دانشگاه هاي دولتي شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفت.

    نمونه پژوهش شامل ۱۰۲ دانشجوي مبتلا به اضطراب امتحان بود که شناسايي و سپس به طور تصادفي در گروه هاي آزمايشي و کنترل قرار گرفتند. دانشجويان به سه گروه ۳۴ نفره تقسيم شدند يک گروه شناخت درماني و يک گروه آموزش مهارت هاي مطالعه را تجربه کردند و گروه سوم گروه کنترل را تشکيل دادند.

    دراين تحقيق روش هاي درماني اضطراب ( آمورش مهارت هاي مطالعه و شناخت درماني) و مولفه هاي شخصيتي (درون گرا و برون گرا بودن دانشجويان) به عنوان متغير مستقل و نمرات اضطراب امتحان و عملکرد تحصيلي (معدل دروس) به عنوان متغير وابسته بکار رفتند.

    نتابج تحليل داده ها نشان داد که اضطراب امتحان در گرو ههاي شناخت درماني و آموزش مهارت هاي مطالعه در مقايسه با گروه کنترل به طور معني داري کاهش يافت.همچنبن اين نتايج تفاوت معني داري بين دانشجويان درون گرا و برون را در کاهش اضطراب امتحان از طريق اعمال شناخت درماني نشان داد.

    در پايان بررسي و تحليل داده ها ، تفاوت معني داري در افزايش عملکرد تحصيلي دانشجويان از طريق آموزش مهارت هاي مطالعه به نفع دانشجويان درون گرا ديده شد، اما با اعمال شناخت درماني در افزايش عملکرد تحصيلي و با اعمال آموزش مهارت هاي مطالعه در کاهش اضطراب امتحان بين دانشجويان درون گرا و برون گرا تفاوت معني داري به دست نيامد.

    اين تحقيق در قالب رساله دکتري تخصصي ناصر صبحي دانش آموخته مقطع دکتري رشته روانشناسي به راهنمايي دکتر کاظم رسول زاده طباطبايي انجام گرفت.

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    روانشناسی رنگها ! | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:36 بعد از ظهر  

     

         

    شما در زندگی به چه رنگی علاقه مند هستید ؟ سعی می کنید در لباس هایی که می پوشید و همچنین در دکوراسیون منزل و اطاق خود از چه رنگهایی بیشتر استفاده کنید ؟ آیا می دانید انتخاب رنگ ارتباط بسیار نزدیکی با شخصیت شما دارد ؟

    آنچه در زیر می خوانید می تواند راهنمای خوبی برای شما باشد اما فراموش نکنید که نتیجه آن در رابطه با شخصیت شما صد در صد نیست و نوع شخصیت شما را یک روانشناس با تست های تخصصی تعیین خواهد کرد ولی مطلب ذکر شده در زیر کمک زیادی به شما در این رابطه خواهد نمود.

    سياه:

    سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.ب

    ه معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا” خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.

    اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا” خودشان هم خبر ندارند.

    طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا” سياه و براقند).

    قهوه اي:

    آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا” آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.

    خاکستري:

    خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا” غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا” مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.

    قرمز:

    قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا” نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)

    آبي:

    آبي ها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.

    عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.

    از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.

    سبز:

    آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.

    زرد:

    آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا” بلند پرواز.

    بنفش:

    بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.

    نارنجي:

    نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.

    ارغواني:

    ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا” به فکر پيش بيني آنها نباشيد.

    تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد بحث برانگيز و عجيب است

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    روانشناسی رنگها ! | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:36 بعد از ظهر  

     

         

    شما در زندگی به چه رنگی علاقه مند هستید ؟ سعی می کنید در لباس هایی که می پوشید و همچنین در دکوراسیون منزل و اطاق خود از چه رنگهایی بیشتر استفاده کنید ؟ آیا می دانید انتخاب رنگ ارتباط بسیار نزدیکی با شخصیت شما دارد ؟

    آنچه در زیر می خوانید می تواند راهنمای خوبی برای شما باشد اما فراموش نکنید که نتیجه آن در رابطه با شخصیت شما صد در صد نیست و نوع شخصیت شما را یک روانشناس با تست های تخصصی تعیین خواهد کرد ولی مطلب ذکر شده در زیر کمک زیادی به شما در این رابطه خواهد نمود.

    سياه:

    سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.ب

    ه معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد.دوستداران رنگ سياه معمولا” خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.

    اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا” خودشان هم خبر ندارند.

    طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا” سياه و براقند).

    قهوه اي:

    آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا” آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است).قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.

    خاکستري:

    خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا” غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا” مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.

    قرمز:

    قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سروصدا هستند.ظاهرا” نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند.در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.(هر چي باشه پرسپوليسه ديگه)

    آبي:

    آبي ها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.

    عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.

    از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است.(طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.

    سبز:

    آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.

    زرد:

    آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند.توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا” بلند پرواز.

    بنفش:

    بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.

    نارنجي:

    نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.

    ارغواني:

    ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا” به فکر پيش بيني آنها نباشيد.

    تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد بحث برانگيز و عجيب است

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    استرس زیاد مادر ، احتمال نواقص مغزی جنین را افزایش خواهند داد | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:35 بعد از ظهر  

      

    استرس والدین بر شکل گیری کامل مغز نوزادان تاثیر می گذارد.

    تحقیقات اخیر نشان می دهد نوزادانی که والدین آن ها در دوران بارداری مادر استرس زیادی را متحمل می شوند به احتمال زیاد دچار نواقص مغزی خواهند شد.

    به نقل از شبکه تلویزیونی دی ان تی وی ، تحقیقات قبلی نشان داده بود، استرس در دوران بارداری رشد جنین را به تاخیر می اندازد.

    این در حالی است که تحقیقات اخیر دانشمندان به اثبات رساند، این نوع استرس به صورت شدید و یا ملایم آن رشد مغزی نوزاد را پس از تولد تحت تاثیر قرار می دهد.

    گروهی از دانشمندان کانادایی بیش از ۱۰۰ نوزاد را که والدینشان از استرس شدید دوران بارداری رنج می بردند طی ۵ سال متوالی پس از تولد مورد بررسی قرار دادند.

    نتایج این سری بررسی ها نشان داد، رشد مغزی این دسته از کودکان با تاخیر بسیار زیادی نسب به آن دسته از هم سن و سالانشان که این مشکل را نداشتند صورت گرفت

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    احساسات ناخوشايند را از سالمندان دور كنيد | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:34 بعد از ظهر  

     

       ‎   

    احساساتی که اغلب باعث آزار سالمندان می گردد.

    اگر هنوز وارد مرحله پيري نشده ايد خوب است بدانيد كه اين سن علاوه بر يك دسته احساسات خوشايند مي تواند احساسات ناخوشايند را نيز به همراه داشته باشد.

    توجه به بهداشت روان و احساسات سالمندان بسیار اهمیت دارد احساسات ناخوشایند می تواند بر عملکرد و سلامت جسمی سالمندان تاثیر مخربی داشته باشد . احساساتي كه بخش زيادي از آن محصول بي توجهي اطرافيان است. احساس غم و اندوه بخاطر بي توجهي فرزندان و اطرافيان كه عمري براي رفاه آنان تلاش كرده اید، احساس تنهايي به علت طرد شدن، احساس ياس و نااميدي، احساس اضطراب و نگراني، احساس هرز رفتن و بيهوده بودن ، احساس سربار بودن و …اين دسته احساسات منفي در واقع جدي ترين خطرهايي است كه فرد سالمند را تهديد مي كند و ارتباط مستقيم با در انزوا قرار گرفتن او از سوي اطرافيان دارد

    اگر اين شرايط را با دسته اي از اتفاقات ديگر كه حس بيشتري از ناتواني و ناكارآمدي را به سالمند يا ميانسال القا مي كند جمع كنيد ، اتفاقاتي مثل بازنشستگي ، فوت دوستان ، تعويض محل زندگي بخاطر كم شدن تعداد نفرات و گراني مسكن و ديگر مسائل ، زن يا مردي كه خود را زماني صاحب قدرت و نفوذ مي دانست يكباره خود را تنها و بدون قدرت مي يابد و اين ناراحتي گاهي به حوادثي نامناسب مي انجامد و موجب ناراحتي رواني سالمند مي شود

    تنهايي يا احساس تنهايي اثرات بسيار عميقي بر فرد بر جاي مي نهد و حتي بر ميزان خوردن غذا و متابوليسم و تغييرات بيولوژيكي نيز موثر است شايد با خود بگوييد يك سالمند نيز براحتي مي تواند با ديگران دوست شود و به محيط ديگر عادت كند ولي اين واقعيت ندارد.

    اغلب سالمندان توانايي خود را براي انطباق با محيط از دست مي دهند و انگيزه كافي ندارند تا براي سالهاي كم عمر كه پيش رو دارند زحمت آشنايي با ديگران و ريسك داشتن دوست ها و ارتباطات جديد را بپذيرند. سالمندان فاقد منابع مجدد دوستي هستند زيرا اكثر آنها كار نمي كنند و موقعيت ايجاد روابط دوستانه در محيط كار را ندارند و دوستان هم سن و سالشان را به نوعي از دست داده اند. اين مسئله تنهايي آنها را افزايش مي دهد

    سالمندان به دليل بازنشستگي و دوري از فرزندان نياز به ارتباط و توجه عاطفي بيشتري را در خود احساس مي كنند كه اين نياز بايد مورد توجه قرار گرفته و پاسخ داده شود.

    برنامه ريزي صحيح و استفاده از وجود سالمندان و تجربيات آنان هم تنهايي آنها را برطرف مي كند و هم منبعي مفيد و ارزشمند از معلومات و تجربيات را در اختيار جوانان نسل بعد قرار مي دهد. سالمندان نياز هاي گسترده اي ندارند. تنها اميدوارند فرزندان و بستگانی كه سالمند زندگي خويش را به پاي رفاه ، شادي و سلامت آنان گذاشته است، قدردان زحمات و رنجهاي وي باشند. سالمندان نيازمند محبت و احترامند. خواستار آنند كه از سوي فرزندان و نوه هاي خود مورد مشورت قرار گيرند و راي و نظر آنان بعنوان فرد با تجربه خانواده محترم داشته شود

                      

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

    نبود ارتباط مناسب؛ زمينه ساز برخورد | شنبه بیستم مهر 1387 | 5:33 بعد از ظهر  

     

     

    بسياري ازبرخوردها و اختلاف‌هاي بين زوج‌ها به دليل نبود ارتباط خوب و مناسب به‌وجود مي‌آيد

    وقتي شما موضوعي را كه براي همسرتان خوشايند نيست مطرح مي‌كنيد يا از او انتقاد مي‌كنيد؛ مشكل نبود ارتباط مناسب به شكل‌هاي مختلف نمود پيدا مي‌كند.

    يكي ازمهم‌ترين نمودها، بي‌توجهي به صحبت‌هاي شما و در واقع گوش شنوا نداشتن نسبت به اين حرف‌ها و گلايه‌هاست.

    اين موضوعات ناخوشايند مي‌تواند پيرامون مسايل فرزندان، نبود همكاري درانجام كارهاي خانه، مسايل مالي و صرف‌نكردن وقت كافي با يكديگر باشد.

    ازاين‌رو، "تو هيچ وقت به حرف‌هاي من گوش نمي‌كني" عموما يكي از شكايت‌هاي اصلي بسياري از همسران است. اما اين گوش شنوا چرا وجود ندارد.

    به عبارتي چرا بسياري اوقات انسان‌ها و در چارچوبي مشخص‌تر، زوج‌ها درك درستي ازصحبت‌هاي يكديگر ندارند و هركس به گونه‌اي فكر مي‌كند و تصميم مي‌گيرد كه گويا ديگري وجود ندارد.

    دراين گونه موارد، مشكل اصلي چيست؟ آيا ما معمولا عادت به پذيرش ديگري نداريم؛ بخصوص وقتي كه لازم است تصميمي جدي بگيريم؛ حتي در مواردي كه دقيقا به طرف مقابل هم مربوط مي‌شود...

    كمي بيشتر فكر كنيد، آيا موضوع به غرور خاصي درشما منتهي نمي‌شود؟ غرور بي‌جايي كه نوعي برتري را براي شما تعريف مي‌كند و اين كفه گاهي آن قدر بالا مي‌رود كه اصلا امكان ديد ديگري نيست؛ چه رسد به اينكه بتوان مجموعه شرايط او را ديد.

    اما اگر آزمايش كنيم مي‌بينيم، وقتي بتوانيم از خودمان بيرون بياييم حداقل گاهي، آن موقع ديدن ديگران آسانتر امكان‌پذير است و هر چه بيشتر به اطراف خود و انسان‌هاي پيرامون‌مان توجه كنيم امكان برقراري ارتباط با آنها بيشترمي‌شود. [تاكيد برمن و آنچه مي‌گويم"؛ برخورد مشكل‌آفرين]

    البته توجه به ديگران به معني دخالت‌هاي بي‌مورد نيست. توجه به مفهوم درك موقعيت و مجموعه شرايط آنان است توام با احساس نزديكي انساني و احترام واقعي.

    واقعيت اين است كه تنها درچارچوب برقراري احترام متقابل واقعي مي‌توان به ارتباطي مناسب با ديگران رسيد، ارتباطي كه ناشي از همدردي، همراهي براي انتخاب راه‌حل‌هاي دوجانبه يا چندجانبه است.

    در اين ارتباط، چرخش صحبت به گونه‌اي است كه نياز نيست به طور مداوم طرف مقابل را به گوش‌دادن و توجه كردن دعوت كنيم. حتي زماني كه تنها انتقاد مي‌كنيم و نه تعريفي هست و نه تمجيدي...

    اين بحث‌ها اگر نتوانند ما را براي ايجاد يك ارتباط مناسب با ديگران آماده سازند حداقل براي جلوگيري از عصبانيت‌هاي فزاينده و افسردگي‌هاي رو به رشد، سودمند به نظرمي‌رسند.

    اما براي كسب مهارت‌هاي ارتباطي بهتر، شايد دستيابي به مهارت گوش‌دادن به ديگران اولين گام باشد. براي اين كار مي‌توانيم روبروي يكديگر بايستيم، به يكديگرنگاه كنيم و نوبت طرف مقابل يا همسرمان را حتي اگرساكت باشد براي طرح نظرش حفظ كنيم. [گفت و گو به جاي مشاجره]

    نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |