تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  كليد موفقيت‌ در دست‌هاي ‌توست‌
  

بررسي تاثير همايش‌هاي مثبت‌انديشي بر انديشه مردم‌

قرار است يك دقيقه در خود بينديشيم. قرار است كمي و كاستي‌‌‌هاي زندگي‌مان را با خواندن اين كتاب رفع كنيم! به نظرتان نكته جالبي نيست؟ اين‌كه ما پس از گذشتن از بالا و پايين زندگي و انتقادها و پيشنهادها راجع به خودمان، در اين يك دقيقه كسي ديگر شويم

مي‌خواهيم راهي براي صميميت، نفوذ و تاثيرگذاري مطلوب بيابيم. كتابي كه توانگري و راه و رسم يك زندگي سرشار از توفيق را مي‌خواهد، به ما بياموزد! همايش‌‌‌هايي كه اول تا آخر همايش از تو مي‌خواهند بخندي و شاد باشي و با شنيدن كلمه موفقيت دست بزني. همايش‌‌‌هايي كه مي‌گويند تو امروز براي يك زندگي جديد متولد شدي؛ اما گاه احساس مي‌كني جشن تولد موفقيت است. صحبت‌‌‌هاي زيبا و دلنشيني است، كم نيستند كتاب‌‌‌هايي كه بسياري از جملات بالا را در آنها مي‌خوانيد. كم نيستند كتاب‌ها و همايش‌‌‌هايي كه بال و پر مي‌دهند؛ اما قدرت پرواز نه. شايد منظور كتاب‌ها اين است كه سال‌ها بايد طول بكشد تا داراي توانايي پرواز شوي؛ اما تو آنقدر هوايي شد‌‌‌ه‌اي كه فقط پرواز و موفق شدن در اين پرواز را حق خود مي‌داني.

راستي تكليف ما با اين همه كتاب‌‌‌‌هاي موفقيت كه در بازار موجود است، چيست؟ تكليف ما با اين همه تبليغاتي كه براي سمينار‌‌‌هاي موفقيت در روزنامه‌ها و مجلات چاپ مي‌شود، چيست؟ كدام را باور كنيم؟ تكليف ما چيست با اين همه روش‌‌‌‌هاي درست و غلط؟ نكند ما اشتباه مي‌كنيم. نكند نمي‌دانيم راه موفقيت چيست كه در فاميل معروف شده‌ايم كه كتابخانه‌مان پر از اين كتاب‌هاست و بيشتر وقتمان در اين سمينارها سپري مي‌شود.

راستي وقتي فاميل و دوستانم از من مي‌خواهند يك كتاب خوب از اين دست كتاب‌ها را معرفي كنم، چه بگويم؟ مي‌گويم...

راستي شما در كجاي راه دستيابي به موفقيت قدم مي‌زنيد؟ شما در كجاي اين كتاب‌ها و سمينارهاي موفقيت شعار مي‌دهيد؟ آيا فكر نمي‌كنيد درد‌‌‌هاي مشترك انسان‌ها و نياز آنها به يك آرامش، نقش كتاب‌‌‌هاي موفقيت را پررنگ‌تر كرده است.

آيا فكر نمي‌كنيد خريد مقوله اميدواري از دست هركس درست نيست؟ آيا شما نيز در ماراتن زندگي، در انتظار يك زندگي آرام و پرشكوهيد؟ آيا راه دستيابي به زندگي آرام و پرشكوه را گم كرده‌ايد؟

دكتر دلبر نيروشك، روان‌شناس كه چندي پيش به بررسي تعدادي از اين همايش‌ها و سمينارها پرداخته است، مي‌گويد: مخاطبان احساس مي‌كنند مربيان آموزش، حرف جديدي براي زدن ندارند و مواردي كه سر اين كلاس‌ها عنوان مي‌شود، تكراري شده است. مي‌توان گفت به نظر مي‌رسد مربيان آموزش از عواقب رفتار خويش آگاه نيستند. فردي كه بيمار و نيازمند به كمك است يا مشكلي با خانواده دارد، يا به هر دليلي درمانده است، وقتي به يك مربي آموزشي مراجعه مي‌كند، به اعتبار و سمت و اطلاعات آن فرد اطمينان مي‌كند تا شايد اين فرد به عنوان يك متخصص بتواند كمكش كند.

وي ادامه مي‌دهد: يك سوال پيش مي‌آيد. اين‌ كه آيا چنين فردي، تجربه و اطلاعات كافي براي برگزاري اين قبيل سمينارها دارد؟ خيلي از موارد ديده شده است كه برگزاركنندگان اين سمينارها، اطلاعات و رشته دانشگاهي‌شان با هم مرتبط نيست. در اين زمان به جاي اين‌كه حال فرد مورد نظر رو به بهبود رود، به نوعي بدتر هم مي‌شود.

يك نكته را هم بايد مدنظر داشته باشيم، اين‌كه همايش با يك كارگاه آموزشي تفاوت دارد. در كارگاه آموزشي افراد تمرين داده مي‌شوند. مردم به صرف يك سخنراني، سر اين كلاس‌ها حاضر نمي‌شوند. مي‌آيند تا نياز‌‌‌‌هاي خود را بشناسند و تجربه جديد كسب كنند.

***

يكي دو جوان دور هم جمع هستند و با صداي بلند مي‌خندند. يكي با مسخره‌بازي، حرف‌‌‌‌هاي سمينار را تكرار مي‌كند و مي‌خندد. آن يكي ابرو در هم گره كرده و به دوستش نگاه مي‌كند و هرچه دوستش سعي دارد او را بخنداند، فايد‌‌‌ه‌اي ندارد. او معتقد است وقتش هدر شده است و به دوستش مي‌گويد تو كه مي‌دانستي من از اين كتاب‌ها زياد خوانده‌ام و اين كتاب‌ها را زيرورو كرده‌ام، اين سمينارها چه سودي برايم دارند؟

دكتر نيروشك نيز با اشاره به اين‌كه متقاضيان همايش‌ها كاهش يافته است، مي‌گويد: مربيان آموزش بهتر است يك ارزيابي از خود انجام دهند. اتفاقي كه در حال رخ دادن است، اين مساله را نشان مي‌دهد كه مردم به نوعي به افراد تحصيلكرده بي‌اعتماد شده‌اند. اين موضوع نه‌تنها افراد مورد نياز را تهديد مي‌كند؛ بلكه خطري است براي تمام افراد و وقتي كه مشكلي پيش بيايد، شخص به نوعي ترجيح مي‌دهد خودش مشكل را حل كند؛ در حالي كه اين موقعيت براي او كمك‌كننده نيست.

اين روان‌شناس خاطرنشان مي‌كند: در سمينارها ابتدا در بعضي افراد، احساس خوبي ايجاد مي‌شود، مثل اين‌كه در زمان سردرد مسكن مصرف مي‌كنيم، سردردمان خوب مي‌شود؛ اما نكته مهم اين است كه عوامل ايجادكننده سردرد شناسايي نشده‌اند. در واقع در اين سمينارها به نوعي در سطح صحبت مي‌شود، وارد عمق مساله نمي‌شوند و هنوز فرد نمي‌داند عوامل ايجادكننده اين احساس جديد چه بوده است، در نتيجه او نمي‌آموزد كه چگونه به خود كمك كند.

به گفته وي، خيلي از افرادي كه آموزش مي‌دهند، ميان مردم نيستند؛ يعني مشكلات واقعي را نمي‌شناسند، جامعه را نمي‌شناسند و با فرهنگ بومي غريبه هستند. كمتر ديده شده كه اين سمينارها و همايش‌ها در مناطق پايين شهر برگزار شود. اين سمينارها به بازار كار تبديل شده‌اند، نه به منظور رشد و ارتقاي سطح آگاهي مردم. به مسووليت‌پذيري در اين همايش‌ها كمتر توجه مي‌شود و فقط يك نوع وابستگي رواني ميان مربي و مخاطب ايجاد مي‌شود.

دكتر نيروشك اضافه مي‌كند: در واقع در اين همايش‌ها بحث عرضه و تقاضاست. مردم نياز دارند، پس مربي نياز او را برطرف مي‌كند، بدون در نظر گرفتن مسووليت‌پذيري جمعي. در خيلي از مواقع، مربي از عواقب كار خود مطلع نيست و فقط به صرف آموزش انجام وظيفه مي‌كند. بعضي اوقات فن بيان مربي است كه شخص را مات و مبهوت مي‌كند، نه اطلاعات او.

وي مي‌گويد: من معتقدم بايد كار را به متخصصان تحويل داد. به طور مثال خيلي از اوقات حتي در آموزش‌‌‌‌هاي سازماني نيز افراد ادعا مي‌كنند كه مربي روان‌شناسي صنعتي و سازماني هستند؛ در حالي كه هيچ اطلاعاتي در مورد روان‌شناسي صنعتي و سازماني و ساختار سازمان ندارند. مدير يا سازمان نيز به او اعتماد مي‌كند و هزينه‌اي را متقبل مي‌شود؛ اما نتيجه‌اي نمي‌گيرد. اين مساله سبب مي‌شود در آينده، مديران به نظام آموزشي بي‌اعتماد شوند. در بعضي مواقع وقتي يك فرد به مشاور مراجعه مي‌كند، آن مشاور يا مربي آموزشي بهتر است بداند اين شخص در موقعيت فعلي دچار چه مشكلاتي است و چه خطراتي او را تهديد مي‌كند تا او مهارت‌‌‌‌هاي لازم را براي مراقبت از خود بياموزد.

وي مي‌گويد: جنبه ديگري كه اين سمينارها دارند، تكرار مكررات است. برگزاركنندگان اين سمينارها متوجه شده‌اند كه تعداد متقاضيان در حال پايين آمدن است؛ اين دليل بر وجود رقبا نيست. خيلي‌ها تصور مي‌كنند كه رقابت كار زياد است؛ در حالي كه خود مربي ديگر مطلبي مفيد براي ارائه ندارد. متاسفانه به همين دليل اثرات مثبتش خيلي كوتاه‌مدت و اثرات سوء آن خيلي درازمدت است. در خيلي از موارد نتايج كار قابل ارزيابي و پيگيري نيست. هيچ بازبيني‌اي روي عواقب اين كلاس‌ها و سمينارها صورت نمي‌گيرد. خيلي از افراد درباره موفقيت كار مي‌كنند و تا چشم كار مي‌كند كتاب، نوار و سي‌دي موجود است. برخي مربيان آموزشي هنوز به تقدس جايگاه خود اشراف ندارند و در خيلي از موارد، ناآگاهانه از اين جايگاه سوءاستفاده مي‌كنند. شناخت و حضور ذهن، 2 ابزار كمكي براي يك مربي است.

تقويت انگيزه در افراد

دكتر نيروشك عنوان مي‌كند: اين كتاب‌ها مي‌تواند يك حركت اوليه ايجاد كند؛ اما فردي كه ابتدا به ساكن بي‌انگيزه است، سراغ اين كتاب‌ها نمي‌رود. او در اين همايش‌ها مي‌تواند بياموزد كه انگيزه يابد و از كتاب به عنوان يك ابزار كمكي استفاده كند. مي‌توان گفت نقش همايش و آموزش كليدي است. آن كتاب‌‌‌‌هايي مفيد است كه واقعي باشند و حداقل پذيرش شخص را در شرايط فعلي افزايش دهد. چه بهتر از كتاب‌‌‌‌هايي استفاده شود كه خودآموز باشد تا با انجام تمرين‌‌‌‌هاي آن، فرد تجربه جديد كسب كند.

وي مي‌گويد: سمينارها مي‌توانند انگيزه‌دهنده باشند و به عنوان اولين گام، شخص را به سمت رشد هدايت كند. خيلي از ما، به خاطر ترس‌هايمان سراغ علايق و آرزوهايمان نمي‌رويم. در خيلي از همايش‌ها از جمله «تو مي‌تواني» و يا «تو خواهي توانست» استفاده مي‌شود كه بهتر است در كنار آن از راهكارها و شيوه رسيدن به توانمندي صحبت شود. توانستن را بايد براي فرد تعريف كرد.

وي تاكيد مي‌كند: يك نكته را مدنظر داشته باشيم «تو مي‌تواني» با اين كه «تو بايد بتواني» فرق مي‌كند. زماني كه شخص «بايد بتوانم» را مي‌شنود، عقب‌نشيني مي‌كند. يك احساس نااميدي و ناتواني در فرد ايجاد مي‌شود؛ زيرا او شروع به مقايسه خود با فرد مربي مي‌كند كه اين مقايسه براي هريك از مخاطبان نتايج متفاوتي به بار مي‌آورد. چيزي كه مربي مي‌داند و مخاطب نمي‌داند، مهارت است كه مي‌تواند به او بياموزد. چيزي كه مربي نمي‌داند و مخاطب مي‌داند، مشكلات است كه اگر در آموزش به آن اشاره شود، مي‌تواند هم در خانواده و هم در محيط كار كمك‌كننده باشد.

اين كارشناس مي‌گويد: شخصي كه در همايش شركت مي‌كند، به چند حالت حضور پيدا مي‌كند: 1 الان به مشكل برخورده است و مي‌خواهد مشكلش را حل كند.

2 بي‌انگيزه است.3 پدر يا مادرش او را به اين همايش تشويق كرده‌اند. 4 به سفارش دوست و آشنا شركت كرده است. خيلي از مواقع همايش‌ها فقط پاتوق مي‌شود و لاغير.

وي خاطرنشان مي‌كند: در حال حاضر ما نمي‌توانيم اين سمينارها را از جامعه حذف كنيم. افرادي هستند كه اعتبار و نقش سازنده اين سمينارها و ترجمه كتاب‌ها را تخريب كرده‌اند. اين مربيان حق يادگيري را از مردم خود گرفته‌اند و اجازه تجربه نمي‌دهند؛ بلكه فقط يك وابستگي رواني ايجاد مي‌كنند. ما مي‌توانيم با آگاه‌سازي و بالا بردن قدرت انتخاب، لبخند رضايت را به مخاطبان واقعي بنشانيم.

ضرورت نظارت‌

مسعود آبيار، روان‌شناس باليني نيز در اين‌باره مي‌گويد: همه اين جلسات، سمينارها و كتاب‌ها با يك چوب قابل راندن نيستند. من اعتقاد به تفكيك بين اينها دارم، چون بعضي از اينها مبتني بر علم روان‌شناسي، علم انگيزه‌سازي شخصي است. توسط فرد متخصصي كه در اين زمينه آموزش ديده و جنبه‌‌‌هاي مختلفش را نگاه مي‌كند، انجام مي‌شود. طبيعتا زماني بايد به اين افراد اعتماد كنيم كه بدانيم آنان چقدر سابقه كاري و تجربه باليني دارند و در اين زمينه علم كافي اندوخته‌اند.

اين روان‌شناس با اشاره به اين نكته كه سازمان ملي بهداشت روان در همه جاي دنيا داير است و بر اين‌گونه برنامه‌ها نظارت دارد، اما با وجود شكل‌گيري نظام روان‌شناسي در ايران سازماني كه بر نهاد‌‌‌هاي نظارتي خودبنياد نظارت كند، شكل نگرفته است، مي‌گويد: پرسشي كه مطرح است اين است كه جايي براي اين سمينارها مجوز صادر مي‌شود. اين مجوزها چقدر از نظر علمي بررسي مي‌شود و از سوي چه كساني؟ آيا فردي كه اين بررسي را انجام مي‌دهد، علم كافي به اين موضوع دارد؟ خودش متخصص است يا نه؟ بحث اين است كه بهتر است اين كار سپرده شود به دست اهل فن، نظام روان‌شناسي بيايد بخشي را به اين موضوع اختصاص دهد تا ميزان دانش و آگاهي لازم افراد محك زده شود.

سوال اين است كه چرا چنين موضوعي در حال رخ دادن است؟ و علت اين‌كه افراد سراغ اين سمينارها مي‌روند، چيست؟

وي با طرح پرسش فوق و با بيان اين امر كه مردم ما به اميد نياز دارند، مي‌گويد: در حال حاضر جو اميدواركنند‌‌‌‌ه‌اي براي مردم نيست. مشكلاتي كه جوان ما در حال حاضر دارد، مسائلي از جمله بيكاري، مسكن و گراني است. جوان ما هم‌اكنون راهكاري واقع‌بينانه نمي‌خواهد تا با مسائل كنار بيايد، بلكه خيلي از اوقات نياز دارد تا امور غيرواقع‌بينانه‌اي را برايش توضيح دهند و بگويند تا كمي اميدواركننده به زندگي نگاه كند. بعضي از اين سمينارها چند ساعتي افراد را شاداب مي‌كند و درست حكم موادمخدر را دارد. علت اين امر اين است كه جامعه ما به اميد نياز دارد. بخشي از اين رسالت بزرگ به عهده رسانه‌هاست، زماني كه رسانه‌ها براي افراد فضاي اميدواركننده‌اي فراهم كنند، نيازي نيست كه ما از دست هر فردي نسخه موفقيت و اميد را دريافت كنيم. افراد متخصص جامعه بايد برنامه‌ساز باشند. اگر اين امور تخصصي‌تر شود و به هر فردي مجوز اين كار داده نشود، اين بازار آشفته سر و سامان خواهد گرفت.

وي ادامه مي‌دهد: من معتقدم مراجعه مردم به اين سمينارها نشان‌دهنده يك نياز اجتماعي است. اگر من بگويم كه به فلان سمينار نرويد، افراد درباره من مي‌گويند من با برگزاركننده اين سمينار مشكل شخصي دارم، اما اگر يك نهاد حرفه‌اي در اين خصوص نظر دهد، مشكلي پيش نخواهد آمد.

اميد كاذب‌

مسعود آبيار با اشاره به اين‌كه در اين سمينارها از جمله «تو مي‌تواني» زياد استفاده مي‌شود، مي‌گويد: اين تو مي‌تواني گفتن‌ها چند ساعتي انسان‌ها را به حركت درمي‌آورد. مي‌توان گفت چند ساعتي افراد را شارژ مي‌كند. اما به طور مثال 20 ارديبهشت سميناري براي كنكوري‌ها برگزار مي‌كنيم. در اين سمينار به دانش‌آموزان مي‌گوييم كه «مي‌توانند». در اين بين دانش‌آموزاني هستند كه تاكنون درس نخوانده‌اند. وقتي اين دانش‌آموز در كنكور قبول نمي‌شود، ضعف را در درس نخواندن خود نمي‌بيند، بلكه با ناكامي‌اي كه در او ايجاد شده است، ضعف را در اين سمينارها مي‌بيند. مي‌توانيم بگوييم كه اين همان سازي است كه در جامعه فردا صدايش درمي‌آيد. اين موضوع الان ديده نمي‌شود، يك اميد كاذب مي‌دهيم كه اين اميد كاذب در آينده ناكامي‌‌‌هاي بزرگ ايجاد مي‌كند. حال سوال پيش مي‌آيد كه ضرر اين مساله چيست؟ اگر در آينده براي اين فرد مشكلي پيش بيايد، نه‌‌تنها به يك روان‌شناس متخصص مراجعه نمي‌كند، بلكه به اين حرفه نيز بدبين خواهد شد و بالطبع مشكلاتش را خودش حل خواهد كرد. در بعضي از اين سمينارها ما مفاهيم دستمالي شده روان‌شناسي را تحويل مي‌دهيم. به نوعي مي‌توان گفت ارزش كار حرفه‌اي آسيب‌پذير شده است.

در تمام كتاب‌ها و سمينارها صحبت از مثبت‌انديشي است. مثبت‌انديشي يك علم است و در تمام دنيا وجود دارد. آقاي مارتين سليگمن 30 سال از عمر خود را به بررسي اين موضوع پرداخت. او معتقد است كه افراد مي‌توانند بهترين و بدترين حالت ممكن را در نظر بگيرند، اما در زمان انجام كار بايد براي بدترين حالت ممكن شروع كرد تا نتيجه بهتري بگيريم. اميرالمومنين(ع)‌ هم مي‌گويد: وقتي به امري فكر مي‌كنيد، فكر كنيد كه 1000 سال ديگر زنده هستيد؛ اما زماني كه عمل مي‌كنيد، فكر كنيد امروز روز آخر عمر شماست.

اين روان‌شناس مي‌گويد: كلمه «بايد» ذاتا يك استبداد است. ما بهتر است بين «بايد» و «مي‌خواهم» خط بكشيم. خيلي از قوانين روان‌شناسي نشان مي‌دهد كه وقتي ما مي‌گوييم بايد از نظر رواني در ما واكنشي توليد مي‌شود. چون كودك درون ما به والدي كه هميشه از لغت بايد استفاده مي‌كند حساس است و خيلي از اوقات اين بايد اتفاق نمي‌افتد و نتيجه عكس مي‌گيريم و فرد آسيب مي‌بيند. ديدگاه من اين است كه هر وقت ما از لغت بايد استفاده مي‌كنيم، يعني از علم انتظار ايدئولوژي داريم. بايدها مال ايدئولوژي است. بعضي از بايدها غيرواقع‌بينانه است و در ما ناكامي توليد مي‌كند؛ به طور مثال زماني كه مي‌خواهيم وزنه‌بردار شويم، يكدفعه نمي‌توانيم از وزنه 500 كيلويي استفاده كنيم، نمي‌توانيم از كار بزرگ شروع كنيم، همه اينها نياز به زمان دارد و اگر بايدي در كار باشد، مسلما از نظر روحي آسيب وارد مي‌كند.

وي خاطرنشان مي‌كند: نكته مهم اين سمينارها توليد جاذبه است. در اين سمينارها با اجزاي رواني افراد بازي مي‌شود. مردمي بودن و مردم‌فريب بودن 2 امر متفاوت است. وقتي افراد در اين سمينارها شركت مي‌كنند، به افراد مي‌گويند فرد خوبي هستي. شكوه انساني را به انسان‌ها نشان مي‌دهند، يك احساس خوشايند به تو مي‌دهند.

در كنار اين امر يك اصل روان‌شناسي است كه مي‌گويد: هيچ رفتاري استمرار نمي‌يابد، مگر اين‌كه پاداشي داشته باشد. افراد هم از اين سمينار انرژي‌‌‌هاي مثبتي دريافت مي‌كنند پس به آمدن به اين سمينار ادامه مي‌دهند. يك اتفاقي كه در اين زمان رخ مي‌دهد، اين است كه وقتي شكوه انساني به انسان نشان داده شد و انسان غيرواقع‌بينانه به اين موضوع نگاه كرد، خودخواهي‌‌‌هايي به‌وجود مي‌آيد و گاهي ترس‌هايش از بين مي‌رود، در مواردي نيز به حماقت تبديل مي‌شود. تحقيقات ثابت كرده در جوامعي كه ناكامي زياد است، معمولا روياپردازي ديده مي‌شود، در اين ميان آدم‌‌‌هايي كه خيال مي‌فروشند، برنده‌اند.

وي در پاسخ به اين پرسش كه از ميان كتاب‌هايي كه در بازار موجود است، چگونه مي‌توانيم تشخيص دهيم كدام خوب است، مي‌گويد: واقعيت اين است كه در كل زندگي خوب يا بد وجود ندارد. ما بايد مطلق‌نگر نباشيم و يك چيز را سفيد سفيد يا سياه سياه نبينيم. هر چيزي به چگونگي كاربردش و به اين كه كي و كجا استفاده شود، برمي‌گردد. ما نبايد يك تفكر قطبي بگذاريم و بگوييم كه اين اهريمني است و اين يكي اهورايي.

وي مي‌گويد: علم ايدئولوژي نيست. علم يك امر محدود است كه در حوزه خاص به يك نمونه‌گيري پاسخ مي‌دهد و قابل تعميم به يك جامعه نيست. تحقيقي كه در جمعيت دانشجويي فلوريدا انجام شده، قابل تعميم به دانشجويان ايران نيست. ترجمه اين كتاب‌ها هم همين‌طور است. علمي‌ترين اين كتاب‌ها براي ما مثل فرم پژوهش مي‌ماند كه اگر ما شرايط را در نظر نگيريم، توليد مشكل مي‌كند. مشكل ديگري هم كه وجود دارد، اين است كه تحقيق در علوم انساني گران است. يك بنياد حمايتي بايد وجود داشته باشد كه از اين تحقيق‌ها حمايت لازم را به‌عمل آورد. در غير اين صورت ارزان‌ترين راه ترجمه كتاب‌‌‌هايي است كه شايد به جامعه ايران يك‌دهم از نظر منشي و اخلاقي نزديك نيست.

مشكل ترجمه و دور بودن از جامعه‌

دكتر نيروشك، روانشناس با اشاره به بحث ترجمه مي‌گويد: خيلي از مواقع صحبت از ترجمه منابع جديد مي‌شود. من پيشنهاد مي‌كنم با شناسايي مشكلات جامعه و آسيب‌شناسي آن مي‌توانيم كتاب‌‌‌‌هايي به عرصه بازار ارائه كنيم كه كمك‌كننده است. الان جامعه ما از كتاب‌‌‌‌هاي «نگرش مثبت» و «تو مي‌تواني» غني شده است. اين كتاب‌ها تا حدودي جواب داده است؛ اما به دليل رشد فناوري و مواجه شدن افراد با مشكلات جديد، ديگر پاسخگوي نياز مخاطب نيست. تئوري زماني مفيد است كه كاربردي شود. خيلي از صحبت‌‌‌‌هايي كه مي‌شود چه در كتاب‌ها، چه در همايش‌ها در چارچوب زندگي خانواده ايراني نمي‌گنجد. اين راهكارها بايد ايرانيزه شود؛ همان طور كه ديده مي‌شود خيلي از راهكارها بومي نشده است و با فرهنگ غالب ما در ايران هماهنگ نيست. مشخص كردن فرآيند تغيير در هر مجموعه از مخاطبان متفاوت است و متاسفانه برخي مربيان از درك اين واقعيت عاجزند. خيلي از همايش‌ها با در نظر گرفتن همين منابع قديمي برگزار مي‌شود كه الان ديگر پاسخگوي مخاطب نيست.

نكته قابل توجه اين است كه وقتي من به شهرستان‌ها مي‌روم، نمي‌توانم در آموزش‌‌‌‌هاي خود الگوي شهر تهران را پياده كنم. زبان مخاطب من در شهرستان و تهران كاملا از هم متفاوت و درك اين قضيه براي مربي بسيار كمك‌كننده است. شناخت تفاوت‌ها به مربي كمك مي‌كند تا موقعيت‌‌‌‌هاي متفاوت را بشناسد و با توجه به نياز‌‌‌‌ها براي مخاطب خود صحبت كند، نه اين‌كه «اگر باشد بهتر است»؛ بلكه اول ببين، بعد بپذير و در زمان حال انتخاب كن كه بتواني آن را انجام دهي.

 منبع

جام جم

 هانيه ورشوچي‌

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ازدواج اینترنتی
      

وقتى اينترنت سياه، ريش سفيدى مى كند

ازدواج هاى اينترنتى، ازدواج لحظه اى و غيرقابل اعتماد است كه در آن، فرد تصويرى غيرواقعى از شخصيت خود به طرف مقابل نشان مى دهد

هشدار اخير رئيس سازمان ملى جوانان درباره سوء استفاده تبهكاران از آشنايى هايى كه با اينترنت آغاز مى شود، نشان دهنده وضع غيرعادى حاكم برفرايند برخى ازدواج ها با پديده اينترنت سياه است

افزايش ازدواج از طريق دوستى هاى اينترنتى و مجازى در شرايطى كه موضوع ازدواج گريزى، افزايش سن ازدواج و شمار مجردين به نقطه اى حساس رسيده است، هشدارى جدى محسوب مى شود. تا پيش از اين، محيط هاى خانوادگى و فاميلى يا فضاى محدود شهرهاى كوچك و محله ها امكان مناسبى براى آشنايى و شناخت و در نهايت انتخاب و گزينش همسر مناسب براى جوانان را فراهم مى كرد اما اكنون فضا و شرايط اجتماعى و فرهنگى بطور كامل تغيير كرده است. هشدار اخير رئيس سازمان ملى جوانان مبنى بر «شناسايى هايى كه از طريق ارتباط هاى اينترنتى ميان افراد صورت مى گيرد، بيشتر مورد سوء استفاده افراد شياد است و خانواده ها بويژه جوانان بايد به آن توجه بيشترى داشته باشند.» نشان دهنده وضعيت بحرانى حاكم بر فرايند ازدواج جوانان كشور با پديده اينترنت سياه است؛ اينترنتى كه كاربردش در كشور ما از يك ابزار علمى به يك وسيله سياه تبديل شده است.

فقط وسيله آشنايى نه ازدواج

واقعيت اين است كه اينترنت وسيله ازدواج نيست و البته ممكن است كه آشنايى از طريق اينترنت منجر به ازدواج شود اما كارشناسان معتقدند آشنايى هاى اينترنتى چندان قابل اطمينان نيستند.

شهلا كاظمى پور معاون مركز مطالعات و پژوهش هاى جمعيتى آسيا و اقيانوسيه در اين باره به «ايران عصر» مى گويد: «آمار ازدواج هاى اينترنتى هم اكنون در حد نگران كننده اى نيست اما به مرور زمان امكان افزايش آن وجود دارد. در حال حاضر مى توان گفت از هر يكصد مورد ازدواج سه مورد ازدواج اينترنتى وجود دارد كه ممكن است اين ميزان در آينده افزايش بيشترى داشته باشد.»

وى مى افزايد: «آمار موجود نشان مى دهد كه طلاق در كشور گسترش يافته و ميزان آن بالا رفته است. ضمن اين كه آمار دقيقى هم درباره ازدواج هاى اينترنتى در كشور وجود ندارد؛ زيرا بيشتر كسانى كه به اين روش ازدواج مى كنند حاضر به افشاى شيوه ازدواج شان نيستند.»

وى به دلايل مختلف افزايش طلاق اشاره كرده و مى گويد: «يكى از مهم ترين اين دلايل شيوه انتخاب همسر است كه از خانواده، همسايه و همكاران به سمت آشنايى هاى خيابانى، لحظه اى و ازدواج هاى اينترنتى كه جديدترين نوع محسوب مى شود، سوق پيدا كرده است. در آشنايى هاى اينترنتى بعيد است كه افراد بتوانند شناخت درستى از يكديگر پيدا كنند؛ زيرا نخست قول و قرارهايى گذاشته مى شود و پس از آن براى پيدا كردن شناخت، اقدام مى كنند. در حالى كه در گذشته حضور خانواده ها يا معرف ها پررنگ تر بود و معمولاً افرادى كه دختر يا پسرى را معرفى مى كردند، سعى داشتند تا خانواده ها هم يكديگر را بيشتر بشناسند.»

ازدواج اينترنتى، ازدواج لحظه اى

به عقيده كاظمى پور ازدواج هاى اينترنتى ازدواج لحظه اى است كه در اين نوع آشنايى و ازدواج، فرد تصويرى غير واقعى از شخصيت خود به طرف مقابل نشان مى دهد. اين در حالى است كه در خارج از كشور كه فرهنگ متفاوتى هم وجود دارد، افراد نمى توانند از طريق اينترنت ازدواج كنند. در برخى كشورها سازمان هايى هستند كه شخصيت افراد را با انجام تست هاى روانشناسى مورد ارزيابى قرار مى دهند و پس از آن اطلاعات فرد روى سايت اينترنتى قرار مى گيرد اما در كشور ما فقط از طريق چت كردن آشنايى صورت مى گيرد و به همين خاطر هم عواقبى همچون كلاهبردارى و طلاق را به ارمغان مى آورد.

آشنايى هاى اينترنتى روى ديگرى هم دارد. در واقع باجگيران اينترنتى حد و مرزى براى خودشان قائل نيستند.

آنها از هر نقطه اى مى توانند طعمه هاى خود را شكار كنند، حتى اگر هزاران كيلومتر فاصله بين آنها باشد و از دو فرهنگ جدا از هم باشند.

در جريان يكى از عجيب ترين پرونده هاى ماه هاى اخير در اين زمينه، يك جوان كلاهبردار مصرى پس از آن كه با معرفى خود به عنوان يك مرد ثروتمند با يك دختر ايرانى در اينترنت آشنا شد، به بهانه خواستگارى وى به تهران آمد اما در روزهايى كه مهمان اين دختر جوان بود، طلاهاى وى و خانواده اش را به سرقت برد كه البته به هنگام خروج از كشور به دام مأموران مستقر در فرودگاه افتاد و از طريق شكايت اين خانواده شناسايى و دستگير شد. در واقع اين نوع مشكلات، پايان بسيارى از عشق هاى اينترنتى است.

در حال حاضر اگر چه پليس آگاهى متخصصان توانمندى براى كشف جرائم اينترنتى درا ختيار دارد، اما به هر حال رديابى متهمان از آنجا كه در بيشتر مواقع قربانى فقط يك آدرس ايميل از متهم دارد، بسيار مشكل است.

به عقيده كارشناسان، ايجاد روش هاى مناسب براى همسريابى متناسب با چارچوب هاى فرهنگى و اجتماعى جامعه به نحوى كه شرايط سهولت ازدواج جوانان فراهم شود براى مقابله با ازدواج هاى اينترنتى كاملاً ضرورى است. ضمن اين كه لازم است جوانان هم در اين زمينه بسيار هوشيار باشند؛ بدون شك كمتر دختر و پسرى حاضر است تاوان يك عمر بدبختى را به خاطر شناخت نادرست بپردازد.

ایران عصر

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خستگي د‌ر زند‌گي ماشيني
        

يكي از مشكلاتي كه بشر د‌ر زند‌گي ماشيني امروز، بيش از گذشته با آن روبرو است، مسأله خستگي است. كمتر كسي است كه د‌ر شبانه روز، د‌ست‌كم يكبار نگويد‌: «خسته‌ام يا خسته شد‌ه‌ام.»

البته خستگي براثر كار بد‌ني و فكري كاملاً طبيعي است، ولي برخي از انسانها بيش از اند‌ازه خسته مي‌شوند.‌ شما هم مانند‌ د‌يگران شايد‌ بارها به اين موضوع اند‌يشيد‌ه‌ايد‌ كه واقعاً چرا بيش از اند‌ازه خسته مي‌شويد‌ و چه بايد‌ كنيد‌ تا كمتر گرفتار خستگي شويد‌؟

برخي گمان مي‌برند‌ كه پاسخ اين پرسش بسيار آسان است.استراحت و تفريح كن، ولي ناگفته نماند‌ كه رفع همه خستگي‌ها به اين طريق ميسر نيست.

گاهي اوقات، خستگي هم براي جسم پيش مي‌آيد‌، هم براي روان كه از يكد‌يگر متأثرند‌. براي غلبه بر خستگي ابتد‌ا بايد‌ علل آن را بررسي كرد‌.

علل مهم خستگي

موارد‌ مختلفي مي‌تواند‌ علت خستگي يك فرد‌ باشد‌ كه د‌ر زير به مهمترين آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

ـ نوع كار: مورد‌ علاقه بود‌ن، نبود‌ عشق به كار يا به كارفرما، د‌رآمد‌ و…

ـ محيط كار: گرما، سرما، رطوبت، اكسيژن، نور….

ـ وضع جسمي و رواني فرد‌: گرسنگي، تشنگي، بيماري‌هاي جسماني و رواني (علل جسمي و علل رواني)

زمان كار: كاري طولاني و يكنواخت

موارد‌ د‌يگري مانند‌ بيماري‌هاي ميكروبي، ويروسي، انگلي، كمبود‌ خواب، بيماري‌هاي سيستمي، بيماري‌هاي تغذيه‌اي، بيماري‌هاي غد‌د‌ د‌اخلي، بيماري‌هاي رواني، عفونت‌هاي حاد‌ و مزمن، عمل جراحي و… را مي‌توان از عوامل مهم خستگي‌هاي مزمن به شمار آورد‌.

ـ تمركز قواي رواني زياد‌ و يا حد‌اقل يكي از اعضاي حس به طور شد‌يد‌ و د‌قيق د‌ر كار، ناسزاگاري بين افراد‌ خانواد‌ه و نبود‌ محيط خانواد‌گي د‌لخواه.

نشانه‌هاي بروز خستگي

خستگي د‌اراي نشانه‌هاي بارزي است كه بايد‌ به آن توجه شود‌. از جمله اين نشانه‌ عبارتند‌ از:

ـ كم شد‌ن فعاليت جسمي و يا كم شد‌ن فعاليت رواني

ـ كوفتگي بد‌ن

ـ ضعف عضلاني

بي‌حوصلگي و ند‌اشتن تمركز كافي د‌ر انجام كارها

يكي از علل خستگي د‌ر د‌رجه اول، كم شد‌ن گلوكز و د‌ر نتيجه كاهش انرژي لازم براي فعاليت حياتي و د‌ر د‌رجه د‌وم ازد‌ياد‌ مواد‌ ناشي از متابوليسم د‌ر سلول‌ها است.بنابراين، جريان كافي و كامل خون د‌ر عضله، خستگي را به تأخير مي‌اند‌ازد‌ زيرا از طرفي باعث شستشوي د‌ائم عضو و خروج مواد‌ زائد‌ آن است و از طرف د‌يگر گلوكز مورد‌ احتياج عضله را تامين مي‌كند‌. كمبود‌ ويتامين به خصوص ويتامين گروه B نيز ايجاد‌ خستگي مي‌كند‌.

راه رفع خستگي

اما راههاي رفع يا كاهش خستگي د‌ر زند‌گي بسيار است و د‌ر زير به برخي روش‌ها اشاره مي‌كنيم:

۱ـ د‌رمان بيماري‌هاي جسماني و رفع نيازهاي تغذيه‌اي

۲ـ د‌رمان بيماري‌هاي روحي ـ رواني

۳ـ د‌رمان د‌ارويي كه بايد‌ با مراجعه به متخصصان و يا عمل به توصيه‌هاي آنان انجام شود‌.

آنچه د‌ر رفع خستگي بيشتر معمول و متد‌اول است، نوشيد‌ن قهوه و چاي د‌ر صورتي كه پزشك آنها را براي شخص مضر ند‌اند‌، است استحمام با آب گرم، گرد‌ش د‌ر هواي آزاد‌، ماساژ بد‌ن د‌ر صورتي كه خستگي موضعي باشد‌ و استراحت و خواب به اند‌ازه كافي از د‌يگر راهكارهاست.

به هر اند‌ازه كه انگيزه قوي‌تر باشد‌، خستگي د‌يرتر ظاهر مي‌شود‌. د‌رمان بيماري‌هاي جسماني، غالباً با تشويق و پرد‌اخت پاد‌اش و اضافه كار كارفرما مي‌تواند‌ شوق و ذوق كارگران را به كار و فعاليت تقويت و نتيجه و بازد‌ه كار آنها را بيشتر و بهتر كند‌.

بايد‌ د‌ر انجام هرگونه فعاليتي، هد‌ف را روشن و موفقيت كلي يا نسبي آن را د‌رك كرد‌، زيرا آگاهي از موفقيت و نتيجه مثبت كار د‌ر كاهش خستگي بسيار مؤثر است، چون خود‌ مولد‌ نيروي رواني تازه‌اي خواهد‌ بود‌.

انتخاب شغلي كه مورد‌ علاقه ما باشد‌ تا از اد‌امه آن كسل نشد‌ه و د‌ر ضمن مانع پيد‌ايش پريشاني‌هاي رواني نشود‌، د‌ر كاهش خستگي تأثير بسزايي د‌ارد‌.

اهميت به عاد‌ات پسند‌يد‌ه و مفيد‌ د‌ر جلوگيري از پيد‌ايش خستگي نيز مهم است، به اين معنا كه د‌ر كارهاي عاد‌ي، فقط و فقط به علت عاد‌ت، خستگي بسيار كم و ناچيز شد‌ه و د‌ر نتيجه انرژي رواني و جسمي ما براي امور نوين و تفكر ذخيره مي‌شود‌. د‌ر ضمن شخصي كه د‌اراي عاد‌ات پسند‌يد‌ه و مفيد‌ باشد‌، ارزش اجتماعي زياد‌ي د‌اشته و از سلامتي روان برخورد‌ار خواهد‌ بود‌. برعكس عاد‌ات ناپسند‌، روح را هميشه مي‌آزارد‌ و موجب پيد‌ايش بسياري از ناراحتي‌هاي رواني از جمله خستگي رواني مي‌شود‌.

ارتباط با خد‌ا و توكل به او د‌ر امور، پرد‌اختن به كارهايي كه مطابق ذوق و سليقه است، ايجاد‌ تنوع، كار و تلاش هد‌فمند‌، ارتباط عاظفي با نزد‌يكان و د‌يگر انسان‌ها و نيكي و احسان به همنوعان به ويژه اعضاي خانواد‌ه و خويشاوند‌ان، ارتباط با طبيعت، ايجاد‌ برنامه‌هاي تفريحي و سرگرمي‌هاي با نشاط ورزش منظم از د‌يگر راهكارهاي كاهش خستگي است.اما اين نكته مهم است كه براي د‌رمان خستگي بايد‌ د‌ر جستجوي علل آن بود‌ تا به‌جا و به‌موقع پيشگيري لازم انجام شود‌.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اضطراب كودكان خجالتى مانع برقرارى روابط اجتماعى
  

 

تعداد قابل توجهى از كودكان پيش دبستانى كه در خانه پرحرف و مطمئن به خود هستند در اجتماع به صورت وابسته به ديگران و خجالتى ظاهر مى شوند

بسيارى از بچه هاى پيش دبستانى كم رو و خجالتى، به سختى خود را با محيط اجتماعى وفق مى دهند، اينگونه كودكان در خانه كاملاً پرحرف و فعال هستند ولى در دنياى خارج از محيط خانه اعتماد به نفس ندارند. اگرچه كودكان خجالتى ممكن است به صورت غيراجتماعى خود را نشان دهند ولى در واقع اينطور نيستند. كارشناسان در اين باره معتقدند: آنان به افراد و موقعيت هاى جديد علاقه دارند، اما اضطراب شان مانع از برقرارى روابط اجتماعى مى شود.

كودكان پيش دبستانى كم رو و خجالتى به تشويق زيادى نياز دارند. البته مى توان با ترتيب دادن و هماهنگ كردن برنامه هاى ساده اى مانند تعيين زمان مشخص براى بازى ، آنها را بيشتر آماده كرد. به كمك چند روش مى توان به كودكان خجالتى كمك كرد تا احساس راحتى بيشترى كنند.

۱- مدرسه خوب انتخاب كنيد.

كودكان خجالتى در محيطى مناسب مى توانند شكوفا شوند. قبل از شروع كلاس ها، فرزندتان را به مدت چند روز به مدرسه جديدش ببريد تا با معلم ها و محيط مدرسه آشنا شود. به معلمش بگوييد كه او خجالتى است.

۲- به فرزندتان فرصت آمادگى دهيد.

اگر كودكتان بداند كه در تمام موقعيت ها چه اتفاقى مى افتد، نگرانى او كم مى شود. به نظر روانشناسان بهتر است كودك را از يك هفته قبل براى انجام كارى يا تجربه جديدى آماده كرد. مثلاً اگر قرار است كه فرزندتان را به دندانپزشكى ببريد يك هفته زودتر او را به مطب برده تا محيط آنجا را ببيند و احساس راحتى بيشترى كند.

۳- به حرف هاى او با صبر و حوصله گوش كنيد.

كودكتان را تشويق كنيد تا درباره آنچه كه او از آن واهمه دارد، صحبت كند و سعى كنيد بدون اينكه نگرانى اش را فراموش كند روى تجربياتش تأكيد كنيد. بايد بگوييد: بعضى اوقات من هم اين احساس را دارم.

۴- در خانه با او تمرين كنيد.

بازى هاى مختلفى خارج از فعاليت هاى روزمره فرزندتان انجام دهيد، مانند ملاقات با يك شاگرد جديد در مدرسه. كارها و بازى هايى را انجام دهيد تا او بتواند بطور يكسان همه موقعيت هاى اجتماعى را تجربه كند.

۵- بدبينى او را از بين ببريد.

خجالتى بودن معمولاً از الگوها و تفكرهاى منفى كه موجب بدبينى مى شود نشأت مى گيرد (مانند بچه ها مرا دوست ندارند)‎/ با تقويت و جايگزين كردن افكار مثبت به فرزندتان به از بين بردن بدبينى و تفكرهاى منفى ذهن او كمك كنيد و او را تشويق كنيد كه خود را باور كند و بداند كه او هم مى تواند مثل ديگران خوب بازى كند و كارى را انجام دهد

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  رمز و راز همسرداري
     

 

انسان موجودي است شديدا نيازمند عشق و محبت، نيازمند دوست داشتن و دوست داشته شدن.

با وجود اين، بسياري از مردم حتي نمي‌دانند كه روابط سالم، چگونه روابطي است. اين مقاله با استفاده از منابع و نظرات كارشناسان سعي كرده، قوانين اساسي مربوط به روابط زناشويي راتنظيم كند. آنچه در زير مي‌خوانيد به هيچ‌وجه فهرست كامل و جامعي نيست، بلكه نقطه شروعي براي اين كار است. اين فهرست را در جايي مثل در يخچال بچسبانيد تا همواره در معرض ديدتان باشد. در اين باره، ما شما را امتحان نمي‌كنيم، بلكه زندگي اين كار را مي‌كند.

در انتخاب همسر دقيق و عاقلانه رفتار كنيد:

بنا به دلايل بسيار ما مورد توجه ديگرانيم. آنان ما را به ياد يكي از پيشينيانمان مي‌اندازند و با دادن هداياي بسيار باعث مي‌شوند احساس كنيم كه آدم‌هاي مهمي هستيم. شما در ارزيابي دوستانتان به شخصيت، خصوصيات، ارزش‌ها، مناعت‌طبع، ارتباط بين حرف تا عمل‌شان و نيز روابط آنها با ديگران توجه مي‌كنيد. پس همين نكات را هم در انتخاب همسر در نظر بگيريد.

نظر همسرتان را درباره داشتن روابط با دوستان و خويشاوندان بدانيد:

آدم‌هاي مختلف درباره روابطشان با ديگران، باورها و نظرات متفاوت و گاه متضادي دارند. مواظب باشيد دل به مهر كساني ندهيد كه در روابطشان صداقت ندارند. چنين افرادي حتي اگر در روابط سالمي قرار گيرند، اين عدم‌صداقت و راستي را به وجود مي‌آورند.

خواسته‌هايتان را به روشني بيان كنيد:

زندگي مشترك يك بازي كه بر پايه حدس و گمان باشد، نيست. بسياري از مردم، اعم از مرد و زن از بيان صريح خواسته‌هاي خود بيم دارند و در نتيجه بر آنها سرپوش مي‌گذارند و نتيجه اين پنهان‌كاري، نوميد شدن از رسيدن به خواسته‌هايشان و خشم گرفتن بر همسري است كه از برآورده كردن خواسته‌هاي ناگفته آنان كوتاهي كرده است. ايجاد روابط صميمي با همسر، بدون صداقت و درستي در گفتار و كردار امكان‌پذير نيست. به ياد داشته باشيد كه همسرتان فكرخوان شما نيست، يعني علم غيب پي بردن به درون و افكار شما را ندارد.

به‌خود و همسرتان به چشم يك تيم دو نفره بنگريد:

يعني اينكه هر دوي شما، انسان‌هاي

منحصر به فردي هستيد با نگرش‌ها و توانمندي‌هاي متفاوت؛ و همين تفاوت‌ها بيانگر ارزشمند بودن شما به‌عنوان يك تيم است.

تفاوت‌هاي نظري‌تان را كنترل كنيد:

رمز داشتن روابط موفق در زندگي مشترك، درست برخورد كردن با اختلاف‌نظرها يا به بيان ديگر مديريت درست اين اختلاف‌نظرهاست. اختلاف نظرهاي زن و شوهرها، به روابط بين آنها آسيب نمي‌زند. به هنگام بروز اختلاف، كلمات و عبارات ناشايست به كار نبريد. زن و شوهرها بايد ياد بگيرند چگونه بر احساسات منفي بر آمده از اين اختلافات غلبه كنند و بروز چنين احساساتي در مواقعي كه در كشمكش هستند، تقريبا اجتناب‌ناپذير است. البته، پيشگيري از بروز اختلافات، حسن تدبير به حساب نمي‌آيد. مثلا اگر همسرتان كاري را انجام مي‌دهد كه شما دليل آن را نمي‌دانيد يا اصلا دوست نداريد آن كار را بكند، از او بخواهيد دليلش را برايتان معلوم كند. يادتان باشد: به جاي حدس و گمان زدن، با همسرتان گفت‌وگو‌ و موضوع را بررسي كنيد.

مسائل را به موقع حل كنيد:

اجازه ندهيد وجودتان انباشته از خشم شود. تقريبا هر اشتباه يا مشكلي كه در روابط زناشويي روي مي‌دهد مي‌تواند به احساسات دو طرف آسيب برساند، آنها را رودرروي هم قرار دهد و در نتيجه آنها را از هم دور و يا حتي دشمن كند.

گوش كنيد، صادقانه گوش كنيد:

بدون هيچ داوري، به نگراني‌ها و گله‌هاي همسرتان گوش دهيد. بيشتر وقت‌ها، فقط و فقط داشتن كسي كه به حرف‌ها و درددل‌هاي ما گوش كند، تنها چيزي است كه براي حل مسائل‌مان نياز داريم. درك يكديگر در زندگي مشترك، حياتي است.سعي كنيد به مسائل دنياي پيرامون خود از منظر چشم همسرتان نگاه كنيد، دنيا را فقط از دريچه چشم خودتان نبينيد.

براي حفظ روابط صميمانه با همسرتان، كوشا باشيد:

يكرنگي و يكدلي همين طوري به وجود نمي‌آيد. در نبود اين يكرنگي و يكدلي، انسان‌ها از هم دور مي‌شوند و روابطشان آسيب مي‌بيند. داشتن روابط موفق، مستلزم سال‌ها توجهات مستمر است.

هرگز قدرت زيبا جلوه كردن و سر زنده بودن را دست كم نگيريد:

روابط زناشويي، خوب است، اما نجواهاي عاشقانه شيرين‌تر است. حفظ روابط زناشويي آسان است، اما ايجاد صميميت و نزديكي مشكل. اين كار به صداقت و راستي، صراحت در گفتار، بيان خود، در ميان گذاشتن نگراني‌ها و نيز علايق خود، ترس‌ها، دلتنگي‌ها و همين طور اميد و آرزوها نياز دارد.

به آينده فكر كنيد:

ازدواج توافقي است براي گذراندن آينده باهم. همواره خواسته‌ها و آرزوهايتان را با هم در ميان بگذاريد تا اطمينان يابيد كه هر دوي شما در اين مسير باهم هستيد. خواسته‌ها و آرزوهاي خود را همواره به روز در آوريد.

‌به همسرتان وابسته نباشيد: وابستگي خوب است اما نه اينكه براي هر كاري يا هر خواسته‌اي كاملا متكي به همسرتان باشيد. اين وابستگي يا متكي بودن محض، چيزي جز نارضايتي براي هر دوي شما به ارمغان نخواهد آورد. همه ما تا حدي به دوستان، مشاوران يا به همسران خود متكي هستيم. اين امر، هم در زنان و هم در مردان وجود دارد.

وقار و اعتماد به نفس خودتان را حفظ كنيد: وقتي خودتان را دوست داشته باشيد، دوست داشتني بودن شما براي طرف مقابل نيز آسان‌تر مي‌شود. مطالعات نشان مي‌دهند كه انسان هر چه پركارتر باشد، اعتماد به نفس‌اش نيز بيشتر مي‌شود. داشتن كارهاي هدفمند همواره مهم‌ترين راه كسب اعتماد به نفس، تجربه‌اندوزي و تقويت خودشناسي بوده است.

روابط‌تان را با ايجاد علايق و دلبستگي‌هايي در بيرون از زندگي مشتركتان پربار‌تر كنيد: هر چه شور و عشق‌تان در زندگي و زندگي مشتركتان بيشتر باشد، روابط زناشويي‌تان نيز گرم‌تر و پربارتر مي‌شود. اين واقع بينانه نيست كه انتظار داشته باشيد يك نفر بتواند تمامي خواسته‌هاي شما را برآورده سازد.

انرژي خود را حفظ كنيد، سالم و با نشاط بمانيد: قبول كنيد كه تمامي زندگي‌هاي مشترك، افت‌و‌خيز‌هاي خودشان را دارند و هميشه حوادث زندگي بر وفق مراد نيست، اما همكاري و همفكري در مواقع سخت، روابط زناشويي را محكم تر مي‌كند.

‌ عشق را مطلق تصور نكنيد: عشق كالايي نيست كه داشته باشيد يا نداشته باشيد. عشق احساسي است با فرازونشيب‌هايش و اين بستگي به نحوه برخورد شما دارد. و در پايان لازم به يادآوري است كه اگر شيوه‌هاي نوين برقراري ارتباط را ياد بگيريد، آن‌گاه امواج اين احساس زيبا دوباره به سوي شما روان خواهند شد، حتي دلپذير‌تر از قبل خواهند بود.

yahoo!health‌-آگوست 2008

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چند نكته براي اولين روز استخدام
       

 

حتي كمي صحبت كردن در اولين روز حضور در شغل جديد مي‌تواند كمي غريب باشد.

زماني كه تازه وارد پا را از در به داخل مي‌گذارد، اين تنها محيط نيست كه كاملاً تغيير كرده است، چون در كنار آن اسامي جديدي وجود دارند كه بايد آموخته شوند، حتي موقعيت اشيا و مكان‌ها نيز تغيير كرده‌اند. همچنين فشار مداومي مبني اينكه برخورد اول خوبي داشته باشد نيز بر او وارد مي‌آيد. اينها همه قبل از اينكه كارمند كار جديدش را شروع كند، اتفاق مي‌افتند. اما با چند قدم ساده مي‌توان اين انتقال را راحت و تسهيل كرد.

در اينجا ليستي شامل 7 مورد از مواردي كه شما به عنوان مدير بايد در مورد كارمند جديد اجرا كنيد تا موجب رونق كسب و كارتان شود، ذكر مي‌شود. اين پيشنهاد را پيگيري كنيد و مطمئن باشيد با اجراي اين روش، چه براي شروع به كار كارمند جديد و چه براي پايه ريزي و فراهم كردن مسير شغلي درست، موفق خواهيد بود.

1 - كارمند جديد را تحويل بگيريد.

2 - محيط كاري راحتي را مهيا كنيد.

3 - كارمند جديد را به مشاركت فرا خوانيد.

4 - اصول كار را به كارمند ياد دهيد.

5 - مجاري و ابزارهاي روابط سازماني را برايش آماده كنيد.

6 - ناهار روز اول را با كارمند جديد بخوريد.

7 - از كارمند جديد بخواهيد كه در طول روز به شما بازخورد بدهد.

با اين موارد، شما مي‌توانيد روز اول كارمند تازه وارد را كه معمولاً با حالت آزرده يا تحت فشار شديد عصبي است به روزي دلپذير كه او را در مورد شغل جديدش بسيار خوشبين و مشتاق كرده تبديل كنيد. كارمندي كه اينچنين احساس خوبي در وي ايجاد شده، بسيار كارآمد بوده و هيچ‌چيز نمي‌تواند بيش از اين موجب به پيش راندن اهداف شركت شود.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  كدام شغل براي شماست

 

تناسب شخصيت فرد با شغل وي تا چه اندازه بر عملكرد و رضايت شغلي وي تاثيرگذار است؟

اشخاص از بسياري جهات با يكديگر متفاوتند. هر يك از افراد داراي صفات و ويژگي‌هايي هستند كه در مجموع هستي آنها را تشكيل مي‌دهد. هرچند بعضي اشخاص شباهت‌هايي با هم دارند ولي هيچ‌گاه دو نفر به طور كامل شبيه هم نيستند. به عبارت ديگر اشخاص، منحصر به فرد هستند.

مديران هنگام استخدام افراد براي يك شغل خاص، با توجه به نوع و ماهيت آن شغل، عوامل متعددي را درنظر مي‌گيرند از جمله عوامل فيزيكي (چهره، قد و نوع لباس پوشيدن)، توانايي‌هاي فرد اعم از توانايي‌هاي فيزيكي و فكري، مدرك تحصيلي، مهارت‌هاي فرد، تجربه كاري، تفاوت‌هاي رواني افراد مثل نحوه نگرش، ادراك، خلاقيت و... .

البته دو موضوع را بايد درنظر گرفت؛ يكي اينكه علم و دانش‌ بشري در شناخت انسان بسيار محدود است و ديگر اينكه توانايي ما نيز در سنجش افراد محدود است.

يكي از عواملي كه هنگام انتخاب افراد براي استخدام يا انتخاب براي يك شغل خاص مي‌تواند مورد بررسي قرار گيرد شخصيت فرد است.

شخصيت، مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي رواني- اجتماعي است كه در فرد به صورت پايدار وجود دارد و بر رفتار و تفكر وي اثرگذار است.

به عبارت ديگر هر شغل داراي ويژگي‌هايي منحصر به فرد است؛ مثلا آيا اين شغل نيازمند كار فكري است يا جسمي، محيط شلوغ دارد يا خلوت، كار به‌تنهايي انجام مي‌شود يا با گروه، نحوه نظارت چگونه است و بسياري از مسائل ديگر؛ در مقابل، افراد هم داراي ويژگي‌هاي شخصيتي هستند، دوست دارند به‌تنهايي يا در گروه كار كنند، برخي به فعاليت‌هاي ذهني و برخي به فعاليت‌هاي جسمي علاقه دارند، برخي مسئوليت‌پذير و برخي مسئوليت‌ناپذير هستند.

تلاش اين مقاله آن است كه هر فرد را در شغل مناسب خود قراردهد به طوري كه بين شغل و خصوصيات شخصي تناسب و سازگاري وجود داشته باشد. يك گزارش تحقيقي از آژانس استخدامي توكيو حاكي از آن است كه شركت‌هاي ژاپني به تناسب شخصيت داوطلبان با شخصيت سازمان و شغل بيشترين توجه و تاكيد را دارند.

شايد راز موفقيت شركت‌هاي ژاپني در اين باشد كه شخصيت افراد را مقدم برتخصص و مهارت آنها مي‌دانند.

به اعتقاد بسياري از نويسندگان، وجود تناسب بين شخصيت و ويژگي‌هاي شغلي و سازماني باعث ايجاد رضايت بيشتر فرد، ايجاد انگيزه‌هاي درونزا در فرد، افزايش كارايي، خلاقيت و مسئوليت‌پذيري خواهد شد اما در صورت عدم وجود اين تناسب نمي‌توان آن را با انگيزه‌هاي بيروني مانند پول، پاداش و... جبران كرد.

در ادامه اشاره خواهيم كرد كه تناسب ويژگي‌هاي شغلي با شخصيت شاغل چگونه بر رضايت شغلي او اثر مي‌گذارد.

به عبارت ديگر وجود تناسب بين ويژگي‌هاي شخصيتي فرد از يك‌سو و ويژگي‌هاي شغل وي از سوي ديگر باعث بالارفتن رضايت او از شغلش خواهد شد؛ همچنين وجود اين تناسب به چه شكلي مي‌تواند تاثير عميقي بر عملكرد بهتر فرد در شغلش داشته باشد.

تعريف شخصيت

شخصيت عبارت است از مجموعه ويژگي‌هاي جسماني، رواني و رفتاري كه هر فرد را از افراد ديگر متمايز مي‌كند (كريمي، 1376،7).

شخصيت افراد منحصر به فرد است اما شخصيت افراد مختلف داراي وجوه اشتراك نيز هست.

همچنين شخصيت فرد بالغ نسبتا ثابت باقي مي‌ماند اما دو عامل رشد و تجربه مي‌توانند آن را تغيير دهند (راس، 3.:1375.)

عوامل موقعيتي دو تاثير عمده بر شخصيت دارند:

1 – بر شخصيت فرد تاثير مي‌گذارند.

2 – باعث آشكارسازي ويژگي‌هاي فرد مي‌شوند. يعني برخي ويژگي‌هاي شخصيتي فقط در شرايط خاصي خود را نشان مي‌دهند (مورهد و گريفن، 1380، 69).

تئوري‌هاي صفات شخصيتي

بنا بر نظر آلپورت هر شخص داراي مجموعه‌اي از صفات مشترك است ولي همان شخص داراي تعدادي صفات متفاوت و منحصربه‌فرد نيز هست. آلپورت شخصيت‌ها را به چهار دسته مشترك اجتماعي، سياسي، مذهبي و زيباشناسي تقسيم مي‌كند (مورهد و گريفن، 70،1380 ).

به نظر ريموند كاتل، هر انسان را مي‌توان در قالب مجموعه صفات شخصيتي توصيف كرد:

1 – صفات سطحي و ظاهري كه منعكس‌كننده رفتارهاي قابل مشاهده و ثابت است (درستي و نادرستي، خونسردي و صميمت).

2 – صفات دروني يا منشأ كه به علت مخفي‌بودن، اغلب قابل پيش‌بيني نيستند (اعتماد و سوءظن، بلوغ و عدم بلوغ، تسلط و عدم‌تسلط) (مورهد و گريفن، 70،1380).

نظريه شخصيتي انتخاب شغل

از ديدگاه اين نظريه، انسان با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي خود شغلي را برمي‌گزيند كه برآورنده نيازهايش باشد. افرادي كه مشاغل يكساني را انتخاب مي‌كنند تا حدود زيادي ويژگي‌هاي شخصيتي مشابهي دارند.

به نظر جان ال هالند هركدام از انواع شخصيت، نيازمند محيطي است كه با آن خصوصيات هماهنگي و سازگاري داشته باشد و بيشترين امكان براي رشد و شكوفايي خود را فراهم آورد. او در اين زمينه شخصيت افراد را به 6 نوع تقسيم مي‌كند:1 – كاوشگر 2 – هنرگرا 3- اجتماعي 4- واقع‌گرا 5- سنت‌گرا 6- سوداگر.

تناسب بين شغل و شخصيت

چگونگي شخصيت افراد در سازگاري شغلي اهميت زيادي دارد. بعضي مشاغل براي افراد سربه‌زير و ساكت مناسب است در حالي كه تعدادي از مشاغل براي افراد برونگرا و سازگار مناسب به نظر مي‌رسد. توانايي سازگاري اجتماعي سهم بزرگي در موفقيت شغلي دارد. در بعضي از مشاغل روي انواع خاصي از مهارت‌هاي اجتماعي تاكيد مي‌شود؛ در مقابل براي برخي ديگر از شغل‌ها افراد آرام و درونگرا مناسب هستند (حسيني، 80،1379).

رضايت شغلي

رضايت شغلي يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت شغلي است. رضايت شغلي عاملي است كه باعث افزايش كارايي و نيز احساس رضايت فردي مي‌شود.

رضايت شغلي براثر عوامل متعددي حاصل مي‌شود.

رضايت شغلي نوعي احساس مثبت فرد به شغلش است كه زاييده عواملي چون محيط كار، نظام سازماني شغل، روابط حاكم بر محيط كار، عوامل فرهنگي و از همه مهم‌تر ماهيت و چگونگي خود شغل است.

 شهرام شيركوند:

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  توصیه‌هایی راه برای خوشبخت بودن
        

سونیا لوبومیرسکی، روانشناسی که در دانشگاه کالیفرنیا تدریس می‌کند، برای احساس خوشبختی کردن پیشنهاد‌هایی دارد.

کتاب‌های روانشناسی پر است از این جملات تأمل‌برانگیز. ارنست فریتز شوبرت، مدیر یکی از مدارس آموزش حرفه‌ای در هایدلبرگ آلمان، وجه دیگری هم به این تعریف افزوده است: «خوشبختی، آموختنی است.» بنا بر این باور، این مدیر کارآمد، یک واحد انتخابی به مواد درسی مدرسه‌ خود افزوده است.

شوبرت به خوبی واقف است که آموزش و خوشبختی، دوپدیده‌ نامتجانس‌اند. برای همین، طبق آمار، اغلب دانش‌آموزان "‌رفتن به مدرسه" را چیزی شبیه پیش دندانپزشک رفتن می‌دانند. ارنست فریتز شوبرت، با ابتکار خود در صدد است این تصور مایوس‌کننده را تغییر دهد: «برای من مهم این است که شادی، به‌معنای جلوه‌ای از خوشبختی، به مدرسه راه ‌یابد. چون شادی، در واقع زیربنای آموزش است.»

لمس خوشبختی

از این‌رو دانش‌پژوهان مدرسه‌ خوشبختی‌آفرین شوبرت از امکانات استثنایی‌ای برخوردار می‌شوند: از تمرین‌های تنفسی و تنش‌زدا گرفته تا گفت‌وگو درباره‌ رابطه‌های دوستانه و غیردوستانه یا ابراز خواست‌ها و آرزوها و اهداف خود.

در اولین ساعات لمس خوشبختی در کلاس درس شوبرت، هر دانش‌پژوهی باید از میان انبوهی کارت پستال، یکی را به سلیقه‌ خود انتخاب کند. توضیح این که چرا او چنین کارتی را برگزیده، به عهده‌ کسی است که در کنارش نشسته. مثلاً، همسایه‌ کسی که یک کارت‌پستال درخت انتخاب کرده، در تمرینی خطاب به او می‌گوید: «تو درخت را انتخاب کردی، چون ریشه‌های قوی‌ای داری و میوه‌های خوبی به بار می‌آوری، چون تو در برابر هر طوفانی می‌ایستی و ...»

راهنماهای خوشبختی‌‌ساز

این واقعیتی است که "راهنماهای" احساس خوشبختی کردن و خوشبخت شدن در آلمان کم نیستند. کتاب‌های متعدد، سی‌دی‌هایی که هر روز با آهنگ‌های آرامش‌بخش‌تری به بازار عرضه می‌شوند. پژوهشی درباره‌ محتوای این کتاب‌ها و مجلات و نوارها. .. نشان می‌دهد که تفاوت‌ این تولیدات را باید تنها در مضامین حاشیه‌ای یا پانویس‌های آن‌ها‌ جست.

همگی این "خودآموز‌های خوشبخت‌شدن" توصیه می‌کنند که در مراحل بحرانی زندگی، مهم است که شخص به دلایل بحران فکر کند و ریشه‌های آن را بکاود، ولی این کند و کاو نباید تا ابد ادامه داشته باشد. تال بن ـ شاهر، استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید: «این‌جور تفکر، حال طرف را بهتر نمی‌کند. بهتر این است که آدم همه چیز را بنویسد و درباره‌ آن‌ها با دیگران یا با روانکاو حرف بزند.»

۱۲ توصیه‌ اجتناب ناپذیر

چگونه می‌توان خوشبین بود؟ در این که واکنش‌های خودجوش و افکار بدبینانه را کنار گذاشت. این‌که انسان بتواند دیگران را ببخشد و سپاسگزار و راضی باشد هم جزو ۱۲ توصیه‌ای است که لوبومیرسکی در کلاس‌های خود بر آن‌ها تأکید می‌کند: «راضی بودن خیلی مهم است. این که آدم بپذیرد، آن‌چه که دارد، بدیهی نیست و سپاسگزار باشد. سپاسگزاری، حتی وسیله‌ای است ضد احساس‌های منفی. آدم نمی‌تواند هم‌زمان خودخواه، حسود یا بدخو باشد و احساس رضایت هم بکند.»

خلاصه کنیم: تمرین رضایت کردن‌، خوش‌بین بودن، توجه به تغذیه،‌ ورزش، خوشحال شدن به‌خاطر چیزهای کوچک، حفظ دوستی‌ها، عدم مقایسه‌ دائم خود با دیگران، هدفمند عمل نمودن و هر قدمی را تجزیه و تحلیل کردن... و چندین و چند توصیه‌‌ دیگر.

از این لیست بالابلند یک نتیجه‌ دیگر هم می‌توان گرفت: خوشبخت بودن، کار می‌برد!

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تنها گذاشتن کودکان در خانه
       

آموزش کودک برای مستقل بودن و مراقبت از خودش بسیار مهم است.

اما چگونه بفهمید که کودک به اندازه کافی بزرگ و بالغ شده است، که بتوان او را در خانه تنها گذاشت؟

به طور کلی کودکی کمتر از 10 سال دارد، احتمالا هنوز آماده تنها ماندن در خانه نیست.

اما پس از 10 سال در صورتی که کودکتان این شرایط را داشته باشد، می‌توان او را در خانه تنها گذاشت:

کودک با چشم‌انداز تنها ماندن در خانه احساس راحتی کند.

در کار گروهی، انجام کار خانه و پیروی از قواعد و دستورات از خود حس مسئولیت نشان دهد.

در موقعیت‌های مشکل یا غیرمنتظره آرامش خود را حفظ کند، و بداند چگونه از عهده آنها برآید.

قواعد را به روشنی درک کند و به طور منظم از آنها پیروی کند.

کمک‌‌های اولیه اصلی را بداند.

قواعد پرهیز کردن از غریبه‌ها را بداند و از این قواعد پیروی کند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند
» موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر
» برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید
» اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!
» دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !
» ازدواج مهارت می‌خواهد!
» تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی
» شرایط پس از ازدواج را بشناسیم !
» برای احترام به همسر
» زنها حس می‌کنند و مردها فکر می‌کنند!

آرشيو
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog