تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






نقش خانواده در بهداشت روانی ( قسمت اول )| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:49 قبل از ظهر  

كاربر محترم این مطلب در پنج  قسمت ارائه خواهد شد.


خانواده

خانواده نظام اجتماعی پویایی است كه برای خود ساختار، اجزاء و قواعدی دارد و در بین تمامی نهادها ، سازمان ها و تأسیسات اجتماعی ، نقش و اهمیتی خاص و بسزا دارد . خانواده در زمره ی عمومی ترین سازمان های اجتماعی است و نشان یا نماد اجتماعی شمرده می شود و برآیند  یا انعكاس از كل جامعه است . در یك جامعه ی منحط ، خانواده نیز خود به خود منحط خواهد بود و بالعكس. بنابراین خانواده را می توان معیاری برای شناخت آسیب های اجتماعی دانست و برای پی بردن به علل این انحرافات ، به خانواده مراجعه كرد.


كیفیت روابط خانواده

هر نظام برای خود اجزایی دارد. در نظام خانواده اجزاء مهم عبارت است از رابطه مادر با خود و با پدر، و رابطه ی پدر با خود و با مادر. چگونگی این روابط كیفیت خانواده را مشخص می سازد.

خانواده مانند هر نظام اجتماعی نیازهای اولیه دارد . از جمله این نیازها عبارت اند از :  احساس ارزشمندی ، احساس امنیت فیزیكی ، احساس صمیمیت و به هم وابستگی ، احساس مسئولیت ، نیاز به انگیزه ، نیاز به شادی ، نیاز به تأیید و تصدیق و بالاخره نیازهای روحی و معنوی . خانواده همچنین به پدر و مادری احتیاج دارد كه به برقراری یك رابطه سالم باهم متعهد باشند و آن قدر احساس امنیت كنند كه بتوانند فرزندان خود را به دور از آلودگی ها پرورش دهند.

خانواده همچنین مانند سایر نظامهای اجتماعی به تولید ( غذا ، لباس ، مسكن) ، به حفظ روابط عاطفی ( نوازش و محبت ) ، به روابط خوب ( عشق و صمیمیت )، به خود شكوفایی ، به تحریك ( هیجان ، رقابت ، نشاط ) و به وحدت ( احساس تعلق و اتفاق ) احتیاج دارد .

خانواده ، گروه كوچكی است كه از زن و شوهر و فرزند یا فرزندان تشكیل می شود. عضو خانواده بودن ، یعنی در نوعی شبكه عاطفی سهیم شدن ، به یك گروه اجتماعی تعلق داشتن ، تاریخ مشترك داشتن و به محیط زندگی خاصی عادت كردن. اهمیت خانواده نیز به خاطر همین دستاوردهاست.

هارلوكElizabet  Harlock خانواده را به صورت یك سیستم متعامل و پیچیده تعریف می كند . ابتدا زن و شوهر با تشكیل خانواده ، این سیستم متعامل را بنیان می نهند و سپس با ورود هر كودك و یا هر فرد دیگری ( مثل پدر و مادربزرگ ) این سیستم پیچیده تر می شود. به عنوان مثال ، در خانواده تك فرزندی فقط سه رابطه تعاملی وجود دارد در حالی كه در خانواده سه فرزندی ، ده رابطه تعاملی وجود خواهد داشت .

روابط كودك و والدین و سایر اعضای خانواده ، چون شبكه و نظامی درهم پیچیده است كه افراد آن در كنش متقابل با یكدیگرند . این نظام در مجموعه ای از نظام های بزرگتر همچون محله ، جامعه شهری و جامعه ی گسترده تر قرار گرفته است .


انتقال سنتها وباورها

خانواده از این نظر نیز اهمیت دارد كه محل انتقال سنتها ، باورها و انواع مختلف شناختهاست . ( از شیوه غذا خوردن تا افكار سیاسی ) . خانواده از طریق اجتماعی بارآوردن كودك ، میراث فرهنگی آماده و تجربه شده به وسیله نسلهای گذشته را در اختیار كودك می گذرد.

به طور كلی درخانواده است ، كه كودك اولین قدمهای اجتماعی شدن را برمی دارد و درنهایت به موجودی كاملاً اجتماعی تبدیل می شود. خانواده اسم خود را به كودك انتقال می دهد و بدین وسیله او را  در مسیری می اندازد و در شبكه ای از خویشاوندی قرار می دهد كه چند نسل را در برمی گیرد. بنابراین ، خانواده اولین هویت اجتماعی فرد را فراهم می آورد . موقعیت اجتماعی والدین ، موقعیت اجتماعی كودك را در بیست سال اول زندگی تعیین می كند . محل سكونت خانواده ، به طورعینی بافت های اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر كودك را مشخص می كند . بالاخره شغل والدین ، كودك را در طبقه اجتماعی معینی جای می دهد . بنابراین خانواده اولین محیطی است كه در آن اولین پایه های اجتماعی شدن گذاشته می شود . خانواده ، كودك را درشبكه ای از روابط عاطفی ، اجتماعی ، تاریخی و محیط زندگی خاصی قرار می دهد و برای كودك میراث فرهنگی به ارمغان می آورد، این كه گذشته ای دارد ، باید طبق آداب و سنن خانواده و فرهنگ خود زندگی كند و او را وادار می كند كه آداب معاشرت یاد بگیرد ، برای خود ایدئولوژی خاص داشته باشد و درصورت لزوم احساسات خود را بروز دهد یا پنهان نگه دارد .

خانواده با الگو قرار گرفتن، به كودك یاد می دهد كه چگونه باید رفتار كند و چگونه با اجتماع سازگار شود . همچنین خانواده یاد می دهد كه زن و مرد نقش های متفاوتی دارند و هركس باید مطابق با جنس خود رفتار كند . خلاصه این كه خانواده ، كودك را یك موجود اجتماعی بار می آورد .

خانواده جایگاهی است كه آنجا در آیینه چشم پدر و مادر،  خود را تماشا می كنیم .  برای نخستین بار خود را می بینیم ؛ احساس صمیمیت را درك می كنیم ؛ می آموزیم كه احساس چیست  و چگونه می توانیم آن را ابراز كنیم  و این پدر و مادر هستند كه احساسات قابل قبول را مشخص می سازند، آنها هستند كه اجازه ها را صادر می كنند و احساسات ممنوع را مشخص می سازند.

رشد كودكان در خانواده بیشتر متأثر از همین ارزش گذاری ها و گرایش ها ی اخلاقی ، عاطفی و اجتماعی است . از این رو خانواده به عنوان یكی ازعوامل مؤثر در رشد ، در ردیف سایر عوامل قرارمی گیرد .

هر خانواده دارای نظام و ساختار خاصی است كه می توان آن  را به سه نوع كلی دسته بندی كرد : والدین سهلگیر، والدین سختگیر ،  والدین مقتدر.

ادامه دارد ...در قسمت بعد در مورد این سه دسته از والدین ( سهلگیر – سختگیر – مقتدر ) توضیح داده خواهد شد.

منبع تیبان

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

طلاق ، سرنوشتی ابهام آمیز برای كودكان| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:44 قبل از ظهر  

انسان پس از طی دوران طفولیت و نوجوانی به مرحله ای سرشار از احساس ، كه همان جوانی است پا می گذارد . دورانی كه یك جوان توانائیهای مختلفی را در خود می بیند و صلاحیت انجام امور مهم را نیز ، در خود حس می كند . طبیعتاً هر انسانی بنابر شرایط و موقعیت های متفاوت ، از تربیت متفاوتی هم برخوردار بوده است . لذا بسته به این تفاوتها ، خواسته ها و نیازهای افراد هم مختلف است .

چنانچه والدین فرزندان خود را به گونه ای تربیت كنند كه به طور معمول از كمبودی برخوردار نباشند ، معمولاً در دوران حساس جوانی ، كمتر دچار انحرافات مختلف اخلاقی می شوند . اما گاهی محبت های افراطی والدین و در اختیار داشتن امكانات رفاهی بسیار و یا از طرفی كمبود محبت والدین نسبت به فرزندان و عدم توجه به آموزش هنجارها و رفتارهای اجتماعی مهم ، مانند مسئولیت پذیری یا مسئله مشاركت در انجام امور فردی و اجتماعی ، ممكن است فرزندان را به افرادی ناتوان در جامعه تبدیل كند .

یكی از مهم ترین و حساس ترین خصوصیات دوران جوانی ، تصمیم گیری افراد برای تشكیل زندگی مشترك و مسئله ازدواج است . اگر جوانان ما در دوران كودكی و نوجوانی با آموزش صحیح و باورهای مناسب پرورش یابند ، با شناخت معیارهای درست و متعادلی به امر ازدواج می نگرند و كمتر دچار مشكل می شوند . حال آنكه عدم وجود یك باور معقول و متعادل نسبت به ملاك های ازدواج می تواند آفت های یك زندگی مشترك را بسازد كه تداوم و لحاظ نمودن چنین مواردی    می تواند موجب لرزش پایه های یك زندگی باشد و نهایتاً منجر به طلاق شود .

از طرفی اگر یكسری باورهای لازم در زمینه تعهد و مسئولیت پذیری برای افراد درونی شده باشد علیرغم مشكلات گوناگون ، می توان به تداوم یك همزیستی امیدوار بود . اما همیشه مسئله به همین جا ختم نمی شود بلكه در بسیاری موارد تفاوتهای ارزشی میان دو نفر موجب بروز تنش     می شود اینكه دو طرف قادر به تعریف مبانی ارزشی یكدیگر نیستند ، بنابراین ممكن است آنها را نادیده بگیرند و یا نسبت به آن بی اهمیت باشند و همین مسئله میتواند به مرور زمان به مشكلی لاینحل بدل شود كه نهایتاً قدرت صبر و تحمل دو طرف را به سر بیاورد . چرا كه هر دو طرف مدافع متعلقات و ارزش ها و هنجارهای خود هستند و البته در این میان مواردی استثنایی هم وجود دارند كه با داشتن گذشت و فداكاری ، چنین مشكلاتی را نادیده می گیرند و به زندگی خود ادامه میدهند .

مسئله طلاق به خودی خود یك آسیب اجتماعی است كه ، پیامدهای منفی پس از آن هم ، ممكن است به معضلاتی بزرگ تبدیل شود . از جمله این پیامدها ، سرنوشت « بچه های طلاق » است .

طلاق ذاتاً تلخ و زجر آور است اما در شرایطی ،گریزناپذیر است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ممكن است اتفاق بیفتد . اما فرزندان چه گناهی دارند كه بایستی تاوان نداشتن خانواده را پس دهند ؟

آنچه مسلم است بعد از طلاق والدین ، حضانت فرزندان به صورت توافقی و یا طبق مفاد قانونی به یكی از طرفین داده می شود و همین مسئله به تنهایی آغازی است برای بروز مشكلات روحی و روانی فرزندان و در نتیجه آسیب پذیر بودن آنها در برابر انواع مختلف مسائل فردی و اجتماعی . طبیعتاً تامین نیاز روانی فرزندان به والدین بعد از بروز طلاق حداقل به نصف تقلیل پیدا می كند .

آنچه مسلم است در این مسیر تلاش هر یك از والدین در جهت جایگزینی پدر یا مادر برای فرزند ، در اكثر موارد نتایج مثبتی به دنبال نداشته است . چرا كه این یك نیاز طبیعی و به نوعی حق طبیعی فرزند است كه به دلیل وجود مشكلات خاص میان پدر و مادر ، از او گرفته شده است و خلأ عاطفی حتی  یكی از والدین ، چیزی نیست كه به راحتی بتوانآنرا جایگزین نمود.

و چه بهتر كه  این مسئله را باور داشته باشیم كه برای تطابق و بوجود آوردن سازش در فرزندان،  برای زندگی در شرایط پس از طلاق ، می توانیم راههای صحیح تربیتی را همراه با ایجاد نگرش روشن در فرزندان تقویت كنیم تا آنكه به دنبال این باشیم تا با ارائه تصویری تیره از یكی از والدین كه هم اكنون در كنار فرزند نیست ، بخواهیم با ایجاد كینه و نفرت سعی در پاك كردن تصور ذهنی آنهاداشته باشیم .

بدیهی است فرزندان پس از طی دوران كودكی و نوجوانی به سنینی می رسند كه خود قدرت تشخیص حق و باطل را پیدا می كنند و آن زمان دیگر نمی توان واقعیت ها را از دید آنها پنهان كرد . چرا كه خود به دنبال درك واقعیات می روند و طبق این مسئله این قدرت را پیدا می كنند كه صداقت والدین خود را تشخیص دهند . پس بهتر آنست كه برای بهبود وضعیت و شرایط « فرزندان طلاق » با ارائه راه حل ها و دیدگاههای صحیح و به كار بردن صداقت ، به آنها خوب دیدن و خوب فكر كردن را بیاموزیم .

منبع : تیبان

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

" فرار از خانه "| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:42 قبل از ظهر  

آسیب شناسی اجتماعی زنان

امروزه جوامع گسترده به دلیل پیچیدگیهای خاصی كه در این نوع جوامع وجود دارد ، با مشكلات و مسائل فراوانی در زمینه های مختلف فرهنگی و اجتماعی روبرو هستند و همیشه همراه با پیشرفت با انواع آسیب های اجتماعی روبرو بوده اند . از جمله این آسیب ها می توان از ترك  ناگهانی دختران از خانه  یاد كرد ، كه این مسئله در جامعه ما به دلیل وجود معیارها و هنجارهای دینی و خانوادگی ، یك نوع اسیب اجتماعی محسوب می شود كه بایستی به دنبال ریشه یابی این مسئله باشیم . و به جای پاك كردن صورت مسئله به دنبال یافتن راه حلی مفید باشیم .

مسئله شناسی فرار از خانه

تعریف فرار :

فرار از خانه و اقدام به دوری و عدم بازگشت به منزل و ترك اعضای خانواده ، بدون اجازه از والدین یا وصی قانونی خود ، در واقع نوعی واكنش نسبت به شرایطی است كه از نظر فرد نامساعد ، غیر قابل تحمل و بعضا تغییر ناپذیر است. این عمل معمولا به عنوان مكانیسم دفاعی به منظور كاهش ناخوشایندی و خلاصی از محركهای آزار دهنده و مضر و دستیابی به خواسته های مورد نظر و عموما آرزوهای دور و دراز انجام می شود .

امروزه در اكثر كشورهای جهان فرار از خانه به یك معضل جدی اجتماعی تبدیل شده است .

در جامعه ما نیز، مسئله فرار دختران به عنوان یك معضل مطرح می باشد .

 اما در مورد مسئله فرار از خانه ، می توان اینگونه بیان كرد كه  اقدام به فرار هم از سوی پسران و (مردان متاهل ) و هم از سوی دختران (و زنان متاهل ) انجام می شود . البته دلایل  چنین اقدامی توسط مردان متاهل و پسران با یكدیگر متفاوت است . زنان متاهل نیز اغلب به خشونت و مفاسد اخلاقی همسر یا اغفال و مفاسد اخلاقی خود از خانه متواری می شوند ..

در شرایطی ممكن است كه اقدام به فرار به همراه فردی از جنس مخالف با زمینه دوستی و قرار ملاقات انجام شود . اخیرا مواردی از فرارهای گروهی در بین دختران مشاهده شده است . اما اغلب دختران به تنهایی فرار می كنند .

اغلب فرارها از شهرستانها به مركزو یا شهرهای بزرگ  انجام می شود  هر چند كه مبدا و مقصد معدودی از فرارها نیز بالعكس می باشد و گاهی نیز از شهرهای كوچك و بزرگ به قصد عزیمت به كشورهای دیگر اتفاق می افتد.

برخی از دختران برای نخستین بار اقدام به فرار می كنند و دسته ای دیگر علیرغم تلاشهای مددكاران جهت بازگشت به محیط خانه و خانواده مجددا از محیط خانه می گریزند.

تبیین عوامل موثر در فرار دختران :

آسیبهای اجتماعی نظیر فرار از خانه دارای زمینه ها و ابعاد مختلفی هستند و عوامل گوناگونی از جمله عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی در شكل گیری آن مؤثر است .

عوامل فردی :

 این دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوك و رفتار است كه به برخی از آنها اشاره می شود:

الف) شخصیهای ضد اجتماعی

ویژگی های این نوع شخصیت ، بهم ریختگی ارتباط میان انسان و  جامعه و ارتكاب رفتارهای نا بهنجار است كه مورد قبول جامعه نمی باشد . ولی معمولا نزد عامل آن در اصل و یا در مواقعی خاص ، نا پسند شمرده نمی شود . افراد روان رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده و كمتر آنها را رعایت می كنند . اعمال این افراد نظام اجتماعی را متزلزل می كند و رعایت ارزشهای اخلاقی را به پایین ترین سطح آن تنزل می دهد، و در پند گرفتن از تجربیات ، بسیار ضعیف بوده و در قضاوتهای خود یكسویه می باشند .  این نوع شخصیتها عمدتا از محیط خانه و مدرسه فرار می كنند.

شخصیتهای خود شیفته :

این شخصیت ها تمایل شدیدی به خود محوری دارند و پیوسته به تمجدید و توجه دیگران نیازمندند .

این افراد اغلب با رویاهایی در مورد موفقیت نامحدود و درخشان ، قدرت ، زیبایی و روابط عشقی آرمانی مشغول هستند.

اغلب این افراد والدینی داشته اند كه نسبت به آنها محبت با ثباتی نداشته یا سرد و طرد كننده بوده اند یا بیش از حد به آنها ارج نهاده اند .

نوجوانان خود شیفته ، به علت سر كوب خواسته ها و فقدان ارضای تمایلات درونی از كانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نابهنجار نظیر فرار از خانه گرایش نشان می دهند .

آیزنك معتقد است بین ویژگی شخصیتی افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد . فرد برونگرا به دنبال لذت جویی آنی است و دم را غنیمت می شمارد، تشنه هیجان و ماجراجویی است . كمتر قابل اعتماد می باشد ، نمی تواند احساساتش را كنترل نماید و بدون تامل عمل می كند .

شخصیت هیستریونیك (نمایشی ) :

نزد این افراد جلب توجه دیگران اولویت خاصی دارد . دوست دارند با جوش و خروش صحبت كنند . مشخصه بارز آنها بیان اغراق آمیز ، هیجانی ، روابط طوفانی بین فردی ، نگرش خود مدارانه و تاثیر پذیری از دیگران است. توجه كافی به درك موقعیت ندارند و تمایل دارند با تعمیم عاطفی پاسخ دهند . این افراد برای آنكه خود را ثابت كنند ، هر تجربه ای را حتی اگر برای آنان گران تمام شود و مشكلاتی را ایجاد نماید انجام می دهند .

از دیگر مشكلات روحی –روانی كه منجر به رفتارهای ضد اجتماعی می شود ، می توان به ضعف عزت نفس ، احساس كهتری ، فقدان اعتماد به نفس ، اختلال خلقی دوقطبی و ... اشاره نمود . چنین افرادی معمولا مستعد انجام كارهای سنجیده ، نظیر فرار از خانه می باشند.

به اعتقاد صاحبنظران ، خانواده در شكل دهی به زندگی و رفتار فرد تا حد زیادی موثر است . اگر خانواده با مشكلات و آسیبهای عدیده ای مواجه باشد ، روند جامعه پذیری اعضای خانواده مختل می شود .

ب) روابط در خانواده

خشونت:

فرار از خانه یكی از باز تابهای خشونت خانگی است كه به دلیل تاثیرات اجتماعی قابل تامل است . اعمال خشونتهای روحی، جسمی از سوی اعضای خانواده، عامل بسیار مهمی در فرار دختران است . بسیاری از دخترانی كه قربانی این خشونتها می باشند به دلیل ترس از آزاردهندگان و آبروی خویش، جرات اظهار مشكلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار می كنند و در شرایطی كه از سوی نیروهای امنیتی مجبور به بازگشت شوند ، تمایلی به اینكار ندارند . زیرا از محیط ناامن خانه می هراسند .

تبعیض:

بسیاری از والدین آگاهانه و یا ناآگاهانه با تبعیض بین فرزندان ، موجب اختلاف بین آنها و دلسردی آنها  از زندگی می شوند . تبعیض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسر بر دختر یا بالعكس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی فرزندان نسبت به والدین می شود . تبعیض با روحیه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذیری را بر روح و روان آنها وارد می كند.

محدودیت مطلق:

در این نوع شیوه تربیتی ، فرزندان از آزادی و اختیار لازم و متناسب با سن و شرایط خویش محرومند و باید نظر والدین را بدون آگاهی از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر ، دخالت یا تصمیم گیری  را ندارند . در این خانواده ها به خواسته های مادی ، معنوی فرزندان توجهی نمی شود . لذا توانایی و مقاومت آنها درهم می شكند، و ازهر فرصتی جهت عدم  پیروی از هنجارهای  خانواده بهره می برند و در صدد هستند با فرار از خانه ،از این محدودیت ها رهایی یابند .

آزادی مطلق :

همانطور كه عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل فرار آنان از كانون خانواده باشد . توجه بیش از حد متعارف و در اختیار بودن امكانات فوق حد سنی فرزند هم می تواند زمینه مسائلی چون فرار از خانه را ایجاد نماید.

وقتیكه تمایلات و خواسته های فرزندان محقق می شود ، لذا به محض ایجاد مشكلات و بحرانها و فشارها ی زندگی، كه در آن امكان تحقق برخی از آرزوها سلب می شود و یا در شرایطی كه خواسته های فرزند به افراط می گراید ووالدین با آن مخالفت می نمایند .  فرزند، به دلیل تربیت عاطفی (نه تربیت عقلانی ) روحیه عدم درك منطقی شرایط ، ناز پروری و كاهش دامنه استقامت، عصیان و طغیان نموده و همین امر موجب دوری او از والدین و اعضای خانواده می گردد كه نهایتا می تواند زمینه فرار از خانه را فراهم نماید .

دراین  شرایط مسائل بسیار كوچك به دلیل پائین بودن آستانه مقاومت درنظر فرد بزرگ و غیر قابل  تحمل جلوه می كند . چنین فردی پس از فرار نیز اقدام خود را توجیه می كند و با احساس عمیق بیداد گری به متهم كردن اطرافیان می پردازد و معتقد است فراراو در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است. این وضعیت در بین طبقات مرفه و غنی جامعه بیشتر مشاهده می شود.

 اگردر شبكه روابط اجتماعی این مسئله را درنظر بگیریم فرد عضویت یافته در شبكه های نابا ب، ارزشهای نادرست گروه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امرو نهی والدین ، نحوه مخالفت و به كرسی نشاندن خواستها و تمایلات نفسانی در خانه را درونی می كند و با دسترسی به  فرصتهای نامشروع ، انها را به مرحله عمل می رساند .در این گروهها رفتار كجرو و نابهنجار بسیارعادی و روال شده است و به عنوان ارزشهای مدرن اشاعه می شود. و نگرشها و نصایح والدین به عنوان ارزشهای منسوخ محسوب می شود .  بر اساس تحقیقات حدود 79 در صد از جوانان به همانند سازی با دوستان خود می پردازند.

وسایل ارتباط جمعی

 رسانه های نوشتاری ودیداری دارای كاركردهای سه گانه از جمله اطلاع رسانی هستند . زمانی كه رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذكر تمام جزئیات منعكس می كنند، در واقع افراد را نسبت به وضعیت افرادی كه شرایطی نامساعد و بغرنج  خانه را تحمل نكرده اند ، مطلع می كنند و باعث می شود كه آنها نیز همین عمل را در مواجه با مسائل خانواده تكرار كنند. ضمن آنكه قبح مسئله تا حد بسیار زیادی در اذهان شكسته شده و به عنوان یك عمل عادی جلوه می نماید.از سوی دیگر برخی از فیلمها و سریالها ی تلویزیونی مشوق فرار از خانه است . ترویج روحیه استقلال طلبی غیر منطقی در سنین نوجوانی ، عدم رعایت احترام به بزرگترها ، حتی نمایش فرار جمعی از جوانان ، بدون نمایش صحیح پشیمانی و ندامت آنها، می تواند در شیوع این پدیده ها موثر باشد .

نقش رسانه های جمعی به ویژه ماهواره و اینترنت در رواج بی بندو باری اخلاقی ، مقابله با هنجارهای اجتماعی ، عدم پایبندی مذهبی و بلوغ زود رس نوجوانان در مسائل جنسی حائز اهمیت است .

شهر نشینی

بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روز افزون زندگی شهری ، فرصت ارتكاب جرائم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می كند .

جاذبه شهرهای بزرگ ، رفاه، تجملات شهری و امكانات مادی، انگیزه در اختیار داشتن آنها و زندگی در این محیط را مضاعف می كند و سیل عظیم جمعیت با هدف یافتن شغل و دستیابی به امكانات فوق مهاجرت می نمایند وشهرهای بزرگ را با خرده فرهنگهای مختلف در هم می آمیزند و بدین ترتیب پایبندی به آداب و رسوم كاهش می یابد و آزادی عمل فرد نیز بیشتر می شود. گاهی همین سراب زندگی مرفه شهری و آزادی عمل دختران را به سوی شهرها متواری می نماید.

تغییر ارزشها

انسانهای دنیای امروز در چهار راه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمی دانند به كدامین سو حركت كنند . از یكسو جامعه بستر نوینی از ارزشهای اجتماعی مدرن را مقابل دیدگان افراد قرار می دهد و از سوی دیگر فرد را با بن بستهای بسیاری  در دستیابی به اهداف جدید مواجه می كند .

جوان امروز در این شرایط با مشكل بحران هویت روبروست . گاه آنچه كه اجتماع بطور عملی به او می آموزد با ارزشهای خانوادگی سنخیتی ندارد و همین امر شخصیت او را دچار دوگانگی می نماید .دختران امروزدچار خود درگیری میشوند و برای فرار از این حالت به شیوه های مختلفی  نظیر فرار از خانه متوسل می گردند .

مشكلات اقتصادی

برخی از صاحبنظران مشكلات اقتصادی را علت عمده آسیبهای اجتماعی می دانند . البته این به مفهوم نگرش تك عاملی در تبیین انحرافات نمی باشد . به اعتقاد آنان عوامل اقتصادی درچگونگی زندگی فردی و اجتماعی تاثیر گذار است . فقر و توزیع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگی زمینه ساز انواع رفتارهای نابهنجار می باشد .

امروزه فشار و مشكلات اقتصادی ، احتمال دو شغله بودن و اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل كاذب یا غیر مجاز را افزایش داده است .

همین مسئله منجر به كم توجهی آنها نسبت به نیاز جوانان ، رفع مشكلات روحی و روانی و تربیت صحیح و شایسته آنها گردیده است .

ضعف نظارت اجتماعی

با انگیزه های فرار دختران از خانه در می یابیم كه اكثر آنان برای كسب استقلال و آزادی روابط در خارج از خانه اقدام به فرار كرده اند . این بدین معناست كه جامعه میزان نظارتهای اجتماعی دولتی و مردمی   را كاهش داده و آزادی بی قید روابط زنان و مردان را افزایش داده است .

در حالی كه این حد افراطی از آزادی مقبول بسیاری از خانواده ها نیست. آنها به دلیل همین فضای نامناسب جامعه مجبور می شوند رفتار و ارتباطات اجتماعی دختران خود را محدود كنند و این محدودیت و كنترل دختران را با عقده های روحی –روانی مواجه می نماید و آنان احساس خواهند كرد كه خانواده آنها را درك نمی كند، در صورتی كه به عكس خانواده به دلیل آینده نگری و مصلحت اندیشی فرزند می كوشد دختر را از حیطه خطردور سازد.  برخی دختران به دلیل حساسیت های روحی، دلسوزی والدین را به معنای سلب آزادی  تعبیر می كنند و در نتیجه اقدام به فرار از خانه می نمایند.

پیامدهای فرار دختران

فرار دختران در واقع تعرض به قاعده كهن و مرسوم زمانهای دیروز و امروز است كه نه خانه را محل امن وآرامش و آسایش می داند  نه محلی كه باید از آن گریخت . این تعرض و جدال جامعه را تحریك كرده و آشفتگیهای خاصی را دامن می زند . هنگامی كه دختری به طور غیر منطقی فرار می كند ، خود و پیرامونش یعنی خانواده و جامعه را تا شعاعی وسیع به طرق مختلف در معرض آسیبها و خطرات زیادی قرار می دهد . این پیامدها در بعد فردی ، خانوادگی و اجتماعی قابل بررسی است .

پیامدهای فردی:

فرار آغاز بی خانمانی و بی پناهی است و همین امر زمینه ارتكاب بسیاری از جرایم را فراهم می كند . دختران فراری برای امرار معاش به سرقت، تكدی گری ، توزیع مواد مخدر ، مشروبات الكلی و كالاهای غیر مجاز ، روسپیگری ، عضویت در باندهای مخوف و كثیف اغفال و فحشاء اقدام می كنند. برخی از این دختران پس از فرار در ساختمانهای متروكه ، پارك و خانه های فساد، شب را به صبح می رسانند  و از مكانی به مكان دیگر در حركت هستند فقط برای آنكه بتوانند زنده بمانند . دختران فراری تمام پلهای پشت سر خود را خراب و ویران می كنند . ارتكاب به نوع جرایم و فساد اخلاقی موجب می شود كه دچار انواع بیماریها و اختلالات روحی و روانی شوند و برخی از آنها به دلیل سر افكندگی ناشی از تجاوزات دست به خود كشی می زنند .

از دیگر پیامدهای ناگوار فرار دختران ، روسپیگری و ابتلا به انواع بیماریها از جمله ابتلا به ویروس ایدز می باشد . هر چقدر مدت زمان فرا رفرد طولانی تر باشد و با افراد بیشتری تماس داشته باشد ، خطر ابتلا به ویروس ایدز افزایش می یابد .

پیامدهای خانوادگی:

فرا ردختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد این عمل اولا نشانه ای از نا كار آمدی خانواده در تربیت فرزند ، شكاف نسلی بین والدین و فرزندان واختلافات خانوادگی است . و ثانیا از آنجا كه فرجام و سر انجام دختران در اكثر موارد چنانكه ذكر گردید گرفتار آمدن در دایره تنگ باندهای فساد و فحشاء و ارتكاب جرائم اخلاقی است ، لذا فرار به مفهوم لكه ننگ و بدنامی برای خانواده محسوب می شود و بدین لحاظ است كه فرار دختران كمتر توسط خانواده ها گزارش می شود و اغلب پس از بی نتیجه ماندن جستجوها و تلاشهای خانوادگی ، فرار دختران با عنوان فقدانی دختریا دزدیده شدن او به مراجع قضایی گزارش می شود.

از طرف دیگر دختران فراری با درگیر شدن در مسائل غیر اخلاقی نمی توانند به خانواده باز گردند ، مگر آنكه خانواده به این نكته توجه نماید كه عدم پذیرش فرد به معنای فرو غلتیدن هر چه بیشتر او در منجلاب فساد و تباهی است . در هر حال زندگی دختر فراری در صورت بازگشت به منزل نیز همراه با مشكلات مضاعف خواهد بود .

پیامدهای اجتماعی:

جامعه شناسان معتقدند پدیده های اجتماعی همچون حلقه های زنجیر به هم متصل ووابسته اند ، بطوری كه افزایش نرخ آسیبهایی چون طلاق، بیكاری، اعتیاد ، منجر به افزایش آسیبی نظیر فرار دختران می شود و نكته قابل توجه آنكه فرار دختران از خانه به افزایش نرخ مفاسد اجتماعی منتهی می گردد.

آسیبهای اجتماعی از جمله، فرار همچون امراض و ویروسهای هستند كه موجب ایجاد فضای مسموم در جامعه می شوند و می توانند ضمن لكه دار نمودن عفت عمومی و شكستن حریمهای اخلاقی ، بهداشت روحی و روانی اعضای جامعه را تهدید نموده و آسیب جدی بر سلامت جامعه وارد نمایند .

از دیگر پیامدهای فرار دختران اینست كه هزینه های فراوانی را بر دوش جامعه و دولت می گذارد ، بطوریكه اقداماتی نظیر گزارشات فقدانی دختر و شناسایی دختران فراری توسط نیروهای چند گانه امنیتی ، بازجویی و مراحل قضایی ، ایجاد مراكز مختلف –مانند كانون اصلاح و تربیت ومراكزی كه قبلا در زمینه سازماندهی دختران فراری، فعال بودند و نیز مسئولیت سازمان بهزیستی – كه تماما هزینه هنگفتی را بر جامعه تحمیل می نماید .

نقد برخی عملكردها

در چند ساله اخیر مراكز دولتی تحت عنوان خانه سلامت ، خانه ریحانه  و خانه سبز و .. جهت كاهش آسیبهای ناشی از فرار دختران و بازتوانی آنها و ارجاع افراد به خانواده تاسیس گردید وپس از چندی متوقف شد . در این بخش به چند نمونه از اشكالات این مراكز اشاره می شود :

مؤسسین چنین مراكزی هرگز به ریشه ها و علل فرار دختران توجهی نداشتند ، بلكه در یك حالت انفعالی با پذیرش مسئله فرار دختران مامنی موقت را طراحی كرده بودند كه متاسفانه به دلیل عدم سرعت در شناسایی دختران ، عمدتا دختران فراری پس از آسیبهای فراوان به مراكز وارد می شدند .

- این مراكز ، محیطی جهت آشنایی دختران فراری با یكدیگر و كسب اطلاعات و تجربیات برای افراد تازه كار از دخترانی بود كه برای چندمین بار از خانه متواری می شدند.

- هیچ دخترفراری ، شخصا به این مراكز مراجعه نمی نمود و اغلب پس از مواجهه با مشكلات متعدد و دستگیری به این مراكز فرستاده می شد . لذا اگر فرد شخصا  احساس ناامنی ، نا توانی ونیاز نمی كرد و محیط خارج را می شناخت، به این مراكز مراجعه نمی نمود .

- این مراكز در صدد بودند تا برای دختری كه از نظر روحی به تعادل رسیده و از نظر اخلاقی می تواند به جامعه باز گردد ، كمك هایی را برای داشتن خانه مستقل ارائه دهند كه خود عاملی برای تكرار و رغبت به كار بود.

- دختران فراری در این مراكز ، اطلاعاتی در مورد شرایط خانوادگی ، كارهایی كه در مدت فرار انجام داده بودند ، علت حضور در مركز ، برنامه های آتی ، هنجارها و خرده فرهنگهای خیابان از یكدیگر جذب می كردند و كار خود را توجیه می نمودند ، زیرا مشاهده می كردند افراد زیادی مانند آنها فرار كرده اند ، لذا جسورتر می شدند .

به راستی چرا چنین مؤسساتی با هزینه های هنگفت و بدون كارشناسی و سنجش اشكالات احتمالی كار تاسیس می شوند و بعد از مدت زمانی منحل می گردند .

پیشنهادات

همانطور كه ذكر گردید دختران فراری از بین اقشار مختلف می باشند و با انگیزه ها و علل گوناگونی اقدام به فرار می كنند و پیامدهای فرارآنان خانواده و جامعه را تهدید می كند .

زمینه هایی برای مقابله با این مسئله وجود دارند از جمله :

توجه و رسیدگی بیشتر به نهاد خانواده و سعی در رفع مشكلات مختلف ، تربیتی ، اقتصادی ، فرهنگی  آنها از طریق دولت

تقویت و سازماندهی نهادهای مردمی موثر در امداد خانواده از جهات مختلف ، نظیر كمیته امداد امام خمینی ، بنیاد های خیریه ، صندوقهای قرض الحسنه

احیای سنتهای دینی و حاكمیت ارزشهای اجتماعی اسلام نظیروجوب احترام به والدین ، رسیدگی به خویشان ، نظارتهای فامیلی چون ولایت پدر، جد پدری ، برادر بزرگتر .

نظر به اینكه با استناد به اطلاعات و تحقیقات ، بیشتر دختران فراری ازبین خانواده های نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند، به كارگیری  تمام تمهیدات جهت پیشگیری و كاهش نرخ طلاق از طریق تقویت مراكز مشاوره ، اجبار به شركت در كلاسهای آموزش حقوق و تكالیف زوجین قبل از عقد رسمی ، اجبار در مراجعه به مراكز مشاوره از طریق اهرمهای دولتی .... ضروری است . نهایتا چنانچه خانواده ای به دلیل اعتیاد، مرگ والدین، بیكاری و بیماری همسر از هم گسسته شد ، می توان خانواده را موظف نمود كه وضعیت حضانت و تربیت فرزندان را به سازمانی كه از سوی دولت مشخص می شود ، گزارش نماید و این سازمان در رفع مشكلات فرزندان چنین خانواده هایی تلاش می نماید و نسبت به رفع خشونت ها و مشكلات این خانواده ها اقدام نماید .

از آنجا كه بسیاری از دختران فراری (70%) درسنین 16-14 ساله و در دوره های حساس نوجوانی قرار دارند و با مشكلات متعدد خاص این دوره مواجه می باشند . لذا بخشی ازپیشنهادات جهت پیشگیری از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش می باشد.

 همچنین برخی دیگر از پیشنهادات مربوط به سایر عوامل اجتماعی است كه در كاهش فرار دختران دخیل می باشد :

- نظارت ، ارزشیابی و باز تعریف وظایف دستگاههای ذیربط در امور مربوط به اقشار آسیب دیده و آسیب پذیر جهت هماهنگی و وحدت رویه وبهینه سازی و حتی ادغام آنها؛

- تاسیس یك مركز توانمند جهت جمع آوری آمار و اطلاعات منطقه ای ، كشوری، بین المللی دختران فراری و شبكه های مربوط.

- تربیت نیروهای پلیس انتظامی از بین بانوان متعهد و متدین جهت این مسئله خاص.

- ضرورت اشنایی نیروهای نظامی به ویژه پلیس زن با مسائل روانشناسی دختران فراری و خرده فرهنگ آنها.

- اعمال مجازات های بسیار سنگین، علنی و جدی( در ملاعام) برای باندهای فساد، اغفال ، تجارت جنسی.

- قانونمند نمودن نحوه درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از بیان جزئیات فرار به دلیل بد آموزی و اشاعه منكرات و جلوگیری از قهرمان سازی مطبوعاتی از این عاملین؛

- به كارگیری نیروهای مردمی و سازمانهای غیر دولتی جهت امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع رسانی به نیروهای امنیتی.

- تقویت نظارتهای اجتماعی رسمی و دولتی و نیز نظارتهای مردمی و محلی از جمله امر به معروف و نهی از منكر جهت پاكسازی فضای جامعه و تعدیل آزادیهای اجتماعی."

منبع سایت تیبان

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

7 روش ابراز علاقه به فرزندان| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:36 قبل از ظهر  

 

فرزندان ما مهم ترین ارثیه در جهان هستند و عشق ما نسبت به کودکانمان با اهمیت ترین ارثیه ما برای آن ها محسوب می شود. این هفت روش به فرزندان ما کمک می کند تا زندگی آینده خود را محکم تر بنا کنند.


1- زمانی را با کودکان خود بگذرانید.

زمان بهترین هدیه ای است که می توانیم به کودکان خود تقدیم کنیم.

این با هم بودن باعث می شود احساسات، فعالیت ها و اعتقادات را با یکدیگر مبادله کنیم. با این کار فرزندانمان ارتباط برقرار کردن و گفت و گو کردن با دیگران را می آموزند و به طور حتم از لحاظ ارتباطات اجتماعی پیشرفت می کنند. به کودکان خود کمک کنید تا روش های جدیدی خلق کرده و آنها را در کنار خانواده خود تجربه کنند و لذت ببرند.


2- الگویی برای فرزندان خود باشید.

رفتار ما بیش از گفتارمان فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهد. ما قهرمان دنیای آنها هستیم.


3- به حرف های فرزندان خود گوش دهید.

پیغام های کودکان هدیه های با ارزشی هستند. زمانی که مشتاقانه به حرف های آنها گوش می دهیم اعتماد به نفس کوکان خود را تقویت می کنیم.

هنگامی که با کودکان خود هستید هم سطح آنها باشید و با تمام وجود به آنها گوش دهید.

احساسات و حالات زیبای آنها از طریق چشم هایشان بیان می شود اگر ما به حرف های آنها دقت کنیم کودکانمان نیز به سخنان ما عمیقاً و با تمام وجود، گوش می دهند.


4- شیوه تربیتی مناسبی برای کودکان خود در نظر بگیرید.

فرزندان ما باید بیاموزند که در مقابل کارها و انتخاب هایشان پاسخگو باشند. آنها باید بدانند که با کارهای آزاردهنده آنها مخالفت می شود اما والدین همیشه به آنها عشق می ورزند.


5- کودکان خود را تشویق کنید.

کلمه های امیدبخش و تشویق آمیز، اعتماد به نفس را به کودکان هدیه می دهد. موفقیت ها و استعدادهای کودکان خود را به زبان بیاورید.

زمانی که فرزندانتان کار مهمی انجام می دهند حتماً به آنها بگویید که موفق بوده اند.

کودکان ما احتیاج دارند، بدانند که امیدها و آرزوهای آنها رادرک می کنیم و به طور حتم حامی آنها هستیم.

فرزندانتان را تشویق کنید تا از لحاظ روحی و معنوی رشد کنند تا زندگی متعادلی داشته باشند.


6- تجربه های خود را با کودکانتان تقسیم کنید.

هر کدام از ما داستان های ارزشمندی برای گفتن داریم. این داستان ها مشخص می کنند که عکس العمل ما در مقابل این حوادث، زندگی کنونی ما را به وجود آورده است.

با تجارب خود می توانیم کودکان مان را راهنمایی کنیم. شاید روی فرزندان شما نیز با بعضی از شرایطی که برای شما پیش آمده، روبه رو شوند و به طور حتم از تجارب شما بهره می گیرند و از اشتباهات دوری می کنند.

فرزندان ما در زندگی احتیاج به الگویی دارند تا آن را سرمشق خود قرار دهند. ارزش های وجودی را به طور عملی به فرزندان خود آموزش دهید. اشتباه های خود را قبول کرده و عذرخواهی کنید.


7- به فرزندان خود بی قید و شرط عشق بورزید.

عشق هدیه بی چون و چراست. به کوکان خود نشان دهید که آنها را در هر شرایطی دوست دارید و حمایتشان می کنید. در این صورت آنها هنگام سختی ها و مشکلات با آرامش و احساس امنیت به شما پناه می آورند.

فرزندان شما برای تصمیم گیری و تجربه موارد جدید نیاز دارند که آزاد باشند. آنها باید بیاموزند که در زندگی مسوولتی پذیر و مقاوم باشند.

آنها اجازه دارند شکست بخورند و یا پیروز شوند بدون این که قضاوتی در مورد آنها صورت گیرد. اگر همه نیازها، امیدها و انتظارات فرزندان خود را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه عشق است.

منبع : مجله موفقیت

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

روح غیر قابل نفوذ| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:33 قبل از ظهر  

 

روح غیر قابل نفوذ

دکتر« گری اسمالی » در مورد موضوع روح بسته و تأثیرات مخربی که بر کل خانواده می گذارد، توضیحات مفیدی ارایه داده است.

برای روشن شدن این موضوع دکتر اسمالی در مورد روح انسان توضیح داده است. او می گوید: "درونی ترین و عمیق ترین موجودی که در عمق وجود انسان نهفته است، روح آدمی است. معمولاً شخصی که روحی بسته و غیرقابل نفوذ دارد، بسیار زود آسیب می بیند و تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد و خود نیز باعث ناراحتی و آزردگی دیگر افراد می شود. این گونه افراد قادر نیستند با دیگران به معنای واقعی ارتباط برقرار کنند."

 

اگر کودک دارای روح بسته ای باشد، یک سری علایم و نشانه هایی از خود بروز می دهد، مثلاً مرتب در حال جنگ و دعواست. لجباز و یک دنده است، از دیگران کناره گیری می کند، به عشق و محبت دیگران اهمیتی نمی دهد، به حرف والدین خود گوش نمی دهد و یا به اصطلاح به هیچ صراطی مستقیم نیست.

 

با خواندن این مقاله شما می آموزید که با این گونه کودکان چگونه برخورد کنید. توجه داشته باشید که احساسات این کودکان بسیار آسیب دیده است. آن ها نمی دانند چطور با والدین خود ارتباط برقرار کنند و یا به عبارتی تصور می کنند پدر و مادرشان آن ها را درک نمی کنند و احساسات شان را نادیده می گیرند. اگر تشخیص دادید فرزندتان از این نوع افراد است. نگران نباشید. به توصیه های دکتر اسمالی در این مورد توجه کنید و مطمئن باشید به نتیجه ی دلخواه دست خواهید یافت.

 

1- مهربان باشید.

اگر فکر می کنید فرزندتان را رنجانده اید و احساسات او را جریحه دار کرده اید، حالا نوبت شماست که جبران کنید. دیگر به هیچ عنوان سر او فریاد نکشید و با لحن تند و خشن با او صحبت نکنید. وقتی با او آرام حرف بزنید، متوجه می شود که وجودش برای شما ارزشمند است و شما برای او احترام قایل هستید. در این مرحله است  که به تدریج با شما احساس نزدیکی می کند و تازه صحبت های شما را می شنود.

 

2- او را درک کنید.

مسایلی که باعث درد و رنج فرزندتان شده، درک کنید و خودتان را جای او بگذارید و از دید او به مسایل نگاه کنید. در این صورت است که حرف های فرزندتان را متوجه می شوید و دیگر در مقابل او جبهه نمی گیرید.

 

3- علت ناراحتی او را تشخیص دهید.

اگر فکر می کنید از شما خطایی سرنزده است، به همین راحتی از کنار این موضوع نگذرید. شاید طرز صحبت و یا طرز نگاه شما باعث رنجش خاطر او شده باشد. درست است که شما مسوول تربیت فرزندان خود هستید ولی اگر این کار را با ناراحتی و خشم و زورگویی انجام دهید، نتیجه ی کاملاً منفی خواهید گرفت.

 

4- او را در آغوش بگیرید.

به فرزندانی که در درون احساس ناراحتی و رنجش دارند، ابراز علاقه کنید، آن ها را در آغوش بگیرید تا عشق و محبت تان را درک کنند و متوجه شوند که به آن ها اهمیت می دهید. از ابراز علاقه کردن به فرزندان تان نترسید. این کار را انجام دهید، حتی اگر آن ها در ابتدا شما را نپذیرند ولی به هر حال به مرور زمان، عشق و محبت شما را متوجه می شوند و به شما پاسخ می دهند.

 

5- از او معذرت بخواهید.

مهم ترین بخش برای کار کردن با این گونه بچه ها معذرت خواستن از آنان است. ممکن است این عمل کمی سخت به نظر بیاید، ولی برای باز شدن روح فرزندتان بسیار ضروری است. اگر فرزندتان عذر شما را نپذیرفت، به آن اهمیتی ندهید. بار دیگر تمامی مراحل را مرور کنید تا به تدریج شما را بپذیرد.

 

منبع : موفقیت – با تغییر و تلخیص

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

قدری نوازشم كن! | جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:29 قبل از ظهر  

قدری نوازشم كن!

نوازش، واژه بسیار آشنایی است. معنی بسیار ساده و روانی هم دارد.

 

همان چیزی است كه همه ما در هر سنی كه هستیم به آن نیاز داریم، منتهی به اشكال متفاوت. هم نیاز داریم كه دیگران را نوازش كنیم و هم نیاز داریم كه دیگران ما را نوازش كنند. اگر دقت كنید در روابط انسانی، همین موارد كوچك و به ظاهر ساده نقش مهمی ایفا می‌كنند. اما اینكه این نقش، مثبت یا منفی است ، برمی‌گردد به اینكه ما چقدر به آن توجه داریم؛ ابعاد آن را می‌شناسیم و تا چه اندازه به قواعد بازی احترام گذاشته و در واقع به آن تن می‌دهیم.

 

نوازش در لغت‌نامه دهخدا، این گونه تعریف شده است: مهربانی، مرحمت، شفقت، خوش‌رویی، انسانیت، تسلی و دلجویی و با ذكر بیتی از نظامی، به ابعاد مفهومی این واژه پرداخته است : 

 

جرعه‌ای باده بر نوازش رود

بهتر از هرچه زیر چرخ كبود

نظامی

 

بدیهی‌ترین مورد نوازش، همان نوازش نوزاد است

 برخی او را در آغوش می‌گیرند و با تماس جسمی این نوازش را بارز می‌كنند و برخی ممكن است به شوخی او را نشگون بگیرند. حتی عده‌ای نیز امكان دارد تنها با سخنان خود او را نوازش كنند.

 

اریك برن می گوید : " نوازش را می‌توان اصطلاحا هرنوع حركتی به حساب آورد كه حضور دیگری را تایید می‌كند. تبادل "نوازش"ها یك رفتار متقابل را تشكیل می‌دهد كه واحد آمیزش اجتماعی است.

 

دكتر اسپیتز"Dr.R.Spitz"، متوجه شده است نوزادانی كه پس از تولد، برای مدتی طولانی از آغوش مادر و نوازش او محروم می‌شوند كم كم دچار افت روحی غیرقابل جبرانی خواهند شد و چه بسا سرانجام با ناراحتی‌های روانی ناشی از آن از پا درآیند. وی از این محرومیت با عنوان "محرومیت عاطفی" یاد می‌كند.

اریك برن در یك جمله، اهمیت "نوازش" در یك زندگی عادی را بیان می‌كند: "اگر نوازش نشوی، مخت می ُپكد".

وی این جمله را در واقع این گونه توضیح می‌دهد: بعد از آنكه دوران صمیمیت دامان مادر به پایان می‌رسد، فرد بقیه عمر را هر روز با این معما مواجه است كه دست تقدیر چه شاخی بر سر راهش سبز خواهد كرد.

 

یك شاخ عبارت است از نیروهای اجتماعی، روانشناختی و زیستی كه مدام سد ادامه ی صمیمیت جسمی به سبك دوران نوزادی می‌شود و شاخ دیگر تلاش مداوم اوست برای كسب مجدد آن صمیمیت.

 

در بسیاری موارد، فرد بنابر نیازش به نوعی سازگاری نشان می‌دهد. یاد می‌گیرد كه با كمترین نوازش، حتی با نوع سمبلیك آن، خود را راضی كند؛ تا آنجا كه گاهی حتی مشاهده ی یك سر‌تكان دادن در تایید كارهای او و شناخته شدن موجودیتش، برایش كافی‌است. اگرچه آرزوی اولیه او برای صمیمیت جسمانی كاهش‌ ناپذیر باقی خواهد ماند.

 

بنابراین مشاهده می‌كنید كه تبادل"نوازش" یك اصل انكارنشدنی و مهم در روابط انسانی است كه باید بهتر از این ها مورد توجه ( به خصوص والدین ) قرار گیرد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

دختران نابغه، پدران تحصیل‌كرده | جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:28 قبل از ظهر  

دختران نابغه، پدران تحصیل‌كرده

تحقیقات جدید نشان داده است پیشرفت‌های قابل‌ملاحظه‌ی هر دختری، نشان از پدری بزرگ دارد.

این تحقیقات همچنین نشان داده که روابط خوب امروز پدر با دختر، ضامن پیشرفت‌های دختر در آینده است؛ برعکس اگر روابط پدر با دختر سطحی باشد، می‌تواند نتایج معكوسی داشته باشد و دختر را در زندگی با شكست روبه‌رو سازد.

 

نتیجه تحقیقات نشان داده بیشتر دخترانی كه از نبوغ فكری بهره می‌برند و در زندگی خود پیشرفت‌های قابل توجهی دارند، فرزند پدرانی تحصیل‌كرده هستند.

 

به نوشته نشریه اینترنتی آرام، با وجود تفاوت‌های آشكاری كه میان دو جنس مؤنث و مذكر وجود دارد اما در این تحقیقات ثابت شده همه ی دخترها به پدرشان افتخار می‌كنند و آرزو دارند شریك زندگی‌شان شباهت ظاهری و اخلاقی‌ به پدرشان داشته باشد.

 

روان‌شناسان معاصر تاثیر رفتار پدر بر دختر را امری طبیعی می‌دانند و معتقدند این امر بازتابی از برخورد مهربانانه پدر با دخترش از زمان كودكی است كه غالبا با محبت شدید و ناز كردن دختر همراه است.

 

پدری كه در نوجوانی و جوانی فرزندش نیز همچنان با نگرانی و دقت تمام در پی رفع خطراتی است كه می‌تواند دخترش را تهدید كند، برای دختر به یك نماد تبدیل می‌شود تا در آرزوی شریكی در زندگی باشد كه خصوصیات پدر را یدك بكشد و بتواند با خطرهایی كه می‌تواند تهدیدی برای او در جامعه باشد، مقابله كند.

 

برخی روان‌شناسان نیز معتقدند پیشرفت دختر همیشه مدیون روابط نیكوی پدر با او نیست بلكه گاه زاییده كشف نبوغ فكری دختر از طرف پدر است؛ در نتیجه، پدر تمام تلاش خود را برای پرورش نبوغ فرزندش به‌كار می‌بندد.

 

با توجه به تاثیر پدر در پیشرفت دختر، فقدان پدر ضربه‌ ی روحی بزرگی برای دختر به حساب می‌آید كه می‌تواند معادلات زندگی‌اش را به‌هم بریزد و در حقیقت سرنوشت زیبای او را دگرگون و دختر را گوشه‌گیر و منزوی کند؛ ضمن آنكه فقدان پدر می‌تواند سبب تاثیر بر رفتار دختر در برخورد با جنس مخالف شود.

 

نمونه‌های عینی‌ای که می‌توانیم سراغ بگیریم تاییدکننده این ایده است؛ ماری كوری - فیزیك‌دان مشهور كه 2 بار در سال‌های1903 و بار دیگر در سال1911 جایزه نوبل را از آن خود كرد - فرزند پدری باهوش بود كه استاد ریاضیات بوده است.

بی‌نظیر بوتو - كه اولین و جوان‌ترین نخست‌وزیر عصـــر جـدیــد پاكســتان بود- دختر ذوالفقــار علــی‌ بوتو- رئیس‌جمهور اسبق پاكستان- است  كه حتی در زندگینامه خود از تاثیرپذیری از پدر بسیار سخن گفته است.

آندریا گاندی، فرزند جواهر لعل نهرو است كه نامش در ابعاد روشن تاریخ اخیر هند مشاهده می‌شود.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

آیا پدر و مادر خوبی هستیم؟| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:23 قبل از ظهر  

برای بچه ها مهم است که پدر و مادرشان عاشقانه زندگی کنند.

چرا نوجوانان  دچار طغیان و سرکشی می شوند؟

شما جزء کدام دسته از پدر و مادرها هستید؟ آنها که سختگیرند و معتقدند که فرزندشان باید بدون هیچ چون و چرایی از فرامین آنها اطاعت کند؟ یا آن گروه که می خواهند برعکس شیوه تربیتی والدین خود، به فرزندانشان آزادی عمل بدهند و او را محدود نسازند؟

موفق ترین والدین کسانی هستند که ضمن دوست داشتن فرزندانشان، از آنها توقع و انتظار هم دارند. آنان بدون هیچ قید و شرطی نسبت به فرزندانشان توجه نشان می دهند و ساعتی را در کنار آنها می گذرانند و از آن لذت می برند. پدر و مادر خوب، والدینی هستند که به علایق و خواسته ها و مشکلات فرزندانشان توجه می کنند و حد و مرزی نیز برای آنها قائلند.

در چنین خانواده هایی فرزند نوجوان به راحتی نظرات مخالف خود را نسبت به موضوع خاصی، بدون ترس و وحشت بیان می کند و مجبور به اطاعت بی چون و چرا و بدون هرگونه توضیح نیست.یک پدر و مادر خوب مطمئناً قوانین و محدودیت هایی منطقی و مبتنی بر عشق و دوستی نسبت به فرزند نوجوانشان در نظر می گیرند. البته همه پدر و مادرها می خواهند خوب باشند و تصورشان این است که با روش تربیتی خاصی که مدّ نظر دارند حتماً پدر و مادر خوبی هستند اما فرزندشان قدر آنها را نمی داند. اما واقعیت آن است که برخی از والدین گاه علیرغم میل باطنی خود، به دلیل تحمل فشارهای مختلف زندگی و یا خستگی و مشغله کاری زیاد، یا راه سلطه جویی و دیکتاتوری را در پیش می گیرند و یا برعکس، نوجوان را به حال خود رها می کنند. همه ما ممکن است دچار اشتباه شویم و در موقعیت خاصی چنین رفتاری را اعمال کنیم. اما منظور رفتارهایی هستند که دائماً تکرار می شوند و در حقیقت تبدیل به یک روش تربیتی درازمدت می گردند. توجه به این نکته بسیار مهم است زیرا رفتارهای دیکتاتور مآبانه ممکن است فرزند نوجوان شما را در آن لحظه وادار به اطاعت از شما کند، اما مطمئناً این روش در طول زمان اثری منفی بر روی او می گذارد و ممکن است دور از چشم شما دست به کارهای نابخردانه بزند.

با عشق و محبت و اعتماد شروع کنید

نوجوان ها حتی بیش از کودکان می خواهند مطمئن شوند که شما برای آنها زندگی می کنید و به آنها بها می دهید.

آگاهانه یا ناآگاهانه، بسیاری از نوجوان ها نگران آن هستند که شاید دیگر مانند زمان کودکی، مورد علاقه پدر و مادرشان نباشند. برخی از والدین با تعریف و تمجید از دوران کودکی آنها و این که در دوران خردسالی چقدر شیرین و با مزه بوده اند، به این نگرانی دامن می زنند. نوجوان به تضمین مجدد مهر و محبت پدر و مادرش نسبت به خود نیاز دارد و می خواهد مطمئن شود که رشد او، حتی بدرفتاری و بی ادبی اش نسبت به شما، از میزان تعهدی که نسبت به او دارید نمی کاهد. البته بین توجه به خواسته های نوجوان و برآورده ساختن هر آنچه که او می خواهد، تفاوت بسیاری وجود دارد.

اگر با فرزند نوجوانتان  رابطه خوبی ندارید، توجه به موارد ذیل می تواند مشکل شما را حل کند.

زمانی را به او اختصاص دهید

گروهی از والدین تصور می کنند که اگر فرزند نوجوانشان توجه خاصی نسبت به دوستان هم سن و سالش دارد، به این معناست که او دیگر به خانواده اش اهمیتی نمی دهد. به همین دلیل برخی از آنها برای جلب توجه او به سوی خود، مدام از دوستان وی بدگویی می کنند؛ تحقیقات انجام شده نشان می دهد که اغلب نوجوانان نه تنها تمایل دارند بیشتر اوقات خود را در کنار والدینشان بگذرانند، بلکه از آن نیز لذت می برند. اگر می خواهید رابطه خوبی با او داشته باشید، باید او را بیشتر بشناسید و از علایق و خواسته ها و حتی مشکلاتی که او را از درون رنج می دهند، آگاه شوید. باید به او ثابت کنید که برایش ارزش قائلید و به آراء و نظراتش توجه دارید. در این صورت نوجوان  شروع به درد دل خواهد کرد و خواسته ها و مسائل دیگرش را با شما در میان خواهد گذاشت. اما اگر قرار باشد صحبت های شما با او همیشه حول محور خاصی مانند مسائل روزمره زندگی و گله و شکایات شما از او دور بزند، هرگز نمی توانید توجه واقعی او را جلب کنید. متأسفانه اغلب گفت و گوهای بین والدین و نوجوانان، پیرامون موضوعات روزمره منزل و کارهای لازم الاجرا است: " این قدر سر به سر برادرت نذار" " برو موهاتو کوتاه کن" ، " این قدر با جوش های صورتت ورنرو" و ... اینها موضوعات مناسبی برای ایجاد یک ارتباط مثبت و خوب با او نیستند.

موضوعات مورد علاقه نوجوانان

موضوعات خانواده

نوجوان ها دوست دارند در تصمیم گیری هایی که بر روی همه افراد خانواده تأثیر می گذرد، دخالت داده شوند ؛ مانند مسافرت، عوض کردن خانه، بیماری، فشارهای اقتصادی و ... آنان غالباً سؤالات بی پاسخ فراوانی دارند که احتمالاً با شما در میان می گذارند. سؤالاتی مانند این که مواد مخدر  چیست؟ نشئه شدن یعنی چه؟ نباید به آنها دروغ بگویید و یا با عباراتی مانند " بعداً خودت می فهمی" یا " نمی دونم چه جوری برات توضیح بدم"، " فراموش کن"، از پاسخ به آنها طفره بروید.

مشاهده ابراز علاقه پدر و مادر نسبت به هم برای او لذتبخش است

شنیدن عبارات و جملات محبت آمیزی همچون " دوستت دارم" ، " عشق من تو هستی " و امثال آن از زبان پدر و مادر نسبت به یکدیگر، نوجوان را سرشار از امید و شادی می کند. برای او بسیار مهم است که بداند پدر و مادرش یکدیگر را دوست دارند. زیرا نوجوان همیشه از این نگرانی که ممکن است روزی والدینشان از هم جدا شوند و او را تنها بگذارند، رنج می برد و شنیدن این جملات به معنای قوت قلبی برای او است.

او را به دنیای خود راه دهید

نوجوانان دوست دارند در مورد علایق و احساسات پدر و مادر خود و یا امیدها و رؤیاها و ناراحتی ها و نومیدی های آنان مطلع باشند. آگاهی نوجوانان از این حقیقت که شما نیز همیشه نسبت به خود اطمینان صد درصد ندارید رسیدن به دوران بلوغ را برای او ساده تر می کند، هر چند که نیازی به تعریف تمام جزئیات نیست.

به او اعتماد کنید

بسیاری از والدین به قدری در امور فرزند نوجوان خود دخالت می کنند که گفت و گوی بین آنها جز بگو مگو و بحث و جدل نیست. هرگز به او به خاطر یک بار دیر آمدن برچسب های ناروا نزنید، زیرا ممکن است او را به این نتیجه برساند که با خود بگوید:" به هر حال پدر و مادرم که به من اعتماد ندارند و هر جور دلشان بخواهد فکر می کنند، پس چرا به این اعمال دست نزنم؟ "

تحسین نکات مثبت، به نوجوانان حس اعتماد به نفس می بخشد و سرزنش و تحقیر و گوشزد مکرر نقطه ضعف هایش، حس خلاقیت را از او سلب می کند و به او احساس ضعیفی و بی ارزشی می دهد.

سختگیری های افراطی ، نوجوان  را وادار به پنهان کاری خواهد کرد، پس سعی کنید بیش از حد او را محدود نسازید. اگر به آهنگ خاصی علاقه دارد، شما نیز در ظاهر امر چنین وانمود کنید که آن آهنگ را دوست دارید. زیرا عدم درک نیازهای روحی – عاطفی او، فرزند نوجوانتان را به جاذبه های خارج از منزل خواهد کشاند.

با او به احترام صحبت کنید

مطمئن باشید در مقابل رفتار محترمانه شما با فرزند نوجوانتان، او نیز در برخورد با شما همین شیوه را برمی گزیند، البته نه در طی یک روز و یک هفته. همیشه به او احترام بگذارید تا او نیز چنین کند. از سرکوفت زدن و سرزنش نوجوان به ویژه در حضور دوستان و آشنایان بپرهیزید و به جای آن، عشق و علاقه خود را نسبت به او بر زبان آورید.

اغلب پدرها با بزرگ شدن دخترانشان، از آنها فاصله می گیرند و قبول این مطلب که ممکن است دخترشان هنوز هم بخواهد مانند گذشته با آنها شوخی و بازی کند، دشوار است. مادرها هم در برابر فرزندان پسر بالغ خود همین شیوه را انتخاب می کنند. اما فراموش نکنید که دخترها هنوز هم فرزند پدرشان و پسرشان فرزند مادرشان هستند.

این شیوه رفتاری  نوجوان  را دچار نگرانی می کند و ممکن است نزد خود بیندیشید که دیگر مورد توجه پدر و مادر خود نیست

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

سیگاری، کودک سیگاری| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:20 قبل از ظهر  

کودک

پدر و مادرانی که سیگار می‌کشند، در مورد شادابی و سلامت خود و کودکان‌شان سخت در اشتباهند و این اشتباه، جبران‌ناپذیر است.

هر قدر هم قانون‌ها محکم باشند و کشیدن سیگار در مکان‌های عمومی و سربسته ممنوع باشد، کودکان در خانه‌های خود ، جایی که قانون‌ها حکم‌فرما نیست ، دچار آلودگی می‌شوند.

لازم است بدانید بیش از 500 میلیون کودک در جهان در معرض دود تحمیلی سیگار هستند.

کودکان بی‌گناه، پدر و مادران گناه كار

در بررسی‌ها دیده شده که مشتق‌های «نیکوتین» در خون نیمی از کودکان جامعه قابل اندازه‌‌گیری است. برخی از این کودکان حتی پدر و مادر یا نزدیکان سیگاری ندارند. این مساله به خاطر وجود سیگاری‌های درون شهر می‌باشد. به عبارت دیگر، فردی  که سیگار می‌کشد، می‌تواند حتی دیگر کودکان شهر را هم آلوده کند.

 

عارضه‌های سیگار در کودکان

- دود سیگار باعث مشکل‌های رفتاری در کودکان می‌شود. در خانواده‌هایی که دخانیات مصرف می‌شود، مشکل‌های رفتاری کودکان، تا 20درصد افزایش می‌یابد.

- اختلال در یادگیری و کاهش قدرت درک و اشکال در توانایی کودک در حل مساله‌های ریاضی و نیز کاهش قدرت مطالعه‌ی کودکان، از دیگر مشکل‌های ایجاد شده توسط دود سیگار می‌باشد.

- کودکان مادران سیگاری، قدی کوتاه‌تر از حد متوسط جامعه دارند.

 

پدر سیگاری ، کودک سیگاری

فرزندان افراد سیگاری، دو برابر افراد عادی، سیگاری می‌شوند. سیگار کشیدن بزرگ‌تر‌ها و تعارف سیگار به دیگران، اثر نامطلوبی بر کودکان دارد. کودک پیش از آنکه وارد جامعه شود، اغلب در منزل یا محیط‌های خانوادگی و تلویزیون، شاهد صحنه‌های سیگار کشیدن است. امروزه، کودکان به راحتی حتی از سنین پایین در معرض سیگار قرار می‌گیرند.

بهتر است هر چه زودتر، فرزندان را از این خطر آگاه کنید، چرا که کشیدن حتی یک نخ سیگار می‌تواند زمینه‌ساز و عاملی برای اعتیاد به سیگار در نوجوانی باشد.

 برای کودکی که در کنار او، سیگار کشیده می‌شود و از همان ابتدا با کشیدن سیگار توسط پدر و مادر خود که تنها الگوهای او هستند، آشنا می‌گردد، هر قدر هم تبلیغ‌هایی بر ضدسیگار صورت گیرد، فایده ندارد و او تا عارضه‌های دخانیات را به چشم نبیند، از این کار دست بر نمی‌‌دارد.

 پدر و مادر برای پیش‌گیری از سیگاری شدن کودک خود، باید زمان‌ بیش‌تری را به او اختصاص دهند. کودک، زمانی که در کنار پدر و مادرش است، احساس لذت می‌کند و قدرشان را می‌داند، حتی اگر این لحظه‌ها با کارهای معمولی پرشوند ، این لحظه‌ها، فرصت‌های گران‌بهایی هستند تا آداب زندگی کردن و تجربه‌های شخصی به کودکان منتقل شوند.

 

روش پیش‌گیری در کودکان

به‌محض اینکه کودک، قدرت تفکیک خوب از بد و زشت از زیبا را پیدا کرد، به او بیاموزید که چه موردهایی، خوب و چه موردهایی، بد است.

همان‌گونه که کودک را از آتش دور می‌کنید و یا زیان‌های مواد سمی، پاک‌کننده‌ها، الکل و مواد مخدر را به او تذکر می‌دهید، از زشتی‌های سیگار نیز به او بگویید. در سنین دبستان، کودک با خیال‌پردازی و تجربه‌اندوزی بر دانسته‌های خود می‌افزاید در نتیجه، با ارائه‌ی داستان‌ها و نمایش‌هایی از افرادی که سیگار برای‌شان مضر بوده و آنان را بدبخت و بیمار کرده و حتی باعث مرگ‌‌شان شده و یا اینکه سیگار چگونه چهره را زشت می‌کند و... به او آموزش دهید.

 در این سن، کودک به‌راحتی مساله‌های اطراف خود را تجربه و ذخیره می‌کند و سیگار کشیدن پدر و مادر به‌طور غیرقابل تصوری، روی او اثر می‌گذارد. وقتی پدر سیگاری در کنار کودک خود سیگار می‌کشد و با او درباره‌ی ضررهای سیگار سخن می‌گوید، او را دچار دوگانگی می‌کند و به این ترتیب، حتی در موردهای دیگر زندگی نیز پدر را فرد قابل اعتمادی نمی‌بیند.

 

منبع : شادكامی – با تلخیص

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مشکلات منهای میم | جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:17 قبل از ظهر  

غم
 

در دنیای ماشینی، در شهرها و در میان انسان ها گاهی افراد خود را در مقابل رویدادها و اتفاقات  کوچک  و بزرگ  ناتوان  می  پندارند ، به همین دلیل احساس  بیهودگی می کنند و توان  درست  فکر کردن و درست  ارتباط  برقرار کردن  با خود و دیگران  را از دست  می دهند، و به  عبارتی ارتباط  با زندگی  (به  مفهوم  رشد و سازندگی) را از دست می دهند. برای  این که  بتوانیم  ارتباط  با زندگی  را به صورت رشد یافته ادامه  دهیم، لازم  است برداشت و دیدگاه  متفاوتی از زندگی  داشته  باشیم . دیدگاهی  کاملا متفاوت  با دیدگاه  روزمره زندگی مان. لازم  است  بدانیم  که  رفتار ما تصادفی  نیست، بلکه  از الگویی  کاملا منطقی  پیروی  می  کند و خوشبختانه  این  الگوی  رفتاری  قابل  تغییر است. اما اگر ما به عنوان  یک  انسان  این  قابلیت  (قابلیت  تغییر) را در درون  خود نپرورانیم، زندگی  و رویدادهای  آن  همچنان برایمان عذاب آور، خسته  کننده  و کسالت  بار خواهد بود. نیاز به  تغییر، امروزه  بیش از پیش احساس می شود ، اینکه  انسان  بتواند بیشتر به  اندیشه  خود بپردازد و به  این  ترتیب  توانمندی های  خود را افزایش  دهد و به  برداشت  زیباتری  از زندگی  و زندگی  کردن  و ارتباط  با انسان ها دست  یابد. متاسفانه  از اشکالات  انسان  اینست  که  بیشتر به  کمیت های  زندگی  اش  توجه  دارد تا به  کیفیت های  اندیشه  اش ، ما برای  اندیشه  بهتر نیازمند آموزش های جدید، اطلاعات  جدید و دانش  جدید هستیم.  پیشنهاد می کنیم این  مطلب  را فقط  برای مطالعه  و دانش اندوزی نخوانید، بلکه  تلاش کنید تا با آن زندگی  کنید، به  این  معنا که  این  اطلاعات  را به  سیستم  اعتقادی  خود داده و در لحظه  لحظه  زندگی  بکوشید. 

 

کنترل  فشارهای  روانی 

در دنیای  کنونی  ما، چیزی  که  بیش  از پیش  انسان ها را تحت  تاثیر قرار می دهد فشارهای  روانی  است  که  معمولا آن  را به  شکل  اضطراب، خشم، ترس، عصبانیت  و... تجربه  می  کنیم  و اگر راه  مقابله  با این  پدیده  انسانی  (فشار روانی) را ندانیم  ممکن  است  واکنش های  نادرستی  از خود نشان  دهیم  که  جز فشار روانی  بیشتر، حاصل  دیگری  ندارد. کمابیش  همه  ما می دانیم  که  لازم  است  محیط  خانه  محیطی امن  و به  دور از هرگونه  تنش  و اضطراب  باشد، و این مطلوب  همه  خانواده هاست. همچنین  می  دانیم  که  داشتن  آرامش  تا چه  حد در سلامت  جسم  و روح  و موفقیت در زندگی  موثر است. اما براستی  چگونه  می توان  فشارهای  روانی را کنترل  کرد ،و واقعا چگونه  می شود در برابر رویدادها و اتفاقات زندگی مضطرب  نشد؟ نخست باید بیاموزیم  که  چگونه  مشکلات  را با کمترین  تحمل  فشار روانی  مهار کنیم  و نیز چگونه  نگرش خود را نسبت  به  موقعیت های  تحریک کننده  تغییر دهیم.

فراموش  نکنید که  همه  چیز از فکر ما شروع  می  شود. این  گفته  صحیحی  است  که  در دنیای  خارج  از ذهن  ما چیزی  به  نام  «فشار روانی » وجود ندارد; و این  ما هستیم  که  در برابر رویدادها واکنش های  مضطربانه  نشان  می دهیم.

 بنا به  تعریف، «فشار روانی » به  این  معناست  که  شخص  در یک  موقعیت  خاص  دچار اضطراب، دلهره، خشم، ترس  و پرخاشگری  شود. کمی  دقت  در عبارت  «موقعیت  خاص» نشان  می  دهد که  فشار روانی  در موقعیت های  خاص  آن  قابل  تعریف  است. پس  معنا به  تنهایی  وجود ندارد، بلکه  همیشه  برای  چیزی  خلق  می شود.  این  موقعیت ها عبارت اند از:

1) موقعیت های  اتفاقی

2) موقعیت های  احتمالی

3) موقعیت های  خودساخته

 موقعیت  اتفاقی:  فرض  کنید می خواهید جایی  بروید و به صورت  اتفاقی  و پیش  بینی  ناپذیر پشت ترافیک  می مانید. واکنش  اولیه  شما ممکن  است  اضطراب  باشد. شما به  این  دلیل  مضطرب  می شوید که  نتیجه  منفی دیر رسیدن  را مرتبا در ذهن  خود بزرگ  و مرور می کنید. به  این  ترتیب  مکانیسم  دفاعی  بدن  شما فعال  می شود و حرکات و رفتارهایی  را انجام  می دهید که  خود به  خود اضطراب تان  را افزایش  می دهند. در چنین  حالتی  اول  آن  اتفاق  پیش  بینی  نشده  (در این جا ترافیک) را بپذیرید. سپس  سعی  کنید به  نتایج  منفی  احتمالی  فکر نکنید زیرا ممکن  است  هرگز این  اتفاق  نیفتد، چنان که  در اکثر موارد نیز همین طور است. در چنین  لحظاتی  بهترین  کار فکر کردن  به  لحظات  خوبی  است  که  در گذشته  برای تان  اتفاق  افتاده  یا به  کارهایی  که  می خواهید در آینده  انجام  دهید. در هر صورت  شما باید شکاف  بین  حال (پشت  ترافیک  ماندن) و آینده(جاییکه  می خواهید بروید) را پر کنید. این  شکاف  بین  حال  و آینده  هرچه  اضطراب  آورتر باشد، رفتار شما با اضطراب  بیشتری  همراه  خواهد بود. به  این  ترتیب، اگر در ترافیک  مرتبا مضطرب  باشید، این  اضطراب  تا مقصد در شما باقی  خواهد ماند و در آنجا نیز نمی  توانید با آرامش  رفتار کنید. بعلاوه این  اضطراب  را به  همراه  خود به  خانه  می  برید و ناخودآگاه  این  احساس  را آن جا نیز پخش  می کنید. بنابراین  «اضطراب» شکافی  میان  اکنون  و آینده  است.

هرگاه  شما احساس  مطمئن  «اکنون» را رها کنید و با «آینده»  اشتغال  ذهنی  منفی  پیدا کنید، اضطراب  را تجربه  می  کنید.

از این  به  بعد، در موقعیت های  اتفاقی  به  وقایع  احتمالی  منفی  فکر نکنید و افکارتان  را به  چیزی  خوشایند سوق  دهید.

 

موقعیت  احتمالی:  به  معنای  بروز احتمال  یک  اتفاق  در ذهن. فرض  کنید از موعد آمدن  همسر یا فرزندتان  به  خانه  خیلی  گذشته  و او هیچ  خبری  هم  نداده. ممکن  است  اولین  فکر، فکر یک  اتفاق  بد احتمالی  برای  وی  باشد، بنابراین  شما احساس  ترس  و اضطراب  را توام  با هم  تجربه  می  کنید و می گویید دلشوره  دارم. این  یک  موقعیت  احتمالی  است، یعنی  شما احتمال  بروز حادثه  ای را می  دهید و واکنش  شما هم  به  پیروی  از فکرتان  کاملا عصبی  و مضطربانه  است. همه  این  اتفاقات  در ذهن  شما می افتد و در دنیای  بیرون  از ذهن  هنوز هیچ  اتفاقی  رخ  نداده. شاید بگویید که  دست  خودم  نیست  و این  افکار ناخودآگاه  به  ذهن  من  خطور می  کند ، اما فراموش  نکنید این  شمایید که  به  مغزتان  آموخته  اید در چنین  موقعیت هایی  چنین  افکار و رفتاری  را از خود نشان  دهد. یعنی  طبق  عادت، شما یک  فکر وسواس  گونه  از یک  اتفاق  احتمالی  را مرتب  مرور می کنید. از این  به  بعد در چنین  موقعیت هایی  کار دیگری  انجام  دهید. اولا به  اتفاق  ناگواری  که  ممکن  است  پیش  آمده  باشد فکر نکنید. دوم  به  یکی  از دوستان  یا اقوام  خود تلفن  کنید و سر صحبت  را درباره  یک  موضوع  مورد علاقه  باز کنید . یا این  که  بگویید همسرتان  دیر کرده  و شما از این  موضوع  احساس  ناراحتی  می  کنید، یعنی  احساستان  را بیرون  بریزید و خود را تخلیه  احساسی  و روانی  کنید. به  خاطر داشته  باشید در چنین  وضعیتی  اگر خود را تخلیه  احساسی  نکنید اضطراب، دلهره  و ترس  شما را در یک  وضعیت  ناهنجار رفتاری  و فکری  قرار می دهد که  با شدت  گرفتن  اضطراب، کنترل  وضعیت  رفتاری  خود را نیز از دست  می  دهید. به  علاوه، اگر فرزندانی  داشته  باشید، با این  رفتار به  آنها یاد می دهید که  در چنین  موقعیت هایی  این  گونه  مضطربانه  رفتار کنند ،رفتاری  که  شاید شما هم  از والدینتان  آموخته  باشید. 

فراموش  نکنید شما همان  چیزی  می  شوید که  بیشترین  تمرین  را برایش  کرده اید.

 اگر در بیشترین  حالت های  زندگیتان  مضطرب  هستید، یا از چیزی  می  ترسید، یا غمگین  هستید و یا هر نوع  فشار روانی  دیگر را متحمل  می شوید، این  یک  عادت  فکری  و رفتاری  است  که  خودتان  با تمرین  ناخودآگاه  در خود به  وجود آورده اید.

 

موقعیت  خود ساخته:  حال  ببینیم  چگونه  خود شخص ، فشار روانی  را بر خود تحمیل  می  کند. در موقعیت هایی  که  عامل  به  وجود آورنده  آنها ممکن  است  خود شما باشید، بزرگترین  دلیل  برای  بوجود آمدن  موقعیت، «بایدها»ی  شماست ، یعنی  انتظاراتی  که  از دیگران  دارید تا برای  شما یا طبق  میل  شما انجام  دهند. مثلا می خواهید فرزندتان  آن  گونه  باشد که  شما می  پسندید، یا همسرتان  طوری  رفتار کند که  مطابق  میل  شماست ، و این  موضوع  را ممکن  است  با کنایه  یا با امر و نهی به  آنان  منتقل  کنید. به  این  ترتیب شما آنها را در یک  واکنش متقابل  می اندازید، واکنشی  که  ناگزیر در آنها فشار روانی  به  وجود می آورد. در این  صورت  شخص  مجبور می شود این  فشار را یا به  صورت  خشم، یا به  صورت  اضطراب  درونی  از خود نشان  دهد. با این  کار فشار روانی  درهر دو طرف  افزایش  می  یابد و موجب  تنش  و عصبانیت  در خانواده  می  شود. اما علت  این که  اینگونه  «بایدها» در زندگی  عده ای  از مردم  بسیار زیاد است  چیست؟ علت ، کمال  طلبی  مطلق  است. بعضی ها می  خواهند همه  چیز را به  صورت  کمال  مطلق  داشته  باشند و اصلا نمی توانند با عیب های  کوچک  و گاه  بزرگ  خود و دیگران  بسازند. شما نمی توانید هیچ  شخص  کمال  طلب  مطلقی  را پیدا کنید که  آرامش  درونی  داشته  باشد ، چنین  شخصی  مرتبا درگیر فشارهای  روانی  است. زیرا او به  جای  تمرکز روی  داشته های  مثبت  و کاربردی  خود، بیشتر روی  نواقص  و عیب های  خود یا دیگران  متمرکز می شود و از آنجا که  نمی  تواند به  صورت  منطقی  و درست  تفکرات  خود را سازماندهی  کند ، شروع  به  نق  زدن  می  کند. شاید فکر کنید منظور این  است  که  اصلا به  رفع  نواقص  فکر نکنید ،نه  این  طور نیست.  منظور این  است  که  در عین  این  که  به  راه های  بهتری  برای  رفع  مشکلات  و عیب ها فکر می کنید، از شرایط  موجود زندگی  خود لذت  ببرید و با عیب های  کوچک  بسازید. تنها در این  صورت  می  توانید آرامش  درونی  خود را حفظ  کنید.

 

مشکلات 

گاهی  مشکلاتی  سر راه  ما قرار می گیرند که  ما را دچار فشارهای  روانی  می  کنند. نوع  برخورد با مشکلات  می  تواند سرنوشت  ساز باشد. موانع  و مشکلات  قسمتی  از زندگی  هستند.

شادی  حقیقی  آن  زمان  نیست  که  هیچ  مشکلی  نداشته  باشیم، بلکه  شادی  وقتی  به  وجود می  آید که  نوع  رفتار و ارتباط  خود را با مشکلات  تغییر دهیم.

لازم  است  مشکلات  را به  عنوان  تلنگری  برای  هوشیار شدن  ببینیم، فرصتی  برای  تمرین  صبوری. از اصول  اولیه  زندگی  این  است  که  سختی ها را بهترین  موقعیت  برای  تمرین  خوشرویی  بدانیم. آرامش  درونی  زمانی  بدست  می  آید که  تضادهای  گریزناپذیر زندگی  مانند رنج  و لذت، شکست  و موفقیت، زندگی  و مرگ، ازدواج  و جدایی، و غم  و خوشحالی  را بپذیریم. مشکلات  می  توانند به  ما بیاموزند که  بزرگوار و فروتن  باشیم ،به  این  شرط  که  از مشکلات  نترسیم  و آنها را فرصتی  برای  بهتر شدن  بدانیم. بنابراین  راه  غلبه  بر فشارهای  روانی، فرار از مشکلات  نیست، بلکه  پذیرش  آنها به  عنوان  بخشی  از زندگی  است. اگر دیدگاه  خود را تغییر دهیم، مشکلات  می  توانند عاملی  برای  خلق  یک  زندگی  بهتر و رشد یافته  تر باشند ولی  اگر دیدگاهمان  این  باشد که  «چرا من؟»، فشار روحی  بیشتری  را باید تحمل  کنیم. راستی  آیا تا به  حال  فکر کرده اید که  اگر «میم» مشکلات  را برداریم، چه  می شود؟!

 

منبع : روزنامه ابتکار - با تغییر وتلخیص

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

کودک پنهان ما| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:8 قبل از ظهر  

 کودک درون

تحلیل‌گران رفتار متقابل می‌گویند: «هر کس در واقع سه نفر است.» منظور تحلیل‌گران رفتار متقابل، این است که مردم به سه شیوه می‌توانند عمل کنند، به شیوه والد، به شیوه بالغ و به شیوه کودک. این سه شیوه رفتار ساختار رفتاری فرد را تشکیل می‌دهند.

 

والد: مجموعه‌ای از عقاید ضبط شده و پیشداوری‌هاست. کسی که در حالت والد بسر می‌برد مثل پدر و مادرش یا اطرافیانش مسائل را می‌بیند و مثل آنها احساس و رفتار می‌کند.

بالغ: کامپیوتر انسان است و بر مبنای اطلاعاتی که در خود اندوخته است، عمل می‌کند و طبق برنامه منطقی خویش، محاسبات را انجام می‌دهد. بالغ، عاری از هیجان است و کاملا منطقی است.

کودک: وقتی در این حالت هستیم نه تنها بچه گانه رفتار می‌کنیم بلکه واقعا بچه می‌شویم. در این حالت درست مثل بچه‌‌ها رفتار می‌کنیم و دنیا را مثل بچه‌ها می‌بینیم و به دنیا همچون کودکان واکنش نشان می‌دهیم. در حالت مذکور مثل بچه سه، پنج یا هشت ساله‌ای می‌شویم که فقط عضلات و استخوان‌هایش بزرگ شده‌اند.

 

وقتی کودک درون ما متنفر، عاشق، بازی‌گوش و خود انگیخته است، به آن کودک طبیعی یا شازده کوچولو می‌گویند. اما وقتی که متفکر و خلاق و خیال‌پرداز است به او کودک شهود گرا یا پروفسور کوچولو می‌گویند. وقتی هم ترسو، گناهکار یا خجول است، به او کودک سر به راه  می‌گویند.در مجموع کودک، در تحلیل رفتار متقابل منبع خیر است و یگانه منبع خلاقیت، سرگرمی و تولید و یگانه منبع تجدید و نوسازی زندگی است.

 

گرچه نمی‌توان گفت که یکی از جنبه‌های شخصیت مهم‌تر از دیگری است، چون هر سه حالت فوق لازم و ضروری هستند،

اما کودک، آن بخش از شخصیت است که واپس زدن و خفه کردن آن نه تنها نشاط و شادابی را از فرد می‌گیرد بلکه فرد را در معرض انواع اختلالات جسمانی و روان پزشکی قرار  می‌دهد.

 در قسمت زیر با تکنیک‌هایی آشنا می‌شوید که می‌توانید به کمک آن، کودک درون خود را زنده و سرحال نگه دارید و بدین ترتیب شادابی، طراوت و خودانگیختگی خود را حفظ نمایید.

کودک درون کیست؟

کودک درون، کودک خردسالی است درون شما، که مایل است مراقبت شود، تغذیه شود و دوست داشته شود. این کودک خردسال که از دوران کودکی با شما بوده هنوز هم به عنوان یک کودک  درون شما باقی مانده است. کودک کوچولو و شیطون درون شما رام و کنترل شده است. او مجموعه‌ای از هیجانات و احساساتی است که شما درونتان دارید و آنها را کنترل می‌کنید. همه این هیجانات و احساسات خوشایند و ناخوشایند، کودک درون شما را تشکیل می‌دهند.

 

کودک خلاق، احساساتی، هنری و خیالپرور درونتان که در طول زمان توسط شما و محیط شکل گرفته، و کنترل شده است، همچنان به حالت اولیه خود که کودکی سرشار از انرژی، هیجان و شیطنت است وجود دارد و نیازمند آزاد شدن است. وقتی کودک درونتان مورد بی‌توجهی غفلت و بدرفتاری قرار می‌گیرد، وقتی از ارضای خواسته‌هایش جلوگیری می‌شود، وقتی صدمه می‌بیند، وقتی خود را در لایه‌ای از نقاب می‌پوشاند و از دید دیگران مخفی می‌سازد، وقتی وجود او را انکار می‌کنید و نادیده می‌گیرید (احساسات خود را انکار می‌کنید و نادیده می‌گیرید)، این کودک خردسال جایی در زیر سطح روان شما پنهان می‌شود و با این کار احساسات نگرانی، اضطراب، ترس و افسردگی را در شما ایجاد می‌کند.

 

گرچه ممکن است آن را فراموش کرده باشید و نسبت به وی بی‌توجه باشید، ولی او درونتان حضور دارد و بی‌توجهی و کم محلی شما را با لجبازی پاسخ می‌دهد. اگر به او توجه کنید و با او مهربان باشید، می‌داند چگونه شما را سرگرم کند، از زندگی لذت ببرید و  بازی کنید.

اگر او را دنبال کنید، می‌تواند به شما کمک کند تا از خستگی روانی در زندگی پیشگیری و استرس را در زندگی‌تان کنترل کنید.

 اگر توجه و مراقبت لازم از او به عمل آید، می‌تواند دوست واقعیتان باشد و مانند یک بزرگسال در کنارتان قرار گیرد.

 

خشکی و جدیت بیش از اندازه را از شما بگیرد و شما را لطیف‌تر کند. به شما کمک کند تا بر ترس‌هایتان غلبه کنید، انعطاف‌پذیر باشید و تغییرات لازم را در زندگی‌تان ایجاد کنید. شخص کوچولوی درون شما نیازمند مراقبت، حمایت، تایید و شفاست و شما برای این‌کار به ابزار زیادی احتیاج دارید. اگر آنچه می‌خواهید، به او بدهید می‌توانید زندگی جدید و سالمی را آغاز کنید و امکان رشد شخص خودتان را فراهم آورید.

 

نشانه‌های مناسب کودک درون

وقتی کودک درون شما فعال می‌شود، بی‌تردید احساسات و هیجانات را تجربه می‌کنید:

زمانی که در بازی یا سرگرمی غرق شده‌اید، زمانی است که کودک درونتان در شما فعال شده است. همچنین است وقتی...

- زمانی که با تماشای یک فیلم یا دیدن یک نمایش تلویزیونی گریه می‌کنید.

- زمانی که با کودکان خوش‌ و یش و بازی می‌کنید.

- وقتی از بازی کردن با اسباب‌بازی کودکان لذت می‌برید.

- زمانی که برنامه‌های کودکان و کارتون‌هایی را که برای آنها ساخته شده است نگاه می‌کنید، مجذوب می‌شوید و لذت می‌برید.

- زمانی که برای چیزهایی که در گذشته داشته‌اید و آنها را از دست داده‌اید، گریه می‌کنید و دچار سوگ می‌شوید.

- زمانی که می‌خواهید توجه بزرگترهای خانواده یا فامیل را جلب کنید و از محبت آنان برخوردار شوید.

- زمانی که به خواندن کتاب‌های کودکان می‌پردازید، فیلم تماشا می‌کنید و یا آلبوم عکس‌های دوران کودکی‌تان را نگاه می‌کنید.

- زمانی که ادای دختر یا پسر کوچولویی را در می‌آورید، مانند آنها حرف می‌زنید و احساسات شدیدی را مانند گذشته تجربه می‌کنید.

ادامه دارد...

 

منبع: ماهنامه آموزشی اطلاع رسانی کودک

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

توجه به خواست همسر| جمعه چهارم مرداد 1387 | 3:3 قبل از ظهر  

 
 
امام حسین علیه‏السلام به خواست، علاقه و حسّ زیبایی دوستی همسرش، توجّه خاصّی می‏نمود و برخی اوقات به همین خاطر با انتقادات اصحاب و دوستان خود رو به رو می‏شد؛ ولی به خواست های طبیعی و مشروع همسر خویش احترام می‏گذاشت
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

به فرزندانتان ظلم نكنید | جمعه چهارم مرداد 1387 | 2:59 قبل از ظهر  

 

شاید به جرات بتوان گفت یکی از تلخ ترین اتفاقات برای هر پدر و مادری آن است که صاحب فرزندی با ناهنجاری مادرزادی شوند.
به علاوه تصورش را بکنید که چنین کودکی علی رغم صرف هزینه های مادی فراوان در بسیاری از موارد ، سلامت کامل خود را نیز باز نخواهد یافت.
با این حال نکته اینجاست که بسیاری از این ناهنجاری ها که می توانند به دلایل مختلف وراثتی ، اثرات محیطی ، داروها ، میکروب ها و ویروس ها یا تشعشعات ایجاد شوند ، قابل تشخیص و پیشگیری آن هم در دوران جنینی هستند ، بدون آن که بسیاری از زوجین به این شیوه های تشخیص و پیشگیری توجه کنند.
شاید یکی از دلایل این ناآگاهی عدم آموزش صحیح و کافی کسانی است که قصد فرزنددار شدن دارند.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا این آموزش ها و نیز خدمات لازم به والدین و نوزادان دچار ناهنجاری توسط موسسات غیردولتی (
NGO
) صورت می گیرد و لیکن در کشور ما متاسفانه کمبود این گونه موسسات بشدت احساس می شود.
با این حال یک نمونه از این موسسات طی 2 سال اخیر فعالیت خود را در کشورمان معطوف به این گونه خدمات کرده است.

ناهنجاری های مادرزادی طیف وسیعی از بیماری ها را تشکیل می دهند که در دوران تکامل جنین به علل مختلف ایجاد و موجب نقص در تکامل جنین می شوند. این نقص می تواند در هر کدام از دستگاه ها از جمله مغز ، قلب ، کلیه ها، دستگاه گوارش و در اندام ها و غدد درون ریز اتفاق بیفتد. تصورش را بکنید نوزادی که قسمتی از نخاعش تشکیل نشده یا دچار نارسایی حفره های قلب است یا مری بسته دارد یا دستها و پاهایش ناقص تشکیل شده است ، چگونه خوشحالی پدر و مادرش را به عزا تبدیل می کند. موسسه حمایت از کودکان با ناهنجاری های مادرزادی گروهی از اساتید رشته های مختلف نوزادان ، جراحی کودکان ، قلب کودکان ، غدد، اعضای کودکان و ارتوپدی درصدد برآمدند گروهی از خیرین را کنار خود جمع کنند و برای نخستین بار در کشور موسسه حمایت از کودکان با ناهنجاری های مادرزادی را تاسیس کنند. دکتر صلاح الدین دلشاد، فوق تخصص جراحی کودکان و ریاست این موسسه با اشاره به این که مجموعه فوق فعالیت خود را از سال 1384 آغاز کرده است ، می افزاید: این موسسه برای اولین بار توانست آمار ناهنجاری های مادرزادی در استان تهران را استخراج کند که بالاترین رقم به لب شکری (6 در 1000 نوزاد) ، ضایعه نخاعی کمری در نوزاد (5 در 1000) ، نقص اندام ها (5 در 1000) و تجمع آب در جمجمه و نقص تشکیل مجاری ادرار (3 در 1000) اختصاص داشت در عین حال ما همه افراد را در موسسه به عضویت می پذیریم. اگر بتوانیم برای هر بیمار در سراسر کشور ، در همان روز پذیرش می گیریم چرا که ما با مراکز جراحی اطفال در تهران و شهرستان ها مرتبط هستیم (شهرستان هایی که این مراکز را دارند شامل شیراز، اصفهان ، تبریز ، مشهد ، قزوین و رشت هستند). در تهران نیز در مراکز وابسته به سه دانشگاه علوم پزشکی ایران ، تهران و شهید بهشتی پذیرش می گیریم.
به علاوه خانواده هایی را که مشکل مالی دارند ، برای تامین هزینه های درمانی حمایت می کنیم.
علاوه بر این خدمات ، برگزاری کنفرانس های ماهانه با پزشکان و پرستاران را به منظور ارائه آموزش های لازم به نوزادان دارای ناهنجاری مادرزادی در برنامه های خود داریم البته آموزش برای همه خانواده هایی که بیمارانی از این دست دارند در کنار آموزش پزشکان از دیگر خدماتی است که توسط موسسه ارائه می شود.
پیشگیری بهتر از درمان

همان گونه که پیشتر نیز گفتیم ناهنجاری های مادرزادی در دوران جنینی قابل تشخیص و پیشگیری هستند. دکتر دلشاد به این شیوه ها اشاره کرده و می افزاید: مصرف فولیک اسید از 3 ماه پیش از بارداری می تواند تا 80 درصد از بروز ناهنجاری ها در نوزاد جلوگیری به عمل آورد. به علاوه در کنار مصرف این دارو ، ابتلا یا عدم ابتلا به بسیاری از بیماری ها در 3 ماهه اول بارداری با برداشتن مایع آمنیوتیک قابل تشخیص است.
گفتنی است سقط جنین در موارد ضروری از لحاظ شرعی و قانونی تا 3 ماهگی مجاز شناخته شده است

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اگر چنين هستيد ، صبر كنيد ، ازدواج نكنيد| جمعه چهارم مرداد 1387 | 2:47 قبل از ظهر  

 
1 - اگر در خانواده پدري و زندگي مجردي خود ، مسئوليت كاري را به عهده نمي گيريد يا در مسئوليت محوله تعلل مي ورزيد. ( تنبلي و بي مسئوليتي)
2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غير منطقي بوده يا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضي كننده نداريد و نتوانسته ايد تعامل قابل قبولي ايجاد نمائيد. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعي صحيح با ديگران)
3 – اگر در زندگي ، مرتب شغل خود را عوض كرده ايد، با دوستان زيادي به خاطر مشكلاتي قطع رابطه نموده ايد، رشته تحصيلي خود را تغيير داده  يا ترك تحصيل كرده ايد، علائق خود را نيمه كاره رها كرده ايد و ثبات فكري ، احساسي و رفتاري نداريد.( عدم ثبات فكري، احساسي و رفتاري)
4 – اگر تصور مي كنيد ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آينده به دلخواه خود تغيير مي دهيد. (خطاي شناختي)
5 – اگر به دنبال همسر مناسبي هستيد به نحوي كه در زندگي مشتركتان در آينده با هيچ گونه مشكلي مواجه نشويد. (خطاي شناختي)
6 – اگر در پي كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئوليت هايتان بر دوش ديگران قرار مي گيرد. (اصالت لذت، و عدم مسئوليت پذيري)
7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خويش را قبول داريد و در برابر ديگران حالت دفاعي يا حالت تهاجمي مي گيريد و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار ديگران نيستيد. (واكنش دفاعي و خود ميان بيني)
8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمي بينيد. (عدم خودآگاهي)
9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پيشنهادات ديگران، تغييري در رفتار هاي شما ايجاد نشده است. (عدم مديريت خود يا خود مديريتي)
10 – اگر مسائل كاري شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صميمي در خانواده ( خانواده پدري) مي شود يا مسائل و مشكلات شخصي شما در تمام حوزه هاي زندگيتان تاثير مي گذارد و در هم تنيده مي گردد. (مشكل در تقسيم وظايف و تعارض نقش ها)
11 – اگر به هيچ وجه قادر به تغيير برنامه هاي از قبل طراحي شده خود نيستيد( حتي اگر شرايط تغيير كند) و بسيار متعصب ، خشك و غير قابل انعطاف هستيد. (‌عدم انعطاف پذيري لازم)
12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل مي كنند)، نمي باشيد. (عدم اگاهي اجتماعي)
13 – اگر بيشتر به جاي گوش كردن ، صحبت مي كنيد و بيشتر از آنكه سعي كنيد ديگران را بفهميد ، سعي داريد كه ديگران شما را درك كنند. (عدم مديريت رابطه)
14 – اگر بسيار هيجان طلب هستيد و صرفاً ، هيجانات شما را به سويي مي كشاند و قادر به تعويق انداختن خواسته هايتان نيستيد. (خود يا اگو ضعيف ، هوش هيجاني پائين)
15 – اگر براي رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه اي نداريد و منفعلانه و واكنشي نسبت به ديگران عكس العمل نشان مي دهيد.( رفتار بي تعقل يا انعكاسي، مشكل در شيوه حل مسئله)
16 – اگر عادت داريد به جاي حل مشكلات از آنها فرار كنيد يا اجتناب بورزيد يا واكنش شما به مسائل بي تفاوتي هست. (پاسخ اجتنابي به رويدادها)
17- اگر در آينه نگاه ديگران، شما فردي غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتي، بدبين، گوشه گير، پرخاشگر، دمدمي مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگين يا تكانشي ( كسي كه يكباره بدون مقدمه و از روي احساس دست به عملي مي زند و پيامدهاي آن را نمي سنجد) به نظر مي آئيد. (اختلال شخصيت)
18 – اگر فكر مي كنيد، از ميان چند ميليارد ساكنين كره زمين ، فقط و فقط يك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غير اين صورت زندگي شما بي معنا شده و بايد بميريد يا تا آخر عمر مجرد بمانيد.( خطاي شناختي ، عدم كنترل احساس ، هوش هيجاني ضعيف)
19 – اگر بدون اينكه خود را دقيقاً‌ ارزيابي كنيد و بشناسيد ،‌دنبال همسر مناسب مي گرديد. (‌عدم شناخت خود)
20 – اگر وضعيت فعلي اتان راضي كننده نيست و براي رهايي و فرار از موقعيت ، اقدام به ازدواج مي كنيد. (مشكل در شيوه حل مسئله)
 
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چگونه با نوشتن گزارشات کاری رئیس خود را تحت تاثیر قرار دهیم| پنجشنبه سوم مرداد 1387 | 11:32 بعد از ظهر  

 

 




رایج ترین مشکلات نگارشی کارمندان


اگر مشغول تهیه یک گزارش کاری برای رئیس خود هستید و یا در حال نوشتن اولین کتابتان، در هر دو حالت بدون شک، ده نکته زیر به شما کمک خواهد کرد تا یک کار برجسته خلق کنید.

گزارش نویسی یکی از کارهای رایج در دنیای تجارت امروزی است. علی رغم اینکه اکثر افراد تمایل چندانی به نوشتن گزارشات ندارند، اما نحوه نگارش یک گزارش می تواند اعتبار شما را چه در زمینه نویسندگی و چه در زمینه کاری افزایش داده و یا برعکس به مخاطره بیندازد.


مهم نیست که تا چه اندازه در کارتان موفق هستید، اگر به آسانی قادر به نوشتن در مورد آن نباشید در حقیقت در زمینه مکاتبات شغلی و ارزش گذاری حرفه خود ضعف دارید.


امروزه بسیاری از مدیران از ناتوانی کارمندان خود – حتی کارمندان تازه فارغ التحصیل – در نوشتن شکایت دارند. هر چند نرم افزارهای پردازش متن، به طور اتوماتیک غلط های املایی و اشکالات دستور زبان را چک می کنند، اما هنوز این دو مورد از رایج ترین مشکلات نگارشی کارمندان به شمار می روند.


با رعایت ده پیشنهاد زیر بدون شک نه تنها رئیس، بلکه مدیر اجرایی ارشد را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهید داد:


?- مخاطبان اصلی را در نظر بگیرید.
مخاطبین شما چه کسانی هستند؟ نایب رئیس شرکت؟ مدیر بخش؟ مدیر ارشد؟ یا ترکیبی از همه این موارد؟ شما باید نوشته خود را به گونه ای پیش ببرید که احساس راحتی در مخاطبان ایجاد نموده و توجه
آنها را به نکات مورد نطرتان معطوف نماید.. اگر مخاطبان شما از چندین دپارتمان مختلف هستند، می توانید بخش های جداگانه ای برای هر یک در نظر بگیرید و یا در حد پایین ترین سطح معلوماتی مخاطبان، موضوع مورد بحث را تفسیر نمایید؛ درحقیقت بدین روش سهولت درک موضوع، تضمین می گردد. در چنین حالتی اگر یکی از مخاطبان نیاز به اطلاعات بیشتری داشته باشد می توانید به آسانی در اختیارش قرار دهید و یا به عنوان ضمیمه در انتهای مطلب مربوطه آن را ارائه نمایید.


?- چکیده ای از کل مطلب را در صفحه آغازین بگنجانید.
نکات مهم و برجسته مطلب خود را تحت چندین پاراگراف و یا به صورت یک لیست، مشخص نمایید. از آنجایی که ممکن است صفحه اول، تنها صفحه ای باشد که خوانده می شود- خصوصا در مورد افرادی که محدودیت زمانی دارند و امروزه تعدادشان اندک نیست - مهمترین و تاثیرگذارترین بخش از کار شما را تشکیل می دهد. این صفحه را چندین بار بازنویسی کنید تا به بهترین نتیجه ممکن برسید.


?- پاراگراف های کوتاه در متن به کار ببرید و تیترهای اصلی و فرعی را به منظور تاکید بیشتر مجزا کنید.
تیترهای اصلی و فرعی باید مستقیما با خلاصه مطلب در ارتباط باشند تا اگر خواننده در مورد یک بخش خاص تمایل به مطالعه بیشتری داشت، به آسانی مطلب مورد نظرش را پیدا نماید.


?- جملات کوتاه به کار ببرید.
از به کارگیری جملات بلند خودداری کنید و هیچگاه کل پاراگراف را در یک جمله نگنجانید، بلکه آنرا به جملات کوتاهتر تقسیم نمایید. دنبال کردن جملات بلند علاوه بر دشواری، از میزان علاقه خواننده به پی گیری ادامه مطلب می کاهد.


?- در تایپ مطلب از فونت های خوانا استفاده کنید.
برخی از فونت ها از جمله سری Serif faces خواناتر از بقیه هستند. فونت Times New Roman همواره انتخاب مطمئن و مناسبی برای تایپ متون است. از به کار بردن فونت های غیر استاندارد تا حد امکان خودداری نمایید.


?- سعی نکنید با لغات، خواننده را تحت تاثیر قرار دهید.
موضوعات پیچیده را می توان در قالب لغات ساده توضیح داد. در حقیقت این کار درک موضوع را آسان تر می کند. لغات پیچیده و اضافی نه تنها ایجاد ابهام می کنند، بلکه این امکان را بوجود می آورند که در بسیاری از موارد خواننده معنای لغات را نداند.


?- به خاطر داشته باشید که زبان مادری شما ممکن است زبان اول همه خوانندگان نباشد.
حتی اگر خوانندگان شما افراد تحصیل کرده باشند، ممکن است با برخی واژه ها در زبان شما آشنایی نداشته باشند. در حقیقت یکی از مزایای گزارش کتبی این است که برای افرادی که زبان مادری متفاوتی دارند، درک آن بسیار آسان تر از ارائه شفاهی خواهد بود، به علاوه در این حالت خواننده فرصت بیشتری برای بررسی معنی مورد نظر شما در اختیار دارد.


?- از به کار گیری اصطلاحات و حروف اختصاری تا حد امکان پرهیز کنید.
حتی اگر شما و رئیس تان معنای حروف اختصاری خاصی را می دانید، بقیه خوانندگان را نیز در نظر بگیرید. به کار گیری این قبیل کلمات گزارش شما را پیچیده و غیرقابل فهم می کند. هر چه مخاطبان شما گسترده تر باشند، بهتر است از لغات استاندارد موجود در فرهنگ لغت استفاده نمایید زیرا ممکن است خوانندگان با اصطلاحات مختصر نویسی آشنایی نداشته باشند. اگر ناچار به استفاده از حروف اختصاری هستید، یک بار به طور کامل کلمه مربوطه را بنویسید و پس از آن برای اشاره به آن کلمه حروف اختصاری به کار ببرید. به عنوان مثال سازمان سلامتی جهانی (World Health Organization) را به صورت (WHO) استفاده نمایید.


?- غلط های املایی و دستور زبان را چک کنید.
فراموش نکنید که نرم افزارها ممکن است در این مورد اشتباه کرده و یا ازبرخی غلط ها به دلیل عدم درک مفهوم لغات ، چشم پوشی نمایند. اگر به غلط گیری نرم افزاری که مورد استفاده تان است اطمینان کامل ندارید، هنگام نوشتن گزارش یک فرهنگ لغت و یک مرجع گرامری در دست داشته باشید.


?? – پس از اتمام، گزارش را کلمه به کلمه بازخوانی نمایید.
پس از اینکه خودتان چندین بار گزارش را بازخوانی نمودید، از شخص یا اشخاص دیگر نیز درخواست نمایید آن را مطالعه کنند. هر چه تعداد افرادی که متن شما را چک می کنند بیشتر باشد، امکان یافتن اشتباهات بیشتر است. از این افراد بخواهید که نوشته شما را نقد کنند و آن را از لحاظ قابل درک و کامل بودن مورد ارزیابی قرار دهند. به خاطر داشته باشید که حتی نویسندگان حرفه ای نیز قبل از چاپ، کارهایشان را مرور می کنند.


از این پس نکات فوق را در نوشتن گزارش در نظر داشته باشید، به طور قطع، نه تنها موفق می شوید، بلکه یک سر و گردن از همکارانتان بالاتر خواهید بود.


منبع : theatlasphere.com

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

روشهای کوچک کردن شکم| پنجشنبه سوم مرداد 1387 | 11:15 بعد از ظهر  

 
به منظور کوچک شدن شکم، لایه های چربی موجود در اطراف شکم باید از بین برود و از آنجا که این دستگاههای ابتکاری قادر به انجام این کار نیستند، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.

وسایلی نظیر شکمبندهای لاغری به تنهایی هیچ تاثیری در تناسب اندام شما ندارند همه ما دوست داریم شکمی صاف و کوچک داشته باشیم، شاید به همین دلیل هر سال هزینه های هنگفتی صرف تحقیقات در زمینه یافتن روش های جدید برای از بین بردن چربی های اطراف شکم می شود.

در حال حاضر بیش از 200 مدل دستگاه مختلف برای کوچک کردن شکم وجود دارد، دستگاههای غلطکی، ضربه زننده، لرزاننده و ... . شعارهای تبلیغاتی تمام این دستگاهها ادعا می کنند که با استفاده از آنها می توانید شکم خود را کوچک کرده و به سایز مطلوب برسانید.

اگر فکر می کنید استفاده از این دستگاه ها به تنهایی برای کوچک کردن سایز اندام های مختلف بدن کافی است، سخت در اشتباهید. این قبیل وسایل تنها کمک ناچیزی برای رسیدن به هدف مورد نظر شما هستند.

به منظور کوچک شدن شکم، لایه های چربی موجود در اطراف شکم باید از بین برود و از آنجا که این دستگاههای ابتکاری قادر به انجام این کار نیستند، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.

داشتن اطلاعات اولیه در مورد طرز کار عضلات اطراف شکم و این که چگونه بدن شما چربی را می سوزاند، قدم اول برای موفقیت در صاف کردن شکم و باریک کردن سایز دور کمرتان است.

به طور کلی عضله یا ماهیچه را می توان بافتی دانست که در هنگام حرکت منقبض می شود. همانطور که عضله هیچگاه به چربی تبدیل نمی شود، چربی نیز هیچگاه به عضله تبدیل نخواهد شد. اما اضافه وزن و چربی زیادی باعث کم شدن حجم عضله های شما و گاهی از بین رفتن تدریجی آنها می شود. در اکثر افرادی که پا به سن می گذارند این اتفاق ناخودآگاه می افتد.

بنابراین اگر هدف شما داشتن اندامی متناسب و شکمی صاف است، اولین قدم از بین بردن لایه های چربی موجود روی عضله های شکمتان است. در واقع به طور طبیعی شکم همه افراد صاف است اما در مواردی که با چربی اضافی پوشیده شده، به نظر بزرگ می رسد.

موثرترین روش برای کوچک کردن شکم ترکیبی است از حرکات ورزشی متمرکز روی شکم و کمر و نیز تلاش برای ثابت نگه داشتن قند خون. ثابت بودن میزان قند خون شما از چاق تر شدن و افزایش چربی های اضافی در بدنتان جلوگیری می کند و کمک می کند که بدن شما آسانتر بتواند چربی های اضافی را بسوزاند.

(1) باید یک سری حرکات ورزشی تصاعدی را شروع کنید. عضله های شکم عمدتا برای خم کردن و چرخاندن بالاتنه به جلو، عقب و یا طرفین مورد استفاده قرار می گیرند. هدف اصلی حرکاتی شبیه دراز و نشست که در اکثر دستگاههای مخصوص کوچک کردن شکم انجام می شود، استفاده و فعال کردن از این عضلات است.

برای قوی کردن عضلات شکم حرکات زیر را به صورت ترکیبی انجام دهید :

- خم شدن به سمت جلو، عقب و پهلو
- چرخاندن کمر به حالت دورانی

عضله های شکم شما مانند همه عضلات بدن لازم است حداقل سه بار در هفته فعالیت داشته باشند. اگر می خواهید از پیشرفت کارتان مطمئن شوید هر بار ورزش ها را با جدیت بیشتری انجام دهید.

(2) سوخت و ساز بدنتان را با تمرینات کوتاه و سنگین شکم افزایش دهید. ورزش های شکم اگر درست انجام شوند به راحتی می توانند سوخت و ساز بدن شما را به مقدار زیادی افزایش دهند. این کار باعث می شود چربی اضافی در بدن شما مصرف شده و ذخیره نشود.در زیر مدت زمان لازم برای انجام حرکات تناوبی در هر نوع حرکت ورزشی اعم از : دوچرخه سواری، پیاده روی و شنا ذکر شده :

- 2 تا 5 دقیقه با حرکات آرام بدن خود را گرم کنید

- مدت 30 ثانیه حرکات سنگین تر را با حداکثر سرعت ممکن انجام دهید

- مدت 1 دقیقه حرکات ملایم تر انجام دهید. در واقع این زمان برای نفس گیری و شروع مجدد لازم است

حرکات فوق را به تناوب 6 الی 10 دقیقه تکرار کنید.

(3) ثابت نگهداشتن میزان قند خون کلید موفقیت است. زیرا همانطور که قبلا گفته شد مهمترین فاکتور در از دست دادن چربی اضافی بدن و جلوگیری از بازگشت آن است.

به منظور اینکه قند خونتان ثابت بماند باید به طور مداوم هر 2- 3 ساعت یک بار بدنتان را تغذیه کنید. در این مرحله رمز کار این است که در هر وعده تنها همان مقدار غذایی که در آن لحظه نیاز دارید بخورید نه بیشتر. بدن شما در کل روز کالری مصرف می کند، پس چرا باید خود را مجبور کنید که تنها2 یا 3 وعده در روز غذا بخورید ؟

به بدنتان سوخت مورد نیاز: میوه جات، غلات، سبزیجات، آجیل و پروتئین (ماهی،گوشت لخم، مرغ، تخم مرغ و ...) را برسانید.

اکثر مردم به اشتباه توجه زیادی به میزان چربی موجود در غذایشان می کنند. کالری کالری است، فرقی هم نمی کند که از چه مواد غذایی آمده باشد. اگر بیش از میزان لازم مصرف شود، در هر صورت در بدن شما تبدیل به چربی خواهد شد.

البته مسلما غذاهایی که می خوریم مهم هستند. اما وقتی چربی ها را می سوزانید تاثیر چندانی ندارند. پس تا جایی که ممکن است غذاهای سالم تر بخورید، در عین حال هیچ وقت فکر نکنید که خوردن یک چیزبرگر حتما به بدن شما چربی اضافه می کند.

(4) از یک مربی حرفه ای مشورت بگیرید و از او کمک بخواهید. مشکل اکثر ما این است که راجع به تغذیه صحیح و تمرینات ورزشی مفید برای رسیدن به سلامتی و تناسب اندام، اطلاعات کافی نداریم.

اگر بدون مربی ورزش می کنید، از خودتان سئوال کنید : " آیا از شرایط فعلی فیزیکی ام راضی هستم یا خیر؟ آیا پیشرفتی در این زمینه حاصل شده ؟ "

اگر جواب خیر است، بهتر است حتما با یک مربی ورزش حرفه ای مشاوره کنید. به اطلاعاتی که از مجلات مربوط به تناسب اندام دریافت می کنید بسنده نکنید. یک مربی حرفه ای به شما کمک می کند که در مدت زمانی خیلی کمتر از آنچه تصور می کنید به اهداف مورد نظرتان برای تناسب اندام دست یابید.

اگر برای داشتن اندامی متناسب، شکمی کوچک و کمری باریک، عزم خود را جزم کرده اید، پیشنهاد می کنم با 4 روش بالا کار خود را شروع کنید. این راهکارها به شما کمک می کند که سوخت و ساز بدن خود را افزایش دهید و چربی های اضافی را بسوزانید، نتیجه این کار احساس شادابی و سلامت به همراه داشتن ظاهری متناسب خواهد بود.

منبع : سایت آفتاب

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |