|
برقراري ارتباط در قالب چهار حالت زير صورت مي پذيرد:
1-روحي و رواني و عاطفي
2-اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي
3-تربيتي و رفتاري و خانوادگي
4-تحصيلي و هنري
برقراري رابطه مذكور از طرق زير امكان پذير مي باشد:
1-به صورت كلامي(گفتاري)
2-به صورت غير كلامي(زبان تن يا با ايما و اشاره و حركات چشم و ابرو و...) مي باشد
نكاتي را كه بايد در بخش كلامي رعايت و اجرا كنيم عبارتند از:
1-به آنها محبت كنيم: زيرا بعضي از دانش آموزان از نعمت محبت محروم اند يعني حتي والدين آنها نسبت به آنها بي محبت اند و نسبت به آنها بي تفاوت مي باشند.
2-به آنها توجه كنيم: آنها نيازمند مورد توجه واقع شدن هستند خصوصاً با توجه به برهه سني كه در آن واقع شده اند و نيز بعضي از آنها دوران خاص بلوغ را مي گذرانند. كه در اين دوران نياز دارند تا مورد توجه و مطرح شدن قرار گيرند.
3-به آنها احترام بگذاريم و عزت بدهيم: آنها دوست دارند مورد احترام واقع شوند خيلي از آنها درون خانواده مورد تحقير و سرزنش قرار مي گيرند كه اين كار باعث سرخوردگي و منزوي شدن دانش آموز مي گردد. به منظور پيشگيري از اين مسئله با احترام گذاشتن به آنها مي توان به نوعي جبران وضعيت نامساعد منزل بود به اين ترتيب وضعيت بالانس مي شود و قابل كنترل خواهد بود.
4-به احساسات آنها توجه كنيم: اگر دانش آموز در كلاس نسبت به جلسات قبل تغيير كرده بود بي توجه از كنار اين حالات آنها نگذريم تا احساس كنند دركشان كرده ايم و آمادگي همكاري و ياري رساندن به آنها را داريم
بيان حالاتي چون(گريه غير معمول، خنده و يا تغيير روحيه و....)توجه به تغيير احساسات آنهاست.
5-به آنها شخصيت دهيم: افراد با توجه به فرهنگ هاي خاص خانوادگي و شيوه هاي تربيتي و الگويي بخصوص، داراي شخصيت هاي متفاوتي هستند. كه در اين جا معلم بايد مقداري متفاوت عمل كند. متناسب روحيه و شخصيت هر فرد كه خاص خودش است بايد با او برخورد كرد. و اين را در نظر داشته باشيم كه همه آنها نيازمند ارزشمند بودن و مهم واقع شدن و شخصيت داشتن هستند.
6-از آنها تعريف و تمجيد كنيم: كه اين تعريف و تمجيد از آنها به دو گونه مي باشد.
تعريف و تمجيد:
الف- نوع مخرب: در صورتي كه در جهت ارزيابي(سنجش) دانش آموز باشد
ب نوع سازنده: در صورتي كه در جهت قدرداني از تلاش دانش آموز باشد
7- تشويق كنيم و از تنبيه كمتر استفاده كنيم: تحقيقات نشان داده تشويق بيشتر از تنبيه مثمر ثمر است تشويق بهتر است در جمع صورت بگيرد و تنبيه در تنهايي در غير اينصورت نتيجه عكس مي دهد.
سعي كنيم تنبيه را كمتر بكار ببريم زيرا تنبيه مانع از بد رفتاري نمي شود بلكه موضوع را حادتر و در خود نهادينه مي كند
8-به آنها اعتماد به نفس بدهيم: بعضي از آنها بنا به دلايل خاص خانوادگي و شيوه تربيتي از اعتماد به نفس پاييني برخوردارند به آنها كمك كنيم تا بتوانند تواناييهاي خود را بشناسند و بر همين مبنا اعتماد به نفس بگيرند.
9-از شدت ترس و اضطراب آنها بكاهيم: اين موضوع يكي از موانع ارتباطي بين معلم و دانش آموز است. دانش آموزاني كه از نمره و يا امتحان ترس دارند به آنها نگوييم اين كه ترس ندارد يا اگر درست خوانده باشي نبايد بترسي زيرا همين باعث شدت ترس و اضطراب آنها مي شود.
10- آنها را براي موفقيت تقويت كنيم: زمينه بالفعل شدن تواناييهاي بالقوه و درونيشان را فراهم آوريم و به آنها بفهمانيم كه توانمند هستند
11- بر نقاط قوت آنها تاكيد كنيم: زيرا تاكيد و يادآوري نقاط مثبت باعث تثبيت نقاط مثبت و بالعكس آن؛ يادآوري و تاكيد بر نقاط منفي باعث تثبيت نقاط منفي مي شود. با يادآوري نقاط قوت به آنها كمك مي كنيم تا بتوانند آن طور باشند كه بايد باشند
12-درباره زندگي خانوادگي خود براي آنها صحيت كنيم: يكي از عواملي كه دانش آموزان را جذب مي كند گفتگو درباره مسائل خانوادگي است چه اشكالي دارد بگوييم چند تا بچه داريم نام آنها چيست و...
تا بدين وسيله دانش آموز احساس راحتي بيشتر و سبب افزايش علاقه او نسبت به خود باشيم تا بدين وسيله بهتر همديگر را دريابيم.
13-ارزشمند ترين چيزي كه مي توانيم در اختيار دانش آموز قرار دهيم وقتمان است كه به آنها هديه كنيم:سعي كنيم در زنگهاي تفريح ساعات فوق برنامه، روزهاي غير كاري و آزاد ديگر با دانش آمور ارتباط برقرار كنيم.
14-از برچسب زدن و بكار بردن القاب ناخوشايند دوري كنيم: زيرا تصوير ذهني دانش آموز نسبت به خودش همان چيزي مي شود كه ما آنها را ملقب مي كنيم.
15-تمسخر، استهزاء، عيب و ايراد ، نكته بيني، متلك و تعنه را بكار نبريم: زيرا اينها عوامل ايجاد تنفر در رابطه دو طرفه است
16-زيبائيها و خوبيهايشان را يادآورشان كنيم: اما با زبان و رفتار مهربان و ملايم زيرا در غير اينصورت عامل تخريب كننده دارد و او نسبت به خوبيهاي خود بدبين و ديد منفي پيدا مي كنند. گاه ديده شده به منظور ياد دادن خوبيها و زيبائيها از پتك استفاده مي كنند با سرزنش و پتك هيچ چيز را آموزش ندهيم
17- حرف نيش دار نزنيم: زيرا مخرب است مثلا چقدر كندي كي مي خواهي درس بخواني همين حرف ها باعث تاثيرات منفي در دانش آموز مي شود
18- دانش آموزان را با يكديگر مقايسه نكنيم
19- در حضور دانش آموزان مطالعه كنيم: در زمان هاي اضافي جلسه تدريس اگر به دانش آموزان وقت استراحت داده ايم ما به مطالعه بپردازيم تا بدين وسيله آنها مطالعه كردن را ياد بگيرند. فكر نكنيم هميشه بايد تدريس داشته باشيم گاه لازم است آموزش غير كلامي بدهيم.
20- زماني كه در مدرسه حادثه اي ناگوار اتفاق مي افتد عادي برخورد نكنيم: نسبت به موضوع پيش آمده نكات آموزنده اي در كلاس مطرح كنيم و اگرحادثه غم انگيز است احساس تاسف و تاثر خود را نشان دهيم و اگر حادثه اي شاداب و نشاط آور است احساس شادي خود را نشان دهيم
21- اگر از چيزي مي ترسيم ترسمان را نشان ندهيم: اين ترس در هر زمينه اي مي تواند باشد: مثلاً ترس از حيوان ، و يا از جانوري كه وارد كلاس شده
22- نگاهمان به دانش آموزان يكسان و عادلانه باشد.
همه را به يك چشم نگاه كنيم
23-رياست مآبانه رفتار نكنيم: بلكه دوستانه به آنها بگوييم كه مثل خواهر و يا دوست و مادرشان هستيم تا احساس دوستي و نزديكي كنند و ترس دروني از معلم را كنار بگذارند.
24- اگر دانش آموز از ما تخفيف خواست به او تخفيف بدهيم:
25- در صورتيكه اعمال سياست انظباتي مي كنيم از سياست ترحم بپرهيزيم : يعني اينكه موضوعات را با يكديگر دخيل نكنيم
26- انگيزه نوشتن را در دانش آموز تقويت كنيم: مثلاً مطلبش را بخوانيم و بگوييم جالب بود اما وقتي مي خواندم تصور ميكردم اگر بيشتر بود چه خوب مي شد.
27- گاهي لازم است به آزمون ها و پرسش هايي كه مي گيريم نمره كمي ندهيم : بلكه نمره كيفي
28- به نحوه درس خواندن دانش آموز نظارت كنيم: بدون قضاوت و ايرادگيري بلكه آميخته با قدرداني
29- از دانش آموزان دعوت كنيم تا در كارهاي كلاسي همكاري داشته باشند
30- پرسش از درس و يا .... به صورت نيش دار مطرح نكنيم
براي مثال اگر سوال كرديم بزرگ ترين قاره جهان چه نام دارد او اشتباه جواب داد مسخره نكنيم كه نه مي شود آمريكا يا ....
31-اگر دانش آموز مشكلي داشت و به ظاهر متوجه شديم به او كمك كنيم: اما وارد حريم خصوصي شخصي او نشويم
32- ساعاتي از كلاسمان را براي صحبت كردن با دانش آموزان قرار دهيم: اما از نصيحت كردن، موعظه كردن و امر و نهي و... بپرهيزيم زيرا آنها از اين چيزها خسته اند. بلكه بايد با رفتارمان و تعريف كردن ماجرا و يا .... ين هدف را دنبال كنيم.
33- گاهي ناسازگاري دانش آموز نشانه عدم موفقيت او در درس است: گاه دانش آموز حاضر است تنبيه و بدرفتاري را بپذيرد و اما بخاطر اينكه مورد تمسخر واقع نشود مطلبي را كه بلد نيست نمي پرسد ما بايد اين دسته از دانش آموزان را تشخيص دهيم.
34-كوچكترين رفتار ما نقش كليدي در وضعيت دانش آموز دارد: و حتي ممكن است آينده و سرنوشت او را بسازد. بايد رفتار معلمان سنجيده و حساب شده باشد. مثال دانش آموزي از درس زبان نمره بد گرفت و معلمش زير برگه اش نوشت تو اگر درس خوان بودي كه نمرات تك نمي شد يا همه چيز در تغيير و تغير است جز تو.
35-نظرات دانش آموزان را نسبت به خودتان، رفتارتان ،شيوه تدريس تان، برخورد و يا ... بپرسيم : كه اين امر از طريق گروهي و يا ...فردي امكان پذيراست.(حتي مي توانند نظرات خود را به صورت يادداشت ارائه كنند و اين يادداشت ها بدون اسم باشد)
36-در حين توضيح دادن درس در بين جمع به صورت فردي نيز نگاه كنيم: لازم است گاه به يك دانش آموز نگاه كنيم و با لبخند درس را ادامه دهيم و به همين صورت علاوه برگروهي به صورت فردي نيز در حين درس نشان دهيم كه حواسمان به همه دانش آموزان است.
37-به دانش آموزان اجازه دهيم تا جايي كه امكان دارد بر حسب دلخواه خود مكان نشستن را انتخاب كنند: مگر اينكه مشكل بوجود بياورند. نيازي نيست بر حسب قد، ترتيب اسم و يا ... بنشينند.
38- دانش اموزان در اين سن احساس استقلال دارند به استقلال آنها اهميت دهيم و به آنها احترام بگذاريم
39-در مقابل موضع دانش آموز عقب نشيني نكنيم: دانش آموزان بايد بدانند تصميمي و يا شيوه اي را كه در پيش گرفته ايم قابل تغيير نيست و ميدان را ترك نمي كنيم مگر اينكه لازم باشد و يا تغييراتي حادث گردد
40-اگر منتظر بهترين نتيجه باشيم به دست خواهد آمد:اغلب پيش بيني معلمان به واقعيت مي پيوندد. اگر مثبت فكر كنيم مثبت پيش مي آيد و به دانش آموزان نيز بياموزيم به اين گونه فكر كنند و از منفي گرائي و منفي بافي بپرهيزيم .
41-در جلسه اول تدريس درباره شيوه تدريس و هدف هاي آموزش و يادگيري و... و نيز ارائه اطلاعات شخصي خود و دريافت اطلاعات شخصي آنها بپردازيم
42- به دانش آموزان كمك كنيم تا مسئوليت پذير شوند.
43- به دانش آموزان كمك كنيم تا بتوانند خودشان تصميم بگيرند
44- گاه لازم است آنها را در احساسات خود سهيم كنيم: شادي و ناراحتي و ....و يا احساس خود را نسبت به موضوع و يا مطلب خاصي را از آنها نظرخواهي كنيم و بدين طريق به آنها ارزش دهيم.
45- به آنها كمك كنيم تا برنامه روزانه تهيه كنند: تا بدين وسيله نظم و نقش را در زندگي بياموزند
46- سعي كنيم به گفته هاي آنان اعتماد كنيم و حتي اگر دروغ و غير واقعي بود به آنها بگوييم حرف آنها را پذيرفته ايم تا به مرور خودشان متوجه اشتباهشان شوند
47-برنامه ها و مراسمات آموزشي را در مدرسه جدي بگيريم.
48-از فعاليت هاي فوق برنامه حمايت و استقبال كنيم
49-وضعيت فرهنگي دانش آموزان را ملاحظه كنيم :هر دانش آموز مطابق فرهنگ خاص خانوادگي خود برخورد و انتظار برخورد دارد
50- گاهي لازم است مثل بچه ها فكر كنيم
51- احساس نكنيم هميشه بايد براي دانش آموز جواب داشته باشيم
52- گاهي ممكن است دانش آموز دچار ناهنجاري و نقصان باشد اين اقتضاي سن و نشانه اجتماعي شدن و جامعه پذيري اوست با اين موضوع او كنار بياييم.
53- دانش آموزان را گروه بندي كنيم: و به صورت هفتگي گروهها را با ترتيب اولويت تشويق و انتخاب كنيم و نيز نماينده كلاس را به صورت هفتگي انتخاب كنيم تا همه دانش آموزان از اين موقعيت بهره مند گردند.
54- از بين دانش آموزان بصورت دوره اي دو يا چند دستيار انتخاب كنيم: تا بدين ترتيب به آنها در توانمند شدن ياري كرده باشيم.
55- نظر آنها را نسبت به معلمهاي سال گذشته شان پيگيري كنيم: و اينكه آيا از آنها احساس رضايت داشته اند يا نه و اگر رضايت داشته اند علت علاقه را پيگيري كنيم و از اين نكات مثبت استفاده كنيم.
56- به آنها بگوييم در اين كلاس اشتباه كردن مجاز است و انسان ممكن است اشتباه كند: اما نبايد بر اشتباه خود مصر باشد و از اشتباهات بعنوان كليد و تجربه راه آينده استفاده كنند و نبايد اشتباه خود را توجيه كند.
اشتباه كردن براي اصلاح كردن است- اصلاح با ارزش است پس به اصلاح بها دهيم
57-به آنها بگوييم به ما نامه بنويسند: در هر زمينه اي كه دوست داشته باشند بدون نام و نشان يا با هر نام و نشان به هر صورت كه دوست دارند در نامه با ما حرف بزنند.
58- در مقابل شيوه برخورد نامناسب دانش آموز مناسب برخورد كنيم: مثال معلمي وارد كلاس شد دانش آموز مخالف مقداري پوست پرتقال روي ميزش گذاشته بود. معلم با خونسردي گفت اي كاش بجاي پوست پرتقال مغزپرتغال روي ميز بود.
59-از موضع ترس و قدرت با آنها صحبت نكنيم
60- خشم خود را فرو نشانيم+ يأس را در خود و در آنها از بين ببريم.
61- والدين دانش آموزان را بخواهيم و با آنها صحبت كنيم: زيرا تعامل بين معلم و والدين باعث رضايت كامل طرفين و بهينه شدن اوضاع درسي، رفتاري و ... مي شود و باعث مي شود تا دانش آموزان و والدين به وظايف خود آگاه شوند
62- در صورتيكه دانش آموز صحبت مي كند صحبت او را قطع نكنيم: و با ارائه علامت به او تائيديه دهيم
63- مشوق خود مختاري آنها باشيم
64-با جملات لفظي و دوستانه با دانش آموزان صحبت كنيم
65-هرگز آنها را با بهره هوشي نسنجيم
66-در برقراري ارتباط از آنها نظر خواهي كنيم
67- در شيوه تدريس از آنها نظر خواهي كنيم.
ويژگي هايي كه معلم بايد داشته باشدv
1- برداشت ذهني دانش آموز را انكار نمي كند
2- احساسات دانش آموز را موضوع بحث قرار نمي دهد
3- منكر خواسته هاي دل دانش آموز نمي شود
4- ذوق و سليقه دانش آموز را مورد تمسخر قرار نمي دهد
5- نظرات دانش آموز را بي ارزش جلوه نمي دهد
6-او را از مقام و منزلتي كه دارد پايين نمي آورد
7- تجربه دانش آموز را موضوع بحث قرار مي دهد
8- حالت روحي و رواني دانش آموز را مي شناسد
9-دانش آموز را خوار نمي كند
نقشهايي كه معلم مي تواند بپذيردv
1- معلم به عنوان مشاور
2-معلم به عنوان الگو
3- معلم به عنوان مهندس محيط
4-معلم به عنوان مدير جلسه
5- معلم به عنوان رهبر
1- برنامه ريزي تحصيلي
6- معلم به عنوان كارشناس آموزشي براي
2-تقويت بنيه علمي و....
دانش آموزان را گروه بندي كنيم: رده سني 7 تا 16 سالگي دوره پرورش شخصيت رواني ،عقلي و بدني را مي گذرانند در اين سن نوجوانان به هم سالان خود علاقه شديد نشان مي دهند و تحت تاثير آنان هستند با گروه بندي به قاعده مي توانيم به اهدافمان و تقويت و تشويق توانمنديهاي دانش آموزان و نيز به نكات مثبت برسيم. |