تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  هشدار ( خلافكاران رايانه ايي در كمين دختران جوان)

خلافکاران رايانه‌يي در کمين دختران جوان

6 دخترجوان پس از ارتباط اينترنتي و فرار از خانه هنگامي که سرگردان بودند از سوي ماموران انتظامي دستگير و تحويل دادسراي جنايي تهران شدند.

به گزارش «امين جامعه» (ارگان نيروي انتظامي)، پرونده اين 6 دخترکه ميانگين سني‌شان 14 تا 19 سال اعلام شده است، هم‌اکنون در شعبه‌هاي هشتم بازپرسي، چهارم و دوم دادياري دادسراي جنايي در حال پيگيري و تحقيق است.

بازپرس قندي‌زاده، در شعبه هشتم بازپرسي دادسراي جنايي با اشاره به سه پرونده‌يي که در ارتباط با فرار دختران در اين شعبه قضايي مطرح است، به خبرنگار ما گفت: چندي پيش والدين سه دختر 16، 17 و 19 ساله با مراجعه به شعبه هشتم بازپرسي با ارايه دادخواستي عنوان کردند، فرزندان آنها از خانه متواري شده‌اند.

بازپرس جنايي افزود: پس از ارجاع اين پرونده‌ها به پليس آگاهي و انجام تحقيقات علمي و تخصصي مشخص شد انگيزه‌هاي مربوط به فرار اين دختران داراي يک نقطه مشترک است. به طوري که آنها پس از ارتباط اينترنتي – چت کردن- از منازل خود متواري شده‌اند.

بازپرس جنايي تصريح کرد: پس از پيگيري اين سه پرونده ماموران موفق شدند اين دختران را که پس از فريب و اغفال در گوشه و کنار شهرهاي کشور رها شده بودند، پيدا کنند. متاسفانه در تحقيق از آنها معلوم شد، اين دختران به صرف اعتماد به افرادي که از طريق اينترنت پيدا کرده بودند پس از فرار از خانه در دام‌هاي خطرناکي گرفتار شدند. به طوري که علاوه بر آزار و اذيت، آنها از مواد مخدر شيميايي از نوع شيشه و کراک نيز استفاده کرده‌اند.

دستگيري متهمان

بازپرس جنايي افزود:‌ پس از تحقيق از اين دختران افرادي که با جلب اعتماد و فريب اين دختران زمينه‌هاي فرار و سودجويي از آنها را رقم زده بودند، دستگير و مشخص شد اين افراد با پرسه‌زدن در فضاي مجازي اينترنت با شکار طعمه‌هاي خود دختران نوجوان را اغفال مي‌کنند.

قندي‌زاده اضافه مي‌کند: بي‌توجهي والدين به استفاده فرزندان و عدم کنترل ارتباط آنها عملا زمينه‌هاي جرم را براي دختران جوان فراهم مي‌کند.

دختران جوان در باند فساد

سليماني، داديار شعبه دوم دادسراي جنايي نيز در اين باره مي‌گويد: تاکنون پرونده‌هاي فراواني در اين شعبه در ارتباط با فرار دختران پس از ارتباط اينترنتي در دادسراي جنايي مطرح بوده است که نشان مي‌دهد عدم نظارت والدين خود از مولفه‌هاي بسيار مهم براي فريب و اغفال است زيرا در «چت‌روم»‌ها اتفاقات ناگواري روي مي‌دهد

وي در ادامه افزود: براي نمونه مي‌توان به پرونده 2 خواهر جوان در دادسراي جنايي اشاره کرد که اين دو خواهر تا نيمه‌هاي شب در پشت ميز رايانه خود با افراد مختلف چت مي‌کردند و پس از فرار اين دو خواهر از خانه و ارجاع پرونده به پليس آگاهي اين دو خواهر در يک خانه فساد در جنوب تهران دستگير شدند که در تحقيقات بعدي معلوم شد آنها پس از ارتباط با جواني از سوي وي اغفال و پس از فرار از خانه و مسافرت چند روزه به شمال کشور در اين منطقه رها شده‌اند، که در ادامه اين دو خواهر به دليل مشکلاتي که براي آنها رقم خورده از ترس والدين جرات بازگشت به خانه خود را نداشته‌اند که سرانجام پس از مدتي که از سوي افراد مختلف تحت آزار و اذيت قرار گرفته‌اند، تحويل زني که داراي سوابق کيفري در زمينه باند فساد بود، شده و در محلي که اين زن در اختيار داشته، مورد سوءاستفاده قرار مي‌گرفتند.

داديار جناييدر اين باره گفت: همانگونه که اشاره کردم، پرونده‌هاي زيادي در اين ارتباط وجود دارد، براي نمونه چندي پيش و به دنبال شکايت والدين دختر 20 ساله‌‌يي مبني بر فرار وي، هنگامي که پس از جست‌وجوي گسترده اين دختر دستگير شد، در تحقيقات عنوان مي‌کرد: پس از آشنايي اينترنتي با فردي که خود را دانشجوي پزشکي عنوان مي‌کرد و ادامه اين ارتباط پنهاني، يک روز تصميم به ملاقات با او گرفتم و زماني که با اتوبوس عازم يکي از شهرهاي غربي کشور شدم در پايانه مسافربري مرد 50ساله‌يي را مشاهده کردم که خود را جوان 25 ساله دانشجوي رشته پزشکي معرفي مي‌کرد و چون پس از فرار از خانه جرات بازگشت به خانه را نداشتم به مدت يک ماه در خانه اين فرد مجبور به اقامت شدم و سرانجام او مرا از خانه‌اش بيرون کرد و...

سليماني اضافه کرد: متاسفانه عدم اطلاع‌رساني بايسته و مناسب براي به صدا درآوردن زنگ هشدار براي دختران جوان که با کنجکاوي وارد فضاي چت روم‌ها مي‌شوند، خود موجب بروز مشکلات بسيار جدي است که در صورت بي‌توجهي از سوي خانواده‌ها در بلند مدت مشکلات عديده‌يي را رقم خواهد زد.

سراشيبي سقوط

اميراسماعيل رضوانفر، داديار شعبه چهارم دادسراي جنايي نيز مي‌گويد: بدون ترديد اعتماد در چت‌هاي اينترنتي نخستين گام براي قرار گرفتن در لبه پرتگاه سقوط است. وي اضافه مي‌کند: هر ماه چندين پرونده در خصوص فرار دختران جوان پس از ارتباط اينترنتي به دادسرا ارسال مي‌شود و در چند روز گذشته 2 پرونده‌يي که در اين شعبه مورد بررسي قرار گرفت، نشان مي‌دهد دختران جوان به راحتي و بدون توجه به اينکه وارد چه بازي خطرناکي شده‌اند، اقدام به ارتباط با افراد مختلف مي‌کنند.

داديار جنايي در ادامه مي‌گويد: در اين 2 پرونده دو دختر جوان که سن آنها 16 و 19 سال اعلام شده است پس از اين ارتباط و به صرف وعده‌هاي دروغين از محل سکونت خود متواري و با وجود آنکه وضعيت خانوادگي و مالي مناسبي داشتند، در شرايطي قرار مي‌گيرند که با اغفال و فريب و به خاطر به دست آوردن لقمه‌يي نان به هر ذلتي تن در مي‌دادند.

وي افزود: اين دو دختر زماني که از سوي سرنشينان يک خودرو مورد مزاحمت قرار گرفته بودند از سوي ماموران دستگير و به دادسراي جنايي منتقل شدند و متاسفانه شرايط آنها به گونه‌يي بود که والدين اين دو دختر حاضر به پذيرش دوباره آنها در جمع خانواده خود نشدند و به ناچار هر دو دختر که مي‌توانستند با کمي تامل و دورانديشي آينده روشني را در کنار والدين خود رقم بزنند، تحويل بهزيستي شدند تا از آنها نگهداري شود.

داديار جنايي تاکيد مي‌کند: هر روزي که مي‌گذرد، استفاده از فناوري فراگيرتر مي‌شود اما در کنار اين موضوع بايد والدين به اين نکته توجه داشته باشند، آيا فرزندان‌شان در استفاده از اينترنت آگاهي و هوشياري لازم را دارند يا نه؟

پس بايد هوشيار بود زيرا افراد شياد و مجرم اکنون در پشت مانيتورهاي رايانه خود در انتظار فريب و اغفال هست
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  صداقت احساسی و نقش آن در زندگی

 

 

صداقت احساسی بدین معناست که احساسات و عواطف  حقـیقی خـود را بـیـان کنـیم. برای این کـه بتـوانـیم از نــظر  احسـاسی صـادق بـاشیم، باید در وهله اول از احساسات  خـود با خبر باشیم. این آگـاهی از احسـاسـات، بـه مـیـزان  هـوش احساسی افـراد بستـگی دارد. هـــوش احساسی  اسـت کـه فـرد را قـادر می سـازد تـا بـتـواند بـــه طور دقیق  احساساتش را تشخیص دهد.

 

هوش احساسی همچنین این توانایی را به ما می دهد که بتوانیم تصمیم بگیریم که آیا کار درستی است که احساسات واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذاریم یا خیر. به هر حال به طور کلی عقیده من بر این است که افراد باید به طور فردی در بیان احساسات خود صادق باشند تا همه در جامعه ای با صداقت احساسی بالا زندگی کنند.

 

اگر بتوانیم از نظر احساسی با خودمان صادق باشیم، می توانیم "خود حقیقیمان" را خیلی عمیق تر بشناسیم. این کار به ما کمک می کند که خیلی راحت تر با خودمان کنار بیایم و خودمان را همانطو که هستیم بپذیریم. این امر همچنین به ما کمک میکند که تشخیص بهتری در این مورد که وقت خود را چگونه و با چه کسانی صرف کنیم، داشته باشیم.

 

در عین حال اگر سعی کنیم که با دیگران در بیان احساسات خود صادق باشیم، اینکار به آنها هم کمک می کند که از نظر احساسی صداقت بیشتری را از خود نشان دهند. زمانیکه از نظر احساسی صادق باشیم، دیگر مجبور نخواهیم بود تا کارهایی را که به دلخواهمان نمیباشد، انجام دهیم. همچنین خیلی سریع تر فردی که برای احساساتمان ارزش قائل است را پیدا خواهیم کرد.

 

صداقت احساسی نیازمند آگاهی، اعتماد به نفس، و حتی شجاعت است.

 

این به آن دلیل است که همیشه ما در جو اجتماعی یاد گرفته ایم که به احساساتمان بی توجه باشیم، آنها را نادیده گرفته و در مورد آنها به خودمان هم دروغ بگوییم. به عنوان مثال زمانیکه از ما سوال می شود "چطوری" معمولاً جواب می دهیم: "خوبم" حتی اگر به راستی هم خوب نباشیم، باز هم چنین پاسخی می دهیم. حتی گاهی اوقات هنگامیکه کاملاً مشخص است که افراد عصبانی بوده و حالت تدافعی به خود گرفته اند، اگر از آنها سوال کنیم، باز هم حاضر نیستند قبول کنند که عصبانی هستند.

 

صداقت احساسی از همان دوران کودکی معنا پیدا می کند. کودکان به طور مکرر و آزادانه احساسات واقعی خود را بروز می دهند؛ اما از همان دوران ابتدایی کودکی آنها یاد می گیرند که در بیان احساسات خود صادق نباشند. والدین و مربی ها از کودک میخواهند که فرزندانشان آنطور که خودشان انتظار دارند باید صحبت کنند و یا کارهایشان را انجام دهند. این کار کاملاً مغایر با بروز احساسات حقیقی کودک است. به کودک تعلیم داده می شود که لبخند بزند حتی زمانیکه واقعاً ناراحت و عصبانی است. زمانیکه هیچ گونه احساس پشیمانی ندارد به او یاد می دهند که باید عذر خواهی کند. زمانیکه هیچ گونه احساس قدرشناسی نمی کند به او یاد می دهند که باید بگوید: "متشکرم." زمانیکه احساس می کند نسبت به او بدرفتاری کرده اند، به او یاد می دهند که از شکایت کردن دست بردارد. به او یاد می دهند که افراد را ببوسد و به آنها شب بخیر بگوید، آنهم در حالیکه کمترین علاقه ای به انجام این کار ندارد. به او می گویند که "بی ادبی" و شاید "خودخواهی" باشد که انتظار داشته باشد همه چیز مطابق انتظاراتش پیش برود.

 

همچنین به کودکان آموزش داده می شود که برای بیان احساسات خود از برخی لغات خاص نمی توانند استفاده کنند. من پدر و مادرهای بسیار زیادی را مشاهده کرده ام که به فرزندان خود آموزش می دادند که از واژه "متنفرم" استفاده نکند. گاهی اوقات هم والدین به شدت مخالف این امر هستند که کودکان احساسات واقعی خود را به طور کامل بیان کنند.

 

زمانیکه کودکی به پایان می رسد و بچه ها پا به سنین نوجوانی می گذارند، خیلی بیشتر می توانند به جای خودشان تصمیم بگیرند. آنها راحت تر صحبت می کنند و در مقابل بزرگسالان جواب می دهند و آنها را بیش از پیش به چالش بر می انگیزند. اگر افراد بزرگسال در چنین شرایطی احساس خطر بکنند، با بی اعتبار کردن نوجوانان از خود دفاع می کنند و ادراک و احساسات او را مبطل اعلام می کنند. در این شرایط، فشاری از جانب همنوعان، به منظور پیروی از نورم های گروهی، نیز احساس میشود.

 

با تجربه به چنین شرایطی، نوجوانان و بزرگسالان یاد می گیرند که نمی توانند در مورد احساساتشان صادق باشند. به همین دلیل نوجوانان به طور تدریجی دیگر مانند سابق با والدین، معلم ها، دوستان و حتی خودشان هم صادق نخواهند بود. آنها یاد میگیرند که بیان احساسات واقعی هیچ ارزشی ندارد.

 

صداقت احساسی و تربیت فرزندان

 

پدر و مادر در ایجاد یک محیط امن برای بیان احساساتشان نقش مهمی را بر عهده دارند. آنها می توانند محیطی را خلق کنند که کودک و نوجوان آزادانه احساسات خود را بروز دهد و یا فضایی را بیافرییند که درست عکس این قضیه در آن صدق کند. راه و روش تربیت فرزندان در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد و بر روی این امر که آیا فرزندان در آینده می توانند افراد صادقی در زندگی باشند یا خیر تاثیر بسزایی خواهد گذاشت.

 

اولین راه برای ایجاد صداقت در احساسات، تصدیق و ارزش قائل شدن برای عواطف فردی می باشد. زمانیکه از نظر احساسی مورد پذیرش قرار بگیریم و احساساتمان را به رسمیت بشناسند، آنوقت دیگر هیچ ترسی نخواهیم داشت که مورد پذیرش قرار نگرفته و یا به خاطر بیان احساسات و افکارمان تنبیه شده و یا با عدم پذیرش روبرو شویم. ما آزاد هستیم که خودمان باشیم و والدینمان نیز ما را همانطور که هستیم قبول خواهند کرد. زمانیکه ما را همانطوری که هستیم بپذیرند- و نه به عنوان تصویری که ما تصور می کنیم باید آنگونه باشیم – احساس امنیت درونی بیشتری به ما دست خواهد داد. می توانیم از نظر احساسی نیز با دیگران رو راست باشیم و از عدم پذیرش آنها هیچ ترسی به دل راه ندهیم. از آنجایی در اعماق وجود خود احساس امنیت داریم، پذیرش و یا عدم پذیرش از سوی دیگران برایمان اهمیت چندانی در بر نخواهد داشت. آزاد هستیم که خود واقعیمان را به دیگران نشان دهیم. این ویژگی افرادی را که آنها نیز احساس امنیت می کنند و می توانند خودشان باشند را به سوی ما جذب می کند. در نتیجه اطراف ما پر خواهد شد از افرادیکه احساس امنیت، اعتماد به نفس، و صداقت احساسی دارند.

 

از سوی دیگر اگر همواره در زمان کودکی از بیان احساسات واقعیمان منع شویم، والدیمان هرگز قادر به دیدن "خود واقعی" ما نخواهند شد. در طول زمان چنین بچه هایی هر چه که بیشتر می گذرد، بیشتر از والدینشان فاصله می گیرند و در دوران نوجوانی این شکاف بیش از پیش مشهود خواهد شد. زمانی هم که به سن قانونی رسیده و خانه را ترک می کنند، از برقراری ارتباط با والدین خود پرهیز کرده یا تنها به دلیل جلوگیری از احساس گناه - و نه به خاطر حس دلتنگی- با والدین خود روابط محدودی را برقرار می کنند. در این حالت والدین نمی توانند چهره واقعی فرزند خودشان را که برای سالیان سال زیر یک سقف با او زندگی کرده اند را بشناسند.

 

اما بدترین چیز این است که والدین احساس میکنند بچه خود را به خوبی میشناسند. حتی ممکن است از کارهایی که او انجام می دهد متعجب شده و احساس ناامیدی کنند. ممکن است بگویند: "من واقعاً متوجه نمی شوم که تو چرا یک چنین کارهایی می کنی!" اما دلیل این امر که پدر و مادرها متوجه نمی شوند، این است که آنها واقعاً دختر و یا پسر خود را نمی شناسند و آن هم دلیلش این است که برای مدت ها مانع بروز صداقت احساسی او می شدند.

 

ما زمانی احساس خواهیم کرد دیگری به درستی ما را درک کرده که طرف مقابل ما را از نظر احساسی درک کند؛ اما اگر این اجازه را نداشته باشیم که احساسات واقعی خود را بروز دهیم، آنوقت چگونه می توانیم از طرف مقابل انتظار داشته باشیم که ما را درک کند. این امر به ویژه در زمان نوجوانی از اهمیت خاصی برخوردار است و نوجوانان باید از سوی والدینشان درک شوند. شاید والدین با خودشان تصور کنند که فرزندشان را "از سر تا پا" می شناسند اما کودک به هیچ وجه یک چنین احساسی نداشته باشد. این مسئله خود باعث بروز مشکلات بزرگی خواهد شد.

 

چند نکته دیگر در مورد صداقت احساسی

 

- عدم صداقت احساسی نیازمند صرف انرژی بیشتری نسبت به بروز صداقت احساسی است.

 

- زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشیم، ارزش احساسات واقعی خود را متوجه نخواهیم شد.

 

- زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشیم بر خلاف سیر تکاملی قدم برداشته ایم.

 

- زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشم، برخلاف واقعیت زندگی راه می رویم، اشتباه می کنیم و این کار انرژی زیادی را از ما زایل می کند.

 

- عدم صداقت احساسی تنش و استرس بیش از اندازه ای را در جامعه ایجاد میکند.

 

البته با وجود تمام این حرف ها باز هم من معتقد هستم که وقتی هوش احساسی شما گسترش پیدا می کند که بدانید چه زمان باید از نظر احساسی صادق باشید، چه موقع باید همچنان ساکت بمانید، و چه زمان باید بر طبق احساسات واقعی خود عمل کنید و چه وقت بر خلاف آن. مواردی به عنوان پیوستگی در صداقت احساسی وجود دارند که شامل موارد ذیل می باشد: سرکوبی ناخوسته احساسات، افشای کامل احساسات، صحبت کردن با رعایت جوانب احتیاط، دست کاری عمدی احساسات، و تله های احساسی. همچنین تفاوت شگرفی میان علایق کوتاه مدت و بلند مدت، نیاز فردی و نیازهای دیگران، قضاوت های فردی و مورد قضاوت قرار گرفتن از سوی دیگران وجود دارد. به دلیل مطرح شدن کلیه این مطالب، و برای حل یک مسئله احساسی با توجه به وجود هوش احساسی، تصور می کنم که این خود افراد هستند که باید تصمیم بگیرند که چه زمان و تا چه حد در مورد احساسات خود صادق باشند. بنا بر تجربه های شخص من، تصور می کنم صداقت کامل احساسی زندگی مرا راحت تر کرده، به من کمک کرده تا متوجه شوم چه کسی مرا همانطور که هستم می پذیرد، و احساس درستی، کمال، صمیمیت در من ایجاد کرده.

 

ناتانیل برندن می نویسد:

 

اگر قرار است روابط موفق باشند، عشق حقیقت پیدا کند، و صمیمت ایجاد شود، همه افراد باید درک کنند که هیچ چیز "اسطوره ای" و "ویژه ای" در مورد دروغ گفتن، برگرداندن احساسات، طور دیگر جلوه دادن احساسات و افکار، پنهان کردن حقایق، و حقیقت فردی که هستید، وجود ندارد. باید یاد بگیریم که اگر مقوله اسطوره ای و ویژه ای هم وجود داشته باشد در توانایی مواجهه با حقایق، احترام گذاشتن به واقعیت ها و قبول اینکه چه چیزی درست است، خلاصه می شود.

 

مطالبی دیگری در مورد صداقت احساسی

 

چکیده ای از مقاله لین لوت، مشاور خانواده و ازدواج

 

اگر چیزی در ذهن دارید، کاملاً طبیعی است که آنرا به زبان بیاورید، هر زمان که خواستید می توانید "نه" بگویید، و برای خود مرز و محدوده تعریف کنید و به فرد مقابل صادقانه بگویید که چه فکر میکنید و چه احساسی دارید. شاید این امر کار ساده ای نباشد چرا که ممکن است توانایی خود را در تشخیص احساسات واقعیتان از دست بدهید و یا شاید شجاعت بیان چیزی را که در درونتان می گذرد را نداشته باشید، چرا که همواره از کودکی به شما آموزش داده اند که شاید واقعاً چنین احساسی نداشته باشید و اکثراً در یک چنین مواقعی شما را تصحیح کرده باشند؛ اما صداقت احساسی مقوله ای است که با کمی تمرین می توانید آنرا یاد بگیرید. از زمانی آغاز می شود که شما احساس کنید در درونتان احساسات و عواطفی وجود دارد که درست و یا نادرست هستند. در چنین حالتی با استفاده از لغات می توانید ارتباط برقرار کرده و احساساتتان را با دیگران در میان بگذارید.

 

شاید صداقت در احساسات قدری ترسناک باشد. ممکن است با انجام این کار به احساسات طرف مقابل لطمه وارد کنید و یا خودتان را در معرض آسیب پذیری قرار دهید. همه افرادی که اطراف شما هستند، انسان های خوبی به شمار نمی روند. آنها هم راههایی را یاد گرفته اند که به واسطه آن می توانند نارضایتی خود را نشان دهند از جمله: اه حسرت کشیدن، اخم کردن و فریاد کشیدن در مورد یک موضوع دیگر، و یا حمله ور شدن به طرف مقابل. شما می توانید آنها را تشویق کنید که به حرف هایتان گوش بدهند و به آنها بفهمانید حرف هایی که می زنید فقط اطلاعاتی است که در مورد خودتان به آنها می دهید و لازم نیست که حتماً با آن موارد موافق باشند و یا چیزی را تغییر بدهند و درست کنند. تنها خواسته تان این است که سعی کنند تا شما را بهتر بشناسند، و متوجه شوند که چه چیزی در درونتان می گذرد.

 

بیشتر افراد تصور می کنند، زمانیکه ریسک پذیر شده و احساسات واقعی خود را بیان می کنند، به طرف مقابل نزدیک تر شده و دیگر لازم نمی بینند که آن کمال ابتدایی را همچنان ثابت نگه دارند. ما هر چقدر بیشتر صداقت احساسی را تجربه کنید، بیشتر پذیرش فردی، عشق و احترام دو جانبه را تجربه خواهید کرد. به سرعت متوجه خواهید شد که صداقت احساسی دو رویکرد مختلف را در بر می گیرد: علاوه بر اینکه می گویید چه احساسی دارید، متوجه خواهید شد که دیگران هم دارای احساسات و عواطف مخصوص به خودشان هستند و شما باید بدون پیش داوری، انتقاد و یا قصد تغییر آنها، به حرف هایشان گوش دهید.
منبع:http://www.asheghi4u.ne

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اگر مورد تجاوز قرار گرفتيد چه اقداماتي لازم است انجام دهيد ؟

ناهنجاري هاي رواني وجنسي به شکل هاي مختلف در طبقات مختلف و در شهرهاي مختلف افزايش يافته و مسائل جنسي در راس تابوهاي مهم قرار دارد زيرا افشاي آن راحت نيست، و عمدا" زنان قربانيان اين ماجرا هستند. اين پنهانکاري و ترس از آبرو، متجاوزين را جري تر کرده و تقريبا به صورت اپيدمي جنسي درنقاط مختلف در آمده است .

 

تجاوز خشونت است و خشونت مسئله اجتماعي است ، نگاهي کوتاه داشته باشيم به تجاوزهاي جنسي و تنوع آن ها در مناطق مختلف کشور:

 

چه كساني بيشتر مورد تجاوز و آزار جنسي قرار گرفته اند ؟

 

اكثر مواقع زنان و دختراني كه با پوششهاي نا مناسب در سطح جامعه هستند اولين انگيزه مورد تجاوز قرار گرفتن از سوي تجاوز گر را كه همان تحريك شدن جنسي است در ذهن تجاوز گر بوجود مي آورند البته اين بدان معني نيست كه افرادي كه پوشش مناسبي دارند هيچ وقت مورد تجاوز قرار نخواهند گرفت اما از آنجايي كه تحريك جنسي اولين سبب تجاوزات جنسي ميباشد اين تحريك از سوي زنان و دختراني كه پوشش نا مناسبي دارند زودتر منتقل مي شود . من منكر مدگرائيي جوانان نمي شوم اصلا مدگرائي يك ميل طبيعي در جوانان ميباشد و جوانان دوست دارند لباسهاي به مد بر تن كنند اما مد لباس بايد بر گرفته از الگوهايي باشد كه با فرهنگ ما همخواني داشته باشد بعنوان مثال اگر در فلان منطقه از جهان مد شد كه دختران شلوارك به پا كنند و بيرون بيايند آيا جوانان ايراني هم بايد با شلوارك بيرون بيايند ؟ سوالي كه اينجا مطرح ميشود اينست كه علت تجاوز چيست آيا محدوديت در روابط جنسي باعث بروز تجاوزات جنسي مي شود ؟ پاسخ منفيست چرا كه اگر اين عامل به تنهايي باعث پيدايش پديده تجاوزات بود در كشورهاي غربي كه روابط جنسي محدوديتي ندارد نبايد هرگز تجاوزي صورت مي گرفت اين در حاليست كه فقط در سال 2004 ميلادي در ايالت نيوجرسي امريكا بيش از 1300 مورد تجاوز جنسي صورت گرفته است . تجاوز مي تواند ريشه رواني داشته باشد در اكثر تجاوزات به گروهاي همجنس فرد تجاوز گر خود در دوران كودكي يا نوجواني مورد آزار و اذيت جنسي قرار گرفته يا با صحنه اي هولناك در اين مورد مواجه گشته .

 

توصيه هايي جدي براي جلوگيري از اينكه مورد تجاوز يا آزار و اذيت جنسي قرار بگيريم :

 

نقش دختران و زنان :

از آنجايي كه درصد بيشتري از افرادي كه مورد تجاوز قرار گرفته اند از پوشش مناسبي برخوردار نبوده اند رعايت پوشش مناسب حداقل در مكانهاي خلوت توصيه مي شود.

روابط دوستي بين دختر و پسر خيلي از روابط دوستي بين دو جنس مخالف با تجاوزجنسي يا با روابط جنسي روبرو بوده از جهت توصيه جدي من به خانمها عدم اعتماد در اين مورد خاص به طرف مقابل ميباشد فراموش نكنيد اگر دختر و پسري در مكاني تنها كنار يكديگر باشند خواه يا نا خواه وسوسه هاي جنسي در ذهن آن بوجود مي آيد . براي جلوگيري از اين وسوسه هرگز پيشنهاد رفتن به خانه يا مكانهاي خلوت را از طرف مقابل خود قبول نكنيد .

حقيقت تلخ در اين باب :

پسر جواني به نام خسروپس ازاغفال زنان ودختران وبرقراري ارتباط جنسي از صحنه آزار جنسي فيلم بر داري مي کرد .( روزنامه شرق 27 دي 83) کرمان.

خسرو با ابراز عشق به زنان ودختران و برقرار کردن رابطه تلفني وتقاضاي ازدواج دختران را اغفال و به خانه اش مي کشاند وبه آزار جنسي آنها مي پرداخت .
در بازرسي خانه خسرو يک دستگاه دوربين مدار بسته که به صورت کاملا حرفه اي نصب شده بود که از صحنه هاي تجاوز فيلم برداري مي کرد .با تهديد به تکثير و توزيع فيلم ها در شهر دختران فريب خورده را از شکايت منصرف مي کرد .

سوار خودروهاي مسافر كش سخصي بدون ارم هرگز نشويد :

به سن و سال راننده نگاه نكنيد به اينكه زن كنار وي نشسته نگاه نكنيد امكان دارد تمامي اين عوامل براي جلب اعتماد شما باشد اگر به هر دليل مجبور بوديد سوار خودروهاي مسافر كش شخصي شويد قبل از سوار شدن پلاك خودرو را يادداشت كنيد يا به خاطر بسپاريد اگر راننده از مسير اصلي منحرف شد و يا به هر دليل به رفتارهيا راننده يا عواملي كه در خودرو هستند مشكوك شديد فورا از راننده بخواهيد كه خودرو را متوقف كند و پياده شويد .

حقيقت تلخ در اين باب :

اين دختر در شرق تهران وقتي سوار پيکان مسافر کشي شد با تهديد راننده به جنگل هاي لويزان برده شد ومورد تجاوز قرار گرفت . در پي انتشار اخبار تجاوز در لويزان تعداد شاکيان که در جنگل لويزان مورد تجاوز قرار گرفته اند بيشتر مي شود و تاکنون به 8 نفر رسيده است .متجاوز به نام حبيب در يک تعمير گاه ماشين کار مي کند و ماشين هايي را که براي تعمير مي آوردند از تعميرگاه خارج مي کرد و در نقش آژانس و مسافرکش زنان و دختران را سوار و با تهديد ، آنها را به جنگل لويزان برده به آزار جنسي آنها مي پرداخت .

وي در مرداد ماه زماني که قصد تجاوز به دختري را داشت توسط مامورين گشت دستگير شد. نخستين شکايت از سوي يک دختر دانش آموز مطرح مي شود . اين دختر توانسته بود از دست حبيب فرار کند وچند شماره اول و رنگ خودرو را در اختيار پليس قرار بدهد .

ازرفت و آمد در مكانهاي خلوت و در ساعات شب در حد توان خودداري كنيد .

نقش والدين :

اطلاع رساني و آگاهي به فرزندان از وظايف اصلي خانواده ها ميباشد اولين قدم براي آگاهي دادن به فرزندان برقراري رابطه اي دوستانه با فرزند ميباشد نبايد به گونه اي در زمينه روابط جنسي يا آگاهي در مورد تجاوزات جنسي با فرزندان خود صحبت كنيد كه در ذهن آنها اينگونه شكل بگيرد كه صحبت كردن راجع به اين موضوعات بي حيائي است با فرزندان خود دوست باشيد .

پارتي ها و مهمانيهاي در اصطلاح تاريك :

اغفال شدن توسط نزديك ترين به اصطلاح دوست شما درصدي از تجاوزات در پشت پرده مهمانيهاي و پارتيها شكل گرفته اكثر اين افراد به درخواست و به اعتماد دوست نزديك خود در اينگونه مهماني ها شركت كرده اند و متاسفانه مورد تجاوز قرار گرفته اند اين بدين معني نيست كه همه مهماني ها داراي محيطي نا مطلوب است اما بهتر است قبل از رفتن به مهماني از مكان آن و افرادي كه در آن مهماني شركت كرده اند مطلع باشيد و مكان و ساعت آغاز و پايان مهماين را به اطلاع خانواده برسانيد .

حقيقت تلخ در اين باب :

حبس عروس 17 ساله اي در خانه ويلايي به مدت 75 روز ( رزونامه ايران 25 دي 83 ) تهران

اين جوان مي گويد :6 روز بعد از ازدواجم با شوهرم اختلاف اندکي داشتم با دوستم قرار گذاشتم که بيرون بروم. در حال قدم زدن پژويي کنارمان توقف کرد و متوجه شدم دوستم با راننده پژو آشناست، پس از سوار شدن دوستم به زور طلا هايم را از دستم در آورد و به راننده داد. بعد آنها مرا از تهران خارج کرده و به ويلايي در چالوس بردند. دختر و پسرهاي زيادي به آن خانه رفت و آمد مي کردند و اتاق ها را به مسافران جوان اجاره مي دادند. غير از من چند دختر جوان ديگر هم بودند .
آنها از همه فيلم و عکس تهيه مي کردند.

عكس از مراسم عروسي مهماني ها خوابگاهها و جمعهاي خودماني : در مقابل دوربين يا موبايل هاي داري دوربين عكس برداري يا فيلمبرداري جمعهاي دوستانه اجتناب كنيد اين قسمت لازم به توضيح نيست چرا كه همين الان اگر چرخي در سايتهاي غير اخلاقي اينترنتي بزنيد با موارد بيشماري روبرو مي شويد .

حقيقت تلخ در اين باب :

دختري در مراسم تولد همكلاسي خود شركت كرده بود به لحاظ اينكه مهماني دخترانه بود لباس وي از پوشش مناسبي برخوردار نبود عكس سر و گردن وي توسط دوست پسر او كه از وي جدا شده بود بر روي اندام برهنه دختري مونتاژ شده و پخش گرديده بود برادر دختر با مشاهده اين عكس به محل مدرسه پيش دانشگاهي خواهرش مراجعه كرده وي را تا خانه همراهي ميكند و در حمام خانه با زدن 11 ضربه چاقو خواهرش را از پاي در ميآورد .

هشدار به پسران :

در استخرها و در رختكنها مراقب رفتارهاي ديگران باشيد اگر بعد از استخر فردي پيشنهاد رساندن شما تا منزل را با خودرو شخصي داد و آنرا نمي شناختيد حتي اگر بارهي در استخر آن فرد را ديده باشيد هرگز پيشنهاد وي را قبول نكنيد.

حقيقت تلخ در اين باب :

تجاوز به پسر 18 ساله ، ( 30آذر 83 روزنامه ايران ) ،(تهران)

دوپسر 18 ساله با تهديد چاقو مورد تجاوز قرار گرفتند .دوپسر هنوز هم در باره آنچه که بر سرشان آمده است با ترس وشرم حرف مي ند . درمنطقه فلاح پسري که به عنوان شرور معروف است دو پسر را در زمان هاي مختلف به بهانه اي به پشت خط راه آهن برده و بعد ضرب وشتم با لگد مجروع کرده و با يکي از کساني که همراهش بود به او تجاوز کردند. يکي از اين پسرها با درد بسيار به خانه بر مي گردد وبه خاطرآبرو هيچ حرفي به خانواده نمي زند .
شب هنگام از شدت درد ضرباتي که به شکم وي خورده بود راهي بيمارستان مي شود ودر آنجا به ناچار حقايق را مي گويد .

اگر مورد تجاوز قرار گرفتيد چه اقداماتي لازم است انجام دهيد ؟

قبل از هر اقدامي بخ خاطر داشته باشيد شما به علت امري نا خواسته مورد آزار جنسي و تجاوز قرار گرفته ايد چرا كه اگر اين مسئله خواسته بود اسم آن تجاوز نبود شما تلاش خود را براي جلوگيري از بروز اين حادثه كرده ايد در هر سني و هر شرايطي به نزديكترين مركز كلانتري ، پاسگاه ، ايستگاه ها ي نيروي انتظامي يا خودروهيا نيروي انتظامي مراجعه كنيد و مسئله را با جزئيات كامل با مامورين مربوطه در ميان بگذاريد.( مددكاران اجتماعي در نيروي انتظامي آموزشهاي لازم در احياي روحيه افرادي كه مورد تجاوز قرار گرفته اند ديده اند )

دومين گام مسئله را با خانواده درميان بگذرايد .

سومين گام هرگز از تهديد هاي تجاوز گر از اين قبيل كه اگر مسئله را بازگو كنيد شما را به قتل ميرسانند يا فيلمي كه از شما دارند را پخش خواهند كرد و ... نهراسيد و سريعا به مراجع انتظامي مراجعه كنيد

معمولا فردي كه مورد تجاوز قرار ميگيرد نبايد از سوي خانواده سوال پيچ شود وي بريا مدتي نياز به بازسازي روحي و رواني دارد شرايط او را درك كنيد ترجيحا از يك مشاور كمك بجوئيد.

برخي افراد از ترس آبرو و يا تهديد هاي تجاوز گر از مطرح كردن موضوع و يا طرح شكايت خودداري ميكنند اين عامل باعث مي شود تا دختران ديگر نيز يا حتي خود فردي كه مورد تجاوز قرار گرفته مجددا بنابه درخواست تجاوز گر تن به عمل نا خواسته جنسي دهد پس موضوع را هرچه سريعتر با نيروي انتظامي در ميان بگذرايد.

 منبع: http://www.asheghi4u.net/

مقاله از مينا رفيعي مددكار اجتماعي

 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خود را بپذیر!

خود را بپذیر!

بدون خودپذیری ،عزّت‌ نفس وجود خارجی پیدا نمی‌کند. خود‌پذیری به قدری باعزّت‌ نفس در ارتباط پیوسته و تنگاتنگ است، که گاه می‌بینیم این دو را با هم به اشتباه می‌گیرند. با این حال این دو، معانی متفاوتی دارند و هر کدام را باید جداگانه درک نمود.

عزّت ‌نفس چیزی است که آن ‌را تجربه می‌کنیم، امّا خودپذیری کاری است که آن را انجام می‌دهیم.

مفهوم خود‌پذیری از معنایی در سه سطح برخوردار است که درطی سلسله مقالات خود پذیری به بررسی مورد به مورد آن‌ها می‌پردازیم:

● سطح اوّل
خود‌پذیر بودن یعنی در جانب خود قرار گرفتن، برای خود بودن. خودپذیر بودن بدین مفهوم است که من زنده‌ام و از آگاهی لازم برخور دارم.

بعضی اشخاص چنان در مقام نفی و رد کردن خود هستند ،که اگر برای از بین بردن این موقعیت اقدام جدّی نکنند نمی‌توانند به عزّت نفس برسند: تا این روحیه و این باور از بین نرود هیچ درمانی موثّر واقع نمی‌شود، هیچ یادگیری مفیدی صورت خارجی پیدا نمی‌کند. هیچ پیشرفت قابل ملاحظه‌ای به دست نمی‌آید.

خودپذیر بودن یعنی آن‌ که رابطه مخرب با خویشتن را کنار بگذاریم.

● سطح دوم
خودپذیر بودن بدین مفهوم است که بدانیم، آنچه را می‌اندیشیم، می‌اندیشیم، آنچه را احساس می‌کنیم، احساس می‌کنیم، آنچه را میل داریم، میل داریم.

میل به تجربه کردن و پذیرفتن احساسات خود، هرگز بدین معنا نیست که احساس، باید آخرین حرف را در کاری که می‌کنیم بزند. ممکن است امروز حوصله کار کردن نداشته باشم. می‌توانم احساسم را بیان کنم، می‌توانم احساسم را بپذیرم و با این حال به سرکار بروم. این‌گونه با ذهن واضح‌تری کار می‌کنم زیرا روزم را با فریب خود شروع نکرده‌ام.

اغلب، وقتی احساسات منفی را به طور کامل تجربه می‌کنیم و آن را می‌پذیریم، بهتر می‌توانیم خودمان را از شرّ آن‌ها خلاص کنیم.

▪ نکته مهمّ حقیقت‌بینی، احترام گذاشتن به حقایق است.

اگر اندیشه مزاحم دارم، به هر صورت اندیشه‌ای است که دارم. آن‌ را به طور کامل می‌پذیرم. اگر احساس رنج و خشم و یا هراس دارم، احساسی است که به هر تقدیر دارم. آنچه حقیقت دارد، حقیقت دارد، در مقام توجیه و انکار توضیح برای رد کردنش نیستم. هر احساسی را که دارم احساس من است. من با حقیقت سر نزاع ندارم. من کاری کرده‌ام که بعداً از انجام دادن آن متأسف و شرمنده شده‌ام، امّا حقیقت این است که این کار را کرده‌ام؛ سعی نمی‌کنم آن را از ذهنم بزدایم. آنچه هست، هست و وجود دارد.

فرض کنید زنم از من می‌پرسد: «حالت چطور است؟ » و من جواب می‌دهم «حالم تعریفی ندارد.» بعد او با لحن دلسوزانه‌ای می‌گوید: «به نظر می‌رسد که خیلی افسرده هستی.» من آهی می‌کشم و می‌گویم «بله حالم خوب نیست، ابداً خوب نیست.» بعد درباره آنچه مرا ناراحت کرده حرف می‌زنم.

خود‌پذیری پیش شرط رشد و تحول است. از این‌ رو اگر با اشتباهی که کرده‌ام رو به رو شدم، اگر بپذیرم که این اشتباه از آن من بوده است، می‌توانم از آن درسی بیاموزیم و در آینده بهتر ظاهر شوم. نمی‌توانم از اشتباهی که فکر می‌کنم انجام نداده‌ام مطلبی یاد بگیرم.

نمی‌توانم خود را به خاطر عملی که انجام دادنش را نمی‌پذیرم، ببخشایم.

یکی از مراجعین من وقتی این حرف‌ها را به او زدم ناراحت شد «چگونه انتظار داری که بر فقدان ژرف اعتماد به نفس خود غلبه کنم؟» در جوابش گفتم: «اگر نپذیری که در حال حاضر کجا هستی و در چه موقعیّتی قرار داری، چگونه می‌توانی انتظارداشته باشی که تغییر کنی؟» برای این که موضوع را بهتر درک کنیم باید به این نکته توجّه داشته باشیم که پذیرفتن لزوماً به معنای دوست داشتن یا لذت بردن نیست.

● سطح سوم
خودپذیری مستلزم محبّت است. باید دوست خود باشم.
پذیرفتن و علاقه‌ نشان دادن محبت‌آمیز، رفتار ناخوشایند را تشویق نمی‌کند، بلکه از احتمال اتفاق مجدّد آن می‌کاهد.

نمی‌توانیم انسان دیگری را درک کنیم، وقتی تنها این را می‌دانیم که کاری که کرده بود اشتباه است. باید بدانیم که چه عاملی در درون ما به انجام شدن این اقدام کمک کرده است، مسئله ی توجیه کردن و تأیید نمودن نیست، مسئله ی درک کردن است.

می‌توانم عملی را نفی کنم و در تقبیح آن حرف بزنم و با این حال بخواهم بدانم کدام انگیزه باعث انجام آن عمل شده است. هنوز هم می‌توانم دوست خوب خود باشم. وقتی مسئولیت کاری را که کرده‌ام بر عهده می‌گیرم می‌توانم به لایه‌های عمیق‌تر بروم. دوست خوب من می‌تواند به من بگوید «کاردرستی نکردی. چه عاملی سبب شد که انجام دادن این کار را درست بپنداری؟ چه عاملی سبب شد که دست کم احساس کنی می‌توانی از عملت دفاع کنی؟» این حرفی است که خود من می‌توانم از خودم سوال کنم.

درست همانطور که وقتی می‌خواهیم عملی از دوستان خود را اصلاح کنیم باید به گونه‌ای با او حرف بزنیم که عزّت‌نفس او را خدشه‌دار نسازیم، در برخورد با خود نیز باید این موضوع را رعایت کنی
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  كليد شكست ها !

کلید شکست ها!

1) د‌ست از مقایسه خود‌ با د‌یگران برد‌ارید‌. هیچ کس و مطلقاً هیچ کس نیست که بتواند‌ د‌ر شما بود‌ن بهتر از شما باشد‌!



2) سعی نکنید‌ همه را راضی نگهد‌ارید‌. وقتی تلاشتان راضی نگه د‌اشتن همهٔ افراد‌ باشد‌، د‌ر واقع محتاجید‌ که مورد‌ تأیید‌ آنها قرار بگیرید‌ و این به خاطر آن است که هنوز مورد‌ تایید‌ خود‌تان قرار نگرفته‌اید‌!



راضی نگهد‌اشتن همه آد‌م‌ها غیرممکن است. عزت نفس را نمی‌توان از تایید د‌یگران به د‌ست آورد‌، اصولاً ارزشی که به تایید‌ د‌یگران وابسته باشد‌، ارزش محسوب نمی‌شود‌.



نیاز به تأیید‌ د‌یگران مثل این است که بگویید‌ «من به تأیید‌ شما بیشتر اهمیت می‌د‌هم تا به نظری که خود‌م د‌رباره خود‌م د‌ارم!» بیل گازیی، کمد‌ین مشهور، د‌ر این باره می‌گوید‌: تلاش برای خشنود‌ سازی همه آد‌م‌ها، کلید‌ همه شکست‌هاست!



۳) د‌ست از ملامت د‌یگران برد‌ارید‌. توجه د‌اشته باشید‌ که همهٔ انسان‌ها د‌ر زند‌گی اشتباه می‌کنند‌. نباید‌ به خاطر خطا‌های کوچک، آن‌ها را سرزنش کرد‌.



۴) مسئولیت زند‌گی را به گرد‌ن بگیرید‌. انسان‌های مسئولیت‌پذیر گام‌های موفقیت‌را زود‌تر می‌پیمایند‌.



۵) با خود‌ منطقی باشید‌. زند‌گی همین است که هست! خود‌ را با شرایط موجود‌ وفق د‌هید‌ تا بتوانید‌ راحت‌تر زند‌گی کنید

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  30قانون زندگي
۱) برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید. این قوانین را پس از مشورت با متخصصان و افرادی که تجربه یک زندگی موفق را داشته اند، تدوین کنید.

۲) از «خود»، «افرادی که در زندگی شما نقش دارند» و «محیط اطرافتان» شناخت کافی به دست آورید.

۳) به این نکته واقف باشید که شما سهم عمده ای در ساختن زندگی خود دارید. در بیشتر مواقع این شما هستید که می توانید از زندگی لذت ببرید یا آن را به کام خود تلخ کنید.

برای زندگی خود قوانینی در نظر بگیرید و سعی کنید از آنها سرپیچی نکنید.

۴) بیشتر چیزهایی که در زندگی شما وجود دارد و برایتان لذت بخش نیستند، می توانند به دست خود شما از بین بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضی نیستید فقط نیاز به تلاش و پشتکار دارید تا با شایسته کردن خود شغل بهتری به دست آورید و یا اگر از چاقی خود رنج می برید، کافی است کمی همت کنید.

۵ ) در زندگی نقش یک قربانی را بازی نکنید یا سعی نکنید با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازید. این کار فقط تضمین می کند که یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظار شما است.

۶) دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نکنید. زندگی مال شما است، پس خودتان هستید که دوباره و دوباره می توانید آن را بسازید.

۷) هر فکری می کنید و هر تصمیمی می گیرید، پیامدهایی را برایتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فکر کنید، نتیجه مثبت می گیرید و اگر به دنبال افکار منفی باشید، نتیجه تان هم منفی خواهد شد.

۸) علت بروز وقایع ناخوشایند در زندگی را پیدا کنید یا سری به تجربه های پیشین خود بیندازید تا ببینید عیب کار از کجا بوده است.

۹) هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد کرد.

۱۰) واقع نگر باشید. خود، زندگی و دنیای اطرافتان را آن گونه که هست بشناسید، نه آن گونه که خودتان می خواهید.

۱۱) با خودتان صادق باشید و اگر می دانید کاری باعث موفقیتتان نمی شود آن را از زندگی خود خارج کنید و به جای بهانه آوردن از همین حالا دست به کار شوید.

۱۲) درست و با دقت تصمیم گیری کنید.

۱۳) به خاطر داشته باشید عملکردهای شماست که داستان زندگی تان را می نویسد.
۱۴) فکرها، آرزوها، هدف ها و تصمیمات خود را به عملکردهای معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه کنید.

۱۵) خودتان را براساس نتایجی که می گیرید ارزیابی کنید، نه فقط براساس حرف ها.

۱۶) درد خود را بشناسید تا هرچه سریع تر خود را از مهلکه مسبب بروز آن درد خلاص کنید. به این نکته واقف باشید که همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یک تغییر در زندگی شما باشد.
هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید.[ و من یتوکل علی الله فهو حسبه(طلاق-۳)

۱۷) گاهی ریسک کردن در زندگی باعث موفقیت می شود. اگر خردمندانه و با درایت ریسک کنید، پیروزی از آن شما است. اگرچه ریسک کردن در ابتدای امر دلهره آور و ترسناک است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشید که برای این کار ممکن است مجبور باشید خیلی از چیزهای آشنا و عادت ها و راحتی های خود را کنار بگذارید.

۱۸) فیلترهایی که جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور بیندازید.

۱۹) شما دنیا را آن گونه که می بینید؛ می شناسید و تجربه می کنید. این شما هستید که می توانید انتخاب کنید که چگونه به دنیا بنگرید و آن را تجربه کنید. این قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگی همراه شماست.

۲۰) عواملی را که بر نگاه شما به دنیا اثر می گذارند بشناسید و در صورت منفی بودن، آنها را تغییر دهید و مثبت کنید. اگر از دریچه تجربیات تلخ گذشته به دنیا نگاه می کنید، بدانید که دارید حال و آینده خود را بر اساس همان تجربیات می سازید.

۲۱) شما مدیر زندگی خود هستید. آن را براساس بهترین استانداردهای مدیریت هدایت کنید تا نتیجه خوبی بگیرید. موفقیت را سرلوحه تدوین برنامه های مدیریتی خود قرار دهید.

۲۲ ) اگر از خود توقع زیادی نداشته باشید، سال ها در همان پله ای که هستید درجا می زنید. پس به اهداف بلند فکر کنید. اما به این نکته هم توجه داشته باشید که هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید.

۲۳) ما خودمان هستیم که به اطرافیانمان یاد می دهیم چه رفتاری با ما داشته باشند. رفتارهای محترمانه یا بی ادبانه از سوی اطرافیان، همه بازتاب شخصیتی است که ما از خودمان برای آنها ترسیم کرده ایم.

۲۴) محدودیت ها و قوانینی را که افراد حین برخورد با شما ملزم به رعایت آن هستند به آنها یاد دهید. البته این به معنای آن نیست که مستقیم حرف هایتان را بیان کنید، بلکه می توانید با رعایت نکاتی ظریف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئولیتشان در قبال شما آگاه نمایید. برای خود احترام بسیاری قائل شوید تا دیگران نیز از شما تبعیت کنند. کسی که به خود ارزش نمی دهد نباید توقع رفتار ارزشمندی از جانب دیگران داشته باشد.

۲۵) برخی اوقات لازم است که به دیگران گوشزد کنید رفتار شایسته ای نداشته اند. این کار راهی مناسب برای پیشگیری از تکرار دوباره چنین امری در آینده است.

۲۶) برای «بخشش» ارزش بسیاری قائل شوید. همانطورکه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتی است که در انتقام نیست. به این فکر کنید که با انتقام فقط فکر و روح خود را بی جهت آزرده کرده اید و افکاری را که به سلامت روحتان آسیب می رساند در خود پرورانده اید. مهم نیست آن فرد چه فکری در مورد شما می کند، شما بخشش را صرفاً برای آرامش و سلامت خودتان انجام دهید.
۲۷) قدرت کنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به کار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

۲۸) به خاطر بسپارید که نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را که آنها را در وجودش نگهداری می کند ذره ذره نابود می کنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلکه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، کمردرد و حتی سکته قلبی را نیز به شما تقدیم می کنند.

۲۹) در زندگی به آن چیزی می رسید که همیشه به آن فکر می کنید. و آن چیزی را به دست می آورید که همواره طلب کرده اید.

۳۰) مهمترین نکته این که: هیچگاه از یاد خدا غافل نشوید و در لحظه لحظه زندگی به او توکل کنید
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  رازهایی درباره زنان و ماجرای جالب اتاق عشق.(زوج ها بخوانند، مخصوصاً آقایان)






رازهایی درباره زنان و ماجرای جالب اتاق عشق

زوج ها بخوانند، مخصوصاً آقایان

برای زن ها عشق بر همه چیز مقدم است

چند ماه پیش یکی از دوستان قدیمی که مدت ها بود او را ندیده بودم، به من تلفن زد و گفت مدت شش ماه است که در رابطه جدیدی وارد شده است.
 
 برایان در طول زندگی خود روابط زیادی داشت اما هیچ وقت به طور جدی با کسی درگیر نشده بود. لذا این خبر از جانب او خبر مهمی محسوب می شد. از او پرسیدم که اوضاع از چه قرار است و او پاسخ داد همه چیز عالی است. اما نگرانی های کوچکی درباره نامزدش داشت. از او پرسیدم "از چه نگران هستی؟"
 
 پاسخ داد: "خب، لوری واقعا فوق العاده است. خیلی شیرین و مهربان اما می ترسم مسکلی داشته باشد. منظورم مشکلات روحی و روانی است. به همین خاطر به تو زنگ زدم تا نظر تو را هم بشنوم."
 
 به او گفتم: "چه کار می کند که فکر می کنی ممکن است مشکل روانی داشته باشد؟"
 
 گفت: "اول از همه این که به من می گوید هر بیست و چهار ساعت شبانه روز را به من فکر می کند. هر روز به محل کارم زنگ می زند تا به من بگوید چقدر دلش برای من تنگ شده است. از هفته ها پیش برای هر دویمان برنامه ریزی می کند تا بتوانیم با هم باشیم. مدام در باره خودمان و روابطمان صحبت می کند. بعد هم همین هفته گذشته به من گفت ارتباطش با من مهمترین مساله زندگی اوست!"
 
 از او پرسیدم: "و تو چه نتیجه گیری هایی از این صحبت ها داری؟"
 
 سعی کردم متوجه نشود که خنده ام گرفته است.
 
 گفت: "خب، من فکر می کنم، آنطور که او به من فکر می کند، باید عصبی بوده و تشویش زیادی داشته باشد."
 
 با خنده ای به او گفتم: "نه عزیزم، او عاشق شده است."
 
 دوستم برایان مرد خوبی است. اما بالاخره یک مرد است. او تجربه زیادی در رابطه با روابط دراز مدت نداشت و آن گونه که لوری به او عشق می ورزید برایش ناآشنا و حتی ناسالم و مشکل دار بود. او اولین راز در این باره را که "زن ها که هستند؟" نمی دانست: "دنیای زن، دنیای عشق است."
 
 عشق ورزیدن، فداکاری کردن و محترم شمردن روابط صمیمی و نزدیک، طبیعت ماست.

 آنچه زنها دوست دارند مردها بدانند:
 
 برای زنها عشق از هر چیز مهمتر و بر همه چیز مقدم است.
 
 منظورم از این گفته این نیست که زن ها خودآگاهانه انتخاب کرده اند که عشق مهمترین اولویت زندگی شان باشد، بلکه عشق فی الواقع مهمترین اولویت زندگی ماست. ما از قبل تصمیم نگرفته ایم که دل و جان ما بر مرد زندگی مان متمرکز باشد. بلکه طبیعتا، ذاتا و فطرتا این طور هستیم. ما انتخاب نکرده ایم و از قبل تصمیم نگرفته ایم که مدام به این فکر کنیم که چگونه به او نزدیک تر شویم، بلکه این کار را ناخودآگاه می کنیم. ما تصمیم نگرفته ایم که عشق مهم تر باشد. ولی خب هست!
 
 کیک عشق
 
 در زیر تمثیلی آمده است که به خوبی نشانگر ذهنیت و احساسات ما زن ها نسبت به عشق می باشد. من آن را کیک عشق نامیده ام:
 
 دو دایره را تصور کنید. اولی نشانگر دایره خودآگاهی یک مرد و دومی نشانگر خودآگاهی یک زن است. حال تصور کنید که برشی از هر دو دایره حذف شده باشد درست مثل یک برش کیک. در حدود یک دهم کل دایره. در دایره مختص به مرد، برش حذف شده درصد خودآگاهی او از تمرکز و اولویت او بر روی عشق و روابط صمیمی است. مابقی یا به عبارتی نه دهم باقی مانده تمرکز و اولویت او بر روی کار، شغل، علایق، پروژه ها و دیگر فعالیت های اوست.
 
 این در حالی است که در دایره مربوط به زن، وضع دقیقا نقطه مقابل دایره مرد است. بدین معنا که برش نازک تمرکز او بر روی کار، علایق و پروژه هاست و نه دهم باقی مانده تمرکز او بر عشق، زندگی خانوادگی و روابط او.
 
 گرچه کمی اغراق آمیز به نظر می رسد، اما حتما متوجه منظور من شده اید. هر بار که در سمینارهایم کیک عشق را برای حاضران رسم می کنم، زن ها و مردها همگی می خندند.
 
 می پرسید چرا؟ زیرا همه به طرزی غریزی می دانیم که این موضوع صحت دارد و همانگونه که بعدا نیز خواهیم دید، این مطلب منشاء بسیاری از مشکلات موجود میان زن و مرد را توضیح می دهد.
 
 نکته زیر را همواره به یاد داشته باشید، کیک عشق نشانگر مدت زمانی نیست که صرف عشق یا دیگر فعالیت های خود می کنیم، بلکه صرفا تصویری است ذهنی از میزان درون گرایی ما زن ها.
 
 برای نمونه ممکن است زن شاغل باشد- حال چه در داخل و چه در خارج از خانه، و به همان تعداد ساعاتی که شوهرش سر کار است او نیز مشغول شغل خود باشد. بنابراین تمثیل کیک عشق به این معنا نیست که او هم یک دهم وقت خود را صرف کارش کرده است و بقیه را صرف خرید لباس خواب های زنانه، نوشتن شعرهای عاشقانه و خیالبافی درباره شوهرش می کند.
 
 اما می توانید شرط ببندید هنگامی که بر سر کار خود است بیشتر از آن که شوهرش به او فکر می کند او به شوهرش فکر می کند و هر روزه وقوف و آگاهی بیشتری نسبت به تغییرات ریتم روابطشان دارد و در مقایسه با شوهرش بیشتر خواهان ارتباط و نزدیکی و صمیمیت است.
 
 گاهی اوقات هنگامی که تمثیل کیک عشق را برای زن ها به کار می بریم، کاملا آن را درک نمی کنند. اما هنگامی که برای آنان توضیح می دهیم که عشق شامل رسیدگی به بچه ها نیز می شود، فورا با آن ارتباط برقرار می کنند. مادرهای مجرد این نکته را به خوبی می فهمند. زیرا ممکن است با کسی ارتباط نداشته باشند اما قسمت اعظم وقت آنها هنوز صرف عشق و توجه به فرزندانشان می شود. حتی بسیاری از زنان متاهل نیز چنین بیان می کنند که قسمت اعظم کیک عشق آنان به روابط روزمره شان با فرزندان اختصاص دارد تا با شوهرشان. این که آیا الگو سالم و درست است یا خیر، موضوع دیگری است اما نکته ای که وجود دارد این است که خودآگاهی، افکار و احساسات زن ها به طرزی طبیعی و غریزی همگی روی عشق متمرکز هستند.
 
 سفری به افکار زن ها
 
 همواره گفته ام که چنانچه مردها تنها یک روز را در سر زنی که عاشق است سپری می کردند، از این که ما زنها چه قدر به مرد زندگی مان فکر می کنیم و چقدر به آنها توجه داریم، حیرت زده می شدند. تمرینی وجود دارد که گاهی اوقات آن را به زوج هایی توصیه می کنم که برای مشاوره نزد من می آیند. این تمرین به مردها کمک می کند تا این نکته را که عشق برای زنها بر هر چیز مقدم است درک کنند و تصویر ذهنی واضحی از کیک عشق را به دست دهند. تمرین بدین قرار است که از زن می خواهم گزارش دقیقه به دقیقه افکار خود را در طول یک روز و با شرح موقعیت مربوط ثبت کند. سپس آن را به نامزد/ همسرش نشان دهد. بدون استثناء همواره مردها از این حقیقت که ذهن و فکر نامزد/ همسرشان چقدر مشغول آنها بوده است حیرت زده می شوند.
 

 

 

من خواستم این فرصت را در همین جا به خوانندگان مرد خود داده باشم. لذا نمونه ای از این فهرست را که توسط یکی از مراجعه کنندگانم به نام ملیسا در رابطه با نامزدش جوزف ترتیب داده شده است، در این جا آورده ام. ملیسا مدیر اجرایی در یک دستگاه رادیویی است که حدود یک سال است با جوزف آشنا شده است. در این جا فقط نیمی از فهرست او را آورده ام. زیرا فهرست کامل او بسیار طولانی تر بود و صفحه های بیشتری را به خود اختصاص می داد!

 

 

 

گزارش افکار ملیسا

 

45:6

 

در حالی که به جوزف فکر می کردم، از خواب بیدار شدم. از این که قرار بود امشب او را ببینم هیجان زده بودم. پیش از این که از رختخواب بیرون بیایم مدتی را به او فکر کردم.

 

00:7

 

می خواستم به جوزف زنگ بزنم و به او صبح به خیر بگویم، اما فکر کردم بهتر است صبر کنم تا او این کار را بکند.

 

10:7

 

پیش خودم فکر می کنم الان موهایم را بشورم یا صبر کنم تا شب درست پیش از آن که جوزف را ببینم تا موهایم حسابی تمیز باشند.

 

15:7

 

تصمیم می گیرم این کار را کمی پیش از آن که جوزف را ببینم انجام دهم. اما توی حمام یادم می افتد لوسیونی را که جوزف از آن خوشش می آمد، جلو چشمم بگذارم تا امشب بعد از این که دوش گرفتم از آن استفاده کنم.

 

40:7

 

مشغول خوردن صبحانه هستم و به این فکر می کنم که هفته پیش که صبحانه را با جوزف خوردم چقدر خوش گذشت.

 

50:7

 

مشغول تماشای گزارشی تلویزیونی درباره دیدنی ها و جاذبه های توریستی کاراییب هستم. به یاد می آورم که من و جوزف همیشه می خواستیم سفری به آنجا داشته باشیم، لذا قلم و کاغذ برمی دارم و اطلاعات ارائه شده در برنامه را یادداشت می کنم.

 

55:7

 

جوزف هنوز زنگ نزده است. پیش خودم فکر می کنم آیا به او زنگ بزنم تا درباره گزارش تلویزیونی با او صحبت کنم یا نه. تصمیم می گیرم ده دقیقه دیگر هم صبر کنم.

 

5:8

 

به جوزف زنگ می زنم و چند دقیقه با هم صحبت می کنیم. عجله دارد زودتر برای جلسه مهمی حاضر شود، لذا نمی تواند خوب به مکالمه دل بدهد. اما می گوید که منتظر است هر چه زودتر امشب مرا ببیند. بنابراین خوشحال می شوم.

 

20:8

 

در حین این که مشغول آرایش کردن خودم هستم به صحبت های امروز صبح با جوزف فکر می کنم و قسمت های شیرین آن را توی ذهن خودم مرور می کنم.

 

35:8

 

کمدم را باز می کنم تا لباسی بپوشم و به سر کار بروم. اما ناگهان به این فکر می کنم که امشب وقتی که با جوزف بیرون می روم چه بپوشم. چند روز پیش یک لباس خوشگل خریدم که جوزف از آن خوشش آمد. آن را یک بار دیگر پرو می کنم تا مطمئن شوم به من می آید.

 

50:8

 

رختخواب را مرتب می کنم. تصمیم می گیرم ملافه ها را عوض کنم تا وقتی که جوزف می رسد تمیز باشند.

 

20:9

 

مشغول رانندجگی به طرف محل کارم هستم. به رادیو گوش می دهم. آهنگ زیبایی از سانتانا پخش می شود که من و جوزف عاشق آن هستیم. سفری را به یاد می آورم که چند وقت پیش با جوزف به سن دیاگو داشتیم و تمام راه را به آلبوم سانتانا گوش کردیم. لبخندی روی لبهایم نقش می بندد. به یاد می آورم چقدر به ما خوش گذشت.

 

تصمیم می گیرم به تلفن همراه جوزف زنگ بزنم و به او بگویم که به خاطرات مان در سن دیاگو فکر می کنم. اما یادم می آید که او احتمالا دارد به سر کارش می رود و فکرش مشغول کارهایی است که باید انجام دهد. لذا از این کار منصرف می شوم.

 

45:10

 

به عکس جوزف که روی میز کارم قرار دارد نگاه می کنم و پیش خودم فکر می کنم که بهتر است قاب زیبایی برای آن بگیرم.

 

30:11

 

به ساعت نگاه می کنم. از خودم می پرسم که آیا جلسه جوزف تمام شده است یا نه. پیش خودم فکر می کنم خدا کند جلسه خوب پیش رفته باشد تا جوزف امشب خوشحال و خوش اخلاق باشد.

 

50:11

 

جوزف در راه بازگشت از جلسه به من زنگ کوتاه می زند. خوشحال به نظر می رسد. درباره آهنگ سانتانا که امروز صبح از رادیو پخش شده بود به او می گویم.

 

57:11

 

متوجه می شوم از بعد از تلفن جوزف کمی نگران و دلواپس هستم. به یاد می آورم که گفت ممکن است هفته بعد به خاطر کاری از شهر بیرون برود.

 

30:12

 

با یکی از مشتریانم برای ناهار به رستوران جدیدی که هرگز قبلا آنجا نرفته ام، می رویم. پیش خودم فکر می کنم جوزف حتما از آن خوشش می آید. لذا تصمیم می گیرم حتما یک روز با جوزف به آنجا برویم.

 

10:12

 

از جلوی یک سوپرمارکت رد می شوم. به ناگهان به یاد می آورم که نوشیدنی مورد علاقه جوزف تمام شده است. لذا توقف می کنم تا برایش بخرم. داخل سوپرمارکت چشمم به تمشک می افتد. به یاد می آورم که جوزف خیلی از تمشک خوشش می آید. لذا کمی هم تمشک می خرم.

 

35:2

 

وقتی که دفتر کارم برمی گردم، پیغام هایم را چک می کنم. با این که همین چند ساعت پیش با جوزف صحبت کردم از این که پیغامی از او ندارم، ناراحت می شوم. می دانم احمقانه است اما این احساسی است که دارم.

 

55:2

 

صندوق پستی ام را باز می کنم و کارت دعوتی را در آن پیدا می کنم که نویسنده ای برای سخنرانی، میهمانی ترتیب داده است. پیش خودم فکر می کنم حتما یادم باشد از جوزف بخواهم او هم با من بیاید.

 

15:3

 

به ساعت کامپیوترم نگاهی می اندازم و از این که قرار است تا ظرف کمتر از چهار ساعت جوزف را ببینم هیجان زده می شوم.

 

درباره گزارش افکار ملیسا چه فکر می کنید؟ هنگامی که این فهرست را به زن ها نشان می دهم می گویند: "اوه، خدای من! این دقیقا همان کارهایی است که من می کنم." شاید محتویات و موضوعات افکار برای زن های متاهل یا زن هایی که بچه دارند متفاوت باشد اما فرکانس و تواتر افکار تا حد زیادی مشابه است. این در حالی است که واکنش مردها در مواجهه با این فهرست کاملا متفاوت است.

بعضی از آنان فکر می کنند که من با این فهرست با آنها شوخی می کنم و نمی توانند آن را باور کنند. برخی دیگر می گویند: "این ملیسا خانم احتمالا مشکل روانی داره" یا: "فکر می کنم این ملیسا باید کمی هم به فکر زندگی خودش باشد!" این گونه مردها شاید متوجه نباشند که نامزد/ همسر خودشان هم دقیقا به همان میزان به آنها فکر می کنند که ملیسا به جوزف فکر می کند.

برای ملیسا مانند بسیاری از زن ها، عشق تم ثابت و همیشگی زندگی شان است. می توان گفت بزرگترین قطعه کیک زندگی شان به عشق اختصاص یافته است. این به ان معنا نیست که ملیسا به شغل یا دیگر نواحی زندگی اش فکر نمی کند. هرگز این طور نیست، او شغلی فعال و برنامه کاری شلوغ و پرمسوولیتی دارد.

 

برای ملیسا (و تمامی زن ها) داستان تنها از این قرار است که وقتی در رابطه ای صمیمی است دنیا را از پشت عینک عشق می بیند. گویی عینکی بر چشم دارد که لنزهای آن عشق جوزف اند و ادراک او از جهان از طریق این لنزهای عشق صورت می گیرد. از دید او یک گزارش تلویزیونی تنها یک گزارش نیست، بلکه موضوعی است که او بتواند بعدها درباره آن با جوزف صحبت کند. یک ترانه پخش شده از رادیو تنها یک ترانه نیست، بلکه چیزی است که خاطرات او با مرد زندگی اش را زنده می کند. از دید او تمشک فقط تمشک نیست، بلکه میوه ای است که نامزدش دوست دارد.

 

خطاب به مردها: لطفا به یاد داشته باشید که این فرایند چنان برای زنها طبیعی است و چنان به صورت بخشی از طبیعت مردها درآمده است که در واقع خودشان از آن آگاه نیستند.

در واقع پس از آنکه ملیسا فهرست خود را خواند خود او نیز از این که چقدر به جوزف فکر می کند، متعجب شده بود. به طور معمول این افکار به طرزی ناخودآگاه و خودکار در سر او شناور هستند. اصولا این طریقی است که او روابطش را می بیند و رفتاری است که بدون فکر از او سر می زند و منعکس کننده این اولویت زن ها در رابطه با عشق و زندگی است.

 

مردها و زن ها به دو طریق کاملا متفاوت عشق می ورزند.

 

بعد از سال ها تحقیق و تجربه شخصی به این نتیجه رسیده ام که مرد و زن به دو طریق متفاوت عشق را تجربه می کنند.

 

برای اغلب زن ها عشق واقعیتی بی انقطاع و ممتد است. توجهی مستمر و مداوم که هیچ گاه ناپدید نمی شود، حتی مواقعی که مشغول کار یا انجام وظایفی هستیم که ظاهرا هیچ گونه ارتباطی با عشق ندارند.

 

از طرف دیگر برای اغلب مردها، عشق کلاسه شده و تفکیک شده است. گویی دیداری است با بخشی از وجودشان آن هم گهگاهی و با تعیین وقت قبلی.

 

زن ها نیاز ندارند به وضعیت احساسی تغییر وضعیت بدهند، بلکه همیشه یا اکثر اوقات از پیش در آن هستند. حال چه آنرا ابراز کنند و چه نکنند، برعکس مردها می بایست، عامدانه و به طرزی ارادی به این مد درآیند.

 

بیایید مجددا به داستان برایان، که فکر می کرد احتمالا نامزدش مشکلات روانی داشته باشد، برگردیم. این تفاوت مردها و زنها به خوبی توضیح می دهد که چرا توجه و تمرکز زن به عشق از نظر برایان و بسیاری از مردهای دیگر اضافی و غیرطبیعی است. برایان هرگز نمی تواند تصور کند که به اندازه لوری روی رابطه اش تمرکز داشته باشد. چنانچه بخواهد چنین کند باید بقیه زندگی خود را فراموش کند تا فقط به لوری بپردازد. از نظر او این کار زیادی، نامتعادل، غیرضروری و حتی وسواس گونه است. لذا فرض را بر این می گذارد که چنانچه لوری این گونه به او عشق می ورزد، پس لابد تلاش زیادی را صرف کرده است، بنابراین حتما او غیرطبیعی و نامتعادل است.

 

بسیاری از مردها مرتکب این اشتباه می شوند. آن ها این حالت را در زنان مشاهده می کنند و نمی توانند آن را درک کنند. پیش خودشان چنین فکر می کنند که: "چنانچه از اینجا مانده بودم و از آنجا رانده، کار و زندگی هم نداشتم. آن وقت چنین احساسات و رفتاری می داشتم!"

 

سپس نیز به این نتیجه می رسند که نامزد/ همسرشان از این جا مانده و از آنجا رانده، بی کار و درمانده است که چنین عشق می ورزد و مدام به او فکر می کند.

 

گر چه زنها نمی دانند که این موضوع حقیقت ندارد. در واقع لوری هیچ تلاشی نمی کند، او عاشق است و توجه و تمرکز او بر روی برایان مانند نفس کشیدن برایش طبیعی و خودکار است. او حتی در آن باره فکر هم نمی کند.

بلکه برایش اتفاق می افتد. ملیسا هم همینطور. او سعی نمی کند تا به جوزف فکر کند.او به این دلیل به جوزف فکر نمی کند که مشکل دارد یا "بی کار و بی عار" یا "عاطل و باطل" است او به این دلیل مدام به او فکر می کند که روش عشق ورزیدن زن ها همین گونه است.

 

تمثیل کیک عشق، نگرش مردانه و زنانه به عشق را به خوبی به تصویر می کشد. در زیر تمثیل دیگری نیز آورده ام که نشانگر نحوه عملکرد مردها و زن ها در روابطشان است.

 

فرض کنید دایره خودآگاهی مرد و زن را خانه هایی در نظر بگیریم که هر یک اتاق هایی دارند که به موضوعات مختلف اختصاص داده شده باشند، اتاق کار، اتاق تفریح و استراحت، اتاق بدن و ... برای اغلب زن ها هر یک از اتاق ها اتاق عشق نیز هست. حتی چنانچه به عملکردهای دیگری غیر از عشق اختصاص داده شده باشند. گویی که تمامی فضای ذهنی او مختص عشق است: خانه عشق!

 

گرچه برای مردها تنها یک اتاق عشق در خانه فکر و ذهن شان وجود دارد. بنابراین چنانچه قرار باشد به عشق بپردازد، باید اتاق های دیگر را ترک کند. تمثیل اتاق عشق بیان کننده پدیده ای است که در روابط خود به کرات آن را تجربه کرده ام و می دانم که زن های دیگر هم همین طورند.

 

در کنار همسرم هستم و می خواهم به گونه ای رمانتیک با او ارتباط برقرار کنم، اما او پاسخی نمی دهد می دانم مرا دوست دارد. اما نمی توانم درک کنم که چرا از من فاصله می گیرد. وقتی از او می پرسم که آیا اتفاقی افتاده است، پاسخ می دهد: "نه، هیچ اتفاقی نیافتاده است" به تدریج احساس ناراحتی و سرخوردگی می کنم زیرا سعی دارم با او رابطه ای احساسی برقرار کنم اما او همکاری نمی کند.

 

اتفاقی که در اینجا می افتد بدین قرار است که من در خانه عشق خود هستم که پر از اتاق های عشق است و در این بین سعی می کنم با همسرم ارتباط عاطفی و صمیمی برقرار کنم، اما فکر او مشغول پروژه ای است که باید کامل کند. شاید او در اتاق پول ذهنی خود است و درباره سرمایه گذاری هایش فکر می کند. شاید در اتاق استراحت خود است و مشغول تماشای تلویزیون یا گردش در اینترنت است. ناگهان خواسته من این است که با او ارتباط احساسی برقرار کنم که مستلزم آن است که او به اتاق عشق نقل مکان کند تا بتواند در آنجا با من باشد. اما او نمی خواهد به اتاق عشق بیاید زیرا در اتاقی دیگر از ذهنش کار دارد.

 

البته، چنانچه مفهوم اتاق عشق را درک نکنم دلیل این را درک نخواهم کرد که چرا در آن لحظه همسرم به لحاظ احساسی در دسترس نیست و چنان به نظر خواهد رسید که او مرا پس زده است.

بدترین قسمت داستان این است که چون همسرم در اتاق عشق خود حضور ندارد، تلاش من مبنی بر ارتباط احساسی با او، به او این احساس را خواهد داد که دارم او را کنترل می کنم یا به او می گویم چه کار بکند یا چکار نکند.

 

بنابراین هنگامی که از همسرم می پرسم: "چه اتفاقی افتاده است؟" او این سوال مرا چنین ترجمه و تعبیر می کند که به او گفته ام: چرا در اتاق عشق نیستی؟ چرا همین الان همه چیز را ول نمی کنی و به اتاق عشق نمی آیی تا بتوانیم کمی آنجا با هم رمانتیک باشیم؟"
این موضوع توضیح دهنده انواع پاسخ های مختلفی است که از مردها می گیریم: پاسخ هایی از قبیل: ناراحتی جزئی و خفیف، بی حوصلگی و بالاخره هم عصبانیت و قهر کردن.

در چنین مواقعی که سعی داریم لحظاتی رمانتیک خلق کنیم و به او عشق بورزیم، آنچه عملا اتقاق می افتد این است که او احساس می کند سعی داریم او را از یک ناحیه خودآگاهی بیرون ببریم و به زور او را به اتاق عشق بکشانیم!!

 

اخیرا با همسرم به تعطیلات کوتاهی رفتیم و اوقات بسیار خوب و رمانتیکی داشتیم. روزی که قرار بود برگردیم بسیار احساس نزدیکی می کردیم، در این باره صحبت کردیم که چقدر به ما خوش گذشته است. چند ساعت بعد به فرودگاه رفتیم تا به شهر خودمان برگردیم. بعد از این که چمدان هایمان را تحویل دادیم احساس کردم شوهرم کمی در خودش فرو رفته است و از من فاصله گرفته و دیگر مانند آن روز صبح پیش از این که به راه بیفتیم به من پاسخ نمی دهد.

 

از او پرسیدم: "آیا اتفاقی افتاده است؟"

 

پاسخ داد: "نه." من مطمئن بودم که چیزی تغییر کرده است. گرچه نمی دانستم که چه چیزی. کمی مضطرب و نگران شدم. مگر چه اتفاقی افتاده بود؟ از او پرسیدم که مبادا در پرواز اولمان حالش بده شده باشد. یا شاید هم انتظار پرواز برای پرواز بعدی حالش را بد کرده بود. اما هر چه بیشتر تلاش می کردم تا او را به حرف بیاورم از من دورتر و دورتر می شد. هنگامی که نهایتا شب به خانه رسیدیم احساس خیلی بدی داشتم.

 

روز بعد، همه چیز مجددا خوب و عالی بود. اما من هنوز گیج بودم. مگر دیروز چه اتفاقی افتاده بود که چنان احساس بدی را میان ما تولید کرد؟ سپس ناگهان متوجه موضوع شدم. هنگامی که با همسرم در تعطیلات و در هتل بودیم تمام مدت او در اتاق عشق ذهنش بود. چرا که هیچ کار یا مسوولیتی نداشت. لذا توانسته بود به راحتی به آن بخش از ذهن خود برود. جایی که بتواند احساسی رمانتیک باشد.

سپس در راه برگشت به خانه بدون این که متوجه آن شده باشم اتاق عشق را ترک گفته بود و به اتاق مسافرت نقل مکان کرده بود. جایی که بتواند به تاکسی گرفتن، کارهای مربوط به فرودگاه از جمله بلیط و تحویل چمدان ها و صف های طولانی، پیدا کردن درب های خروج و سالن های انتظار و ... بپردازد.

 

من نیز مانند او به جزییات سفر توحه داشتم و به آن اتاق رفته بودم اما از آنجایی که زن بودم همچنان در اتاق عشق نیز بودم و در همان حال که منتظر پرواز بعدی بودیم همچنان با او درباره کارهای رمانتیکی که در سفر کرده بودیم صحبت می کردم و سعی داشتم فضای احساسی سفر را همچنان حفظ کنم غافل از اینکه او ساعت ها پیش اتاق عشق را ترک گفته بود! تعجبی نیست که احساس ترک شدگی و تنهایی می کردم. او دیگر در اتاق عشق همراهم نبود. کاملا طبیعی بود که احساس ناراحتی کند زیرا من به این تمایل او مبنی بر تغییر وضعیت احساسی احترامی نگذاشته بودم.

 

آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:

 

هنگامی که زنی سعی در برقراری ارتباط احساسی با شما دارد، ممکن است متوجه نباشد که شما در اتاق عشق ذهنی خود نیستید.

 

راه حل:

 

هنگامی که نامزد/ همسر شما در اتاق عشق ذهنی شما به دنبال شما می گردد و شما در آن جا حضور ندارید یا سعی می کند تا در آن اتاق حضور به هم رسانید با ملایمت به اطلاع او برسانید که در اتاق دیگری هستید.

 

هنگامی که زنی در اتاق عشق ذهن شما را می زند دوست دارد شما را در آنجا پیدا کند. هنگامی که اتاق را خالی می بیند سر در گم می شود و می رنجد. گویی که او را بی اطلاع جا گذاشته اید و از آنجا رفته اید. هنگامی که گیج شده است و از شما می پرسد: " آیا اتفاقی افتاده است؟" به خود یادآوری کنید که احتمالا در اتاق عشق نیستید در حالی که او در اتاق عشق خود است. او برای آن که شما آنجا نیستید شما را سرزنش نکرده است یا از شما انتقاد نمی کند. او تنها سعی دارد با شما ارتباط برقرار کند اما شما را آنجا پیدا نمی کند.

 

در این گونه مواقع یکی از این دو را انتخاب کنید:

 

1- می توانید سریعا سری کوتاه به اتاق عشق بزنید و در صورت امکان یک دقیقه در وضعیت احساسی قرار بگیرید و او را در آغوش بگیرید و جمله ای محبت آمیز به او بگویید.

 

2- می توانید به او اطلاع دهید که فعلا در اتاق دیگری هستید و مثلا مشغول فکر کردن به کار خود یا رانندگی یا کار با کامپیوتر خود هستید و این که بعدا او را در اتاق عشق ملاقات خواهید کرد.

 

این راه حل را به بسیاری از زوج ها توصیه کرده ام و آن ها نتایج فوق العاده ای را گزارش داده اند.

اخیرا مردی به من گفت که روشی سریع از ارتباط کلامی با زنش را به کار می برد که به آنان امکان داده است در اسرع وقت به اطلاع یکدیگر برسانند در کدام وضعیت احساسی قرار دارند. هنگامی که زن تلاش می کند ارتباط احساسی - عاطفی برقرار کند همسرش از او می پرسد: "عزیزم، آیا الان در اتاق عشق هستی؟" تا آنکه زن پاسخ مثبت می دهد و می گوید: "بله" و از قضا مرد در اتاق عشق حضور ندارد لذا با مهربانی می گوید: "اما من الان در اتاق عشق نیستم، از اینکه سری به اینجا زدی از تو متشکرم. بعدا به تو ملحق می شوم!"

 

این تنها چیزی است که زن نیاز دارد بشنود: این که شوهرش تلاش او مبنی بر ارتباط احساسی و نزدیکی را قدر دانسته است و چنانچه فعلا آن گونه پاسخ نمی دهد که مطلوب اوست، به این دلیل نیست که اتفاقی افتاده یا از چیزی ناراحت است، بلکه تنها از آن روست که در اتاق دیگری مشغول کار دیگری است.

منبع: رازهایی درباره زنان
باربارا دی آنجلیس
انتشارات نسل نواندیش

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  براي گرفتن پستانك از كودك اين نكات را رعايت كنيد:

The image “http://salamatiran.com/Images/News/Larg_Pic/27-3-1387%5CIMAGE633492007158906250.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.


گرچه پستانك به آرام‌كردن كودك و ارضاي بازتاب مكيدن در او كمك مي‌كند، هنگامي كه كودكان بزرگ مي‌شوند و دندان‌هاي‌‌شان شروع به رشد مي‌كنند، پستانك ممكن است باعث آسيب دندان‌ها شود.

براي گرفتن پستانك از كودك اين نكات را رعايت كنيد:

  • سعي كنيد زمان دسترسي به پستانك را كاهش دهيد و به شب‌ها و زمان خواب محدود كنيد، سپس به تدريج كودك را قانع كنيد كه تا بدون آن بخوابد.
  • كودكتان را واداريد كه پستانك را با يك بازي، كتاب يا اسباب‌بازي كه لذتبخش‌تر و خلاق‌تر است معاوضه كند.
  • كودك را واداريد كه وقتش را با ديگر كودكاني بگذراند كه ديگر از پستانك استفاده كنيد.
  • به كودك توضيح دهيد كه پستانك مربوط به دوران بچگي است و اكنون كه او بزرگتر شده است ديگر به ان نيازي ندارد.
  • به كودك براي زماني كه بدون پستانك گذرانده است، با دادن اسباب‌‌بازي و مانند آن پاداش دهيد.
  • آرام بمانيد و به كودك اطمينان بدهيد، اما از تلاش براي ترك دادن كودك از پستانك دست نكشيد.
  • كودك را بارها در آغوش بگيري






        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  جهت جلوگيري از سفيد شدن مو

The image “http://www.aftab.ir/news/2008/feb/27/images/64a33ba728e6d3f8861b864416ce6cb5.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.
 

  جهت جلوگيري از سفيد شدن مو و جبران فقر غذايي پياز مو استفاده از ميوه و غذاهايي كه حاوي مقادير زيادي ويتامين گروه B هستند نظير تخم مرغ و سبزيجات توصيه مي‌شود.
 

خوردن روزانه يك قاشق مرباخوري از پودر سبوس برنج كه با كمي شكر يا نبات ساييده شده مخلوط گرديده، قرار دادن نان جو در دستور رژيم غذايي افرادي كه موهايشان سفيد شده است و خوردن روزانه يك ليوان از جوشانده سبوس گندم، جو و برنج در درمان سفيدي مو موثر است.

 

مكيدن روزي يك دانه هليله سياه در طول ۴۰ روز متوالي، استفاده از جگر، سويا، پودر جوانه گندم و كلم، استفاده از مرباي هليله و رب گردو در اين زمينه موثرست.

 

http://www.farya.com/images/sec2/gere-200.jpg
هیچ وقت این سوال برایتان پیش آمده است که چرا موهایمان سفید می‌شوند؟ یا اینکه در چه سنینی باید موهایمان سفید شود؟
دكتراكبر اجرایی : واقعیت این است که سفید شدن مو، هیچ ربطی به نوع رنگدانه موجود در بدن ما یا به عبارتی تیره یا روشن بودن موهایمان ندارد. این اتفاق برای همه می افتد، به روایتی دیر یا زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد!
سفید شدن موها در مردان در حدود سی سالگی حدود و در زنان در سی و پنج سالگی رخ می دهد. سلول‌های حاوی رنگدانه هر ده سال، حدود ده تا بیست درصد از ظرفیت تولید رنگ خود را از دست می‌دهند. کمبود فلزاتی همچون منگنز، روی، تیتانیوم، آهن و مس ازعوامل اصلی در سفید شدن و شکنندگی موها به حساب می آیند.
اگر چه سفید شدن موها یکی از آشکارترین نشانه های افزایش سن است، اما همیشه سفید شدن مو تنها به علت بالا رفتن روزهای زندگی نیست و عوامل دیگری همچون کمبود ویتامین ها، بیماری های تیروئید، بیماری‌های سیستم ایمنی، مصرف دخانیات (سرعت سفید شدن مو درسیگاری ها، چهار برابر افراد غیر سیگاری است)، کم خونی، رژیم‌های سخت و طولانی مدت، عوامل ارثی، بیماری‌های خونی و افزایش گلبول‌های سفید نیز باعث سفیدی زود هنگام و بیش ازحد موها می شوند.
در تعریف، سفیدشدن موی انسان سفید پوست زودتر از بیست سالگی و سفید شدن موی افراد سیاه پوست زودتراز سی سالگی را، سفید شدن زودرس مو می گویند. البته نسبت تغذیه و ژنتیک نیز تاثیر به سزائی در چگونگی سفید شدن موها دارند. ازطرفی در برخی افراد موها بسیار زود شروع به سفید شدن می کند که باید گفت شروع این اتفاق بستگی به ژنی دارد که از والدین خود به ارث می بریم. برخی افراد تصورمی کنند یک فشارعصبی شدید یا هول و هراس ناگهانی باعث می شود موها سریع تر سفید شوند، اما دیدگاه‌های علمی این ادعا را اثبات نمی کنند.
علاوه بر عوامل ذکر شده مصرف بعضی ازشامپوها و دیگر مواد شیمیایی نیز می تواند بر سفید شدن موها تاثیر بگذارد

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  وضعیت و ساختار اندام خود را تعیین کنید
 

بعد از اینکه با برنامه های ورزشی مختلف خودتان را خسته کردید و از خوردن لیست غذاهای ممنوعه خودداری نمودید، نوبت به آن رسیده که وضعیت پیشرفت خودتان را بسنجید.

برای سنجش پیشرفتتان، روی ترازو نروید تا ببینید وزنتان پایین آمده یا نه، درعوض ساختار بدنتان را بررسی کنید. ترازو فقط یک عدد خام به شما می دهد، ترکیب بدنتان را تعیین نمی کند (اینکه کدام قسمت از بدنتان چربی است و کدام قسمت عضله).
 
خیلی از افراد همه تلاش خود را به کار می گیرند که درصد چربی بدنشان را پایین آورده و همزمان با آن حجم عضلانی خود را افزایش دهند. اینها اگر 5 کیلو چربی کم کنند ولی 10 کیلو عضله به دست آورند، وزنشان بیشتر می شود اما اندامشان هزاران مرتبه بهتر و زیباتر از قبل نشان می دهد.
 
برای تعیین ترکیب بدنتان می توانید از روش ها و تکنیک ها مختلفی استفاده کنید. دانستن تفاوت بین تکنیک های مختلف به شما کمک میکند آگاهی بیشتر نسبت به مفهوم اعداد خود پیدا کنید. برخی از این تکنیک ها گرانتر از بقیه هستند اما هر چقدر بیشتر پول بدهید، نتیجه دقیقتری هم خواهید گرفت.
 
در زیر برخی از تکنیک ها متداول که برای تعیین ترکیب بدن به شما کمک میکند را معرفی می کنیم.
 
وزن کردن زیر آب
 
این روش که سابقاً تکنیک استاندارد طلایی نامیده می شد، با فرو بردن شیء زیر آب، ترکیب بدن آن را مشخص می کند. سپس با تعیین حجم بدن و اعمال یک فرمول در نتیجه، تراکم بدن را اندازه گیری می کنند تا ببینند چه میزان از ترکیب بدن را حجم چربی در بر گرفته است.
 
مشکل بزرگ این روش این است که معمولاً بین نژادها و افراد مختلف تفاوت هایی در تراکم استخوان وجود دارد. از آنجاکه این مسئله در معادله در نظر گرفته شده است، اگر تراکم بدنتان کمی از حد استاندارد متفاوت باشد، نتیجه آزمایشتان به درد نخواهد خورد.
 
همینطور اگر نتوانید همه هوای موجود در ریه را بیرون دهید (که درست قبل از فرو رفتن در آب باید انجام شود)، نتیجه آزمایش را تغییر خواهد داد.
 
بااینکه این روش نقاط ضعف خود را دارد، اما یکی از گرانترین روش های موجود برای تعیین ترکیب بدن به شمار می رود و اگر توسط فردی بامهارت انجام شود، نتیجه تقریباً درستی ارائه می دهد.
 
کولیس پوست
 
ترکیب بدنتان را می توانید با استفاده از کولیس پوست هم تعیین کنید. کولیس پوست وسیله ای است که با آن لایه خارجی پوست را نیشگون گرفته تا ضخامت لایه پوست اندازه گیری شود. این اندازه گیری در قسمت های مختلف بدن انجام می گیرد (معمولاً در سه نقطه یا هفت نقطه) و بعد اطلاعات به دست آمده حساب می شود تا درصد ترکیبات بدن مشخص شود.
 
بااینکه این روشی قابل قبول به حساب می آید اما چند نقطه ضعف دارد: اگر سنجش هربار توسط یک فرد متفاوت صورت گیرد، نتیجه آزمایش تغییر خواهد کرد؛ درصد نهایی براساس فرضیه ی نادرستی که لایه خارجی چربی نشان می دهد چه میزان چربی در کل بدن یافت می شود، تعیین می شود؛ برخی افراد چربی زیرپوستی بیشتری نسبت به دیگران دارند، درنتیجه متغیرهای فردی، عدد خام به دست آمده تغییر می کند.
 
اما، اگر همان فرد بامهارت، لایه های پوست شما را بررسی کند، می توانید با گذشت زمان از یافته های ازمایش خود برای سنجش پیشرفت خود استفاده کنید. یادتان باشد اگر درصد به دست آمده، مثلاً 14% باشد، اما درصد چربی واقعی بدنتان 18% باشد، و آزمایش بعدی 11% نشان دهد، احتمالاً عدد واقعی 15% بوده است و همین که بدانید 3% درصد چربی بدنتان پایین آمده برایتان کافی است.
 
اگر به دلیل مسائل سلامتی، به دنبال یک درصد خاص از چربی بدن هستید، پس احتمالاً می خواهید نتیجه آزمایشتان با دقت تمام باشد، به همین دلیل این روش خوبی برای شما به حساب نمی آید.
 
DEXA
 
می توانید ترکیب بدنتان را با روش DEXA نیز تعیین کنید. این روش مخفف جذب سنج انرژی اشعه ایکس می باشد که یکی از دقیق ترین روش های آزمایش ترکیب بدن می باشد اما هزینه زیادی می برد.
 
این دستگاه کل بدن را اسکن می کند و آنرا به سه ترکیب مختلف تقسیم می کند: حجم عاری از چربی، حجم چربی و حجم موادمعدنی بدن. این دستگاه از اشعه ایکس با قدرت پایین استفاده می کند که همه استخوان ها و بافت های نرم بدن را بررسی می کند. میزان انرژی فوتون که توسط استخوانها جذب می شود، معیار تعیین ترکیب بدن می باشد.
 
کل پروسه چیزی درحدود 10 تا 20 دقیقه طول می کشد و حین انجام اسکن باید کاملاً بی حرکت باشید.
 
یک مزیت این متد این است که علاوه بر تعیین میزان کل چربی بدن، به شما می گوید که چربی های اضافه در کدام قسمت از بدنتان قرار دارند. این مسئله از جهت سلامتی اهمیت زیدی دارد چون برخی الگوهای پخش چربی بدن (مثل چربی دور کمر) می تواند شما را در معرض برخی بیماری های خاص قرار دهد.
 
باد پاد (BOD POD)
 
این روش تکنیکی بسیار تخصصی است و از این جهت مشابه روش وزن کردن زیر آب می باشد که میزان جابه جایی هوا را که برای اندازه گیری تراکم استخوان در بدنتان ایجاد می شود، را تعیین می کند و از آنجاست که حجم چربی را اندازه گیری می کند.
 
این روش نیز روشی تقریباً دقیق به شمار می رود اما تقریباً گران است. با در نظر گرفتن اینکه می توانید با پولی که خرج این روش می کنید، یک مربی ورزشی خصوصی بگیرید و خوب تمرین کنید و وزنتان را پایین بیاورید، بهتر است از روش های تقریباً ارزان تر استفاده کنید.
 
امپدانس برقازیستی
 
یک روش دیگر برای تعیین ترکیب بدن از طریق امپدانس برقازیستی است. این تکنیک توسط ابزارهای دستگیره دار کوچک یا ترازویی که با بستن دو بند مغناطیسی به پاها، روی آن می ایستید، انجام می گیرد.
 
این ترازوها یک پیام الکتریکی می فرستد که از بدن شما رد می شود و وجود رسانایی بافت ها را بررسی می کند. از آنجا که انواع مختلف بافت های بدن ارزش های رسانایی متفاوتی دارند، این دستگاه از اعداد به دست آمده برای تعیین حجم عضلانی خالص بدن استفاده می کند و درنتیجه ترکیب بدن را می سنجد.
 
مشکل اصلی این روش این است که بسیار تحت تاثیر وضعیت آب بدن است، به همین دلیل فقط درمواردیکه به طور سفت و سخت وضعیت آب بدن خود را کنترل می کنید درست کار می کند و در سایر موارد می تواند در نتیجه ارائه دهنده، اشتباهاتی داشته باشد.
 
آزمایش شوید
 
پس ازاینکه نوع روش انتخابی خود را برای تعیین ترکیب بدنتان انتخاب کردید، هربار از همان متد استفاده کنید تا نتیجه به دست آمده اطمینان پذیری بیشتری داشته باشد.
 
اینکه چند وقت یکبار باید این آزمایش را انجام دهید تا حد زیادی به برنامه تمرینی و غذایی خودتان بستگی دارد.
 
اگر درصد چربی بدنتان خیلی بالا باشد، احتمالاً بیشترین میزان پیشرفت را در همان ابتدای کار مشاهده می کنید و بعد کم کم هرچه لاغرتر می شوید، پیشرفتتان کندتر می شود.
 
وقتی به %8 تا 10% چربی بدن رسیدید، متوجه می شوید که برای پایین آوردن حتی یک درصد بیشتر، باید تلاش بسیار زیادی به کار گیرید چون در این نقطه بدن شما تمام تکیه خود را بر ذخائر چربی خود قرار می دهد.
 
پس وقتی می خواهید از چگونگی ترکیب بدنتان آگاه شوید، از روی ترازو پایین بیایید و نگاهی به درصد چربی بدنتان بیندازيد
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بلوتوث مرگ برای دختر جوان

دختر جوان ادامه داد:‌ اصرارهای سعید موجب شد تا به او اعتماد کنم و به منزلی که وی ادعا می‌کرد متعلق به مادرش است، بروم.
امین جامعه (ارگان پلیس): دختر جوان در پی ارتباط خیابانی با جوانی که به وی ابراز علاقه می‌کرد، پس از مدتی با مشاهده بلوتوث غیر اخلاقی مربوط به خود دست به خودکشی زد.

بازپرس محمد شهریاری گفت:‌ به دنبال تماس مسوولان یکی از بیمارستان‌های تهران مبنی بر اینکه دختر 21 ساله‌یی با استفاده از قرص اقدام به خودکشی کرده و با تلاش پزشکان از مرگ حتمی نجات پیدا کرده است، دستور قضایی لازم در این ارتباط صادر شد.

بازپرس ویژه قتل تهران افزود: پس از بهبودی نسبی این دختر وی با حضور در شعبه 7 بازپرسی دادسرای جنایی درباره انگیزه‌های خود از خودکشی گفت: چندی پیش به صورت اتفاقی با جوانی، که خود را دانشجوی مکانیک معرفی می‌کرد، آشنا شدم و ادامه این آشنایی موجب شد تا به دور از چشم والدینم به این ارتباط ادامه دهم.

دختر جوان در ادامه گفت: این فرد که خود را سعید معرفی می‌کرد به بهانه اینکه قصد دارد با من ازدواج کند و پیش از خواستگاری باید مرا به مادر خود معرفی کند، مرا با این شیوه فریب داد.

دختر جوان در دام

دختر جوان ادامه داد:‌ اصرارهای سعید موجب شد تا به او اعتماد کنم و به منزلی که وی ادعا می‌کرد متعلق به مادرش است، بروم.

وقتی قدم در این خانه گذاشتم او به من نوشیدنی تعارف کرد و پس از خوردن آبمیوه پلک‌هایم سنگین شد و زمانی که به خود آمدم، متوجه شدم چندین ساعت بیهوش بودم و از سوی مردی که خود را خواستگار من معرفی می‌کرد، مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ام.

وی افزود: وقتی سعید با اعتراض من روبه‌رو شد، ابتدا سعی می‌کرد مرا آرام کند، اما وقتی اعتراض‌هایم ادامه پیدا کرد، او عنوان کرد از آزار و اذیت خود فیلم تهیه کرده است و در صورتی که به درخواست‌های او توجه نکنم، وی اقدام به تکثیر این فیلم و انتشار آن خواهد کرد.

بلوتوث مرگ

دختر جوان در ادامه گفت: ‌پس از این ماجرا مدام در کابوس به سر می‌بردم تا اینکه یک روز متوجه شدم او فیلم غیراخلاقی تهیه شده از من را در مترو بلوتوث کرده است. زمانی که این فیلم را مشاهده کردم، احساس کردم دیگر زندگی برایم اهمیت ندارد. به همین دلیل با خوردن مقادیری قرص اقدام به خودکشی کردم و زمانی به خود آمدم که متوجه شدم از سوی بستگانم به بیمارستان منتقل شده و از مرگ حتمی نجات پیدا کرده‌ام. پس از آنکه در بیمارستان به هوش آمدم به پزشکان معالج اعتراض کردم که چرا مرا نجات داده‌اند.

بازپرس دادسرای جنایی افزود:‌ پس از ثبت این اظهارات دستور قضایی صادر شد و ماموران با دستگیری سعید تحقیق از وی را آغاز کرده و در بازرسی از تلفن همراه وی فیلم‌های غیراخلاقی دختر جوان را کشف و ضبط کردند.

شهریاری افزود:‌ با اعتراف متهم به اقدام مجرمانه، دستور قضایی لازم در ارتباط با تحقیقات بیشتر از متهم صادر شده است.

هشدار

بازپرس ویژه قتل تهران با هشدار به جوانان به خصوص خانم‌ها گفت: بی‌توجهی به ارزش‌ها و عرف حاکم بر جامعه درخصوص ارتباط پنهانی از مولفه‌هایی هستند که مشکلات عدیده‌یی را برای خانم‌های جوان و خانواده‌های آنان ایجاد می‌کند. دوستی‌های خیابانی به دور از چشم والدین و عدم ارتباط صحیح میان والدین و جوانان از جمله عواملی هستند که بسترساز جرایم این چنینی هستند. فراموش نکنید اعتماد بی‌جا به افرادی که در کوچه و خیابان خود را با القاب مورد توجه جامعه معرفی و ادعای خواستگاری دارند، خود نخستین اشتباه برای فرو غلتیدن در دام افراد شیاد است. پس هوشیار باشید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تـــرفنـــــد ِ مي ترسي؟


همين يك كلمه « مي ترسي؟ » نمي دونيد چه اثراتي داره و چه كارهايي كه نمي كنه و چه سرنوشت هايي را كه تغيير نداده است.
چيه مي ترسي ؟
نكنه مي ترسي ؟
از مامانت مي ترسي ؟
از زنت مي ترسي ؟
از ناظم مي ترسي ؟

جملاتي از اين دست ترفندي هستند براي افرادي كه دنبال پايه و رفيق براي انجام كار نه چندان معقولي هستند يا دنبال شريك جرم مي گردند و يا مي خواهند كه فردي را برخلاف ميل شخصي اش به كاري ترغيب و تحريك كنند.همه افراد با هر سن و جنسي مي توانند طعمه اين ترفند قرار بگيرند اما از نظر سني گروه نوجوانان و از نظر جنسي ، مردان بيشتر در معرض آن هستند.
در نظر بگيريد كودكي كه ميدونه نبايد خانه غريبه ها بره يا بدون اطلاع والدينش از راه مدرسه جايي بره يا نوجواني كه شنيده كه كشيدن حشيش خوب نيست يا جووني كه چاقو كشيدن و تهديد ديگران را كار تبهكارانه اي ميدونه يا مردي كه هيچ رغبتي به مشاركت در مجالس ترياك كشي همكارانش نداره اما همكلاسي ها يا رفقا يا همكاران فقط با يك جمله كوتاه « مي ترسي ؟» آنها را تحريك مي كنند كه برخلاف سيستم اخلاقي و تربيتي شون و بر ضد تمايل و خواسته خودشون رفتار كنند . اين افراد با اين حرف فرد را تحت كنترل و نفوذ خودشان در ميارن چون مي دونند كه هيچ كس نمي خواد كه انگ ترسو بودن بخوره و درجمع همكلاسي ها و رفقا تحقير بشه .
و اما راه مقابله با چنين شرايطي چيست ؟
اعتماد به نفس نقش بسيار مهمي در اينگونه موارد دارد و بنابراين بايد از همان كودكي اعتماد به نفس را در افراد تقويت كرد ضمن اينكه هشدارهاي لازم در مورد اينگونه افراد كنترل كننده به كودك داده شود و راه مقابله با چنين شرايطي به او آموزش داد .
بايد به او گفته شود كه براي خنثي كردن اين ترفند مي تواند يك پاسخ منطقي به فرد بدهد و موقعيت را ترك كند .برخي از پاسخهاي منطقي كه مي توان در اين شرايط به فرد تحريك كننده بدهد مي تواند اينگونه باشد:
- نه من نمي ترسم و تو هم با اين حرفت نمي توني من را مجبور كني كه برخلاف خواسته ام رفتار كنم .
يا
- شايد هم اين تو هستي كه مي ترسي و براي همين هم مي خواهي ديگران را با خودت همراه كني .
با يك پاسخ منطقي نه تنها ملقب به ترسو بودن نخواهد شد بلكه هوش و شجاعت و جسارت خود را نيز نشان مي دهد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بازنگري روابط دوستانه، پس از ازدواج









پس از ازدواج، به تدريج متوجه تغييراتي در دوستان خود خواهيد شد. معمولا دوستان متاهل با شادي شما را به فهرست زوجهايي كه ميتوان با آنها قرار مسافرت و شام گذاشت، وارد ميكنند و از طرف ديگر، ممكن است ازدواج شما موجب شود كه دوستان مجردتان متوجه ناموفق بودن خودشان در امر ازدواج و داشتن يك زندگي مستقل شوند. اما چگوه ميتوان با دوستاني كه هر يك به شيوه خود فكر ميكنند، كنار آمد؟

آيا بايد اين دوستيها را حفظ كنيد؟
ميريام آروند(Miriam Arond) و ساموئل پاوكر (Samuel Pauker) در كتاب خود به نام "اولين سال ازدواج" مينويسند:" برپا كردن يك زندگي اجتماعي كه بتواند هردوي شما را راي نگهدارد، نشانه بسيار مثبتي از موقعيت زندگي مشترك شماست." اين دو و متخصصين ديگر ازدواج اعتقاد دارند كه زندگي اجتماعي آسان و آزاد نشاندهنده امنيت رابطه زن و شوهر است و به اين معناست كه هر دوي آنها ميتوانند بدون بروز نا امني يا حسادت در ديگري، با ديگران معاشرت كنند.

علاوه بر اين، گاهي لازم است كه ما با دوستان خود مشورت كرده يا تنها براي گفتگو و خنده دور هم جمع شويم. داشتن دوستان متعدد ميتواند شما را به عنوان يك فرد غني كرده و رابطه شما با همسرتان را گسترده تر و عميقتر كند.(اعتراف كنيد كه وقتي همسرتان با لبخندي شاد وارد خانه شده و براي تعريف كردن حوادث بامزه روزي كه با دوستانش گذرانده، بي قرار است، دلتان غنج ميرود).

دوستان همجنس
احتمال اينكه اين نوع دوستان باعث به جوش آمدن حسادت شوند بسيار اندك است. قراري كه هر از گاه با دوستان همجنس خود ميگذاريم، معاشرت سالمي است و به نوعي يك مرخصي كوتاه از زندگي زناشويي محسوب ميشود. اما اگر شما دونفر درباره مدت زماني كه دور از هم هستيد توافق نداريد،ممكن است دچار مشكل شويد.

براي مثال اگر شوهر دوست دارد در هفته دوشب را با دوستان خود باشد و همسرش ميخواهد هر شب با هم شام بخورند احساسات هر دو لطمه ديده و اين لطمه به مشاجره ختم خواهد شد. گفتگوي ساده و باز در اينجا بسيار راهگشا خواهد بود. بگذاريد عزيزتان از انتظارات شما آگاه شود و خود را آماده كنيد كه گفتگو در هر دو طرف به مصالحه ختم شود. اگر بتوانيد درباره روزها يا ساعاتي كه با دوستانتان ميگذرانيد بر سر برنامه و زمان مشخصي به توافق برسيد، هر دو سود ميبريد.

دوستان غيرهمجنس
حفظ رابطه با دوستان غير همجنس شايد يكي از بزرگترين جعبه هاي ويروسي باشد كه در زندگي مشترك باز ميكنيد، به خصوص اگر اين دوست، زماني خواستگار يا دختر مورد علاقه شما هم بوده باشد. شايد شما به ود بگوييد كه همسرتان در نهايت شما را انتخاب كرده است، اما شنيدن خنده آنها هنگام صحبت از شوخيهاي مشترك زمان تحصيل چندان خوشحالتان نخواهد كرد. چگونه از اين احساسات بد اجتناب كنيم؟ توصيه آروند و پاوكر اين است:

همسر خود را در گفتگو با دوست غير همجنس خود شريك كنيد. هرچه باشد دور هم بودن هرسه شما موجب خواهد شد كه همسرتان متوجه افلاطوني بودن رابطه شما شود.

يا كاملا برعكس، رابطه دوستي خود را كاملا از زندگي زناشويي خود دور نگه داريد. شايد همسر شما گپ زدن شما با دوستي در شهر ديگر را بدون اشكال بداند اما واقعا نخواهد بداند كار تازه او چطور است. به عبارت ديگر، در حالي كه دوستي خود را با اين دوست قديمي پنهان نميكنيد، بيش از حد هم درباره او صحبت نكنيد و از مقايسه او با همسرتان جدا بپرهيزيد.

اگر اين دوستي مشكلات زيادي به بار مي آورد، همواره ميتوانيد اين رابطه را قطع كنيد. آيا يك ساعت گپ زدن در ماه با دوست سابقتان ارزش در خطر انداختن زندگي مشتركان را دارد؟

در اينجا باز هم به اهميت گفتگو ميان زن و شوهر تاكيد ميكنيم، يك گپ خوب ميتواند هرگونه احساس منفي را در همسر شما از بين ببرد. از طرفي شما از احساسات يكديگر نسبت به اين روابط آگاه شده و شايد تصميمات جديدي اتخاذ كنيد.

دوستان مجرد
ممكن است پس از ازدواج ادامه دادن رابطه نزديك با دوستان مجرد برايتان مشكل باشد. ممكن آنها دور و حتي حسود به نظر برسند يا ممكن است شما را كسي بدانند كه زندگي مجردي و بودن با آنها را به تشكيل يك زندگي مشترك فروخته است.

واكنشهاي منفي اين دوستان را به خود نگيريد.احتمال اينكه آنها احساس ترك شدگي داشته باشند زياد است. اگر واقعا ميخواهيد دوستي خود را حفظ كنيد، به اين دوست اندوهگين تلفن كنيد و يك قرار ملاقات با او بگذاريد. هنگامي كه همديگر را در كافه يا جاي ديگر ديديد، از پرحرفي درباره زندگي عاشقانه خود اجتناب كنيد. در عوض درباره علايق مشتركي كه قبل از ازدواج داشتيد صحبت كنيد. اگر تمام گفتگوهاي شما درباره جنس مخالف دور ميزده است، اين احتمال وجود دارد كه دوستي شما به مرگ طبيعي از بين برود. احساس گناه نكنيد، اين اتفاقي است كه زياد رخ ميدهد. اما اگر شما دونفر وجوه مشترك عميقتر و بيشتري داريد، هيچ دليلي وجود ندارد كه معاشرت با يكديگر را ادامه ندهيد.

دوستان مشترك
در نهايت، يافتن دوستان مشترك و حفظ آنها بهترين روش براي داشتن يك زندگي اجتماعي مشترك است. بيشتر زوجهاي تازه ازدواج كرده، به معاشرت با زوجهاي ديگر متمايلند. اين تمايل به جمعهايي خوب با عده اي كه همه همراهي دارند، منجر ميشود و بهترين جا براي مشاهده و آموختن ريزه كاريهاي مثبت زندگي مشترك ديگران و ارج نهادن به نكات مثبت زندگي مشترك خود ما خواهد بود. البته، اگر بهترين دوست همسرتان، شوهري كاملا نچسب يا كودن دارد، خود را مجبور نكنيد كه مدام با آنها معاشرت كنيد. نظر خود را به همسرتان بگوييد و فراموش نكنيد كه كليد داشتن زندگي مشترك موفق، گفتگو كردن است.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چرا من اينقدر خسته هستم؟ 7 دليل خستگي





داشتن خواب كافي اما باز هم احساس خستگي ؟!به نظر شما دليل چيست؟ قبل از اينكه به خاطر سبك زندگي، داشتن فعاليت هاي متنوع و ... خود را سرزنش كنيد ، بهتر است در مورد علل و ريشه خستگي هاي مبهم و بي دليل مطالب زير را مطالعه فرماييد.

اگر شما مانند بسياري از زنان، صداي خميازه هاي كشدار و بلند هر روز و هر ساعته آزارتان مي دهد بهتر است به دنبال دليل بگرديد. به گفته پزشكي از مركز قلب زنان، بيشترين شكوه و شكايت بيماران از خستگي مي باشد. البته در بعضي موارد فعاليت بيش از اندازه و عدم خواب كافي مي تواند تنها دليل محكم و مستدل باشد . اگر شما تنها 5 الي 6 ساعت در شب مي خوابيد مسلما خستگي بر شما غلبه خواهد كرد . اما اگر شما به طور نورمال 7 الي 8 ساعت خواب سالم در شب داشته باشيد ولي همچنان احساس خستگي كنيد ، اين زماني است كه بايد به پزشك مراجعه كنيد تا دليل اصلي آن آشكار شود و در اغلب موارد اين زماني است كه خستگي شما دليل و نشانه اي از يك بيماري جدي است البته اغلب متخصصان دليل آن را مشكلات خفيفي مي دانند كه به راحتي قابل درمان است.


و اما 7 دليل اصلي خستگي

- كم خوني: اگر شما در سالهاي باروري بسر مي بريد و به خصوص اگر شما دچار قاعدگي ها ي شديد مي شويد يا داراي تومور فيبروئيد و يا پوليپ رحمي هستيد ويا اگر اخيرا به دليل زايمان خون زيادي از دست داده ايد همه اين دلايل مي توند باعث كم خوني شود ، يعني دليل اصلي خستگي در خانمها.زماني كه به دليل خونريزي دچار كمبود و نقصان هموگلوبين مي شويد مشكلات بروز مي كند.همو گلوبين يك نوع پروتئين غني از آهن در گلوبول قرمز خون است كه مسئول حمل اكسيژن از ريه ها به ساير بخش ها و ارگان ها ي بدن است. زمانيكه بافت ها و ارگانها اكسيژن كافي دريافت نكنند نتيجه آن بروز خستگي خواهد بود . دليل كم خوني همچنين مي تواند خونريزي داخلي يا كمبود آهن ، فوليك اسيد و يا ويتامين 12 B باشد. كم خوني همچنين ممكن است بدليل بيماريهاي مزمني همچون ناراحتي ها ي كليوي باشد كه علائم آن به صورت گيجي ، احساس سردي و بي حوصلگي بروز كند. براي تشخيص دقيق كم خوني با مراجعه به پزشك و انجام تست خون تشخيص امكان پذير خواهد شد. درمان نيز با استفاده از قرص هاي حاوي آهن مي باشد و يا مصرف كافي غذاهاي آهن داري چون اسفناج، بروكلي و گوشت قرمز. كه در صورت مداواي صحيح ، احساس خستگي شما نيز تا بعد از 30 روز حتما مرتفع مي شود.


- كم كاري تيرو ئيد: اگر شما عموما تنبل ، كم فعاليت و يا حتي به مقدار خفيف افسرده هستيد ، دليل آن مي تواند كم كاري تيروئيد باشد. تيروئيد غده اي پروانه اي شكل و كوچك است كه در ابتداي ابتداي گلو قرار دارد و متابوليسم بدن را كنترل مي كند. به گفته يك مركز تيروئيد امريكايي در سن 60 سالگي 17 درصد از كل زنان دچار اختلال عملكرد تيروئيد هستند و بيشتر آنها نمي دانند. و دليل عمده آن نوعي اختلال خود ايمني به نام هاشيموتوز تيروئيدتيز(hashimoto thyroiditis ) است .


اين وضعيت سبب مي شود كه بدن سلولهاي مسئول توليد تيروكسين و ساير هورمون هاي مترشحه توسط غده تيروئيد را تخريب كند و نتيجه آن كم كاري غده تيروئيد يا هيپوتيروئيديسم يا كاهش متابوليسم خواهد شد. تست خون با عنوان T3 وT4 به بررسي مقدار هورمون تيروئيد مي پردازد . اگر اين هورمون ها به مقدار كم باشد مصرف هورمون هاي سنتتيك سرعت شما را بالا برده و در نتيجه احساس بهتري خواهيد داشت.


- عفونت دستگاه ادرار: اگر چه اغلب زنان عفونت دستگاه ادرار را با علائمي همچون سوزش و يا تكرر ادرار متوجه مي شوند اما در بعضي موارد خستگي مي تواند تنها نشانه و علامت آن باشد . تمام زنان علائم مشخص و بارزي براي اين بيماري ندارند و خستگي مي تواند تنها نشانه آن باشد. در اكثر مواقع عفونت دستگاه ادرار به دليل وجود باكتري در اين دستگاه است كه اغلب نتيجه عدم رعايت بهداشت در هنگام طهارت (مثلا شستشو از عقب به جلو) و يا آميزش جنسي كه مي تواند خطر را افزايش دهد زيرا باعث وارد كردن باكتري از واژن به درون مجراي پيشاب يا ميزرا ه مي شود. اگر پزشك شما به وجود اين بيماري مظنون شد با دادن تست ادرار تشخيص راحت تر مي شود. مداواي اين بيماري نيز به نسبت سريع و آسان است و با مصرف آنتي بيوتيك خوراكي مداوا مي شود و در صورت مداوا تا بعد از يك هفته احساس خستگي نيز از بين مي رود. اگر علائم مجددا برگشت دوباره تست دهيد زيرا در بعضي زنان اين عفونت بصورت مزمن وجود دارد . در اين حالت با پزشك خود در مورد روشهاي پيشگيري مثل مصرف آنتي بيوتيك با دوز پايين مشورت كنيد.

- مصرف بيش ا زاندازه كافئين : اغلب افراد براي رفع خستگي و كسب انرژي دوباره به خوردن قهوه و يا نوشيدني هاي ديگر مي پردازند . اما در بعضي از زنان مصرف كافئين نتيجه عكس خواهد داشت . گزارش شده است كه كافئين محرك است اما در صورت مصرف زياد نتيجه عكس خواهد داشت . در بعضي بيماران سوئ استفاده از كافئين ، خستگي را به همراه دارد و اگر فكر مي كنيد اين بدين معنا است كه شما نياز به كافئين بيشتر داريد تا خستگي را برطرف كند اشتباه مي كنيد. هرنوع تلاش براي حل معضل خستگي با مصرف بيشتر كافئين وضعيت را بدتر مي كند. و اما راه حل . كافئين را تا حد ممكن از برنامه غذايي خود حذف كنيد . نه تنها كافئين بلكه شكلات ، چايي و بعضي از داروهاي حاوي كافئين نيز مي تواند باعث خستگي مبهم شود .

--آلرژي غذايي: در حاليكه هدف از خوردن غذا كسب انرژي است پزشكان معتقدند بعضي از غذاها نيز مي تواند آلرژي زا باشد و نتيجه عكس داشته باشد . بنابر اين غذاهايي با اين خاصيت مي تواند سبب خستگي شما شود . شواهد نشان مي دهد كه غذاهاي آلرژي زا سبب خستگي مي شود و حتي اين خستگي ممكن است اولين علامت هشداردهنده در مورد اين غذاها باشد . بنابرا ين اگر تا 30 دقيقه بعد از خوردن هرنوع غذا شروع به خميازه كشيدن كرديد بهتر است كه آن غذا را از رژيم غذايي خود حذف كنيد. همچنين مي توانيد در مورد هر غذايي تست آلرژي بدهيد.


---احساس خفگي در خواب: اگر شما به اندازه كافي و لازم نمي خوابيد حتما احساس خستگي مي كنيد. اما چه چيزي مي تواند باعث عدم خواب راحت شود؟ در يك مورد احساس تنگي نفس در خواب كه يك نوع اختلال خواب است سبب مي شود كه شما مداومتا دچار قطع خواب شويد . و اين اتفاق اغلب در شب مي افتد و در هر بار تنگي نفس شما برا ي مدت طولاني بيدار مانده و چرخه منظم خواب شما دچار اختلال خواهد شد . تنها نشان اين اختلال نيز خستگي مداوم است كه به همراه دارد. د راين اختلال مجراي فوقاني تنفس دچار انسداد مي شود و در زنان چاق و با اضافه وزن پبيش مي آيد. خرو پف كردن يكي ز نشانه هاي اين اختلال است. براي تشخيص اين بيماري نياز به آزمايشات مخصوص به خود است. اگر شما دچار اين اختلال هستيد پزشك شما به شما پيشنهاد خواهد كرد كه وزن خود را كم نماييد و سيگار را نيز ترك كنيد. د رمراقبت هاي پزشكي با استفاده از وسايلي اين مجراي تنفسي را در هنگام خواب باز مي كنند . در موارد حاد جراحي لازم است تا از بازشدن مجرا و سلامت آن اطمينان حاصل شود. عدم درمان اين اختلال احتما ل حمله قلبي را افزايش مي دهد.

--بيماري هاي قلبي تشخيص داده نشده : اگر بعد از فعاليت هاي سبك كه معمولا خستگي به همراه ندارد احساس خستگي كرديد بهتر است با پزشك خود در اين مورد صحبت كنيد. طبق مطالعات ، خستگي مفرط بعد از انجام كارهاي معمولي مثل جارو زدن خانه يا مواردي ا ز اين قبيل ممكن است به دليل نوعي ناراحتي قلبي باشد. اما اين بدان معنا نيست كه هربار خميازه كشيديد نگران شويد كه شايد مبتلا به بيماري قلبي هستيد . د راكثر مواقع خستگي نشان اوليه بيماري قلبي نيست بلكه ارتباط با چيزهاي ديگر دارد . در عين حال بيماري هاي قلبي سردسته علل مرگ در زنان است و لذا توجه به آن ضرورت دارد. بنابراين اگر خستگي به دنبال هر فعاليت بروز كرد بهتر است براي آزمايشات قلبي به پزشك مراجعه كنيد . اگر خستگي شما مربوط به فعاليت قلب شما بود داروها و توليداتي وجود دارد كه در اين زمينه به شما كمك كند و احساس خستگي شما را رفع نمود ه و انرژي شما را احيا كند.



        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  پيشگيري از بوي بدن


آيا تا كنون كار سنگين انجام داده ايد كه بعد از چند دقيقه متوجه رايحه اي ناخوشايند از ناحيه بدن خود شويد.

جك يكي از اين افراد است كه چنين تجربه ناخوشايندي داشته است . او بعد از انجام ورزش ژيمناستيك به دوستان خود پيوست . در اين بين دوستان وي متوجه بوي بدن او شدند. او به شدت از اين موضوع خجالت كشيد و سريعا به سمت كمد لباس خود رفت تا از دادورانت (deodorant) پيدا كند و مانع متساعد شدن بوي ناخوشايند بدن خود شود اما متاسفانه پيدانكرد.
سريعا از دوستان خود جدا شد و به خانه رفت . او اولين كاري كه انجام داد قراردادن د او دورانت در كيف ورزشي اش بود.
آيا بوي بدن نورمال است؟
مسلما جك اولين وآخرين نوجواني نبود كه متوجه بوي ناخوشايند بدن خود شد. برام هيدروسيز(bromhidrosis) يا بوي بدن اصولا در زمان بلوغ اتفاق مي افتد. زيرا هورمون هايي به نام  آندروژن در بدن افزايش مي يابد. اين هورمون ها تا زمان بلوغ غير فعال هستند و به همين دليل است كه عرق بدن در زمان كودكي مشكل ساز نيست. عرق بدن به تنهايي بدون بو است اما باكتري ها از اين فضا به عنوان محيط كشت استفاده نموده و سريعا شروع به تكثير مي كنند . بنابر اين آنچه شما استشمام مي كنيد نتيجه تكثير باكتري روي سطح بدن است  و چقدر آزاردهنده و ناخوشايند.؟! زمانيكه شما كاري انجام مي دهيد يا در گرما و آفتاب حركت مي كنيد بدن شما عرق مي كند . تعريق فرآيندي براي تنظيم دماي بدن است. اما زمانيكه اين عرق محيطي براي كشت باكتري شود ايجاد بوي بد و ناخوشايند مي كند.
چرا اندامهاي پاييني و پاها بو مي گيرد؟ اصولا تنها زير كتف ها محل ايجاد بوي ناخوشايند نيست بلكه هر نقطه ا زبدن كه فضايي مرطوب ، تاريك و مناسب براي رشد باكتري باشد نيز ايجاد بوي ناخوشايند مي كند مثل كشاله ران، ناحيه مقعد و پاها. بنابر اين بهتر است بدن خود را با كيسه حمام و صابون مرتب شست و شو دهيد . به خصوص مناطقي از بدن كه مستعد تعريق است. اين امر مانع از توليد بوي ناخوشايند از ناحيه بدن مي شود . به خاطر داشته باشيد پاي بدبو باعث ايجاد كفش بد بو مي شود . بنابر اين علاوه بر شست و شوي پا از مواد ضد عفوني كننده و ضد بو در كفش خود استفاده كنيد.
اما راه مبارزه با بوي بدن: اگر مي خواهيد از بوي بدن در آسايش باشيد نكات زير را رعايت كنيد:
1- بعد از شست و شو ي بدن با صابون و خشك كردن كامل بدن بلافاصله از مام ضد عرق(antiperspirant) براي زير كتف خود استفاده كنيد. به خاطر داشته باشيد كه د او دورانت ها مانع تعريق نمي شود، بلكه مانع متساعد شدن بوي بدن مي شود . در حاليكه ضد تعريق ها (antiperspirant) مواد شيميايي هستند كه تعريق را كاهش ميدهند. ضد تعريق ها در اكثر موارد حاوي داودورانت نيز هستند كه بوي بدن را دفع مي كند .
2- زير كتف خود را خشك نگه داريد زيرا باكتري ها در محيط هاي خشك به سختي تكثير مي كنند.
3- از محلول پراكسيد هيدروژن و آب براي مبارزه با بوي بدن استفاده كنيد. جهت ساختن محلول يك قاشق چاي خوري از پراكسيد (3%)  را با يك  فنجان آب تركيب كنيد. سپس اين محلول را در نقاط مستعد تعريق استفاده كنيد. اين محلول باكتري هاي مولد بو را از بين مي برد .
4- اگر عامل اصلي تعريق شما كاركردن است ، بهتر است  لباس هاي كار خود را مرتب شستشو دهيد  زيرا لباس هاي آغشته به عرق نيز مي تواند محلي براي رشد باكتري باشد .
5- رژيم غذايي خود را عوض كنيد. بعضي از غذاهاي چرب ، روغن ها و يا بعضي از غذاهاي با چاشني قوي مثل سير ، زردچوبه و يا پياز مي تواند ا زمنافذ پوست تراوش كرده و ايجاد بوي بدن كند. (بهتر است براي تغيير رژيم غذايي موثر با پزشك تغذيه مشورت كنيد)
6- اگر به طور كلي زياد عرق مي كنيد با پزشك خود در ميان گزاريد. روش هاي درماني زيادي براي مبارزه با اين مسئله وجود دارد. همچنين مشكلات پزشكي خاصي مي تواند منجر به تعريق زياد شود كه پزشك شما مي تواند ضمن تشخيص علت، درمان موثري نيز تجويز كند.
7- مرتب موهاي زايد زير كتف را ازاصلاح كنيد تا از تجمع باكتري و در نتيجه توليد بوي ناخوشايند جلوگيري كنيد.
در بعضي از جوامع داشتن بوي بدن امري طبيعي و قبول شده است . اما در بسياري از جوامع امروزي اين امر ناپسند و نا خوشايند است و باعث ناراحتي و اجتناب اطرافيان مي شود .  در حقيقت بسياري از مذاهبت راهنمايي هاي جدي در مورد حفظ پاكيزگي و رعايت بهداشت دارند. بهترين روش براي مبارزه با بوي بدن پيشگيري از وقوع است و براي بسياري از نوجوانان داشتن بهداشت صحيح يعني شست وشو ي مرتب بدن و استفاده از مواد ضد تعريق كفايت مي كند.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  احساس خستگي در دوران حاملگي


بيشترين چيزي كه بسياري از زنان از اوايل دوران حاملگي خود به ياد دارند احساس دائمي خستگي است. حاملگي فشار مضاعفي بر بدن وارد كرده و مي تواند با خستگي بسيار همراه باشد. حتي زنان شب زنده دار نيز ممكن است از فرط خستگي بيشتر از ساعت 8 شب نتوانند بيدار باشند.

اين خستگي ناشي از تغييرات بدن به ويژه تغييرات هورموني به دليل حاملگي است. بد خوابي شبانه به ويژه در صورتيكه خانم حامله مجبور باشد چند بار براي ادرار كردن بيدار شود، چندان غير شايع نيست. تهوع و استفراغ هم مي تواند مزيد بر علت باشد. و نهايتاً اينكه خانم حامله ممكن است در رابطه با حاملگي، افسرده و يا مضطرب باشد و نتواند خوب بخوابد. اگر فعاليت روزانه هم زياد باشد نيز خستگي بيشتر خواهد بود.

خستگي تا چه موقعي از حاملگي وجود خواهد داشت؟

اين زمان در افراد مختلف متفاوت است ولي به طور كلي معمولاً تا سه ماهه دوم حاملگي ادامه مي يابد. البته متأسفانه اين وضعيت در حدود ماه هفتم مجدداً تكرار مي شود. در آن زمان زن حامله بار سنگيني را با خود حمل مي كند و ممكن است به دلايل متعدد از جمله كمردرد، سوزش سر دل، گرفتگي عضلات پا ، حركات جنين و به ويژه تكرر ادرار نتواند در طول شب خوب بخوابد.

در صورتي كه چند هفته از سه ماهه دوم حاملگي بگذرد و هنوز احساس خستگي وجود داشته باشد بهتر است با پزشك خود مشورت كنيد. بعضي زنان در تمام طول دوران حاملگي احساس خستگي دارند ولي براي مطمئن شدن از اينكه مشكل ديگري وجود ندارد بهتر است حتماً با پزشك خود مشورت كنند.

براي كنار آمدن با خستگي دوران حاملگي چه بايد كرد؟

به هشدارهايي كه بدنتان مي دهد توجه كنيد. براي شروع سعي كنيد زودتر بخوابيد و در طول شب خواب كافي داشته باشيد (حداقل 9 تا 10 ساعت، البته در صورتي كه بتوانيد بخوابيد). همچنين سعي كنيد در طول روز نيز چرتي بزنيد. اگر سر كار مي رويد يك چرت 15 دقيقه اي هم خيلي كمك كننده است. حتي اگر در محل كارتان امكان دراز كشيدن (مثلاً در نمازخانه) هم نيست سرتان را روي ميز بگذاريد و استراحت كنيد. حتي مي توانيد اگر ماشين داريد صندلي آن را خوابانده و داخل ماشين استراحت كوتاهي بكنيد.

سعي كنيد برنامه هايتان را تنظيم كنيد. در صورتيكه امكان داشته باشد سعي كنيد از تعهدات كاري تان كم كنيد و كارهايتان را براي آخر هفته به خانه ببريد. بدين صورت شايد بتوانيد يكي دو ساعت زودتر به خانه برويد. اگر مي توانيد يك روز وسط هفته را هم مرخصي (استحقاقي و يا اگر حالتان خوب نيست استعلاجي) بگيريد. اگر خانه دار هستيد هر از گاهي استراحتي به خود بدهيد و نگهداري كودكان ديگرتان را به كس ديگري بسپريد تا بتوانيد استراحت كنيد.

مطمئن شويد تغذيه تان درست است. بدن شما به 300 كالري اضافه در روز نياز دارد كه البته نبايد از مواد غذايي نظير چيپس و شكلات تأمين شود. يك رژيم غذايي سالم از سبزيجات، ميوه جات ، غلات (با سبوس)، شير كم چربي و گوشت بدون چربي و لخم مي تواند انرژي زا باشد. در مقابل، هله هوله در واقع انرژي شما را تحليل مي برد. تنقلات مناسب در يك رژيم غذايي سالم شامل ميوه و ماست است. همچنين سعي كنيد كافئين كمتري مصرف كنيد (اگر قهوه خور هستيد كمتر بخوريد) و آب نيز زياد بنوشيد.

هر روز كمي ورزش سبك كنيد. ممكن است حس كنيد امكان ندارد كه تواني براي ورزش كردن داشته باشيد با اين حال سعي خود را بكنيد. توجه داشته باشيد كه يك ورزش سبك نظير پياده روي كوتاه مي تواند حالتان را بهتر كند. سعي كنيد در طول روز چندين بار حركات كششي و تنفس عميق انجام دهيد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  يبوست، بيماري يا بي توجهي؟


بيشتر مردم دست كم يك بار در زندگي خود يبوست را تجربه كرده اند. يبوست معمولاً مسئله مهمي نيست، اما براي اين كه از بسياري از دردسرهاي آن رهايي يابيم، بهتر است به جاي خنديدن، درباره آن بيشتر بدانيم. يبوست يك بيماري به شمار نمي آيد، بلكه نشانه ي بيماري ها و مشكلات ديگري است. اگر در رژيم غذايي روزانه، فيبرهاي غذايي كمي موجود باشد به راحتي دچار يبوست مي شويم. افراد مسن تر نسبت به جوانان يبوست را بيشتر تجربه مي كنند. يبوست به معني توقف بيش از حد مواد دفعي در روده است.

زمان عمل دفع در افراد مختلف بسيار متفاوت است. براي بعضي افراد 2 بار در روز طبيعي و براي بعضي ديگر 2 بار در هفته طبيعي است. اما معمولاً هر 12 ساعت و گاهي هر 72 ساعت يك بار انجام مي شود.

يبوست علت هاي متفاوتي دارد، اما براي آن كه به آن گرفتار نشويد، چند راه بسيار آسان وجود دارد:

سبزي و ميوه بخوريد

فيبرها حركات روده را تسهيل مي كنند و يبوست را از بين مي برند. سبزي ها و ميوه هاي تازه، كاهو، كلم ، حبوبات، نخود، هويج، سويا، نان سبوس دار ، برنج، انجير، آلو و زردآلو داراي فيبر زيادي هستند.

وقتي از اين غذاها استفاده مي كنيم، مجبوريم مدت زمان بيشتري آن ها را در دهان بجويم. همچنين وقتي وارد معده مي شوند، معده را پر مي كنند و معده حالت كشيدگي پيدا مي كند و احساس سيري مي كنيم. همچنين اين غذاها تخليه مواد از روده را آسان تر مي كنند.

مصرف زياد غذاهاي بسيار چرب، فرآورده هاي لبني و تخم مرغ در ايجاد يبوست موثرند.

تنها زندگي نكنيد

انسان هايي كه به تنهايي زندگي مي كنند، بيشتر دچار يبوست مي شوند. زندگي در كنار اعضاي خانواده و جمع شدن كنار سفره، ميل و شوق غذا خوردن را در انسان افزايش مي دهد. اما معمولاً افرادي كه به تنهايي زندگي مي كنند، علاقه خود را به آشپزي و غذاخوردن از دست مي دهند و احساس بي اشتهايي مي كنند. اين افراد به استفاده از غذاهاي آماده و كنسرو شده روي مي آورند كه اين محصولات غذايي فيبرهاي كمي دارند. همچنين مادربزرگ ها و پدربزرگ هايي كه دندان هايشان را از دست داده اند و دندان مصنوعي آن ها در جويدن غذاها كارآيي لازم را ندارند، معمولاً از غذاهاي نرم كه فاقد فيبر هستند، استفاده مي كنند كه موجب يبوست مي شود.

آب بنوشيد

اگر در طول روز، به ميزان لازم آب يا ساير مايعات را ننوشيد، ممكن است دچار يبوست شويد. اين مشكل در افرادي ديده مي شود كه وعده هاي غذايي روزانه خود را در زمان هاي مشخصي در طول روز ميل نمي كنند. آب و ساير مايعات به حركت مواد غذايي در روده كمك مي كنند و از انبار شدن مواد در روده پيشگيري مي كنند.

صبح كه از خواب بيدار مي شويد، يك ليوان آب ولرم بنوشيد و در طول روز هم 6 تا 7 ليوان آب و ساير مايعات ميل كنيد.

به داروهاي ضد يبوست عادت نكنيد

مصرف داروهاي ضد يبوست براي مدت كوتاهي مناسب است، اما خود را به مصرف آن ها عادت ندهيد، چون روده شما به اين مواد عادت مي كند و به اصطلاح تنبل مي شود و فعاليت هاي طبيعي خود را كه موجب حركت و دفع مواد مي شود، فراموش خواهد كرد.

ورزش كنيد

زندگي ماشيني امروزي علت ديگر يبوست است. اگر شغل شما به گونه اي است كه مجبوريد ساعت ها پشت ميز بنشينيد، ممكن است دچار يبوست شويد. براي رهايي از اين مشكل، بايد در بين ساعات كاري خود كمي قدم بزنيد و يا ورزش هاي سبكي انجام دهيد.

بيماراني كه به علت تصادف يا جراحي يا بيماري مجبورند روزها بدون تحرك در بستر دراز بكشند، يبوست را تجربه مي كنند، گرچه پزشك براي اين افراد داروي ضد يبوست تجويز كند، ولي به هر حال مقدار كمي تحرك، مي تواند بسيار مفيد باشد.

در بيرون از منزل خود هم به دستشويي برويد

بعضي افراد به دلايل بهداشتي يا اجتماعي در محل كار خود و يا منزل اقوام و آشنايان از رفتن به دستشويي اجتناب مي كنند. اين كار درست نمي باشد. اگر اين زمان تأخير در دفع، طولاني شود، موجب يبوست مي شود.

آلو بخوريد

شب، قبل از خواب، تعدادي آلوي خشك را در آب خيس كنيد و صبح پس از بيدار شدن از خواب، نوش جان كنيد. آلو اثرات سحرآميزي در از بين بردن يبوست دارد.

يك داروي گياهي: پسيليوم

پسيليوم يك داروي گياهي است كه به شكل پودر در داروخانه ها وجود دارد.

يك قاشق غذاخوري از اين دانه هاي ريز را در يك ليوان آب مخلوط كنيد و اجازه دهيد چند دقيقه بماند، سپس آن را ميل كنيد.

يك داروي جديد براي درمان يبوست

اخيرا سازمان غذا و داروي آمريكا، استفاده از داروي جديدي را براي درمان يبوست مزمن در بزرگسالاني كه علت خاصي براي اين عارضه در آن ها پيدا نمي شود، مورد تاييد قرار داده است. اين دارو به نام "لوبي پروستون" با نام تجارتي Amitizia اولين دارو از گروه جديدي از داروهاست كه به آن ها تركيبات اسيد چرب كاركردي مي گويند و براي درمان يبوست، سندروم روده تحريك پذير، با علامت غالب يبوست و فلج موقتي روده پس از عمل جراحي ساخته شده اند.

يبوست مزمن يكي از شايع ترين بيماري هاي گوارشي است و زنان بيشتر از مردان به آن گرفتار مي شوند. تجويز اين دارو، تنها براي افرادي صورت مي گيرد كه ساير شيوه هاي معالجه يبوست مانند افزايش مصرف مايعات و فيبرهاي غذايي و ورزش منظم در آن ها موثر نبوده است.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آبرويش را بريز و او را به مردم معرفي کن!




«هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخش‌هاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم و خدا آن روز را نياورد... شبها زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه...» (دعائم الاسلام، جلد 2، ص532 ).

ابن هرمه چه کرده است که اميرالمؤمنين(ع) به رفاعه، حاکم اهواز چنين فرمان مي‌دهد که او بي درنگ بايد «بي‌آبرو» شود؟ همان مولاي متقيان که حرمت آبروي مسلمان را بالاتر از حرمت کعبه مي‌داند چنان بر بي آبرو شدن يک مجرم حکومتي اصرار دارد که حتي فرماندار اهواز را که مسئول اجراي حکم است «تهديد» مي‌کند که اگر او را بي آبرو نکني «من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم».

او نه ياغي است و نه جاني، يعني نه بر ضد حکومت قيام کرده، و نه جنايتي مرتکب شده است. او مسئول نظارت مالي بر بازار اهواز بوده که مرتکب تخلف مالي شده است.

شايد برخي نکته اساسي اين فرمان اميرالمؤمنين را در جنبه ايجابي آن يعني قاطعيتي ببينند که آن حضرت در بي آبرو کردن متخلف منسوب به حکومت به خرج داده است، به ويژه اينکه حضرت با پايين دانستن «آستانه جرم» منتظر نماند تا ابن هرمه نصف زمين‌هاي اهواز را چپاول کند و بعد عکس‌العمل نشان دهد. اما آنچه لااقل به همين اندازه مهم است و براي وضع اطلاع رساني امروز کشور ما بسيار درس آموز، جنبه سلبي اين حکم است، يعني اينکه چرا حضرت براي مجازات وي دستور «محرمانه» صادر نکرد و چنين بر بي آبرو کردن وي تأکيد ورزيد؟

لااقل سه دليل به ظاهر موجه، براي صرف نظر کردن از «معرفي» ابن هرمه متخلف وجود داشت:

1. خطا را ابن هرمه کرده است نه خانواده او. اگر آبروي ابن هرمه ريخته شود خانواده اش چگونه در ميان مردم سربلند کنند؟ چرا پدر و مادر و زن و فرزند کودک يا نوجوانش بايد تاوان تخلف او را بدهند؟

2. اگر ابن هرمه معرفي شود، براي هميشه بي آبرو شده و ديگر شانس بازگشت به جامعه از وي گرفته مي‌شود و با اين نوع مجازات، ديگر به دنبال اصلاح خود نخواهد رفت (تئوري «برچسب زدن» در جرم شناسي که از سال 1938 در غرب مطرح گرديد.)

3. امروز مارقين و ناکثين و قاسطين هر روز در پي توطئه عليه حکومت هستند. اگر ابن هرمه که کارگزار حکومت اسلامي است به عنوان متخلف معرفي شود، دشمنان و منتقدين بهترين بهانه براي سوء استفاده و تبليغ عليه حکومت را به چنگ مي‌آورند؛ خواهند گفت: "ببينيد علي هم عده‌اي متخلف را به دور خود جمع کرده است". ابن هرمه نبايد معرفي شود زيرا خوراک تبليغاتي براي دشمن فراهم شده و مردم به حکومت اسلامي بدبين مي‌شوند و در نتيجه به تعبير امروز، نظام «تضعيف» مي‌شود. متخلف را بايد تنبيه کرد ولي براي جلوگيري از سوء استفاده دشمن بايد اين کار را با يک دستور محرمانه انجام داد.
اما اميرالمؤمنين (ع) براي دلايلي از اين دست ارزشي قائل نشد.

از ميان اين سه دليل، دليل سوم که «براي حفظ آبروي نظام و جلوگيري از تضعيف آن، متخلفان حکومتي نبايد معرفي شوند» بيت الغزلي است که سالها در کشور ما تکرار شده است. اين دليل که نه انقلابيون، نه بي تفاوتان و نه ضد انقلاب را قانع مي‌کند بسياري از دوستداران انقلاب را نسبت به انقلاب بي تفاوت، و برخي بي تفاوتان را ضد انقلاب کرده و بهترين ابزار تبليغ عليه مسئولان را براي ضد انقلاب فراهم آورده است. اين مقاله کاوشي است درباره اين بيت الغزل و به تعبير بهتر «مصيبت عظما»ي انقلاب، که هر مدافع انقلاب را در مقابل انتقاداتي از اين نوع، خلع سلاح کرده است. (نظر به فضاي محدود اين مقاله، به دليل اول و دوم در مقاله بعدي اشاره خواهد شد.)

در مقاله قبل گفتيم که بدون اصلاح نظام اطلاع رساني، ايران گلستان شدني نيست و نظام اطلاع رساني فعلي ما لااقل شش پيشفرض دارد که آثار زيانبار پيشفرض اول (توجه به امور کلان و غفلت از حال افراد) توضيح داده شد. حال مي‌خواهم به ارزيابي پيشفرض دوم نظام اطلاع رساني يا خبري يعني اينکه «معرفي متخلف وابسته به حکومت، مردم را به نظام بدبين و حکومت را تضعيف مي‌کند» و نيز پيامدهاي ناگوار آن بپردازم و نشان دهم که اين استدلال نه تنها با عقل و شرع و عدل نمي‌سازد بلکه به طور خاص با مباني تشيع در تضاد است.

معلوم نيست اين اصل از کدام ناکجاآباد آمده است که به صرف آگاهي مردم نسبت به تخلف يک فرد منتسب به يک مجموعه، مردم به کل آن مجموعه بدبين شده و يا آن مجموعه تضعيف مي‌شود؟

قرآن در آيه تطهير، اهل بيت پيامبر (ص) را معصوم معرفي مي‌کند. اما همين قرآن با صراحت از ضلالت و شقاوت کساني از اهل بيت حضرت نوح(ع) و حضرت لوط (ع)، اين دو پيامبر بزرگ ياد مي‌کند. آيا قرآن بايد خطاي وابستگان خانوادگي نوح و لوط را پنهان مي‌ساخت تا مردم به خاندان پيامبران و از جمله خاندان پيامبر اسلام بدبين نشوند؟! آيا چون همسر امام حسن (ع) قاتل از آب درآمده است، شيعيان به همه همسران ائمه اطهار (ع) بدبين شده‌اند؟!

کساني مثل جعفر کذاب، هم نوه امام معصوم بودند، هم فرزند امام معصوم، هم برادر امام معصوم و هم عموي امام معصوم. اين نشان مي‌دهد که حتي زندگي با چند امام معصوم و تربيت شدن توسط امام معصوم هم ـ به دليل عمل خود فرد ـ لزوما فرد را آدم نمي‌کند. آيا صرف حکم مسئوليت گرفتن در جمهوري اسلامي چنان معنويتي به يک فرد مي‌بخشد که احتمال خطاي او را صفر مي‌کند تا جايي که در صورت معرفي او به عنوان متخلف،حيثيت و آبروي نظام اسلامي زير سوال مي‌رود؟

اگر کسي آشنايي مختصري با ديدگاه شيعه درباره «صحابه رسول خدا (ص)» داشته باشد، از فرض مورد بحث مبهوت مي‌ماند. اهل سنت معتقدند همه اصحاب رسول خدا اهل بهشت و عادل هستند (ولو اينکه مثل خالد بن وليد پس از کشتن مالک بن نويره به دليل واهي، در همان شب با همسر او ازدواج کرده باشد). شيعه با دلايل متقن اثبات مي‌کند برخي از کساني که سالها همراه پيامبر بوده و حتي در رکاب ايشان شمشير زده‌اند، به خاطر عملکرد بعدي، نه تنها عادل نيستند بلکه چه بسا مستحق لعن هم باشند. آيا مي‌شود گفت شيعه براي جلوگيري از تضعيف پيامبر بايد دست از نظريه خود در باب عدالت صحابه بردارد؟!

حتي همان افرادي که شيعه شديدا به اعمالشان انتقاد دارد، گاهي از طرف پيامبر به «مأموريت» هم فرستاده شدند. بنابراين حتي حکم مأموريت گرفتن از شخص پيامبر هم جلوي نقد شديد شيعه از يک فرد را نمي‌گيرد.

اما وقتي از «حکم مأموريت گرفتن از پيامبر» در آن زمان به «حکم مسئوليت گرفتن از حکومت اسلامي» در زمان خودمان مي‌رسيم، گويي همه آن ملاکها يکسره فراموش مي‌شود. ملاک، ديگر عمل فرد نيست بلکه انتساب و انتصاب است. نظام اطلاع رساني ما جلوي انجام محاکمه علني و يا رسوايي متخلف حکومتي، اعم از مأمور انتظامي، قاضي و مقامات پايين تر و بالاتر را مي‌گيرد ولو آن فرد بزرگترين جرمها را مرتکب شده باشد.

من هر چه به ذهنم فشار مي‌آورم، معناي اين منطق را نمي‌فهمم. مگر نظام اسلامي با دادن حکم مسؤوليت به يک فرد، پيشاپيش عدم ارتکاب تخلف توسط او را تضمين کرده و اعلام کرده بود که تا پاي جان براي اثبات عصمت آن فرد متخلف ايستاده است که رسيدگي علني به تخلف او «لطمه به آبروي نظام» تلقي شود؟ وقتي نه تنها ابن هرمه که «منصوب با واسطه» قطب العارفين علي (ع) است، بلکه «منصوب مستقيم» اميرالمؤمنين (ع) يعني عثمان بن حنيف ـ والي بصره ـ هم تخلف مي‌کند، چرا مردم ما با آگاهي از تخلف يک فرد منتسب به جمهوري اسلامي به کل نظام بدبين شوند؟

آيا کساني که امروز براي اولين بار داستان ابن هرمه را شنيدند به حکومت امير المؤمنين(ع) و يا شخص ايشان بدبين شدند؟! اساسا يکي از دلايل عمده‌اي که حکومت پيامبر (ص) و علي (ع) «با آبروترين» حکومت‌ها نزد مردم ماست، اين است که در «بي آبرو کردن متخلف حکومتي» ذره‌اي به خود ترديد راه نمي‌دادند. آبروي يک نظام با پنهان سازي هويت متخلفين در معرض خطر قرار مي‌گيرد نه با معرفي آنان.

چه بسا همان فرد متخلف در زمان انتصاب، فرد مهذب و لايقي بوده، اما بعدها به هر دليل ـ ولو براي مدت کوتاه ـ بنده شيطان شده است. چرا چنين فردي حتي پس از اثبات جرم، يکدفعه چنان «عزيز عزيزان» مي‌شود که نظام اسلامي حاضر است براي فاش نشدن پرونده او، به شبهه «اجرا نشدن عدالت» در حکومتي که بر استخوانهاي صدها هزار شهيد بنا شده دامن بزند.

حال بد نيست آنچه اميرالمؤمنين (ع) در مقابل يک تخلف مالي انجام داد با آنچه در نظام ما درباره تخلفات منتسبان به حکومت انجام مي‌شود مقايسه کنيم.

خانم جواني به تنهايي و بدون اطلاع شوهر به دادگاه رفته و با پرداخت رشوه و يک‌روزه حکم طلاق را از قاضي مي‌گيرد. شوهر که تهيه کننده سينماست، بي خبر از همه جا پس از اطلاع از حکم به سراغ قاضي رفته و اعتراض مي‌کند. اين قاضي چه جوابي دارد؟ با اصرار بر حکم خود، شوهر را به دليل واهي روانه زندان مي‌کند! پس از تحقيقات معلوم مي‌شود همين به اصطلاح قاضي قبلا" در استان ديگري مشغول قضاوت بوده و با دريافت خودرو «دوو» از خانواده يک قاچاقچي وي را با جعل سند آزاد کرده است. (اعتماد، چهارم ارديبهشت 1384).

اصل جرم در سال 82 واقع شده است. پس از دو سال پيگيري، مجازات اصلي اين قاضي متخلف ـ غير از چند هفته زندان ـ چه بوده است؟ «انفصال از خدمت».

آيا «انفصال از خدمت» مجازات عبرت انگيزي براي متخلفان آينده است؟ بله، اما براي روستاي حداکثر سه هزار نفري که همه، قاضي متخلف را خواهند شناخت و کارگزاران حکومتي از قاضي و غير قاضي، حساب کار خود را خواهند کرد. اما در کشور هفتاد ميليوني، بازدارندگي مجازات «انفصال از خدمت» چه در مورد قاضي و چه در مورد هر متخلف ديگري بسيار ناچيز است. اين بازدارندگي به همان اندازه است که بگوييم چون ناظم يک مدرسه به چند دانش آموز نامنضبط در بجنورد اخم کرده است، دانش آموزان بندرعباس ديگر حساب کار خود را کرده‌اند!

آيا اگر همين قاضي يقين داشت که در صورت شکايت آن شوهر مظلوم، پس از اثبات جرم با تصوير در دستگاه اطلاع رساني معرفي مي‌شود اساسا چنين تخلفي به ذهنش خطور مي‌کرد؟ فلسفه مجازات، غير از تنبيه متخلف و تسلي خاطر مظلوم، بازدارندگي آن براي متخلفان بالقوه آينده است. «معرفي يک قاضي متخلف حتي بدون مجازات زندان»، تأثيرش در اصلاح دستگاه قضايي از «انفصال از خدمت هزار قاضي بدون اعلام نام آنان» بيشتر است. قاضي که مي‌تواند با يک حکم ميلياردها تومان را جابجا کند، افراد را بالاي دار فرستاده يا از آن رهايي بخشد، زندگيها را از هم بپاشد و در واقع جان و مال و ناموس مردم به او سپرده شده است، آيا مجازات اصلي او در صورت تخلف بايد «انفصال از خدمت» باشد؟ جالب اينکه برخي از اين انفصال‌ها چون موقت است پس از چند سال دوباره منجر به «اتصال» ـ البته در استان ديگري که از سوابقش خبر ندارند ـ مي‌شود.

جامعه مورد نظر پيامبر(ص) ـ که بارها بر آن تأکيد کرد ـ جامعه‌اي بود که در آن ضعيف بتواند «بدون لکنت» (غير متتعتع) حقش را از قوي بگيرد،( لن تقدس امة لا يؤخذ للضعيف فيها حقه من القوي غير متتعتع).پس صرف اينکه «ضعيف» بتواند حقش را از «قوي» بگيرد کافي نيست، بلکه بايد بدون نگراني و به آساني حق خود را بگيرد. متأسفانه اين اصلهاي عجيب و غريب درباره آبروي نظام و تضعيف نظام، کار را به جايي رسانده که گاهي «قوي» هم نمي‌تواند از «قوي» حق را بگيرد. قوه قضائيه با اين همه قدرت و تشکيلات، هنوز پس از سالها، توفيق نيافته است که حتي يک آقازاده يا مفسد اقتصادي داراي نفوذ سياسي و يا يک مقام سياسي، قضايي يا انتظامي متخلف را «محکوم و معرفي» کند.

بناي اين انقلاب لااقل نزد شهيد مطهري که افکارش را مبناي فکري نظام مي‌دانيم اين نبود. اوايل پيروزي انقلاب، شهيد مطهري ـ که فقط هشتاد روز پس از آن زنده بود ـ مطلع شد که يک فرد کميته‌اي با سو ء استفاده از سلاح خود مرتکب جرمي شده است. دقت کنيد: در غوغا و آشفتگي اولين ماه پس از پيروزي انقلاب که بيش از يک هفته از تشکيل کميته‌ها ـ که در آن زمان تنها اميد براي حفظ نظم بود ـ نگذشته بود و سپاه هم هنوز تشکيل نشده بود. رئيس کميته‌ها هم يکي از دوستان نزديک شهيد يعني آيت الله مهدوي کني بود و اتفاقا حکم رياست ايشان نيز با پيشنهاد خود شهيد مطهري از سوي امام (ره) و به خط استاد صادر شده بود.

اما شهيد مطهري اصرار داشت که اين فرد خاطي حتما «به نام مأمور کميته و به طور علني» محاکمه شود. اين کار در ظاهر، تضعيف انقلابي بود که هنوز حتي به مرحله «جمهوري اسلامي» پا نگذاشته بود؛ اما در باطن، تضميني بود بزرگ براي پيشگيري از تخلفات کوچک و بزرگ آتي.

مطهري مي‌دانست که حکمتي است در فرمان اميرالمؤمنين (ع) به مالک اشتر درباره کارگزاران متخلف: «اگر يکي از آنان دستش را به خيانت آلوده ساخت... گريبانش را بگير و به خاک مذلت و خواري اش بنشان. داغ خيانت را بر او بزن و قلاده بدنامي و ننگ را بر گردنش بيفکن» (نامه 53). (اين نشان مي‌دهد که نحوه برخورد امام با ابن هرمه، نه يک استثنا بلکه يک اصل ضروري در حکومت است).

شهيد مطهري که در سال 58 اهميت مساله آزادي در جمهوري اسلامي را مطرح کرد – امري که 18 سال بعد به طور جدي مطرح گرديد – به خوبي مي‌دانست که اگر قصه حفظ آبروي متخلف به خاطر آبروي انقلاب يا اين دستگاه و آن دستگاه و اين صنف و آن صنف باب شود در آينده کار بسيار مشکل خواهد شد.

حضرت امام (ص) گاهي حتي از يک کوتاهي که چه بسا تخلف هم نبود علنا با ذکر نام انتقاد مي‌کرد. ايشان در سخنراني خود در تابستان 1361 در حسينيه جماران – که مثل همه سخنان ديگر امام کلمه به کلمه اش توسط دوست و دشمن دنبال مي‌شد ـ به طور علني از برخي از اعضاي شوراي نگهبان و شوراي عالي قضايي که ـ بعضا" منصوبان خود ايشان بودند ـ انتقاد کرد که چرا مي‌خواهند مجددا" به حج بروند. آيا امام با اين کار تضعيف نظام کرد؟! آيا تنها راه رساندن اين تذکر به آن افراد راديو و تلويزيون بود؟

متأسفانه امروز کار به جايي رسيده است که وقتي در مهرماه گذشته، يک خانم پزشک جوان ـ و از استعدادهاي درخشان ـ که به همراه نامزدش در همدان به پارک رفته، دستگير مي‌شود و دو روز بعد جنازه اش از بازداشتگاه بيرون مي‌آيد، تقريبا همه دست اندرکاران حکومتي با سکوت خود نظام را تقويت! مي‌کنند. هيچيک از آنان حتي در حد ابراز ناراحتي و يا دلجويي بازماندگان دم بر نمي‌آورد. فريادهاي دادخواهي پدر زهرا، آقاي بني يعقوب نيز که زنداني سياسي قبل از انقلاب بوده و سالها در شغل شريف پاسداري به اين انقلاب خدمت کرده است به جايي نمي‌رسد.

آيا چشم اميد اين پدر در کشوري که سالهايش نام رسول الله(ص) و اميرالمؤمنين(ع) را يدک مي‌کشد بايد به سازمانهاي بين المللي اي باشد که بسياري از دست اندرکارانش به چشم تحقير به احکام نوراني اسلام مي‌نگرند؟ (پاسخگويي قوه قضائيه در مورد اين پرونده مثل همه پرونده‌هاي ديگر مورد توجه مردم، اين است که «در دست بررسي است و لذا اطلاعات بيشتري نمي‌توانيم بدهيم». اين سخن در جاي خود صحيح است ولي اميد چنداني ايجاد نمي‌کند، زيرا در همه دنيا با توجه به مشخص بودن حجم و محتواي يک پرونده و تجربه قاضي، در کنار تأکيد بر «در دست بررسي بودن» پرونده، از همان آغاز، تاريخ دقيقي ولو ده ماه ديگر به عنوان زمان اعلام نتيجه پرونده و معرفي مجرمان به آگاهي مردم مي‌رسد).

بي ترديد انتظار عده‌اي از من، به عنوان يک روحاني و فرزند يک شهيد اين است که براي به اصطلاح "حفظ آبروي نظام" در برابر پايمال شدن حق يک مظلوم و نيز لطمه‌هاي جبران ناپذيري که به خاطر حفظ منزلت چند متخلف بر نظام اسلامي وارد مي‌آيد سکوت پيشه کنم. ظاهرا" اين افراد اين جمله عميق و صحيح حضرت امام (ره) را که «حفظ نظام از اوجب واجبات است» با اينکه «انتقاد علني از هر ظلم و تخلفي که به نحوي به حکومت مربوط مي‌شود حرام است» اشتباه گرفته‌اند. شايد کساني که سکوت کرده و دعوت به سکوت هم مي‌کنند و اعتراض به اين ناعدالتيها را تضعيف نظام مي‌دانند، قصد دارند همين توجيه را به عنوان عذر موجهي براي سکوت خود، به درگاه الهي در حضور انبيا و صديقين و شهدا و صالحين در صحراي محشر هم عرضه کنند.

و باز اين نوع سياست اطلاع رساني و در واقع لاپوشاني تخلفات متخلفين، اعم از روحاني و غير روحاني، کار را به جايي رسانده است که عده‌اي از جوانان امروز به همه روحانيان از صدر تا ذيل و حتي درگذشتگانشان مثل شهيد مطهري و علامه طباطبايي هم بدبين شده‌اند. از روحانيان، تنها عده بسيار قليلي در پناه نظام اطلاع رساني موجود، جرمهايي مرتکب شده و مي‌شوند و حداکثر خلع لباس و يا منفصل از خدمت مي‌شوند – اگر بشوند ـ اما تاوان آن فساد‌ها و چپاولها را بايد آن طلبه‌اي بدهد که خود برايم مي‌گفت وقتي با حال زار، دختر شش ماهه سرطاني اش را در خيابان‌هاي تهران در بغل گرفته و آدرس مي‌پرسيده است عده‌اي حتي حاضر نبوده‌اند محل بيمارستان را به او نشان دهند. آبروي اين صنف شريف که به نسبت، بيشترين شهيد را به اين انقلاب تقديم کرده و بدون ترديد بسياري از آنان زير فقر زندگي مي‌کنند، فداي برخي سياست‌هاي غلط و به ويژه سياست‌هاي کنوني نظام اطلاع رساني شده است. (به اين قصه پر غصه که چرا عده‌اي به روحانيت چنين بدبين شده‌اند و چه بايد کرد بايد در فرصت ديگري پرداخت.)

و باز لاپوشانيها تحت لواي حفظ آبروي نظام و جلوگيري از تضعيف نظام، کار را به آنجا رسانده است که در ميان دانشجويان، تشکلهايي صرفا" براي عدالتخواهي تشکيل شده است. روي آوردن به تشکلهاي عدالتخواهي در داخل جمهوري اسلامي ـ که مبتکر طرح «مردم سالاري ديني» و به دنبال اجراي عدالت در جهان است ـ همانقدر شگفت انگيز و تأسف بار است که روزي در ميان روحانيون هيئت نمازخوانان تشکيل شود.

اصرار اميرالمومنين (ع) بر معرفي متخلفان حکومتي از آن ويژگي‌هاي خاص حضرت نيست که بگوييم عدالت علي مي‌خواهد و ما با عدالت و تقواي آن حضرت هزاران فرسنگ فاصله داريم. آنقدر فوايد در معرفي متخلف حکومتي و آنقدر مضار در ترک آن هست که در دنياي امروز عليرغم اختلافات گوناگون در ساختار حکومتها به يک اصل تبديل شده است.
شايد لازم نباشد اين بار نيز طبق روال مقالات گذشته نمونه‌هايي از شرق و غرب عالم ـ اين بار براي معرفي متخلفين حکومتي ـ آورده شود. هر هفته در اخبار صدا وسيما اين داغ دل ـ با شنيدن اخباري از قبيل اينکه نخست وزير، وزير، قاضي، مقام ارشد پليس و يا کشيش اين کشور و آن کشور به خاطر تخلفات خود محکوم شدند ـ تازه مي‌شود. اگر معرفي متخلفان باعث تضعيف يک نظام بود، نظام حکومتي ژاپن بايد تاکنون چند بار از روي زمين محو شده بود.

به نظر نمي‌رسد انتظار مردم ايران براي اينکه فردي منتسب به نظام به خاطر جرم ارتکابي از قبيل فساد اقتصادي يا اخلاقي يا قضايي ـ و نه مشکل سياسي ـ به محاکمه کشيده شده و معرفي شود پاياني داشته باشد. گويا مردم ما حق دارند تنها با نام و چهره متخلفان حکومتي در خارج از مرزهاي ايران آشنا شوند و هرگز اميدوار به ديدن نظاير اين تصاوير در کشور خود نباشند؛ تصاويري که مقامات مختلف از وزير و قاضي و پليس گرفته تا آقازادگان را در حال عذرخواهي و يا گريه درباره تخلفاتشان نشان مي‌دهد.

در کشور ما هر از چند گاهي تخلف فردي منتسب به حکومت لو مي‌رود. جرمها مختلف است اما ايران ما اين ويژگي را دارد که مجرمينش ـ حتي پس از اثبات جرم ـ نام مشترک دارند: آقاي چند نقطه! (آقاي...). وقتي نامهاي پنهان در زير اين نقطه‌ها برملا نمي‌شوند اين نقطه‌ها تبديل به لکه‌هايي مي‌شود که بر دامن هر کسي که لباس خدمت به اين نظام را به تن دارد مي‌نشيند.

يک نکته را هم دلسوزانه به همه مسئولان عزيز يادآوري کنم. هر مسئولي که زير مجموعه‌اي را هدايت مي‌کند اگر گمان مي‌کند که تنها با فرستادن بازرس محسوس و نامحسوس، مشغول اعمال بهترين نوع مديريت بوده و بر آنچه در دستگاهش مي‌گذرد اشراف دارد سخت در اشتباه است. ملاک اساسي اين است که آيا افراد زيرمجموعه او به هنگام انجام تخلف از ريختن آبرويشان واهمه دارند يا نه؟ به عبارت ديگر آيا «جرأت بر انجام جرم» را با «معرفي متخلفين قبلي» به حداقل رسانده است يا خير. اگر چنين نيست بداند احتمال اينکه داستانها حتي در همان سيستم‌هاي بازرسي و نظارتي در زير گوشش در جريان باشد کم نيست.

در همه دستگاه‌ها به ويژه آنان که با جان و مال و ناموس و امنيت مردم سر و کار دارند اصل اساسي براي حفظ سلامت و گلستان شدن آن دستگاه اين است که نبايد "تخلف اثبات شده پنهان" وجود داشته باشد. اعتماد کامل به دستگاه قضايي و انتظامي و اقتصادي و امنيتي حاصل نمي‌شود مگر اينکه معرفي قاضي يا مأمور انتظامي يا هر کارگزار (با تخلفات معين) به صورت يک رويه درآيد. در اين صورت است که در مدت کوتاهي آمار تخلفات – کم باشد يا زياد ـ به شدت کاهش مي‌يابد. (البته من منکر نقش عظيم کنترل دروني از طريق تقواي الهي نيستم ولي اين به تنهايي کافي نيست چنانکه توضيح آن در آينده خواهد آمد).

اميدوارم دوباره عده قليلي از خوانندگان بدون دقت کافي در متن، به اشتباه نيفتند. در مقاله گذشته تأکيد شد که «شرط» اساسي براي پيشرفت کشور، اصلاح نظام اطلاع رساني است ولي برخي چنين فهميدند که «مسبب» نابساماني‌ها نظام اطلاع رساني و يا مسئولان رسانه ملي هستند. در اين مقاله هم در پي آن نبودم که چنين القا کنم که تخلفات مسئولين زياد است. من هيچ مسئوليت سياسي در اين کشور نداشته و ندارم و طبعا به مطالب بولتنهاي محرمانه دسترسي نداشته و از آمار واقعي بي اطلاعم. سخن در تعداد تخلفات نيست؛ سخن در اين هم نيست که با تخلفات منتسبان به حکومت اساسا" برخورد نمي‌شود؛ نکته مورد نظر اين است که پنهان کردن تخلف يک مسئول نه با دين مي‌سازد، نه با مصلحت نظام و نه با پيشرفت کشور، و خسارتهاي جبران ناپذيري بر اسلام و ايران و مردم وارد کرده و مي‌کند.

البته رويه‌هاي نادرست اطلاع رساني فقط مربوط به متخلفين حکومتي نيست. چنانکه در بخش دوم اين مقالات (آيا مسئولان اخبار حوادث را نمي‌خوانند؟) توضيح داده شد متأسفانه متجاوزين به زنان و کودکان هم آبرويشان محترم است. طرفه آنکه حتي کسي که جرمش اساسا «بازي با آبروي ديگران» از طريق پخش فيلم خصوصي يا فيلم استخر بانوان است ـ که گاهي تا ابد روي اينترنت خواهد ماند ـ باز آبرويش محفوظ است و معرفي نمي‌شود!

نکات ديگري از اين بحث يعني مسأله «اطلاع‌رساني و جايگاه آبروي متخلفان»، مثل خدمت سياست‌هاي کنوني به پروژه‌هاي سياه نمايي، به همراه مطالب ديگري از جمله اينکه چرا مولاي متقيان ملاحظه آبروي خانواده ابن هرمه را نکرد و چرا رفاعه فرماندار اهواز را تهديد کرد ان شاءالله در نوشتار بعدي خواهد آمد (البته فرمان امام درباره مجازات ابن هرمه سه برابر متني است که در ابتدا آورده شد که متأسفانه مجال طرح تمام آن نيست). خواهيم ديد که چگونه مي‌توان با تکيه بر عنصر آبرو از تخلفات پنهان برخي مسئولان و نيز تخلفات آشکار برخي افراد غير حکومتي مثل محتکرين و مزاحمين خياباني تا حد بسيار قابل توجهي جلوگيري کرده و کشور را رو به گلستان شدن سوق داد.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  کلام اميرالمؤمنين(ع) خطاب به مالک اشت
کلام اميرالمؤمنين(ع) خطاب به مالک اشتر  
کسي را به خودت نزديکتر کن که حرف حقي را که تلخ است به تو بيشتر و بهتر بزند و در گفتار و کردارت کمتر تو را ستايش کند، هر چند اين کار تو را ناراحت نمايد و دلتنگ شوي»
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند
» موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر
» برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید
» اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!
» دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !
» ازدواج مهارت می‌خواهد!
» تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی
» شرایط پس از ازدواج را بشناسیم !
» برای احترام به همسر
» زنها حس می‌کنند و مردها فکر می‌کنند!

آرشيو
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog