تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  معرفی کتاب عشق هرگز کافی نیست

عنوان کتاب: عشق هرگز کافی نیست:      

  شیوه های نو برای حل مشکلات زناشویی و خانوادگی بر اساس شناخت درمانی

 

نوشته :  آرون بک
ترجمه:  مهدی قراچه داغی
ناشر :  آسیم
عنوان اصلی: Love is never enough: how couples can overcome misunderstandings, resolve conflicts...

تعداد صفحات : 393
چاپ هفدهم
1384:
شابک: 964-8277-55-9
شمارگان چاپ:
3000
قطع رقعی

قیمت پشت جلد:

32500 ریال

فهرست مطالب:
پیش گفتار : (دکتر عیسی جلالی)

مقدمه
1 -  قدرت تفکر منفی
2 -  روشنایی و تاریکی
3 -  دیدگاه های مختلف
4 -  شکستن قاعده ها
5 -  ایستایی در مناسبات زناشویی
6 -  فروپاشی زندگی زناشویی
7 -  افکار خاموش: چشم طوفان
8 -  ترفندهای ذهن
9 -  نبرد سهمگین
10 -  زندگی زناشویی سعادتمندانه
11 -  تقویت بنیادها
12 -  سازگار کردن روابط زناشویی
13 -  خطاهای شناختی خود را اصلاح کنید
14 -  هنر گفتگو
15 -  هنر سازگاری
16 -  جلسات حل اختلاف
17 -  تخفیف خشم
18 -  مسایل ویژه

نظر مشاور خانواده:

در این کتاب به زبان ساده ؛ مهارتهایی را به زوجین آموزش می دهد که از طریق آنها هم تنش ها درگیری های قبلی بین خودشان  را حل کنند و هم از رابطه ایجاد شده جدید لذت ببرند و در نهایت نیز به رشد عشق و آرامش در زندگی زناشویی برسند.

این کتاب علاوه بر مفید بودن برای خانواده ها ، می تواند برای پسران و دخترانی که در آستانه ازدواج قرار دارند مفید باشد. در واقع نوعی آموزش و پیشگیری نسبت به مسائلی است که در زندگی زناشویی ناچارا پیش خواهد آمد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  با چه افرادي ترجيحاً ازدواج نكنيم؟

 

 

 

 

 

 

 

جفري اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسايل خانواده مي نويسد: طي پنج سال گذشته به بررسي و مرور نتايج ۶۰ سال تحقيق درباره عواملي پرداخته ام كه به تشكيل يك زندگي مشترك رضايت بخش و استوار مي انجامد. اين بازخواني نشان مي دهد كه ويژگي هاي شخصيتي خاصي وجود دارند كه مي توان آن ها را قبل از ازدواج شناسايي كرد و از طريق آن ناموفق بودن يك ازدواج را پيش بيني نمود.
حالا بايد ببينيم اين خصوصيات چه هستند و چه افرادي در فهرست «كساني كه نبايد با آن ها ازدواج كرد» قرار مي گيرند.
تحقيقات نشان داده است كه اگر شخصي بيش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشي (كسي كه بدون فكر كردن عمل مي كند) و يا در برابر فشارهاي روحي آسيب پذير باشد، براي ازدواج شخص مناسبي به نظر نمي رسد، ضمن اين كه در چنين مواردي اين فرد بايد روان درماني شود.
در فهرست زير به چند موقعيت و چند نوع از افرادي كه داراي ويژگي هاي نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترين توصيه در چنين شرايطي، ازدواج نكردن است!
▪ اگر يكي از شما به طور خستگي ناپذيري چنين سوالاتي را مطرح مي كند: «مطمئني كه دوستم داري؟» يا «واقعاً برايت اهميت دارم؟» (تيپ تأييد خواه).
▪ اگر زماني كه با هم هستيد بيشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت مي گذرد. (رابطه عشق-تنفر)
▪ اگر با وجود اين كه زمان بسياري را با هم مي گذرانيد، واقعاً يكديگر را به عنوان يك فرد نمي شناسيد يا با افكار يكديگر ارتباط برقرار نمي كنيد.
▪ اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبي نداريد و همسر آينده شما «درست شبيه» اين والد نامطلوب شما است.
▪ اگر دليل ازدواج شما، يافتن كسي است كه برايتان «مادري» يا «پدري» كند.
▪ اگر احساس مي كنيد كه تصميم به ازدواج از طرف پدر يا مادر همسر آينده تان به شما تحميل شده است.
▪ اگر مدام جملاتي مانند اين در سرتان مي چرخد: «شايد همه چيز بعد از ازدواج درست شود.»
▪ اگر فرد مورد نظرتان مي خواهد كه همه دوستان قديمي خود را ترك كنيد و يك زندگي اجتماعي تازه برپا كنيد. (تيپ مالكيت طلب).
▪ اگر او همه تصميم هاي مهم در رابطه با شما را به تنهايي اتخاذ مي كند و شما از اين كار او بسيار ناخشنوديد. (تيپ فرمانده)
▪ اگر او بارها «از كوره در مي رود» و در كنترل خلق و خوي خود ناموفق است.
▪ اگر احساس مي كنيد براي ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته ايد.
▪ اگر اين فرد شما را از نظر روحي و عاطفي آزار مي دهد.
▪ در نهايت سه توصيه براي شما دارم كه مي توانند در جلوگيري از ازدواج با چنين ويژگي هايي مفيد باشند:
۱) بياموزيد كه اين ويژگي ها را در خود و ديگران تشخيص دهيد و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپي درمان آن باشيد. به خاطر داشته باشيد كه ازدواج مشكلات شخصيتي را حل نمي كند كه هيچ، در بسياري از موارد آن ها را شديدتر هم مي كند.
۲) در سن پايين ازدواج نكنيد.
۳) قبل از ازدواج به خوبي با شخص مورد نظر خود آشنا شويد.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تحريك كننده سكسي زنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دوست دارم همين ابتدا اين توضيح را بدهم كه مردان هميشه در روابطشان با جنس مخالف دنبال ارضاء حس قدرت جويي خودشان هستند و اين به لحاظ تاريخي و اجتماعي اثبات شده است كه مردان بنا به ساختار فيزيولوژيكي شان موجوداتي خشن هستند، اما زنان برعكس بنا به ساختار رواني، فيزيولوژيك و فكريشان موجوداتي هستند كه نياز به تامين امنيت و احساس آرامش هستند، لذا 20 تحريك كننده جنسي زير عمدتا در همين راستا عمل ميكنند و با دادن احساس امنيتي پايدار موجب اين ميشوند كه زن از حالت تدافعي در سكس بيرون بي آيد و به نقطه اي برسد كه مطلوب اكثر مردان تلقي ميشود و اين همان جايي است كه هم مرد با احساس فرمانفرمايي سكسي به لذت جنسي ميرسد و هم زن با احساس امنيت در سكس به اوج نقطه لذت جنسي اش نزديك مي شود.

اين مثال را هم قبل از خواندن مقاله بشنويد كه استاد بزرگ روانشناسي ميگفته اند كه : « در خانه بايد مرد پادشاه و زن نخست وزير باشد » البته از نوع انگليسيش ( يه وقت فكر نكنيد من انگليسيم، منظورم اينه كه مرد بايد حس فرمانفرمايي اش تامين شود )، اگر رابطه اين گونه باشد و بر اساس درك و تامين نيازهاي متقابل باشد مي شود به پايداري و محكم بودن آن مطمئن بود. ( براي درك درست اين جمله، مقاله سرد كننده هاي جنسي مردان را بخوانيد تا خداي ناكرده تلقي استبدادي از اين جمله نداشته باشيد . ) 

براي رسيدن به دركي متقابل از نيازهاي جنس مخالفتان ميتوانيد ادامه مقاله را مطالعه فرماييد.

20 تحريك كننده سكسي زنان :

اين مردان تحريك كننده، زنان را از موجوداتي ترسو و متنفر از سكس به قهرمانان داستانهاي عشقي تبديل ميكنند، آيا دوست داريد همسرتان را به يكي از اين قهرمانان تبديل كنيد ؟ اگه دوست داريد سعي كنيد جزء اين 20 مرد باشيد تا ببينيد كه هيچ زني توان رد كردن و پس زدن جنسي شما را ندارد !!!

1- مردهايي كه به آرامي و با ملايمت عشق ورزي ميكنند ( آقايوني كه به سرعت ميروند سراغ شورت خانمشان و عمل دخول را شروع ميكنند و فوري و باعجله ميخواهند كار را تمام كنند به اين نكته دقت كنند كه اگر شعله هاي جنسي خانمشان را به آرامي روشن كنند اين شعله ها تا مدت بيشتري روشن خواهند ماند. )

2-  مردهايي كه در بستر نيز با همسرشان صحبت ميكنند ( آقايوني كه نميخواهند احساساتشان را با كلمات عاشقانه در حين سكس بيان كنند، به اين نكته دقت كنند كه بيان احساسات عاشقانه در قبل، هنگام و بعد از سكس به زن احساس محبوبيت و امنيت ميدهد، احساسي كه همسرتان را به وزيري محبوب در دربار شما تبديل خواهد كرد. ) 

3- مردهايي كه در بوسيدن مهارت دارند ( هر بوسه  عاشقانه كه بر لبان همسرتان ميزنيد ميتواند به مانند پيامي پرقدرت بر قلب همسرتان فرود مي آيد و اورا شعله ور سازد، اين جمله را هرگز فراموش نكنيد! )

4- مردهايي كه با چشمان خود به همسرشان نشان ميدهند اورا دوست دارند و به او عشق مي ورزند ( اين را بدانيد كه ارتباط چشمي بين دو نفر نيرومند ترين و موثرترين ارتباطات است كه پيامدش فعال شدن چرخه هاي ديگر بدن هر دو طرف است، پس با نگاهي عاشقانه به همسرتان احساس محبوبيت بدهيد و از مزاياي اين ارتباط لذت ببريد. )

5- مردهايي كه لباس هاي همسرشان را به آرامي در مي آوردند ( قابل توجه آقايوني كه تا شهوتي ميشوند فوري و با عجله شروع ميكنند به كندن لباسهاي خانمشون و حتي گاهي تمايل دارن كه معشوقشون لخت كرده روي تخت آماده و منتظر خوابيده باشه ! رفقا اين را براي بار آخر ميگوم، زنان در پروسه جنسي شان نياز به آمادگي دارند و اين كار ميتواند يكي از آمادگيهاي لازم را به آنها بدهد . )

6- مردهايي كه در تحريك كردن همسرشان به وسيله لمس كردن مهارت دارند ( زنها در پروسه آمادگي براي سكس نياز دارند كه با نوازش و لمس آرام، آماده دخول و عمليات جنسي شوند، اين نكته را هم به داشته هايتان اضافه كنيد. )

7- مردهايي كه با موهاي همسرشان بازي ميكنند ( فكر نميكنم هيچ زني در دنيا وجود داشته باشد كه درهنگام معاشقه از چنگ زدن دستهاي معشوقش در موهاي سرش لذت نبرد ! )

8- مردهايي كه از معاشقه سكسي با همسرشان لذت ميبرند ( خيلي ساده است هنگامي كه معاشقه بكنيد و احساساتتان را به بيرون تراوش كنيد اين خود مهمترين جذب كننده براي همسرتان است. )

9- مردهايي كه عشق خود را در بيرون از اتاق خواب نيز به همسرشان نشان مي دهند و او را به احساس و باور محبوبيت وادار مي كنند ( يك «دوستت دارم» ، يك شاخه گل ، يك اس ام اس عاشقانه و يك تك زنگ نيم روزي كه به همسرتان احساس محبوبيت بدهد ، ميتواند در شب هنگام به طوفاني عشقي تبديل شود، باور نميكنيد، فردا صبح امتحان كنيد ! )

10- مرداني كه مي دانند چگونه بدن زنانه و موئث همسرشان را ارضاء كنند.

11- مردهايي كه ميدانند چگونه همسرشان را به لحاظ جنسي فريبا و دلنشين كنند.

12- مردهايي كه پيش از عشق ورزي خود را به لحاظ فيزيكي و جسماني آماده ميكنند. ( كارهايي ماننده خوشبو كردن دهان، ازاله موهاي زائد، عطر زدن و دوش گرفتن و … ميتوانند براي آماده كردن جسمي شما موثر باشند. )

13- مردهايي كه به همسرشان احساس زيبا بودن مي دهند. (اينجا يك راز را بهتون ميگم ، هنگامي كه يك زن احساس بكند كه براي شما زيبا است ، مثله توپ ميتركه ! ازمن گفتن )

14- مردهايي كه از ماساژ دادن به همسر خود لذت ميبرند. ( زبان عشق لمس كردن است، دستهاي شما زايده هايي فيزيكي نيستند بلكه فرستده هايي قوي اند كه نيروي جنسي شما را منتقل ميكنند، با نوازشي عاشقانه معناي واقعي اين جمله را درك كنيد. )

15- مردهايي كه عاشق در آغوش گرفتن همسرشان هستند.

16- مردهايي كه دستهاي همسر خود را در دست ميگيرند و آن را نوازش ميكنند.

17- مردهايي كه پس از گذشت ساليان همچنان مانند روزهاي اول آشنايي شان با همسر خود رفتار ميكنند. ( آهان اين نكته ماله كهنه كاراست، رفقا با تجربه دقت كنند كه اگه اجازه ندهيد همسرتان برايتان عادي شود و نگاهتان همان نگاه اول باشد، اين طوفان عشقي تبديل به امواجي پايدار خواهد شد كه ضامن پايداري رابطه تان در تمام زندگي باقي مانده خواهد شد. )

18- مردهايي كه به همسرشان نشان ميدهند كه او تنها زن زندگي آنهاست و به او احساس و باور «خاص بودن» ميدهند.

19- مردهايي كه همسرشان را دوست دارند و به او عشق ميورزند.

20- مردهايي كه چنين باور دارند عشق همسرشان تحمل تمامي سختي هاي زندگي را براي آنها سهل و آسان و حتي ارزشمند ميكند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مظهر عمل باشید ، نه حرف

پدر

 

در سلسله مقالات قبل به بررسی "  ارزش تلاش و مجاهدت پدر " ، "  روایاتی در مقام پدر" ، " اسلام و احترام پدر" ، "  رابطه پدر بافرزند " و " تصور كودك از پدر" پرداختیم . حال ادامه ی مباحث :

مسئولیت تربیت

  اول : حق تربیت

خانواده محیطی است كه كودك به ناچار باید در آن زندگی كند. ضوابطی كه در خانه حكمفرماست بر كودك تحمیل شده و او باید آنها را بپذیرد. تربیت كودك مهمترین حق او در قلمرو زندگی می باشد. پدر در رابطه با تربیت كودك مسئولیت مستقیم دارد. باید فرزند را به گونه ای پرورش دهد كه در آینده برای جامع مفید واقع شود.

 

 دوم : تكلیف و مسئولیت والدین

فرزند، عزیزترین فرد برای پدر و مادر است و مسلماً او را دوست دارند و دلشان می خواهد كه در آینده با عزت و شرف به زندگی خود ادامه دهد. در این راستا پدر و مادر كودك عقلاً و اخلاقاً موظف به تربیت او هستند.

 

بخشش پدر و مادر نباید صرفاً در حد مال و ثروت باشد و یا اینكه قطعه زمینی را به نام فرزند قباله كنند. بلكه طبق فرموده حضرت علی (علیه السلام) بهترین بخشش و تفضل ادب نیك می باشد. و همینطور در روایت دیگری می فرمایند:

 بهترین میراثی كه پدران برای فرزندان باقی می گذارند، ادب و تربیت است. براین اساس نباید آنها را به حال خود واگذاشت. پدر و مادر وظیفه دارند موجبات رشد او را از هر حیث فراهم آورند و نهال شخصیت او را پرورش دهند.

 سوم : اصولی كه باید والدین در تربیت فرزندان رعایت كنند:

دوران زندگی هر فرد به سه مرحله تقسیم می شود:

مرحله اول دوره سیادت یعنی 7 سال اول زندگی.

مرحله دوم : دوره اطاعت

 مرحله سوم دوره وزارت.

در دوره سیادت كه همان 7 سال اول زندگی است، اصولی باید رعایت شود كه این اصول تربیتی عبارتند از:

والدین مظهر عمل باشند نه حرف.

 

والدین باید با گفتارشان هماهنگ باشند و هیچ تناقضی بین رفتارو گفتارشان وجود نداشته باشد.

 والدین برای ایجاد صفات خوب در فرزندان باید عملاً اقدام كنند و به تذكر و توصیه های شفاهی اكتفا نكنند و معتقد باشند كه بنا به گفته شیخ اجل سعدی علیه الرحمه: به عمل كار برآید به سخندانی نیست.

 

تفاوتهای فردی بین دو فرزند خود رابشناسند و هرگز فرزندان خود را با همدیگر یا دیگران مقایسه نكنند.

 

اگر در كودك ضعف و ناتوانی مشاهده كردند، كودك را در جمیع جهات، ضعیف و ناتوان نشمارند. والدین دلسوز والدینی هستند كه اگر در كودكشان نقطه ضعفی وجود داشته باشد، در صدد این باشند كه آن را برطرف كرده و هیچگاه نزد فامیل یا افراد دیگر بازگو نكنند زیرا اثرات سوئی بر روحیه كودك خواهد داشت.

 

در دوره اطاعت كه بین سالهای 14-7 سالگی است، والدین باید اصول زیر را رعایت كنند :

 

1- عدم تبعیض در خانواده

2- هماهنگی در تربیت  

3- همكاری با مدرسه

 4- وفای به عهد

5- گفتار نیك

6- انتخاب الگو

 7- آزادی 

8- تفریحات سالم.

اگر والدین اصولی راكه یادآوری شد بكار گیرند در تربیت فرزندان بسیار مؤثر خواهد بود.

 

 چهارم : مسئولیت پدر خانواده

پدر در خانواده مسئولیتهای مهمی را به عهده دارد كه عبارتند از:

مسئول رشد و هدایت و تأمین عوامل سعادت فرزندان و اصلاح وضع آنها.

مسئول جهت دادن فرزندان به سوی خیر و نیكی.

مسئول تهذیب و هدایت اخلاقی.

مسئول ایجاد روحیه مقاومت در برابر شدائد.

هموار كردن راه زندگی.

آموختن ادب و وقار در زندگی.

پرهیز دادن فرزند از انحرافات.

 

علاوه برمسئولیتهایی كه ذكر شد، پدر در تربیت فرزند هدفی را در نظر دارد و آن هدف مسأله رشد و شكفته ساختن كامل ابعاد شخصیتی فرزند و تقویت احترام به حقوق بشر و دستیابی به آزادی های اساسی را در نظر دارد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خستگى و کسالت

خستگى نشانه چيست؟

چنان خسته‌ شده‌ايد که انگار از مسابقه دو استقامت بازگشته‌ايد. کاملا از پا درآمده‌ايد. آن هم نه فقط امروز بلکه هر روز. در اين احساس خستگى شما تنها نيستيد. خستگى بعد از درد، شايع‌ترين علامتى است که در بيماران ديده مى‌شود. يک چهارم مردم از دوره‌هاى طولانى خواب‌آلودگى و خستگى رنج مى‌برند. چون خستگى نشانه هر چيز از بى‌حوصلگى ناشى از کار زياد گرفته تا بيمارى‌هاى شديد است.

شايع‌ترين علت خستگى به نحوه زندگى فرد مربوط است. فقر غذايي، چاقي، رژيم‌هاى سخت غذايي، فقدان استراحت و تحرک، سيگار کشيدن و... همه توان بدن را مى‌گيرند. فشارهاى روانى و شغلى و افسردگى زياد مى‌شوند تا بالاخره شما را از پا بيندازند. حتى چيز ساده‌اى مثل نخوردن آب کافى مى‌تواند عامل خستگى شود.

هر بيمارى‌اى عملا باعث خستگى شديد مى‌شود، حتى هفته‌ها بعد از درمان آن. عفونت ويروسى مونونوکلئوز، التهاب کبد (هپاتيت) و آنفلوآنزا از تحليل‌برنده‌ها ى شايع هستند. علت خستگى ممکن است اختلالى هورمونى مثل بيمارى آديسون يا کم‌کارى غده تيروئيد باشد. کم‌خوني، کم‌قندخونى و پايين بودن فشار خون هم توان بدن را مى‌گيرند. مصرف دارو براى درمان اين بيمارى‌ها نيز ممکن است خستگى بياورد.

هميشه احتمال وجود نشانگان خستگى مزمن )CFS( مى‌رود. البته نبايد هر خستگى را CFS به حساب آورد. CFS اختلال ناتوان‌کننده‌اى است که فرد را براى ماه‌ها و حتى سال‌ها بى‌تحرک مى‌کند. اين بيمارى معمولا بعد از آنفلوآنزا يا برخى عفونت‌ها خود را نشان مى‌دهد. سالها گمان مى‌رفت در اثر ويروس اپشتاين- بار به وجود مى‌آيد، اما امروزه علت آن را نامعلوم مى‌دانند. برخى معتقدند احتمالا علت واحدى ندارد و ترکيبى از بيمارى‌هاى ويروسي، تغيير در دستگاه ايمنى و عوامل ديگر، آن را به وجود مى‌آورند .

CFS ناخوشى‌اى است که خستگى مزمن مى‌آورد. اما اگر هميشه احساس خستگى مى‌کنيد، الزاما دچار CFS نشده‌ايد.

فرد دچار :CFS

- قبلا سالم بوده است.

- 50 درصد فعاليت خود را ظرف شش ماه از دست داده و بيمارى خستگى‌آور ديگرى هم نداشته است.

- تب خفيف، گلودرد، درد غدد لنفاوي، سردرد و درد ماهيچه‌اي، درد مفاصل و خواب ناآرام دارد.

CFS درمانى ندارد،اما سر‌انجام دوره خود را مى‌گذراند و بعضى افراد کاملا بهبود مى‌يابند. برخى ديگر علائم پايدار دارند که کم و زياد مى‌شوند.

درمان خستگي

با روش‌هاى زير با خستگى مقابله کنيد.

استراحت کافى کنيد. استراحت ناکافى و نامنظم، توان بدن را تحليل مى‌برد.

ورزش کنيد. بدن عادت کرده به استراحت هميشه مى‌خواهد استراحت کند. ورزش متوسط، حتى 10 دقيقه پياده‌روي، مى‌تواند کاملا انرژى‌زا باشد. انجام برنامه ورزشى متوسط، خستگى را دور مى‌کند، يعنى 20 دقيقه پياده‌روى سريع، شنا، دويدن، يا دوچرخه‌سوارى سه بار در هفته. با بالا رفتن توان، ورزش‌هاى کششى و تقويت‌کننده را نيز اضافه کنيد.

غذاى مناسب بخوريد. نخوردن غذا شما را از دسترسى به انرژى مورد نياز محروم مى‌کند. زنان بايد روزى 1500 کالرى و مردان 2000 کالرى دريافت کنند. کمبود مواد مغذى نيز خستگى مى‌آورد.

بخش عمده غذا بايد حاوى غلات سبوس‌نگرفته، ميوه و سبزيجات باشد. برنامه غذايى زير بسيار مناسب است؛

صبحانه:‌غلات، ميوه تازه، نان گندم سبوس‌نگرفته و شير کم‌چربي.

ناهار:‌هر ترکيبى از ماهي، ماکاروني، برنج، سيب‌زمينى پخته، سالاد ميوه، سبزي، گوشت لخم يا سوپ

شام: غذاى سبکى از سوپ، غلات، سالاد و ميوه

آب بخوريد. خستگى از کمبود آب بدن نيز ناشى مى‌شود. روزى لااقل هشت ليوان آب بخوريد.

شاد باشيد. داشتن سرگرمى‌هاى نشاط‌آور مثل تماشاى فيلم براى رفع خستگى مفيد است. مسافرت کنيد و گاه‌گاه براى خود چيزى را که دوست‌داريد بخريد.

برنامه‌ريزى کنيد. زندگى بيشتر مردم پر از وظيفه و مسئوليت است. ببينيد کدام يک از کارها شما را خسته مى‌کند. کارها را تقسيم کنيد و در هر زمان به انجام يکى از آنها بپردازيد.

نزد پزشک برويد. اگر خستگى بيش از دو هفته طول بکشد، بايد به پزشک مراجعه کنيد تا او علت را بيابد. درمان ممکن است شامل داروهاى آنتى بيوتيک، ضدافسردگى و چيزهاى ديگر باشد.

داروهايتان را کنترل کنيد. خستگى از عوارض جانبى بسيارى داروهاست. فهرستى از داروهاى مصرفى خود- چه با تجويز پزشک و چه بدون نسخه- به پزشک نشان دهيد تا در صورت لزوم آنها را عوض کند.

کسالت نشانه چيست؟

احساس بدون دليل ناخوشي، اغلب نشانه وجود بيمارى است. وقتى دچار کسالت مى‌شويد، وجود علائم مشخص‌کننده ديگر بيمارى را معلوم مى‌کند. کسالت فقط احساس مبهم ناراحتى است و پزشک بايد تمام بدن را معاينه کند تا علت آن را بيابد.

حمله ناخوشى ممکن است ناشى از تنش روانى زياد يا کار زياد و استراحت کم باشد. اگر هميشه گرفته و بدون تحرک هستيد، دچار افسردگى مى‌شويد يا ممکن است غذاى مناسب نمى‌خوريد و مواد مغذى کافى به بدنتان نمى‌رسد. شايد هم به قدر کافى نخوابيده‌ايد.

عفونت‌هاى باکتريايى و ويروسى هم اغلب ايجاد کسالت مى‌کنند. يک عفونت پنهان مثل التهاب مزمن سينوس‌ها يا عفونت دندان، دير خود را آشکار مى‌کنند ولى احساس ناخوشى به شما مى‌دهند.

کم‌خونى هم مى‌تواند علت کسالت باشد، مخصوصا اگر احساس ضعف يا گيجى مى‌کنيد. زنانى که قاعدگى‌هاى شديد دارند و افراد سالمند، بيشتر مستعد اين حالت هستند.

کم‌کارى غده تيروئيد هم ايجاد کسالت مى‌کند. در اين حالت احساس ضعف مى‌کنيد، بيش از حد مى‌خوابيد، اضافه وزن پيدا مى‌کنند، نظم قاعدگى دچار اختلال مى‌شود و احساس سرما مى‌کنيد.

گرفتارى‌هاى قلبى و ريوى هم کسالت همراه با درد قفسه سينه يا تنگى نفس ايجاد مى‌کنند. ناهنجارى‌هاى روده- از ويروس‌هاى معدى گرفته تا تومورها- دفع مدفوع را مختلف کرده و کسالت‌ مى‌آورند. عفونت‌هاى مجارى ادرار، بيمارى التهابى لگن و بدکارى پروستات نيز علاوه بر کسالت، سوزش ادرار هم دارند.

درمان کسالت

استراحت کنيد. شايد فقط احتياج به کمى تفريح داريد. بار آخرى را که به مسافرت يا گردش رفته‌ايد به ياد داريد؟ به سينما يا پارک برويد و از تفريحات موردعلاقه‌تان سود ببريد.

خوب غذا بخوريد. به‌طور منظم غذاهاى مناسب بخوريد. خوردن روزانه قرص مولتى‌ويتامين هم به رفع کسالت کمک مى‌کند. داشتن رژيم غذايى سالم براى احساس نشاط موثر است

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  لذت از خوشحالي ديگران
 

 

با آغاز سال نو، زمان هديه دادن و گرفتن نيز از راه مي‌رسد. رؤياهاي كودكان، ويترين مغازه‌ها و آگهي‌هاي تبليغاتي مملو از اين هدايا مي‌شوند.

اگر هديه دادن برايمان مهم و جدي باشد، خود را با انتخاب هديه‌اي براي يك دوست و جست‌وجوي چيزي كه حقيقتاً او را خوشحال كند، مشغول خواهيم كرد.

قبل از رويارويي با جو تب‌آلود و داغ مغازه‌ها در ايام عيد، بهتر است در مورد اشياء گران و يا ارزاني كه قرار است به‌عنوان هديه به نزديكان و دوستانمان دهيم، فكر كنيم.قبل از هجوم آوردن به داخل مغازه‌ها هيچ مانعي براي فكر كردن و تصميم‌گيري وجود ندارد.

براي يك شروع خوب مي‌توانيم از خود بپرسيم كدام يك از هدايايي كه دريافت كرده‌ايم بيشتر از همه موردپسندمان بوده است. اين پاسخ مي‌تواند راهنمايي‌هاي باارزشي در مورد خريد كردن، دراختيارمان قرار دهد.

زماني كه مهد كودك مي‌رفتم، اكثر اوقات مربيان مهد، دفترهاي زيباي رنگ‌آميزي را براي فروش پيشنهاد مي‌دادند، دفترچه‌هاي خوش آب و رنگ، تميز و معطري كه بوي جوهر نو مي‌دادند و ميل و اشتياق بچه‌ها را براي خريد تحريك مي‌كردند. پدر و مادرم هرگز از آن دفترچه‌ها برايم نمي‌خريدند.

با بي‌دقتي و حواس‌پرتي، به اسامي بچه‌هاي خوشبختي كه از آنان خواسته مي‌شد براي برداشتن آلبوم‌هاي زيبايي كه روي ميز آموزگار بود، نزد او بروند، گوش مي‌دادم. تا اينكه يك‌روز، اسم خودم را در ميان اسامي خوانده شده، شنيدم. فكر كردم كه اشتباهي رخ داده است. اما آموزگار با نگاه خيره‌اش به من فهماند كه پيش او بروم. به ياد دارم كه در آن لحظه دو دل بودم. بالاخره با ترديد و دودلي پيش آموزگارم رفتم.

خودم را متقاعد كردم كه حتماً سوءتفاهمي پيش آمده و به محض برطرف شدن سوءتفاهم، مجبور خواهم بود دفتر نقاشي را به آموزگارم برگردانم. اما دفتر پيش من ماند و چنين چيزي از من خواسته نشد.

هنگام عصر، زماني كه پدر و مادرم به خانه برگشتند، فهميدم كه اين هديه يك سورپريز از طرف آنها بوده است. از آن زمان به بعد، هديه‌هاي زيادي از طرف آنها دريافت كرده‌ام، اما فكر مي‌كنم در ميان تمام اين هدايا، دفتر رنگ‌آميزي از همه بيشتر موردپسندم بوده است.

هدايا بيانگر عشق و محبتي بيش از آنچه قبلاً با كلمات و الفاظ بيان شده، هستند؛ نشانگر چيزي خارق‌العاده و شگفت‌انگيز و بدون شك اين همان چيزي است كه به آن جنبه جادويي و جذابيت مي‌بخشد. از روي اجبار و انجام وظيفه نبوده و هيچ منت و يا چشمداشتي به همراه ندارد. هدايايي كه در مناسبت هاي خاص منتظر دريافت آنها هستيم، تقريباً تمام جذابيت خود را از دست مي‌دهند. براي آنكه بدانم والدينم دوستم دارند، نيازي به دريافت آلبوم نقاشي از طرف آنها نبود.

رفتاري كه هر روزه نسبت به من داشتند، نشانگر عشق و علاقه آنان بود. اما اين هديه بيانگر چيزي بيشتر از عشق و محبت روزانه آنها نسبت به من بود. نمادي از عشق، عشقي وراي محبت‌هاي عادي و تكراري. هديه، ذره‌اي از شيفتگي و شور و حال است كه عشق را متبلور كرده و كلام دلنشينش را كه تقليد كردني نيست، به گوش‌ها مي‌رساند. در ذهن كودكانه‌ام به دنبال كشف راز و حقيقت بودم.

ظاهراً غافلگيركردن افراد، در هنگام جشن تولد و يا اعياد، دشوارتر به‌نظر مي‌رسد. چون در آن روز خاص منتظر دريافت هديه بوده و هديه جنبه غافلگيري خود را از دست مي‌دهد و شوك شادي لازم را به آنان وارد نمي‌آورد. بنا بر اين، مي‌توان به جست‌وجوي شيئي پرداخت كه خود شيء باعث غافلگيري شود. چيزي كه مناسب شخص بوده و با اين حال، مورداحتياج فرد باشد. انتخاب هديه بجا و مناسب، هنري نيست كه موجب به‌كارگيري قوه فكر و تخيل انسان شود.

در رويارويي با هداياي فراواني كه پشت سر هم به طرفمان سرازير مي‌شوند، هدايايي كه به مناسبت‌هاي خاص بنا به رسم و رسومات، وظيفه يا از روي اجبار تهيه مي‌شوند، دچار دلزدگي و ناراحتي مي‌شويم؛ چرا كه در آن نوعي حساب و كتاب و داد و ستد سودجويانه به چشم مي‌خورد، در حالي كه هديه‌دادن ميل و اشتياقي بس لطيف و زيبا براي ابراز عشق است.

بنا بر اين آيا بايد از ورود به اين نوع بازي‌ها خودداري كرد؟ شايد. پس چگونه مي‌توان عشق و محبت را نشان داد؟ شايد به‌وسيله يك نامه، تلفن، كلمه يا جمله‌اي كه در زمان مناسب ادا شود، يك ملاقات و يا يك علامت.

بدون شك، دريافت هديه نيز هنر محسوب مي‌شود؛يعني اينكه به هديه‌دهنده اجازه دهيم از عشقي كه به همراه دارد سخن بگويد. اين امر مستلزم آن است كه از آن حقيقتاً استقبال كرد. همچنين مستلزم اين است كه با عشق و علاقه به ديده احترام به آن بنگريم و با هر نگاه، به نواي لطيف و فرحبخش‌اش گوش فرا دهيم.

گوش سپردن به سخنان كساني كه دوستشان داريم، به ما روح و جان مي‌بخشد، اينطور نيست؟ و ضمناً با برگشتي اسرارآميز، توجه ما را به سمت اين عزيزان و حتي ديگران معطوف كرده و با ورود آنها به ذهنمان، ذهني كه اغلب درگير مسائل بي‌ارزش و فاقد اهميت است، فضايي را در آن ايجاد كرده و لطافت و آرامشي را كه حال يك ملاقات خوشايند است، برجاي مي‌گذارد.

همچنين مي‌توانيم فقط به‌منظور ارج نهادن به رابطه‌اي كه گرمي و نشاط به زندگي ما بخشيده است، بدون هيچ دليل خاص ديگري، عزيزان و كساني را كه دوستشان داريم در دستان امن خداوند سپرده و براي آنان دعاي خير كنيم.

متوجه شده‌ام كه خود ما از اين رابطه، خوشبختي و آرامش عظيمي دريافت مي‌كنيم و همچنين فراتر از كساني كه به دليل نزديكي و خويشاوندي دوستشان داريم، افرادي هم هستند كه از روي ضرورت آنها را مي‌شناسيم و با آنها برخورد داريم. مثلاً درون وسايل نقليه، محل كار، مغازه‌ها، يا هنگام عبور از جلوي باجه‌ها و گيشه‌ها. زماني كه به اضطرار آنها را مي‌بينيم، مي‌توانيم فقط با شناختن صورت و صدايشان، بدون اينكه چيزي بيشتري از آنها بدانيم، به‌طرف آنها نيز كشيده شويم.

اما هيچ چيز مانع از آن نمي‌شود كه ديدي كمي متفاوت‌تر نسبت به آنها داشته باشيم. مي‌توانيم به افرادي كه هر روزه با آنها سر و كار داريم، بدون اينكه ضرورتاً توجهي نسبت به آنها داشته باشيم، هديه‌اي كوچك داده يا رفتار و حركتي بيش از آنچه كه شخص انتظارش را دارد، از خود نشان دهيم. در اين هنگام روابط هميشگي و متداول به يكباره دستخوش تغيير شده و ما درمي‌يابيم كه توسط اين روابط كمابيش اجباري، گرمي و نشاط خاصي به زندگي ما وارد شده است.

هديه دادن به افراد ناشناس، لذت و شادي فراواني به همراه دارد، افرادي كه هيچگاه نه چهره آنان را خواهيم داد و نه صداي قدرداني و تشكرآميز آنان را خواهيم شنيد.

غريبه‌هاي آشنايي كه در آن سوي دنيا يا مكاني نزديك‌تر زندگي مي‌كنند و توسط انجمن‌هاي همبستگي مي‌توانيم به آنان ملحق شويم. بنا بر اين هديه دادن عملي بدون چشمداشت و توقع است، البته براي فرد هديه‌دهنده بدون تأثير نخواهد بود؛ يعني ايجاد روابط نامرئي كه او را به افراد ديگر متصل مي‌كند

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تاثیر مخرب مشاهده خشونت بر سلامت كودكان
 

بررسی ها نشان می دهد : مشاهده خشونت سلامت جسمی و روانی كودكان را به مخاطره می اندازد .

پژوهشگران دانشگاه پزشكی میشیگان پس از مصاحبه با مادران و معلمان 160 كودكی كه 65 درصد آنان در سنین 4 تا 6 سال ، دست كم یكبار شاهد خشونت بودند ، دریافتند : 90 درصد كودكانی كه شاهد رفتارهای خشونت آمیز بوده اند به بیماری های جسمی یا روانی مانند دیدن كابوس شبانه ، شب ادراری ، مكیدن انگشت شست ، آلرژی ، آسم ، بیماری های گوارشی ، اضطراب و استرس دچار می شوند .

یافته های این بررسی بار دیگر لزوم توجه بیش از پیش والدین را به مراقبت از كودكان خردسالشان مشخص می كند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  احترام؛ چيزي كه اين روزها كمتر مي‌بينيد
   
 

ساده است؛ آن قدر ساده كه ديگر دارد پيش پا افتاده مي‌شود. آن‌قدر پيش پا افتاده كه ديگر دلمان نمي‌خواهد راجع به آن حرف بزنيم.

به همديگر احترام نمي‌‌گذاريم واقعا نمي‌گذاريم. از خودمان نمي‌پرسيم، چرا به همديگر احترام نمي‌گذاريم؟ در واقع ديگر به زماني كه بي‌اهميت بشود،‌نزديك شده‌ايم.

وقتي پاي حرف موسفيدها مي‌نشينيم هنوز مي‌شنويم كه؛ ما در مقابل پدر و مادرمان، پايمان را دراز نمي‌كرديم. ما در مقابل پدر و مادرمان با صداي بلند حرف نمي‌زديم. با آنها يك و دو نمي‌كرديم.

به آنها احترام مي‌گذاشتيم. جالب است كه نسل فعلي يا لااقل تعداد زيادي از بچه‌هاي نسل سوم، وقتي چنين حرف‌هايي را مي‌شنوند فقط به همديگر نگاه مي‌كنند و در كمال متانت و ادب پوزخند مي‌زنند.

بچه‌هاي جوان و نوجوان، بارها اين قصه و حكايت‌هاي تكراري مثل اين را از دهان امثال من و شما شنيده‌اند. ديگر به نظرشان اين قصه‌ها كهنه و قديمي شده است. آنها جوانند و مي‌خواهند چيزهاي جديد و نو بشنوند.

ديگر الان همه مي‌دانند كه در دوره «گذار» هستيم. داريم از «سنت» به طرف «مدرنيته» حركت مي‌كنيم و در واقع زندگي‌هايمان ملغمه‌اي از سنت و مدرنيته است. شايد اين زندگي قاطي‌پاطي شده ما،‌مال اين باشد كه تكليفمان با خودمان روشن نيست. نمي‌دانيم كه دلمان مي‌خواهد سنتي باشيم يا مدرن بودن را مي‌پسنديم؟ جالب است كه هر دو بخش، جذابيت‌هايي دارند.

مي‌خواهيم با افكار سنتي، زندگي مدرن و لوكس داشته باشيم و حتي برعكس با افكار مدرن،‌دو دستي به سنت‌هايي چسبيده‌ايم كه براي بعضي‌هايش هيچ توجيهي نداريم و نمي‌دانيم براي چه به آنها چسبيده‌ايم؟ چند مثال، موضوع احترام گذاشتن را روشن مي‌‌كند. دلمان مي‌خواهد هميشه احترام ببينيم.

گمان مي‌بريم كه به ديگران احترام مي‌گذاريم. وقتي در يك هواي سرد پاييزي كه آفتاب كمرنگي، سوز هوا را مي‌شكست به يك بيمارستان بزرگ مجهز و معروف تهران رفتم با انواع احترام گذاشتن و بي‌احترامي مواجه شدم. مي‌خواستم نزد پزشك عمومي بروم جهت معاينه و مشاوره بايد در صف طويلي مي‌ايستادم كه خب، ماها بعد از اين همه سال اگر در كاري حرفه‌اي شده باشيم!‌آن هم ايستادن توي صف است! ايستادم.

اما جالب است كه به نظر مي‌آمد، فقط به نظر مي‌آمد كه چند نفري بيشتر جلوي من نيستند تا به مقصد برسم. چون مدام آدم‌هايي مي‌آمدند و مي‌ايستادند و مي‌گفتند: من اينجا بودم يا من اينجا جا گرفتم يا اين آقا پشت سر من بود يا من جلوي اين خانم ايستاده بودم و... واي به حال آنكه پير بود دردمند يا جوان بود، و رنجور. چون بعد از تمام اين مكالمات و مكاشفه تعيين جاي هر كس! بالاخره به اين بحث مي‌رسيديم كه؛جوان‌هاي امروزي اصلا نمي‌دانند احترام گذاشتن يعني چه؟

بزرگتري و كوچكتري يعني چه؟و... بحث در زمينه احترام گذاشتن بالا مي‌گرفت تا اينكه همه با هم در يك نقطه مشترك، متحد مي‌شدند و آن هم اين بود كه مسئول پذيرش و تعيين وقت، مقصر است.

چون به جاي اينكه پاسخگوي مردم دردمندي باشد كه مدتي است توي صف ايستاده‌اند، به همكارانش وقت مي‌دهد كه دفترچه‌هاي بيمه را مدام زير دستش سر مي‌دهند كه لابد براي آشنايان و اقوام و بستگان وقت بگيرند! نكته جالب اين است كه در قسمت‌هاي مختلف بيمارستان، روي در و ديوار،‌اعلاميه‌هايي چسبانده‌اند مبني بر اينكه پرسنل نبايد براي فك و فاميل‌هايشان پارتي بازي كنند وگرنه توسط مديريت توبيخ مي‌شوند.

جالب‌تر اينكه مديريت اصلا به هيچ اعتراضي توجهي نمي‌كندو هيچ آدم معترضي را به محل كارش راه نمي‌دهد! اينجاست كه بايد بپرسيم پس موضوع «طرح تكريم ارباب رجوع» يعني چه؟ باور كنيد بنده در سازمانها و ادارات مختلف، اين كاغذ را كه به ديوار چسبانده‌اند آن هم با گل و بته كامپيوتري ديده‌ام اما به غير از مخلصم‌ يا چاكرم چيزي نشنيده‌ام و هميشه هم گفته‌ام كه اي كاش مخلصان و چاكران، كمي احترام مي‌ديدند تا احترام مي‌گذاشتند.

در همان بيمارستان كذايي، وقتي نوبت ويزيت به خانمي همراه دخترش رسيد و به داخل هدايت شد، اول يك نفر از پرسنل بيمارستان همراه يك بيمار - لابد فاميلش بود- داخل مطب دكتر رفت و برگشت، آن خانم و دخترش هم چنان منتظر بودند تا بتوانند به دكتر بگويند چه بيماري دارند، پرستاري همراه 3 نفر بيمار كه يكي از آنها يك آقاي سر حال بود كه سرم به دست داشت وارد اتاق شدند.

گويا صبر خانم لبريز شد كه اعتراض كرد و صداي بد و بيراه گفتن بلند شد. خانم پرستار يك سيلي به دختر آن خانم زد و با خونسردي آمد بيرون و مامور انتظامات را صدا كرد.خانم بيمار معترض شد كه اين چه وضعي است كه در مقابل اعتراض، به ما سيلي هم مي‌زنند، مامور هم مي‌آيد كه ما را بيرون كند؟! او نرفت كه نرفت.

مدام دست‌هايش را مشت كرد و به هم مي‌چسباند و مي‌گفت: با دستبند ببريدم، نمي‌آيم،‌بيمارم، بايد معاينه بشوم، منتظر مانده‌ام و حالا هم نوبتم است. حقم ضايع شده حالا بايد تاوان پارتي بازي پرستار را هم من بدهم!!

بالاخره با پادرمياني پليس ، او را به اتاق مديريت هدايت كردند، از آنچه بعداً بر او گذاشت اطلاعي در دست نيست چون وقايع پرهيجاني را پيش‌رو داشتيم. بعد از پايان اين غائله، آقاي دكتر بعد از 45دقيقه معطل نگهداشتن خلايق بيمار، كيفش را برداشت و موقع بيرون رفتن از اتاق گفت: اين خانم به من بي‌احترامي كرده. ديگر نمي‌توانم تحمل كنم! به همين راحتي، نتوانست بي‌احترامي را تحمل كند و گذاشت و رفت.

باور كنيد به همين راحتي به حدود 15 نفر بيمار منتظر را كه چند نفرشان واقعا حال بدي داشتند و حتي يك نفر كه روي برانكار دراز كشيده بود، بي‌احترامي كرد و رفت. باور كنيد به همين راحتي اين كار را كرد.

هرچه منتظر مانديم دكتر از قهر بيايد بيرون نيامد. بعد هم يكي از خدمه را ديديم كه يك سيني غذا همراه نوشابه براي آقاي دكتر برد كه لااقل حالا كه قهر كرده ضعف نكند!

سرتان را درد نياورم دكتر آنقدر از اعتراض بي‌احترام آن بيمار ناراحت شده بود كه حاضر نشد لااقل به خودش احترام بگذارد و بپذيرد او مقصر است كه به مريض منتظرش احترام نگذاشته و حرف همكارش را پذيرفته است، بپذيرد كه اگر بلد بود به خودش احترام بگذارد يا به حرفه‌اش يا لااقل به لباسي كه پوشيده، بايد به آن همه بيمار كه منتظر بودند هم احترام بگذارد و كارش را ادامه دهد و واقعا اگر آن دكتر از آن خانم پرستار،‌ احترام ديده بود به ياد مي‌آورد كه اين شغل ، از آن شغل‌هاي بسيار محترم است كه يك سرش به مردم وصل است؛ همان مردمي كه بيمارند، رنجورند و متاسفانه حضورشان در چنين بيمارستان‌هايي، نشانه بي‌پول بودنشان هم هست و اينها همان مردمي هستند كه به امثال او نه فقط با ديده احترام مي‌نگرند بلكه در عمل نيز با احترام رفتار مي‌كنند اگر واقعا بلد بودند كه به خودشان احترام بگذارند بدون شك مي‌فهميدند كه مردم با آنها همچنان با احترام رفتار خواهند كرد و در نهايت آن كه با خودشان آشتي مي‌كردند.

صديقه خانم يكي از همسايگان بسيار قديمي و ميانسالي است كه هرازگاهي با قلب پرمهرش با چشماني پراشك منزل ما را مزين به قدم‌هاي خسته‌اي مي‌كند كه گواهي از قلب شكسته نازكش مي‌دهند.

هروقت از او مي‌پرسم! حال شما چطور است؟ اشك مي‌ريزد اما با لبخند مي‌گويد: آمدم از بي‌احترامي بچه‌ها درد دل بكنم و شروع مي‌كند به گفتن حرف‌هايي كه خيلي قشنگ نيست؛ قصه‌اي تكراري كه شنيدنش زجرآور و تكرارش ملال‌آور است.

اما هربار چنان با دقت گوش مي‌كنم كه گويي اولين بار است قصه بي‌احترامي بچه‌هايي را مي‌شنوم كه حالا ديگر خودشان پدر و مادر شده‌اند و به اصطلاح پا به سن گذاشته‌اند. قصه دختري كه از بيمار بودن طولاني پدرش خسته شده و زير لب گفته! پس چرا نمي‌ميري؟ حكايت پسري كه مدام به مادرش مي‌گويد: فكر كرديد كي هستيد؟ براي ما چه كار كرده‌ايد؟ اول اينكه هر كاري كرده‌ايد وظيفه‌تان بوده، دوم اينكه وظيفه‌تان را هم درست انجام نمي‌دهيد!

البته بي‌احترامي كردن فقط خاص رفتارهاي افراد درون خانواده با همديگر نيست. شايد اعضاي خانواده، هر كدام به شكل متفاوتي محق باشند. شايد يكي از دلايل را بتوان ظرفيت‌هاي متفاوت افراد دانست. شايد زياد احترام گذاشتن قشنگ نيست، شايد نوع احترام گذاشتن را در رفتارهايمان مشخص نكرده‌ايم.

مادري را مي‌شناسم كه مدام فرزند كوچكش را با القاب بي‌عرضه، تنبل و... صدا مي‌زند، اما از اعضاي فاميل انتظار دارد كه به پسر كوچكش احترام بگذارند و شخصيت او را ناديده نگيرند.

كودك هم هاج و واج مانده كه مفهوم احترام گذاشتن يعني چه؟ وقتي كه مدام موردهجوم بي‌احترامي است! وقتي سؤال مي‌كند احترام گذاشتن چگونه است؟ و به چه كسي بايد احترام بگذارد؟ جواب شايسته‌اي دريافت نمي‌كند؛ چون در خانواده‌اي كه اعضاي آن با تظاهر به ديگران مي‌خواهند بگويند رفتاري محترمانه و محبت‌آميز نسبت به يكديگر دارند، اما اين فقط ظاهر و رويه زندگي است و نه آنچه بايد باشد، كودك ما چگونه مي‌تواند درك صحيحي از معناي احترام داشته باشد؟!

در يك ميهماني فاميلي و يا دوستانه كه همه به لطف محبت ميزبان دور هم جمع شده‌اند بيش از آنكه صداي گفت‌وگو شنيده شود، صداي زنگ‌هاي متنوع موبايل و ارسال S.M.S و جوك براي همديگر كه فضا را اشغال كرده ، شنيده مي‌شود. يك روز نوجواني پرسيد: وقتي شما جوان بوديد و ما الان قصه‌اش را مي‌شنويم ميهماني‌ها چگونه بود؟

واقعا تكنولوژي باعث شده آدم‌ها از همديگر دور بشوند؟ اين جواب را شنيد؛ مردم در گذشته به همديگر قلبا احترام مي‌گذاشتند و از بودن با همديگر لذت مي‌بردند، الان به لطف تكنولوژي، زندگي كردن را فراموش كرده‌ايم. يادمان رفته است چگونه بايد با يكديگر رفتار كنيم. اما همه‌اش تقصير تكنولوژي نيست. دلمان خواست زندگي‌اي را كه غربي‌‌ها سال‌هاست مي‌خواهند كنار بگذارند، تجربه كنيم، از همديگر دور شويم و رفتارهايي را كه سابقاً مهم وحتي قشنگ و بامعني بود با رفتارهايي عوض كنيم كه بعد با حسرت از آن ياد كنيم.

ديشب توي شيريني فروشي، آقايي ناگهان پرسيد: چرا بچه‌هاي ما به ما مدام بي‌احترامي مي‌كنند؟ اگر در مقابل خواسته غير منطقي‌شان مقاومت كنيم كم مانده است دست‌رويمان بلند كنند.

پسرم به من مي‌گويد: به تو احترام مي‌گذارم كه نمي‌زنمت وگرنه حقت است! من مانده‌ام كه چي حقم است؟ چرا نسل من كه حتي هنوز با بزرگان و پدر و مادرش با احترام حرف مي‌زند و با احترام رفتار مي‌كند بايد از جواناني كه نسل فعلي هستند، مدام بي‌احترامي ببيند. شيريني فروش مي‌گفت: چون به بچه‌هايمان زياد بها داد‌ه‌ايم.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» انتظارات زن و مرد از هم
» 40 گزینه: بهترین همسران دنیا!
» هوسرانی مردان از كجا ریشه می‌گیرد؟
» فرزند عامل تداوم یا فرو پاشی یك زندگی؟
» توصیه های غذایی برای دختران دم بخت
» توصیه های مشاورین در خصوص ایجاد تعادل در زندگی زناشویی!
» با توصیه‌های بهترین مشاوران ، چگونه زندگی مشترکتان را متحول کنید!
» چرا شوهرم کم حرف شده ؟
» 8 زنگ خطر براى مشكوك شدن به همسر
» وقتی از همسرتان دورید چگونه رفتار کنید ؟!

آرشيو
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه
-->


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog