تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






در صورت وقوع تجاوز جنسی چه باید کرد| جمعه دهم اسفند 1386 | 4:27 قبل از ظهر  

 در صورت وقوع تجاوز جنسی چه باید کرد

تجاوز جنسی زمانی است که فعالیت جنسی بدون رضایت فرد و به اجبار و زور صورت پذیرد. توجه داشته باشید، که در صورت  تجاوز، این متجاوز است که مجرم است و فردی که به او تجاوز شده است چه از بعد حقوقی، چه از بعد شرعی و  اجتماعی، مجرم و گناهکار نیست. بنابراین، کتمان موضوع از مسئولین  بهداشتی ، حقوقی و انتظامی به جز افزودن دامنه آسیب به شخص و نیز ادامه جرم متجاوز بدون دستگیری و مجازات  فایده ای نخواهد داشت. در صورت وقوع تجاوز اقدامات زیر باید صورت گیرد:

۱. در اسرع وقت  به متخصص زنان و زایمان و یا  مرکز بهداشتی درمانی جهت دریافت دارو  و آشنایی با روش های اورژانس پیشگیری از بارداری مراجعه کنید همچنین ارائه نمونه برای تشخیص  و درمان زودرس بیماریهای مقاربتی احتمالی ونیز نمونه های لازم مورد نیاز از نظر پزشکی قانونی برای شناسایی مجرم لازم است . همچنین پزشک درمانگر به منظور پیشگیری از ابتلا به برخی بیماریهای منتقله جنسی، برخی از آنتی بیوتیکهای لازم را تجویز می نماید، در صورت لزوم واکسیناسیون از نظر هپاتیت B را انجام می دهد و ادامه سیر درمان و ارجاعات لازم را پیگیری می نماید.

۲. مراجعه به مراکز انتظامی برای طرح شکایت و ارائه اطلاعات لازم در جهت دستگیری فرد متجاوز

———-

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بحران دوران بلوغ چیست و چگونه بر آن پیروز شویم ؟ | جمعه دهم اسفند 1386 | 4:23 قبل از ظهر  

 


براي نوجوان دوره نوجواني بعنوان مرحله اي از زندگي ، پديده اي نوظهور است .
 هميشه نوجواني بعنوان دوره اي مستقل  در مراحل زندگي انسان مطرح بوده است . گرچه آغاز نوجواني بطور كامل مشخص نيست ولي عموماً شروع نوجواني با پديده بلوغ همزمان و خاتمه آن شروع دوره جواني است .

دوره اي كه شخصي مسئوليت اعمال خود را مي پذيرد .
همان گونه كه نوروز ، روز نو است و خبر از روزهاي دل انگيز و اتفاقات جديد دارد و شكوفه هاي  نوروزي با شكوه و زيبايي ظاهر مي شوند و به تدريج رشد كرده ، تبديل به ميوه شده ، رسيده و كامل مي گردند .
نوجواني و بلوغ نيز بهار زندگي است .
بهاري كه آغاز تغيير وتحولات جسمي – روحي در افراد است . هر فرد فقط يك بار بهار بلوغ را تجربه مي كند .
تعريف بلوغ:
فرآيند بلوغ يكي از پيچيده ترين دوره هاي زندگي و در عين حال  لذت بخش ترين و دل انگيز ترين دوره زندگي هر فرد است . نوجوان در اين دوره تمايلات و خواهش هاي متضادي دارد . مثلا با اين كه مي خواهد با دوستانش باشد . به تنها بودن نيز علاقمند است . در اين دوره نوجوان نه كودك به حساب مي آيد و نه هنوز به درستي بالغ گرديده است ولي در مرز بين اين دو مرحله ( كودكي و بزرگسالي ) قرار مي گيرد .
ويژگيها و خصوصيات رواني در سالهالي اوليه نوجواني:
۱- مرحله احساس هويت :
در اين دوران فرد هويت فردي ، اجتماعي خود را به دست مي آورد .
بحران هويت يكي از  بحرانهاي خطرناك نوجوان است .
۲- تغييرات شديد وملموس جسمي ، روحي و جنسي :
تغييرات  ناگهاني ناشي از وضعيت جسماني ، تضادهاي روحي و … موجب نگراني در فرد مي شود .

۳- رشد هيجاني و عاطفي :
در دختران  نوجوان احساسات و عواطف متعدد و غير قابل  پيش بيني وجود دارد كه گاه در تضاد با يكديگرند و سبب نوسانات واضح خلقي  مي گردد .

صفات عاطفي و هيجاني دختران نوجوان را مي توان در موارد زير خلاصه كرد :
۱- زود رنجي
۲- نگراني ، ترس و وحشت
۳- حجب و حيا و شرم
۴-  افكار رويايي ، گوشه گيري ، درون گرايي
۵-  خود شيفتگي ، خود آرايي ، خود نمايي
۶-  دوستي ومحبت
۷- خشم ، ناسازگاري و پرخاشگري
۸- استقلال طلبي

۴- رشد اجتماعي :
دوره نوجواني ، دوره نوسانها ، فعاليت ها و رفتارهاي  هيجان انگيز در بعد اجتماعي  است گرچه نوجوان به نظر بزرگسالان  اهميت مي دهد . اما انديشه هاي همسالان خود را به بزرگسالان  ترجيح مي دهد و سعي مي كند در ميان  انها پذيرفته شده و نقش داشته باشد.

۱- رشد اخلاقي :
رشد اخلاقي با رشد  اجتماعي ارتباط نزديكي دارد و براي ادامه زندگي سالم و سازنده ضروري است ، بطور معمول صفات اخلاقي مطلوب اكتسابي هستند .

انواع اختلالات رواني و رفتاري در نوجوانان
۱- رفتارهاي ناهنجار اجتماعي :
خود سري و مخالفت با والدين ،  معلم و پزشك – عدم شركت در رويدادهاي خانوادگي و جدال با خواهران و برادران ، ايجاد موانع در راه تحصيل ، زندگي خانوادگي .

۲- افسردگي :
گوشه گيري و در خود فرو رفتن در سنين نوجواني تا حدودي طبيعي است اما اگر از حد طبيعي  تجاوز كند بعنوان اختلال افسردگي بايد مورد توجه قرار گيرد.
افسردگي عبارت از بروز علائم افسردگي بيش از هفته اي ۳ بار و هر بار بيش از ۳ ساعت در نوجوانان بصورت غم واندوه ،بيحوصلگي ،بيقراري و اشكال درتمركز مي باشد . احساس بي علاقه گي نسبت  به همه چيز ، گريه كردن هاي مكرر ، لذت نبردن از زيباييهاي زندگي و …
با مشاوره روانپزشكي و درمانهاي مختلف غير داروئي و داروئي مي توان به آنها خانمه داد .

۳- رفتارهاي خشونت آميز:
رفتارهاي خطر آفرين در اثر مصرف مواد مخدر  تشديد مي شوند و منجر به حوادث مختلف   مثل فقر  و خودكشي ، به خصوص در ميان  نوجوانان پسر مي گردد .

۴- مشكلات تحصيلي  :
دشواري هاي رواني يا محيطي زمينه ساز اين مشكلات هستند .
 مدرسه هراسي ، مدرسه گريزي و عدم پيشرفت تحصيلي  نمونه هايي از مشكلات تحصيلي هستند .
۵- هراس از مدرسه و منزل :
گريز از خانه نشانه فشار محيط – بد رفتاريها ، مشكلات رواني خود نوجوان است . رفتار صحيح با نوجوان و حل به موقع و درست مشكلات  از بروز اين رفتارها پيشگيري مي كند .

۶- بيماريهاي وخيم رواني :
پيكوز ، اسكيزوفرني ، در جريان فشارهاي هيجاني ديده مي شود . معمولاً سايكوز بزرگسالان با پشت سر گذاشتن  يك دوره سايكوز در نوجواني همراه است .

الف- مهارتهاي شاد زيستن
 زندگي تغيير پذير است اگر خودمان را تغيير دهيم
با خودتان رقابت كنيد نه با ديگران
 شما در هر مرحله و رتبه اي از ثروت ، دانايي و قدرت و منزلت اجتماعي كه باشيد مسلماً افرادي بالاتر از شما وجود دارند . به جاي انكه  سعي كنيد به ديگران برسيد سعي داشته باشيد كه توانايي هاي خود را روز به روز افزايش دهيد .
 اگر هدف شما حد بالاي هر چيز باشد اگر به آن نرسيد مسلماً شكست خورده ايد اما اگر مقصد شما رسيدن از يك نقطه به نقطه بالاتر و نه بالاترين نقطه باشد احتمال كاميابي شما قطعاً بيشتر است و مسلماً آدمهايي كه احساس  پيروزي و موفقيت مي كنند از نظر رواني سالمترند .

هدفمند زندگي كنيم و براي رسيدن به هدف نقاط قوت و ضعف خود را بشناسيم .
ب- براي شاد زيستن تلاش كنيد.
براي داشتن يك زندگي شاد ، به تلاش نيازمنديم و نگرش ها در اين مورد بسيار با اهميت است . تلاش امتياز و شوق انسان براي يادگيري ، خود آزمايي آزمايش و تجربه است .
 اشتباه عده اي از مردم اين است كه تنها براي رسيدن به يك هدف كه همان هدف نهائي است تلاش مي كنند و نه براي لذت بردن از كار كردن .
 و به همين علت است كه وقتي به اهداف مورد نظر نمي رسند مايوس وافسرده مي شوند .
اگر ما به خاطر دوست داشتن و لذت از كار ، آن را به انجام برسانيم ديگر شكي وجود نخواهد داشت ، نتايج خود به خود عايد مي شود .

ج: محدوديت هاي خود را قبول كنيد :
 انتظارات نامعقول از خود نداشته باشيد و قبول كنيد كه خداوند در وجود شما استعدادها و محدوديت هايي قرار داده است كه با آگاهي از آنها  مي توانيد انتظارات از خود را عقلاني و منطقي كنيد .
 اگر هوش شما در حد متوسط است از خود انتظار  نداشته باشيد كه به مراتب علمي كه نوابغ و سرامدان دست يافته اند نايل شويد .
 اگر از نظر رواني قدرت تحمل تنش و فشار را نداريد مسئوليت هاي سنگين وپر استرس را نپذيريد ، و سلامت رواني خود را به خطر نيندازيد ، زيرا در اين موقعيت ها احتمال شكست و ناكامي به مراتب بيشتر است .

آيا براي شاد زيستن دانش و مهارتي كسب نموده ايد ؟
براي شاد زيستن مهارتهايي وجود دارد كه با بهره گيري از انها مي توانيد نقش موثري  در شاد زيستن خود داشته باشيد .

الف- در زمان حال زندگي كنيد :
آرامش ذهني و كارآئي فردي ما به ميزان توانايي براي زيستن در لحظه حال بستگي دارد ، گذشته از ديروز و اتفاقاتي كه افتاده و آنچه فردا ممكن است پيش بيايد ، حال جايي است كه ما در آن هستيم .
 از اين ديدگاه كليد شادي و خوشحالي ما در متمركز كردن ذهن در لحظه حال است . يكي از نكات خوب و مهم در مورد بچه ها اين است كه آنها خود را بطور كامل در لحظه حال غرق مي كنند. كاملاً درگير فعاليت هاي كنوني خود مي شوند كه اين فعاليت ها حتي ممكن است تماشاي يك  پروان ، نقاشي كردن و هر چيز ديگر باشد كه كودك انرژي خود را صرف آن مي كند .
اما وقتي بزرگ مي شويم همزمان هنر فكر كردن و نگران بودن را ياد مي گيريم ، به مشكلات گذشته و آينده اجازه مي دهيم كه در زمان حال ما جمع شوند ، همچنين ياد مي گيريم كه لذت ها و شادي هاي خود را به عقب بياندازيم و به اين اميد باشيم كه شايد آينده بهتر از حال باشد .
ب: لبخند بزنيد  :
خوشرو بودن نه تنها از شدت تنشها و استرسهاي فردي مي كاهد بلكه باعث مي شود اطرافيان شخصي و كساني كه بنحوي با او ارتباط دارند ، با حضور او احساس راحتي ، شادماني و تجديد روحيه كنند و با برخورد مناسب خود موجب افزايش اعتماد بنفس و شادماني وي را  فراهم  آورند .
ج : گاهي كودك شويد :
گاهي لازم است مانند بچه ها و دنياي شاد و آزاد و بي غل و غش آنها كمي خود را رها كنيد ، بخنديد ، شوخي كنيد ، شوخ طبعي را در خود پرورش داده و گاهي از بازي كردن لذت ببريد ، نقاب بزرگسالي را براي تفريح و خوشي برداشته و هميشه سنگين ، منظم و جدي نبوده و نسبت به جهان با شكوهي كه در آن زندگي مي كنيم احساس حرمت  و شگفتي داشته باشيد .
د: قاطع باشيد :
قاطعيت به معناي ابراز خشم و پرخاشگري نيست بلكه به آن معناست كه خواسته ها و احساسات خود را صريح و بي پرده و بدون  اضطراب  يا خشونت و تندي بيان كنيد و در مقابل خواسته ها و توقعات نامعقول ديگران مقاومت نماييد .
چنين برخوردي هم باعث افزايش عزت نفس و حس احترام به خود مي شود و هم مانع از آن مي شود كه با فرو خوردن و عدم بيان احساس خود نسبت به اطرافيان و خواسته هاي نامعقول آنها ، قلب خود را پر از بغض و كينه نسبت به آنها نماييم .

هـ - اوقاتي را براي خود اختصاص دهيد :
به ياد داشته باشيد كه جسم و روان شما حقوقي دارند كه هيچ كس بيش از شما شايسته برآوردن آن حقوق نيست . لازم است انسان در زمانهاي خاصي فقط براي خود زندگي كند و آنچه را دوست دارد انجام دهد و به آنچه علاقمند است بپردازد و در غير اينصورت نقش  حاصل از كارها و مسئوليت هاي اجباري و گاه نامطلوب ، او را از پاي در خواهد آورد . مطمئناً كساني  مي توانند به ديگران احترام  بگذارند و به جامعه خود  خدمتي كنند كه در درجه اول  به خود بعنوان يك انساني كه جانشين خداوند در طبيعت است احترام بگذارند و جاي حود را با پرداختن بيش از حد به تكاليف و غفلت از حقوق خود فرسوده نسازند .

****

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

رفتار جنسي ناسالم (UnsafeSex) و رفتارهاي جنسي پرخطر كدامند؟| جمعه دهم اسفند 1386 | 4:18 قبل از ظهر  

رفتار جنسي ناسالم (UnsafeSex) و رفتارهاي جنسي پرخطر كدامند؟

۸۶۴۶۸۴۵۴۵۶۴۱.jpg

متاسفانه تعدادی از دختران که در سنین نوجوانی و جوانی هستند با ما تماس گرفته و از داشتن رابطه جنسی که با عدم رضایت آنان صورت گرفته خبر داده اند . اکثر افراد متجاوز دوست پسر های این دختران بود اند . بیشترین مکان های استفاده شده داخل ماشین ، مکانهای خلوت ، جاده های بین شهری و داخل خانه بوده است .اکثر این رفتارها از قبل برنامه ریزی شده بوده است و دختران بدون اطلاع به مکان مورد نظر کشیده شده اند.و متاسفانه این دختران مجبور به سکوت و پنهان کاری شده اند و تنها نکته ای که آنان را ترسانده ترس از بارداری بوده است و به هیچ عنوان به ایدز و بیماریهای مقاربتی فکر نکرده اند . نوجوان و جوان عزیز این مقاله و دیگر مقالات مبحث “ درگوشی با نوجوانان و جوانان ” این سایت را به دقت مطالعه کنید . مطمئن باشید مطالعه سلسله مقالات ما به شما کمک شایانی خواهد کرد تا زندگی سالمی داشته باشید.
مهمترين موضوع در آموزش رفتارهاي پرخطر، آموزش رفتارهاي جنسي سالم مي‌باشد.
ابتدا بايد ببينيم رفتار جنسي ناسالم و پرخطر چيست؟

رفتار جنسي ناسالم (UnsafeSex) :

هر گونه تماس جنسي را مي‌گويند كه در آن فرد از سلامت خود يا شريك جنسي خود ‌آگاه نباشد. مشكل از اين جا ناشي مي‌شود كه آگاهي از سلامت خود يا ديگران به راحتي امكانپذير نيست. بعنوان مثال؛ در حدود ۹۰ درصد افراد HIV مثبت از آلوده بودن خودشان اطلاعي ندارند. از طرف ديگر؛ منفي بودن آزمايشات تشخيصي در ابتدای آلودگي با HIV نمي‌تواند دليل سالم بودن فرد باشد زيرا نتيجه اين آزمايشات در اوايل دوره آلودگي معمولاً منفي مي‌باشد. پس چاره چيست؟
براي آگاهي از سلامت افراد بايد به رفتارهاي آنها توجه كرد. اگر فردي از رفتارهاي پرخطر آگاهي داشته باشد بهتر مي‌تواند در خصوص سلامت خود يا شريك جنسي خود قضاوت كند. داشتن رفتارهاي پرخطر احتمال آلودگي به HIV و ساير عفونت‌هاي‌آميزشي را بيشتر مي‌كند.

رفتارهاي جنسي پرخطر كدامند؟

رفتارهاي حنسي پرخطر عبارتند از :
• داشتن شركاي جنسي متعدد
• تماس‌هاي جنسي نامعمول (تماس مقعدي و دهاني)
• متوسل شدن به خشونت در زمان تماس جنسي
• مصرف الكل، مواد مخدر و يا روانگردان قبل از برقراري تماس جنسي
• تماس جنسي محافظت نشده ( عدم استفاده از كاندوم)
بنابراين براي پيشگيري از HIV و ايدز در جامعه بايد رفتارهاي جنسي سالم را به افراد به ويژه نوجوانان و جوانان آموزش داد.

مقاومت در برابر فشارهاي جنسي چيست و چگونه مي توان آن را عملي نمود؟
هنگام مستولي شدن هيجان بر شما امكان دارد تمامي توصيه هاي ما از ياد شما برود متاسفانه شما در اين زمان در معرض فشارهاي جنسي قرار داريد داشتن اطلاعات لازم در مورد راههاي انتقال عفونت HIV كافي نمي باشد.
پرهيز، وفاداري به همسر و روابط جنسي سالم نيز كافي نيست شما بايد از انواع فشارهاي جنسي آگاهي داشته و بتوانيد در برابر آنها مقاومت نماييد ما در اين بخش به توضيح و بررسي فشارهاي جنسي كلامي و فيزيكي خواهيم پرداخت.

۸۶۴۶۸۴۶۴.jpg

مقاومت در برابر فشارهاي جنسي فيزيكي
والدين همواره به فرزندان خود به خصوص دختران سفارش مي كنند تا از رفتن به مكانهاي ناشناخته خودداري نمايند.
امكان تجاوزات جنسي در اين مكانها بسيار زياد مي باشد. والدين و جوانان بايد همواره اين نكات را مد نظر داشته باشند.
طبق آمارهاي ارائه شده از سوي دفتر آمار دادگاه جنايات ملي آمريكا در سال ۱۹۹۰ بيش از ۷۰۰۰۰ مورد تجاوز جنسي در آمريكا گزار شده است. و اين تنها ۵/۱ تعداد تجاوزات انجام شده مي باشد يعني در سال ۱۹۹۰ نزديك به ۳۵۰۰۰۰ تجاوز جنسي در آمريكا به وقوع پيوسته است.
بسياري از
تجاوزات جنسي خشونت آميز در مورد دانشجويان دانشگاهي به انجام رسيده است كه تنها ۲۰% آنها توسط افراد غريبه صورت گرفته است . بسياري از اين تجاوزات در قرار ملاقاتهاي گذاشته شده به انجام رسيده است.
سالانه در سراسر دنيا هزاران و شايد هم ميليونها دانش آموز و دانشجوي دختر ، قرباني تجاوزات جنسي پسران دانشجو و يا دانش آموز مي شوند بسياري از اين افراد مدعي هستند كه آنها به علت تهديد و فشار فيزيكي مردان مجبور به قبول برقراري ارتباط جنسي شده اند.
روابط جنسي اجباري نمونة واضحي از تجاوز محسوب مي شود و دختران و زنان همواره بايد جوانب احتياط را رعايت نمايند.
زيرا گاهي اوقات هر چند كه يك متجاوز مقصر مي باشد ولي قرباني نيز عاري از گناه نيست.

مقاومت در برابر فشارهاي جنسي كلامي
فشارهاي جنسي كلامي ، اغوا نمودن به منظور قبول برقراري ارتباط جنسي توسط جنس مخالف مي باشد و متاسفانه امروزه ما شاهد بسياري از فشارهاي جنسي كلامي و فيزيكي مي باشيم.
توجه به نكات زير بسيار مهم ضروري است :
۱) از صحبت نمودن با افراد غريبه و نا آشنا بپرهيزيد .
۲) از رفتن به مجالسي كه شئون اخلاقي در آنها رعايت نمي شود بپرهيزيد.
۳) با همكلاسيهاي و يا دوستاني كه به خوبي آنها را نمي شناسيد قرار ملاقات خصوصي نگذاريد
۴) از پوشيدن لباسهاي نامناسب بپرهيزيد

- همواره به توصيه والدين و مسئولان مدارس و دانشگاهها توجه نماييد
- اگر چه روابط جنسي بخشي مهمي از زندگي است ولي رعايت عفت اخلاقي از واجبات مي باشد.
براي اغوا نمودن شما براي برقراري روابط جنسي ممكن است از كلمات زير استفاده شود:
- اگر قبول نكني٬ ديگر تو را دوست ندارم
- اگر قبول نكني٬ با فرد ديگري دوست خواهم شد
- اگر قبول نكني٬ سرد و بي روح هستي
- اگر قبول نكني٬ حتما داراي عيب و نقصي هستي
و جملاتی از این قبیل که نباید فریب این قبیل حرفها را بخورید.

نكات مهم در تماسهاي شغلي :
۱- انتقال HIV از راه پوست سالم در هيچ مكان يا شرايطي به اثبات نرسيده است .
۲- هيچگونه خطر انتقال HIV از راه تماس نزديك با بيماران، مواجهه با قطرات پخش شده در هوا و حتي تماس با سطوح محيطي مشاهده نگرديده است .
۳- تقريبا تمام موارد قطعي انتقال HIV مربوط به خون يا ديگر مايعات آلوده به خون بوده و تنها دو مورد انتقال غير اين راه بوده است (يك مورد در اثر مايع جنب خوني وديگري دراثر كشت غليظ شده HIV)
۴- تاكنون هيچ مورد انتقال شغلي از راه ترشحات مهبل، مني و شير گزارش نشده است، باوجود اين مسئله ، بايستي درتمام تماسها اصول احتياطات استاندارد را رعايت نمود.
۵- تاكنون هيچ مورد انتقال HBV و HIV از راه تنفس دهان به دهان گزارش نشده است ولي براي پيشگيري از انتقال عفونت هرپس سيمپلكس و نايسريامننژيتديس و احتمال تئوريك انتقال HIV و HBV در اين موارد از ماسكهاي مخصوص استفاده شده و بعد از مصرف ضد عفوني گردند.
۶-رعايت احتياطات استاندارد در موارد جراحي تا ۹۳% از تماس باخون پيشگيري مي نمايد.
تماسهاي شغلي كه مي تواند موجب انتقال HIV شود عبارتند از :
۱-آسيبهاي مربوط به تماس جلدي مثل فرورفتن سوزن يا بريدگي توسط سوزن يا اشياء تيز ديگر
۲-آلودگي غشاء هاي مخاطي
۳-آلودگي پوست غير سالم يا اسيب ديده از طريق خراشيدگي يا درماتيت ها (البته در پوست منافذ غير قابل تشخيص وجود دارد كه گاهي HIV از اين منافذ مي تواند وارد شود)
منابع HIV شامل خون ،مايعات خوني بافت ها و ديگر مايعات بدن نظير مني ، ترشحات واژينال، مايع مغزي-نخاعي٬ مايع سينوويال، پريتونئال پريكارديال و مايع آمنيوتيك كه همه اينها مي توانند موجب
انتقال عفونت HIV به ديگران شوند. در خصوص بزاق به طور كلي تماس با بزاق يك فرد آلوده به HIV در صورتي كه خون قابل روئيت در آن وجود نداشته باشد بعنوان يك عامل خطر آفرين براي انتقال HIV مطرح نمي شود تماس با اشك، عرق ادرار و مدفوع غير خوني شخص آلوده نمي تواند به عنوان عامل خطر آفرين انتقال HIV محسوب گردند.
HIV از طريق شير انسان آلوده مي تواند به نوزاد يا كودك منتقل شود. اما تماس با شير انسان بعنوان يك تماس شغلي براي انتقال HIV درنظر گرفته نمي شود مطالعات نشان داده است كه متوسط خطر انتقال HIV توسط سوزن و يا ديگر آسيبهاي جلدي توسط اشياء تيز آلوده به HIV حدود ۰.۳۲% است .
(يك عفونت بعد از ۲۸۸۵ تماس از طريق غشاي مخاطي يا پوست آسيب ديده )
خطر انتقال بيمارستاني HIV از بيماران آلوده به ساير بيماران :
سوزن هاي آلوده به HIV و استفاده مجدد از آنها در ۴۱ كودك بستري دربيمارستهاي شوروي سابق ، موجب آلودگي آنها گرديده است.
حداقل ۹ مورد انتقال HIV از بخشهاي همودياليز از كلمبيا گزارش گرديده است كه به علت استريليزاسيون ناكافي وسايل وسوزنهاي آلوده بوده است وموارد مشابهي از كشورهاي آرژانتين گزارش شده است .
در ضمن انجام تست HIV قبل از عمل جراحي نمي تواند موجب ممانعت از ابتلاي شغلي HIV گردد وتوصيه به انجام آن نمي شود.
اساس پيشگيري اوليه پرسنل پزشكي دررابطه با HIV اين است كه خون تمام افراد مي بايست آلوده فرض شود مگر خلاف آن ثابت شود (رعايت احتياطات استاندارد)
پرسنل پزشكي درصورت فرو رفتن سوزن مشكوك يا آلوده به HIV به دست و …بايد در اسرع وقت به مراكز بهداشت استان و يا شهرستان مراجعه كنند(داروهاي Zidovudine Lamivudine , Indinavir جهت كموپرفيلاكسي توصيه شده اند).
درصورت پاشيده شدن خون و مايعات آلوده به HIV به محيط ،مركز كنترل بيماريها (CDC) توصيه مي كند كه :
۱- دستكش و درصورت لزوم ساير وسايل محافظ پوشيده شود.
۲- با دستگاه كاغذي حوله اي ، خون و مواد ريخته شده در محيط پاك شود .
۳-محل با آب و صابون شسته شود.
۴-درصورتي كه سطح آلوده صاف باشد با محلول ۱:۱۰۰ (۱۰۰۰۰ ppm) هيپوكلريت سديم (وايتكس) عفونت زدايي شود و اگر سطح آلوده ناهموار و داراي خلل و فرج باشد با محلول ۱:۱۰ (ppm ۱۰۰۰۰۰) گندزاديي شود. اگر بيش از ۳۰سي سي خون درمحلي ريخته شود بايستي خون را با حوله كاغذي بپوشانيم وبرروي حوله محلول ۱:۱۰هيپوكريت سديم ريخته پس از ۱۰ دقيقه محل را با آب صابون شستشو دهيم و دوباره آنها را با هيپوکلريت سديم گندزدايي نماييم.

۵۴۶۱.jpg

واین نکات را همیشه به یاد داشته باشید:

بعضي از افراد و گروه‌ها مثل معتادين تزريقي، كاركنان بهداشتي درماني، نوزادان متولد شده از مادران HIV مثبت، مبتلايان به عفونت‌هاي آميزشي و افراد با رفتارهاي جنسي پرخطر در معرض خطر بالاي آلودگي به HIV قرار دارند. لذا بايد توجه بيشتري به اين افراد مبذول داشت.
الف- زنان HIV مثبت بايد تا حد امكان از باردار شدن خود جلوگيري كنند. لذا توصيه مي‌شود كه در اين افراد از دو روش پيشگيري از بارداري به طور همزمان (Double method) استفاده گردد تا احتمال بارداري به حداقل برسد.
با اين حال اگر خانم HIV مثبت باردار شود با تجويز داروهاي ضد ويروسي در زمان بارداري سعي مي‌شود از انتقال HIV به جنين وي جلوگيري شود. البته تجويز اين داروها در زمان حاملگي همراه با خطراتي مي‌باشد، ضمن آنكه اين داروها بسيار گران و كمياب مي‌باشند. همچنين در نوزدان متولد شده از مادران HIV مثبت مي‌توان از داروهاي ضد ويروسي استفاده كرد.
ب- كاركنان بهداشتي درماني يكي از گروهاي در معرض خطر آلودگي به HIV مي باشند. لذا دستورالعمل‌هايي تحت عنوان ”احتياطات استاندارد“ تدوين شده است كه تمامي كاركنان بهداشتي درماني بايد آنها را به كار ببندند تا خطر انتقال HIV در آنها به حداقل برسد.
ج- يكي ديگر از گروه‌هاي پرخطر، معتادين تزريقي مي‌باشند كه بدليل استفاده مشترك از سرنگ و سوزن و رفتارهاي پرخطر ديگر، منبع مهم آلودگي به HIV در كشور به شمار مي‌روند. اقدامات پيشگيرانه در اين گروه شامل تشويق و ترغيب معتادين به ترك، تغيير اعتياد تزريقي به روش‌هاي كم خطرتر و در نهايت توزيع سرنگ و سوزن و كاندوم رايگان در بين آنها مي‌باشد. از اين اقدامات بعنوان راهكارهای ”كاهش آسيب“ ياد مي‌شود.
د- ابتلا به عفونت‌هاي آميزشي مثل سوزاك، سيفيلس و… خطر انتقال HIV را به دنبال دارد. از طرف ديگر درمان عفونت‌هاي آميزشي خطر احتمال آلودگي به HIV را كم مي‌كند. لذا تشخيص و درمان كامل عفونتهاي آميزشي در مبتلايان به آنها يكي از مهمترين اقدامات پيشگيري از ايدز به شمار مي‌رود.
هـ- افرادي كه رفتارهاي پرخطر به ويژه رفتارهاي پرخطر جنسي دارند لازم است كه تحت مشاوره قرار گيرند تا از خطرات آلودگي به HIV آگاه شوند و در صورت لزوم آزمايشات تشخيصي به طور داوطلبانه از آنها به عمل آيد. مشاوره و آازمايشات داوطلبانه در مراكز مشاوره بيماريهاي رفتاري در سراسر كشور به طور رايگان انجام مي‌شود.

پيشگيري از عفونت HIV در جمعيت عمومي شامل:
الف) آموزش همگاني در مورد HIV و ايدز و رفتارهاي پرخطر مرتبط با آن
ب) تأمين سلامت خون و فرآورده‌هاي خوني مي‌شود.

آيا چيزي مي‌تواند HIV ايجاد كند ؟
خير؛ HIV خلق نمیشود. بعنوان مثال٬ رابطه جنسي بدون محافظ تنها در صورتي خطرناكست كه يك شريك جنسي با ويروس آلوده باشد. اگر شريك جنسي شما HIV منفي است هر نوع رابطه و فعاليت جنسي بين شما نمي‌تواند سبب آلودگي شما به HIV گردد، بعنوان مثال داشتن رابطه تماس مقعدی (anal sex) نمي‌تواند HIV خلق كند.
خطر در تماس های جنسی بيشتر درعدم شناخت کافی سوابق خونی شريک جنسی شماست. در هر صورت برای اطمينان از کاندوم استفاده کنيد. مگر تا زمانی که مطمئن باشيد که هيچ کدام از شما شريک جنسی ديگری ندارد و قبلاً آلوده به ويروس نشده است

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چگونه بين کار و زندگي تعادل برقرار کنيم؟ | جمعه دهم اسفند 1386 | 4:17 قبل از ظهر  

چگونه بين کار و زندگي تعادل برقرار کنيم؟

۴ توصيه به زنان شاغل

خانم خسته و كوفته روي كاناپه مي‌نشيند و براي لحظه‌اي چشم‌هايش را مي‌بندد. آنقدر خسته است كه هميشه در اين شرايط خوابش مي‌برد اما امشب به جاي خواب باران اشك سرازير مي‌شود. كار بيرون از منزل، بچه داري، شوهرداري و كارهاي خانه امانش را بريده، زندگي شغلي و شخصي او از تعادل خارج شده و ديگر هيچ وقتي براي خودش ندارد.آيا بايد ادامه دهد يا از خير سال‌ها كار، تحصيل و تجربه بگذرد؟


، معمولا در اين شرايط استرس زيا د مي‌شود و اگر رسيدگي به والدين سالمند ومشكلات مالي هم اضافه شود زندگي شخصي خانم به شدت مختل مي‌شود. كنترل اوضاع و ايجاد تعادل تنها راه برگرداندن شادي به زندگي است كه البته كار راحتي هم نيست اما شدني است.
مشاغل شيفتي، كارهايي كه ساعت كار ثابتي ندارند(مثل گروه پزشكي ويا پليس)، مشاغل بين‌المللي كه افراد بايد دايم آن‌لاين باشند،ساعات كاري طولاني و اضافه كار اجباري و تغيير در نقش خانوادگي (مثل نگهداري از بچه‌ها در بعضي ساعات شبانه‌روز توسط پدر) همگي باعث مي‌شوند زنان براي رسيدگي به خود و ارتباط با فاميل و دوستان با كمبود وقت روبه‌رو شوند و همين كاهش ارتباطات خانوادگي و تضعيف سيستم حمايتي روحيه زنان را كسل كرده و آنها را خسته مي‌كند. خستگي جسمي‌و روحي، از دست دادن لحظات زيبا و برگشت‌ناپذير زندگي مثل تولد‌ها، شب يلدا، سالگرد ازدواج و…، كم شدن دوستان به تدريج فرد را تك‌بعدي كرده و بعد از مدتي سردي بر زندگي حاكم مي‌شود كه عواقب خوبي به همراه ندارد. براي ايجاد تعادل زودتر دست به كار شويد.

اولويت‌هاي زندگي‌تان
را مشخص کنيدمشخص كردن اولويت‌ها به‌طور واضح و روشن، اولين و ضروري‌ترين مرحله در حفظ تعادل در زندگي است. نكته مهم در اين زمينه آن است كه مشخص كنيد مي‌خواهيد اولويت‌هاي واقعي شما چه باشند نه اين كه فكر و تخيل خود را از اولويت مطرح كنيد. براي تمرين مشخص كنيد. اگر قرار باشد زندگي‌تان فقط و فقط بر روي يك چيز متمركز شود، آن چيست؟ و دومين، سومين، چهارمين و پنجمين؟ اگر صادقانه و با فكر پاسخ دهيد پنج اولويت اصلي شما مشخص مي‌شود كه ممكن است اين موارد را شامل شود: فرزندان، شوهر، شغل، ارتباطات، مسا يل مذهبي، سلامت، ورزش، هنر، سرگرمي‌و سفر. حالا ياد بگيريد در حين كار روي هر اولويت تمام تمركزتان را فقط روي همان داشته باشيد مثلا وقتي با بچه‌ها هستيد به كار فكر نكنيد و تمام فكرتان با آنها باشد.
کارهاي غيرضروري
را حذف کنيدوقتي اولويت مشخص كرديد، متوجه مي‌شويد روي بعضي كارهايي كه اولويت ندارند زياد وقت صرف مي‌كنيد. مثلا بعد از بچه‌دار شدن بهتر است تماشاي تلويزيون را كمتر كنيد.
زمان شخصي داشته باشيد
اگر كار، انجمن اوليا و مربيان و يا وقت دكتر برايتان مهم است بايد به همان اندازه براي زمان شخصي خودتان هم ارزش قايل شويد. براي روابط با ديگران حتما وقت خاصي در نظر بگيريد و نگذاريد كار مانع شود. اگر دايما كار، ساعات شخصي شما را بهم مي‌زند در كارتان تغيير ايجاد كنيد: ساعت يا حجم آن را كم كرده، مسووليت‌تان را كمتر كرده و هر تغييري كه به نفع ساعات شخصي است انجام دهيد چون حفظ زمان شخصي باعث رضايت بيشتر در كار و زندگي شخصي شده، خلاقيت و توليد را بالا مي‌برد.
تفريح و آرامش به برنامه‌ريزي احتياج دارد. اين دو جزو اصول ضروري يك زندگي متعادل هستند. اين موضوع براي هر كس اختصاصي تعريف مي‌شود: كلاس موسيقي، كارهاي هنري، يوگا، صرف عصرانه با همسر يا دوست قديمي ‌بيرون از منزل. ورزش را فراموش نكنيد چون تاثير آن عالي است. اگر باور داشته باشيد كه مهمترين موضوع در زندگي شادي است براي اين كارها وقت در نظر مي‌گيريد.
مديريت زمان را فراموش نكنيد
كارهاي خانه را سازماندهي كرده و با برنامه انجام دهيد. براي پخت غذا و خريد، فهرست تهيه كنيد تا اتلاف وقت نشود و از رفت و آمدهاي بي‌مورد جلوگيري شود. يك تقويم هفتگي خانوادگي تهيه كنيد و كارهاي مهم و مناسبت‌هاي خانوادگي را در آن مشخص كنيد تا دستپاچه نشويد. در مورد استانداردهاي نظافت خود تجديد نظر كنيد. تخت‌خواب مرتب نشده و يا سبد پر از لباس كثيف اگر يك روز بمانند هيچ تاثيري در كيفيت زندگي شما نمي‌گذارند! كارهاي ضروري را در اولويت قرار دهيد و اگر استطاعت مالي داريد براي نظافت منزل كمك بگيريد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

قاعدگی در دختران| جمعه دهم اسفند 1386 | 4:14 قبل از ظهر  

 

قاعدگی (پریود) یکی از مراحل بلوغ در دختران است. قاعدگی مانند بسیاری از علایم دیگر بلوغ ممکن است برای دختران گیج کننده باشد. بعضی از دختران ممکن است به نوعی از آن ترس داشته باشند یا نگران آن باشند. بسیاری از دختران و پسران درک کاملی از دستگاه تناسلی زنان و چگونگی کارکرد آن در طی یک دورة قاعدگی ندارند و همین موضوع قاعدگی را برای آنان اسرارآمیز جلوه می‌دهد.


یک دورة‌ قاعدگی مدت زمان اولین روز خونریزی در یک ماه تا اولین روز خونریزی در ماه بعد است. مثلاً اگر اولین خونریزی دختری در ۸ اردیبهشت باشد و روز اول خونریزی بعدی وی در ۲ خرداد باشد دورة قاعدگی او ۲۴ روز طول کشیده است (از ۸ اردیبهشت تا ۱ خرداد).

بلوغ و قاعدگی
زمانیکه دختری به بلوغ می رسد (معمولاً در سنین۸ تا ۱۳ سالگی)، بدن و ذهن در بسیاری جهات شروع به تغییر و تحول می‌کند. هورمونها در بدن رشد فیزیکی جدیدی را آغاز می‌کنند، مثلاً پستانها شروع به رشد می‌کنند. حدود۲ الی ۵/۲ سال بعد از شروع رشد پستانها، اولین خونریزی قاعدگی در یک دختر اتفاق می افتد. حدود ۶ماه قبل از آغاز اولین دورة قاعدگی، دختر ممکن است متوجه افزایش ترشح از دستگاه تناسلی خود شود که مسأله‌ای شایع در میان دختران است و نباید از آن نگران باشد مگر آنکه این ترشحات بسیار بد بو باشد یا باعث خارش گردد. اولین قاعدگی زمانی اتفاق می‌افتد که همة اجزاء دستگاه تناسلی دختر بالغ شده باشند و بتوانند با یکدیگر کار کنند.

دختر بچه‌ها در بدو تولد با تخمدان‌ها، رحم و لوله‌‌های تخمدانی یا لوله های فالوپ (لوله‌هایی که در ادامة رحم در دو سمت تا تخمدانها کشیده می شوند) به دنیا می آیند. تخمدانها تخم مرغی شکل هستند و در دو طرف رحم در پایین شکم که لگن نامیده می‌شود، قرار می‌گیرند و حاوی هزاران تخمک هستند. دو لولة تخمدانی (فالوپ)، لوله هایی نازک و دراز هستند درست مثل یک رشته ماکارونی (البته کمی ضخیم‌تر) که داخل آن سوراخ باشد. هر لولة‌ فالوپ از رحم به سمت یک تخمدان کشیده می‌شود. رحم به شکل یک گلابی وارونه است که در وسط لگن قرار دارد. دیوارة رحم از عضلات قوی تشکیل شده است و وظیفة آن نگهداری از جنین در حال رشد است. پس از کامل شدن جنین، رحم با عضلات قوی خود، جنین را به بیرون می‌فرستد و بدین ترتیب جنین با عبور از داخل واژن (عضوی که از دهانة‌ رحم تا بیرون بدن امتداد می‌یابد) از بدن بیرون می‌آید و بدین وسیله نوزاد متولد می‌شود.

با بلوغ دختر، هورمونهایی از هیپوفیز (یکی از غدد موجود در مغز) ترشح می‌شود که این هورمونها تخمدانها را وادار به ساخت هورمونهای زنانه می‌کنند. این هورمونهای زنانه استروژن و پروژسترون نامیده می‌شوند که اثرات زیادی در بدن دختر دارند و به رشد جسمی و بالغ شدن او کمک می کنند.
پس شروع دوره های قاعدگی یک دختر، در هر ماه یک تخمک کوچک –بسیار کوچک که با چشم دیده نمی‌شود- از درون تخمدان آزاد می‌شود که به این عمل تخک گذاری می‌گویند. تخمک وارد لوله‌های فالوپ می‌شود و از طریق آن به سمت رحم حرکت می‌کند. اگر در طی این مسیر تخمک توسط یک اسپرم مرد بارور شود تخم ایجاد می‌شود و تخم به سمت رحم رفته و در آنجا لانه گزینی می‌کند و با چسبیدن به دیوارة رحم شروع به بزرگ شدن و رشد می‌نماید تا در پایان ۹ماه به یک نوزاد کامل تبدیل شود. در صورتیکه تخمک با اسپرم برخورد نداشته باشد – مسأله‌ای که در اکثر دروه‌های قاعدگی اتفاق می‌افتد- تخمک بارور نمی‌شود و از بدن دفع می‌شود. در این صورت رحم که خود را آماده پذیرایی از تخم بارور کرده بود و با اضافه کردن مخاطات خود را برای لانه گزینی تخم آماده نموده بود، با تشکیل نشدن تخم (بارور نشدن تخمک) به حالت اول خود برمی‌گردد و برای این کار مخاطات و بافت اضافی رحم شروع به ریزش می‌کند. ریزش بافت و مخاطات که خونی است همان خونریزی قاعدگی است. باید توجه کرد که همانطوریکه توضیح داده شد، خونریزی قاعدگی فقط شامل خون نیست بلکه بافت اضافی و مخاطات خونی است که از رحم به بیرون ریخته می‌شود.
این وقایع هر ماه یکبار اتفاق می‌افتد. رحم خود را برای پذیرش تخم در طی یک ماه به تدریج آماده می‌کند و در نتیجه مخاطات و بافت اضافی در داخل آن بوجود می‌آید. در حدود اواسط یک دوره قاعدگی تخمک گذاری انجام می‌شود که در صورت عدم باروری تخمک با اسپرم مرد، در انتهای ماه همة بافت‌ها و مخاطات اضافی رحم به همراه تخمک به صورت خونریزی قاعدگی از بدن خارج می‌شود و این وقایع ماهانه ادامه می‌یابد تا اینکه زن در حدود سن ۵۰سالگی به یائسگی برسد. یائسگی به این معنی است که زن همة تخمک‌های موجود در تخمدانها را آزاد کرده است و دیگر تخمک ندارد. بنابراین دوره‌های قاعدگی نیز تمام می‌شود و دیگر امکان بچه‌دار شدن برای او نیست.
خونریزی قاعدگی هر چند وقت یک بار تکرار می‌شود؟
همانگونه که سن شروع بلوغ در دختران متفاوت است، دوره‌های قاعدگی نیز برای دختران متفاوت است. دورة زمانی میان دو خونریزی را دورة قاعدگی می‌گویند. دورة‌ قاعدگی برای بعضی دختران ممکن است ۲۸روز، برای بعضی دیگر ۲۴روز، ۳۰روز و یا حتی ۳۵روز طول بکشد. حتی این زمان از یک دوره تا دورة بعد ممکن است فرق داشته باشد.
دختران نوجوان و جوان ممکن است قاعدگی نامنظم داشته باشند که بخصوص در اولین دوره‌های قاعدگی بیشتر دیده می‌شود. برای مثال یک دختر که به تازگی قاعده شده است ممکن است ۲ماه متوالی دور‌های ۲۸روزه داشته باشد و در طی یک ماه بعد هیچ خونریزی نداشته باشد یا حتی دو خونریزی متوالی با فاصلة‌ زمانی بسیار کم بین آنها داشته باشد. معمولاً پس از چندین ماه، دوره‌های قاعدگی از نظم بهتری برخوردار می‌شود امّا بعضی از زنان حتی تا بزرگسالی نیز دوره‌های نامنظم دارند. با گذشت زمان و آشنایی بیشتر دختر با شرایط دوره‌های قاعدگی خود، معمولاًً دختران می‌توانند دورة‌ خونریزی بعدی خود را حدس بزنند.

خونریزی به چه میزان است و چند روز طول می کشد؟

مدت زمان خونریزی نیز ثابت نیست و ممکن است تغییر کند. بعضی دختران فقط ۳-۲روز خونریزی دارند. بعضی دیگر ممکن است ۷روز و یا حتی بیشتر خونریزی داشته باشند.
مقدار خونریزی نیز ممکن است متفاوت باشد. بعضی از دختران آنقدر مقدار خونریزی اندکی دارند که حتی ممکن است شک کنند که آیا قاعده شده‌اند یا نه. بعضی دیگر ممکن است خونریزی شدیدتری داشته باشند. برای اکثر دختران خونریزی در حد چند قاشق غذاخوری تا کمتر از نصف یک استکان (حدود ۱۲۰میلی‌لیتر) است که ممکن است زیاد به نظر آید ولی طبیعی باشد. خونریزی بسیار شدید در طی قاعدگی امکان پذیر است اما شایع نیست. در واقع ممکن است خونریزی بسیار شدیدتر از معمول، نشاندهندة اشکالات انعقادی خون باشد که نیازمند مراجعه به پزشک و بررسی بیشتر است.
باید متوجه بود که حتی از یک ماه به ماه بعد ممکن است مقدار خونریزی و تعداد روزهای خونریزی در یک دختر متفاوت باشد. در صورتیکه از بی‌نظمی و یا مقدار خونریزی خود نگرانی دارید بهتر است تا با یک پزشک مشورت کنید.
دل پیچه، ناخوشی قبل از قاعدگی و جوش
- بعضی از دختران ممکن است در حوالی قاعدگی دچار تغییرات بدنی و احساس شوند. دل پیچه‌های قاعدگی بسیار شایع است. در حقیقت بیش از نیمی از زنانی که قاعده می‌شوند می‌گویند که در طی چند روز اول قاعدگی دچار دل‌پیچه می‌شوند. پزشکان فکر می‌کنند که علت این دل‌پیچه‌ها ماده‌ای به نام پروستاگلندین باشد که باعث انقباض عضلات رحمی می‌شود. انقباض عضلانی ممکن است مبهم، دردناک، تیرکشنده و یا شدید باشد و گاهی ممکن است در پشت یا حتی پاها و یا در شکم احساس شود. معمولاً با افزایش سن شدت این دل‌پیچه‌ها کمتر می‌شود و حتی ممکن است کاملاً از بین بروند. بعضی از داروهای بدون نیاز به نسخه مانند استامینوفن، ایبوپروفن و مفنامیک اسید می‌تواند این دل‌پیچه‌ها را از بین برد. قرار دادن یک حولة گرم یا یک دوش گرم ممکن است به تسکین دل‌پیچه‌ها کمک کند. داشتن فعالیت جسمی مناسب در کل طول دورة قاعدگی معمولاً باعث کاهش شدت دل‌پیچه می‌شود. در صورتیکه این اقدامات کمکی نکرد می‌توانید با پزشک خود مشورت نمایید.

- بعضی از دختران احساس می‌کنند که در طی چند روز یا هفته قبل از قاعدگی ناراحت، بی حوصله و افسرده و یا بشیار حساس شده‌اند. ممکن است بیش از معمول گریه کنند و یا به راحتی عصبانی شوند. بعضی دیگر ممکن است مشتاق به خوردن غذاهای خاص شوند. ابن علائم معمولاً در چند روز پس از اتمام قاعدگی بهبود می‌یابد. به این علائم ناخوشی قبل از قاعدگی می‌گویند. علت ناخوشی قبل از قاعدگی تغییرات هورمونی است. افزایش و کاهش هورمونهای زنانه در طی یک دورة قاعدگی می‌تواند باعث تغییرات جسمانی و احساسی دختر شود. به همین دلیل بعضی از دختران دچار علائم جسمی نیز می‌شوند. مثلاً ممکن است احساس کنند که پف کرده‌اند یا پستان آنها متورم شده است و دردناک است و یا دچار سردرد شوند. پزشکان معمولاً توصیه می‌کنند که دختران به ورزش و فعالیت بدنی بپردازند. بعضی از داروها نیز می‌توانند کمک کننده باشند که توسط پزشک تجویز می‌شود.

- بعضی از دختران در زمانهای خاصی از دور‌ة قاعدگی دچار تشدید جوش و آکنه بدن می‌شوند که این هم به علت تغییرات هورمونی در بدن است. این مشکل معمولاً با افزایش سن بهبود قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کند.
تامپون و نوار بهداشتی
پس از شروع قاعدگی شما نیاز دارید که از وسیله‌ای برای جذب خون استفاده کنید. برای این منظور می‌بایستی تامپون و یا نوار بهداشتی تهیه کنید. برای انتخاب نوع نوار بهداشتی می‌توانید با پدر و مادر، معلمان بهداشت و یا خواهر بزرگتر خود مشورت کنید. نوار بهداشتی در بسیاری از داروخانه‌ها و سوپر مارکت‌ها قابل تهیه است.

تغيير رنگ در ترشحات مجراي تناسلي آيا طبيعي است يا نشانه‌اي از يك بيماري؟
قبل از هر چيز بايد بدانيد ترشحات طبيعي مهبل فوايد متعددي دارد:

 مهبل را تميز و مرطوب نگه مي‌دارد و در پيشگيري از عفونت آن كمك مي‌كند. اگر چه رنگ، مقدار و حالت ترشحات مهبل در دوران قبل و بعد از عادت ماهيانه تغيير مي‌كند و اين مسئله كاملا طبيعي است اما گاهي تغيير در اين ترشحات نشانه‌اي از وجود مشكل است. ترشحات طبيعي مهبل هر از گاهي تغيير مي‌كند: رقيق، چسبنده،‌ غليظ، حالت كشساني، در مجموع حالت آن متغير است. نكته مهم در ترشحات مهبل آن است كه بايد شفاف،‌سفيد و يا شيري مايل به سفيد باشند. در مواردي كه مشكلي وجود دارد، ترشحات دچار تغييراتي مي‌شود، بوي آن تغيير كرده و نامطبوع مي‌شود،‌رنگ‌ آن سبز، خاكستري و يا حالتي دقيقا شبيه ترشحات عفوني مي‌شود،‌ در مهبل حالت خارش، ‌سوزش،‌ تورم و قرمزي بوجود مي‌آيد و يا حتي گاهي از مهبل در دوراني به‌غير از عادت ماهيانه خون خارج مي‌شود كه در اين موارد بايد حتما به پزشك متخصص زنان مراجعه شود. معمولا عفونت مهبل(باكتريايي يا قارچي) عامل شايعي در تغيير ترشحات آن است كه بهتر است نسبت به اين مسئله دقيق باشيد.در عفونت قارچي مهبل‌ ترشحات بسيار سفيد و غليظ مي‌شوند و شكل پيدا مي‌كنند،‌بوي ترشحات تند است و حالت خارش و سوزش در مهبل حس مي‌شود. در عفونتي كه توسط باكتري ايجاد مي‌شود، مقدار ترشحات زيادتر مي‌شود و حالت كف‌آلود پيدا كرده، به رنگ خاكستري در مي‌آيد. بوي ترشحات بسيار نامطبوع شده و مثل بوي ماهي مي‌شود. با مشاهده هر يك از علائم ذكر شده فورا به پزشك مراجعه كنيد.

 من كه سنم از سن بلوغ گذشته، پس چرا عادت ماهيانه نمي شوم؟
عادت ماهيانه دختران بعد از رسيدن به بلوغ اتفاق مي‌افتد كه البته سن بلوغ بين ۸ تا ۱۳ سال در دختران متفاوت است. اما اينكه بعضي دخترها زودتر و يا ديرتر به بلوغ برسند، طبيعي است. معمولا اولين عادت ماهيانه ۲ تا ۲/۵ سال بعد از اولين نشانه‌هاي بلوغ (كه اغلب رشد پستان‌هاست) اتفاق مي‌افتد. البته در بعضي‌ دخترها كمتر از يك‌سال بعد از بلوغ و يا ۳ سال بعد از بلوغ هم عادت ماهيانه ديده مي‌شود كه طبيعي است. روش ديگري كه بتوان زمان اولين عادت ماهيانه را حدس زد، ترشحات مهبل است كه حدود ۶ ماه قبل از اولين عادت ماهيانه اين ترشحات به صورت شفاف، سفيد و مخاطي شكل ديده مي‌‌شوند. سن اولين عادت ماهيانه به ارث هم بستگي دارد و شايد در مادر هم اين اتفاق ديرتر افتاده باشد، بنابراين صرف اينكه ۱۴ سالگي گذشته و عادت ماهيانه رخ نداده مشكل‌ساز نيست. ديرتر شروع شدن عادت ماهيانه به عواملي ديگر هم بستگي دارد مثل لاغري شديد، ‌كم‌خوري عصبي،‌ورزشكار بودن (ورزش شديد و دائمي)، استرس‌هاي شديد يا بعضي بيماري‌هاي خاص هم در تاخير عادت ماهيانه دخالت دارند.

 كوچك ماندن سينه‌ها يعني اختلا‌ل در روند بلوغ؟
تفاوت اندازه پستان‌ها كاملا طبيعي است. به‌خصوص اگر دخترها در سن بلوغ باشند. ‌البته در اكثر خانم‌ها در سنين بعد از بلوغ هم اندازه پستان‌ها يكي نيست، همان‌طور كه اندازه دو دست‌و‌پا يكسان نيست. معمولا اولين جوانه‌هاي پستان در سنين ۸ تا ۱۳ سالگي ديده و در اكثر موارد رشد و بزرگ شدن يكي از پستان‌ها سريع‌تر از ديگري است. بعضي دختر خانم‌ها بعدها هم از اين مسئله ناراحتند و فكر مي‌كنند مشكلي وجود دارد.در اين صورت اگر به يك پزشك متخصص زنان مراجعه شود، او شما را مطمئن مي‌كند كه مشكلي وجود ندارد. البته بهتر است دختر خانم‌ها هميشه در سنين بالاتر هم به پستان‌ها توجه داشته باشند و به هر نوع تغيير ظاهري آن توجه نشان دهند. به‌خصوص اينكه معاينه پستان‌ها را ياد بگيرند و هر ماه انجام دهند
.
چرا عادت ماهيانه منظمي‌ندارم؟
گاهي اينقدر در مورد عادت ماهيانه دقت مي‌شود كه انگار قرار است همه چيز مثل ساعت كار كند. در بين خانم‌ها اين‌طور شايع شده كه عادت ماهيانه بايد هر ۴ هفته يك‌‌بار اتفاق بيفتد، در حالي‌كه در اكثر خانم‌ها بي‌نظمي‌هاي زيادي در عادت ماهيانه وجود دارد. معمولا چرخه عادت ماهيانه ۲۸ روزه است، اما اين عدد براي همه و حتي براي يك خانم‌ در تمام طول سال ثابت نيست و ممكن است بين ۲۴ تا ۳۴ روز متغير باشد. اولين روز عادت ماهيانه،‌روز اول چرخه يك خانم محسوب مي‌شود. معمولا در روز چهاردهم يكي از تخمك‌ها از تخمدان خارج مي‌شود كه به آن تخمك‌گذاري مي‌گويند و در صورت عدم حاملگي دو هفته بعد پوشش دروني رحم ريزش پيدا كرده و عادت ماهيانه اتفاق مي‌افتد. معمولا تا ۲ سال بعد از اولين عادت ماهيانه بي‌نظمي‌هاي زيادي وجود دارد، اما بيماري،‌كاهش وزن شديد و استرس زياد هم باعث بي‌نظمي در قاعدگي مي‌شوند. حتي در مسافرت و يا تغييرات عمده زندگي (مثل مهاجرت و جابجايي) هم اختلال در زمان قاعدگي ديده مي‌‌شود. طول مدت عادت ماهيانه هم از ۲ تا ۱۰ روز متفاوت است وحتي اين مسئله هم هميشه در يك خانم ثابت نيست. بنابراين اگر داروي خاصي مصرف نشود،‌بيماري مشخصي وجود نداشته باشد و يا عدم تعادل هورموني مطرح نباشد، بي‌نظمي در قاعدگي طبيعي است اما اگر اين مسئله بسيار شديد و هميشگي شده است بهتر است با پزشك زنان صحبت شود تا مشكل زمينه‌اي به‌خصوص عدم تعادل هورموني بررسي شود، به خصوص اگر اين مسئله در دختر خانم‌ها بيش از ۳ سال طول بكشد.

 چرا پستان‌ها درد مي‌گيرند؟
درد پستان هر از گاهي اتفاق مي‌افتد. اين مسئله در دختر خانم‌ها در سن بلوغ و بعد از آن بيشتر به‌دليل رشد پستان‌هاست به‌خصوص در حمام هنگام شستشو و در خواب به‌خصوص در وضعيت امر اين درد بيشتر حس مي‌شود. با اين وجود از درد پستان‌ها هيچ وقت نبايد به راحتي گذشت. علاوه بر مسئله فوق،درد پستان‌ها در نزديكي شروع عادت ماهيانه (يك‌هفته قبل) بسيار شايع است كه به‌دليل ترشح هورمون‌هاي استروژن و پروژسترون اتفاق مي‌افتد. اين هورمون‌ها باعث تجمع آب در بدن شده و پستان‌ها را متورم مي‌كنند. در اوايل حاملگي هم درد پستان‌ها شايع است كه دقيقا به‌علت ترشح هورمون‌ها و تاثير آنها بر پستان است. در صورتي كه درد پستان‌ها در موارد ذكر شده اتفاق بيفتد و هيچ ترشحي از پستان وجود نداشته باشد معمولا اين درد را با مصرف مسكن و يا حتي پوشيدن لباس زير مناسب‌تر برطرف كرد.
تغذيه خوب و استراحت كافي در اوايل قاعدگي در تسكين اين درد بي‌تاثير نيست. بهتر است از يك‌هفته قبل از عادت ماهيانه از مصرف غذاهاي شور و كافئين‌دار (مثل قهوه،چاي و شكلات) پرهيز شود. اگر به‌غير از مواقع ذكر شده در پستان‌ها دردي حس شد بهتر است بدون معطلي به پزشك مراجعه شود

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بیایید خدا را شکر کنیم به خاطر نعمت هایی که داریم و از آن بی خبریم | جمعه دهم اسفند 1386 | 4:12 قبل از ظهر  

 

 

images۲۱.jpg

اگر جمعیت زمین صد نفر باشد, با نسبت هایی که امروز وجود دارد خواهیم داشت :
- از هر صد نفر  ۵۷ نفر آسیایی , ۲۱ نفر اروپایی , ۸ نفر افریقایی و ۶ نفر امریکایی (جنوبی و شمالی)
- از هر صد نفر  ۵۲ زن و ۴۸ مرد 
- از هر صد نفر ۳۰ نفر سفید پوستند و ۷۰ نفر رنگین پوست
- از هر صد نفر ۳۰ نفر مسیحی و ۷۰ نفر غیرمسیحی
- از هر صد نفر ۶ نفر (و یا ۵۹% ) کل ثروت دنیا را دارند که از امریکای شمالی هستند
- از هر صد نفر ۸۰ نفر در فقر زندگی می کنند
- از هر صد نفر ۵۰ نفر از سوء تغذیه خواهند مرد
- از هر صد نفر ۷۰ نفر می توانند بخوانند
- از هر صد نفر فقط یک نفر تحصیلات عالی دارد
- از هر صد نفرفقط یک نفر کامپیوتر دارد
اگر شما هرگز مرگ خویشاوندی را در جنگ ندیده اید و اگر هرگز برده نبوده اید بدانید که از ۵۰۰ میلیون نفر خوشبخت ترید زیرا آنها دیده اند .


اگر خوراکتان را در یخچال نگه میدارید و پوشاکتان را در کمد ,اگر سقفی بالای سر دارید و جایی برای خواب , بدانید  از ۵۷% کل جمعیت دنیا ثروتمندترید زیرا از هر ۱۰۰ نفر ۵۷ نفر این امکانات را ندارند .
۱۲۳۱.jpg

** پس قدر خود را بدانید . و حداقل کمی شکرگذارخدا  باشیم .
اگر امروز که بيدار شدید  بيشتر احساس سلامت کرديد  تا مريضي ، شما خوشبخت تر از يک ميليون نفري هستيد که تا آخر اين هفته بيشتر زنده نيستند.
اگر هيچ وقت خطر جنگ را تجربه نکرده اي و تنهايي زندان را حس نکرده اي ، در شمار ۵۰۰ ميليون نفر آدم خوشبخت دنيا هستي .
اگر مي تواني در يک جلسه مذهبي شرکت کني بدون اينکه اذيت و آزار، دستگيري ، شکنجه و وحشت از مرگ داشته باشي خوشبخت تر از سه ميليون نفر در جهان هستي.که با ترس و لرز و بیم از مرگ در مراسم مذهبی شرکت می کنند.

۳۱۲.jpg
اگر در جيب يا کيف خود پول داري و مي تواني گاهي کمي پول خرج کني ، جزو ۸ درصد آدمهاي پولدار دنيايي.
اگر پدر و مادرت هنوز زنده اند و هنوز با هم زندگي مي کنند . تو واقعا در نعمت بسر می بری قدر خانواده خود را بدان .
اگر سرت را بالا مي گيري و لبخند مي زني و احساس خوبي داري ، تو خوشبختي ، چون خيلي ها مي توانند اين کار را بکنند ، ولي اکثرا نمي کنند.
اگر امروز و ديروز دعا کردي ، واقعا خوشبختي ، چون اعتقاد داري که خدا صداي ما را مي شنود و به ما جواب مي دهد.
***اگر مي تواني از سایت پزشکان بدون مرز  بازدید کنی و اين مطلب را بخواني خوشبخت تر از همه کساني هستي که نمي توانند اين مطلب را بخوانند. فراموش نکن که در این لحظه افراد بسیار زیادی به دلایل مرگ ، بیماری ، بی سوادی ، نابینایی،  نقض عضو ، نداشتن کامپوتر،  نداشتن اینترنت و … نمی توانند به این سایت سر بزنند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

هفت راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانم ها و آقايان | جمعه دهم اسفند 1386 | 4:9 قبل از ظهر  

 

۵۳۴۳۸۴۳۴۵.jpg

۱. قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمئن باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا برای اينکه از خانه پدری فرار کنيد؟

کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ريزی می کند، آرزوهايش را روی کاغذ می آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسايی می کند.

کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثير حرف ديگران مسير زندگی اش را تغيير می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، يک دختر ۲۰ ساله دوست دارد در سن ۲۵ سالگی جراح متخصص دندانپزشكي باشد، در شيراز زندگی کند و دو بچه داشته باشد.

اولا اين که کسی که می خواهد  متخصص دندانپزشكي بشود، بايد همسری انتخاب کند که شرايط بخصوص شغلی او را درک کرده و بتواند او را حمايت کند. از سوی ديگر شايد لازم نباشد او هم جراح باشد اما بايد از تحصيلات دانشگاهی برخوردار باشد. در ضمن، برای چنين دختری که زودتر از ۲۵ سالگی نمی خواهد بچه دار بشود، ازدواج زودرس يا حاملگی زودرس مزيت خاصی ندارد. در ضمن اينکه دوست دارد در شيراز زندگی کند، تا حدی تکليف خواستگاری که می خواهد او را به تبريز يا کانادا ببرد را مشخص می کند. با خودتان رو راست باشيد، و در تصميمتان راسخ باشيد.

۲. مرحله دوم اين است که همسر آينده تان را بر اساس خواسته ها و موقعيت فعلی خود تصور کنيد. تصور کردن همسر ايده آل با توجه به آرزوهايتان نسبتا راحت است. هميشه از خودتان اين سوا ل را بپرسيد: «آيا من برای شخصی که به عنوان همسر ايده آل خودم تصور کرده ام، همسر ايده آلی هستم؟» خيلی ساده است. هر ترازويی دو کفه دارد. اگر می خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد. کسی که می خواهد با يک فرد تحصيل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نيز تحصيل کرده و هنر دوست باشد.

۳. در مرحله سوم بايد يکسری معيارهای غربالگری اوليه برای همسريابی انتخاب کرده و آنها را آزمايش کنيد. رايجترين معيارهايی که برای اين منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصيلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهايت تفاوت دينی.

نکته مهم اين است: اين شما هستيد که تعيين می کنيد يک ويژگی برايتان مهم است يا خير. مثلا برای يک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خيلی مهم باشد ولی برای کس ديگر اصلا اهميت نداشته باشد. نکته ديگر اين است که تفاوت آدمها در يک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر يک نفر قد ۱۷۰ کوتاه است و به نظر شخص ديگری ايده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برايشان مهم است بيشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهميت می دهند.

۴. مرحله چهارم عبارتست از «ديدن» و «ديده شدن» برای ايجاد جاذبه اوليه. در کشورهايی که محيطهای مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پيدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنين امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همين دليل توصيه من اين است که محيط کار، تحصيل يا تفريح خود را به گونه ای انتخاب کنيد که حداکثر احتمال ممکن را برای ديده شدن توسط همسر احتمالی آينده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با يک موسيقيدان ازدواج کند، يا در کلاسهای متعدد موسيقی شرکت می کند يا عضو انجمنی می شود که موسيقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار ديگری که می توانيد بکنيد اين است که چند خصوصيت اصلی که برای همسر آينده تان در نظر داريد به نزديکان و دوستان بگوييد ممکن است آن ها فردی را با اين مشخصات بشناسند و يا در آينده اگر با چنين کسی برخورد کنند بلافاصله به ياد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.

۵. مرحله بعد يا دوست شدن با کسی است که فکر می کنيد ممکن است با او ازدواج کنيد يا خواستگاری کردن از اين فرد است. در بسياری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گيرد و معمولا يک زن نمی تواند از يک مرد تقاضای دوستی و يا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود.

به هر حال، فراموش نکنيد وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شديد يا از او خواستگاری کرديد، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتيک دادن يا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنيد.

۶. مرحله ششم که به نظر من مهمترين مرحله انتخاب همسر است، بردن نهايت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طريق برقراری ارتباط کلامی يا غير کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آينده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند.

در طول اين جلسات، از طرف مقابل خود بايد سوال بپرسيد. سوالهای تعيين کننده. اين سوالها از هر فرد به فرد ديگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برايتان می گوييم:

۹۵۴۵۳۴۴۵.jpg

الف - می توانيد بپرسيد: «هدف شما در زندگی چيست؟ سه تا از بزرگترين آرزوهای زندگی تان را بگوييد».
ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چيه؟ چرا می خواهيد با من ازدواج کنيد؟»
پ - «من شغلم ايجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به اين موضوع چی فکر می کنی؟»
ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسيم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست داريد در زندگی ما چطور باشد؟»

پرسيدن اين سئوال ها کمک کننده است، اما فراموش نکنيد که ما در دنيای ايده آل زندگی نمی کنيم، بنابراين اگر تصميمتان بر اين شد که با فردی ازدواج کنيد (بخصوص برای خانم ها) فراموش نکنيد حتما شرايطی را که برايتان مهم است سر عقد مطرح کرده و تعهد لازم را از همسر آينده تان بگيريد. اين تنها سندی است که می تواند در صورت عدم سازش همسرتان در موارد ياد شده از شما حمايت کند.

از سوال مهمتر، ارتباطات غير کلامی است. مثلا اينکه آيا رفتارش طوری که می خواهيد با مهربانی و عاطفه هست يا نه؟ آيا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آيا در اين حد با او احساس صميميت می کنيد که اين مورد را با او در ميان بگذاريد؟

علاوه بر آن بايد از خودتان بپرسيد: از هم صحبتی با او خسته شديد يا لذت برديد؟ اينکه اگر اختلاف نظری پيش آمد می توانيد با صحبت کردن مسئله را حل کنيد و يا بر سرش به تفاهم برسيد؟ آيا می ترسيد مسئله ای را با او در ميان بگذاريد؟ از عکس العمل هايش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شويد؟ آن چيزهايی را که شنيديد يا ديديد وقتی به خانه برگشتيد، روی کاغذ بياوريد، زيرا برای مرحله آخر يا هفتم بايد از آنها استفاده کنيد.

۷. مرحله آخر جمع بندی وضعيت و گرفتن تصميم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل يک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نيست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنيد و مجموع شرايط را برايش بگوييد و بخواهيد وضعيت را از ديد خودش ارزيابی کند.

سعی کنيد در ارائه مشاهدات و شنيده هايتان منصف باشيد و به اصطلاح سانسور نکنيد. بعد با خودتان خلوت کنيد. تمام نظرات و تفکرات را کنار هم بچينيد و جنبه های مثبت و منفی ازدواج با اين فرد را کنار هم مقايسه کنيد. آيا جنبه های مثبت به جنبه های منفی می چربند؟ آيا چيزی در نکات منفی هست که خيلی برا يتان مهم باشد و بخاطرش بخواهيد از طرف بگذريد؟ ممکن است چيزهايی را که شنيديد قبول نداشته باشيد که ايرادی ندارد. هرکسی نظر خودش را دارد، ولی در نهايت اين زندگی شماست. تصميم آخر را خودتان بگيريد و آن را به پدر و مادرتان اعلام کنيد.

می توانيد وقتی نتيجه تصميمتان را به پدر و مادرتان می گوييد دلايل خودتان را هم بگوييد که بدانند اين تصميم را عاقلانه گرفتيد و جوانب آن را سنجيده ايد.

مراحل بالا توصيف يک فرايند عقلانی و منطقی بود. ازدواج در زندگی فرد يک تصميم خيلی مهم است. ازدواج موفق می تواند تمام توانايی های بالقوه فرد را شکوفا کند و ازدواج نا موفق می تواند منابع غنی درون وجود يک نفر را به صفر برساند. هستند کسانی که فقط از روی احساسشان ازدواج کردند و خوشبخت شدند ولی تعداد کسانی که خوشبختند و اين تصميم را با چشمهای باز و با در نظر گرفتن همه جوانب گرفتند بيشتر است.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اطلاعات عمومي درباره مصرف داروها | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:54 قبل از ظهر  

 

اطلاعات عمومي درباره مصرف داروها

  پيش از مصرف داروها :                 

         پيش از مصرف هر دارويي پزشک خود را از موارد ذيل آگاه سازيد :

گر نسبت به دارو ، غذا يا مواد خاص ديگري مانند رنگهاي مصنوعي آلرژي يا حساسيت داريد .

 اگر تحت رژيم غذايي کم نمک ، کم شکر يا ديگر انواع آن مي باشيد چرا که بسياري از داروها داراي املاح ، شکر يا الکل مي باشند .

  اگر باردار هستيد يا قصد باردار شدن داريد چراکه بعضي از داروها ممکن است موجب ناهنجاريهاي مادرزادي گردند . از طرفي ايمن بودن هيچ دارويي در دوران بارداري ثابت نشده است لذا مصرف هر گونه دارو در اين دوران بايد تحت نظر پزشک باشد .

 اگر به نوزاد يا کودک خود شير مي دهيد چرا که بعضي داروها ممکن است در شير ترشح شده و موجب عوارض ناخواسته اي در فرزند شما گردد .

 اگر مي خواهيد از داروهاي بي نياز به تجويز پزشک يا به اصطلاح داروهاي روي پيش خوان (OTC) براي کودک خود استفاده کنيد .

    اگر در حال مصرف داورها يا مکمل هاي غذايي هستيد يا اخيراً مصرف کرده ايد . چراکه ممکن است باداروي تجويزي پزشک شما تداخل داشته باشد . فراموش نکنيد داروهايي که نياز به تجويز پزشک ندارند مانند مسکنها ، مسهل ها ، شربت هاي ضد اسيدها و نوشابه هاي الکلي از اين مورد مستثني نيستند .

 اگر مشکل پزشکي ديگري جداي از بيماري فعلي خود داريد .

   اگر در يادآوري مطالب و خواندن دستورات دارويي مشکل داريد .

نحوه نگهداي داروها :  

     داروها را دور از دسترس کودکان قرار دهيد .

     داروها را در شيشه يا قوطي اصلي خود نگاه داريد .

      داروها را در برابر حرارت و نور قرار ندهيد .

 قرصها و کپسولها را در حمام يا جاهاي نمناک منزل بطور مثال نزديک سيني ظرفشويي آشپزخانه نگهداري نکنيد. چراکه رطوبت و حرارت ممکن است باعث تغييرات شيميايي در دارو گردند همچنين پنبه فشرده موجود در قوطي داروها را پس از بازکردن قوطي دور بيندازيد چرا که در غير اين صورت رطوبت را به داخل قوطي جذب خواهد کرد .

    از يخ زدن داروهاي مايع جلوگيري کنيد .

   داروها را در يخچال نگهداري نکنيد مگر بعضي داروهاي خاص که در برچسب آن قيد شده باشد .

  داروها را براي مدت طولاني در اتومبيل قرار ندهيد .

  در مسافرت داروي خود را در چمدان قرار نداده و همراه خود داشته باشيد چرا که امکان گم شدن چمدان يا قرار گرفتن آن در محيطهاي خيلي سرد يا خيلي گرم وجود دارد .

      داروهاي تاريخ گذشته يا بي مصرف خود را در منزل نگهداري نکنيد واز اينکه داروي دور ريخته شده خارج از دسترس کودکان باشد اطمينان حاصل کنيد .

 

نحوه درست مصرف دارو:

دارو  را طبق دستور پزشک با زمانبندي معين و براي يک دوره کامل درماني مصرف کنيد . اگر از داروهاي بي نياز به نسخه پزشک استفاده مي کنيد بر طبق دستور بروشور دارو عمل کنيد مگر اينکه پزشک شما توصيه ديگري کند .

 اگر فکر مي کنيد داروي تجويزي پزشک موثر واقع نشده با پزشک خودتماس بگيريد و از جانب خود اقدام به قطع مصرف دارو نکنيد ، چر اکه ظهور اثرات مفيد بعضي داروها به چند هفته زمان نياز دارد .

  از بين رفتن علائم بيماري براي حصول اطمينان از تکميل دوره درمان کافي نيست بطور مثال در مورد مصرف آنتي بيوتيکها علائم عفونت طي چند روز از بين مي روند اما بطور مثال بايد تا ۲ هفته مصرف شوند تا عفونت کاملاً ريشه کن گردد .

   نگهداري داروهاي گوناگون در يک قوطي صحيح نيست همچنين داروهاي مورد استفاده را پس از مصرف در قوطي دربسته نگهداري کنيد و هرگز برچسب دارو را از آن جدا نکنيد .

  براي جلوگيري از اشتباه دارو را در تاريکي مصرف نکنيد برچسب آنرا قبل از مصرف بخوانيد بويژه به تاريخ انقضاء و هر نوع توصيه مصرفي توجه کنيد .

نحوه درست مصرف داروهاي خوراکي :

-        بطور کلي بهتر است داروها را با يک ليوان پر آب مصرف کنيد مگر آنکه دستور پزشک شما چيز ديگري باشد .

-         بعضي داروها بايد همراه غذا مصرف شوند تا موجب تحريک معده نشوند و بعضي ديگر اگر همراه غذا مصرف شوند غير فعال شده يا شروع اثرشان به تاخير مي افتد .

-        هنگام مصرف داروهاي طولاني اثر هر دوز دارو  بايد بطور کامل مصرف شود همينطور داروها را قبل از بلع نجويد يا خرد نکنيد مگر آنکه دستورالعمل ويژه اي در رابطه با آن از جانب پزشک خود داشته باشيد .

-         داروهايي را که داراي پوشش روده اي مي باشند نبايد باشير يا آنتي اسيد مصرف شوند ، در غير اين صورت خيلي زود در معده حل مي شوند .

-        اگر دارو را به شکل شربت مصرف مي کنيد بايد از قاشق يا پيمانه مخصوص اندازه گيري ميزان مايع استفاده شود تا بطور دقيق ميزان دوز دارو تنظيم گردد .

-        داروهاي خوراکي در اشکال متفاوتي مثل قرص ، کپسول و شربت عرضه مي شوند بنابراين اگر در مصرف يکي از اين اشکال دچار مشکل باشيد مي توانيد با پزشک خود مشورت نماييد تا درصورت امکان از شکل ديگر دارو استفاده کنيد .

-        هر دارويي ممکن است در کنار خواص درماني عوارض ناخواسته اي نيز داشته باشد که بعضي از آنها ممکن است به اقدامات پزشکي خاصي نياز داشته باشند بنابراين لازم است بدانيد داروي مصرفي چه عوارضي دارد و در صورت بروز آن چه اقدامي نمائيد . براي اين منظور يا از پزشک خود در مورد عوارض احتمالي دارو سوال کنيد و يا هر واکنش و عارضه غير عادي را به پزشک خود اطلاع دهيد تا وي تصميم گيرد ، پزشک معالج ممکن است دوز دارو را کم کرده يا تذکر دهد که بعد از گذشت چند روز بدن شما خود را با اين شرايط تطبيق خواهد داد ، يا شايد داروهاي ديگري را با عوارض جانبي کمتر جايگزين آن نمايد .

-        نام داروي مصرفي خود را براي استفاده در آينده روي کاغذي نوشته و با خود همراه داشته باشيد .

-        در موارد مصرف طولاني مدت دارويي خاص قبل از اتمام آن جهت تهيه آن دارو اقدام نماييد تا پيوستگي درمان از بين نرود .

-        در صورت فراموش کردن يک وعده از مصرف بعضي داروها ، به محض بياد آوردن بايد آن وعده مصرف گردد . درمورد تعداد ديگري از داروها بايد ازمصرف وعده فراموش شده خودداري کرد چرا که موجب غاظت نسبتاً بالا و خطرناک دارو خواهد گشت .

      گاهي اوقات براي اجتناب از کاهش اثر دارو نياز به رعايت نکاتي است بطور مثال : اگر خانمي يک وعده از    قرصهاي جلوگيري رايج را فراموش کند بايد به محض به ياد آوردن آنرا مصرف کند و وعده بعدي را در زمان خود مصرف نمايد . اگر مصرف ۲ وعده را فراموش کند بايد براي ۲ وعده بعدي به جاي ۱ قرص ۲ قرص مصرف نمايد و از يک روش ديگر جلوگيري نيز براي آن دوره ماهيانه استفاده کند . البته اين تمهيدات در مورد قرصهاي جلوگيري گوناگون متفاوت خواهد بود .

بنابراين در صورت فراموش کردن وعده هاي داروئي حتماً با پزشک معالج خود        مشورت کنيد . 

نکاتي در مورد مصرف داروهايي که طعم بدي دارند :

پيش از مصرف دارو به کودک خود يک تکه يخ بدهيد تا آنرا مکيده و زبان بي        حس گردد .

  براي کاهش طعم بد دارو آنرا در يخچال نگهداري کنيد تا خنک باشد .

 دارو را با آب ميوه مثل آب سيب يا پرتقال مخلوط کنيد تاطعم زننده دارو را تخفيف دهد .

   دارو را چه به صورت مايع و چه به صورت قرص با غذاي کودک مخلوط کنيد .

  بعد از مصرف دارو از آب يا آب ميوه استفاده کنيد .

  در صورتيکه کودک شما حالت تهوع دارد از يک نوشابه داراي کربنات بي گاز استفاده کنيد .

لازم است بدانيد پيش از عمل به هر کدام از توصيه هاي فوق ابتدا با پزشک خود مشورت نماييد .

 

مسموميتهاي دارويي اتفاقي در اطفال :

 حس کنجکاوي کودکان آنها را به يکي از قربانيان مسموميتهاي دارويي تبديل کرده است . کودکان به هر جا سر مي کشند و محيط اطراف خود را جستجو مي کنند و هرچه پيدا مي کنند به دهان خود مي برند چون خطر را درک نمي کنند . گاهي اوقات حتي مقدار اندکي از دوز بزرگسالان مي تواند باعث مسموميت   کودک گردد  .

پيشگيري از مسموميت هاي دارويي اتفاقي :

-   داروها را خارج از ديد و دسترس کودکان نگهداري کنيد ترجيحاً در يک کمد قفل دار و نه در کمدهاي مواد غذايي يا کمدهاي حمام ، بنابراين داروهايتان را در يک مکان امن نگاه داريد .

-        اگر هنگام مصرف دارو براي پاسخدهي به تلفن يا بازکردن درب منزل مي رويد قوطي دارو را با خود برده يا دارو را دور از دسترس بچه ها قرار دهيد چرا که کودکان معمولاً خيلي سريع در غياب ديگران کنجکاوي خواهند کرد.

-        فقط داروهاي تجويزي براي خود را مصرف کنيد و آن داروها را براي افراد داراي علائم مشابه شما پيشنهاد نکنيد ، دارويي که براي شما مفيد بوده ممکن است به فردي ديگر آسيب رساند .

-        پيش روي فرزندان خود دارو مصرف نکنيد ممکن است آنها نيز اين عمل شما را تقليد کنند .

اقدامات ضروري هنگام برخورد با فرد مسموم :

-        آرامش خود را حفط کرده و موقعيت را تحت کنترل در آوريد .

-        بياد داشته باشيد ممکن  است علائم يا نشانه هاي هشدار دهنده مهم ، بلافاصله در کودک ظاهر نشوند .

-        بسياري از سموم در بدن سريع عمل مي کنند بنابراين زمان کوتاهي براي درمان خواهيد داشت .

-        اگر فکر مي کنيد شخصي دارو يا مواد شيميايي موجود در منزل را مصرف کرده و آن شخص هوشيار نمي باشد يا در حال تشنج است يا تنفس ندارد فوراً درخواست آمبولانس کنيد . در غير اين صورت هم منتظر ظهور علائم مسموميت در فرد نگرديد و فوراً با مرکز اورژانس مسموميت تماس بگيريد .

-        جعبه دارو را حين ارتباط تلفني همراه خود داشته باشيد تا بتوانيد مشخصات دارو يا محتويات آنرا براي کارشناس مرکز اورژانس بخوانيد .

-        نوع ، زمان و مقدار مصرف داروي موجب مسموميت ، همينطور مشخصات و وضعيت فرد مسموم را به کارشناس مرکز اورژانس بگوييد بطور مثال اگر شخص دچار استفراغ ، خفگي يا خواب آلودگي است يا تغييراتي در رنگ و دماي پوست نشان مي دهد ، هوشيار يا بيهوش و يا در حال تشنج است .

-        هرگز فرد مسموم را وادار به استفراغ نکنيد مگر اينکه بوسيله کارشناسان اورژانس توصيه شويد ، البته در صورت توصيه کارشناس براي وادار کردن شخص به استفراغ يا خوردن مايعات ، فرد مسموم نبايد در حال تشنج ،  بيهوشي  يا خواب آلودگي باشد .

-        يک بطري شربت ايپکاک را در جايي امن در منزل نگاه داريد اين شربت در بطريهاي ۳۰ گرمي در داروخانه ها بدون نسخه قابل تهيه است . اين دارو در بعضي موارد جهت تحريک استفراغ در مسموميتها مورد استفاده قرار  مي گيرد . مورد مصرف و مقدار آنرا  کارشناس مرکز اورژانس تعين مي کند  .

-   شارکول فعال نيز در مواردي از مسموميتها براي جذب سموم به خود و دفع سريعتر آنها از بدن مصرف مي گردد که در صورت نياز ، مقدار و نحوه استفاده توسط کارشناس مرکز اورژانس تعيين مي شود

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بهداشت روان ( سلامت روان )| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:48 قبل از ظهر  

 

بهداشت روان ( سلامت روان )

brain

-  روان ما نيز همچون جسم ما نياز به مراقبت و نگهداري دارد .

-  بهداشت روان ( سلامت روان ) يعني حال خوب ، ‌فکر خوب و رفتار خوب .

-  براي اينکه بدانيم حالمان چطور است ، بايد بدانيم چه احساسي داريم ، با شناخت احساساتمان مي توانيم به بهداشت رواني خود کمک کنيم .

-  انسان ها احساسات مختلفي دارند بعضي از اين احساسات خوشايند و بعضي از آنها ناخوشايند هستند .

-  احساساتي که ما از آنها لذت مي بريم مانند شادي ، موفقيت ، محبت ، اميدواري و ... احساسات خوشايند هستند .

- احساساتي که ما از آنها لذت نمي بريم مانند عصبانيت ، حقارت ، ترس ، شکست و ... احساسات ناخوشايند هستند .

-   براي داشتن روان سالم ( سلامت روان ) بايستي سعي کنيم احساسات خوشايند بيشتري را تجربه کنيم و با احساسات ناخوشايند ، به شيوه اي درست برخورد کنيم .

- انسان ها با يکديگر متفاوت هستند بنابراين چيزهايي که در يک نفر احساس خوشايند  ايجاد مي کند ممکن است در ديگري احساس خوشانيد ايجاد نکند . ولي چيزهايي هست که در بيشتر انسانها احساس خوشايند يا ناخوشايند ايجاد مي کنند .

-  دوستي ، موفقيت ، حل يک مشکل ، بازي ، فيلم جالب ، موسيقي دلپذير و ... چيزهايي هستند که در اکثر انسانها احساس خوشايند ايجاد مي کنند .

-  خشم ، حقارت ، بي حترامي ، شکست و ... چيزهايي هستند که دراکثر انسانها احساس ناخوشانيد ايجاد مي کنند .

 

ارزشمند بودن

 -  يکي از احساسات بسيار خوشانيد « احساس ارزشمند بودن » است .

-  انسان ها گوناگون هستند هيچ فردي کاملاً‌شبيه يک فرد ديگر نيست ،‌خصوصيات ، احساسات ، افکار و توانايي ها و استعدادهاي هر شخصي با ديگران متفاوت است .

- هر يک از ما انسانها مي توانيم عضو مفيد و با ارزشي براي جامعه باشيم ، فقط کافي است خودمان را بهتر بشناسيم ، خودمان را بپذيريم و از توانايي هايمان به خوبي استفاده کنيم درست مثل اعضاي بدن که با هم متفاوتند و وظايف مخصوصي دارند و در عين حال همه آنها مفيد ، با ارزش و لازم هستند .

-   گاهي ممکن است به خود بگوييم « من هيچ ارزشي ندارم » احساس بي ارزشي يکي از احساسات ناخوشايند است که اگر اين احساس مدت طولاني ايجاد شود ، سلامت روان به خطر مي افتد .

-  با شناخت خصوصيات ، تواناييها و استعدادهاي خود به نکات باارزش خود پي مي بريم .

-  همه ما زيبايي ها و نکات ارزشمند و استعدادهايي داريم که بايد آنها را کشف کنيم تا از وجود خودمان راضي باشيم و به وجود خودمان افتخار کنيم ، به این ترتیب  احساسي خوشايند خواهيم داشت .


 

دوستي

 -  انسانهايي که با ديگران دوست مي شوند مي توانند دوستي هاي خوبي داشته باشند و از نظر رواني سالم تر و شاداب تر هستند .

-    براي اينکه دوستي هاي خوبي داشته باشيم ، ابتدا بايد خودمان دوست خوبي باشيم .

دوست خوب براي شادي ما بسيار با اهميت است . وقتي ما ساعات خوبي را با دوستانمان مي گذرانيم احساس بسيار شاد و خوبي داريم .

اگر چه گذراندن ساعات خوب با دوستان بسيار لذت بخش است ،‌ولي هميشه بايد مراقب باشيم که شادي هاي ما باعث ناراحتي ديگران نشود ، يا به انسانهاي ديگر و گاه به حيوانات آسيب نرساند ( مسخره کردن ديگران و يا آزار رساندن به حيوانات ) ، يا حتي گاهي اوقات شادي هاي زودگذري وجود دارند که بعد از آن نارحتي پيش مي آيد يعني عاقبت خوبي ندارد ( ممکن است از قدم زدن در يک روز باراني و سرد لذت ببريم ولي بعد به سرماخوردگي سختي مبتلا شويم ) ، پس عاقلانه نيست آدم هر کار لذت بخشي را انجام دهد و به مشکلات بعدی آن فکر نکند .

دوستي بهترين هديه اي است که ما مي توانيم به خودمان اهدا کنيم .

 

راهنماي دوستيهاي خوب :

۱ به همديگر احترام بگذاريم .

۲ حرفها و درددل يکديگر را گوش کنيم .

۳ نسبت به هم مهربان باشيم .

۴ نسبت به هم وفادار باشيم .

۵ در کارهاي خوب همديگر را تشويق کنيم .

۶ زمان شادي و زمان ناراحتي درکنار يکديگر باشيم .

۷ براي يکديگر وقت بگذاريم .

۸ - نکات مثبت يکديگر را بشناسيم و يکديگر را تحسين کنيم .

 ۹- راز دار باشيم .

۱۰- به همديگر اعتماد کنيم .

۱۱- به فکر يکديگر باشيم .

۱۲- همديگر را ببخشيم .

۱۳- به يکديگر توجه داشته باشيم .

۱۴- در حل مشکلات به هم کمک کنيم .

۱۵- چيزهاي جديدي به هم ياد دهيم .


فکر کردن

 براي اينکه بتوانيم خوب زندگي کنيم و از جسم و روان خود خوب مراقبت کنيم لازم است « فکر کردن » را به خوبي به ياد داشته باشيم ، بايد بتوانيم از نيروي فکر خود استفاده کنيم و براي خود يک زندگي سالم و شاد بسازيم .

هر فردي در زندگي خود با مسائلي روبرو مي شود که آنها را نمي شناسد و يا با مشکلاتي روبرو مي شود ولي راه حل آنها را نمي داند ، اما اگر از سن کم ياد بگيرد خوب فکر کند مي تواند مشکلات و مسائل خود را خوب حل کند ، تا وقتي بزرگتر شد کمتر اشتباه کند . موضوع مهم اين است که ياد بگيريم چگونه مشکلاتمان را حل کنيم و براي اين که مسأله و مشکل را حل کنيم بايد خوب فکر کنيم .

رمز موفقيت و خوشحالي در فکر کردن است زيرا اگر قبل از گفتن هر حرفي و انجام هر کاري خوب فکر کنيم در کارهايمان کمتر اشتباه مي کنيم و موفق تر و خوشحال تر مي شويم .

در مورد راه حل مسائل و مشکلات راه حلهاي خوب زيادي وجود دارند که ما را به موفقيت مي رساند و همين طور راه حلهاي نادرست زيادي که باعث مي شود مشکلات و ناراحتي ما بيشتر شود ، هر قدر بتوانيم راه حلهاي بيشتري پيدا کنيم موفق تريم ، براي اينکه راه حلهاي زيادي به دست بياوريم بايد خوب فکر کنيم . براي پيدا کردن راه حلهاي يک مشکل مي توانيم با دوستان مشورت کنيم .


احساس خشم

احساس خشم يک احساس طبيعي است در زندگي گاهي اتفاقاتي پيش مي آيد که خشمگين مي شويم ، کسي از خشمگين شدن لذت نمي برد زيرا احساس خوشايندي نيست . هنگام عصبانيت و خشم گاهي اوقات ضربان قلب تند مي شود ، دستها عرق مي کند ، تنفس تندتر مي شود گاهي صورت برافروخته و قرمز مي شود و ماهيچه هاي بدن ( مثل گردن ،‌ قفسه سينه ، ... )‌ منقبض مي شود . در چنين مواقعي آدم ها احساس مي کنند فکرشان کار نمي کند و رفتارشان تحت کنترل خودشان نيست .

اگر چه خشم و عصبانيت احساسهاي طبيعي هستند ولي گاهي خطرناک مي شوند . چون بعضي آدم ها نمي دانند چگونه خشم خود را کنترل کنند . آنها وقتي خشمگين مي شوند به راحتي عصبانيت خود را بيرون مي ريزند و ديگران را بسيار ناراحت مي کنند ، حتي خود اين افراد هم گاهي پس از آرام شدن ، از رفتار خود پيشيمان مي شوند .

کساني که ياد مي گيرند چطور خشم خود را کنترل کنند و رفتار مناسب نشان دهند سلامت رواني بهتري خواهند داشت ولي کساني که بيش از حد عصباني مي شوند يا براي هر چيز کوچکي عصباني مي شوند و عصبانيت خود را سر ديگران خالي مي کنند کم کم سلامت رواني خود را از دست مي دهند . منظور از کنترل عصبانيت اين نيست که عصبانيت خود را فراموش کنيم يا عصبانيت خود را پنهان کنيم . چون اين کار نيز خطراتي دارد . منظور اين است که عصبانيت خود را درک کنيم و با مشکلي که ما را عصباني کرده به شيوه درست برخورد کنيم .

اولين گام براي اينکه بتوانيم خشم خود را کنترل کنيم اين است که خودمان آگاه باشيم که در آن زمان عصباني هستيم ، يعني بتوانيم به خودمان بگوييم که « من الان عصباني هستم » و آن را بيان کنيم .

دومين گام اين است که خودمان را آرام کنيم .

براي آرام کردن خود کارهاي زيادي است که مي توانيم انجام دهيم .

براي مثال :

۱ نفس عيمقي بکشيم و از ۱ تا ۵ بشماريم .

۲ با خود صحبت کنيم و خود را به آرامش دعوت کنيم ،‌ بگوييم « آرام باش ، تو الان عصباني هستي »

۳ يک ليوان آب سرد بخوريم .

۴ از محلي که اتفاق عصباني کننده در آنجا پيش آمده دور شويم ، يا از فردي که ما را عصباني کرده دوري کنيم .

۵ ورزش کنيم ( فعاليت بدني ) ، ورزش شديدترين عصبانيت ها را آرام مي کند .

۶ با دوستي درباره موضوعي که ما را عصباني کرده درددل کنيم .

۷ کارهايي انجام دهيم که به ما احساس خوبي مي دهند و از انجام آنها لذت مي بريم .

* به ياد داشته باشيم :

هنگام عصبانيت با حرف ها و کارهاي نادرست ، ديگران را ناراحت نکنيم .

قبلاً‌ ذکر شد که يکي از علائم خشم و عصبانيت انقباض ماهيچه هاست ، براي اينکه بتوانيم بهتر درک کنيم که وقتي ماهيچه هاي بدن ما منقبض است چه احساس ناخوشايندي داريم و وقتي ماهيچه هاي بدن ما شل و راحت است چه احساس خوشايندي پيدا مي کنيم ، مي توان فعاليتي انجام داد که به اين فعاليت تمرين آرام سازي هم مي گويند . براي مثال :

شانه هاي خود را تا جايي که مي توانيم بالا ببريم و در همان وضعيت نگه داريم و تا ۵ بشماريم ، سپس شانه هاي خود را رها کنيم ، اين تمرين ، باعث رها شدن ماهيچه هاي سر ،‌شانه و گردن مي شود .

و يا دستهاي خود را صاف نگه داشته و مشت خود را گره کنيم و تا ۵ بشماريم سپس مشت خود را به آرامي رها کنيم وبا حرکت دادن انگشتان دست خود را شل کنيم ، تمرين را دوباره تکرار کنيم و در حين انجام آن به احساس خود در هر دو موقعيت توجه کنيم ، هنگام رها شدن ماهيچه ها مطمئناً احساس بهتري خواهيم داشت .

بنابراين اولين گام به هنگام خشم و عصبانيت آگاه شدن از آن و بيان عصبانيت است ، گام دوم آرام کردن خود و گام سوم فکر کردن است .

پس از آرام شدن بايد فکر کنيم و به سئوالاتي از قبيل سئوالات زير پاسخ دهيم :

-        از چه چيزي عصباني هستم يا چه چيز موجب عصبانيت من شده است ؟

-        آيا عصبانيت من بجاست يا نابجا ؟

-        اگر عصبانيت من بجاست بهترين راه بيان آن چيست ؟

گاهي اوقات انتظارات نابجاي ما باعث عصبانيت نابجا مي شود و در اين مواقع بهتر است ما انتظارات خود را اصلاح کنيم و از ديگران انتظارات بيهوده نداشته باشيم .

يکي از بهترين راههاي برخورد با عصبانيت اين است که پس از آرام کردن خود ، درباره موضوعي که ما را عصباني کرده با فرد مقابل صحبت کنيم ، به ياد داشته باشيم که اين صحبت ها بايد آرام و مؤدبانه باشد ، هيچوقت نبايد فرد مقابل را سرزنش کنيم يا به او حرفهاي نامربوط بزنيم بهتر است سعي کنيم موضوعي که باعث عصبانيت ما شده را با لحن آرام بيان کنيم و منتظر پاسخ او باشيم در نظر داشته باشيم که بعضي مواقع ما با کارهاي اشتباه خود موجب عصبانيت يکديگر مي شويم و اگر رفتارهاي نادرست خود را اصلاح کنيم مي توانيم دوستي هاي بهتري داشته باشيم .

 

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پيامدهاي آزار جنسي کودکان| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:47 قبل از ظهر  

 

پيامدهاي آزار جنسي کودکان

 

 

پژوهشگران بين تأثيرات اوليه و تأثيرات درازمدت آزار جنسي تفاوت قائل شده اند . تأثيرات اوليه يا کوتاه مدت ، عوارضي است که در دو سال اول آزار جنسي کودک آشکار مي شود . گاهي تأثيرات درازمدت بدون آنکه در ابتدا عوارض کوتاه مدت آشکار شده باشد ، ظاهر مي گردد .

پيامدهاي کوتاه مدت آزار جنسي در کودک

  1. آسيب کلي رواني

  2.  ترس

  3. افسردگي ، گوشه گيري و خودکشي

  4.  تخاصم و پرخاشگري

  5. ۵ - کاهش عزت نفس ، احساس گناه و شرم

  6.  عوارض جسمي

  7.  فرار از خانه و ديگر رفتارهاي « بيرون ريزي »

  8. ناتواني شناختي ، تأخير رشدي و کاهش کارکرد آموزشي

  9.  رفتارهاي نامناسب جنسي

۱ - آسيب کلي رواني

در کل آسيب شناسي رواني شديد در کودکاني که مورد آزار جنسي قرار گرفته اند . بالاتر از کودکان عادي هم سن آنان است . کودکان ۷ تا ۱۳ ساله عموماً آسيب پذيرتر از کودکان آزارديده پيش از مدرسه يا نوجوانان آزار ديده بالاتر از ۱۳ سال هستند . درجه تفاوت تا ۴۰ درصد هم مي رسد .

۲ - ترس

شايعترين عارضه اوليه پس از آزار جنسي کودک عبارتست از ترس که اين وضعيت از ۴۵ تا ۸۳ درصد  موارد در شش ماه ابتداي آزار ملاحظه مي شود .

۳ - افسردگي ، گوشه گيري و خودکشي

در نزديک به نيمي از دختربچه هايي که مورد آزار جنسي قرار گرفته اند گستره اي از هيجانات دروني شده ، از جمله افسردگي ، در عرض دو سال پس از آزار ملاحظه مي گردد . در يک بررسي ديده شده يک سوم از کودکان مورد آزار جنسي در عرض نه ماه دچار افسردگي و اضطراب شدند و اين ميزان در عرض دو سال تقريباً ثابت ماند . در گروه ديگري از نوجوانان که مورد آزار جنسي بستگان قرار گرفته بودند ، يک سوم اقدام به خودکشي کردند .

۴- تخاصم و پرخاشگري

برخي از قربانيان کودک آزاري جنسي به وسيله معطوف کردن خشم و پرخاشگري خود به بيرون واکنش نشان مي دهند . اين واکنش در نوجوانان آزار ديده شايع تر است . از آنجا که بسياري از اين کودکان و نوجوانان علاوه بر آزار جنسي مورد آزار جسمي يا تهديد به آن هم قرار گرفته بودند . اين احتمال وجود دارد که که پرخاشگري ناشي از آزار جسمي هم باشند .

۵ - کاهش عزت نفس ، احساس گناه و شرم

نزديک به ۶۰٪ آزار ديدگان جنسي دچار احساس حقارت ميشوند ، هر چه سن آزار ديدگان کمتر باشد اين احساس هم کمتر است ، اما در حيني که کودک آزار ديده بزرگتر مي شود و به دوره نوجواني مي رسد اين احساس افزايش مي يابد .

۶ - عوارض جسمي

رابطه ي بين آزار جنسي با اختلال در خواب و اشتها ، متعاقب آن وجود دارد . طبق يک بررسي ، يک سوم از قربانيان در عرض نه ماه دچار مشکلات خواب و در حدود يک پنجم آنان دچار بي اختياري ادرار و مدفوع شده بودند .

۷ - فرار از خانه و ديگر رفتارهاي « بيرون ريزي »

بر حسب برخي پژوهش ها ، فرار از خانه با آزار جنسي در نوجوانان ارتباط دارد . در يک بررسي ۹۶٪ زنان خياباني ، کساني بودند که به دنبال آزار جنسي از خانه فرار کرده بودند . ديگر رفتارهاي برون ريزي مرتبط با آزار جنسي عبارتست از : فرار از مدرسه ، سوء مصرف و اعتياد به مواد مخدر و الکل و روابط نامشروع جنسي .

۸ - ناتواني شناختي ، تأخير رشدي و کاهش کارکرد آموزشي

پژوهش ها حاکي از ميزانهاي بالاي ناتواني شناختي و تأخير رشدي در کودکاني است که در سنين پيش از مدرسه مورد آزار جنسي قرار گرفته اند . البته ممکن است اين وضعيت ها پيش از آزار جنسي هم در کودک موجود بوده و در آسيب پذيري کودک به آزار جنسي مشارکت داشته باشد . يک سوم کودکان نه ماه پس از اولين بررسي دچار مشکلاتي در مدرسه بودند و يک چهارم آنان هم در ارتباط با همسالان خود مسأله داشتند .

۹ - رفتارهاي نامناسب جنسي

رفتارهاي زودرس و بيش از حد جنسي در کودکان مورد آزار جنسي گزارش مي شود که هر چه سن کودک بالاتر باشد ميزان آن هم افزوده مي شود . ارتباط اين موضوع با آزار جنسي ، از هر يک از عواملي که تاکنون ذکر شد قويتر است .

پيامدهاي درازمدت آزار جنسي در کودک

  1. ترس و اضطراب

  2. افسردگي و خودکشي

  3. عزت نفس پايين

  4. افزايش احتمال آزار ديدگي مجدد جنسي

  5. اختلال جنسي

  6. مشکلات روانپزشکي

  7. ديگر عوارض دراز مدت آزار جنسي

بسياري از مسائل رفتاري و هيجاني که در ارتباط با تأثيرات اوليه و کوتاه مدت آزار جنسي بحث شد در بررسي عوارض دراز مدت اين امر هم ملاحظه مي شود . در عين حال به علت گذشت زمان ، اثبات رابطه بين آزار جنسي و رفتار ملاحظه شده ( فرضاً دوره بزرگسالي ) مشکل تر است .

۱ - ترس و اضطراب

طبق يک بررسي ، زناني که در کودکي مورد آزار جنسي قرار گرفته بودند دو برابر بيش از ساير زنان دچار ترس ، اضطراب و کابوس هاي شبانه و سه برابر بيش از آنان دچار مشکلات خواب بودند . در عين حال نزديک به نيمي از اين زنان علاوه بر آزار جنسي ، متحمل خشونت جمسي هم در کودکي شده بودند . بنابراين ، ضمن آنکه به نظر مي رسد نشانه هاي اضطراب در زنان بزرگسال مي تواند مرتبط با آزار جنسي در کودکي باشد اما معلوم نيست اين تأثير مستقل از زور يا تهديد به زور براي انجام آزار جنسي باشد .

۲ - افسردگي و خودکشي

در  بيشتر موارد ، رابطه اي بين آزار جنسي در کودکي با افسردگي و خودکشي در بزرگسالي گزارش شده است . افکار خودکشي و اقدام به آن به ويژه در زناني شايع است که علاوه بر آزار جنسي در کودکي متحمل خشونت جسمي هم شده اند .

۳- عزت نفس پايين

گرچه ممکن است خود - پنداره منفي به عنوان يک عارضه اوليه اثبات نشود اما شواهد به نفع آن به عنوان يک عارضه درازمدت خيلي قوي است . خود - پنداره منفي در زناني که در کودکي مورد آزار جنسي قرار گرفته اند ۴ تا ۶ برابر بيش از زنان ديگر است .

۴ - افزايش احتمال آزار ديدگي مجدد جنسي

دو سوم زناني که در کودکي مورد آزار جنسي قرار گرفته اند احتمال دارد قرباني تجاوز جنسي در بزرگسالي شوند . اين زنان در صورت ازدواج هم دو تا سه برابر بيش از زنان ديگر احتمال دارد مورد خشونت جسمي شوهرانشان قرار گيرند . دلايل متعددي براي تبيين رابطه بين آزار جنسي در کودکي با آزارهاي بعدي ذکر شده است . از جمله اينکه دختراني که مورد آزار قرار مي گيرند احتمال بيشتري دارد که از خانه بگريزند و در نتيجه آسيب پذيري آنان بيشتر مي شود . يا اينکه اين افراد نياز روانشناختي پيدا مي کنند که با قراردادن خويش در معرض آزار ، بر احساس بي ارزشي خود تأکيد کنند.

۵ - اختلال جنسي

پژوهش ها حاکي از وجود رابطه اي بين آزار جنسي در کودکي با اختلال در رفتار جنسي بزرگسالي است . از جمله رابطه اي بين فحشا و آزار جنسي در کودکي گزارش شده است . پسراني که مورد آزار جنسي قرار گرفته اند احتمال زيادي دارد در بزرگسالي ، پسران خردسال را مورد آزار جنسي قرار دهند.

۶ - مشکلات روانپزشکي

در تاريخچه زندگي بيماراني که مشکلات روانپزشکي دارند احتمال يافت شدن آزار جنسي تا سه برابر کل جمعيت است .

۷ - ديگر عوارض دراز مدت آزار جنسي

اختلال در رفتارهاي تغذيه اي ، سوء مصرف مواد مخدر و الکل و اعتياد به آنها به عنوان عوارض آزار جنسي در کودکي گزارش شده است . نبايد فراموش کرد که احتمال سرايت بيماريهاي آميزشي به قربانيان وجود دارد .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

افت تحصيلي| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:44 قبل از ظهر  

 

افت تحصيلي

1

 

 

مقدمه

يکي از مشغله هاي اصلي بشريت در تمام دوران ، توانا ساختن نسل آينده در اداره امور خويش و سپردن ميراث فرهنگي بوده است . قسمت اعظم اين وظيفه ، در ابتدا توسط خانواده انجام مي شد . همزمان با گسترش جوامع و تقسيم کار اجتماعي و افتصادي وظيفه تعليم و تربيت به نهاد آموزش و پرورش محول گرديد .

اين نهاد به طور رسمي عهده دار اين امر گشت تا بر اساس اصول و اهداف مورد قبول جامعه ، توانايي ها و استعدادهاي کودکان و نوجوانان را شناسايي نمايد و به منظور اجتماعي شدن و به عهده گرفتن مسئوليت هاي آتي تعاليم لازم را به آنان بياموزد .

امروزه ديدگاه مردم در مورد آموزش و پرورش به گونه اي است که استفاده از امکانات تربيتي جامعه را حق طبيعي و مسلم خود مي دانند . دليل عمده اين امر آن است که تعليم و تربيت با سرنوشت انسان در زندگي آينده پيوند خورده است . در عصر حاضر بسياري از امکانات مادي و نيروهاي انساني در خدمت تعليم و تربيت قرار گرفته است . همچنین تعليم و تربيت در بسياري از جوامع يک سرمايه گذاري بلند مدت محسوب مي شود . که به بهاي چشم پوشيدن و صرف نظر کردن از رشد کوتاه مدت ديگر امکانات جامعه حاصل مي شود . بنابراين اگر تعليم و تربيت نتواند نيروهاي انساني تحت آموزش خود را در قالب انواع تخصص ها و مهارتهاي مکمل و مورد لزوم جامعه درآورد و بدين ترتيب نتواند به ايفاي نقش خود در زمينه شکوفايي جامعه بپردازد ، در واقع بايد گفت که اين امکانات و نيروها به هدر رفته است . لذا تفکر عاقلانه حکم مي کند که سرمايه ها و نيروهاي به کار گرفته شده در تعليم و تربيت به گونه اي برنامه ريزي و سازماندهي شود تا بتواند به اهداف مورد نظر خويش دست پيدا کند .

کودکان و نوجوانان در دوران تحصيل ، نگرش مثبت يا منفي نسبت به خود و محيط پيرامون بدست مي آورند اين مسأله به مقدار زياد به تجارب موفق يا ناموفق دانش آموزان در دوران تحصيل بستگي دارد . آنها در مدرسه در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرند . در حقيقت در طول بهترين سالهاي عمرخود با عوامل مختلف مؤثر بر تحول شناختي ، عاطفي و اجتماعي به کنش متقابل مي پردازند .

آنها با پيشرفت در تحصيلات و افزايش ميزان يادگيري علاوه بر رشد علمي به سلامت رواني نيز دست پيدا مي کنند . بر عکس در صورت عدم موفقيت تحصيلي و فشارهاي رواني ناشي از آن ، بهداشت رواني شان برهم خورده و بدين گونه خسارتهايي متوجه آنها و جامعه مي شود .

به همين دليل بايد به مقوله افت تحصيلي توجه بيشتري نمود تا بتوان با شناخت آن ، توانايي ها و شايستگي هاي کودکان و نوجوانان را بارور کرد .

 

 

تعريف افت تحصيلي
 

افت از نظر لغوي به معني کمبود ، کمي ، کم و کاست و نقصان است . منظور از افت تحصيلي « کاهش عملکرد تحصيلي دانش آموز از سطح رضايت بخش به سطحي نامطلوب است . » همچنين افت در لغت به معناي ضايعات ، ضايع کردن که بيشتر در نظر اقتصاددانان مطرح شده است . اما در بعضي از متون فارسي کلمه ترک تحصيل نيز معادل افت تحصيلي در نظر گرفته شده است . به عبارتي افت تحصيلي عبارت است از نزول از يک سطح بالاتر به سطح پايين تر در تحصيل و آموزش .

 افت تحصيلي به معناي دقيق آن ، زماني است که فاصله قابل توجهي بين توان و استعداد بالقوه و توان بالفعل فرد در فعاليتهاي درسي و پيشرفت تحصيلي مشهود باشد . گرچه اين تعريف مي تواند همه کساني را که به دنبال شکستهاي پي در پي تحصيل ، از تحصيل عقب مانده و عمدتاً به اصطلاح تجديد يا مردود شده اند  را در بر گيرد اما مفهوم افت تحصيلي صرفاً در رفوزگي و تجديدي خلاصه نمي شود و مي تواند شامل هر دانش آموز و دانشجويي شود که اکتسابهاي آموزشگاهي و پيشرفت دانشگاهي او کمتر از توان بالقوه و حد انتظار اوست . لذا بر اساس اين تعريف دانش آموزان تيزهوش نيز ممکن است دچار افت تحصيلي و کم آموزي بشوند . لذا افت تحصيلي مسئله اي است عام و نسبي .

کاربرد دقيق اصطلاح افت يا اتلاف در آموزش و پرورش از زبان اقتصاددانان گرفته شده و آموزش را به صنعتي تشبيه مي کنند که بخشي از سرمايه و مواد اوليه اي را که بايد به محصول نهايي تبديل مي شد تلف نموده و نتيجه مطلوب و مورد انتظار را به بار نياورده است شايد اين تشبيه چندان خوشايند نباشد و اصطلاح « قصور در تحصيل يا واماندگي از تحصيل » مطلوبتر باشد . با وجود اين اگر از نقطه نظر منابع و مخارجي که جامعه در اختيار نهاد تعليم و تربيت قرار مي دهد به آموزش و پرورش بنگريم بدون شک آموزش و پرورش يکي از بزرگترين مشاغل اقتصادي جهان مي باشد . لذا مي توان اصطلاح افت يا اتلاف را در مورد اين نهاد نيز به کار برد يعني در حقيقت در فرآيند تعليم و تربيت افت شامل اتلاف در پرورش و يادگيري انسانها ، تأسيسات ساختماني و تجهيزات مدارس و مؤسسات آموزشي و ارزش کار معلمان و اوقات دانش آموزان به وجود مي آيد . اگر فرض کنيم که هدف همه دانش آموزاني که وارد يک مرحله از مقطع تحصيلي مي شوند ، گذراندن موفقيت آميز آن دوره يا مقطع باشد بنابراين ، هم تکرار پايه هاي تحصيلي يک دوره و هم ترک تحصيل پيش از پايان دوره را نيز مي توان به عنوان افت تحصيلي تلقي کرد . تکرار پايه تحصيلي عبارتست از تکرار يک کلاس براي دانش آموزي که در سال قبل در همان پايه مشغول به تحصيل بوده است . 

تکرار پايه تحصيلي از اين جهت افت تحصيلي محاسبه مي گردد که موجب کاهش ظرفيت ثبت نام در پايه تکرار شده مي گردد و از پذيرش ديگر دانش آموزان در آن پايه جلوگيري به عمل مي آورد ويا باعث به وجود آمدن تراکم دانش آموزان در آن پايه مي گردد . اين موضوع هم باعث تحميل هزينه هاي بيشتري به نظام آموزش و پرورش مي شود و هم به عنوان يک عامل شديد افت تحصيلي مضاعف مي شود که باعث ترک تحصيل مي گردد . ترک تحصيل عبارت  از وضعيتي است که دانش آموز  پيش از پايان سال دوره آموزشي که در آن ثبت نام کرده است آن دوره را ترک کرده  و در حقيقت به هدفهاي آن دوره دست پيدا نمي کند . اما در اهداف تعليم و تربيت اينگونه عنوان شده است که هدف تعليم و تربيت ، اجباري کردن آموزش تا پايان دوره راهنمايي است اگر چنانچه فردي تا پايان دوره راهنمايي ترک تحصيل نمايد آن را جزء افت تحصيلي محسوب مي کنند اما بعد از دوره راهنمايي چون اين احتمال پيش بيني شده است که فقط بخشي از قبول شدگان دوره راهنمايي وارد مقطع دبيرستان شوند . بنابراين ترک تحصيل قبول شدگان دوره دبيرستان افت محسوب نمي گردد بلکه به عنوان فارغ التحصيل تلقي مي شوند بنابراين با توجه به مسائل مطرح شده در فوق افت تحصيلي عبارت است از وقوع ترک تحصيل زودرس و تکرار پايه تحصيلي در نظام آموزش و پرورش يک کشور . البته قابل ذکر است که اين تعريف تا حدودي محدود است زيرا انواع افت را ناديده گرفته و نتايج آموزشي و پرورشي ترک تحصيل زودرس يا مزيتهايي را که ممکن است تکرار پايه تحصيلي در برداشته باشد در نظر نمي گيرد .  به هر حال حدود  ترک تحصيل و تکرار پايه تحصيل به ساخت نظام آموزشي و هدفهاي اين نظام بستگي دارد .

عوامل مؤثر بر افت تحصيلي و مردودي

1

علل گوناگوني ، زمينه ساز افت تحصيلي و احياناً توقف در يک پايه تحصيلي مي شوند . در کل نمي توان علل ثابتي را عامل موفقيت يا شکست تلقي کرد . اغلب محققان و صاحب نظران عوامل شکست تحصيلي را در دو طبقه درون سازماني و برون سازماني قرار مي دهند . از عوامل بيروني به تعدد زبان ، نابرابري ، امکانات آموزشي در شهر و روستا ، محروميت برخي از گروهها مثل غيربوميان ، مهاجرين ، دختران و محدوديتهاي مالي کشورها ، عوامل شخصي مانند هوش و استعداد ، امور عاطفي و نتايج تحصيلي اشاره نموده و از عوامل دروني نظام آموزش و پرورش کيفيت معلمان، برنامه هاي آموزشي ، تقويم و ساعت آموزشي را مي توان نام برد  .

* در يک تقسيم بندي مشابه نيز مي توان عوامل زير را در افت تحصيلي دخيل دانست :

۱- علل داخلي که متوجه نظام آموزش و مدرسه مي باشد

۲ - علل خارجي که خود به دو دسته تقسيم مي شوند :

     الف ) علل اجتماعي و خانوادگي

        ب ) علل فردي

اين دسته بندي داراي مرز مشخصي نيست و مي توانند در يکديگر تداخل داشته باشند ، چرا که نظام آموزشي نمي تواند از اجتماع جدا باشد و خود متأثر از آن است . همچنين عوامل فردي بي تأثير از اجتماع و خانواده نمي باشد . اين دسته بندي فقط براي سهولت مطالعه و تحقيق مي باشد که در زير به تفصيل بيان مي شود .

* علل داخلي :

مدرسه به عنوان دومين کانون که در رشد و تحول کودک سهم بسزايي دارد مي تواند نقش خود را به طور سازنده و يا بعضاً به شکل مخرب ايفا کند . اولين تجارب آموزشي و اجتماعي در محيط مدرسه يا کلاس درس ، روابط با همسالان و مشکلات ناشي از نظام آموزشي با افت تحصيلي دانش آموزان در ارتباط هستند .

روانشناسان انسانگرا بر اين باورند که عواملي چون نگرش نسبت به خود ، آموزشگاه و ديگران ، ميزان همدلي ، احترام بي قيد و شرط . يکرنگي و در نظر گرفتن تفاوتهاي فردي مي توانند عوامل مهمي در مسائل انطباقي ، سلامت جسماني ،  ميزان توجه و حتي تغيير در ميزان بهره هوشي و رشد شناختي باشد . از ديدگاه انسانگرايانه ، يادگيري مي بايست در محيطي با روابط انساني خوب تحقق يابد . در واقع تجربه يادگيري متأثر از ديدگاه يادگيري است و از اين رو يادگيري تا حد امکان بايد فردي و در زمان حال صورت پذيرد .

آموزش انسانگرايانه با کل وجود آدمي در ارتباط است . بنابراين هم مسائل آموزشي و هم مسائل عاطفي به موازات هم مي بايست در آموزشگاه مورد توجه قرار گيرد .

 اعم علل آموزشگاهي که باعث افت تحصيلي مي شود عبارتند از :

۱ - نامتناسب بودن هدفها و محتواي برنامه ها با نيازها ، استعداد و علاقه دانش آموزان :

اگر فراگيران برنامه درسي را نامربوط تشخيص دهند و آنها را متناسب با اهداف خود ندانند آن گاه است که افت تحصيلي افزايش مي يابد . از آنجائيکه در نظام آموزشي ما هدف ، نخبه پروري وطرح تعليم و تربيت بر مبناي تشکيل ذهن و ذخيره هر چه بيشتر دانش آموزي مي باشد . قصور در برقراري هدفها و برنامه هايي که با نيازهاي رشد ، تکامل ، علائق و انگيزه هاي فرد متناسب و هماهنگ نباشد بر جريان تعليم و تربيت تأثير نامناسبي برجاي گذارده و باعث افت تحصيلي مي شود .

۲- نامتناسب بودن روشها و امکانات آموزشي با محتواي برنامه ها :

در نظام آموزشي ما روشهاي تدريس و يادگيري بر اساس گوش دادن و بيان لفظي و حفظ مطالب درسي استوار است و تأکيد بر روشهاي غيرفعال است . در نتيجه ذوق و خلاقيت و ابتکار دانش اموزان ناديده گرفته مي شود و انگيزه و علائق آنان براي آموختن از بين مي رود و در نتيجه افت تحصيلي نمايان مي شود .

۳ - نامتناسب بودن معلمان از نظر صلاحيت ها ، شايستگي ها و تعداد با نيازهاي برنامه

کمبود معلم مخصوصاً در کشورهاي در حال توسعه به دليل کاهش جاذبه براي شغل معلمي ، يکي از دلايل شلوغي کلاسها و عدم توجه مناسب به پرورش و شکوفايي استعدادهاي دانش آموزان مي باشد که اين امر باعث مردودي و يا ترک تحصيل آنان گرديده و يکي از عوامل افت تحصيلي است . کانت معتقد است در بين ابداعات بشري هنرمملکت داري و هنر تعليم و تربيت از مابقي ديگر مشکل تر است يک معلم خوب براي اداره کردن به دو ويژگي نياز دارد . اشراف بر کلاس يعني توانايي معلم در کنترل کلاس و حضور ذهن يعني توانايي معلم براي انجام دادن دو يا چند عمل در يک زمان . معلم هميشه در يک کلاس با دو نوع موقعيت روبروست . موقعيتهاي مقرر يا پيش بيني شده وموقعيتهاي اضطراري که از قبل قابل پيش بيني نمي باشد . کلاسهاي شلوغ به علت کمبود معلم و فضا و در نتيجه عدم توجه مناسب به پرورش و شکوفايي استعدادهاي دانش آموزان و تدريس معلمان به شيوه قديمي به صورت غيرفعال و پذيرنده کاهش جاذبه براي شغل معلمي به خاطر حقوق ناکافي و عدم رفاه در نتيجه عدم جذب نيروهاي مطلوب کارآمد از جمله مواردي است که در نهايت افت تحصيلي وتکرار پايه تحصيلي را به دنبال دارد .

۴ - نامتناسب بودن مقررات و شرايط و فضاي مدرسه و کلاس با نيازها و شرايط اجتماعي

مقرراتي که در اکثر مدارس حاکم است با وضعيت معلمين و دانش آموزان متناسب نيست و در اين شرايط به استعدادها ، علائق و مشکلات دانش آموزان و تفاوتهاي فردي آنان توجهي نمي شود . در اين شرايط تعليم و تربيت تحميل شده ، تهديد ، توبيخ جنبه رسمي به خود مي گيرد و اين خود باعث بي علاقگي و عدم پرورش استعدادها شده و افت تحصيلي را به دنبال دارد همچنين مقررات و شرايط نامناسب مدرسه ، کلاس و محيط داخلي مدرسه و جريانهاي اجتماعي آن ممکن است به طور کلي با نيازهاي کودکان و جامعه اي که آنها را در برگرفته است بيگانه و ناهماهنگ باشد از جمله ساختمان مدارس ، تجهيزات ، کتابها و برنامه هاي درسي ممکن است از عوامل اين بيگانگي به شمار آيند از عوامل مؤثر ديگر در اين ارتباط مي توان از مدت زمان و تعداد جلسات کلاس در هر روز ، مدت زماني که براي انجام تکاليف در منزل تعيين مي شود و تعداد روزهاي حضور در مدرسه در هر هفته و همچنين چگونگي روابط معلمان و مسئولان مدرسه با دانش آموزان و اولياء آنان نيز نام برد .

۵ - نامتناسب بودن روشهاي ارزشيابي و سنجش يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و تأکيد زياد بر امتحانات

از آنجا که آموزش و پرورش عمومي حق همه افراد جامعه است پس بايد افراد جامعه به اهداف و نتايج پيش بيني شده براي اين سطح آموزش و پرورش برسند . در نتيجه افت تحصيلي در آن بي معنا خواهد بود نظر به اينکه يادگيري فرآيندي پويا و ممتد است نه ثابت و مقطعي ، بنابراين تقسيم بندي تغيير و تحولات مداومي که فرد در جريان يادگيري با آنها روبروست به مراحل دلخواه تحصيلي و ارائه آزمونهايي براي اندازه گيري يادگيري او در خلال يا در پايان هر يک از مراحل به منظور تعيين سرنوشت او نمي تواند توجيه پذير باشد . زيرا نمرات امتحاني به شخصي که امتحانات را تصحيح مي کند وابستگي دارد و شايستگي معلمان در تدريس از يک موضوع درسي به موضوع درسي ديگر متفاوت است پس ارزش نمرات امتحاني متفاوت است . تأکيد زياد بر نمرات امتحاني هدفهاي اصلي آموزش و پرورش را به مخاطره مي اندازد و نمره به صورت هدف در مي آيد و به جاي تأکيد بر پرورش قدرت خلاقيت وابتکار و جرأت و جسارت ، بر حفظ و ذخيره دانشهاي ساخته و پرداخته کنوني در ذهن تأکيد مي کند .

دانش آموزان به طور کلي در فعاليتهاي اوليه تحصيلي شان تقريباً ياد مي گيرند که به نظام نمره گذاري و ارتقا گواهينامه گزارشهاي تحصيلي اهميت قائل شوند امتحانات در صورتي توجيه پذيرند که نقاط قوت و ضغف دانش آموزان را نشان داده و زمينه پيشرفت آنان را فراهم نمايد .

علل خارجي

خانواده و نقش آن بر افت تحصيلي

۱ - محروميت فرهنگي

۲ - فقر و محروميت اقتصادي

۳ - عوامل عاطفي و رفتاري خانواده

۴ - فقدان والدين

۵ - بي سوادي والدين

۶ - تعداد اعضاي خانواده

هر انساني قسمت اعظم زندگي خود را در خانواده سپري مي کند . خانواده به اولين گروه خويشاوندي يک کودک اطلاق مي شود و نخستين پيوند ميان کودک و محيط اطراف است . کودک در آنجا پندارهاي اوليه درباره جهان خارج را فرا مي گيرد . از لحاظ جسمي و ذهني رشد و پرورش پيدا مي کند . سخن گفتن و هنجارهاي اساسي رفتار را ياد مي گيرد و سرانجام نگرشها ، اخلاق و روحياتش در خانواده شکل مي گيرد و به عبارت ديگر اجتماعي مي شود .

اعم عواملي که تحت عنوان عوامل اجتماعي - خانوادگي مطرح مي شود در ذيل ذکر مي شود :

۱ - محروميت فرهنگي

کودک دچار فقر فرهنگي ، کودکي است که از فقر زباني ، تجربي ، شناختي و شخصيتي و دامنه وسيعي از نگرشها ، هنجارها و ارزشهاي بدون معيار رنج مي برد و با توجه به اين موارد است که فرصتهاي برابر آموزش ، شانس مساوي در برخورداري از تعليم و تربيت را فراهم نمي کند . زيرا بسياري از افرادي که وارد نظام آموزشي مي شوند اين بار محروميت فرهنگي است که آهنگ برخورداري آنان را معين مي کند .

هر چه امکانات فرهنگي خانواده زيادتر باشد امکان رشد توانايي هاي هوشي کودکان زيادتر مي شود و برعکس فقر محيط فرهنگي اثرات منفي بر رشد عقلي و شناختي کودکان دارد و در نتيجه موجبات افت تحصيلي را به وجود مي آورد .

۲ - فقر و محروميت اقتصادي

کودکاني که متعلق به خانواده هايي با پايگاه اقتصادي و اجتماعي فوق العاده پائين بوده و تواماً با فقر اقتصادي و فرهنگي مواجه اند ، از انگيزه تحصيلي بسيار پائين برخوردارند . از سوي ديگر در کنار فقر فرهنگي و محروميتهاي محيطي ، شرايط اقتصادي - اجتماعي حاکم بر جامعه نيز در چگونگي تبلور انگيزه هاي رشد و پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان نقش بسزايي دارد .

فقر و نداري به شکلهاي گوناگون موانعي را در جهت پيشرفت تحصيلي به وجود مي آورد از قبيل :

  •  نامناسب بودن مکان زندگي از جهت آب سالم ، نور و فضاي اتاق ، رفت و آمد و شلوغي و سر و صدا،  آلودگي هوا ، نبودن مکان براي کارهاي شخصي .

  • نامناسب بودن امکانات بهداشتي و تغذيه و در نتيجه ابتلا به انواع بيماريها و سوء تغذيه و کمبود خواب

  • کارکردن در خارج از منزل که مانع رفتن آنها به مدرسه يا باعث حضور نامرتب آنان در کلاس مي شود .

  • يکي از عوامل منفي خانوادگي که همواره منشاء انحراف توجه کودک از تحصيل مي گردد جابجائي وظايف والدين و فرزند است . از جمله جابجائي ها که ارتباط قابل توجهي با افت تحصيلي دارد ، اشتغال کودکان است . به اين ترتيب کودکان در سني به کار و اشتغال مي پردازند که معمولاً از آنها انتظار مي رود درآن مقطع بيشتر به نقشهاي مورد انتظار از جمله تحصيل بپردازند . عدم تامين نيازهاي مالي خانواده و نياز به نيروي کار کودک از دلايل عمده اشتغال کودکان در سنين پائين است که در اين زمينه صرف وقت و نيروي بسيار در اشتغال ، باعث افت تحصيلي آنها مي شود . اشتغال دانش آموزان انرژي جسمي و ذهني شان را براي يادگيري دروس کاهش مي دهد . به اين ترتيب کودکان ممکن است به دليل عدم حضور فعال و مستمر در محيطهاي آموزشي نتوانند به نحو مطلوبي به تحصيل ادامه دهند .

وضعيت اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خانواده در نظام ارزشها به ويژه در روش تربيت فرزندان تأثير مي گذارد . در بعضي از خانواده ها پيشرفت کودکان در امر تحصيل به عنوان يکي از ارزشهاي مهم تلقي مي شود . اين گونه خانواده ها براي پيشرفت فرزندان خود اهميت زيادي قائل هستند .

آنان اغلب با مدرسه و معلم و فرزندان خود در ارتباطند . ولي اعضاي طبقه کارگر ارزش پائين تري براي آموزش و پرورش قائل هستند همچنين آنها تأکيد کمتري بر آموزش رسمي دارند و آن را وسيله اي براي پيشرفت شخصي قلمداد نمي کنند .

۳ - عوامل عاطفي و رفتاري خانواده

رفتار والدين با يکديگر و تعامل آنها با کودک و به طور کلي جو عاطفي خانواده به عنوان يکي از مهمترين عوامل مؤثر در رفتار و سازگاري کودک به شمار مي رود . پذيرش يا طرد کودک از جانب والدين و رابطه فرزندان با يکديگر ، بهداشت رواني کودک را تحت تأثير قرار مي دهد . کودکي که در خانواده احساس تبعيض و طردشدگي و ناامني مي کند ممکن است از نظر بهداشت رواني مورد تهديد قرار گيرد .

و اين امر ، به تدريج باعث مي شود که کودکان انگيزه يادگيري را از دست بدهند و اکثر آنها به گروه مردودشدگان و شکست خوردگان تحصيلي مي پيوندند . در خانواده هايي که جو عاطفي سالم در آنها وجود دارد و روابط عاطفي والدين با بچه ها و همچنين روابط اجتماعي مناسبي بين افراد خانواده برقرار است کودک احساس امنيت مي کند چنين کودکي از سلامتي رواني و پختگي عاطفي و رشد اجتماعي بهتري برخوردار است که طبعاً در سازگاري او با مدرسه و يادگيري و پيشرفت تحصيلي وي تأثير تعيين کننده دارد .

۴ - فقدان والدين

نبودن پدر يا مادر يا هر دو ، اختلافات خانوادگي ، جدايي والدين از يکديگر در خانواده ، باعث مي شوند شرايط امنيت رواني و عاطفي به شدت کاهش يابد و باعث افت تحصيلي شود . فقدان والدين باعث  آثار منفي رفتاري و عاطفي بر کودکان شده و به تبع آن بي علاقگي و آشفتگي هاي هيجاني ايجاد مي شود که هر يک به نوبه خود مي تواند عاملي براي افت تحصيلي دانش آموز باشد .

۵ - بي سوادي والدين

بي سوادي والدين موجب عدم درک وظايف مدرسه ، برنامه هاي آن و تداوم حضور مرتب دانش آموز در مدرسه مي گردد و مشکلاتي براي تحصيل دانش آموز و کار مدرسه فراهم مي کند . همچنين از نظر ناتواني در کمک فکري و عملي به امور برنامه درسي دانش آموزان در منزل ، از پيشرفت تحصيلي فرزندان آنان مي کاهد .

والدين با سواد علاوه بر نقش کمک رساني در آموزش فرزندان خود ، الگوي منسجمي از يک فرد باسواد نيز هستند . سواد والدين در تحصيل فرزندان نقش دو جانبه اي دارد . از يک سو براي آنها جنبه کمک آموزش دارد و از سوي ديگر انگيزه اي براي درس خواندن آنها مي شود . برخي از تحقيقات نشان داده اند کودکاني که در امور تحصيلي موفق هستند از والديني برخوردار هستند که تحصيلات بالاتري دارند .

۶ - تعداد اعضاي خانواده

امروزه در کليه جوامع بشري افزايش جمعيت يکي از مشکلات اساسي مي باشد و ازدياد روزافزون آن جامعه را تهديد مي کند و در نتيجه توجه اصلي پژوهشگران و صاحب نظران علوم اجتماعي و تربيتي را به خود جلب کرده است . تحقيقات نشان مي دهد مجموع تعداد خواهران و برادران در گروهي که داراي افت تحصيلي هستند بيشتر است . زيرا هر خانواده مقدار محدودي از منابع از قبيل پول ، غذا ، فضاي زندگي ، رسيدگي و توجه والدين ، کنترل فرزندان و ... را دارد که هر چه تعداد اعضاي خانواده بيشتر باشد تعداد متوسط منابع براي هر کودک کمتر مي شود . در خانواده هاي پرجمعيت ، کودکان در مدتي که وقت خود را خارج از منزل صرف مي کنند احساس آرامش بيشتري مي کنند و از طرفي در اين خانواده ها والدين کمتر مي توانند فعاليتهاي خارج از منزل فرزندان خود را تحت نظر داشته باشد .

علل فردي

۱ - هوش

۲ - انگيزش

۳ - توجه

۴ - آشفتگيهاي عاطفي و هيجاني

۵ - جنسيت

۶ - نارسائيهاي جسماني

بسياري از مسائل مربوط به يادگيري و نابهنجاري هاي دانش آموزان از علتهاي پنهاني که در تفاوتهاي فردي نهفته است ناشي مي شود . شناخت تفاوتها موجب بهبود کيفيت آموزش و پرورش و کاهش افت تحصيلي مي شود . مساله تفاوت هاي فردي به ويژگيهاي شناختي ، روانشناختي و شخصيتي از قبيل هوش ، انگيزش ، اعتماد به نفس ، توجه ، نارسائيهاي جسمي و غيره مربوط مي شود  . براي پي بردن به علل اين تفاوتها لازم است که به علل وراثتي و محيطي و تأثير متقابل اين دو عامل بر هم اشاره شود . افراد از يک طرف با خصوصيات وراثتي معين به دنيا مي آيند و از طرف ديگر در شرايط و محيطهاي گوناگون پرورش مي يابند . بنابراين تفاوتهاي افراد نتيجه کنش متقابل بين محيط و وراثت است مهمترين عوامل فردي که در مردودي و افت تحصيلي نقش دارند عبارتند از :

۱ - هوش

بدون شک يکي از عومل مهم افت تحصيلي کمبود هوش و توانايي ذهني است . هوش هر فرد را مي توان به دو نوع هوش عمومي و اختصاصي تقسيم کرد . هوش عمومي نوعي توانايي است که در اغلب فعاليتهاي انسان خود را نشان مي دهد . هوش اختصاصي استعداد و توانايي خاصي است که فرد در يک يا چند زمينه خاص دارد . اگر به نمرات دروس مختلف يک دانش آموز بنگريم مي بينيم که نوعي رابطه بين آنها وجود دارد که حاکي از هوش عمومي است يعني اين طور نيست که آن دانش آموز در يک درس بسيار قوي و در درس ديگر بسيار ضعيف باشد . از طرف ديگر ممکن است کمي تفاوت ديده شود مثلاً در درس علوم بهتر از تاريخ باشد که اين نشاندهنده هوش اختصاصي است . افراد از نظر ميزان برخورداري از هوش عمومي با يکديگر تفاوتهاي بسياري دارند که بايد به آنها توجه شود .

کودکان و نوجوانان از نظر ظرفيت هوش با هم متفاوت هستند زيرا بهره هوشي افراد نتيجه تعامل بين وراثت و محيط است . بنابراين کودکان با ظرفيت متفاوت به دنيا آمده و در شرايط محيطي مختلف بهره هوشي خود را مي يابند . بديهي است درصد قابل توجهي از دانش آموزان که از نظر هوشي پائين تر از ميانگين هستند ، در گروه دانش آموزان مرزي قرار دارند و احتمال اينکه اين دانش آموزان شکست تحصيلي را بيشتر تجربه کنند زياد است . اين دانش آموزان اغلب در مدارس عادي حضور دارند و نيازمند توجه خاص معلمان و مشاوران مجرب هستند . برخي از تحقيقات نشان داده اند که انگيزه تلاش در اين گونه دانش آموزان به دليل عدم درک فهم مطالب درسي ، اندک است .

۲ - انگيزش

انگيزش چيزي است که ما را از ملالت به سوي علاقه حرکت مي دهد . انگيزش عبارت از آن چيزي است که به ما انرژي مي دهد و فعاليتهاي ما را هدايت مي کند گاهي انگيزش را به موتور و فرمان يک اتومبيل تشبيه مي کنند . انگيزه در واقع موتور حرکت هر فردي است . يکي از دلايل افت تحصيلي نداشتن انگيزه پيشرفت مي باشد . آنهايي که داراي انگيزه پيشرفت بالا هستند به تکاليفي روي مي آورند که درجه دشواري آن در حد متوسط باشد و از تکاليف خيلي آسان يا خيلي متوسط دوري مي کنند. چون تکاليف آسان براي آنها مبارزه اي به حساب نمي آيد و ايجاد نگيزه نمي کند و انجام دادن تکاليف آسان فصيلتي به شخص نمي بخشد به اين دليل است که تکاليف دشوار براي آنهايي که خواستار پيشرفت هستند انگيزه آفرين نيست آنهايي که نياز به پيشرفت پايين دارند به تکاليف نيمه دشوار روي مي آورند و آنهايي که ترس شديد از شکست دارند به سوي تکاليف آسان مي روند که احتمال موفقيت در انها بسيار است و احتمال شکست بسيار کم و يا اينکه به سوي تکاليف خيلي دشوار مي روند که بهانه اي براي آنها باشد . روانشناسان در پژوهشها دريافته اند که نقش انگيزش در مسائل يادگيري و پيشرفتهاي تحصيلي خيلي مؤثر تر از درجه هوش شاگردان است .

۳ - توجه

براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط توجه به آن است بديهي است اگر دانش آموز از هوش بالايي برخوردار باشد ولي به مطلب توجه نکند ، نميتواند آن را فرا گيرد ، بنابراين بايد خاطر نشان کرد علت افت و شکست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از دامنه توجه پايين است و نيز عدم تمرکز حواس هنگام مطالعه و انجام تکاليف درسي نيز يکي از علل شکست و افت تحصيلي مي باشد .

۴ - آشفتگيهاي عاطفي و هيجاني

مشکلات عاطفي و هيجاني دانش آموزان در مقاطع مختلف رشد مي تواند باعث افت تحصيلي آنان شود که مهمترين آنها را به اختصار توضيح مي دهيم .

  • اضطراب و نگراني

يکي از عوامل عاطفي که در يادگيري فرد تأثير سوء دارد اضطراب است . اضطراب در يادگيري اختلال ايجاد مي کند. اين عامل در حالت شديد مي تواند افت تحصيلي را باعث گردد چرا که فرد نمي تواند تمام قواي فکري و رواني خود را در هنگام يادگيري مطالب به کار گيرد . علت اضطراب و نگراني مي تواند ناشي از ترس از امتحان ، نمره ، معلم يا اختلالات عاطفي - رفتاري خانواده و غيره باشد . وجود اندکي اضطراب در انسان به عنوان يک حالت عاطفي و هيجاني نه تنها طبيعي است بلکه فقدان کامل آن مي تواند مشکلاتي را پديد آورد . اما همين اضطراب که چاشني زندگي است و انسان را به کار و کوشش و تکاپو وا مي دارد اگر از حد اعتدال خود تجاوز کند بسيار زيان بخش خواهد شد وجود اندکي اضطراب در دانش آموزان براي مدرسه و تکاليف آن ضروري است و موجب احساس مسئوليت ، برنامه ريزي و مطالعه بيشتر آنها مي شود حتي در مواردي که برخي از دانش آموزان نسبت به درس ، امتحان و مدرسه هيچگونه مسئوليتي احساس نمي کنند گاه لازم است که معلمان يا اولياء با تشريح عواقب قصور ، کوتاهي و تنبلي دانش آموزان مقداري اضطراب در آنها ايجاد کنند . اما از طرف ديگر مطالعات متعددي نشان داده است که اگر اضطراب شديد باشد کاهش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان را به همراه خواهد داشت . به بيان ديگر يکي از دلايل اساسي افت تحصيلي ، تجديدي و مردودي دانش آموزان ،  اضطراب امتحان است که برخي مطالعات سهمي در حدود ۱۵ تا ۳۰ درصد را نشان داده اند .

۵ - جنسيت 

از ديگر متغيرهاي فردي که مي تواند تفاوتهايي را در پيشرفت يا افت تحصيلي دانش آموزان ايجاد کند جنسيت مي باشد .  برخي از محققان معتقدند که دختران در علوم انساني و پسران در علوم رياضي و فني توانايي بهتري دارند همينطور ميزان مردودي در پسران به مراتب بيشتر از دختران مي باشد . مسئله ديگر نحوه تفکر دانش آموزان است . به طوريکه دانش آموزاني که در امر تحصيل با شکست مواجه مي شوند اين امر را به فقدان توانايي خود نسبت مي دهند و خود را ناتوان مي پندارند . در آنها احساس عدم شايستگي ايجاد مي شود و به تبع کاهش عملکرد را به دنبال دارد که خود باعث دور باطل و شکستهاي پي در پي مي شود .

۶ - نارسائيهاي جسماني

نارسائيهاي جسمي و بيماريها ممکن است سبب پيدايش ناراحتيهاي جسمي خاص در دانش آموزان شده به طوريکه در برنامه هاي تحصيلي کودک مزاحمت ايجاد کرده و در نهايت به افت تحصيلي منجر شود . نارسائيهاي جسماني خود به انواع مختلف تقسيم مي شود که در اينجا به اختصار به چهار نوع از آنها اشاره مي شود .

الف ) ضعف بنيه : دانش آموزاني که ضعف بنيه دارند  و از سلامت کامل برخوردار نيستند نمي توانند زياد فعاليت و کوشش کنند و به خاطر آمادگي براي انواع بيماري از پيشرفت تحصيلي باز مي مانند .

ب ) ضعف بينايي و شنوايي :

آنهايي که دچار ضعف در بينايي و شنوايي هستند درس را خوب درک نمي کنند و خودبخود افت تحصيلي دامنگير آنها خواهد شد . مطابق تحقيقات انجام شده ملي و بين المللي حدود دو درصد از کودکان و دانش آموزان بدون اينکه از عينک و سمعک استفاده کنند وبي آنکه شناسايي شده باشند دچار نارسايي بينايي و شنوايي هستند . در واقع يکي از مهمترين عوامل افت تحصيلي همانا ضعف بينايي و شنوايي است .

ج )‌ناراحتيهاي جسمي - حرکتي

ناراحتيهاي مربوط به مراکز عصبي و ناهماهنگي هاي حسي و حرکتي مانند صرع ، فلج مغزي نيز مي تواند باعث افت تحصيلي شود .

د ) مشکلات ارتباطي :

دانش آموزاني که با ديگر دانش آموزان و معلمان ارتباط برقرار مي کنند مشکلات خود را با آنها حل مي کنند ولي ان دسته از دانش آموزاني که از اين نظر مشکل دارند و نمي توانند با ديگران روابط حسنه برقرار کنند ومنزوي و گوشه گير هستند ناچارند که مشکل خود را به خود بازگو کنند که به دور تسلسل خواهند رسيد و مشکل آنها باعث افت تحصيلي در آنها خواهد شد .

۷ - مشکلات رفتاري

در بعضي از مواقع مشکلات رفتاري ، باعث افت تحصيلي مي شوند . برخي از محققان معتقدند که اختلالات رفتاري ، رفتارهاي افراطي ، مزمن و انحرافي هستند که گستره آن شامل اعمال تهاجمي يا برانگيختگي ناگهاني تا اعمال افسرده گونه و گوشه گيرانه مي باشد .

دانش آموزاني که داراي مشکلات رفتاري هستند توانايي ايجاد تمرکز و انگيزه لازم براي يادگيري ندارند و کمتر قادر به شرکت در کلاسهاي عادي هستند زيرا به طور متوالي شکست را تجربه مي کنند .

از مشکلات و عوامل فردي ديگري که در امر افت تحصيلي و مردودي دخيل است مي توان عزت نفس پايين ، ناتوانائيهاي يادگيري ،‌ دوزبانگي دانش آموزان را نام برد که هر کدام از انها احتياج به بررسيها و پژوهشهاي عميقي دارد .

پيامهاي افت تحصيلي و مردودي

۱ - اثرات افت تحصيلي بر کودکان

۲ - اثرات افت در محيط خانواده

۳ - هزينه هاي تحميل شده بر دولت

* بحث و نتيجه گيري

افت تحصيلي و مردودي را نمي توان فقط به عنوان يک مشکل فردي مورد توجه قرار داد . زيرا ابعاد و پيامدهاي ناشي از آن خيلي فراتر و وسيع تر از مسائل شخصي و فردي است . از آنجائيکه مسئله افت تحصيلي و مردودي پيامدهاي گسترده را در بر مي گيرد در اين اختصار به برخي از آنها اشاره مي کنيم.

۱ - اثرات افت تحصيلي بر کودکان

پايان سال تحصيلي براي کودکي که مردود شده است لحظه اي بحراني است . زيرا شکست ، تصوري را که کودک از خود دارد دگرگون مي سازد و نيز عقيده ديگران را نسبت به او عوض مي کند . اين تغييرات در شخصيت در حال تکوين و تشکيل کودک بسيار ظريف و آسيب پذير است و آثار نامطلوب به جاي مي گذارد . بسيارند دانش آموزان شکست خورده که از خانه مي گريزند يا به مواد مخدر پناه مي برند و يا حتي اقدام به خودکشي مي کنند . در ضمن تجربيات موفق مدرسه باعث نگرش مثبت به خود مي شود .  اما تجربيات ناموفق مدرسه به مفهوم منفي مي انجامد که در نتيجه آن فرد ممکن است دچار دي منفي نسبت به خود شود . اگر محيط مدرسه براي دانش آموزان شواهدي که حاکي از شايستگي و لياقت وي در کار مدرسه باشد طي چندين سال خصوصاً سالهاي نخست تحصيلي فراهم بياورد و اين تجارب موفقيت آميز در چهار پنج سال بعد نيز تکرار شوند . مطمئناً براي مدت نامحدودي در فرد نوعي مصونيت در برابر بيماريهاي رواني ايجاد مي شود . چنين فردي قادر خواهد بود تا بدون تحمل رنج و عذاب بر بحرانها و فشارهاي شديد زندگي غلبه کند . اگر يک کودک صرفنظر از سابقه زندگي اش بتواند در مدرسه موفق شود براي موفقيت در زندگي نيز شانس فوق العاده اي دارد و در صورتي که در يکي از مراحل آموزش خود ( مدارس ابتدائي ، دبيرستان يا دانشگاه )‌ با شکست مواجه شود شانس او براي موفقيت در زندگي به مقدار زيادي کاهش پيدا مي کند .

۲ - اثرات افت تحصيلي در محيط خانواده

براي خانواده ها قبول چنين شکست در تحصيلات فرزندانشان بسيار سنگين و دردآور است و باعث مي شود که رفتارشان نسبت به کودک شکست خورده تغيير کند و در هر حال اين واقعه موجب برهم خوردن تعادل عاطفه خانواده و مخصوصاً تعادل بين کودک شکست خورده و خانواده مي گردد . براي خانواده ها نيز شکست فرزندان دردناک است و بر آن مي شوند تا مسئول آن را پيداکنند و معمولاً يا مدرسه را مسئول مي دانند يا فرزند خود را در هر حال اين واقعه موجب برهم خوردن تعادل محيط خانوادگي مي شود . بسياري از خانواده هاي کم درآمد از ادامه تحصيل فرزند خود نااميد مي شوند و او را وادار به کار مي کنند واين خود سبب ترک تحصيل مي شود .

۳ - هزينه هاي تحميل شده بر دولت

هزينه تحميل شده بر دولت شامل :

الف ) اتلاف هزينه هاي جاري اداره مؤسسات آموزشي توسط دولت

ب ) اتلاف سرمايه گذاري هاي ثابت براي احداث و تجهيز فضاهاي آموزش و پرورش

* بحث و نتيجه گيري

همانطور که در ابتداي بحث گفتيم تعليم و تربيت کودکان و نوجوانان از اهميت شاياني برخوردار است چرا که نهايتاً بر پيشرفت و توسعه هر جامعه اي تأثير مي گذارد . متأسفانه عوامل زيادي بر جريان آموزش تأثير مي گذارد و موجبات افت تحصيلي را فراهم مي کند . شناخت اين عوامل مي تواند به برنامه ريزي در زمينه کاهش اين معضل کمک نمايد . بخشي از اين افت ناشي از مشکلات موجود در نظام آموزشي است .

آموزش و پرورش بايد در تعيين اهداف مناسب آموزشي تجديد نظر کند و با توجه به تغيير شرايط اجتماعي و شناخت صحيح گروه هدف خود يعني دانش آموزان ، زمينه هاي جامعه پذيري شان را فراهم نمايد . زيرا هدف تعليم و تربيت بايد آماده کردن افراد براي زندگي بهتر باشد ، متأسفانه در نظام آموزشي موجود کشورمان ، تأکيد بر پيشرفت تحصيلي است تا يادگيري در معناي واقعي کلمه . نظام آموزشي بايد زمينه لازم را براي تفکر خلاق فراهم کند و پاسخگوي نياز افراد باشد . وضعيت موجود موجب افت انگيزه و سرخوردگي دانش آموزان مي گردد زيرا به جاي اينکه ذهن آنها را وادار به انديشه و خلاقيت نمايد آن را تبديل به صندوقچه محفوظات کرده است . اين امر از اهميت فوق العاده اي برخوردار است چرا که وزارت آموزش و پرورش از متوليان تعليم و تربيت نسل جديد است و اگر در ساختار ، محتواي دروس و تعريف اهداف و محصولات آموزشي تجديد نظر نکند بايد منتظر عواقب شومي باشيم .

يکي ديگر از عوامل مؤثر بر افت تحصيلي ومردودي عوامل خانوادگي است . مطالعات نشان داده اند که کودکان با خانواده هاي فقير ،‌تحصيلات و درآمد پايين ، کودکاني که در خانواده آنها مشاجرات زياد است ، بيشتر احتمال دارد مردودي را تجربه نمايند . از عوامل ديگري که با ترک تحصيل رابطه دارند . سطح موفقيت شغلي والدين ، نبودن پدر و مادر در خانه و وسائل کمک آموزشي در خانه را مي توان نام برد . مي توان با تقويت رابطه مدرسه و خانواده از طريق آموزشهاي عملي و تشکيل گروههاي خاص مثل گروههاي هميار ، تأثير سوء عوامل خانوادگي هر چند اندک را به حداقل رساند . انجمن اولياء و مربيان مي تواند در جهت اين هدف گام جدي تري بردارد . در زمينه عوامل فردي مؤثر بر افت تحصيلي مي توان با توجه به استعدادهاي بالقوه فرد از طريق آموزش هاي مناسب در جهت رفع آشفتگيهاي عاطفي ، هيجاني ، مشکلات رفتاري و به منظور تقويت انگيزه دانش آموزان برنامه ريزي کرد .

افت تحصيلي را نبايد ناديده گرفت زيرا از طرفي بين افت تحصيلي ، مردودي و ترک تحصيل رابطه وجود دارد . مطالعاتي که به بررسي ارتباط بين مردودي و ترک تحصيل در دبيرستان پرداخته اند همواره نشان داده اند که اکثر دانش آموزاني که تجربه مردودي دارند عاقبت مدرسه را رها مي کنند . برخي از محققان گزارش کرده اند که ترک تحصيل کنندگان پنج برابر بيشتر از ديگر دانش آموزان تجربه مردودي دارند .

بنابراين اگر بطور جدي در جهت کاهش افت تحصيلي و نهايتاً مردودي و ترک تحصيل اقدام شود منابع جامعه خصوصاً مابع انساني ، اين گنجينه هاي ملي به هدر خواهد رفت . با توجه به تمام مطالب اين مقاله بايد گفت آموزش و پرورش نيازمند تحول است . در نظام آموزشي بايد تجديد نظر کرد و با بررسي کارشناسانه ، زمينه لازم را براي رسيدن به اهداف مناسب آموزشي و آماده کردن افراد براي زندگي و تأمين آينده فراهم نمود .

درجهت پيشبرد اين اهداف ، آموزش و پرورش مي تواند ديگر نهادها و سازمانها را با خود همراه کند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اضطراب صحبت کردن در برابر جمع | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:43 قبل از ظهر  

 

اضطراب صحبت کردن در برابر جمع

يکي از شايع ترين ترس هاي بزرگسالان ، اضطراب صحبت کردن در جمع است . در حالي که درجاتي از اضطراب ،‌ جزء طبيعي صحبت کردن در جمع ، حضور و يا هر گونه اجرا در برابر جمع طبيعي و مورد انتظار تلقي مي شود ، عده اي چنان مضطرب مي شوند که توانايي صحبت کردن آنها مختل مي شود .

افرادي که دوره حاد اضطراب عملکرد را طي مي کنند ، ممکن است احساس انزوا کنند ،‌ زيرا آن ها از مهماني ها يا گردهمايي ها ي اجتماعي مي پرهيزند ، چه بسا آنها از ثبت نام در کلاس هاي معيني خودداري ورزند ، زيرا آن دروس مستلزم مشارکت در کلاس و صحبت کردن است ،‌ يا ممکن است از مشاغل معيني بپرهيزند يا حتي فرصت ها و نيز ارتقاي شغلي را به خاطر تماس هاي عمومي يا صحبت کردن در جمع از دست بدهند .

نشانه هاي اضطراب عملکرد از فردي به فرد ديگر فرق دارد ، تقريباً هر کس نگران است مبادا در نظر ديگران سراسيمه ، کودکانه و بي خرد جلوه کند . به هنگام مواجهه با موقعيت هاي ترسناک ، خواه مهماني و خواه شرکت در بحث هاي کلاسي ، اغلب مردم نشانه هاي جسمي همراه با اضطراب را تجربه مي کنند ، اين نشانه ها شامل  لرزش ، تعريق ، دستان عرق کرده ، افزايش ضربان قلب ، کوتاهي تنفس ، تنش عضلات ، سرخ شدن يا گيجي ، از دست دادن رشته افکار ، يا ناراحتي گوارشي ، صداي لرزان و سرگيجه می باشند .

البته مي توان به مبتلايان به اضطراب ياري رساند . بسته به نيازها و هدف هاي فردي،‌  شکل کمک به مبتلايان اضطراب عملکرد تفاوت دارد . با اين حال ، تقريباً همه مداخلات در برخي ويژگي ها مشترکند :

اول آنکه الگوي اجتناب به تدريج شکسته مي شود تا فرد بتواند با موقعيت ترسناک به آرامي و نظامدار مواجه شود . اين بدان معني نيست که شخص مبتلا به اضطراب صحبت ،  بي درنگ سخنراني بلندی در جمع ارائه دهد . مثلاً ممکن است از شخص مبتلا به اضطراب صحبت کردن در جمع بخواهند که پرسش کوتاهي در کلاس مطرح کند و به تدريج به سمت تکاليف چالش انگيزتري سوق داده مي شوند ، مانند اظهار نظر در بحث هاي گروهي ، اما اگر شما از صحبت کردن در جمع دچار اضطراب مي شويد و مايليد اطلاعات بيشتري از روش هاي غلبه بر ترس بياموزيد ، صحبت کردن با متخصص بهداشت روان و روانپزشک توصيه مي شود .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

زنگ خطر اختلالات روانی در دوران بلوغ| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:42 قبل از ظهر  

چه علائمي در دوران جواني و نوجواني

زنگ خطر اختلالات رواني - رفتاري است ؟

شما به دلايل مختلف در برخي زمان ها يا بعضي شرايط دچار آشفتگي هاي هيجاني مي شويد . چنين حالاتي در رفتارهاي روزمره خيلي تکرار مي شوند و حتي بعضي از شما هم ممکن است که تحت هيچ شرايطي خشمگين نشويد . چنين حالات و تغييرات غيرطبيعي نيست و به عنوان اوقات تلخي عصبانيت و ناراحتي شناخته مي شود .

در دوره نوجواني و جواني ، تحولات اساسي و مهمي اتفاق مي افتد که اگر اين تغييرات در طي زمان و بر اساس تجربيات حاصل از برخورد صحيح به تدريج ايجاد شوند و نوجوانان و جوانان اطلاعات کافي در اين زمينه کسب کنند ، تعادل رواني آنها تضمين مي شود .

علائم هشدار دهنده دوره نوجواني

  1. عدم توانائي به تأخير انداختن تمايلات

  2. اضطراب و افسردگيهاي غيرگذرا ، عصبانيت هاي مکرر و زياد

  3. اختلالات در عملکرد تحصيلي

  4. پوشيدن لباس هاي غيرعادي يا آرايش هاي افراطي

  5. اختلال در مراقبت از خود در زمينه هاي بهداشتي

  6. استفاده حتي تفريحي از سيگار و يا ساير مواد مخدر

  7. تک بعدي شدن ( اصرار وسواس گونه و غيرمنطقي در انجام بخشي از امور و فراموش کردن ساير جنبه هاي ضروري زندگي )

  8. گوشه گيري ( قطع يا کاهش روابط اجتماعي )

  9. احساس بدشانسي مستمر

  10. خودآزاري يا ديگر آزاري

  11. فرار از مدرسه ، غيبت شبانه از خانه

علائم هشدار دهنده دوره جواني

  1. احساس مفرط درماندگي و بي ارزشي پس از شکست در کنکور

  2. ترک خدمت و غيبت هاي طولاني و بي دليل از خدمت سربازي

  3. تعويض مکرر شغل و غيبت هاي غيرموجه از محيط کار و کم کاري

  4. عصبانيت و کم حوصلگي در برخورد با اطرافيان و همکاران

  5. دو دلي هاي مداوم در تصميم گيري هاي مهم زندگي مثل انتخاب شغل و ازدواج

  6. دعواهاي مکرر و خشونت فيزيکي با افراد خانواده

  7. احساس نااميدي مفرط و فلق افسرده

  8. گوشه گيري و انزواي اجتماعي مفرط

  9. رفتار وافکار عجيب و غريب و کلام نامفهوم

  10. احساس مداوم تشويش و دلهره و نگراني بي دليل

عواقب خطر در دوران نوجواني

  1. عدم موفقيت در تحصيل

  2. بيکاري

  3. ازدواج ناموفق

  4. حاملگي ناخواسته

  5. اعتياد

  6. مشکلات اقتصادي

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

ترس از مدرسه | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:41 قبل از ظهر  

 

ترس از مدرسه

 

مي توان گفت ، هيچ ويژگي و مهارتي وجود ندارد که بچه ها براي پيشرفت در مدرسه به آن نياز نداشته باشند . برخي از ويژگي ها و مهارت ها عبارتند از : بهداشت خوب و سلامت جسماني ، بلوغ فکري و اجتماعي ، مهارت هاي زباني ، توانايي حل مسأله ، تفکر خلاق و اطلاعات عمومي درباره جهان .

در حالي که به فرزند خود کمک مي کنيد در هريک از زمينه هاي يادشده پيشرفت کند ، به خاطر داشته باشيد که :

  • ميزان پيشرفت بچه ها متفاوت است .

  • بعضي بچه ها در بعضي زمينه ها قوي ترند .

همچنين به خاطر داشته باشيد که آماده شدن براي مدرسه ، تا حدي به انتظارات مدرسه مورد نظر از دانش آموز بستگي دارد . ممکن است مدرسه اي بخواهد ، کودک در گوشه اي ساکت بنشيند و الفبا بياموزد و مدرسه ديگري انتظار داشته باشد ، دانش آموز با بچه هاي ديگر پيش برود .

به نظر مي رسد ، بچه هايي که مي توانند خود را با انتظارات مدرسه وفق دهند ، از آمادگي بهتري برخوردارند . ممکن است شما دوست داشته باشيد از مدرسه فرزند خود ديدن کنيد و از انتظارات مدير و معلمان مدرسه اطلاع يابيد و درباره اختلافات نظر خود با آن ها به بحث بپردازيد . هر چند مدرسه ها در برنامه هاي خود اولويت هاي متفاوتي دارند ، اما بسياري از مربيان درباره عواملي که در موفقيت دانش آموزان نقش بسزايي دارند هم عقيده اند .

روانشناسان معتقدند ترس يک حالت هيجاني است نسبت به خطر يا يک محرک مضر که شخص از آن آگاه است . عامل ترس مي تواند يک شي باشد ، يک انسان يا مسئله و موقعيت شخص .

ترس غيرمنطقي از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal  به معني امتناع از مدرسه رفتن است و يکي از نشانه هاي اضطراب جدايي از والدين ،‌خانه ، خانواده يا شرايطي است که به آن دلبسته و وابسته شده بود .

امتناع از مدرسه رفتن در هر سني ديده مي شود . اما معمولاً در ابتداي هر مقطع به صورت واضح تر و عيني تر خود را نشان مي دهند . تقريباً اين مسئله در بين پسرها و دخترها در سنين آغاز مدرسه به طور يکسان ديده مي شود ، اما در سطح بالاتر با اندکي تفاوت از يکديگر سبقت مي گيرند . در خانواده هايي که بچه ها با فاصله هاي زياد از يکديگر متولد مي شوند شايعتر بوده و همانطور که گفته شد شايع ترين دليل ترس از مدرسه در بين کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشي از اضطراب جدايي از والدين بخصوص مادراست .

معمولاً مادران بچه هايي که دچار اضطراب جدايي هستند شخصيتي افراطي ، مضطرب ، بيش از اندازه حمايت کننده ، مردد ، غيرمنطقي ، حساس و عاطفي ( سمپاتيک ) دارند که اضطراب خود را با بيان افکار منفي و اضطراب آلود و عمل خود به بچه ها منتقل مي کنند .

اغلب مادران کودکاني که ترس مدرسه دارند ، افرادي وسواسي ، کم تحمل ، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود با يکي از نزديکانشان در کودکي دچار همين مشکل بوده اند .

ترس يا امتناع از مدرسه بيش از آنکه علت شخصيتي ، عاطفي يا ... داشته باشد ، ناشي از يادگيري است . مادر يا پدري که در ارتباط خود با کودکان مفاهيم و نکته هاي منفي از محرکها و مکانهايي مثل مدرسه يا درس خواندن مي دهند وقتي تجربه هاي منفي توآم با وحشت و ترس و اضطراب ، خود را از دوران تحصيل و مدرسه ،‌تنبيه و توبيخ ها به بچه ها انتقال مي دهند و از آنها مي خواهند مواظب رفتارهايشان باشند ، خواه ناخواه ، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان مي کارند .

راهکار

والدين تجارب افکار بازخوردهاي منفي خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند ، با تأکيد بر مراحل مختلف رشد کودکي و نوجواني و تغييرات هر مرحله والدين رفتارهاي خود را متناسب با اين تغييرات تغيير دهند.. در سنين ابتدايي از ترساندن بچه ها ، ايجاد رعب و ترس از معلم ، تشبيهات ( اگر بچه خوبي نباشد ميگم معلم تو را تو کلاس حبس کند ) خودداري کنند . خاطرات ، يادواره ها و تجارب مثبت ، شاد و جالب خود با معلم هاي دوره ابتدايي را با بچه ها در ميان بگذارند ، از معلم ها با القاب خود ( با لبخند ) ياد کنند . آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه ها انتقال دهند ، پيش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولين ، معلم ها و محيط مدرسه آشنا کنند ،‌به هيچ وجه به خاطر ضعف در فهم يا انجام تکاليف ، تنبيه يا توبيخ نکنند . بچه هاي ديگر را به رخشان نکشند ، تفريحات آنها را محدود نکنند و دليلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند . بچه ها را در دوره ابتدايي به خود وابسته نکنند ، سعي کنند روشها را با آنها بياموزند و بگذارند خودشان با کمک و ياري والدين در حد اعتدال تکاليفشان را انجام دهند ، براي جلوگيري از انزوا طلبي و دوري گزيني سعي کنند از دبيران در منزل استفاده نکنند ، آنها را تا مي توانند در محيط هاي آموزشي و حضور در جمع قرار دهند .

نکاتي براي مسئولان

براي کاهش هر چه بيشتر مشکل امتناع از مدرسه ،  سعي کنيد در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسي و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدايي و راهنمايي استفاده کنيد . مشاور با ايجاد روابط عاطفي پايدار خواهد توانست بچه ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شيوه برخورد با مسائل و مشکلات عاطفي و آموزشي را به آنها بياموزد .

محيط آموزشي و فيزيکي مدرسه ها را شادکنيم ، جذابيت مهمترين عامل جذب بچه هاست

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

آرامش جسم و روان در سايه معنويت | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:40 قبل از ظهر  

 

آرامش جسم و روان در سايه معنويت

 

معنويت مرحله ي است که  در آن معنا ، اميد ، آسايش و آرامش درون را درمي يابيم .

يکي از تأثيرات مهم معنويت در زندگي ، ارتقاء سلامت ( جسم و روان ) است .

حفظ سلامت مستلزم تغذيه مناسب ، ورزش و استراحت کافي ، پرهيز از عادات غلط مانند سيگار کشيدن است . اما باورهاي ما نيز بر سلامت و طول عمرمان تأثير مي گذارد .

مطالعات نشان داده اند که گرايشات معنوي قوي و نگرش مثبت موجب ارتقاي سلامت مي شود و بيماراني که گرايشات معنوي قوي دارند به بهبود خود از بسياري بيماريهاي مزمن کمک مي کنند .

معنويت مرحله ي است که طي آن افراد ، معني زندگي را درک مي کنند . اين معنا چيزي فراتر از خودمان است . در واقع معنويت همان چيزي است که آرامش و امنيت خاطر را فراهم مي کند .

افرادي با باورهاي مذهبي يا معنويت به واسطه بهره مندي از آرامش دروني کمتر دچار پاسخهاي استرسي مي شوند .

از طرفي سلامت روح و روان به ايجاد نگرش مثبت کمک مي کند و اين به نوبه خود احساس درد را کاهش مي دهد .

بر اساس مطالعات انجام شده باورهاي مذهبي قوي در افزيش توان جسمي افرادي که جراحي شده بودند مؤثر بود و حتي تأثير اين باورها در ترک اعتياد هم به اثبات رسيده است .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چرا مشاوره ؟ | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:39 قبل از ظهر  

 

چرا مشاوره ؟

انسان از لحظه تولد تا هنگام مرگ به ديگران وابسته و نيازمند است براي زنده ماندن از لحاظ جسماني ، رواني و اجتماعي به حمايت و مراقبت ديگران نيازمند است انسان برخلاف بسياري از موجودات زنده بدون رفتارهاي ارثي و غريزي متولد مي شود . نوزاد حيوانات در بيشه ها جنگل ها ميتواند بدون کمک بزرگترها دوام بياورد ولي نوزاد انسان نمي تواند . سالها طول ميکشد تا انسان براي بقاي مستقل خود از توجه مراقبت و محبت ديگران استقلال يابد به طوري که حتي مي توان گفت نياز انسان به توجه محبت و حمايت يک مبناي اساسي براي سازگاري مادام العمر يا فقدان آن را براي فرد خواهد بود و اين احساس نياز در همه دوران حيات انساني چشمگير بوده است .

رشد جسمي ، رواني و عاطفي و اجتماعي و حتي معنوي در خلاء و بدون ارتباط مؤثر با ديگران صورت نمي گيرد و بدون دريافت و ارائه خدمات اين فرايند شکل پويا و کارآمدي به خود نمي گيرد . اما به ميزاني که جوامع از حالت ساده و ابتدايي درمي آيند و برپيچيدگي آنها افزوده مي شود ، اين خدمات پرپيچيده تر مي گردند . يکي از اشکال تخصصي خدمات متقابل مشاوره است در تعريف : مشاوره را يک رابطه ي ياورانه ي  دونفري دانسته اند که تکيه بر نياز فرد به رشد و سازگاري و تصميم گيري و حل مشکل دارد .

* ضرورت مشاوره : مشاوره جزء حرفه هاي ياورانه (۱) محسوب مي شود . نياز به استفاده از اين خدمات و حرفه در نگاهي به چگونگي خلقت انسان از ابتدايي ترين دوره هاي تاريخي تا کنون قابل استفاده است . هر چه جوامع به عصر صنعتي شدن نزديکتر مي شوند اختلافات و تضادهاي گوناگون اجتماعي ، اقتصادي در آنان بيشتر به چشم مي خورد بويژه در جوامعي که اخيراً صنعتي شده اند يا در حال صنعتي شدن هستند اين تحول ازسنت به صنعت مشکلات گوناگوني را براي آحاد جامعه به دنبال آورده است که انسان هزاره سوم دچار بن بست ها ، بحران ها و حتي مواردي از آسيبها و چالشها شده است که از ديده جامعه شناسي و روانشناسي در خور تحقيق و بررسي است . رشد جوامع صنعتي باعث تراکم جمعيت و در نتيجه پيدايش مسائل پيچيده اجتماعي گرديده به تعاقب آن مشکلات اجتماعي نيز گسترده تر شده . اين تغييرات سريع که نسبت به گذشته با آهنگ رشد بيشتري روبروست سبب گرديده است که الگوي سازگاري نسبت به اين تغييرات سريع شکل نگيرد و انسان دنياي امروز با الگوي فرهنگي روبرو است که نتوانسته خود را با آن سازگار نمايد .

انسان در گذر اين فرآيند سريع به يک نوع گمگشتگي دچار شده است به همان ميزاني که سعي در تلاش براي رسيدن به جلوه هاي صوري اجتماعي مي نمايد از دنياي درون خود و انسان هاي ديگر فاصله مي گيرد.

شکاف ميان آدميان در جنبه هاي نسلي ، جنسي و نقشي محصول اين فاصله است اين تغييرات سريع که به موازات گسترش اجتماع و پيچيدگي نهادهاي آن بروز مي کند چيزهاي جديدي را بايسته مي نماياند که قبلاً حضور آنها احساس نمي شد من جمله سست شدن روابط اجتماعي و کاهش همبستگي عاطفي افراد که ناراحتي هاي روحي و رواني را باعث شده .

گسترش انواع مفاسد ، فحشا ، جنايات ، مواد مخدر و ساير جرم و جنايات موجب تشويش ، نگراني ، ناآرامي و عدم پايبندي به اصول انساني را در افراد و خانواده ها بوجود آورده و آنها را در معرض يک تند باد قرار داده است .

عدم سازگاري نسبت به تغييرات سريع و ناموزون جوامع سبب شده است که خانواده نه تنها شکل گسترده خود را از دست بدهد بلکه به تدريج از قالب هسته اي نيز دور شود و به شکل خانواده کپسولي درآيد . اين مسئله به افزايش نرخ طلاق در بيشتر کشورهاي جهان منجر شده است .

جامعه را مي توان به بدن انسان تشبيه کرد و ضرورت سالم بودن تک تک اعضاء و جوارح را براي دست يابي به سلامت کلي پذيرفت . اگر بخواهيم جامعه سالمي داشته باشيم بايد اين اعضاء از سلامت کامل برخوردار باشند و اين امر ميسر نميشود مگر با ارتقاء فرهنگ مشاوره و راهنمايي .

لذا تحول اجتماع از حالت ساده به پيچيده در تمامي ابعاد اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و حتي سياسي و تحولات مربوط به آن همچنين تحول جوامع از حالت سنتي و ديکتاوري به حالت دموکراسي و آزاد و قائل بودن افراد به آزادي انتخاب ، تصميم گيري و دارا بودن حقوق فردي و اجتماعي که آنها را به در خواست امکانات مناسب براي بروز و تجلي استعدادهاي خود مي نمايد .

و در عين حال توسعه علوم و پيدايش رشته هاي علمي متنوع همه و همه مي توانند از ضرورتهاي مهم فرهنگ مشاوره در جوامع مختلف خاصه در جامعه اي مانند خودمان باشد .

بعلاوه بر عوامل فوق شرايط گذار را نيز تجربه مي کند علاوه بر عوامل فوق که در سطح کلان مطرح مي باشد و ضرورت مشاوره را به عنوان يک حرفه ياورانه در سطح اجتماع محرز مي دارد . الزام مشاور در سطح فردي نيز قابل توجه است چرا که هر فرد تنش هاي رواني گوناگوني را در زمانهاي مختلف احساس مي کند .

اين تنش ها ممکن است ناشي از موقعيت هاي زيان آور زندگي يا پيامد تعارضهاي معين باشد . هنگامي که اين عوامل فشارزاي زندگي به چنان حدي برسد که توان القوه افراد فرصت و توانايي مقابله با آنها را نداشته باشد . در فرد هيجاني منفي و ناراحت کننده اي چون تحريک پذيري ، آشفتگي ، خستگي و درماندگي ، اضطراب ، فقدان تمرکز ، بي علاقگي به فعاليتهاي روزمره ، اختلال خواب ، عصبيت و ... پديد مي آيد . مؤثرترين روش مقابله و کارآمدترين فعاليتهاي حمايتي در اين موقعيتها مبتني بر اصول مشاوره و روان درماني است که تمرکز ان بر برقراري ارتباط با شخص مبتلا به ناراحتي ، درک و فهم مشکل و استفاده از درمانهاي شناختي ، رفتارهاي خاص جهت برخورد با مشکل است .

ارتباطي که در يک جو مبتني بر تعامل حسنه متقابل و يا هدف کمک به فرد براي يافتن راه خود و رسيدن به درجات بالاتري از کمال و معرفت و آگاهي بنا شده است .

اين رابطه حسنه ياري دهنده يا بر اساس پيشگيري اوليه مطرح مي شود يا ثانويه و ثالثيه . اصلي که در اين رابطه محور قرار مي گيرد آنست که در برخورد با مشکلات و ضروت حل آنها کمتر پيش مي آيد که فرد بتواند همه مشکلات خود را شخصاً حل کند و هميشه درست تصميم بگيرد و بهترين راه حل عملي را انتخاب کند و لذا به کمک ديگران  نيازمند است .

*  هدف مشاوره :

اگر چه افراد توانايي حل مشکلات خود را دارند پس توانايي فکر کردن ، دوباره فکر کردن ، تصميم گرفتن ، رفتار کردن و تغيير رفتار خود را دارند اما ممکن است در اين راه اشتباه کنند يا اگر تصميم درست گرفته اند سرعت تصميم گيري آنها کند و آهسته و وقت و نيروي زيادي صرف آنها شود . در حالي که يک مشاوره خوب مي تواند به افراد کمک کند تا خوب فکر کنند ، تصميم بگيرند و عمل کنند . به فرآيند تغيير رفتار و بهبود مشکلات آنها سرعت بخشد و از هدر رفتن نيروها جلوگيري کند و در نهايت توان پيش بيني ، ارزشيابي و بهبود تغييرات رفتاري را بالا ببرند .

در واقع هدف مشاوره آن است که مبنايي فراهم آورد که فرد را به شناخت توانايي ها ، نقاط ضعف خود ، شناخت مشکلات و تعريفي درست از آن و کشف امکانات و فرصتهاي  واقعي  و پرهيز از ايده آل گرايي محض و بررسي تهديدها و عوامل خطرزا  سوق دهد . يعني فرد S.W.O.t خود را بشناسد .

* نقش مشاوره :

در فرآيند مشاوره ، مشاوره هدف شخصي خود را نيز دنبال مي کند . اين هدف شخصي متعالي که رشد و ارتقاء دانش و بينش هاي فردي و رشد ويژگيهاي شخصيتي مي باشد مورد توجه مشاور است و تعامل دستاوردهاي بردار رشد شخصي حرفه اي مشاوره و بردار رشد مراجع نقش هايي را براي مشاور مي آفريند . که از اين قرار است :

  1. نقش تکاملي ( رشدي ) که در اين نقش ، مشاور به رشد شخصي فرد کمک مي کند .

  2. نقش آموزشي که مشاور به آموزش والدين ، آموزش مهارتهاي سازگارانه و رفتار مطلوب ، مهارتهاي زندگي ، شيوه هاي مقابله با استرس و حل مسأله ، مهارتهاي حل تعارض در زوجين و آموزش رفتار مناسب با کودک و از اين قبيل مي پردازد .

  3. نقش پيشگيرانه : بر اساس آنچه که مراجع در چه وضعيت و مراحله اي از مشکل قرار گرفته باشد مشاور با ارائه اطلاعات خود ، آگاهيهاي فرد را براي جلوگيري از اختلالات رفتاري ( پيشگيري اوليه ) مقابله با رشد و تسريع اين اختلالات ( پيشگيري ثانويه ) و بالا بردن توان پذيرش و مقابله و توانمندسازي فرد ( پيشگيري ثالثيه ) به انجام مي رساند .

  4. نقش توان بخشي مطلق که در آن مشاور به توان بخشي شخصيتي ، شغلي و حمايتي افارد معلول و مهجور اجتماعي مي پردازد .

  5. نقش تسهيل گرايانه که مشاور به حل مشکلات زناشوئي ، تحصيلي و شغلي افرادکمک مي کند .

  6. نقش مداخله اي که مشاور به کمک افرادي که دچار بحرانهاي مختلف شده اند مي شتابد .

* موفقيت در مشاوره

همانگونه که ذکر شد مشاوره روندي است متمرکز بر جوامع است که مستلزم رازداري است . اين روند با ايجاد يک تماس يا رابطه رواني که بين مشاور و مراجع شروع مي شود و با حاکم شده شرايط ويژه و لازم براي موفقيت روند مشاوره ادامه مي يابد . اين شرايط عبارت از صدق يا صداقت يا خلوص ، مشاور ، احترام به مراجع و درک هم فهمانه که مبناي داوري دروني مراجع است .

بنابراين موفقيت در مشاوره نه تنها مستلزم برخورداري مشاور از دانش و اشراف بر نظريه ها و بالا بودن سطح کارآموزي و مهارتهاي حرفه اي است بلکه مستلزم وجود ويژگي هاي شخصيتي ويژه اي چون تفاهم .... ، انسانيت و نگرش مثبت نسبت به انسان و ... در مشاوره خواهد بود . فلذا فرآيند مشاوره بر اساس ويژگي هاي شخصيتي ، نگرشي و ادراکي مشاور و استفاده مشاور از رويکردهاي مشاورهاي خاص داراي فراواني و تنوع بسيار است . اما در بين همه اين فراواني ها در فرآيند مشاوره ، مشاوره اي موفق تر خواهد بود که در آن مشاور توانسته باشد :

  1. انتظارهاي مثبت بيشتري را در ذهن مراجعه کننده  ايجاد کرده باشد . هر چه انتظار مشاور و مراجعه کننده از نتيجه درمان بالاتر و مثبت تر باشد ، اثربخش بودن مشاوره را بالاتر مي برد چرا که در واقع در فرآيند مشاوره به مراجعه کننده اين انتظار القا مي شود که اين پروسه او را مداوا مي کند و بهبودي که حاصل مي شود نتيجه ي انتظار مرجع براي مداوا شدن و اصلاح و بهبود يافتن است . انتظار مثبت در کليه فرآيندهاي مشاوره عنصرفعلي است و شرايط لازم براي ادامه يافتن درمان است .

  2. برقراري رابطه درماني قوي تر : چون مشاوره نوعي رابطه ميان فردي است بايستي اين رابطه بصورتي باشد که قبلاً از اينکه مراجع بتواند در فرايند تغيير شرکت کند بايستي توانسته باشد که به مشاور اعتماد کرده و با او همکاري نمايد . در اين رابطه مشاور بايد بيش از مراجع داري همخواني و انسجام و در کل از نظر عاطفي سالم باشد . او بايد بتواند نسبت به مراجع همدلي و نه همدردي داشته باشد به صورتي که مشکل را از زاويه ديد مقابل و از مراجع قياس دروني مراجع مورد بررسي قرار دهد .

  3. در فرآيند مشاوره اثرها و توان بسيار مطرح مي شود ، چرا که مشاور به مراجع توجه خاصي نشان مي دهد و شخص مي تواند مدت ناشي از توجه به يک متخصص کاردان را که مدت يک سعات شامل او بوده است توصيف کند .

  4. هشياري افزايي و ايجاد بينش و بصيرت بيشتر : مشاور با ارائه اطلاعات کافي و افزايش دامنه ادراکي و بالا بردن نمونه برداري ادراکي فرد ، به مراجع کمک مي نمايد تا اطلاعات بدست آمده را به گونه اي پردازش کند که او را به سمت پاسخدهي مناسب به محرک هدايت نمايد . اين هشياري افزايي يا به صورت پس خوراند يا آموزش صورت مي گيرد که از اين دو طريق ساختارهاي شناختي افراد براي مقابله با اطلاعات تهديد کننده قوت و قدرت بيشتري مي گيرد .

  5. افزايش پالايش رواني : مراجعه کننده به دليل ابتلا به هيجان هاي ممانعت شده دچار نوعي يبوست هيجاني يا بي اشتهايي رواني شده است . تحريک هيجاني روده اي چيزي است که اين بيماران براي آزاد کردن فشاررواني به آن نياز دارد . مشاوري که بتواند به مراجع کمک نمايد تا موانع هيجاني خود را در هم شکند و خود را از بار حجيم هيجانات رها کند و آنها را تخليه کند ، موفق تر از ديگران خواهد بود که مراجعشان نتوانسته تجربه روان بالاي مناسبي از خودشان نشان دهد .

  6. کنترل وابستگي : به صرف آنکه مشاور توانسته باشد در مراجع تغييرات واضح و مناسبي ايجاد کند موفقيت او مشخص نمي گردد . مشاور بايد بتواند تغييرات در فرد را ايجاد کند مشروط بر ان که وابستگي هاي موجود در محيط را قرار دهد يعني لازم نيست که مراجع براي  تغيير کردن به چيزها يا اشخاص ديگري من جمله مشاور وابسته شود و به اصطلاح روي پاي خود بايستد .

مشاور انواع مختلفي دارد که بر اساس افراد شرکت کننده به دو نوع فردي و گروهي و بر اساس موضوع به انواع شغلي ، تحصيلي ، خانواده و بر اساس محوريت کمک رساني به انواع مشاوره تسهيلگرانه ، پيشگيرانه ،‌ تکاملي و درماني و مشاوره در بحران و بر اساس نوع مخاطب به مشاوره زوج ، نوجوان ، کودک ،‌سالمند تقسيم مي شود .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اوقات فراغت : دغدغه تابستاني والدين| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:38 قبل از ظهر  

 

 

اوقات فراغت موضوعى منحصر به فصل، زمان يا عده اى خاص نيست. اما وقتى به پايان فصل امتحانات و شروع تابستان نزديك مى شويم، به يادمان مى آيد كه بايد براى اوقات فراغت ميليون ها دانش آموزى كه تعطيلاتى طولانى را درپيش دارند، برنامه اى داشته باشيم. پركردن اوقات فراغت دانش آموزان در فصل تابستان گاه به معضلى جدى براى والدين تبديل مى شود.
اگر از اوقات فراغت تابستان به خوبى استفاده شود، مى تواند به دورانى اثرگذار در زندگى بچه ها و حتى آينده شان تبديل شود، ولى در بسيارى از مواقع چنين اتفاقى رخ نمى دهد.

تا نيمه شب پاى تلويزيون نشستن، ساعت ها ور رفتن بى هدف با رايانه، صبح ها تا ديروقت خوابيدن و بخش عمده روز را با كسالت سپرى كردن يك مشكل بارز از نحوه گذران اوقات فراغت دانش آموزان در شهرهاست.

به گزارش خبرنگار « جوانان » ايسنا بررسي نحوه گذران اوقات فراغت جوانان در فصل تابستان نشان ميدهد که در اکثر مناطق شهري بويژه شهرهاي بزرگ ، رفتن به پارکها و خيابانها ، مجموعه هاي تفريحي و کافه ترياها بين ساعت هفده تا بیست و دو انجام مي شود ؛ از سوي ديگر ويژگي فعاليتهاي فرمحلي به گونه اي است که مي توان انتظار داشت هيجانات انباشت شده جوانان را تخليه کند ؛ بنابراين ممکن است زمينه بروز هر گونه تحرک و فعاليت مهارنشدني را فراهم کند که اين فرآيند ممکن است به صورت رفتارهاي غيراجتماعي و بعضاً ضداجتماعي خود را نشان دهد .

اين در حاليست که در عصر ما توجه جوانان روز به روز تفريح بيشتر مي شود . همچنين در بهداشت رواني انسان تأکيد شده که بيکاري و عدم فعاليت و اشتغال فکري موجب خلاء رواني مي شود و افرادي که از فعاليتهاي خلاق باز بمانند ناچار سرگرميهاي بيشتري براي خود فراهم مي کنند .

    اين در حاليست كه در عصر ما توجه جوانان روز به روز به تفريح بيشتر مي‌شود. همچنين در بهداشت رواني انسان تاكيد شده كه بيكاري و عدم فعاليت و اشتغال فكري موجب خلاء رواني مي‌شود و افرادي كه از فعاليتهاي خلاق باز بمانند ناچار سرگرميهاي بيشتري براي خود فراهم مي‌كنند

تحقيقات اجتماعي نشان مي‌دهد كه يكي از عوامل مهم بزهكاري در جوانان خالي بودن اوقات فراغت آنهاست و در اين ايام است كه زمينه‌هاي پذيرش فساد و اعتياد و انجام جرايم شكل مي‌گيرد. كمال مطلوب اجتماعي در اين مورد آن است كه تمام وسايل مادي و معنوي و فضاي سالم جهت بهره‌جويي عمومي آماده شود و با حذف زمينه‌هاي فقر اقتصادي و فرهنگي و تربيتي انگيزه‌هاي سالم در ميان طبقات مختلف جامعه پرورش يابد.

    ناكامي يكي از آسيبهاي رواني و اجتماعي است، آمادگي رواني و شخصيت نابهنجار، بيكاري، عدم تامين معاش، محروميت از كانون خانواده ، نداشتن امكانات مناسب براي گذران اوقات فراغت ، خميرمايه‌هاي ناكامي، و انحرافات اجتماعي است.

    به اعتقاد روانشناسان، استراحت، تجديد قوا و غدد اعصاب، تفريح و سرگرمي در رشد شخصيت و برقراري تعادل در شكل‌گيري هويت، كسب معلومات و ارتقاي آگاهيها و پرورش و شكوفايي استعدادها و خلاقيتها بسيار مهم است كه همگي از جمله كاركردهاي اوقات فراغت به شمار مي‌روند. در عين حال جامعه‌شناسان نيز عمده‌ترين علل رواني ارتكاب به جرم را ناكاميها ، تعارضات در زندگي، ‌احساس حقارت، ترديد در لياقت ، احساس عدم امنيت و احساس ناتواني مي‌دانند

    به اين ترتيب بهره‌مندي از تفريحات سالم با افزايش سلامت روان مي‌تواند به پيشگيري از جرايم منجر شود بنابراين با ايجاد نوع جديدي از فراغتها در دوره جديد كه حاصل رشد فراغتهاي فردي در برابر فراغتهاي جمعي است احتمال ايجاد نوعي اعتياد ناشي از استفاده مكرر لذت جويانه و تكرار يك حركت را ايجاد مي‌كند كه اين امر به بهداشت روان افراد خسارت وارد مي‌كند.

 * اوقات فراغت يا استراحت مطلق

برخى از كارشناسان عقيده دارند دانش آموزان تابستان را زمانى براى فرار از فشار مدرسه تلقى مى كنند.
در اين شرايط، اگر والدين و دولت بتوانند برنامه هاى آموزشى جالبى تدارك ببينند، اوقات فراغت از حالت كسالت بار خارج مى شود و بچه هايى كه از سر بيكارى به رفتارهاى نابهنجار رو مى آورند، حرفه جالبى مى آموزند و هم خود را سرگرم مى كنند و هم امكان اشتغال پيدامى كنند. در غير اين صورت، اوقات فراغت نتيجه مثبتى به همراه نمى آورد
.
بچه ها را نبايد با اصرار به كلاس خاصى فرستاد، بلكه مى توان از خود بچه ها پرسيد كه چه چيزى خستگى شان را برطرف مى كند و آن ها را به سمت كارهاى موردعلاقه شان سوق مى دهد. متوليان هم بايد برنامه ريزى داشته باشند. كلاس هاى بيرون ارزان نيست، بنابراين مى توان كلاس هايى تشكيل داد كه حالت خصوصى نداشته باشند. مدارس از اين نظر پايگاه هاى خوبى هستند. كلاس ها بايد به نحوى برگزارشوند كه بچه ها احساس نكنند هرروز بايد صبح زود از خواب بيدار شوند و به اجبار در آن ها شركت كنند.

* تشكيلات محلى وارد گود شوند

در كشورهاى پيشرفته برنامه هاى زيادى براى تعطيلات طولانى دانش آموزان تدارك ديده مى شود. اين برنامه ها اغلب ازسوى تشكيلات محلى به اجرا درمى آيد. سينا اميرى، كارشناس مديريت، مى گويد: «در كشور فرانسه، تعطيلات تابستانى كمتر از ۲ ماه است. در بقيه سال، بچه ها نسبت به بچه هاى ايرانى مدت بيشترى در مدرسه مى مانند، ولى براى تقريباً هر ۸ هفته، ۱ يا ۲ هفته تعطيلى دارند. پدر و مادرها از قبل براى اين تعطيلات به ويژه براى تعطيلات طولانى تابستان برنامه ريزى مى كنند تا بچه ها به حال خود رها نشوند. معمولاً والدين هم ۳ تا ۴ هفته مرخصى مى گيرند تا با بچه هايشان باشند. امكانات جنبى هم براى اين دوران زياد است. اين امكانات را مراكز محلى كه همان انجمن هاى محلى و دفاتر نوجوانان و جوانان هستند (مانند فرهنگسراها) ايجاد مى كنند.

خانواده ها هم از اين برنامه ها استقبال مى كنند، چون علاوه بر اين كه نحوه گذران اوقات فراغت بچه ها برايشان مهم است، مى دانند كه اگر بچه ها را به حال خود رها كنند ممكن است به راه خطا بروند و وقتى دراين برنامه ها شركت مى كنند، دست كم، اندكى تحت نظارت هستند.

 در كشور ما ارگان ها و نهادهاى دولتى امكانات زيادى دارند كه بخشى از آن را مى توانند در طول تابستان دراختيار بچه ها قرار دهند

ايران بندگى، جامعه شناس، مى گويد: «در مناطق جنوب تهران يا شهرستان هاى محروم، بسيارى از والدين توان پرداخت هزينه فرهنگسراها را هم ندارند. تبديل شدن مدارس به پايگاه هاى تابستانى دراين مناطق كارگشاست. در همين مناطق، مدارسى وجوددارند كه امكانات زيادى دارند. مثلاً مدارسى هستند كه سايت هاى كامل رايانه اى دارند و مى توانند با برنامه ريزى امكاناتشان را دراختيار همه بچه ها قرار دهند. در اين مناطق بچه ها در كانال آب بازى مى كنند، درحالى كه در نزديكى، پارك آبى وجود دارد كه آنها از عهده پرداخت هزينه هايش برنمى آيند. مى توان اين امكان را فراهم كرد كه بچه ها با كارت دانش آموزى از امكانات اين پارك ها استفاده كنند. البته تلويزيون هم مى تواند برنامه هاى جذابى پخش كند كه تنها حالت سرگرمى و ساعت پركن نداشته باشد و آموزش را نيز درخود داشته باشد

 * وقتى رسانه هاى تصويرى تنها سرگرمى بچه ها مى شود

فيلم ها و مجموعه هاى تلويزيونى موردعلاقه بچه هاست، به خصوص فيلم هاى اكشن جذابيت و كشش زيادى براى نوجوانان دربردارد.

درحالى كه كارشناسان مى گويند هرچند كه فيلم هاى اكشن مى تواند موجب تخليه روانى همه افراد شود، ولى وقتى زمينه فقر و بيكارى وجود داشته باشد، به افزايش خشونت و الگوبردارى از رفتارهاى خشن مى انجامد. عده اى از بچه ها هم انرژى زيادى دارند و مى خواهند اين انرژى را تخليه كنند و بهترين روش تخليه انرژى را در زد و خوردى كه از فيلم ياد گرفته اند، مى بينند.

درحالى كه يك مشاور مى گويد وقتى ازخانواده هايى كه به من مراجعه مى كنند مى پرسم اوقات فراغت بچه هايشان را با چه پرمى كنند مى گويند كه تا آخر شب فيلم مى بينند!

در اين شرايط اگر برنامه مناسبى براى اوقات فراغت بچه ها تدارك ديده نشود، خشونت و رفتارهاى نابهنجار به سرعت ميان آنها جا باز مى كند.

اوقات فراغت به نظر بعضى از والدين و مسئولان چيزى زايد است.

طبيعى است كه اگر براى اوقات فراغت بچه ها هدف گذارى نكنيم، واقعاً هم اوقات فراغت زايد به نظر مى رسد و والدين از خدا مى خواهند كه تابستان هرچه زودتر به پايان برسد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مشاوره در زندگي | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:37 قبل از ظهر  

 

مشاوره در زندگي 

 

مشورت فرآيندي است که از طريق آن مشاوره و مشورت کننده با هم به طور برابر رفتار مي کنند ، به مهارت و تخصص يکديگر احترام مي گذارند و با يکديگر همکاري مي کنند تا مشکل را حل کنند .

مشورت مستلزم مهارت در ارزيابي حل مسئله ،‌ اخذ تصميم ، مذاکره ،‌برنامه ريزي ، ارزشيابي و استفاده کارآمد از منابع است .

لزوم مشاوره : يکي از نيازهاي اساسي انسان براي زندگي موفقيت آميز برخورداري از آرامش و امنيت خاطر در زمينه هاي تربيتي - رواني و اجتماعي است .

هدف اصلي راهنمايي و مشورت ، تسهيل رشد شخصيتي و رواني فرد به سمت يک بلوغ اجتماعي و تعالي بخشيدن آن است .

عوامل متعددي وجود دارد که انسانها را در ابعاد شخصيتي - خانوادگي - تحصيلي -شغلي و ارتباطات بين فردي به سوي مسائل و مشکلات عديده اي سوق مي دهد .

مشاوره : پاسخگويي به سه موقعيت اساسي است :

  • بالا بردن شناخت خويشتن و باور استعدادها و توانمنديها

  • پيشگيري از مشکلات و بيماريهاي رواني و اجتماعي

  • درمان و بهبود مشکلات روانشناختي

انواع مشاوره

مشاوره و روان درماني- راهنمايي و مشاوره تحصيلي - مشاوره خانوادگي - مشاوره قبل از ازدواج - مشاوره شغلي - مشاوره گروهي

  • مشاوره ضرورتاً يک کار اخلاقي است و در خدمت بيشترين مصالح مراجعه کننده

  • در مشاوره محدوده سني در نظر گرفته مي شود ( کودک - نوجوان - جوان - بزرگسال )

  • مشاور حق ندارد عقايد خود را به مراجعان تحميل کند .

  • وظيفه مشاوره قضاوت و تعيين گناهکار يا بي گناه نيست .

  • در مشاوره قضاوت در مورد اعمال صورت مي گيرد نه اشخاص

  • بسياري از مردم براي غلبه بر مشکلاتشان به کمک نياز دارند .

  • افراديکه به کمک نياز دارند ، برخي از راه حلها را بطور بالقوه در اختيار دارند ، اما مشاوره بر روشهاي عقلاني - توصيف احساسات و سنجش ارزشها استوار است .

  • خصوصياتي که يک مشاور بايد داشته باشد عبارتند از : انعطاف پذيري ، صميميت ، پذيرش ديگران ، همدلي ،‌خودآگاهي ، بيطرفي ، احترام به ديگران

اولين وظيفه مشاور کمک به مراجعه کننده براي بيان مشکل است . با اين مثال مشکل خود را بيان کن .

  • مشاور بايد بداند که هدف مراجع چيست ؟ مثلاً : دلت مي خواهد چه کار کني که الان نمي تواني ؟ دلت مي خواهد چه کاري را بهتر انجام دهي ؟ دلت مي خواهد که ديگران چه تغييري بکنند ؟

  • مهم اين است که بتوانيم يکي از راه حل ها را انتخاب کنيم . مثلاً : چگونه رفتار خود يا ديگران را تغيير دهيم ؟

  • ما والدين بايد به فرزند خود کمک کنيم تا خود را به روش خود ابراز کند ، اعتماد او را جلب کنيم تا مشکل خود را با ما در ميان بگذارد .

  • از فرزند خود بخواهيم که احساسش را هنگام مشورت با ما در ميان بگذارد ، آيا عصباني است ؟ مي ترسد ؟ گيج يا مردد است ؟

  • با لحني گرم و صميمي از فرزند خود بپرسيم که چطور مي توانم بهت کمک کنم ؟ بگو ببينم چه چيزي نگرانت کرده است ؟ به چه چيزي فکر مي کني ؟

  • اگر فرزندمان در چندين مورد مشکل داشت ( درسي ، ارتباط با دوست ... ) از او بپرسيم که دوست داري ابتدا در مورد کدام صحبت کنيم ؟

  • در هر زماني فرزندمان آمادگي پاسخ به جزئيات يک موضوع را ندارد ، پس در وقت مناسب از او ب‍پرسيم .

  • با بيان کلماتي نظير مي فهم منظورت چيه ، بيشتر در موردش صحبت کن ،‌ممکنه بيشتر توضيح بدهي ، نشان دهيم که خواهان حل مشکل او هستيم

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مديريت خانواده | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:36 قبل از ظهر  

 

مديريت خانواده

 

 

خانواده يکي از ارکان مهم و اساسي هر جامعه اي مي باشد . خانواده محل تجلي بسياري از خواسته هاي جامعه است و شکوفايي هر جامعه اي در شکوفايي نهاد خانواده نهفته است ، مديريت هر خانواده نيز نقش بسزايي در رشد و شکوفايي سازمان ها اعم از دولتي و خصوصي دارد و بسياري از اصول و مقررات سازمان ها نيز نشأت گرفته از اصول و مقررات حاکم بر خانواده ها مي باشد . خانواده به منزله يک واحد منسجم و پويا مي باشد که در جهت نيل به اهداف واحد گام برمي دارد و همه اعضاي يک خانواده مي بايست همگام با يکديگر در جهت تأمين خواسته هاي مشروع خانواده تلاش و حرکت نمايند . به منظور تأمين خواسته هاي مشروع خانواده لازم است خانواده ها همانند سازمان داراي اهداف و برنامه هاي مشخص و معين باشند و براي رسيدن به اين اهداف و برنامه ها اصول و موازيني را به کار ببرند که اهم اين اصول و موازين به شرح ذيل مي باشد :

۱- اصل وحدت هدف :

يکي از اصول مهم و اساسي در مديريت خانواده ، داشتن هدف و يا اهداف واحد مي باشد .  هر خانواده بايد براي خود هدف يا اهداف واحدي داشته باشد و تمام سعي و تلاش خانواده بر اين باشد که اهداف همسو و هم جهت باشد . داشتن اهداف متضاد و متفاوت مي تواند مشکلاتي را در فرآيند سازگاري خانواده ايجاد و خانواده را دچار دوگانگي يا چند گانگي نمايد .

۲- اصل وحدت مديريت :

يکي ديگر از اصول مديريت خانواده ، وحدت رويه در مديريت خانواده و مديريت واحد در خانواده مي باشد . منظور از وحدت مديريت اين است که خانواده داراي مدير واحدي باشد و مديريت و هدايت اهداف و برنامه هاي خانواده را پذيرفته باشد . البته داشتن يک مدير واحد در خانواده به مفهوم اين نيست که ساير اعضاي خانواده نقشي در مديريت و اداره امور خانواده ندارند بلکه به اين مفهوم است که مدير خانواده نقش هماهنگ کننده بين اعضاي خانواده را دارد و صرفاً در تصميم گيري هاي اساسي که اعضاء خانواده مي بايست تابع نظرات مدير خانواده باشد و در ساير موارد تصميمات تعامل محور باشد.

۳- اصل تقسيم کار :

يکي ديگر از اصول مديريت در خانواده اصل تقسيم کار مي باشد . اصل تقسيم کار به اين مفهوم است که هر کس در خانواده متناسب با نقش و توان خود مسئوليتي را بپذيرد و همگام با ساير اعضاي خانواده به منظور تحقق اهداف و برنامه هاي خانواده ايفاي نقش نمايد . يکي از مزيت مهم اصل تقسيم کار در اين است که از هر کس متناسب با مسئوليتي که بعهده او گذاشته شده انتظار مي رود که وظايف خود را به نحو  احسن انجام داده و پاسخگوي ساير اعضاي خانواده باشد و اين احساس که همه مسئوليت ها بر دوش يک نفر باشد و سايرين وظيفه اي در قبال خانواده نداشته باشد . کاهش يافته و حس و روحيه تعاون و همکاري در خانواده جايگزين حس عدم مسئوليت پذيري گردد .

۴- اصل مشورت :

يکي از اصول مهم و اساسي در مديريت خانواده اصل مشورت و تبادل نظر در بين اعضاي خانواده مي باشد . هر يک از اعضاي خانواده متناسب با ظرفيت و توانايي هاي خود همچنين متناسب باشد مکاني و زماني وظيفه دارد که در پيشبرد اهداف خانواده بحث و تبادل نظر نموده و هم از تجارب ساير اعضاي خانواده در تصميم گيري ها بهره مند باشد و هم خود با توجه به تجارب خود ساير اعضاي خانواده را در تصميم گيري ها بهره مند سازند . کاربرد اين اصل در مديريت خانواده موجب حس تفاهم و همدلي خانواده مي گردد و خانواده احساس هويت و ارزشمندي بيشتري مي يابد و ميزان مشارکت و همکاري اعضاء در پيشبرد اهداف خانواده افزايش مي يابد .

۵- اصل برنامه ريزي :

يکي ديگر از اصول مديريتي خانواده اصل برنامه ريزي مي باشد . منظور از اصل برنامه ريزي اين است که مديريت خانواده براي پيشبرد اهداف خانواده مي بايست متناسب با منابع موجود در خانواده برنامه ريزي و نيازهايي را بر اساس سلسله مراتب نيازها و ترتيب تقدم هر کدام از نيازها اولويت بندي نمايد . اصل برنامه ريزي موجب ايجاد تعادل درخواستهاي منطقي خانواده مي گردد و خانواده را در رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده رهنمود مي سازد .

۶- اصل نظم و انضباط :

شايد به جرات بتوانيم بگوئيم که يکي از اصول مديريت در خانواده وجود نظم و انضباط دقيق و منطقي در بين تک تک اعضاي خانواده در انجام وظايف و تکاليف محوله مي باشد . چنانچه بدون وجود نظم و انضباط در خانواده هر سعي و تلاشي قرين موفقيت نخواهد بود . بنابراين لازمه پيشبرد اهداف و برنامه ها وجود نظم و انضباط حاکم بر فضاي خانواده مي باشد و اين مهم بعهده مديريت خانواده مي باشد که با ايجاد نظم و انضباط و نظارت بر فعاليت هاي اعضاي خانواده به حداکثر نتيجه مطلوب برسد .

۷- اصل تصميم گيري :

يکي ديگر از اصول مديريت خانواده اصل تصميم گيري است . لازمه تصميم گيري در اداره امور خانه اين است که مدير خانواده پيرامون موضوع يا مسئله که قرار است درباره آن تصميم گيري شود اطلاعات لازم را کسب نموده و پس از جمع آوري اطلاعات کافي و لازم در مورد آن موضوع‌، با تبادل نظر بين اعضاي خانواده و بحث و بررسي منطقي بر اساس اطلاعات موجود ، اقدام به تصميم گيري نمايد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

والدين و کودک دبستاني| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:35 قبل از ظهر  

 

هيج پدري به هنگام صبح بيدار نمي شود تا زندگي فرزندش را تيره سازد . هيچ مادري با خود نمي گويد « امروز اگر فرصتي پيش بيايد بر فرزندم دادخواهم زد و يا او را تحقير خواهم کرد » . با اين وجود باز هم جنگ و جدال در مي گيرد .

براي اجتناب از اين وضع ناخواسته ، توجه به اين نکات ضروري است .

۱ - صبح بخير

مادرهرگز نبايد کودک محصل خود را صبح ها از خواب بيدار کند . کودک از اينکه مادر هر روز صبح به اطاق او بيايد و پتو را از روي او بکشد و بگويد « يالا بلند شو مگر نمي بيني که ديرت شده » نفرت دارد .

اگر کودک با صداي ساعت زنگدار بيدار شود بهتر است تا با صداي مادر زنگدار بيدار شود .

بهترين هديه براي فرزند محصلمان يک ساعت زنگدار است که روي آن با حروف درشت نوشته شده باشد :

« حالا مي تواني رئيس خودت باشي »

۲ - صبحانه بدون استرس

هنگام صرف صبحانه موقع مناسبي براي آموزش اصول اخلاقي و آداب معاشرت نيست . صبحانه بايستي در يک جو خوشايند صرف شود .

  • هرگونه بگومگو با کودک که اغلب خواب آلوده و بدخلق است ، مي تواند به اوقات تلخي منجر شود .

  • استفاده از سخنان نيشدار و طعنه آميز تهديدي جدي براي سلامت رواني کودک به حساب مي آيد و تحت تمام شرايط بايستي مؤدبانه باکودک صحبت کرد .

۳ - پول توجيبي

پول توجيبي ، مخارج روزانه کودک است نه اهرم فشار عليه او .

  • والدين نبايستي هنگام عصبانيت پول توجيبي کودک را قطع کنند و هنگام خوشحالي بي جهت مقدار آن را زياد کنند .

  • مقدار پول توجيبي نيز بايستي بر مبناي توان مالي خانواده ونيازهاي سني کودک تعيين شود .

۴ - لباس پوشيدن

کودکان وقتي به مدرسه مي روند ، نبايد لباسهاي گران قيمت پوشيده باشند تا مدام نگران تميز نگه داشتن آن باشند .

کودک بايستي آزاد باشد تا بدود ،‌ بپرد ، توپ بازي کند و اين موارد بر تميز ماندن لباسهاي او ارجحيت دارد . به جاي ايراد موعظه در مورد پاکيزگي ، بهتر است چند دست لباس ارزان قيمت و بادوام براي فرزندمان تهيه کنيم تا از اين طريق سلامت رواني اش را نيز بيشتر تأمين نماييم .

۵ - عجله نکنيد

وقتي به کودک فشار مي آوريد که عجله کند ، او بيش از پيش وقت را هدر مي دهد . ضمن اينکه ،‌عجله معمولاً باعث مي شود تا کودک وسايل شخصي خود را در منزل جابگذارد .

  • بهترين کار در اينگونه مواقع اين است که اشياي فراموش شده را بدون متهم کردن کودک به فراموشکاري و عدم مسئوليت به او بدهيم .

  • هميشه بايد محدوديت زماني را به اطلاع کودک برسانيم و او را تنها بگذاريم تا خودش تلاش کند و کارهايش را بموقع انجام دهد .

۶ - بازگشت از مدرسه 

هنگام بازگشت کودک از مدرسه بهتر است مادر در خانه باشد و به محض ورود کودک به او خوشامد بگويد . جملاتي که حاکي از درک والدين از مشقتهايي است که کودک در مدرسه متحمل شده ، مي تواند بسيار ارزشمند باشد . از جمله « قيافه ات نشان مي دهد که روز سختي را پشت سر گذاشته اي ، خوب حالا بيا کمي استراحت کن » .

  • وقتي مادر نمي تواند شخصاً در منزل باشد تا به کودکش خوشامد بگويد . مي تواند براي او پيغام کتبي يا شفاهي از طريق نوار ضبط صوت بگذارد .

۷ - تکاليف مدرسه 

انجام تکاليف مدرسه صرفاً در قلمرو مسؤوليت کودک است . والدين نبايد تکاليف را مورد رسيدگي قرار دهند . مگر زماني که خود کودک تقاضا کند .

  • اگر والدين درگير در تکاليف مدرسه کودک شوند ، هرگز نخواهند توانست خود را از اين مخمصه نجات دهند . ارزش اصلي تکاليف مدرسه در اين است که تجربه مستقل کارکردن را به کودک مي دهد .

  • در ضمن کودک بايستي اول تکاليفش را انجام دهد و بعد بازي کند ، نه آنکه به او اجازه دهند ، اول بازي کند و قول بدهد که تکاليفش را بعداً انجام دهد .

۸ - تعريف و تمجيد

تعريف و تمجيد از کودک فقط بايد با تلاشها و کارهاي موفقيت آميز او سر و کار داشته باشد ، نه با صفات شخصي او .

مثلاً وقتي کودک تکليف مدرسه خود را با خطي زيبا مي نويسد ، بايد بگوييم « خط تو چقدر زيبا به نظر مي رسد . » نه اينکه بگوييم « تو چقدر بچه خوبي هستي . »

در حقيقت گفتار تمجيد آميز بايستي تصويري واقعي از اعمال خوب و پسنديده کودک ارائه دهد .

۹ - وقت خواب

در بسياري از خانواده ها موقع خواب زمان ستيز بين والدين و فرزندان است .

کودکان ميخواهند بيشتر بيدار بمانند و والدين خواستار خوابيدن هر چه زودتر آنها هستند . کودکان قبل از خواب نياز دارند که والدين در کنار آنها باشند و به نحوي محبت آميز با آنها سخن بگويند .

اين تماسهاي صميمانه کودک را از اضطراب رها مي سازد و او را به خواب خوشي فرو مي برد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

والدين موفق | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:34 قبل از ظهر  

 

والدين موفق

 

وقتي تصميم مي گيريد که صاحب فرزند شويد ، در واقع مسئوليت سنگين و بلند مدت تربيت او را پذيرفته ايد . تربيت به معني تعليم دادن و پروراندن است . وقتي فرزندان خود را تربيت مي کنيد ، به آنها مي آموزيد چگونه رفتار نمايند . يعني شما با قانون گذاري و اعمال انضباط به آنها کمک مي کنيد تا تکليف خود را بدانند . اين مسآله احساس امنيت و آرامش خاطر آنان را افزايش مي دهد و از آنجايي که کودکان دوست دارند احساس  کنند والدينشان از آنان راضي هستند با ارائه توجه و محبت مناسب از سوي خانواده گام مهمي در ارتقاء بهداشت روان کودک و اطرافيان برداشته مي شود .

کودک بدون مشکل وجود ندارد ولي مشکلات کودکان قابل درمان است . نکته مهم نحوه برقراري اصول تربيتي است . چنانچه اصول تربيت اشتباه باشد يا با خشونت و بي تفاوتي ارائه شود ، کودک آن را نمي پذيرد . يک خانواده خوب بايد بتواند تربيت و انضباط را به نحو شايسته اي برقرار نمايد .

در تربيت فرزندان مانند هر کار ديگر با مشکلاتي روبرو خواهيم شد . اگر والدين از روش هاي صحيح تربيتي آگاه باشند ،‌ با تمرين و به مرور زمان تجربه و مهارت آنان افزايش خواهد يافت و در تربيت فرزندشان موفق تر خواهند بود .

آنچه در زير مي آيد ، برخي اصول تربيتي است که براي آشنايي مقدماتي مطرح مي گردد :

۱ - در کوتاه مدت انتظار پيشرفت زيادي نداشته باشيد :

موارد زيادي وجود دارد که دوست داريد به فرزندان خود بياموزيد ولي هيچ رفتاري با يک بار آموختن به دست نمي آيد و آنان نيز هميشه براي فرا گرفتن آمادگي ندارند . آموزش نياز به وقت ، حوصله و موقعيت شناسي دارد . اگر والدين در اين کار پشتکار نداشته باشند خسته و بي حوصله شوند يا از کوره در روند ،‌ احترام خود را نزد فرزندان از دست خواهند داد . در اين صورت فرزندان به خواسته هاي آنها بي توجه خواهند شد و خود را موظف به انجام آنها نخواهند دانست .

تربيت مسئوليتي يک روزه نيست ، آرامش ،‌ پايداري و مقاومت مي خواهد و تا زماني که يک اصل تربيتي حاصل شود ، فرزند شما بارها اشتباه خواهد کرد . بنابراين در کوتاه مدت نمي توان انتظار پيشرفت زيادي داشت .

۲ - توقع خود را کم کنيد و پيشرفتهاي کوچک را نيز در نظر بگيرد :

کودکان و والديني که از هر نظر کامل و بي عيب باشند وجود ندارند . فرزندان هميشه آنگونه که والدين توقع دارند عمل نمي کنند . مشکلات کودکان معمولاً يک شبه حل نمي شود و تغييرات در کودکان و بالغين تدريجي ،‌آرام و مرحله به مرحله صورت مي گيرد . برخي والدين وقتي در تغيير عادات و رفتارهاي فرزندشان به مشکل برمي خورند ، به سرعت آشفته و نااميد مي شوند و اعتماد به نفس خود را از دست مي دهند .حال آنکه بايد به پيشرفت هاي کوچک و تدريجي فرزندشان توجه نمايند زيرا کليد پيشرفت هاي بزرگ ، تشويق پيشرفت هاي کوچک است .

۳ - در هر زمان تنها روي يک مشکل تمرکز نمائيد :

فرزند شما ممکن است مشکلات متعددي داشته باشد ولي اگر شما بخواهيد همه موارد را با هم اصلاح نماييد ، هرگز موفق نخواهيد شد . براي موفقيت بايد تنها يک مشکل را در نظر بگيرید و پس از حل آن به نوبت به مشکل ديگري بپردازيد . هدفتان را با کلمات ساده اي  که براي کودک قابل فهم باشد توضيح دهيد و به او بگوييد دراين مورد خاص دقيقاً چه انتظاري از او داريد ( مثلاً : مي خواهم قبل از آمدن سرسفره دستهايت را صابون بزني ! ) سپس به پيشرفتهاي هر چند کوچک کودک در راه اصلاح رفتارش دقت نماييد ( مثلاً :‌ قبلاً اصلاً صابون نمي زده و حالا يک مرتبه صابون زده است ، هر چند توقع ما چهار مرتبه صابون در روز باشد )  و با واکنش هاي مثبت و تحسين آميز به او بفهمانيد که رفتارش مناسب و مورد پسند است .

۴- با ديد مثبت نگاه کنيد و هرگز از تحسين کودکتان غافل نباشيد :

تحسين کودک بسيار ارزشمند است . کودکان در هر مرحله سني که باشند تمايل دارند والدين آنها را بپسندند و از آنها راضي باشند . کودک نمي داند کدام رفتار مناسب و کدام نامناسب است . او هر رفتاري را که با واکنش والدين روبرو شود يا او را به هدف برساند مثبت تلقي کرده و تکرار خواهد نمود . تصور نکنيد داشتن رفتار مناسب امري بديهي و از وظايف فرزند شماست و يا رفتار مثبت به معني رفتارهاي فوق العاده است . اين طرز تفکر باعث مي شود پرتوقع شويد ، نسبت به رفتارهاي مناسب فرزندتان بي اعتنا گرديد و تنها به رفتارهاي نامناسب و منفي او توجه نماييد . مسلماً به جز رفتارهايي که شما را ناراحت مي کند ، رفتارهاي مناسب و مثبت زيادي نيز در فرزند شما وجود دارد . اگر شما هر رفتار مناسبي را مثبت تلقي کنيد و با واکنشي تأييد کننده به فرزندتان نشان دهيد که از کدام رفتارش راضي هستيد  ، کودک سعي مي کند با تکرار آن رضايت بيشتر شما را به دست آورد . نشان دادن نارضايتي از رفتارهاي نامناسب تنها زماني مؤثر خواهد بود که قبل از آن فرزندتان را به دليل رفتارهاي مناسبش تشويق کرده باشيد .

۵- اهدافي را که در نظر داريد با نيازهاي کودکتان منطبق نماييد :

اهداف خود را متناسب با سن ، شخصيت ، توانايي ، رشد عقلي و شرايط محيطي فرزندتان تعيين نماييد . همه کودکان در يک سن خاص وارد مرحله مشابهي نمي شوند و ميزان آموزش پذيري آنها نيز به يک ميزان نيست . با توجه به اين که همه افراد يکجور نيستند و موقعيت ها نيز متفاوت است ، يک راه حل قطعي و مستقل براي هر مشکلي وجود ندارد . راه حلي که امروز در مورد فرزندتان مؤثر است ، ممکن است فردا تأثيرش را از دست بدهد يا روشي که براي يکي از کودکانتان جواب مي دهد ، شايد براي ديگري بي فايده باشد . اگر حوصله کنيد مي توانيد حتي روشهاي ابتکاري و مؤثرتري خلق نماييد که بنا به شرايط خاص شما طراحي شده باشد .

 

۶- مادران ، پدران ‌ لطفاً هماهنگ عمل کنيد :

موفقيت والدين در تغيير رفتارهاي کودک نيازمند هماهنگي بين پدر و مادر است . پيش از هر اقدامي ، رفتارهايي را که مي خواهيد اصلاح کنيد ، دقيقاً مشخص نماييد و براي رفع آن برنامه اي هماهنگ طراحي کنيد .

شما و همسرتان بايد پيش از دست زدن به هر کاري در مورد کودکتان اتفاق نظر داشته باشيد . وقتي تصميم خود را گرفتيد و روي برنامه اجرايي توافق کرديد ، هردو هماهنگ و يکسان عمل نماييد .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

واقعاً به چه ميزان خواب نياز داريد ؟ | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:34 قبل از ظهر  

 

واقعاً به چه ميزان خواب نياز داريد ؟

بطور معمول ۸ ساعت خواب در روز براي افراد توصيه مي شود . اما نيازهاي فردي خيلي متفاوت هستند  همچنين عوامل زيادي بر روي ميزان خواب مورد نياز مؤثر مي باشند .

افراد از نظر نياز به خواب به دو گروه تقسيم مي شوند. گروه اول افراد کم خواب که کمتر از پنج ساعت و نيم مي خوابند و گروه دوم افراد پرخواب که در حدود نه و نيم ساعت مي خوابند .

ميزان خواب مورد نياز شما به چند عامل بستگي دارد :

۱ - نياز به خواب بطور ارثي

۲ - بهداشت خواب ( ميزان فعاليت روزانه ،‌ نوشيدن قهوه ، کشيدن سيگار و ورزش )

۳- کيفيت خواب

۴- سيکل شبانه روزي که بعنوان ريتم زماني شما شناخته شده است .

بطور مثال سيگار ، نوشيدني و ورزش مي تواند بطور چشمگيري بر روي خواب شما تأثير بگذارد . نوع اقداماتي که قبل ازخواب انجام مي دهيد ( مثل مطالعه يا تماشاي تلويزيون و ميزان قرار گرفتن در معرض نور مثل نگاه کردن به صفحه شفاف کامپيوتر تا نيمه شب ) بطور قابل توجهي بر روي کميت و کيفيت خواب شما تأثير مي گذارد .

چطور به اين توصيه محکم قديمي رسيديم که ما به ۸ ساعت خواب نياز داريم ؟

در يک مطالعه کلاسيک محققين يک داوطلب را بمدت ۳۰ روز در يک اتاق بدون پنجره و با نور قابل کنترل نگهداري کردند . مدت زمان روشنائي ۱۶ ساعت و خاموشي ۸ ساعت در نظر گرفته شد . اما فرد مي توانست درهر  زمان که بخواهد چراغ را خاموش يا روشن کند .

مدت خواب فرد مورد نظر قبل از شروع آزمايش ۵/۶  ساعت در روز بود . در طي شب اول وي به مدت ۸ ساعت ، شب دوم ۱۰ ساعت ، شب سوم ۱۲ ساعت و شب چهارم ۱۴ ساعت خوابيد .

بعد از چند روز ساعات خوابيدن در شب بتدريج کاهش يافت و سرانجام ساعت خواب بطور يکنواخت به ۸ ساعت و ۱۳ دقيقه رسيد . اين آزمايش بر روي افراد مختلف نيز انجام شده که همين نتيجه حاصل شده است و اين همان نکته اي است که منجر به توصيه ۸ ساعت خواب در طول شبانه روز گرديده است .

آيا شما کسر خواب داريد ؟

چطور معين مي کنيد که به چه ميزان خواب نياز داريد ؟

ابتدا حساب بانکي خواب خود را بررسي کنيد و ببينيد کسر خواب داريد يا خير . در طول روز شما ۸ ساعت از اين حساب برداشت کرده و ايجاد يک کسري خواب مي کنيد . در طول شب وقتي شما مي خوابيد حساب خود را پر مي کنيد و اگر فقط ۵/۶  ساعت مي خوابيد هنوز ۵/۱  ساعت بدهکار هستيد و اگر اين کار را ۵ شب متوالي انجام دهيد ،‌خواب يک شب را از دست داده ايد و نياز به يک خواب اضافي در طي چند روز آينده داريد تا کسر خواب خود را پر کنيد .

براي بررسي کسر خواب خود اين آزمايش ساده را انجام دهيد . از روز جمعه شروع کنيد مواد محرک يا کافئين مصرف نکنيد . سيگار نکشيد و همان ساعتي که هر شب مي خوابيد به رختخواب برويد و در طول ۶ شب آينده ۷ تا ۸ ساعت بي وقفه بخوابيد . سپس در صبح جمعه به خواب خود ادامه دهيد . ببينيد بدن شما چه مدت به شما اجازه ميدهد که بخوابيد . اگر طولانيتر از شب هاي ديگر مي خوابيد کسر خواب داريد . بنابراين بايد توجه کنيد که بيشتر بخوابيد و کسر خواب خود را جبران کنيد . اگر چه انجام اين کار آسان نيست اما حداکثر تلاش خود را بکنيد .

نخوابيدن به مقدار مناسب و با کيفيت خوب مي تواند عواقب جدي ايجاد کند . مطالعات زيادي نشان داده است که محروميت از خواب بطور نامطلوبي بر روي عملکرد و هوشياري تأثير مي گذارد . کم کردن خواب حتي به اندازه يک ساعت و نيم فقط براي يک شب باعث کاهش هوشياري در طول روز به ميزان يک سوم مي شود . خواب آلودگي زياد در طول روز باعث تضعيف حافظه و توانائي فکر کردن و پردازش اطلاعات شده و به ميزان زيادي به افزايش احتمال حوادث شغلي کمک مي کند .

حرف آخر اينکه شما بايد با احساس نسبتاً شاداب از خواب بيدار شويد و بطور معمول نبايد در طول روز احساس خواب آلودگي کنيد . در غيراينصورت ممکن است به يک اختلال خواب تشخيص داده نشده مبتلا شده باشيد و بايد به پزشک مراجعه کنيد .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

نقش محبت در زندگي خانوادگي | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:33 قبل از ظهر  

 

نقش محبت در زندگي خانوادگي

 

نظام هستي بر اساس مهر و محبت پروردگار به انسان پديد آمده است اگر محبت نبود ، نه طلوعي بود و نه غروبي . نه بهاري بود و شکفتن گلها و نه نغمه هاي شورانگيز بلبلان  . نه کوهساري وجود داشت و نه آبشاري ، نه امواج غلطان درياها به چشم مي خورد و نه ستارگان در آسمانها چشمک مي زدند .

اگر عشق و دلدادگي نبود شوريدگان به دنيا نمي آمدند و اشعار نغز و زيبا سروده نمي شد . اگر سوز و گداز دلدادگان نبود کوه بيستون شکافته نمي شد و ذوق و هنر هرگز تولد نمي يافت ، ديگر معلم شوريده دلي پيدا نمي شد و کلاسهاي درس تعطيل مي گرديد .

دفتر زندگي با کلمه عشق و محبت آغاز شد و جلوه هاي گوناگون جمال و کمال در کل هستي پديد آمد . انسانها هم که جزئي از نظام کلي هستي هستند با عشق متولد مي شوند با دلدادگي به تلاش و کوشش مي پردازند و در آخرين لحظات زندگي سرشار و لبريز از عشق و دلدادگي چون حبابها به اقيانوس هستي و ابديت مي پيوندند . پس آغاز و سرانجام زندگي و هستي از مهر و محبت آکنده است و آنان که از عشق و دلدادگي خبري ندارند نامشان در دفتر و جريده انسانها ثبت و ضبط نمي شود .

اگر مي خواهيم خانواده استواري داشته باشيم اگر مايل هستيم از زندگي لذت و بهره بگيريم ، اگر مي خواهيم کودکان ما با نشاط و خرمي زندگي کنند ،‌ اگر مي خواهيم استعدادهاي خداداد در آنان شکوفا گردد و اگر مي خواهيم روح اميد و اعتماد و تلاش و کوشش در آنان زنده شود . زندگي خانوادگي را از مهر و محبت لبريز و سرشاز نماييم و در و ديوار خانه را با صفا و صميميت آذين بندي کنيم .

رسول خدا ( ص ) مي فرمود : هيچ بنايي در نزد پروردگار محبوب تر از بناي خانوادگي نيست بديهي است که منظور خانواده اي است که لبريز از مهر و محبت باشد . در گفتار ديگري فرمود . مرد مسلمان پس از اسلام فايده اي برتر و والاتر از همسري مسلمان به دست نياورده است . همسري که هر گاه به او مي نگرد سراسر وجودش از شادي و سرور لبريز مي گردد . هر گاه از او چيزي را طلب مي کند از او اطاعت مي کند و درغيبت شوهرش با همه وجود از ناموس و مال او پاسداري مي نمايد . پرواضح است که اين گونه ارتباط استوار و صميمي جز در پرتو مهر و محبت زن و شوهر به يکديگر امکان پذير نيست . پيوندهاي عاطفي است که زن و شوهر را به وحدت و يگانگي سوق داده هر دو يکي مي شوند و دوگانگي و اختلاف و درگيري از ميان برداشته مي شود . در برخي از روايات اسلامي از همسر به انيس موافق تعبير شده است.

پيشوايان ديني با انتخاب چنين کلماتي به همه خانواده ها گوشزد مي کردند که زن و مرد در محيط خانوادگي بايد با يکديگر دوست و صميمي و مونس و همدم يکديگر باشند . واضح است که وصول به اين هدف جز در پرتو دوستي و صميميت خالصانه امکان پذير نيست . رسول خدا (ص) مي فرمود : من از دنياي شما سه چيز را دوست دارم اول بوي خوش ، دوم زنان و سوم نماز را که نور چشم من است . هدف اساسي پيامبر بزرگوار اين بوده است که براي همه زنان و مردان اين واقعيت را تبيين کند که کانون خانوادگي بايد از مهر و محبت لبريز باشد تا زندگي مفهوم واقعي خود را از دست ندهد .

در تاريخ اسلام آمده است که رسول خدا (ص) قبل از تولد فاطمه  موظف شد مدت چهل روز از خديجه کبري فاصله بگيرد و به اعتکاف بپردازد . خديجه کبري در اين مدت از شوق و عشق رسول خدا ( ص ) بي تاب شده ، اشکهاي فراواني از ديده فرو مي ريخت ، رسول خدا برخي از مؤمنان را نزد خديجه فرستاد و يپام داد که اين فراقت و دوري به دستور پروردگار مي باشد ومهر و محبت ايشان به او کماکان گرم و سوزان است . با توجه به مقدمات ذکرشده اين حقيقت آشکار مي شود که زندگي جز در پرتو مهرورزي و محبت کردن امکان پذير نمي تواند باشد .

در اينجا اين سئوال مطرح مي شود که زن و شوهر چگونه بايد با يکديگر برخورد داشته باشند تا کانون خانوادگي از مهر و محبت لبريز گردد . در پاسخ مي گوييم که هيچ معلومي بدون علت تحقق نمي يابد . براي ايجاد صفا و صميميت بايد رفتارهاي خاصي در محيط خانوادگي حاکميت داشته باشد تا صفا و يگانگي فراهم آيد به همين مناسبت به رفتارهايي که موجب ايجاد صفا و صميميت مي شود اشاره مي کنيم .

۱ - اولين عاملي که موجب پديد آمدن صميميت مي شود خوش اخلاقي است . بديهي است که منظور از حسن خلق نرمي وملايمت و تحمل و شکيبايي است . زن و مرد بايد سعي کنند در ارتباط با همديگر روحيات انساني را در حد کمال مراعات کنند و از تندي و تيزي وعصبانيت و حساسيت ها جداً‌ پرهيز نمايند . از امام حسن مجتبي نقل شده است : هيچ عيش و زندگي برتر و والاتر از خوش اخلاقي نيست .

۲ - دومين عاملي که صفا و صميميت را در محيط خانوادگي فراهم مي آورد خوش زباني است . زن ومرد خانواده بايد از ابراز هر نوع کلمات و الفاظ زننده و کوبنده اجتناب کنند و هرگز نسبت به يکديگر زخم زبان نزنند زيرا هيچ عاملي همانند نيش زدن به صميميت خانواده لطمه وارد نمي کند . رسول خدا در طول زندگي خود در ارتباط با مسائل شخصي و خانوادگي هرگز زبان به انتقاد نگشود و اگر اعتراض و انتقادي مي کرد در انحصار مواردي بود که به حدود و قوانين الهي تجاوزي به عمل آمده بود و در غيراين صورت با سکوت و ناديده گرفتن گذشت مي کرد .

۳ - سومين نکته که بسيار حساس است و در ايجاد و حفظ صميميت ها نقش مؤثر را عهده دار است خوش برخوردي است . همه افراد علاقه دارند که ديگران با آنان برخورد خوبي داشته باشند . بنابراين زن و مرد هم از اين قاعده کلي مستثني نيستند. هر مردي دوست دارد وقتي به خانه قدم مي گذارد همسرش با چهره اي خندان و با گشاده رويي با او برخورد کند . چنانکه زن خانه نيز متوقع است وقتي مرد وارد خانه مي شود سختي ها و دشوارهاي زندگي را فراموش کند و با چهره اي متبسم و خندان با همسرش مواجه شود . فراموش نکنيم که برخوردهاي اوليه افراد بسيار مؤثر و نقش آفرين است . به عنوان مثال سبقت گرفتن در سلام را و افشاي سلام در برخوردها تأثير بسزايي در ديگران دارد و روحيه ها و رفتارها را تغيير مي دهد . به اعتقاد ما يکي از نشانه هاي بارز خردمندي در زن و مرد خوش برخوردي است عده کمي هستند که از اين توانايي برخوردارند . اين گونه افراد در اولين برخورد با ديگران اعم از خردسال و بزرگسال آنان را شيفته و مجذوب خود مي کنند و در برابر اين عده بسياري از مردم نيز برخوردي خشک و ساده دارند .

۴ - نکته چهارم که در ابقاي صميميت ها بسيار مؤثر مي باشد اين است که در زندگي خانواگي  ، زن و مرد احترام يکديگر را حفظ کنند و در برابر اعضاي خانواده و بيگانگان رفتارشان با يکديگر آنچنان گرم و صميمي باشد که همه گمان کنند آن دو از کثرت گذشته به وحدت و يگانگي واقعي رسيده اند . در انجام امور خانوادگي و فاميلي از تک روي پرهيزنمايند و تا رضايت و تمايل طرف مقابل را به دست نياوره باشند به اظهار نظر قانع اقدام نکنند . البته ممکن است که در مواردي زن و مرد بدون در نظر گرفتن نظر و رأي همسرش يک جانبه به گرفتن تصميماتي اقدام کند به اعتقاد ما چنين رفتارهايي از طرف مرد وزن بزرگترين بي احترامي به حرمت و تخفيف طرف مقابل است .

۵ - نکته پنجم اينکه زن و مرد موظف هستند يکديگر را تأييد و تثبيت کنند و اين کار علاوه بر اينکه عملاً انجام مي گيرد بايد در گفتار و رفتار هم انعکاس يابد به عبارت ساده تر زن و مرد رسماً بايد اعتراف کنند که منهاي طرف مقابل قادر به زندگي کردن نيستند . اين تأييد و پذيرش موجب افزايش صفا و صميميت خواهد بود از رسول خدا نقل شده است که فرمودند : وقتي مردي به همسرس مي گويد تو را دوست دارم اين جمله هرگز از قلب همسرش زائل نمي شود . بايد توجه داشته باشيم که همه انسانها اعم از مرد و زن در تمام دوران زندگي از شک و ترديد برکنار نيستند و اين ترديد و شک در رفتار و کردارشان نيز منعکس مي شود لذا وقتي مورد تأييد ديگران قرار مي گيرند جان و توان تازه اي بر آنان دميده مي شود .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مادران شاغل و ارتباط با فرزندان | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:32 قبل از ظهر  

 

مادران شاغل و ارتباط با فرزندان 

 

با توجه به نقش سازنده زنان در عرصه هاي مختلف و با در نظر گرفتن مسئوليت هاي سنگين زنان فعال در اجتماع که همزمان بار مسئوليت و وظايف خانوادگي را نيز به عهده دارند مي توان گفت بزرگترين وظيفه زن مادر شدن و شيرين ترين ثمره زندگي فرزند است .

کليد تندرستي کودک در دست مادر است . کودکان سرمايه هاي فرداي جامعه هستند و کودکان حساس ترين و آسيب پذيرترين گروه اجتماع را تشکيل مي دهند .

مادران شاغل بايد سعي کنند کيفيت رسيدگي را در زماني که در خانه هستند بيشتر کنند و براي جبران ساعات دوري از فرزند تلاش نمايند . هنگامي که در منزل هستند اوقات بيشتري را با فرزندانشان سپري کنند .

« فکر کنيد اوقات خود را با بچه ها چگونه مي گذرانيد و فهرستي از آن تهيه نماييد . »

اگر در حال غذادادن به بچه هستيد با او حرف بزنيد ، نوازشش کنيد و برايش شعر بخوانيد .

اگر در حال حمام کردن او هستيد ، او را با لبخند زدن و خنديدن خوشحال کنيد .

اگر در حال پختن غذا هستيد ، از فرزندتان کمک بخواهيد با او صحبت کنيد و بخنديد .

هنگام رساندن فرزندتان به مهدکودک و يا مدرسه ... وقت خوبي است که با او صحبت کنيد و به حرفهايش گوش دهيد .

زماني را براي بازي کردن با بچه ها در نظر بگيريد .

وقت معيني براي مسواک زدن ، حمام کردن و ساير کارهاي روزانه داشته باشيد تا نظم در انجام کارها را بياموزد .

به او بگوييد که دوستش داريد و بدينوسيله امنيت عاطفي در او ايجاد کنيد ، چرا که اعتماد بنفس کودکان و روحيه قوي آنها وابسته به احساس چنين امنيتي است .

اگر شما براي نگهداري فرزند خود پرستار گرفته ايد دفتری تهيه کنيد و از او بخواهيد که با يادداشت در مورد فرزندتان ، شما را در فعاليتها و برنامه هايش شريک کند ، مانند داستانهاي مورد علاقه ، عادات خاص غذايي ، نوع بازي و ... شما هم مي توانيد يادداشتهايي را براي پرستار فرزندتان بنويسيد .

در نتيجه شما بهترين راهها را انتخاب نموده ايد و با وجود کمبود وقت ، عملکرد شما مهمترين هديه اي است که به خانواده مي دهيد .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

کودکان تنها در خانه و آثار آن| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:31 قبل از ظهر  

 

کودکان تنها در خانه و آثار آن

 

Alone

 

 

«  تنهایی کودکان در خانه و عواقب آن »

 

  آیا کودکان توانایی تنها ماندن در خانه را دارند؟

بسیاری معتقدند یکی ازدلایل ضعف تحصیلی دانش آموزان ، تنهایی آنان در خانه است .

   همچنین آنها معتقدند نوجوانانی که عصرها تنها در خانه می مانند ، بیشتر در معرض خطر اعتیاد به سیگار ، مواد مخدر ، مواد الکلی و ابتلاء به اختلالات روانی مانند افسردگی و انحرافات اخلاقی قرار دارند .

تصمیم بگیرید :

چه موقع کودک آمادگی تنها در خانه ماندن را دارد ؟

  خصوصیات شخصی ، مهارت و پختگی عوامل موثری هستند که آمادگی کودک برای تنها در خانه ماندن را مشخص می کنند .

   شخصیت افراد معمولاً با رشد سنی تغییرات زیادی نمی کند ولی کودک می تواند با آموزش ، تغییراتی در عکس العمل هایش در برابر انتظارات که از او می رود ، در خود ایجاد نماید .

  کودکان را می توانیم به سه دسته تقسیم کنیم :

  • کودکانی که به سختی آمادگی تنها ماندن در خانه را کسب می کنند .

  • کودکانی که نیاز به زمان دارند تا به تدریج به تنها ماندن در خانه عادت کنند .

  • کودکانی که به راحتی تنها ماندن در خانه عادت می کنند .

 

الف : خصوصیات شخصی کودکانی که آمادگی تنها در خانه ماندن دارند :

  • اعتماد به نفس دارند و ترسو نیستند .

  • در برابر اتفاقات غیر منتظره ، تحریک پذیر نبوده و آرام هستند .

  • به راحتی درباره احساسات و تفکرات خود با دیگران و والدینشان صحبت می کنند.

  • خطاهایشان را می پذیرند حتی اگر مورد بازخواست و سرزنش قرار گیرند .

  • جرأت کافی برای مقاومت در برابر فشار دوستان و دیگران را دارند .

 

ب : مهارت : مهارتهایی که نشان از آمادگی کودکان برای تنها در خانه ماندن را دارند.

  • به راحتی و به طور صحیح نام ، آدرس و شماره تلفن خودشان را بیان نمایند .

  • به راحتی و به درستی نام ، آدرس و شماره تلفن محل کار والدینشان را بیان نمایند .

  • بتوانند شماره پلیس ۱۱۰ را گرفته و اطلاعاتی را در اختیار پلیس قرار دهند .

  • آگاه باشند چنانچه هنگام ورود به منزل با موردی مشکوک مواجه شدند ، وارد منزل نشوند .

  • اگر کسی آنها را تعقیب کند بدانند چه باید بکنند ؟

  • بدانند تنهایی در بیرون از منزل بازی نکنند .

  • بدانند وقتی که درخانه تنها هستند به تلفن چطور جواب دهند ؟

  • آگاه باشند به هنگام آتش سوزی چه کار کنند ؟

  • وقتی در خانواده مقرراتی راجع به شرایط اضطراری طراحی می شود کودکان در ایجاد آن سهیم باشند؟

 

ج پختگی : پختگی و رشدی که نشان از آمادگی کودکان برای تنها ماندن در خانه را دارد .

  • مسئولیت پذیری را با رضایت و افتخار به عهده بگیرند .

  • مشکلاتشان را به طور مطلوب حل کنند .

  • در انجام کارها پیشقدم باشند ، بدون آنکه کسی به آنها تذکر بدهد یا یادآوری کند .

  • مهارتهای زندگی را قبلاً یاد گرفته باشند .

  • ارتباط خوب با هم سن و سالان خود داشته باشند .


 

چگونه به کودکان کمک کنیم تا این خصوصیات را بدست آورند ؟

 

والدین می توانند به کودکان کمک کنند اگر آنها ....

  1. از همان دوران کودکی ، آنان را تشویق کنند و بتدریج بعضی از رفتارهای آنها را تصحیح نموده و به آنها بگویند هر کسی باید یاد بگیرد یک کار مشخص را به خوبی انجام دهد و بالطبع هر سعی و تلاش کودکان را تشویق نمایند .

  2. حساس بوده و خلق و خوی و عکس العمل کودکان را بپزیرند . این کار باعث ایجاد اعتماد به نفس و احساس امنیت در کودکان شده و فرصت و آزادی عمل برای کسب تجربیات جدید را به آنها می دهد و همچنین زمینه رضایت مندی کودکان در انجام وظایفشان و جرأت برای انجام دادن کارها را ایجاد می نمایند .

  3. بدون انتقاد ، با کودکان بحث کنند و قبل از آنکه جایگزینی را ارائه دهند نظرات آنها را بپذیرند .

  4. به کودکان اطمینان بدهند ، چنانچه کاری را اشتباه انجام دادند ، بدانند که آن فقط یک اشتباه بوده و آنها هوشیارتر از آن هستند که آنرا دوباره تکرار کنند . در این صورت کودکان آمادگی دارند تا هراتفاقی که در فعالیتهای روزانه شان می افتد به والدینشان بگویند .

 

از طرف دیگر والدینی که ....

  1. مدام به کودکانشان یادآوری می کنند چه کار بکنند و چگونه انجام دهند ، این کار باعث می شود کودکان خود به تنهایی آغازگر کاری نباشند .

  2. از کودکانشان می خواهند کارهای پیچیده (نیاز به پختگی بالاتر از توان آنها را دارند) انجام دهند این باعث شکست کودکان در انجام کارهایشان شده و اعتماد به نفس شان را از دست می دهند .

  3. برچسب بد ، تنبلی ، کثیفی و ویژگیهای ناخوشایند را همراه با تلقین این خصوصیات به کودکان می گویند، این بر چسب ها باعث شهرت کودکان با این خصوصیتها در بین دیگران شده و آنها با این فکر بزرگ شده که واقعاً بد ، تنبل و کثیف هستند و تمام آن خصوصیاتی که به آنها نسبت داده شده ، را دارند و نهایتاً اگر کودکان احساس بدی از خود داشته باشند نمی توانند کار خود را به خوبی انجام دهند .

 

 محیط زندگی و دسترسی به آن

 

باید شرایط خاص محل زندگی در مورد کودکانی که قبل یا بعد از مدرسه تنها در خانه می مانند مورد توجه قرار گیرد . بعضی از این شرایط به راحتی قابل کنترل بوده و بعضی نه .

  1. آیا کودک شما وقتی از اتوبوس ، سرویس مدرسه و ... پیاده می شود بدون خطر می تواند به منزل برود ؟

  2. آیا فرد بزرگتری در نزدیکی و قابل دسترس و آشنا به کودک هست ؟ آیا تدبیری برای آن اندیشیده اید ؟

  3. چند بار در هفته و هربار چه مدت کودک تنها می ماند ؟ آیا برنامه ای برای فعالیتهای زمان تنهایی او اندیشیده شده است ؟

  4. آیا کودک ، خواهر و برادری دارد ؟ سن آنها چقدر است ؟

  5. آیا منزل شما وسایلی مانند آتش خاموش کن ، هشدار دهنده ، جعبه کمکهای اولیه ، پله نجات ، تلفن اضطراری ، چراغ قوه ، باتری اضافی و مقداری پول نگهداری شده در محل مخفی که کودک از آن آگاهی داشته باشد ، دارد آیا کلیدهای برق مجهز به نمایشگرهای نوری است که به هنگام ورود کودک در محیط تاریک خانه و فصل زمستان بتواند کلیدها را ببیند .

  6. آیا یک کلید اضافی به همسایه مورد اعتماد خود داده اید تا در صورت نیاز ، با باز کردن در، از حضور فرزندتان در منزل مطلع شود ؟

  7. آیا زمانی را به طور مستمر و روزانه مشخص کرده اید که در آرامش و با حوصله با کودک خود فعالیتهای روزانه اش را مرور نمائید و یا فرصتی می یابید که به او بگویید چه مسئولیت مهمی را به عهده دارد ؟

  8. آیا در مورد فعالیتهای مدرسه ، انجام تکلیف ، حل مشکلات در مدرسه و ... به او یاری و مساعدت می کنید ؟ آیا به او پیشنهاد غذاهای سبک و خوراکی های مورد علاقه ی او را می دهید ؟

 

راه حل های دیگر

در بسیاری از جوامع فعالیتهای ویژه ای برای کودکان در سنین مدرسه (که والدین آنها شاغل هستند و در این مدت در منزل نمی باشند) ارائه می شود .

اهمیت این فعالیتها بستگی به این دارد که چقدر مسئولین و کارشناسان رشد و پرورش کودکان روی این مسئله تاکید داشته و توجه می کنند .

فعالیتهای ویژه عبارتند از :

  • خیلی از مدارس بعد از زمان درس ، کلاسهای فوق برنامه برای دانش آموزان دارند .

  • بعضی از برنامه ها به فعالیتهای ورزشی و عضویت در تیمهای ورزشی مربوط می شود .

  • بعضی از کودکان در ساعت بعد از ساعت رسمی مدراس نقش معلم را برای دیگر کودکان دارند و به آنها آموزش می دهند .

  • بعضی از کودکان علاقه خود را به کلاسهای آموزش موسیقی مانند پیانو، گیتار و ... یا کلاسهای هنری مانند تئاتر ، آواز خوانی دسته جمعی و ... نشان می دهند .

  • کتابخانه های عمومی که نمایش فیلم برای کودکان دارند .

  • بعضی از کودکان داوطلب عضویت خدمات اجتماعی می شوند مانند هلال احمر و ...

  • شرکت در کلاسهای آموزش زبانهای خارجی

  • شرکت در فعالیتهای فرهنگی ارائه شده در مساجد و کانونهای فرهنگی

  • تمامی برنامه های فوق فرصتهایی را در کسب مهارت و دانشی که بسیار برای زندگی کودکان مفید است ایجاد می کند . کودکانی که در طی ساعات هفته بصورتی منزوی درخانه بدون یادگیری به سر می برند در مقایسه با کودکانی که مشغول کسب این فعالیتهای غنی هستند ضرر می کنند .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

غلبه بر اضطراب روز اول مدرسه | جمعه دهم اسفند 1386 | 1:30 قبل از ظهر  

غلبه بر اضطراب روز اول مدرسه

چگونه به فرزند خود براي اولين روز مدرسه کمک کنيم ؟

 

دراولين روز مهدکودک ، دبستان يا دبيرستان يا اولين روز يک مدرسه جديد ، کودکان دچار اضطراب مي شوند . اين روزها ، روزهاي حساسي در زندگي کودک شما بوده و نحوه برخورد او با اين روزها ممکن است تعيين کننده اين باشد که در آينده با اولين هاي خود در زندگي چگونه برخورد کند .

محققين معتقدند کودکاني که ازاين اولين ها دچار ترس هستند ممکن است همان هايي باشند که در ساير جنبه هاي زندگي نيز تطابق سخت تري دارند . بعضي از کودکان منعطف تر و داراي قابليت تطابق بالاتري بوده و اين اولين ها براي آنان مسئله مهمي نيست . براي ساير اطفال اين تغييرات ممکن است بسيار سخت باشد و در نتيجه زمان بيشتري طول بکشد تا به اين تغييرات عادت کنند .

بنابر نظر محققين هر تجربه مثبت کوچک به کودکان کمک مي کند تا با اولين هاي زندگي خود تطابق بيشتري داشته باشند . هر چقدر کودک خود را آماده کنيد بهتر است ، مخصوصاً اگر کودک شما حساس  باشد .

توصيه هاي زير به والدين مي تواند مفيد باشد :

  1. کودک خود را براي کارهاي روزانه جديد خود آماده کنيد .

  2. با معلم او ملاقات کنيد .

  3. با کودک خود در مورد اينکه مدرسه به چه چيزي شبيه است صحبت کنيد .

  4. بصورت آزمايشي يکبار کودک را تا مدرسه برده و برگردانيد .

روزهاي اول مدرسه ، کودک شما ممکن است از شما درخواست کند تا با او به مدرسه برويد . در اين صورت اين کار را انجام دهيد . کودک به شما نياز دارد تا اين حالت انتقالي را پشت سر بگذارد . اين حالات انتقالي براي کودک مهم بوده و والدين بايد نسبت به اين موضوع حساس باشند . کودکان در طي اين زمانها نياز به حمايت بيشتري دارند . حتي کسانيکه به راهنمائي يا دبيرستان مي روند . اگر فرزند شما نوجوان است مسئله اصلي وي همسن و سالانش خواهند بود . اينکه وي احساس کند در گروه همکلاسي هاي خود پذيرفته شده است بسيار مهم مي باشد . دعوت کردن از ساير همکلاسي هاي در يک مهماني کوچک در طول تابستان مي تواند مفيد باشد . بخصوص اگر فرزند شما فردي خجالتي است اين موضوع مي تواند کمک بسياري در برقراري ارتباط با ديگران بکند .

زمانيکه مدرسه شروع شد منتظر واقعيت ها بوده و آماده براي شريک شدن در اين واقعيت ها باشيد . کودکان ممکن است ببينند مدرسه از آنچيزي که تصور مي کردند سخت تر است . بهتر اين است که در ابتداي مدرسه شما بيشتر در دسترس کودکان باشيد . بهتر است در روزهاي ابتداي مدرسه شما براي کودکان خود صبحانه را آماده کنيد تا اينکه خودشان اينکار را انجام دهند . شما بايد به دنبال فرصت هايي براي برقراري ارتباط بخصوص با نوجوانان باشيد .

کمک به کودکان براي مبارزه با اضطراب اغلب به معناي کمک به مبارزه با افکار منفي است ، علت ترس کودک خود را جستجو کنيد . سپس براي اطمينان بخشي به او اقدام کنيد . اغلب مواقع کودکان واقعاً نمي دانند که مشکل چيست ؟ مگر تا زماني که شما از آنها سئوالات کافي بپرسيد . سپس آنها به شما مطالبي را خواهند گفت . ممکن است ترس آنان ناشي از عدم حضور والدين هنگام خروج آنان از مدرسه ، يا ناشي از پياده روي تا منزل و يا مسخره شدن توسط کودکان ديگر باشد .

براي اکثريت اطفال اولين روز ايجادکننده اضطراب است و ممکن است گريه کنند ولي بيشتر آنان روز دوم مشکلي ندارند .

ولي اگر پس از چندين هفته کودک از رفتن به مدرسه امتناع کرد و يا هر روز با دل درد و سردرد به خانه برگشت يا از مربي بهداشت در خواست برگشت به خانه را کرد . در آنصورت شما بايد کاري انجام دهيد . اين مسائل مي تواند علائم مشکلات هيجاني و روحي باشد .

توصيه مي شود که با يک متخصص اطفال يا روانپزشک صحبت کنيد . گاهي متوجه مي شويم که در کلاس يک فرد زورگو وجود دارد يا معلم بر سر کودک داد زده است . اگر هيچ علت مشخصي پيدا نشد ولي هنوز کودک کابوس هاي شبانه داشته و خوب نمي خوابد اينها مي تواند علائم بيماري اضطراب باشد که مانع عملکرد طبيعي کودک مي شود .

اکثريت اطفال به والدين خود نمي گويند که در کلاس مورد تهديد افراد زورگو يا خشن هستند ، مگر اينکه از کودکي ارتباط خوبي با پدر و مادر خود داشته باشند .

بايد به کودکان خود اجازه دهيد تا بدانند اگر چيزي در مدرسه اتفاق مي افتد که ناراحت کننده است آنها مي توانند اين را به شما بگويند . اگر در کلاس مورد خشونت واقع شدند سعي کنيد ناراحت نشويد . در غيراينصورت کودک شما خود را ضعيف و يا قرباني تصور ميکند . ممکن است از اينکه شما تعجب مي کنيد که چگونه او اجازه داده است اين حالت رخ دهد ناراحت شود .

سپس به مدرسه رفته و خشونت را گزارش کنيد . مهم است که به اولياء مدرسه بگوئيد که اين نوع رفتار را تحمل نخواهيد کرد .اين تنها راه براي توقف خشونت و زورگوئي است .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

سوالاتي در مورد روشهاي اصلي تربيت| جمعه دهم اسفند 1386 | 1:29 قبل از ظهر  

سوالاتي در مورد روشهاي اصلي تربيت

 

 ؟ آيا تحسين کردن کودکم نتايج بهتري در تربيت او خواهد داشت

 

آيا با ناديده گرفتن بعضي از رفتارهاي آزاردهنده کودکان٬ اين گونه رفتارها ترک مي شود؟

آيا از طريق پاداش دادن مي توانم رفتارهاي مطلوب در فرزندم ايجاد کنم ؟

آيا مي توانم از تنبيه به عنوان يک روش مناسب براي تغيير رفتار فرزندم استفاده کنم ؟

 

آيا تحسين کردن کودکم نتايج بهتري در تربيت او خواهد داشت ؟

چگونه تحسين کنم ؟

براي والدين آسان است که فقط به رفتارهاي نادرست کودکان خود توجه کنند و اعمال درست آنها را در نظر نگيرند براي مثال احمد و ليلا بدون سر و صدا در اتاق مشغول بازي کردن هستند و هيچ کس به خاطر آن که بسيار دوستانه اسباب بازيها را تقسيم کرده اند آنها را تحسين نمي کند . اما چند دقيقه بعد که بين بچه دعوا مي شود پدر عصباني شده سر آنها فرياد مي زد .

انتقاد همراه با کمي ستايش ٬ نتايج بهتري به باور مي آورد . کودک شما مي خواهد که به او توجه کنيد و مي خواهد اين توجه را از هر طريقي که مي تواند به دست اورد اگر ديدگاه شما منفي باشد او از راههاي منفي به هدف خود مي رسد اما اگر شما روي نکات مثبت تمرکز کنيد در مقابل رفتارهاي خوب بيشتري دريافت خواهيد کرد زيرا در اين حالت کودک با رفتارهاي مثبت خود سعي در جلب توجه شما خواهد داشت اگر در هنگام تحسين کردن راهنمايي هاي زير رابه کار ببنديد به زودي خواهيد ديد که اين کار به عنوان يک روش تربيتي و انضباطي بسيار موثر است .

 

اغلب مادران و پدران شخصيت کودک خود را با کلماتي نظير : لجباز خود خواه و تنبل توصيف مي کنند . اين يک حلقه معيوب است و راه به جايي نمي برد . تغييردادن شخصيت به مراتب از تغييردادن رفتار مشکل تر است . به بچه نگوييد ٬ «چه دختر خوبي » زيرا اين جمله بدين معناست که هدف عبارت است از خوب بودن در تمام اوقات مسلم است که اين انتظار غير ممکن است به جاي آن مي توانيد بگوييد «من از طرز حرف زدنت با ليلا خوشم آمد » گفتن عبارت «پسر خوب » يا «دختر خوب » نمي تواند احساس مشخصي را به کودک القاء کند مگر آن کودک بتوان آن را با رفتارهاي خويش ارتباط دهد زيرا تصور هر کس از خود برپايه تصوري که از اعمالش دارد استوار است .

مؤثرترين راه براي آموزش رفتار خوب شکل دادن رفتار با تحسين است اين روش تربيتي ٬ بايد به طور مداوم مورد استفاده قرار گيرد تا رضايت شما را از رفتارهاي جديد فرزندتان نشان دهد .

 

هرچه تحسين شما اختصاصي تر باشد کودک درست بودن کارش را بهتر درک مي کند و احتمال اينکه آن عمل را تکرار کند نيز بيشتر است براي نمونه يک روز صبح متوجه مي شويد که فرزندتان رختخوابش را مرتب کرده است درهمان حال نيز مشغول شانه زدن موهايش است . اگر بسادگي بگوييد : «آفرين عزيزم »او نمي فهمد که منظور شما رختخوابش است يا موهايش . پي بگوييد : « از اينکه امروز صبح رختخوابت را جمع کردي خيلي خوشم اومد ممنونم »

وقتي والدين براي يافتن نکته مثبتي در رفتار کودکانشان دچار مشکل مي شوند ما از آنان     مي خواهيم که از رفتارهاي پسنديده کودکان خود يادداشتي تهيه کنند .

 

اگر به فرزند خردسالتان گفته ايد که بايد اسباب بازي هايش را پس از بازي کردن با آنها مرتب کند ولي او قبلاً هيچ گاه اين کار را انجام نداده است . پيشرفت هاي کوچک او را نيز ستايش کنيد براي نمونه دفعه اول به خاطر برداشتن يکي از اسباب بازي ها از کف اتاق و گذاشتن آن در کمد (در حالي که سه يا چهار تاي ديگررا رها کرده است ) از کودکانتان تعريف کنيد و به او آفرين بگوييد : «چه کار خوبي کردي که کاميونت رو توي کمد اسباب بازي ها گذاشتي بگذار کمکت کنم تا بقيه رو هم جمع کني» دفعه بعد به خاطر جمع کردن دو قطعه از اسبابهايش از او تعريف کنيد و همين طور ادامه دهيد تا رفتار کودک اصلاح شود .

 

براي دريافت پاسخهاي بهتر ٬ نوع تحسين را با سن و اخلاق کودک متناسب کنيد براي نمونه در آغوش گرفتن ٬ بوسيدن و ديگر نشانه هاي عملي محبت همراه با کلمات مهرآميز براي کودکان خردسال موثرند . اما در مورد کودکان بزرگتر بهتر آن است که از پيامهاي سري استفاده کنيم . زيرا اين کودکان بيشتر دوست دارند به طور خصوصي تشويق شوند . براي نمونه مي توانيد با يک چشمک يا اشاره دست نشان دهيد که به عمل خوبش توجه کرده ايد . بعداً مي توانيد در مورد رفتار پسنديده اش با يکديگر صحبت کنيد .

 

   تحسين کردن بخصوص در مورد کودکان خردسال وقتي موثر است که بدون معطلي صورت گيرد . نگذاريد تابين رفتار پسنديده او و پاسخ شما فاصله زيادي بيفتد اگر چه کودکان بزرگتر قادرند اين فاصله زماني را درک کنند .

 

در مواردي که کودک فقط هنگام تحسين شدن مورد توجه والدينش قرار مي گيرد ٬ به تدريج نسبت به آن احساس نياز مي کند . برخي از والدين نگران آنند که مبادا کودکانشان فقط هنگامي که مورد توجه قرار مي گيرند و تشويق مي شوند خوب رفتار کنند . براي رفع اين مشکل بهترين کار اين است که پس از جا افتادن يک رفتار جديد رفته رفته از ميزان تعريف و تمجيد بکاهيم و آن را به طور موردي انجام دهيم .


 

*آيا با ناديده گرفتن بعضي از رفتارهاي آزاردهنده کودکان٬ اين گونه رفتارها ترک مي شود؟

روشهاي صحيح ناديده گرفتن کدامند ؟

 ناديده گرفتن سنجيده ٬‌هنر ناديده گرفتن رفتارهايي است که دوستشان نداريد و تعريف کردن از آنهايي است که دوستشان داريد . به ياد داشته باشيد که هيچ کدام نبايد بدون ديگري انجام داده شوند . بايد رفتارها را طبقه بندي کنيد و سپس ببينيد کدام يک را مي توانيد ناديده بگيريد . روشن است نمي توانيد اعمال خطرناکي مثل دويدن به سمت خيابان يا بالا رفتن از يخچال را ناديده بگيريد .

اگر فکر مي کنيد که قادر به ناديده گرفتن يک رفتار براي مدت طولاني نيستيد ٬ پس هيچ گاه شروع نکنيد .

ناديده گرفتن رفتارهايي که قبلاً به سبب توجه شما تقويت شده اند موثرتر است تا آنهايي که در برخي سنين و يا مراحل رشد طبيعي محسوب مي شوند براي مثال : بداخلاقي در مورد اغلب کودکان دو يا سه ساله طبيعي است و اين در نتيجه مهم نيست . چقدر و چطور آنها را ناديده مي گيريد با اين حال ناديده گرفتن بدخلقي هاي اوليه مي تواند از ميزان آنها در مراحل بعدي بکاهد .

وقتي از روش ناديده گرفتن استفاده مي کنيد به هيچ وجه به آن رفتار واکنش نشان ندهيد چه زباني چه غيرزباني وانمود کنيد مشغول انجام کاري هستيد و اتاق را ترک کنيد و يا رويتان را به سمت ديگري برگردانيد و تا وقتي کودک به عملش ادامه مي دهد شما نيز اين روش را ادامه دهيد.

يک پسر کوچک هنگامي که مقدار بيشتري از غذاي مورد علاقه اش را مي خواهد عادت دارد که سرش را داخل بشقابش فروکند و جيغ بکشد . والدينش آموخته اند که با يکديگر حرف بزنند و مثلاً در مورد گرد و خاک روي شمعدانها يا روميزي صحبت کنند و به اين ترتيب گريه کردنش را ناديده بگيرند . در نهايت وقتي کودک مي فهمد که ممکن نيست بتواند از آن غذاي بخصوص بيشتر بخورد ٬ قاشقش را بر مي دارد و به خوردن چيز ديگري مشغول مي شود .

وقتي براي اولين بار اقدام به ناديده گرفتن يک رفتار ناشايست مي کنيد کودک شما تمام سعي اش را مي کند تا توجهي را که قبلاً جلب مي کرد ٬ دوباره به دست آورد او از هر نظر بر شدت رفتارش مي افزايد تا آنجا که مطمئن شود از شما پاسخ دريافت خواهد کرد ولي شما نبايد تسليم شويد . به محض آنکه کودک گريه اش را قطع کرد و مشغول برداشتن اسباب بازي هايش شد بدون معطلي به خاطر اين رفتارش او را تحسين کنيد (رفتارهاي مطلوب را تقويت کنيد) اگر گريه و بهانه گيري دوباره شروع شد به آن توجهي نکنيد تا دوباره قطع شود .

 

آيا از طريق پاداش دادن مي توانم رفتارهاي مطلوب در فرزندم ايجاد کنم ؟

شيوه هاي صحيح پاداش کدامند ؟

پاداش براي رفتار مطلوب ٬ يک تقويت کننده محسوب مي شود کودک نسبت به کاري که انجام داده احساس خوبي پيدا مي کند و در نتيجه اين ميل در او ايجاد مي شود که آن را تکرار کند . يک تقويت کننده مي تواند هر چيزي باشد و خاصيت آن اين است که درپي يک رفتار به کودک عرضه مي شود و او را بر مي انگيزد تا آن رفتار را تکرار کند در واقع پاداش يک تحريک کننده است .

اولين باري که بچه کوچکتان مي گويد : مامان يا بابا ٬ شما با لبخندزدن  يا در آغوش گرفتن او ٬‌حرف زدنش را تقويت مي کنيد و کودک شما اين را به خوبي حس مي کند . انتخاب يک پاداش مناسب براي رفتار شايسته کودک هميشه آسان نيست براي کمک کردن به تصميم گيري در مورد پاداش ٬ خواسته هاي کودکتان را بررسي کنيد . از آنجايي که تمايلات کودکان دائماً تغيير مي کند ٬ بررسي را هر چند وقت يکبار تکرار کنيد از فرزندان خود بپرسيد :

۱- اگر بتوانيد سه آرزو بکنيد آنها چه هستند ؟

۲-

۳-

۴- اگر به اندازه مقادير زير پول داشته باشيد با آنها چه کار مي کنيد؟

۱- ۵۰ تومان

۲- ۱۰۰ تومان

۳- ۲۵۰ تومان

۴- ..........

۵- اگر بنا باشد که فقط يک چيز از بابا بخواهيد آن چيست ؟

۶- چه حق تازه اي را ميخواهي بدست بياوري (بيشتر تلويزيون تماشاکني ٬ ديرتر براي خواب

     به اتاقت بروي٬ و يا .....)

۷- چه برنامه اي را مي خواهي با دوستانت انجام دهي (به سينما بروي ٬ بازي کني ٬ بستني

     بخوري؟

 

اين بررسيها يک فهرست کلي از پاداشهاي ممکن را در اختيار شما مي گذارد  

پاداشهاي روزانه

آدامس

بستني

پاداشهاي هفتگي

کتاب

فيلم سينمايي

پاداشهاي ماهيانه

عروسک

اسباب بازي

 

  •  به

 

 مثلاً براي کودکي که صبح براي رفتن به مدرسه سرموقع حاضر مي شود و با خوشحالي از خانه به مدرسه مي رود ٬ يک پاداش خوب آن است که اجازه دهيد شب نيم ساعت ديرتر بخوابد .

 

هميشه به سرعت به قولتان عمل کنيد يک کودک بخصوص اگر خيلي کوچک باشد به تکميل نشدن يابه تاخير افتادن يک پاداش وعده داده شده بسيار حساس است کاري که از عهده انجامش برنمي آييد تعهد نکنيد و در عين حال چيزي را جايگزين پاداشي که قولش را داده ايد نکنيد وقتي قول چيزي را داديد پاي آن بيايستيد .

پس از آن که رفتار جديد تثبيت شده به تدريج دفعات پاداش روزانه را کاهش دهيد اين موضوع را با چنين عبارت مثبتي توضيح دهيد : «رفتار تو خيلي خوبه و تو نيازي به جايزه هاي کوچک نداري . حالا مي توني يک جايزه بزرگتر در آخر هفته بگيري » براي کاستن دفعات بدين صورت عمل کنيد .

ابتدا يک روز در ميان پاداش دهيد ٬ سپس هر سه روز يکبار و رفته رفته فقط به طور تصادفي و اتفاقي

کم کم فاصله بين پاداش هاي بزرگ را نيز طولاني تر کنيد . يک رفتار تثبيت شده براي برقرار ماندن به تقويت کمتري نياز دارد .

وقتي مطمئن شديد که رفتار جديد به صورت يک عادت مثبت در آمده است ٬ پاداشها را قطع کنيد و پيامدهاي طبيعي آن عادت را جايگزين کنيد . پي آمد طبيعي اينکه کودکي مودبانه پشت ميز شام بنشيند آن است که به او اجازه دهيم رستوران مورد علاقه اش را انتخاب کند و به او بگوييم علت اين حق انتخاب آن است که رفتارش پشت ميز غذا خوب بوده است . درباره رفتار خوب او نظر بدهيد و ديگران را نيز به انجام اين کار تشويق کنيد .


 

*آيا مي توانم از تنبيه به عنوان يک روش مناسب براي تغيير رفتار فرزندم استفاده کنم ؟

روش درست تنبيه کردن کدام است ؟

 وقتي که کودکتان را به اتاقش مي فرستيد زمان تماشا کردن تلويزيون را محدود کنيد و به او اجازه بازي کردن با اسباب بازي مورد علاقه اش را نمي دهيد ٬ يا وقتي که به دنبال نزديک شدن کودک به اجاق گاز ٬ فرياد مي کشيد : «نکن»

در واقع براي اصلاح رفتارها از اصول تنبيه استفاده کرده ايد .

تنبيه به تنهايي نمي تواند نتايج دلخواه را فراهم کند . زيرا به طور کلي روشي منفي است . اين روش به کودک مي آموزد که چه کاري را نبايد انجام دهد . اما نمي آموزد که چگونه بايد رفتار کند . وقتي تنبيه را بدون تقويت رفتار شايسته به کار مي بريم ٬ کودک نمي داند رفتار ناپسندش را با چه رفتاري جايگزين کند . به علاوه تنبيه وقتي موثر است که موقتي باشد چون وقتي از يک تنبيه به دفعات زياد استفاده شود تاثيرش را از دست دهد . والدين مکرراً چيزهايي شبيه اين را به ما مي گويند . اولين باري که فرهاد را تنبيه بدني کردم خيلي گريه کرد و پس از آن براي مدت طولاني رفتارش تصحيح شد اما حالا که مرتبا به خاطر رفتارهاي نادرستش تنبيه بدني مي شود ٬ هيچ تاثيري ندارد و به نظر هم نمي رسد که به هيچ وجه اهميتي بدهد .

از آنجايي که تنبيه به عنوان يک روش مديريت لازم مي شود اين پرسش شکل مي گيرد که : پس چه وقت و چگونه مي توانيم از آن استفاده کنيم ؟

 

اين اصول پيشنهاد مي شود :

تنبيه بدني ٬ ايجاد محدوديت و گرفتن اسباب بازي ها يا امتيازات خاص (مانند تماشاي کارتون) در صورتي تنبيه تلقي مي شوند که موثر واقع شوند .

براي نمونه علي نه ساله را به خاطر کتک زدن خواهرش به اتاقش فرستاند .

او در آنجا با کامپيوتر و اسباب بازيهايش مشغول بازي شد . وقتي مادرش به او گفت که     مي تواند از اتاق بيرون بيايد ٬ در حال تماشاي کارتون مورد علاقه اش بود او حتي فراموش کرده بود که تنبيه شده است . به علاوه وقتي از اتاق خارج شد خواهرش را دوباره کتک زد تا باز به اتاقش فرستاده شود . پس نصيحت ما اين است که نخست نتايج تنبيه را بررسي کنيد . اگر رفتار هدف کاهش يافته بود ٬ مي توانيد دوباره از آن نوع تنبيه استفاده کنيد . در غير اين صورت تکرار آن تنبيه سودي ندارد و بايد