تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






اختلال وسواس – جبري چيست ؟| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 7:19 بعد از ظهر  

 

اختلال وسواس جبري چيست ؟

 

نگراني ها ترديدها ، باورهاي خرافي که معمولاً‌ در زندگي روزمره شايع هستند اگر جنبه افراطي و شديد به خود بگيرند وسواس مي نامند . مثلاً يک فرد در هنگام شستشوي دست و يا بدن و يا بازرسي و چک کردن ، به صورت خيلي زياد و شديد دست به اين عمل بزند که  در مواقع وجود مانع فرد دچار اضطراب و استرس شود .

اختلال وسواس به دو صورت فکري و عملي نمود مي کند و در تمام سنين رخ مي دهد اما در سنين جواني کمي شايعتر مي باشد .

 

-    وسواس فکري ؛

افکار ، تصاوير يا تکانه هايي هستند که مکرراً رخ مي دهند و احساس مي شود خارج از کنترل هستند که شخص نمي خواهد اين افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده مزاحم و بي معنا تلقي مي کند .

  

شايعترين نوع وسواس فکري عبارتند  از :

  •  ترس هاي آلودگي به ميکروب ها و چرک

  •  ترديد و شک نسبت به انجام دادن درست يک کار

  •  افکار مزاحم در خصوص تکرار يا عمل پرخاشگرانه يا جنسي

  • تقارن و يا دقت بيش از حد

  •  شک ديني و يا اخلاقي مفرط

 

-    وسواس عملي ؛

- اعمال اجباري هستند که شخص بارها و بارها و بر طبق يکسري قواعد و مناسکي براي خنثي کردن افکار وسواسي خود اقدام به انجام آن مي کند.

شايعترين نوع وسواس عملي عبارتند از :

  •         وارسي ‌

  •          شستشو

  •          شمارش

  •          پرسيدن و يا اعتراف

  •          تقارن و دقت

  •          ذخيره سازي و يا انبار نمودن مي باشد .

 

ولي علائمي مانند نفرت و يا نگراني از دفع ترشحات بدن ( مانند ادرار ، مدفوع ، بزاق )‌ترس از احتمال وقوع اتفاقي وحشتناک ( آتش سوزي ، مرگ وابستگان ، زهدورزي و عبادت مفرط ، اعتقاد به اعداد سور و نحس ،‌ مسواک زدن شديد و مفرط ، رسيدن به سرو وضع خود به نحو افراطي رسيدن ، مو کندن از بدن و ناخن جويدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد .

اين بيماري در مواردي با افسردگي همراه مي باشد .

 

¯   توصيه به خانواده ها :

۱ استرس و موارد بحران وضعيت بيمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزايش مي دهد لذا علي رغم ايجاد مشکلات و آشفتگي در خانواده به واسطه اين بيماري در منزل سعي نمايند فضاي با آرامشي برقرار باشد .

۲ بيمار رواني نياز به درک خود از طرف ديگران دارد لذا پائين آوردن انتظارات به طور موقت ، مهربان و شکيبا بودن کمک کننده خواهد بود .

۳ -بدانيد بيمار براي رفع اضطراب خود دست به اعمال و مناسک وسواس گونه مي زند و هيچ کس به اندازه خود او از رفتارهايش متنفر نمي باشد . لذا از قضاوت و يا مسخره نمودن اعمال او حذر نمايند .

۴ - شما درگير رفتارهاي وسواسگونه بيمار نشويد اما حد و حدود اين اعمال بايد به روشني مشخص شده و فرد وسواسي طبق همان محدوديتها و قواعد عمل نمايد .

۵ - به بيمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نياوريد ولي به طور دائم به تکاليفي که درمانگر براي انجام تکاليف خاص تعيين نموده گوشزد نمايند .

۶ - حرکات رفتاري که براي بيمار بسيار سخت است و قادر به انجام آن نمي باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغيير دهيد و هميشه تغييرات را به بيمار گوشزد نمائيد .

۷- خشونت ، تهديد به خودکشي و يا ديگر کشي را جدي بگيريد .

۸- بايد مواظب اعتماد به نفس بيمار باشيد بجاي او تصميم نگيريد ولي در تصميم گيري او را کمک نمائيد .

۹ - فعاليتهاي روزانه دويدن ، شنا ، ورزشهاي گوناگون که باعث صرف انرژي مي شود را زياد نمائيد .

۱۰ - تلاش موفقيت آميز فرد براي موفقيت در برابر وسواس را مورد تشويق قرار دهيد .

۱۱ - دائم رفتارها و علائم بيماري را زير نظر داشته باشيد در صورت ظهور علائم جديد و علائم عود مسئله را با درمانگر در ميان بگذاريد .

 

 

” نمي توانم جلوي خودم را بگيرم ! “

نا هنجاري وسواسي جبري

مريم مي ترسد كه به هرچيزي دست بزند آلوده به ميكروب باشد . بنابراين براي باز كردن درها دستكش مي پوشد و هر چند دقيقه اجباراً دست خود را مي شويد تا از شر ميكروبها خلاص شود . بابك آنقدر زياد متوجه مرتب بودن است كه ساعتها در مرتب كردن و باز آرايي چيزهاي روي ميزش صرف مي كند . او قبل از آنكه همه چيز را دقيقاً سر جايش گذاشته باشد نمي تواند خانه را ترك كند.

اينها فقط دو نمونه از آثار ناهنجاري وسواسي جبري است كه نوعي اختلال اضطرابي      مي باشد كه مانع كارايي كامل بسياري از مردم مي گردد . ناهنجاري وسواسي جبري اغلب در نوجواني يا جواني آغاز مي شود و حدود 2% جمعيت ايالات متحده را مبتلا مي كند كه شامل حدود 1 در 200 كودك و نوجوان مي شود .

فرد مبتلا به ناهنجاري وسواسي جبري معمولاً از ترسهاي غير منطقي يا افكار وسواسي رنج مي برد و اغلب به صورت جبري رفتاري تكراري را براي برطرف كردن اضطراب ناشي از آن افكار وسواسي انجام مي دهد . او معتقد است كه اگر اين رفتار را انجام ندهد اتفاق بدي خواهد افتاد . زندگي افراد مبتلا به اين اختلال پراز اضطراب و شرمساري است و اغلب قبل از تشخيص و درمان سالها در عذاب هستند . پس از تشخيص افراد مبتلا به ناهنجاري      وسواسي جبري را         مي توان با دارو يا رواندرماني يا تركيبي از آندو بخوبي درمان كرد.

داروهاي متعددي در مهار علائم اختلال وسواسي جبري در بالغين مؤ‌ثر بوده اند (مطالعه اي در شماره 25 نوامبر 1998 جاما نشان مي دهد كه سرترالين هيدوكلرايد دارويي بي خطر و مؤثر در درمان كوتاه مدت كودكان و نوجوانان مبتلا مي باشد )

 

اختلال وسواسي جبري چيست ؟

اين ناهنجاري نوعي اختلال اضطرابي است . افراد مبتلا از افكاري تنش زا و ناخواسته (فكر وسواسي) بستوه مي آيند كه اغلب بسيار ناخوشايند هستند . اين فكرهاي وسواسي ممكن است نگراني از آلودگي با ميكربها يا نجاست ، ترسهاي بي دليل از  آسيب ديدن يا صدمه  زدن به ديگران ، ترس از دست دادن كنترل و عمل بر اساس انگيزش هاي تهاجمي ،‌ يا ترديدهاي زياد مذهبي يا اخلاقي باشد.

 بسياري از مبتلايان به اين ناهنجاري مي پذيرند كه افكار آنها بي معني است اما نمي توانند به آنها فكر نكنند چون منجر به پريشاني بزرگي مي شود . در پاسخ به اين افكار وسواسي ، آنها ممكن است به افكار جبري رفتارهاي مقرراتي (عمل جبري ) دچار شوند كه بشدت تكرار مي شوند تا به آنها در برطرف كردن اضطراب ناشي از افكار وسواسي كمك كنند . اين اجبارها ممكن است به شكل شستشوي زياد ، يا بازرسي هاي مكرر براي اطمينان از مرتب بودن اوضاع باشد .

 

علل:

علت دقيق ناهنجاري وسواسي جبري هنوز در جريان تحقيق است . عده اي بر اين باورند كه ممكن است ناشي از نامتعادل بودن سروتونين باشد كه يك پيامبر شيميايي در نفر است كه تصور مي شود در كنترل وضعيتهاي خلقي و هشياري دخالت دارد .

 

علائم :

علائم ناهنجاري وسواسي جبري طيفي از خفيف تا شديد را در برمي گيرد . عده اي ممكن است فقط به فكرهاي وسواسي دچار باشند . برخي ممكن است بتوانند افكار وسواسي و رفتارهاي جبري خود را براي مدت كوتاهي مهار كنند و بدينوسيله علائم خود را در مدرسه يا محل كار پنهان كنند . اما هنگامي كه وضعيت شديد تر مي شود ،‌ اختلال وسواسي جبري آنقدر زندگي فرد را اشغال مي كند كه ديگر نمي تواند در فعاليت هاي روزانه عملكرد داشته باشد چون بسياري از وقت خود را صرف مراسم وسواسي خود مي كند . ناهنجاري وسواسي جبري گاهي همراه افسردگي ،‌ اختلالات تغذيه اي ، ناهنجاري سوء‌ مصرف مواد،‌ يك ناهنجاري شخصيتي ، ناهنجاري نقصان توجه يا ديگر ناهنجاريهاي اضطرابي مي باشد . اين اختلالات همراه ،‌ در تركيب با تمايل به پنهان كردن مشكل ،‌ تشخيص و درمان ناهنجاري را بسيار مشكل مي كنند . و بدين ترتيب افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي جبري تا سالها پس از شروع علائم هيچ درماني دريافت نمي كنند .

 

درمان :

اين ناهنجاري را اگر زود تشخيص داده شود ، مي توان بخوبي با تركيبي از روان درماني (‌بويژه رفتار درماني ) و دارو درماني معالجه كرد . يك رويكرد ويژة رفتار درماني بنام ”مواجهه وجلوگيري از پاسخ“ تاثير خود را در درمان بيماران وسواسي جبري ثابت كرده است . اين رويكرد شامل مواجهه كردن عمدي بيمار با فكر يا شيء  هراس آور بصورت مستقيم يا از راه تصور خيالي است . مطالعات اخير نشان داده اند كه داروهايي كه بر پيامبر عصبي سروتونين اثر  مي گذارند ، علائم ناهنجاري وسواسي جبري را چشمگيرانه كاهش مي دهند.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بيش فعالي چيست ؟ ADHD| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 7:17 بعد از ظهر  

 

تعريف :

ADHDاختلالي است که در آن پرتحرکي ، بي توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از کودکان ديگر وجود دارد . ۳  تا ۵ درصد کودکان به اين اختلال مبتلا هستند و در پسرها شايع تر است . ممکن است در بعضي بيشتر علائم پرتحرکي و رفتارهاي ناگهاني و در گروهي علائم بي توجهي بيشتر ديده شود . علائم اين بيماري قبل از ۷ سالگي شروع مي شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدي ايجاد مي گردد .

علت :

اين بيماري سالهاست که شناخته شده و وعوامل متعددي در ايجاد آن نقش دارند . به نظر مي رسد علت آن بيشتر قص در تکامل سيستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت هايي از مغز که مسئول توجه ، تمرکز و تنظيم فعاليت هاي حرکتي مي باشد دچار نقص جزئي هستند . توارث و ژنتيک در اين اختلال نقش دارد . همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد مي شود که مي تواند باعث اين مشکل گردد .

علائم :

مشکل اصلي کودکان عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است ، در نتيجه اغلب نمي توانند رفتار مناسبي که لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند . خوابيدن و غذاخوردن آنها منظم نيست به نظر ميرسد در همه چيز دخالت مي کنند و مراقبت دائمي نياز دارند . از نظر هيجاني ثبات ندارند ، بطور ناگهاني مي خندند يا گريه مي کنند و رفتارشان غيرقابل پيش بيني يا ارزيابي است . سريع از کوره در مي روند و نمي توانند پيامدهاي رفتارشان را پيش بيني يا ارزيابي نمايند . در فعاليت هاي خطرناک شرکت مي کنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است . قبل از فکر کردن عمل مي کنند ،‌قبل از پايان سئوال جواب مي دهند ،‌اشياء را پرتاب مي کنند و ناخواسته به ديگران صدمه مي زنند ، پرفعاليت و پرتحرک هستند ، هرلحظه در حال رفتن هستند ، انگار موتوري درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمي مجبور مي کند ، نمي توانند آرام بنشينند و بي قرار هستند .

اختلال تمرکز در اين کودکان در کارهايي که فعاليت دائم و جدي مغزي را لازم دارد مشهودتر است . آنها ممکن است در تماشاي تلويزيون ، بازي با کامپيوتر و فعاليتهاي لذت بخش با کودکان ديگر تفاوتي نداشته باشند ولي در کارهايي که فعاليت مداوم مغزي و تمرکز لازم دارد ( انجام تکاليف درسي ) تفاوت آنها با کودکان ديگر نمايان مي شود . به نظر مي رسد مغز آنها اطلاعات محيطي را بيش از حد لازم مي گيرد ، يعني در انتخاب توجه به اطلاعات ضروري و بي توجهي و حذف اطلاعات غيرضروري ضعف دارند . رعايت قوانين منزل و مدرسه براي آنان مشکل است و براي پيروي از قوانين توجه بيشتري لازم دارند . در انجام تکاليف مدرسه ، تمرکز روي درس ، رعايت قوانين مدرسه و داشتن روابط اجتماعي مناسب با همکلاسي ها مشکل دارند . براي رسيدن به اهداف درازمدت برنامه ريزي نمي کنند.

عوارض

رفتار کودکان روي عملکرد آنها در خانواده ، اجتماع مردم و مدرسه تأثير سوء مي گذارد و باعث واکنش هاي منفي اطرافيان ، خانواده ، کادر مدرسه و همسالان مي شود . اين رفتارها مشکلات جدي در مدرسه و اجتماع ايجاد مي کند و باعث کاهش اعتمادبه نفس و احساس بي کفايتي در اين کودکان مي گردد . ممکن است آنها از مدرسه و اجتماع متنفر گردند . کودکان طبيعي به خاطر رفتارهاي مناسب و موفقيت هاي تحصيلي و اجتماعي زمينه زيادي براي تشويق شدن دارند و همين تشويق ها موجب پرورش اعتماد به نفس و عزت نفس در آنها مي شود ولي کودکان دچار  ADHD کمتر به اين موفقيت ها دسترسي پيدا مي کنند . کودکان ADHD ممکن است به صورت ثانويه دچار اختلالات ارتباطي ، مشکلات تحصيلي ، اضطراب افسردگي و بزهکاري شوند .

سير :

سير ADHD متنوع است . بهبودي در صورت وقوع معمولاً بين ۱۲ تا ۲۰ سالگي رخ ميدهد و بهبودي قبل از ۱۲ سالگي نادر است . گاهي علائم در بلوغ بهبود يافته و گاهي نيز تا بزرگسالي ادامه مي يابد .

با افزايش سن پرتحرکي کمتر شده ولي اختلال تمرکز و رفتارهاي ناگهاني مي تواند باقي بماند . در ۱۵ تا ۲۰ درصد  موارد علائم همراه با افزايش سن ادامه مي يابد . بدون درمان تنها يک سوم تا نصف کودکان دچار ADHD مي توانند با علائم خود در زندگي سازگار و منطبق باشند و بقيه مستعد بروز مشکلات ثانويه خواهند بود .

درمان :

درمان هايي که براي کودکان ADHD به کار ميرود مي تواند به چهار گروه تقسيم گردد :

  • آموزش والدين

  • آموزش آموزگاران

  • استفاده از کلاسهاي مخصوص

  • درمان دارويي و درمان هاي روان شناختي

آموزش والدين و معلمين بخش مهمي از درمان را تشکيل مي دهد و شامل دو بخش است ؛

  • آموزش براي شناخت بيماري

  • آموزش براي بکارگيري روش هاي درماني

والدين بايد اين بيماري را به عنوان يک نقص خفيف در مراحل اوليه رشد مغز دانسته و به کودک خود به ديد کودکي تنبل ، نافرمان ، شرور و فضول که اگر بخواهد مي تواند رفتاري طبيعي داشته باشد نگاه نکنند ، بلکه او را کودکي بدانند که تلاش مي کند با ناتواني خود که خارج از کنترلش است ، کنار بيايد .

والدين بايد راههاي ديگري براي تشويق ، تقويت اعتماد به نفس و ايجاد احساس موفقيت در کودکشان بيابند . فعاليت ورزشي ، هنري ، فني ، اجتماعي مي تواند فرصت هايي براي نمايان کردن توانائي هاي اين کودکان ايجاد نمايد . اين فعاليت ها بالطبع تشويق بيشتري به دنبال داشته و مي تواند آثار منفي حاصل از تجربه هاي بد قبلي ( شکست ها ، طرد شدگي ، تنبيه ها و ... ) را بکاهد و جايگزين آن گردد . البته والدين نبايد تصور کنند که کودکانشان به دليل اين ناراحتي مسئول اعمال نامطلوب و خلاف خود نيستند ، بلکه کودک مي بايد اينگونه رفتارها را جبران کند .

براي اينکه کودکان قوانين را بياموزند و از آن پيروي نمايند لازم است قوانين را براي آنها واضح تر ، در فواصل کمتر و دفعات بيشتر بيان کنيم و سيستم تشويق و تنبيه قوي تري را با آن همراه نماييم .

برخورد مناسب با کودکان دچار ADHD به زمان ، پشتکار ،‌ کوشش ، مداومت و همکاري و هماهنگي زيادي نياز دارد و به همين دليل مربيان و والدين بايد همواره روحيه اي با نشاط ، شاداب ، طنزپرداز و شوخ طبع را در خود حفظ نمايند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

نکات بهداشتی در موقع کار با ميکروسکوپ يا کامپيوتر | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 7:7 بعد از ظهر  

 

همه افرادی که با ميکروسکوپ کار می کنند بايد پس از مدتی به نقطه ای دورنگاه کنند تا چشمانشان دچار خستگی نشود . در ضمن جهت انجام کار با ميکروسکوپ ، وجود نور کافی لازم وضروری است در پرسنلی که با کامپيوتر کار می کنند استفاده طولانی مدت از کامپيوتر باعث خستگی وتحريک چشم شده و ممکن است باعث سر درد شود .

جهت جلو گيری از عوارض بالا بايد صفحه کليد وسطح کار متحرک قابل تنظيم باشد و حرکات دست در محدوده طبيعی باشد يعنی مچ دست ها صاف باشد و دست به طرف داخل وخارج خم نباشد .

وقتی می خواهيم از روی صفحه ای تايپ کنيم بايد آن صفحه در ارتفاع مانيتور ودرست در کنار آن باشد تا با حرکات  کمتری بتوان هر دو را درميدان ديد ، داشته باشيم کاربر بايد در خانه و محل کار ورزش ها و نرمش های لازم را انجام دهد

 فشارهای روانی نيز در بروز دردهای اسکلتی سهم بسزايی دارند کاربر نبايد بطور مستمر پشت دستگاه بنشيند وبايد هر چند مدت يکبار قدم بزند و به دور دست نگاه کند . از زير پايی حتماٌ استفاده کنيد . در صفحه کليدهای پيشرفته ، جايی برای تکيه و استراحت مچ دست دارند که بسيار مفيد می باشند . صفحه کليد را کمی به طرف جلو مايل کنيد،از ميز وصندلی با لبه  نرم وقابل اتکا استفاده کنيد .

عوارض ناشی از ارتعاش

امروزه پيشرفت فن آوری و نياز به افزايش بازده ماشين آلات ايجاب می نمايد که شرايط برای افزايش سرعت و توان ماشينها فراهم شود اين افزايش باعث حرکات زايد مکانيکی در اجزاء دستگاه شده وبصورت ارتعاش نمايان می شود هر فرد در زندگی معمول روزمره خود از جمله هنگام سوار شدن اتوبوس ، قطار و. . . در مواجهه با ارتعاشات گوناگونی قرار می گيرد همچنانکه مواجهه های شغلی با ارتعاش رو به افزايش است .

 هر جسمی که حرکت می کند ارتعاش هم ايجاد می کند اين حالت بويژه در مورد حمل ونقل بيشتر صادق است همه سرنشينان خودروها اعم از اتومبيل ،کاميون قطار، هواپيما ، قايق ، موتور سيکلت تا حدودی در معرض ارتعاش قرار دارند . وقتی ارتعاش به بدن انسان منتقل می شود ممکن است برحسب وضعيت اندام ( ايستاده يا نشسته ) وفرکانس، ارتعاش تشديد يا تضعيف شود

طبق آمار موجود بيشتر کارگران ومتصديان وسايل نقليه در معرض تماس وسايل مرتعش کننده تمام بدن هستند . رانندگان اتوبوس ، کاميون ، متصديان وسايل نقليه سنگين مثل رانندگان تراکتور و بولدوزر ، خلبانان هليکوپتر ، معدنچيان در مواجهه طولانی ارتعاش تمام بدن و آسيبهای ناشی از آن    می باشند . در اين افراد بروز اختلالات دستگاه گوارش، جريان خون، سيستم عصبی وعضلانی اسکلتی نسبت به افراد عادی بيشتر است . در بين اين افراد کمردرد ، آسيب ديسک بين مهره ای و خوردگی نخاع شايع است . اختلالات استخوانی سقط خودبخود و اختلالات مادرزادی از ديگر بيماريهای شايع در اين افراد است . يک سری از ارتعاشات، ناشی از کارکردن با ابزارهای برقی  مانند اره زنجيری ، مته بادی ، ابزارهای سنگ بری و چکش تقه کاری می باشد که ارتعاش به دست منتقل می شود .اين علائم ;در ابتدا به صورت سوزن سوزن شدن وکرختی انگشتان می باشد سپس انگشتان در محيط سرد يا زمانی که اشياء سرد را لمس می کند شروع به سفيد شدن می کند . رنگ پريدگی وسفيد شدن متناوب اغلب از نوک يک انگشت شروع می شود ولي بطور پيشروند به نوك ساير انگشتان ودر نهايت به نوك وقاعده وتمام انگشتان دست امتداد يافته وانگشت شصت هم ممكن است درگير شود اگر مواجهه طولاني شود ، زخمهايي در نوك انگشت ايجاد شده وباعث مي شود نوك انگشت سياه شود .

 با افزايش شدت بيماري، سفيد شدن ويا سياهي نوك انگشت ممكنست در تابستان نيز ديده مي شود .

درموارد بسيار پيشرفته ممكنست مشكلات استخواني ومفصلي بوجود بيايد كه منجر به سفتي مفصل ومحدوديت حركت ودرد مفصل مي شود در اين حالت مهارت دست كاهش مي يابد .

براي پيشگيري از مشكلات فوق مي توان از جايگزين كردن ابزارهايي كه خوب طراحي شده اند استفاده نمود. پوشيدن دستكش هاي مخصوص، ارتعاش را به حداقل رسانيده ودست ها را گرم نگه مي دارد ، بعد از يك برنامه زمانبندي شده كار – استراحت يا كاهش مدت كار روزانه بخصوص در مشاغل پر مخاطره مي توان دوره هاي مواجهه طولاني با ار تعاش را كاهش داد كارگران بايد آموزش هاي لازم درباره استفاده صحيح  از دستگاه هاي ايجاد كننده ارتعاش ونيز علائم ونشانه هاي مشكلات ناشي از ارتعاش را فرا بگيرند.

درمان در بيشتر موارد قطع مواجهه كارگر از جسم مر تعش مي باشد .

در ساير موارد ،شدت حملات را مي توان از طريق ماساژ دادن ، لرزاندن، حركت دادن  دست به طرفين، يا قرار دادن دستها در آب يا هواي گرم كاهش داده يا متوقف نمود ، در غير اين صورت بايد درمان بصورت جراحي باشد .

 

بيماريهای پوستی ناشی از کار

گرما و رطوبت

در صورتيکه محيط کار گرما ورطوبت بالايی داشته باشد و يا نوع کار همراه با انجام فعاليت شديد بدنی و عرق کردن زياد بدن باشد ،در لايه سطحی پوست که از نژاد شاخی می باشد ، امکان صدمه خوردن وليچ افتادگی وجود دارد ،  بنابراين طبقه شاخی نمی تواند وظيفه محافظتی خود را خوب انجام دهد و لذا ، عوارض وبيماريهايی را به دنبال دارد . يکی از شناخته شده ترين عوارض  گرما ورطوبت وتعريق ، پديده عرق سوزی است که اکثراٌ در چين های بدن مثل کشاله ران وزير بغل ، بوجود می آيد در اثر رطوبت وتورم لايه های سطحی پوست دهانه غدد عرق بسته می شوند که اين انسداد در اثر سائيدگی لباس نيز تشديد می گردد . تجمع عرق در داخل غدد عرق باعث التهاب پوست می شود وعلائمی  چون : قرمزی ، خارش ، سوزش، پوسته ريزی رابوجود می آورد که گاهی عفونتهای قارچی يا ميکروبی نيز به آنها اضافه می شود . در محيط های گرم ومرطوب ، عفونتهای پوستی ، ميکروبی و ويروسی نيز شيوع بيشتری دارد . چرا که بر اثر ليچ افتادگی ، عوامل بيماريزا

می توانند به لايه های زيرين پوست ، نفوذ کنند .

چه کسانی مستعد اين عفونت ها هستند ؟

1-    ورزشکاران

2-    کارکنان آشپزخانه

3-    افرادی که از استخرها استفاده می کنند

4-    افرادی که در اطراف کوره ها ، کار می کنند

5-     ونظير اين ها می توانند مستعد اين عفونت ها باشند ،

 علائم اين عفونت های ميکروبی :

1-    زخم ها

2-    التهاب سطحی يا عميق

3-    ترشح چرکی ودردناک

 

گاهی مشاغل خاصی باعث ايجاد عفونت های نادر ومقاوم به درمان می شود ، مانند زخم های مزمن دردست ماهيگيران و ماهی فروشان که حتی گاهی نياز به جراحی دارند . 

چراپوستهای مرطوب ؟

برای اينکه ويروسهای عامل زگيل از پوستهای مرطوب و زخم بهتر عبور می کنند به همين علت در کف پای ورزشکاران و کارکنانی که در استخر وسونا کار می کنند ، زگيل های شديد ومتعدد بروز می کند و يا در دست قصابها که مرتب دستهای خيس و مرطوب دارند شانس بروز زگيل بيشتر می باشد و آلودگی وسايل و لباسهای کار ، باعث برگشت وتکرار ضايعات درمان شده ، می گردند ويا باعث سرايت به ساير همکاران می گردد .

 

تماس با مواد شيميايی

مواد شيميايی می توانند به دو صورت تحريکی وآلرژيکی ، باعث التهاب وحساسيت پوست شود .  که با درجات کم وزياد ، می توانند باعث تحريک پوست شوند که البته غلظت ماده ، نوع ماده و دفعات تماس با آن مواد ، در ايجاد و تشديد ضايعات پوستی موثر است .

انواع مواد اسيدی ، قليايی و فرآورده های نفتی وبنزينی و حلال های شميايی قادرند با حل کردن چربی بين سلولی پوست به زير جلد پوست نفوذ کنند و باعث قرمزی وخارش شديد شوند و درموارد شديدتر به صورت ترشح و تاول هم ديده می شود .

چه جاهايی بيشتردرمعرض تماس اين مواد فرار می گيرند ؟

بيشتر اين ضايعات را دردستها می بينيم ولی گاهی به علت آلوده شدن لباس ها ، ضايعات را می توان روی قسمتهای مختلف بدن ببينيم . ضايعاتي که در صورت رخ می دهد . بيشتر از طريق دست به صورت منتقل می شود و يا مواد به شکل گاز ، بخار ، گردوغبار در هوا پراکنده و روی پوست صورت می نشيند گاهی تغييرات رنگی پوست را درتماس شغلی با بعضی مواد شميايی داريم و اين مسئاله در مورد افرادی که در کارخانه ها با فلزات سنگين از قبيل نقره ، جيوه و. . .  سروکار دارند ممکن است به صورت لکه های تيره رنگ ، در محل تماس پوستی ببينيم

يکی ديگر از عوارض پوستی تماس با مواد شيميايی ، سوختگی های شيميايی می باشد . خيلی از مواد شيميايی صنعتی هستند که می توانند باعث تخريب بافتی  وسوختگی شوند وعلاوه بر آن به دليل جذب مقادير بيشتر آن از طريق پوست ، باعث نارسايی کبدی و کليوی گردد . گاهی علائم سوختگی پس از چند ساعت شروع می شود و ادامه تماس با مواد باعث صدمات بيشتری می شود از جمله :

قرمزی، التهاب ، سوزش ، خارش وسياه شدن بافت زيرين پوست وايجاد زخم عميق در آن .

اسيدها ، قلياها ، سيمان ، فنل ، فسفر ، . . . موادی هستند که می توانند باعث سوختگی پوست ودر صورت جذب پوستی ، ايجاد مسموميت کنند که گاهی برای کامل شدن درمان فرد نياز به جراحی پيدا می کند .

يکی ديگر از عوارض تماس پوستی با مواد ، جوشهای چرکی است که به آن اکنه شغلی می گويند . موادی که می توانند منجر به اين صدمه شود شامل : مواد هالوژنی ( کلر، يد ،. . . ) ، DDI ، بعضی مواد روغنی که در حفاريها به کار می رود ، گازوئيل ، روغن موتور ، آزبست فرآورده های قطران  می باشد . که اين آکنه ها به شکل جوشهای قرمز ، چرکی ويا زير پوستی سرسياه وسرسفيد ، در همان محل تماس پوستي با لباسهای آغشته با مواد شيميايی ، بروز می کند که حتی بعد از بهبودی نيز ، جای زخم به جای می گذارد

 

تماس با نور خورشيد

نور خورشيد ترکيبی از چند نور می باشد که مخرب ترين جزء آن اشعه ماورا بنفش است که طول موج 400- 280 نانومتر دارد و با نفوذ به پوست باعث ايجاد صدماتی به سلول ها ورشته های ارتجاعی پوست می گردد . کسانی که بنا به شغلشان  وقت زيادی را در آفتاب صرف می کنند در معرض خطر بيشتری هستند که کشاورزان ، دامداران ، کارگران ساختمانی و . . . جزء اين گروه می باشند .

عوارض نورخورشيد را به 2 نوع حاد ( زودرس ) و مزمن ( ديررس ) می توان تقسيم کرد .

 آفتاب سوختگی ، مهم ترين عارضه زودرس اشعه ماوراء بنفش می باشد که می تواند خفيف يا شديد باشد . در مواردشديد پوست صورت ودست ها وساير قسمتهای بدن که در معرض نور خورشيد می باشد . علائم عمومی مانند تب ، لرز، بی قراری ، سردردو خواب آلودگی وضعف نيز ممکن است در فرد ديده شود . پوست های روشن وسفيد نسبت به عوارض ماوراء بنفش حساسيت بيشتری دارند .

عوارض ديررس تماس با نورخورشيد ، در اثر تخريب تدريجی ومستمر الياف ارتجاعی پوست و سلولهای پوستی می باشد . ونتيجه آن ، شلی وافتادگی پوست ، چين وچروک ولکه ها یرنگی پوست می باشد . بيشتر از 50 درصد تغييرات پوستی که در افراد ديده می شود مربوط به صدمات آفتاب     می باشد . کشاورزان ودامداران که بيشترين فعاليت خود را در مقابل نور خورشيد انجام می دهند دچار چين وچروک های عميق پوستی در صورت و پشت گردن می شوند .

سلولهای رنگدانه ساز پوست در اثر تحريک نور ماوراء بنفش خورشيد تکثير و افزايش پيدا می کنند که آن را به شکل کک ومک ولکه های تيره رنگ در پوست افراد مسن می بينيم . آلرژی و واکنش حساسيتی به نور آفتاب از جمله عوارضی است که در بعضی افراد که آمادگی اين بيماري رادارند ، مشاهده می شود . اين حساسيت از يک دوره زمانی به بعد ايجاد می گردد درحاليکه قبلاٌ هيچ مشکلی نداشته ولی از يک زمانی به بعد دچار علائم قرمزی ، خارش ، و ضايعات کهيری در پوست صورت و نواحی روباز بدن مي گردد که چند دقيقه تا  چند ساعت پس از تماس با نور آفتاب ايجاد می گردد و چنانچه تماس با نورخورشيد تکرار شود ضايعات بدتر می شود .

 جدی ترين ومهم ترين عارضه ديررس آفتاب انواع سرطانهای پوستی است که در سنين پيری بروز می کند . وچون علت مهم آن آفتاب است بيشتر در مناطق روباز بدن مثل صورت ، گردن ، گوش ودستها ايجاد می گردد معمولاٌ به شکل زخم های مزمن و طول کشنده ای هستند که ابتدا باتصور زخم های معمولی ، درمان هايی روی آن انجام شده ولی بهبودی حاصل نشده لذا در صورت عدم تشخيص ودرمان به موقع ممکن است خطراتی برای فرد مبتلا داشته باشد . گاهی نيز سرطان پوستی به شکل يک خال سياه رنگ که رشد سريعی داشته و گهگاه زخمی می شود بروز می کند .

 

اصول صحيح انجام کار در حالت نشسته :

بدن انسان به کار در حالت نشسنه.ويا ايستاده مداوم هماهنگی پيدا نکرده است و در حالت نشسته مداوم فشار بيشتری به کمر وارد می شود .نکته مهم در جلو گيری از بروز بيماريهای استخوانی عضلانی ناشی از کار ، ايجاد تنوع در کارمی باشد . مثلاٌ محيط و وظايف کاری به نحوی طراحی شوند که کاربر به طور مداوم در حالت ايستاده يا نشسته نباشد . اصول طراحی ميز وصندلی در کارهای نشسته بسيار مهم هستند اگر صندلی يا ميز مناسب نباشد کاربر زود خسته می شود . همينطور بايد نور کافی آماده باشد . کاربری که به علت نور کم بايد بطور مداوم برروی ميز کار خود خم باشد مسلماٌ خيلی زود دچار ناراحتی های گردن می شود . امروزه برنامه های ورزشی متنوعی برای پرسنل اداری تهيه شده که مقداری از آنان در محيط کار ودسته جمعی انجام می شود .

 شايع ترين ناراحتی در افرادی که زياد از حد کارهای نشسته انجام می دهند دردهای استخوانی عضلانی خصوصاٌ کمر درد می باشد . اگر صندلی مشکل دارد بايد حتماٌ اصلاح شودنه اينکه کاربر خود را باشرايط فعلی تطبيق دهد . صندلی بايد با ثبات و محکم با شد و بتوان آن را درحاليکه روی آن نشسته ايم ، تنظيم کنيم ، نشيمن وپشتی آن بايد جاذب عرق بوده به هيچ وجه نايلونی نباشد ، زياد سفت وخيلی نرم نباشد . نشيمن گاه صندلی طوری قرار بگيرد که وزن به ران ها منتقل شود نه به پاها . پشتی صندلی بايد در جهت بالاوپائين عقب وجلو ، متحرک بوده تا وضعيت دلخواه را کاربر به آن بدهد و بعد ثابت شود . در کارهايی که توام با چرخش اند صندلی بايد حول محور عمودی چرخش داشته باشد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

تلفن هاي همراه براي سلامتي مضر هستند ؟| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 7:5 بعد از ظهر  

 

 phone

 

 

بسياري بر اين باورند كه تلفن هاي همراه با آنتن كوچكشان ، مواجهه فرد دارنده آنها را با امواج مايكرويو افزايش مي دهند و تهديد بالقوه اي براي سلامت كساني هستند كه مكرراً از آنها استفاده مي كنند .

مضرات تلفن هاي همراه از زماني مطرح شد كه فردي در فلوريداي آمريكا در سال 1993 از همسرش كه داراي تلفن همراه بود شكايت نمود . اين فرد مبتلا به تومور مغزي شده بود .

مركز تحقيقات فن آوري بي سيم كه بوسيله گروه صنعتي ارتباطات تلفن هاي همراه بنيان گذاشته شده ، ضررهاي متعددي را بخاطر تماس با تشعشعات تلفن همراه براي سلامتي برشمردند .

اگر چه اداره دارو و غذاي آمريكا( FDA )‌ ، مورد ثابت شده اي از اثرات بيماريزاي استفاده از تلفن همراه را ذكر نكرده است .

تحقيقات مستقل متعددي در دهه قبل انجام شده و بحث بر سر اينكه آيا استانداردهاي سخت تري را بايد براي كاهش ميزان تشعشع اين تلفن ها وضع نمود ادامه دارد .

از يك طرف شواهد فزايند ه اي وجود دارد كه ضررهاي بالقوه تلفن همراه را تأييد مي كنند .

اخيراً‌تحقيقي انجام شده و نشان داده كه تعداد سلولهاي سرطاني دستگاه ايمني در موشهای درمعرض امواج مايکروويو دو برابر ميزان معمول است.تحقيقات ديگري متذكر شده است كه از دست دادن حافظه و تشكيل تومور مي تواند با استفاده از تلفن همراه مرتبط باشد . برخي تجربيات بحث انگيز نشانگر آن است كه تماس زياد با امواج مايكرويو مي تواند خطرناك باشد ، اين تجربيات شامل مواجهه بسيار بيشتر و در موقعيت هاي متفاوت نسبت به آنچه دارنده تلفن همراه در معرض آن است مي باشد . بعضي از مطالعات كه شامل مواردي كه بوسيله FDA  نيز انجام شده ، ارتباط ثابت شده اي بين استفاده از تلفن همراه و اثرات بر روي سلامتي را نشان نداده است ولي رسانه ها عمدتاً آنها را ناديده گرفته اند .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چند نکته درباره نگهداری دارو در منزل | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 7:3 بعد از ظهر  

 

چند نکته درباره نگهداری دارو در منزل

 

امروزه در بیشتر خانه ها قدری دارو نگهداری می شود . این داروها معمولاً در یخچال یا در جعبه های کمک های اولیه گذاشته می شوند و معمولاً شامل باقی مانده داروهائي است که به طور ناقص مصرف شده اند .

از قرار معلوم منظور از نگهداری داروها در منزل این است که یک روزی از آنها استفاده شود . استفاده ی مجدد از این داروها علاوه بر اینکه اغلب خودسرانه و بدون تجویز پزشک خواهد بود ، احتمالاً کاربرد نادرست داشته و خطر مصرف داروهای فاسد و تاریخ گذشته را هم به همراه دارد . علاوه بر این امکان مصرف این داروها توسط کودکان یا افرادی که اختلالات روحی دارند وجود دارد به نظر می رسد ضررهای نگهداری دارو در منزل در بسیاری از موارد بیشتر از فایده آن است . هر وقت یکی از افراد خانواده بیمار شود و نیاز به مصرف دارو پیدا کند شایسته است توسط پزشک معاینه شود و تجویز دارو توسط پزشک معالج انجام گیرد و همان موقع دارو از داروخانه تهیه شود . با این حال اگر بخواهیم دارو در منزل نگهداری کنیم بهتر است به موارد زیر توجه کنیم ،

  1. تا جای ممکن دارو در منزل نگهداری نشود .

  2. داروهای بدون برچسب و یا داروهای فله ای را هرگز در منزل یا محل کار نگه نداریم و آنها را دور بیندازیم .

  3. حداقل هر سه ماه یکبار همه داروهای موجود در منزل را از نظر تاریخ مصرف بررسی کنیم و داروهای تاریخ گذشته را در سطل آشغال بیندازیم .

  4. هرگز دارویی را در جعبه داروی دیگری نگذاریم .

  5. به شرایط نگهداری دارو که روی جعبه دارو یا در بروشور آن ذکر شده توجه کنیم .

  6. باقی مانده محلول سرم ، قطره و شربت هائي که به طور ناقص مصرف شده اند قابل نگهداری نیست و بایستی حتماً دور ریخته شوند .

  7. داروها را حتماً در محلی مناسب و دور از گرما ، رطوبت و نور مستقیم آفتاب قرار دهید . این محل باید دور از دسترس کودکان کنجکاو باشد .

  8. بهتر است لیستی ازداروهای موجود در منزل تهیه شود ودر محل نگهداری داروها نصب شود . هر چند وقت یکبار این لیست بازبینی شود . می توان تاریخ انقضای هر دارو را هم در این لیست نوشت .

  9. دارویی را که نمی شناسید در منزل نگه ندارید . اینگونه داروها را می توان به هلال احمر یا مؤسسات خیریه اهدا کرد . داروها را به افراد فقیر و محتاج ندهید زیرا ممکن است آنها را خودسرانه مصرف کنند و خطراتی متوجه آنها شود .

  10. یادمان باشد مصرف خودسرانه دارو و یا تجویز دارو برای دیگران مجاز نیست . برای استفاده از داروهای موجود در منزل ، هر بار با پزشک خود مشورت کنیم .

  11. سرنگ و یا دستکش استریل نیز تاریخ انقضای مصرف دارند . پاره شدن کاغذ پوشش سرنگ و دستکش سبب غیراستریل و غیرقابل استفاده شدن آنها می شود

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

معرفي کتب و نشريات | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:57 بعد از ظهر  

 

 

معرفي کتب و نشريات

 

 

1

نشريه سبز در سبز و ماهنامه بهداشتي ، داروئي و اجتماعي وابسته به جمعيت هلال احمر ايران مي باشد . اين ماهنامه داراي قسمت هاي متنوعي چون پزشکي ، تغذيه ، تناسب ، خانه و نسخه سبز مي باشد که به زبان ساده و قابل فهم عموم نگاشته شده است

مؤسسه انتشارات صابرين مجموعه اي از کتاب هايي با عنوان کليد تربيت کودکان منتشر کرده است . کتابهاي اين مجموعه به آموزش شيوه هاي عملي به والدين مي پردازد و جهت اطلاعات و آگاهي بيشتر در زمينه هاي روانشناسي و تربيتي و بهداشتي مورد استفاده عموم مي باشد 

مجموعه کتابها شامل عناوين صفحه بعد مي باشد 

ماهنامه پزشکي درد

ماهنامه پزشکي درد در راستاي تامين سلامت جامعه نخستين نشريه پزشکي است که در سه بخش علمي و درمانگاههاي تخصصي وفرهنگي واجتماعي با بياني ساده و غير تخصصي به دانش افزايي پزشکي و بهداشتي پرداخته و ضمن پاسخ گويي به سئوالات مطروحه پل ارتباط بيمار وپزشک است

 مجموعه داستانهاي روانشناسي براي کمک به والدين و فرزندشان و حل  مشکل بچه ها و ارائه راه حلهاي مناسب از روش داستان درماني يا story trapy استفاده شده است

دنياي تغذيه ماهنامه اي در زمينه تغذيه و صنايع غذايي مي باشد .

شما مي توانيد انواع رژيم هاي غذايي ، آشپزي نوين و سنتي در ايران و جهان ، بررسي مسائل مربوط به فرآوري و بسته بندي ، ارزش غذايي منابع خوراکي و نقش داروئي غذاها و ميوه ها و گياهان ، چگونگي همکاري مراکز تحقيقاتي و دانشگاهي با واحدهاي صنعتي و توليدي مرتبط و بسياري مسائل ضروري ديگر را بيابيد.

مجموعه بروشورهاي پيمان نامه حقوق کودک در ۱۶ شماره

توسط صندوق کودکان سازمان ملل ( يونيسف ) تهيه شده و

علاقمندان جهت دسترسي به اين مجموعه مي توانند

با نشاني زير مکاتبه کنند :

تهران صندوق پستي  ۱۱۷۶- ۱۹۳۹۵   بخش حقوق کودک

شماره نمابر ( فاکس ) : ۲۲۲.۲۹۵

 

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بهداشت روان در مدارس موفق | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:42 بعد از ظهر  

 

بهداشت روان در مدارس موفق

 

1

براي داشتن مدرسه موفق ، معلم و مدرسه نقش اساسي دارند . گلاسر به عنوان يک روانپزشک معتقد است اگر يک کودک صرف نظر از سابقه زندگيش ، بتواند در مدرسه موفق شود ، براي موفقيت در زندگي نيز شانس فوق العاده اي دارد و در صورتي که در يکي از مراحل آموزشي خود با شکست مواجه شود ( مدرسه ابتدايي ، دبستان ، دبيرستان يا دانشگاه ) شانس او براي موفقيت در زندگي به مقدار زيادي کاهش پيدا مي کند . تا زماني که مدارسي را به وجود نياورده باشيم که کودکان بتوانند از طريق استفاده منطقي و عقلاني از توانايي هايشان به موفقيت دست يابند ، شاهد افزايش نابسامانيهاي اجتماعي خواهيم بود از جمله افزايش تعداد افرادي که بايد در « حبس هاي موقت يا دائم » و بيمارستانهاي رواني به سر برند و افرادي که براي اداره امور زندگي خود به مددکاران اجتماعي نيازمندند ، چرا که احساس مي کنند نمي توانند در اين جامعه فرد موفقي باشند و تمايلي به تلاش بيشتر در خود نمي بينند .

هيچ کس به اندازه افرادي که در مدارس کار مي کنند از مشکلات دانش آموزان شکست خورده آگاه نيست . معلمان و مديران از کودکاني که در روند تحصيل و مدرسه ، کاملاً ياغي و متمرد  بوده و در بسياري از موارد دچار يأس و دلسردي شده بودند ، ياد مي کنند و معتقدند بي انگيزه بودن ، شکست خوردن ، بي احساس بودن ، مشکل اساسي مدارسي است که موفق نيستند .

بنابراين بايد راههايي پيدا شود که کودکان بيشتري بتوانند به موفقيت برسند و براي يافتن اين راهها بايد دلايل شکست کودکان را بررسي کرد .

گلاسر براي حل مشکل از واقعيت درماني Reality Therapy استفاده مي کند او معقتد است که نيازهاي انسان شامل دو قسمت عمده مي باشد :

  • نياز به مبادله عشق و محبت Need For Love

  • نياز به احساس ارزشمندي  Need For Self - Worth

 

* نياز به مبادله عشق و محبت

فرد بايد دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن را بياموزد ، او بايد در اين دنيا شخصي را پيدا کند که دوستش داشته باشد و متقابلاً شخص ديگري نيز او را دوست بدارد . اگر شخص در تقديم و در دريافت محبت موفق شود و بتواند اين روال را با ثبات نسبي در طول دوران زندگي خود ادامه دهد ، فرد نسبتاً موفقي خواهد بود . کودکان شديداً به محبت وعاطفه نيازمند هستند نه تنها از جانب معلمان بلکه در بين خودشان نيز اين گونه است . ولي در مدرسه امکان و فرصت آنها براي دستيابي به عاطفه بسيار اندک است .

 

* احساس ارزشمندي

براي کسب اين احساس معلومات و قدرت تفکر لازم است . اگر کودکي که به مدرسه رفته ، در تحصيل معلومات « فراگيري شيوه تفکر و حل مشکلات » شکست بخورد ، بعيد است که خانواده و يا اطرافيان او بتوانند شکست وي را جبران کنند . علاوه بر آن دانش آموزان در خلال فراگيري روش تفکر و حل مسائل  ( که لازمه دستيابي به احساس ارزشمندي است ) مي توانند آموختن اهداء و دريافت محبت و اعتماد به نفس کافي را به دست آورند . شخصي که مورد محبت است و يادگرفته عشق بورزد ، شانس خوبي براي موفقيت در عرصه زندگي دارد ، چرا که او به مدد نيروي حاصل از محبت ، انگيزه بيشتري براي موفقيت و احساس ارزشمندي مي کند ، مي تواند مقداري از ناکامي هايي را که ممکن است برايش رخ داده باشد ، در نتيجه دوست داشتنها ، تحمل کند .

مفاهيم محبت و ارزشمندي ، به قدري به هم نزديک و وابسته است که مي توان آن را در قالب يک واژه به هم پيوند داد و اصطلاح هويت Identity را در آن بکار برد . مي توان گفت تنها نياز اساسي انسان ، نياز به يک هويت است يعني ( اعتقاد به اينکه ما فردي متمايز از ديگران و همچنين شخصي مهم و با ارزش هستيم ) .

ما بايد مطمئن باشيم مدرسه ، يعني مهمترين تجربه در مرحله رشد کودک و نيز باثبات ترين و با اهميت ترين عامل زندگي او که دو طريقه ضروري را براي او فراهم مي آورد .

  • امکان اهداء ودريافت محبت

  • فرصت برخورداري از تحصيلات و متعاقباً احساس ارزشمندي

در قلمرو مدرسه ، محبت ميتواند به عنوان بهترين نوع احساس  مسئوليت اجتماعي قلمداد شود اگر بچه ها :

  • احساس مسئوليت در قبال يکديگر

  • دلسوزي

  • توجه نسبت به هم و کمک به همديگر

را نياموزند و هر کاري را فقط براي شخص خودشان انجام دهند نه بخاطر ديگران ، در اين صورت مفهوم محبت کمرنگ و محدود مي شود . بچه ها بايد ياد بگيرند که چگونه در کوران مشکلات اجتماعي و آموزش مدرسه ، حساسيت و دلسوزي را داشته و براي حل اين مشکلات به يکديگر کمک کنند .

همه مدارس بايد قسمتي از برنامه خود را به آموزش احساس مسئوليت اجتماعي اختصاص دهند و گرنه بسياري از بچه ها نمي توانند  به هويت موفق Success Identity دست يابند .

به نظر گلاسر :

اگر شخص نتواند از دو طريقه به هويت دست يابد سعي مي کند از طريقه ديگر يعني بزهکاري ، انزوا و انفعال به اين هدف نايل شود و اين راهها نيز شخص را به يک هويت مي رساند :

* هويت شکست Failure Identity

 هر قدر هم کيفيت علمي مدارس بهبود يابد ، دانش آموزان بدون پشتکار و انظباط شخصي نمي توانند به موفقيت نايل آيند .

از آنجائيکه شکست خوردگان جامعه ما افراد تنهايي هستند ، مدارس مي توانند با برقراري ارتباط عاطفي از طريق جلسه هاي بحث و گفتگوي کلاسي با بچه ها ، تنهايي آنها را بشکنند . کار ديگر مدرسه اهداء اجزاء اصلي ارزشمندي به شاگردان است و آن تفکر مي باشد . برنامه تحصيلي  بايد به نحوي تدوين شود که در حل مشکلات علمي و اجتماعي ، محرک بچه ها باشد . واقعيت درماني مي گويد : فقط در مدرسه اي که معلم و شاگرد رابطه عاطفي با هم داشته و طي دوران تحصيل قدم به قدم درکنار يکديگر براي تفکر وحل مشکلات گام برمي دارند ، مي توانند به کودکان کمک کنند تا آنها خودشان را براي زندگي موفقيت آميزدر دنيا آماده سازند . معلمان نبايد در کار با کودک شکست خورده مرتب يادآور شکست او باشند و آن را گوشزد کنند زيرا کودک همچنان در روند شکست باقي خواهد ماند . ( شکست موجود شکست )  براي توقف اين دور معيوب ، بايد روي زمان حال کار کنيم و بدانيم شخصي که در طول عمر خود شکست خورده اگر حالا با يک فرد مسئول روبرو شود مي تواند به موفقيت برسد بنابراين با چشم پوشي از شکست گذشته ، کودک را تشجيع مي کنيم تا رفتارهاي فعلي خود را تغيير دهد . براي هدايت کودک شکست خورده به سوي موفقيت ، بايد او را وادار کنيم در مورد رفتارهاي خود که در شکستنش سهمي دارد يک قضاوت ارزشي  Value Judgment انجام دهد .

در واقعيت درماني از کودک خواسته مي شود ، شيوه رفتاري شايسته تري را انتخاب کند اگر او از شيوه هاي بهتر ، شناختي نداشته باشد ، معلم بايد چند راه حل پيشنهاد کند .

پس :

به اين طريق معلم کمک مي کند تا او طرحي براي رفتار مناسب تر تهيه کند بنابراين به اين طريق مسئوليت را تنها از طريق ارزيابي موقعيت و انتخاب راهي که به عقيده فرد ، از راههاي ديگر براي وي و ديگران مفيد تر است مي توان تعليم داد . بچه ها از دوره کودکستان ، در دوره هاي بعد ، فرد مسئولي بار مي آيند وداراي شعور اجتماعي مي شوند ، در آن صورت نياز ما به مقررات و مجازاتها نيز کمتر مي شود .

البته انجام يک قضاوت ارزشي براي کودک کافي نيست ، او بايد راه بهتري را انتخاب کند و خود را در قبال انتخاب خويش متعهد بداند .

ما از طريق اين « تعهد Commitment  » است که خواهيم توانست به بلوغ و احساس ارزشمندي دست يابيم و نيز از راه تعهد مي توانيم نسبت به محبت واقعي شناخت پيدا کنيم . بايد متعهد بودن را به کودکان آموزش دهيم .

بر اساس واقعيت درماني وقتي کودک ارزيابي ارزشي انجام مي دهد . متعهد به تغيير رفتار خود مي شود ، هيچ عذري براي ادامه ندادن اين راه تا انتهاي آن پذيرفته نيست اين يعني انضباط .

جامعه و مدارس بيشتر از مجازات استفاده مي کنند ولي مجازات کارايي ندارد .

اگر دانش آموزان چنين عملکردي را بياموزند . از اين پس آنها فرد تنهايي نخواهند بود و به رشد و بلوغ دست يافته ، احترام و ارزش ، محبت و يک هويت موفق را به دست خواهند آورد . Valid HTML 4.01!

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اهمال کاری و راههای غلبه بر آن | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:41 بعد از ظهر  

 

اهمال کاری و راههای غلبه بر آن

 

اهمال کاری چیست ؟

از نظر روانشناسی ،‌ اهمال کاری یعنی به آینده محول کردن کاری که تصمیم به اجرای آن گرفته ایم اما این واژه نزد افراد مختلف معانی متفاوتی دارد و وجوه مختلفی از آن برداشت می شود :

  1. شما مایل به انجام کاری هستید و آن کار دست کم می تواند در آینده برای شما نتیجه بخش باشد هر چند در حال حاضر ضروری به نظر نمی رسد.

  2. شما به طور قطع مصمم به انجام کاری هستید .

  3. شما بدون علت کاری را به تأخیر می اندازید .

  4. شما نتایج نامطلوب « به تعویق انداختن » کار را در نظر می گیرید .

  5. شما با وجود آگاهی به زیانهای اهمال کاری ، کارتان را به تعویق می اندازید .

  6. شما از اینکه عادت به اهمال کاری دارید خودتان را سرزنش می کنید یا برای موجه جلوه دادن این عادت زشت دلایل مختلفی را دستاویز قرار می دهید و از خود دفاع می کنید .

  7. شما ناخودآگاه به اهمال کاری خود ادامه می دهید .

  8. شما کارتان را در آخرین مهلت با اکراه انجام می دهید یا هرگز آن را انجام نمی دهید .

  9. شما از اینکه کارتان را به موقع انجام نمی دهید ناراحت هستید و از این بابت که بدون دلیل آن را به تأخیر انداخته اید خود را سرزنش می کنید .

  10. شما به خود قول می دهید که از حالا به بعد دیگر کارهایتان را به تأخیر نیندازید و در حقیقت درصدد این هستید که این رفتار را مرتکب نشوید .

  11. زمان زیادی از این وعده نمی گذرد که شما در مواجهه با مشکلی دیگر باز هم اهمال کاری می کنید .

در اینجا وجوه مختلف « اهمال کاری » و به تعویق انداختن کارها « در قالب موارد گفته شده قرار می گیرد منتها بعضی در حد طبیعی » قرار دارد و ممکن است حتی در بهتر ادامه دادن آن کار نیز به شما کمک کند . اما به طور کلی به تعویق انداختن کار ، رفتاری ناپسند و ناراحت کننده است که پیامدهای ناخوشایندی در بر دارد و هرگز نمی توان از تأخیر در انجام کارها ،‌ به تصور و گمان بهتر ارائه کردن آنها دفاع کرد . اهمال کاری به هر نحوی که باشد ،‌رفتاری نامطلوب و نکوهیده است که به تدریج در وجود انسان به صورت عادت در مي آید پس با آن مبارزه کنید زیرا پیامدهای تأخیر در کار برای خود شخص نیز رنج آور است و احساسی که از این تأخیر در او ایجاد می شود  علاوه بر زیانهای پیش بینی شده و نشده ، شرمساری و بی زاری از خویشتن را نیز در بردارد . ما عادت داریم برای خطاهای خود از جمله تأخیر در کارها ،‌ به عذر و بهانه و منطقی جلوه دادن آن روی آوریم . در نتیجه با این کار خود به تجدید و تقویت آنها کمک می کنیم . وقتی برای به تعویق انداختن کارهای خود عذر و بهانه می آورید در حقیقت آن را امری موجه جلوه می دهید و عواقب آن را از یاد می برید . گاهی به زشتی عادتی که پیدا کرده اید می اندیشید و از اینرو پیش وجدان خود شرمنده می شوید . این احساس خوبی است که می تواند شما را از ادامه روش قبلی باز دارد ولی این حالت کلیت ندارد چرا ؟ ...

در این حالت ، یعنی احساس شرمندگی و ناخوشایند که بر اثر سهل انگاری در شخص ایجاد می شود ، ممکن است به تدریج فرد را به دوری و پرهیز از ادامه این رفتار تشویق کند ، در حالی که بی تفاوتی درباره آن ، قطعاً فرد را به ادامه این رفتار سوق می دهد .

علل اساسی اهمالکاری :

در مورد عوامل اصلی اهمال کاری باید به نکات زیر که خصوصیات رفتاری افراد اهمال کار را نشان می دهد اشاره کنیم .

  1. من باید کارم را خوب انجام دهم ، در غیراینصورت از کارم راضی نخواهم بود .

  2. همه شرایط باید به نفع من تغییر یابد و هر چه می خواهم برایم فراهم شود .

  3. همه باید با من خوب رفتار کنند و احترام مرا نگه دارند .

در مورد اول ، انتظار و توقع زیاد درباره هر چه بهتر انجام شدن کار ، موجب نگرانی و تشویش و ترس او از شکست می شود .  در مورد دوم نتیجه ای که نصیب شخص می شود رنجش و خصومت است .

در مورد سوم ، نتیجه کار ، اضطراب و ناامیدی همراه با پایین بردن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات است .

راههای غلبه بر اهمال کاری :

شما خود را دست کم می گیرید و به این جهت به اهمال کاری کشیده می شوید . شما خود را فردی بی دست و پا تصور می کنید و از این جهت احساس خود کم بینی دارید . با این طرز فکر نمی توانید از تواناییها و تجربه هایتان استفاده کنید . قضاوت بر مبنای چند مورد رفتار مطلوب یا نامطلوب نمی تواند ملاک ارزشمندی یا بیهودگی شما به شمار آید .

راه حل منطقی چیست ؟

  • راه حل منطقی آن است که در درک از خویشتن ، راه تعادل پیش گیرید ، نه زیاد خود را باور داشته باشید و نه خود را دست کم بگیرید .

  • قضاوت شما درباره خودتان نباید موردی باشد .

  • رفتارتان را به طور منطقی ارزیابی کنید .

  • استعدادهای ذاتیتان را از یاد نبرید .

  • اصول رفتاری و خصوصیات اخلاقی را بدون قید و شرط قبول کنید .

  • عاقلانه ومثبت عمل کنید و ازمنفی بافی بپرهیزید .

  • به ارزشهای اجتماعی اهمیت بدهید .

  • بین نظرهای خود و نظرهای دیگران در باورها تفاوت قائل شوید و به روش منطقی قضاوت کنید .

  • در زندگیتان روشی را انتخاب کنید که به نفع و صلاح شما و جامعه باشد .

  • به قضایا از زوایای مختلف آن بنگرید از نگرش یک بعدی پرهیز کنید . در این صورت به تعادل راه پیدا خواهید کرد و در قضاوت خود کمتر دچار اشتباه خواهید شد .

  • خودخواهیها را کنار بگذارید .

  • به ناتوانیهایتان کمتر بیندیشید .

  • در این صورت به بیشتر از آن چه در انتظارش بوده اید ، دست خواهید یافت

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

اشتغال چه تأثيري بر عملکرد زن و روحيات او دارد ؟| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:39 بعد از ظهر  

 

اشتغال چه تأثيري بر عملکرد زن و روحيات او دارد ؟

 

امروزه مشارکت روز افزون زنان در بيرون از خانه باعت تقويت حس اعتماد بنفس و استقلال و افزايش قدرت تصميم گيري و برخورد مناسب با رويدادها و حوادث زندگي و اثر مطلوب بر روابط خانوادگي برجاي گذارده است .

در واقع زن با کار و فعاليت اجتماعي قدرت خلاقيت ، کارآيي و استقلال بيشتري مي يابد چرا که زن در ازاء دريافت وجه حاصل از فعاليت اجتماعي و همچنين تبادل اطلاعات علم و آگاهي و تعامل اجتماعي استقلال عمل بيشري مي يابد بهتر مي تواند در برابر مشکلات خانه و محيط کار تصميم گيري و مداخله نمايد .

به طور کلي بايد گفت هر چه زنان بيشتر وارد عرصه اجتماعي شوند به همان نسبت بحران هويت فردي و اجتماعي ، افسردگي و انزواگرايي ، بيزاري از نظام کنترل اجتماعي ، بي اعتمادي و بدبيني به قوانين و قواعد حاکم بر جامعه در اين قشر عظيم کاسته خواهد شد .

۲ – چگونه بين نقشهاي مختلف يک زن ناهماهنگي بوجود مي آيد ؟

هر فرد بر حسب موقعيت خويش در گروه و جامعه بايد الگوهاي عملي خاصي را رعايت کند ، که به آن « نقش » مي گويند . مجموعه حقوق و تکاليف هر نقش      « انتظارات نقش » نام دارد .

مهمترين مسئله اي که در اشتغال زنان بايد مورد توجه قرار گيرد وجود نقش هاي متعددي است که زنان بايد به عنوان همسر و مادر و گرداننده خانواده به عهده گيرند . نقشهايي که در جامعه ما به صورت سنتي به آن نگريسته مي شود و گاهي با نقش مدرن زن به عنوان يک فرد شاغل در خارج از خانه ناهماهنگ مي باشد .

زنان شاغل در حالي که نقشهاي دوگانه اي را ايفا مي کنند  ، در زمينه انجام وظيفه و مسئوليتهاي ناشي از نقشهاي خانگي و شغلي خود تا حد متوسطي دچار دوگانگي نقش مي شوند .

زنان شاغل ميزان مشارکت همسرانشان را در امور منزل و خانه داري کم ارزيابي کرده اند . زنان شاغل بار عمده ايفاي مسئوليت سنگين خانه داري در کنار وظايف شغل و مسئوليتهاي حرفه اي و کار به تنهايي بر دوش آنان قرار مي گيرد و آنان در قبال اين وظايف خود را مسئول مي بينند و مايلند که شغل خود را حفظ کنند و به هر ترتيبي ادامه دهند ، بنابراين در وضعي قرار مي گيرند که از يک سو قادر به پاسخگويي کامل به انتظارات هر دو نقش خويش نيستند و از سوي ديگر مايلند که هر دو نقش را به خوبي ايفا نمايند .

تأثير اشتغال زنان در تربيت فرزندان چيست ؟

3 - آيا اشتغال زن خللي در تربيت فرزندان ايجاد مي کند ؟

مادر وسيعترين دنياي رواني و اجتماعي کودک است و از نظر کودک همچون کسي است که از تمام نقاط اين جهان اطلاع دارد .

اشتغال مادر موجب اختلال در تکوين شکل گيري دلبستگي کودک نسبت به مادر مي شود .

چرا اينکه مراقبت کودک از حالت انفرادي به حالت گروهي در مي آيد و نتيجتاً دلبستگي کودک نسبت به مادر از حالت طبيعي خارج مي گردد .

چيزي که مسلم مي باشد اين است که مادران شاغل همانند مادران غيرشاغل نمي توانند به طور تمام و کمال به کودکان خود رسيدگي کنند چون مادر چندين ساعت از روز را خواه ناخواه جداي از فرزند بسر مي برد . و وقتي که بعد از سپري شدن اين ساعات به فرزند مي رسد خستگي ناشي از دنياي ماشيني امروز و خستگي فکر و ذهني به مادر اجازه نمي دهد که در آن ساعات باقي مانده روز به کودک رسيدگي کافي و لازم را نمايد چون از طرف ديگر مسئوليت خانه و خانه داري نيز به دوش او مي باشد .

در نتيجه بايد گفت زنان واجد شرايطي هستند که مي توانند در رسيدن به مقاصد آرماني کشور نقش بسزائي داشته و در محافل علمي - اداري به مانند : مردان نقش فعالي داشته باشند .

امروزه با توجه به افزايش فزاينده مادران شاغل و به منظور جلوگيري از اثرات جبران ناپذير رشد و نمو کودک ، افزايش مرخصي زايمان ، ايجاد مهدکودک در محيط کار بر طبق استاندارد جهاني و زدودن مشکلات اقتصادي در ابعاد مختلف از وظايف حساس دولت به شمار مي رود .

4 - تقسيم کار بين زن و مرد در صورت اشتغال زن چگونه است ؟

زنان شاغل تا چه حد چنين احساس و ادراکي دارند که قادر به انجام همزمان وظايف و مسئوليتهاي هر دو نقش خانگي و شغل خود نيستند . يعني تا چه حد در انجام و مسئوليتهاي مرتبط با خانه داري و امور منزل با وظايف ناشي از مسئوليتها و تعهدات شغلي و اشتغال خود احساس ناهماهنگي مي کنند .

سئوالي که اينجا مطرح مي باشد اين است که آيا زنان شاغل براي ايفاي نقش خانگي خود ، در تلقي و تعريفي که به طور سنتي از چگونگي ايفاي وظايف مرتبط با اين نقش دراد تغيير داده اند ، يا همچنان در چهارچوب الزامات نقش سنتي خود به وظايف خانگي به عنوان يک مادر يا همسر مي نگرند .

بنابراين از يک سو به سبب نيازها و مقتضيات جامعه نيز نياز به استفاده از نيروي کار زنان متخصص و تحصيلکرده و حتي ضرورتهاي مشترک زندگي خانوادگي ، نظير درآمد اقتصادي و بهبود سطح فرهنگي اشتغالشان اجتناب ناپذير تلقي مي شود و زنان به حضور در عرصه اجتماع ترغيب مي شوند . اما از سوي ديگر از تغييرات فرهنگي که مي بايد در نظام ارزشها و تخصيص نقشها و جابجايي وظايف ، که مستلزم مشارکت مرد در انجام امور خانه داري است بطوري که زن کمتر احساس خستگي مفرط ناشي از انجام امور خانه داري کند خبري نيست . و همين امر باعث شده که زنان در انجام وظايف خود در خانواده و روابط با همسر و فرزندان دچار مشکلات شوند و هم در پيشرفت شغل دچار رکود گردند .

به طور کلي بايد گفت ميزان انتظار زنان از همسرانشان در انجام امور خانه متفاوت است و بستگي به عواملي از جمله تحصيلات زن ، ميزان درآمد زن و زناني که همسرانشان داراي مشاغل آموزشي ( معلم ، دبير يا مدير مدرسه ) هستند متفاوت مي باشد .

۵  - چه موانعي بر سر راه اشتغال زنان جامعه است ؟

مسائلي که سد راه زنان در کاريابي مي شود ، نگرش ها و باورهاي ناصحيحي است که برخي از مردم دچار آنند . برخي عقيده دارند که موجودي به نام زن صرفاً براي کارهاي خانه داري آفريده شده است و لزومي ندارد در خارج از منزل به فعاليتي مشغول باشد .

عوامل متعدد اقتصادي ، اجتماعي ، قانوني و فرهنگي ويژه اي در جامعه وجود دارد که مانع از افزايش مشارکت زنان  در فعاليتهاي اقتصادي مي شود . اين موانع به سه گروه تقسيم مي شود :

الف - موانع اقتصادي

ب   - موانع اجتماعي - قانوني

ج   - موانع اجتماعي - فرهنگي

الف - موانع اقتصادي

به طور کلي در زمان رکود اقتصادي ، نيروي کار کمتري مورد نياز است و تعداد زيادي از افراد جوياي کار ، شغل نمي يابند و عده اي از افراد کار و شغل خود را از دست مي دهند . اولين گروهي که کار خود را از دست مي دهند و يا اصلاً کار به دست نمي آورند معمولاً زنان هستند .

ب   - موانع اجتماعي - قانوني

تبعيض جنسي در اشتغال از عوامل بسيار مؤثر عدم افزايش مشارکت اقتصادي زنان است . تبعيص جنسي در بدو استخدام به اين صورت است که تنها آن دسته از زناني استخدام مي شوند که واجد تحصيلات و دانش بالاتر از مردان همکار خود باشند . تبعيض جنسي در نوع آموزش و نظام آموزش و پرورس ، از موانع بارز مشارکت زنان در همه حوزه هاي فعاليت اقتصادي است .

ج   -  موانع اجتماعي - فرهنگي

از عوامل مؤثر درکاهش مشارکت اقتصادي زنان در شرايط نبود تأمين اجتماعي لازم و کافي ، متأهل بودن است . زنان به دليل اينکه مسئوليت امور خانه بر دوششان گذاشته شده کمتر به دنبال مشارکت فعاليتهاي اقتصادي هستند . کم تنوعي فرصتهاي شغلي يعني محدود شدن حيطه اشتغال زنان به مشاغل کم هر دو با شرايط بدو دشوار و همچنين ناچيز بودن تعداد زناني که در سمتهاي بالاي اداري حضور دارند به دليل پيش داوريهاي منفي مديران در رابطه با استعدادها و تواناييهاي زنان مي باشد .

۶ - چگونه مکاني مناسب اشتغال زنان مي باشد ؟

براساس باورها و عقايد حاکم بر جامعه ما ، هر حيطه کاري مناسب حضور زنان نيست و يقيناً ديدگاههاي فرهنگي و اجتماعي حاکم بر ذهن مردم ما برخلاف ، آنچه در غرب رايج است ، حضور زنان را در محيط هاي کارگري نامناسب ، منع مي کند و نسبت به آن نظر مخالف دارد .

بنابراين مکاني را که زن در آن مشغول به فعاليت مي باشد بايد از هر لحاظ موافق با هنجارهاي اسلامي منطبق با شئونات زن باشد ، مبناي تقوايي و فرهنگ ديني را از زن نگيرد . در واقع حضور او در جامعه يک حضور برخاسته براي اعتلاي اجتماعي است . يعني با حضور در اجتماع بتواند هم به جامعه خدمت نمايد و هم وظايف و مسئوليتهاي خانه و خانه داري را انجام دهد .

گاهي اوقات مشاهده مي شود که زنان در فضايي مشغول به کار مي باشند که شخصيت و هويت زن در قبضه اراده و اختيار ديگران قرار مي گيرد و با استفاده از ويژگي هاي خاص زنانه ، تبديل به وسيله تبليغاتي براي سودجوييهاي کلان ديگران مي شوند که در شأن و مرتبه زن خصوصاً در جامعه اسلامي نيست .

7 - ديدگاه جامعه نسبت به اشتغال زنان چيست ؟

بسياري از افراد جامعه بخصوص در شهرستانها نسبت به شغل زن ديد مناسبي ندارند و تنها جايگاه زن را « خانه » مي دانند و احتمالاً کارهاي غير از « خانه داري » را براي زنان ضد ارزش تلقي مي کنند . نبود قوانين روش در دفاع از زن ، کمبود شغل فقدان سيستم تأمين اجتماعي و بالاخره کم سوادي و بي سوادي از عواملي است که باعث تقويت اين بينش شده است و روحيه محافظه کاري و پذيرش جايگاه محدود را در زن ايراني تداوم و تحکيم بخشيده است .

براي آغاز هر گونه تحول در ساخت اقتصادي و اجتماعي جامعه زنان بايد يک تحول در بينش عمومي نسبت به حقوق و جايگاه زن بوجود آورد . در تغيير نگرش جامعه نسبت به مشاغل زنان توجه به موارد زير قابل ذکر است :

- ريشه کني بيسوادي

- زنان خودشان را باور داشته باشند و باحضور مداوم خود در اشتغال و مديريتها گامي در جهت توسعه کشور بردارند .

- زنان در جهت افزايش حقوق خود تلاش کنند .

- از توان زنان در امور قضايي ، وکالت و ... استفاده شود .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

آيات قرآني در زمينه بهداشت رواني | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:37 بعد از ظهر  

 

آيات قرآني در زمينه بهداشت رواني

 

* ازدواج

  • و از نشانه هاي قدرت اوست که برايتان از جنس خودتان همسراني آفريد تا به ايشان آرامش يابيد و ميان شما دوستي و مهرباني نهاد .

( سوره روم ، ۲‍۱)

  • مردان بي زن و زنان بي شوهر خود را تزويج کنيد .

( سوره نور ، ۳۲ )

* رفتار با همسر

  • با آنان به نيکويي رفتار کنيد و اگر شما را از زنان خوش نيامد ، چه بسا خيرها که شما را از آنان خوش نمي آيد در حالي که خيرکثيري در آنها نهاده باشند .

( سوره نساء ، ۱۹ )

  • يا به وجهي نيکو نگاهشان داريد يا به وجهي نيکو از آنها جدا شويد .

( سوره طلاق ، ۲ )‌

* رفتار با والدين

  • جز او هيچ کس را نپرستيد و به پدر و مادر نيکوئي کنيد . چنانکه يک يا هر دو پير شدند ،‌کلمه اي که رنجيده خاطر شوند نگوئيد و کمترين آزار به آنها نرسانيد و با کلام نيکو با آنها سخن گوئيد .

( سوره اسراء ، ۲۳ )‌

  • به هر انساني سفارش کرديم که در حق پدر و مادر نيکي کند .

( سوره احقاف ،‌۱۵ )‌

* سختي ها ، مصائب و بلايا

  • آدمي را در رنج و محنت آفريديم .                                                         ( سوره بلد ، ۴ )

  • شما را به مال و جان آزمايش خواهند کرد و اگر شکيبايي کنيد و پرهيزگار باشيد نشان قدرت اراده شماست .

( سوره آل عمران ، ۱۸۶ )

  • شما را مي آزمائيم و شکيبايان را بشارت ده .

( سوره بقره ، ۱۵۵ )

  • ياري کننده شما خداوند است که او بهترين ياري کنندگان است .

( آل عمران ، ۱۵۰ )

* آشتي و جنگ

  • با يکديگر به آشتي زندگي کنيد .

( انفال ، ۱ )‌

  • از خدا و پيامبرش اطاعت کنيد و يا يکديگر به نزاع برنخيزيد . صبر پيشه گيريد که خدا همراه صابران است .

( انفال ،‌۴۶ )

  • تعدي مکنيد زيرا خدا تعدي کنندگان را دوست ندارد .

           ( بقره ، ۱۹۰ )

* ارتباط و ارتباط کلامي

  • با يکديگر به بهترين وجه سخن گويند .                                                   ( اسراء ، ۵۳ )

  • چنانکه او را درود گفتند ، به نحوي بهتر آنان را درود گويد .                    

      ( نساء ، ۸۶ )

  • چنانچه جاهلي آنها را خطاب کرد ، به نيکويي سخن گويند .                   

         ( فرقان ،‌۶۳ )

  • صداي خود را بلند نکنند مگر براي احقاق حق            

                             ( نساء ، ۱۴۸ )

  • مسخره نکنند ، عيب جويي و هرزه زباني نکنند ، يکديگر را با القاب زشت نخوانند .

( جمرات ، ۱۱ )

  • خداوند مثال سخن ناپسند را مثل درختي بدون ريشه مي داند که ريشه در زمين ندارد .

( ابراهيم ، ۲۶ )

  • در کارهاي پنهان يکديگر جست و جو نکنند و غيبت يکديگر را نکنند . 

      (  جمرات ، ۱۲ )

  • حرف سخن چينان ، جاهلان ، عيب جويي و فاسقان را بدون تحقيق نپذيريد .   

  ( جمرات ، ۶ )

  • سخنان را بشنويد و بهترين آن را انتخاب کنيد .      

                            ( زمر ، ۱۷ ، ۱۸ )

  • به عدالت سخن گوئيد .            

                                                         ( انعام ، ۱۵۲ )

* عفو و بخشايش

  • و آن که صبر کند و از خطا در گذرد ، اين از کارهاي پسنديده است .         

       ( شوري ،‌۴۳ )

  • بخشايش از کارهاي پسنديده و مهم است .            

                                   ( شوري ، ۴۳ )

  • اگر مي خواهيد خدا از خطاي شما درگذرد ، شما نيز از خطاي ديگران درگذريد .

( نور ، ۲۲ )‌

  • عفو را پيشه راه خود کنيد .                              

                                 ( اعراف ،‌۱۹۹ )

  • براي خاطيان نزد خداوند طلب بخشش نمائيد .

( آل عمران ، ۱۵۹ )‌

  • هنگام خشم خطاها را ببخشيد .

( آل عمران ، ۱۳۴ )

  • بخشش را در حريم خانواده اعمال نمائيد و از لغزش همسر و فرزندانتان چشم پوشي کنيد وعفو نمائيد .

( تغابن ،‌۱۴ )‌

  • اگر عفو کنيد به تقواو پرهيزگاري نزديکتر است .   

                                    ( بقره ،‌۲۳۷ )

* خودکشي

  • اي کساني که ايمان آورده ايد ، خودتان را مکشيد ، هر آينه خدا با شما مهربان است .

( نساء ، ۲۹ )

  • همانا از پي دشواري آساني است .               

                                          ( اشراح ، ۵ )

  • از نوميدان مباش  .      

                                                                        ( حجر ، ۵۵ )‌

* خشونت و ديگرکشي

  • هر کس کس ديگر را نه به قصاص کسي يا ارتکاب فسادي بر روي زمين بکشد ، چنان است که همه مردم را کشته باشد و آن کس که زنده سازدش گوئيا زنده ساخته همه انسانها را .

( مائده ، ۳۲ )

  • آنهايي که خشم و غضب خود را فرو نشانند و از بدي مردم درگذرند نيکوکارند و خداوند نيکوکاران را دوست دارد .

( آل عمران ، ۱۳۴ )

* همسرآزاري

  • بر آنها سخت مگيريد ... و با آنان به نيکويي رفتار کنيد .       

    ( نساء ، ۱۹ )

  • اي کساني که ايمان آورده ايد ، از گمان فراوان بپرهيزيد ( در مورد همسران ) زيرا پاره اي از گمانها در حد گناه است .                                

                ( حجرات ، ۸۲ )

  • زنان را از خانه هايشان بيرون نکنيد .             

                   ( طلاق ، ۱ )

  •  شوهران خود خيانت نکنند .          

                                  ( ممتحنه ، ۱۲ )

* مشورت و مشاوره

  • اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .      

  ( آل عمران ۱۵۹ )

  • و کارهاشان برپايه مشورت با يکديگر است .     

 ( شوري ،‌۳۸ )

  • در مورد از شيرگرفتن کودک با يکديگر مشورت کنند .   

 ( بقره ،‌۲۳۳ )

* سوء ظن و گمان بد

  • اي کساني که ايمان آورده ايد ، از گمان فراوان بپرهيز زيرا بسياري ا زگمانها در حد گناه است.

( سوره حجرات ، ۱۲ )

  • از پندار خود پيروي نکنيد ، زيرا پندار براي شناخت حقيقت کافي نيست .

( سوره نجم ، ۲۸ )

  • گمان نمي تواند جاي حقيقت را بگيرد .

( يونس ، ۳۶ )

  • به دنبال چيزي که نمي دانيد و مطمئن نيستيد نرويد و چشم و گوش و دل ، همه مسئولند و در مورد گمانتان بازخواست مي شوند .

( اسري ، ۳۶ )

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

استرس در دانش آموزان| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:33 بعد از ظهر  

 

استرس خيلي زود و از دوران کودکستان شروع مي شود . استرس بازي را به رقابت در ورزش و کوشش براي برتري و دوستي را به روابط اجتماعي تبديل مي کند .

به گفته يکي از کارشناسان دانش آموزان در وضعيتي قرار مي گيرند که بايد مرتباً پيشرفت کنند و آنها احساس مي کنند که از هيچ حمايتي برخوردار نيستند . کودکان در محيطي قرار گرفته اند که آنها را بخاطر خودشان نمي خواهند بلکه آنها را براي موفقيت هايشان دوست دارند همه اين عوامل استرس را مي سازند .

 

استرس و ديسترس :

يک روانپزشک اطفال مي گويد : شما بدون استرس زنده نيستيد . او مي گويد درگير و تحت فشار بودن باعث مي شود که شما چيزهاي جديد را ياد بگيريد و مغز شما عملکرد خود را حفظ کند .

در تمام تئوريهاي اصلي يادگيري استرس وجود دارد اما اگر استرس با تکامل تداخل داشته باشد اين يک مشکل است . گاهي با استرس خيلي زياد اطفال کارآئي خود را از دست مي دهند .

اين يک مسير باريک و ظريفي است که والدين بايد تعادل را در آن حفظ کند از طرفي هر کودک نياز به محدوديتها و راهنمائي هاي متناسب با سن خود را دارد . و از طرف ديگر اغلب والدين مانع طي شدن روند طبيعي يادگيري مي شوند . يک متخصص تکامل کودکان مي گويد : براي اينکه کودکان وظايف خود را انجام دهند  نياز نيست آنها را تحت فشار قرار دهيم ولي همچنين مي گويد : بازسازي انگيزه دروني کودکان مهمترين نکته مي باشد . بجاي دادن پاداش نقدي براي نمرات عالي به آنها بگوئيم که به آنها افتخار مي کنيم . انجام وظايف براي جايزه مهمترين چيزي نيست که بايد ياد بگيرند .

اين عمل آنها را طوري بار مي آورد که در آينده فقط براي پول کار کنند و هميشه از شغل خود ناراضي باشند . اين مسئله عادلانه نيست که پدر و مارد بيش از آنچيزي که خود انجام مي داده اند از کودکان خود بخواهند همچنين والدين اغلب فقط به موقعيت فرزندان خود مي انديشند و تحمل هيچ چيز بجز عالي بودن را ندارند .

ما بعنوان اولياء مدرسه و والدين بايد به خود يادآوري کنيم که معمولاً همه افراد هميشه در سطح عالي نيستند و ما نيز اينطور نبوده ايم . اگر کودکي بعلت استرس دچار عدم تحمل شود خانواده بايد مشکل کودک را با يک روانپزشک يا روانشناس در ميان بگذارند .

 

پيشگيري از استرس مدرسه :

 

نکات لازم براي پيشگيري از تبديل استرس مفيد به ديسترس ( پريشاني )‌

 

۱ - زماني را با کودکان خود سپري کنيد . سعي کنيد محيط خانه  براي بچه ها باثبات باشد .

۲ - در مورد قوانين خانه با هم مذاکره کنيد . ( شامل مجازاتهاي قانون شکني )  و اين قوانين را اجرا کنيد .

۳ - فقط با بچه ها صحبت نکنيد بلکه با آنها ارتباط برقرار کنيد . بچه ها چه وقت بدرفتاري مي کنند بجاي اينکه آنها را تنبيه کنيد سعي کنيد رفتار آنها را درک کنيد .

به حرفهاي فرزند نوجوان خود توجه کنيد . نيازهاي آنها را بفهميد و قبول کنيد و بدانيد که مدرسه يک روند طولاني مدت مي باشد .

يک موفقيت يا شکست مقطعي سرنوشت کودک را تعيين نمي کند . ما اولياء مي توانيم و بايد ياد بگيريم که بپذيريم آينده غيرقابل پيش بيني است .

کاري  که مي توانيم بکنيم اين است که عشق و حمايت و حضور دائمي خود رانشان بدهيم . مهمترين پيام اين است که ما با آنها هستيم و ما آنها را دوست داريم و از آنها حمايت مي کنيم يک قسمت از اين حمايت تنظيم کردن يک برنامه روزانه است .

برنامه روزانه به کم کردن استرس کمک مي کند . تثبيت زمان معين براي خوابيدن ، بيدار شدن ، حمام کردن در هر سني مهم است . اين کار همچنين باعث مي شود که بچه ها ياد بگيرند تا در آينده براي خود برنامه ريزي کنند . در شروع مدرسه يک برنامه هفتگي را تعيين کنيد و درباره آن با هم صحبت کنيد .

ارتباطات باعث مي شود که بچه ها از اشتباهات خود درس بگيرند . بچه ها بايد بدانند که ما هميشه به آنها کمک مي کنيم تا مشکلاتشان را حل کنند و اين مسئله منجر به پيشگيري از بدرفتاري آنها مي شود وقتي بچه ها از شما هميشه انتظار تنبيه دارند  کاري را که مي خواهند انجام بدهند به شما نمي گويند بايد بين ايجاد محدوديت ، آمادگي براي برقراري ارتباط و تنبيه تعادل وجود داشته باشد .

در سنين مختلف استرس متفاوت مي باشد ، در اينجا انواع استرس در کودکان دبستاني ،‌ راهنمائي و دبيرستاني توضيح داده مي شود .

کودکان دبستاني نمي توانند بر اعمال خود کنترل داشته باشند . آنها در حال افزايش مهارتهاي اجتماعي مي باشند . آنها ياد مي گيرند که چطور دوست پيدا کنند ، رفتارهاي تهاجمي خود را کنترل کنند و اضطرار و هيجانات خود را کنترل کنند . اگر معلمين و اولياء‌ با اين مسائل بعنوان اصول تکاملي طبيعي برخورد نکند اين مسائل به منابع استرس زا تبديل مي شوند .

بچه ها در سنين شروع دبستان آماده يادگيري هستند بهمين دليل سن شروع مدرسه در اين سن مي باشد . آنها بايد مشتاق و آماده يادگيري باشند بنابراين ايجاد اشتياق براي يادگيري کليد اصلي مي باشد لذت يادگيري بطور طبيعي در آنها وجود دارد . وقتي که آنها شروع به يادگيري خواندن و ساير مهارتها مي کنند کمک کردن به آنها براي افزايش اين اشتياق باعث پيشرفت بيشتر آنها مي شود .

 

علائم استرس دبستان شامل :

 

۱ - ترس و کابوسهاي شبانه : شکاياتي مانند دل درد و سردرد نشان مي دهد که اطفال تحت استرس هستند  و والدين اين دردها را بيش از يک بيماري جسمي مي دانند .

اين مشکل چيزي نست که کودک آنرا از خود ساخته باشد .

کودکان بوسيله سردرد و دل درد مي خواهند از چيزي فرار کنند اما اين يک مشکل واقعي است و مي تواند راهي باشد براي اينکه آنها خود را با استرس ها تطابق بدهند .

 

۲ - منفي بافي و دروغگوئي :

راه مقابله با اين مسئله اين است که والدين بدون اينکه دروغ کودک را تأکيد کنند آنرا بزرگ نکنند و به او بگويند اگر اينطور بود خيلي خوب بود . به اين طريق والدين نه دروغ را قبول کرده اند و از طرفي احساسات او را نيز سرکوب نکرده اند و به اين وسيله اولياء‌ و کودک مي توانند با هم صحبت کنند . شما مي دانيد که منشأ دروغ چيست کودک واقعاً دوست دارد که آرزوهايش عملي شود .

 

۳ - محروميت و خجالتي بودن افراطي:

شما اخلاق بچه خود را مي شناسيد ، همه بچه ها با يک سرعت بالغ نمي شوند . بعضي از بچه ها در پذيرش بعضي از چيزها کند هستند . اگر فرزند شما زود عصباني شده و پرخاشگري مي کند و زودتر از بقيه آشفته مي شوند به آنها کمک کنيد تا راهي براي تخليه هيجانات خود پيدا کند . اگر کودک شما نياز دارد بعد از مدرسه تحرک داشته باشد به او پيشنهاد کنيد ورزش کند و اگر فرزند شما نياز به آرامش دارد به او توصيه کنيد به موسيقي گوش کند .

در زمان گفتگوهاي دونفره از آنها سئوالات کلي نپرسيد بلکه با آنها بيشتر صحبت کرده و سئوالات

جزئي تر را بپرسيد .

 

دوره راهنمائي

 

اين کودکان در حال عبور از طفوليت به بزرگسالي هستند . در هر حال دوران سختي را سپري مي کنند .

  •  با وجود تغييرات زياد کودکان دوره راهنمايي ممکن است احساس ناتواني در برابر وضعيت هاي مختلف داشته باشند . در حاليکه قبلاً براحتي با مشکلات روبرو مي شدند .

  • ورود به دوره راهنمائي باعث تغيير محيطي ناگهاني مي شود که مي تواند کاملاً ناراحت کننده باشد . کودکان ما زماني که به خانه برمي گردند کاملاً تحت استرس هستند و لازم است با آنها صحبت کنيم اين زماني است که ما بايد به حرفهاي آنها گوش کنيم و بگوئيم بله . اين مسئله واقعاً مشکل و برخورد با آن سخت است . آنان بايد بفهمند که شما مشکل آنان را حس مي کنيد و در خانه احساس امنيت و راحتي کنند .

  • اين نکات ساده بنظر مي رسند ولي مهم اين است که مرزها را رعايت کنيم کليد اصلي صبر است .

  • وادار کردن نوجوانها به صحبت خيلي سخت است و آنها به راحتي حرف نمي زنند . آنها مايل هستند فقط با دوستانشان صحبت کنند . پيدا کردن زماني براي صحبت با نوجوانان شايد نيازمند اين باشد که با آنان به فروشگاه برويد يا هنگام خواب کنار آنان دراز بکشيد . زمانهائي را پيدا کنيد که آنها حاضر به گفتگو باشند . فکر کنيد که چگونه بايد سر صحبت را باز کنيد .

  • اين يک توهم است که نوجوانان نمي توانند روابط خوبي با والدينشان داشته باشند . براي نوجوانان حياتي است که بتوانند با افراد بزرگسال صحبت کنند . چيزي که آنها دوست دارند در مورد آن با شما صحبت کنند شما را شگفت زده خواهد کرد . ممکن است موضوع صحبت مسائل خانوادگي ، مسائل جنسي يا صلح جهاني باشد . مسئله اي که بر ذهن آنها سنگيني مي کند بسيار سنگين تر از چيزي است که ما فکر مي کنيم و آنها مي خواهند در مورد آن بحث کنند .

  • نوجوانها فکر مي کنند نمي توانند روابط خوبي را با همسالان خود حفظ کنند همچنين آنها نمي خواهند شکست بخورند .

  • با آنها به شکل مهربانانه و حمايتي رفتار کنيد . اين اطمينان را به آنها بدهيد که مي توانند مشکلات خود را در خانه حل کنند . راه حل سريع و راحتي وجود ندارد. و نياز به تأمل و تفکر دارد . انجام وظايف توسط والدين به نسبت زمان دبستان وقت بيشتري مي گيرد .

  • آنها به ما نياز دارند با مرزهاي مشخص بين ما و آنها .

  •  آنها نياز دارند که زندگي والدينشان با ثبات باشد و همانطور که ماجراهاي مختلفي  در زندگي آنان رخ مي دهد زندگي والدين هميشه باثبات در جاي خود قرار دارد .

 

دبيرستان :

  • يک مسئله مهم براي بسياري از دانش آموزان دبيرستاني اجبار والدين براي فرستادن آنها به دبيرستاني است که فکر مي کنند بهترين است .

  • دانش آموزان دبيرستاني کاملاً آگاه هستند که براي ورود به دانشگاه بايد تلاش زيادي بکنند . همانند کودکان اين استرس مي تواند باعث نمرات پائين و رفتارهاي معکوس شود .

  • پاسخ به استرس مي تواند خود را به شکل ايجاد اختلالات در خوردن و مشکلات اجتماعي نشان دهد . اين علائم را بشناسيد و براي مقابله با آن آماده باشيد .

  • مراقب تغيير در وضعيت نمره ها ، ميزان توجه ، کند عمل کردن ،‌فقدان پاسخ دهي در کلاس يا منزل باشيد .

  • تغييرات ممکن است به شکل انزوا يا يک فعاليت برعکس مثل موزيک عجيب و غريب خود را نشان دهد . مراقب استفاد زياده ازحد از اينترنت باشيد بخصوص زمانيکه وقت زيادي را در اتاق هاي گفتگوي اينترنت مي گذرانند .

  •  بهرحال دوري از ارتباط طبيعي با ساير مردم مي تواند علامتي از يک مشکل باشد .

 

راه حل ؟

 

  • اگر چه ممکن است بسيار ساده و پيش پا افتاده بنظر برسد ولي زمان کافي را با کودکان خود نميگذرانيم .

  • همچنانکه سن نوجوانان بالاتر مي رود والدين بجاي اينکه کارگردان باشند بيشتر نقش مربي را پيدا مي کنند .

  • اصل و مباني ارتباط با ساير افراد و حضور در مکانهاي مختلف بايد وجود داشته باشد .

  • والدين بايد تا حدي از کنترل  فرزند خود دست بکشند !‌ البته  زير نظر داشتن فرزند در اين زمان از هميشه مهمتر است .

  • وقتي فرزندان ما کوچکتر هستند ما اميداواريم که به آنها ياد داده باشيم که چگونه لباس هاي خود را بپوشند و وقتي بزرگتر مي شوند اميدواريم که آنها را به حدي رشد داده باشيم که تصميم صحيح بگيرند .

  • نوجوانان در معرض خطر هستند و وظيفه ما اين است که ببينيم کجا هستند و با چه کساني معاشرت مي کنند . بايد مراقب زمان ورود و خروج آنها از منزل باشيد . رفتار با آنان بايد همانند رفتار يا بزرگسالان باشد يعني شما به آنها بگوئيد که کجا بوديد و آنها نيز همين را به شما بگويند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

آموزش مهارتهاي زندگي به صورت کاربردي| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:31 بعد از ظهر  

 

آموزش مهارتهاي زندگي به صورت کاربردي

 

1138b

* مهارت ابراز وجود

مثالهائی که در این متن ارائه می شود ، معناي ابراز وجود کردن يا احقاق حق نمودن را در حوادث مختلف نشان مي دهد شايد برخي از اين نمونه ها را در زندگي خود نيز تجربه کرده باشيد . چند دقيقه اي وقت بگذاريد و صادقانه به سخنان خود درباره روابطي که با اشخاص مهم در زندگي خود داريد گوش فرا دهيد . به دقت به تماسهاي خود با والدين ، دوستان ، همکاران ، هم شادگرديها ، همسر ، بچه ها ، رؤسا ، آموزگاران ، فروشندگان ، همسايه ها و اقوام و بستگان توجه کنيد .

چه کسي در اين روابط نقش غالب را ايفا مي کند ؟

آيا در ارتباط با اين اشخاص از شما سوء استفاده مي کنند ؟

آيا معمولاً احساسات و نقطه نظرهاي خود را ابراز مي کنيد ؟

آيا از اشخاص به سود خود بهره برداري مي کنيد ؟

آيا آنها را از خود مي رنجانيد ؟

مثالها را که بخوانيد مي توانيد کمي در ابراز وجود کردن تواناتر شويد .

صرف شام در رستوران

علي و سارا براي صرف شام به رستوران گران قيمتي رفته اند . علي سفارش مرغ نيم پزي داده است اما وقتي گارسون مرغ را مي آورد علي متوجه مي شود که مرغ اورا بيش از اندازه سرخ کرده اند . علي مي تواند به ۳ شکل از خود واکنش نشان دهد .

بدون ابراز وجود

علي به سارا غر مي زند و مي گويد : مرغ او بيش از اندازه سرخ شده و سوخته و ديگر به اين رستوران نمي آيد اما وقتي گارسون از او مي پرسد : آيا غذا مطابق ميل شماست : علي مي گويد : نه متشکرم

نتيجه : شام و شب او خراب مي شود و او از اينکه اعتراضي نکره و حرفي از سرخ شدن بيش از اندازه مرغ نزده خشمگين مي گردد .

 پرخاشگرانه

علي با عصبانيت گارسون را به سر ميز فرا مي خواند و با صدايي بلند و به طرزي غيرمنصفانه از اينکه مرغ او سرخ شده است با فرياد اعتراض می کند  .

لحن او در نظر گارسون خنده دار است و همسرش هم خجالت زده مي شود .

نتيجه : غذاي او عوض مي شود اما خجالت کشيدن همسرش ميان آن دو برخورد به وجود مي آورد . گارسون هم احساس ميکند تحقير شده است و شب بدي براي هر دوي آنها بوجود مي آيد .

اما مهارت ابراز وجود 

علي گارسون را صدا مي زند و به او مي گويد که مرغ نيم پز سفارش داده است و بعد سرخ شدن بيش از اندازه مرغ را به او نشان مي دهد .

علي مؤدبانه و در ضمن قاطعانه از گارسون مي خواهد که مرغ را به آشپزخانه برگرداند و به جاي آن مرغ نيم پز را که قبلاً سفارش داده بياورد .

نتيجه :

گارسون از اشتباهي که صورت گرفته عذرخواهي مي کند و پس از چند دقيقه مرغ نيم پزي را براي او مي آورد . و از اينکه مشتریش راضي بوده خوشحال  مي شود .

علي و سارا از صرف شام در رستوران لذت مي برند .

علي احساس مي کند از طرز برخورد خود راضي است .

 

تعارف مواد مخدر

رامين دانشجوي دانشگاه است رفتاري بسيار دوستانه دارد و در زمينه هاي اجتماعي فعال و پوياست . مدتي است با سعيد دوست شده ، يک شب سعيد رامين را به يک ميهماني دعوت مي کند . در طول ميهماني يک نفر بسته کوچکي حاوي مواد مخدر را به ديگران تعارف ميکند همه جز رامين استقبال مي کنند اما وقتي سعيد به او پيشنهاد مي کند مي ماند که چه بايد بکند : ۳  شکل واکنش او را توضيح مي دهيم :

بدون ابراز وجود

رامين بالاخره مي پذيرد و وانمود مي کند که قبلاً هم مواد مصرف کرده ، او به دقت به ديگران نگاه مي کند و از طرز استعمال آن ماده خاص آگاه مي شود . اما نگران است مبادا با زهم مواد بيشتري به او تعارف کنند .

نتيجه : او نمي خواهد سعيد را ناراحت کند اما خودش تن به کاري می دهد که به آن علاقه اي نداشته است .

پرخاشگرانه

رامين از پيشنهاد سعيد عصباني مي شود و او را سرزنش مي کند و از او مي خواهد که سريعاً او را به منزل برگرداند . وقتي ميهمانها به او مي گويند الزامي نيست در قبول اين تعارف ، او هم چنان به تندخويي ادامه مي دهد ، سعيد احساس مي کند که نزد ميهمانها تحقير شده است و علاقه اش به رامين کم مي شود و به اين نتيجه مي رسد که اگر با او دوستي نکند بهتر است .

مهارت ابراز وجود 

رامين از قبول پيشنهاد سعيد خودداري مي کند و مؤدبانه جواب مي دهد : نه متشکرم .

بعد به حاضرين مي گويد که تا کنون مواد مصرف نکرده و علاقه اي هم به اين کار ندارد .

رامين به سعيد و دوستانش مي گويد که ترجيح مي دهد به سينما برود اما به آنها حق مي دهد که به ميل خود رفتار کنند .

وقتي از ميهماني خارج مي شود از سعيد گله مي کند که چرا به او نگفته دوستانش مواد استعمال مي کنند و بعد اضافه می کند که با پيشنهاد مصرف مواد و تعارف آن ، آزادي او را به مخاطره انداخته زيرا اگر به هر شکل پليس از موضوع باخبر مي شد او را هم دستگيري مي کرد .

رامين به اين فکر مي افتد که احتمالاً اگر با سعيد قطع رابطه کند بهتر است .

 

عوض کردن يک کالاي معيوب

بدون ابراز وجود

کامران با قدمهاي آرام و با ترديد به متصدي کتاب فروشی نزديک مي شود و درحاليکه چشم به زمين دوخته با صدايي کمي بلندتر از نجوا حرف مي زند . چهره اش به گونه اي است که انگار کار بدي کرده است . کتاب را محکم در دستهاي خود گرفته و انگار که به متصدي مي گويد « مرا آزار مده » از پس دادن کالا منصرف مي شود .

 پرخاشگرانه

کامران خشمگين در حاليکه صدايش به گونه اي است که در هر جاي مغازه شنيده ميشود و حالت چهره اش به گونه اي است که انگار مي خواهد فروشنده را تحقير کند .

پول کالا را مي گيرد اما فروشنده با او دشمن شده است و خودش هم راضي نيست .

با ابراز وجود

کامران به سمت فروشنده مي رود و به چهره او نگاه مي کند چهره ای  آرام و مطمئن دارد ، لبخندي مي زند و به طرز دوستانه با فروشنده صحبت ميکند و نقص کالا را با او در ميان مي گذارد ، هم کامران به خواسته خود مي رسد و هم فروشنده احساس خوبي دارد زيرا مشکل يکي از مشتريانش را حل کرده است .

قرض گرفتن

افسانه کارمند يک شرکت خصوصي است او زني خوش برخورد ، علاقه مند به گردش و کارمندي خوب است . رفتارش به گونه اي است که هم همکارانش و هم دوستانش او را دوست دارند .

مريم يکي از دوستان صميمي اش از او خواهش کرد ؛

گفت که قرار است به ميهماني برود و از افسانه خواست گردن بند جديد و گران او را قرض بگيرد ، افسانه گردن بند را از نامزدش هديه گرفته بود و مايل نبود که گردن بند را به کسي بدهد .

رفتارهاي او :

بدون ابراز وجود

او نگراني اش را از گم شدن يا آسيب ديدن گردن بند پنهان مي کند و با اين که گردن بند خيلي براي او عزيز است مي گويد خواهش مي کنم و گردن بند را به مريم مي دهد و تمام شب را در نگراني سپري مي سازد .

پرخاشگرانه

افسانه از درخواست دوستش ناراحت مي شود و مي گويد : نه ، به هيچ وجه و خشمگين مي شود و به او مي گويد درخواست احمقانه اي داري .

مريم تحقير مي شود اما افسانه بعد احساس پشيماني ميکند احساس رنجش مريم در تمام شب ادامه دارد و از آن به بعد رابطه بين مريم و افسانه به هم مي خورد .

ابراز وجود کردن

افسانه اهميت گردن بند را به مريم مي گويد و با لحني مؤدبانه و با اين حال محکم به او مي گويد که تقاضايش غيرمنطقي است زيرا اين گردن بند براي او ارزش ويژه اي دارد .

مريم نااميد مي شود اما افسانه را درک مي کند افسانه هم از اينکه صادقانه حرف زده خوشحال است .

وزن زياد

علي و سارا ۹ سال است که با هم ازدواج کرده اند . اخيراً سارا چاق شده است و علي معتقد است سار خيلي از معيارهاي او فاصله گرفته است . علي مرتب به او گوشزد مي کند که وزن اضافه کردن سلامتي او را به مخاطره مي اندازد و بچه ها هم از او ياد مي گيرند .

سارا ناراحت مي شود او سعي مي کند وزنش را کم کند اما حالا واکنش سارا را باهم مي خوانيم :

بدون ابراز وجود

او از چاق شدنش معذرت مي خواهد و عذر و بهانه هاي بي مورد مي آورد و در واقع اصولاً به علي جواب نمي دهد اما در درون خود به دليل غرولند شوهرش احساس بدي دارد و احساس گناه مي کند اما احساس اضطرب کاستن از وزنش را دشوارتر مي کند . اينگونه مشاجره ميان او و شوهرش ادامه دار مي شود .

پرخاشگرانه 

سارا در مقام اعتراض به شوهرش مي گويد که خود او ديگر مالي نيست و مي گويد تو هم پر شدي ولي من هيچ وقت به روت نمي آورم و رفتارهاي ديگري از شوهرش را تحقير مي کند .

و اينگونه با ابراز خشم به علي آسيب مي زند و به تيرگي روابط خود با شوهرش مي افزايد .

با ابراز وجود

وقتي سارا با علي تنها مي شود به او مي گويد که بله حق با اوست که وزن اضافي به سلامتي او لطمه مي زند اما اضافه مي کند که طرز برخورد او با اين مشکل را نمي پسندد . مي گويد همه تلاش خود را مي کند تا از وزنش کم کند و اين تلاش براي او سخت است . علي مي پذيرد و به اتفاق برنامه اي را تدارک  می ببينند که به گونه اي حساب شده سارا بتواند وزن خود را کاهش دهد .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بي خوابي درمان دارد | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:27 بعد از ظهر  

 

بي خوابي درمان دارد

اگر شما هم دچار بي خوابي هستيد ، نگران نباشيد ، چون افراد بسياري در جهان هستند که دچار بي خوابي مي شوند و مشکل عمده اي برايشان پيش نمي آيد . نياز افراد به خواب نسبت به نوع فعاليت و سن افراد و زن و يا مرد بودن آنها متفاوت است . بايد توجه داشت که کم خوابي و پرخوابي ، هر دو براي بدن مضر هستند و باعث اختلال در فعاليتهاي بدن مي شوند . وضعيت نرمال ، حداقل ۷ ساعت خواب در شبانه روز است . پس براي اينکه در طول روز شاداب باشيم و بدون خمودگي ، فعاليتهاي روزانه خود را انجام بدهيم ،‌ بايد نسبت به ميزان خواب خود توجه کامل داشته باشيم .

علتهاي بي خوابي

الف - عوامل محيطي : در بسياري از موارد علت بي خوابي به دليل عدم رعايت دکوراسيون مکان خواب يا عدم توجه به فضاي لازم براي محل خواب و عادتهاي خاص در اتاق خواب است . پس :

۱۰   دقيقه قبل از استراحت ، لامپها و تمام روشنايي را قطع کنيد ! با کم نور کردن لامپها قبل از خواب ، مي توانيد به خواب آلودگي و آمادگي خود براي خوابيدن کمک کنيد . اين امر موجب سازگار شدن فکر و مغز شما با تاريکي مي شود .

از رختخواب خود فقط براي خوابيدن استفاده کنيد ! برخي از افراد به خصوص جوان ترها رختخواب خود را به يک اتاق نشيمن و پذيرايي يا حتي يک مرکز تفريجي تبديل مي کنند . اين کار کاملاً غلط است . نشستن يا دراز کشيدن مستمر و پيوسته روي تخت ، آن را از تصور وجود محلي براي استراحت صرف خارج مي کند و در نتيجه در زمان استراحت ، هر چه تلاش کنيد ، نخواهيد توانست در آن چشمهاي خود را ببنديد و آرامش بيايد .

مکان آرامي را براي خوابيدن بيابيد ! بسياري از افراد فکر ميکنند که به راحتي قادرند در يک مکان شلوغ و پرسرو صدا ، کار و حتي استراحت کنند وحتي گاهي اصلاً متوجه آن نمي شوند . برخي نيز به خوابيدن در يک اتاق پرسرو صدا معتاد شده اند و عمل کردن به عکس آن برايشان دشوار است . بهتر است بدانيد که با اين وضعيت ضميرناخودآگاه شما هرگز مديون شما نخواهد بود . در واقع ، سر و صدا مي تواند مانع وارد شدن به يک خواب عميق شود و در نتيجه از يک خواب راحت و منافعش محروم شويد .

اتاق خواب خود را تهويه کنيد ! کساني که در يک اتاق بدون تهويه و آلوده مي خوابند ، ممکن است روز بعد احساس خستگي کرده ، يا حتي سردرد را تجربه کنند . با باز کردن يک پنجره به راحتي مي توانيد اين مشکل را برطرف کنيد .

دکوراسيون اتاق خواب خود را تغيير دهيد ! سعي کنيد رختخواب خود ( تخت ) را در قسمتهاي متفاوتي از اتاق قرار دهيد و جاي آن را دائماً تغيير دهيد . برخي عقيده دارند که تخت شما نبايد رو به روي در اتاق يا آينه باشد . شايد به نظر ، يک عقيده خرافي باشد ، ولي با تجربه آن پي به اثر و نتيجه اش خواهيد برد .

ب ـ دلايل رواني : نگراني و استرس مي تواند سبب آشفتگي خواب شود  و اين درست است که استرس و اضطراب در زندگي تمام افراد نقش مخربي دارد ، ولي برخي از افراد خيلي بيشتر از بقيه گرفتار مشکلات ناشي از آن در زندگي و امر خوابيدن خود هستند . زماني که فکر شما در حال شکنجه و آزار است . مسلماً خوابيدن غيرممکن است . ولي مسلم است که شما قادريد بر اين مشکل نيز غلبه کنيد . در اينجا چند روش مؤثر براي کاهش فشار و استرس را معرفي مي کنيم : ورزش کنيد ! اين امر علاوه بر اينکه به بهبود وضعيت فيزيکي و افزايش انرژي بدن شما کمک مي کند ، فکر شما را در حالت آرامش و عدم فعاليت قرار مي دهد . اما انجام دادن آن بلافاصله قبل از خواب مي تواند تا زمان آرامش يافتن و به اصطلاح سرد شدن بدن ، مانع از خوابيدن شود .

  • مشکلات کاري را در محل کارتان بگذاريد ! البته اين امر مشکل است ،‌ ولي با تمرين ، آسان خواهد شد .

  • هرگز با عصبانيت به رختخواب نرويد ! گفتنش از انجام دادنش آسان تر است ، ولي اگر همچنان زيرلحاف خود در حال نفرين و گله و غرولند هستيد ،‌ بدانيد که هرگز خواب خوبي نخواهيد داشت .

  • تلاش در به خواب رفتن نداشته باشيد ! تمرکز روي خوابيدن ، تنها موجب خواهد شد که تا صبح خوابتان نبرد . استراحت نبايد به زور باشد ، اين امر بايد به طور اتوماتيک و طبيعي رخ دهد . خيلي از افراد ،‌ روز را با داشتن نگراني از اينکه مبادا شب خوابشان نبرد سپري مي کنند و جالب است که شب هم خوابشان نمي برد .

  • اگر نمي توانيد بخوابيد در رختخواب دراز نکشيد ! از جا بلند شويد ، کمي تلويزيون نگاه کنيد ، کتاب بخوانيد يا به روش ديگري خود را سرگرم کنيد ۳۰ دقيقه بيدار بودن بهتر از نخوابيدن در تمام طول شب است .

  • روي شکم نخوابيد ! از آنجا که هر فرد شکل خوابيدن منحصر به فردي را براي خود دارد ( پشت ، شکم ، پهلو ) گفتن اينکه روي شکم نخوابيد ، به برخي از افراد ،  شايد چندان خوشايند نباشد . اين روش خواب ، چندين عيب و مشکل نسبت به ساير حالتهاي ديگر دارد . اول اينکه موجب بيش از حد گسترده شدن و کشيدگي پشت و کمر مي شود و در نتيجه روز بعد درد پشت را به ارمغان خواهد آورد . ديگر اينکه اگر از يک بالش بزرگ و تشک نرم استفاده کنيد ، حتي مي تواند موجب کمبود اکسيژن شود ، چرا که احتمالاً در اين حالت صورت خود را روي بالش مي گذاريد که اين کار ، روز بعد ، سردرد و ناراحتي به همراه خواهد داشت .

  • از خوابيدن روي تشک نرم خودداري کنيد ! خوابيدن روي يک بستر نرم و سست ، ماهيچه هاي پشتي را ضعيف کرده و مي تواند به مرور ، بدن را در يک موقعيت غيرطبيعي و داراي انحناء قرار دهد . امروزه ، بيشتر مردم خواهان يک تخت نرم هستند که تمام بدن و تک تک اجزاي آن را در خود غرق کرده و فرا بگيرد . شايد اين تفريح در اين مدت کوتاه خوشايند به نظر برسد ، ولي بدن شما بعد از گذشت يک زمان طولاني شما را نخواهد بخشيد .

ج - رژيم غذايي : کمبود ويتامين b ، کلسيم ، مس ، آهن ، منيزيم ، و روي و خوردن بيش از حد غذا يا داشتن عادت غذايي بد و تغذيه نامناسب ، همه مي توانند موجب اختلال در خواب شوند . دانستن اينکه چه نوع غذايي موجب کاهش يا مانع از خوابيدن شما مي شود ، مي تواند کمک بزرگي باشد ، در اينجا چند نوع از آنها ذکر مي شود :

  1. غذاهاي نشاسته اي : با وجود اينکه اين مورد ، به عنوان يک عادات غذايي بد محسوب مي شود ، خوردن غذاي غني از نشاسته مانند برنج يا سيب زميني ، قبل از خواب ،‌ مي تواند موجب خواب آلودگي شود . البته اگر شما در نظر داريد که وزن کم کنيد ، اين روش توصيه نمي شود . اين دستور براي کساني مفيد است که از اين نظر مشکلي ندارند .

  2. غذاهاي شور : از خوردن غذاهايي مانند پيتزا ، ماهي ، سوپ و يا هر غذايي که شامل مقدار زيادي سس و نمک است خودداري کنيد .اين غذاها انسان را تشنه مي سازند . بنابراين مجبور خواهيد بود دائماً از رختخواب بلند شويد و آب بنوشيد . مصرف يک ليوان شير گرم قبل ازخواب مي تواند به خاطر داشتن مقدار زيادي تريپتوفان ( يک محرک براي ساختن سروتونين که واسطه ي شيميايي در مغز است و به القاي خواب کمک مي کند ) مؤثر واقع شود .

  3. کافئين : نوشيدن قهوه و چاي و خوردن شکلات قبل از خواب ، منطقي نيست . بسياري از مردم فراموش مي کنند وقتي که در حال تماشاي يک مسابقه فوتبال هستند ، از خوردن چيپس ، مايعات شيرين و کافئين دار يا تنقلات سنگين خودداري کنند .

  4. داروها  : برخي از بيماريها ، سيگار کشيدن و برخي از داروها و حتي افسردگي ، همه مي توانند باعث بي خوابي شوند . برخي از داروها خواب آور هستند که باعث خواب آلودگي مي شوند که مصرف آنها مي تواند باعث ايجاد خواب شود ؛ مانند آنتي هيستامين ها که البته در درمان بي خوابيهاي کوتاه مدت مؤثر است ، ولي در طولاني مدت به خاطر ايجاد وابستگي خطرناک بوده و دوباره امکان برگشت بي خوابي وجود دارد . البته مصرف اين دارو زير نظر پزشک توصيه مي شود با وجود تمام اين مسائل ، اگر هنوز هم مشکل بي خوابي شما برطرف نشده است ، بايد به پزشک مراجعه کنيد .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بهداشت رواني بلوغ در دختران| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:24 بعد از ظهر  

 

بهداشت رواني بلوغ در دختران

 

 

نوجوان در دوران بلوغ علاوه بر تغييرات جسمي ، دستخوش يکسري تغييرات و علائم رواني مي شود که شناخت اين علائم به والدين و مربيان براي درک بهتر نوجوان ، برخورد صحيح و منطقي با وي و رفتار مناسب با شرايط رواني و رفتاري آنان کمک زيادي مي کند .

 

* بلوغ به چهار مرحله تقسيم مي شود :

  •  
  • مرحله قبل از بلوغ که بين ۱۲-۱۰  سالگي قرار دارد . ولي گاهي بلوغ جسمي نيز در اين مرحله اتفاق مي افتد .

  • مرحله ۱۳ تا ۱۴ سالگي که معمولاً مرحله بلوغ جسمي است .

  • مرحله بعد از بلوغ يا مرحله اواسط نوجواني که مرحله ۱۶-۱۵  سالگي است .

  • مرحله ۱۷ تا ۱۹ سالگي که اواخر بلوغ و مرحله تکامل رشد جسمي است .

 

ويژگيهاي رواني و رفتاري بلوغ در دختران ۱۴ - ۱۰  ساله

اين ويژگيها عبارتند از : ميل به گوشه گيري ، حساسيت بسيار نسبت به انتقاد ديگران ، بي قراري ، بي ثباتي ، تحريک پذيري ، نوسان در خلق و خو ، مخالفت با خانواده و دوستان و به طور کلي جامعه ، در رؤيا فرو رفتن ، شرم و حياي مربوط به تغييرات ناشي از بلوغ جنسي ، تنبلي و سستي ، نافرماني از بزرگترها ، خيره سري و خودرأيي ، نداشتن احساس امنيت و اعتماد به نفس ، مقاومت در برابر پند و اندرز والدين ، تمايل شديد به ارتباط نزديک با دوستان و گفتگوهاي پنهاني و طولاني با آنها ، حساسيت نسبت به آراستگي ظاهر خود و صرف وقت جلوي آينه . نوجوانان در اين سنين ، لباس پوشيدن به شيوه اي متفاوت با معيارهاي خانواده و همسان ،‌با گروه هم سن و سال خود را ترجيح مي دهند .

اين علائم که حدود يک سال پيش از بلوغ آغاز مي شود ، در مرحله جنسي رو به شدت مي گذارد و در مراحل پاياني بلوغ بتدريج کاهش مي يابد . بايد به تفاوتهاي فردي بين نوجوانان توجه داشت ، يعني اينکه ممکن است اين علائم به صورت يکسان در همه نوجوانان ظاهر نشود ، ضمن آنکه اغلب نوجوانان احساسات و عواطف خود را در اين مرحله از رشد بروز نمي دهند .

 

ويژگي هاي رواني و رفتاري بلوغ در دختران ۱۹-۱۵  ساله

 

بيشتر دختران در سنين ۱۹-۱۵  بالغ شده اند . دختران حدود ۲ سال زودتر از پسران بالغ مي شوند .

تعدادي از دختران رشد جنسي را که مهمترين تغيير در اين دوره است ، خوشايند و برخي آن را موجب ناراحتي و دستپاچگي خود مي دانند .

معيارهاي رفتار و لباس پوشيدن را گروه هم سن و سالش براي او تعيين مي کند . کنجکاوي رو به افزايش درباره جنس مخالف ، در رؤياهاي عاشقانه فرو رفتن و اشتغال ذهني از ويژگي هاي رواني اين دوره است . علاوه بر اينها تفکر نوجوان به صورت انتزاعي در مي آيد که مرحله تازه ايي از هويت يابي ( شناخت خويش ) و رشد و شکوفايي اوست . جهت گيري آينده و انديشيدن درباره تصميمات مهم زندگي مانند تحصيل ، اشتغال ، انتخاب همسر و ازدواج ، بخش مهمي از رؤياهاي او را تشکيل مي دهند . به طور خلاصه مي توان گفت در اين گذرگاه ، زندگي آينده نوجوان پايه ريزي مي شود . رابطه او با والدين و مربيان از شکل رابطه کودک با پدر و مادر يا مربي ، به رابطه يک نوجوان در آستانه بزرگسالي با بزرگسالان ديگر از قبيل والدين و مربيان تبديل مي شود و همين امر توقعات زيادي را در او به وجود مي آورد . لذا نوجوانان در اين سنين به برخورد بزرگسالان با خود بسيار حساس هستند . نقش مهم و حساس والدين و مربيان در برخورد با نوجوانان در اين مرحله قابل توجه و تأمل است .

 

بهداشت رواني دوران بلوغ و نوجواني در دختران

 

بهداشت رواني نوجوانان اهميت قابل ملاحظه اي دارد ؛ زيرا وضعيت و سلامت رواني آنان در اين دروه ،‌اثرات زيادي بر الگوهاي سازگاري رفتاري در بزرگسالي خواهد داشت . در مواردي مشاهده مي شود که بزرگسالاني که مسئوليت بهداشت و سلامت رواني نوجوانان را در جامعه برعهده دارند ، توجه لازم را نسبت به اين امر مهم نشان نمي دهند . در زير چند توصيه در زمينه بهداشت رواني نوجوانان ارائه مي شود :

  •  
  • براي ورود به دنياي پرتلاطم نوجواني ، لازم است والدين و مربيان براي تفاهم با نوجوان ، درک شرايط و وضعيت رشد جسمي ، جنسي ، رواني و اجتماعي نوجوان و ايجاد يک رابطه عاطفي ، صميمانه و احترام آميز با او تلاش کنند .

  • هر اندازه دانش و آگاهي والدين - که مهمترين منابع اطلاعاتي و کمک به نوجوانان هستند - در زمينه بلوغ و دوران نوجواني بيشتر باشد ، از نگراني هاي و مشکلات نوجوانان در اين دوره بحراني کاسته مي شود .

  • با فرزند نوجوان بايد درباره تغييرات جسمي ، زيستي ، جنسي ، رواني و اجتماعي بلوغ به گفتگوي صادقانه و صميمانه نشست .

  • اين کار بايد در زمانهاي مقتضي پيش از وقوع بلوغ انجام پذيرد .

  • گفتگوي والدين با نوجوان بايد جدي و در عين حال همدلانه و با محبت باشد .

  • نوجوان بايد با بلوغ و تغييرات جسمي ، زيستي و جنسي ناشي از آن و عملکرد سيستم باروري کاملاً آشنا شود و سپس با اثرات بلوغ بر تغيير وضعيت رواني و اجتماعي نوجوانان آشنايي يابد.

  • با پذيرش نوجوان و کمک به او در جهت شناخت ماهيت نوجواني و ابعاد گوناگون جسمي ، رواني ، اجتماعي ، بايد نوجوانان را در کنار آمدن با تغييرات سريع و پيچيده ناشي از بلوغ و سازگاري آنان با شرايط و تحولات پيش آمده ياري کرد .

  • به نوجوانان بايد در زمينه شناسايي خويشتن و پذيرش آن و همچنين استفاده حداکثر از توانايي ها و استعدادهايش کمک شود .

  • دختران و پسران در پايان اين دوره ( بلوغ ) هويت جنسي و اجتماعي خود را مي يابند و براي مسئوليت هاي فردي ، خانوادگي و اجتماعي آمادگي پيدا مي کنند . با واگذاري مسئوليت هاي در حد توان نوجوان به او ، به رشد حس مسئوليت پذيري و افزايش اعتمادبنفس وي کمک مي شود . نوجواناني که از رشد جمسي و رواني متعادل و مطلوبي برخوردارند ، هويت خويش را مي يابند و مسئوليت هاي اواخر دوران نوجواني را بهتر مي پذيرند و از اعتماد به نفس بيشتري نيز برخوردارند . داشتن انتظارات و توقعات بيش از حد توان نوجوان ،‌ممکن است منجر به احساس سرخوردگي و عدم کفايت فردي و اجتماعي او شود .

  • با توجه به تفاوتهاي فردي نوجوانان بايد با آنان رفتار شود .

  • در دوره نوجواني ، ترسها و نگرانيها ،‌ معمولاً با احساس بي کفايتي اجتماعي و عدم اطمينان در تصميم گيري همراه است . بايد به نوجوان کمک کرد تا با کسب مهارتهاي اجتماعي و دريافت راهنمايي هاي تحصيلي و شغلي مناسب ، بر ترس ها و نگراني هاي خود غلبه کند يا آنها را کاهش دهد . يکي از مسئوليت هاي مهم والدين اين است که با ايجاد فضايي آرام و به دور از تشنج ، فرصت ها و امکاناتي براي نوجوانان در فعاليت هاي ورزشي ، هنري و ... فراهم آورند تا در رشد استعدادها و کسب مهارتهاي مختلف ،‌ به آنان کمک کنند .

  • با برخورد احترام آميز با نوجوان ، بايد عزت نفس او را افزايش دهيد و به او برخي از نقشهاي بزرگسالي را با نظارت و راهنمايي واگذار کرد و از اين طريق مسئوليت پذيري را بتدريج دراو پرورش داد .

  • خشم و احساس ناراحتي و بدخلقي در نوجوانان ، بيشتر در نتيجه تعارض و درگيري با والدين و مربيان در مورد وظائف و تکاليفي است که در خانه و مدرسه و فعاليتهاي اجتماعي از او انتظار مي رود . براي کاهش اين مشکلات ، ايجاد يک رابطه عاطفي ، صميمانه ، و احترام آميز براي تفاهم با نوجوان و درک شرايط جسمي و رواني او و همچنين ارائه يک الگوي مسئوليت پذيري مناسب براي او ،‌لازم و مؤثر است .

  • بسياري از اختلافهاي بين والدين و نوجوان غيرضروري و قابل پيشگيري است . بايد دانست که منشأ اين اختلافها ، تلاش نوجوان براي رهايي از وابستگي کودکي و آماده شدن براي زندگي مستقل بزرگسالي است . بايد به آنان اطمينان داده شود که بالاخره بزرگسال و مستقل خواهند شد . هر قدر والدين بيشتر بدانند که تغييرات خلقي ، رواني و رفتاري نوجوان تا حد زيادي منشأ زيستي و فيزيولوژيکي دارد ، بيشتر با آنان همدردي و همدلي کنند و تلاش و مبارزه نوجوان براي بزرگ شدن را بهتر و بيشتر درک کنند .

  • با رفع تبعيض ، حسادت در نوجوانان ريشه کن مي شود ، چرا که پيدايش حسادت در نوجوان به طور عمده ناشي از تبعيص والدين و مربيان است .

  • ابعاد مختلف رشد در دوره نوجواني ( جسمي ، زيستي ، جنسي ، رواني ، اجتماعي ) به يکديگر مربوط و درهم تنيده اند .

  • بنابراين مشکل عاطفي نوجوان ممکن است در سازگاري اجتماعي او خلل ايجاد کند . بايد سعي شود بين فرزندان تبعيض جنسيتي وجود نداشته باشد . بويژه در گفتگوهاي خصوصي مربوط به مسائل جنسي ، بر رابطه متقابل پدر با پسر و مادر با دختر تأکيد مي شود .

  • ايجاد فضاي امن و محبت آميز توأم با احترام در خانواده به نوجوان کمک کند تا اين دوران دشوار را راحت تر بگذراند ، بايد بر نهاد خانواده تأکيد شود . دانستن اين مسئله که ازدواج تنها راه تأمين نياز جنسي و تشکيل خانواده است ، نيز ضروري است .

  • به نوجوانان بايد تأکيد شود که با رسيدن به سن بلوغ احتمال حاملگي وجود دارد تا در صورت ازدواج زودهنگام کاملاً از خود مراقبت کنند .

  • والدين مطمئن ترين افراد در زندگي نوجوان هستند . آنها مي توانند با ايجاد رابطه مطلوب با او و نا ديده گرفتن بسياري از اختلالات خلقي ، رفتاري و عاطفي و نظارت مداوم توآم با همدلي ، در پيشگيري از بسياري از مشکلات و بزهکاريها نقشي مؤثر ايفا کنند . بنابراين توجه شود که اگر نوجوانان با والدين به هر دليلي مشکلي دارند و يا نياز به اطلاعات بيشتري دارند ،‌حتماً با مشاوران مورد اطمينان نظير معلمان و مشاوران مدرسه و خارج از مدرسه مشورت کنند يا از خودآموز و جزوات مربوطه استفاده کنند تا از راهنمايي هاي لازم برخوردار شوند .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

با پرخاشگري و نافرماني فرزندم چه برخوردي داشته باشم !| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:23 بعد از ظهر  

 

با پرخاشگري و نافرماني فرزندم چه برخوردي داشته باشم !

 

 

روش محروم کردن TIME OUT

محروم کردن شکل گسترده تري از بي اعتنايي است و در مواقعي که رفتار کودک کاملاً نامطلوب است و بايد از محيط اجتماعي دور شود بکار مي رود . محروم کرن يک پيام بسيار قوي به کودک مي دهد و آن اينکه رفتار تو قدري غير قابل قبول است که لازم است مدتي تنها بماني تا به رفتار خود فکر کني و آن را اصلاح سازي . محروم کردن را مي توان براي کمک به کودک در پيروي از دستورات٬ تکميل کارها و وظايف٬ اطاعت از قوانين خانه و يادگيري مهارتهاي مراقبت از خود٬ کاهش نافرماني و پرخاشگري٬دست انداختن ديگران ومقابله به جويي قابل استفاده کرد .

محروم کردن بايد محدود به ۵ دقيقه شود به استثناي کودکان ۲ يا ۳ ساله که زمان محروم کردن آنها ۲ يا ۳ دقيقه خواهد بود وقتي ۵ دقيقه تمام شد کودک بايد ۳۰ ثانيه ساکت بماند تا از محروميت خارج شود .

اگر پس از ۳۰ ثانيه نتوانست سکوت را تحمل کند ٬ ۵ دقيقه ديگر محروم مي شود تا بالاخره بتواند خود را براي ۳۰ ثانيه کنترل کند . خارج شدن از محروميت هميشه يک «خارج شدن مشروط»است يعني بيش از اين که کودک از محروميت خارج گردد بايد ۳۰ ثانيه ساکت شود و موافقت کند کاري را که از او خواسته شده بود انجام دهد يا به خاطر کار زشتي که انجام داده بود عذرخواهي کند . مکاني که کودک را براي محروم کردن به آنجا مي بريد خسته کننده باشد نه سرگرم کننده و همچنين ترسناک و تاريک نباشد .

برخي مادران مجبورند کودک خود را با دشواري زياد به طرف اتاقش ببرند بطوريکه متحمل يک جنگ فيزيکي با وي مي شوند . اين نوع برخورد فيزيکي باعث آسيب يافتن رابطه والدين با فرزند مي شود در چنين حالتي توصيه مي کنيم که فقط از روشهاي غير فيزيکي مانند به او بگوييد يک حق انتخاب دارد يا ده دقيقه محروم مي شود يا اين که يکي از مزاياي خود را از دست مي دهد مثل اينکه ۲ ساعت از بازي کردن يا تلويزيون تماشا کردن محروم است .

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

ببخشيد تا بهتر زندگي کنيد | سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 6:21 بعد از ظهر  

ببخشيد تا بهتر زندگي کنيد

 

 

تحقيقات جديد نشان مي دهند که حفظ احساسات خصمانه با فشار خون بالا ارتباط دارد که آن هم نهايتاً منجر به سکته مغزي ، حمله قلبي يا نقص عملکرد کليه و حتي مرگ مي شود .

دانشجويان دانشگاه تنسي ( UT ) در مطالعه اي براي کشف تأثير برخورداري از يک شخصيت بخشنده بر پاسخ هاي استرس جسمي و روانشناختي ، دو تجربه خصمانه ( بوسيله يک والد و يک دوست يا همسر ) را مورد بحث قرار دادند .

طبق اظهارات آنها محققان فشار خون ، ضربان قلب ، فشار عضله پيشاني و پاسخ هاي هدايتي پوست را در اين افراد اندازه گيري کردند .

نتايج نشان دادند که افراد بسيار بخشنده يعني آنها که به راحتي عفو مي کنند هم فشارخونشان در زمان آرامش پائين تر بود و هم افزايش ميزان فشار خون آنها کمتر از افرادي با سطح بخشندگي کم و احساس خصومت بيشتر بود .

به گفته سرپرست اين تحقيق ، صحبت کردن درباره خصومت ممکن است خون هر کسي را به جوش آورد ، اما به نظر مي رسد بخشش خطا ، سلامتي بيشتري را بهمراه دارد ، بطوريکه افراد بخشنده در اين مطالعه ، مراجعه کمتري به پزشک داشتند .

عفو و بخشش با کاهش بار اضافي فيزيولوژيک که حاصل تجارب استرس زاي برطرف نشده است منجر به افزايش ميزان سلامتي افراد مي شود .

وي مي افزايد : گذشت ،‌ نيازمند مهارتهاي اجتماعي مناسب است . افراد بخشاينده نسبت به ديگران خونگرم تر بوده و حس همدلي بيشتري دارند و احساسات مثبت تري را نسبت به کسانيکه باعث رنجش آنها شده اند ، دارند برخي افراد مهارتهاي بهتري براي حفظ روابط رضايت بخش دارند و يکي از اين مهارتها بخشش است . لذا ، ايجاد مهارت هاي اجتماعي مانند همدلي و ارتباط ممکن است عفو و بخشش را تسهيل نمايند .

به کساني که بيشتر احساس خصومت و دشمني دارند پيشنهاد مي شود که به برخي اقدامات مهم جهت تسهيل احساس گذشت توجه کنند :

  1. با درد روبرو شوند . به جاي اجتناب از احساساتي که حس خصومت را ايجاد مي کند  ،‌ آنها را تجربه کنند .

  2. خود را جاي افراد خاطي قرار دهند تا بهتر درک کنند چه چيزي باعث عملکرد آنها شده و به اين ترتيب مهارت همدلي را در خود ايجاد کنند .

  3. گذشت را برگزينند . همه قدرت را بکار بندند تا از خطا بگذرند و آنگاه به راه خود ادامه دهند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

« سيگار تيشه اي به ريشه هستي »| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 3:29 بعد از ظهر  

 

                                                  cigar 

    Passive Smoking   یا  دود محيطی سيگار

دود سيگار نه تنها برای افراد سيگاری خطرناک است بلکه افراد غيرسيگاری نيز به راحتی در معرض خطر هستند . استنشاق تحميلی و دود محيطی سیگار يک خطر جدی برای کارکنان و کارگرانی است که در محيط  های بسته مشغول کار هستند .

سازمان بهداشت جهانی در سال 1992 خاطر نشان کرد که دود سيگار درکشورهای توسعه يافته يکی از مهمترين آلوده کننده های عمومی در فضای سرپوشيده می باشد و نسبت به ساير آلوده کننده ها در فضاهای بسته از غلظت بالاتری برخوردار است .

دود محيطی سيگار  می تواند تأثيرات شدید و نامطلوبی بر چشم و تحريکات حلق و گلو داشته باشد موجب سردرد و ايجاد مشکلات حاد در آنان می شود . از قبيل آسم ، برونشيت ، بيماريهای عروقی قلب ، آلرژی ها و شبيه عفونت های حاد تنفسی .

برای افرادی که در حال حاضر تصميم به ترک گرفته اند و در حال کاهش مصرف سيگار هستند دود محيطی سيگار  می تواند باعث بروز و مشکلات در راه رسيدن به هدفشان شود .

انجمن ملی ايمنی و ملت آمريکا به اين نتيجه رسيده اند که دود محيطی سيگار   عامل بالقوه ای است در بروز سرطان .

قرار گرفتن د رمعرض دود محيطی سيگار باعـث بـه حداقل رسيدن تمرکز فکـــر  می شود و کارفرمايان می بايست از طرق استفاده از دستگاههای سنجش کنترل کيفيت هوا دود محيطی سيگار   شغلی را برای کارگران به حداقل برسانند .

کارفرمايان چه در بخش های خصوصی چه بخش های دولتی بايد از طريق به کارگيری قوانين و مقرراتی کشيدن سيگار را به غير از اماکن سرباز و محل های ويژه برای استعمال دخانيات ممنوع کنند . و در اين زمينه برخورد جدی داشته باشند . کارفرمايان بايد در محل های کار از افراد غيرسيگاری در برابر خطراتی که سلامتی آنان را تهديد می کند به ويژه دود محيطی سيگار محافظت کنند .

افراد سيگاری از طريق تشويق کمپانيهای توليد سيگار تمايل به تداوم مصرف پيدا ی کنند . محسوب می شود علیرغم اينکه حذف دود سيگار در محيط های کاری که جزء وظايف کارفرمايان به شکل قانون در آمده است . با اين وجود پيش نويس قانون کنترل دخانيات ابزاری است که وظايف کارفرمايان را جهت تامين محيط کاری مناسب و عاری از هر گونه عوامل آسيب رسان از قبيل دود محيطی سيگار    را مشخص می کند . بعضی دولتها نيز قوانين و مصوباتی را که کشيدن سيگار را در محيط های بسته و کاری حقوقی و عمومی ممنوع کرده است را وضع کرده اند .

 

« آمادگی های لازم برای شروع  ترک سيگار  »

يک ترک موفق با داشتن يک الگوی مناسب برای ترک شروع میشود و در اينجا مراحل و گامهائی که می توانيد خوظ را برای ترک آماده کنيد بيان شده است .

به خود اطمينان دهيد که برای خودتان می خواهيد ترک کنيد نه برای مردم .

يک ليست از دلائل ترک سيگار خود تهيه کنيد .

زمان شروع ترک را تنظيم کنيد .

اگر شما از  Zyban ( برپرپیون ) استفاده می کنيد بايد آنرا يک هفته قبل از شروع ترک خود مصرف نمائيد .

زنها بايد برای گرفتن نتيجه بهتر شروع ترک خود را در پايان دوره قاعدگی قرار دهند.

نوع  سيگار خود را عوض کنيد و از نوعی استفاده کنيد که دوست نداريد .

سيگار را بصورت پاکتی نخريد .

در جای خاصی اقدام به سيگار کشيدن کنيد . ( مثلاً هميشه در خارج از منزل )‌

قدم زدن روزانه برای شروع يک برنامه ورزشی شروع کنيد .

مصرف قهوه خود را به نصف کاهش دهيد . ( نيازی به قطع کامل مصرف نيست )

هنگامی که احساس می کنيد که شديداً به سيگار نياز داريد فعاليت ورزشی سبک را شروع کنيد .

روز قبل از شروع ترک ، خانه ، ماشين و جاهای ديگر را از سيگار و اثر و آثار آن پاک کنيد .

به خانواده و دوستان خود بگوئيد که در حال ترک هستيد و حمايت و پشتيبانی آنها را طلب کنيد .

به خود يادآوری کنيد که شما بهترين کار را با خود می کنيد . ( که تابحال هرگز در حق خود نکرده ايد )

 

« نکات مهم »

احساسی مبنی بر اينکه يک دوست را از دست می دهيد نداشته باشيد . بلکه بايد بدانيد که سالها از زندگی خود سود می بريد .

اگر دوستان سيگاریتان شما را پشتيبانی نمی کنند لازم است که برای مدتی با دوستان غيرسيگاری خود وقتتان را بگذرانيد .

به خودتان اعتقاد و ايمان داشته باشيد .

 

چگونه بهترين روش را برای ترک سيگار انتخاب کنيم

 

در انتخاب بهترين روش ، موقعيت و شخصيت شما يک بخش حياتی و مهم است که در آمادگی شما برای ترک سيگار نقش دارد . در اينجا مواردی پيشنهاد شده است که شما را در ايـن امــر ياری   می دهد .

دلايل اصلی سيگار کشيدن خود را بنويسيد .

با دقت و احتياط به آداب و تشريفات سيگار کشيدن فکر کنيد . آيا معنای خاصی برای شما دارد ؟

به حرکت مداوم دست به طرف دهان که مکرراً هنگام سيگار کشيدن انجام می شود فکر کنيد . چقدر برای شما اهميت دارد ؟

اگر شما سيگاری قهار نيستيد ( کمتر از 15 سیگار در روز می کشید ) ترک شما با موفقیت بيشتری همراه است .

اگر شما قبلاً سيگار را ترک کردهايد اما دوباره سيگاری شده ايد در مورد خطا و اشتباه خود که باعث شروع مجدد سيگار کشيدن شده است فکر کرده و آنرا بنويسيد .

راههای گوناگون و مختلفی را که امروز برای ترک سيگار وجود دارد بررسی کنيد .

از کسانی که با موفقيت سيگار را ترک کرده اند بپرسيد که چگونه اين کار را انجام داده اند ؟

اگر شما احساس می کنيد که به گرفتن سيگار در دست خود عادت کرده ايد از چيزی شبيه به سيگار استفاده کند و تصور کنيد که نيکوتين دارد !

روشی را انتخاب کنيد که اعتقاد واقعی به کارآئی آن داريد و در مورد آن هر چه بيشتر مطالعه کنيد .

روش مورد نظر را انتخاب کرده و تاريخ ترک سيگار خود را مشخص نمائيد . 

داروها و يا مواد نيکوتين دار مورد استفاده برای ترک را از دسترس کودکان دور نگهداريد .

اگر شما از Zyban  ( بوپرپیون ) استفاده می کنيد بايد يک هفته قبل از شروع ترک ،  آنرا بکار ببريد .

اگر شما از متدهای ديگری استفاده می کنيد در تاريخ تعيين شده برای شروع ترک از آنها استفاده کنيد .

 

« نکات مهم »

برای رها شدن سريع از انگيزه و اشتياق سيگار کشيدن آدامسهای نيکوتين دار می تواند بهترين کمک را به شما بکند .

برای آسانی کار می توانيد از چسب های مخصوص استفاده کنيد و فراموش نکنيد که اين روش می تواند يکی از بهترين  روش ها  برای شما باشد .

در صورت نوسانات خلقی و يا داشتن حالت افسردگی با پزشک مشورت نمائيد که پزشک ممکن است برای شما Zyban ( بوپرپيون ) تجويز نمايد .

ترکيبات و مواد مربوطه :

   Zyban ( بوپرپيون )

اسپری نيکوتين

نيکوتينهای استنشاقی

چسب مخصوص ترک سيگار

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

همسر مناسب| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 3:19 بعد از ظهر  

هفت راه‌کار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانم‌ها و آقايان

 

۱_قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمئن باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا برای اينکه از خانه پدری فرار کنيد؟

کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ريزی می کند، آرزوهايش را روی کاغذ مي‌آورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسايی می کند.

کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثير حرف ديگران مسير زندگی اش را تغيير می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، يک دختر ۱۷ ساله دوست دارد در سن ۳۰ سالگی جراح زنان و زايمان باشد، در شيراز زندگی کند ويک بچه داشته باشد.

۲_مرحله دوم اين است که همسر آينده تان را بر اساس خواسته ها و موقعيت فعلی خود تصور کنيد. تصور کردن همسر ايده آل با توجه به آرزوهايتان نسبتا راحت است. هميشه از خودتان اين سوا ل را بپرسيد: «آيا من برای شخصی که به عنوان همسر ايده آل خودم تصور کرده ام، همسر ايده آلی هستم؟» خيلی ساده است. هر ترازويی دو کفه دارد. اگر می خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد. کسی که می خواهد با يک فرد تحصيل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نيز تحصيل کرده و هنر دوست باشد.

۳_در مرحله سوم بايد يکسری معيارهای غربالگری اوليه برای همسريابی انتخاب کرده و آنها را آزمايش کنيد. رايجترين معيارهايی که برای اين منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصيلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهايت تفاوت دينی.

نکته مهم اين است: اين شما هستيد که تعيين می کنيد يک ويژگی برايتان مهم است يا خير. مثلا برای يک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خيلی مهم باشد ولی برای کس ديگر اصلا اهميت نداشته باشد. نکته ديگر اين است که تفاوت آدمها در يک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر يک نفر قد ۱۷۰ کوتاه است و به نظر شخص ديگری ايده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برايشان مهم است بيشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهميت می دهند.

۴_مرحله چهارم عبارتست از «ديدن» و «ديده شدن» برای ايجاد جاذبه اوليه. در کشورهايی که محيطهای مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پيدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنين امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همين دليل توصيه من اين است که محيط کار، تحصيل يا تفريح خود را به گونه ای انتخاب کنيد که حداکثر احتمال ممکن را برای ديده شدن توسط همسر احتمالی آينده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با يک موسيقيدان ازدواج کند، يا در کلاسهای متعدد موسيقی شرکت می کند يا عضو انجمنی می شود که موسيقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار ديگری که می توانيد بکنيد اين است که چند خصوصيت اصلی که برای همسر آينده تان در نظر داريد به نزديکان و دوستان بگوييد ممکن است آن ها فردی را با اين مشخصات بشناسند و يا در آينده اگر با چنين کسی برخورد کنند بلافاصله به ياد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.

۵_مرحله بعد يا دوست شدن با کسی است که فکر می کنيد ممکن است با او ازدواج کنيد يا خواستگاری کردن از اين فرد است. در بسياری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گيرد و معمولا يک زن نمی تواند از يک مرد تقاضای دوستی و يا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود.

به هر حال، فراموش نکنيد وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شديد يا از او خواستگاری کرديد، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتيک دادن يا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنيد.

۶_مرحله ششم که به نظر من مهمترين مرحله انتخاب همسر است، بردن نهايت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طريق برقراری ارتباط کلامی يا غير کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آينده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند.

در طول اين جلسات، از طرف مقابل خود بايد سوال بپرسيد. سوالهای تعيين کننده. اين سوالها از هر فرد به فرد ديگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برايتان می گوييم:

الف - می توانيد بپرسيد: «هدف شما در زندگی چيست؟ سه تا از بزرگترين آرزوهای زندگی تان را بگوييد».
ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چيه؟ چرا می خواهيد با من ازدواج کنيد؟»
پ - «من شغلم ايجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به اين موضوع چی فکر می کنی؟»
ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسيم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست داريد در زندگی ما چطور باشد؟»

از سوال مهمتر، ارتباطات غير کلامی است. مثلا اينکه آيا رفتارش طوری که می خواهيد با مهربانی و عاطفه هست يا نه؟ آيا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آيا در اين حد با او احساس صميميت می کنيد که اين مورد را با او در ميان بگذاريد؟

علاوه بر آن بايد از خودتان بپرسيد: از هم صحبتی با او خسته شديد يا لذت برديد؟ اينکه اگر اختلاف نظری پيش آمد می توانيد با صحبت کردن مسئله را حل کنيد و يا بر سرش به تفاهم برسيد؟ آيا می ترسيد مسئله ای را با او در ميان بگذاريد؟ از عکس العمل هايش در مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شويد؟ آن چيزهايی را که شنيديد يا ديديد وقتی به خانه برگشتيد، روی کاغذ بياوريد، زيرا برای مرحله آخر يا هفتم بايد از آنها استفاده کنيد.

7_مرحله آخر جمع بندی وضعيت و گرفتن تصميم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل يک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نيست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنيد و مجموع شرايط را برايش بگوييد و بخواهيد وضعيت را از ديد خودش ارزيابی کند

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

امروز، فردا و تا همیشه شاد باشید| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:14 بعد از ظهر  

 

 

 

 

 

از زمان کودکی، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، همه
تـلاشمان بر این بوده که شاد باشیم. در آن زمان
ایـن شـادی و رضـایـــت از زنــدگــی را در خــوردن
شیرینی و شکلات، یا بازی کـردن با اسباب بازی
مورد علاقه مان می دیدیم. حالا که بزرگ شدیم،
چیزهای دیگری پیدا کرده ایم که بـه مـا احسـاس
شـادی و مسـرت مـی دهد: مثل یک وعده غذای
عالی، مسافرت های خـارجـی، بـــالا رفتن درآمد
ماهیانه، شرکت در پروژه های مهیج و ....

اما اسباب بازی، مسافرت، ترفیع شغلی و پروژه های کاری فقط وسیله هایی هستند که ما را به آن احساس خوب می رسانند؛ مثل انگشتی که به سمت ماه اشاره میکند. اما، اگر بیش از حد روی انگشت تمرکز کنیم، توجهمان فقط روی رساندن انگشت به ماه خواهد بود و از مشاهده مناظر بهشتی زیبا بی نصیب خواهیم ماند.

برای روشن تر شدن مطلب، حکایتی برایتان تعریف می کنم: دو برادر تصمیم می گیرند که به زمین بیایند. وقتی از آنها سوال می شود چرا اینکار را می کنید؟ آنها پاسخ میدهند که برای دریافت آن احساس خوبی که تعریف آنرا بسیار شنیده بودند، آنجا آمدند.

وقتی روی زمین می آیند، برادر بزرگتر کشف می کند که با پول می تواند برای خود چیزهایی بخرد که آن احساس خوشی و لذت را به او می دهد. ازاینرو با این تصور که هر چه پول بیشتری داشته باشد، احساس بهتری نیز پیدا خواهد کرد، تصمیم می گیرد تا پول و پله ای به هم بزند. البته کسب پول هیچ مشکلی ندارد، اما برای او پول همان انگشتی می شود که به سمت ماه اشاره می کند. او ماه و مناظر زیبای بهشتی را فراموش کرده است. فکر و خیال های او آنقدر زیاد و شدید می شود که با تصور از دست رفتن پولهایش، احساس اضطراب، پرخاش، و بدگمانی به او دست می دهد.

مناظر زیبای بهشتی با آن انگشت کوچک که باعث ناراحتی و احساس بد او شده بود، جایگزین شده بود. او انگشت را با ماه اشتباه گرفته بود.

در این اثناء، برای کوچکتر با خوابیدن روی ساحل دریا در صبح و شرکت در میهمانی و خوشگذرانی در شب اوقاتش را می گذراند. او دریا، رابطه جنسی و خورشید را کشف کرد و زندگی خود را بسیار راحت گرفته بود. حتی درمواقع گرسنگی هم به ماهیگیری می رفت.

این دو مرد در ابتدا می خواستند که به احساس خوشی و لذت دست یابند اما راه یکسانی را برای رسیدن به هدفشان انتخاب نکردند.

اولی که تصور می کرد پول راه رسیدن او به خوشی و لذت است، نتوانست روی زمین به هدف خود نائل شود چون برای رسیدن به هدفش فقط به یک وسیله متکی شده بود.

اما برادر کوچکتر که پول بسیار کمتری داشت، بیشتر از برادر ثروتمند خود لذت و خوشی را احساس می کرد. او هیچ نگرانی نداشت و بسیار سبکبال و بی خیال بود. قدر چیزهایی که داشت را می دانست و زمین برایش مثل بهشت بود.

از این داستان چه نتیجه ای می توان گرفت؟

البته، همه ما به طور طبیعی دوست داریم همیشه لذت و شادی را تجربه کنیم. اما امیال ما معمولاً با برخی افکار منفی برخورد می کند که آن را دسته چهار نفره مینامیم: تو می خواهی/ تو نمی توانی/ چه اتفاقی خواهد افتاد؟/ شکست میخوری.

هر زمان که احساسات منفی مثل سنگینی، اضطراب، عصبانیت، خستگی، بی حوصلگی و دلسردی بر شما غلبه کند، نشانه این است که این گروه چهارنفره مشغول ضربه زدن به شماست. اما چطور می توانید این دردها را کاهش دهید؟

با کم کردن تمایلات که قادر به انجام فوری آنها نباشید: مثلاً اینکه بخواهید کسی فوراً به شما زنگ بزند، آرزوی اینکه به میهمانی هفته آینده دعوت شوید، امید به اینکه ارباب رجوعتان قرارداد را با شما امضا کند، مهربان شدن رئیستان و ...

شما باید فقط روی آنچه که دارید تمرکز کنید و به این فکر کنید که با چیزهایی که دارید چه کار میتوانید بکنید. اگر میخواهید همین الان به کسی تلفن کنید، به این شرط که تلفن در دسترستان باشد، پس می توانید. می خواهید قهوه بخورید، دوش بگیرید، اتوموبیلتان را برانید و ...—اگر این چیزها در دسترستان باشد، می توانید انجامشان دهید. هر بار احساس بهتری پیدا خواهید کرد چون روی چیزهایی که دارید تمرکز میکنید—نه چیزهایی که دوست دارید داشته باشید. به این ترتیب، هیچوفت آن گروه چهارنفره به شما حمله نخواهد کرد.

اما ممکن است سوال کنید: آیا این به آن معناست که باید همه علایق و آرزوهایتان را کنار بگذارید؟ به هیچ وجه. فقط باید آرزوهایتان را به استراتژی تبدیل کنید. اگر مثلاً میخواهید سود معاملات خود را دوبرابر کنید، باید به راه های فکر کنید که به این هدفتان برسید. آنگاه باید با برنامه وارد عمل شوید.

با متمرکز شدن روی آنچه که دارید و کارهایی که می توانید انجام دهید، می توانید همیشه احساس خوشی و رضایت داشته باشید و موقعیت هایتان را به خوبی کنترل کنید. شما چشم دارید، پا دارید، زبان دارید، دوست، خانواده، گواهینامه رانندگی و .... دارید. این لیست مطمئناً خیلی طول و دراز خواهد شد.

باید ببینید با این چیزهایی که دارید چه کار می توانید انجام دهید. پا دارید، پس می توانید راه بروید. خیلی ها نمی توانند. چشم دارید پس می توانید ببینید، بخوانید، تحسین کنید و از مناظر اطرافتان لذت ببرید. هر وسیله ای که انتخاب کنید، چه فقیر باشید و چه غنی، تازمانیکه بتوانید هر روز احساس خوشی و مسرت را تجربه کنید، موفق بوده اید.

تجربه این احساس خوب به واکنش شما به مردم و موقعیت های مختلف نیز بستگی دارد. هوا چه آفتابی باشد و چه بارانی، مردم اطرافتان چه مهربان باشند و چه بدخو و بدجنس، آنچه مهم است طریقه واکنش ما به این مسائل است. اگر همه روز لبخند را روی لبانمان حفظ کنیم، نمره ما از 10، 7، 8، یا 9 خواهد بود و در مسیر رسیدن به خواسته هایمان قرار خواهیم گرفت. این یعنی امروز، فردا و تا پایان عمرمان شاد و مسرور خواهیم بود

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

روانشناسی درک و پیش بینی واکنشهای افراد| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:13 بعد از ظهر  

 

 

 

 

تا کنون چند مرتبه اتفاق افتاده که این جمله را شنیده باشید: "من نمی توانم او را درک کنم؟" گاهی اوقات به نظر می رسد که همه ما تصور می کنیم که افراد مجازند تا در برابرمان رفتارهای غیر منطقی و پیش بینی نشده ای را به نمایش بگذارند و عده ی بسیار زیادی نیز بر این باورند که هیچ اشکالی ندارد که اطلاعی از عملکرد رفتاری طرف مقابل نداشته باشند. حقیقت اینجاست که هیچ گاه یک شیوه ی کاربردی دقیق برای پیش بینی رفتارهای انسان وجود نداشته است – البته تا کنون.

ل. ران هوبارد تکنیکی را ایجاد کرده که در مورد کلیه ی انسان ها کاربرد دارد و هیچ استثنایی هم در آن وجود ندارد.

از طریق پایگاه داده ای که او ایجاد می کند به طور دقیق می توان کلیه ی رفتارهای انسان های مختلف را پیش بینی کرده و در مورد واکنش هایی که ممکن است یک زوج، شرکای کاری، کارمند و کارفرما، و یا دو دوست در مقابل هم انجام دهند نظر داد و کلیه ی واکنش هایشان را به وضوح پیش بینی نمود. با این آگاهی شما می توانید در صورت تمایل با آنها ارتباط برقرار کنید و یا از انجام چنین کاری خودداری نمایید. با اتکا به این تکنیک کلیه ریسک هایی که در تعاملات اجتماعی احتمال وقوع آنها وجود دارد، به پایین ترین میزان خود کاهش پیدا می کنند و یا به طور کلی ملغی می شوند. شما قادر خواهید بود به طور لغزش ناپذیری کنش ها و واکنش های افراد را پیش بینی نمایید.

با استفاده از اطلاعاتی که در این مقاله در اختیار شما قرار می دهیم، مطمئن باشید که کلیه روابطتتان از هر نظر پویاتر، پربارتر، و زیباتر خواهند شد. به خوبی می توانید تشخیص دهید که با چه کسی می توانید ارتباط برقرار کنید، و باید از برقراری ارتباط با چه افرادی پرهیز نمایید. حتی این توانایی را نیز پیدا می کنید که به دیگران هشدار دهید تا از قرار گرفتن در روابطی که برایشان مناسب نیست، جداً خودداری نمایند. با اتکا به این تکنیک به راحتی قادر خواهید بود تا پیش بینی کنید که افراد چگونه برخوردی را در شرایط مختلف از خود نشان می دهند. شما می توانید این کار را در هر مورد و در همه موارد انجام دهید.

روان سنج – یک ابزار حیاتی که در تمام جنبه های زندگی افراد نقش ایفا می کند، مقیاسی است که نشان دهنده حال و هوای پی در پی و متناوبی است که یک فرد می تواند در عرصه های مختلف زندگی خود تجربه کند. منظور از "روان" موقعیت احساسی فرد است. احساساتی نظیر ترس، خشم، غم، اشتیاق، و سایر احساساتی است که در افراد مختلف بروز کرده  و بر روی این مقیاس بازتاب داده می شوند.

استفاده ماهرانه و کاربردی از این مقیاس، شما را قادر می سازد که اولاً رفتار های دیگران را در به درستی متوجه شده و سپس عکس العمل های آتی او را نیز پیش بینی نمایید.

این مقیاس حرکت نزولی احساسی افراد را از زمانی که در هشیاری کامل به سر میبرند تا وقتی که به حالت نیمه آگاه می رسند و نهایتاً مرگ را تجربه می نمایند، مشخص می کند.

با در نظر گرفتن تمامی محاسباتی که در مورد انرژی موجود در زندگی و تست کردن آن وجود دارد، می توان ادعا کرد که این مقیاس قادر است کلیه رفتارهای انسانی را حتی زمانی که علائم حیاتی به پایین ترین میزان خود کاهش پیدا کرده و فرد رو به مرگ است را پیش بینی کند.

کلیه این سطوح روانی در همه افراد وجود دارد و تمام انسان ها آنها را به طرق متفاوت تجربه می کنند.

زمنی که یک انسان به نقطه مرگ خود نزدیک می شود، می توان اظهار داشت که فرد در نوعی بی علاقگی مزمن قرار می گیرد و رفتارهای مشخصی را از خود بروز میدهد، که در مقیاس روان سنجی عدد 05/0 را به آن اختصاص می دهند.

زمانیکه فرد غمگین بوده و ناراحت اجسام و افرادی است که آنها را از دست داده او غمگین است. این قبیل افراد در خیلی از مواقع رفتارهای مشابهی را از خود بروز میدهند. مقیاس این موقیعیت احساسی 5/0 می باشد.

زمانیکه فرد بیش از اندازه غمگین نیست و به این نتیجه رسیده ه که به هر حال از دست دادن اطرافیان یک امر کاملاً طبیعی و در عین حال قریب الوقوع است، می توان گفت که احساسی مشابه ترس را تجربه می کند که با رقم 0/1 بر روی این مقیاس تمیز داده می شود.

افردی هم که در برابر چیزهایی که از دست داده اند دست به مبارزه می زنند، در شرایط روحی قرار می گیرند که به راحتی می توان خشم را به آنها نسبت داد. بازتاب این حس بر روی مقیاس مورد نظر رقمی برابر با 5/1 می باشد.

فردی هم که به درستی نمی داند که ممکن است یکی از نزدیکانش را از دست بدهد یا نه، در حالت ستیزه جویی و خصومت با دنیا به سر می برد و نوعی حس ناسازگاری و مخالفت و دشمنی را تجربه می کند. رقم مورد نظر 0/2 است.

ورای حس ستیزه جویی حسی است که فرد نه آنقدر خوشحال است که مشتاق به رسیدن به چیزی باشد و نه آنقدر ناراحت و پشیمان است که بخواهد با چیزی مخالف کرده و خود را از آن دور نماید. این فرد حس ملال و خستگی را تجربه می کند. رقم مورد نظر 5/2 می باشد.

عدد 0/3 نیز به احساسی اطلاق می شود که فرد رفتارهای محتاطانه از خود بروز میدهد و با هشیاری و احتیاط کامل قصد رسیدن به اهدافش را دارد.

عدد 0/4 معین می کند که فرد خوشحال، مشتاق و شاداب و سرزنده است.

البته تعداد بسیار کمی از افراد هستند که به طور طبیعی در رده اخیر قرار می گیرند. جمع کل خصوصیات اکثریت قریب به اتفاق افراد در شرایط مختلف رقمی نزدیک به 8/2 می باشد.

به هرحال همه ی شما چنین احساساتی را به صورت عملی و کاربردی در زندگی خود تجربه کرده اید. به عنوان مثال آیا کودکی را مشاهده کرده اید که برای رسیدن به یک سکه چه تلاشی می کند؟ در ابتدا او خوشحال است، و تنها یک سکه می خواهد. اگر با عدم پذیرش خواسته اش مواجه شود، دلیل این عدم پذیرش را خواستار می شود. اگر در انجام این کار شکست بخورد و بیش از اندازه هم به دریافت آن نیازی نداشته باشد، خسته شده، حوصله اش سر می رود و می رود دنبال کار خودش؛ اما اگر بیش از اندازه به آن احتیاج داشته باشد، رفتارهای خصومت آمیز از خود بروز می دهد و دست به ستیزه جویی می زند. پس از شکست به این فکر فرو می رود که چرا محتاج یک سکه است، بعد غمگین می شود و اگر باز هم از دادن سکه به او خودداری نمایید، نوعی حس بی علاقگی به او دست می دهد و دیگر تمایلی به گرفتن سکه ندارد. حس بی میلی در واقع به عنوان نوعی واکنش به منظور خنثی سازی تمایلات درونی قلمداد می شود.

کودکی که خطری او را تهدید می کند نیز به ترتیب از پله های مقیاس روان سنج پایین می آید. در ابتدا او نمی داند که خطری او را تهدید می کند و کاملاً شاد و خوشحال است. سپس کودک خطر را – اجازه دهید بگوییم که خطر به صورت نزدیک شدن یک سگ به او ایجاد می شود- مشاهده می کند، اما هنوز مطمئن نیست که خطر متوجه اوست و به کارهای خودش ادامه می دهد. اسباب بازی هایش او را قدری "خسته" می کنند، اما بازهم قدری بیمناک است و مطمئن نیست. سپس سگ به او نزدیک تر می شود. کودک اظهار تنفر کرده و قدری خصومت و دشمنی از خود نشان می دهد. سگ بازهم به او نزدیک تر می شود. کودک قدری ناراحت شده و تلاش می کند که به سگ آسیب وارد سازد. سگ به او نزدیک تر شده و تهدید بیشتری را به او وارد می سازد. کودک در این مرحله می ترسد، ترس بی فایده است، کودک شروع به گریه کردن می نماید. اگر سگ بارهم از تهدید او دست بر ندارد، کودک به مرحله بی میلی رسیده و منتظر می نشیند تا سگ او را گاز بگیرد.

محققان بر این باورند که اگر دسترسی فرد به اشیاء، حیوانات، و افرادی که به او کمک کرده اند تا کیفیت زندگی خود را بهبود بخشد، کاهش پیدا کند، این امر سبب می شود که ارقام موجود بر روی مقایس روان سنج، افت پیدا کند و شاهد سیر نزولی آن باشیم.

همچنین اگر فرد احساس کند که اشیاء، حیوانات، و افرادی که موقعیت حیات او را به خطر انداخته و زندگی اش را متزلزل می سازند، به او نزدیک شوند باز هم در روند مقیاس های روانی او شاهد سیر نزولی خواهیم بود.

باید توجه داشت که این مقیاس را می توان از دو جنبه مورد بحث و بررسی قرار داد: یکی از منظر واکنش های آنی افراد و دیگری از لحاظ واکنش های مداوم و ثابت آنها. به این معنا که ممکن است حال و هوای روانی یک فرد در عرض 10 دقیقه به پایین ترین درجه مقیاس نزول پیدا کند؛ این مورد در گروه واکنش های آنی طبقه بندی می شود. در عین حال این امکان وجود دارد که فرد دیگری برای مدت زمانی قریب به 10 سال در پایین ترین درجه از مقیاس روانی باقی مانده و به هیچ وجه حالت روانی او حتی به یک پله بالاتر نیز صعود نکند؛ این مورد در گروه واکنش های مداوم و ثابت جای می گیرد.

فردی که در زندگی خود شکست های بسیار زیادی را تجربه کرده باشد، درد و رنج های بسیار زیادی بر او متحمل شده باشد، به صورت تثبیت شده در درجه های پایین مقیاس باقی خواهد ماند و می توان گفت که شرایط عادی او یک رقم پایین در مقیاس روان سنجی خواهد بود و اگر هم گاهی تنها با نواسانات نا محسوسی مواجه شود، بازهم به سرجای خود بازگشته و در همان رده باقی خواهد ماند. همچنین نباید فراموش کرد که رفتارهای عمومی و متداول او نیز حول محور همان مقیاس خواهد چرخید.

فرض کنید یک حادثه غم انگیز برای کودکی اتفاق می افتد. این حادثه او را برای مدت زمان کوتاهی به غم و اندوه فرو می برد و موقعیت روانی او بر روی مقیاس به درجه 5/0 می رسد. این امر کاملاً طبیعی است اما از سوی دیگر فردی که کلاً درجه ثابت پایینی را در مقیاس روانی به خود اختصاص می دهد، به صورت مداوم در برابر کلیه ی وقایعی که در زندگی اش رخ می دهد، همان حس غم و اندوه را بروز داده و همیشه حول درجه 5/0 به سر می برد.

رفتارهای انسان ها را می توان به دو گروه تقسیم کرد: رفتار های آنی و رفتار های ثابت و دائمی

مقیاس روانی از هر نظر کامل می باشد.

اولین درجه این مقیاس از احساسی زیر بی علاقگی شروع می شود. به عبارت دیگر مربوط به زمانی می شود که فرد هیچ گونه احساسی را نسبت به چیزی که در پیش رویش قرار دارد، احساس نمی کند. یک نمونه از این احساس بر می گردد به حس افراد در مورد بمب اتمی. بمب اتمی مقوله ای است که افراد باید اهمیت بسیار زیادی به آن بدهند اما از آنجایی که از کنترل آنها خارج است و می تواند به راحتی به زندگی آنها پایان بخشد، حسی فروی بی علاقگی نسبت به آن دارند. آنها در حقیقت اصلاً احساس نمی کنند که این مسئله می تواند به عنوان یک مشکل بزرگ برای آنها محسوب شود.

احساس بی علاقگی نسبت به مقوله بمب اتمی یک درجه بالاتر از نداشتن هیچ احساسی نسبت به آن است. به عبارت دیگر می توان اظهار داشت که بیشتر افراد در مورد مسائلی که باید اهمیت ویژه ای به آن بدهند اما از کنترل و اراده شان خارج است، معمولاً احساسی زیر بی علاقگی از خود نشان می دهند. این نقطه دقیقاً همان جایی است که مقیاس روانی شروع می شود، که به آن صفر مطلق اطلاق می شود. البته باید توجه داشت که این درجه با درجه مرگ واقعی فاصله بسیار زیادی دارد.

برای رسیدن به درجه های بالاتر فرد باید سطوحی به این شرح را به ترتیب طی نماید: عدم وجود هر گونه احساس=مرگ ذهنی، بی علاقگی، غم، ترس، خشم، دشمنی، ملال و خستگی، اشتیاق و آرامش. البته میان هر یک از این درجات اصلی، احساسات فرعی دیگری نیز دخیل هستند، اما به صورت کلی می توان یک چنین چهارچوبی را برای آن در نظر گرفت.

زمانیکه یک فرد در مرحله بی علاقگی به سر می برد، اگر حالت روانی او بهبود پیدا کند، حس غم در او پدیدار می شود. فردی که غمگین است با یک درجه ارتقا می تواند ترس را تجربه کند، فردی که می ترسد با یک درجه ارتقا می تواند خشم را تجربه نماید. فردی که خشمگین است با یک پله ترقی می تواند خصومت و دشمنی را احساس کند. فردی که ستیزه جویی و دشمنی می کند با یک درجه ارتقا می تواند ملال و خستگی را جایگزین دشمنی کند. ملال و خستگی نیز با یک درجه افزایش می تواند اشتیاق را در فرد ایجاد نماید.  زمانی هم که یک فرد مشتاق، یک درجه بالاتر رود میتواند به آرامش دست پیدا کند. در حقیقت درجه ی زیر بی علاقگی آنقدر پایین است که هیچ گونه وابستگی، احساس، مشکل، و عقوبتی در آن وجود ندارد و اصطلاحاً ذهن از همه چیز خالی است و در مقابل چیزهایی که به طور جدی مهم هستند، نمی تواند هیچ گونه واکنشی از خود نشان دهد.

خصوصیات موجود بر روی مقیاس روانی

نخستین محدوده، نقطه ای است که در آن هیچ گونه درد، علاقه، و هیچ چیز دیگری که برای فرد مهم باشد، احساس نمی شود؛ اما باید آگاه بود که در این نقطه خطرات زیادی متوجه فرد می شود. به این خاطر که او تحت شرایطی نیست که بتواند به درستی در برابر محرک های خارجی عکس العمل نشان دهد و بدون اینکه خودش متوجه باشد، همه چیز را از دست می دهد.

به عنون مثال کارگرهایی که در شرایط بسیار دشواری به سر می برند، ممکن است هیچ گونه احساس درد و رنجی نداشته باشند. این افراد دارای حسی در زیر بی علاقگی هستند. به عنوان مثال اگر دستشان را ببرند، گویی که هیچ اتفاقی روی نداده است، مجدداً بر سر کار خود باز می گردند و به کارهای روزانه شان ادامه می دهند. پرستاران و پزشکان گاهی اوقات تعجب می کنند که چرا برخی از کارگرها برای سلامت خود هیچ گونه ارزشی قائل نیستند. برخی از کارگرها فقط در این فکر هستند که باید خرج و مخارج زندگی خود را تامین کنند و دیگر برای خواست ها و نیازهای خودشان هیچ گونه ارزش و اهمیتی قائل نمی شوند. اگر یک چنین فردی پشت جرثقیل نشسته باشد و ناگهان اتفاقی روی دهد که بار بلند شده توسط جرثقیل تعادل خود را از دست بدهد و این امکان وجود داشته باشد که بر روی گروهی از افراد بیفتد، این فرد هیچ نگرانی از خود بروز نمی دهد و هیچ کاری نمی کند که از وقوع این حادثه جلوگیری نماید. به عبارت دیگر می توان گفت که او یک قاتل بالقوه است. او نمی تواند جلوی وقوع چیزی را بگیرد، او نمی تواند چیزی را تغییر دهد، و نمی تواند شروع کننده واکنشی باشد. شاید به ظاهر مشغول انجام دادن وظایفش باشد، اما در زمان بروز حادثه قادر به انجام هیچ گونه عکس العملی نبوده و منجر به بروز سانحه می شود.

در اکثر حوادثی که در کارخانه ها و مراکز صنعتی به وقوع می پیوندد، دلیل ایجاد حادثه، وجود یک چنین افرادی است. زمانیکه اشتباهاتی در ادارجات رخ می دهد که میلیون ها تومان به سازمان لطمه وارد می سازد، همه ی این مسائل به دلیل وجود یک چنین افرادی رخ می دهند. بنابراین به هیچ وجه نباید تصور کنید که شرایطی که فرد در آن بی حس بوده، درد و رنج را تمیز نمی دهد و هیچ گونه احساسی را پذیرا نیست، می تواند به نفع اطرافیان باشد. اینطور نیست. فردی که در یک چنین شرایطی قرار می گیرد، نمی تواند وقایع اطراف خود را کنترل کند. در واقع می توان گفت که تمام وجودش به اندازه کافی در امور دخیل نیستند که بتواند به طور اصولی محرک های خارجی را مهار کند. عکس العمل های اینگونه افراد معمولاً عجیب بوده و تا حدی غیر قابل پیش بینی می باشند.

گروه دیگری از افراد نیز هستند که در سطح بی علاقگی به سر می برند. این سطح به اندازه خود خطرناک می باشد، اما به هر حال فرد توانایی ابراز بی علاقگی خود را دارد. انتظار می رود که خود فرد احساساتش را بروز دهد. این امکان وجود دارد که فرد به صورت مزمن دچار غم، ترس، خشم، خصومت، ملال قرار بگیرد و یا صرفاً مشتاق باشد؛ اما اگر فرد خود را قادر به انجام کارهایی که در ذهن دارد، ببیند، نوعی آرامش دائمی همراه با او خواهد بود. در کنار این آرامش او می تواند احساسات دیگر خود را نیز بروز دهد. البته شاید چندان درست نباشد که انتظار داشته باشیم فرد در همه مواقع احساس آرامش داشته باشد. اگر فرد در شرایطی قرار بگیرد که لازم باشد گریه کند، اما توانایی گریه کردن را نداشته باشد، نمی توان گفت که او از نظر مقیاس های روانی در موقعیت مطلوبی قرار دارد. اغلب مقوله آرامش و بی احساسی با یکدیگر اشتباه گرفته می شوند. البته اگر قدری دقیق تر شویم، به راحتی قادر به تشخیص این دو سطح از یکدیگر خواهیم بود. یک نگاه گذرا به شرایط فیزیکی فرد کافی است تا به ما نشان دهد که در چه وضعیتی قرار گرفته است. افرادی که در درجه بی حسی هستند به نوعی، بیمار قلمداد می شوند.

در هر یک از این سطوح که ما احساسات مختلفی را تجربه می کنیم، یک فاکتور ارتباطی نیز وجود دارد. در مرحله بی حسی می توان گفت که فرد به هیچ وجه، هیچ گونه ارتباطی برقرار نمی کند. به نظر می رسد که اصلاً فرد آنجا نیست و کمتر اتفاق می افتد که در مورد مسائل مختلف صحبت کرده و از خود واکنش نشان دهد. حتی گاهی اوقات که ارتباط برقارمی کند، نحوه انجام این کار به نظر اطرافیان کاملاً عجیب است. این قبیل افراد کارهای نادرست را در زمان های نادرست انجام می دهند.

به عبارت دیگر می توان گفت زمانیکه افراد در هر یک از دره های مقیاس روانی قرار بگیرند از قبیل: بی حسی، بی علاقگی، غم، ترس، خشم، خصومت، ملال، اشتیاق، و آرامش به طور خاصی ضحبت کرده و ارتباط برقرار می کنند. مثلاً فردی که همیشه در مورد چیزی عصبانی است، همیشه در همان وضعیت خشم و خشونت باقی خواهد ماند.  البته بدی شرایط این فرد هیچ گاه به اندازه ی کسی نیست که در موقعیت بی حسی قرار دارد؛ اما به هر حال یک چنین فردی نیز می تواند دلیل بروز مشکل باشد و همانطور هم که می دانید افرادی که عصبانی هستند به راحتی نمی توانند اوضاع و شرایط اطراف خود را به خوبی کنترل نمایند. مشخصات و نحوه ارتباط برقرار کردن این افراد واقعاً جالب است. هر یک از این افراد به طور خاصی سخن می گویند و در برقراری ارتباط، اسلوب و شیوه ی مخصوص به خودشان را دارند.

البته یک سطح منطقی حقیقی برای نحوه گفتگو و برقراری ارتباط هر یک از این افراد وجود دارد. در حقیقت می توان گفت که ارتباط تنگاتنگی میان احساسات افراد و رفتار و گفته هایشان وجود دارد. به عبارت دیگر می توان اظهار داشت که هر شخصی یک سری رفتارهای معین مربوط به شخصیت خودش را دارد که هر یک از آنها را می توان به یک درجه خاص در مقیاس روانی فردی او ربط داد. برخی چیزها هستند که برای آنها از اهمیت بالایی برخوردار هستند و برخی دیگر از مسائل هستند که در نظر آنها دارای هیچ گونه ارزشی نمی باشند. اگر این توانایی را داشتید که می توانستید در داخل چشم های فردی که در درجه بی حسی قرار گرفته، وارد شوید یک دنیای آبکی، کم مایه، اوهام آلود، واهی، مبهم را مشاهده می کردید. اگر می توانسید به داخل چشمان فردی که همیشه خشمگین است نفوذ کنید، با تهدیدات متعددی مواجه میشدید که بیرحمانه سرتاسر وجودش را فراگرفته اند، اما اگر این فرد در شرایطی روحی مناسبی قرار بگیرد باز هم احتمال عدم رویت این تهدیدات وحشیگرانه و طغیان کننده وجود دارد. و اما وجود کسی که را که آرامش فرا گرفته: همه چیز در وجودش روشن و شفاف است، همه ی خواست ها مستحکم تر شده و همه چیز به واقعیت نزدیک تر شده و به عینیت می رسند.

مشاهده موارد بدیهی

مقیاس سنجش روانی ابزاری کاملاً مناسب برای اندازه گیری و ارزش یابی خصوصیات و شخصیت افراد است؛ اما برای اینکه این کار را به خوبی انجام دهید، پیش از هر چیز باید جایگاه فرد مورد نظر را بر روی این مقیاس مشخص کنید.

برخی از رفتارها و احساسات شدید هستند که به راحتی می توان آنها را بر روی مقیاس سنجش روانی برده و جایگاه آنها را تعیین نمود. فرض کنید محسن وضعیت روانی درستی نداشته، یکمرتبه عصبانی می شود و یک کتاب را به سمت مریم پرتاب می کند. مریم هم در این لحظه ناراحت شده و زیر گریه می زند.  خوب ساده است می توان مقیاس خشم را به محسن و ناراحتی را به مریم نسبت داد. اما همیشه شرایط به این آسانی نیست و نمی توان به راحتی واکنش های افراد را بر روی مقیاس روانی انتقال داد. حال این سوال پیش می آید که چگونه می توان حالت روانی طبیعی و متداول افراد را پیدا کرد؟ این امر تا حدود زیادی بستگی به آموزش های اجتماعی و رویکردهای گروهی دارد به همین دلیل مقوله ی جدیدی با نام "روان اجتماعی" به میان می آید. روان اجتماعی نه دائمی است نه آنی و در واقع نوعی بازتاب از تربیت و اسلوب اجتماعی اختیار شده از طرف فرد است که به واسطه آن خود را در مقابل دیگران ابراز می کند. شدت و قطعیت این امر تا کجا گسترده شده؟ فردی را که به طور کامل با او آشنا هستید را انتخاب کنید. موقعیت دائمی روانی او چیست؟

مقوله با نام "Obnosis" وجود دارد که از عبارت "مشاهده موارد عینی" نشات می گیرد. در عصر اخیر توده ی بسیار کمی به این مقوله توجه دارند. افسوس! چرا که این گزینه تنها راه مشاهده پیرامونمان است. با این روش شما به هستی اجسام نگاه می کنید، به چیزی که در واقع در آنجا وجود دارد. خوشبختانه این حس ذاتی نیست و باید به مرور زمان آن را پرورش دهید و از اطراف خود اطلاعات مربوط را جمع آوری نمایید.

چگونه می توایند افراد را آموزش دهید که اجسام را همانگونه که هستند، مشاهده کنند؟ خوب می توانید چیزی را پیش روی فرد مورد نظر قرار دهید و بعد هم از او بخواهید تا به شما بگوید که چه چیزی را مشاهده می کند. افراد می توانند این کار را به صورت فردی یا به طور گروهی انجام دهند. می توانید یک شی یا موجود زنده را انتخاب کنید و بعد بپرسید که دیگران چه می بینند. به عنوان مثال در کلاسی که به این منظور برگزار شده بود، از یکی از شاگردان خواسته شد تا به جلوی کلاس بیاید و سپس از سایر بچه ها پرسیدند که چه چیزی را مشاهده می کنند. مربی در مقابل آنها می ایستاد و می پرسید:

"چه می بینید؟"

اولین واکنش چیزی شبیه به این مورد بود:

"خوب من احساس می کنم که او تجربیات بسیار زیادی دارد."

" جدی؟ آیا واقعاً می توانی تجربیات او را ببینی؟ چه چیزی می بینی؟"

" خوب از روی چین و چروک هایی که دور چشم ها و دهانش افتاده می توان گفت که او تجربیات زیادی را کسب کرده"

"خوب دقیقاً چه چیزی را مشاهده می کنی؟"

"خوب الآن متوجه شدم، من چین و چروک هایی اطراف چشم و دهانش را می بینم"

"خوبه"

مربی هیچ گونه پاسخی را که به وضوح قابل رویت نباشد را نمی پذیرد.

یکی دیگر از بچه می گوید: "خوب من می توانم ببینم که او گوش دارد."

"خوب اما از آنجایی که نشسته ای چگونه می توانی تشخیص دهی و ببینی که او دارای دو گوش است؟"

" خوب نه، نمی شود"

"خوب پس چه چیزی می بینی؟"

"خوب من گوش سمت چپ او را می بینم"

"خوبه!"

هیچ گونه حدس و گمان و فرضیه ای پذیرفته نخواهد شد؛

"او پرستیژ خوبی گرفته"

"پرستیژ خوب در مقایسه با چه چیزی؟"

"خوب او خیلی صاف تر از همه افرادی که تا کنون دیده ام ایستاده است"

" آیا آن افراد دیگر الان اینجا هستند؟"

"خوب نه ، اما یاد آنها در ذهن من هستند"

"نه؛ نشد، پرستیژ خوب در مقایسه با چی؟ در مقایسه با چه چیزی که می توانی در حال حاضر ببینی؟"

" خوب در مقایسه با شما، او کمی راست تر ایستاده اما شما قدری قوز کرده اید."

" در همین لحظه؟"

"بله"

"بسیار خوب"  

هدف از انجام یک چنین تمرینی این است دانش پژوهان به نقطه ای برسند که زمانیکه به یک جسم و یا حتی انسان نگاه می کنند، قیقاً همان چیزی را ببینند که وجود دارد. نه کسری از چیزی که ممکن است آنجا وجود داشته باشد. فقط باید چیزی که آنجا وجود دارد را ببینند، قابل رویت و واضح. کار ساده ای است اما نیازمند تلاش است.

مقوله ی دیگری که بد نیست در این قسمت اشاره کوتاهی به آن داشته باشیم این است که شما می توانید اطلاعات جالبی را از روی حرکات چشمی افراد در مورد حالت روانی مزمن آنها بدست آورید. کسی که هیچ حسی نسبت به زندگی ندارد، برای دقایق طولانی می تواند به یک جسم خیره شود و به طور ثابت آنرا نگاه کند؛ اما حقیقت اینجاست که او قادر به مشاهده هیچ چیز نیست.  او اصلاً متوجه نیست که جسمی در پیش رویش قرار گرفته است. اگر شما یک جسم سنگین را روی سرش بیندازید، باز هم نقطه تمرکز چشم هایش تغییر نکرده و در همان حالت اولیه باقی خواهد ماند.

زمانیکه فرد در حالت غم و اندوه قرار گرفته باشد، حالت افسردگی به او غلبه کرده و نگاهش "سر بزیر" می شود. معمولاً این افراد نگاه خود را بر روی زمین و یا تکه آشغالی که ممکن است بر روی زمین افتاده باشد، معطوف می کنند. زمانی هم که احساس فرد تبدیل به ترس می شود، بازهم قدری حالت پایین را دارد، اما گاه و بی گاه نگاه او به این طرف و آنطرف نیز متمایل می شود.

در نقطه ترس، یک مشخصه بارز این است که شخص نمی تواند مستقیماً به چهره شما نگاه کند. او با شما صحبت می کند اما مرکز تمرکز چشم هایش صورت شما نیست. ممکن است پاهایتان را نگاه کند -برای مدت زمان بسیار کوتاهی- سپس سرتان را نگاه کند (شاید شما تصور کنید که یک هواپیما در حال رد شدن از بالای سرتان است) اما مجدداً نگاهش را از روی سرتان بر داشته و به شانه هایتان خیره می شود. البته همه این تک نگاه ها در یک چشم به هم زدن انجام خواهند گرفت. در یک مدت زمان بسیار کوتاه او به همه جا نگاه می کند الا به شما.

طرز حرکت چشم های افراد می تواند به شما کمک کند که وضعیت روانی اش را بر روی مقیاس سنجش روانی معین نمایید.

حال نوبت به خشم و عصبانیت می رسد. در این حالت فرد به صورت خودآگاه، نگاهش را از شما می گیرد. او به هیچ وجه به شما نگاه نمی کند و این کار را کاملاً به طور عمدی انجام می دهد. او می خواهد به صورت آشکارا به شما تفهیم کند که جای هیچ گونه بحث و گفتگویی وجود ندارد و ارتباط به پایان رسیده. اگر هم در موارد خشونت کمتر گاهی نگاهی به شما بیندازد، به عنوان یک نشانه به شما نگاه می کند و صرفاً قصد دارد به شما هشدار دهد که در معرض خطر هستید.

زمانی که احساس ملال و خستگی به شما دست می دهد، باز هم چشمانتان سرگردان هستند و به این طرف و آن طرف نگاه می کنید، البته نه به شدت و سرعتی که در مرحله ترس به آن اشاره شد. همچنین از نگاه کردن به طور مستقیم در چشم های طرف مقابل نیز هیچ ابایی وجود ندارد. طرف مقابل هم جزء یکی از هزاران چیزی قلمداد می شود که فرد به آنها نگاه می اندازد.

اگر با اطلاعاتی در این زمینه آشنا بشوید و در تشخیص چهره ها و عواطفی که در آنها رخنه کرده، مهارت پیدا کنید، به راحتی قادر خواهید بود که حالت روانی همه افراد را بر روی مقیاس سنجش روانی معین نمایید. البته معمولاً کسی که تمایل به انجام چنین کاری دارد باید یک سری پرسش های کلاسه شده را در ذهن داشته باشد و همچنین یک برگ کاغذ نیز تهیه کرده و پاسخ هایی را که بدست می آورد را جمع آوری نماید. چنین فردی باید به خوبی متوجه باشد که تنها دلیلی که او از اطرافیان خود سوال می کند این است که قصد دارد موقعیت آنها را بر روی مقیاس مورد نظر تعیین کند. سوال های او باید پرسش های سنجیده ای باشند که از طریق اطلاعات آماری و اجتماعی بدست آمده اند. مطرح کردن این سوالات به او کمک می کند تا توانایی تعیین حالت روانی آنی و یا ثابت و دائمی افراد را پیدا کند.

در این قسمت چند نمونه ذکر شده

پرسش هایی که برای نجام این تمرین می توان مطرح نمود:

"بارزترین چیزی که در من می بینی چیست؟" "آخرین مرتبه ای که موهایت را کوتاه کردی، چه زمانی بود؟"

"آیا تصور میکنی که مردم در حال حاضر به اندازه 50 سال پیش کار می کنند؟"

در ابتدا ممکن است فرد تصور کند که مورد مصاحبه قرار می گیرد. درصد بسیار زیادی از موارد مورد بررسی اعلام کرده اند که از پاسخگویی به پرسش ها لذت برده و آن را کار جالبی تلقی می کنند؛ کسی که تصمیم به انجام یک چنین کاری می گیرد، می بایست به این مورد توجه داشته باشد: "حداقل باید با 15 نفر مصاحبه کنید. 5 نفر اول را مطابق با همان حالت روانی طبیعی نمره دهید، 5 نفر را زیر حالت روانی طبیعی و 5 نفر را بالاتر از حالت روانی طبیعی."

حال هدف از انجام یک چنین کاری چیست؟ تمایل به برقراری ارتباط با هر کس تنها به یک دلیل. برای شروع ممکن است افراد قدری گزینشی موارد مورد بررسی خود را انتخاب کنند. به عنوان مثال فقط پیرزن ها، یا افراد که اصلاً عصبانی به نظر نمی رسند، یا افرادی که تمیز به نظر می رسند؛ اما به تدریج با هر کسی که برخورد کنند می توانند پرسش و پاسخ خود را شروع کنند، حتی کسی که به نظر می رسد جذام دارد و یا حتی مسلح است. توانایی این افراد در مواجهه با انسان های مختلف تا حد بسیار زیادی افزایش پیدا می کند و به هر فرد تنها به عنوان یک سوژه برای صحبت کردن نگاه می کنید. دیگر هدفتان این می شود که تنها جایگاه افراد را بر روی مقیاس نواخت سنجی معین کنید و این کار را بدون وجود هیچ گونه تعلل و یا تبصره و قانونی انجام خواهید داد.

پس از مدتی شما این مهارت را پیدا می کنید که هر کسی را که بخواهید بر روی مقیاس برده و درجه کاملاً منطقی و متقاعد کننده ای نیز به آنها بدهید. شما قادر خواهید بود که این کار را تحت هر گونه شرایطی انجام دهید. این کار خیلی مفید و در عین حال جذاب می باشد.

توانایی تشخیص حالت روانی طبیعی افراد در یک نگاه، و درک حال و هوای دائمی آنها مزایای بسیار زیادی در طرز برخورد شما با آنها به شما می دهد. این امر مهارتی را به شما می دهد که ارزش وقت گذاشتن و صرف انرژی و تلاش کردن را دارد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

ترس را از زندگیتان بیرون کنید| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:10 بعد از ظهر  

 

  در کتب آسمانی می خوانیم که ترس از غیر خدا امری غیر منطقی است و اولین کلماتی که به زبان می آید این است: "فقط از خدا بخاطر عذابش در برابر اعمال ناشایست خود بترسید." اجازه بدهید در این فصل این کلمات را به یاد بیاوریم و به بررسی نقش ترس در زندگی بپردازیم.

یادم می آید وقتی بچه بودم یک روز وقتی داشتم دوچرخه ام را می شستم، آب شلنگ حیاط قطع شد. من با ترس به شلنگ نگاه کردم و متعجب بودم که چرا آب آن قطع شده است. وقتی شلنگ را به سمت صورتم گرفته بودن تا دقیقتر بررسی کنم که چرا جریان آب قطع شده، ناگهان آب فوران کرد و خیسم کرد. آن موقع بود که صدای خنده دو نفر از دوستانم را شنیدم که از اذیت کردن من سرگرم شده بودند. بعد از گذشت چند دقیقه اعتراف کردند که چطور با بستن شیر آب از جریان آن جلوگیری کرده اند. من هم یاد گرفتم که چطور در آینده برادر کوچکترم را به همان شیوه اذیت کنم.

این مثال خوبی است که نشان می دهد که ترس با قدرت خدا برای فایده رسیدن به ما چه می کند. ترس نیروی اهریمنی است که جریان کمک رسانی خداوند را قطع میکند. وقتی می ترسیم، جریان معنوی در ما قطع شده و احساس ناراحتی می کنیم. ترس از فقدان، ترس از موفقیت، ترس از ثروت، ترس از ورشکستگی مالی، همه حالت هایی از ذهن هستند که اضطراب و استرس ناسالمی در ما ایجاد می کند. قانون مغناطیس چیزهایی را که از آنها می ترسیم به سمت ما می کشاند. اضطراب ناشی از آن، ترسی که در ذهن ما رشد می کند را تقویت کرده تا زمانیکه در عالم فیزیکی جلوه کند. وقتی به ماندگار شدن در این ترس ادامه می دهیم، قانون علت و معلولی، وضعیتی که از آن وحشت داشتیم را به وقوع می رساند. اما چه چیز باعث ایجاد ترس در ما میشود و چطور می توانیم آن را متوقف کنیم؟

اول باید بفهمیم که هیچ ترسی در خدا وجود ندارد. خدا به همه چیز واقف است، در نتیجه ترس در ذهن عموم غیر ممکن است. اگر ما از تصویر خدا ساخته شده باشیم، آنگاه ترس ما چیزی نیست که خدا آن را به وجود آورده باشد، چیزی اکتسابی و قابل یادگیری است، در نتیجه قابل تغییر است.

دوم اینکه، یک نوع خاص از ترس برای زندگی طبیعی است. این جمله پاراگراف بالا را نقض نمی کند. این ترس غریزی است و ما را از خطر حفظ می کند، مثل ترس از قرار دادن دستمان در آتش. ترسی که در این مقاله مورد نظر ماست، ترسی اکتسابی است و بر رویکرد ما درمورد پول، کار، روابط و از این قبیل که در ذهن خودآگاه ما وجود دارد، تاثیر می گذارد. ما باید بتوانیم این دو نوع ترس را از هم تشخیص دهیم. یکی از این ترس ها، غریزی است که برای زندگی ما مفید و لازم است، و دیگری ترس اکتسابی است که برای رشد و تکامل ما مضر و زیان بخش است. با یکی دیگر از تجربیات گذشته ام، برایتان مثال می زنم.

وقتی بچه بودم هیچ تصوری از ترس های مالی و اقتصادی نداشتم. اما برعکس پدرم طی دوران مشکلات اقتصادی بزرگ شده بود. تجربه او از فقدان های مالی باعث شده بود همیشه ترس داشته باشد که به اندازه کافی پول نداشته باشد. و مطمئناً هیچ وقت هم بیشتر از یک حقوق ماهیانه ناچیز بیشتر نداشت. من هم با توجه به گفته های همیشگی "ما استطاعت خرید فلان چیز را نداریم" یا "نیازی به داشتن فلان چیز نداریم" یا "پول که علف خرس نیست،" ترس مالی را یاد گرفتم و سالیان سال با من بود تا اینکه ورشکست شدم.

وقتی پدر و مادر یکی از بهترین دوستانم از هم طلاق گرفتند، این ترس در من به وجود آمد که نکند پدر و مادر من هم از هم جدا شوند. و نتیجه این شد که آنها هم از هم طلاق گرفتند. آنوقت این ترس در من ریشه دواند که مبادا وقتی ازدواج کردم طلاق بگیرم و آشکار است که خودم هم طلاق گرفتم.

پس وقتی این نوع ترس ها را یاد گرفتیم، چطور می توانیم آنها را تغییر دهیم؟ من عقیده دارم وقتی بدانیم چه ترس هایی داریم و این ترس ها از کجا ریشه می گیرند، آنوقت می توانیم از وقوع آنها جلوگیری کرده و خود را از شر آنها خلاص کنیم. اگر هیچ ترسی در خدا نباشد، پیشنهاد من این است که از آنجا شروع کنیم.

خدا روح است—قادر مطلق، عالم مطلق و حاضر مطلق در خودآگاه. در خودآگاه خدا هیچ ترسی وجود ندارد. حاضر مطلق یعنی خدا همیشه و همه جا در هر لحظه وجود دارد. پس چرا باید بترسیم؟ آیا به خاطر این نیست که خود را از حضور آگاه خداوند جدا کرده ایم؟ اگر کاملاً در زمان حال نباشیم، بخشی یا همه وجود من ممکن است در گذشته یا آینده باشد. وقتی درمورد آینده و حوادث احتمالی که ممکن است در آن پیش آید فکر میکنم، احساس ترس می کنم. وقتی خودم را کاملاً به دنیای حال می آورم، ترس هایم فروکش می کند. می بینید، همین الان، در همین لحظه، خوبم. وقتی شروع به "چه می شود" "چه می شود" ها می کنم است که ترسم شروع می شود.

این باور من است که وقتی ترسی در خدا نباشد، ترس وضعیتی غیرطبیعی و درنتیجه یک "گناه" خواهد بود. (تعریف من از گناه هر کاری است که شما را از حضور خداوند دور کند). ترس، عصبانیت، قضاوت، نفرت یا دشمنی حالاتی از ذهن انسان هستند نه ذهن الهی. اینها افکاری اکتسابی هستند درنتیجه می توانیم آنها را در مغزمان اصلاح کنیم.

بعنوان یک حالت ذهنی اکتسابی، ترس با جدا شدن ذهن انسان از ذهن خداوند ناشی می شود. برای اصلاح این وضعیت فرد باید ذهن خود را با خودآگاه ذهن خداوند در یک ردیف قرار دهد. از آنجا که ترس از ذهن نشات می گیرد، در همانجا هم می توان آنرا اصلاح کرد. در زیر به چند توصیه عملی برای اصلاح اینگونه افکار عنوان می کنیم.

1. فکر مبنی بر ترستان را که نیازمند اصلاح و درمان است شناخته و تشخیص دهید.

2. باید بدانید که این وضعیت ترس آور زیانی به رشد فکریتان نمی رساند. این وضعیت ها تاثیرات شکل های مختلف افکار هستند. یک فکر مبنی بر ترس جایی است که نیاز به اصلاح و درمان در آن دیده می شود. این وضعیت می تواند سرانجام به نفع من کار کند، گرچه ممکن است به نظر زیان آور و مضر برسد. برای مثال: بااینکه موقعیت درماندگی و ورشکستگی مالی به فرد یاد می دهد چطور با پول کمتر زندگی خود را بگذراند، ترس از ناامنی مالی را می توان با درمان، اصلاح کرد.

3. ترس را در آغوش بگیرید و بگویید، "حضور خداوند در من بیشتر از حضور ترس در من است."

4.  افکار و ذهن خودآگاه خود را کاملاً به زمان حال بیاورید. بدانید که در این لحظه همه چیز خوب است و هیچ کمبودی ندارید. یادتان باشد، "خداوند همیشه و همه جا با شماست."

طور دیگری هم می توان به آن نگاه کرد: هروقت با موقعیتی برخورد می کنید، تصور کنید 360 نتیجه ممکن برای آن وجود دارد. نتیجه ای که ممکن است در ذهنتان تجسم کنید فقط یکی از این 360 نتیجه ممکن است و 359 نتیجه دیگر باقی مانده است. خداوند عالم مطلق است. این یعنی احتمالات و امکانات بی نهایت هستند. احتمالات نامحدود بسیار بیشتر از 360 احتمال است. اگر انرژیمان را فقط روی یک احتمال مبنی بر ترس متمرکز کنیم، یعنی احتمالات دیگری را که خداوند می تواند برای ما فراهم کند را نادیده گرفته ایم. با این طرز تفکر محدود، بدیهی است که از آینده خود خواهیم ترسید.

با به خط کردن افکارمان با افکار خداوند، ترس در ما از بین می رود. ما اینکار را انجام می دهیم چون کاملاً حاضر هستیم و از حضور خداوند آگاهیم. ما باید ترس هایمان را بشناسیم، آنها را اصلاح و درمان کنیم، و آنها را با باورهایی نیرومند جایگزین کنیم و اجازه بدهیم که ایمان رساننده نعمت ها و موهبات بی پایان خداوند برای ما باشد.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چرا خانم ها ارتباط جنسی را متوقف می سازند| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:8 بعد از ظهر  

 

 

 

 

تصورات کلیشه ای متعددی وجود دارد و حاکی از این مطلب است که وقتی دو نفر در یک رابطه دو جانبه ی تعهد آور قرار دارند و پس از گذشت مدت زمانی دیگر با هم ارتباط جنسی برقرار نمی کنند، تنها کسی که پایان این رابطه را طلب می کند بدون شک خانم است. در یک چنین حالتی خانم ترجیح می دهد کتاب بخواند، به موهایش رسیدگی کند، لباس ها به خشکشویی ببرد و خلاصه هر کاری که ممکن است انجام دهد، فقط ارتباط صمیمانه فیزیکی با همسر مهربان و دوست داشتنی خود برقرار نکند. البته او همیشه اینگونه نبوده؛ به هر حال زمان هایی وجود داشته که ارتباط آنها پر شور و حرارات بوده و هر دو نفر برای هم از جذابیت بالایی برخوردار بوده اند؛ اما در حال حاضر باید با تاسف زیاد گفت که آن عشق و شور و حرارات اولیه از بین رفته و خبری از آن نیست.

روانپزشکان بر این باور هستند که از میان 20 میلیون زوجی که رابطه زناشویی خود را به تازگی آغاز کرده اند و کمتر از 10 مرتبه در سال با هم ارتباط جنسی برقرار می کنند تقریباً نیمی از آنها به دلیل تصمیم جنس مونث یک چنین رابطه ای را تجربه می کنند. البته اخیراً کتابی با عنوان "شوهرم دیگر رابطه جنسی نمی خواهد" (هنگامیکه آقایون از ادامه برقراری رابطه جنسی سرباز می زنند و اینکه خانم ها چه عکس العملی انجام می دهند) در حال چاپ و انتشار می باشد. این کتاب از طریق انتشارات هارپر ویلیامز و ویلیام مارو در ژانویه سال 2008 به نشر انبوه خواهد رسید. ما مطمئنیم که میلیون ها نفر به این کتاب علاقمند خواهند شد و همچنین این کتاب می تواند کمک بزرگی به آنها باشد به ویژه زمانیکه جنس مذکر تصمیم به متوقف ساختن ارتباط جنسی میگیرد.

زمانی که ما مشغول تحقیق و بررسی پیرامون این کتاب بودیم با مردهای بسیار زیادی برخورد می کردیم که در زندگی های مشترکی قرار داشتند که هیچ گونه ارتباط جنسی با همسران خود برقرار نمی کردند، اما درصد بسیار زیادی از این افراد اظهار می داشتند که این همسرانشان هستند که از برقراری رابطه جنسی امتناع می ورزند نه خود آنها. این مردها گیج می شدند، از نظر عاطفی و روحی آسیب می دیدند و از اینکه شریک زندگیشان تمایلی به آنها ندارد، احساس ناخوشایندی پیدا می کردند. برخی از آنها حتی دلیل یک چنین مسئله ای را نیز نمی دانستند و از ما سوال می کردند که چرا یک چنین اتفاقی در زندگی شان روی داده و برای بازگرداندن شور و حرارات و عشق و علاقه اولیه به زندگی خود چه کاری می توانند انجام دهند. بسیاری از آقایون هم برای ما نامه نوشته و از ما درخواست می کردند که این قضیه را از نقطه نظر خانم ها بررسی کنیم. ما هم برآن شدیم تا تحقیقات جدید خود را در این مورد که چرا خانم ها ناگهان از ادامه برقراری رابطه جنسی صرفنظر می کنند، شروع کنیم.

در هر صورت باید توجه داشت که پاسخ به این پرسش امر ساده ای نیست. عدم تمایل به شریک زندگی معمولاً مقوله ای است که به دلیل مسائل مختلف ایجاد می شود و امروزه جزء یکی از حادترین مشکلات مربوط به روابط جنسی میان همسران قلمداد میشود. از نظر پزشکی به این بیماری "اختلال عدم تمایل جنسی" (HSDD) اطلاق میشود. انجمن روانشناسی امریکا آن را به عنوان " غیاب یا کمبود تمایلات و افکار جنسی کافی برای برقراری یک رابطه جنسی می داند که منجر به ایجاد استرس ها و اضطراب های درونی و بیرونی در فرد شده و دلیل آن هم به خاطر مصرف الکل یا دارو و یا مواد مخدر نیست."

البته باید توجه داشت که اگر فردی در یک رابطه طولانی مدت شهوت بالایی از خود نشان نمی دهد و این امر هیچ گونه ناخوشی را برای هیچ یک از آنها ایجاد نکند، نمیتوان نام بیمار بر او گذاشت و او را دچار اختلال HSDD دانست. در این قسمت نکته ای کاملاً بدیهی اما در عین حال مهم وجود دارد. اگر دو نفر با علاقه ی زیاد با هم ازدواج کنند، و پس از مدتی رابطه جنسی برای هر دوی آنها از اهمیت بالایی برخوردار نباشد (و اصلاً رابطه به دلیل یک چنین مسئله ای ایجاد نشده باشد) آنها در زندگی خود به مشکلی برخورد نخواهند کرد چرا که هیچ یک از این دو نفر هیچ گونه استرس بیرونی و یا درونی را متحمل نشده و بر شخص مقابل نیز متحمل نمی کنند.

اما متاسفانه همیشه اوضاع به همین آرامی و ملایمت پیش نمی رود. در بیشتر موارد یکی از طرفین تمایل شدیدی به برقراری این رابطه از خود نشان می دهد و طرف دیگر هیچ گونه میلی به انجام این کار ندارد. چرا؟ چه نوع اختلاف های جنسی ممکن است در یک چنین شرایطی وجود داشته باشد که یک نفر منزجر شده و دیگر تمایل پیدا میکند؟

در این قسمت قصد داریم تا مروری بر روی چند پاسخ ابتدایی که روانپزشکان در این مقوله مطرح کرده اند، داشته باشیم.

زمانی که با خانم ها صحبت می کنیم تعداد بسیار زیادی از آنها در پاسخ به پرسش ما می گویند که خودشان هم نمی دانند. آنها گیج می شوند و آرزو می کنند که ای کاش شهوت و حس علاقه ی خود را مجدداً باز یابند. برخی دیگر قدری ریزتر شده و مسائلی نظیر نزدیکی دردآور، عصبانیت و افسردگی را از جمله دلایل خود برای عدم علاقه به این ارتباط ذکر می کنند. برخی دیگر هم اظهار می دارند که می خواهند به طور قطع مطمئن باشند که باردار نمی شوند.

اجازه دهید با مثالی این مطلب را بهتر توجیه کنیم: احساس درد در حین برقراری رابطه جنسی برای یک خانم به بدی احساس عدم توانایی در نعوذ برای یک مرد می باشد. اکثر خانم ها خجالت می کشند که در این مورد با همسران خود صحبت کنند و در عوض ترجیح می دهند که در سکوت رنج کشیده و از برقرای رابطه جنسی امتناع ورزند. به هر حال اگر رابطه جنسی با درد شدید همراه باشد، آنوقت چه کسی دوست دارد یک چنین رابطه ی دردآوری را تجربه کند؟ همچنین این امر عواقب متعدد روانی و جسمانی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. درمان برخی افراد بسیار ساده بوده و تنها با تجویز مصرف دز پایینی هورمون های مخصوص قابل درمان می باشد. درمان برخی دیگر قدری دشوار بوده اما هنوز هم می توان به بهبود آنها امیدوار بود.

افسردگی نیز یکی دیگر از دلایل عمده تحلیل شهوت جنسی در خانم ها به شمار میرود و باید اظهار داشت که بسیاری از قرص های ضد افسردگی نیز می توانند به عنوان دلیل کاهش میل جنسی در خانم ها به شمار روند. داروهایی که به نوعی بازدارنده جذب مجدد سروتین هستند، نه تنها تمایل جنسی را کاهش می دهند بلکه می توانند توانایی حس عشق ورزی و رابطه رمانتیک را نیز به طور موقتی از فرد بگیرند.

برخی خانم ها نیز به دلیل عصبانیت هیچ گونه تمایلی به برقراری رابطه جنسی با همسران خود ندارند. آنها تصور می کنند که آقایون باید بیشتر در کارهای خانه به آنها کمک کنند و بیشتر با بچه ها باشند. گاهی اوقات هم مشکوک می شوند که شاید همسرشان معشوقه دارد و یا متوجه می شوند که چند سال قبل معشوقه داشته و این امر آنقدر برایشان گران تمام می شود که بیش از اندازه از نظر روحی آسیب میبینند و به هیچ وجه نمی توانند همسر خود را ببخشند. برخی از خانم ها هم میگویند که همسرشان اضافه وزن پیدا کرده و دیگر نمی تواند مانند گذشته آنها را تحریک کند. عده ی دیگری هم اظهار می دارند که تماشای تلویزیون یا بازی های ورزشی برای شوهرانشان از صحبت کردن با آنها مهم تر است و خانم هم دیگر نمیتواند یک چنین شرایطی را تحمل کند. همه این ناراحتی ها روی هم جمع شده و سبب میشود که احساس نزدیکی که خانم نسبت به همسر خود دارد از بین برود. بعد خانم به عنوان نوعی مجازات از برقراری رابطه جنسی خودداری می کند و به جای هر کار نادرستی که آقا انجام می دهد، خانم مجازات های جنسی را شدید تر می کند.

بعضی از خانم ها هم به طور کلی خسته می شوند، آنها فقط در صورتی می خواهند رابطه جنسی داشته باشند که این رابطه واقعاً ارزشش را داشته باشد در غیر اینصورت هیچ دلیلی برای برقراری چنین رابطه ای احساس نمی کنند.

ما در مورد این مطلب که چرا آقایون از برقراری رابطه جنسی امتناع می ورزند به طور گسترده مطالعه و تحقیق انجام دادیم و در میان یافته های خود به دلایل بسیار عجیبی برخورد کردیم؛ اما اکنون که قصد داریم در مورد خانم ها نیز مطالعات خود را شروع کنیم، مطمئنیم که به موارد جالب تر و تعجب آورتر بیشتری برخورد خواهیم کرد. خوشحال خواهیم شد اگر بتوانیم نظرها و پیشنهادات شما را نیز در این رابطه بشنویم. اگر شما هم جزء افرادی هستید که در یک زندگی زناشویی بدون رابطه جنسی به سر می برید، و خانم کسی است که از برقراری این رابطه امتناع می ورزد، ما را هم در جریان بگذارید.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

خانمها: برای همسر خود جازبه جنسی داشته باشید| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:7 بعد از ظهر  

 

 

 

 

زمانی که رابطه شما با همسرتان قدری پایدارتر می شود، و زندگی مشترکتان را در کنار یکدیگر شروع می کنید با مشاهده ی کارهای رمانتیک از جانب آقا واقعاً هیجان زده می شوید، آیا اینطور نیست؟ ممکن است همسرتان در قبال شما کارهای رمانتیک بسیار زیادی را انجام دهد؛ به عنوان مثال برایتان گل هدیه بیاورد، یک جعبه شکلات برایتان بخرد و در یک شام رویایی برایتان شمع روشن کند. همه ی این عوامل دست به دست هم می دهند تا شما را بیش از پیش دوست داشته باشید. خوب درست است؛ اما چه اتفاقی می افتد زمانیکه همه این سورپرایزها بعد از مدت زمانی نزدیک به یک سال فروکش می کند؟ آقا خسته از سر کار به خانه باز می گردد و فوراً به خواب میرود. اصلاً متوجه نیست که شما هم وجود دارید! اما این مطلب می تواند یک پیام هشدار به شما باشد که بیش از پیش در کار های شخصی خودتان غوطه ور نشوید. این زمان موقعی است که شما باید با کارهایی که انجام می دهید، جذابیت جنسی خود را بیش از پیش افزایش دهید.

1- قدردان خود باشید

صبح وقتی که از خواب بلند می شوید، از اضافه وزن و وجود سلولیت در بدنتان شکایت نکنید. پیش از اینکه فعالیت های روزانه خود را شروع کنید، روبروی آینه بروید، به خودتان نگاهی بیندازید، و بگویید: "چقدر زیبا و جذابی!" آنقدر این کلمه را تکرار کنید تا به آرامش و راحتی دست پیدا کنید.

2- از او بخواهید تا برایتان برقصد

خوب شاید نوبت به آن رسیده باشد که شما او را سوپرایز کنید. اتاق نشیمن خود را تبدیل به صحنه رقص کنید، نور را کاهش دهید و یک آهنگ ملایم بگذارید. از همسرتان بخواهید تا با شما برقصد، امکان ندارد او درخواست شما را نپذیرد به خصوص اگر لباس خواب زیبایی بر تن کرده باشید.

3- دکوراسیون اتاق خواب را تغییر دهید

شما می توانید با تغییراتی کوچکی در اتاق خواب فضای آن را تغییر دهید. به عنوان مثال می توانید شمع های معطر روشن کنید و یا از روتختی های قرمز رنگ استفاده کنید.

4- لباس زیر جذاب بپوشید

یکی از زیباترین لباس های زیری را که دارید انتخاب کنید و یک دقیقه قبل از اینکه همسرتان عازم رفتن به محل کارش شود، در مورد رنگ لباس و اینکه در بدنتان چگونه ایستاده، توضیح دهید. من به شما قول می دهم که او به محض تمام شدن کارهایش به سرعت به خانه باز خواهد گشت.

5- بدن خود را معطر نگه دارید

بوی بدن یکی از پر کشش ترین جاذبه های جنسی است که می تواند طرف مقابل را به سوی شما جذب کند. شما باید در تمام مواقع خودتان را تمیز و کاملاً تر و تازه نگه دارید. فراموش نکنید که بدن خود را بشویید و از خوشبو کننده ها استفاده کنید. میتوانید از خوشبو کننده هایی استفاده کنید که حاوی مواد محرک هستند. این امر بیش از پیش همسرتان را تحریک خواهد کرد.

6- او را صمیمانه نوازش کنید و پیام های تحریک کننده برایش بفرستید

چه باور کنید چه نه، باید بگویم که آقایون عاشق ناز و نوازش هستند. این به آن خاطر است که آقایون احساس می کنند که یک نوازش صمیمانه که نشئت گرفته از احساست باشد به آن معناست که شما دوستشان می دارید. به همین دلیل زمانیکه همسرتان در حال استراحت کردن روی مبل راحتی است، به او نزدیک شوید و دستتان را در موهایش بکشید. همچنین می توانید او را ماساژ دهید تا بیش از پیش به آرامش برسد.

7- همچنان خود را جذاب نگه دارید

موهایتان را همیشه مرتب نگه دارید، چربی های روی بدنتان را پاک کنید، و بوی بد دهانتان را نیز از بین برید؛ چراکه این موارد موجب می شوند تا او از شما دور شود. شما باید به خوبی از بدن خود مراقبت کنید و ظاهر خود را در تمام موارد آراسته نگه دارید. اگر همیشه بدون آرایش هستید، بد نیست که هرزگاهی چند با یک آرایش ملایم اما در عین حال جذاب او را غافلگیر کنید.

8- او را به خیال و رویا ببرید

هیچ چیز بدی در مورد اوهام و رویا وجود ندارد. زمانیکه در حال معاشقه هستید میتوانید خیال پردازی کنید و از او بخواهید تا رویاهای شما را تبدیل به واقعیت کند. اگر او با درخواست شما موافق است، پس دیگر منتظر چه هستید؟

تناسب اندام سبب افزایش جاذبه جنسی است

این یک حقیقت است که یک بدن متناسب و سالم جاذبه جنسی را تا حد بسیار زیادی افزایش می دهد. البته منظور ما این نیست که باید ماهیچه های بزرگی در بدن خود پرورش دهید و خودتان را تبدیل به یک بدنساز کنید. زمانی که تناسب اندام داشته باشید، اعتماد به نفستان افزایش پیدا کرده، بدنتان راست می ایستد و زیباتر راه میروید. باید بدانید که بدن قرص و محکم خیلی جذاب تر از بدن گوشتی و شل است. زمانی که احساس کنید قوی، سالم و جذاب هستید، بهتر راه می روید و مردم هم متوجه این جذابیت و زیبایی شما خواهند شد.

اگر می خواهید که از اندامی جذاب و متناسب برخوردار شوید، باید در برنامه روزانه خود قدری حرکات بدنسازی و نرمش های ایروبیک را بگنجانید. همچنین باید نگرش خود را نسبت به غذاهایی که می خورید نیز تغییر دهید. غذا مانند سوخت بدن است و همه افراد باید غذا بخورند؛ اما هدف اصلی این است که افراد یاد بگیرند چگونه می توانند بدون حذف وعده های غذایی به درستی غذا بخورند.

به طور معمول خوب است که افراد هفته ای 5 مرتبه و هر بار به مدت 30 دقیقه فعالیت های ایروبیک و هوازی را انجام دهند. در کنار حرکات ایروبیک بد نیست به مدت 20 دقیقه نیز از نرمش های قدرتی بهره بگیرید و استقامت بدن خود را افزایش دهید.

به هر حال اگر در برنامه زندگی خود آداب صحیح غذا خوردن را یاد بگیرید، می توانید همواره بدن خود را در حالت تعادل نگه دارید. اگر از شکلات و سیب زمنی سرخ کرده پرهیز کنید، بدن شما به این شیوه زندگی عادت کرده و دیگر نیاز به خوردن آنها را در خود احساس نخواهید کرد. گهگاه می توانید تغییرات کوچکی را نیز در رژیم غذایی خود ایجاد نمایید. با اضافه کردن میوه به رژیم غذایی خود می توانید میان وعده های شیرین را حذف کنید. بعد سبزیجات را نیز به آن اضافه کنید و میزان وعده های غذایی را تا حد امکان کاهش دهید. باید حد معینی را برای هر وعده غذایی در نظر بگیرید. ممکن است به خوردن عادت کرده باشیم و به همین دلیل ممکن است که نتوانیم تشخیص دهیم یک وعده معمولی چه میزانی است.

به خاطر داشته باشید که یک بدن متناسب و سالم، خیلی جذاب تر است و برای اینکه بتوانید از نظر فیزیکی به تناسب برسید، باید چربی های بدن خود را از بین برده، جریان خون را در بدن خود به گردش بیندازید و حرکات استقامتی، و هوازی (ایروبیک) انجام داده و از رژیم غذایی سالمی استفاده کنید.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

رابطه جنسی در دوران حاملگی | دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:4 بعد از ظهر  

 

 

 

اگر می خواهید باردار شوید، حتماً باید رابطه جنسی داشته باشید. اینجا که جای تعجبی نیست. اما وقتی حامله باشید چطور؟ می توانید رابطه جنسی داشته باشید یا نمی توانید؟ پاسخ این سوال هیچوقت چندان واضح و مشخص نیست. در زیر به آنچه که باید درمورد رابطه جنسی در دوران حاملگی بدانید اشاره کرده ایم.

 

آیا داشتن رابطه جنسی در دوران حاملگی مانعی ندارد؟

تا زمانیکه بارداری شما روند طبیعی و عادی خود را پیش ببرد، می توانید هر از چند گاهی که دوست داشتید با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید. اما ممکن است همیشه هم نخواهید. در اول کار، نوسانات هورمونی، خستگی، و حالت تهوع ممکن است در میل جنسی شما اخلال ایجاد کند. در سه ماه دوم بارداری، بالا رفتن گردش خون در اندام های جنسی و سینه هایتان ممکن است میل جنسی شما را برگرداند. اما در سه ماهه سوم، اضافه وزن، درد کمر، و سایر علائم ممکن است دوباره میل و اشتیاق جنسی شما را از بین ببرد.

آیا ممکن است رابطه جنسی در دوران بارداری موجب سقط جنین شود؟

خیلی از زوج ها نگران اینند که رابطه جنسی در دوران حاملگی منجر به سقط جنین شود، به ویژه در سه ماهه اول. اما جای نگرانی نیست. سقط جنین زودرس بیشتر به خاطر ناهنجاری های کروموزومی و سایر مشکلات در رشد جنین است و هیچ ربطی به رابطه جنسی ندارد.

آیا رابطه جنسی به جنین آسیب می رساند؟

مایع مشیمیه (amniotic fluid) در رحم مادر و همچنین ماده مخاطی که در بیشتر دوران بارداری، گردنه رحم را مسدود می کند از جنین نگهداری می کند. آلت تناسلی مرد به هیچ عنوان با جنین برخورد نخواهد داشت.

آیا در طی دوران بارداری از برخی از انواع رابطه جنسی ها باید خودداری کرد؟

با پیش رفتن حاملگی، بهتر است از راحت ترین و کم خطر ترین حالات برای رابطه جنسی استفاده کنید. این کار فقط محض احتیاط است. از خوابیدن روی شکم در حین رابطه جنسی خودداری کنید.

درمورد oral sex چطور؟

اگر این نوع رابطه جنسی دارید، اطمینان یابید که همسرتان به هیچ عنوان در مهبل هوا ندمد. ندرتاً دمیدن هوا به داخل مهبل ممکن است باعث انسداد رگ های خونی شده که برای جنین خطرناک است.

آیا ممکن است ارگاسم باعث وضع حمل زودرس شود؟

ارگاسم باعث ایجاد انقباض در رحم می شود. اما این انقباضات با انقباضاتی که ممکن است طی وضع حمل بر رحم ایجاد شود، متفاوت است. تحقیقات نشان می دهد که در یک حاملگی نرمال، ارگاسم به هیچ عنوان منجر به وضع حمل زودرس نمی شود.

آیا زمانهایی هست که باید از رابطه جنسی اجتناب کرد؟

گرچه اکثر خانم ها می توانند بدون ایجاد هرگونه مشکل در دوران بارداری خود رابطه جنسی داشته باشند، اما گاهی اوقات بهتر است احتیاطات زیر را در نظر داشته باشید:

  • وضع حمل قبل از موعد: قرار گرفتن نطفه در معرض غده پروستات می تواند باعث ایجاد انقباضاتی شود که اگر وضع حملتان پیش از موعد باشد ممکن است برایتان نگران کننده باشد.
  • خونریزی: درصورت وجود هرگونه خونریزی بی دلیل از مهبل، رابطه جنسی توصیه نمی شود.
  • مشکل در گردنه رحم: اگر گردنه رحم نابهنگام باز می شود، رابطه جنسی ممکن است شما را در خطر ایجاد عفونت قرار دهد.
  • مشکل جفت: اگر جفت جنین مقداری یا کاملاً دهانه گردنه رحم را بپوشاند، رابطه جنسی ممکن است باعث بروز خونریزی و وضع حمل پیش از موعد شود.
  • چند قلو بودن جنین: اگر جنین شا چند قلوست، پزشکتان احتمالاً به شما توصیه می کند که در اواخر دوره بارداری از رابطه جنسی اجتناب کنید. گرچه محققان هیچگونه رابطه ای بین رابطه جنسی و وضع حمل زودرس چند قلو ها تشخیص نداده اند.

آیا مرد باید از کاندوم استفاده کند؟

قرار گرفتن در معرض بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شود، خطر ابتلا به عفونت هایی که بارداری شما و سلامت نوزاد را به خطر می اندازد را بالا میبرد. پس برای اطمینان بهتر است همیشه از کاندوم استفاده کنید.

اگر نخواهیم رابطه جنسی داشته باشیم چه؟

هیچ اشکالی ندارد. برای محکم ماندن رابطه زن و شوهر حتماً لازم نیست رابطه جنسی وجود داشته باشد. درعوض نیازها و دغدغه هایتان را به همسرتان درمیان بگذارید. اگر رابطه جنسی برایتان دشوار است، می توانید همدیگر را بغل کنید، ببوسید و ماساژ دهید.

چه مدت پس از تولد نوزاد می توانیم رابطه جنسی داشته باشیم؟

چه وضع حملتان طبیعی باشد یا با سزارین، بدن شما برای التیام یافتن نیاز به استراحت دارد. پزشکان بسیاری توصیه می کنند که حداقل شش هفته صبر کرده و بعد رابطه جنسی داشته باشید. این زمان به کردنه رحم فرصت می دهد تان بسته شود و هرگونه زخم و جراحت نیز التیام یابد.

اگر آنقدر خسته و بی حوصله اید که حال فکر کردن به رابطه جنسی را هم ندارید، میتوانید صمیمیت بین خود و همسرتان را به طریقی دیگر حفظ کنید. وقتی آمادگی رابطه جنسی داشتید، خیلی آرام شروع کنید و از مطمئن ترین و بی خطرترین انواع رابطه جنسی استفاده کنید.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

همسرتان فضای بیشتری را می طلبید| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:3 بعد از ظهر  

 

 

 

"من فضای بیشتری می خواهم!" این عبارت معمولاً بـدون
هیچ تفکری از دهان بسیاری از افراد بیرون میـپرد. ایـن امـر
مـی تـواند انتـظارات نابجایی را ایجاد کرده و به احساسات
هر دو نفر در رابطه آسیب وارد کند.
"هرچقدر هم که کارتان را دوست داشته باشید، باز هم تمایل دارید که هر چند وقت یکبار به مسافرت بروید. به همین منوال هم هر چقدر که خانواده تان ار دوست داشته باشید، باز هم دوست دارید که زمانی را با خودتان خلوت کنید." برخی از افراد از اینکه بخواهند با خودشان تنها باشند، احساس گناه می کنند و احساس می کنند که باید تمام وقت خود را با کسانی که دوستشان می دارند بگذرانند."

منبع: استیو سولون، نشریه آرپ، سپتامبر 2007، صفحه 8

تعریف فضا

زمانیکه یکی از طرفین می گوید که نیاز به فضای بیشتری دارد، تصویر چه نوع فضایی در ذهن شما نقش می بندد؟

  • فضای خلاقیت آمیز
  • فضای آرام
  • فضای کاری
  • فضای احساسی
  • فضای جالب و سرگرم کننده
  • فضایی دور
  • فضای اقتصادی

دکتر "لرا واز" روانکاو، در مقاله ای می گوید فضا یعنی پذیرفتن شخص مقابل با وجود تمام تفاوت هایش. به این معنا که فردی را که دوست می دارید، نباید او را مانند یک مجسمه بتراشید و شبیه چیزی که می خواهید در بیاوریدش بلکه باید او را همانطوری که هست و با وجود تمام خوبی ها و بدی ها و نقاط تفاوتش بپذیرید. فضا به معنای حریم شخصی است. همه مردم کمی وقت میخواهند تا بتوانند با خودشان تنها باشند.

زمانیکه زوجین با هم به توافق برسند که می توانند اندکی زمان به یکدیگر بدهند تا در آن هر کس خودش تنها باشد، ازدواج موفق تری خواهند داشت. بر اساس اظهارات دکتر جیم دابسون یکی از فاکتورهایی که بیش از سایر موارد به روی زندگی زناشویی افراد آسیب وارد می آورد، خستگی، و فشار زمانی، است که سبب می شود کلیه اعضای خانواده خسته شده و همواره در اضطراب باشند. یکی از راههای فرار کردن از این تله این است که هر کس مدت زمانی را با خودش خلوت کند.

فواید قایل شدن فضای شخصی

  • داشتن زمان برای درک بهتر شخصی
  • وقت داشتن برای تحلیل و بررسی افکار فردی
  • داشتن زمان برای نیرو گرفتن، جمع کردن افکار و احساسات و ارتباط برقرار کردن

توصیه هایی که باید به هنگام گقتگو در مورد نیاز به فضا در نظر بگیرید

  • به طور کامل روشن کنید که چه نوع فضایی مد نظرتان است و در این رابطه کاملاً صادق باشید.
  • آنقدر معطل نکنید که احساس خفگی در شما ایجاد شود و تصور کنید که در زندگی مشترکتان به دام افتاده اید.
  • قبول کنید که فضا خواستن در زندگی مشترک یک امر کاملاً طبیعی است و به آن معنا نیست که زندگی شما با خطر مواجه شده.
  • همسرتان را در جریان بگذارید که هنوز هم به زندگی خود پایبند هستید و این فضای خالی سبب کم شدن محبت و تمایل شما نسبت به او نمی شود.
  • اگر همسرتان از شما تقاضای کمی فضا کرد، به خودتان نگیرید و تصور نکنید که مشکل از جانب شماست.
  • هیچ گاه زندگی خود را با افراد دیگر مقایسه نکنید. کاری را انجام دهید که به نفع هر دویتان باشد.

چگونه به یکدیگر فضا بدهید

  • اگر این فضا نیازمند مکان بود، به عنوان مثال یک گوشه اتاق، میز، صندلی و غیره، با هم کار کنید تا این فضا را بوجود آورید.
  • اگر این فضا احساسی بود، هنگامیکه او در حال مطالعه است و یا از شما خواسته تا بعد از ظهر آرامی را داشته باشد، با او صحبت نکنید.
  • اگر این فضا دوری از خانه بود – به عنوان مثال رفتن به ماهیگیری و یا چشمه آب معدنی – بدون شما و بچه ها، مقدمات کار را برای او فراهم کنید.
  • فضای مالی هم می تواند با افتتاح حساب های پس انداز جداگانه بوجود آید که باید با توافق طرفین انجام پذیرد.
  • در طول ماه یک روز را به گذراندن وقت با خود اختصاص دهید و آنرا در تقویم علامت بزنید تا فراموش نکنید. روز تنهایی باید به دور از هر گونه مسئولیتی نظیر نگهداری از فرزندان، و یا تمیز کردن خانه باشد.

می توانید این زمان تنهایی را از 3 ساعت شروع کرده و آنرا به مرور زمان افزایش دهید، تا همه به این نگرش عادت پیدا کنند.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

4 روش برای افزایش بهره هوشی (IQ)| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 9:1 بعد از ظهر  

 

 

 

 

در سال های اخیر، تست های مربوط به آزمایش میزان ضریب هوشی افراد، تغییرات شگرفی داشته است. در گذشته تستی گرفته می شد که سن ذهنی شما را بر سن واقعی تان تقسیم کرده و مقسوم علیه را در عدد 100 ضرب می کردند؛ اما این روزها حداقل برای بزرگسالان، از منحنی ناقوسی شکل استفاده می کنند.

به هر حال انتقادها و اختلاف های بسیار زیادی بر سر تست های هوش، و نحوه تعیین میزان بهره هوشی افراد وجود دارد؛ اما ما سعی می کنیم که به نوع تست کاری نداشته باشیم و تمرکز اصلی خود را بر روی میزان ضریب هوشی معطوف کنیم. به هر حال ما در این مقاله قصد داریم تا شما را با نحوه ی افزایش میزان بهره هوشی (IQ) آشنا کنم و کاری به انواع مختلف تست هایی که ممکن است در این زمینه از شما گرفته شود، نداریم.

هر چند هیچ گونه تست مشخصی وجود ندارد که به طور استاندارد در همه جای دنیا برای سنجش هوش افراد به کار گرفته شود، ولی امتحاناتی وجود دارند که از طرفی میزان هوش شفاهی و از سوی دیگر میزان توانایی های اجرایی افراد را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند. در این قسمت از مقیاس هوشی وشلر (WAIS) که ویژه بزرگسالان می باشد، استفاده کرده ایم و از 14 آزمون مختلف بر روی 4 مورد که عبارتند از: آزمون لغات، شباهت سنجی، جا خالی، و استدلال ماتریسی تمرکز کرده ایم.

نکته: در تلاش برای ارتقای IQ شاید دو مرحله اولیه که مربوط به سنجش توانایی های شفاهی افراد هستند، برایتان خیلی راحت تر از دو مورد بعدی که ماهیت اجرایی دارند، باشند. به هر حال هر یک از این مراحل نیازمند دقت و تمرکز بالای داوطلب بوده و برای قدم گذاشتن به مرحله بعدی باید تلاش کنید.

مرحله 1

لغات را با صدای بلند تشریح کنید

یکی از خرده آزمون های این بخش، تست دایره ی واژگانی است. در طول این آزمون از افرد می خواهند که در مورد لغاتی که به او ارائه می شود، توضیح دهد. به طور اخص هدف این تست آزمایش این مطلب است که یک نفر تا چه اندازه ای می تواند خود را ابراز کند. از آنجایی که این آزمون بیشتر بر روی دانش های قبلی و تجربیاتی که در گذشته به دست آورده اید تاکید دارد، گفته می شود که هوش شکل گرفته ی شما را می سنجد.

برای تقویت این توانایی می توانید فرهنگ لغت را باز کنید و اولین کلمه ای که به چشمتان خورد را انتخاب کرده و با صدایی کاملاً متعادل در مورد آن برای کسی که در مقابلتان نشسته است، صحبت کنید. به عنوان مثال اگر کتاب را باز کردید و لغتی مثل "قره نی" به چشمتان خورد، ضعیف ترین توضیحی که می توانید از آن داشته باشید "نوعی آلت موسیقی" است. اگر قدری از بهره هوشی بالاتری برخودار باشید، میتوانید بگویید: "نوعی آلت موسیقی مانند نی توخالی است که با هوایی که از دهان خارج می شود، به صدا در می آید. با دمیدن جریان هوا به داخل آن می توان صداهای مختلفی را ایجاد کرد. روزنه هایی که بر روی این آلت موسیقی وجود دارند به ما اجازه می دهند تا صداها را تغییر داده و موسیقی ایجاد کنیم."

شاید این مثالی که در بالا به آن اشاره شد، تا حد زیادی منحصر بفرد باشد، اما نمونه خوبی برای تفهیم این امر بود که چگونه باید به ذات کلمات رسوخ کرد.

مرحله 2

ایده گرفتن از اشیاء

این گزینه شبیه سازی نوعی "استدلال انتزاعی شفاهی" است؛ و توانایی شما را در اظهار نظر کردن در مورد مفاهیم مختلف به نمایش می گذارد. معمولاً باید نوعی رابطه و یا الگوی خاص میان سه شی و یا بیشتر پیدا کرده و بعد شئی را انتخاب کنید که با الگوی اولیه مطابقت داشته باشد.

برای افزایش IQ خود 10 شی را انتخاب کنید. به عنوان مثال: DVD ، فنجان، بالشت، کتاب و غیره. سپس شروع کنید به طور شفاهی در مورد هر یک از آنها صحبت کنید و روی جزئیات گفته های خود دقیق شوید تا به یک حقیقت در مورد آن رسیده و بتوایند از آن ایده ی جدیدی برداشت نمایید. به عنوان مثال:

-کپیDVD اولین قسمت حقایق زندگی بر روی زمین در مقابل من قرار دارد.

- اولین نسخه DVD حقایق زندگی مقابل من است.

- DVD اولین قسمت حقایق زندگی

- حقایق زندگی

- سریال کمدی

- سرگرمی  

افکار انتزاعی برای ایجاد ارتباط میان موضوعاتی که ظاهراً هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند، ضروری است. به منظور جمع زدن برخی موارد معین به صورت انتزاعی، شما نیازمند حس استنتاج و قیاس بالایی هستید.

مرحله 3

عینیت بخشیدن به مفاهیم انتزاعی

آزمون های جای خالی "ادراک سه بعدی، تجزیه و تحلیل بصری-انتزاعی، و حل مسئله" را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. در این قسمت فرد را امتحان می کنند که تا چه اندازه می تواند چیزی راکه درک کرده بیان کند.

این مورد را در نظر بگیرید: هیچ کس نمی تواند هوش را تشریح کند؛ این عبارت نمیتواند در بردارنده هیچ گونه مفهوم تفصیلی متداول و دارای چهارچوب از پیش تعیین شده باشد. ما معتقدیم که می توانیم، اما آیا می توان این توانایی را ملموس سازی نمود. از آنجای که در حال حاضر مقابل کامپیوتر نشسته اید اجازه دهید با استفاده از یک مثال کامپیوتری موضوع را برایتان بازتر کنیم؛ به دو صفحه ی وب مجزا فکر کنید: یکی صفحه آرشیو بدون وجود هیچ گونه لینک، و دیگری یک صفحه ی فعال ویکی پیدیا با لینک های چند رسانه ای (hyper links). صفحه آرشیو به درستی می تواند نشانگر تمام چیزهایی باشد که ما در ذهن خود داریم و یاد گرفته ایم – ثابت و بدون حرکت – و اما هوشی که در ذهن ما وجود دارد می تواند مانند صفحه ی ویکی پیدیا باشد، به صورت اتوماتیک لود شده و از طریق آن می توان با صدها ایده ی دیگر در تماس باقی ماند. همانطور که از هر صفحه ی اینترنت به راحتی می توانیم به صفحات دیگر رجوع کنیم، در ذهن خود نیز می توانیم در عرض چند ثانیه، ایده های مختلف را مورد تحلیل و بررسی قرار دهم.

در این مثال ما سعی کردیم ادراک خود از عملکرد ذهن را برای شما به عینیت نزدیک کنیم. شما می توایند قضاوت کنید که ما در کار خود موفق بوده ایم یا نه. حالا برای اینکه ضریب هوشی خود را افزایش دهید سعی کنید این کار را خودتان امتحان کنید. در مورد طبیعت، اینترنت و هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد این کار را انجام دهید و به ادراک خود قابلیت ملموس اعطا کنید. مرحه 4

تقارن یابی

استدلال ماتریسی به منظور محاسبه ی "توانایی حل مشکلات به طور غیر شفاهی، استدلال استقرایی و قیاس سه بعدی" می باشد.

در ساخته سینمایی "ذهن زیبا" جان نش "(راسل کرو)" توانایی خارق العاده ای در تقارن یابی برای هر شی در هر موقعیت مکانی دارد. شما هم باید یک چنین تمرینی را آغاز کنید. قدم بزنید و در طی زمانی کمتر از 10 دقیقه شروع کنید به ساختن نوعی حس مرئی از اطراف خود. سعی کنید در هرج و مرج و آشفتگی هایی که در اطرافتان وجود دارد نوعی هماهنگی ایجاد کنید. زاویه ای را که ناودان قدیمی با پیاده رو خیابان می سازد را در نظر بگیرید، ببینید که چگونه شیشه های برف پاک کن اشعه های خورشید را باز تاب می دهند، به فاصله ای که اگر میان برگ های درختان نبود از آنها یک پرده درست می کرد توجه کنید و ...به جای اینکه به آسفالتی که بر روی آن قدم می زنید توجه کنید، به بازتاب نور در آب راکدی که داخل یک گودال کوچک خیابانی ریخته شده، توجه کنید.

الگوهایی که در تست IQ از آن استفاده می شود، نمی تواند به طور آشکارا نشانگر زندگی حقیقی روزمره باشد. البته تا کنون که اینطور نبوده – اما هدف ما فقط افزایش ضریب هوشی شماست و قصد داشتیم تا به شما یاد بدهیم که چگونه میتوانید با دقت و توجه بیشتری به محیط پیرامون خود نگاه کنید و ببینید که چقدر راحت فضای اطرافتان در هر لحظه در حال تغییر و تحول است

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

خانمها از هدایای شما چه استنباطی میکنند؟| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 8:58 بعد از ظهر  

 

 

 

 

با اینکه ممکن است مناسبات و تعطیلی های مختلف در طول سال لحظات خوشی برای گذراندن کنار همسرتان باشد، اما یک نکته خیلی مهم در اکثر این تعطیلی ها را فراموش کرده اید: هدیه دادن. چه عید باشد، چه نوروز، چه ولنتاین، روز زن و روز مادر، سالگرد ازدواجتان یا یک جشن تولد معمولی، مهارت شما در هدیه دادن به دقت مورد توجه همسرتان، نزدیک ترین دوستش، مادرش و و و خواهد بود.

لازم به ذکر نیست که هدیه دادن اهمیت بسیار زیادی دارد، پس صرفنظر از هدیه ای که میخرید، به نکات دیگری هم باید توجه کنید. با اینکه ممکن است خیلی پول خرج کرده باشید تا در اولین روز قرارتان با خانمی، با هدیه تان احساس خوبی در او ایجاد کنید، اما اگر هدیه را خیلی ساده با روزنامه کادوپیچ کنید،حتی بهترین هدیه ها هم بی ارزش جلوه خواهد کرد. پس اگر فکر می کنید که خودتان از عهده اش برنمی آیید، بهتر است کمی بیشتر خرج کنید و از یک متخصص کادو کردن بخواهید که هدیه تان را کادو کند. حالا اجازه بدهید بیشتر به محتوای هدیه تان توجه کنیم. می خواهیم به شما بگوییم که خانمتان درمورد هدیه ای که به او می دهید چه فکری خواهد کرد.

طلا و جواهرات

از آنجا که طلا و جواهر گران است و خیلی راحت می توان با آنها پز داد، معمولاً برای رابطه های خیلی جدی نگه داشته می شود. تصور خانمتان از چنین هدیه ای این خواهد بود که رابطه تان کاملاً جدی است و شما با اینکار تعهدتان را به او نشان داده اید. خانم ها خوب می دانند که مردها معمولاً برای یک رابطه الکی اینقدر پول خرج نمی کنند و چنین هدیه ای به آنها نشان می دهد که دوستشان دارید. اما اگر در دادن چنین هدیه ای به خانمی عجله کنید دو واکنش را در او به همراه خواهد داشت: 1) خانمی را که از احساسش به شما مطمئن نیست را می ترساند. 2) چون ممکن است احساس کند که می خواهید با چنین هدیه ای احساسش را بخرید، برایش آزاردهنده خواهد بود.

عطر

عطر در هدایای شخصی حد نهایی است، حتی بیشتر از طلا و جواهرات. رایحه ای که خانم ها بعنوان عطرشان انتخاب می کنند بسیار خاص و شخصی است. این یعنی شما باید خانمی را خیلی خوب بشناسید تا بتوانید عطری برایش بخرید که با سلیقه اش جور باشد. پس چون ممکن است برسد که در دقیقه آخر برایش هدیه خریده اید و وقت آنچنانی برایش نگذاشته اید، بهتر است تا می توانید از خریدن چنین هدیه ای خودداری کنید مگر اینکه بدانید دقیقاً چه عطری دوست دارد.

وسایل الکترونیکی

زندگی کردن در دنیای مدرن امروزی که تکنولوژی نقش بسیار مهمی در آن دارد، عجیب نیست که یک ابزار یا وسیله الکترونیکی برای او بخرید. این هدیه چه یک iPod باشد چه یک نوت بوک، به هر حال بسیار گرانقیمت خواهد بود و باعث می شود او تصور کند که شما فکر می کنید لیاقت این را دارد که با این تکنولوژی ها زندگیش کمی راحت تر شود. به خاطر تنوع زیاد اینگونه وسایل، می توانید به او ثابت کنید که با توجه به شیوه زندگی و علایق او، چقدر وقت گذاشته اید و برایش ارزش قائل بوده اید و آن چیزی را برایش هدیه گرفته اید که واقعاً به آن نیاز داشته است.

سفر

اختصاص دادن وقتتان به او می توانید یکی از ساده ترین و بهترین هدایایی باشد که به خانمتان می دهید. این اختصاص دادن وقت می تواند به هر طریقی صورت گیرد، از یک مسافرت گرفته تا یک اردو یا پیکنیک یک روزه و مطمئن باشید که تجربه ای بسیار لذت بخش برای او  خواهد بود.

علاوه بر این، خیلی از خانم ها چنین هدیه ای را نشانه این می دانند که وقت گذراندن در کنار او برای شما اهمیت زیادی دارد . برای رابطه تان ارزش قائلید. این هدیه برای کسی که فکر می کنید همانی است که می خواهید و دلتان نمی خواهد با یک هدیه مادی، او را از سر خود باز کنید، بسیار عالی است. تنها مسئله این است که نباید اجازه بدهید او بویی از ماجرا ببرد، اما خوب از قبل برنامه ریزی کنید تا هیچ مشکلی برای هیچکدامتان پیش نیاید.

لوازم خانگی

به استثنای درخواست های ویژه، خریدن لوازم خانگی به عنوان هدیه، این پیام را به همسرتان می رساند که ذره ای از عشق در وجود شما نیست یا اینکه به او فقط به عنوان یک خدمتکار نگاه می کنید که باید کارهای خانه را انجام دهد. بااینکه یک جاروبرقی جدید می تواند خیلی برای او مفید باشد، اما عملاً آتش عشق را در وجود او روشن نمی کند و باعث نمی شود که احساس خاص بودن کند.

اگر تصمیم گرفته اید که هدیه تان مسخره و بیهوده نباشد و برایش کاربردی باشد، بهتر است سراغ لوازم خانگی هایی بروید که کمی تجملاتی تر باشند. مثلاً یک دست ملحفه نخی مصری با طرح بسیار زیبا یا یک دستگاه قهوه ساز مدرن انتخاب بدی نیست و به او نشان می دهد که می خواهید سطح فعالیت های روزمره او را بالاتر ببرید.

وقتی از خودش بپرسید

با اینکه با اینکار می توانید دقیقاً همان چیزی را برایش هدیه بگیرید که خودش میخواهد، اما ممکن است این احساس را در او ایجاد کند که شما زحمت فکر کردن اینکه او چه می خواهد را به خودتان نمی دهید. اما اگر خانمتان خیلی وسواسی است و دوست دارد همیشه چیزی را که خودش انتخاب کرده بخرد، سعی کنید باتوجه به وضعیت جیبتان در کنار آن هدیه، یک هدیه کوچک هم با انتخاب خودتان برایش بخرید.

خوردنی/نوشیدنی

با اینکه یک جعبه شکلات و یک جعبه نوشیدنی اعلا هدیه خیلی خوبی برای همسایه، همکار یا عمویتان است، اما اصلاً برای همسرتان مناسب نیستند. اگر با خانمی رابطه دارید که خیلی از اینجور خوردنی ها لذت می برد، می توانید گاه و بیگاه یا شکلات یا هر چیز دیگری که دوست دارد غافلگیرش کنید. درغیراینصورت اگر بخواهید برای یک هدیه مهم چنین چیزهایی را برایش بخرید، در نظر او خیلی پیش پا افتاده و ارزان خواهد آمد.

البته منظور ما این نیست که خرید یک جعبه شکلات بد است، نه اما اگر بخواهید شکلات را بعنوان هدیه اصلی به او بدهید جلوه خوبی ندارد.

خط آخر

هدیه دادن—و گرفتن—می تواند برای هر کسی یک موقعیت خیلی استرس آور باشد، مخصوصاً برای آنها که در یک رابطه هستند. حتی خانم هایی که اصلاً مادی گرا نیستند هم هدیه ای که به آنها می دهید را نشاندهنده مقدار ارزشی که برای رابطه تان قائلید و مقدار علاقه تان به آنها می دانند.

بااینکه ممکن است تصمیم گرفتن درمورد اینکه چه هدیه ای برای او بخرید کار سختی باشد، اما اگر کمی دقت کنید می بینید که همه خانم ها خودشان به اندازه کافی به شما نخ می دهند که چه چیزی لازم دارند یا دوست دارند داشته باشند. این شما هستید که باید به حرکات و حرف هایشان دقت و توجه داشته باشید تا هدیه دادن برایتان به تجربه ای بسیار لذت بخش تبدیل شود.

 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

خانمها درک میکنند-حسادت پوچ و بی معناست| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 8:49 بعد از ظهر  

 

 

 

 

اگر تا کنون حس حسادت نسبت به چيزي داشتيد، یا به عبارتی اگر واقعاً يک چنين حسي کرده باشيد، آنوقت دقيقاً متوجه مي شويد که منظور من چيست. قلبتان آنقدر تند مي زند که گويي مي خواهد از سينه تان جدا شود. نفستان در سينه حبس ميشود و ترس تمام وجودتان را فرا مي گيرد. حسادت نه تنها مي تواند عزت نفس را در وجود شما بکشد، بلکه اجازه نمي دهد بدن شما به صورت نرمال واکنش نشان داده و عملکرد روزانه طبيعي خود را دنبال کند. حسادت مي تواند روابط را از هم بپاشاند و خانواده ها را نابود کند.

براي بيشتر خانم ها حسادت به صورت يک حس هميشگي در مي آيد و به مرور زمان تبديل به يک بيماري مزمن مي شود. زمانيکه اين حس به آنها حمله مي کند، هيچ گونه کنترل و قدرتي بر روي آن ندارند.

سايت اينترنتي اعتماد به نفس براي خانم ها (selfesteem4women.com) تحقيقات متعددي را بر روي 000/50 زن انجام داده که در اين ميان نيمي از آنها با قاطعيت تمام اظهار داشته اند که حس حسادت در آنها وجود دارد. به هر حال اگر يک خانم باشيد به احتمال 50-50 قادر هستيد که اين حس را در وجود خود نابود کنيد.

يکي از موارد جالب در مورد حسادت اين است که مقوله حسادت هر روزه در حال رايج تر شدن مي باشد، اما حتي اگر مانند بيماري به نظر برسد، بايد توجه داشت که يک بيماري به حساب نمي آيد. شما مانند بيماري نمي توانيد آنرا از کس ديگري بگيريد و از ديگران به شما سرايت نمي کند. اما چرا در حال حاضر حسادت شايع تر از گذشته است؟

خانم ها به خصوص در جوامع غربي اخيراً تغييرات و تحولات اجتماعي قابل توجهي را در حال تجربه کردن هستند. خانم ها در حال حاضر موقعيت هاي زيادي را براي پيشرفت و ترقي در برابر خود دارند که در طول تاريخ بي نظير بوده است. در يک کلام مي توان گفت که خانم ها به طور کلي انتخاب هاي بي سابقه اي را در زندگي پيش روي خود مي بينند.

حتي خانم هايي که از دنياي جنسي به دور هستند باز هم اين حق را دارند که شريکي رمانتيک مطابق با آنچه خودشان مي خواهند انتخاب کنند. آنها مي توانند انتخاب کنند که با چه کسي و براي چه مدت زماني ارتباط برقرار کنند. آنها مي توانند انتخاب کنند که مادر شوند و يا کار کنند، و حتي مي توانند هر دوي اين موارد را در کنار هم داشته باشند؛ اما چرا برخي از خانم ها توانایی بزرگداشت چنين موقعيت مناسبي که در پيش رويشان قرار گرفته است را ندارند؟ چرا به جاي اينکه احساس قدرت کنند باز هم برخي از آنها تصور مي کنند که ناامن هستند، در دام گرفتار مي شوند و ميترسند؟ دليلش اين است که وقتي قدرت انتخاب کردن به ميان مي آيد، ميزان انتخاب ها زياد مي شود و در اين حالت خانم ها قدرت انتخاب کردنشان را از دست مي دهند.

اين حقيقت ساده مي تواند به شما کمک کند تا در دور تسلسل حسادت گرفتار نشويد؛ اما شما بايد اين قدرت را در وجود خود افزايش دهيد. در عين حال بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که تنها با خواندن لغات و کلمات به نتيجه ي دلخواه نميرسيد.

در اين ميان شما نياز به شجاعت نيز داريد. خانم هايي که نمي توانند خودشان را با مبحث "از دست دادن" تطبيق دهند، معمولاً در رديف انسان هاي حسود قرار ميگيرند. حسادت زماني در وجود شما ايجاد مي شود که خودتان را در موقعيتي ببينيد که در حال از دست دادن چيزي هستيد که برايتان ارزشمند بوده است و يا چيزي را که مال شما بوده از شما بگيرند.

اما زماني که حس حسادت به شما دست مي دهد، چه اتفاقي مي افتد؟ احساسات شما سبب بروز چه نوع رفتاري در شما مي شوند؟ شما ديگر دوست داشتني نخواهيد بود، بيش از اندازه و به صورت غير منطقي متوقع مي شويد، توانايي اعتماد کردن به ديگران را از دست مي دهيد، و در حقيقت مي توان گفت که هر چيزي که ميخواهيد باشيد درست در نقطه ي عکس آن قرار مي گيريد و تبديل به شخصي ميشويد که اصلاً دلتان نمي خواهد باشيد. رفتارتان تاثير عکسي بر روي اطرافيان ميگذارد و زمانيکه کاري را انجام مي دهيد تا به نتيجه ي خاصي برسيد، دقيقاً به نقطه عکس آن نتيجه مي رسيد. حسادت سبب مي شود تمام چيزهايي را که قصد داريد از آنها محافظت کنيد، از دست بدهيد.

از سوي ديگر خانم هايي که مي توانند قبول کنند که هميشه احتمال از دست دادن وجود دارد، مي توانند خيلي راحت تر بر مشکلات خود غلبه کرده و از توانايي ها و داشته هاي خود به بهترين نحو استفاده کنند. به جاي اينکه ناراحت اين امر باشند که ممکن است زماني شغل، دوست و يا چيز ديگري را از دست دهند، تمام حواس خود را بر روي اين مطلب متمرکز مي کنند که از لحظه هايي که در آن شغل هستند و يا از زماني که با آن فرد بخصوص هستند، بيشترين لذت را ببرند. اين نوع نگرش، خانم هاي حسود را از خانم هاي غير حسود جدا مي کند. اين نگرش جالبي است و به راحتي مي تواند نظر ديگران را به شما جلب کند.

از اين گذشته زمانيکه ديگران چنين خصيصه ي اخلاقي جذابي را در وجود شما کشف کنند، ديگر به راحتي از شما جدا نخواهند شد.

گام بعدي براي خانم هاي حسود.....

بايد بپذيريد که شما هم انسان هستيد و قبول کنيد که نمي توانيد کل دنيا را مجاب کنيد که مطابق ميلتان عمل کند. با اين وجود بايد توجه داشته باشيد که:

  • حق انتخاب داريد
  • مي توانيد بر روي ديگران تاثير گذار واقع شويد (اما نه اينکه بخواهيد آنها را کنترل کنيد.)
  • اگر هشيارانه انتخاب کنيد و تاثير مثبت بگذاريد، احتمال ايجاد حس اعتماد به نفس، امنيت و ارزش به بالاترن ميزان خود افزايش پيدا مي کند.

شما به عنوان يک زن، توانايي هايتان خيلي بالاتر از آن چيزي است که فکرش را ميکنيد. هر لحظه اين حقيقت را در ذهن خود مرور کنيد و آنرا با خود تکرارا نماييد. اگر مي خواهيد اين مطلب همواره در ذهنتان باشد مي توايند بر روي يک تکه کاغذ بنوسيد "من از عهده ي همه کارها بر مي آيم" يا مي توانيد آنرا با رژ لب بر روي آينه اي که هر روز خودتان را در آن نگاه مي کنيد، بنويسيد!

مسئوليت کامل اين حس را به عهده بگيريد. هيچ کس مسبب آن نيست، جز خود شما؛ و اگر قرار است تنها يک نکته از اين مقاله در ذهنتان باقي بماند اين مطلب را به خاطر بسپاريد: اگر اجازه دهيد حسادت بر شما غلبه کند، هميشه چيزي را که در تلاش براي محافظت از آن هستيد، از دست خواهيد داد.

هيچ شکي وجود ندارد – حسادت امري پوچ و بي اساس است

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

راز شادکامی برای دستیابی به بالاترین لذت زندگی| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 8:45 بعد از ظهر  

 

 

 

 

برای خیلی از ما هدف زندگی فقط پر بودن حساب بانکی، داشتن بهترین خانه و جدیدترین اتومبیل نیست. هدف زندگی برای خیلی از افراد فقط خوشبختی است، خوشبختی.

بعضی از آدم ها ممکن است خوشبخت تر از دیگران به دنیا آمده باشند و بتوانند لذت زندگی را تمام و کمال ببرند. برای بقیه، دست یافتن به خوشبختی چندان هم ساده نیست، یعنی برای آنها اینطور برنامه ریزی نشده است.

اما اینهم مثل برنامه ریزی های دیگر، قابل تغییر است. شما می توانید بااستفاده از نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم، برنامه زندگیتان را از نو بنویسید تا بالاترین درجه خوشبختی از آنِ شما شود.

  • ببینید چه چیز شما را خوشحال می کند. افراد مختلف با چیزهای مختلفی خوشحال می شوند. اگر نمی دانید که چه چیز باعث شادی شما می شود، چیزهای مختلف را امتحان کنید. موارد زیر می تواند شروع خوبی برایتان باشد.
  • اطرافتان را با افراد شاد و خوشبخت پر کنید. اگر در کنار افراد عصبانی، افسرده و ناراحت باشید، به شما هم منتقل خواهد شد. کاری هم از دست شما ساخته نخواهد بود. اما اگر در کنار افراد شاد و خوشحال باشید، شادی آنها به شما نیز انتقال می یابد و عادات آنها را یاد گرفته و مثل آنها به اتفاقات بد واکنش می دهید. و خیلی زود ریشه افکار و تاثیرات منفی از زندگیتان کنده شده و افکار مثبت جای آن را خواهد گرفت.
  • قدردانی کنید. سعی کنید هر روز زمانی را به قدردانی و شکرگذاری اختصاص دهید. به این فکر کنید که باید بابت چه چیز و از چه کسانی شکرگذار باشید و از کسانی که کار خوبی برایتان کرده اند، به طریقی تشکر و قدردانی کنید.
  • به راه حل فکر کنید. به جای فکر کردن به مشکلات، به مرحله بعدی بروید: اینکه چطور می توانید آن را حل کنید. اگر بتوانید همیشه به راه حل مشکلات فکر کنید و چنین طرز فکری را در خود رشد دهید، مطمئناً بسیار شادتر زندگی خواهید کرد.
  • با دیگران ارتباط برقرار کنید. تاجایی که می توانید با کسانیکه دوستشان دارید وقت بکذرانید. این میتواند یک تلفن زدن ساده یا یک ملاقات کوتاه باشد. با آنها گفتگو کنید، کارهایتان را با هم انجام دهید و صمیمیت برقرار کنید.
  • مسائل را بپذیرید. ممکن است معمولاً از نآن آن آگاه نباشیم اما معمولاً میخواهیم خودمان، اطرافیانمان و چیزهای اطرافمان را تغییر دهیم. این راه قطعاً به بدبختی و ناراحتی منجر خواهد شد چون ما قادر به عوض کردن و کنترل دنیا نیستیم. باید مه چیز را آنطور که هست بپذیریم، سعی کنیم نهاآنها را درک کنیم یا یایا حتییا حتی دوستشان بداریم. خودتان را هم باید آنطور که هستید بپذیرید و به خودتان اجازه دهید که فقط خودتان باشید، سعی کنید خودتان را درک کرده و دوست داشته باشید. با سایرین هم همین برخورد را داشته باشید.
  • برای چشیدن طعم زندگی وقت بگذارید. به جای پریدن از یک شاخه به شاخه دیگر و با عجله انجام دادن کارها، تصمیم بگیرید که هر روز کارهای کمتری را انجام دهید، قرارملاقات های کمتری بگذارید و... آنگاه هر کار را آرام تر، با تمرکز و راحتی بیشتر انجام دهید و سعی کنید زمان حالتان را از دست ندهید و از آن نهایت استفاده و لذت را ببرید.
  • به جزئیات دقت کنید. زمانی که احساس خوبی دارید، از هیچ چیز ناراحت نیستید، غذایی واقعاً خوشمزه را مزه می کنید، یا هر احساس مطبوع دیگر را تشخیص دهید. دقت کردن به این جزئیات ساده به شما کمک می کند روی زمان حال متمرکز شوید.
  • به خودتان جایزه بدهید. هر روز چند دقیقه هم که شده برای جایزه دادن به خودتان وقت بگذارید. این جایزه هر چیزی می تواند باشد، یک تکه شکلات، یک حمام گرم، راه رفتن با پای برهنه روی چمن های حیاط، یا حتی یک چرت کوتاه.
  • این باید بگذرد. وقتی اتفاقات بد می افتد، و شما برای قبول آن مشکل دارید، همانطور که گذشتگان فکر می کردند، با خودتان فکر کنید: این هم باید بگذرد. و مطمئن باشید که آن اتفاق بد هم گذشته و شما جان سالم به در خواهید برد.
  • بخشش کنید. وقتی به دیگران بخشش می کنید، چه پول باشد یا وسائلی که دیگر به آن نیازی ندارید یا حتی وقتتان یا عشقتان، شادتر خواهید شد. همین امروز اینکار را امتحان کنید، مطمئن باشید که تفاوت شگرفی در زندگیتان حاصل خواهد شد.
  • علایقتان را دنبال کنید. اگر کاری را انجام دهید که واقعاً به آن علاقه داشته باشید، مطمئناً شادتر خواهید بود. این یکی از بهترین کارهایی است که میتوانید برای نزدیک شدن به احساس شادی و خوشبختی انجام دهید. اگر غیرممکن به نظر رسید، دلسرد نشوید. دیگران هم این کار را انجام داده اند پس مطمئن باشید که شما هم می توانید.
  • به دستاوردهایتان نگاهی بیندازید. به جای اینکه به کارهای نکرده تان یا به کارهایی که در آن شکست خورده اید نگاه کنید، به کارهایی که با موفقیت به پایان رسانده اید فکر کنید. خیلی وقت ها این کارهای خیلی بیشتر از آن چیزی است که خودمان فکر می کنیم.
  • بخندید. عمل ساده خندیدن به تنهایی می تواند شما را شادتر کند. یک فیلم خنده دار نگاه کنید، جوک بگویید، کتاب های طنز و فکاهی بخوانید و تا میتوانید بخندید.
  • بفهمید که استحقاقش را دارید. شما شایسته شادی و خوشبختی هستید. همین جمله ساده برای خیلی از افراد اهمیت زیادی دارد چون آنها تصور نمی کنند که واقعاً استحقاق شاد بودن را داشته باشند. اگر احساس می کنید شما نیز چنین تصوری از خود دارید، باید اول بفهمید که این تصور نادرست است و شما لایق بالاترین شادی ها هستید.
  • در کارتان غوطه ور شوید. وضعیتی وجود دارد که در آن شما خودتان را در کاری غرق می کنید و دنیای اطرافتان را فراموش می کنید. این کار موجب شادی و بازده بسیار بالا خواهد شد. با از بین بردن چیزهایی که باعث پرت شدن خواستان می شود، و شروع یک کار مشکل (اما قابل انجام) و مورد علاقه خود می توانید به شدی دست پیدا کنید.
  • هدف داشته باشید. داشتن هدف های زیاد منجر به بیهودگی می شود. یک هدف برای خود انتخاب کنید و روی آن متمرکز شوید. و برای رسیدن به آن تا میتوانید تلاش کنید. رسیدن به هدف ها موجب شادی و خوشبختی شما میشود.
  • الهام بگیرید. کتاب ها و مجلاتی که درمورد داستان های موفقیت آمیز مربوط به کاری که میخواهید انجام دهید، نوشته اند، را مطالعه کنید. اینکار به شما الهام و انرژی می دهد.
  • جشن بگیرید. وقتی کار درستی انجام می دهید، وقتی کاری را به پایان میرسانید، و احساس می کنید از نتیجه کار راضی هستید، به خودتان جایزه بدهید و جشن بگیرید.
  • خودمختار شوید. سعی کنید حداقل در یکی از جنبه های زندگی خود خودمختار شوید. اگر در زمینه کارتان باشد که بسیار عالی خواهد بود اما اگر اینطور نبود جای دیگری را پیدا کنید مثل یک سرگرمی فرعی یا یک فعالیت اجتماعی. برای شاد بودن باید کنترل کارهایتان دست خودتان باشد.
  • برای انجام کارهایی که دوست دارید، وقت بگذارید. با کم کردن بعضی از تعهداتی که علاقه چندانی به انجام آن ندارید، و جایگزین کردن آن با کارهایی که به آن علاقه مندید، شادی را تجربه کنید.
  • مهربانی کنید. هر روز، سعی کنید به طریقی به اطرافیانتان مهربانی کنید. این مهریانی ها هر چند هم کوچک باشد، مثل باز کردن درب برای دیگران، لبخند زدن به آنها و از این قبیل، باعث شاد شدن شما می شود.
  • ورزش کنید. یک پیاده روی کوتاه یا دو می تواند استرس شما را کاهش داده و روحیه تان را تقویت کند. هیچ کاری سخت نیست.
  • افکار منفی را از بین ببرید. افکارتان را تحت کنترل داشته باشید. وقتی به افکار منفی رسیدید سعی کنید به جای آن به چیزی خوب فکر کنید.
  • حسادت هیچ کمکی به شما نمی کند. خیلی ها عادت دارند همیشه به افراد موفق و شاد حسادت کنند. مطمئن باشید اینکار شما را به هیچ کجا نمیرساند. به جای حسادت ورزیدن سعی کنید برای آنها خوشحال باشید. بعد روی خودتان و کارهای مثبتتان تمرکز کنید.
  • از دیدن و گوش دادن به اخبار خودداری کنید. شاید این به نظرتان پیشنهادی عجیب بیاید اما مطمئن باشید اگر یکبار آن را امتحان کنید هیچوفت پشیمان نخواهید شد. به جای اخبار می توانید کتاب هایی بخوانید یا به موسیقی گوش دهید که روحیه تان را تقویت میکند.
  • یک چیز جدید یاد بگیرید. عجیب است که خیلی از ما از امتحان کردن کارهای جدید واهمه داریم و وقتی چیزی را نمی دانیم خیلی زود می پذیریم. اما یاد گرفتن مهارت های جدید یا اطلاعات تازه یکی از لذت بخش ترین کارهایی است که می توانید انجام دهید.
  • به طبیعت روی آورید. برای تماشای طلوع یا غروب خورشید بیرون بروید. آب را تماشا کنید، چه رودخانه باشد، چه دریا و چه اقیانوس. ابرها و ستاره ها را تماشا کنید. به حیوانات نگاه کنید. به آدم ها نگاه کنید. و از همه طبیعت الهام بگیرید.
  • بیشتر بخندید. وقتی در یک موقعیت ناراحت کننده هستید، به اطرافتان نگاهی بیندازید؛ پوچ بودن آن را درک کنید و فقط بخندید. مطمئن باشید برای هیچ کس اهمیتی نخواهد داشت. پس بخندید و شاد باشید.
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

5 نوع ازدواج - شما جزء کدام گروه هستید؟| دوشنبه ششم اسفند 1386 | 8:43 بعد از ظهر  

 

 

 

ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

ازدواج یکنواخت

وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید.

همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد.

با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید.

به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.

ازدواج سوء استفاده گرانه

این ازدواج  ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاینرو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است.

هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند.

باید برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سوء استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آگاه تنها راه چاره شما ترک آن زندگی است.

ازدواج مقام و عنوان

البته مهم است که با مردی ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست.

اگر ازدواج شما یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او را در قلبتان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید.

برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید.

ازدواج همسر غایب

در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچوقت همدیگر را نمی بینید.

شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند.

بعلاوه، کارها و فعالیت های زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آنِ خود کند، اما اگر می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزنداتان تمام میشود، مراقب باشید چون ارزشش را ندارد.

دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد.

ازدواج  بادوام

اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین ازدواجی داشته اند.

این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختیشان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان، شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند.

چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.

ازدواج شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |