اختلال وسواس – جبري چيست ؟| سه شنبه هفتم اسفند 1386 | 7:19 بعد از ظهر
اختلال وسواس – جبري چيست ؟
نگراني ها – ترديدها ، باورهاي خرافي که معمولاً در زندگي روزمره شايع هستند اگر جنبه افراطي و شديد به خود بگيرند وسواس مي نامند . مثلاً يک فرد در هنگام شستشوي دست و يا بدن و يا بازرسي و چک کردن ، به صورت خيلي زياد و شديد دست به اين عمل بزند که در مواقع وجود مانع فرد دچار اضطراب و استرس شود .
اختلال وسواس به دو صورت فکري و عملي نمود مي کند و در تمام سنين رخ مي دهد اما در سنين جواني کمي شايعتر مي باشد .
- وسواس فکري ؛
افکار ، تصاوير يا تکانه هايي هستند که مکرراً رخ مي دهند و احساس مي شود خارج از کنترل هستند که شخص نمي خواهد اين افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده مزاحم و بي معنا تلقي مي کند .
شايعترين نوع وسواس فکري عبارتند از :
-
ترس هاي آلودگي به ميکروب ها و چرک
-
ترديد و شک نسبت به انجام دادن درست يک کار
-
افکار مزاحم در خصوص تکرار يا عمل پرخاشگرانه يا جنسي
-
تقارن و يا دقت بيش از حد
-
شک ديني و يا اخلاقي مفرط
- وسواس عملي ؛
- اعمال اجباري هستند که شخص بارها و بارها و بر طبق يکسري قواعد و مناسکي براي خنثي کردن افکار وسواسي خود اقدام به انجام آن مي کند.
شايعترين نوع وسواس عملي عبارتند از :
ولي علائمي مانند نفرت و يا نگراني از دفع ترشحات بدن ( مانند ادرار ، مدفوع ، بزاق )ترس از احتمال وقوع اتفاقي وحشتناک ( آتش سوزي ، مرگ وابستگان ، زهدورزي و عبادت مفرط ، اعتقاد به اعداد سور و نحس ، مسواک زدن شديد و مفرط ، رسيدن به سرو وضع خود به نحو افراطي رسيدن ، مو کندن از بدن و ناخن جويدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد .
اين بيماري در مواردي با افسردگي همراه مي باشد .
¯ توصيه به خانواده ها :
۱ – استرس و موارد بحران وضعيت بيمار را بدتر کرده و احتمال عود را افزايش مي دهد لذا علي رغم ايجاد مشکلات و آشفتگي در خانواده به واسطه اين بيماري در منزل سعي نمايند فضاي با آرامشي برقرار باشد .
۲ – بيمار رواني نياز به درک خود از طرف ديگران دارد لذا پائين آوردن انتظارات به طور موقت ، مهربان و شکيبا بودن کمک کننده خواهد بود .
۳ -بدانيد بيمار براي رفع اضطراب خود دست به اعمال و مناسک وسواس گونه مي زند و هيچ کس به اندازه خود او از رفتارهايش متنفر نمي باشد . لذا از قضاوت و يا مسخره نمودن اعمال او حذر نمايند .
۴ - شما درگير رفتارهاي وسواسگونه بيمار نشويد اما حد و حدود اين اعمال بايد به روشني مشخص شده و فرد وسواسي طبق همان محدوديتها و قواعد عمل نمايد .
۵ - به بيمار جهت ترک اعمال خود فشار وارد نياوريد ولي به طور دائم به تکاليفي که درمانگر براي انجام تکاليف خاص تعيين نموده گوشزد نمايند .
۶ - حرکات رفتاري که براي بيمار بسيار سخت است و قادر به انجام آن نمي باشد به صورت آهسته و در دراز مدت تغيير دهيد و هميشه تغييرات را به بيمار گوشزد نمائيد .
۷- خشونت ، تهديد به خودکشي و يا ديگر کشي را جدي بگيريد .
۸- بايد مواظب اعتماد به نفس بيمار باشيد بجاي او تصميم نگيريد ولي در تصميم گيري او را کمک نمائيد .
۹ - فعاليتهاي روزانه دويدن ، شنا ، ورزشهاي گوناگون که باعث صرف انرژي مي شود را زياد نمائيد .
۱۰ - تلاش موفقيت آميز فرد براي موفقيت در برابر وسواس را مورد تشويق قرار دهيد .
۱۱ - دائم رفتارها و علائم بيماري را زير نظر داشته باشيد در صورت ظهور علائم جديد و علائم عود مسئله را با درمانگر در ميان بگذاريد .
” نمي توانم جلوي خودم را بگيرم ! “
نا هنجاري وسواسي – جبري
مريم مي ترسد كه به هرچيزي دست بزند آلوده به ميكروب باشد . بنابراين براي باز كردن درها دستكش مي پوشد و هر چند دقيقه اجباراً دست خود را مي شويد تا از شر ميكروبها خلاص شود . بابك آنقدر زياد متوجه مرتب بودن است كه ساعتها در مرتب كردن و باز آرايي چيزهاي روي ميزش صرف مي كند . او قبل از آنكه همه چيز را دقيقاً سر جايش گذاشته باشد نمي تواند خانه را ترك كند.
اينها فقط دو نمونه از آثار ناهنجاري وسواسي – جبري است كه نوعي اختلال اضطرابي مي باشد كه مانع كارايي كامل بسياري از مردم مي گردد . ناهنجاري وسواسي – جبري اغلب در نوجواني يا جواني آغاز مي شود و حدود 2% جمعيت ايالات متحده را مبتلا مي كند كه شامل حدود 1 در 200 كودك و نوجوان مي شود .
فرد مبتلا به ناهنجاري وسواسي – جبري معمولاً از ترسهاي غير منطقي يا افكار وسواسي رنج مي برد و اغلب به صورت جبري رفتاري تكراري را براي برطرف كردن اضطراب ناشي از آن افكار وسواسي انجام مي دهد . او معتقد است كه اگر اين رفتار را انجام ندهد اتفاق بدي خواهد افتاد . زندگي افراد مبتلا به اين اختلال پراز اضطراب و شرمساري است و اغلب قبل از تشخيص و درمان سالها در عذاب هستند . پس از تشخيص افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي – جبري را مي توان با دارو يا رواندرماني يا تركيبي از آندو بخوبي درمان كرد.
داروهاي متعددي در مهار علائم اختلال وسواسي – جبري در بالغين مؤثر بوده اند (مطالعه اي در شماره 25 نوامبر 1998 جاما نشان مي دهد كه سرترالين هيدوكلرايد دارويي بي خطر و مؤثر در درمان كوتاه مدت كودكان و نوجوانان مبتلا مي باشد )
اختلال وسواسي – جبري چيست ؟
اين ناهنجاري نوعي اختلال اضطرابي است . افراد مبتلا از افكاري تنش زا و ناخواسته (فكر وسواسي) بستوه مي آيند كه اغلب بسيار ناخوشايند هستند . اين فكرهاي وسواسي ممكن است نگراني از آلودگي با ميكربها يا نجاست ، ترسهاي بي دليل از آسيب ديدن يا صدمه زدن به ديگران ، ترس از دست دادن كنترل و عمل بر اساس انگيزش هاي تهاجمي ، يا ترديدهاي زياد مذهبي يا اخلاقي باشد.
بسياري از مبتلايان به اين ناهنجاري مي پذيرند كه افكار آنها بي معني است اما نمي توانند به آنها فكر نكنند چون منجر به پريشاني بزرگي مي شود . در پاسخ به اين افكار وسواسي ، آنها ممكن است به افكار جبري رفتارهاي مقرراتي (عمل جبري ) دچار شوند كه بشدت تكرار مي شوند تا به آنها در برطرف كردن اضطراب ناشي از افكار وسواسي كمك كنند . اين اجبارها ممكن است به شكل شستشوي زياد ، يا بازرسي هاي مكرر براي اطمينان از مرتب بودن اوضاع باشد .
علل:
علت دقيق ناهنجاري وسواسي – جبري هنوز در جريان تحقيق است . عده اي بر اين باورند كه ممكن است ناشي از نامتعادل بودن سروتونين باشد كه يك پيامبر شيميايي در نفر است كه تصور مي شود در كنترل وضعيتهاي خلقي و هشياري دخالت دارد .
علائم :
علائم ناهنجاري وسواسي – جبري طيفي از خفيف تا شديد را در برمي گيرد . عده اي ممكن است فقط به فكرهاي وسواسي دچار باشند . برخي ممكن است بتوانند افكار وسواسي و رفتارهاي جبري خود را براي مدت كوتاهي مهار كنند و بدينوسيله علائم خود را در مدرسه يا محل كار پنهان كنند . اما هنگامي كه وضعيت شديد تر مي شود ، اختلال وسواسي – جبري آنقدر زندگي فرد را اشغال مي كند كه ديگر نمي تواند در فعاليت هاي روزانه عملكرد داشته باشد چون بسياري از وقت خود را صرف مراسم وسواسي خود مي كند . ناهنجاري وسواسي – جبري گاهي همراه افسردگي ، اختلالات تغذيه اي ، ناهنجاري سوء مصرف مواد، يك ناهنجاري شخصيتي ، ناهنجاري نقصان توجه يا ديگر ناهنجاريهاي اضطرابي مي باشد . اين اختلالات همراه ، در تركيب با تمايل به پنهان كردن مشكل ، تشخيص و درمان ناهنجاري را بسيار مشكل مي كنند . و بدين ترتيب افراد مبتلا به ناهنجاري وسواسي – جبري تا سالها پس از شروع علائم هيچ درماني دريافت نمي كنند .
درمان :
اين ناهنجاري را اگر زود تشخيص داده شود ، مي توان بخوبي با تركيبي از روان درماني (بويژه رفتار درماني ) و دارو درماني معالجه كرد . يك رويكرد ويژة رفتار درماني بنام ”مواجهه وجلوگيري از پاسخ“ تاثير خود را در درمان بيماران وسواسي – جبري ثابت كرده است . اين رويكرد شامل مواجهه كردن عمدي بيمار با فكر يا شيء هراس آور بصورت مستقيم يا از راه تصور خيالي است . مطالعات اخير نشان داده اند كه داروهايي كه بر پيامبر عصبي سروتونين اثر مي گذارند ، علائم ناهنجاري وسواسي – جبري را چشمگيرانه كاهش مي دهند.