تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  انسان سالم از ديدگاه روان شناسي
انسان سالم از ديدگاه روان شناسي
شناخت انسان سالم و به دست دادن ملاكى منطقى و علمى در اين باره دغدغه ديرپاى انسان بوده است. از اين رو طبيعى است كه تاريخ انديشه بشرى از تئوريها, آرزوها, توهمات و اسطوره هايى در اين زمينه پر باشد. چنانكه اديان الهى و مكتبهاى فكرى, فيلسوفان, عارفان و پيشواي ان دينى و اجتماعى, هر كدام به گونه اى, اين مسأله را در نظر داشته و درباره آنها سخن گفته اند...

شناخت انسان سالم و به دست دادن ملاكى منطقى و علمى در اين باره دغدغه ديرپاى انسان بوده است. از اين رو طبيعى است كه تاريخ انديشه بشرى از تئوريها, آرزوها, توهمات و اسطوره هايى در اين زمينه پر باشد. چنانكه اديان الهى و مكتبهاى فكرى, فيلسوفان, عارفان و پيشواي ان دينى و اجتماعى, هر كدام به گونه اى, اين مسأله را در نظر داشته و درباره آنها سخن گفته اند.

شناخت انسان سالم و به دست دادن ملاكى منطقى و علمى در اين باره دغدغه ديرپاى انسان بوده است. از اين رو طبيعى است كه تاريخ انديشه بشرى از تئوريها, آرزوها, توهمات و اسطوره هايى در اين زمينه پر باشد. چنانكه اديان الهى و مكتبهاى فكرى, فيلسوفان, عارفان و پيشواي ان دينى و اجتماعى, هر كدام به گونه اى, اين مسأله را در نظر داشته و درباره آنها سخن گفته اند.
روان شناسان, با تمام گونه گونى مكتبها و جامعه شناسان, با تفاوت ديدگاه هاشان دراين باره به پژوهش و نگارش پرداخته اند. به همين دليل حتى اشاره اى كوتاه به همه ديدگاه ها نيازمند نگاشتن كتاب يا كتابهايى حجيم است, از اين رو در اين مقاله نمى توان انتظار تفصيل يا پردازش به همه نظريه ها را داشت و ناگزير بايد به گزينش و انتخاب رو آورد.
تعريف سلامتى و شخصيت سالم
سازمان جهانى بهداشت w . h . o كه هدف خود را (حصول عالى ترين سطح ممكن بهداشت براى همه مردم) تعيين كرده است, در باره بهداشت و سلامتى, در اساسنامه خود اين گونه آورده است:
(حالت رفاه كامل جسمانى, روانى و اجتماعى است, نه صرفاً فقدان بيمارى يا عليلى.) 1
اين تعريف با آن كه نشان مى دهد منظور از سلامتى فقط بيمار نبودن نيست, و در عين حال كه سمت وسوى تلاش براى سلامتى را مشخص مى كند, خود هيچ چيزى درباره اين كه چگونه مى تواند چنان رفاهى را, در تمام زمينه ها به دست آورد ارائه نمى كند و آن را به عهده پژوهشگران گ ذاشته است, كه البته پژوهشگران و محققان نيز در هر دو ميدان, يعنى بهداشت جسم و بهداشت روان گامهاى جدى برداشته اند و ما در اين نوشته به بخشى ازآن تلاشها و دستاوردها در خصوص انسان و شخصيت سالم كه پايه بهداشت روان است اشاره خواهيم داشت.

تفاوت انسان سالم با انسان آرمانى

اين نكته شايان توجه است كه بين انسان سالم و انسان آرمانى يا انسان كامل (به اصطلاح عارفان) تفاوت است, هنگامى كه درباره انسان كامل (كامل در اصطلاح عرفان) سخن مى گوييم, سخن از انسانى است كه به عالى ترين درجه انسانيت رسيده است, تمام نيروهاى معنوى بالق وه او به (فعليت) رسيده اند, اما آن گاه كه از انسان سالم سخن مى گوييم, صحبت از كسى است كه در مسير درست زندگى قرار گرفته است, فرق نمى كند در كجاى كار باشد, در آغاز يا ميانه راه و يا به قله رسيده باشد. بنابراين مى توان گفت (انسان سالم) تعريفى عام تر دارد, ز يرا هر انسان كاملى, انسان سالم نيز هست, اما شايد بسيارى از افراد سالم در راه كمال باشند و با كمال مطلوب فاصله داشته باشند. به هر حال, صاحب نظران در تعريف سلامت جسمى معتقدند كه سلامت جسمى اين است كه شخصى در مسير رشد طبيعى قرار گرفته باشد, نيازهاى ضرورى آن تأمين شود, قسمتى از آن به دليل اختلال از انجام كار خويش باز نماند و سبب اختلال در تمام سازمان بدن نشود, و از همه مهم تر اين كه احساس درد و رنج و نقص در اعضاى بدن وجود نداشته باشد.
اگر سلامتى روانى را هم با همين ديدگاه تعريف كنيم بايد بگوييم:
سلامتى روانى اين است كه شخص در مسير رشد طبيعى روانى قرار گرفته و موانع رشد روانى از سر راه او برداشته شده باشد, تمام نيازهاى ضرورى روانى او تأمين شده باشد و از همه مهم تر اين كه احساس ناخوشايند نقص, درد و افسردگى روانى او را (زير فشار) قرار ندهد.
بنابراين سلامت; يعنى قرار داشتن در مسير رشد و بهره ورى صحيح, به فعليت رسيدن استعدادها, بدون نقص و درد و رنج فرساينده, و انسان سالم, كسى است كه از نظر جسمى و روانى در مسير رشد و بهره ورى از استعدادها و توانهاى خويش قرار گرفته باشد و موانع رشد روانى و جسمى . نقص, درد, ناراحتى شديد و افسردگى او را رنج ندهد.
اين سلامتى چگونه به دست مى آيد؟ اين پرسش كه تاكنون هزاران طبيب, روان پزشك و روان شناس در باره آن انديشيده اند و البته پزشكان در زمينه بيماريهاى جسم و روشهاى درمان به نقطه نظرهاى همگون و هماهنگ دست يافته اند, در حالى كه روان كاوان و روان شناسان در زمينه ش ناخت علل بيماريهاى روان و راههاى درمان آن, اختلاف بيش ترى دارند و اين نشأت يافته از پيچيدگى ماهيت روان آدمى است, ولى با اين حال تلاشهاى صورت گرفته بى فرجام نبوده است.

مكتب هاى روان شناسى انسان گرا

روان شناسى داراى مكتب ها, گرايشها و شاخه هاى بسيارى است, ولى پيش از اشاره به تفاوت هاى مكتب هاى روان شناسى لازم است تأكيد كنيم كه هر كدام از اين گرايشها و مكتبها براى خود فلسفه و جهان بينى خاصى درباره انسان دارند. به قول كارل راجرز (هر جريان در رو ان شناسى, فلسفه ضمنى خاص خود را درباره انسان دارد.)2
از لحاظ فلسفى, روان شناسى به دو گروه عمده تقسيم مى شود:
1. نمايان گر سنت تجربى: ساخت گرايى ـ رفتارگرايى
2. نماينده سنت دكارتى آرمان گرا: كنش گرايى, روان شناسى هاى گشتالت و هورميك.
آلپورت 3 در تقسيم بندى فلسفى و ريشه هاى دورتر مكاتب روان مى نويسد:
اجداد ساخت گرايى و رفتارگرايى, هابز, لاك, هارتلى, جيمز, استوارت ميل, بين, ماخ و اثبات گرايى منطقى, و در علوم طبيعى هلمهولتز بوده اند و اجداد كنش گرايى, روان شناسى هاى گشتالت و هورميك: لايب نيتز, كانت, برنتاند, هوسرل و ويندلباند مى باشند.
مكتب روان كاوى داراى عناصرى از هر دو سنت است, و قدرت نسبى آنها نيز بر طبق نظامهاى روان كاوى متغير است. 4
مفهوم يا تصور ذهنى از انسان رابطه نزديكى با زيربناى فلسفى مكتب دارد. اين مفهوم به طرز خاصى از طريق موضوع مكتب, رابطه بدن و ذهن را آشكار مى سازد. تا حد زيادى نارضايتى از تصور انسان كه بطور تلويحى در روان شناسى معاصر مطرح است موجب شده كه در دو دهه اخير جهت گيرى هاى جديدى همچون جهت گيرى انسان گرا و پديدار شناختى ـ اصالت وجودى, به طور ناگهانى پديد آيد.5
با اين كه هيچ كدام از مكتبهاى روان شناختى بدون پايه فلسفى نيست, ولى برخى تلاش كرده اند روان شناسى را نيز مانند فيزيك و ديگر علوم طبيعى دانشى كاملاً تجربى قلمداد كنند و از همان روشها در تحقيقهاى روان شناسى بهره ببرند.
روان شناسى كه در آغاز به جاى مطالعه سلامت روان به بررسى بيمارى روانى پرداخت, تا مدتها مطالعه استعداد بالقوه آدمى را براى كمال ناديده گرفت, اما در سالهاى اخير, شمار روزافزونى از روان شناسان به قابليت كمال و دگرگونى در شخصيت آدمى روى آورده اند.
(روان شناسان كمال)6 كه بيش تر آنها خود را روان شناسان انسان گرا 7 مى دانند, با ديدى نو به ماهيت انسان مى نگرند. انسانى كه آنها مى بينند با آنچه كه رفتارگرايى8 و روان كاوى9 , يعنى شكل هاى سنتى روان شناسى ترسيم مى كنند, متفاوت است.
روان شناسان كمال با ديده انتقادى به اين سنتها مى نگرند, چرا كه معتقدند نگرش رفتارگرايى و روان كاوى به ماهيت انسان محدود است, و اعتلايى را كه آدمى مى تواند بدان دست يابد, ناديده مى انگارد.
اين منتقدان مدعى اند كه رفتارگرايى, آدمى را چون ماشين مى بيند, يعنى (نظام پيچيده اى كه با شيوه هاى قانونمند رفتار مى كند.) 10 انسان به منزله ارگانيسمى منظم, ترتيب يافته و برنامه ريزى شده, با خود انگيختگى و سرزندگى و خلاقيت و چون دماپاى (ترموستات) تصوير شده است. روان كاوى نيز تنها جنبه بيمار يا درمانده و ناتوان طبيعت آد مى را عرضه داشته است, زيرا كانون توجهش رفتار روان نژند 11 و روان پريش12 است.فرويد و پيروان تعاليم وى نيز اختلالات عاطفى و نه شخصيت سالم, يعنى بدترين و نه بهترين وجه طبيعت انسان را مورد بررسى قرار دادند.نه روان كاوى و نه رفتارگرايى از استعداد بالقوه آدمى براى كمال, و آرزوى او براى بهتر شدن از آنچه هست, بحثى نكرده اند. در واقع, اين نگرش‌ها تصوير بدبينانه اى از طبيعت انسان به دست مى دهند. رفتارگرايان, آدمى را پاسخگوى كنش پذير محركهاى بيرونى, و روان كاوان, او را دستخوش نيروهاى زيست شناختى و كشمكش‌هاى دوره كودكى مى پندارند.
اما آدمى از نظر روان شناسان كمال, بسى بيش ازاينهاست.13
حاميان جنبش استعداد بشرى 14 سطح مطلوب كمال و رشد شخصيت را فراسوى بهنجارى15 مى دانند و چنين استدلال مى كنند كه تلاش براى حصول سطح پيشرفته كمال, براى تحقق بخشيدن 16 يا از قوه به فعل رساندن17 تمامى استعدادهاى بالقوه آدمى ضرورى است. به سخن ديگر رهايى از بيمارى عاطفى, يا نداشتن رفتار روان پريشانه براى اين كه شخصيتى را سالم بدانيم, كافى نيست. نداشتن بيمارى عاطفى تنها نخستين گام ضرورى به سوى رشد و كمال است, و انسان پس از اين گام, راهى دراز در پيش دارد.18
ييكى از مهم ترين و برجسته ترين سخنگويان روان شناسى انسان گرايى و يا به تعبير خود او (نيروى سوم) ميان دو نيروى ديگر, يعنى مكتب رفتارگرايى و مكتب تحليل روانى, آبراهام هارولد مزلو (abraham harold maslow) 19 است. و ديگرى دكتر ويكتور فرانكل, البته طرفدران اين مكتب بسيارند, وما به دليل اختصار فقط به نظريات اين دو تن در اين باره اشاره مى كنيم.

روان شناسان انسان گرا

چنانكه گفته شد, يكى از چهره هاى سرشناس روان شناسى انسان گرا, دكتر ويكتور فرانكل مى باشد. او متولد ســال 1905 در وين و داراى دكتراى m. d (پزشكى) و ph. d (روان پزشكى) و بنيان گذار مكتب (يا روش) معنى درمانى (logotherapy) و از طرفداران نيروى سوم يا مك تب انسان گرايى مى باشد.
تأكيد عمده فرانكل بر اراده معطوف به معنى (willto meaning) مى باشد.
او با آن دسته از موضعهاى روان شناسى و روان پزشكى كه وضعيت انسان را حاصل غرايز زيستى يا كشمكش هاى دوره كودكى يا هر نيروى ديگرى مى دانند به شدت مخالف است.
تصوير (فرانكل) از طبيعت انسان خوشبينانه است. به نظر او ما انسانها آدمكهاى ماشينى كوك شده اى نيستيم تا تنها پاسخهايى را كه به ما آموخته اند بازگوييم [مثل نظريه رفتارگرايان] يا محصول تغييرناپذير روشى كه آداب تخليه را به ما آموخته اند, يا ساير تجربه هاى دور ان كودكى نيستيم [كه روان كاوى فرويدى مدعى آن است]. گذشته بازدارنده و محدود كننده ما نيست, از گذشته رها هستيم. بازيچه صرف عوامل اجتماعى و فرهنگى يا پيرو كور باورها و آداب و رسوم هم نيستيم, سرانجام, شرايط محيطى هر اندازه دشوار باشد و هر اندازه هم جسم ما را بيازارد, باز به طور كامل مسلط بر ما نيست. و ما فاعل مختار هستيم.
او معيار نهايى رشد و پرورش شخصيت سالم را در اراده معطوف به معناى زندگى و نياز مداوم انسان به جست وجو مى داند, اما نه جست وجو براى خويشتن, بلكه براى معنايى كه به هستى ما منظورى ببخشد, كه نتيجه آن (فرارفتن از خود) است. هر چه بيش تر بتوانيم از خود فرارويم ـ خود را در راه چيزى يا كسى ايثار كنيم ـ انسان تر مى شويم, تنها از اين راه مى توان به راستى خود شد.
جست وجوى معنى, مسؤوليت شخص را به دنبال دارد, تا با احساس مسؤوليت و آزادانه با شرايط هستى خويش رويا رو شويم. و در آن منظورى بيابيم, زندگى پيوسته ما را به مبارزه مى طلبد, پاسخ ما نبايد سخن و انديشه, بلكه بايد عمل باشد. 20
او زندگى بدون معنى را, روان نژندى انديشه زاد (noogenic neuroses) مى خواند; ويژگى اين حالت نبودن معنى, هدف و منظور در زندگى و احساس تهى بودن است. اينها به جاى آن كه در زندگى احساسى سرشار و پرتپش داشته باشند, در خلأ وجودى به سر مى برند, وضعيتى كه به اعتقاد فرانكل در عصرنوين متداول است, او در فرهنگهاى بسيارى درجامعه هاى سرمايه دارى و كمونيستى, شواهد خلأ وجودى مى بيند كه به ويژه در ايالات متحده آمريكا به سرعت گسترش مى يابد. و راه حل اين مشكل, يافتن معنى زندگى است و گرنه به بيمارى روانى محكوم خواهيم بود. او مى نويسد:
(ظاهراً عده زيادى از ما (چرا) ى زندگى خود را از دست داده ايم. و به همين سبب تجربه (چگونه) ى وجودمان, هر چند سرشار از رفاه و وفور باشد, دشوارتر شده است.)
بنابراين بيمارى روانى نتيجه محتوم نداشتن معنى در زندگى و نيافتن معناى زندگى است.
از نظر فرانكل سه راه معنى بخشيدن به زندگى متناظر با سه نظام بنيادى ارزش‌هاست:
سه نظام بنيادى ارزش‌ها از نظر (فرانكل) 1) ارزش‌هاى خلاق 2) ارزشهاى تجربى 3) ارزش‌هاى گرايشى هستند.
ارزش‌هاى خلاق و تجربى با تجربه هاى غنى شده سرشار و مثبت انسانى ـ غناى انسانى از راه آفرينش يا تجربه ـ سر و كار دارد. اما در اوضاع و احوال منفى مثل مرگ و بيمارى كه نه زيبايى در آن به تجربه مى آيد و نه مجال آفرينندگى هست, چگونه مى توان معنايى يافت؟ در اين ج ا پاى ارزشهاى گرايشى به ميان مى آيد, در موقعيتهايى كه دگرگون ساختن آنها يا دورى گزيدن از آنها در توان ما نيست, يعنى در شرايط تغييرناپذير سرنوشت, تنها راه معقول پاسخگويى, پذيرفتن است. شيوه اى كه سرنوشت خود را مى پذيريم, شهامتى كه در تحمل رنج خود و وقارى ك ه در برابر مصيبت نشان مى دهيم, آزمون و سنجش نهايى توفيق ما به عنوان يك انسان است.
معنى در زندگى شايد در لحظات خاصى وجود داشته باشد, نه در همه ساعات زندگى. همان گونه كه كوه را با بلندى قله آن مى سنجند, معنى دار بودن زندگى را هم بايد با اوجهاى آن, و نه حضيضهايش سنجيد. به نظر فرانكل حتى لحظه اوج ارزش تجربى مى تواند سراسر زندگى انسان را س رشار از معنى سازد.

انگيزش شخصيت سالم

در نظام فكرى فرانكل تنها يك انگيزش بنيادى وجود دارد; (اراده معطوف به معنى) و آن چنان نيرومند است كه مى تواند همه انگيزشهاى انسانى ديگر را تحت الشعاع قرار دهد. اراده معطوف به معنى براى سلامت روان حياتى است. در شرايط حاد در زندگى بى معنى, دليلى براى ادامه زيستن نيست.معناى زندگى براى هر كس يكتا و ويژه تفكر اوست, در افراد مختلف و از لحظه اى تا لحظه ديگر تفاوت پيدا مى كند. هر وضعيتى تنها يك پاسخ دارد.

معنى جويى و تنش

جست وجوى معنى مى تواند وظيفه اى آشوبنده و مبارزه جويانه باشد و تنش درونى را افزايش دهد, نه كاهش. اين تنش شرط سلامت روانى است. اشخاص سالم همواره در تلاش رسيدن به هدفهايى هستند كه به زندگى شان معنى مى بخشد. و پيوسته با هيجان يافتن مقاصدى تازه رويارو هستند. زندگى خالى از تنش و رو به ثبات, محكوم به روان نژندى انديشه زاد است.

فرارفتن از خود

او انسان را داراى دو توانمندى منحصر به انسان مى داند, (يعنى خود ـ تعالى و از خود رهيدن. اين دومى بيان كننده توان و ظرفيت فرد است براى رها يا آزاد ساختن خويش ازخود (نفس). )21
كسانى كه در زندگى معنى مى يابند به حالت (فرارفتن ازخود) مى رسند كه براى شخصيت سالم واپسين حالت هستى و رسيدن به بالاترين درجه مرحله زندگى به حساب مى آيد.
او درباره طبيعت انسان (از خود فرارونده) مى نويسد:
(انگيزش اصلى ما در زندگى, جست وجوى معنى نه براى خودمان, بلكه براى معناست; و اين مستلزم (فراموش كردن) خويشتن است, انسان كامل بودن يعنى با كسى يا چيزى فراسوى خود پيوستن. او (فرارَوى) را به توانايى چشم به ديدن همه چيز جز خودش تشبيه مى كند, مگر اين كه چشم آب مرواريد آورده و بيمار شده باشد, كه در اين صورت فقط خودش را مى بيند.)

اثر معكوس لذت جويى و تلاش براى تحقق خود

درباره لذت جويى و تحقق خود, او معتقد است هر چه بيش تر خوشبختى را هدف خويش قرار دهيم, كمتر دليلى براى خوشبخت بودن احساس مى كنيم… لذت و خوشبختى پيش مى آيند و بر شادمانى زندگى مى افزايند, اما هدف زندگى نيستند. نمى توان از پى خوشبختى رفت و آن را گرفت, زيرا خوشبختى ثمره طبيعى و خود انگيخته معنى جويى و دستيابى به هدفى بيرون ازخود است. هر چه مستقيم تر در راه تحقق خود بكوشيم, احتمال دستيابى به آن كمتر است. تحقق خود, با از خود فرا رفتن ناسازگار است.
به نظر فرانكل, نظريات او با اين نظريه مزلو كه بهترين راه دستيابى به تحقق خود را, تعهد و غرقه شدن در كار يا چيزى فراسوى خود مى داند سازگار است, 22 مزلو هم معتقد است كه آدمى در (تجربه هاى اوج) ازخود فرا مى رود.

ويژگي‌هاى شخصيت سالم

فرانكل فهرست ويژگي‌هاى شخصيت سالم را به دست نمى دهد, ولى چنان كه (شولتس) در (روان شناسى كمال, الگوهاى شخصيت سالم) نظريه او را خلاصه كرده است, 23 مى توان فهرست آن ويژگي‌ها را چنين برشمرد:
1. در انتخاب عمل آزادند.
2. شخصاً مسؤول هدايت و زندگى و گرايشى هستند كه براى سرنوشت خودشان برمى گزينند.
3. معلول نيروهاى خارج از خود نيستند.
4. در زندگى, معنايى مناسب خود يافته اند.
5. بر زندگى شان تسلط آگاهانه دارند.
6. مى توانند ارزشهاى آفريننده و تجربى يا گرايشى را نمايان سازند.
7. از توجه به خود فراتر رفته اند.
8. به آينده مى نگرند و به هدفها و وظايف آتى توجه مى كنند.
9. تعهد و غرقه شدن در كار (جنبه مهم كار, محتواى آن نيست, بلكه شيوه انجام آن است, و اين به زندگى معنى مى بخشد. از راه كار, معنى مى جوييم و نه در آن.)
10. ويژگى ديگر انسان‌هاى از خود فرا رونده توانايى ايثار عشق و نيز دريافت آن است. عشق هدف نهايى انسان است, مورد محبت قرار گرفتن و عاشق شدن .24
به اعتقاد (فرانكل) سه عنصر, جوهر وجود انسان را تشكيل مى دهد: معنويت, آزادى, و مسؤوليت. حصول و كاربرد معنويت, آزادى و مسؤوليت با خود ماست, بدون اينها, يافتن معنى و منظور زندگى ميسر نيست. و نتيجه نيافتن معنى زندگى چنانكه از پيش آورديم, بيمارى روانى است.
ييكى از نقطه نظرهاى مهم فرانكل, كه مى تواند سلامت و بيمارى روانى از نظر او را به خوبى توضيح دهد, نظريه او درباره (ناخودآگاه) است:
(محتواى ناخودآگاه تا آنجا گسترده شده است كه خود به دو نوع غريزه مندى ناخودآگاه (غريزه ناخودآگاه (instinctual uncnious) و روحانيت يا معنويت ناخودآگاه (ناخودآگاه روحى يا معنوى = spiritual unconscious) افتراق پيدا كرده است.) 25
او در نقد روان كاوى فرويدى مى گويد:
(مى توان گفت كه روان كاوى وجود انسان را نهاد زده (ld - ified) كرده است. فرويد با تنزل (خويش) به يك فرآورده صرف مغز (پديدارهمايند epipnenomenon) , به خويش خيانت كرد و آن را به نهاد تحويل داد. او همزمان با ناديده گرفتن بعد روحى در ناخودآگاه و غريزى ديدن آن , ناخودآگاه را بد نام كرد.) 26
او دليل اين اشتباه را نديدن نقطه محورى وجود انسان مى داند, كه بدون آن تماميت انسان ممكن نيست. او معتقد است:
در اعماق ضمير ناخودآگاه روحى (يا شعور باطن) احساس قوى و ريشه دار مذهبى وجود دارد.مذهب در معناى گسترده (و صحيح) خود, تكاپوى بشر براى يافتن معناى نهايى و غايى است.انسان علاوه بر ناخودآگاه روانى, ناخودآگاه روحى هم دارد, احساس مذهبى و اعتقاد به خدا در اين ناخودآگاه روحى جاى دارند, و سركوب احساس مذهبى نيز مثل نيروهاى جنسى سركوب شده يا فرونشانده شده, بيمارى روحى و روانى مى آورد. 27 او براى اثبات اين مدعا مشاهدات بالين ى فراوانى را بررسى و چند مورد آن را نقل كرده است. راه درمان را هم در اين مى داند كه خدا را از ناخودآگاه بيمار به خود آگاه بياوريم و به قول خود او انتقال ازخداى نهفته (deus absconditus) به خداى مشهود (deus revelatus).28
او در جاى ديگرى مى نويسد:(شواهد بالينى حاكى از آن است كه ضعيف و سست شدن و تحليل رفتن احساس مذهبى در انسان موجب اختلال در ادراكات مذهبى او مى گردد. يا به بيانى كمتر بالينى, به محض اين كه فرشته درون سركوب مى گردد, تبديل به ديو مى شود.)او بى معنايى را خلأ وجودى نام داده و پس از بيان علل خلأ وجودى, پيامدهاى آن را با تعبير (مثلث روان رنجورانه گسترده) يادكرده كه عبارتند از افسردگى, اعتياد و تجاوز.29

بررسى ديدگاه فرانكل

آنچه در چارچوب كلى نظريه فرانكل قراردارد به مقدار زيادى تجربى و پذيرفتنى است و آنچه او با تلفيق انديشه و تجربه بالينى و مطالعه مذهب به دست آورده مى توان جزء پيش رفته ترين ديدگاه هاى رايج روان شناختى و روان درمانى به حساب آورد, اما با اين حال, برخى از ديدگاه هاى او يا پذيرفتنى نيستند و يا با پيش فرض هاى فلسفى ديگر, به جز فلسفه وجود گرايانه (اگزيستانستاليسم) نيز قابل اثبات هستند و در اثبات آنها بدان شالوده فلسفى نيازى نيست, اگر چه او نيز انتقاداتى به وجودگرايى غيرمذهبى بويژه نظر سارتر دارد, ولى ما در اينجا صرف نظر از مبانى او در كلياتى كه نقل كرديم, مفردات نظريه او را مى توانيم از ديدگاه اسلامى نيز قابل تأييد بدانيم, البته در برخى مسائل, اختلافهاى جزئى يا برداشت هاى متفاوتى وجود دارد.اما عمده ترين تفاوت ديدگاه او, با ديدگاه قرآن در اين است كه قرآن اگر سلامتى فرد و جامعه را به عنوان هدفى دنبال مى كند, اما اين هدف در راستاى هدف بزرگ ترى قرار دارد كه شخص در راه آن, حتى تمام هستى خود را ـ اگر لازم باشد ـ فدا مى كند, و آن بينايى و سلامتى در آخرت است, يعنى رستگارى جاويدان.
ديگر تفاوت اساسى نظر اسلام و قرآن با نظريه فرانكل در اين است كه فرانكل اگر چه (معنى جويى) را مهم ترين انگيزه انسان سالم مى داند و مذهب را نهايى ترين انگيزه انسان مى شمارد, اما در معنى جويى معتقد است كه يافتن معناى زندگى براى هر كس ويژه است, حتى دركسى يا چيزى مى توان معنى زندگى را يافت.
اين نظريه مى تواند مفيد باشد اما براى كسى كه بخواهد براى آرامش خاطر خود, هر گونه اى كه باشد تكيه گاهى پيدا كند, اگر چه آن معنى براى ديگران و در واقع بى ارزش يا كم ارزش باشد. مى توان كودك را با پستانك هم آرام كرد, اما هدف آفرينش از به گريه در آوردن كودك, به دست آوردن پستانك, و يا مكيدن بيهوده مستمر نيست! كودك بايد از پستان به قدر سير شدن بنوشد و آرام بگيرد, نه اين كه چيزى در دهانش باشد كه بمكد, اگر چه هيچ نفعى جز فريب كودك نداشته باشد.
سبب اين تفاوت ديدگاه فرانكل با ديدگاه قرآنى در اين است كه فرانكل مى خواهد به عنوان يك روان كاو, بيماران روانى را درمان كند و جلو بيمارى هاى روانى را بگيرد به هر گونه و با هر نوع معنى يابى پذيرفتنى براى فرد, اگر چه سرانجام, نادرست, اما قرآن مى خواهد ش,خص معناى هستى و زندگى خود را بيابد, همان را كه در واقع هست, نه فريب ها را…
صرف نظر از اين تفاوت, كه عمده هم هست, مفردات ويژگيهاى انسان سالم از ديدگاه فرانكل را مى توان در تعاليم قرآن نيز يافت, يادآور مى شوم كه او در كتاب (خدا در ناخودآگاه) بسيار به ديدگاه اصيل دينى نزديك تر مى شود. اما همان طور كه پيش از اين اشاره كرديم, درباره رابطه مذهب با سلامتى روان, درباره اسلام حكم كلى او جارى نيست.

نظريه ديگرى درباره انسان سالم (خود شكوفا)

يكى ديگر از نظريه پردازان مشهور روان شناسى, (مزلو) است كه روان شناسى رفتارگرا را بخوبى تحصيل كرده بود و آن را پاسخگوى تمام مسايل جهان مى دانست, اما با تولد نخستين فرزندش, اعتقاد او به رفتارگرايى عوض شد.
او اين تجربه را چنين توصيف مى كند:
(كسى كه فرزند داشته باشد, نمى تواند رفتارگرا باشد.)30
(مزلو) به تفكر و مطالعه و تجربه پرداخت و كتابهاى جذابى منتشر كرد كه روان شناس و غير روان شناس به يك نسبت مفتون نگرش خوش بينانه و انسان گراى او به نهاد آدمى شدند. بسيارى احساس مى كنند كه او نه تنها به شخصيت انسان بعد تازه اى بخشيده, بلكه نگرش كاملاً نوينى به روان شناسى را پديد آورده است; نگرشى كه شايد روزى همان اندازه انقلابى شمرده شود كه رفتارگرايى واتسن و روان كاوى فرويد شمرده مى شد.
نگرش مزلو ـ انسان گرايى يا روان شناسى نيروى سومى ـ نگرشى است كه برخى چون پادزهرى خوش قدم در برابر خوى ميكانيستى رفتارگرايى و خوى تيرگى و نوميدى آور روان كاوى بدان مى نگرند. (كارل راجرز) نيز از پيش گامان اين نهضت است31 .
(هدف اصلى مزلو دانستن اين بود كه انسان براى رشد كامل انسانى و شكوفايى تا چه اندازه توانايى دارد. به اعتقاد او براى بررسى سلامت روان, فقط بايد انسان به غايت سالم را مورد مطالعه قرار داد. او به فرويد و ساير نظريه دانان شخصيت كه مى كوشيدند ماهيت شخصيت انسان را تنها با مطالعه روان نژندها و افرادى كه به شدت دچار روانى بودند بشناسند, با نظر انتقادى مى نگريست.)32
او تصريح مى كند كه مطالعه انسانهاى روان نژند, راه مناسبى براى شناخت شخصيت و انگيزش سالم نيست:
(انتخاب انگيزشهاى افراد مبتلا به روان نژندى به عوض انگيزشهاى افراد سالم به عنوان الگو, حتى به طور اصولى هم كه باشد, بايستى مطرود دانسته شود, سلامت صرفاً فقدان بيمارى يا حتى نقطه مقابل آن نيست. هرگونه نظريه انگيزش كه ارزش توجه داشته باشد مى بايست علاوه بر واكنشهاى دفاعى روانهاى آسيب ديده, والاترين استعدادها و افراد قوى و سالم را نيز مورد بررسى قرار دهد. مهم ترين علايق و دلبستگى هاى بزرگ ترين و بهترين افراد در تاريخ بشر, مى بايست همگى مطرح و تشريح شوند. چنين شناختى را هرگز تنها از طريق افراد بيمار به دست نخواهيم آورد. بايد توجه خود را به سوى افراد سالم نيز معطوف داريم)33
او مى گفت براى اين كه بدانيم انسان با چه سرعتى مى تواند بدود, دونده اى را كه قوزك پايش شكسته يا دونده متوسطى را در نظر نمى گيريم, بلكه برنده مدال طلاى المپيك, يعنى بهترين نمونه موجود را مطالعه مى كنيم, تنها از اين راه است كه مى توانيم دريابيم انسان با چه سرعتى مى تواند بدود. (اگر بخواهيم اطلاعاتى درباره امكانات رشد معنوى, رشد ارزشى, يا رشد اخلاقى در انسانها به دست آوريم, عقيده من اين است كه مى توانيم با مطالعه اخلاقى ترين و پارساترين افراد نوع بشر, بيش ترين اطلاعات را در اين زمينه كسب كنيم.) 34

مفهوم سلامت روانى از ديدگاه (مزلو)

(مزلو) در فصلى گسترده درباره بهنجارى, سلامت و ارزشها بحث مى كند و پس از بررسى معنى هاى بهنجارى در فرهنگهاى خاص يا پزشكى و يا گفتارهاى روزمره, به مفاهيم تازه بهنجارى اشاره مى كند كه با معناى بهنجار در گذشته تفاوت دارد:
(پيش بينى يا حدس من درباره آينده تصور بهنجارى, به ويژه اين است كه بزودى يك نوع نظريه در مورد سلامت روانى تعميم يافته و گسترده نوعى به وجود خواهد آمد كه در مورد همه انسانها, صرف نظر از فرهنگ آنها و عصرى كه درآن زندگى مى كنند, مصداق خواهد داشت. نظريه مزبور در هر دو زمينه تجربى و نظرى درحال شكل گرفتن است… )
سپس او ماهيت اين مفهوم جديد مربوط به انسان سالم را اين گونه معرفى مى كند:
(مهم ترين ويژگى اين انسان اين است كه وى داراى سرشت خاص خويش است, كالبدى با ساختارى روانى دارد كه مى توان آن را همانند ساختار جسمى اش مورد بحث و بررسى قرار داد, و اين كه او داراى نيازها, استعدادها و گرايشهايى است كه تا حدودى مبناى ژنتيك دارند, برخى از آنه ا مشخصه هاى تمامى نوع بشر هستند و همه خطوط فرهنگى را شامل مى شوند, و برخى منحصر به فرد مى باشند. اين نيازهاى اساسى ظاهراً خوب يا خنثى هستند, نه شرارت آميز.
دوم اين كه دراينجا اين تصور مطرح است كه سلامت كامل و رشد بهنجار و مطلوب عبارت است از شكوفا شدن اين سرشت, تحقق يافتن اين استعدادهاى بالقوه و رشد به سمت كمال در طول خطوطى كه اين سرشت ذاتى پنهان و به سختى قابل درك, رهنمون مى شود; كمالى كه از درون رشد مى ياب د و از بيرون شكل داده نمى شود.
سوم اين كه, اكنون به روشنى معلوم شده است كه بخش عمده آسيب روانى در نتيجه انكار, يا عقيم گذاردن, يا تحريف سرشت ذاتى انسان پديد مى آيد. با توجه به اين مفهوم (بهنجارى جديد) چه چيز خوب است؟ هر چيزى كه به اين رشد مطلوب در جهت شكوفايى سرشت درونى انسان منتهى شو د. چه چيز بد يا بهنجار است؟ هر چيزى كه سرشت ذاتى انسان را عقيم گذارد يا مانع شود و يا انكار كند. چه چيزى از نظر روانى غيرعادى است؟ هر چيزى كه روند خود شكوفايى را مختل كند يا عقيم گذارد و يا تحريف كند.)35

نيازهاى شبه غريزى (instinctoid - needs)

مزلو در بررسى ها و مشاهدات خود, بويژه مطالعه افراد خود شكوفا به اين نتيجه رسيد كه همه انسانها با نيازهاى شبه غريزى به دنيا مى آيند. اين نيازهاى مشترك, انگيزه رشد و كمال و تحقق خود قرار مى گيرد و انسان را به تبديل شدن به آنچه در توان اوست, فرا مى خ وانند: بدين ترتيب استعداد بالقوه براى كمال و سعادت روان از بدو تولد وجود دارد. اما اين كه استعداد بالقوه آدمى تحقق مى يابد يا نه, به نيروهاى فردى و اجتماعى بستگى دارد كه تحقق خود را مى پرورد يا باز مى دارد.36
او نيازها را به دو دسته 1. نيازهاى اصلى و شبه غريزى 2. فوق انگيزش, تقسيم مى كند, و ارضاى نيازهاى شبه غريزى را پيش شرطى ضرورى براى رسيدن به فوق انگيزش مى داند, و بدون ارضاى نيازهاى اساسى رسيدن به فوق انگيزش را ناممكن مى داند, اما نه به اين معنى كه ارضاى ن يازهاى اساسى براى رسيدن به آن مرحله كافى باشد, ضرورى است, اما كافى نيست. ما نخست اين نيازهاى اساسى و سپس فوق انگيزشها را از نظر مزلو مى آوريم.37

انگيزش شخصيت سالم به سوى خودشكوفايى

به نظر مزلو, در همه انسانها تلاش يا گرايشى فطرى براى تحقق خود هست, انگيزه آدمى, نيازهاى مشترك و فطرى است كه در سلسله مراتبى از نيرومندترين تا ضعيف ترين نيازها قرار مى گيرد. (سلسله مراتب نيازها) (hierarchy of heeds) از نظر مزلو, چنين است:

1. نيازهاى جسمانى يا فيزيولوژيك

2. نيازهاى ايمنى

3. نيازهاى محبت و احساس تعلق

4. نياز به احترام38

به نظر او, پيش از آن كه نياز (تحقق خود) پديدار شود, دست كم بايد اين چهار نياز به ترتيبى كه آمده است, برآورده شده باشند 39 و او تأكيد دارد كه انسان نمى تواند به تحقق خود برسد, مگر آن كه هر يك از نيازهاى سطوح پايين تر به ميزان كافى ارضا شده باشد.)40
(تحقق خود را مى توان كمال عالى و كاربرد همه تواناييها و متحقق ساختن تمامى ويژگيها و قابليتهاى خود دانست. ما بايد به آنچه استعداد بالقوه اش را داريم, تبديل شويم. هر چند نيازهاى طبقات پايين تر برآورده شده باشند ـ يعنى از لحاظ جسمانى و عاطفى احساس ايمنى كني م, از احساس تعلق و محبت بهره مند باشيم و خود را افراد ارزشمندى احساس كنيم ـ ولى اگر در تلاش خود براى ارضاى نياز تحقق خود شكست بخوريم, احساس ناكامى و بى قرارى و ناخشنودى مى كنيم. در اين صورت با خودمان در صلح و آشتى نخواهيم بود. و از لحاظ روانى سالم به حسا ب نخواهيم آمد.)41
مزلو در نوشته هاى بعدى خود سلسله مراتب نيازهاى ديگرى را نيز پيشنهاد كرده است كه آنها عبارتند از: نيازهاى (دانستن) و (فهميدن) كه نياز به دانستن نيرومندتر از فهميدن است و بايد پيش از بروز نياز فهميدن ارضا شود.42

فوق انگيزش

مزلو معتقد است كه: (افراد خودشكوفا (افراد باليده و انسانهاى كامل تر) كه بنا به تعريف, قبلاً به گونه اى مناسب از حيث نيازهاى اساسى شان ارضا شده اند, اكنون از راه هاى والاتر ديگرى برانگيخته مى شوند كه بايستى آنها را فوق انگيزش ناميد.43
ارزشهاى فوق انگيزش, درونى و جزء فطرت انسان هستند.44 , اين ارزشهاى درونى شبه غريزى هستند, يعنى براى اجتناب از بيمارى و دستيابى به كمال انسانى يادشده لازم اند.
(بيماريهاى) ناشى از كمبود ارزشهاى درونى (فوق نيازها) را مى توانيم فوق آسيب بناميم. بنابراين (والاترين) ارزشها; حيات معنوى و والاترين آرزوهاى بشر موضوعات مناسبى براى مطالعه و تحقيق علمى به شمار مى روند. آنها در عالم طبيعت وجود دارند. 45

رفتارهاى منتهى به خود شكوفايى

ازنظر (مزلو) رفتارهايى كه به خود شكوفايى مى انجامند عبارتند از:

1. تجربه كردن كامل, بى خويشتنانه, روشن همراه با تمركز كامل و جذب تمام, لحظه اى از تجربه كردن خود شكوفايى است.

2. انتخاب لحظه به لحظه, صداقت, امانت و ديگر ارزشهاى منتهى شونده به خود شكوفايى.

3. گوش دادن به نداى درون خود به جاى نداى پدر, مادر, حزب و تشكيلات, و مجال ظهور دادن به (خود).

4. صداقت در هنگام ترديد, و مسؤوليت پذيرش نگاه به درون خود.

5. شجاعت اظهارنظر صادقانه, متفاوت, نامحبوب و ناموافق. شجاع بودن به جاى ترس.

6. خودشكوفايى نه تنها حالت نهايى است, بلكه خود فرايندى از شكوفا كردن توانايى هاى بالقوه خويشتن در هر زمان و به هر ميزان نيز هست; به كار بردن هوش خود.

7. تجارب اوج لحظه اى هستند و خريدنى يا جست وجوكردنى نيستند, اما مى توان شرايط را طورى فراهم كرد كه احتمال وقوع تجارب اوج زياد شود. عكس آن نيز ممكن است. (كشف توانايى ها و ناتوانى در كارهايى شخصى نيز بخشى از كشف واقعيت اند.)

8. شناسايى دفاعها(ى روانى) و شهامت و جرأت ترك دفاعها (زيرا سركوبى راه خوبى براى حل مسايل نيست.)46
(مزلو) فوق نيازها و آسيبهاى محروميت ازآنها را در جدول صفحه بعد خلاصه كرده است:47

.ارزشهاى بودن و فوق آسيبهاى خاص

ارزشهاى بودن محروميت آسيب زا فوق آسيبهاى خاص

1ـ حقيقت نادرستي بى اعتقادى, بى اعتمادى, بدبينى, شك گرايى,
> بدگمانى.
2ـ نيكي شر خودخواهى محض, نفرت, خصومت, بيزارى
> اتكا تنها به خود و براى خود, نيست انگارى,
بدبينى.
3ـ زيبايي زشتي ابتذال, ناشادى خاص, بى قرارى, فقدان سليقه,
> تنش, خستگى مفرط, بى فرهنگى, دلمردگى.
4ـ وحدت, آشفتگى, ذره گرايى, ازهم پاشيدگى, (جهان در حال از هم گسيختن
جامعيت فقدان ارتباط. است.) سر به هوا بودن.
4 (الف) استعلا از دومقولگى هاى سياه و سفيد تفكر سياه ـ سفيد, تفكر اين يا آنى. ديدن هر چيز
دو مقولگي فقدان درجه بندى, به عنوان مبارزه يا جنگ يا تعارض, همكوشى كم,
قطبى شدگى اجبارى, نگرش ساده لوحانه به زندگى.
> انتخابهاى اجبارى.
5 ـ زنده بودن, مردگى, ماشينى كردن مردگى, آدم مصنوعى بودن, احساس اين كه خود
فرآيند زندگى. كاملاً متعين است, فقدان هيجان, كسالت(؟),
> فقدان شور در زندگى, خلأ تجربى.
6ـ يگانگي همانندى, همشكلي فقدان احساس خود يا فرديت, احساس اين كه خود
تبادل پذيري تبادل پذير, ناشناس و واقعاً ناخواسته است.
7ـ كمال نقص, نامرتبى, دلسردى(؟), نوميدى, هيچ چيز وجود ندارد تا
> مهارت ضعيف, پستى. براى آن كار كند.
7(الف) ضرورت تصادف, اصالت تصادف آشفتگى, پيش بينى ناپذيرى, فقدان امنيت,
> ناهمسانى. بى خوابى.
8ـ كمال طلبى, نقصان احساس نقصان همراه با درجا ماندگى, نوميدى
غايتمندي قطع تلاش و سازش, كوشش بى فايده است.
9ـ عدالت بى عدالتي ناامنى, خشم, بدبينى, بى اعتمادى, بى قانونى,
> جهان بينى جنگلى, خودخواهى كلى.
9 (الف) نظم بى قانونى, اغتشاش, ناامنى, ملاحظه كارى, فقدان ايمنى, قابليت
> از هم گسيختگى اقتدار پيش بينى, ضرورت هوشيارى, آگاهى, تنش,
مراقب بودن.
10ـ سادگي پيچيدگى گيج كننده,بى ارتباطى, پيچپدگى مفرط, سردرگمى, حيرت, تعارض,
> ازهم گسيختگي بى هدفى.
11ـ غنا, كليت, فقر, مضيقه. بحران اقتصادى, ناآرامى, فقدان علاقه به جهان.
جامعيت
12ـ بى كوششي تلاشمندي خستگى مفرط, تقلا, زحمت, خام دستى,
ناشيگرى, ژوليدگى, لجاجت.
13ـ بازيگوشي بدخلقي گرفتگى, افسردگى, بدخلقى پارانويايى, فقدان
شور در زندگى, ناشادى, ناتوانى در لذت بردن
14ـ خودبسندگي حدوثى بودن, تصادف, متكى به (؟) ادراك كننده (؟), واگذارى مسؤوليت
> اصالت تصادف. به او.
15ـ معنى داري فقدان معني فقدان معنى, يأس, پوچى زندگى.
ويژگيهاى افراد خودشكوفا
مزلو پس از بيان روش بررسى هاى خود, حاصل آن را چنين بيان مى كند:
1. درك بهتر واقعيت و برقرارى رابطه آسان تر با آن.
2. پذيرش (خود, ديگران, طبيعت).
3. خود انگيختگى; سادگى; طبيعى بودن.
4. مسأله مدارى (به جاى خودمدارى و توجه به مسايل بيرون از خويش).
5. كيفيت كناره گيرى; نياز به خلوت و تنهايى.
6. خودمختارى; استقلال فرهنگ و محيط; اراده; عوامل فعال (كنش مستقل).
7. استمرار تقدير و تحسين (تجربه هاى زندگى و لذتهاى آن هميشه براى آنها تازه و غيرمكرر است).
8. تجربه عارفانه, تجربه اوج.
9. حسن همدردى (و نوع دوستى)
10. روابط بين فردى (گستردگى و استحكام) روابط متقابل با ديگران.
11. ساختار منشى مردم گرا.
12. تشخيص بين وسيله و هدف, و بين نيك و بد
13. شوخ طبعى فلسفى و غيرخصمانه. (طنز براى اصلاح كل انسانها, نه تحقير و خصومت با افراد خاص).
14. خلاقيت.
15. مقاومت در برابر فرهنگ پذيرى; برترى نسبت به فرهنگ خاص.
16. قابليت دوست داشتن و دوست داشته شدن.48
در پـايـان بايد يادآور شد كه با همه اين ويژگيهـا, مزلو قـائل نيست كه انسـان سـالم هرگز خطا نمى كند, بلكه به نظر او به هر حال نقصانهايى در انسان خودنمايى مى كند.
با نگاهى گذرا به ديدگاه مزلو مى توان گفت:
نظريه (روان شناسى بودن) در كنار همه مزايا و رهاوردهاى مثبتش, كاستيهايى نيز دارد. از جمله اين كه تا مرز ماوراء الطبيعه پيش مى رود, ولى جرأت نمى كند به حقانيت دين و ماوراء الطبيعه اقرار نمايد, و اين شايد به دليل آن است كه فهم (مزلو) از دين در دايره آئين كل يسايى و مفاهيم دينى كليسا محدود بوده است.
نقد ديگرى كه بر انديشه (مزلو) وارد مى باشد اين است كه او با بى اعتقادى به ماوراء الطبيعه ناگزير شده است تا نوعى اخلاق علمى را ممكن و مفيد بداند و معتقد شود كه لحظات اوج شعائر دينى پايدارى كمترى نسبت به حالات اوج غيرمذهبى دارند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  رژيم غذايي دركلسترول بالا
رژيم غذايي دركلسترول بالا
خطر ابتلا به بيماري قلب و عروق و بروز حمله قلبي را مي‌توان با بوجود آوردن تغييراتي كه ميزان كلسترول را پايين بياورد كاهش داد.


خطر ابتلا به بيماري قلب و عروق و بروز حمله قلبي را مي‌توان با بوجود آوردن تغييراتي كه ميزان كلسترول را پايين بياورد كاهش داد. توجه به اين نكته ضروري است كه به ازاي هر 1 درصد كاهش در مقدار كلسترول خون درصد خطر كاهش مي‌يابد. براي مثال پايين آوردن كلسترول خون به ميزان دو تا پنج درصد مي‌تواند خطر حمله قلبي را براي شما سي درصد كاهش دهد. اكثر افراد مي‌توانند مقدار كلسترول خون خود را تا ميزان مطلوب پايين بياورند. مقدار كلسترول خون اساسا تحت تاثير مواد غذايي مصرفي و زمينه ارثي مقدار كلسترول خون مي‌باشد. خوردن غذاهايي كه چربي‌هاي اشباع شده زيادي دارند بيش از هر چيز شما را در خطر بالا رفتن كلسترول خون قرار مي‌دهند. كاهش كلسترول خون با كاهش دريافت كلسترول و چربي رژيم (مخصوصا چربي اشباع شده)، افزايش مصرف فيبرهاي غذايي محلول و ثابت نگه‌داشتن وزن در حد ايده‌آل امكان‌پذير است

چربي هاي اشباع در گوشتها مخصوصا در گوشت قرمز مانند گوشت گوسفند و گوساله و لبنيات مانند خامه و كره وجود دارد. بعضي از محصولات قنادي مثل پاي ها كيك ها و كلوچه ها نيز مي توانند حاوي مقادير زيادي چربي هاي اشباع شده باشند - همراه با كاهش مصرف چربي هاي اشباع شده لازم است غذاهاي غني از نشاسته - كربوهيدراتها - را بيشتر مصرف كنيم مثل غلات صبحانه‌اي، سيب‌زميني آب‌پز يا كبابي، برنج پخته، لوبيا، ماكاروني

بايد به خاطر داشت كه اگر شما اضافه وزن داريد و مقدار كلسترول خونتان بالاست كاهش وزن مي‌تواند به پايين آوردن كلسترول خون كمك كند. براي كساني كه به درمان پيشرفته تري نياز دارند درمانهاي دارويي مؤثر در دسترس مي‌باشد.

سبوس جو يك منبع غني از فيبر محلول مي‌باشد. نكته‌اي كه درباره اين ماده مطرح است اين است كه به نظر مي‌رسد اين ماده كلسترول ال دي ال كه سبب رسوب چربي در سرخ‌رگها مي شود را كاهش داده، ولي سطح كلسترول محافظت كننده - اچ دي ال - را بالا مي‌برد. غذاهاي ديگر غني از فيبر محلول شامل انواع لوبيا، عدس و بعضي از ميوه‌ها مي‌باشند. از آنجا كه تمام اين غذاها از دو جنبه كم‌چربي بودن و فيبر بالا مفيد هستند، مصرف روزانه آنها مفيد است.

چند راهنمايي ساده براي شروع در اينجا آورده شده است. اين تغييرات در رژيم غذايي مي‌تواند به كاهش مقدار كلسترول خون كمك كند.

ـ مواردي كه بايد در رژيم غذايي كاهش داد:

به جاي غذاهاي سرخ شده، از كباب شده استفاده كنيد.

چربي هاي اضافي را از خوراكها و غذاهاي گوشتي حذف كنيد.

بجاي پنير چرب از انواع كم چربي استفاده كنيد.

سعي كنيد به جاي خامه از ماست كم چربي استفاده كنيد.

به جاي شير چرب از شير پاستوريزه كم‌چربي استفاده كنيد.

مصرف شيريني ها پاي ها و كلوچه ها و كيك ها را محدود كنيد

از قسمت‌ هاي كم چرب گوشت استفاده كنيد و تمام چربي هاي قابل رويت را جدا كنيد و از مرغ و ماهي بيشتر از گوشت قرمز استفاده كنيد.

ـ مواردي كه بايد در برنامه غذايي خود افزايش دهيد:

غذاهاي گياهي: سبزيجات، حبوبات و بقولات مانند انواع لوبيا و عدس و غيره

غذاهاي تهيه شده از غلات، غلات صبحانه، ماكاروني، برنج، نان، ميوه‌ها

آنچه مسلم است هيچ يك از مواد غذايي به خودي خود مضر نمي‌باشند، بلكه تركيب غلط آن‌ها در يك رژيم غذايي نامناسب است كه مشكل آفريني مي‌كند.

چه تغييرات ديگري بايد انجام گيرد؟

علاوه بر اين كه يك رژيم خوب مي‌تواند نقش مهمي‌ در كاهش بيماري قلبي داشته باشد، موارد ديگري را نيز بايد رعايت كرد. پس براي اينكه يك قلب سالم داشته باشيد:

ـ سيگار را ترك كنيد.

ـ وزنتان را در محدوده مطلوب نگه داريد.

ـ استرس نداشته باشيد.

ـ به طور مرتب ورزش كنيد

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مشخصات یک مدیر خوب
مشخصات یک مدیر خوب
آنچه میخوانید فهرستی از احکام اصلی مدیریت است که تمام مدیران آنها را تایید میکنند، اما تنها مدیران موفق و خوب از آن پیروی میکنند

 

هر مدیر باید از آنچه در قلمرو او میگذرد، باخبر باشد.
این گفته به این معنا نیست كه شما برای مطلع بودن از تمام جزئیات-گاهی بی اهمیت- كاری كه به كارمندان خود سپرده اید، دست به هر كاری بزنید. مداخله شما هرگز نباید مانع اجرای كار شود. با اینحال این واقعیت وجود دارد كه هرقدر مدیر اطلاعات بیشتری داشته باشد، میتواند به شكل بهتری از اداره كار بربیاید.

لزوما نباید تمام كارها را خودتان انجام دهید
حتی در صورتی كه قادر باشید تمام امور را به تنهایی پوشش دهید، باید مسئولیتها را بر عهده دیگران نیز بگذارید.البته متكی بودن بیش از حد به تنها یك نفر هم كار عاقلانه ای نیست و از طرفی در حق دیگر كاركنان نیز اجحاف خواهد شد. روئسا و مدیران باید كار خود را چنان سازمان دهی كنند كه اگر لازم باشد از محل دور شوند، از انجام بدون اشكال امور مطمئن باشند. یكی از بهانه های بسیار رایج برای در دست گرفتن همه امور این است كه مدیر میگوید كارمندان بسیار جوان یا بی تجربه اند. ارتقا دادن دانش و توانایی كاركنان از وظایف مدیر است و با محول كردن مسئولیتهای مختلف، كاركنان با تدبیر و خلاق شده و میتوانند در هر مورد تصمیم گیریهای صحیحی انجام دهند.

در كار خود اولویتها را رعایت كنید
از آنجایی كه معمولا برای انجام تمام كارها زمان كافی وجود ندارد، بسیار مهم است كه عادت كنید در ابتدا تنها بر روی امور مهم متمركز شوید. امور مهم، كارهایی هستند كه شما به طور مستقیم مسئول اجرای آنها هستید. اگر در زمینه وظایف اصلی خود چندان مطمئن نیستید، هرچه زودتر پاسخ را پیدا كنید. امور مذكور باید در هنگام تقسیم بندی زمانی، در اولویت اجرایی اول قرار بگیرند و پس از آن شما میتوانید كارهایی كه در درجه دوم اهمیت قرار دارند را به كاركنان خود واگذار كنید. یك قانون عمومی مفید این است كه هرگز كاری كه از عهده كاركنان یا بخش دیگری از اداره برمی آید را خودتان بر عهده نگیرید.

عادت تبدیل كردن مسائل به ساده ترین شكل را ترویج كنید
بعضی از افراد علاقه وافری به گل آلود كردن آب دارند یا از آن دسته افرادی هستند كه به دلیل وجود درختان نمیتوانند جنگل را ببینند. عادت جمع بندی، فشرده سازی، خلاصه و ساده كردن مسائل را در خود ایجاد كنید. این نوع انضباط ذهنی و به عبارتی رفتن به سراغ `لب مطلب` یكی از با ارزشترین ویژگیهای یك مدیر موفق است.

هنگام وقوع امور اضطراری هیجان زده نشوید
بسیاری از شرایط بحرانی آنقدر كه در ابتدا به نظر میرسد بد نیستند، پس اصولا موقعیتهای ناگوار را بیش از آنچه هست بزرگ نكنید. از ابتدا نشانه های بروز مشكل را ندیده نگیرید تا بعد غافلگیر نشوید. با اینحال بیاموزید كه بین موارد استثنایی و همه گیر تفاوت قائل شوید.

اتفاقات خطیر موجب واكنشهای آنی و پرخاشجویانه میشوند. اما نكته مهم این است كه در ابتدا جویای حقایق باشید و بلافاصله پس از تهیه مدارك و شواهد كافی از منابع موثق، كه به شما امكان تصمیم گیری منطقی میدهند، وارد عمل شوید.

جلسات نباید بسیار بزرگ یا بسیار كوچك باشند.
این كه در جلسات بزرگ معمولا موضوع اصلی در میان مخالفتها یا نظرهای نامربوط حاضرین گم میشود، حقیقت دارد، اما اینكه چنین اتفاقی بیافتد یا خیر، كاملا به تواناییهای اداره كننده جلسه بستگی دارد.

برای مدیریت جلسات بزرگ و نگهداشتن گفتگو در مسیر مورد نظر، احتراز از پراكنده گویی و دور شدن از موضوع یا تكرار مباحث عنوان شده، به مهارت زیادی نیاز داریم. نكته مهم در هر جلسه مواجه شدن با موضوع، حل كردن مسئله و پرداختن به مورد بعدی است. بسیاری از اوقات موضوعاتی وجود دارند كه همه علاقمند به نادیده گرفتن یا به تعویق انداختن آنها هستند و یا میگذراند ماجرا `بالاخره یك جوری خودبخود حل شود`. شكی نیست كه در نهایت همه چیز به خودی خود سرانجامی پیدا خواهد كرد، اما چنین روشی حاكی از ضعف مدیریت است.

اگر شما هر جلسه ای را كه با درك كامل از آنچه باید انجام شود، كسانی كه قرار است كار را انجام دهند و زمان اجرای موضوع، به پایان نرسد، یك شكست كامل بدانید، هرگز جلسات را `همینطوری` به پایان نخواهید برد.

عادت كنید تصمیماتی سریع و صریح اتخاذ كنید.
این كار مشكلترین و مهمترین بخش كار مدیریت است. بعضی از مدیران حتی برای اتخاذ تصمیات بسیار جزئی نیز دچار كشمكشی شدید میشوند زیرا هرگز بر ترس خود از اشتباه كردن فائق نشده اند.

در صورتی كه اطلاعات اصلی و ضروری را در دست داشته باشید، تصمیمگیری ساده تر شده و دفعات بیشتری درست خواهد بود. اینجاست كه مطلع بودن از امور یا به دست آوردن حقایق مربوط به ماجرا اهمیت خود را آشكار میكنند. توانایی قضاوت صحیح، نیازمند اصول، سیاست و برقراری مقررات است. لزومی ندارد كه همیشه تصمیم درستی اتخاذ كنید، میگویند كافی است كه یك مدیر خوب تنها 51% از دفعات، درست تصمیم بگیرد. سعی در خوشحال نگهداشتن همه به جایی نمیرسد. هنگامی كه همه طرفین حرف خود را زده و هرچه داشتند رو كردند، تصمیم نهایی و قطعی خود را اعلام كنید، حتی اگر با اینكار كسانی را ناراحت كنید. در غیر این صورت همه ناراضی خواهند بود.

انتظارات خود از كاركنانتان را واضح و روشن بیان كنید.
امیدوار بودن به اینكه بدون زمینه قبلی رفتار خاص یا عملكرد ویژه ای از كارمندانتان سر بزند، انتظار بیهوده ایست و میتوان گفت كه در اكثر اوقات ناامید خواهید شد. مدیران موفق اهداف و انتظارات خود را برای كاركنان خود به روشنی و صراحت بیان كرده و با نظارت و پشتیبانی از آنان كار را دنبال میكنند.

شما وظیفه دارید كاركنان خود رابه طور صحیح از اوضاع و شرایط كار مطلع كنید.
همانطور كه قبول مسئولیت بدون اقتدار، ناممكن است، پذیرش مسئولیت بدون آگاهی نیز امكان پذیر نیست. اینكه از دیگران بخواهیم به بهترین شكل و با به خطر انداختن اعتبار خود برای انجام پروژه ای كه چیزی از مشكلات گذشته، موقعیت فعلی و برنامه های آینده آن نمیدانند، بكوشند، منصفانه نیست. یك روش عالی برپا كردن جلسات بنا به موقعیتهای مختلف است تا در آنها كاركنان از سیاستهای اصلی، تصمیمات جدید و پیشرفتهای قسمت خود و كل شركت مطلع شوند.

كارمند خود را در مقابل دیگران، به خصوص در مقابل كارمندان خودش، سرزنش نكنید.
این كار به آبرو و روحیه هردو طرف لطمه میزند. به خصوص متوجه باشید كه به خاطر اشتباه خودتان، دیگران را سرزنش نكنید. در اكثر موارد امكان پیگیری ریشه این خطا به سمت شما عملی است و به شدت موجب لطمه اعتبارتان خواهد شد.

به كاری كه كارمندانتان انجام میدهند علاقه نشان دهید
هنگامی كه رئیس نسبت به كار كارمندان علاقه نشان ندهد، چیزی درباره آن نپرسد یا نظری درباره آن ارایه ندهد، موجب دلسردی آنان خواهد شد. كمی توجه تاثیری بسیار زیاد خواهد داشت، پس قدری وقت بگذارید.

هرگز فرصت تشویق كسی كه كاری را خوب انجام داده، از دست ندهید.
به یاد داشته باشید كه كار شما تنها انتقاد كردن و ترساندن كاركنان نیست. یك مدیر درجه یك همانقدر كه منتقد است باید رهبر و مشوق خوبی هم باشد. مهمترین بخش كار شما كمك كردن، توصیه دادن، تشویق كردن و ایجاد انگیزه در كارمندان است.

همواره مسئولیت گروه خود و اعضای آن را بر عهده بگیرید.
هرگز تقصیر را به گردن دیگران نیاندازید یا هیچ یك از كارمندان خود را محكوم نكنید، حتی اگر آنها مایوستان كرده باشند. قرار است شما كنترل كامل را در دست داشته باشید و همانطور كه خوب انجام شدن یك كار موجب بالا رفتن اعتبار

شما میشود، تقصیر اصلی در به سرانجام نرسیدن آن هم متوجه شما خواهد بود
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

 
 

امام حسین(ع):بهترین عدالت یارى مظلوم است
امام حسین علیه السلام فرمودند:كسی كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد می كند.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زن وشوهرها، دعوا کنيد تا سالم بمانيد!

زن وشوهرها، دعوا کنيد تا سالم بمانيد! 

 

   ‎۱۳۸۶‎/‎۱۱‎/‎۷   

اين هم يک توصيه عجيب و غريب ديگر از محققان علوم ارتباطات و روان‌شناسي

آنها مي‌گويند زن و شوهرها اگر مي‌خواهند سالم بمانند و مدت بيشتري عمر کنند، بهتر است به جاي اين که دلخوري‌ها و غم و غصه‌هاي‌شان را توي دل‌شان بريزند، آن را بيان کنند، حتي اگر اين بيان، موجب جنگ و دعوا و درگيري بين زن و شوهر بشود.

اين نتيجه مطالعه‌اي است که محققان دانشگاه ميشيگان انجام داده‌اند و قرار است در شماره ژانويه نشريه علمي «ارتباطات خانوادگي» منتشر شود.

اساس ايده اين مطالعه از آنجا شکل گرفت که تحقيقات قبلي نشان داده بود بيان احساسات، به ويژه بيان احساسات منفي، نه تنها در سلامت روح و روان انسان‌ها تأثير خوبي دارد، بلکه کاهش استرس مي‌تواند به پيشگيري از برخي بيماري‌هاي جسمي، مانند بيماري‌هاي قلبي نيز، کمک کند.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، در اين مطالعه تعداد محدودي از زن و شوهرهاي سفيدپوست، از طبقه متوسط که در ميشيگان زندگي مي‌کردند، انتخاب شدند و پرسشنامه‌اي در مورد روابط بين آنها به آنها داده شد.

در اين پرسشنامه با پرسش‌هاي متعدد از آنها خواسته شده بود توضيح دهند که آيا وقتي از همسرشان عصباني مي‌شوند، آن را بيان مي‌کنند يا اين که به روي خودشان نمي‌آورند. سپس زن و شوهرها به مدت 17 سال، از نظر طول عمر و بيماري‌هايي که به آن مبتلا مي‌شوند، بررسي و پيگيري شدند.

نتيجه اين شد که همسراني که به‌طور معمول عصبانيت‌ها و دلخوري‌هاي‌شان را بيان نمي‌کردند، تا 5 برابر بيشتر از بقيه احتمال داشت که طي اين 17 سال بررسي، از دنيا بروند و احتمال ابتلاي آنها به بيماري‌هاي قلبي و نيز فشارخون، حدود 26 درصد بيشتر بود.

در اين مطالعه، اثر ساير عوامل خطر ابتلا به بيماري‌هاي قلبي، مانند سيگار، وزن و فشارخون قبلي، حذف شده است.

به گفته کارشناسان، مهارت کاهش استرس و تنش‌هاي رواني، از جمله مهارت‌هايي است که همه افراد، بايد آن را بياموزند؛ چرا که استرس طولاني‌مدت، نه تنها مي‌تواند کارآيي آنها را در امور زندگي کاهش دهد، روي تربيت فرزندان اثر نامطلوب به جا بگذارد و رضايت از زندگي را کاهش دهد، بلکه تحريک مدام سامانه عصبي با واسطه‌هاي شيميايي و هورموني استرس، باعث مي‌شود فرد در معرض ابتلا به بيماري‌هاي جسمي نيز قرار بگيرد.

البته توانايي کنترل خشم نيز يکي از مهارت‌هايي است که براي يک زندگي سالم مورد نياز است، اما نکته در اينجاست که اگر شما مي‌توانيد خشم خود را در مواقع بحراني بروز ندهيد، بايد بتوانيد موضوع را درون خودتان حل کنيد، نه اين که کشمکش را از موقعيت خارجي و در تقابل با طرف مقابل، مثلا همسرتان، به درون خودتان منتقل کنيد و ادامه بار فرايند خشم و دعوا را، فقط خودتان متحمل شويد.

مشاوران توصيه مي‌کنند اگر دلخوري‌اي از کسي، به ويژه از همسرتان داريد، سعي کنيد مهارت بيان آن را بياموزيد. گاهي گره يک سوءتفاهم کوچک، اگر بيان شود، مي‌تواند خيلي راحت با دست باز شود و ديگر نيازي به باز کردن آن با دندان نباشد.

ضمن اين که پيش از اين مطالعات زيادي هم انجام شده بود که نشان مي‌داد بيان و ابراز هيجانات، مي‌تواند نقش مهمي در کاهش هيجانات شديد رواني و واکنش‌هاي عاقلانه و منطقي داشته باشد.

به‌عنوان مثال يکي از اين تحقيقات که در دانشگاه کاليفرنيا انجام شده و چند ماه پيش گزارش آن در نشريه «علوم روان‌شناسي» منتشر شد، نشان مي‌داد که فعاليت قسمتي از مغز به نام «آميگدال»، که مسئول بروز هيجان‌ها و عواطفي مثل ترس، اضطراب و خشم است، بعد از بيان احساسات، به‌طور قابل‌ملاحظه‌اي کم مي‌شود.

اين در حالي است که «پره‌فرونتال»، ناحيه‌اي از کورتکس مغز که مسئول قضاوت و تمرکز و کلا بروز رفتارهاي عاقلانه است، با اين روش، فعال مي‌شود. بنابراين عاقلانه است اگر روش بيان احساسات را، روش خوبي براي حل دعواهاي زن و شوهري هم بدانيم.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  روش پيشنهادي براي درمان اضطراب

روش پيشنهادي براي درمان اضطراب

 

اضطراب و تشويش ممكن است براي هريك از افراد در هر زمان و مكاني رخ دهد اما خيلي از كاهش دهنده هاي استرس و اضطراب وجود دارند كه تنظيمات سيستم عصبي ما را انجام مي دهند در آن صورت و مي توانيم نگاهي كنيم به اينكه چگونه اضطراب در ما ايجاد شد و اينكه چطوري مي توانيم از روشهاي درماني براي آرام كردن سيستم عصبي خود و كاهش اضطراب استفاده كنيم .

هر كسي اضطراب را در طول زندگي خود تجربه كرده است . شايد وقتي كه در اتاق انتظار دكتر نشسته ايد و فكر مي كنيد كه پزشكتان با يك سوزن خيلي بزرگ در اتاق تزريقات منتظر شماست و يا زماني كه تمام روز را صرف آشپزي كرده ايد اما وقتي به صورت مادرتان نگاه مي كنيد مي پنداريد كه تمام تلاشت بيهوده تلف شده است يا ازشغلتان متنفر باشيد .
اين تجربيات مختلف مي تواند در افراد ايجاد اضطراب كند وعلائم و نشانه هاي متفاوتي را نشان دهد مثل طپش قلب ، داشتنن احساس نا خوشايند ، نداشتن تمركز ، تنشهاي عضلاني ، خشكي دهان ، عرق كردن ، احساس دردهاي عصبي در حفره شكمي ، نفس نفس زدن .
اضطراب مي تواند هم كوتاه مدت باشد و يا طولاني مدت كه بستگي به منبع ايجاد كننده اضطراب دارد . البته بيشتر اضطرابها طولاني مدت هست و علائم زيادي را در شما ايجاد مي كند .
اگر اضطراب شما در نتيجه واكنش به يك دوره طولاني تجربه خواهيد كرد . كه در اين حالت بعضي ازعلائم از قبيل اسهال ، يبوست و كج خلقي در افراد بشدت ايجاد مي شود . ممكن است اضطراب شما ناشي از شغل باشد ، منبعي كه هرگز شما را رها نمي كند ، مي ترسيد كه صبح بيدار شويد چون مجبور خواهيد بود كه به سر كار برويد ، مي ترسيد كه شب به رختخواب رويد چون وقتي بيدار مي شويد مجبوريد به سركار رويد . از پايان هفته مي ترسيد زيرا وقتي تعطيلات پايان هفته به اتمام مي رسد بازهم مجبوريد سركار رويد زماني كه اضطراب هميشه همراه شما باشد ممكن است علائمي چون درد قفسه سينه ، پر اشتهايي يا كم اشتهايي ، بي خوابي در انسان ايجاد شود. تمام 3 موقعيت توصيف شده انواعي از اضطرابهاي هر روزه ما هستند ، اما بهر حال براي هر يك از ما ممكن است عوارضي چون جسمي ، روحي و عاطفي ايجاد كند .
چه چيز باعث ايجاد اضطراب مي شود ؟
ضرورتا اضطراب بخشي از مكانيسم " جنگ و گريز " است كه از اجدادمان به ما رسيده است، آنها هم شكارچي بودند و هم شكار مي شدند و غريزه اشان آنها را براي حمله كردن يا فرار كردن آماده مي كرده است كه همين مسئله در آنها اضطراب ايجاد مي كرده و باعث زنده ماندن آنها مي شده است بطوريكه اضطراب باعث مي شده هرمون آدرنالين در خون آزاد شود و علامات هشدار دهنده ايجاد گردد و با تحريك كبد قندهاي محرك و انرژي زا در بدنشان آزاد مي شده و آنها را آماده جنگيدن مي كرده است.
سيستم هشدار دهنده هنوز هم براي بحرانهاي امروزي لازم است اما مكنيسم جنك و گريز براي محركهاي تنش زا امروز ما مناسب نيست چون مي توانيم شغلمان و يا دكترمان را در صورت نارضايتي عوض كنيم . امروزه جنگيدن بصورت فيزيكي نتايج مفيدي در بر نخواهد داشت . وقتي اضطراب شديد باشد مكانيسم جنگ و گريز مي تواند به بافتهاي بدن شما آسيب برساند و ايجاد بيماري هايي در انسان كند ، مثل سردرد و پر فشار خوني.
در حاليكه استرس اغلب ريشه در علائم اضطرابي دارد.اين علائم مي تواند به وسيله مشكلات فيزيكي ايجاد شود اگر نشانه هاي اضطرابي در شما ادامه پيدا كرد حتما به پزشك مراجعه كنيد تا بررسي هاي زير روي شما انجام شود.
1.پركاري تيروئيد : ممكن است علائمي مشابه نشانه هاي اضطرابي ايجاد كند.
2.اختلال در كار قلب : مي تواند علائم عصبي به ميزان كمي در شما ايجاد كند.
3.سندرم پيش از قاعدگي
4.قرصهاي رژيمي
5.كم خوني
6.ديابت
7.كم قندي خون
وقتي شما فهميديد كه چه چيز مي تواند اضطراب ايجاد كند،آن زمان ياد ميگيريد كه چه كارهايي مي توانيد بكنيد تا اضطراب در شما كاهش يابد.
روشهاي درماني معروف به گنجه
بادام:10 مغز بادام خام را هر شب در آب بخيسانيد تا نرم شود،بعد پوست آنها را بكنيد و مغزهاي بادام را با يك فنجان شير گرم مخلوط كنيد و كمي زنجبيل به آن اضافه كنيد و هر شب قبل از خواب بنوشيد.
جوش شيرين:يك سوم فنجان جوش شيرين را به يك سوم فنجان زنجبيل  اضافه كرده و به مدت 15 دقيقه بخيسانيد و از آن استفاده كنيد.
روغن:روغنهاي گل آفتابگردان ،نارگيل،و ذرت و يا كنجد براي كاهش اضطراب موثر است .
6 انس روغن را گرم كنيد و روي تمام قسمتهاي بدن  از پوست سر تا پائين تنه و پاهايتان بماليد.همينطور از اين روغنها بري ماساژ قبل از حمام صبح استفاده كنيد تا آرامتان كند.
اما اگر اضطراب در خواب شما اختلال ايجاد كرده است مي توانيد قبل از رفتن به رخت خواب اين روش را امتحان كنيد.
روشهاي درماني معروف به يخچال
كرفس: دو فنجان كرفس پياز يا مخلوطي از هر دو را به صورت خام پخته براي يك يا دو هفته همراه با غذا مصرف كنيد-هر  دوي اين سبزيجات شامل مقدار زيادي پتاسيم اسيد فوليك است كه كمبود اين مواد مي تواند باعث ايجاد ناراحتي هاي عصبي شود.
پرتقال : بوي خوش پرتقال اضطراب را كاهش مي دهد. پوست پرتقال و استمنشاق بوي خوش خراج شده از آن برا ي كاهش اضطراب سودمند است.شما مي توانيد پوست پرتقال را در يك ظرف كوچك قرار دهيد و روي ان آب بريزيد تا به آرامي  بجوشد پس از جوشيدن  و گرم شدن از پوست پرتقال مواد خوشبو و روغن ارام كننده آزاد مي شود.
آب پرتقال: يك  قاشق چايخوري عسل و يك تكه از درخت جوز  در فنجان اب پرتقال بريزيد و بنوشيد.
روشهاي درماني معروف به ادويه اي
گياه روزماري:روزماري در ميان سالان  براي دفع مواد زيان اور مشروبات الكي كاربرد دارد،روزماري خاصيت آرام كنندگي اعصاب،1تا 2 قاشق چايخوري گياه خشك شده روزماري را در يك فنجان چاي خوري براي مدت 10 دقيقه بخيسانيد  1 تا دو قاشق  ان را ميل كنيد،همينطور استنشاق روزماري مي تواند ارام كننده باشد،سوزاندن شاخه روزماري يا استفاده از بخور آن مي تواند  اضطراب را كاهش دهد.
روش به خاطر آوردن
هيمشه يك دفترچه خاطرات روزانه براي پيگير ي اتفاقات روزمره به همراه داشته باشيد و وقايعي كه ممكن است در شما ايجاد اضطراب كند را از دفترچه خاطرات پاك كنيد و كارهاي كه شمار ا شاداب مي كند را يادداشت كنيد فعاليتهاي مثل انجام تمرينات غيررقابتي  مانند پياده روي ، دوچرخه سواري شنا براي بدن و تقويت روحيه بسيار مناسب است فكر كردن ، نماز خواندن يا دعا كردن و فكرپردازي هاي فانتزي مي تواند به ذهن شما استراحتي دهد و اضطراب را در  شما كاهش دهد تنفس عميق و دم و بازدم اهسته ارام كننده است.
حرف زدن با دوستان يا يك روانشناس وي ا فردي روحانني در مورد اضطرابهايتان مي تواند آن را فروكش كند فهرستي از ذهنيات خود بنويسيد و انرا چك كنيد و مواردي كه باعث اضطراب در شما مي شود را از ليست خود حذف كنيد.
تفكر مكرر مي تواند حواس شما را از چيزهائي كه باعث اضطراب در شما مي شود پرت كند
درمانهاي گياهي اضطراب
شما مجبور نيستيد براي تجربه كردن استرس  به جزاير مان هاتان برويد اضطراب همه جا هست حتي در بهشت پلي نزيا اما خوشبختانه براي اضطراب درمانهاي گياهي وجود دارد كه مي تواند به بهتر شدن وضعيت شما كمك كند براي مقابله با استرس عصاره اي از ريشه گياه كاوا كاوا تهيه شده كه مي تواند در كاهش اضطراب موثر باشد چون گزارش شده اين گياه مي تواند استرس را دور كند .و حالت شادي را در افراد القا نمياد اين گياه در قرن هاي گذشته در جزاير اقيانوس ارام و هاوائي از احترام زيادي برخوردار بوده است.
عصاره كاوا علاوه بر ايجاد حسي در زبان،راحتي و آرامش خستگي و اضطراب را دفع مي كند . اينكه كاوا چه مكانيسمي دراد دقيق معلوم نيست اما چيزي كه مشخص است اين گياه برروي گيرنده هاي GABA مغز اثر مي ذارد و با فعال كردن اين گيرنده ها فعاليتهاي عصبي را آرام مي كند و اضطراب را كاهش   ميدهد.
دانشمندان چنيد تركيب از ريشه گياه كاوا  كه اثر آرام كنندگي اعصاب دارد را استخراج كرده اند  اين تركيبات شامل كاوائين دهيدروكاوائين دهيدرومتيسيتيسين ،تيستيسن،يانگوئين و دهيدرويانگوئين است.اما فعاليتهاي ديگر عصاره گياه كاوا را مشخص نشده است.
اگر شما مقدار زيادي از اين عصاره را مصرف كنيد ممكن است احساس خواب آلودگي در شما رخ دهد.
عوارض جانبي كاوا :
گياه كاوا نسبتا عاري از عوارض جانبي است و تاثيري روي عملكردهاي فيزيكي و زمان واكنشها ندارد . مصرف معيني از گياه كاوا در برخي آزمايشات كلينيكي نشان داده كه عملكرد coynitive را بهبود بخشد و ناراحتي عاطفي را كم مي كند .
در ديگر آزمايشات گياه كاوا خاصيت آرام كنندگي را نشان داده است . هيچ گونه سميتي در افرادي كه به اندازه 200 ميلي گرم عصاره كاوا در روز به مدت 8 هفته مصرف كرده اند مشاهده نشده است.
اما ميزان مصرفي بيشتر از 8 انس يا مصرف بيشتر از 30 كپسول در روز بمدت 1 ماه ممكن است باعث ايجاد بد رنگي در پوست شود .
در سال 2002 تا 2003 گزارشهايي از بروز آسيب هاي كبدي در اثر مصرف گياه كاوا در آلمان و 30 مورد در اروپا مشاهده شد .
افرادي كه دچار آسيبهاي كبدي شده بودند كساني هستند كه مصرف كننده دارو يا مقدار زيادي الكل بودند آنها همچنين مقدار كمي گياه كاوا استفاده كرده بودند بر طبق گزارش محققان آلماني دانشگاه wolfgany فقط يك سند موثق وجود دارد كه ارتباط بين مصرف گياه كاوا و آسيبهاي كبدي (سمت كبدي ) را نشان مي دهد .
اگر شما از اختلالات اضطرابي رنج مي بريد بايد به پزشك مراجعه كنيد ومعالجات روانپزشكي روي شما انجام شود اما اگر علائم اضطرابي شما خفيف است از درمانهاي گياهي مثل استفاده از گياه كاوا مي توانيد سود ببريد و به بهتر شدن شرايط شما كمك مي كند . درمان هاي گياهي و مراجعات به پزشك از توصيه هاي لازم براي درمان اضطراب است . اضطراب شما ممكن است منجر به حملات عصبي شود آن زماني است كه شما بايد به دكتر مراجعه كنيد . اما اگر اضطراب خفيف داريد پيشنهاد مي شود كه از درمان هاي گياهي  و خانگي استفاده كنيد در شرايط دروني خود را بهبود ببخشيد

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  افزايش استرس شغلي، خطر ابتلا به افسردگي را در كارمندان تشديد مي‌كند

 

مطالعه بر روي گروهي از كارمندان و كارگران كانادايي نشان داده است كه استرس و تنش شغلي و هم چنين كمبود حمايت‌هاي اجتماعي در محيط‌هاي كاري، خطر ابتلا به اختلال رواني افسردگي را افزايش مي‌دهد.

به گزارش سلامت نيوز به نقل از ايسنا،، اما كا روبرستون بكلمور محقق مركز پزشكي دانشگاه روچستر در نيويورك و محققان كانادايي از اطلاعات جمع آوري شده در مركز كانادايي پژوهش سلامت اجتماعي، براي انجام اين تحقيق استفاده كرده‌اند. اين اطلاعات از 24 هزار و 342 كارمند در سال 2002 جمع آوري شده است.

اين محققان هم چنين، ميزان طول عمر و دوره‌هاي 12 ماهه افسردگي و استرس‌هاي شغلي رواني - اجتماعي را مورد ارزيابي قرار دادند.

نتايج اين تحقيق كه در مجله آمريكايي بهداشت عمومي منتشر شده، نشان داد: افزايش كشمكش‌هاي شغلي به ميزان قابل ملاحظه‌اي با افزايش خطر ابتلا به افسردگي شديد رابطه مستقيم دارد. اين تاثير در مردان به مراتب بيشتر است، اما اين در حالي است كه همين پژوهش نشان مي‌دهد؛ عدم حمايت اجتماعي در محيط‌هاي كاري براي زنان و مردان به يك اندازه باعث بروز افسردگي مي‌شود.

به گفته اين محققان،‌ افسردگي در محيط كار يك مشكل اصلي بهداشت عمومي است كه بايد بررسي شده و تحت درمان قرار گيرد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

 

آيا تا به حال اتفاق افتاده است كه نام كسي را كه سابقاً ملاقات كرده بوديد فراموش كنيد؟ يا فراموش كنيد فلان وسيله را كجا گذاشته ايد يا آيا در ماشين را قفل كرديد يا نه؟

مطمئناً چنين اتفاقاتي براي شما هم افتاده است. اما اگر اين از دست دادن حافظه مكرراً اتفاق بيفتد و شما توانايي تمركزتان را از دست بدهيد، چه مي شود؟

متاسفانه، از دست رفتن حافظه و بالا رفتن سن رابطه اي مستقيم دارند. در اوايل 20 سالگي، مغز شروع به از دست دادن بعضي سلول هاي عصبي مي كند و بدن كمتر مواد شيميايي مورد نياز مغز براي درست كار كردن را توليد مي كند.

خوشبختانه، شما كارهاي زيادي مي توانيد انجام دهيد تا اين جريان را كندتر كنيد. در اينجا به چند نكته اشاره مي كنيم تا با رعايت آن بتوانيد حافظه تان را تقويت كنيد.

1- غذاهاي سالم بخوريد

استفاده از يك رژيم غذايي سالم و مناسب نه تنها براي جسمتان مفيد است، بلكه براي مغز و حافظه تان نيز لازم است. بر طبق نظرات آكادمي عصب شناسي آمريكا، خوردن ميوه ها و سبزيجاتي كه حاوي ميزان زيادي آنتي اكسيدان هستند؛ مثل توت ها، مركبات، اسفناج، هويج، كلم بروكلي، گوجه فرنگي و سيب زميني شيرين مي تواند تا 11 درصد احتمال سكته را پايين بياورد.

تحقيق ديگري نشان مي دهد كه آنتي اكسيدان ها و پلي فنول هاي موجود در ذغال اخته و انگور مي تواند توانايي ارتباط سلول هاي مغزي را با يكديگر بالا برده و خطر آسيب رسيدن به آنها را پايين آورد.

به جز ميوه و سبزيجات، مواد ديگري مثل كاركامين و همچنين ويتامين هاي B مثل نياكتين و اسيد فوليك نيز در اين زمينه كمك كننده هستند و خطر ابتلا به آلزايمر را پايين مي آورند.

2- از نوشيدن مشروبات الكلي خودداري كنيد

همه مي دانند كه نوشيدن مشروبات الكلي باعث از دست دادن حافظه به طور موقت مي شود. اما محققين دريافته اند كه مي تواند عوارض طولاني مدت نيز داشته باشد و روي سلول هاي مغزي تاثير بگذارد. تاثير موقتي آن رابطه اي نزديك با ميزان مصرف نوشيدني دارد. هرچه ميزان بيشتري بنوشيد، حافظه تان كندتر خواهد شد.

3- جسمتان را ورزش دهيد

همه ي ما مي دانيم كه براي روي فرم نگاه داشتن هيكل و بدنمان بايد ورزش كنيم. اما آيا مي دانستيد كه ورزش كردن باعث تقويت حافظه تان نيز مي شود؟

ورزش هاي قلبي-عروقي مانع از دست رفتن حافظه مي شود. پزشكان بر اين عقيده اند كه علت آن است كه ورزش گردش خون را در مغز بالا مي برد و نمي گذارد بافت هاي عصبي مغز با بالا رفتن سن به سرعت از بين بروند.

حتماً لازم نيست كه دونده ي دوي ماراتن باشيد تا حافظه تان تقويت شود. ورزش هاي جسمي-فكري نيز مي توانند با از دست رفتن حافظه مقابله كنند.

4- فكرتان را ورزش دهيد

ورزش دادن به فكرتان و به رشد مغزتان كمك مي كند. با فعال نگاه داشتن مغزتان، سلول هاي عصبي مغزتان را ترغيب مي كنيد تا ارتباطات جديد ايجاد كنند. اين مسئله به جز بالا بردن قدرت يادآوري، ظرفيت حافظه را هم بالا مي برد و مانع از دست رفتن حافظه مي شود.

كارهاي بسياري مي توانيد براي ورزش دادن و فعال كردن مغزتان انجام دهيد. كارهاي ساده اي مثل حل جدول، بازي شطرنج و مطالعه كردن از آن دسته هستند. گرفتن آموزش هاي جديد مثل يادگيري زباني خارجي يا يك آلت موسيقي نيز مي تواند مفيد باشد.

5- از مكمل هاي تقويت كننده حافظه استفاده كنيد

علم خيلي وقت است كه فايده ي بعضي مكمل هاي غذايي مثل روي و اسيد فوليك را براي تقويت حافظه دريافته است. مكمل هاي ديگري نيز شناخته شده اند كه مي توانند به تقويت حافظه كمك كرده و مانع از دست رفتن حافظه با بالا رفتن سن شوند.

تركيبات اين مكمل ها از اين قرار است:

آنتي اكسيدان ها كه راديكال هاي آزاد مخرب را از بين مي برند و گياهاني كه سلول هاي عصبي را از آسيب محافظت مي كنند.

مواد مغذي كه اكسيژن و گلوكز مغز را بالا مي برند.

گياهاني كه به توليد انتقال دهنده هاي عصبي كمك مي كنند.

مكمل هاي كه باعث تقويت حافظه مي شوند از اين قبيل اند:

جينكو بيلوبا

نام گياهي بسيار مشهور است كه از ساليان دور به عنوان دارويي سنتي براي تقويت حافظه استفاده مي شده است. خاصيت آنتي اكسيداني قوي دارد و مي تواند از آسيب رسيدن به رگ هاي خوني در مغز جلوگيري كند. همچنين مي تواند جريان خون را در مغز بالا ببرد و با حفظ قابليت ارتجاعي رگ ها، اكسيژن و مواد مغذي را به سلول ها برساند.

ويتامين هاي B

از ويتامين هاي B در بسياري از عمليات متابوليك بدن استفاده مي شود و براي سلامتي عمومي بدن بسيار لازم هستند. در رابطه با مغز دو تا از اين ويتامين ها اهميت بيشتري پيدا مي كنند: ويتامين B12 و اسيد فوليك.

ويتامين B12 براي حفظ غلاف ميلين(ماده ي سفيد چربي كه غلاف بعضي اعصاب را مي پوشاند و باعث مي شود كه به درستي كار كنند).

اسيد فوليك هم ماده ي بسيار موثري براي مغز است كه باعث بهتر كار كردن انتقال دهنده هاي عصبي مي شود. اگر ميزان اسيد فوليك مغز كم شود، احتمال از دست رفتن حافظه بيشتر مي شود.

اسيدهاي آمينه

اولين كار آمينو اسيدها اين است كه به عنوان سدي براي پروتئين ها عمل مي كنند. اما انواع بخصوصي از آنها براي تقويت مغز هم كاربرد دارند. به طور مثال تاورين L يك محافظ عصبي قوي است كه از سلول هاي عصبي در مواجه به استرس و فشارها محافظت مي كند. پيروگلوتامين L نيز براي متابوليسم سلول هاي عصبي كاربرد دارند و DMAE نيز مشاهده شده است كه باعث تقويت حافظه ي كوتاه مدت مي شود.

هميشه هوشيار باشيد...

تقويت حافظه بايد يكي از كارهاي روزانه تان باشد. به ياد داشته باشيد كه ورزش در اين زمينه كمك بسيار زيادي به شما مي كند.

حواستان باشد كه مكمل هايتان را هم حتماً استفاده كنيد

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  منشا احساس‌هاي بد چيست؟

 

 

 

 

 

 

بسياري فكر‌مي‌كنند عليرغم هر نوع رفتاري‌كه دارند، نتايج رفتارها هم بايد به دلخواه آنها باشد.

و خلاصه مثل هميشه، قاعده بازي فراموش مي‌شود.
واقعيت اين است كه احساس‌ "خوب نبودن" بي‌دليل سراغ ما نمي‌آيد و خاستگاه آن و احتمالا تداوم‌اش قابل شناسايي است.

روند درمان‌هاي رفتاري - شناختي نشان مي‌دهد افرادي كه دچار اختلالات رواني مثل افسردگي يا مشكلات شخصيتي هستند به نوعي خودبيني و تصور نادرست از خود گرايش دارند. اين تصورات ممكن است برآمده از تجربيات گذشته باشد كه با موقعيت واقعي فرد نيز مطابقت ندارد. [تاثير سلامت عاطفي بر احساس، افكار و رفتار ما]

اما در مجموع مي‌توان گفت منشا اين تصورات نادرست كه احساس "خوب نبودن" را در انسان برمي‌انگيزد؛ شامل اين موارد است:

- افكار دو بخشي و قطبي‌شده (صرفا مثبت يا منفي‌ديدن مسايل)

- عموميت دادن در سطح وسيع به موردهايي كه تعميم آنها بسيار نادرست است

- بي‌اطلاعي و عدم آگاهي از كيفيت‌هاي واقعي و ظاهري مسايل

- تكريم و تجليل بسيار و بزرگ سازي موارد و همچنين جنبه شخصي‌دادن به آنها.

اين مقوله بسيار مهم است كه فرد به خود اجازه دهد موارد كوچكي را كه چه بسيار اتفاقي پيش‌آمده، به عنوان يك ويژگي شخصي ديگران و يا خود به حساب آورد. اين دقيقا همان خودبيني است كه به اختلالات رواني فرد دامن مي‌زند.

ترسيم يك نتيجه منفي، زماني كه اطلاعات دقيق و پشتيباني كننده براي دريافت سريع واقعيت‌ها وجود ندارد؛ تمركز تنها بر مدارك و نشانه‌هاي منفي يك موقعيت؛ غفلت از انواع چاره‌ها و راه‌هاي مثبت براي حل مشكلات و عدم توجه به جنبه‌هاي بهتر يك پايان و فرجام ، همگي باعث شكل‌گيري احساس‌هاي بد در انسان مي‌شوند. [گفت و گو به جاي مشاجره]

براي مثال، زن 48 ساله‌‌اي كه يك دختر 23 ساله دارد مي‌گويد همسرم همه روز، بيرون از خانه است و زماني هم كه در خانه است، زياد صحبت نمي‌كند، و اگر كوچكترين اشتباهي از دخترم سرزند، مرا مقصر مي‌داند. من احساس بدي نسبت به ازدواج و زندگي‌ام دارم. نمي‌توانم عصبانيت خود را كنترل كنم.

روانشناسان و متخصصان روان‌‌ ‌درماني بر اين باورند كه عصبانيت يك عكس‌العمل طبيعي به اين نوع شرايط است. چرا كه به نظر مي‌رسد وضعيت زندگي اين خانم، راكد، بي‌ثمر و بدون شور و عشق زندگي است؛ به گونه‌اي كه عصبانيت و احساس منفي را در او برمي‌انگيزد.

اما آيا امكان مطالعه كردن يا به دست آوردن شغل با معنايي كه به زندگي اين خانم مفهوم مثبتي ببخشد وجود ندارد؟ افرادي هستند كه گرچه شغل و حرفه پرمنفعتي را دنبال نمي‌كنند اما براي معنا‌بخشي به زندگي خود و ايجاد احساس خوب، حتي اگر شده دو روز در هفته در سازمان‌هاي خيريه براي كمك به ديگران كار مي‌كنند.

زيرا اين نوع فعاليت‌ها نه تنها باعث مي‌شود فرد با مردم در تماس باشد بلكه احساس مفيد بودن را در آنها برمي‌انگيزد.[آيا من به "خود" قوي‌تري نياز دارم؟]

بي‌ترديد، افراد بويژه زنان در سن يائسگي، گاهي براي كمك به خودشان نياز به مصرف دارو دارند. اما صرفا مصرف دارو، بهترين راه‌حل براي تغيير موقعيت زندگي‌شان محسوب نمي‌شود. [چگونه در زندگي تغيير ايجاد كنيم]

در واقع اين روش، تنها آسانترين راه است و تغييرات و تحولات اساسي را با معنا دار كردن زندگي مي‌توان ايجاد كرد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نکته های زندگی

نکته های زندگی 

 

همه ما می توانیم زیبا ببینیم  

 

 تو هم می توانی  

 

سیزده نکته از زندگی گابریل گارسیا مارکز 

 

 عشق   

 

 آتش امید

 

نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش  

خلقت زن

دیوانگی های این دنیا  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

 

به نام خدا

  

سازنده ترين کلمه گذشت است... آن را تمرين کن

 

پر معني ترين کلمه ما است...آن را بکار ببند.

 

عميق ترين کلمه عشق است... به آن ارج بنه.

 

بي رحم ترين کلمه تنفر است...از بين ببرش.

 

سرکش ترين کلمه هوس است...با آن بازي نکن.

 

خود خواهانه ترين کلمه من است...از آن حذر کن.

 

ناپايدارترين کلمه خشم است...آن را فرو ببر.

 

بازدارترين کلمه ترس است...با آن مقابله کن.

 

با نشاط ترين کلمه کار است... به آن بپرداز.

 

پوچ ترين کلمه طمع آست... آن را بکش.

 

سازنده ترين کلمه صبر است... براي داشتنش دعا کن.

 

روشن ترين کلمه اميد است... به آن اميدوار باش.

 

ضعيف ترين کلمه حسرت است... آن را نخور.

 

تواناترين کلمه دانش است... آن را فراگير.

 

محکم ترين کلمه پشتکار است...آن را داشته باش.

 

سمي ترين کلمه غرور است... بشکنش.

 

سست ترين کلمه شانس است... به اميد آن نباش.

 

شايع ترين کلمه شهرت است... دنبالش نرو.

 

لطيف ترين کلمه لبخند است...آن را حفظ کن.

 

حسرت انگيز ترين کلمه حسادت است... از آن فاصله بگير.

 

ضروري ترين کلمه تفاهم است... آن را ايجاد کن.

 

سالم ترين کلمه سلامتي است... به آن اهميت بده.

 

اصلي ترين کلمه اطمينان است... به آن اعتماد کن.

 

بي احساس ترين کلمه بي تفاوتي است... مراقب آن باش. 

                          

دوستانه ترين کلمه رفاقت است... از آن سوءاستفاده نکن.

 

زيباترين کلمه راستي است... با آن روراست باش.

 

زشت ترين کلمه دورويي است... يک رنگ باش.

 

ويرانگرترين کلمه تمسخر است... دوست داري با تو چنين کنند؟

 

موقرترين کلمه احترام است... برايش ارزش قايل شو.

 

آرام ترين کلمه آرامش  است... به آن برس.

 

عاقلانه ترين کلمه احتياط است... حواست را جمع کن.

 

دست و پاگيرترين کلمه محدوديت است... جازه نده مانع پيشرفتت بشود.

 

سخت ترين کلمه غيرممکن است... وجود ندآرد.

 

مخرب ترين کلمه شتابزدگي آست...مواظب پلهاي پشت سرت باش.

 

تاريک ترين کلمه ناداني است...آن را با نور علم روشن کن.

 

کشنده ترين کلمه اضطراب است...آن را ناديده بگير.

 

صبورترين کلمه انتظار است... منتظرش باش.

 

بي ارزش ترين کلمه انتقام است... بگذار و بگذر.

 

ارزشمندترين کلمه بخشش است... سعي خود را بکن.

 

قشنگ ترين کلمه خوشروئي است... راز زيبائي در آن نهفته است.

 

تميزترين کلمه پاکيزگي است... اصلآ سخت نيست.

 

رساترين کلمه وفاداري است... سر عهدت بمان.

 

تنهاترين کلمه گوشه گيري است...

 

بدان که هميشه جمع بهتر از فرد بوده. . 

                           

  محرک ترين کلمه هدفمندي است...

 

زندگي بدون هدف روي آب آست 

                        

....و هدفمندترين کلمه موفقيت است... پس پيش به سوي آن.

 

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  شکست

شکست

 

اگر این قدر قوی نیستی که ببازی ..مسلماً توانایی برتده شدن را نیز نخواهی داشت

 

  هیچ کسی نمیتواند شرط ببندد که با یه حرکت قادر به برنده شدن در یک بازی شطرنج هست... یه زمانهایی لازمه تو یه قدم عقب نشینی کنی  تا بتوانی یه قدم به جلو بر داری   

 

هیچ رازی در موفقیت وجود ندارد..موفقیت نتیجه آمادگی..تلاش سخت..و درس گرفتن از شکست هاست

 

  همیشه زیرکترین آدم ها کسانی نیستند که کمترین میزان شکست را دارند بلکه کسانی هستند که از شکست ها بهترین درس را میگیرند...

 

شکست معمولا یک موقعیت موقتی است..ولی نا امید شدن آن را به یک موقعیت دائمی تبدیل میکند

 

 شکست باید  مثل یک معلم برای ما باشه  ..نه یک مانع برای پیشرفت...

 

شکست می تواند باعث بشه یه مقداری از کارها عقب بیافتی ولی نباید مسبب مغلوب شدنت باشد...

 

شکست به منزله یک وقفه در کارهایت هست ولی نه یک نقطه پایان.

 

.تنها در صورتی می توانی از شکست اجتناب کنی که چیزی نگی ..کاری نکنی...و هیچ چی نباشی ...

 

اگرنمی توانی  اشتباه کنی یعنی هیچ کاری نمی توانی بکنی

 

بزرگترین موهبت این نیست که هیچ زمان شکست نخوری... بلکه این است که بعد از هر شکست بتوانی دوباره بلند بشوی 

قضاوت دیگران نسبت به من روی  تعداد دفعاتی نیست که شکست خورده ام..بلکه روی تعداد دفعاتی است که موفق شده ام ..

 

و تعداد دفعاتی که موفق شده ام دقیقا زمانی بوده که بلا فاصله بعد از این که شکست خورده ام  دوباره به تلاش ادامه داده ام و موفق شده ام....  ....

 

بیشتر آدم ها زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیتشون نمانده..در یک قدمی پیروزی  دست از تلاش بر می دارند...آنها در دقیقه آخر تمامی امید خود را از دست میدهند..یک قدم مانده به خط پایان و پیروزی    ...

 

  و در پایان بدانیم که:

اگر احتمال شکست وجود نداشت ..پیروزی  بی معنی بود

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

 

عشقت را ببخش.

 ارزشت را با مقايسه كردن خود با ديگران پايين نياور ، زيرا همه ي ما با يكديگر متفاوتيم.                                                                                    
+ اهداف و آرزوهايت را با توجه به آنچه كه ديگران ، با اهميت تصور مي كنند ؛ تعيين نكن ، زيرا فقط تو مي داني كه چه چيز برايت بهترين است .        
+ با زندگي كردن در گذشته يا آينده ، زيستن در زمان حال را از دست نده . حتي اگر يك روز در زمان حال زندگي كني ، همه ي  روزهاي عمرت را زيسته اي .  
+ هنگامي كه هنوز چيزي براي بخشيدن داري ، هرگز نا اميد نشو .     
+ هيچ چيز واقعا به پايان نمي رسد تا لحظه اي كه خودت دست از تلاش بر داري .     
+ از مواجه شدن با خطرات نترس ؛ زيرا بدين ترتيب فرصت مي يابي كه بياموزي چقدر بايد شجاع باشي .                                                                   
+ با گفتن اين كه : " يافتن عشق غير ممكن است " مانع ورود عشق به زندگي خود نشو .                                                                                          
+ سريع ترين راه دريافت عشق ، بخشيدن آن به ديگران است .
+ سريع ترين راه از دست دادن آن ، محكم نگاه داشتن آن است .
+ روياهاي خود را رها نكن . بدون رويا بودن يعني بدون اميد بودن و نا اميدي يعني اين كه هيچ هدفي نداري .           
+ باور كنيد كه لياقت به دست آوردن آنچه را كه در جست و جويش هستيد ' داريد.

 

سربلند باشید.

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نکته های زندگی

به نام خدا

 

نکته های زندگی

 

همیشه در یک ارتفاعی از آسمان دیگر ابری وجود ندارد اگر یک

وقتی آسمون دلت ابری بود بدان که به اندازه ی کافی اوج نگرفتی

شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما آرزویش را داشتیم اما، حال که به آن دعوت شدیم تا می توانیم زیبا برقصیم.

سنگی که طاقت ضربه های تیشه را نداشته باشد تندیسی زیبا نخواهد شد از زخم تیشه خسته نشو، وجودت شایسته ی تندیس است.          اهورا مزدا

خورشید باش که اگر خواستی به کسی نتابی نتوانی.

دستم بوی گل می داد به جرم چیدن گل محکومم کردند اما هیچکس نپرسید شاید گلی کاشته باشم.          ارنستو چگووارا

هر چه بالاتر می روی در نظر آنان که از پرواز چیزی نمی دانند کوچکتر به نظر می رسی.

اگر احساس کردی اشتباه کسی را به خاطر بزرگ بودن آن نمی توانی ببخشی بدان دل تو هنوز کوچک است

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

 
 

 

 

 

ذره ای از تو

عالمی است که می توان بدان

تا ابد دل خوش بود

ازاحساس تو دارم یادگاری

بهار لحظه چشم انتظاری

فراموشم نخواهد شد خیالت

که تو سهم من از این روزگاری

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چهار روش برای گفتن "دوستت دارم"

چهار روش برای گفتن "دوستت دارم" 

 

 

 

 

 

 

 

گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.

راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟

1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید

یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.

به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.

همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.

بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.

متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.

2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است

سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.

هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.

می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.

3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند

با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند "دوستت دارم" را به طرف مقابل اثبات کند.

مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.

با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.

به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.

4- همه چیز او باشید

چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.

حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.

سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.

در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.

اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه "دوستت دارمی" به او اثبات میکند که دوستش می دارید.

زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.

خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  فواید بوسه در روابط زناشویی
فواید بوسه در روابط زناشویی


 
گر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.

نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."

بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.

از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."

در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.

اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.

رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.

از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.

اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.

پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.

همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.

بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ترس كودكان از تزريق

ترس كودكان از تزريق

 

اغلب اطفال و كودكان نوپا تا دومين سالگرد تولدشان بيش از 20 تزريق دريافت مي كنند، و كودكان با مشكلات سلامتي مانند آلرژي ها، آسم يا ديابت تجربه خيلي بيشتري با سر سوزن(نيدل)و پزشكان دارند.تعجب برانگيز نيست كه نيدل و تزريقات چيزهايي هستند كه اغلب كودكان از آن وحشت دارند وقتي كه مي خواهند با پزشك ملاقات كنند.

خيلي از كودكان چنان داغ زخمي از تزريقات دارند كه شديدا مضطرب مي شوند لحظه اي كه يك نيدل را مي بينند. وقتي كه بچه شما در حال بررسي و معاينات است، بعيد است كه قبل از تزريق ساكت بماند. شما مي توانيد پريشاني كودكتان را پيش بيني كنيد و قدم هايي را براي كاهش دادن آن قبل از اينكه حتي به مطب دكتر برسيد برداريد.

 چه وقت كودكان تزريق دريافت مي دارند

شايد مهمترين چيزي كه شما مي توانيد انجام دهيد حفظ آرامش و خودداري است. اگر چه بچه ها نمي توانند صحبت كنند، آنها احساس ترس و اضطراب دارند، بخصوص در والدين آنها.ترس و اضطراب شما به كودك شما عدم امنيت و ترس را القا مي كند.اگر شما احساس مي كنيد كه خودتان مضطرب شده ايد، نفس هاي عميق بكشيد و ماهيچه هاي خود را شل نگه داريد.

 ديگر راه بردها(استراتژي ها) شامل:

 -          يك شيئ ساكت كننده و آشنا با خود بياوريد. يك چيز مورد علاقه بچه شما يا پتو كه به عنوان يك چيز راحت كننده و حواس پرت كننده باشد.

 -          كودك خود را در خلال تزريق نگه داريد و با او صحبت كنيد. كودك خود را با در آغوش گرفتن و بغل كردن آرامش دهيد. صداي شما حتي مي تواند كمك به كودك شما براي احساس امنيت كند، بنابراين به نرمي نغمه آشنا سر دهيد يا در گوشي كلمات قوت قلب دهنده بگوييد.

-         دادن شيشه و پستانك.

مهيا كردن كودكان بزرگتر براي تزريقات

زماني كه كودك مي تواند حرف بزند، شما مي توانيد شرح دهيد كه چگونه تزريقات آنها را محافظت مي كند.چون تزريقات ازار مي رساند كودكان چنين مي پندارند كه پر گزند است و حتي يك شكل تنبيه است. كودك خود را متقاعد به فهم اين كنيد كه تزريقات تنها راه گرفتن برخي داروها درون بدن است كه پيگيري از بيماري مي كند.هر گز به كودك خود اجازه ندهيد كه در باره راه هاي نگرفتن يك تزريق صحبت كند.

صادق باشيد و به بچه خود بگوييد كه تزريق احتمالا آزار مي رساند. درد را تشبيه كنيد به گزش يك حشره، . تاييد كنيد كه شايد چند ثانيه كم طول بكشد.

بچه هايي كه مي دانند كه آنها براي گرفتن يك تزريق مي روند بهتر كار مي كنند تا آنهايي كه به آنها قبلا گفته نشده است. تا روز ملاقات صبر كنيد و از تزريق نام ببريد.اگر شما روزهاي قبل از واقعه آن را به ميان آوريد، فرزند شما ممكن است بسيار نگران شود در مورد آن. حتي صحيح تر آن است كه قبل از اينكه به مطب دكتر برويد او را در اطلاعات مشاركت دهيد.

اگر شما به بچه خود قول دهيد كه تزريقي در كار نخواهد بود و بعد خبر شود در خلال ملاقات با پزشك كه يكي لازم است، شما يك تعارض ايجاد كرده ايد. بجاي آن بگوييد،" دكتر به ما خواهد گفت، ولي من آگاه از اينكه تزريقي مورد نياز باشد نيستم".

 شيوه هاي حواس پرتي

خواندن با صداي بلند، صحبت كردن يا تماشاي ويدئو همگي براي حواس پرتي در اطاق انتظار خوب است.درست قبل از تزريق، شما از فرزند خود خواهش كنيد كه:

 -          يك نفس عميق بكشد و آن را در خلال تزريق بيرون دهد. برخي از اوليا حتي يك صدا ساز كه در چشن ها استفاده مي شود مهيا مي كنند.

-          با صداي بلند بشماريد در خلال تزريق- شما مي توانيد بگوييد" وقتي كه تا 5 شمردي،  تزريق احتمالا  تمام شده است."

-          دست خود را بفشاريد به همان اندازه كه تزريق آزار مي دهد.

 گريه كردن خوب است

 اغلب بچه بعد از تزريقات گريه مي كنند. اين راه آنها براي ارتباط با آن است. بنابر اين فرزند خود را وادار نكنيد كه احساس بدي در مورد گريه داشته باشد.بعد از تزريق، فرزند خود را تحسين كنيد و بگوييد:     " شما واقعا كار خوبي انجام داديد" شما حتي ممكن است كار بخصوصي را انجام دهيد با بچه خود به عنوان يك پاداش براي رفتار خوب در مطب پزشك.

 عوارض جانبي شايع تزريقات

 برخي تزريقات بخصوص واكسن ها، منجر به عوارض جانبي،  جزئي و موقت مي شوند، مانند تب ملايم يا زخم در بازو. براي كاهش اين اثرات، شما مي توانيد به بچه خود استامينوفن بدهيد قبل يا بعد از تزريق. بروشور دارو را براي دادن اندازه مناسب دارو مطالعه فرمائيد.

 شما همچنين مي توانيد از كيسه يخ بر محل تزريق براي كاهش قرمزي و ورم استفاده كنيد. اگر شما نگران آن هستيد كه فرزند شما ممكن است واكنش هاي جدي و شديد در ارتباط با واكسيناسيون داشته باشد ، هر چه زودتر با پزشك خود تماس بگيريد يا به اورژانس مراجعه كنيد.

 جزئي از رشد و نمو

بيشتر افراد عليرغم سن آنها، علاقه اي به گرفتن تزريق ندارند. بزرگسالن عموما در برابر تزريقات تسليم هستند چون آنها دريافته اند كه فوايد دارو بسا بيشتر از يك درد و خراش جزئي است.با كمك شما بچه هاي شما ياد مي گيرند كه چگونه چنين كاري را انجام دهند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نوشيدني مناسب براي كودكان در تابستان

نوشيدني مناسب براي كودكان در تابستان


 

آب و شير دو نوشيدني مناسب براي كودكان در هر سني به شمار مي روند، بنابراين تا حد امكان اجازه ندهيد كودكتان نوشيدني هاي ديگر را جايگزين آنها نمايد. همچنين بايد سعي كنيد تا كودك خود را از نوشيدن ليموناد، نوشابه، شربت و ديگر مايعات پركالري كه در اين فصول به منظور رفع تشنگي مصرف مي شوند بر حذر داريد؛ زيرا آب و شير جزو معدود مايعاتي هستند كه نه تنها رفع تشنگي مي كنند، بلكه مغذي نيز هستند.

هر كودك در سنين پيش از دبستان، روزانه دو فنجان شير (معادل 480 ميلي ليتر) نيار دارد.كودكان معمولا در اين سن رغبت زيادي به نوشيدن شيرخالي ندارند، در چنين حالتي سعي كنيد موادي چون شكلات يا ميوه هاي لذيذ و باب طبع كودك را به شير بيفزائيد.

در بسياري از موارد افزودن مقدار بسيار كمي اسانس، بدون شكر اضافي، تاثير بسزايي در طعم شير خواهد داشت؛ در عين حال از نوشيدني هاي حاوي شكلات يا مواد مصنوعي ديگر كه در بازار به فروش مي رسند و ميزان شكر و كالري آنها بيش از اندازه لازم است، پرهيز كنيد.

به طور كلي امروزه خريدن نوشابه براي كودكان در بين خانواده ها به امري رايج تبديل شده است، اين نوشيدني نه تنها هيچگونه ارزش غذايي ندارد بلكه ميزان شكر اضافي در آن مي تواند براي كودكان مضر باشد. آمار نشان داده كه بسياري از كودكان روزانه چند عدد نوشابه (100 تا 150 كالري) مي نوشند كه معادل 10 درصد از كالري مورد نيازشان در يك روز است.

به طور مثال يك كودك چهار ساله، روزانه به 800 ميلي گرم كلسيم نيازمند است كه با نوشيدن 3 ليوان شير تامين مي گردد. اگر كودك در طول روز نوشابه، شربت يا ديگر مايعاتي كه فاقد ارزش غذايي مي باشند بنوشد، طبيعتا هيچ گونه رغبتي به خوردن شير و آب نخواهد داشت. مسلما تكرار اين وضعيت كودك را به كمبود ويتامين مبتلا خواهد نمود.

با بالا تر رفتن محدوده سني كودكان، تمايل به نوشيدني هايي از اين دست افزايش مي يابد و خطر چاقي و خرابي دندان ها نيز در اثر نوشيدن اين مايعات بيشتر خواهد شد.

چنين مايعاتي علاوه بر شكر، معمولا حاوي كافئين نيز مي باشند كه تاثيرات منفي بر سلامت كودكان دارد. اكثر والدين از نوشيدن يك فنجان قهوه توسط كودكشان به شدت پرهيز مي كنند، غافل از اينكه مصرف مداوم نوشابه و نظاير آن، همان ميزان كافئين و چه بسا بيش از آن را وارد بدن كودك وارد مي كند.

مضرات مصرف كافئين در كودكان به همان اندازه بزرگسالان است ، از مهمترين اين مضرات مي توان به مواردي چون : ناآرامي ، تندخويي و به تعاقب آن كمبود خواب، ضعيف شدن معده، سردرد و عدم تمركز؛ اشاره نمود. به علاوه از آنجائيكه كودكان جثه كوچكي دارند، ميزان اندكي كافئين كافي است تا اين تاثيرات منفي بوجود بيايد.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  لطف بيش از حد به همكاران جايز نيست

لطف بيش از حد به همكاران جايز نيست

 

نتايج تحقيقات جامعه شناسي و روانشناسي سازماني و شغلي نشان ميدهد كه آن دسته از كارمندان دفتري كه نسبت به نيازهاي ديگران حساس بوده، با وجدان و وظيفه شناس باشد و در كل شخصي مطبوع به نظر برسد، بسيار كمتر از ديگران شانس ترفيع مقام خواهد داشت.

دكتر نيكوس بوزيونلوس (Nikos Bozionelos) از دانشگاه شفيلد انگلستان در اين زمينه تحقيقات گسترده اي انجام داده است و ميگويد دليل اين امر اين است كه كارمندان مذكور، نيازهاي خود را در اولويت قرار نميدهند. " افراد ملايم و مطبوع استعداد فراواني در از خودگذشتگي دارند و مصالح خود را به خاطر دلخوشي ديگران به خطر مي اندازند.

وي در اينجا به نكته بسيار مهمي اشاره ميكند:" از آنجايي كه افراد " خوب" تنها براي رظايت ديگران كار ميكنند، معمولا وظايفي كم ارزش و پر زحمت كه هيچكس ديگر انجام نميدهد، به آنان واگذار ميشود و اين عده در نهايت تنها به انجام اموري ميپردازند كه در ارتقا حرفه اي آنان هيچ تاثيري ندارد.

اصولا فرهنگ غالب بر محيط كار نيز، اقتدار و حتي تهاجم را بيشتر ميپسندد." گري نامي (Gary Namie) محقق و نويسنده نيز چنين نظري دارد، به گفته او "خوب بودن آدم را در دردسر مياندازد. خوبي موجب استثمار شدن است."

به گفته دكتر لويس فرانكل (Lois Frankel) ، افراد خوب به چند روش مختلف پايه كار خود را تحليل ميبرند كه در اينجا به پنج مورد از رايج ترين آنها و روشهايي براي خارج شدن از اين دايره اشاره شده است.

شما ...
1. اجازه ميدهيد اشتباهات ديگران موجب دردسرتان شود.
قبل از اينكه براي هماهنگي با اشتباه شخصي ديگر، كل برنامه زندگي خود را تغيير دهيد، نقاط ضعف و قوت پذيرفتن يك خواسته نامعقول را بسنجيد. گاهي اوقات براي خاموش كردن آتش شما انتخابي نداريد جز اينكه به سرعت وارد عمل شويد. اما در مقابل زمانهايي نيز وجود دارند كه شما در آن حد آزادي عمل داريد كه بايستيد و بگوييد :" اين آن چيزي نيست كه ما از ابتدا درباره اش گفتگو كرده و به توافق رسيده ايم.

از آنجايي كه من بايد براي انجام اين برنامه جديد زمان بيشتري را به بررسي و كار اختصاص دهم، نميتوانم آنرا در زمان پيشنهادي به پايان برسانم." نظر خود را طوري بيان كنيد كه شخص مقابل متوجه شود كه قصد شما ارايه بهترين خدمات ممكن است و شما به همين دليل به دنبال زمان و امكانات بيشتر هستيد.

2. ميگذاريد ديگران به خاطر ايده هاي شما امتياز بگيرند
تا كنون پيش آمده پيشنهاد جالبي را مطرح كنيد و هيچ كس به آن توجهي نكند؟ و آيا متوجه شده ايد كه اين پيشنهاد اجرا شده و شخص ديگري از مزاياي آن برخوردار شده است؟ براي جلوگيري از دزديده شدن ايده هايتان، حتما آنها را به صداي بلند و با اعتماد به نفس بيان كنيد يا آنها را به صورت مكتوب براي مقام مسئول بفرستيد.

اگر در جلسه اي بوديد كه كسي پيشنهاد شما را از طرف خود بيان كرد، با گفتن چيزي مانند اين " به نظر ميرسد كه شما هم با آنچه من قبلا گفته ام موافق هستيد، متشكرم و همينجا اعلام ميكنم كه در اينباره ميتوانيد روي كمك من هم حساب كنيد." توجه ديگران را به خود جلب كنيد.

3. در مواقع غيرضروري عذرخواهي ميكنيد.
معذرت خواهي را براي زماني كه واقعا خرابكاري كرده ايد نگهداريد. اگر دچار اشتباهي شديد كه واقعا ارزش عذرخواهي داشته باشد، تنها يك مرتبه پوزش بخواهيد و سپس وارد مرحله رفع مشكل شويد. مشكل پيش آمده را به طور واقع بينانه ارزيابي كنيد و روشهاي براي رفع آن بيانديشيد. همواره از جايگاه برابر با قضيه برخورد كنيد.

براي مثال : " با درنظر گرفتن اطلاعاتي كه در ابتدا در اختيار من قرار گرفته بود، من به هيچ وجه نميتوانستم حدس بزنم كه شما چنين انتظاري داشته ايد. اگر درباره آنچه درنظر داريد اطلاعات بيشتري به من بدهيد، من اصلاحات لازم را اجرا خواهم كرد."

4. بدون وقفه كار ميكنيد.
از تعطيلات خود استفاده كنيد و همچنين ناهار خوردن را فراموش نكنيد. بي وقفه كار كردن موجب ميشود كه سراسيمه، بي كفايت و فاقد مهارت به نظر برسيد. اين كار بازده شما را هم كم ميكند. به گفته كارشناسان براي برخوردار بودن از حداكثر تمركز و دقت بايد هر 90 دقيقه يكبار به خود استراحت بدهيد.

5. كار ديگران را برايشان انجام ميدهيد.
مواقعي كه ديگران بدون اينكه واقعا نيازي باشد، شما را مامور انجام كارهايشان ميكنند تشخيص دهيد و با تمايل خود براي رفع مشكل همه، مبارزه كنيد. تمرين كنيد بدون اينكه ناراحت يا عذرخواه به نظر برسيد بگوييد" خيلي دلم ميخواست كمك كنم اما واقعا درگيرم." و گفتگو را ادامه ندهيد.

شكي نيست كه خوب بودن به هيچ وجه بد نيست بلكه اگر متوجه اعمال خود باشيد و بتوانيد تمايل طبيعيتان به كم ارزش دانستن و بي توجهي به نيازهاي خود را كنترل و تعديل كنيد، ميتواند محسناتي هم داشته باشد. اما آيا واقعا ميخواهيد روي سنگ قبرتان بنويسند :"در اينجا كسي آرميده كه همواره در محل كار نيازهاي ديگران را به خواسته هاي خود ترجيح ميداد."؟

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  علت شكست در برخي ازدواج‌ها

علت شكست در برخي ازدواج‌ها

 

اگر زوجين فاقد مهارتهاي ارتباطي ضروري براي حل مشكلاتشان باشند، حتي كوچكترين مشكل نيز حل ناشدني‌خواهد شدامروزه بسياري از ازدواجها قبل از تشكيل و يا مدت كوتاهي بعد از آن متلاشي مي‌شوند. درك اينكه چرا اين ازدواج‌ها شكست مي‌خورند مي‌تواند راه‌حلي باشد كه مراقب باشيد ازدواج خودتان شكست نخورد.  بعضي از عواملي كه در شكست ازدواجها مشاركت دارند شامل مسائل مالي و ديگر شرايط ازدواج است. همه ي اين مسائل مي‌تواند در يك ازدواج سالم و پايدار هم وجود داشته باشد اما اگر آنها به طور صحيح و درست مورد رسيدگي قرار نگيرند، مي‌توانند منجر به شكست ازدواج شوند.

  ارتباط ، نقش اساسي در موفقيت ازدواج دارد. بدون ارتباط صحيح، حل تعارض و كشمكش‌ها مشكل‌ساز مي‌شوند اگر زوجين فاقد مهارتهاي ارتباطي ضروري براي حل مشكلات‌شان باشند، حتي كوچكترين مشكل نيز حل ناشدني خواهد شد.ارتباطات به واسطه ي فرصت دادن به همسران براي مشاركت در نگراني‌ها و علايق، اميدها و آرزوهاي يكديگر، موجب رشد و شكوفا شدن روابط زوجين مي‌شود. بدون سهيم شدن در اين موارد زوجين رشد نخواهند كرد و تا حد امكان به يكديگر نزديك نخواهند شد. اگر يك يا هر دو همسر فاقد مهارتهاي ارتباطي مؤثر باشند، اين براي حل و فصل بحث‌هايشان مشكل‌ساز مي‌شود چرا كه زوجين قادر نيستند تا نقطه نظرات يكديگر را درك كنند.

در ازدواج‌هايي كه تاكنون دچار مشكل بوده‌اند، هر يك از زوجين بايد تلاش كنند تا براي بهبود و نجات زندگي‌شان متعهد شوند كه روي مهارتهاي ارتباطي‌شان كار كنند.نبود تكنيك‌هاي مؤثر ارتباطي مي‌تواند به شكست در ازدواج منجر شود. عشق ممكن است همواره پيروز شود اما زماني كه نگرانيهاي مهمي وجود دارد حتي عشق نيز نمي‌تواند به تنهايي براي حفظ ازدواج كافي باشد. نگراني‌هاي مالي ممكن است خودشان علت شكست ازدواج نباشند اما تنش‌ها و تعارضاتي كه اين نگراني‌ها ايجاد مي‌كنند، اغلب در شكست ازدواج مقصر هستند. نگراني‌هاي مالي مي‌تواند بار سنگيني را تحميل كند و زماني كه يك زوج تلاش زيادي را براي برآوردن تعهدات مالي‌شان مي‌كند، مي‌تواند فشار بسيار زيادي را احساس كند. اين فشارها ممكن است براي تخريب ازدواج سالم به طرق ديگر كافي باشد. اگر يك همسر در زندگي به مسائل مالي مشغول شود، ممكن است شروع به كوتاهي كردن از ديگر جنبه‌هاي زندگي كند. اين رفتارهاي مسامحه‌آميز بر همسر تأثير گذاشته و موجب مي‌شود كه وي احساس تنهايي و بي‌مهري نمايد. اين امر مي‌تواند براي ازدواج آسيب‌زا شود. اغلب يكي از زوجين به واسطه ي مسايل مالي تحليل خواهد رفت و اين نيز مي‌تواند براي ازدواج مخرب باشد.شرايط حول ازدواج نيز مي‌تواند منجر به شكست شود يك ازدواج راحت (بدون فكر) نمي‌تواند يك ازدواج سالم باشد. هنگامي كه تصميم گرفتن به ازدواج به غير از عشق حقيقي بر امور ديگري نيز قرار گيرد، اين احتمال وجود دارد كه آن ازدواج، ازدواج مناسب و خوبي باشد (عشق تنها كافي نيست) اما اين به معناي گذاشتن شرايط بسيار سختي كه براي نمونه در جامعه ي ما حاكم است، نيست.

براي مثال شرايط ازدواجي كه اغلب منجر به شكست مي‌شود عبارتند از: ازدواج كردن به خاطر داشتن بچه يا به خاطر فشاري كه از جانب اعضاي خانواده و دوستان احساس مي‌شود.هيچ كدام از اين دلايل در واقع دلايل معتبر و قابل قبولي براي ازدواج نبوده و اغلب منجر به شكست در ازدواج و طلاق مي‌شوند. ازدواج كردن در سنين پايين، دليل ديگري براي شكست ازدواجها مي‌باشد. اگر چه سن مناسب براي ازدواج متغير بوده و به طور زيادي بستگي به خود فرد دارد، افراد زيادي عقيده دارند كه براي نوجوانان و سنين پايين‌تر از 20سال، ازدواج كردن خيلي زود است.  ازدواج كردن قبل از اينكه فرصت لذت بردن از تجارب زندگي را داشته باشيد مي‌تواند باعث تنفر از ازدواج شده و در نهايت شكست ازدواج را در پي داشته باشد.





        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خانم ها چه خصايصي را دوست دارند؟

خانم ها چه خصايصي را دوست دارند؟

 

خيلي سخت است كه بتوان بر طبق خصوصيات اخلاقي كه جنس مخالف آنها را ميپسندد رفتار كرد. معمولاً هنگاميكه زمان قرارهاي ملاقات فرا مي رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان مي رسند، اما در مقابل آقايون همان چهره خسته و عرق كرده باشگاه را ترجيح مي دهند. نكته مهمي كه آقايون نبايد هيچ گاه از نظر خود دور كنند اين است كه خانم ها هميشه آنطور كه وانمود مي كنند، نيستند و هيچ گاه حقيقت چيزهايي را كه دوست دارند در همسر خود ببينند را به زبان نمي آورند. شايد برخي از خانم ها نسبت به بعضي از خصوصيات اخلاقي همسرشان دل خوشي نداشته باشند و هميشه از او ايراد بگيرند و به او غر بزنند؛ اما بد نيست كه در اين قسمت از برخي خصوصياتي كه مي تواند يك خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نيز چيزهايي بدانيم. شايد خانم ظاهراً از تعدادي از رفتارهاي بخصوص آقا رضايت نداشته باشد، اما واقعيت اين است كه او در باطن خود، از زور خوشحالي در حال انفجار ميباشد. تعجب آور است؟!

اين مقاله را بخوانيد تا ببينيد كداميك از رفتارهاي "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر مي انگيزد و براي تغيير آنها مجددا فكر كنيد.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا مي كنند كه از مردهاي مرتب و تميز و شيك پوش خوششان مي آيد، اما گاهي اوقات اگر با لباس هاي ورزشي كج و كوله جلوي آنها ظاهر شويد، غذا را بدون رعايت آداب ويژه بخوريد، و در كوچه فوتبال بازي كنيد، شايد به نظر خانم ها خيلي جذاب تر هم جلوه كنيد. او بدش نمي آيد كه هر چند وقت يكبار براي نجاتش تلاش كنيد، و يا اگر از عهده تعمير برخي وسايل بر مي آييد اين كار را انجام دهيد، و يا حتي با دوستان خود گپ بزنيد. يك خانم با يك آقا قرار نمي گذارد تا بر سر اين موضوع كه كدامشان كفش ها و يا موهاي شيك تري دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلكه اين تفاوت هاي موجود ميان شما دو نفر است كه منجر به اتصال هر چه بيشتر شما به هم مي شود. البته نبايد فراموش كنيد كه زمانيكه براي مشاهده تئاتر و يا صرف شام به بيرون مي رويد، او از شما انتظار دارد كه لباسهاي مناسب و آراسته اي به تن كنيد، اما در عين حال بايد در نظر داشته باشيد كه در بقيه ساعات بيشتر از حس مردانگي شما لذت مي برد - هر چند اين امكان وجود دارد كه هرگز به اين موضوع اعتراف نكند- هميشه لازم نيست شيك ترين لباس ها را به تن كنيد و درهاي مختلف را پيش از او برايش باز كنيد، فقط كافي است كه آروغ هاي بعد از نوشيدني را در زمان مناسب و هنگاميكه با دوستانتان هستيد بزنيد.

2-  نه گفتن

شما بايد تصميماتي كه به ذهنتان را مي رسد را انجام دهيد و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور مي دهد، عمل كنيد؛ حتي اگر اين كار سبب عصباني شدن خانم شود. آقايون تصور مي كنند كه دخترخانم ها به دنبال نامزدهايي مي گردند كه او را بتوانند روي يك انگشت خود بچرخانند و هر چه كه مي گويند انجام دهد. اگر بخواهيد هميشه مطابق آنچه به شما ديكته مي شود، عمل كنيد، ديري نخواهد گذشت كه رابطه تان كسل كننده و ملال آور مي شود. خانم ها به دنبال مردي هستند كه چيزي براي ارائه كردن در دست داشته باشد و بتواند عقايد و ملاحظات شخصي خود را در بحث ها وارد كند. آنها به دنبال مردي هستند كه شخصيت منحصر بفردي داشته باشد. اگر تمام زندگي يك مرد را تنها "همسرش" تشكيل دهد، آنگاه ديگر چيزهاي زيادي براي گفتن ندارد و برايش سورپرايزهاي زيادي باقي نمي ماند كه بتواند در مواقع ضروري آنها را رو كند. حتي اگر همسر شما از آن دست خانم هايي باشد كه دوست دارند قدرت و كنترل خانواده را بدست بگيرند، باز هم بدش نمي آيد كه گه گاه با شما قدرت آزمايي و جدلي برابر داشته باشد. بنابراين اگر تا به حال تصور مي كرديد كه بايد كنترل تمام امور را به دست او بسپاريد، بهتر است از اين به بعد دست از اين كار برداريد؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نبايد خودتان را به يك خدمتكار خانگي دست آموز تبديل كنيد.

3داشتن شهوت جنسي شديد

كاملاً روشن است كه اگر يك رابطه، تنها به برقراري روابط جنسي محدود شود، طرف مقابل احساس مي كند كه مورد سوء استفاده قرار مي گيرد؛ اما از سوي ديگر بايد اين امر را نيز در نظر گرفت كه يك خانم زمانيكه مي بيند شوهرش در مقابل او كنترل خود را از دست ميدهد و ابزار علاقه مي كند انگار دنيا را به وي داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از يك روز سخت كاري و سرو كله زدن با ارباب رجوع و همكاران او را در خانه مي بينيد هيچ چيز جز معاشقه نمي تواند او را خوشحال كند؛ اين امر سبب مي شود كه او خودش را در راس تمام شادي هاي جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشي دارد و در سمت مهمي قرار دارد، بهتر است شما شروع كننده ارتباط جنسي باشيد. اين امر به او اجازه مي دهد كه با خيال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شايد هميشه خانم ها به اين دليل كه همسرشان ادعا مي كنند سرشان بيش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه كافي مبذول نمي دارند، وقت زيادي را در محل كار خود سپري مي كنند و يا با دوست هاي خود خوش گذراني مي كنند، ناراحت مي شوند. بايد توجه داشت باشيد كه اگر مي خواهيد همسرتان در كنارتان باقي بماند، بايد مانند يك پرنسس با او رفتار كنيد؛ اما از طرف ديگر، همواره در نظر داشته باشيد كه اگر سرگرمي، تفريح و كارهاي ديگري براي انجام دادن نداشته باشيد، ممكن است خانم احساس كند كه در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه كه شما در رابطه نياز به فضا داريد، خانم ها نيز از آزادي خود لذت مي برند و شديداً به آن محتاج هستند. يك مرد مستقل و متكي به نفس در نظر خانم ها از جذابيت بيشتري برخوردار مي باشد. يك مرد محتاج و بدون آرزو هاي بزرگ، براي بيشتر خانم ها هيچ گونه جذابيتي ندارد. بنابراين شما مجاز هستيد كه با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذاريد و شغل و سرگرمي مخصوص به خودتان را داشته باشيد.

5 حسود بودن

حسادت يكي از احساسات قوي به شمار مي رود. هر چند انسان ها نمي توانند ميزان دقيق حسادت خود را كنترل نمايند، اما مقدار كمي حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقي، به راحتي مي تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزايش دهد. اگر شما نسبت به مردهايي كه با اوصحبت مي كنند، هيچ گونه عكس العملي از خود نشان ندهيد، او تصور مي كند كه به هيچ وجه برايش ارزش قائل نيستيد، به همين دليل به دنبال كسي مي رود كه اين خلا را برايش پر كند. اگر او در مورد يك همكار مذكر خيلي صميمي و يا مربي اش بازخواست نماييد، شايد در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندي بر لب هايش نقش خواهد بست. توجه: زمانيكه نوبت به حسادت مي رسد، مقدار كمي از آن مي تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج كردن آن به شدت صرفه جويي كنيد. از قدرت فوق العاده آن با خبر شويد: او مي تواند عاشق مردي شود كه نسبت به دارايي هاي شخصي او حساس بوده و از آنها محافظت كند.

6آسيب پذيري گاه به گاه

هر انساني دوست دارد كه احساس كند ديگران به وجود او نيازمند هستند و از آنجايي كه كمتر اتفاق مي افتد يك خانم بتواند از شوهر خود محافظت كند، بد نيست كه به او اجازه دهيد اين كار را از طريق روش هاي ديگر به شما اثبات كند. براي مثال بد نيست كه به او اجازه دهيد تا به شما گوشزذ كند نياز به جوراب هاي بيشتري داريد، يا اينكه هميشه يادتان مي رود رخت ها را به خشك شويي ببريد، و براي بستن كروات خود به كمك او احتياج داريد. شايد احمقانه به نظر برسد اما گاهي اوقات همين موارد ساده و پيش پا افتاده سبب مي شود كه او احساس بهتري نسبت به خودش پيدا كند و بيش از پيش جذب شما شود. البته اين امر بدان معنا نيست كه سعي كنيد از او براي خود يك مادر بسازيد - هر چند او از اين كار بدش نمي آيد - اما اين امر شايد جزء آخرين چيزهايي باشد كه او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانيكه نياز به كمك داشتيد و احساس مي كرديد كه او مي تواند به شما كمك كند، از او درخواست همكاري كنيد. با اين كار بدون شك به او احساس  قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور مي كنند كه براي كشاندن خانم ها به سمت خود بايد از خودشان يك قهرمان دست نيافتني بسازند، اما اين امر صحت ندارد. مقداري نيازمندي و كمك خواستن سبب مي شود كه شما در نظر او تا حدي آسيب پذير جلوه كنيد، و در چنين موقعيتي تمام خانم ها حاضر ايستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما كمك كنند.

7پنهان كردن احساسات

شايد او هميشه اعتراض مي كند كه چرا نبايد بداند كه شما در حال فكر كردن به چه موضوعي هستيد. شايد دوست داشته باشد بداند كه در طول روز و در محل كار براي ما چه اتفاقاتي رخ داده، شايد هميشه از شما بخواهد تا در مورد همه چيز با او صحبت كنيد، و به اصطلاح سفره دلتان را براي او باز كنيد تا بتواند به عميق ترين نقطه از احساساتتان دسترسي پيدا كند.  شما مي دانيد كه خانم ها با دوست هاي دختر در مورد جزييات تمام مسائل به خصوص در مورد نگراني هاي خود، صحبت مي كنند. به همين دليل اگر بخواهيد تمام احساست خود را در مقابل او بازگو كنيد، خيلي راحت مي تواند به شما نمره دهد. در برخي مواقع اگر كمي از او دوري كنيد و خود را كمي اسرار آميز جلوه دهيد، او علاقه بيشتري به شما پيدا خواهد كرد. نكته جالب اينجاست كه خودش به شخصه براي پيدا كردن حقيقت تلاش مي كند. خانم ها لذت مي برند تا بدون اينكه شما به آنها چيزي بگوييد، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بياورند. شايد آنقدرها هم كه شما تصور مي كنيد از اين كار متنفر نباشد.

8سرتاپاي او را وارسي كنيد

خانم ها به اندازه آقايون دوست دارند كه ديگران آنها را به خاطر توانايي هاي ذهني و عملي شان تحسين كنند، و زمانيكه كاري را درست انجام دادند مورد تشويق قرار بگيرند؛ آنها در چنين حالتي انتظار ترفيع رتبه و تشويقي نيز دارند. اگر يك خانم با حالت جذابي صحبت ميكند دلش مي خواهد مورد توجه قرار بگيرد. البته اين امر به شرايط و كسانيكه به او توجه مي كنند هم بستگي دارد. اما زمانيكه نوبت به مردي مي رسد كه خانم دوستش مي دارد، با كمال ميل به او اجازه مي دهد كه كليه متعلقاتش را چك كند.  خانم ها هم مانند آقايون از تعريف و تمجيد لذت مي برند. اگر به او توجه كنيد او واقعا خوشحال مي شود و اين خوشحالي شما را به هر كجا كه بخواهيد خواهد رساند.

هميشه بهترين رفتارهايتان را رو نكنيد

هر چند خانم ها در بيشتر موارد، زماني كه غر زدن هايشان را شروع مي كنند كاملاً جدي هستند، (به ويژه زمانيكه آشغال غذاهاي خود را روي ميز بگذاريد و يا جوراب هايتان را برنداريد) اما بايد اين امر را هم در نظر داشته باشيد كه اگر بخواهيد هميشه با او موفقت كنيد و مطابق خواسته هايش رفتار كنيد، او دلش براي خود واقعي شما تنگ خواهد شد. اين دست رفتارها به دو قسمت تقسيم مي شوند: آنهايي كه خود واقعي شما را نمايان مي سازند و آن دسته اي كه شما را به او نشان مي دهند. از آنجايي كه ما كاملاً واقف هستيم كه خانم ها نيازمند توجه هستند و همين توجه باعث جذب خانمها به آقايون مي شود، اين احتمال وجود دارد كه برخي رفتارهاي منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روي لب هاي او بنشاند و در وجود او جذابيت بيشتري نسبت به شما ايجاد نمايد. بنابراين هيچ گاه نبايد به ظاهر صحبت هاي او توجه كنيد؛ در بيشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست مي دارد.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  باغچه كوچك شما روح سرسبز خانه

باغچه كوچك شما  روح سرسبز خانه

 

باغچه‌اي كوچك در حياط منزل خود درست كنيد و اگر منزل شما حياط ندارد  گلدان‌هايي از بيرون تهيه نمائيد و در محلي

 مناسب در منزل خود بچينيد. مطمئن باشيد رسيدگي به اين گياهان به نحو خوبي وقت شما را پر مي‌كند.

اما چه كنيم تا گياه شادابي را كه خريداري كرده‌ايم، در منزل ما نيز طراوت و شادابي خود را حفظ كند و رشد خوبي داشته باشد؟

 بهتر است نكات زير را رعايت كنيد:

1- ابتدا نور منزل خود را بسنجيد. منزل شما جزو كدام دسته از خانه‌هاست؟ نور آن زياد است يا كم؟ چند ساعت از روز نور به

 محلي كه شما قصد داريد گلدانتان را در آن مكان بگذاريد مي‌تابد؟

2- فضايي را كه مي‌خواهيد به گلدان و گياهانتان اختصاص دهيد چقدر است؟ شما بايد متناسب با اين فضا

نوع گياه را انتخاب كنيد. برخي گياهان شاخ و برگ بسيار گسترده‌اي دارند و افقي يا عمودي پخش مي‌شوند. پسبه اين نكته نيز

 توجه كنيد.

3- پس از خريد گياه دلخواه، وقت را تلف نكنيد. بلافاصله مسير منزل را در پيش بگيريد. بخصوص در گرماي تابستان و

سرماي زمستان بايد گياه را به سرعت به محل دائمي خود انتقال دهيد.

  4 -از فروشنده درخواست كنيد وسيله‌اي براي محافظت گياه از نور مستقيم آفتاب به شما بدهد.

5- خاك و كود اكثر گياهان براي زندگي آن‌ها در محيط گلخانه كافي است اما همين گياه به محض ورود به

 فضاي جديد زندگي خود كه منزل شماست ديگر احتياج به آن مقدار خاك و كود ندارد و مصرفش كمتر مي‌شود. بنابراين تعويض گلدان و كوددهي در اين شرايط نه تنها به گياه كمك نمي‌كند بلكه پروسه‌ي مأنوس شدن گياه با آب و هواي جديد را نيز با شوك

مواجه مي‌كند. با اين كار رطوبت زيادي اطراف ريشه‌ها باقي مي‌ماند كه سبب پوسيدن ريشه‌ها مي‌شود و كوددهي نيز سبب سوختگي ريشه‌ها مي‌گردد.

6 - وقتي صحبت از پوسيدن ريشه‌هاست، مطلب مهم آبياري صحيح مي‌باشد و اين به معني زهكشي خوب گلدان و

 خروج آب اضافي از گلدان است. هيچ‌گاه اجازهندهيد زير گلدانيگياهشما مملو از آب قرار شود. وقتي آب اضافي از خاك

خارج شود، جاي آن را اكسيژن پر مي‌كند. ريشه‌ها براي نگهداري برگ‌ها و انتقال صحيح مواد غذائي به قسمت‌هاي ديگر گياه،

نيازمند اكسيژن كافي هستند.

با رعايت اين نكات مطمئن باشيد گياهاني سالم و شاداب خواهيد داشت و از سرسبزي آنها روح شما به لطافت خواهد رسيد.

آفتاب داغ تابستان و گياهان

گياهان به شرايط آب و هوايي يكسان با ما نيازمندند. اگر گياه خود را براي مدت طولاني زير آفتاب داغ تابستان قرار دهيد نه

 تنها براي آن مفيد نيست بلكه سبب آفتاب سوختگي نيز مي‌شود. وقتي با گلداني مواجه مي‌شويد كه برگ‌هايش به رنگ قهوه‌اي

 سوخته درآمده‌اند دو راه پيشنهادي ما را دنبال كنيد شايد نجات يابد:

1

- برگ‌هاي آسيب ديده را جدا كنيد. گياه را به داخل خانه ببريد و در محلي روشن قرار دهيد. به آن آب ندهيد.

اجازه دهيد خاك نمناك بماند ولي خيس نباشد زيرا بعضي ريشه‌ها در اثر حرارت آسيب ديده‌اند و رطوبت اضافي سبب پوسيدگي

آن‌ها مي‌شود.

2- هيچ نوع كودي به آن ندهيد.فقطخود را براي انتظاري دراز‌مدت آماده كنيد تا اينكه گياه به وضعيت سلامت اوليه‌ي خود

 برگردد. مدت اين انتظار هم بستگي به شدت آسيب ديدگي گياه دارد و ممكن است اين انتظار براي هميشه طول بكشد، در اين

صورت راه حل پيشنهادي ما اين است كه گياه خود را دور انداخته و يكي ديگر جايگزين آن كنيد! گر چه اين كار گياه شما را

 باز نمي‌گرداند ولي در عوض درس ارزشمندي در مورد نگهداري از گياه خود مي‌گيريد. اين درس مهم اين است:«وقتي گياهي

 در حال وفق دادن خود با شرايط جديد محيطي است، آن را به حال خود بگذاريد.

تابستان، مسافرت و گياهان ‌

تابستان است و بازار مسافرت‌ها داغ.حتما  قبل از رفتن به سفر نكاتي را مرور مي‌كنيد تا ايمني منزل رعايت شود. اما آيا

 به فكر گياهان خود نيز هستيد؟ مطمئناً دوست نداريد وقتي از سفر باز مي‌گرديد با برگ‌هاي ريخته شده و يا آويزان و

پلاسيده‌ي گياه محبوبتان روبرو شويد. بلي، هيچ كس دوست ندارد زحمات يكساله‌ي خود را در عرض يك هفته بر باد دهد.

 پس نكات زير را رعايت كنيد:

درجه حرارت را چك كنيد:

 گياهان همان دما و رطوبتي را مي‌پسندند كه شما مي‌پسنديد. وقتي سيستم تهويه‌ي منزل را خاموش مي‌كنيد و گردش هوا را

از كار مي‌اندازيد درجه‌ي حرارت بالاتر مي‌رود. اكثر گياهان در اين حالت برگ‌هايشان مي‌ريزند. اين به معني آن نيست كه

 گياه شما مرده است. معني آن اين است كه گياه در حال وفق دادن خود با شرايط جديد محيطي است. وقتي پوست شما در مقابل

آفتاب مي‌سوزد چه اتفاقي مي‌افتد؟ درست است پوست مي‌اندازيد.

اگر بتوانيد مدتي كه در سفريد دماي خانه را ثابت نگه داريد با اين مشكل مواجه نمي‌شويد.

آبياري گياه را با وسواس دنبال كنيد:

 اگر كسي متعهد آبياري گياهان در غياب شماست بايد براي او مشخص كنيد كه دقيقاً‌ چه مقدار آب براي هر يك از گياهان لازم

است و به آن شخص آموزش دهيد كه چگونه به آن‌ها آب بدهد.

البته وسايلي نيز وجود دارند كه گياه را به طريقه‌ي قطره‌اي و مداوم آبياري مي‌نمايند. مي‌توانيد اين وسايل را از گل فروشي‌ها

تهيه كنيد.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  گفتگو با كودكان درباره جنسيت

گفتگو با كودكان درباره جنسيت

 

طرح سئوالاتي از جانب كودكان درباره مسائل مربوط به جنسيت، يكي از ظايف مهمي است كه اكثر والدين از پاسخ دادن به آن بيم دارند و در مواقعي نيز ناخرسندي خود را در برخورد با اين سئوال‌ها ابراز مي‌نمايند. برخي هم سكوت اختيار كرده و يا طفره مي‌روند. در هر حال نبايد اصل موضوع به ورطه فراموشي سپرده شود بلكه مي‌بايست با ارائه پاسخ مناسب به سئوالاتي كه ذهن كودك را در رابطه با جنسيت مشغول نموده است راهكارهاي لازم را به‌منظور تربيت، حفظ حرمت و كنترل احساسات پاك، سالم و بي‌آلايش آنان در مواجهه با اين‌گونه مسائل اتخاذ كرد.
● كنجكاوي كودكان نسبت به موضوع جنسيت از چه زماني شروع مي‌گردد؟
درك اين واقعيت كه كودكان نيز هم‌چون ديگر انسان‌ها از تمايلات جنسي برخوردار مي‌باشند، براي والدين سخت و دشوار مي‌نمايد. همان‌گونه كه كودكان از درك مفاهيم مربوط به احساسات و روابط جنسي والدينشان عاجز و ناتوانند به‌همان نسبت نيز شناخت والدين از ديدگاه‌هاي فرزندشان به اين مسائل گنگ و مبهم است. هرگز نبايد از نظر دور داشت كه كودكان درباره ساختار اندام بدنشان كنجكاو هستند. بديهي است كه درباره آن از والدين و يا نزديكان خود سئوالاتي بنمايند.
● كودكان چه نوع رفتار جنسي‌اي را از خود بروز مي‌دهند؟
كودكاني كه به تازگي راه افتاده و به‌اصطلاح تاتي‌ تاتي مي‌كنند، بيشتر اوقات زماني كه برهنه هستند؛ چه زمان شستشو در وان حمام و چه در حال تعويض لباس‌هايشان اندام جنسي خود را لمس مي‌نمايند. آنان در اين مرحله از كودكي احساس شرم و حياء نمي‌كنند و از آن‌جا كه براي كودكان لمس نمودن اندام بدن خوشايند مي‌باشد پس والدين نبايد واكنش تندي نسبت به اين رفتار كودكان از خود نشان دهند كه آنان را دچار شرمساري و سرزنش گردانند زيرا به لحاظ سني عمل آنها توجيه‌پذير است. اما اگر به‌تدريج و با افزايش سن ملاحظه شود كه فرزند آنان به نوعي انجام تكاليف و فعاليت‌هاي روزمره خويش سرباز مي‌زنند و نشانه‌هائي از پريشاني‌، نگراني، استرس، گوشه‌گيري و پرخاشگري از خود بروز مي‌دهد، والدين مي‌بايست او را بيشتر از جنبه ارتكاب استمناء زير نظر گرفته و مراقبت نمايند، زيرا در آينده چنين كودكاني بيشتر طعمهٔ سوء‌استفاده‌هاي جنسي قرار مي‌گيرند.
● توصيه مي‌گردد كه تا حدودي نام اصلي و واقعي اندام‌هاي جنسي مورد استفاده قرار گيرد
از هنگامي كه كودك سه ساله مي‌شود بهتر است كه اولياء استفاده از كلمات صحيح كالبدشناسي را براي ناميدن اندام تناسلي و جنسي كودك استفاده و اسامي مورد پذيرش را با توجه به شرايط سني كودك خويش به وي آموزش دهند زيرا وقتي كه كودك مي‌تواند تلفظ صحيح يك كلمه را بيان كند، دليل ندارد والدين از به‌كار بردن آن كلمه اجتناب ورزند. واژه‌هائي مانند نر، ماده، آلت مردانه، واژن، مهبل و غيره متناسب با سن كودك بايد به‌عنوان يك حقيقت محض و بدون اشارات و اصطلاحات نامتجانس توسط والدين آشكار گردد.
● در واكنش به اين سئوال كودكان كه آنها چگونه و از كجا به دنيا آمده‌اند، چه پاسخي مي‌دهيد؟
در برخورد با سئوالاتي از اين دست شما مي‌توانيد با شرح مختصري دربارهٔ چگونگي تبديل يك شكوفهٔ درخت به ميوه، تخم‌مرغ به جوجه، غنچه به گل و يا از اين قبيل را آغاز كنيد و در ادامه ضمن اين‌كه به محدودهٔ شكم خود اشاره مي‌نمائيد به او توضيح دهيد كه نوزاد از يك نطفه (هسته) كه در رحم مادر قرار گرفته است شروع به رشد و نمو كرده و پس از مدت معيني زندگي در آن جا، از محل مخصوصي از بدن مادر كه واژن نام دارد خارج مي‌شود. در اين‌جا لازم نيست كه به رابطه زناشوئي و يا شيوه تخمك‌گذاري و لقاح اشاره نمائيد زيرا كودكان قادر به درك صحيح از احساسات و عواطف عاشقانه نبوده و آن‌را به‌خوبي درك نمي‌نمايند. به‌ اين مختصر اكتفا نمائيد كه براي مثال هنگامي كه پدر و مادر وي به يكديگر علاقه‌مند شدند تصميم گرفتند كه براي هميشه نزد يكديگر بوده و هم‌ديگر را دوست داشته باشند، از يكديگر جدا نشوند، غمخوار يكديگر باشند و ... و با طرح چنين موضوعاتي به كودك بفهمانيد كه او حاصل علاقهٔ پدر و مادر خويش به يكديگر است. هم‌چنين به او بگوئيد كه وي در آغاز موجودي ابتدائي، بسيار كوچك و خرد بوده كه به‌تدريج در شكم مادر تغذيه نموده و پس از تكميل شدن از آن‌جا خارج شده است. با چنين شيوه‌اي اغلب كودكان زير شش سال پاسخ سئوال خود را دريافت كرده و قانع خواهند شد. البته استفاده از تصاوير كتبي كه در اين زمينه تأليف و طراحي شده است مي‌تواند كمك شاياني به درك صحيح مسئله و رفع ابهامات به‌و‌جود آمده در ذهن كودك بنمايد. بديهي است زماني كه به سئوالات كودكان به درستي و بدون پرده‌پوشي پاسخ مي‌دهيد، رضايتمندي آنها را از شنيدن آن اطلاعات هر چند مختصر و مفيد، ملاحظه خواهيد نمود.
● اگر مشاهده نمائيد كه كودكتان با كودك ديگر مشغول ”دكتر بازي“ بوده و اندام جنسي خود را به يكديگر نشان مي‌دهند، چه واكنشي از خود نشان خواهيد داد؟
كودكان ۳ تا ۶ ساله علاقه بسياري به بازي ”دكتر بازي“ دارند و در اين حال والدين با شنيدن و يا ملاحظه چنين رفتاري، واكنشي افراطي در مقابل آنان از خودشان مي‌دهند. در اين موقع تنبيه بدني شيوه مناسب براي برخورد با اين عمل آنان نبوده و در خيلي اوقات حضور به موقع والدين مي‌تواند عامل بازدارنده‌اي براي مقابله و جلوگيري از تكرار اين چنين رفتاري به شمار آمده و مؤثر واقع گردد. والدين بدانند كه اين رفتار كودكانه بي‌بندوباري جنسي محسوب نمي‌شود و تصور اين‌كه اين‌چنين رفتاري كودكان آنان را به بي‌قيدي در امور جنسي رهنمون مي‌نمايد كاملاً بي‌اساس است. بهتر است والدين بدون قيل و قال توجه كودك را به فعاليتي ديگر معطوف نموده و با او به گفتگو بپردازند و به طفل خود توضيح دهند كه اگرچه او تمايل و علاقه‌اي به شناخت اندام دوست خود دارد وليكن وي در حال رشد سني بوده و به‌تدريج جسم او بزرگ‌تر مي‌شود و به طور كلي از انسان‌ها انتظار مي‌رود كه هميشه به‌خصوص در انظار، جسم برهنه خود را از ديگران پوشيده و محفوظ نگه دارند. بدين طريق شما بدون اين‌كه احساس شرم و گناه را به او القاء نمائيد، در اين خصوص براي كودك خود محدوديتي ايجاد كرده‌ايد. با توجه به سن كودك با او درباره تما‌س‌هاي خوب و زشت به گفتگو بپردازيد. به او بگوئيد كه جسم او متعلق به اوست و حق مسلم اوست كه، آن را پوشيده و محفوظ نگه داشته و بدون رضايت و خواست وي هيچ‌كس حتي پدر و مادر و ساير نزديكان حق ندارند كه اندام او حتي دست و صورتش را لمس نمايند. كودك خود را توجيه گردانيد كه اگر كسي بدون رضايت او و يا به اجبار قصد لمس جسم او را نمايد و يا به هر دليلي باعث آزار و ناراحتي او گردد، وي وظيفه دارد كه از اين عمل امتناع و اجتناب نموده و سريعاً موضوع را با والدين خود در ميان بگذارد.
● چه زماني براي گفتگو درباره موضوعات و حقايق مربوط به مسائل جنسي مناسب است؟
آموزش و ارائه اطلاعات لازم درباره جنسيت به كودكان نبايد فقط يكبار براي هميشه صورت پذيرد. اين آموزش و يادگيري يك فرآيند دائمي است و مي‌بايست كودك در طول زندگي و به اقتضاي سن و موقعيت اجتماعي خود آن‌چه را كه نياز به آموختن دارد فراگيرد. اگر كودك شما در مورد مسائل جنسيت و اندام‌هاي جنسي و غيره سئوالي نمي‌پرسد بدين معنا نيست كه شما هم اين موضوعات را به كلي ناديده انگاشته و فراموش نمائيد. از حدود سن ۵ سالگي شما مي‌توانيد كتاب‌هائي را كه به‌صورت علمي و با رعايت تمام جوانب اخلاقي تدوين گرديده به فراخور سن كودكتان انتخاب و به او معرفي و وي را در اين زمينه راهنمائي نمائيد. شايد يافتند كلماتي در خور و بدون اشاعهٔ فرهنگ مبتذل براي اين‌چنين موضوعي مشكل به‌نظر آيد وليكن با مطالعه كتب مفيدي كه در اين زمينه به تحرير در آمده است اين كار چندان مشكل نمي‌نمايد.
● از چه سني مي‌بايست از برهنگي كودك در منزل جلوگيري به‌عمل آيد؟
هر خانواده موازين و اصول خاصي را براي رعايت برهنگي، حفظ عفت و خلوت خود در نظر دارد هر چند معيار ارزش‌ها در خانواده‌ها متفاوت است وليكن آموزش نكات مربوط به رعايت مسائل جنسي به كودكان از اهميت خاصي برخوردار مي‌باشد. مي‌بايست به والدين آموخت كه همگي به‌طور يكسان و در يك سطح محدود و مبتني بر حقايق دربارهٔ مسائل مربوط به جنسيت با كودكان خود گفتگو و به آنها آموزش‌هاي لازم ارائه نمائيد، به‌طوري‌كه كودكان در يك معاشرت پنهاني مرتكب اعمال گناه‌آلود و جرم‌خيز نگردند.
● والدين به چه ميزان مي‌توانند به آموزش مسائل مربوط به جنسيت در مواردي متكي باشند؟
والدين بايد روند آموزشي مسائل مربوط به جنسيت را قبل از شروع دوران مدرسه آغاز نمايند. معرفي و آموزش مسائل جنسي كه مقيد به آداب و رسوم و احكام الهي باشد در كلاس‌هاي درس متفاوت است. لازم است اولياء هر از چندگاه اين مطالب را در منزل و بر اساس موازين اخلاقي و در سطح دروس آموخته شده در مدارس با كودكان خود مرور نمايند. بايد توجه داشت كه مدارس بيشتر گرايش به آموختن مراحل علمي و عملي اين مسائل بر اساس متون تدوين شده دارند تا به ارزش و شأن آنها. پس در اين‌جاست كه وظيفه خطير و مهم والدين در آموزش ارزش‌هاي والاي انساني هويدا مي‌گردد.
● در چه سني بايد با دختران درباره قاعدگي گفتگو كرد؟
دختران بايد از حدود سن ۸ سالگي اطلاعاتي را درباره قاعدگي دريافت نمايند شايد در مدارس نيز ممكن است به طور خلاصه اشاراتي به آن شده باشد. در هر حال كتاب‌هاي آموزشي مفيدي نيز در اين زمينه به چاپ رسيده است در ضمن مادران مي‌توانند تجارب اولين دورهٔ قاعدگي خويش و مسائل روحي، رواني و جسماني حاصل از آن‌را به دختران خود انتقال دهند و به آنان يادآور شوند كه قاعدگي يك پديدهٔ طبيعي در دختران و بانوان بوده و مانند ساير مسائل مربوط به ارگانيسم كالبد آنان است و نبايد موجب نگراني گردد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه احترام ديگران را جلب كنيم؟

چگونه احترام ديگران را جلب كنيم؟

 

احترام به معناي احساس ارزش و اعتبار براي كسي است و خود فرد آن را به دست مي آورد. بااينكه همه ي انسانها شايسته احترام هستند، اما متاسفانه حقيقت اين است كه برخي از افراد قادر به كسب اين احترام نيستند. البته راه هاي مختلفي وجود دارد كه شما مي توانيد خود را در موقعيت هايي قرار دهيد كه احترامي را كه سزاوار آن هستيد به دست آوريد. مهمترين عوامل در اين زمينه احترام گذاشتن به ديگران، احترام گذاشتن به خودتان، داشتن اعتماد به نفس، نترسيدن از تصميم گيري، و خوب لباس پوشيدن است. اين عوامل به شما كمك مي كند تا احترامي را كه شايسته شماست كسب كنيد.
اگر انتظار داريد كه ديگران با شما با احترام رفتار كنند، اولين قدم اين است كه با ديگران با احترام رفتار كنيد. اگر رفتاري غير محترمانه با ديگران داريد، براي آنها هم احترام گذاشتن به شما دشوار خواهد شد. احترام گذاشتن به ديگران نشانه اين است كه خود شما نيز شايسته احتراميد. اگر به ديگران احترام نگذاريد، مردم شما را به چشم انساني بي محبت نگاه مي كنند كه قادر به درك ارزش وجودي ديگران نيست. بعضي از رئيس ها و مديران شركت ها سعي مي كنند با اعمال اقتدار خود بر زير دستانشان احترام كسب كنند. با اينكه اقتدار خصوصيتي است كه احترام مي طلبد، اما اگر رئيس قادر به درك دستاوردهاي كارمندان خود نباشد، كارمندان از او كينه به دل گرفته و هيچگاه احترامي كه سزاوار آن باشد را به او عرضه نمي كنند. از طرف ديگر، رئيسي كه علاوه بر اعمال اقتدار خود بر كارمندانش، از آنها دلجويي و حمايت مي كند و به افكار و ايده هاي آنها گوش مي دهد، خيلي راحت احترام زيردستانش را جلب ميكند.
يكي ديگر از عوامل مهم در جلب احترام اطرافيان، احترام گذاشتن به خود است. احترام به خود يعني درك ارزش وجودي خود و داشتن برخوردي مؤدبانه و محترمانه با خود. داشتن رفتار محترمانه با ديگران اهميت زيادي دارد، اما نبايد از داشتن رفتاري محترمانه با خود چشم پوشي كنيد. ممكن است براي كنار آمدن با ناتواني هاي خود، خود را تحقير كنيد، اما اين نوع رفتار به ديگران نشان مي دهد كه شما ارزش احترام آنها را نداريد. پس براي جلب احترام ديگران، اول بايد خودتان به خودتان احترام بگذاريد.
داشتن اعتماد به نفس نيز در جلب احترام ديگران تاثير گذار است. مطمئن از خود بودن، بدون حس تكبر و خودبيني نشان دهنده اين است كه شما از قابليت ها و توانايي هاي خود آگاهيد و قابل احتراميد. اگر خودتان به توانايي هاي خود باور داشته باشيد و اجازه بدهيد كه ديگران نيز از قابليت هاي شما آگاه شوند، قادر خواهيد بود كه به راحتي احترام آنها را به خود جلب كنيد. اما به خاطر داشته باشيد كه اعتماد به نفس بيش از حد برعكس اين عمل مي كند و شما در نظر ديگران فردي خودخواه و از خود متشكر نشان خواهد داد و باعث مي شود آنها هيچ احترامي براي شما قائل نشوند.
داشتن قدرت تصميم گيري يكي ديگر از جنبه هاي جلب احترام ديگران است. اين عامل نيز با اعتماد به نفس رابطه اي نزديك دارد، چرا كه اگر شما از خودتان مطمئن باشيد، براي گرفتن تصميم درست در موقعيت هاي مختلف ترديدي به دل راه نميدهيد. اگر بتوانيد با اطمينان و بدون هيچگونه ترديد و دودلي تصميم گيري كنيد، باعث ميشود اطرافيانتان به شما اعتماد پيدا كنند. با اينكه گرفتن مشورت و نظرخواهي از ديگران هم در اين زمينه اهميت دارد، اما در آخر اين شما هستيد كه بايد تصميم بگيريد. اگر بدون نشان دادن هيچگونه علائمي از ترديد تصميمات درست اتخاذ كنيد، ديگران به اين قابليت و قدرت شما احترام خواهند گذاشت.
نحوه لباس پوشيدن هم در جلب احترام اطرافيان تاثير مستقيم دارد. با اينكه پوشيدن لباس هاي عادي و راحت در اكثر محيط هاي كاري قابل قبول است، اما خودتان شاهد هستيد كه افرادي كه در شركت يا محل كار سِمَت هاي بالاتري دارند معمولاً فراتر از حالت عادي لباس مي پوشند. بااينكه لباسهاي شما نشان دهنده توانايي ها و قابليت هاي شما نيست، اما اطرافيانتان معمولاً از روي لباس پوشيدن شما درموردتان قضاوت مي كنند. از اينرو بايد سعي كنيد كه هميشه برازنده و خوش لباس باشيد. اينكار در جلب احترام دوستان و اطرافيانتان به شما كمك مي كند.
مهمترين مسئله اي كه درمورد احترام بايد بدانيد اين است كه احترام چيزي نيست كه ديگران به طور خودكار به شما عرضه كنند، بلكه خودتان بايد آن را كسب كنيد. ميتوانيد با احترام گذاشتن به خودتان و ديگران، داشتن اعتماد به نفس كافي، نشان دادن اقتدار در تصميم گيري ها و همچنين خوب لباس پوشيدن احترام اطرافيانتان را جلب كنيد .


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  يادمان رفت كه عاشق بوديم

يادمان رفت كه عاشق بوديم

 

چند بار بگويم وقتي دست و صورتت را مي‌شويي، حوله خيست را نينداز روي تخت؟

 واي. . . دوباره جوراب‌هايت را پرت كردي گوشه اتاق؟

  نمي‌تواني وقتي داري دست و صورتت را مي‌شويي يك آبي هم به جورابت بزني؟

  چند بار به شما بگويم من‌اين رنگ را دوست ندارم. تو اصلاً به احساسات من توجهي نداري؟

 موقعي كه حرف مي‌زنم حواست كجاست؟

 بله بله، گفتم برايت ماشين ظرفشويي مي‌خرم، اما الان نه، تا كي بايد ظرف‌ها توي دستشويي بماند؟ من از ظرف شستن متنفرم چند بار بايد اين را تكرار كنم.

 اينها جملاتي است كه ممكن است بين هر زن و شوهري رد و بدل شود. گاهي‌اين‌قدر از دست همديگر عصباني مي‌شوند كه اصلا يادشان مي‌رود گذشته‌ها، شايد هم يك روز قبل چه خاطرات خوبي با هم داشتند.

كارهاي پيش پا افتاده روزمره گاهي آنقدر زن و شوهر را از هم دور مي‌كند كه باعث مي‌شود حتي حرف‌هايي به يكديگر بزنند كه روز اول آشنايي حتي به خواب هم نمي‌ديدند طرفش بروند. در زندگي مشترك روزمره، چيزهايي فراموش مي‌شود كه روزي برايشان باارزش‌ترين چيزهاي دنيا بود.

خستگي، بي‌حوصلگي و سختي‌هاي زندگي، گاهي باعث مي‌شود هر كدام از زوج‌ها نتوانند آن طور كه بايد وظايف خود را در خانه انجام دهند و ‌اين، ممكن است باعث عصبانيت هر كدام از آنها شود.

 بنابراين، چه خوب است در‌اين مواقع به جاي تمركز روي ضعف‌ها و اشتباهات همديگر، كمي به خودمان فكر كنيم كه اگر ما جاي همسرمان بوديم، چه كار مي‌كرديم. راه‌هاي زيادي براي استحكام و پايدار ماندن روابط زن و شوهر وجود دارد كه اگر هر از گاهي آنها را يادآوري كنيم، زندگي‌مان زيبا مي‌شود درست مثل روزهاي اول؛ شيرين.

 به جاي نشستن و فكر كردن به كارهايي كه شما را ناراحت مي‌كند، چه خوب است كمي به اشتباهاتتان فكر كنيد.

 چند تمرين...

با انجام ‌اين تمرين‌ها و با افكار مثبت، مي‌توانيد روابط خود و همسرتان را مثل روزهاي شيرين زندگي تغيير دهيد.

 بنشين و با خودت كمي فكر كن

به ‌اين سؤالات كمي فكر كنيد و با خودتان صادق باشيد؛ وقتي از همسرتان هديه مي‌گيريد در ازاي آن براي همسرتان چه كرده‌ايد؟سعي كنيد بيشتر از آنكه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد.

اگر هدف شما ‌ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد، فرصت‌هاي بي‌شماري براي رسيدن به اهداف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت، شما هم از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. چون آدم‌ها همواره سعي مي‌كنند خوبي‌هاي ديگران را جبران كنند.

 در ذهنتان خيال‌پردازي كنيد

اين به معني خيالبافي و ساختن چيزي دور از ذهن نيست. در ذهن خود تجسم كنيد اگر‌اين كار را براي همسرم انجام دهم حتماً خوشحال خواهد شد يا اگر آن كار را انجام ندهم او بيشتر خوشحال مي‌شود.

  از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد.

 اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي‌تواند از بروز بسياري از درگيري‌ها، عصبانيت‌ها و سرخوردگي‌ها جلوگيري كند. او را با خواسته‌ها و دستورهاي خود اسير نكنيد. وقتي كاري از او مي‌خواهيد، خودتان هم در عوض، كاري كه او دوست دارد، برايش انجام دهيد.

 سرزنش نكنيد

هرگز همسر خود را سرزنش نكنيد و متلك‌بارانش نكنيد. حتي نگاه سنگين به او نكنيد. مواقعي را به خاطر آوريد كه او شما را ياري مي‌كرد و در سختي‌ها همراهتان بود.

هنگام بروز اشتباهي از جانب همسر خود، سعي كنيد روشي را در پيش بگيريد كه از تكرار ‌اين اشتباهات جلوگيري كند.

 كلمات زيبا به هم بگوييد

سعي كنيد به گفتن كلمات زيبا به همسر خود عادت كنيد. هر زمان كه همسر شما كاري برايتان انجام داد، حتما با احساس از او تشكر كنيد. سعي كنيد از كلمات و جملاتي به غير از متشكرم استفاده كنيد. مثلاً جملاتي مثل تو من را غافلگير كردي، خيلي خوشحالم از ‌اينكه به فكرم هستي، ازت متشكرم. البته تشكر كردن با جملات ساده تاثير مثبتي دارد، اما جمله‌ها و عبارت‌هاي تازه مي‌تواند روح تازه‌اي به حال و هواي شما بدهد.

به راه‌هايي فكر كنيد كه مي‌تواند همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد، ترغيب كنيد. اگر ‌اين روش مؤثر نبود روش‌هاي ديگر را آزمايش كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف و تشكر به‌موقع، در همسر تان يك انگيزه قوي ايجاد مي‌كند.

 حرف بزنيد

در مورد روزهاي اول آشنايي‌تان و ويژگي‌هايي كه سبب شده نسبت به هم علاقه‌مند شويد، حرف بزنيد. دقت كنيد كه اگر ويژگي‌هاي خوب خود مثلا ويژگي‌هاي ظاهري تان را از دست داده‌ايد، در مورد آنها با هم حرف نزنيد.

 به جاي آن، سعي كنيد صادقانه درباره ويژگي‌هاي مثبت روحي و شخصيتي خود با هم گفت‌وگو كنيد. زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان اختصاص دهيد؛ به پارك برويد و هيچ‌كدام از فرزندانتان را با خود نبريد.

 هيچ وقت احترام گذاشتن نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد. احترام به افكار، عقايد و ديدگاه همسرتان باعث مي‌شود او هم همين احساسات را نسبت به شما پيدا كند. درست است كه نظر‌ها و سليقه‌هاي شما با هم فرق دارد، اما هيچ‌گاه نبايد اجازه بدهيد‌اين اختلافات روي عشق و احساسات شما تاثير بگذارد.



        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  روشهايي براي زندگي زناشويي موفق

روشهايي براي زندگي زناشويي موفق

 

كوشش براي مستحكم نگهداشتن بناي زندگي زناشويي، به معناي رها كردن ميل مداوم به كنترل همه جنبه هاي زندگيست. اما چگونه؟

مقدمه
رها كردن؟ اما آيا زندگي مشترك به معناي نگهداشتن نيست؟
نه هميشه. زمانهايي وجود دارند كه رها كردن، ميتواند يك رابطه را نجات دهد. به خصوص هنگامي كه رها كردن به معناي آزاد شدن از طرز فكري منفي كه سد راه خوشبختي شده، باشد. گاهي يك سري الگوهاي فكري و رفتاري به اين منظور شكل ميگيرند كه ما ميخواهيم مدام دست بالا را داشته باشيم، همه كارها به روش ما انجام شود، در تمام بحثها برنده شده و زمان روابط زناشويي را تعيين كنيم. خبر خوب اينست كه شما ميتوانيد آگاهانه از دست اين طرز تفكر "حرف، حرف منه" رها شويد. به خصوص كه بدون آن ميتوانيد زندگي زناشويي خود را به يك شراكت واقعي تبديل كنيد.

بعضي از تصميمات كاملا تحت كنترل ما هستند. شما ميتوانيد بين "من بايد درست بگويم" و "من بايد خوشحال باشم" امتخاب كنيد. اگر نياز به خوشحالي و خوشبختي را انتخاب ميكنيد، حسي از فروتني و لطف در وجودتان شكل ميگيرد كه بخش مهمي از هنر عشق ورزيدن است. كسب خوشبختي با اين شيوه، هميشه ساده و آسان نيست، اما امكان پذير است. بايد ببينيد كه رها كردن در چه مواقعي نتيجه مثبتي در زنگي شما دارد.

1. اگر رئيس شما هستيد، به سرعت استعفا بدهيد
آيا اصرار داريد كه همه امور مربوط به منزل، كودكان، پول، رانندگي و...طبق نظر شما انجام شود؟ خطر!!! اين طرز تفكر زندگي شما را به جاي مشاركت به ديكتاتوري تبديل خواهد كرد. "ما ازدواج نميكنيم كه دو نفر شويم، بلكه ازدواج ميكنيم كه يك زوج شويم."

تصميم گيري مشترك ميتواند به تجاربي بسيار غني تر از زماني كه اصرار به تك روي داريم، منجر شود. شريك زندگي بودن به همين معناست. واضح است كه يك زوج با تصميم گيريهاي مشتركي كه در فضايي آرام و آسوده اتخاذ شود، بيشتر از زندگي خود لذت ميبرند. ر اينجا روش من و روش تو، بايد به "روش ما" تبديل شود. پس هنگامي كه شوهرتان فراموش كرد كه طبق قول خود ماشين ظرفشويي را روشن كرده و يك ساعت قبل از شام به بچه ها هله هوله ندهد، به جاي اينكه موهاي خود را با خشم بكنيد، ديدگاه خود را گسترش دهيد. كارها ميتوانند انجام شوند و نتيجه بدهند، حتي اگر ه شيوه شما انجام نگرفته باشند.

يك روش رهايي از بازي قدرت با همسر، تقسيم واضح و مشخص مسئوليتهاست. براي مثال شوهرتان ميتواند مسئوليت پس انداز و سرايه گذاري درآمدتان را بر عهده بگيرد، به شرط اينكه شما بدانيد اين پول كجا ميرود. از طرفي شما هم ميتوانيد مسئوليت تزئين و مديريت امور خانه را بر عهده بگيريد و براي مثال رنگ اتاق نشيمن را تغيير دهيد، به شرطي كه شوهرتان در انتخاب رنگ نظر دهد.

همين روش در كار تربيت فرزندان هم قابل اجراست. شما بايد در زمينه اجراي قوانين ابتدايي تربيتي همدل باشيد، اما اين امكان را به يكديگر بدهيد كه اين قوانين را به شيوه خود اعمال كنيد. شايد ايده شما از رابطه خوب والدين و فرزندان، كشتي گرفتن و سرگرم بازيهاي كامپيوتري شدن نباشد، اما اگر اين كار ارتباط ميان پدر و فرزند را مستحكم كرده و در ضمن به آنها خوش ميگذرد، دليلي براي مخالفت وجود ندارد.

2. دست از خيالبافي برداريد
به ياد داريد كه در روز عروسي، مدام به جمله "و آنها سالهاي سال به خوبي و خوشي زندگي كردند" فكر ميكرديد؟ پس چرا حالا كه با هم هستيد، اين هدف انقدر دور به نظر ميرسد؟ شايد اگر او بيشتر پول درمي آورد، همه چيز بهتر بود؟ اگر كمي وزن كم ميكرد و جورابهاي كثيفش را درست كنار سبد لباسهاي نشسته روي زمين نمي انداخت، بيشتر دوستش داشتم؟

شكي نيست كه همه ما خيالبافي ميكنيم. اما اگر شما بيشتر اوقات خود را به رويا بافي درباره اينكه "چه ميشد اگر.." ميگذرانيد، خود را براي يأس شديد و حتي افسردگي آماده ميكنيد زيرا اين آينده رويايي و بي نقص، هرگز به وقوع نخواهد پيوست. و از طرف ديگر، هرگز قدر فرصتها، لحظات خوش و نعمتهاي زندگي پيش روي خود را نخواهيد دانست.

اما چگونه از رويا درآمده و از حال حاضر لذت ببريم؟ كار را با نوشتن تمام مواردي كه در زندگي خود دوست داريد و آن دسته از نيازهايتان كه برطرف شده اند، آغاز كنيد. اين فهرست بيد شامل اساسي ترين و بديهي ترين نكات هم باشد. ميتوانيد از اينجا شروع كنيد "من سقفي بالاي سر و غذاي كافي براي خوردن دارم." سپس فهرست را گسترش دهيد و آنچه در وجود همسرتان دوست داريد، از قيافه او تا شلوارهاي جين رنگ و رو رفته اش و اينكه هنگام تماشاي تلويزيون دستش را رور شانه شما حلقه ميكند، را هم بنويسيد.

پس از تهيه اين فهرست، بخش دوم را آغاز كنيد و خود را عادت دهيد كه هر بار به خاطر انجام دادن كاري خوب و از سر لطف، از همسرتان تشكر كنيد. هنگامي كه حس قدرداني خود را با صداي بلند به زبان مي آوريد، خودتان هم بيشتر متوجه خوب بودن كار ميشويد.

خانمي به نام كيم در اينباره ميگويد:" هنگامي كه شوهرم اعصابم را خرد ميكند، به زماني فكر ميكنم كه با او بودن را انتخاب كردم." "گاهي شوهرم هنگام رانندگي ديوانه ام ميكند و ميخواهم او را له كنم، اما يك لحظه صبر ميكنم و به تمام محسنات او، به عنوان همسر و پدري مهربان فكر ميكنم و اينكه او هم در بسياري از موارد، رفتارهاي ناپسند مرا به رويم نمي آورد، آنوقت ساكت سرجايم مينشينم و ميگذارم او به روش خودش رانندگي كند."

3. ما برنده شديم!
حرف آخر را زدن احساس بسيار خوبي دارد، هر بار كه ميگوييم "منكه گفتم" و " خوشحالم كه بالاخره با من هم عقيده شدي" مانند اين است كه امتيازي كسب كرده ايم. اما زندگي مشترك، بازي نيست و اگر اين امتيازها را جمع كنيد، برايتان گران تمام خواهد شد. در بهترين حالت، شما مدت كوتاهي احساس پيروزي خواهيد كرد و در بدترين حالت، شما ميمانيد و همسري مايوس و افسرده و تنشي كه در فضا موج ميزند. اينكه بخواهيم درست بگوييم، تمايلي انساني است، اما اگر بخواهيم براي اينكه درست بگوييم، همسر خود را خطاكار يا گفته او را نادرست جلوه بدهيم، كار صحيحي نيست.

روند رها كردن مسند قدرت را به اين شكل آغاز كنيد كه موانع يا موقعيتها را به شكل من در مقابل او، نبينيد بلكه آنها را موقعيتي كه شما بايد به عنوان يك تيم در مقابلش ظاهر شويد، در نظر بگيريد. با چنين نگرشي، و البته با اين اخطار كه وارد مصالحه نشويد، به اين ترتيب هيچ يك كاملا راضي نخواهيد بود. در عوض با هم براي يافتن راه حلي كه براي هر دو رضايت بخش باشد، كوشش كنيد. در نتيجه شما اكثر اوقات با راهكارهايي خلاقانه و جالب مواجه خواهيد شد كه قبلا هرگز به آن نيانديشيده بوديد. اين روش به شما مي آموزد كه هردو هم ميتوانيد درست بگوييد.


        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  وقتي زني مادر مي شود

وقتي زني مادر مي شود

 

وقتـي بـراي اولـيـن بـار مــادر شــدم، 22 سالم بود. خرداد امسـال كـه دخـتـر 22 سـالـه ام بـچه دار شـد، مـادر بـزرگ خواهم شد. به عنوان زني جوان، بـچـه دار شـدن و مـــادر شـدن در شـكل گـيري هويت من نقش موثري داشت. كار كردن و در عين حال بـچـه داري و مــراقبت از يك كودك، به من در پيدا كردن خودِ وجوديم كمك زيــادي كرد. با گذشت  سالها قدرت بيشتري بدست آوردم، اما در طـي اين دوران زخم هايي هم خوردم.

هـمــچنين با مسئوليت فرهنگي-اجتماعي كه مادر شدن مـتـضمن بـود روبـرو شـدم. مــادر شــدن از ديدگاه  اجتماع انـتــظارات و مسئوليت هاي بيشتري نسبت به پدر شدن بـــراي رشد عاطفي كودك به همراه داشت. اين احساس مسئوليت، بيـشــتر احساس مـي شد. اگر اتفاق بدي در زندگي كودك رخ دهد، نقش مادر بايد اين باشد كه نه تنها به طور طبيعي با كودك خود همدلي كند، بلكه تقصير كار را نيز بر عهده گرفته و سرزنش هاي جامعه را پذيرا شود.

همينطور كه سالها مي گذشتند و دو بچه ي من پا به بزرگسالي گذاشتند، توانسته بودم توازني بين نيازهاي خودم و آنها، رابطه ام با شوهرم و كارم ايجاد كنم و چيزهايي درمورد نگاه ديگران به يك مادر و انتظارات ناخودآگاه از زناني كه مادر شده اند براي پرستاري از ساير اعضاء خانواده و احترام گذاشتن به نيازهاي ديگران و گذشت از نيازهاي خودشان چيزهاي ياد گرفته بودم. بخشي از هويت من با تشخيص ناخودآگاه اينكه چه زماني چه كسي نياز به پرستاري و مراقبت من دارد خلاصه مي شد. بيشتر اين نكات را از خانواده ام نگرفتم، از يكي از همكاران آموختم. بعد از آن مي دانستم چه زماني و چطور بايد فرزندانم را تربيت كنم و چه وقت نبايد. با اين آگاهي توانستم خودِ وجوديم را نيز حفظ كنم و از قدرت اراده و اختيار خود لذت ببرم.

با كوچكترين اطلاعاتي كه پيدا مي كردم،  آن را با خانواده مطرح كرده و با آنها به گفتگو مي نشستم. وقتي از 7 روز هفته، فقط 4 روز مي توانستم شام درست كنم، شوهر خوب و دوستاشتنيم گاهي به شوخي سرزنشم مي كرد. فرزندانم كه به سن نوجواني رسيده بودند هركدام يك شب مسئوليت آماده كردن غذا را بر عهده داشتند و يك شب نيز با شوهرم بود. فكر مي كنم دليل مقايسه كردن و سرزنش كردن شوهرم اين بوده كه خود قبل از ازدواج از كودكي هر 7 روز هفته دستپخت مادرش را مي خورده است، و حالا از اين مسئله تعجب مي كند. درصورتي كه من بيرون از منزل نيز كار ميكردم و قسمتي از درآمد خانواده را تامين مي كردم، درحاليكه مادر او چنين مسئوليتي بر عهده اش نبود، به همين خاطر كار او به نظرم ناعادلانه مي آمد. خوشبختانه پسر 15 ساله ام كه اين مطالب را در مدرسه در كلاس زندگي اجتماعيشان آموزش مي ديد به دفاع از من برمي خاست.

ماري پيفر در كتاب "تجديد حيات افيليا" مي نويسد:

"تمدن غربي تاريخچه اي از انتظارات نامعقول از مادران دارد. آنها مسئول خوشبختي فرزندانشان و سلامتي احساسي و اجتماعي خانواده شان هستند. مادران را هميشه در داستان هاي پريان و رمان هاي مدرن امريكايي، به صورت ايده آل و خيالي تصوير مي كنند.

همه ي آدم ها رابطه اي محكم و خاص با مادرانشان دارند. همه ي ما طوري بزرگ ميشويم كه نمي توانيم مادرمان را هم مثل همه آدم هاي معمولي تصور كنيم.

زنان بايد اين احساس را داشته باشند كه چه بيرون از خانه كار كنند چه نكنند، چه قسمتي از درآمد خانه را بر دوش بكشند چه نه، بايد در تصميم گيري هايشان قدرتي يكسان با ساير افراد خانواده داشته باشند. موقعيتشان نبايد به خاطر انتظارات خودشان يا ديگران به خطر بيفتد. گفتگوها و رابطه ي بين همسران بايد به گونه اي باشد، كه وقتي اولويت دادن به كارهاي بيرون از خانه پيش مي آيد، براي هر دو برخوردي يكسان در خانه ايجاد شده و قدرداني و حسن نيت بين طريفين حكمفرما باشد. با اين كار صميميت بيشتري بين آنها حاصل خواهد شد. قدرداني و حسن نيت براي حفظ و بقاي سلامت خانواده ضروري هستند.

ما مي توانيم فرزندانمان و مادر بودنمان را دوست داشته باشيم. بدانيد كه برآورده شدنآرزوها، اميال و استعدادهايتان با بچه دار شدن از بين نخواهد رفت. فقط بايد خودتان را علاوه بر يك مادر، يك انسان هم به حساب بياوريد. اين باعث خواهد شد كه قدرداني فرزندانتان هم از شما بيشتر شود. حس قدرداني در يك خانواده ايجاد گرمي و حسن نيت مي كند.  حرمت در يك خانواده وقتي بالا مي رود كه از مادر، پدر و فرزندان همه به طور يكسان به خاطر وجودشان به عنوان يك انسان علاوه بر نقشي كه در خانواده ايفا مي كنند قدرداني شود.

اخيراً يكي از دوستان و همكارانم كه متخصص درماني و مادر يك فرزند است تصميم گرفت كه انجمني در رابطه با هويت زنان برگزار كند. مي خواستيم اين انجمن از گروهي زن تشكيل شود كه مادر هم بودند و روي هويت زنان به عنوان يك انسان و نه فقط يك مادر بررسي هايي انجام دهيم. اسم آن "انجمن زناني كه مادر هم هستند" نامگذاري شد. تعريف فرهنگ از يك زن وقتي مادر مي شود ابراز مي كرد كه انتظارات يا نقش يك مادر بايد قبل از نقش او به عنوان يك زن يا يك انسان در نظر گرفته شود.

چه مي توانيد بكنيد؟
درميان گذاشتن احساستان با زن هاي ديگر كه مادر هستند، فايده هاي زيادي در حمايت و تقويت شما خواهد داشت. نكات زير تفكراتي است كه اين انجمن بررسي كرده اند. اين تفكرات بر اين نظر استوار است كه مادران با بودن مثل انسانها مي توانند بهترين مراقبت و پرستاري را از فرزندانشان بكنند و با درميان گذاشتن آسيب پذيري ها و شكستگي هايشان با ساير اعضاء خانواده، باعث مي شود كه كودكان نيز بتوانند مادرانشان را مثل بقيه انسانها دانسته كه نيازها و محروميت هايي دارند و با اين حال از آنها مراقبت كرده و آنها را دوست مي دارند. وقتي از مادري قدرداني شود، منفعت اصلي به فرزندان مي رسد. وقتي او احساس كند كه كسي هست كه كارهاي او را ديده و به حرفهايش گوش دهد، بااينكه كاري كه براي فرزندانش انجام مي دهد، بي حاصل است، اما منفعتش را فرزندان مي برند. اعتماد و احترام به نفس با شناختن نيازهايمان ايجاد مي شود. بچه معمولاً خوشحال مي شوند كه براي كسي كاري انجام دهند، چه برسد كه آن فرد مادرشان باشد كه هميشه در خدمتشان بوده است.


1-  با فرزندانتان خوش بگذرانيد
وقتي در انجمن اين سوال مطرح شد كه "دوست داريد كدام جنبه ي شخصيتيتان به عنوان يك انسان را كودكانتان بدانند؟" يكي از زناني كه بسيار با فراست ولي درعين حال باتوجه به نظر دوستانش بسيار شوخ و بذله گو بود گفت كه اين قسمت از شخصيت او، به خاطر احساس مسئوليت و وظيفه هيچوقت مورد توجه فرزندانش قرار نگرفته است. و اين يكي از مهمترين قسمتهاي هويت اين زن بود كه دوست داشت كودكانش از آن با اطلاع شوند. همين مسئله باعث مي شود كه ما مادران در ايجاد رابطه با فرزندانمان خودِ وجوديمان را بيشتر نشان دهيم. با اين كار رابطه ي ما با فرزندانمان هم هيچگاه كليشه اي و يكنواخت نخواهد شد.

2- اهداف شخصيتان را حفظ كنيد
زنان بسياري در انجمن از اين مسئله شكايت داشتند كه وقت كافي براي رسيدگي و حفظ دوستي هاي خودشان، ورزش كردن يا ساير اهداف شخصيشان ندارند. وقتي شما مادر مي شويد، وقتتان كمتر مي شود. و خيلي راحت ممكن است آنقدر درگير كارهاي روزانه تان شويد كه ديگر هدف ها و زندگي شخصي خودتان را فراموش كرده و كنار بگذاريد. اما رعايت حد تعادل در اينجا مهم است. لازم نيست كه خود را كاملاً قرباني كنيد، گرچه سازش يكي از مهمترين شرايط پدر يا مادر بودن است. درست است، ممكن است نتوانيد همان برنامه ورزشي كه قبل از مادرشدن انجام مي داديد را پيش گيريد، اما با پايين آوردن انتظاراتتان و واقع بين بودن مي توانيد هنوز هم ورزش كنيد. اينكه ديگر نمي توانيد برنامه هاي سابقتان را انجام دهيد نبايد شما را وادار و مجبور كند كه خودتان را كنار بگذاريد و فراموش كنيد. علاوه بر رسيدگي و توجه به كودكانتان، بايد به خودتان هم برسيد و توجه كنيد. و هرچه سن فرزندانتان بالاتر ميرود، وقت بيشتري براي رسيدگي و توجه ب ه علايق و هدف هاي خودتان خواهيد داشت.

3-  احساساتتان را بيان كنيد
مادر ديگري در انجمن بيان مي كرد كه مي تواند جلوي پسر چهار ساله ي خود گريه كند و از مشكلاتش براي او بگويد، و احساساتش را تمام و كمال براي او بيان كند، و به او بگويد كه با تمام اين مشكلات هنوز مي تواند از او پرستاري و مراقبت كند. اين توانايي در بيان احساس براي فرزندان، بدون خدشه دار كردن احساس امنيت، باعث مي شود كه فرزندان مادران خود را نيز مثل ساير انسانها بدانند، با همان مشكلات و همان احساسات. اين باعث خواهد شد كه مادران نيز كمتر گرفتار افسردگي شوند.

زنان بايد اول از شناختن مادران خود به عنوان يك انسان شروع كنند. مادر بودن فرصتي عالي بود و كمك زيادي به كامل شدن من كرد.  جايي در زندگي ام، اين توانايي را يافتم كه بتوانم علاوه بر افتخار كردن به مادر بودنم به انسان بودنم هم افتخار كنم. براي حس مراقبت و پرستاري از فرزندانم ارزش زيادي قائل شدم، برخلاف جامعه كه آن را كاري بي ارزش و نامهم مي پندارد. همه ما بايد توازني بين مادر بودن و انسان بودنمان ايجاد كنيد تا بتوانيم هم مادر خوبي براي فرزندان و هم انسان كاملي براي اجتماعمان باشيم.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مسائل اخلاقي از دلايل مراجعه زوجين به دادگاه

مسائل اخلاقي از دلايل مراجعه زوجين به دادگاه

 

درصد بالايي از زنان به علت عدم مسئوليت پذيري همسران خود به دادگاه مراجعه كرده و تقاضاي طلاق مي كنند.
معاون مجتمع قضائي خانواده ، مسائل اخلاقي را يكي از بيشترين دلايل اصلي اختلافات ميان زوجين عنوان كرد.

مهين دخت داوودي افزود: بررسي ها نشان مي دهد به جز مسائل اقتصادي و اعتياد كه همواره عمده دليل اختلافات ميان زوجين بوده است ، مسائل اخلاقي يكي از بيشترين دلايل حضور زوجين در دادگاه خانواده است .

وي تصريح كرد : اغلب جوانان نسبت به تشكيل خانواده توجيه نيستند و هيچ گونه آگاهي نسبت به روابط زناشويي ندارند و به طور كلي با تكاليف و مسئوليت هاي پس از ازدواج آشنا نيستند و تفاوتي ميان اين دوران و دوره مجردي احساس نمي كنند.

معاون مجتمع قضائي ، عدم آشنايي به مسئوليت هاي زندگي را يكي از دلايل بروز اختلاف ميان زوجين عنوان كرد و افزود : در شرايطي كه دختر و پسر با عدم آگاهي به وظايف و همچنين مسائل زناشويي، زندگي مشترك را آغاز مي كنند بنابراين شكل گيري اختلاف در سالهاي ابتدايي زندگي چندان عجيب نيست.

وي گفت : درصد بالايي از زنان به علت عدم مسئوليت پذيري همسران خود به دادگاه مراجعه كرده و تقاضاي طلاق مي كنند در حالي كه اگر آنان قبل از تشكيل خانواده با اصول ابتدايي زندگي آشنا مي شدند ، نتيجه زندگي آنان به سرعت به جدايي ختم نمي شد .

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» کودکانی که قادر به کنترل رفتار خود هستند در مدرسه نیز بازده تحصیلی بیشتری دارند
» اخلاق بد، درد را بیشتر می‌کند
» بچه‌هاي حسابي
» دروغگویی در کودکان و نوجوانان
» کتابخوان کردن کودک با 5 حرکت
» آثار سوء کودک آزاری چیست؟
» آثار سوء بد رفتاری با کودک چیست؟
» ترس کودکان از حمام کردن را چگونه کاهش دهیم؟
» تفاوت زندگی مشترک بادوستی های عاشقانه !
» آقا با من ازدواج می‌كنید؟!

آرشيو
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
درود و رحمت خداوند بر محمد(ص)و آل محمد(ص)
اي پيامبر در کارها با ايشان مشورت کن .

و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog