تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  ارتباط چشمی شما چگونه است؟

ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟

ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.

اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.

علائم روحی ارتباط چشمی

دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.

همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.

ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی

همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.

برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید.

6 راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی

1. صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنوده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید.

2. صحبت کردن با فرد: برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر 5 ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید.

3. گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من 5 ثانیه به یک چشم، 5 ثانیه به چشم دیگر، و 5 ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است.

4. مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید.

5. مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و...اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید.

6. دوست داشتن فرد:  من و همسرم معمولاً نگاه های خیره طولانی به همدیگر می اندازیم و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین ما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ولنتاين يا همان روز عشاق

ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25  بهمن  جشن گرفته ميشود.

* سمبلهاي ولنتاين شامل موارد زير ميباشد:

1- شكل يك قلب ساده و يا تير خورده: از آنجـايـي كـه قـلب مركز
احساسات عميق،اصيل و پر شور است. قلب تير خورده آسيب پذيري
عشق را نشان ميدهد. هنگامي كه شما از سوي معشوق خود طرد
ميشود. قلب تير خورده نشانه پيوند و اتحاد زن و مرد نيز ميباشد.


2- كيوپيد
(CUPID): كـه به شـكل يك كودك برهنه، فربه و
بالدار ترسيم ميگردد. اين كودك شيطان با لبخندي موذيانه
تـيـر و كمان نيز با خود حمل ميكند. چنانچه يكي از تيرهاي
اين كودك به قلب فردي اصابت كند وي فورا عاشق ميشود.
كـيوپيد در واقع پسر ونوس الهه عشق و زيبايي در افسانه
هاي روم باستان  مي بـاشد. معني لغوي آن "آرزو " است.
كوپيد برخي اوقات آمور
(AMOR)
نيز ناميده ميگردد. همتاي
كوپيد در افسانه هاي يوناني اروس (
(EROS نام دارد.


3- كبوتر،قمري و مرغ عشق:
اين پرندگان
نماد وفاداري، پاكي و معصوميت هستند.

 

 

4- گل رز: گل سرخ شهبانوي گلهاست. نماد جنگ و صلح، عشق و
گذشت.




5- تور:
جنـس دستـمال خانم هـا را در گـذشـته تشـكـيـل
ميـداده است. در زمــانهاي ديرين رسم برآن بوده كه هرگاه
دسـتـمال خـانمـي به زميــن مي افتاد مردي كه متوجه آن
ميشده بلافاصله آن را از زمين برداشته و به  زن ميداد.








6- گره هاي عشق: از يك سري حلقه هاي در هم تنيده و بافته
شـده تشكـيـل يـــافته اند. اين حلقه ها آغاز و پاياني ندارند و نماد
عشق جاوداني و پايدار است.




7- علامت"
X":اين علامت به معني بوسه در كارت هاي تبريك و نامه هاي روز ولنتاين است.

8- روبان قرمز: اين رسم به زمانهاي قديم بازميگردد كه شواليه ها
هنـگـاميكه عـازم جنـگ بودند نوار يا روسري از معشوقه خود دريافت
كرده و آن را به يادگار با خود ميبردند.




* ساليانه بيش از يك ميليارد كارت تبريك ولنتاين در سراسر جهان رد و بدل ميگردد كه 85 درصد آنها توسط زنان خريداري ميشود.

* ساليانه 50 ميليون گل رز و ميليونها جعبه شكلات در سالروز ولنتاين هديه داده ميشود كه اغلب آنها را مردان خريداري ميكنند.

* هداياي روز ولنتاين شامل: گل رز و يا دسته گل كوچك، شكلات، كارت تبريك ولنتاين، عروسك، شمع، يك نامه عاشقانه، يك قطعه شعر عاشقانه و يا هديه كوچك.

 

 

 

 

 

 

 


 

* براي جشن گرفتن اين روز به يك كافي شاپ و يا براي صرف شام به يك رستوران دنج برويد.

* رنگهاي روز ولنتاين شامل قرمز، سفيد و صورتي است.

* در خصوص تاريخچه و مبداء ولنتاين اختلاف نظر وجود داشته تا جايي كه ولنتاين با افسانه در آميخته است.

* هويت ولنتاين مبهم است. در كل 3 روايت در رابطه با ولنتاين نقل گرديده كه به آنها اشاره ميكنيم.

* جشنواره اي به نام LUPERCALIA كه 15 فوريه  در رم باستان ميان كافران متداول بوده است. لوپركاليا جشن تطهير و زمان خانه تكاني بوده است. در اين جشن مشركين از خداي LUPERCUS بخاطر محافظت از چوپانها و گله هايشان از گزند گرگها قدرداني ميكردند. در اين فستيوال بمنظور بزرگداشت FAUNUS خداي حاصلخيزي، باروري و جنگلها روميان يك سگ و دو بز نر را قرباني كرده و از پوست آنها شلاق ميساختند. مردان با اين شلاقها به ميان مردم رفته و به هر كسي كه ميرسيدند ضربه اي با شلاق به آنها ميزدند. دختران  داوطلبانه براي شلاق خوردن صف ميكشيدند. آنها اعتقاد داشتند كه شلاق خوردن با تازيانه هاي ساخته شده از پوست بز باروري آنها را تضمين ميكند. همچنين در اين جشن طي بزرگداشت الهه اي بنام   JUNO FEBRUTA  زنان مجرد نامه هاي عاشقانه مينوشتند و درون گلدانهايي مي انداختند. (و يا تنها نام خود را روي برگه اي مينوشتند) مردان مجرد روم نيز هر كدام يكي از اين يادداشتها را از درون گلدانها بيرون كشيده و مشتاقانه بدنبال دختر نويسنده نامه ميرفتند. (نوعي دوست يابي) اين آشنايي ها اغلب به ازدواج مي انجاميد. اين رسم تا قرن هجدهم ادامه داشت اما از آن به بعد مردان رم ترجيح دادند پيش از آشنايي زن را ببينند!

* كليساي كاتوليك حداقل 3 قديس بنام VALENTINE و يا VALENTINUS شناسايي كرده  كه هر سه در روز 14 فوريه به شهادت رسيده اند.

* ولنتاين مقدس يك كشيش مسيحي بوده كه در قرن سوم خدمت ميكرده است. زماني كه امپراطور CLADIUS دوم بر روم حكمراني ميكرده. كلاديوس دريافت كه مردان مجرد از آنجايي كه همسر و خانواده اي ندارند (مردان متاهل حاضر به ترك همسر و خانواده خود نبودند) نسبت به مردان متاهل بيشتر به سربازي روي آورده و سربازان بهتر، كاراتر و جنگجو تري نيز ميباشند. از همين رو ازدواج را براي مردان جوان غير قانوني و ممنوع اعلام كرد. ولنتاين كه اين حكم را ناعادلانه و ظالمانه ميپنداشت از فرمان كلاديوس سرباز زد. ولنتاين مخفيانه عشاق جوان را به عقد يكديگر در مي آورد. هنگامي كه اين عمل ولنتاين بر ملا گشت كلوديوس حكم اعدام وي را صادر كرد.

* خود ولنتاين نخستين فردي بود كه براي اولين بار نامه ولنتاين را نگاشت. وي هنگامي كه در زندان بسر ميبرد دلداده دختر جواني شد كه دختر زندانبان وي بود. اين دختر جوان  زماني كه ولنتاين در بازداشت بسر ميبرد به ملاقات وي مي آمد. در انتهاي اين نامه ولنتاين چنين نوشته بود: "از طرف ولنتاين تو." اين عبارت كماكان در نامه هاي روز ولنتاين استفاده ميشود.

* ولنتاين در روز 14 فوريه اعدام شد. تقريبا در سال 269 پس از ميلاد. به گراميداشت وي كليسايي در سال 350 پس از ميلاد  بنا گرديد كه پيكر وي نيز در آنجا دفن شده است. در واقع روز ولنتاين سالروز مرگ و خاك سپاري ولنتاين ميباشد.

* پاپ  اعظم GLASIUS فردي بود كه  روز 14 فوريه را، در سال 498 پس از ميلاد، روز ولنتاين (ST. VALENTINE`S DAY) نام نهاد. در واقع وي اين روز را جايگزين آيين كفرآميز لوپركاليا كه مختص كافران بود كرد. وي در گلدانها عوض نام دختران اسامي مقدسين مسيحي را نهاد. و با اين كار به لوپركاليا تقدس بخشيد. در اين آيين مرد و زن هر دو يك نام قديس را از گلدان بيرون ميكشيدند كه ميبايست تا آخر سال خصوصيات اخلاقي آن قديس را  الگو قرار داده  و در خود متجلي مي ساختند.

* روايت ديگر: در دوران كلاديوس مسيحيت به شدت سركوب ميشد. ولنتاين نه تنها كشيش و مبلغ مسيحيت بود بلكه رهبر جنبش زير زميني مسيحيان نيز بود. اغلب كشيشها در اين دوران زنداني و سپس اعدام گرديدند. ولنتاين پس از به زندان افتادن دختر نابيناي زندانبان خود را شفا ميدهد. كلاديوس پس از اينكه از اين خبر مطلع ميگردد به خشم آمده و دستور ميدهد سر وي را از تنش جدا سازند.

* كهن ترين نامه و شعر ولنتاين توسط چارلز، دوك اورلئان نگاشته شد. وي زماني كه در سال 1415 و در قرن شانزدهم در زندان برج لندن در اسارت بسر ميبرد اين نامه را براي همسر خود نوشت.

* روايت ديگر حاكي از آن است كه ولنتاين يك مسيحي بوده كه عاشق كودكان بوده. اما از آنجايي كه وي از پرستش خدايان سر باز ميزده به زندان فرستاده ميشود. اما كودكان كه به وي علاقه مند بودند دلتنگ وي شده و براي وي پيامهاي مهر آميزي مينوشتند. اين كودكان نامه ها را از لابه لاي ميله هاي زندان به درون سلول ولنتاين مي انداختند. وي در سال 14 فوريه 269 پس از ميلاد  اعدام شد.

* برخي هم روز ولنتاين را به باور مردمان انگليس و فرانسه قرون وسطي نسبت ميدهند. آنها اعتقاد داشتند كه پرندگان در روز 14 فوريه جفت خود را انتخاب ميكنند.

* برگزاري جشن ولنتاين امروزي از دو كشور فرانسه و انگليس آغاز  گرديده است.

* ابتدا كارتهاي تبريك ولنتاين را هر كس خودش تهيه ميكرد اما از سال 1800 كارتهاي تبريك ولنتاين تجاري به بازار عرضه گشت. البته اين كارتها نيز دست نوشته و داراي نمادهاي ولنتاين نقاشي شده بودند. سپس كارتهاي تبريك چاپي جايگزين آنها گرديد.

* در گذشته دور در ايتاليا و انگليس رسم بر آن بود كه زنان مجرد پيش از طلوع آفتاب روز ولنتاين از خواب برخاسته و لب پنجره اتاق خود مي ايستادند تا مردي از مقابل پنجره آنان عبور كند. اعتقاد بر آن بود كه با اولين مردي  كه در آن روز ببينند، ظرف يكسال  ازدواج خواهند كرد. شكسپير نيز در نمايشنامه هملت به اين باور اشاره كرده است.

* در برخي كشورها رسم بر اين است كه مردان جوان روز ولنتاين لباس به زنان هديه ميدهند. چنانچه زن آن لباس را براي خود نگه دارد نشانه آنست كه زن خواهان ازدواج با آن مرد است.

* در فرانسه پسران اسم معشوقه خود را روی آستين لباسشان می نوشتند تا به همه بگویند: ازحس من آگاه شويد.

* در زمانهاي گذشته در ولز چنين  مرسوم بود كه در سالروز ولنتاين قاشقهاي چوبي به يكديگر هديه بدهند. روي اين قاشقهاي چوبي معمولا نقش قلب و كليد و قفل كنده كاري شده بود. معني اين كنده كاريها چنين بود: "تو قلب مرا گشوده اي" يا "كليد دروازه قلب من دست توست."

* برخي باورهاي آميخته با خرافات نيز در رابطه با روز ولنتاين وجود دارد.  اگر در اين روز سینه سرخ از بالای سر دختری عبور کند او با یک ملوان ازدواج خواهد كرد و اگر گنجشک عبور کند همسرش مرد فقیری میشود اما بسيار خوشبخت خواهند شد و اگر آن پرنده سهره  باشد آن دختر با مردی پولدار ازدواج خواهد کرد.

* كودكان انگليسي در صدها سال پيش در اين روز مانند بزرگترها لباس بتن ميكردند و خانه به خانه به ترانه سرايي و آواز خواني ميپرداختند.

* اما در ژاپن روز ولنتاين به گونه اي ديگر مرسوم است. روز ولنتاين اين دختران هستند كه بايد به مردان شكلات هديه بدهند. زنان شاغل به اجبار بايد به تمام همكاران مرد خود بويژه رييس خود شكلات هديه بدهند. اما در روزي موسوم به "روز سفيد"(WHITE DAY) كه تاريخ آن 14 مارس ميباشد مردان براي جبران محبت خانمها به آنها هديه ميدهند. البته اغلب فقط به دوستان دختر خود. هديه مردان معمولا يك لباس زنانه سفيد رنگ است.

* در چین هم افسانه ای  وجود دارد که نمادی از عشق است و روز ولنتاین چيني ها محسوب ميگردد. اين روز هفتمین روز از هفتمین ماه در تقویم چینی  است. اين روز فستيوال دختران نيز ناميده ميگردد. در اين روز مردم چين به ستاره ها خيره ميشوند. دختران نيز دعا ميكنند تا كدبانوهاي با كفايتي در آينده شوند و همچنين شوهر مناسبي نصيبشان گردد. پسران مجرد نيز دعا ميكنند  تا هر چه زودتر معشوق خود را بيابند.

* بنابراين روز ولنتاين از روم به فرانسه و انگليس  وسپس به آمريكا راه يافت و اكنون در تمام جهان جشن گرفته ميشود .

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نحوه علاقمند نمودن کودکان به مطالعه و کتاب

در زیـر ایده هایی بـرای تشویق کودکـان بـه مـطالعه اشاره
می کنیم:

بعـضی از ایـن ایده ها خیلی ساده و معمولی هستند، اما
بعضی دیگر از آنها را ممکن است تا حالا نشنیده باشید. و
یادتان باشد، بزرگترین تشویق از طرف خودِ ماست—یعنی
ما به عـنون پدر و مادر. بچـه هایی که پدر و مادرشان خود
افـرادی کتاب خـوان هستنـد و بـرای آن ارزش قـائلند و ابزار
لازم بـرای کتابخوانی را در خـانه مهیـا کـرده انـد، بیشتر به
سمت کتاب و کتابخوانی گرایش پیدا میکنند.

 

  • برای بچه ها کتاب بخرید و آن را در دسترس آنها قرار دهید. بچه هایی که کتابخوان می شوند، معمولاً به خانواده هایی تعلق دارند که کتاب و سایر ابزار مطالعه در خانه مهیا است. نباید کتاب های بچه ها را خارج از دسترس نگه دارید که در دیدرس آنها نباشد یا دسترسی به آن نداشته باشند. بهتر است کتابها را روی زمین، نه در جایی بلند، و در دسترس آنها قرار دهید.
  • خودتان هم مطالعه کنید. یکی از بهترین راه ها برای تشویق کردن بچه ها به مطالعه این است که خودتان الگوی آنها باشید. اگر بچه ها ببینند که خودتان هم کتاب می خوانید و از مطالعه لذت می برید، احتمال اینکه آنها هم چنین عادتی پیدا کنند و این فعالیت ها را پیش بگیرند بیشتر است.
  • به آنها کتاب هدیه دهید. کتاب هدیه ای نسبتاً ارزان و بسیار مفید است. به علاوه چیزی که به صورت هدیه به کسی داده شود ارزش و احترام بیشتری پیدا میکند. بچه های من همیشه از طرف مادربزرگشان کتاب هدیه می گیرند و وقتی او با این هدایا پیششان می آید بسیار خوشحال می شوند.
  • مطالعه را به صورت یک تفریح درآورید. چیزی که از آن لذت برده شود همیشه مورد علاقه است. داستان کتابها را به صورت نمایش درآورید، صدایتان را عوض کنید و بچه ها را سر شوق بیاورید. اگر داستان را خسته کننده و حوصله سر بر برای بچه ها بخوانید، هرچقدر هم که داستان جالب و جذابی باشد، آنها اشتیاقی برای دنبال کردن آن نخواهند داشت.
  • مرتب کتاب بخوانید. هر روز یا حتی چند بار در روز برای بچه های کوچکتان کتاب بخوانید. بچه های بزرگترتان را هم تشویق کنید که هر روز برای خود مطالعه کنند و درمورد کتابی که خوانده اند با آنها صحبت و گفتگو کنید.
  • تلویزیون را خاموش کنید و کمی خانه را آرام کنید. خاموش بودن تلویزیون باعث می شود بچه ها به دنبال سرگرمی دیگری برای خود باشند. تماشای بیش از اندازه تلویزیون برای بچه ها مضر است، به ویژه اگر بخواهید آنها را به مطالعه تشویق کنید.
  • هر هفته یا هر ماه بچه ها را به کتابخانه ببرید تا کتاب های مورد علاقه شان را خودشان انتخاب کنند.
  • یادتان باشد مجلات و کتاب های خنده دار و مفرح راه بسیار خوبی برای ترغیب بچه ها به کتاب خواندن است. یک راه خوب دیگر برای تشویق بچه ها به مطالعه استفاده از کتاب هایی است که روی CD ضبط شده اند.
  • بچه ها را به جلسات و مسابقات کتابخوانی در کتابخانه یا کتابفروشی محل ببرید. گاهی اوقات وقتی بچه ها کتاب ها را از زبان افراد دیگر بشنوند علاقه و اشتیاق بیشتری به خواندن پیدا می کنند.
  • کتاب های چند فصلی بخوانید. کتابهای چند فصلی خواننده را بیشتر ترغیب به خواندن می کند و باعث می شود برای اطلاع یافتن از آخر داستان دوباره به سراغ کتاب بیایند یا آنقدر خواندنشان را ادامه دهند تا کتاب را به پایان برسانند.
  • از فیلم استفاده کنید. شاید با دیدن کارتن هاکلبری فین بچه ها علاقه بیشتری به خواندن کتاب آن پیدا کنند. از علاقه بچه ها استفاده کرده و کتاب هایی با آن نوع شخصیت هایی که دوست دارند برایشان بخرید.
  • از لالایی ها کمک بگیرید. شاید بچه ها دوست داشته باشند لالایی هایی که در کودکی برایشان می خواندید را بار دیگر در کتاب بخوانند. پس کتابش را پیدا کنید و برایشان بخرید.
  • کتاب ها را با هم بلند بلند بخوانید. این راه برای آموزش مطالعه به بچه ها بسیار خوب است چون بچه ها عاشق در آوردن صدا هستند. پس هر زمان که وقت کردید، با هم نشسته و کتاب ها را بلند بخوانید. مثلاً درآوردن صدای تیک تیک ساعت یا تق تق زدن به در برای بچه ها می تواند سرگرم کننده باشد و علاقه آنها را به خواندن بیشتر میکند.

تشویق کردن بچه ها به مطالعه کار چندان دشواری نیست. می بینید که راه های زیادی برای اینکار وجود دارد. به علایق آنها توجه کنید و برحسب آن کتاب های مناسبی در اختیارشان قرار دهید تا از همین کودکی با ارزش کتاب و مطالعه آشنا شوند.

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  توانایی در مدیریت و تغییر تـصورات ذهنی

توانایی در مدیریت و تغییر تـصورات ذهنی یکی از مهمترین
فاکتورها در رشد شخصیتی افراد به شمار می رود.

شـاید تـمام دلایـل و شـواهد عیــنی و منطقی حاکی از آن
بـاشد که شمـا ملزم بـه انجام کـاری هستیـد، امـا نـاگـهان
یک مرتبه احساسی در شما ایجاد شده و شما را از انجام
کاری که در ذهن دارید، باز میدارد. اگر بتوانید احساساتتان
را تابع خود کنید و اجازه ندهید که بر خلاف شما کار کنند، آنگاه می توانید تاثیرات شگرف موفقیت را در زندگی خود احساس کنید.

راههای زیادی وجود دارند که به واسطه ی آنها می توانید احساسات خود را تغییر دهید. در این قسمت قصد داریم تا شما را با 10 نمونه از آنها آشنا کنیم که البته شامل شکلات، درد، و یا الکل نیستند و با بکارگیری آنه به موفقیت دست پیدا خواهید کرد.

شاید برخی از آنها دقیقاً در همان زمان اجرا جواب ندهند، تقریباً مثل آموزش دوچرخه سواری است که ابتدا باید قدری تمرین کنید تا بتوانید به خوبی دوچرخه سواری را یاد بگیرید. اگر در مورد دوچرخه سواری کتاب بخوانید، هیچ گاه موفق نخواهید شد که آنرا یاد بگیرید و همان بار اول که سوار دوچرخه می شوید به زمین خواهید افتاد. اما یاد زمان کودکی بیفتید که چگونه دوچرخه بازی را یاد می گرفتید، سواردوچرخه میشدید، به زمین می افتادید، دوباره از زمین بلند می شدید، خاک های لباستان را تکان میدادید، و دوباره سوار دوچرخه می شدید و دوباره ودوباره ودوباره این کار را تکرار میکردید.

1- ریلکس باشید

این مورد شاید در نگاه اول ساده باشد، اما باید یاد بگیرید که زمانی آرامش خود را حفظ کنید که بیشترین فشار بر روی شما وارد می شود. زمانیکه این کار را انجام دهید آنوقت به این نتیجه می رسید که بخش اعظمی از ناراحتی و عصبانیتی را که احساس می کنید تنها زاییده ی خیال خودتان بوده.

در کتابی با عنوان "بازسازی درون" شاهزاده سرج خلیل مطالبی را در مورد تلاش برای حفظ آرامش به شرح زیر می نویسد:

زمانی که افراد در حال تلاش برای تغییر یکی از عادات خود هستند، اغلب شکایت میکنند که این امر نیازمند تلاش بسیار زیادی است. سایرین هم آنها را سرزنش میکنند که از قدرت اراده ی بسیار پایینی برخوردار هستند. اما حقیقت اینجاست که این افراد می خواهند به زور خودشان را مجاب کنند که یک چنین عادتی را از خود دور نمایند و تمام ماهیچه ها و سایر اعضای بدنشان را بر خلاف آن تجهیز می کنند.

یک چنین فشاری سبب ایجاد افزایش عصبانیت و خشونت در فرد می شود، انرژی او را از بین می برد و سبب می شود که نتواند به راحتی به نتیجه ی دلخواهد خود دست پیدا کند. نهایتاً هم آنها را در حالی می بینیم که در حال جنگیدن بادرونشان هستند و همانطور که مطلع هستید، چنین موردی هیچ کس را به نتیجه ی دلخواه نمی تواند برساند. تنها کاری که باید انجام دهید این است که تصمیمتان را از روی خواست و اراده و اختیار شخصی اتخاذ نمایید. ماهیچه های بدنتان را از فشار آزاد کنید، و تمرکز ذهنی تان را به آن سمتی هدایت کنید که دوست دارید برود و این کار را تا زمانی که به عادت جدید نرسیده اید، ادامه دهید.

2- سوالات متفاوت بپرسید

همه ما از خودمان سوال می پرسیم؛ اما ممکن است که این سوال ها آنقدرها هم خوشایند به نظر نرسند. به جای اینکه از خودتان بپرسید: "چرا باید این کار را انجام دهم؟" با خود بگویید: "چگونه می توانم این کار را انجام دهم که به نحوی از آن لذت بیشتری ببرم؟" و یا این کار چه کمکی می تواند به من کند؟" هیچ گاه از خودتان نپرسید که"آیا من قادرم چنین کاری را انجام دهم؟" به جای آن بگویید: "چگونه می توانم این کار را با موفقیت به پایان برسانم؟"

از خودتان سوالات بهتری بپرسید که به شما قوت قلب داده و روحیه تان را بالا ببرند.

با این پیش فرض از خودتان سوال بپرسید که گویی توانایی انجام همه ی کارها را دارید. سوال هایی را مطرح کنید که شما را به سوی راه حل ها روانه کرده و گزینه های جدیدی را پیش روی ذهنتان قرار می دهند و از بازگو کردن سوالاتی که احساس ناتوانی و کسالت در شما ایجاد می کنند، به شدت پرهیز کنید.

3- لبخند بزنید

لبخند زندن شادی و  نشاط بی شائبه ای را در شما ایجاد می کند. همین حالا خودتان را وادار کنید که برای مدت زمان 30 ثانیه بخندید. لبخند زدن قدرت عجیبی دارد. حتی زمانی که استرس بیش از اندازه ای را احساس می کنید، اگر این توانایی را داشته باشید که لبخند بزنید، بدن شما به طور اتوماتیک کلیه ی فشار و تنشی را که در خود احساس می کند به بیرون می ریزد. این کار سبب می شود که احساس شادمانی و خوشحالی به شما دست بدهد. همین حالا امتحان کنید تا متوجه تغییرات عدیده ی آن بشوید.

4- قدردان باشید

این یکی از ساده ترین و در عین حال موثر ترین تکنیک هایی است که می تواند احساس خوبی را در شما ایجاد کند همین تشکر و قدردانی است. فقط کافی است به اطراف خود نگاهی بیندازید و از هر چیزی که در اطرافتان می بینید تشکر و قدردانی کنید: از غذایی که می خورید، از بچه هایی که با هم مشغول بازی در گودال های گلی هستند، آواز خواندن پرنده ها، خانواده، دوستان و ...خوب شاید برخی از افراد چنین مسئله ای را قبو ل نداشته باشند و این امر برایشان قدری تعجب آور باشد.

اما امتحان آن مجانی است و نه تنها ضرری ندارد بلکه سود عظیمی را نیز در بر خواهد داشت. به هر حال تشکر و قدردانی به خاطر داشته ها خیلی بهتر از این است که تصور کنید هر چیزی که در زندگی دارید، حق مسلمتان بوده است.

5- الگوی فکری خود را تغییر دهید

ممکن است احساس خوبی نداشته باشید و در پی آن باشید که وقت خود را به بطالت بگذرانید. شاید تصور کنید که امروز توانایی انجام هیچ کاری را ندارید. فقط دلتان میخواهد به خانه بروید و بر روی تخت خوابتان دراز بکشید. اینجا درست همان لحظه ای است که باید سیستم ذهنی خود را متوقف کرده و مسیر حرکت آنرا به طور کلی تغییر دهید. این کار را می توانید با انجام کاری غیر منتظره و کاملاً جدید انجام دهید. با انجام کاری کاملاً متفاوت با آنچه در حال حاضر در حال انجام آن هستید شروع کنید.

چند نمونه پیشنهاد: یک لیوان آب سرد را برداشته و آنرا بر روی صورت خود بپاشید، و یا 10 مرتبه بالا و پایین بپرید و با خود تکرار کنید "ما قهرمانیم." به هر حال هر کاری را که به نظرتان می رسد می توانید امتحان کنید فقط باید کاری کنید که سیستم فکری تان به یکباره به طور کلی تغییر کند. کارهای خنده دار اغلب بهتر هستند چراکه خنده و شادی همیشه متضاد غم و اندوه و خشم و نفرت است. همچنین خنده استرس و تنش را نیز از میان بر می دارد.

زمانی که یک چنین کاری را انجام دادید، این امکان وجود دارد که دو مرتبه نتوانید کاری که قبلاً در حال انجام آن بودید را به یاد آورید. به عنوان مثال اگر دوستتان نزد شما آمده بود و سوالی مطرح کرده بود؛ ممکن است وقتی مجدداً به همان سیستم قبل باز میگردید، سوال او را فراموش کرده باشید. نقطه ی قابل توجه نیز همین جاست. چند کار را به طور سلیقه ای امتحان کنید که واقعاً بر روی حال و هوای درونی تان تاثیر بگذارند. کارهای بسیار زیادی وجود دارند که می توانید آنها را در مقابل دیگران انجام دهید، بدون اینکه آنها شما را دیوانه فرض کنند.

6- از یک آیتم بهبود موقعیت خارجی بهره بگیرید

در یکی از بخش های فیلم های تونی رابینز او می گوید که من پیش از اجرای برنامه هایم با ادی مورفی می نشینیم و فیلم نگاه می کنیم. این کار سبب می شود که آنها پیش از اجرای برنامه احساس خوشایندی پیدا کنند.

به طور حتم شما خودتان از این امر آگاه هستید و از آن تا حدودی استفاده می کنید، اما به هر حال ما در این قسمت چند نمونه برای شما ذکر می کنیم. می توانید حال و هوای خود را با گوش دادن به چند آهنگ مورد علاقه تغییر دهید. همچنین می توانید فیلم های کارتونی جذاب نیز نگاه کنید؛ و یا چند صفحه از کتاب مورد علاقه تان رابخوانید و یا سری به سایت های اینترنی جالب بزنید.

7- بخورید؛ اما نه زیاد نه کم

اگر احساس ناامیدی و خستگی در وجودتان مستولی شود، شاید لازم باشد تا چیزی بخورید تا میزان انرژی شما به حالت اولیه بازگشته و قند خونتان افزایش پیدا کند؛ اما سعی کنید در خوردن زیاده روی نکنید چرا که ممکن است احساس خستگی و خواب آلودگی به شما دست بدهد. اگر هم در بیشتر طول روز کارتان ایجاب می کند که پشت میز بنشینید، سعی کنید که در وعده های غذایی خود تغییر ایجاد کنید و میزان کربوهیدرات را به کمترین مقدار برسانید. شاید در خانواده ای بزرگ شده باشید که آداب سالم غذایی را رعایت کرده و خوب غذا می خوردند، اما باید به خاطر داشته باشید که شاید فعالیت های فیزیکی والدینتان از شما بیشتر بوده باشد.

8- مهار فیزیکی بدن

خوب شاید این کار قدری زمان و انرژی بیشتری را از شما بخواهد اما در مورد تمام افرادی که این کارها را انجام داده اند پاسخ مثبت گرفته شده است. به این منظور راست می ایستید، چشم هایتان را می بندید و خودتان را در آماده باش کامل فرض می کنید. به عنوان مثال من در یک چنین حالتی فرض می کنم که بسیار قدرتمند هستم و اعتماد به نفس بالایی دارم. می ایستم، نفس عمیقی می کشم، و قدرت را به درون خود وارد می کنم.

آیا این کار موفقیت آمیز هست؟ بله، تا حدودی. البته برای افرادی که برای اولین بار یک چنین کاری را انجام می دهند، شاید نتوانند به نتیجه ی 100% برسند، اما به تدریج که این کار را تکرار کنند به نتایج بهتری دست پیدا می کنند. بهتر است آرزوهای خود را به تصویر بکشید و هر چه را که می خواهید احساس کنید.

این کار بر پایه ی اصول کاملاً علمی که نظریه ی آن نخستین بار توسط ایوان پاولوف مطرح شد. او ابتدا برای اثبات این فرضیه از سگ ها و زنگوله استفاده کرد، اما بعدها توسط نورولینگوئیست ها این فرضیه برای انسان ها نیز به اثبات رسید.

9- با روی باز از موقعیت های سودمند جدید استقبال کنید

به طرز فکر خود نسبت به کار، روابط، پول، ورزش، و زندگی اعتقاد داشته باشید. این احساس را در خود پرورش دهید که تصمیماتتان در زندگی درست هستند. با خود بگویید: من می دانم این کار را چگونه باید انجام دهم." این امر حس بسیار خوبی را در شما ایجاد می کند. نوعی کامروایی آنی در شما ایجاد کرده و راحتی و امنیت بالایی را در شما ایجاد می کند.

البته نباید در انجام این کار زیاده روی کنید، چراکه با این کار ذهن خود را نسبت به موقعیت ها و گزینه هایی که ممکن است بعداً در پیش رویتان قرار بگیرند می بندید. می توانید در هر زمینه ای که به مشکل بر می خورید از کارشناسان موجود در آن زمینه بهره بگیرید. در این زمینه می توانید از سایت google و amazon نیز اطلاعات مفیدی بدست آورید. از این گذشته کارهایی هم هستند که می توانید هم برای حل مشکل و هم برای تغییر دیدگاهتان انجام دهید. به هرحال همیشه تعداد راه حل ها از تعداد مشکلات بیشتر هستند.

10- تجربیات و خاطرات مثبتتان را به یاد آورید

افکار منفی به راحتی می توانند بر شما غلبه کنند: "من نمی توانم این کار را انجام دهم،" "اگر آنها تصور کنند که بی لیاقت هستم، خدایا ممکن است شکست بخورم،" "چرا این لباس را انتخاب کردم، اصلاً زیبا نیست" و غیره.

زمانی که آماده حضور یافتن در یک جلسه، مصاحبه ی شغلی، و یا قرار ملاقات میشوید، سعی کنید به یاد زمانی بیفتید که چنین کارهایی را انجام داده اید و با سربلندی از آنها بیرون آمده اید. به یاد مواقعی بیفتید که آرام بودید و اعتماد به نفس بالایی داشتید. اجازه دهید چند نمونه از بهترین خاطراتتان به ذهنتان خطور کنند. اجازه دهید افکار خوب، خاطرات منفی را از ذهنتان پاک کنند.

این کار به شما کمک می کند تا بتوانید سهم مثبت و موفق وجودتان را پیدا کنید. این شخصیت مثبت همیشه در وجود شما هست، اما فقط گاهی حضور آنرا فراموش میکنید و آن هم زمانی است که در گردابی از افکار منفی غوطه ور خواهید شد. به جای اینکه همواره افکار منفی را در خود پرورش دهید، بر روی افکار مثبت خود تمرکز کنید. این امر می تواند تغییر بزرگی در زندگی شما ایجاد کند.

اگر یاد بگیرید که چگونه می توانید احساسات خود را هدایت و مدیریت کنید، نه تنها احساسات خوبی در شما ایجاد می شود، بلکه جنبه های کاربردی زیادی نیز در زندگیتان ایجاد خواهد شد. اگر احساس بهتری داشته باشید، دنیا را نیز بهتر خواهید دید و موقعیت های سودمند بیشتری نیز پیدا خواهید کرد. در یک چنین حالتی احساساتتان نیز در راستای خواست هایتان حرکت می کنند و دیگر به عنوان یک مانع محسوب نمی شوند.

به خاطر داشته باشید وقتی که می خواهید دوچرخه سواری یاد بگیرید، باید به ندای درونتان گوش بدهید، اگر بار اول موفق نشدید، بلند شوید، خاک را بتکانید و یک بار دیگر تلاش کنید.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اگر شما به يك رابطه جدي و بلند مدت (ازدواج) مي انديشيد بهتر است رابطه جنسي را به پس از ازدواج موكول

 

1- افراد مختلف نسبت به رابطه جنسي ديد متفاوتي دارند: رابطه جنسي براي آنان ميتواند به مفهوم تعهد، سرگرمي، لذت صرف، صميميت و يا هيچ چيز باشد. بهتر آنست كه شما تا زماني كه شناخت كافي نسبت به فرد و نحوه نگرش وي به سكس پيدا نكرده ايد اقدام به برقراري رابطه جنسي نكنيد. زيرا براي مثال اگر شما به سكس به ديد تعهد و صميميت بنگريد و به اميد آنكه با برقراري رابطه جنسي محبوب خود را از دست نخواهيد داد و به عكس از نظر  فرد محبوب شما سكس يك لذتجويي صرف باشد آنوقت اندوه بزرگ و سرنوشت غم انگيزي را براي خود رقم زده ايد.

2- صرفنظر از آنكه شما چگونه مي انديشيد، رابطه جنسي پيامدها و تاثيرات شگرف و مهمي را در بر خواهد داشت.

3- رابطه جنسي احساسات شما را تحت الشعاع قرار داده و آنها را تشديد، لجام گسيخته و يا منحرف ميسازد: مغز انسان در سير تكاملي خود به گونه اي طراحي گرديده است كه هنگام مواجهه با موقعيتهاي امكان  برقراري رابطه جنسي همچون شرايط تهديد آميز مواد شيميايي خاصي را آزاد ميسازد كه روند انديشيدن را متوقف ميسازند. در واقع شما را ناخودآگاه به برقراري رابطه جنسي هدايت ميكند تا شما قادر باشيد با توليد مثل به بقاء خود ادامه دهيد. اما آيا اين موقعيتها همان جايي ست كه شما ميخواهيد با يك فردي كه شناخت چنداني از وي نداريد باشيد؟ بنابراين در مرحله تعيين كننده شناخت فرد شما از هوشياري كافي براي اتخاذ تصميمات منطقي برخوردار نخواهيد بود.

4- رابطه جنسي مواد شيميايي "پيوند دهنده" و "دلبسته كننده" آزاد ميسازد: برقراري رابطه جنسي در دو جنس موجب آزاد سازي مواد شيمايي ميگردد كه احساس دلبستگي را در آنها پديد مي آورد. آيا شما ميخواهيد اجازه دهيد تا مواد شيميايي مغز شما براي شما تصميم گيري كنند كه به چه كسي دلبستگي پيدا كنيد؟ دست نگه داريد شما با اين كار رنج بزرگي را به جان خواهيد خريد زماني كه بايد از شريك خود جدا گرديد اما به سبب برقراري رابطه جنسي به وي دلبسته شده ايد.

5- رابطه جنسي دامنه انتخاب شما را محدود ميسازد: رابطه جنسي شما را ملزم ميسازد تا شتابزده و خيلي زود هنگام در مورد رابطه تان تصميم بگيريد و سناريوي دهشتناك تر آنكه  باردار بودن، شما را در امر تصميم گيري و انتخاب در تنگنا قرار دهد. هنگامي كه با شريك خود رابطه جنسي برقرار نكرده باشيد آسانتر ميتوانيد خود را از يك رابطه ناسالم بيرون بكشيد.

6- انتظار و پيش بيني استرس زاست، اما شيرين و مهيج: يكديگر را از آن محروم نسازيد. اين در سرشت انسان است كه چيزي را كه با تلاش و انتظار بيشتر بدست مي آورد، بيشتر هم قدرش را مي داند. همچنين رابطه جنسي زود هنگام مرحله خيالپردازيها و روياهاي ما نسبت به محبوبمان را عملا حذف ميكند و شور و هيجان عاشقي را كمرنگ و كسالت بار ميسازد.

7- برقراري رابطه جنسي زود هنگام و شتابزده بر عدم خويشتنداري و فقدان احترام دلالت دارد: زماني كه شريك شما اين فرصت را به شما نميدهد تا پس از شناخت كافي  و مبتني بر عقل و رضايت كامل شما رابطه جنسي آغاز گردد و يا به شما تنها به يك ابزار جنسي مينگرد در واقع احترامي براي شما قائل نيست. همچنين عدم توانايي در كنترل غرايز در فرد ميتواند گواهي بر بي ارادگي و خيانت كار بودن وي نيز باشد. اينگونه نتيجه گيري ها ممكن است كاملا غلط و نادرست باشد اما چرا بايد يك موضوع پيچيده را بغرنج تر كرد؟

8- پيشگيري از بيماريهاي مقاربتي: شما هنگامي كه نسبت به طرف مقابل خود شناخت كافي نداريد هرگز نبايد ريسك كنيد و خود را در معرض انواع بيماريهاي آميزشي قرار دهيد.

9- مردان بي انگيزه: يكي از مهمترين انگيزه هاي مردان از برقراري رابطه با جنس مخالف خود اميد به برقراري رابطه جنسي با وي است. بنابراين دختران نبايد زود هنگام و شتابزده اقدام به برقراري رابطه جنسي كنند زيرا با اين كار ممكن است شانس خود را براي ازدواج با فرد به ميزان زيادي از دست بدهند. همچنين دختراني كه خيلي زود به رابطه جنسي تن ميدهند نزد مردان ارج و قربي نخواهند داشت.

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آنچه زنان هنگام ملاقات با مردان به آن فکر می کنند

 آنچه زنان هنگام ملاقات با مردان به آن فکر می کنند

 

 

از نقطه نـظر زنها اغلب مردان افرادي معمولي مي باشند                                       امـا برخي از مردان از لحاظه درجه و رتبه ارجحـيـت دارنـد.                                       زنان كلاس يك مرد را چگونه تعريف ميكنند؟ كلاس مانـنـد                                       يك رنگين كمان است. زنها نمي دانند كه كلاس را چـطـور                                       بـايـد تـعـريف كنند، اما وقتي آنرا مي بـيـنـنـد مـتـوجه اش                                        ميـگردند. يـك تـجـلي خاص بهمراه هر مرد با كلاس وجـود                                       دارد. او طوري رفتار مي نمايد كه توجه هر زني را به خـود                                       معطوف ميكند.

يـك مرد باكلاس هر چيزي را با استيل انجام مي دهـد. در                                       عين حال متظاهر و خودنما نمي باشد. او مجبـور نيـست                                        كلاسش را به رخ ديگران بكشد. او به همان اندازه اي كـه                                        بـه خـودش عـلاقه دارد، بـه ديـگران نيز علاقمنـد اسـت. او                                        ميتواند متواضع و فروتن باشد.از همه مهمتر او با همه زنها با احترام و عزت رفتار ميكند.

يك مرد بـعـد از مـلاقات بـا همسر آينده خـود در يـك مـيهماني چهار چيز را بخاطر خواهد سپرد:

1- آيا با او رقصيد؟                                                                                         

2- آيا او را بوسيد؟

3- آيا به او شماره تلفن داد؟

4- آيا شبي كه او را ملاقات كرد با او صحبتهاي عاشقانه رد و بدل نمود؟

يك زن نـيز بعد از اين كه همسر آينده اش را ملاقات نمود همين مسائل را به ياد خواهد سپرد. اگر چه زنها موارد زير را نيز در مورد شوهرشان به ياد خواهند داشت:

1- چگونگي برقراري ارتباط اوليه توسط او

2- لباس او

3- ادوكولون او

4- نوشيدني و غذايي كه براي خوردن انتخاب كرد

5- آيا مرد با ادب و با تربيتي بود؟

6- آيا با مردها و زنهاي ديگر برخوردي داشت؟ و اگر داشت چگونه

7- آيا او را خنداند؟

 

 

قيافه زيبا همه چيز نيست

 

اين باور كه زنها فقط به مردهاي خوش تيپ و خوش اندام توجه ميكنند افسانه اي بيش نيست. مرداني كه خود را براي تحت تاثير گذاشتن ديگران آماده ميـكنند، مـهربان و اهل گردش هستند و خوش مشربي خويش را به نمايش مي گذارند، كـسـاني هــستند كه براي زنان ديگر جنبه رقابتي پيدا مي كنند. وقـتـي در مورد آن فـكر كـنيد، بـه بـسياري از مسائل پي خواهيد برد.

از آنجايي كه لباسـها معمولا 95 درصد از بدن يك مرد را ميپوشانند، منطقي است كه از زنها انتظار داشــته باشيد كه به آنچه كه  بر تن داريد توجه كنند. همچنين مرداني كه با مـردان و زنـان ديگر معاشرت مي كـنـند، نـا اميد و افسرده بـه نـظـر نـمي رسنـد. زن ها احساسات خود را دنبال كرده و به آنها پاسخ ميدهند. خنده برانگيزنده احساس مسرت است، و زنها عاشق خنديدن مي باشند. اين نكته را هنگاميكه به دنبال همسري براي خود ميگرديد به ذهن بسپاريد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چطور دلفریب و جذاب باشیم

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

 

 

 

 

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید.  این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست.  اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."

11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

چند نکته

  • همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
  • میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
  • گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
  • همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
  • اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.

هشدار

  • از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
  • هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
  • هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
  • برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نقش احترام

ر آغاز هر سال افراد تصمیمات و اهداف جدیدی را برای یک سال خود در نظر می گیرند، اما چیزی هست که انسان ها همیشه به دنبال آن هستند و این مطلب مهم و ارزشمند چیزی نیست جز کسب "احترام." اگر دیگران به شما احترام بگذارند و برایتان ارزش قائل باشند این امر سبب می شود که عزت نفس شما افزایش پیدا کرده و احساس کنید فرد ارزشمندی هستید. در مورد این مطلب چه بسیار صحبت هایی که نمی شود، به صورت اتوماتیک وار انتظار داریم که دیگران این حس را به ما منتقل کنند و زمانیکه در مقابل ما یک چنین کاری را انجام ندهند، به سرعت متوجه می شویم. اما اگر بخواهیم با خودمان روراست باشیم باید به این نکته اشاره کنیم که افراد بسیار زیادی هستند که معنای حقیقی این واژه را نمی دانند.

به عنوان مثال می توان گفت که احترام در رفتار ما نمود پیدا می کند، نه در گفته هایمان. زمانیکه یک چنین ویژگی هایی در رفتار و اخلاقیات ما دیده نشوند، به ویژه در مورد مسائل جزئی و کوچک، آنوقت به وضوح می توان فقدان ارزش را مشاهده کرد. در روابط رمانتیک احترام ارتباط مستقیمی با میزان عشق و تعهد و سرسپردگی دارد. شما نمی توانید کسی را که برایش هیچ گونه ارزشی قائل نیستید دوست بدارید از این گذشته اگر ارزش و احترام میان شما دو نفر وجود نداشته باشد، چگونه می توانید نسبت به هم متعهد باشید، حتی برای یک مدت زمان کوتاه. اگر میان شما ارزش و احترام وجود نداشته باشد، دلتان نمی خواهد زمانی را در کنار یکدیگر سپری کنید، افسوس می خورید که چرا زمانی را که می توانید با فرد دیگری که برایش ارزش قائل هستید را با شخصی سپری می کنید که برایتان اهمیت ندارد. زمانی که کسی را دوست نداشته باشید به هیچ وجه نمی توانید به او اعتماد کنید. هنگامیکه اعتماد میان طرفین از بین برود آنوقت تمام احساس هایی که میان افراد رد و بدل می شود ساختگی شده و رابطه سلامت خود را از دست می دهد. شما دیگر هیچ گونه احترامی را برای فرد مقابل قائل نیستید، به تمام کارهای او مشکوک می شوید و از وجود و حضور آنها دیگر لذت نخواهید برد.

6 بعد احترام

گاهی اوقات سوء برداشت از یک کلمه می تواند احترام میان دو نفر را از بین ببرد. گاهی اوقات واژه احترام را هر کجا که بخواهیم به کار می بریم و تصور می کنیم که دوای هر دردی است. باید توجه داشت که احترام یک واژه تنها و تک معنا نیست. این واژه دارای ابعاد مختلف دیگری نیز می باشد که در این قسمت نگاه کوتاهی به 6 بعد دیگر آن می اندازیم:

1- کنجکاو بودن
2- توجه کردن
3- گفتگو کردن
4- حساس بودن
5- اختیار دادن
6- شفا بخشیدن

اگر ما این 6 مورد را در مورد کسی که ادعا می کنیم، برایش ارزش قائل هستیم اجرا نکنیم باید بگویم که متوجه معنا و مفهوم واقعی احترام را متوجه نشده ایم.

کنجکاو بودن

احترام ابتدا از حس کنجکاوی نشات می گیرد. ما به فرد مقابل علاقه پیدا می کنیم و دلمان می خواهد تا آنجا که می توانیم در مورد او چیزهای مختلفی بدانیم. در قرارهای ملاقات اولیه سعی می کنیم هر سوالی را که لازم است مطرح کنیم تا حس کنجکاوی خود را ارضا کنیم. در صورتی که نتوانیم این حس را آنطور که باید و شاید اغنا کنیم، احساس نارضایتی و عدم پذیرش به ما دست می دهد.

توجه کردن

زمانی که حس کنجکاویمان در مورد کسی که دوستش می داریم ارضا شد، تمایل پیدا می کنیم که تمام توجه خود را معطوف او کنیم.  در حقیقت در این مرحله در کنار توجه حس کنجکاوی هم رشد می کند چرا که طرف مقابل حس ارزشمندی را از چشم های ما می خواند. البته میزان ارزشمندی به مقدار کنجکاوی و توجه بستگی دارد که دو طرف نسبت به هم چه عکس العمل هایی را انجام می دهند. اگر اطلاعاتی که آنها در اختیار ما قرار می دهند، ضعیف باشد و ما را راضی نکند به سرعت علاقه خود را نسبت به آنها از دست می دهیم توجه ما از آنها گرفته می شود و به سراغ فرد دیگری میرویم، اما اگر احساس کنیم که این توجه باعث ایجاد پیوندهای عمیقی میان ما می شود، روابط تنگاتنگ شده و علاقه و جذابیت نیز افزایش پیدا می کند. در یک چنین حالتی چه بسا توجه بیشتری را به فرد مقابل اختصاص می دهیم و برای جلب توجه آنها نیز هر کاری که دستمان بر بیاد را انجام می دهیم.

گفتگو

قسمت اعظم توجه خود را باید از طریق گفتگو به طرف مقابل انتقال دهیم چرا که تا وقتی که با آنها صحبت نکرده باشیم نمی توانیم بفهمیم که علایق و جذابیت های آنها کدام هستند. ما به طور شفاهی با طرف مقابل ارتباط برقرار می کنیم و برایشان آنقدر ارزش قائل هستیم که بخواهیم وقتمان را صرف شنیدن حرف هایشان بکنیم. از همه این حرف ها گذشته از نفس صحبت کردن با او نیز لذت می بریم. در حالیکه هزینه های گزافی را صرف تماس های تلفنی و قرارهای ملاقات می کنیم،  اما باز هم از انجام این کار لذت می بریم. زمانیکه این حس احترام و ارزشمندی وجود نداشته باشد فرد کمترین تمایلی را به صحبت کردن با فرد مقابل از خود نشان نمی دهد و به هیچ وجه مجذوب او نخواهد شد. زمانی که ارزش در میان نباشد، حتی ممکن است تفکرات غلطی از روی جنسیت، رنگ پوست، و نژاد آنها نیز برداشت بکنیم. با برداشت های غلطی که از آنها می کنیم نوعی نگرش منفی در ذهنمان ایجاد شده و با آنها به درستی برخورد نخواهیم کرد. شاید در همان لحظه گفتگویی با آنها انجام دهیم اما این امر صرفاً به دلیل عصبانیت، اضطراب و پیش داروی هایی است که در ذهنمان جریان دارد و از سر ارزش و احترام نیست.

حساس بودن

این مورد هسته اولیه احترام را تشکیل می دهد.

در یک چنین حالتی دیگر به دنبال این نیستیم که آنها را عوض کرده و رفتار و کردارشان را طوری تنظیم کنیم که مطابق میلمان باشند. به طور کامل در مورد فرهنگ، ارزش ها، و هویت آنها آگاه هستیم و می دانیم که تمایل دارند چه فردی باشند. برای نظریات، ایده ها و عقایدشان ارزش قائل هستیم، با تمام وجود به حرف هایشان گوش میدهیم و در مورد مسائلی که برایشان اهمیت دارد صحبت می کنیم. تمام این موارد در نشان دادن حساسیت شما به طرف مقابل از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. اگر خودمان و نیازهای شخصیمان را اولین اولویت قرار بدهیم، و فقط به فرهنگ، نظریات و ایده های شخصی خودمان توجه کنیم باید بدانیم که هیچ حسی نسبت به طرف مقابل نداشته و در نتیجه ارزش و حترام خاصی را نیز برای او قائل نیستیم.

اختیار دادن

زمانی که در مورد کسی کنجکاوی می کنید، تمام توجهتان را به او معطوف می کنید، با او حرف می زنید و در مورد نیازها ی آنها حساس هستید، تمام این موارد نشان از این امر دارند که دوست دارید طرف مقابل احساس ارزش کرده و قدرت و نیروی بیشتری را در اختیار او قرار دهید. وقتی که توجه و وقت خود را در اختیار آنها می گذاریم به این معناست که برایشان ارزش بالایی قائل هستیم و همچنین به آنها اهمیت می دهیم. به عنوان مثال اگر طرف مقابل تمایل به صحبت کردن با شما را داشته باشد، اما شما در حال بازی کردن با کامپیوتر بوده و یا با تلفن با شخص دیگری صحبت می کنید این امر حاکی از آن است که برای او ارزش زیادی قائل نیستید.

شفا بخشیدن

ارزش و احترام این قدرت را دارند که مشکلات فرد را بهبود بخشند، به ویژه اگر در گذشته روابط ناامید کننده و مضری را تجربه کرده باشند؛ به همین دلیل این بعد احترام از اهمیت خاصی برخودار می باشد. زمانیکه دوران بدی را سپری کرده باشیم، برایمان خیلی خوب است که دوره ای از ارزش و احترام متقابل را نیز تجربه کنیم. این امر سبب بهبود تمام زخم های گذشته میشود. به عنوان مثال اگر همسر خانمی او را رها کرده باشد و با دختری که جوان تر و زیباتر است ازدواج کرده باشد، خانم با وارد شدن در رابطه ای که برای او ارزش و احترام را به همراه دارد، به این نتیجه می رسد که خودش نیز شخص محترمی است و دارای عزت نفس می شود. این امر باعث بهبودی او میشود.

باید توجه داشت که احترام و اعتماد را نمی توان به طور تضمینی از طرف مقابل دریافت کرد. این دو مورد جزء مواردی هستند که به مرور زمان به وجود آنها پی خواهیم برد و بستگی به طرز برخورد طرف مقابل دارند. به عنوان مثال زمانیکه کسی که برایش ارزش قائل هستیم هیچ توجهی به ما ندارد و برایمان ارزش قائل نیست ما هم به مرور زمان مثل خودش می شویم. اکثر افراد نسبت به این مقوله حساس هستند و هنگامیکه احساس کنند طرف مقابل برایشان ارزشی قائل نیست، آنها نیز یک چنین رویکردی را در پیش می گیرند.

اگر احساس می کنید که احترام و ارزش لازم را از طرف مقابل دریافت نمی کنید چه کاری باید انجام دهید؟ همیشه یک راه حل وجود دارد و آن هم برقراری ارتباط میباشد. به هر روی واکنش شما از 2 حال خارج نخواهد بود یا این وضعیت تاسف بار را تحمل می کنید تا بتوانید خودتان را به او ثابت کنید و یا این کار را انجام نمی دهید و با کسی ارتباط برقرار می کنید که آنطور که شایسته شماست برخورد کند.

اگر هر 6 بعد احترام در کنار هم جمع شوند می توانید رابطه سالم و دل انگیزی را تجربه کنید. زمانیکه به فرد مقابل نشان می دهید که برایش ارزش و احترام قائل هستید او نیز در برابر شما یک چنین احساسی پیدا می کند و همین امر سبب می شود که نیروی درونی هر دوی شما افزایش پیدا کند

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  راز چشم ها

راز چشم ها

موثرترين روش نگاه كردن به همسر آينده تان چيست؟ از او مي خواهيد برق دلربـايي را در چشمهاي شما ببيند؟ مستقيما در چشمهايش نگاه كرده، گويي كه مي خـواهيد او را هيپنوتيزم  كنيد، لبخند بزنيد و با خود بينديشيد: " آنچه را كه ميبينم دوسـت دارم. " توجه داشته باشيد كه نگاه شما بايد عاري از شهوات نفساني باشد چراكه زنها خيلي راحت ميتوانند به اين موضوع پي ببرند و پيامدش كاملا مشخص است.

بكار بردن موثر و صحيح چـشمها در مـورد يك زن دو هدف را دنبال ميكند. اول اينكه شما علاقه خود نسبت به او را ابراز مي داريد. دوم اينكه ميتوانيد آنچكه او از طريق تماسهاي چشمي سعي در بيانش دارد را تشخيص داده و حدس بزنيد. روي بـرگـردانـدن از يك زن بعد از اينكه با او تماس چشمي برقرار نموديد، بيانگر ضعف و سستي مي باشد. وقتي براي اولين بار با زن مورد علاقه خود تماس چشمي برقرار كرديد، اجازه دهيـد كـه او اين تماس را قطع كند. ممكن است احساس ناراحتي كنـيد، امـا امـتـحان كـنـيـد؛ اين روش جواب ميدهد!

 

اغلب زنها مي توانند بگويـند كه آيا يـك مـرد چشم هاي خـائن، چشم هاي دروغگو، چشم هاي متقلب، چشم هـاي مـتــاهل، چشمهاي منحرف و چشمهاي صادق دارد يا خير.

 

چنانچه مردي از چشمهايش به صـورتي نادرست استفـاده كند، مـمـكن اسـت شـانس موفقيت در برگزيدن همسر مورد علاقه اش را از دست بدهد. زنها قوه درك بالايي دارند. آنها مي تـوانند از نگاه يك مرد احساس كنند كه آيا او صادق و قابل اعتماد است يا خيـر.

اگر مردي از بـرقراي تـمـاس چشمـي بـا زن مـورد عـلاقـه اش خـودداري كـنـد، پـيـغـامـي ميفرستد مبني بر نداشتن تجربه كافي درمورد زنها،خجالتي بودن و عدم اعتماد بنفس و اگر خيلي شديد به وي خيره شود، باعث ناراحتي او خواهد شد. مـردانـي كـه تـجـربـه زيادي در مورد زن ها ندارند بصورت شهواني و نادرست به آنها نگاه ميكنند. مرداني كـه نگاهي مطمئن حاوي پيغام " ميتوانم ترا داشته باشم!" ، بـه همسر آينده اشان دارند، او را مجذوب خودشان ميكنند.

بغير از اينكه زن هـا دستان يـك مـرد را براي اينكه ببيند آيا حلقه ازدواج دارد يا خير، نگاه ميـكنند، يك دليل ديگر را نيز دنبال ميكنند. اگر انگشت انگشتر يك مرد از انگشت سبابه او بلندتر باشد، مفهومش اين است كه سطح تستوسترون ( تستوسترون هورموني در بدن است كه براي تحركات جنسي، تنظيم مقدار چربي، نگهداري عضلات، تعديل قند و فشار خون و جلوگيري از افسردگي مورد نياز است ) بـالايي دارد. اگـر انـگشـت انـگشتر كوتاه تر از انگشت سبابه باشد، مقدار تستوسترون كمتر از ميزان متوسط آن است.

مـردها به سادگي و به اندازه زنها لبخند نمي زنـنـد. اگـر يـك زن خـوشـحـال بـاشـد و يـا احساسات مسرت بخشي را تجربه كند، لبخند ميزنـد. در ميـهمـاني هاي فاميلي خود اگر دقت كنيد كمتر مردي را ميـبينيد كه لبخند بر چهره اش باشد. اغلب آنها طوري بنظر ميرسند كه گويي از حضورشان در ميهماني خوشنود نيستند.

افراديكه داراي چهره اي مـعمولي هستـند و لبخند ميزنند اغلب جذاب تر از مردان خوش قيافه و زنـان زيـبـايي هستند كه لبخند نميزنند.

لبخند يك مرد نشان دهنده دلربايي، خوش بيني، مهربـانـي و با احـسـاسي او اسـت و بيانگر آن است كه آنچه را كه مي بينـد دوسـت دارد و از هـمه مـهمتر شخصي است كه مي توان با او ارتباط برقرار نمود. هنگاميكه ما لبخند ميزنيم عضـلات صـورتمان سيستم عصبي را براي توليد هورمون خاصي بنام "مورفين مغزي" تحريك ميـنمايد. ايـن هورمون در ما احساسي دلپذير و آرامش بخش ايجاد ميكند. ترشح آن يك اثر بي حـسي نـيز به دنبال خواهد داشت.

اكنون وقت آن رسيده كه بيشتر از يك مرد معمولي باشيد

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نقش صداقت

صداقت احساسی بدین معناست که احساسات و عواطف
حقـیقی خـود را بـیـان کنـیم. برای این کـه بتـوانـیم از نــظر
احسـاسی صـادق بـاشیم، باید در وهله اول از احساسات
خـود با خبر باشیم. این آگـاهی از احسـاسـات، بـه مـیـزان
هـوش احساسی افـراد بستـگی دارد. هـــوش احساسی
اسـت کـه فـرد را قـادر می سـازد تـا بـتـواند بـــه طور دقیق
احساساتش را تشخیص دهد.

هوش احساسی همچنین این توانایی را به ما می دهد که بتوانیم تصمیم بگیریم که آیا کار درستی است که احساسات واقعی خود را با طرف مقابل در میان بگذاریم یا خیر. به هر حال به طور کلی عقیده من بر این است که افراد باید به طور فردی در بیان احساسات خود صادق باشند تا همه در جامعه ای با صداقت احساسی بالا زندگی کنند.

اگر بتوانیم از نظر احساسی با خودمان صادق باشیم، می توانیم "خود حقیقیمان" را خیلی عمیق تر بشناسیم. این کار به ما کمک می کند که خیلی راحت تر با خودمان کنار بیایم و خودمان را همانطو که هستیم بپذیریم. این امر همچنین به ما کمک میکند که تشخیص بهتری در این مورد که وقت خود را چگونه و با چه کسانی صرف کنیم، داشته باشیم.

در عین حال اگر سعی کنیم که با دیگران در بیان احساسات خود صادق باشیم، اینکار به آنها هم کمک می کند که از نظر احساسی صداقت بیشتری را از خود نشان دهند. زمانیکه از نظر احساسی صادق باشیم، دیگر مجبور نخواهیم بود تا کارهایی را که به دلخواهمان نمیباشد، انجام دهیم. همچنین خیلی سریع تر فردی که برای احساساتمان ارزش قائل است را پیدا خواهیم کرد.

جامعه چگونه صداقت احساسی را تضعیف می کند

صداقت احساسی نیازمند آگاهی، اعتماد به نفس، و حتی شجاعت است.

این به آن دلیل است که همیشه ما در جو اجتماعی یاد گرفته ایم که به احساساتمان بی توجه باشیم، آنها را نادیده گرفته و در مورد آنها به خودمان هم دروغ بگوییم. به عنوان مثال زمانیکه از ما سوال می شود "چطوری" معمولاً جواب می دهیم: "خوبم" حتی اگر به راستی هم خوب نباشیم، باز هم چنین پاسخی می دهیم. حتی گاهی اوقات هنگامیکه کاملاً مشخص است که افراد عصبانی بوده و حالت تدافعی به خود گرفته اند، اگر از آنها سوال کنیم، باز هم حاضر نیستند قبول کنند که عصبانی هستند.

صداقت احساسی از همان دوران کودکی معنا پیدا می کند. کودکان به طور مکرر و آزادانه احساسات واقعی خود را بروز می دهند؛ اما از همان دوران ابتدایی کودکی آنها یاد می گیرند که در بیان احساسات خود صادق نباشند. والدین و مربی ها از کودک میخواهند که فرزندانشان آنطور که خودشان انتظار دارند باید صحبت کنند و یا کارهایشان را انجام دهند. این کار کاملاً مغایر با بروز احساسات حقیقی کودک است. به کودک تعلیم داده می شود که لبخند بزند حتی زمانیکه واقعاً ناراحت و عصبانی است. زمانیکه هیچ گونه احساس پشیمانی ندارد به او یاد می دهند که باید عذر خواهی کند. زمانیکه هیچ گونه احساس قدرشناسی نمی کند به او یاد می دهند که باید بگوید: "متشکرم." زمانیکه احساس می کند نسبت به او بدرفتاری کرده اند، به او یاد می دهند که از شکایت کردن دست بردارد. به او یاد می دهند که افراد را ببوسد و به آنها شب بخیر بگوید، آنهم در حالیکه کمترین علاقه ای به انجام این کار ندارد. به او می گویند که "بی ادبی" و شاید "خودخواهی" باشد که انتظار داشته باشد همه چیز مطابق انتظاراتش پیش برود.

همچنین به کودکان آموزش داده می شود که برای بیان احساسات خود از برخی لغات خاص نمی توانند استفاده کنند. من پدر و مادرهای بسیار زیادی را مشاهده کرده ام که به فرزندان خود آموزش می دادند که از واژه "متنفرم" استفاده نکند. گاهی اوقات هم والدین به شدت مخالف این امر هستند که کودکان احساسات واقعی خود را به طور کامل بیان کنند.

زمانیکه کودکی به پایان می رسد و بچه ها پا به سنین نوجوانی می گذارند، خیلی بیشتر می توانند به جای خودشان تصمیم بگیرند. آنها راحت تر صحبت می کنند و در مقابل بزرگسالان جواب می دهند و آنها را بیش از پیش به چالش بر می انگیزند. اگر افراد بزرگسال در چنین شرایطی احساس خطر بکنند، با بی اعتبار کردن نوجوانان از خود دفاع می کنند و ادراک و احساسات او را مبطل اعلام می کنند. در این شرایط، فشاری از جانب همنوعان، به منظور پیروی از نورم های گروهی، نیز احساس میشود.

با تجربه به چنین شرایطی، نوجوانان و بزرگسالان یاد می گیرند که نمی توانند در مورد احساساتشان صادق باشند. به همین دلیل نوجوانان به طور تدریجی دیگر مانند سابق با والدین، معلم ها، دوستان و حتی خودشان هم صادق نخواهند بود. آنها یاد میگیرند که بیان احساسات واقعی هیچ ارزشی ندارد.

صداقت احساسی و تربیت فرزندان

پدر و مادر در ایجاد یک محیط امن برای بیان احساساتشان نقش مهمی را بر عهده دارند. آنها می توانند محیطی را خلق کنند که کودک و نوجوان آزادانه احساسات خود را بروز دهد و یا فضایی را بیافرییند که درست عکس این قضیه در آن صدق کند. راه و روش تربیت فرزندان در این زمینه از اهمیت بالایی برخوردار می باشد و بر روی این امر که آیا فرزندان در آینده می توانند افراد صادقی در زندگی باشند یا خیر تاثیر بسزایی خواهد گذاشت.

اولین راه برای ایجاد صداقت در احساسات، تصدیق و ارزش قائل شدن برای عواطف فردی می باشد. زمانیکه از نظر احساسی مورد پذیرش قرار بگیریم و احساساتمان را به رسمیت بشناسند، آنوقت دیگر هیچ ترسی نخواهیم داشت که مورد پذیرش قرار نگرفته و یا به خاطر بیان احساسات و افکارمان تنبیه شده و یا با عدم پذیرش روبرو شویم. ما آزاد هستیم که خودمان باشیم و والدینمان نیز ما را همانطور که هستیم قبول خواهند کرد. زمانیکه ما را همانطوری که هستیم بپذیرند- و نه به عنوان تصویری که ما تصور می کنیم باید آنگونه باشیم – احساس امنیت درونی بیشتری به ما دست خواهد داد. می توانیم از نظر احساسی نیز با دیگران رو راست باشیم و از عدم پذیرش آنها هیچ ترسی به دل راه ندهیم. از آنجایی در اعماق وجود خود احساس امنیت داریم، پذیرش و یا عدم پذیرش از سوی دیگران برایمان اهمیت چندانی در بر نخواهد داشت. آزاد هستیم که خود واقعیمان را به دیگران نشان دهیم. این ویژگی افرادی را که آنها نیز احساس امنیت می کنند و می توانند خودشان باشند را به سوی ما جذب می کند. در نتیجه اطراف ما پر خواهد شد از افرادیکه احساس امنیت، اعتماد به نفس، و صداقت احساسی دارند.

از سوی دیگر اگر همواره در زمان کودکی از بیان احساسات واقعیمان منع شویم، والدیمان هرگز قادر به دیدن "خود واقعی" ما نخواهند شد. در طول زمان چنین بچه هایی هر چه که بیشتر می گذرد، بیشتر از والدینشان فاصله می گیرند و در دوران نوجوانی این شکاف بیش از پیش مشهود خواهد شد. زمانی هم که به سن قانونی رسیده و خانه را ترک می کنند، از برقراری ارتباط با والدین خود پرهیز کرده یا تنها به دلیل جلوگیری از احساس گناه - و نه به خاطر حس دلتنگی- با والدین خود روابط محدودی را برقرار می کنند. در این حالت والدین نمی توانند چهره واقعی فرزند خودشان را که برای سالیان سال زیر یک سقف با او زندگی کرده اند را بشناسند.

اما بدترین چیز این است که والدین احساس میکنند بچه خود را به خوبی میشناسند. حتی ممکن است از کارهایی که او انجام می دهد متعجب شده و احساس ناامیدی کنند. ممکن است بگویند: "من واقعاً متوجه نمی شوم که تو چرا یک چنین کارهایی می کنی!" اما دلیل این امر که پدر و مادرها متوجه نمی شوند، این است که آنها واقعاً دختر و یا پسر خود را نمی شناسند و آن هم دلیلش این است که برای مدت ها مانع بروز صداقت احساسی او می شدند.

ما زمانی احساس خواهیم کرد دیگری به درستی ما را درک کرده که طرف مقابل ما را از نظر احساسی درک کند؛ اما اگر این اجازه را نداشته باشیم که احساسات واقعی خود را بروز دهیم، آنوقت چگونه می توانیم از طرف مقابل انتظار داشته باشیم که ما را درک کند. این امر به ویژه در زمان نوجوانی از اهمیت خاصی برخوردار است و نوجوانان باید از سوی والدینشان درک شوند. شاید والدین با خودشان تصور کنند که فرزندشان را "از سر تا پا" می شناسند اما کودک به هیچ وجه یک چنین احساسی نداشته باشد. این مسئله خود باعث بروز مشکلات بزرگی خواهد شد.

چند نکته دیگر در مورد صداقت احساسی

- عدم صداقت احساسی نیازمند صرف انرژی بیشتری نسبت به بروز صداقت احساسی است.

- زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشیم، ارزش احساسات واقعی خود را متوجه نخواهیم شد.

- زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشیم بر خلاف سیر تکاملی قدم برداشته ایم.

- زمانیکه از نظر احساسی صادق نباشم، برخلاف واقعیت زندگی راه می رویم، اشتباه می کنیم و این کار انرژی زیادی را از ما زایل می کند.

- عدم صداقت احساسی تنش و استرس بیش از اندازه ای را در جامعه ایجاد میکند.

البته با وجود تمام این حرف ها باز هم من معتقد هستم که وقتی هوش احساسی شما گسترش پیدا می کند که بدانید چه زمان باید از نظر احساسی صادق باشید، چه موقع باید همچنان ساکت بمانید، و چه زمان باید بر طبق احساسات واقعی خود عمل کنید و چه وقت بر خلاف آن. مواردی به عنوان پیوستگی در صداقت احساسی وجود دارند که شامل موارد ذیل می باشد: سرکوبی ناخوسته احساسات، افشای کامل احساسات، صحبت کردن با رعایت جوانب احتیاط، دست کاری عمدی احساسات، و تله های احساسی. همچنین تفاوت شگرفی میان علایق کوتاه مدت و بلند مدت، نیاز فردی و نیازهای دیگران، قضاوت های فردی و مورد قضاوت قرار گرفتن از سوی دیگران وجود دارد. به دلیل مطرح شدن کلیه این مطالب، و برای حل یک مسئله احساسی با توجه به وجود هوش احساسی، تصور می کنم که این خود افراد هستند که باید تصمیم بگیرند که چه زمان و تا چه حد در مورد احساسات خود صادق باشند. بنا بر تجربه های شخص من، تصور می کنم صداقت کامل احساسی زندگی مرا راحت تر کرده، به من کمک کرده تا متوجه شوم چه کسی مرا همانطور که هستم می پذیرد، و احساس درستی، کمال، صمیمیت در من ایجاد کرده.

ناتانیل برندن می نویسد:

اگر قرار است روابط موفق باشند، عشق حقیقت پیدا کند، و صمیمت ایجاد شود، همه افراد باید درک کنند که هیچ چیز "اسطوره ای" و "ویژه ای" در مورد دروغ گفتن، برگرداندن احساسات، طور دیگر جلوه دادن احساسات و افکار، پنهان کردن حقایق، و حقیقت فردی که هستید، وجود ندارد. باید یاد بگیریم که اگر مقوله اسطوره ای و ویژه ای هم وجود داشته باشد در توانایی مواجهه با حقایق، احترام گذاشتن به واقعیت ها و قبول اینکه چه چیزی درست است، خلاصه می شود.

مطالبی دیگری در مورد صداقت احساسی

چکیده ای از مقاله لین لوت، مشاور خانواده و ازدواج

اگر چیزی در ذهن دارید، کاملاً طبیعی است که آنرا به زبان بیاورید، هر زمان که خواستید می توانید "نه" بگویید، و برای خود مرز و محدوده تعریف کنید و به فرد مقابل صادقانه بگویید که چه فکر میکنید و چه احساسی دارید. شاید این امر کار ساده ای نباشد چرا که ممکن است توانایی خود را در تشخیص احساسات واقعیتان از دست بدهید و یا شاید شجاعت بیان چیزی را که در درونتان می گذرد را نداشته باشید، چرا که همواره از کودکی به شما آموزش داده اند که شاید واقعاً چنین احساسی نداشته باشید و اکثراً در یک چنین مواقعی شما را تصحیح کرده باشند؛ اما صداقت احساسی مقوله ای است که با کمی تمرین می توانید آنرا یاد بگیرید. از زمانی آغاز می شود که شما احساس کنید در درونتان احساسات و عواطفی وجود دارد که درست و یا نادرست هستند. در چنین حالتی با استفاده از لغات می توانید ارتباط برقرار کرده و احساساتتان را با دیگران در میان بگذارید.

شاید صداقت در احساسات قدری ترسناک باشد. ممکن است با انجام این کار به احساسات طرف مقابل لطمه وارد کنید و یا خودتان را در معرض آسیب پذیری قرار دهید. همه افرادی که اطراف شما هستند، انسان های خوبی به شمار نمی روند. آنها هم راههایی را یاد گرفته اند که به واسطه آن می توانند نارضایتی خود را نشان دهند از جمله: اه حسرت کشیدن، اخم کردن و فریاد کشیدن در مورد یک موضوع دیگر، و یا حمله ور شدن به طرف مقابل. شما می توانید آنها را تشویق کنید که به حرف هایتان گوش بدهند و به آنها بفهمانید حرف هایی که می زنید فقط اطلاعاتی است که در مورد خودتان به آنها می دهید و لازم نیست که حتماً با آن موارد موافق باشند و یا چیزی را تغییر بدهند و درست کنند. تنها خواسته تان این است که سعی کنند تا شما را بهتر بشناسند، و متوجه شوند که چه چیزی در درونتان می گذرد.

بیشتر افراد تصور می کنند، زمانیکه ریسک پذیر شده و احساسات واقعی خود را بیان می کنند، به طرف مقابل نزدیک تر شده و دیگر لازم نمی بینند که آن کمال ابتدایی را همچنان ثابت نگه دارند. ما هر چقدر بیشتر صداقت احساسی را تجربه کنید، بیشتر پذیرش فردی، عشق و احترام دو جانبه را تجربه خواهید کرد. به سرعت متوجه خواهید شد که صداقت احساسی دو رویکرد مختلف را در بر می گیرد: علاوه بر اینکه می گویید چه احساسی دارید، متوجه خواهید شد که دیگران هم دارای احساسات و عواطف مخصوص به خودشان هستند و شما باید بدون پیش داوری، انتقاد و یا قصد تغییر آنها، به حرف هایشان گوش دهید.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تاثیر تصاویر مستهجن بر کودکان

در حالیـکه تـصاویر مـحرک جنسی (pornography) به طرق
مختلف می توانند بـر روی کـودکــان تــاثیر گذار واقع شوند،
باید به شما اطمینان خاطر دهیم که هـر کودکی که تصاویر
مـحـرک جنسی را نگاه می کند، لزوماً تـحت تـاثـیـر آن قرار
نمی گیرد؛ حتـی اگــر بخواهیم شدید ترین حالت ها را نیز
در نظر بگیریم، باز هـم نـمی توان اظـهـار داشـت کــه همه
کـودکـان به یک اندازه دچار آسیب های روحی و روانی ایـن
مقوله می شـوند. تـاثـیرات مشـاهـده عکـس هـای محرک
احسـاسات جنسـی، کـامـلاً تـدریجـی اســت و برای درصد
بسیار زیادی از افراد، اعتیاد آور می باشد. درست مانند شخصی که الکل مصرف میکند؛ فرد با استفاده یکباره، دائم الخمر نمی شود، هر کودکی هم که یکبار در معرض عکس های محرک جنسی قرار بگیرد، خود به خود تبدیل به یک فرد منحرف جنسی یا معتاد به رابطه جنسی نمی شود، اما با این وجود از آنجایی که پورنوگرافی از طریق اینترنت راه جدیدی به خانه، مدرسه، و کتابخانه ها باز کرده، مهم است که به شیوه های مختلفی که تصاویر محرک جنسی می توانند به صورت بالقوه در بر داشته باشند و موجب آسیب رساندن به کودکان شوند، نگاهی داشته باشیم.

رؤیت تصاویر محرک جنسی توسط کودکان سبب می شود که آنها قربانی خشونت های جنسی شوند

واضح است که اینترنت ابزاری مناسب برای افرادی است که تمایل برقراری رابطه جنسی با کودکان دارند. این افراد تصاویر مربوط به رابطه جنسی با کودکان را منتشر می کنند، کودکان را وادار به مکالمات تلفنی آزار دهنده جنسی می کنند، و در اتاق های گفتگو (chat rooms) به دنبال قربانیان خود می گردند. هر چقدر افراد بیشتری به یک چنین تصاویر محرک جنسی دستیابی پیدا کنند، احتمال الگوبرداری آنها از این مسئله بیشتر شده و به مثابه آن آمار آزار و اذیت جنسی کودکان نیز افزایش پیدا میکند.

رابطه میان پورنوگرافی و تجاوز و خشونت جنسی

بر اساس نتایج تحقیقاتی، رؤیت تصاویر محرک جنسی در سنین پایین (افراد کمتر از 14 سال) ریسک انحراف کودکان به سوی مسائل غیر اخلاقی به ویژه رابطه جنسی را افزایش می دهد. بیش از یک سوم افرادیکه در طول زندگی خود به کودکان تجاوز کرده اند ادعا می کنند که پیش از ارتکاب به جرم، به دیدن عکس های محرک اقدام میورزیدند. در این میان 53% از متجاوزین اظهار می داشتند که پیش از تجاوز به کودکان، به طور عمدی برای تحریک بیشتر تصاویر محرک جنسی مربوط به کودکان را تماشا می کردند.

عادت پیداکردن به استفاده از تصاویر محرک جنسی می تواند در ابتدا حس رضایتمندی از رابطه جنسی را کاهش داده و نهایتاً تمایل فرد به انجام کارهای خشن تر را افزایش دهد.

رابطه پورنوگرافی و آزار جنسی کودکان

تحقیقات انجام شده بر روی افرادیکه متهم به برقراری رابطه جنسی با کودکان بودند، اثبات کرد که 77% مجرمینی که به پسران و 87% مجرمینی که به دختران تجاوز کرده بودند، به طور مرتب در حین ارتکاب به این عمل تصاویر محرک جنسی تماشا میکردند. علاوه بر این، از نقطه نظر متجاوزین استفاده از تصاویر محرک جنسی عملکرد تجاوز به کودک را به طرق مختلف تسریع می بخشد. به عنوان مثال برخی از مجرمین با نشان دادن عکس دلخواه به قربانی به روشنی به او توضیح می دانند که از آنها چه کاری میخواهند انجام دهند. همچنین آنها از تصاویر برای تحریک کودکان نیز بهره می گرفتند، و همچنین از احساسات بازدارنده آنها می کاستند و با آنها ارتباط برقرار می کردند و او را متقاعد می کردند که انجام عمل جنسی به شیوه خاص، بلامانع است: "نگاه کن این آدم از انجام این کار لذت میبرد، پس تو هم لذت خواهی برد."

استفاده مکرر از پورنوگرافی سبب ایجاد بیماری های جنسی، بارداری ناخواسته، و اعتیاد به رابطه جنسی می شود

هر قدر کودک بیشتر و بیشتر در معرض پورنوگرافی قرار بگیرد، ذهنیت بسیار خطرناکی پیدا می کند: "رابطه جنسی بدون قبول مسئولیت کاری پسندیده و خوشایند است" چراکه پورنوگرافی، رابطه جنسی بدون وجود هرگونه مسئولیتی را ترویج می دهد و این امر می تواند سلامت کودک را به طور جدی به خطر بیندازد.

یکی دیگر از عواقب برقراری رابطه جنسی بالغ در کودکان که امروزه در میان نوجوانان كشورهاي غربي شیوع بسیار زیادی پیدا کرده، ابتلا به بیماری های جنسی است. 1 نفر از هر 4 نوجوان آمریکایی که رابطه جنسی را تجربه می کند، به یکی از بیماری های جنسی مبتلا می شود. نتیجه این آمار و ارقام چیزی نیست جز 3 میلیون نوجوان مبتلا به بیماری های آمیزشی. از سال 1980 تا کنون رقم افرادی که مبتلا به بیماری آمیزشی عفونی سیفیلیس هستند، تقریباً دو برابر شده است. هر ساله کودکان بسیار زیادی مبتلا به بیماری های مقاربتی می شوند و آمار گویای این امر هستند که این روزها تعداد کودکانیکه به بیماری جنسی مبتلا هستند، از میزان فلج اطفال در سال های 1942 تا 1953 نیز بالاتر رفته.

یکی دیگر از پی آمد های ناخوشایند ارتباط جنسی در کودکان بالارفتن میزان بارداری های ناخواسته در نوجوانان است.

همچنین پژوهش ها گویای این مطلب هستند که مردهایی که قبل از سن 14 سالگی در معرض پورنوگرافی قرار گرفته اند، از نظر جنسی فعال تر از حالت طبیعی می شوند و نسبت به مردانیکه در معرض پورنوگرافی قرار نگرفته اند خیلی بیشتر جذب رفتارهای جنسی متنوع می شوند. پژوهشی که بر روی 932 معتاد جنسی صورت گرفت 99 درصد از آقایون و 77% از خانم ها اظهار داشتند که پورنوگرافی یکی از مهمترین عوامل در اعتیاد آنها به شمار می رود.

مشاهده پورنوگرافی سبب می شود کودکان با دوستانشان این کار را تقلید کنند

کودکان اغلب هر چیزی را که می بینند، می خوانند و یا می شنوند را تقلید می کنند. محققین بر این باورند که قرار گرفتن در معرض پورنوگرافی سبب می شود که کودک همان کار مشابه را بر روی کودکان کم سن و سال تر، کوچک تر، و آسیب پذیر تر تکرار کند. تحقیقات اثبات کرده اند که انجام هر گونه رابطه جنسی زودرس دو دلیل بیشتر ندارد: 1- تجربه، و 2- مشاهده. این بدان معناست که کودک منحرف جنسی ممکن است که مورد تجاوز قرار گرفته باشد و یا تنها تصاویر منحرف کننده جنسی را مشاهده کرده باشد.

در تحقیقی که دکتر جنینگز برینات بر روی 600 دختر و پسر دبیرستانی آمریکا انجام داد، به این نتیجه رسید که91 درصد از پسران و 82 درصد از دختران تصاویر مختلفی پیرامون محرک های جنسی را مشاهده کرده اند. بیش از 66 درصد از پسران و بالغ بر 40 درصد از دختران اظهار داشتند که خواستار انجام عملی مشابه آنچه مشاهده کرده اند میباشند. در میان دبیرستانی ها 31درصد از پسران و 18 درصد از دختران اعتراف کردند که چند روز پس از مشاهده تصاویر محرک جنسی، برخی از آنها را شخصاً انجام داده اند.

ارزش ها و نگرش هایی که بر اثر مشاهده پورنوگرافی شکل می گیرد

بیشتر والدینی که به فرزندان خود اهمیت می دهند، تمایل دارند که به تدریج مسائل مربوط به روابط با جنس مخالف، رابطه جنسی، صمیمیت، عشق، و ازداج را با آنها در میان بگذارند. متاسفانه ترویج بیش از اندازه مسائل جنسی به صورت عکس و یا فیلم ممکن است کودک را بیش از پپیش تحت تاثیر خود قرار دهد. همانقدر که یک آگهی تبلیغاتی 30 ثانیه ای می تواند نظر ما را در مورد خرید یک نوشیدنی تغییر دهد، مشاهده تصاویر محرک جنسی نیز می تواند ارزش ها و نگرش های کودک را به طور کلی دگرگون سازد.

عکس ها، فیلم ها، مجلات، بازی های کامپیوتری، و پورنوگرافی در اینترنت که تجاوز و غيرانسانی شدن جنس مؤنث را در صحنه های مستهجن به تصویر می کشد، ابزاری قدرتمند در تغییر شکل دادن نگرش ها و آگاهی های کودک از رابطه جنسی می باشد. حداقل تاثیری که این امر می تواند بر روی کودکان بگذارد، تغییرات فاحش در شیوه نگرش و رفتار آنهاست که این امر با مشاهده تصاویر محرک جنسی تسریع خواهد شد. چندین تحقیق مختلف نیز اثبات کرده اند که مشاهده این تصاویر طرز تفکر بزرگسالان در مورد روابط جنسی، زنان، آزار و اذیت جنسی، ارتباط جنسی و سکس را به طور کلی تغییر می دهد. این تحقیقات تقریباً همگی نتیجه مشابهی را در بر داشته اند: زمانیکه مردها برای 6 هفته در معرض تصاویر پورنوگرافی قرار بگیرند:

نسبت به برقراری رابطه جنسی با خانم ها بی احساس می شوند.

به تجاوز دیگر به عنوان یک جرم نگاه نمی کنند

نگرش تحریف شده ای نسبت به روابط جنسی پیدا می کنند

تمایل بیشتری به روابط منحرف تر، عجیب و غریب تر، و خشن تر پیدا می کنند (رابطه جنسی معمولی حس رضایت آنها را جلب نمی کند)

تک همسری در نظر آنها ارزش خود را از دست می دهد و نمی توانند برای مدت زمان طولانی در یک رابطه مستحکم باقی بمانند.

احساس می کنند چند همسری کاملاً عادی و طبیعی بوده و یک نگرش قابل قبول است.

پورنوگرافی بر روی مراحل رشد و شکل گیری هویت کودکان تاثیر می گذارد

در طول رشد کودک، یکی از دوره های حیاتی رشد وجود دارد که ذهن او برای انجام فعالیت های جنسی برنامه ریزی می کند. در این مرحله به نظر می رسد که ذهن کودک برای مسائل مربوط به رابطه جنسی و اینکه جذب چه افرادی شود، برنامه ریزی میشود. قرار گرفتن در روابط نرمال، جهت گیری سالم جنسی را به کودک القا می کند، اما اگر کودک در این دوران با تصاویر محرک جنسی تحریک شود، دچار انحرافات جنسی میشود و جهت گیری های او نسبت به مسائل جنسی تا ابد در ذهنش به صورت تحریف شده حک می شود.

دکتر ویکتور کلینز، روانشناس، معتقد است که تجربیات مختلف (می تواند مربوط به زمان تحریک جنسی نیز باشد) توسط آدرنالین در مغز حک می شوند و پاک کردن آنها کار دشواری می باشد. کسانی که تصاویر محرک جنسی را مشاهده می کنند، ممکن است به خیال پردازی بپردازند و در حین خود ارضایی در افکار خیالی خود غرق شوند و بعدها تصمیم بگیرند که تمام تفکرات خود را به حقیقت مبدل سازند.

هویت جنسی در زمان کودکی و نوجوانی شکل می گیرد. کودکان 10 – 12 ساله هویت معینی نسبت به مسائل جنسی ندارند. به مرور زمان که از نظر جسمی رشد میکنند، والدین، معلمین و مشاوران باید اطلاعات لازم در زمینه روابط جنسی را در اختیار آنها قرار دهند. مشاهده تصاویر مربوط به پورنوگرافی، فرایند رشد جسمی و جنسی کودک را از حالت عادی خارج کرده و باعث ایجاد اغتشاش در افکار آنها می شود.

در پورنوگرافی معمولاً کودکان خیلی زودتر از زمان لازم و به طور نابهنگام به روابط جنسی کشانده می شوند و آمادگی لازم برای انجام چنین کاری را ندارند. این آگاهی زود هنگام از مسائل جنسی نه تنها خطرناک است بلکه باعث ایجاد سردرگمی در آنها نیز می شود.

برانگیختگی جنسی و حس رضایت احتمالی که با مشاهده پورنوگرافی در فرد ایجاد می شود در حالات فرد تاثیر می گذارد. به عنوان مثال اگر محرک یک کودک نابالغ تصاویر پرونوگرافی باشند، ممکن است تحریک شدن او برای همیشه مشروط به مشاهده تصاویر محرک جنسی شود. زمانیکه چندین بار از این تصاویر استفاده شود، این احتمال وجود دارد که استفاده آنها دائمی شود و رسیدن به اوج لذت جنسی بدون مشاهده این تصاویر برای فرد امکان ناپذیر شود.

به طور کلی بیشتر پدر و مادرها حس خوبی از صحبت کردن در مورد مسائل جنسی با کودکان خود ندارند، چه برسد به صحبت کردن در مورد پورنوگرافی. والدین باید آگاهی خود را در این زمینه ارتقا بخشند و تا آنجایی که می تواند به کودکان خود آموزش دهند که پاکی و عفت خود را تا آنجایی که امکان دارد حفظ نمایند

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بچه جان غذا بخور

بچه جان غذا بخور

 

بسياري از والدين، گلايه دارند كه فرزندان‌شان هنگام غذاخوردن، عادات بدي دارند يا غذاي‌ خود را به‌درستي نمي‌خورند.

اين والدين، بايد توجه داشته باشند كه هنگام غذادادن به كودك، بايستي مواردي را رعايت كرد كه كودك با اشتها و علاقه بيشتري غذا بخورد. ما در اين ستون، به ذكر برخي از اين نكات مي پردازيم:
1 -
كودك بايد در زمان خوردن غذا در وضعيت راحتي قرار گيرد و غذا نزديك او باشد تا بتواند به‌راحتي بدون اينكه تحت فشار قرار گيرد، غذا بخورد. اين كار موجب مي‌شود ريخت‌وپاش كودك كمتر شود.
2 -
بشقاب و لوازم غذاخوردن، بايد از جنس نشكن باشد. در صورت شكستن ظرف، ممكن است كودك احساس نااميدي كند يا والدين، عصباني شوند.
3 -
قاشق نبايد زياد گود باشد و ليوان نيز بايد به اندازه‌اي باشد كه كودك به‌راحتي آن را بگيرد.
4 -
خوردن سوپ براي كودك سخت است ولي اگر كمي قوام آن غليظ باشد، كودك مي‌تواند آن را با قاشق بخورد.
5 -
رنگ مواد غذايي مي‌تواند بر اشتهاي كودك و علاقه او به غذا تاثير بگذارد. خوردن غذاهايي با رنگ‌هاي سبز، نارنجي و زرد براي آنها جالب است. براي اين كار، مي‌توان از سبزيجات برگ سبز، هويج و... استفاده كرد.
6 -
آب ميوه طبيعي، بهتر از نوع صنعتي آن است چرا كه به نوع صنعتي آن ماده قندي، رنگ و ماده معطر اضافه شده است.
7 -
دادن وقت كافي در زمان صرف غذا بسيار مهم است و بايد از شتاب و عجله هنگام غذاخوردن پرهيز كرد.
8 -
بايد بي‌علاقگي كودك را نسبت به يك ماده غذايي پذيرفت و يك ماده خوراكي ديگر را جايگزين كرد.
9 -
غذاخوردن در يك ساعت معين مي‌تواند سبب تحريك اشتهاي كودك شود.

 

 

 

 

  

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  حصار شكست ناپذير اعتماد به نفس
حصار شكست ناپذير اعتماد به نفس


هر كدام از ما ممكن است در طول دوران زندگي خود بنا به شرايط و مو قعيت هاي مختلفي كه در آن قرار مي گيريم لحظاتي را پيش روي خود داشته باشيم كه كم تر بتوانيم به قابليت ها و توانايي هاي دروني خودمان اتكا كنيم.

 

در اين مواقع آنچه كه بيش از هر امري براي شخص لازم است تكرار و تمرين مسائلي است كه تا پيش از اين مي توانست حس اعتماد دروني وي را تقويت و شكوفا سازد.

 

۷ راه ساده زير مي تواند در مدت زمان بسيار اندكي بهترين رويكرد را در غناي روحي شما و تجديد اتكا به نفس از دست رفته تان داشته باشد.

 

1 - با اطمينان نشست و برخاست كنيد:

 

وضعيت ظاهري هر كسي مي تواند تا ميزان چشم گيري بازگوي اعتماد به نفس دروني او باشد. شايد در ظاهر به نظر برسد اين موضوع هيچ رابطه اي با تقويت اتكاي نفس شخص نداشته باشد اما نحوه نشستن و برخاستن شما به طور ناخودآگاه پيامي به طرف مقابلتان منعكس مي كند كه اين پيغام حامل نيروي عظيم دروني تان و اعتماد فوق العاده شما خواهد بود.

 

با فرستادن اين پيام ديگران نيز با نوع برخورد احترام آميزشان نسبت به شما باعث تقويت هر چه بيشتر اعتماد به نفستان مي شوند.

 

پس سعي كنيد نحوه نشستن، برخاستن و راه رفتن شما به گونه اي باشد كه در هر لحظه اعتماد به نفس درونتان را منعكس كند، حتي اگر در عقيده خودتان چيزي براي اتكا نداشته باشيد!

 

2 - افراد متكي به نفس را در اطرافتان جمع كنيد:

 

كاملاً روشن است كه حضور اشخاص متكي به نفس تا چه اندازه مي تواند در شكوفايي اين احساس در شما مؤثر باشد چرا كه اگر شما خودتان را در حصاري از اشخاص موفق قرار دهيد قابليت هاي آنان شما را به وجد و حركت وا مي دارد و چنان فضاي مثبتي گرداگردتان را فرا مي گيرد كه با حفظ آرامش دروني تان مي توانيد اعتماد بيشتري به خود و ديگر موارد اطرافتان داشته باشيد.

 

3 -  احساس اعتماد به نفس گذشته تان را به خاطر آوريد:

 

اعتماد به نفس صرفاً يك احساس است بنا براين اگر شما يك بار آن را در هر شرايطي تجربه كرده باشيد مطمئناً دوباره مي توانيد آن را احساس كنيد.

 

پس آن زماني را به خاطر آوريد كه احساس اعتماد به نفس مي كرديد. در واقع با اين كار ذهن شما قالب مشخصي را به خود مي پذيرد كه گويا همواره بايد در تمامي مراحل پذيراي احساسي نظير آن باشد.

 

4 - پشتكار داشته باشيد:

 

هر چه قدر كه مايل به تقويت اعتماد به نفس در وجودتان هستيد به همان اندازه هم بايد تمرين و پشتكار داشته باشيد.

 

هنگامي كه شما روي كاري كه انجام آن حتي در رؤيا هم برايتان بعيد است تمركز مي كنيد مطمئن باشيد چنان اعتماد به نفسي مي يابيد كه تحقق آن امري حتمي و الزامي خواهد بود. پس هرگز دست از كار نكشيد!

 

5 - درباره توانايي ها و قابليت هاي درونتان بيشتر فكر كنيد:

 

مواقعي از روز را صرف مسائلي كنيد كه ديگران به تحسين آن در شما مي پردازند.

 

حتي تا جايي كه برايتان ممكن است اين نظرات مختلف را يادداشت كنيد. هنگامي كه اعتماد به نفس شما تضعيف مي شود با مراجعه به اين فهرست مي توانيد از يكايك موارد آن الهام بگيريد و به وجودتان اتكاي بيشتري پيدا كنيد.

 

6 - به خودتان سخت نگيريد:

 

هيچ وقت به قضاوت از خودتان نپردازيد و وجودتان را زير بار انتقاد و سرزنش هاي بي موردتان شكننده نكنيد. به جاي آن سعي كنيد هميشه با خودتان رفيق باشيد.

 

مسلماً هيچ وقت دوستتان را حتي در بدترين شرايط هم تنها نمي گذاريد و يا او را سرزنش نمي كنيد. صحبت هاي مثبتي كه شما با خودتان در طول روز داريد مانند يك سپر در برابر امواج منفي بيروني از شما دفاع مي كند و اجازه نمي دهد هيچ عاملي باعث تضعيف روحيه و اتكا به نفستان شود. اين صحبت كردن هاي روزمره با خودتان را به صورت يك عادت هميشگي در زندگي تان در نظر بگيريد.

 

7 - از خطر كردن در زندگي نترسيد:

 

اگر شما به طور مداوم در زندگي مسير پر خطر را در پيش بگيريد و در لحظاتي از آن به دل حوادث بزنيد پس از گذشت مدتي اين رويكرد مي تواند به صورت يك عادت هميشگي اعتماد به نفس فوق العاده اي در شما ايجاد كند.

 

در واقع هيچ عاملي مانند اين جريان دادن خودتان به سوي حوادث، خطر كردن در زندگي و ترك عادت انتخاب راحت ترين مسير در شرايط دشوار نمي تواند باعث شكوفايي اتكاي دروني تان شود.

 

در واقع  كنار گذاشتن ترس هاي ناشي از تجربه كردن ناشناخته ها رويكرد قابل توجهي در احساس اتكا به نفستان خواهد داشت.

 

به خاطر داشته باشيد شما داراي قابليت ها و استعدادهاي خاصي هستيد كه بنا به اين موهبت ها اعتبار و ارزش خاص خودتان را كسب مي كنيد.

 

پس سعي كنيد با تمامي توان به اندوخته هاي دروني تان اتكا و توجه كنيد و در مسير پر فراز و نشيب زندگي تان از آنچه كه در اختيار داريد به بهترين شكل استفاده كنيد

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ارتباط كم وزني نوزادان با ضريب هوش

ارتباط كم وزني نوزادان با ضريب هوش

 

تازه‌ترين تحقيقات نشان مي‌دهد متوسط بهره هوشي نوزاداني كه با وزن كم متولد مي‌شوند از نوزاداني كه وزن استاندارد دارند، كمتر است و اختلالات حركتي در آنها شيوع بيشتري دارد.

به گزارش هلث‌دي نيوز مطالعات قبلي نشان داده بود كه كم وزني اين نوزادان با خطر ناتوانايي‌هاي عمده‌اي مانند عقب‌ماندگي ذهني و فلج مغزي همراه است ولي نتايج تحقيقات جديد نشان مي‌دهد كه مشكلات كوچكتري مثل اختلالات حركتي، شناختي، يادگيري و حافظه در نوجواني نيز به دنبال اين كم‌‌وزني براي نوزادان ايجاد مي‌شود. اين نتايج براساس پژوهش روي 474 نوجوان 16ساله كه در هنگام تولد كمتر از دو كيلو گرم(5/4پوند) وزن داشتند به دست آمد. نتايج اين تحقيقات نشان داد مهارت‌هاي حركتي اين كودكان در مقايسه با همسالانشان در سطح پايين‌تري قرار دارد و ميزان بهره هوشي متوسط اين افراد نيز نسبت به ديگر همسالانشان پايين‌تر است. به گفته محققان، مشكلات حركتي اين كودكان بيشتر مربوط به آ‌سيب‌هاي مغزي پيش از تولد و همچنين قرار گرفتن بيش از حد داخل دستگاه ونتيلاتور است. كاهش بهره هوشي اين كودكان نيز علاوه بر آسيب‌هاي مغزي پيش از تولد، در ارتباط نزديك با پايين بودن رشد اجتماعي آنها توضيح داده شده است.

 

 

 

 

  

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  رشد و تغذيه كودك

رشد و تغذيه كودك

 

بيش از نيمي از آمار مرگ كودكان همراه با سوءتغذيه است. غذاي نامناسب، بيماري مكرر، مراقبت و توجه ناكافي عوامل زمينه‌ساز و ايجاد كننده سوءتغذيه هستند.

چنانچه يك خانم در دوران بارداري دچار سوءتغذيه باشد يا يك كودك در دو سال اول عمر دچار سوءتغذيه شود رشد جسمي  و ذهني او دچار تأخير شده و براي تمام عمر گرفتار خواهد شد.
حق همه كودكان است كه از تغذيه خوب، محيط مناسب و مراقبت‌هاي بهداشتي اساسي برخوردار باشند تا در مقابل بيماري محافظت شده و از رشد و تكامل مناسب بهره‌مند شوند.
كودكان از رشد سريع برخوردارند لذا بايد از تولد تا دو سالگي هر ماه وزن شوند. چنانچه درست وزن نگيرند، مشكلي وجود دارد كه بايد به آن توجه شود. وزن‌گيري منظم بهترين علامت رشد خوب و حاكي از كسب مهارت‌هاي تكاملي كودك است. چنانچه  كودك در  6 ماه اول عمر فقط شير مادر را دريافت كند از رشد خوبي برخوردار خواهد بود. تغذيه با شير مادر كودك را در مقابل بيماري‌ها محافظت مي‌كند، همچنين تضمين‌كننده رشد خوب جسمي و ذهني و كسب تكامل در كودك است. شيرخواراني كه از شير مادر محروم هستند ممكن است به راحتي كودكاني كه با شير مادر تغذيه مي‌شوند يادگيري نداشته باشند. چنانچه كودكي به مدت دو ماه وزن نگيرد ممكن است نياز به دريافت مواد مغذي بيشتري داشته باشد، ممكن است بيمار باشد يا نياز به توجه و مراقبت بيشتر داشته باشد. لذا وظيفه والدين و كاركنان بهداشتي درماني كشف سريع علت و رفع آن است. بايد هر كودكي كارت پايش رشد خاص خود را داشته باشد تا وزن او روي آن ثبت شود كه نشانگر رشد كودك باشد. اگر منحني رشد كودك سير بالارونده داشته باشد او خوب رشد مي‌كند ولي چنانچه صاف و يا نزولي شود جاي تأمل و نگراني خواهد بود. اگر كودكي مرتباً وزن نمي‌گيرد يا خوب رشد نمي‌كند سؤالات مهمي مطرح مي‌شود كه عبارتنداز:
1 -
آيا دفعات غذا خوردن كودك كافي است؟ آيا زماني كه غذاي كمكي شروع مي‌شود تا پايان دو سالگي دفعات غذا افزايش مي‌يابد؟ روزانه سه تا پنج بار غذا مي‌خورد؟
2 -
آيا غذاي كافي دريافت مي‌كند؟ اگر كودك غذايش را تمام  مي‌كند و باز هم مي‌خواهد بايد غذاي  بيشتري به او داده شود.
3 -
آيا غذاي كودك حاوي انرژي و مواد مغذي كافي است؟ غذاي كودك بايد متنوع و حاوي موادي از تمام گروه‌هاي غذايي باشد از جمله: گوشت، ماهي، تخم‌مرغ، حبوبات،  خشكبار، غلات، نخود، لوبيا سبز و... و نيز افزودن كمي روغن كه انرژي غذا را افزايش مي‌دهد.
4 -
آيا كودك از غذا خوردن امتناع مي‌كند؟ اگر به نظر مي‌رسد كودك طعم يك غذا را دوست ندارد بايد غذاهاي ديگر به او داده شود، غذاي جديد را بايد تدريجي آغاز كرد.
5 -
آيا كودك بيمار است؟ كودك بيمار نياز به تشويق دارد كه مقداري غذا بخورد. او را بايد مكرر و كم كم غذا داد. بعد از بيماري نيز به مدت يك هفته به يك وعده غذاي اضافي نياز دارد. شيرخواراني كه غذايشان فقط شير مادر است بايستي حداقل روزانه يك وعده شير اضافي به مدت يك هفته دريافت كنند. چنانچه كودكي مكرراً بيمار مي‌شود بايستي توسط پزشك ديده شود.
6 -
آيا كودك غذاي كافي كه حاوي ويتامين آ باشد دريافت مي‌كند تا از ابتلاي او به بيماري‌ها پيشگيري شود؟  شير مادر از لحاظ ويتامين آ غني است. ساير غذاهاي حاوي ويتامين آ عبارتنداز: جگر، تخم‌مرغ، محصولات لبني، ميوه‌ها و سبزي‌هاي زرد و نارنجي و بسياري از سبزي‌ها با برگ سبز. اگر اين غذاها به مقدار كافي در دسترس نيست  بايستي سالي دو بار كپسول ويتامين آ دريافت كند كه دوز آن را براي سن كودك پزشك تعيين مي‌كند. در مناطقي كه از قطره AD  استفاده مي‌كنند كپسول تجويز نمي‌شود.
7 -
آيا كودكي كه از شير مادر محروم است شير مصنوعي را با بطري دريافت مي‌كند؟ در شش ماه اول عمر بهترين غذا شير مادر است كه بايد فقط و فقط آن را دريافت كند. از  6 ماهگي به بعد علاوه بر شير مادر كه بهترين شير و منبع مهم مواد مغذي مختلف است غذاهاي كمكي را نيز بايد دريافت كند. اگر شير مادر نمي‌خورد استفاده از هر شيري بايد به وسيله فنجان باشد و استفاده از بطري ممنوع است.
8 -
آيا آب و غذاي كودك تميز است؟ چنانچه جواب منفي باشد كودك غالباً بيمار خواهد شد. آنچه قرار است خام خورده شود بايد شسته شود و آنچه كه پختني است بايد خوب پخته شود. غذا وقتي پخته شد و آماده شد بايد بدون تأخير خورده شود اگر بماند بايد به طور كامل حرارت ببيند. آب را بايد از منابع تميز برداشت كرده  و در جاي تميز نگهداري كرد. اگر آب رودخانه، حوض، چشمه و غيره مصرف مي‌شود بايد جوشانيده شود. اگر چاه و چشمه  محافظت شده است آب آن مي‌تواند تميز باشد. آب لوله‌كشي نيز كه كلرينه مي‌شود تميز است.
9 -
آيا بيشتر اوقات كودك تنهاست يا توسط كودك بزرگ‌تر نگهداري مي‌شود؟ اگر چنين است ممكن است كودك كم ‌سن نياز به توجه بيشتر از طرف بزرگسالان داشته باشد و اين بخصوص در زمان غذا خوردن لازم است. شير مادر به تنهايي نياز غذايي و نوشيدني كودك را در 6 ماه اول عمر برآورده مي‌كند. پس از آن لازم است انواع غذاهاي كمكي به تدريج به رژيم غذايي شيرخوار همراه با شير مادر اضافه شود. كودكان در ماه‌هاي اول زندگي در معرض خطر بيماري‌ها قرار دارند. تغذيه انحصاري با شير مادر آنها را در مقابل اسهال و بيماري‌هاي عفوني شايع محافظت مي‌كند. در حدود  6 ماهگي غذا و نوشيدني‌هاي ديگر لازم است و تغذيه با شيرمادر تا پايان دو سالگي يا بيشتر همراه با غذا ادامه مي‌يابد. اگر شيرخوار در شش ماه اول خوب وزن نمي‌گيرد ممكن است نياز به دفعات بيشتر تغذيه  با شير مادر داشته باشد. شيرخواري كه تا  6 ماهگي منحصراً  شير مادر مي‌خورد نياز به ساير مايعات حتي آب ندارد.
شيرخواري كه خوب وزن نمي‌گيرد ممكن است بيمار باشد يا شير كافي دريافت نكند، بايد پزشك او را ببيند و مادر نيز راهنمايي شود كه چگونه شير بيشتري به فرزندش برساند. در سن  حدود 6 ماهگي تغذيه تكميلي آغاز مي‌شود. به ترتيب هفته مي‌توان از غلات، گوشت، (گوسفند، مرغ، گوساله) سبزي‌هاي پخته شده و له شده و... استفاده كرد. شيرخواران از  6 تا  12 ماهگي همچنان به دريافت مكرر شير مادر نياز دارند و غذاي كمكي بايد بعد از شير مادر به آنان داده شود. بعد از  6 ماهگي به لحاظ خوردن غذا و خزيدن و تماس بيشتر با اطراف، خطر بيماري‌هاي عفوني افزايش مي‌يابد. لذا بايستي دست‌هاي كودك را شست. كودكان از 6 ماهگي تا دو سالگي نياز به پنج نوبت غذا دارند. سوءتغذيه در دو سال اول عمر رشد كودك را به تأخير انداخته و آثار آن در تمام عمر باقي خواهد ماند. براي رشد خوب و سالم ماندن بايد كودك مواد غذايي مختلف شامل گوشت، ماهي، حبوبات، غلات، تخم‌مرغ، ميوه و سبزي را علاوه بر شير مادر دريافت كند.
معده كودكان كوچك است و در يك وعده نمي‌توانند غذاي مورد نياز خود را بخورند چون  نياز آنان و سوخت و سازشان زياد است بنابراين حائز اهميت است كه كودكان به دفعات كافي غذا دريافت كنند تا نيازشان برآورده شود. اگر ظرف غذا مشترك باشد ممكن است بچه‌هاي كوچك غذاي كافي دريافت نكنند. كودك بايد از بشقاب جداگانه استفاده نمايد تا والدين يا مربيان بفهمند كه چه مقدار غذا خورده است. ممكن است بچه‌هاي كوچك نياز به تشويق يا كمك براي غذا خوردن داشته باشند.
كودكان نياز به ويتامين آ دارند تا در مقابل بيماري‌ها مقاوم شده  و ديد چشمشان آسيب نبيند.
در  6 ماه اول عمر شير مادر منبع ويتامين آ است و نياز كودك را برآورده مي‌كند. مادر بايد از غذاهاي محتوي ويتامين آ  استفاده كند يا خود ويتامين آ را دريافت كند.
شيرخواران از  6 ماهگي نيز بايد ويتامين آ را از طريق غذا يا مكمل دريافت نمايند. در كشور ما از  15 روزگي قطره ويتامين شروع مي‌شود.
ويتامين آ در جگر، تخم‌مرغ، محصولات لبني، روغن كبد ماهي چرب، انبه، خربزه درختي، سيب‌زميني زرد شيرين، سبزي‌هاي با برگ سبز تيره و هويج موجود است. هنگامي كه كودكان ويتامين آ كافي دريافت نكنند با خطر شب‌كوري و ديد ناكافي در غروب يا شب مواجه مي‌شوند. در بعضي از كشورها در سنين  6 ماهگي تا پنج‌سالگي ساليانه يك تا دو بار كپسول ويتامين آ به همه كودكان داده مي‌شود.
بيماري‌هايي نظير اسهال و سرخك ويتامين آ موجود در بدن كودك را به مصرف مي‌رسانند. تغذيه بيشتر شيرخوار با شير مادر مي‌تواند اين كمبود را جبران كند. در كودكان بالاتر از   6 ماه ميوه‌ها و سبزي‌ها، شير، تخم‌مرغ، جگر و محصولات لبني مي‌توانند اين نيازها را تأمين كنند. كودكان دچار اسهال طولاني بيشتر  از  14 روز يا سرخك بايد كپسول ويتامين آ دريافت كنند. كودكان نياز به غذاي محتوي آهن دارند تا از توانايي فيزيكي و ذهني كافي برخوردار شوند. كم‌خوني كه به دليل كمبود آهن اتفاق مي‌افتد مي‌تواند رشد فيزيكي و ذهني كودك را مختل كند. علائم كم‌خوني شامل رنگ‌پريدگي زبان، كف دست و پا، داخل لب، خستگي و تنگي نفس است.
الف-  حتي كم‌خوني خفيف شيرخواران و بچه‌هاي كوچك  مي‌تواند تكامل هوشي آنان را مختل كند.
ب- كم‌خوني در بچه‌هاي زير دو سال ممكن است اختلال در تعادل و هماهنگي به‌وجود آورده و كودك را منزوي، بي‌تفاوت و بي‌ميل در كارها كند. در نتيجه توان او براي تعامل در ايجاد اثر متقابل بر يكديگر كاهش يافته، تكامل هوشي او ممكن است به تأخير افتد.
كم‌خوني در بارداري موجب تشديد خونريزي مادر، افزايش خطر عفونت هنگام زايمان و مشكلاتي از اين قبيل براي مادر مي‌شود. شيرخواران متولد شده از مادران كم‌خون غالباً از وزن كم و كم‌خوني رنج مي‌برند. مصرف آهن در مادران باردار، مادر و شيرخوار را محافظت مي‌كند. آهن در جگر، گوشت، تخم‌مرغ و حبوبات وجود دارد. افزودن آهن به بعضي مواد غذايي نيز از كم‌خوني پيشگيري مي‌كند. مالاريا و كرم قلاب‌دار مي‌توانند منجر به كم‌خوني شده يا آن را بدتر كنند. استفاده از پشه‌بند، جلوي نيش پشه را مي‌گيرد. در مناطق آلوده به انگل نيز رعايت بهداشت به پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي انگلي كمك مي‌كند. نبايد كودكان نزديك توالت‌ها و محل دفع مدفوع بازي كنند. بايد دستشان را شسته و حتماً  كفش بپوشند كه از آلودگي انگلي پيشگيري شود.
استفاده از نمك يددار براي پيشگيري از ناتواني‌ها و تأخير تكامل  مفيد است. به اميد آنكه تمام مادران امروز و مادران آينده اهميت تغذيه صحيح و جايگاه تغذيه با شير مادر را درك كنند و كودك خود را از حق مسلم محروم نكنند.

 

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اقدم جزیی كه مردها مي توانند از آن براي جلب علاقه همسرشان استفاده كنند:( قابل توجه آقایان

اقدم جزیی كه مردها مي توانند از آن براي جلب علاقه همسرشان استفاده كنند:( قابل توجه آقایان ) 

   

چکیده از کتاب مردان مریخی و زنان ونوسی نویسنده جان گری مترجم مهدی قرچه داغی:

۱- وقتي به خانه بر مي گرديد قبل از هر كار او را بيابيد و لحظاتي او را در آغوش بگيريد

2- از او درباره كارهايي كه طي روز انجام داده سوالهاي شخصي بكنيد، آيا امروز به پزشكي كه قرار بود به او مراجعه كني، مراجعه كردي؟

3- گوش دادن و سوال كردن را تمرين كنيد

4- اغوا نشويد و بي جهت راه حل براي مشكلات او ارائه ندهيد

5- مدت بيست دقيقه با او وقت صرف كنيد( در اين زمان از خواندن روزنامه و يا انجام كارهايي كه حواس شما را به آن معطوف كند خودداري نمائيد

6- به مناسبتهاي ويژه گهگاه بدون دليل مشخصي به او شاخه گلي هديه كنيد

7- از چند روز قبل با او براي گذراندن تعطيلات آخر هفته قرار بگذاريد، كافي نيست يك روز مانده به شروع تعطيلي آخر هفته به او بگوييد كه فردا چه مي خواهيد بكنيد

8- اگر همسر شما معمولاً شام را تدارك مي بيند و يا اگر نوبت تهيه شام اوست و خسته به نظر مي رسد ،پيشنهاد كنيد كه به جاي او شما شام تدارك ببينيد

9- از حالت چهره و طرز لباس پوشيدنش تعريف كنيد

10-اگر ناراحت است به احساساتش بها بدهيد

11- وقتي خسته است به او كمك كنيد

12- براي مسافرت از قبل برنامه ريزي كنيد تا نزديك مسافرت او مجبور نباشد كه به عجله كار كند.

13- اگر مي بينيد كه دير به منزل مي رسيد به او تلفن بكنيد و دير آمدنتان را اطلاع دهيد.

14- اگر او از شما حمايتي مي طلبد، بي آنكه به تقاضاي او اعتراض كنيد خيلي ساده به او پاسخ مثبت يا منفي بدهيد

15-اگر احساساتش جريحه دار شده با او همدردي كنيد و به او بگوييد متاسفم كه ناراحت هستي بعد سكوت كنيد بگذاريد بداند كه حال او را درك مي كنيد براي اينكه ثابت كنيد ناراحتي او تقصير شما نيست، توضيح و راه حل ارائه ندهيد.

16- هر آينه احساس مي كنيد مي خواهيد با خود تنها باشيد به او بگوييد كه باز مي گرديد و يا به او بگوييد كه مي خواهيد دقايقي تنها باشيد.

17- وقتي آرامش بيشتري پيدا مي كنيد و باز مي گرديد محترمانه و بي آنكه كسي را سرزنش كنيد با او از آنچه شما را رنج مي داد حرف بزنيد.

18- اگر زمستان و هوا سرد است به او پيشنهاد كنيد كه آتشي روشن كنيد

19 وقتي او با شما حرف مي زند مجله يا روزنامه را به كناري بگذاريد، تلويزيون را خاموش كنيد و همه توجه خود را معطوف او نمائيد.

20- اگر همسر شما معمولاً ظرفها را مي شويد گهگاه به او پيشنهاد كنيد كه به جاي او ظرفها را بشوييد، به خصوص اگر احساس مي كنيد كه آن روز خسته است.

21- ببينيد او در چه زماني ناراحت يا خسته است از او بپرسيد چه بايد بكنيد بعد اگر مي توانيد به او كمك كنيد

22- وقتي از خانه بيرون مي رويد از او بپرسيد آيا لازم است چيزي براي او بخريد؟ اگر پاسخ مثبت داد حتماً كالاي مورد اشاره او را خريداري كنيد.

23- به او بگوييد كه چه وقت مي خواهيد چرتي بزنيد يا از خانه بيرون برويد

24-روزي چهار بار او را در آغوش بگيريد

25-از محل كار به او زنگ بزنيد و حالش را بپرسيد اگر اتفاق جالبي افتاده آن را با او در ميان بگذاريد. مي توانيد به او بگوييد دوستش داريد

26-تو را دوست دارم را روزي چند بار به او بگوييد

27- تختخواب را مرتب و اتاق خواب را نظافت كنيد

28- اگر او جورابهاي شما را مي شويد، انها را پشت و رو كنيد تا او مجبور به اين كار نشود

29- دقت كنيد كه اگر كيسه زباله پر شده است آن را از منزل بيرون ببريد.

30- اگر براي انجام كاري شهر را ترك مي كنيد به او زنگ بزنيد و تلفن تماس خود را به او بدهيد. در ضمن ورود خود را به مقصد به او اطلاع دهيد

31- اتومبيل او را بشوييد

32- وقتي مي خواهيد او را با اتومبيل خود به جايي ببريد اتومبيل را بشوييد و داخل آن را نظافت كنيد

33- قبل از در آغوش كشيدن او خود را بشوييد و در صورت تمايل او به خود عطر بزنيد

34- وقتي او از كسي ناراحت است جانب او را بگيريد

35- به او پيشنهاد كنيد كه در صورت تمايل او را ماساژ دهيد

36- با او صحبت كنيد

37- وقتي مسئله اي را با شما در ميان مي گذارد شكيبايي به خرج دهيد و مرتب به ساعت نگاه نكنيد

38- وقتي به اتفاق تلويزيون تماشا مي كنيد، مرتب به كمك كنترل از راه دور كانالها را تغيير ندهيد

39-در حضور ديگران به او محبت كنيد

40 وقتي دست او را مي گيريد دست خود را بي حال و بي تحرك نگه نداريد

41- بدانيد چه نوشابه اي را دوست دارد .هر آينه خواستيد نوشابه اي براي اوبگيريد نوشابه موردعلاقه اش را سفارش دهيد.

42-براي صرف شام دربيرون ازمنزل رستورانهاي متعددي را پيشنهاد كنيد.مسئوليت تصميم گيري براي انتخاب رستوران رابه او واگذار نكنيد.

43-براي تماشاي سينما تئاتر سمفوني ورفتن به پارك مطابق ميل او رفتاركنيد.

44-فرصتي ايجادكنيدكه هردو بتوانيد لباس بپوشيد.

45-وقتي دير ميكند يا زماني كه تصميم مي گيرد لباسش را تغيير دهد او رادرك كنيد.

46-درجمع به جاي ديگران بيشتر به اوتوجه كنيد.

47-او را مهمتر ازبچه هادرنظربگيريد.بگذاريدفرزندان شما بدانندكه شمابا مادر انها چگونه رفتار ميكنيد.

48-گاهي وقتها بدون دليل مشخصي براي او هديه اي بخريد.

49-گهگاه براي اولباسي بخريد.بدين منظور عكسي ازهمسرتان راباخود داشته باشيدو اندازه او را بدانيد تا شما را درخريدكمك كند.

50- در مراسم مختلف ازاو عكس بگيريد.

51-با او به مهرباني حرف بزنيد.

52-بگذاريد بداند كه شما در كيف خود عكسي از او نگه مي داريد گهگاه اين عكس را با عكس ديگري از او عوض كنيد

53- اگر در هتلي اقامت مي كنيد از مسئول هتل بخوانيد كه ميوه يا نوشابه مورد علاقه او را در اتاق شما بگذارد

54-در مناسبتهاي ويژه، مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و غيره براي او مطلبي بنويسيد

55- در مسافرتهاي طولاني به او پيشنهاد بدهيد كه شما رانندگي مي كنيد

56- آرام برانيد نكات ايمني را رعايت كنيد به ترجيحات او در اين زمينه ها احترام بگذاريد

57- با رعايت حال و احساس او حرف بزنيد مثلاً به او بگوييد امروز به نظر خوشحال مي رسي يا مثل اينكه خسته هستي و بعد از او بپرسيد امروز را چه كردي و چه گذراندي؟

58- وقتي با اتومبيل خود او را به جايي مي بريد. پيشاپيش درباره مسيري كه مي خواهيد بپيماييد بررسي كنيد تا او خود را مسئول شناسايي خيابانها تلقي نكند

59- با او به مهماني برويد

60- او را با خواندن يك قطعه شعر يا يك جمله عاشقانه غافلگير كنيد

61- با او همان شكلي كه در شروع آشنايي رفتار كرديد رفتار كنيد

62-سعي كنيد به كارهايي كه در منزل وجود دارد رسيدگي كنيد مثلاً از او بپرسيد آيا چيزي خراب شده كه احتياج به تعمير داشته باشد؟ من كمي فرصت دارم اما بيش از حد توان خود مسئوليت نپذيريد.

63- به او پيشنهاد كنيد كه چاقوهاي آشپزخانه را برايش تيز كنيد

64- اگر چيزي در منزل شما شكسته و احتياج به چسب دارد براي او چسب مناسبي بخريد

65- وقتي لامپي در منزل مي سوزد بي درنگ آن را عوض كنيد

66-در خالي كردن كيسه زباله به او كمك كنيد

67- اگر در روزنامه به مطلبي برخورديد كه فكر مي كنيد همسرتان به آن علاقه دارد آن مطلب را از روزنامه ببريد و يا متن مقاله را با صداي بلند براي همسرتان بخوانيد

68- اگر كسي براي او پيام تلفني گذاشت آن را خوش خط بنويسيد يا آن را برايش بخوانيد

69-بعد از دوش گرفتن كف حمام را تميز و خشك كنيد

70- در را براي او باز كنيد

71- به او پيشنهاد كنيد كه مواد غذايي خريداري شده از سوپر ماركت را برايش حمل كنيد

72-به او بگوييد جعبه هاي سنگين را شما حمل مي كنيد

73-به هنگام رفتن به مسافرت چمدانهاي سنگين را شما در اتومبيل قرار دهيد

74- اگر ظرفهاي غذا را او مي شويد و يا اگر نوبت شستن ظرفها با اوست پيشنهاد كنيد كه ظرفهاي سنگين و از جمله ديگ را شما بگوييد

75-كارهاي انجام شدني را روي برگه اي بنويسيد و آن را به يخچال بچسبانيد و هر آينه فرصتي پيدا كرديد به انجام آن بپردازيد اجازه ندهيد انجام اين كارها مدتي طولاني به تعويق بيفتد

76- از دست پخت او تعريف كنيد

77- هنگام گفت و گو با او تماس چشمي را فراموش نكنيد

78- هنگام صحبت با او گاه با دست خود او را لمس كنيد

79- به كارهايي كه او در طي روز انجام مي دهد از جمله به كتابي كه مي خواند يا اشخاصي كه با آنها ملاقات ميكند علاقه نشان دهيد

80- هنگام گوش دادن به او با تكان دادن سر و يا با حرف به او نشان دهيد كه صحبت او براي شما جالب است

81-از او بپرسيد كه چه احساسي دارد

82- اگر بيمار بوده از او احوالپرسي كنيد

83-اگر خسته است به او پيشنهاد بدهيد كه برايش فنجاني چاي ندارك ببينيد

84-با او همزمان به رختخواب برويد

85-هنگام خداحافظي او را ببوسيد و با او خداحافظي كنيد

86- به لطيفه هايي كه تعريف مي كند بخنديد

87-وقتي كاري براي شما انجام ميدهد به صورت كلامي از او تشكركنيد

88-وقتي موهاي سرش را كوتاه مي كند از طرز آرايش موهايش تعريف كنيد

89- ترتيبي بدهيد كه بتوانيد با هم تنها باشيد

90-وقتي با او درباره موضوعي مهم يا احساسي حرف مي زنيد به زنگ تلفن جواب ندهيد

91-در صورت امكان با هم دوچرخه سواري كنيد

92- با هم پيك نيك برويد

93- اگر وظيفه شستن لباسها به او محول شده است لباسها را به نزديك ماشين رختشويي بياوريد و يا به او پيشنهاد كمك بدهيد

94- با او و بدون بچه ها پياده روي كنيد

95- با هم به گونه اي حر ف بزنيد كه شما از خواسته هاي او و او از خواسته هاي شما آگاه شود

96- به او بگوييد كه وقتي از او دور هستيد، دلتان برايش تنگ مي شود

97-دسر يا كيك مورد علاقه او را بخريد و آن را به منزل بياوريد

98- اگر او مواد غذايي را از فروشگاه خريداري مي كند پيشنهاد كنيد كه مي توانيد اين كار را براي او انجام دهيد

99-در ميهمانيها و يا در برنامه هاي شاعرانه كمتر غذا بخوريد تا از فرط سيري خسته نشويد

100- ا ز او نظر خواهي كنيد

101-نظافت را در توالت منزل رعايت كنيد.

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  سه عامل مهم در افت تحصيلي دانش آموزان

سه عامل مهم در افت تحصيلي دانش آموزان عبارتند از:

1- عوامل فردي: بدون شك يكي از عوامل مهم در افت تحصيلي كمبود هوش و توانائيهاي ذهني است مطالعات نشان داده است كه درصد بسيار اندكي(10%) از موارد افت تحصيلي به علت ناتواني ذهني فرد است.

براي يادگيري و به خاطر سپردن هر مطلبي اولين شرط، توجه به آن مطلب است. بديهي است كه اگر دانش اموز از هوش بالايي برخوردار باشد ولي به مطلب يا موضوعي توجه نكند نمي تواند آن را فرا بگيرد علت افت و شكست تحصيلي بعضي از دانش آموزان ناشي از عدم توجه به معلم و مواد تدريس شده و نيز عدم تمركز حواس هنگام مطالعه و انجام تكاليف درسي است.

سومين عامل فردي انگيزه است كه موجب هدايت رفتار فرد به سوي نوعي هدف مطلوب مي شود. انگيزه درواقع موتور حركت هر فردي است. محققان يكي ديگر از دلايل افت تحصيلي را نداشتن انگيزه پيشرفت ميدانند افراديكه داراي انگيزه پيشرفت بالا هستند به تكاليفي روي مي آورند كه درجه دشواري ان در حد متوسط باشد و از تكاليف خيلي آسان يا خيلي دشوار پرهيز مي كنند و بر عكس افرادي با انگيزه پايين به سوي تكاليف نيمه دشوار روي مي آورند كه بتوانند از دشواري آنها به عنوان بهانه اي براي عدم موفقيت استفاده كنند

نارساييهاي جسمي يكي ديگر از عوامل افت تحصيلي است. دانش آموزاني كه داراي بنيه اي ضعيف هستند و از سلامت عمومي كامل برخودار نيستند، نمي توانند به اندازه كافي كوشش و فعاليت داشته باشند. اين دسته به خاطر دارا بودن استعداد ابتلاء به انواع بيماريها از پيشرفت درسي باز مي مانند. وجود ضعف در بينايي، ناراحتيهاي مربوط به ضعف عصبي و مشكلات ارتباطي از جمله اين موارد مي باشد.

2- علل خانوادگي: شايد بتوان گفت مهمترين عامل موثر در شكل گيري نگرش دانش آموز نسبت به تحصيل خانواده است كه با مساعد كردن محيط خانواده مي توانند باعث پيشرفت فرزندان خود گردند.

يكي از مهمترين عوامل افت تحصيلي دانش آموزان فقر مالي خانواده است كه مي تواند به طور غير مستقيم بر پيشرفت تحصيل يموثر باشد. محروم ماندن از غذاي سالم و كافي و نداشتن استراحت لازم موجب عقب ماندگي درسي مي شود. فقر فرهنگي و بيسوادي يا كم سوادي والدين- فقدان والد يا والدين- مشاجره و ناسازگاري ميان والدين و نحوه برخورد و ارتباط دانش اموز با برداران و خواهران از مهمترين علل خانوادگي در افت تحصيلي دانش آموزان است

3- علل آموزشي و مدرسه اي: گاهي علت افت تحصيلي و يا شكست درسي دانش آموزان را بايد در مدرسه جستجو كرد. شيوه تدريس معلم، برنامه درسي مدرسه كه درست طراحي نشده مثلاً دروس نسبتاً سخت را پشت سر هم يا در ساعاتي گذاشته اند كه عموماً دانش اموزان خسته هستند

افتخارات و پيشدارويهاي معلم. شرايط فيزيكي كلاس، تعويض معلمان به طور مكرر در طول سال تحصيلي و ارزيابيهاي نادرست معالمان از عملكرد دانش آموزان، كنترل نامناسب كلاي و فقدان وسايل كمك آموزشي از ديگر علل موقر در افت تحصيلي دانش آموزان هستند. از ميان عوامل فوق معلم اهميت بسياري دارد. (معلمان شايسته داراي صفاتي چون، سلامت جسماني و رواني، مهربان بودن، با ثبات بودن و منطقي بودن، صبور و بردبار بودن و... هستند)

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نقش موسيقي در بهبود امراض مختلف

موسیقی می تواند به روش های مختلف مورد استفاده قرار بگیرد، در علم پزشکی به عنوان یک منبع تحقیقاتی و نیز برای درمان امراضی چون حملات ناگهانی، فشار خون پایین، بیماری های روانی، افسردگی، بی خوابی و به طور کلی می توان گفت به عنوان عامل موثر در بهبود سریع تر بیماری ها، به کار می رود.

موسیقی می تواند به روش های مختلف مورد استفاده قرار بگیرد، در علم پزشکی به عنوان یک منبع تحقیقاتی و نیز برای درمان امراضی چون حملات ناگهانی، فشار خون پایین، بیماری های روانی، افسردگی، بی خوابی و به طور کلی می توان گفت به عنوان عامل موثر در بهبود سریع تر بیماری ها، به کار می رود.

طبق تحقیقات موسیقی شناسان، گوش دادن به موسیقی – بسته به نوع موسیقی – می تواند بر متابولیسم (تحولات و دگرگونی ها حیاتی) بدن تاثیر بگذارد، فشار خون را بالا یا پایین ببرد، توازن انرژی برقرار کرده و به هضم غذا کمک کند.

تحقیقات نشان داده که موسیقی های آرام (مانند موسیقی کلاسیک با تمپوی پایین)، آرامش بخش هستند، احساسی که از سی دقیقه گوش دادن به چنین موسیقی بوجود می آید معادل آرامشی است که از خوردن یک قرص والیوم حاصل می شود. از آنجا که در این نوع موسیقی، شعری وجود ندارد، ملودی، تن، آهنگ و ریتم است که تاثیر گذار است و هر دو نیمکره مغز را درگیر جریان خود می کند.

بر طبق تحقیقات مشابه، موسیقی ممکن است تاثیر منفی نیز داشته باشد. بر حسب اینکه موسیقی خوب یا بد گوش بدهیم، می تواند مانند زهر در بدن عمل کند. مطالعاتی که در زمینه تاثیر موسیقی بر رشد گیاهان انجام شده، نشان داده که برای مثال، موسیقی راک، رشد گیاه را متوقف می کند و برعکس، موسیقی کلاسیک، باعث تسریع رشد گیاه می شود.

قدرت موسیقی به حدی است که می تواند مانند مصرف دارو اعتیاد آور شود. می توان گفت موسیقی ابزار قدرتمندی است که می تواند تاثیرات مثبت روحی و جسمی بسیاری بر اشخاص داشته باشد، البته اگر درست به کار گرفته شود، در غیر اینصورت، ممکن است تاثیرات منفی به همراه داشته باشد

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  11 قانون اصلي براي ارتباطات انساني

رفتار درمانی و روان درمانی

 11 قانون اصلي براي ارتباطات انساني  - 

      

يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار او مي داند كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنـونـي كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت،روال ارتباطي خاصي را مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از بــزرگان جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،را مد نظر دارد.در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد.

براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.

يك انسان موفق نيمي كارمند است، نيمي سياستمدار او مي داند كار كردن با ديگران بخصوص در دنياي كنـونـي كـه مملو از انسانهاي دمدمي مزاج و زود رنج اسـت،روال ارتباطي خاصي را مي طـلبد. او سـخـن يـكـي از بــزرگان جامعه شناس كـه "هنـگـام برخورد با مردم بخاطر داشـته باشيد با مخلوقات منطق طرف نيستيد،بلكه با مخلوقـات احـساسـات، مـوجوداتـي كه سرشار از تبعيض، روحــيات پيشداوري و تعصب مي باشند، و با غرور و خودبيني دست بگريبانند طرف هستــيد،را مد نظر دارد.در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد.

براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.

1- ديگران را با نام صدا بزنيد

اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.

2- اشتباه خود را بپذيريد

ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.

3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد

اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.

4-علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد

"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.

اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند

به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد

5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد

فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود

6- مراقب حرفهايتان باشيد

اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد

7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد

اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد

8- با فكر و با ملاحظه باشيد

هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آوها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه لي گوييد."

9- از خود گذشتگي كنيد

گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاCF خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد

10- متواضع و فروتن باشيد

تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافنق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد

11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد

هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اD4تباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد

پاكسازي ميدان مين

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنعج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن

روش براي ايجاد خلاقيت و ايده هاي بزرگ در ذهن   

     

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا

سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به

سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان

به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت

برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و

بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این

امور عادت نداده ایم.

خلاقیت باعث بروز افکار بزرگ در انسان میشود. اما معمولا

سـخت ترین مرحله نــقطه شروع است. افکار بزرگ ما را به

سمت پیشرفت راهنمایی کرده و فردایی روشن را برایمــان

به ارمغان می آورند. با به کارگیری اصولی که دراین قسمت

برای شما شرح می دهیم می تـوانـیـد یـک تـجارت بزرگ و

بی نقص راه اندازید. ما متاسفانه ذهن خود را به انجام این

امور عادت نداده ایم. این امر سبب میشود تـا توانایی خـود

را بـرای دامـن دادن بـه تـصورات و تخیلات از دست داده و در

نـتـیـجه قـدرت تـخـیـل خـود را به کار نگیریم. به همین دلیل

فرصتهای بی شماری را به آسانی از دست می دهیم.

ایـده های بـزرگ از مـحـلی فـــرای باورهای شخصی نشات

می گـیـرند. بـاید بـه دوردسـت هــا بنگرید و افکار متفاوت را

آزمایش کنید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید.

عده ای بـــا به کار نگرفتن ذهن خود آنرا به طرز وحشتناکی بی حس و کرخت می کنند، چنین رفتاری باعث می شود درخت افکار شما هیچ گاه به بار ننشیند.

1- زیاد مطالعه کنید

ذهن شما همانند بدنتان برای اینکه رشد پیدا کرده و پرورش یابد نیازمند تمرین و تحرک است، و چه تمرینی بهتر از کتاب خواندن. سعی کنید با افکار و عقاید انسان های موفق در طول تاریخ آشنا شوید. شرح حال و تاریخچه زندگی هر یک از آنها را مرور کنید و از آن درس بگیرید. با مطالعه این کتب می توان حدس زد که چگونه این افراد بزرگ ذهن خود را برای رسیدن به بهترین ها پرورش داده بودند. همچنین می توانید مجلاتی نظیر تجارت و یا اقتصاد روز را نیز مطالعه کنید. با آگاهی از نظرات دیگران پیرامون مسایل مختلف شما سطحی نگری را کنار می گذارید و با یک دید عمقی به موضوعات مختلف می نگرید.

2- فرصت هایی را که در آن ذهن شما خلاق است از دست ندهید

شاید بروز بسیاری از مسائل را به شانس واگذار می کنید. تصور شما نادرست است. شاید بعضی مواقع حس می کنید که مغزتان اصلا کار نمی کند و هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهد. اما مواقعی هم وجود دارد که ذهنتان به قدری فعال است که می خواهید انیشتن را به رقابت دعوت کنید. تنها مشکل موجود این است که این زمان طلایی مواقعی که شما به آن نیاز دارید، ظاهر نمیشود. زمانی که ذهن در حال فوران است تا آنجا که می توانید به افکار خود پر و بال دهید. اجازه دهید افکارتان مثل آب آتش نشانی به بالاترین نقطه صعود کنند. هنگامی که برای پرواز کردن به ذهن خود فضا می دهید، او شما را به دوردست ها خواهد برد و نتایج شگفت انگیزی را بدست خواهد داد.

3- یک دفترچه یادداشت به همراه داشته باشید

هنگامیکه افکار بی نظیر به ذهن شما خطور می کنند از ذخیره کردن آنها اطمینان خاطر حاصل کنید. در این امر به یادداشت های ذهنی اکتفا نکنید زیرا ممکن است به دست فراموشی سپرده شوند. سعی کنید همیشه یک دفترچه یادداشت و یا یک ضبط صوت به همراه داشته باشید به ویژه در کنار تخت خواب خود برای مواقعی که افکار طلایی در حدود ساعت 2 نیمه شب به ذهن شما خطور می کنند. هنگامیکه افکارتان در جایی ثبت شوند، شما به راحتی می توانید به آنها دسترسی پیدا کنید و آنها را به سرعت به کار ببندید. افکار بزرگ نیز مانند میوه ها فقط تا زمانی که تازه و شاداب باشند قابل استفاده هستند.

4- از افکار دیگران بهره بجویید

بهره جستن از افکار و عقاید دیگران نیز به نوبه خود روش مناسبی برای گسترش ایده های شخصی شماست. افراد مختلف دارای نقطه نظرات و چشم اندازهای متفاوتی هستند. توانایی های آنها مختلف است و سوابق و پیشینه های متفاوتی دارند. کارکرد ذهن افراد منحصر به فرد است. با مطرح شدن یک بحث در میان جمع ، آنقدر پیشنهادهای مختلف شنیده می شود که نیمی از آنها هرگز به ذهن شما نمی رسیدند. به این طریق شما میتوانید با کوله باری سرشار از افکار متفاوت در جاده تصمیم گیری گام بردارید.

نسبت به نظر هیچ کس بی توجهی نکنید . شاید در نگاه اول احمقانه به نظر برسند اما شاید مانند صدف هایی باشند که در خود گوهرهای گرانقیمتی را جای داده اند. درست نیست که در مورد نظر دیگران به قضاوت بنشینیم سعی کنید به جای قضاوتهای بیهوده آن ها را سبک سنگین کرده و در امور روزمره خود به کار بندید.

5- تغییراتی در محیط اطراف خود ایجاد کنید

گاهی اوقات تنها چیزی که باعث می شود ذهن خسته شما را دوباره به کار اندازد تغییر وضع ظاهری محیط اطرافتان است. اگر چشم انداز پیرامون شما تغییر کند، ذهن شما نیز به صورت ناخود آگاه به سمت یک دیدگاه جدید تغییر جهت می دهد. اگر تمام مدت در پشت میز خود بنشینید ذهن خود را در آن شرایط محدود می کنید و هیچ فضایی برای برانگیختگی او باقی نمی گذارید.

بنابر این میتوانید پیاده روی کنید، به باشگاه ورزشی بروید، کنار آب رود بنشینید و در کل به یک مکان جدید قدم بگذارید تا ذهن شما نیز بتواند آزادانه به تمرین و تقلا بپردازد.

6- بر روی شکاف میان دو نسل خط بطلان بکشید

ذهن کودکان تروتازه و شاداب است. آنها جسور هستند و احساساتشان از طریق فشار های اجتماعی سرکوب نشده است. به جهان با شگفتی می نگرند و مانند بزرگترها پاکی و معصومیت خود را از دست نداده اند. با کودکان پیرامون مسائل مختلف صحبت کنید تا با نقطه نظر ساده و بی آلایش آنها آشنا شوید. اگر می خواهید مشکلی را حل کنید نظر آنها را نیز جویا شوید. عقاید آنها شما را به تعجب وا می دارند. آنها قصد تاثیرگذاری در دیگران را ندارند و همه چیز را تنها با اتکا بر پاکی و صداقت بیان می کنند.

از سوی دیگر با افراد سالخورده و مسن نیز مشورت کنید. آنها مدت ها پیش با تمام این مشکلات مواجه شده اند و با آن دست و پنجه نرم کرده اند. تجربیاتشان آنقدر سودمند و با ارزش است که هیچ قیمتی را نمی توان بر روی آن گذاشت. پس آنها را دست کم نگیرید، با دیدگاههایشان نسبت به زندگی آشنا شوید و از آنها درس بگیرید. قطعا شما را به سوی جهت مناسب هدایت می کنند و از مشکلات در امان خواهید بود.

7- به رفیق شفیق خود مراجعه کنید

همه ما دوستی داریم که به نظر میرسد توانایی پاسخ به تمام مسائل و مشکلات ما را دارد. چرا تنها در مورد مشکلات شخصی از او کمک می خواهید؟ بد نیست گاهی در مورد مسائل مهمتر نیز از او یاری بجویید.

8- به توانایی های خود اتکا کنید

قواعد و اصول کلی را برای یک لحظه هم که شده فراموش کنید. این رهنمون ها در جای خود مفید هستند اما ممکن است مانند یک چشمبند عمل کرده و قدرت داشتن دید وسیع را از شما بگیرند و اجازه دیدن چشم اندازهای متفاوت را به شما ندهند. هرزگاهی خود را از قید و بند قوانین آزاد کنید. شما می توانید بدون توجه به کارآیی روش های گذشته به آسانی و بدون بروز هیچ شک و تردیدی در راه مورد نظر خود گام بردارید. کمی جسارت به خرج دهید و سیستمهای فعلی را زیر سوال برید.

9- در حیطه کاری خود به فعالیت بپردازید

خیلی خوب است که به ذهن خود اجازه دهید آزادانه به گردش بپردازد. اما این گردش باید در حیطه دانش شما انجام پذیرد. اگر یک طراح هستید لازم نیست راه حلی برای مشکلات اقتصادی پیدا کنید. افکار شما تنها در رشته ای که مهارت دارید خوب کار می کنند و در سایر رشته ها نتیجه ای مصیبت بار را به دنبال خواهند داشت. اگر نیاز به ورود به قلمرو دیگری را دارید بهتر است قبل از هر کار با یک متخصص مشورت کنید و اجازه انجام کلیه امور را به دست او بسپارید تا با استفاده از دانش و تخصص خود عمل کند.

10- به ذهن خود آزادی عمل دهید

آیا با تمرین های رایج نویسندگان آشنایی دارید؟ آنها برای مبارزه با محدودیت ها یک روش بسیار جالب را برگزیده اند. فقط کافی است قلم را بر روی کاغذ گذاشته و هر آنچه که در ذهنتان است را بر روی کاغذ بیاورید. میتوانید از مشکلات شروع کنید و به دنبال هیچ گونه ارتباطی در دست نوشته های خود نباشید. مهم نیست که تا چه حد عبث و نا معقول به نظر می رسند. بعدا می توانید مثل یک جدول تناوبی آنها را سازماندهی کنید، در آخر نیز امکان دارد به چیزی دست پیدا کنید که بیهوده و بی ربط باشد اما چیزی که در این مبحث حائز اهمیت است این است که شما به ذهن خود اجازه غرق شدن در مسائل مختلف را داده اید و این خود یک امتیاز محسوب می شود. هیچ کس نمی داند شاید به نتیجه ای برسید که سال ها منتظر آن بوده اید.

11- ایده های گذشته را از نو بسازید

افکار شما مثل کامپیوتر هستند. هر چند وقت یک بار نیاز است که سخت افزار آن را ارتقا دهید. ایده های بزرگ گذشته را پیش روی خود بگذارید و بر روی آن ها عملیات نوسازی انجام دهید. آن ها را اصلاح کنید و برای بهبودی آن ها تلاش کنید. ضمائم لازم را نیز برای تقویت هر چه بیشتر به آنها بیفزایید. این کارها را می توان با نوشتن عقاید اولیه خود بر روی کاغذ و نظم دادن به آشفتگی ذهنتان انجام دهید. عالی به نظر میرسد پس منتظر چه هستید؟ بهتر است در انجام آن تعجیل کنید.

12- از الهه وجودتان یاری بخواهید

آیا یک شی، آهنگ، مکان و یا یک شخص خاص وجود دارد که حضور و یا تجسم او برای شما خوشایند بوده و به ذهنتان نیرویی همچون قدرت موتور جت می دهد. از هیچ تلاشی برای رسیدن به آن مضایقه نکنید. تنها یک چنین چیزهایی هستند که شما را به سمت ابتکارات بدیع رهنمون می سازند. از وجود آن بهره بجویید و اجازه دهید تا انوار طلایی آن به درونتان نفوذ کند و ذهن شما را در بر گیرد.

یک ایده بزرگ از چه ویژگی هایی برخوردار است

شرکت ها و کمپانی های بزرگ به ویژه آن دسته که بر روی مسائلی نظیر طراحی و تبلیغات کار می کنند، سرمایه گذاری های عظیمی صرف می کنند تا به کارکنان خود آموزش دهند که چگونه میتوانند ذهن خود را آزاد کنند تا سرچشمه ایده های بزرگ باشند. خیلی از آنها از کارمندان درخواست ارائه لیست هفتگی ایده ها را میکنند. در چنین محیطی چیزی به عنوان فکر بد وجود ندارد فقط بعضی ایده ها خام هستند.

بنابراین خیال بافی و رویا پردازی کنید تا ذهـن شما به نظریه پردازی عادت کند و از قلمرو سادگی بیرون آید. قدری افسار گسـیـخـــته باشید تا پندار شما به بلندی ها پرواز کرده و اوج گیرد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  روش عاشق كردن

برخـي افراد ممكن است با خواندن اين مقاله پيشنهادات من را غير اخلاقي و غير منـصـفانـه تلقي كنـنـد. بـه بـازي گرفتن احساسات ديگران كار نـا پـسـندي است بـخـصوص كساني كه بسيار دوستتان دارند. اما متاسفانه دنياي واقعي هميشه اينگونه عمل نـمـيكند.
بعضي وقتها شما به اميد بدست آوردن فرد خاصي ماهها خود را به آب و آتش ميزنيد به عشق او زنـدگي ميكنـيد و حسرت داشتنش را ميكشيد و عاقبت بدون ثمر و نتـيجـه ناكام مي مانيد. و آنـجاسـت كـه راهـكـارهـاي ذيل ناگهان همچون موهبتي آسمـانـي جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصيه هاي من سحر و جادو نبوده و آنگونه نيز نميـبـاشـد كه شخصي را برغم خواست و ميل باطني و با بكارگيري اين تكنيكها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاري كه اين تكنـيـكها انجام مي دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زيادي به سود شما افزايش مي دهند. آيا اين كار شرورانه و نادرست است؟ من اينطور فكر نميكنم بنابراين به مطالعه خود ادامه دهيد.
زياد معاشرت كنيد... سپس غير قابل دسترس گرديد
هـر چه بيشتر با شخصي ارتباط داشته باشيد آن شخص بيشتر شما را دوست خواهد داشت. اين را ديويد ليدمن متخصص رفتار انسانها بيان مي كند. در واقع حق با اوسـت. چندين مطالعه ديگر نشان داده كـه در مـعـرض قـرار گـرفـتن مكرر با هر محرك خاص ما را نسبت به آن محرك علاقه مند تر مي گرداند. (تنها زماني اين نظريه صدق نمي كنـد كـه واكنش اوليه ما به آن محرك منفي باشد). بنابراين در ابتداي آشنايي از آنكه كناره گيـر، گريزان و غير قابل دسترس باشيد، پرهيز كنيد. در عوض به دنبـال بهانه هاي فراوان براي آنكه وقت خود را با وي بگذرانيد باشيد.

اكنون حواستان را كاملا جمع كنيد چون اين مرحله زيركانه بوده و احتياج به مهارت دارد. درست زماني كه مطمئن شديد كه او را مجذوب خود كرده و محبوب گشته ايد به تدريج معاشرت خود را كاهش داده و كمتر در دسترس قرار گيريد و اين كـار را تـا زماني كـه وي ديگر شما را ديگر ملاقات نكرده و نبينـد ادامه دهيد. شـما هم اكنون ''قانون كمـيابي'' را بطور مؤثر بكار گمارديد. همه ما واقف هستيم كه: مردم خـواهـان چيزهايي هستـند كه نميتوانند داشته باشند. و هميشه در دسترس بودن شـما سبب كاهـش ارزش و شـان شما مي گردد. براي مثال هـرگـاه پـايتان را از در خانه بيرون بگذاريد و با توده عظيمي از الماس بروي زمين روبرو گرديد، كم كم برايتان عادي شده و ديگر آنها را بچشم سنگهاي گرانبها و ارزشمند نخواهيد نگريست. اين قانون كميابي است كه سبب ميشـود بـيشتر طالب آنها گرديد. با آنان باشيد و سپس كمياب گرديد و مشاهده خواهيد كرد محبوب تر مي شويد. ما مرتبا در مورد مسايلي چون شور و اشتياق، جـاذبـه جـنـسـي و عـشـق صحبت به ميان مياوريم اما به ''شباهت ها'' اشاره اي نميكنيم . بـايـد آگـاه باشيم افراد با خصوصيات متضاد در بلـنـد مـدت جـذب يـكديـگر نـمي شوند. ما همواره در جستجوي شباهتها ميان خود و شريك زندگيمان مي بـاشيم. اغـلب ما بـا گـشـتـن و مـعـاشرت با دوستاني كه مورد علاقه امان نمي باشند ترس داريـم پس چـرا با مـعشـوق خود چنين كنيم؟ علاقمند بودن و دوست داشتن كسي بسيار مهم تر از آن است كه ما عاشق آن فرد باشيم. تنـها شباهت هاي اخلاقي و شخصيتي ما نيست كه حائز اهميت ميباشد. هرگاه شما با فردي كـه از لـحاظ ظاهـر شبـيـه شـما باشد آشنا گرديد، احتمال آنكه وي شيفته و دلباخته شما گردد 4 برابر بيشتر ميباشد.

كار دلپسندي برايش انجام ندهيد.... بـگذاريـد او برايتان كارهاي دلپسندي انجام دهد

هرگاه شما كار پـسـنـديـده اي بـراي شـخـصي انجام دهيد، از دو جهت احساس خوبي خواهيد داشت: احـساس خـوشـنودي از خـودتان و صميميت با فردي كه شما اندكي با عملتان لوسش كرده ايد. ما معمولا بمنظور توجيه زحمات و يا هزينه هايي كه صرف فرد مورد نظر كرده ايم در شايستگي و استحقاق وي مبالغه وخيالپردازي ميكنيم. سـرانجام آنكه:ما آن فرد را بيشتر دوست خواهيم داشت.هرگاه شخصي براي ما كار پسنديده اي انجام ميدهد، خوشنود ميگرديم. اما در كنار آن احساسات ناخوشايند ديگري نيز تظاهر خواهند كرد. گاه غرق در هيجانات ميشويم. در تـنگنا قرار مي گيريم كه مانند همان فرد بامعرفت كه آن لطف را در حق شما كرده عمل نماييم يعني آنكه لطفش را جبران كنيم. و حتي زمانيكه آن عمـل نـيك از سوي شخصي صورت مي گـيـرد كـه شـما علاقه وافري به وي داشته اما نسبت به احساسش نسبت به خودتان مردد هستيد، مسئله بسيار بغرنج تر ميگردد. متوجه منظورم مي شـويد؟ هنگامي كه ما شيفته و شيداي شخصي مي شويم، ناگزيريم براي او كارهاي لطف آميزي انجام دهيم.اما بهتر آنست اجازه دهيد او شما را لوس كند.
به او نگاه كنيد...

زيـك روبيـن روانـشـنـاس دانشگاه هاروارد مطالعه اي را صورت داد تا دريابد آيا قادر است عشق را بطور علمي توسط ضبط مدت زماني كه دو عاشق بيكديگر چشم دوختـه انـد، مورد اندازه گيري قرار دهد. وي دريافت كه دو فردي كه عميقا عاشق يكديگر مي بـاشند 75 درصد از زماني را كه گفتگو مي كنند، به همديگر نگاه مي كنند. و هـنـگـامي كه فرد ناخوانده اي به ميان صحبتشان وارد ميگردد آهسته تر روي از يكديگر برمي گـردانـنـد. در گـفـتـگوهـاي معمولي افراد 30 تا 60 درصد از وقت را به نگاه كردن به يـكديـگر اخـتـصـاص مي دهند. اهميت مقياس روبين واضح ميباشد: احتمال آنكه بگوييم دو فرد تا چه ميزان عاشـق و دلبـاخته يـكديـگر هستند را مي تـوان بـا انـدازه گيـري مـدت زمـانـي كـه آن دو عاشقانه به يكديگر زل مي زنند تخمين زد. برخـي روانـكاوان از آن در حين مشاوره براي آنكه دريابند تا چه اندازه زوجين به يكديگر علاقه و عشق دارند سود مي برند. هـمچنين اين موضوع اطلاعات سودمند زيادي را بـراي آنـكه بـخواهيد شخصي دلباخته شما گردد در اختيارتان قرار ميدهد. اينگونه كه: هرگاه به شخصي كه دوسـتـش مي داريد در حين گفتگو 75 درصد از زمان به وي نگاه كنيد. با اين كار مغز آن فرد را فريب ميـدهيد. مـغز آن شخص آخرين باري كه فردي تا اين اندازه به او نـگـاه كـرده را بـخاطر آورده و تـحلـيـلش از اين نگاه طولاني، وجود عشق و علاقه خواهد بود. در نتيجه اين طـور مـي انـديـشد كه عاشق شما است و مغزش شروع به ترشح فنيل اتيلامين (
PEA) مي كند. ايـن مـاده از خانواده آمفي تامين ها ميباشند كه توسط سيستم عصبي ترشح ميگردد.هنگامي كه ما عاشق ميشويم PEA همان عاملي است كه سبب تعريق كف دستان، احساس دل آشوبي، و افزايش ضربان قلب ميشود.هر چه شخصي كه شما خواهانش ميباشد PEA بيشتري بدرون جريان خونش جاري گردد احتمال آنكه او دلـبـاخـتـه شـمـا گـردد افـزايـش ميـيابد. زماني كه شما نمي توانيد صادقانه فردي فرد بي رغبـتـي را وابسته خود كنيد، بكارگيري اين تكنيك توليد PEA را كاملا ميسر خواهد نمود. امتحان كنيد.مطمئن هستم از نتيجه كار خود شگفت زده خواهيد شد. زمـانـي كـه بـا شخصي هستيد به وي حس عاشق بودن را القا كنيد و اينكه او سـرانـجـام بـاورش شـود كه عاشق شما است، زياد بطول نخواهد انجاميد.

روي برنگردانيد...

ديـگر يـافته هاي تعيين كننده در تحقيقات روبين: اگر فردي بـه زن و شوهري كه در حـال گفتگو هستند، ملحق گردد، مدت زمان زيادي طول مي كـشـد تـا نگاه آن زوج از يكديگر منحرف شده و به نفر سوم برگردانده شود. باز هرگاه اين عمل را با شـخصـي كـه هنوز دلباخته شما نگشته بكار بنديد، به او طوري القا ميكنيد كـه گويي دلبـاخته شماست و باعث سرازير گشتن مقدار بـيـشـتـري
PEA داخـل جريان خونش مي شـويد. لئيل لونـز، مـتخصص روابط انسانها، اين تكنيك را ''چشمان آب نباتي'' نـام نـهـاده. چشمانتان را به چشمان فردي كه دوستش مي داريد قفل نموده و ثابت در همان حالت نگه داريد. حتي زماني كه او صحبتـش پـايـان يـافـت و يا آنكه شخص ديـگـري به شما مـلـحـق شد، روي برنگردانيد. وقتي سرانجام خـواسـتـيـد چشمانتان را از چشمانش برگردانيد (پس از 4-3 ثانيه) آن كار را با بي ميلي و آهستگي انجام دهيد دقيقا مانند آنكه توسط يك آب نبات به يكديگر چسبيده ايد. شايد اين تكنيك زياد سودمند به نظر نرسد ولي باور كنيد هرگاه بطور صحيح صورت گيرد از تعجب نفس شما را بند خواهد آورد. اگرآنقدر كمرو و خجالتي مي باشيد كه قادر نيستيد مستقيما به چشمها خيره شـويـد از تكنيك آب نـبـات صـرف نظر كرده و از اين روش استفاده نماييد.بفردي كه وارد گفتگوي شما شده روي برگردانده اما به محض آنكه سخنان آن فرد پايان يافت، بـه سرعت چشمانتان را به سمت شخص مورد علاقه خود بازگردانيد. اين يك حركت بررسي كنـنده است. شما ميـخواهيد واكنش وي را از آنچه گوينده بيان داشته مورد بررسي قرار داده و بـه وي تفهيم كنيد كه بيش از آن فرد به او علاقه مند هستيد.

از علم مردمك سنجي كمك بگيريد...

ما هـمگي با حالت چشمها پيش از خواب آشنا هستيم وقتي بـه آنها مينگريم نگاهـي خمارآلود است. شما تنها به يك چيز براي ايجاد حالت چشمان پيش از خواب نياز داريد: مردمك هاي بزرگ و متسع. بر طبق علم مردمك سنجي اين عاملي اسـت كـه هـمه ما به آن پاسخ مي دهيـم. شـما قادر نيستيد مردمك چشم خود را آگاهانه كنترل كنيد (به همين خاطر است كه مي گويند چشمها هيچگاه دروغ نميگويند). اما شما ميتوانـيـد با ايجاد شرايط مناسب حالت مردمك منبسط را پديد آورده و به نتيجه دلخواه بـرسيد. ابتدا نور را كاهش دهيد. هـرگاه ميـزان روشـنـايـي و نـور مـحيـط كاهـش يابد مردمك چشمها متسع ميگردند. به همين خاطر است كه استفاده از نور شمع و يا كليدهاي كاهنده نور چراغها در رستورانهاي رمانتيك ضروري ميباشد. تنها با ملايم كردن و كاهش نور نيست كه چهره ما جذاب تر بنظر ميرسند، مردمكهاي منبسط نيز سودمند هستند.

دانشمندان 2 تصوير از يك زن را به مردان نشان دادند. هر دو تصوير يكسان و مشابه بود يكي از دو تصوير طوري دستكاري شده بود كه مـردمك چشـمـها بـزرگـتـر بـنـظر بـرسنـد. زماني كه تصوير دستكاري شده را نشان مردان دادند، آنهـا زن را در تـصـويـر دسـتـكاري شده، 2 برابر جذابتر از تصوير واقـعـيـش تـشـخيـص دادنـد. بـروي چهره مردان نيز آزمايش مـشـابـهـي صـورت گـرفـت و بـه زنـان نـشـان داده شـد و نـتايج مشابهي حاصل گشت. همچنين هنگامي كه ما به چيزي علاقه داريم و دوستش مي داريم مي نگريم، مـردمك چشمانمان باز بزرگتر و متسع مي شوند. اين را نيز مي تـوان تـوسـط تـصـاويـر به اثبات رساند. اين بار پژوهشگران تصوير يك زن زيبا را ميـان تـعداد زيـادي از تـصـاوير معمولي و پيش پا افتاده قرار دادند سپس تغيير اندازه مـردمـك چـشمهاي مردان حين مشاهده آن تصاوير را مورد بررسي قرار دادند. بدون اسـتـثـنـا مـردمـك چـشـمهـاي مردان بروي تصوير مورد نظر منبسط مي گشت. اين يعني كه هرگـاه شـمـا شـديدا مجذوب شخصي شده باشيد بايد تا حالا مردمك چشمانتان مانند حفره هاي سياه متسع و بزرگ شده باشد!

  نوع مطلب : اموزش همسرداری و روابط عاشقانه

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  كتاب رابطه همسران

 رابطه همسران  - ترجمه مهدی قراچه داغی

انتشارات: انتشارات پیک بهار

این کتاب به شما کمک میکند تا انتظارات خود را از رابطهای که درآن هستید مشخص سازید.آنگاه توضیح میدهدکه مشکل ارتباطی چگونه بروز میکند، توضیح میدهد که شما در این شرایط در چه کیفیتی قرار دارید. شما را با 18 اقدام به منظور یادگیری مهارتهای ارتباطی آشنا میکند. و پس از آشنایی با مهارتهای ارتباطی، توضیح میدهد که چگونه میتوانید از این مهارتها را در روابط خود با دوستان، افراد خانواده و فرزندانتان استفاده کنید.

متن کامل...

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  « پرهيز از الگوهاي متناقض توسط والدين به كودكان»

« پرهيز از الگوهاي متناقض توسط والدين به كودكان» 

 - مريم علي نژاد صادق 

      

الگوهاي معيني كه براي برقراري ارتباط با كودكان بكار ميرود تقريباً هميشه متناقض هستند، يعني بر عكس هدف و منظور ما نتيجه ميدهند، اين الگوها نه تنها ما را در دستيابي به اهداف دراز مدتمان ياري نميكنند بلكه غالباً خرابكاري هم در خانه بوجود ميآورند. الگوهاي متناقض در تربيت كودك شامل اين موارد ميشود:

تهديدها، رشوهها، وعدهها، سخنان نيش دار و طعنهآميز، موعظه وسخنراني درباره دروغگويي ودزدي و آموزش ادب با بيادبي و بياحترامي

تهديدها

وقتي كودكان را تهديد ميكنيم، در واقع آنان را دعوت ميكنيم كه عمل ممنوع شده را دوباره انجام دهند. «وقتي به كودك ميگوييم: اگر تو يكبار ديگر آن كار را انجام بدهي ...» او واژههاي اگر تو را نميشنود، او فقط اين قسمت از حرف ما را ميشنود كه «يكبار ديگر آن كار را انجام بده.» بعضي وقتها، كودك اين گفته را اين گونه تفسير ميكند: «مادر انتظار دارد كه من يكبار ديگر اين كار را انجام بدهم، وگرنه نااميد خواهد شد». اين قبيل هشدارها كه شايد از نظر بزرگسالها معقول باشند، نه تنها دردي را دوا نميكنند، بلكه كار را بدتر هم ميكنند. با اين قبيل هشدارها ميتوان اطمينان داشت كه آن عمل مخرب و نفرت انگيز دوباره انجام خواهد شد.

هشدار، خود مختاري كودك را به مبارزه دعوت ميكند، اگر كودك نسبت به خودش احترام قائل باشد، بايستي دوباره نافرماني كند تا بخودش وبه ديگران نشان دهد كه آدم بزدل و ترسويي نيست.

رشوه ها

نوعي از برخورد هم هست كه در آن، به طور آشكار به كودك گفته ميشود كه اگر كاري را انجام دهد يا ندهد، آن وقت به او پاداش خواهند داد. اين نوع برخورد نيز همچون برخورد قبلي متناقض است:

«اگر با برادر كوچكت خوب باشي، آن وقت تو را به سينما خواهم برد.»

اين طرز برخورد «اگر ـ آن وقت» ممكن است كودك را گاهي براي رسيدن به اهداف فوري وكوتاه مدت تحريك كند. اما بندرت اتفاق ميافتد كه اين نوع برخورد كودك را به سوي تلاشهاي پيگير و طولاني مدت سوق دهد. گفتار ما به او ميفهماند كه ما به توانايي او براي تغيير يافتن وبهتر شدن شك داريم. «اگر تو با برادر كوچكت خوب باشي» يعني اينكه «ما يقين نداريم كه تو بتواني با برادرت خوب باشي».

يادداشتهايي كه به عنوان رشوه به كودك داده ميشوند، از لحاظ اخلاقي ايراد دارند. اين نوع روش ممكن است به زودي به داد وستد و رشوهگيري منجر شود و از كودك يك معاملهگر بسازد، معاملهگري كه درقبال كارهاي «مثبت» و رفتارهاي «خوب» خود تقاضاي پاداش و اضافه حقوق دارد. برخي والدين در برابر كودكانشان چنان مقيد شدهاند كه جرات ندارند دست خالي به خانه بيايند، پاداشها آنگاه كه از قبل خبر داده نشوند وكودك را غافلگير كنند، و آنگاه كه نشانگر درك، شناخت و قدرداني والدين باشند، مفيدتر خواهند بود و لذت بيشتري خواهند داشت.

وعده ها

به كودكان بايد نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. چرا وعده گرفتن و وعده دادن اين چنين منع ميشوند؟ به اين دليل كه روابط ما با فرزندانمان بايستي براساس اعتماد و اطمينان باشد. وقتي پدر و يا مادر براي تاييد گفته خود مجبور است وعده بدهد، يعني دارد اقرار ميكند كه گفته «وعده داده نشدهاش» اعتبار ندارد وقابل اعتماد نيست. وعده باعث ميشود كه توقعات غير واقعي در كودكان بوجود بيايد. وقتي به كودك وعده داده ميشود كه او را به گردش ببرند، او آن وعده را يك تعهد به حساب ميآورد و فكر ميكند براساس اين تعهد، در روز موعود نه باران خواهد باريد، نه اتومبيل ايراد پيدا خواهد كرد و ... و از آنجا كه زندگي سرشار از حوادث ناگوار و غيره منتظره است، كودكان احساس خواهند كرد كه به آنها خيانت شده و متقاعد خواهند شد كه به والدين نميتوان اعتماد كرد.

سخنان نيشدار و طعنهآميز

پدر و مادري كه در استفاده از سخنان نيشدار و طعنهآميز استعداد ذاتي دارد، خطر و تهديدي جدي براي سلامت رواني كودك به حساب ميآيد، و بيان اين واژهها مانعي در برابر ايجاد ارتباط موثر برقرار ميكند و مانع از پديد آمدن رابطهاي مثبت بين پدر و يا مادر با كودك ميشود. و اين پدر و مادر آگاه نيست كه با اين اظهار نظرهاي توهينآميز، كودك را تحريك كرده وذهن او را از نقشههاي خيالي انتقام پر ميسازد.

سياستي در مورد دروغگويي

وقتي كودكان دروغ مي گويند، والدين از خشم برافروخته ميشوند، بخصوص وقتي كه دروغ آشكار است و دروغگو بيتجربه، گاهي اوقات كودكان بدين خاطر دروغ ميگويند كه اجازه ندارند حقيقت را بر زبان بياورند. ما اگر ميخواهيم راستگويي و صداقت را به كودك ياد بدهيم، پس بايد براي گوش دادن به حقايق تلخ به همان اندازه حقايق دلپسند زمينه داشته باشيم. اگر قرار است كودك صادق و راستگو بار بيايد، پس نبايد او را تشويق و تحريك كرد كه درباره احساساتش دروغ بگويد، حال اين احساسات چه مثبت باشند، چه منفي و چه دمدمي مزاجي. كودك از واكنشهايي كه ما در برابر احساسات بيان شده او نشان ميدهيم، ياد ميگيرد كه آيا صداقت وراستگويي بهترين است يا نه.

دزدي

براي بچه هاي خردسال، به خانه آوردن چيزهايي كه مال خودشان نيست، امري عادي به حساب ميآيد. وقتي «دزدي»، كشف ميشود، اين نكته اهميت دارد كه از نصيحت كردن و نمايش اجرا كردن پرهيز كنيم. كودكي را كه دزدي كرده است ميتوان بدون اهانت به شخصيت او، به راه راست هدايت كرد، با لحني ملايم ومحكم به او بگوييم:

«اين عروسك مال يك نفر ديگر است، ببر و به خودش بده».

اين نكته مهم است كه از «دزد» و «دروغگو» ناميدن كودك پرهيز كنيم ويا براي او پيشگويي نكنيم كه آخر و عاقبت بدي در انتظارش هست.

آموزش ادب با بي ادبي يا مودبانه؟

ادب، هم يك صفت شخصيتي است و هم يك مهارت اجتماعي، ادب از اين طريق كسب ميشود كه كودكان با والدين خود همانندي كنند ونيز از راه تقليد از والدين بدست ميآيد. تحت تمام شرايط، ادب بايد مودبانه به كودك آموخته شود. با اين حال، والدين بارها و بارها ادب را با بيادبي و بياحترامي به كودك ياد ميدهند. وقتي كودك فراموش ميكند كه بگويد «متشكرم» والدين آن را در حضور ديگران به او گوشزد ميكنند، كه اين كار خودش بياحترامي است. اگر به كودك بگوييم كه بيادب است، هر مقصود خوبي هم كه داشته باشيم كاري از پيش نخواهيم برد، بر خلاف آنچه كه ما بدان اميد داريم، اين نوع برخورد، كودك را به سوي بيادب بودن سوق ميدهد، خطر اين است كه كودك ارزيابي ما را مبني بر بيادب بودنش خواهد پذيرفت و در ساختن تصويري از خود بخشي را به اين ارزيابي اختصاص خواهد داد. هر بار كه فكر كند پسر بيادبي است، از اين تصوير پيروي خواهد كرد. فقط براي پسر بچههاي بيادب طبيعي است كه بي ادبانه رفتار كنند.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  توصيه هايي به زنان توصيه‎هايي به مردان تكنيك‎هاي حل اختلاف حقوق زن در اسلام ((ويژه همسران))

توصيه هايي به زنان توصيههايي به مردان تكنيكهاي حل اختلاف حقوق زن در اسلام ((ويژه همسران))  - خانم مریم دنیا داری 

      

براي آنكه زندگي زناشوئي از شادي ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر بايد اصولي را رعايت كند.

براي آنكه زندگي زناشوئي از شادي ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر بايد اصولي را رعايت كند.

توصيههاي زير طرف خطاب زن خانواده است:

1- دركليه موارد معيشت اعم از تملك ودرآمد وغيره ازكلمه ما استفاده نماييد نه من وتوپس از عقد، زندگي مشترك شروع شده ديگرمن وتومطرح نيست.

2- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازي واصرار نكنيد.

3- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقير نكنيد. ازتعريف و تمجيد بستگان خود درمقابل آنان پرهيز نماييد.

4- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهيزيد.

5- چنانچه كمكهائي ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نكشيد.

6- با دوستان وآشنايان شوهرتان درمعاشرتها بيش ازحد معمول گرم نگيريد.

7- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نكنيد.

8 - دررفت وآمد ومعاشرت با بستگان شوهر خود پيشقدم باشيد.

9- به بستگان نزديك شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو…) بيش از خويشاوندان ديگر احترام بگذاريد.

10- زحماتي كه براي پذيرايي خويشاوندان شوهرخود متحمل مي شويد به رخ شوهر خود نكشيد.

11- چنانچه درآمدي داريد و براي زندگي هزينه ميكنيد آن را بازگو نكنيد.

12- از مردان ديگر نزد شوهرتان تمجيد نكنيد. هيچ مردي را به رخ شوهرتان نكشيد و ترجيح ندهيد و در گفتار اين موضوع را رعايت كنيد.

13- براي انجام درخواستهاي خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننماييد.

14- برای برآوردن نيازمنديهاي خود از نظر مادي و غير مادي امكانات شوهر خود را در نظر بگيريد و او را تحت فشار نگذاريد .

15- خود را براي شوهرتان بياراييد و بهترين و تميزترين لباس خود را در مقابل وي بپوشيد.

16- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشويد .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال كنيد.

17- پس از مراجعت شوهر خود به خانه كارهاي خود را حتي الامكان كنار بگذاريد ودر حضور او بنشينيد و با سخنان خوشايند و با گرمي با او خداحافظي كنيد.

همان طور كه زن در قبال شوهر وظايفي دارد. شوهر نيز در برابر زن بايد اصولي را رعايت كند تا زندگي مشترك آنان از نشاط و وقت خوش برخوردارباشد.

در اين قسمت طرف خطاب شوهر است و توصيههاي زير مواردي است كه بايد مورد توجه و عمل او قرار گيرد:

1- در مقابل همسر(زن) خود گرفتاريهاي روزانه و حوادث تلخ زندگي را با اخم و حالت عبوس مطرح نكنيد.

2- هديه، مهر و محبت را زياد ميكند، به مناسبتهاي مختلف براي همسر خود هديه ولو كوچك خريداري و با حالت شاد و خندان به او تقديم كنيد.

3- چنانچه كم و كسري در خدمات خانه وجود دارد، با كمال محبت و خوشرويي تذكردهيد - اخم و خشونت زندگي زناشويي را به تبــاهي ميكشاند.

4- در حضور همسر خود به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نكنيد.

5- به بستگان همسر خود مانند پدر، مادر وساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه قبل از همسر خود اقدام كنيد.

6- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان و خويشاوندانش جلوگيري نكنيد، ودر معاشرت و ديد و بازديد با بستگانش پيشقدم باشيد.

7- با بستگان خود نزد همسر خود درگوشي و نجوا نكنيد.

8- همسر خود را هيچ گاه به خصوص نزد بستگانش سرزنش و تحقير نكنيد - توهين و بي احترامي به همسر، از صفا و صميميت در زندگي زناشويي ميكاهد.

9- هيچگاه خود را برتر از همسر خود معرفي نكنيد - سعي كنيد من و تو در زندگي نباشد كلمه ما زندگي را گرم و لذتبخش ميكند.

10- وقتي همسر شما عصباني است، او را با مهر و محبت آرام كنيد.

11- با همسر خود هيچ گاه لجاجت و مشاجره نكنيد.

12- براي گردش و ميهماني رفتن سعي كنيد همرا ه زن و فرزندان وقت بگذاريد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت كار و خستگي رد نكنيد.

13- امتيازات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي فاميل خود را در صورتي كه با همسر شما فاصله دارد مطرح نكنيد.

14-كارهاي همسر خود را تحسين كنيد، تمجيد و ستايش زن كليد كاميابي در زندگي زناشويي است.

15- در قبال همسر خود در امور مختلف قدرت نمايي نكنيد.

16- زحمات و هزينههايي كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود ميكنيد هيچ گاه بر زبان نياوريد و بر او منت نگذاريد.

17- همسر خود را در خانه محصور و محدود نكنيد.

18-در مقابل همسر خود شاد و خندان باشيد.

تكنيك هاي حل اختلاف

1- همسران مهربان با يكديگر صحبت ميكنند.

2- سكوت بي موقع ميان همسران سنگي است كه شيشه زندگي را ميشكند .البته در لحظات نخستين اعتراض و درگيري، سكوت بهتر است ولي پس از آن به توجيه نياز دارد.

پيامبر اكرم ميفرمايد:

1- همسران بخشنده خطاي يكديگر را مي بخشند.

2- همسران خداشناس صبر و حوصله به خرج ميدهند.

3- همسران هوشيار فراموشي را فراموش نميكنند.

4- هر كس بايد براي خود گورستاني براي دفن كردن اشتباهات دوستان داشته باشد.

5- همسران صلح جو فرد مورد اعتماد را واسطه قرار ميدهد.

6- همسران متفكر و دانا به مشاور صالح و دانا مراجعه ميكنند.

7- همسران خداشناس به بارگاه خداوندكريم پناه مي برند.

حقوق زن در اسلام

از نگاه اسلام مادران زنانند- زنان انسانند خدايا انسانها را از نعمت بهشت برين بي نصيب مگردان.

1- بزرگ مردان زنان را گرامي ميدارند و فرومايگان آنها را خوار(حضرت محمد)

2- اي مردان زنان پيش شما امانتند كه خداوند آنها را به دست شما سپرده و به كلمات خدا (خطبه عقد) به همسري شما درآمده اند. شما بر آنها حقي است و آنها را بر شما حقي است.

3-كاري خارج از تناسب روحي و جسمي زن به عهده او مگذار تا طراوتش بيشتر و لطاوتش زيباتر و زيبايي وي پايدارتر باشد.(حضرت علي)

4- مردي كه همسرش را بيازارد نماز و هيچ كار خيري از او پذيرفته در درگاه پروردگار نيست.

5- زن در ميان هيچ قومي و هيچ قانوني به اندازه اسلام منزلتي كه شايسته او در جامعه است را نداشته و ندارد .

6- زن را با شاخه ريحان هم نبايد زد.( امام حسين )

                  

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خانواده خوشبخت

خانواده خوشبخت

طبیعی‌ترین شكل خانواده ‌این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه ، مخصوصاً پیامبران خدا ، این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هرحال خانواده خوشبخت نشانه‌هایی دارد كه در اینجا به چند نمونه آن اشاره می‌شود :
۱-در بین اعضای خانواده جمله « به من چه یا به توچه » ردو بدل نمی‌شود ، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسؤولیت می‌كنند .
۲-افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی‌كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می‌دانند .
۳- تاجایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی‌ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی‌روند . همدلی ، همكاری ، همفكری ،‌ هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می‌دانند.
۴- باهم اتحاد دارند و در مسایل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می‌رسند و سعی می‌كننداگرسوء تفاهم به وجودآمد ، آن را در درون خود بدون این‌كه كسی بفهمد حل كنند .
۵-به سلیقه‌ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می‌كنند .
۶-نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته‌های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می‌كنند .
۷-به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی‌روند .
۸-نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می‌كنند . اگرچنانچه مشكلی به وجود آید سعی وافر در حل مشكل را دارند .
۹-در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه بایكدیگر بوده‌اند مرور می‌كنند ، دنبال خاطرات تلخ نیستند ، دوست دارند همیشه در خوشی ، شادی و نشاط زندگی كنند .
۱۰-برای فامیل‌ها و همسایه‌های خود اهمیت قائل‌اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند .
۱۱-از امور مالی یكدیگرخبردارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی‌كنند ، صرفه‌جویی و پس‌انداز كردن جزء برنامه‌های اقتصادی خانواده‌های خوشبخت است .
۱۲-برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می‌كنند .
۱۳-افراد به هم افقی نگاه می‌كنند نه عمودی ، یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی‌بیند . دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست .
۱۴- همه اعضاء احساس برنده بودن ، موفق بودن ، امیدداشتن می‌كنند و خودشان را در زندگی برنده می‌دانند .
۱۵-دركنار هم احساس امنیت و آرامش می‌كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری .
۱۶- علاقه ، عشق ، محبت ، صفا و یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می‌كنند .
۱۷-از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند .
۱۸-اگر مشكلی پیش بیاید به راه‌حل فكر می‌كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی‌گردند ، دست به علت‌یابی و ریشه‌یابی آن مشكل می‌زنند و راه‌حل منطقی ارائه می‌دهند .
۱۹-هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال كردن و راضی نگه‌داشتن یكدیگر هستند .
۲۰-زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می‌كنند ، اول خود بعد دیگران ، زندگی آنها به خاطر بچه‌ها یا ترس از طلاق و حرف‌ مردم نیست .
۲۱-زن و مرد می‌توانند هرروز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیك‌تر شوند ، كار به مسایل خصوصی و زندگی دیگران ندارند .
۲۲-با درخواست‌های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند .
۲۳-زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رودر رو و رقیب یكدیگر ، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی‌دهند .
۲۴-خانواده‌های خوشبخت تلاش دارند كه بچه‌های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند .

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آيا استقلال دادن به نوجوان كار درستي است

آيا استقلال دادن به نوجوان كار درستي است   

    

بحث در باره استقلال همراه با شناخت وابستگي است، زيرا استقلال نقطه مقابل وابستگي است. هر انساني از بدو تولد و حضور در عرصه حيات اجتماعي در بالاترين مرتبه وابستگي است وهر اندازه كه توانمندي او افزايش يابد، از وابستگي اش كاسته مي شود. يعني توانمندي فرد نسبت مستقيم با استقلال او و نسبت معكوس با وابستگي وي دارد،

به طوري كه مشاهدات و روال رشد انسان نيز اين نكته را تاييد مي كند. به عنوان مثال نوزاد در غذا خوردن صد درصد به مادر وابسته است، يعني اگرمادر به او شير ندهد به هيچ وجه قادر به غذا خوردن نيست. در حركت و جا به جايي هم در نهايت وابستگي است، يعني اگر مادر او را جا به جا نكند نمي تواند خود جا به جا شود. در نشستن و ديگر مسائل زيستي و حياتي نيز چنين است. اين وابستگي ها به مرور به سمت استقلال پيش مي رود، اما هيچ گاه استقلال كامل و مطلق براي او فراهم نخواهد شد.

كودك از وقتي كه بتواند به شكل چهار دست و پا راه برود، تنها در محوطه اتاق ، آزاد به حركت است، آن هم مشروط برآن كه به سوي اشياي خطر ساز مثل شكستني ها، اشياي داغ يا پريز برق و ... نرود و از زماني كه قادر شد راست قامت و بر روي دو پا حركت كند، پدر و مادر حيطه استقلال او را افزايش داده، با خريد كفش به او اجازه مي دهند به فضاي باز وارد شود. ولي بازهم حق ندارد به لبه پرتگاه ها يا مسير وسائط نقليه خطرناك برود. با افزايش رشد، كودك مي تواند تا مدرسه طي مسير كند، ولي ملزم است جز به سوي مدرسه به جاي ديگر نرود و رفت و بازگشت او مقيد به ساعت معين باشد. به اين نحو است كه بر استقلال او در حركت و جا به جايي افزوده مي شود، ولي اين استقلال مطلق نيست. كما اين كه اگر چه در بزرگسالي رفت و آمد او كمتر مورد نظارت ديگران است، ولي حق شركت در هر مجلس و محفلي را ندارد و اگر آن جا مجلسي براي انجام سرقت، استعمال مواد مخدر يا برنامه ريزي براي خيانت و فساد تشكيل شود، او حق آمد و شد به آن جا را ندارد و اگر چنين كرد تحت پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت.

بنابر آن چه بيان شد به اين نتيجه مي رسيم كه:

الف) استقلال انسان امري تدريجي و متناسب با افزايش توانمندي هاي اوست و استقلال مطلق وجود ندارد.

ب ) هر موهبتي در مقابل وظيفه و مسئوليتي است. به عنوان نمونه همان گونه كه بيان شد وقتي كودك توانست راه برود بايد كفش بپوشد واز كفش خود مواظبت كند و ضمن حركت ، كارهايي كه به عهده اوست متناسب با سن و استعداد و توانش انجام دهد، يعني به مدرسه برود و درس بخواند، به دانشگاه برود و تحقيق كند، در مجالس و محافل مذهبي و اجتماعي شركت كند، و نهايتاً در پي معاش باشد و در تعامل هاي اجتماعي ، حقوق ديگران را رعايت نمايد.

بدين ترتيب، هر اندازه استقلال افزايش يابد، انتظار رفتار معقول و معني دار از فرد مستقل بيشتر خواهد شد و اين انتظارت خود قيودي در برابر استقلال به شمار مي آيند. به طور كلي آن چه بيان شد نماد كلي استقلال انسان در تمام دوران هاي زندگي است.

استقلال در دوران نوجواني

استقلال در دوران نوجواني، حالت خاص و تحولي استقلال در دوران حيات است. بدين معني كه تا قبل از بلوغ ، فرد نسبت به اعمال خود اگر چه مسئول است، اما به لحاظ حقوقي و شرعي پاسخ گو نيست و پاسخ گويي به عهده ولي و قيم قهري و شرعي اوست و به محض وقوع بلوغ ، شخصاً بايد در پيشگاه قانون جواب گو باشد و تبعات و پيامدهاي اعمال خود را متحمل شود و به تناسب موارد، پاداش بيند و كيفر پذيرد و به انجام تكاليف متعهد و به رعايت حدود و مرزها ملزم باشد. در مقابل ضروري است اجتماع هم اين تعهد و الزام را به عنوان حريم و مرز حقوقي، اعتقادي و ارزشي يك شخصيت حقوقي و اجتماعي حرمت گذاري كند.

بنابراين چنانچه به ندرت و رغم روال قابل تصور، پدر و مادر، نوجوان بالغ را به كار خلاف امر كردند، استقلال حقوقي و شرعي به او اجازه مي دهد تا در برابر اين دستور مقاومت كند، ولي اين مقاومت بايد به نحوي عملي شود كه با وظيفه مهم ديگري كه رعايت حريم و حرمت والدين است، متضاد و متقابل نباشد و چنان مدبرانه و با ظرافت عمل شود كه كرامت آنها مخدوش نگردد و به برخورد متقابل نينجامد، زيرا هيچ انساني تا پايان عمرگسسته و رها از والدين نيست.

استقلال شرعي بيان شده همراه با رشد و بيداري غرايز، نوجوان را به سمت احساس وظيفه، افزايش درك و شناخت ارزش ها، تفكر مستقل، برنامه ريزي، عاقبت انديشي، انتخاب مسير، تلاش معنادار، ارائه پاسخ هاي معقول و هدفمند، سياست گذاري حياتي، شناخت اميال، حب و بغض ها و اشتياق و تنفرها، هدايت مي كند و در نتيجه به زندگي مستقل و تشكيل خانواده و زايش واحد اجتماعي جديد منجر مي شود. اين در حالي است كه ارتباط حقوقي و عاطفي فرد با خانواده اوليه اش پابرجاست و تعهدات او كما كان محكم است و به لحاظ تربيتي و ارزشي ، استحكام خانواده دوم و آتي يا سوم بستگي تنگاتنگ با استحكام واحد اول دارد.

علاوه برآن چه بيان شد، كه بيشتر به استقلال حقوقي و شرعي نوجوان مربوط مي شود، شايسته است موارد ديگري از استقلال مانند استقلال اقتصادي، اجتماعي، سياسي، عاطفي و ... مورد بحث و نظر قرارگيرد.

الف) استقلال اقتصادي

براي اين كه نوجوان درك صحيح و منطقي از استقلال اقتصادي داشته باشد لازم است از دوران كودكي ، پدر و مادر سياست هاي خاصي را مد نظر داشته باشند؛ از آن جمله وجوهي را دراختيار نوجوان قرار دهند و با افزايش سن و توان او، مبالغ اين وجوه را افزايش دهند و بعضي از مخارج ساده را نيز در قبال اين وجوه به عهده خود او بگذارند و بر نحوه انجام اين مخارج نظارت كنند تا فرزند ياد بگيرد چگونه هزينه هاي خود را تنظيم كند و آنها را الويت بندي نمايد و صرفه جويي اعمال كند تا بتواند پس انداز داشته باشد و بياموزد چگونه اين پس انداز را به سوي سرمايه گذاري هدايت كند. به عنوان مثال، براي او حساب پس انداز مسكن باز كنند يا گاهي او را به سمت داد و ستدهاي ساده و سود آور رهنمون شوند يا به طرف سرمايه گذاري هاي علمي و فني مانند خريد ابزار كارهدايتش كنند تا به تدريج با كسب در آمد و مهارت فني آشنا شود. همچنين به لحاظ شرعي و در راستاي تربيت ديني براي او سالِ مالي تعيين كنند تا بياموزد حداقل سالي يك مرتبه سود و زيان و بهره وري اقتصادي خود را بسنجد و حقوق الهي و اجتماعي خود را بپردازد و در كنار اين مسائل احساس كرامت، خود ارزشمندي و استقلال كند.

ب) استقلال اجتماعي:

در دوران كودكي، فرزند غالباً در معيت پدر و مادر ، در مجالس و محافل شركت مي كند و در دوران دبستان با شركت در اردوهاي دانش آموزي ، حيطه تعامل اجتماعي او افزايش مي يابد و با پذيرش برخي مسئوليت هاي ساده در محيط آموزشي، فعاليت ها و مسئوليت هاي اجتماعي را تجربه مي كند.

ولي در دوران نوجواني با شركت درگروه هم سن و سال و آمد و شد به مجالس مذهبي و علمي، رجوع به كتابخانه ها و شركت در اردوها، استقلال اجتماعي او معناي تازه به خود مي گيرد و در مقابل انتظار دارد با تبديل دخالت هاي والدين به نظارت، اين استقلال به رسميت شناخته شود؛ كما اين كه ديگر حاضر نيست شركت او در مجالس خانوادگي حالت طفيلي داشته باشد و انتظار دارد از او به صورت جداگانه دعوت به عمل آيد. همچنين او براي مسئوليت هايش در مدرسه، مسجد و محله ارزش قائل است و تشويش و دغدغه دارد. بنابراين ضروري است قبل از نوجواني مباني ارزشي فعاليت هاي اجتماعي به او آموزش داده شود تا در دوران نوجواني دچار مشكل نشود. معاشرت هاي واجب مثل شركت در جلسه هاي آموزشي، علمي و ديني را بايد به او تفهيم كرد و حشر و نشرهاي حرام را به او شناساند و با تعيين مصاديق عيني به او بصيرت و آگاهي داد. البته در ارائه اين آگاهي بايد توجه داشته باشيم كه ذهن خفته نوجوان نسبت به مسائل مكتوم بيدار نشود و تذكرات، جنبه اشاعه زشتي پيدا نكند.

ج) استقلال سياسي:

در بيان نظريات سياسي، هر چند نوجوان ناپخته و تازه كار باشد، با اين حال بايد پدر و مادر ، شنونده اي پر حوصله و بردبار باشند و براي آگاهي و بيداري او به ذكر مصاديق عيني بسنده كنند و به او مجال دهند تا خود مسائل را تحليل كند. منتها ضروري است از قبل خط و مرزهاي ارزشي و فرهنگي براي او ترسيم شود و زماني كه به سن قانوني رسيد، ضمن تبيين مسئوليت هاي ناشي از رأي دادن و ارائه نظر ، مجال اين امر را براي او فراهم كنند.

د) استقلال عاطفي:

نوجوان با گرايش به سمت گروه همسالان و طرح دوستي ها، استقلال عاطفي خود را ابراز مي كند. دراين زمينه ضرورت دارد خانواده حد و مرزها و منع و تجويزها را از دوران كودكي به او تفهيم كند و سپس با سالم سازي محيط و انتخاب صحيح پهنه اجتماعي و فضاي آموزشي، بسترآشنايي و دوستي ها را بسازد تا در دوران نوجواني او، مجبور به دخالت هاي افراطي و غير مؤثر نشود.

ديد و برداشت كلي :

در اين دوران در جهت شكوفايي روحي و رواني نوجوان به منظور دلجويي عاطفي، آزادي مطلق و استقلال بدون مرز آنان را توصيه مي كنند، ولي حقيقت امر آن است كه اگر چه مسائل جزيي و به خصوص مادي در مقايسه با امكانات ارتقائشان و ميزان اهميت آن، قابل اغماض است، ليكن بايد از اوان كودكي رفتار فرزندان در جهت كسب عادات مناسب نظام يابد و جهت پذيرد و در حد سن و سال و موقعيتشان يك روش نظارتي معقول جاري گردد، به نحوي كه اين روش ها درحد توان و پذيرش آنان باشد و محققاً فايده مند بوده، با منزلت وهويت طينتي و طبيعي آتي شان تضاد نداشته باشد. نظارت مذكور به نحوي بايد باشد كه چشم واقع بين آنان را باز كند و توان تحليل و برداشت معقولشان را تقويت نمايد تا بتوانند به طور منطقي حقايق را درك كنند. ولي اگر تحكّم مآبانه مسائل برايشان تحليل و به آنان تحميل شود، خوشايندشان نخواهد بود. پس بايد ضمن ايجاد بصيرت و بينش، زمينه تحليل دليل مند برايشان فراهم شود. آن گاه پذيرش مسائل، امري سهل و آسان خواهد شد و در برابر اين گونه برداشت ها دفع و گريزي نخواهند داشت. و سرانجام اين كه اگر پدر و مادر نسبت به فرزند ذي حق اند و فرزند نيز متقابلاً ملزم به رعايت حقوق و حفظ حرمت و كرامت آنان است، ليكن لازم است در تربيت فرزندان به شكلي برنامه ريزي شود تا مطلب مذكور با حق انتخاب و استقلال آنها تضاد و تعارضي پيدا نكند و آنان بتوانند به مدد فكر و عقل خود مسير صحيح را بيابند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اثر بازي هاي رايانه اي بر كودكان و نوجوانان

اثر بازي هاي رايانه اي بر كودكان و نوجوانان 

    

اين پدیده جدید دانش بشر ه تقریباً درهم شئون زندگی انسان راه بافته است ، همچون دگر ساخته ها دست بشر دو رو دارد ه يك روي آن استفاده صحيح در كارها و كمك به رشد و سعادت بشراست. و روي ديگرآن استفاده غلط است ه معمولاً جز در موارد علمي وشغلي ازآن استفاده مي شود.

آنچه بيشتر كودكان و نوجوانان را شيفته خود مي كند بازي ها رايانه اي است. پيشرفت كيفيتي اين بازي ها به فاصله كوتاهي در ايران رواج بافته و بازار اسباب بازي و لوازم سمعي و بصري را به تسخير خود درآورده است .

اين بازي ها ه داراي تصاوير دو بعدي است تا 50 درصد با تصاوير واقع انطباق دارد و همچنان داراي موسقی متن هست . چیز ه اخراج بر تعداد طرفداران اين بازي ها افزوده ، قیمت مناسب آنها برا مصرف كند است. علاوه بر اين چون كند و نوجوان خود اجرا كند و در بطن بازي است و همراه با سار شخصیت ها بازي درگير ماجراهايي مي شود ه طراح بازي برا او تدارك ديده است ، برا او بسيار جذاب است .

اين بازي ها با استفاده از تصاوير پرتحرك و صداهاي مهيج ، دنيايي از هيجان را به اين انسانهاي تشنه جنب وجوش ارزاني مي كند و همين جذبه ، روح و جسم آنان را مطيع خود مي سازد و به عالمي از تخيلات مي برد ه خود را محور و قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند.

محاسن بازي ها ي رايانه اي

- يادگيري را آسان و توجه بچه ها را جلب مي كند.

- با رايانه هرچند بار ه بخواهند، مي توانند موضوعي را ببينند و مرور كنند.

- برنامه ها بسيار متنوعي هستند ه به كودكان امكان مي دهد تا نقاشي ها يا داستانهايي را خلق كنند ، ويا بازي هايي هستند ه كودكان را به تاريخ يا جغرافيا علاقه مند مي كند.

- برنامه آموزشي به كودكان كمك مي كند تا مهارت هايي را تمرين كنند.

- كودك بدون كثيف كردن لباسها و اطراف مي تواند به راحتي نقاشي بكشد و رنگها را عوض كند. مثلا اگر از رنگ سبز لباس نقاشي اش خوشش نيامد به رايانه مي گويد رنگ قرمز كن ، رنگ قرمز رضايت او را فراهم نكرد رنگ آبي و...

- مفاهيم و مباني رياضيات را با كمك شكلهاي كودكانه به كودك آموزش مي دهد.

- به عقيده بعضي از پزشكان ، بازي ها رايانه اي به كودكان كمك مي كند ه به داروهاي مسكن كمتر احتياج پيدا كنند.

- بازي ها رايانه اي بچه ها را وارد دنيايي مي كند ه كنترلش در دست آنهاست و به همين دليل آنها از اين بازي لذت مي برند.

- باعث هماهنگي چشم و دست وپرورش عضلات ظريف كودك مي شود.

- وسيله كمك آموزشي براي معلولين و پركردن اوقات فراغت آنان است.

معايب بازي ها رايانه

الف ) آسيبهاي جسماني

چشمان فرد به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه به شدت تحت فشار نور قرار مي گيرد و دچارعوارض مي گردد.

مشاهدات نشان داده است ه نوجوانان چنان غرق بازي مي شوند ه توجه نمي كنند تا چه حد از لحاظ بينايي و ذهني برخود فشار مي آورند.

به دليل اين ه كودك در يك وضعيت ثابت تا ساعتها مي نشيند ، ستون فقرات و استخوان بندي او دچارمشكل مي شود. همچنين احساس سوزش و سفت شدن گردن ، كتف ها و مچ دست از دگر عوارض كار نسبتاً ثابت و طولاني مدت با رايانه است .

پوست فرد در معرض مداوم اشعه هايي قرار مي گيرد ه از صفحه رايانه پخش مي شود.

ايجاد تهوع و سرگيجه خصوصاً دركودكان و نوجواناني ه زمينه صرع دارند، از دگر عوارض بازي ها ي رايانه اي است .

ب ) آسيبهاي رواني – تربيتي

1- تقويت حس پرخاشگري .

مهمترين مشخصه بازي ها رايانه اي حالت جنگي اكثر آنهاست و اين ه فرد بايد براي رسيدن به مرحله بعدي بازي با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد ، استمرار چنين بازي هايي كودك را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد.

" خشونت " مهمترين محركه اي است ه در طراحي جديدترين و جذابترين بازي ها كامپيوتري به حد افراط از آن استفاده مي شود، چهره ها معروف هاليوود ه در فرهنگ ما انسانهاي ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمانهاي شكست ناپذير جلوه نمايي مي كنند.

2- انزواطلبي :

كودكاني ه به طور مداوم با اين بازي ها درگيرند درونگرا مي شوند، در جامعه ، منزوي و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان مي گردند. روحيه انزواطلبي باعث مي شود ه كودك از گروه همسالان جدا شود ه اين خود سرآغازي براي بروز ناهنجاري ها دگر است .

مادري مي گويد : فرزندم به بازي ها رايانه اي معتاد شده است . او هرروز خود را به صفحه تلويزيون مي رساند و از دنياي بيرون به كلي بي خبراست ، حتي متوجه رفت وآمد ميهمانان نمي شود. وهميشه بعد از دست كشيدن از اين برنامه با سردرد وكسالت مواجه مي شود.

ج) تنبل شدن ذهن:

دراين بازي ها به دليل اين ه كودك و نوجوان با ساختني ها و برنامه ها ديگران به بازي مي پردازد و كمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پيدا مي كند اعتماد به نفس او در برابر ساختني ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود.

تصور بيشتر خانواده ها اين است ه در بازي ها رايانه اي فرد در بازي مداخله فكري مداوم دارد. اما اين مداخله، فكري نيست بلكه اين بازي ها سلولهاي مغزي را گول مي زنند و از نظر حركتي نيز فقط چند انگشت كودك را حركت مي دهند . ماهر چه دراين مسير حركت كنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسانهايي را تحويل جامعه خواهيم داد ه سر خورده ، افسرده، غير متحرك وغيرسازنده هستند و خود اتكايي آنها بسيار كم خواهد بود و ابتكار عمل نخواهند داشت. درحالي ه براي جامعه ، نياز به انسانهايي خلاق ، مبتكر و متفكر داريم.

د) تاثير منفي در روابط خانوادگي :

با توجه به اين ه زندگی دركشور ما نيز به طرف ماشيني شدن پيش مي رود و در بعضي خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و يا بعضي ازمردان بيش از يك شغل دارند خود به خود روابط عاطفي و دركنار هم بودن خانواده كمتر شده وعده زيادي ازاين وضع و وجود تلويزيون به عنوان جعبه جادويي ه باعث سرد شدن روابط خانوادگي شده ناراضي هستند وحالا نيز جعبه جادويي ديگري يا جاذبه ي سحر آميزتري به نام رايانه اضافه براين وضعيت شده و مشكلات را دوچندان كرده است.

و) افت تحصيلي

به دليل جاذبه مسحور كننده اي ه اين بازي ها دارد، بچه ها وقت و انرژي زيادي را صرف بازي با آن مي كنند، حتي بعضي از كودكان صبح، زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا قبل از مدرسه كمي بازي كنند و وقتهاي تلف شده را هم بدين صورت جبران مي كنند. يكي از والدين اظهار مي دارد ه در سال گذشته پسرم بهترين نمرات را داشت اما از وقتي ه رايانه برايش خريده ايم روزي 2 الي 3 ساعت وقت خود را صرف بازي مي كند و از لحاظ تحصيلي افت پيدا كرده است.

رهنمودها

- اگر چنانچه قراراست از بازي ها كامپيوتري استفاده كنيد، بهتراست بازي ها تصويري خلاق ه كودكان بايد به وسيله آنها، معما هايي را حل كنند، بيش از بازي ها دگر مورد توجه قراردهيد.

- بازي دسته جمعي كودكان ، با ابزارهاي تصويري كمتر مسئله ساز است، اين اسباب بازي ها ، زماني مخرب خواهد بود ه كودك به تنهايي براي ساعات طولاني ، غرق بازي شود.

- والدين وقت بيشتري را به كودك و نوجوان خويش اختصاص بدهند. هر قدر وقت گذاري و ارتباط صحيح بين والدين و فرزندان بيشتر باشد زمينه چنين بازي هايي كمتر فراهم مي شود.

به اعتقاد پزشكان ايتاليايي وبعضي كشورهاي دگر اروپايي ، مقصران اصلي ، والدين هستند ه فرزندان خود را براي ساعتهاي طولاني درمقابل تلويزيون ، كامپيوتر، ويدئو گيم ، يا فيلم ها ويدئويي رها مي كنند.

- بهتراست ه والدين همراه فرزندان خود به كوهستان، باشگاهها و ميادين ورزشي بروند و به بازي ها مورد علاقه آنها بپردازند تا انرژي عصبي و رواني آنان تخليه شده و توجهشان ازبازي ها ي رايانه اي منحرف شود.

- به فرزندتان اجازه ندهيد در فاصله نزديكي از صفحه رايانه بنشيند.

- ازرايانه ها با صفحه كوچك استفاده كنيد.

- نور صفحه تلويزيون را كم كنيد.

- ضروري است بچه ها به طور مرتب بين دو نوبت بازي استراحت كنند.

- چشمها بايد مسلط به صفحه رايانه باشد.

- روشنايي اتاق به نحوي تنظيم شود ه زنندگي نور به حداقل برسد.

- بهتر است والدين با كودكان صحبت كنند ه فقط روزهاي تعطيلي مجاز به استفاده ازاين بازي ها هستند.

با استدلال و منطق آسيب هايي را ه كامپيوتر به كودكان وارد مي آورد متذكر شويد.

مخربترين بازي ها تصويري ، بازي هايي هستند ه تصاوير آنها، به طور مكرر، بر صفحه ظاهر مي شوند و كودك بايد به تمام تصاويري ه ازبرابر چشم وي مي گذرند، شليك كند، لذا توصيه مي شود از اين گونه بازي ها كمتر در دسترس كودك قرار گيرد.

                  

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  در طريق تربيت ديني چه مراقبت هايي لازم است ؟ -

در طريق تربيت ديني چه مراقبت هايي لازم است ؟  -

 

  

مراقبت هاي لازم

در طريق تربيت ديني كودكان مراقبتهايي بايد صورت گيرد تا امر تربيت مؤثرتر باشد. اين مراقبتها از جهات مختلفي مورد بحث هستند كه اهم آنها عبارتاند از:

1- پاسخ درست به سؤالات: درك و فهم كودك نسبت به مسائل مذهبي بسيار محدود است و به همين علت او دائماً در زمينههاي گوناگون به سؤال و پرسش ميپردازد تا دامنه اطلاعات خود را وسيعتر سازد. پرسشهاي او نشانهي علاقهمندي او به عقلاني و مستدل كردن اطلاعات مذهبي است و براي مربي نقطه مثبتي ميباشد.

آنچه مهم است دادن پاسخ به سؤالات است كه بايد درست و قانعكننده باشد. ما نياز نداريم كه با استدلالِ نيرومند و قوي به كودك جواب دهيم؛ زيرا او دراين رابطه شايد نتواند حقايق را درك كند و مباني درك منطقي و مستدل او چندان رشدي ندارند؛ ولي ضروري است پاسخها قاطع باشند آن چنان كه او را قانع كنند نه ساكت، قلب پاك و منزه او بايد آن را بپذيرد و ذهنش آن را در خود جاي دهد.

موفقيت در اين امر بسته به آن است كه والدين و مربيان، خود اعتقادات و اطلاعات روشني داشته باشند و به آنچه كه ميگويند مؤمن باشند. اگر جاي ابهامي در زمينهاي خاص برايشان وجود دارد از خود دور سازند و در پاسخ هم خود را در وضع درك و فهم و موقعيت كودك قرار دهند.

2- جلوگيري از بدآموزيها: چه بسيارند شبهات و بدآموزي هايي كه براي كودك پديد ميآيند و ناشي ازجهل و يا بيتوجهي مربيان است و البته آنها هم در اين امر شايد معذور باشند. از آن بابت كه برخي از مستشرقان خيانتكار، دوستان نادان و دشمنان دانا ذهن ها را آلوده كردهاند و افسانهها و اساطيري را به نام مذهب وارد جامعه نموده اند و اذهان مردم را آلودهاند.

عقايد و افكارغلطي كه وارد مغزها شدهاند به زودي از بين رفتني نيستند و اي بسا كه خود به گروه و نسلهاي ديگر القاء شوند ودر ذهن آنها هم ريشهدار گردند. در آموزشها، بويژه در آموزش مذهبي بايد چيزي را به كودك آموخت كه بعدها نيازي به اصلاح نداشته باشد.

والدين و مربيان باید اعتقاد به خدا، به مذهب و تعاليم آن را به گونهاي در كودك پديد آورند كه روح مذهب در آنان به صورتي صحيح استوار گردد. همچنين مسائل و مباحث آموخته شده به صورتي باشند كه كودك در حال و بعد، آنها را منافي با حق و حقيقت نيابد. غرض اين است بدانيم كه عقايد مذهبي كودكان با زندگي روزمره و تجارب و آگاهيهاي خانواده و مدرسه ارتباط نزديك دارد.

3- ايجاد عادات مذهبي: زندگي خود و خانواده خود را مذهبي كنيد. آنچنانكه رفتار و گفتار، رفت و آمدها، معاشرتها ، خور و خوابها و موضعگيريها همه رنگ مذهب داشته باشند. نماز خود را در اول وقت بخوانيد و برنامه كار و بازي كودك را طوري ترتيب دهيد كه در آن ساعت فارغ البال و با شما همراه باشد؛ روح خيرخواهي نسبت به همنوع را درخود زنده و متجلي سازيد تا فرزند شما از آن درس بياموزد؛ در برخوردها خوشرو باشيد كه حاصل آن عملاً خوشرويي فرزند شما باشد و درهمهي آنچه كه مورد نظر است به طور مداوم و مستمر عمل كنيد تا اين خويها در شما و فرزندنتان به صورت عادت درآيد.

4- خستگي جسمي و ذهني: ما دوست داريم كه فرزندان ما عامل به مذهب و تعاليم آن باشند ولي نميخواهيم كه كودك را در طريق مذهب و عبادت و طاعت آن چنان خسته كنيم كه از آن متنفر و بيزار گردد. طفلي كه از همان آغاز حيات از عبادت خسته شود ترجيح خواهد داد كه بدون مذهب باشد.

غرض اين است كه در اعمال مذهبي ظرفيت جسماني، رواني، فكري و عاطفي كودك را در نظر گيريم و ببينيم تا چه حد آمادگي پذيرش و عمل دارد. از كودك هفت ساله خود انتظار نداشته باشيد كه پا به پاي شما در راهپيماييها شركت كند و چون شما شعار دهد. او كودك است، خسته خواهد شد. از فرزند ده ساله خود انتظار نداشته باشيد كه چون شما در جلسه مذهبي چند ساعته ساكت و آرام بنشيند وهمانند شما به خواندن دعا، سينه زني و مرثيه خواني بپردازد.

بررسيهاي علمي نشان ميدهندكه بيشتر لامذهبان و يا مخالفان مذهب از دو گروهند:

يكي فردي كه در دوران كودكي و نوجواني آگاهي و تربيت مذهبي به او ندادهاند و ديگر فردي كه تربيت مذهبي دوران كودكياش با خشونت و سختگيري توأم و همراه بوده است و يا كودك را در عين نفهميدن مسئلهاي وادار به عمل كردهاند.

هشدار

غرض هشداري است به والدين و مربيان كه بر اثر بي توجهي، سهل انگاري و جهل و نادان، وضع و موقعيتي را براي كودكان پديد ميآورند كه آنان در آينده با دشواريهايي مواجه خواهند شد. في المثل برخي از والدين و مربيان طفل را در دوران كودكي از تربيت ديني دور نگه ميدارند. بدان مقصد كه اين امر برايشان زود است و بعدها در سنين نوجواني امكان اعمال نظر برايشان نخواهد بود. و يا بعضي از مربيان مسئلهاي را وارونه و غلط به كودك القاء ميكنند بدان گمان كه در آينده پس از بزرگ شدن كودك آن را اصلاح نمايند؛ و اينان روزي به خود ميآيند كه كار از كار گذشته و در امر تربيت با صدها دشواري مواجه خواهند بود.

رمز از دست دادن عقايد

اين كه چرا برخي از افراد با اين كه در خانواده مذهبي به دنيا آمدهاند ترك دين و مذهب ميگويند پاسخش تا حدودي مربوط ميشود به بخشي از تحليلي كه ارائه داديم. در عين حال براي هشياري برخي از والدين علاقهمند به پرورش مذهبي فرزندان، عرض ميكنيم كه به موارد زير هم توجه داشته باشند و رمز ترك عقايد و لا مذهبي فرزندشان را در اين روابط جستجو كنند:

1- عدم آگاهي و معرفت نسبت به مسائل مذهبي كه خود سبب رسيدن به اين نكته ميشود كه كار مذهب عملي پوچ و بي فايده است.

2- وجود تناقض در رفتار و كردار، در گفتار و عمل والدين و مربيان كه كودك را نسبت به آنها بدبين مي سازد.

3- اِعمال روشهاي خشك و مستبدانه در آموزش مذهبي و درخواست اطاعت كوركورانه و بي قيد و شرط.

4- عدم توان استدلال منطقي در اين رابطه كه وجودش براي دفاع از كيان عقيدتي هركس ضروري است.

5- وجود افسانه و اساطير و خرافات و موهومات و شبهات به اسم مذهب كه سبب بدنام كردن مذهب مي شود.

6- عدم ايجاد رابطه بين دين و دانش و حتي اصرار به متضاد نشان دادن اين دو مسئله.

7- القاء ترك لذات به اسم دين، بدين ادعا كه لازمه دينداري ترك لذات است.

8- وجود تفاوت بين آنچه كه از لحاظ تعاليم مطرح ميشود و عمل آن در اجتماع و مسئولان مذهبي جامعه.

9- تحميل بدون در نظر داشتن ظرفيت جسمي و رواني كودك.

10- عدم زمينهسازي براي ايجاد آمادگي در كودك به گونهاي كه گاهي جاذبه تلويزيون نميگذارد كودك به دنبال نمازش برود.

11- معاشرت هاي بي بند و بار و بي ضابطه كه موجبات فساد و گمراهي ها را فراهم ميآورند.

12- زرق و برقهاي فسادانگيز محيط و القائات ناروا در اين رابطه كه ناشي از تلاش جاهلان و دشمنان دوست نما است.

توجه به امانت داري

در همه حال فراموش نكنيم كه ما امانتدار خداييم. كودك، امانتي است از خدا در دست ما و بعد هم در دست خودش و بعد هم در دست اجتماع و مسئولان ديني. ما در برابر اين امانت مسئوليم و بايد حساب پس بدهيم. بار مصيبت دو چندان خواهد بود وقتي كه ما نه براي خود فكري كرده باشيم، نه براي فرزندانمان، بي اعتنايي و يا سهل انگاري در انجام وظيفه عقوبت آفرين است.

در اين راه از چه كسي مدد گيريم؟

در تربيت فرزندان و ساختن و به عمل آوردنشان بايد از مددها و نيروهايي استفاده كرد. نخست بايد از همت و عزم و اراده خود مدد خواست كه جداً به تربيت كودك همت گماريم و بكوشيم او را بسازيم و به عمل آوريم. ثانياً از آنها كه آگاه و صاحبنظرند، از مسئولان تربيت، از معلمان اخلاق، از صاحبنظران در فهم قرآن بايد مدد بخواهيم كه آگاهيها و اطلاعات لازم را در اين رابطه در اختيارما بگذارند. از فرصتهايي كه در اجتماع است، از امكاناتي كه دولت و دستگاه هاي آموزشي در اختيار ميگذارند بايد به نفع سازندگي و اصلاح كودك استفاده كرد.

و سرانجام بايد از هستي بخش مطلق، از مددرسان توانا و نزديك، از خداوند خلق و امر براي حفظ و به ثمر رساندن امانت خودش طلب كمك كرد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه تمرکز بهتري داشته باشيم

چگونه تمرکز بهتري داشته باشيم

از آنجا كه موضوع تمركز يكي از پراهميت‌ترين موضوعات مرتبط با موفقيت در آزمون كنكور و مشكل مشترك بسياري از داوطلبان بوده و هست، و از طرفي، هم در كلاس درس و هم در خانه و هنگام مطالعه، و هم سر جلسه‌ي آزمون به آن نياز مي‌باشد، در اين بخش قصد داريم به ذكر 10 توصيه‌ي اساسي جهت بهبود و افزايش تمركز بپردازيم. اميد است با به‌كارگيري تدريجي اين راهكارها و طرح يك نقشه و برنامه‌ي چند ماهه جهت اجراي كامل آنها، بتوانيد در كوتاه‌ترين زمان و به مناسب‌ترين شكل ممكن صاحب يك تمركز كامل و مطلوب شويد.
 
 
ده توصيه  اساسي جهت بهبود و افزايش تمركز
 
 1.
حتماً به اندازه نياز خودتان بخوابيد . اگر در برنامه‌ريزي خود 6 الي 8 ساعت خواب در يك شبانه‌روز نداشته‌باشيد، مطمئناً هنگام مطالعه تمركز كاملي نخواهيد داشت. بيشتر يا تمام اين ميزان خواب بايد مربوط به خواب شب باشد. خواب كافي بي‌نهايت مهم است، به‌خصوص شب . به جاي اينكه از ساعات خواب‌تان بزنيد و به ساعات مطالعه بيفزائيد، سعي كنيد از ساعات بيداري خود استفاده‌ي مطلوب‌تري نمائيد. اين را بدانيد كه از نظر علمي، خواب روز به هيچ عنوان جايگزين و جبران خواب شب نمي‌شود. ذهن و روان و بدن شما احتياج به خواب شب كافي دارد، چرا كه توجه و تمركز، انرژي زياد رواني مي‌طلبد و اين فقط با خواب و استراحت كامل و كافي تأمين مي گردد.
 2.
هرگز بستر خواب شما محل مطالعه‌تان نباشد و نشود. مطالعه‌ كردن در محل خواب يا در جاي بسيار نرم و راحت يا در حالت خوابيده و درازكش اشتباه است. همان‌طور كه خوابيدن هم مثل هر كار ديگري، حتي در غير زمان‌هاي مطالعه هم نبايد در مكان مطالعه انجام شود، مطالعه هم نبايد در محل خواب انجام پذيرد. اگر هنگام مطالعه احساس خواب‌آلودگي و ميل به خواب كرديد، حتماً مكان مطالعه را ترك نمائيد، تا در همان جا خواب‌تان نبرد.
 3.
اگر شما مشكل كمبود خواب نداريد اما در مكان مطالعه‌ي خود زود خسته مي‌شويد يا خواب‌تان مي‌گيرد، سعي كنيد علت را بيابيد: يا انگيزه‌ي كافي در خود ايجاد نكرده‌ايد، يا محل نشستن شما بسيار نرم و نامناسب است، يا هواي كافي وجود ندارد، يا جسماً دچار خمودگي شده‌ايد. اگر در محيط مطالعه هواي كافي وجود ندارد، با بازكردن پنجره و ايجاد هواي صاف و احياناً خنك اين مشكل را حل نمائيد. و اگر جسماً دچار خمودگي شده‌ايد، با دوسه دقيقه نرمش و حركت تند دست و پا در همان جا مي‌توانيد خستگي را از خود دور كرده، به مطالعه‌ي فعال ادامه دهيد. چنانچه باز هم اين مشكل، يعني زود خسته و خواب‌آلوده شدن، ادامه داشت، بايد هرچه سريع‌تر به يك روان‌پزشك مراجعه كنيد.
 4.
وجود تفريحات برنامه‌ريزي شده و ملايم در برنامه‌ي شما ضروري است و به تمركز شما هنگام درس خواندن كمك مي‌كند. خستگي ذهني فقط با تفريحات مرتفع مي‌شود و خستگي در تمام انواع آن از عوامل مخل تمركز است. بنابراين: در برنامه‌ي هر روز شما بايد 10 الي 15 دقيقه نرمش و ورزش كوتاه، و در برنامه‌ي هفتگي‌تان يك نصفه روز ورزش مفرح و سبك (نه ورزش سنگين) وجود داشته باشد. در اين صورت خواهيد ديد كه ساعات مطالعه‌ي فعال شما و قدرت تمركزتان هنگام مطالعه قطعاً افزايش مي‌يابد.
 5.
اگر هنگام مطالعه، ديديد موضوع خاصي باعث اشتغال خاطر زياد شما شده به‌طوري كه احساس مي‌كنيد نمي‌توانيد بر روي درس تمركز داشته باشيد، براي چند دقيقه سعي كنيد بر روي جزئيات محيط مطالعه خود تمركز نمائيد. با اين كار، بعد از دقايقي خواهيد ديد كه راحت‌تر مي‌توانيد روي درس خود متمركز شويد.
 6.
در انتخاب مكان مطالعه‌ي خود دقت كنيد و ويژگي‌هاي لازم آن را در نظر بگيريد. از جمله ويژگي‌هاي يك مكان مناسب مطالعه، مي‌توان موارد زير را برشمرد:
 
الف) مخصوص و مختص به مطالعه مورد استفاده قرار گرفتن
 
ب) به دور بودن از كليه‌ي عواملي كه باعث به هم خوردن تمركز مي‌شوند
 
ج) برخورداري از آسايش و راحتي نسبي
 
د) برخورداري از نور كافي و به اندازه
 
هـ) برخورداري از دماي مناسب، نه سرد نه زياد گرم
 
و) موجود بودن هوا به قدر كافي (نبايد مكان مطالعه‌ي خود را در گوشه‌اي بسته و خفه انتخاب كنيد).
 7.
در اتاقي كه در آن مطالعه مي‌كنيد، نبايد تلفن وجود داشته باشد. فاصله‌ي تلفن تا مكان مطالعه‌ي شما، اگر امكان دارد، به نحوي باشد كه اصلاً صداي زنگ تلفن را نشنويد يا ضعيف بشنويد. هم‌چنين، اگر شما از تلفن همراه استفاده مي‌كنيد، در زمان‌هاي مطالعه، نه تلفن شما روشن باشد، نه دستگاه خاموش آن، همراه شما يا روي ميزتان باشد. دستگاه را جايي بگذاريد كه حتي نگاه شما هم به آن نيفتد.
 8.
به اعضاي خانواده‌ي خود بسپاريد كه اگر هنگام مطالعه‌ي شما يكي از دوستان‌تان تلفن كرد، شما را صدا نزنند، و ساعتي را كه پاسخگوي تلفن خواهيد بود، به آنها اعلام كنيد. بهتر است نسخه‌اي از جدول برنامه‌ي خود را پشت در اتاق‌تان نصب كنيد يا در اختيار اعضاي خانواده‌تان قرار دهيد. اين كار، شما را از نظر رواني هم بيشتر ملزم به رعايت برنامه‌تان مي‌كند.
 9.
ساعت روميزي را كوك كنيد و آن را در گوشه‌اي ديگر بگذاريد تا رأس ساعت پايان مطالعه زنگ بزند و زمان را اعلام كند. حتي ساعت هم بهتر است در مقابل شما يا روي ميز كارتان نباشد. ساعت هم به اندازه‌ي خودش از ظرفيت تمركزي شما مي‌كاهد؛ با كوك كردن و كنار گذاشتن آن، ذهن خود را در طول مطالعه از موضوع زمان آزاد كنيد.
 10.
حتماً وسايل مكان مطالعه را قبل از مطالعه مرتب كنيد. تنها وسايلي را كه واقعاً مورد نيازتان است، مقابل‌تان قرار دهيد. تمركز خوب، در جايي كه وسايل موجود در آن شلوغ و درهم است، امكان‌پذير نيست. هم‌چنين، در مكان مطالعه يا روي ميز كارتان هيچ چيز غيردرسي نبايد وجود داشته باشد، هيچ چيزي، حتي صفحه‌اي نوشته‌ي غيردرسي يا روزنامه، يا قاب عكس و تقويم روميزي.
 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  يك دوست خوب چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟

      

 

                  

   

يك دوست خوب چه ويژگي هايي بايد داشته باشد؟   

      

ايمان و پارسايي از ويژگي هاي مهم يك دوست است ؛ زيرا انسان موحدي كه دين را با جان و وجود پذيرفته و به وجود بهشت و جهنم اعتقاد دارد و از زوال دنيا و بقاي جهان آخرت نيز آگاه است ، به خوبي مي داند تنها از راه عبوديت و بندگي است كه مي تواند سعادت دو جهان را كسب نمايد.

1- ايمان و پارسايي

ايمان و پارسايي از ويژگي هاي مهم يك دوست است ؛ زيرا انسان موحدي كه دين را با جان و وجود پذيرفته و به وجود بهشت و جهنم اعتقاد دارد و از زوال دنيا و بقاي جهان آخرت نيز آگاه است ، به خوبي مي داند تنها از راه عبوديت و بندگي است كه مي تواند سعادت دو جهان را كسب نمايد.

قرآن شريف در اين رابطه آيات گوناگوني دارد كه در ضمن آنها ، مردم و مؤمنان را از برقرار كردن پيوند دوستي و مودت با كافران و مشركان و منافقان بر حذر مي دارد.

لا يَتَّخِذِ المُومِنُونَ الكافِرينَ أَولِياءَ مِن دُونِ المُومِنينَ وَ مَن يَفعَل ذلِكَ فَلَيسَ مِنَ اللهِ في شَيءٍ اِلا أَن تَتَّقُوا مِنهُم تُقيةً وَ يُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفسَهُ وَ اِلَي اللهِ المَصير. ( سوره آل عمران ، آيه 28 )

افراد با ايمان نبايد به جاي مؤمنان ، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنين كند هيچ رابطه اي با خدا ندارد.

در واقع قرآن در اينجا يك درس مهم سياسي اجتماعي به مسلمانان مي دهد و آن اين است كه هرگز بيگانگان را به عنوان دوست و حامي خود نپذيريد. تاريخچه استعمار گوياي آن است كه ظالمان استعمارگر هميشه در لباس دوستي و دلسوزي و اظهار محبت ظاهر شده و درنهايت بر آن جامعه تاخته و هر چه بوده به يغما برده اند.

از كجا بفهميم كه شخص با ايمان است؟

راه تشخيص ايمان واقعي در افراد خيلي دشوار نيست. اثر ايمان در گفتار و كردار و رفتار هر مؤمني نمودار است. صدق ، امانتداري ، وفاي به عهد، حسن خُـلق، تقيد به واجبات ، پرهيز از محرمات ، همگي از شاخصه هاي ايمان است كه مي توان با آزمودن ديگران پي به وجود اين صفات در ايشان برد.

عن ابي عبدالله عليه السلام :

اِنَّ اللهَ وَضَعَ الايمانَ عَلي سَبعَةِ أَسهُم عَلَي البِرِّ وَ الصِّدقِ وَ اليَقينِ وَ الِّرضا وَ الوَفاءِ وَ العِلمِ وَ الحِلمِ ثُمَّ قَسَّمَ ذلِكَ بَينَ الناس.

همانا خداوند ايمان را بر هفت سهم نهاده است: نيكي ، راستي ، يقين ، رضا، وفا، علم و حلم ، سپس آن را بين مردم قسمت كرده است.

قال علي عليه السلام :

عَلامَةُ الايمانِ أَن تُوثِرَ الصِّدقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَي الكِذبِ حَيثُ يَنفَعُكُ وَ أَلا يَكُونَ في حَديثِكَ فَضلٌ عَن عِلمِكَ وَ أَن تَتَّقِي اللهَ في حَديثِ غَيرِك.

نشانه ايمان آن است كه راستگويي را در جايي كه به زيان توست بر دروغ در جايي كه به نفع توست مقدم داري و در سخنت چيزي زياده از عملت نباشد و در هنگام سخن گفتن درباره ديگران تقوا را پيشه خود كني .

بنابراين ايمان نشانه هايي دارد كه در افراد بروز مي كند و با شناخت آن علامت ها مي توان دريافت كه ايمان شخص مورد نظر تا چه اندازه است.

2- عقل

عقل نيرويي است كه انسان به وسيله آن ، حقايق عالم را درك مي كند.

از آنجا كه عقل ، مشعل فروزان زندگي است و بهروزي و سعادت آدمي در سايه تدبير و انديشه است، دين مبين اسلام يكي از شرايط رفاقت و دوستي را مسئله عقل و خرد دانسته و تأكيد نموده كه با صاحبان عقل و انديشمندان با وفا همنشيني و معاشرت و دوستي داشته باشيد.

امام رضا (ع) مي فرمايد:

عَلَيكَ أَن تَصحَبَ ذَا العَقلِ فَاِن لَم تَمجِد بِكَرَمِهِ اِنتَفِع بِعَقلِهِ .

سعي كن با انسان عاقل دوستي نمايي تا اگر از كرم و بخشش آن نتواني استفاده كني ، از عقلش بهره ببري .

امام علي (ع) نيز مي فرمايد:

صُحبَةُ الوَلِيِّ اللَّبيبِ حَياةُ الرُّوح .

همنشيني با دوست دانا سبب زنده بودن روح است.

اما رفيق ناشايست و دوست جاهل همچون زهري است كه وجودش هر لحظه جسم و جان را آزار مي رساند. در روايات اسلامي به شدت از دوستي با رفقاي جاهل و بي خرد نهي شده است.

از امام صادق (ع) روايت شده است كه :

مَن لَم يَجتَنِب مُصاحَبَةَ الاَحمَقِ يُوشِكُ أَن يَتَخَلََّقَ بِأَخلاقِه .

كسي كه از رفاقت و همنشيني با احمق پرهيز نكند، تحت تأثير كارهاي احمقانه وي واقع مي شود و زود به اخلاق ناپسندش متخلق مي گردد.

3- حريص نبودن به دنيا

برخي به اشتباه چنين پنداشته اند كه دنيا به كلي ناپسند و مذموم است. اما نخست بايد ديد منظور از دنيا چيست و چه بخشي از آن پسنديده و كدام قسمت آن مذموم است؟ و چرا؟

حقيقت امر اين است كه اگر منظور از دنيا ، اين جهان مادي و به اصطلاح همين سراي طبيعت است؛ به تأكيد بايد گفت دنيا به خودي خود نه تنها بد نيست بلكه به فرموده پيامبر گرامي اسلام مزرعه آخرت است. دنيا بستر خوبي براي تحصيل كمال و رسيدن انسان به مقامات بلند انسانيت است.

اما آنچه در مذمت دنيا آمده ، در واقع درباره دنيايي است بي هدف و بي نتيجه ، و يا دنيايي كه خودش هدف آدمي قرار گيرد .

لاخَيرَ في دُنيا لا تَدَبُّرَ فيها .

دنيايي كه در آن فكر و انديشه نباشد و هدف والايي از آن تعقيب نشود ، خيري در آن نيست.

قرآن كريم مي فرمايد:

وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ مَتاعُ الغُروُر ( سوره آل عمران ، آيه 185 )

مفهوم اين سخن قرآني اين است كه دنيا وسيله و ابزاري براي فريب كاري خود و ديگران است. از طرفي از آنجا كه دوستي هاي شايسته به دنيا محدود نمي شود و ارزش و نتيجه نهايي دوستي برا ي مؤمنان در آخرت گرفته مي شود لذا برادران مؤمن بايد دوستاني را براي خود انتخاب كنند كه حريص به دنيا نباشند.

روشن است كساني كه حريص به دنيا باشند و بالاترين آرزوي شان رسيدن به امور دنيوي باشد بالاخره در جايي كه ادامه دوستي با منافع دنيوي آنها منافات داشته باشد از دوستي دست برداشته و ما را رها مي كنند. اينان در طلب دنيا حد و مرزي نمي شناسند؛ همان گونه كه در حديث شريف آمده است:

مَنهُومانِ لا يَشبَعانِ طالِبُ عِلمٍ وََ طالِبُ دُنيا .

دو كس سيري ندارند: طالب علم ، و طالب دنيا.

بي اعتنايي به دنيا

توجه به دنيا چه در قالب كسب مقامات و مراتب و درجات عاليه ي دنيا و چه در شكل ثروت اندوزي و رفاه طلبي و دوستي زر و زيور بستگي به مراتب ايمان هر شخصي دارد. يعني به هر انداره كه انسان از ايمان بالاتري برخوردار باشد نسبت به جاه و مقام دنيا و زراندوزي بي اعتناتر و دنيا در چشم او حقيرتر خواهد بود و تنها در حد وظيفه و انجام مسئوليت به آن مي پردازد.

انسان مؤمن گرچه از نعمت هاي خدادادي و مواهب الهي كه از راه حلال به دست آمده باشد در حد ضرورت بهره برداري مي كند و شكر آنها را نيز با استفاده درست از آنها به جا مي آورد اما همواره در نظر او، ماوراء طبيعت و كسب معارف ديني و خودشناسي بزرگتر و ارزشمندتر از آن است كه زخارف ( چيزهاي بي ارزش ) دنيا توجه وي را از آن منحرف و به سوي خود جلب كند.

4 - اعتدال و ميانه روي

آيا هرگز به اين نكته فكر كرده ايد كه چرا ميانه روي در زندگي ما كمتر به چشم مي خورد؟ متأسفانه بايد گفت كه در قشر وسيعي از جامعه، خصوصاً در ميان جوانان معمولاً احساسات و عواطف تعيين كننده ترين عامل در شكل گيري نحوه رفتار فرد هستند. بر همين اساس آنان در بسياري از مسائل اجتماعي و از جمله در دوست يابي دستخوش احساسات شده و عواطف ، حاكم بر عقل آنان مي گردد؛ در نتيجه از مرز اعتدال و ميانه روي خارج شده و در دوستي دچار تفريط و افراط مي شوند. اسلام توصيه مي كند كه در دوستي و رفاقت با ديگران نه آن چنان باشيم كه همچون بيگانگان با يكديگر رفتار كنيم و خود را نسبت به آداب و حقوق دوستي بي اعتنا نشان دهيم و نه آن چنان كه تمام اسرار زندگي خود و خانواده خود را براي آنان نمايان كنيم بلكه مي بايد در دوستي ها از روش افراط و تفريط بپرهيزيم؛ چنان كه پيامبر اسلام فرمود:

أَحبـِب حَبيبَكَ هَوناً ما عَسي أَن يَكُونَ بَغيضُكَ يَوماً ما وَ أَبغِض بَغيضَكَ هَوناً ما عَسي أَن يَكُونَ حَبيبَكَ يَوماً ما . دوست خود را در حد اعتدال دوست بدار چرا كه ممكن است روزي دشمنت شود و نيز دشمنت را در همين حد دشمن بدار زيرا ممكن است روزي دوستت شود.

و اميرمؤمنان (ع) هم چنين فرمود: اگر خواستي پيوند برادري و رفاقت را ببري جاي دوستي برايش باقي گذار كه اگر روزي خواستي بازگردد و بار ديگر با تو دوست شود، بتواند چنين كند.

بنابراين انسان خردمند در عين حال كه با دوستان در كمال دوستي و گرمي و مهرباني است و آنان را همچون برادر خود دانسته و نسبت به تمامي حقوق و آداب دوستي پاي بند است اما هرگز از مرز اعتدال خارج نمي شود و مسائل دروني ، شخصي و خانوادگي اسرار زندگي خود را نگه مي دارد؛ و به قول " سعدي " "رازي كه نهان خواهي ، با كس در ميان منه گر چه دوست مخلص باشد، كه آن دوست را نيز دوستان مخلص باشد".

5- آيينه بودن

يكي از ويژگي هاي دوستان با وفا و صميمي آن است كه در سلوك و معاشرت با يكديگر آن چنان از نظر روحي به يكديگر نزديك هستند كه حتي كمترين و ظريف ترين نكات مثبت و منفي وجود هر يك ، از ديد طرف مقابل پنهان نمي ماند و در يك كلام همچون آيينه اي براي دوست خود مي باشد. چه زيبا فرمود پيامبر خدا كه :

أَلمُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِن مؤمن آيينه برادر مؤمنش مي باشد.

دوست واقعي ، صفات پسنديده دوست خود را به ديده قبول مي نگرد و او را نسبت به آنها كاملاً تشويق مي كند و با تدبير خود او را يار و مددكار است

                  

   

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» واقعيت تلخ روابط نامشروع
» با مزاحمت جنسی مردان صاحب مقام چه باید کرد؟
» ازدواج‌ موقت راه حل رفتارهای جنسی جوانان نیست
» خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند
» موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر
» برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید
» اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!
» دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !
» ازدواج مهارت می‌خواهد!
» تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی

آرشيو
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog