تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  21 روش برای گفتن دوستت دارم بدون گفتن حتی یک کلمه

21 روش برای گفتن دوستت دارم بدون گفتن حتی یک کلمه

همانطور که می دانید گفتن دوستت دارم برای شما و همچنین برای نامزدتان بسیار اهمیت دارد. اما شما نباید به گفتن دوستت دارم بسنده کنید. درحقیقت، ابراز علاقه غیر کلامی روش بهتری برای جذب کردن مردان است.

همانطور که می دانید گفتن دوستت دارم برای شما و همچنین برای نامزدتان بسیار اهمیت دارد. اما شما نباید به گفتن دوستت دارم بسنده کنید. درحقیقت، ابراز علاقه غیر کلامی روش بهتری برای جذب کردن مردان است.


مردها تمایل دارند که دوستت دارم را در کارهایشان ثابت کنند بنابراین برای ابراز احساساتشان کمتر از این جمله استفاده می کنند.  ما در اینجا شما را با نحوه ابراز علاقه چند نفر آشنا می کنیم تا ببینید چگونه می توانید علاقه و عشقتان را بدون گفتن یک کلمه به طرف مقابلتان ابراز کنید.
 
 
رمانتیک باشید
• گاهی اوقات من یک پیام عاشقانه برای همسرم روی میز صبحانه اش می نویسم. مخصوصا روز ولنتاین با برش های نان روی میز صبحانه علاقه ام را به او نشان میدهم. او با دیدن این پیام عاشقانه لبخندی بر لبانش می نشیند.

• هرچندوقت یکبار روی یک کارت برایش می نویسم که چقدر دوستش دارم و از او تشکر می کنم که قبل از اینکه بخوابد آن را بخواند.

• همسر من، گاهی اوقات به ماموریت کاری می رود و وقتی که برمی گردد، به او هدیه کوچکی می دهم. هدیه را روی میز آشپزخانه می گذارم و منتظر می مانم  تا متوجه اش شود. هدیه ای که برایش تهیه می کنم می تواند عطر مورد علاقه اش، گل طبیعی، یا حتی یک تکه وسیله زینتی که خودم درستش کردم باشد.

•  من گاهی اوقات نوشته های عاشقانه، را در کشوی لباسهای همسرم می گذارم. او هرگز نمی تواند پیش بینی کند که دفعه بعد چه چیزی خواهد دید. او بعد از دیدن نوشته های من آن را بر می دارد و می داند که کار من است. 

• من روی آینه برای همسرم می نویسم دوستت دارم تا هروقت سراغ آینه رفت آن را ببیند.
 

زندگی را راحت بگیرید
• شوهر من هر شب خمیردندان را روی مسواکم می ریزد و روی سینک می گذارد. او بهترین شوهر دنیا است.

• من لیست کانال های تلویزیون را به ترتیب علائق شوهرم تنظیم می کنم. مثلا اول کانالی که بیشتر فیلم پخش می کند و سپس کانال ورزشی. چون می دانم که او به این دو شبکه علاقه دارد البته این موضوع را به او نمی گویم. زمانی که کنترل تلویزیون را دستش گرفت کاملا سورپریز می شود.

• قبل از اینکه شوهرم سرکار برود، میز صبحانه را آماده می کند. برای یک مرد، این واقعا قدم بزرگی است.

•  شوهر من هر روز صبح زود بیدار می شود. با وجود اینکه کارش ساعت 9 شروع می شود و می توانید دیرتر از من بیدار شود اما اینگونه نیست. وقتی که من آماده شدم، همسرم سه فرزندمان را به سمت ماشینش می برد تا آنها را برساند. برای من این کار بهترین روش است که نشان می دهد او همه ما را عاشقانه دوست دارد.
 

قدردانی تان را نشان دهید
• وقتی که من و همسرم با دوستانمان بیرون می رویم من واقعا به خودمان افتخار می کنم حتی اگر او درمورد چیزهای کوچکی از من صحبت کند.

•  هر روز صبح قبل از اینکه من از خواب بیدار شوم، همسرم دو عدد حوله تمیز برایم آماده می کند تا وقتی که حمام رفتم حوله ام آماده باشد. یک حوله بزرگ برای بدنم و یک حوله کوچکتر برای موهایم.
 
با در آغوش گرفتن همسرتان از او تشکر و قدردانی کنید
اولین اعتراضی که بیشتر از بقیه از مردان می شنویم این است که آنها می گویند ما برای کاری که انجام می دهیم قدردانی نمی شویم. دفعه بعد که شوهرتان برای بردن زباله ها به بیرون از خانه رفت برای 30 ثانیه هم که شده او را در آغوش بگیرید و از او قدردانی کنید. مردان فوق العاده تحت تاثیر این روش قرار میگیرند.

•  زمستان ها موقع صبح، من ماشین شوهرم را استارت می زنم تا زمانی که می خواهد سرکار برود ماشینش گرم شده باشد.
 

نشانه های عشق و صمیمیت را از خودتان به جا بگذارید
• صفحه موبایل همسرتان را عوض کنید تا هروقت به گوشی اش نگاه کرد جمله دوستت دارم را بخواند.

• من و همسرم ایمیل های کوتاهی برای همدیگر می فرستیم تا به همدیگر نشان دهیم که در هر لحظه چه حسی نسبت به یکدیگر داریم. یکبار او برای من نوشت: آهنگ یک خواننده مرا یاد تو می اندازد. حالا هرموقع که من آن را گوش می کنم متوجه می شوم چقدرشوهرم مرا دوست دارد.

•  شوهر من ساعت 5:30 صبح بیدار می شود، اما شب قبل لباسهایش را از داخل کمد و کشویش بیرون می آورد تا صدای باز و بسته شدن آنها مرا بیدار و اذیت نکند. به نظر شما این عشق نیست؟!
 

یک پیام رمزدار بفرستید
• روی دیوار هال تا دیوار اتاق خواب نوشته ای دنباله دار برای همسرتان بنویسید.

• هر روز صبح که شوهرم سر کار می رود سه بار برایم بوق می زند. با این کار به من نشان می دهد که دوستت دارم.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تنبلی و راه هایی برای رفع آن

آيا شما اهل اهمال و دفع الوقت هستيد؟ اگر شما نيز مثل بسياري از آدم ها باشيد، پاسخ اين سؤال مثبت است. اما اين احتمال هست كه شما نخواهيد با اضطرابات حاصل از زندگي اهمال كارانه سر كنيد. ممكن است بيشتر كارها را در حالي كه ميل به انجامشان داريد به تعويق بيندازيد، و به دلايلي به طفره رفتن و تعلل ورزيدن ادامه دهيد. اين روال مسامحه كاري از جنبه هاي بسيار خسته كننده زندگي است.

اگر شما به سختي گرفتار اين حالت باشيد كمتر روزي مي گذرد كه نگوييد «مي دانم بايد آن كار را سامان دهم، اما باشد براي بعد.» گناه اين نقطه ضعف را به سادگي نمي توان متوجه عوامل بيروني دانست. تعلل ورزيدن و ناراحتي هاي حاصله از آن تماماً به خود شما بستگي دارد.

چند نمونه از اهمال كاري و تنبلي متداول

بعضي زمينه هايي را كه در آن انتخاب «تعلل ورزي» بسيار سهل تر از انتخاب «عمل» است عبارتند از :

1 - ادامه دادن به شغلي كه امكاني براي رشد و پيشرفت ندارد .

2 – اصرار بر حفظ روابطي كه نابسامان شده است. متأهل يا مجرد ماندن فقط به اميد اين كه اوضاع بهتر خواهد شد.

3 - امتناع از كوشش در حل مشكلاتي كه در روابط مختلف پيش مي آيند، از قبيل مشكلات جنسي – خجالت و يا ترس. به جاي اين كه اقدامي سازنده به عمل آوريد فقط منتظر مي مانيد تا اوضاع خود به خود بهبود يابد .

4 - بي توجهي به اعتياداتي از قبيل الكليسم – مواد مخدر، قرص هاي آرام بخش يا سيگار. به خود مي گوييد «هر وقت آمادگي داشتم آن را ترك مي كنم » در حالي كه مي دانيد به تعويق انداختن اين كار به سبب ترديدي است كه نسبت به توانايي خود داريد.

5 - به تعويق انداختن كارهاي دشوار يا كم اهميت نظير نظافت منزل.

6 - طفره رفتن از مواجهه با ديگران مثلاً يك شخص بلند مقام يا يك دوست؛ با ماندن در انتظار فرصت مناسب كم كم به اين نتيجه مي رسيد كه چنين برخوردي لازم نيست، در حالي كه ممكن است اين مواجهه روابط شما را، يا كيفيت خدمات را، بهبود بخشد .

7 - تصميم به شروع رژيم غذايي مناسب از فردا يا هفته بعد. البته چون «به تعويق انداختن» از رژيم گرفتن آسان تر است مي گوييد «فردا رژيم مي گيرم»؛ فردايي كه هيچوقت نخواهد آمد.

8 - به تعويق انداختن كارها به بهانه خواب يا خستگي .

9 - خستگي و بهانه ، احساس كسالت و ملال و مريض شدن، شيوه هاي عالي براي تعلل ورزيدن است.

دلايل ادامه اهمال كاري و تنبلي

ريشه اهمال كاري و تنبلي كردن را مي توان در خود فريبي و فرار از قبول مسئوليت دانست. در اينجا مهمترين بازده هاي مسامحه كاري را ذكر مي كنيم.

1 - تعويق هر امر به شما امكان مي دهد تا از فعاليت هاي ناخوشايند فرار كنيد.

2 – از راه خود فريبي مي توانيد احساس آرامش كنيد.

3 - تا زماني كه به تعلل ورزي خويش ادامه مي دهيد مي توانيد پيوسته همانگونه كه هستيد باقي بمانيد .

4 - با احساس ملال، كسي يا چيزي را موجب اندوه خود دانسته و سرزنشش مي كنيد، تا مسئوليت را از دوش خود برداريد و متوجه امر كسالت آور بيروني كنيد.

5 – با انتظار بهتر شدن اوضاع مي توانيد بنشينيد و دنيا را به خاطر اندوه خود سرزنش كنيد؛ اما اوضاع هيچگاه به نفع شما تغيير نمي كند، اين يك شيوه عالي براي اجتناب از كار كردن است .

6 - با دوري گزيدن از فعاليت هايي كه مستلزم مخاطره است براي هميشه از احتمال شكست دوري مي كنيد.

7 – آرزو مي كنيد كه خواسته هايتان خود به خود برآورده شوند.

8 - ابراز همدردي ديگران و دلسوزي شخص خودتان را جلب مي كنيد تا به خاطر احساس اضطراب شما كه ناشي از انجام ندادن كارهايي است كه نتواسته ايد بكنيد همواره دلسوزتان باشند .

9 - با اجتناب از كار مي توانيد از موفقيت فرار كنيد. در نتيجه از احساس آدم خوب و لايق بودن و بلکه پذيرش مسئوليت هايي كه موفقيت به همراه دارد نيز احتراز خواهيد كرد.

چند روش براي از بين بردن اهمال كاري و تنبلي

1 - يك روز تصميم بگيريد كه فقط به زمان حال بينديشيد، و سعي كنيد آن پنج دقيقه را صرف انجام كاري كه «مي خواهيد» بكنيد. در اين فاصله كوتاه از به تعويق انداختن آنچه موجب ارضاي خاطر شماست اجتناب كنيد.

2 - بنشينيد و شروع به كاري كنيد كه به تعويق افكنده ايد: نوشتن يا خواندن كتابي كه قصد داشته ايد. خواهيد ديد كه اهمال شما هيچ ضرورتي نداشته، زيرا همين كه تعلل را كنار بگذاريد، دست زدن به كار دلخواه را به احتمال زياد دلپذير و لذتبخش خواهيد يافت. شروع به اجراي كار مورد نظر عملاً موجب مي شود تا اضطراب خود را نسبت به انجام تمامي آن كار فراموش كنيد.

3 - وقت مشخصي را تعيين كنيد و اين وقت را منحصراً به انجام كاري كه به تعويق انداخته ايد اختصاص دهيد. خواهيد ديد كه همين پانزده دقيقه كوشش كل مشكل تعلل ورزي شما را از ميان برمي دارد.

4 - خود را مهمتر از آن بدانيد كه با اضطراب درباره كارهايي كه بايد به انجام برسانيد زندگي كنيد. بار ديگر كه مي بينيد اضطراب ناشي از تعويق كاري ناراحتتان مي كند، به ياد بياوريد مردمي كه خويشتن را دوست دارند اينگونه خودشان را آزار نمي دهند .

5 - زمان حال را با دقت بررسي كنيد. ببينيد اكنون از چه چيز اجتناب مي نماييد و شروع به مقابله و مبارزه با ترس از زندگي، مثبت و سازنده كنيد. به تعويق اندازي موجب نگراني نسبت به امري در آينده مي شود و اين نگراني جانشين زمان حال شما مي شود.

6 - تصميم بگيريد و عمل کنيد؛ حالا، رژيم غذايي متناسب را شروع كنيد؛ همين الان. به اين طريق است كه با مشكلات خود مقابله خواهيد كرد. با عمل در «همين لحظه» عمل كنيد. تنها چيزي كه مانع شما مي شود خود شما، و انتخاب هاي بيمارگونه اي است كه به عمل آورده ايد زيرا قدرت خودتان را باور نداشته ايد. خيلي ساده است فقط عمل كنيد .

7 - نگاه دقيقي به زندگي خود بيندازيد؛ اگر مي دانستيد فقط شش ماه ديگر زنده خواهيد بود، آيا همين روش ها و همين كارها را انتخاب مي كرديد؟ ديگر به خود نگوييد كه عملكردتان بايد خوب باشد. به خاطر داشته باشيد كه نفس عمل كردن بسيار مهمتر است.

8 - در به عهده گرفتن كاري كه از آن پرهيز داريد شجاع باشيد. يك عمل شجاعانه مي تواند همه ترس هاي شما را از بين ببرد. ديگر به خود نگوييد كه عملكردتان بايد خوب باشد. به خاطر داشته باشيد كه نفس عمل كردن بسيار مهمتر است.

9 - تصميم بگيريد كه تا لحظه خوابيدن خسته نشويد اجازه ندهيد كه خستگي يا بيماري، وسيله اي براي فرار از كار يا به تعويق انداختن آن شود .

10 - كلمات «اميد» ،«آرزو» و«شايد» را از فرهنگ لغات خود حذف كنيد. اين كلمات، ابزار به تعويق اندازي كارها هستند. هر وقت اين كلمات وارد ذهن شما مي شوند، جملات تازه اي را جانشين آنها سازيد، مثلاً جمله «اميدوارم كارها رو به راه شوند» را به جمله «آن كار را عملي خواهم ساخت» تبديل كنيد.

11 - رفتارهاي منتقدانه خود را هر روز يادداشت كنيد. با نوشتن، دو منظور زير حاصل خواهد شد:

الف- چگونگي بروز رفتار انتقادي را در زندگي خود مشاهده خواهيد كرد

ب- تعداد دفعاتي كه انتقاد مي كنيد، نوع انتقاد، وقايع و افرادي كه به اين حالت شما مربوط مي شوند، مشخص مي گردند. همچنين از انتقاد كردن دست برخواهيد داشت، زيرا نوشتن موارد آن در يادداشت روزانه عملاً كار بسيار دردناكي مي شود.

12 - اگر دلتان مي خواهد دنيا تغيير كند، شكوه و شكايت نكنيد. كاري بكنيد به جاي اين كه لحظات خود را با انواع نگراني هاي اختلال آميز نسبت به كارهاي عقب مانده بگذرانيد، با اين نقطه ضعف فلاكت بار مبارزه كنيد و پيوسته در لحظه حال زندگي كنيد. يك فرد عمل كننده باشيد، نه آرزو كننده يا اميدوار يا انتقاد كننده.

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه عزيز همسرمان باشيم؟

 

 

 

همه زن‌ها و مردها دوست دارند براي همسرانشان عزيز باشند و عزيز بمانند. از ابتداي زندگي، حفظ اين عزت و افزايش آن مي‌تواند به استحكام زندگي كمك كند ، اما بسياري از زن‌ها و مردها با اشتباهات كوچك و بزرگ، عزت خود را در زندگي زناشويي زير سوال مي‌برند و زندگي را براي خود و همسرشان سخت مي‌كنند. رعايت بعضي مسائل و دقت به برخي نكات مي‌تواند شما و همسرتان را براي هم عزيز نگه دارد و حتي در طول زندگي عزيزتر كند. براي اين كه اين نكات را بدانيد، به ياد آوري و توضيح آنها مي‌پردازيم.

 

براي اين‌كه عزيز همسرتان باشيد

 

هميشه صادق باشيد. صداقت شما هيچ وقت از ياد همسرتان نخواهد رفت و بي‌صداقتي نيز براحتي مي‌تواند اعتماد همسرتان را از شما سلب كند و او را به شما بدبين كند و همين باعث از بين رفتن عزت شما شود.

 

بر اعصاب خود مسلط باشيد. از کوره در نرويد . موقع عصبانيت ممكن است متوجه رفتار و گفتار خود نباشيد و حرفي بزنيد كه همسرتان را ناراحت كند و برنجد. شايد عصبانيت تان بعد از مدتي فروكش كند و شما آن را فراموش كنيد، ولي همسرتان هيچ وقت حرف‌هايي را كه شما در عصبانيت به او گفته‌ايد از ياد نمي‌برد.  افرادي كه زود عصباني مي‌شوند، براي اطرافيانشان خسته‌كننده‌اند چون در پي هر گفتار و رفتاري بايد منتظر عصبانيت شما باشند و اين واقعا زجر آور است كه كسي دائما از دست همه عصباني باشد و با هر چيز كوچكي از كوره در رود.

 

نقاط مثبت را هم ببينيد و بدبين نباشيد. وقتي هميشه به ايرادهايي كه همسرتان دارد فكر كنيد، روز به روز بيشتر از او دور مي‌شويد، اما اگر هميشه به نقاط مثبت او بينديشيد آن‌وقت هر روز بيشتر از ديروز برايتان عزيز مي‌شود.

در رفتارتان با ديگران دقت كنيد. به بزرگترها احترام بگذاريد و با دوستانتان زياده‌روي نكنيد و در روابطتان حساسيت‌هاي همسرتان را در نظر داشته باشيد و او را با يك رفتار نابه‌جا در جمع نرنجانيد.

 

نشاط خود را حفظ كنيد و هميشه خسته و افسرده نباشيد. بعضي افراد همين كه به همسر خود مي‌رسند فكر مي‌كنند بايد ناله كنند و خسته باشند. شور و نشاط باعث مي‌شود كه همسرتان در كنار شما احساس شادي كند، اگر روزي در كنارش نباشيد، جايتان خالي مي‌باشد. اما اگر دائم ابراز افسردگي كنيد، هر كسي در كنار شما احساس دلمردگي مي‌كند.

 

هيچ‌گاه براي كارها و گذشت‌هايي كه در زندگي كرده‌ايد، سر همديگر منت نگذاريد. هر كاري كرده‌ايد براي زندگي خودتان بوده و خودتان خواسته‌ايد، پس بامنت آن را بي‌ارزش نكنيد.

 

به همديگر احترام بگذاريد. خيلي اوقات از بين رفتن عزت همسران در ديد همديگر به خاطر از بين رفتن حريم‌ها بين آنهاست. سعي كنيد هميشه ادب و احترام را در قبال هم رعايت كنيد تا قبح توهين و بي‌احترامي بين شما از بين نرود و هميشه همديگر را محترم بشماريد. اين مورد شامل خانواده همسرتان هم مي‌شود.

 

با هم به سفر برويد . از هيجان زندگي غافل نشويد و روزهاي شادي را با هم بگذرانيد.

 

زن‌ها بخوانند

 

 

 

هر زني كه مي‌خواهد براي همسرش عزيز بماند، بايد به برخي نكات اهميت بدهد مثل اين‌كه، به ظاهر خود اهميت بدهد و هميشه لباس مناسب بپوشد. تشخيص ظاهر مناسب براي هر مكان كار سختي نيست و شما مي‌توانيد با توجه به حساسيت‌ها و نظرات همسرتان در اين مورد، آنها را پيدا كنيد.

 

خوب آشپزي كنيد. شايد بعضي از زن‌ها آشپزي را دوست نداشته باشند و آن را وظيفه خود ندانند، اما تقريبا بيشتر مردها از همسر خود انتظار دارند يك غذاي خوب براي آنها تهيه كند.

 

 

 

 

 

 

خانه مرتب و آرام خانه‌اي است كه يك مدير خوب آن را اداره مي‌كند.

 

خانه را مرتب و آرام نگه داريد. اين به معني كار كردن هميشگي شما در خانه نيست، بلكه صحبت از جو خانه است كه ظاهر مرتب نيز به آرامش آن كمك مي‌كند. خانه مرتب و آرام خانه‌اي است كه يك مدير خوب آن را اداره مي‌كند. مثلا حواستان باشد كه مايحتاج خانه تكميل باشد، جو خانه را از تشنج به دور نگه داريد و فضاي خانه را آرامش‌بخش بچينيد.

 

به حرف همسر خود گوش دهيد. كمتر با او سرسختانه مخالفت كنيد. دقت كنيد كه منظور ما، فراموش كردن ديدگاه‌ها و نظرات خودتان نيست بلكه ابراز آنها به نحوي است كه همسر شما فكر نكند شما حرف او را زير پا گذاشته‌ايد، مخالفت‌هاي يكباره، اكثر مردها را عصباني مي‌كند، در حالي كه وقتي به حرف آنها گوش مي‌دهيد لذت مي‌برند. در اين مورد زياده روي هم نكنيد.

منطقي و معقول مطيع همسر خود باشيد.

 

اگر در كارهاي خانه از شوهرتان كمك مي‌خواهيد، كارهايي را كه دوست دارد به او بدهيد و تقسيم كار كنيد. دستور ندهيد و ايراد نگيريد. او را به كمك كردن تشويق كنيد نه اين كه با رفتارتان او را از كمك كردن در خانه زده كنيد.

 

مردها بخوانند

 

اگر مي‌خواهيد هميشه براي همسر خود عزيز بمانيد اين نكات را فراموش نكنيد:

 

زن‌ها سرشار از احساساتند و اگر مردي بتواند قلب همسرش را هميشه راضي نگه دارد مي‌تواند هميشه براي او عزيز بماند و راضي شدن قلب با اهميت دادن به احساسات زن اتفاق مي‌افتد. استفاده از كلام محبت‌آميز و هر چيزي كه نشان دهد شما به او علاقه‌منديد، محبت واقعي و پرهيز از افراط و تفريط، مي‌تواند نتيجه خوبي به همراه داشته باشد.

 

از او به خاطر كارهايي كه مي‌كند قدرداني كنيد، چون حتي اگر همسرتان فقط خانه‌دار باشد، كار مهم و سختي انجام مي‌دهد آن هم بدون تعطيلي و وقفه. تنها با قدرداني شماست كه خستگي از تنش در مي‌آيد.

 

 

از نظر مالي به او اهميت بدهيد و هميشه مبلغي را براي خود او در نظر بگيريد. حتي اگر خودش درآمد دارد، وظيفه شما حكم مي‌كند او را تامين كنيد.

 

يادتان باشد كه خرج خانه براي خانه است نه همسرتان، پس او را هم مهم بدانيد و از نظر مالي به او اهميت بدهيد.

 

گاهي به او نيز مرخصي دهيد و كارهاي خانه را خودتان انجام دهيد. اين كار 2 حسن دارد؛ اول اين‌كه همسرتان استراحت مي‌كند و دوم اين‌كه شما مي‌فهميد همسرتان روزانه چه كارهايي در خانه انجام مي‌دهد و قدر يكديگر را بيشتر مي‌دانيد.

 

هرگز داد نكشيد و تحقير نكنيد. مهرباني و نرم سخن گفتن آنچنان در دل زنان نفوذ مي‌كند كه تاثيرش هزاران برابر فرياد كشيدن است و برعكس، داد و فرياد و تحقيركردن، آنچنان شما را از چشم همسرتان مي‌اندازد كه اگر بدانيد ديگر داد نمي‌كشيد.

 

اگر همسرتان همه اين نكات را رعايت كند، در چشم شما عزيزتر نخواهد شد؟ پس مطمئن باشيد او هم مثل شما فكر مي‌كند و دوست دارد شما نيز اين موارد را رعايت كنيد. زندگي باعزت و احترام هميشه پايدار و مقاوم خواهد ماند.

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه شک همسرتان نسبت به خودتان را از بین ببرید!
 

چگونه شک همسرتان نسبت به خودتان را از بین ببرید!

چرا آقایان حسود می‌شوند ؟ چرا در روابط عاشقانه و یا زناشویی حسادت و بد بینی در بین آقایان به وجود می‌آید ؟
چرا آقایان حسود می‌شوند ؟ چرا در روابط عاشقانه و یا زناشویی حسادت و بد بینی در بین آقایان به وجود می‌آید ؟
حسادت معمولا یک احساسی است که در بین همه ی افراد بشری کم یا زیاد وجود دارد ، اما‌این حسادت زمانی که به روابط عاشقانه یا روابط زناشویی نفوذ می‌کند مخرب می‌شود . زیرا در‌این روابط حسادت به بالاترین درجه ی ممکن می‌رسد و باعث می‌شود که روابط گذشته را کاملا از بین ببرد .
 اگر مردتان نسبت به شما حسود شود باعث می‌شود که بر روی روابط شما سخت گیری‌های زیادی را انجام دهد . مثلا اگر مردی شما را نگاه کند او به شدت عصبانی می‌شود و یا ‌اینکه اگر بدون او و به تنهایی از خانه خارج شوید او دائما نگران شماست که با چه شخصی هستید ؟ ‌آیا با آقایان و مردهای دیگر صحبت می‌کنید ؟ به کجا می‌روید ؟ آن قدر به شما زنگ می‌زند و یا هنگام مراجعت به خانه‌اینقدر از شما در‌این رابطه سئوال می‌پرسد که شما را کلافه می‌کند و نمی‌دانید با او و‌این اخلاقش چه کار باید گرد ؟
اگر شما چنین مشکلی را با همسرتان دارید ، به شما توصیه می‌کنیم که‌این مقاله را مطالعه بفرمایید :
 
‌این حسادت از کجا متولد می‌شود و  از کجا به وجود می‌آید ؟
 
فروید ، روان شناس مشهور دنیا معتقد است: ‌این حسادت‌ها ریشه در دوران کودکی شخصی دارد که‌این رفتار را انجام می‌دهد . و اساس‌این رفتار بر دو عامل مهم می‌گردد و آن دو به ترتیب زیر است :
اول : ‌این شخص  هنگامی که کسی را با تمام وجودش دوست دارد و آن شخص همسر او باشد او به صورت ناخودآگاه احساس می‌کند که برای‌این که او را از دست ندهد ، باید خیلی مراقب او باشد تا او را از دست ندهد و یا ‌اینکه مبادا همسر و زنش  بخواهد او را ترک کند .
 
دوم: ‌این است که می‌ترسد نکند او شخصی بهتر را پیدا کند و بخواهد او را ترک کند و به دنبال فردجدیدی برود . و ‌این موضوع در روابط بین زن و شوهر به عنوان یک سم محسوب می‌شود زیرا زمانی که زن و یا شوهر به دیگری اعتماد نداشته باشد و بخواهد او را به هر نحوی و با هر مساله کوچکی زیر سئوال ببرد مسلما ‌این رابطه دوام زیادی پیدا نمی‌کند و زود از هم می‌پاشد . به خصوص اگر فرزندی داشته باشید‌این حسادت و شک اثری صد برابر بدتر پیدا می‌کند زیرا فرزندتان نیز روابط بین شما و همسرتان را می‌بیند و از همان کودکی در ذهن او ریشه می‌کند و او هم که رشد پیدا کند و به سن پدرش برسد ، او هم چنین رفتاری را با همسرش خواهد داشت .
احساس حسادت گاهی به حدی می‌رسد که شریک زندگی‌تان را آزار می‌دهید و باعث می‌شوید که او از شما دوری کند و به مرور زمان ، روابطتان تیره تر می‌شود و ممکن است‌ این روابط به طلاق انجام شود .
مطالعات دلیل خاصی را برای ‌این رفتار نشان نمی‌دهد و بیشتر ‌این رفتار را ریشه در دوران کودکی شخص می‌دانند و یا در شرایط و روابط پیچیده اجتماعی که فرد در آن زندگی میکند، مثل محیط کاری و یا محیط زندگی و افرادی که فرد با آنها سر و کار دارد که منجر به احساس ناخوشایند ناامنی در فرد می‌شود و در مواردی ممکن است این احساس به روابط خانوادگی فرد نیز رخنه کند و مشکلات از همین جا شروع می‌شود.
 
اما چطور به این افراد کمک کنیم که او ‌این بحران را پشت سر بگذارد و به حالت اولیه خود باز گردد باید چه کار کرد ؟
 
1. در وحله ی اول ما به شما توصیه می‌کنیم ، که زمان‌هایی و هم چنین موقعیت‌هایی که همسرتان‌این احساس را پیدا می‌کند و نسبت به شما حسادت می‌ورزد را یادداشت کنید و‌ این زمان‌ها را با هم مقایسه کنید و رفتار‌های خودتان را نسبت به او بسنجید و هم چنین شدت حسادت او نسبت به خودتان را یادداشت کنید و سعی کنید رفتار‌های را که انجام می‌دادید را ترک کنید تا حساسیت شوهرتان کمتر شود و تا ‌این موضوع به مرور زمان از بین برود .
 
 
2. با شوهرتان در آرامش و زمانی که هر دوی شما آسوده خاطر هستید و بدون هیج گونه دعوایی به صحبت بشینید و به او اجازه دهید تا علت‌این موضوع را برای شما توضیح دهد و به شما بگوید چرا حسود شده است و  چرا رفتارش با شما‌این گونه شده است . با دقت به صحبت‌های و شک‌های که او مطرح می‌سازد گوش دهید و سعی کنید او را درک کنید و نه‌این که با او به خاطر صحبت‌های که می‌گوید و ادعا‌هایی که دارد  دعوا کنید . به خاطر داشته باشید شما می‌خواهید ‌این موضوع را حل کنید و نه ‌این که به‌این موضوع دامن بزنید . شما با ‌این کارتان و عمل تان به او ثابت می‌کنید که او را دوست دارید و نمی‌خواهید از او دور شوید و یا‌اینکه به دنبال شخص دیکری بروید و او نیز از‌این موضوع اطمینان خاطر پیدا می‌کند و خیالش از طرف شما آسوده می‌شود . و‌این اطمینان باعث می‌شود که مشکلات آتی شما حل شود . و هم چنین از مشکلات جدیدی که پیش خواهد آمد جلوگیری می‌کنید . و مسلما شما هم از یک سری از رفتار‌های او ناراحت می‌شوید ،همان طور که علت رفتارهایش را از او می‌پرسید برای او هم توضیح دهید که رفتار‌های که با شما دارد برایتان غیر قابل تحمل است .
همسرتان را با اشخاص و افرادی که با آنها  در ارتباط هستید آشنا سازید تا او اطمینانش به شما جلب شود .
 
اما یک موضوع مهم مطرح است و آن ‌این است که حواستان باشد در دام نیفتید ؟
منظور چیست؟ یعنی برای‌ این که زندگی خود را بخواهید نجات دهید مرتکب اعمالی می‌شوید و بدون ‌اینکه متوجه شوید در دام‌هایی می‌افتید که زندگی شما را تلخ تر می‌کند .
 
منظور از دام چندین موردی است که در زیر برای شما آنها را به صورت فهرست برایتان شرح دادیم وار آورده‌ایم :
 
1. سعی نکنید رفتار و شیوه‌ی اخلاق و خلق و خوی کلی خود را به خاطر او عوض کنید ، زیرا برای او مسلم می‌شود که کاری را در سابق انجام می‌داده‌اید اشتباه و شک و حسادت او به شما صحیح بوده است و‌این حساسیت‌ها و شک‌ها بیشتر می‌شود ، زیرا در مواردی چنین افرادی که به بقیه شک دارند دچار یک بیماری هستند (البته  وجود بیماری باید توسط روانشناس  تایید شود و گاهی چنین مواردی با همکاری شما رفع شده و جای نگرانی ندارد) و با‌ این کار شما بیماری آنها تشدید می‌شود . نه خود را عوض کنید و نه به رفتارتان دامن بزنید ، بهترین راه حل همان است که در بالا متذکر شدیم و‌این راه حل را کامل شرح دادیم .
 
2. هیچ گاه به شوهرتان که‌این اخلاق را دارد دروغ نگویید ، زیرا با دروغ گفتنتان به او ، حساسیت او را بیشتر می‌کنید ، اگر با همکاران خود به خرید رفته اید و بیرون نهار میخورید و زمانی را دوست دارید با دوستان قدیمی تان بگذرانید ، لزومی ندارد به او دروغ گویید ، پس هیچ گاه سعی نکنید با رفتارتان و یا مخفی کردن کارهایتان ، او را بیشتر مشکوک کنید . به او حقیقت را بگویید  اجازه دهید  شوهرتان‌ همه این موضوعات را بداند . کسی نمی‌تواند خوشبختی را از شما بگیرد همانطور که کسی نمی‌تواند خوشبختی را به شما هدیه دهد ، پس سعی کنید عصبانیت ، خشونت ، و .... را از خود دور کنید و با شوهرتان رفتار مناسبی داشته باشید تا او بتواند‌این رفتارش را ترک کند .
 
برای‌این که مشکلتان هر چه زود تر حل شود آخرین توصیه‌ای که برای شما داریم‌این است که بهتر است نزد یک روانشناس بروید و با توصیه‌های او پیش بروید زیرا مسلما هر زنی زندگی خود را دوست دارد و نمی‌خواهد زندگی زناشویی اش از هم بپاشد بخصوص اگر که شما  فرزندی داشته باشید .
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  راهکارهای مقابله با بی وفایی همسر
قربانیان بی وفایی کوتاه نیایید!


اگر شما هم یکی از قربانیان بی وفایی هستید، اکنون در سراشیبی مسیر زندگی تان قرار گرفته اید. اغلب زوجهایی که چنین مشکلی دارند، معتقدند که تا به حال هیچ گاه چنین هیجانات شدیدی را تجربه نکرده بودند. آنها احساس خشم، افسردگی، ترس، گناه، تنهایی و شرمساری می کنند.

همسری که مورد بی وفایی قرار گرفته است، همیشه از خودش می پرسد: چطور توانست چنین کاری با من بکند؟ چطور توانست به من خیانت کند و بارها و بارها به من دروغ بگوید؟ هرگز دیگر نمی توانم به او اعتماد کنم.

چنین فردی، دچار احساس خشم و انزجار شدیدی می شود و احساس می کند به قدری آسیب دیده است که حتی قادر به بیان آن در قالب کلمات نیست.


اگر به شدت احساس خشم و عصبانیت کردید، با همسرتان صحبت نکنید اما به نقشهای زناشویی خود مانند رسیدگی به امور خانه و فرزندان و.. عمل کنید.


وقتی زوجین چنین هیجانات شدیدی را تجربه می کنند، پرسش اساسی این است که آیا بهبود اوضاع و رفع اختلالات زناشویی امکانپذیر است یا خیر؟ چطور می توان این بحران را پشت سر گذاشت؟ حتی در صورت بهبود، آیا قادریم با خاطره این خیانت و بی وفایی به زندگی مشترک ادامه دهیم؟


متخصصان و مشاوران ازدواج با اطمینان پاسخ می دهند که بله و به شما اطمینان می دهند که در صورت در نظر گرفتن این پیشنهادات و البته دریافت کمکهای تخصصی، آینده خوبی در انتظار زندگی مشترک تان خواهد بود.

فرآیند بی وفایی دردی غیرقابل تحمل را به افراد وارد می کند. اگر خودتان را برای آنچه پیش خواهد آمد آماده کنید، نه تنها عذاب کمتری می کشید، بلکه به ازدواجتان فرصت بیشتری برای بهبود و دوام می دهید
گام اول: آیا می خواهید زندگی زناشویی تان را نجات دهید؟

ظهور بی وفایی نشان دهنده این است که ازدواجتان برای مدت طولانی دچار مشکل جدی بوده است، خواه آن را تشخیص داده باشید یا نه. یکی یا هر دوی شما نیازهای اساسی یکدیگر را بر طرف نکرده اید  به همین دلیل بی وفایی فرصت رشد پیدا کرده است. شاید آزار دهنده باشد اما علت اصلی بی وفایی در زندگی زناشویی، کمرنگ شدن ردپای عشق است. قربانی بی وفایی باید از خودش بپرسد: چه بلایی بر سر عشق مان آمد؟ در برطرف کردن کدام نیاز او شکست خوردم؟
گام دوم: به هیچ وجه این وضعیت را تحمل نکنید.

ازدواج ارتباطی اختصاصی است که در آن دو نفر یکی می شوند و باید با هم بمانند. سه نفر در این میان نمی گنجد. ظهور بی وفایی به معنای این است که زندگی مشترک قبل از این از هم پاشیده است. بنابراین بویژه به زنان توصیه می شود که مسیری مستقل و سختگیرانه را در پیش بگیرند و درصدد باشند که برای همسر بی وفا روشن کنند که به هیچ عنوان این وضعیت را تحمل نمی کنند.

اشتباه نکنید، منظور ما این نیست که با فهمیدن این مساله، داد و فریاد به راه اندازید، همه دوستان و آشنایان را مطلع سازید و یا حتی خانه را ترک کنید بلکه منظور ما این است که به سرعت میدان را برای نفر سوم خالی نکنید. در اکثر مواقع زنان با مشاهده این وضعیت به شدت سرخورده شده و بعد از مدتی کشمکش و درگیری با همسر، زندگی زناشویی را ترک می کنند و به راحتی اجازه می دهند نفر سوم از این فرصت استفاده کرده و در دل همسر شان جا باز کند. شما علی رغم شکست عاطفی که دیده اید باید بمانید، مشکلات را شناسایی و حل کنید و شخص ثالث را کم کم از زندگی خویش بیرون کنید. اجازه ندهید به همین راحتی زندگی چند ساله تان را از دست داده و همه چیز را رها کنید. اگر لازم دیدید و یا به شدت احساس خشم و عصبانیت کردید، با همسرتان صحبت نکنید اما به نقشهای زناشویی خود مانند رسیدگی به امور خانه و فرزندان، آشپزی و.. عمل کنید.
گام سوم: بدانید چه انتظاری داشته باشید.

اغلب بی وفایی ها می تواند به طلاق منجر نشود و در نهایت به رفع اختلاف بینجامد. فرآیند بی وفایی دردی غیرقابل تحمل را به افراد وارد می کند. اگر خودتان را برای آنچه پیش خواهد آمد آماده کنید، نه تنها عذاب کمتری می کشید، بلکه به ازدواجتان فرصت بیشتری برای بهبود و دوام می دهید. یکی از بهترین راهها برای افزایش آمادگی این است که بدانید چه انتظاری داشته باشید؟

برای مثال بعد از چند روز از وقوع این حادثه، وقتی به اندازه کافی توانستید بر اعصاب خود مسلط شوید، مهر سکوت را بشکنید و در فضای مناسب و در غیاب فرزندان(البته اگر صاحب فرزند هستید) به طور مفصل با همسرتان صحبت کنید و ببینید چه انگیزه ای باعث بروز این رفتار ناشایست شده است؟ چه کمبودی در زندگی داشته است؟ از شما چه توقعی داشته است که نتوانسته اید آن را اجابت کنید؟ فرد جدید چه خلایی از همسر شما را پر می کند ؟و...

در برخی از موارد زندگی زناشویی دارای کاستیهایی است که اگر شناسایی و اصلاح شود، مشکلات تا حد زیادی بر طرف می شود اما در برخی دیگر از موارد، زن و مرد مشکل خاصی با هم ندارند و تنها مرد در یک موقعیت وسوسه انگیز قرار گرفته و دچار لغزش شده است. اینجاست که نقش شما پر رنگ تر می شود. شما باید به عنوان یک زن ثابت کنید که هنوز هم مرکز عاطفی خانواده تان هستید و می توانید دوباره همسرتان را به خانواده بازگردانید.
بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو طرف است
گام چهارم: شروع به رفع نیازهای یکدیگر کنید

در این مرحله همسر خیانت دیده باید سعی کند نیازهای عاطفی را که فردی دیگر برای همسرش برطرف می کند، به شکل بهتری برطرف کند. زن و مرد می توانند ازدواجشان را بازسازی کنند و با برطرف کردن نیازهای یکدیگر، فصل تازه ای از عشق را در زندگی خود برنامه ریزی کنند.

وقتی در نهایت می آموزید مهم ترین نیازهای عاطفی یکدیگر را برطرف کنید، عشق و ازدواجتان نیرومندتر از همیشه می شود. بازگشت به شرایط عادی نیازمند تلاش پایدار و خستگی ناپذیر هر دو همسر است. آنها با عبور از این شرایط سخت به همراه یکدیگر متوجه می شوند که بیشتر از همیشه یکدیگر را دوست دارند. بی وفایی را به عنوان محرکی اصلاح کننده ببینید که در نهایت موجب می شود زوج ها در مورد نیازهای مهم شان کار کنند. وقتی شروع به کار کردن در مورد این نیازها کنید، زندگی مشترک تان همان می شود که همیشه خواهانش بوده اید از طریق ارتباط کلامی شما می توانید اولین گامهای اصلاح رابطه تخریب شده تان را بردارید. توجه داشته باشید که ارتباط کلامی ویژگی اختصاصی انسانهاست. زوجین در قالب کلام، نگرشهای خود را درباره خویشتن، مخاطب خود، مسائل کلی و مسائل مشترک به یکدیگر انتقال می دهند. با توجه به اهمیت این مساله در یادداشتهای آتی به شما آموزش داده خواهد شد که چگونه از این طریق، رابطه زناشویی تان را بهبود بخشید.

نکته آخر و بسیار مهم این است که اگر شما جز آن دسته از زنانی هستید که مورد بی وفایی قرار گرفته اید انجام اقدامات پیشنهاد شده را به شما توصیه می کنیم از طرف دیگر مراجعه نزد مشاور خانواده به همراه همسرتان را اکیدا توصیه می کنیم. گاهی اوقات برخی مطالب از دید افراد نادیده گرفته می شود و تنها چشمان تیز بین یک متخصص است که می تواند مشکلات اصلی را شناخته و اصلاح نماید.

 


منابع تکمیلی

هارلی، ویلارد، چالمرز، جنیفر، رهایی از خیانت های زناشویی. حسینی و آرام نیا (ترجمان). انتشارات نسل نو اندیش 1388.

هارلی، ویلارد، چالمرز، جنیفر، رهایی از خیانت های زناشویی. حسینی و آرام نیا (ترجمان). انتشارات نسل نو اندیش 1387.

میلر، شراد و همکاران، آموزش مهارتهای ارتباط زناشویی، فرشاد بهاری (مترجم)، انتشارات رشد 1388.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آیا سالگرد ازدواجتان را فراموش می کنید؟!
 

آیا سالگرد ازدواجتان را فراموش می کنید؟!

روز تولدش یا سالروز ازدواجـتـان را فراموش كردید. او را به خاطر خرابی اتومبیل و یا فراموشی قـرار، روی پـا مـنـتظر نگهداشته اید. جرمتان هر چه باشـد باید چاره ای بیندیشید.
 
وقتی تصمیم می‌گیریم سو تفاهم‌ها را رفع کنیم ...

باز مرتكب اشتباه شدید. روز تولدش یا سالروز ازدواجـتـان را فراموش كردید. او را به خاطر خرابی اتومبیل و یا فراموشی قـرار، روی پـا مـنـتظر نگهداشته اید. جرمتان هر چه باشـد باید چاره ای بیندیشید.

 چـند وقـتـی اسـت مـورد بـی اعـتنایی قرار گرفته اید و این وضـعـیت در حـال طـولانی شـدن اسـت. چگونه می‌توانید اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آورید؟

 فرمول مجذوب كردن دوباره او به سادگی الفبا می‌باشـد. ایـن مـراحـل آسـان را طـی نموده و هر قدم اشتباهی كـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانید.

1- قبول كنید كه اشتباه كرده اید زمانیكه به طور شفاف مشخص گردید كه مرتكب اشتباه شده اید و مـطـلقا راه گریزی از پیامدهای حاصله از خطاكاری و جرمتان وجود نداشت،شما نیز باید گناه خود را بپذیریـد. برای جبران خرابكاری و رسیدگی كردن به موقـــیعت ایـجـاد شده پیش بروید. اگـر در این مـرحله در بیان جزئیات متوسل به دروغ شوید، احتمال اینكه او احساس كند كه به طـور كـامـل بـا وی صـادق نـیستـید زیاد می‌شود و یا ممكن است داستان شما را به صـورت متفاوتی از شخصی دیگر بشنود.

بنابراین مثلا اگر او شایعه ای را مبنی براینكه شما را درحال خوش و بش كردن صمیمی با یكی از همكارانتان دیده اند، شنید، و اگر میـدانیـد ایـن داستان تا حدی حقیقت دارد، بیـدرنـگ شـروع به انكار و حاشا نكنید. برای سرپوش گذاشتن بر خطا خیلی دیر اسـت. رو راست باشید. قبول كنید كه آن قضیه ممكن است اینگونه بـنظر دیـگران رسیده باشد كه شما در حال صحبتهای عاشقانه با هـمـكارتـان بـوده اید، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگویید: " فقط هـمیـن یـك بـار بـود و پـشـیـمـانـم. ابـدا علاقه ای به او ندارم" و یا چیزی مشابه این.

رو راست و مستقیم باشید، اما كار غیر عاقلانه انجام ندهید. تا میـتوانید اشتباه خود را بی‌اهمیت جلوه دهید. هـمسر شـما شـدیدا می‌خواهد باور كند كه شما قصد اذیت و آزار او را نداشته اید بنابراین تمام تلاش خود را برای پاك كردن ذهـن او بكار ببندید. حتی اگر یك عذر و بهانه به نظر شما ناكار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد كننده ای آنرا بیان كنید باز وی خریدارش خواهد بود.

در چنین شرایطی صداقت بیش از حد، ممكن است صدمه بزند. برای مثال در حالی كـه قطعا باید بپذیرید كه از حد و حدود خود هنگاه صحبت كردن با همكارتان تجاوز كرده ایـد، لزومی ندارد به او بگویید كه همیشه از دیــدن او خوشحال میـشدیـد و یا به چشم شما فرد جذابی بنظر می‌رسیده است. كنترل خسارت یعنی به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمایی كـردن آن بـوسیله دادن اطلاعاتی او واقعا نیازی به دانستنشان ندارد.

2- بی ریا و صادق باشید هنگام تــلاش برای برگرداندن یك رابطه به حالت قبل، می‌تـوانـیـد هـمـه چـیز را به دلیل عذرخواهی كردن سرد و بی تـفاوت خراب كنید. خـالـص بـاشـیـد. از طـریق لـحن صـدا و صحبتهای خود به او نشان دهید كه حـقیقتا از اشتباهتان متاسف هستید و اینكه دیگر هرگز درآینده تكرارش نخواهید كرد. برای او روشن كنید كه از گناه خود پشیمانید ( حتی اگر فكر‌نمی كنید كه آنقدر‌ها هم مهم بوده باشند ).

حقیقت امر این است كه یك زن وقتی یك مرد دلشـكسته و پـشیمان بنظر برسد بسیار راحـت او را مورد پذیرش و عفو قرار میدهد. در واقع این بـخـشـی از غـرایـز طبـیـعی زنان محسوب می‌گردد. بـنابراین اگر روز تولد همسرتان را فراموش كرده ایـد و او به دلیل این اشتباه احساس سرشكستگی می‌كند، اشـتـباه خـود را با شـانه بالا انداختن و گفتن عباراتی مانند " خوب متاسفم، حالا كه اتفاقی نیفتاده" از سـر باز نكنید. كمی جدی تر و بـا احـساس تـر عـمـل كنید. اگـر در ایـن مرحـله حالتـی بــی تفاوت و بی اعتنا به خود بگیرید، احتمال طولانی تر شدن حل مشكل بیشتر خواهد شد.

3- اشتباه خود را جبران كنید با این كـه ممكن است اندكی شـفاف به نـظر بـرسد كـه می‌توان رفتارهای اشتباه را با هـدایا و نیكی‌های بخصوص جبران كرد، اما اگر این عمل با دقت و با سلیقه انجام گیرد، بهترین روش برای ابقا و تجدید یك رابطه خواهد بود. در ایـنـجا نـیـز كلید موفقیت همانند همیشه ابراز و بیـان احـساسات می‌باشد. به او نشان دهید كه تا چه حد اندیشمند و با مـلاحظه هستید. گردنبـندی را كه هـمسرتان هـمـیشه چـشـمش بـه دنـبـال آن بــود خریداری نموده و به او هدیه دهید. یك شـب به دل او بـاشید و كـاری را بـكـنـیـد كـه وقف مرادش باشد. گذراندن یك شب در یك سینما یا تئاتر موزیكال چیزی را از شما كم نكرده و در حقیقت یك فداكاری كوچك برای نگهداری یك رابطه بزرگ بشمار می‌رود.

لازم نیست برای اینكه دل او را دوباره به دست آورید، حساب بانكی خود را خالی كـنید. زنها دیوانه هدیه ای هستند كه بدانند شـما برای خشنود ساختن آنها با وقت گذاشتن و سعی و تلاش خود تهیه نموده اید. یك نـسخه از كـتـاب مـورد عـلاقه دوران كـودكــی او می‌تواند هدیه ای رومانتیك و شیرین برایش باشد. از طرف دیگر خریدن یك پخش كننده DVD ، با اینكه مفید است، اما ایده خوبی نبـوده و نشانگر این خواهد بود كه شما برای از سر باز كردن آن مشكل، پـول خرج كرده اید. هـدایـای جبـرانـی خـود را عاقلانه انتخاب كنید.

4- اشتباه خود را تكرار نكنید حتی اگر مراحل 1 و2 و3 را بـا مـوفـقیت طی كنید، با تكرار اشتباه خود می‌توانید دوباره همه چیز را بر هم بزنید. با سعی و تلاش برای انجام ندادن مجدد اشتباه خود در آینده، ثابت كنیـد كـه "درستان را خوب یاد گرفته اید".

برای مثال اگر انجام دادن كارها باعث حواس پرتی و فراموشی قرار ملاقات با همسرتان می‌شود، ساعت یا موبایل خود را تنظیم كنید تا سر زمان مقرر شـما را با خـبـر كـنـد - هر آنچه كه باعث تغییر رفتارهای منفی در شما می‌شود را انجام دهید.

همچنین رهایی وبیرون جستن ازموقیعتی كه بدلیل تكرار یك اشتباه ایجادشده، بسیار دشوار تر خواهد بود. اگر اشتباه خود را مرتبا تكرار كـنـید، هـمسر شـما باور نخواهد كرد كه واقعا از كرده خود متاسف و پشیمان هستید. اعتبار شما از دسـت می‌رود و بـعد از آن، چـیـز دومـی كه از دست خواهد رفت رابطه تان خواهد بود. هدف این است كه بـه او نشان دهید اشتباه شما فقط یـك بی عقلی یـك بـاره بـوده، نـه یـك جریان شـخـصـیتی مداوم و پایدار.

و در انتها...

علاوه بر نـكاتی كـه در بالا ذكر شد، به خاطر داشته باشید كه وقت طلا است. بعد از یك انـفـجـار مـجـبـوریـد بـرای كـاهـش دادن خسارات سریع عـمل نمایید. به او وقت عـمـیـق انـدیشـیـدن در مـورد خـطای خـود را نـداده و نـگذارید عصـبانیتش افزایش یابد. وقفه زیاد پیش از آغاز مراحل بازیافت رابطه، همچنین احتمال مشورت او بـا دوسـتانش را افزایش می‌دهد كه هرگز چیز خوبی نیست ( معمولا آنها طرف او را گرفته و تشویقش میكنـنـد كه كوتاه نیاید ).

بـنابراین فورا اشتباه خود را پـذیـرفته و با خلوص كامل از او عـذر خـواهـی نـمـوده و دیـگر خطای خود را تكرار نكنید. 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  جملاتی که هنگام فوتبال تماشا کردن همسرتان نباید بگویید
 

جملاتی که هنگام فوتبال تماشا کردن همسرتان نباید بگویید

بعضی خانمها از شروع شدن فصل مسابقات فوتبال ناراحت هستند. ما در اینجا جملاتی را که باعث عصبانیت همسرتان حین تماشای فوتبال می شود توضیح داده ایم


بعضی خانمها از شروع شدن فصل مسابقات فوتبال ناراحت هستند. ما در اینجا جملاتی را که باعث عصبانیت همسرتان حین تماشای فوتبال می شود توضیح داده ایم. پس این مقاله را بخوانید تا همسرتان را عصبانی نکنید.

1. من فقط زمانی که تیم برنده شود فوتبال می بینم
هیچ چیز بیشتر از این جمله او را عصبانی نمی کند. مطمئناً، بهتر است وقتی که او غرق در تماشای فوتبال است، علاقه تان را به تیمی که درحال باخت است نشان دهید. این درست مثل علاقه ای است که به همسرتان در هنگام ناراحتی نشان می دهید. این نوع حمایت کردن، برای او بسیار تاثیرگذار است.

 

2. فوتبال گیج کننده است و باعث اضطراب و هیجان می شود
هرجمله ای که ما را در مقام یک کارشناس قرار دهد مثل انداختن توپ در زمین خودی است. پس از پرسیدن و تحقیق کردن نترسید.

 
3. خودت را نکش، می بازند
این جمله خیلی کنایه آمیز است. خودتان اگر در استفاده از لوازم آرایش محدود باشید باز هم اجازه می دهید که کسی شما را بدون آرایش ببیند؟ مسلما نه، این دو تا دقیقا مثل هم است.

4. برای من فرقی نمی کند چه تیمی برنده شود
اگر فرقی نمی کند پس چرا بازی را می بینید؟ حتی اگر طرفدار تیم همسرتان نیستید، نظردادن در مورد آن فضا را شاد می کند.

 
5. اذیت می کنی
به فوتبال نگاه کردن آنها به شکل اذیت و آزار نگاه نکنید بلکه آن را یک نوع علاقه شدید درنظر بگیرید.
این فقط یک مسابقه است. این جمله بدترین جمله ای است که می توانید به یک طرفدار فوتبال بگویید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اگر در ازدواجتان مشکلی دارید چگونه آن را بیان کنید؟!
 

اگر در ازدواجتان مشکلی دارید چگونه آن را بیان کنید؟!

تلویزیون و فیلم‌ها علاقه دارند به مردم بگویند که ازدواج‌ها به دلیل اتفاقات بزرگی مانند خیانت تمام می‌شوند، اما حقیقت این است که ارتباطی که با مشکل مواجه شده است مانند گلوله برف است.

 

تلویزیون و فیلم‌ها علاقه دارند به مردم بگویند که ازدواج‌ها به دلیل اتفاقات بزرگی مانند خیانت تمام می‌شوند، اما حقیقت این است که ارتباطی که با مشکل مواجه شده است مانند گلوله برف است. اگر اجازه دهید که سمت پایین تپه برای مدت طولانی غلت بخورد، کم کم به بهمن تبدیل می‌شود و هر چیزی را که سر راه اش باشد نابود می‌کند. اگر شما بتوانید سریع با مشکلات مقابله کنید شانس بهتری برای متوقف کردن گلوله برف دارید و می‌توانید به جای انجام دادن کاری مخرب، کاری مثبت انجام دهید.

 

اگر به یک شخصیت مورد علاقه در تلویزیون نگاه کنید پیدا کردن ازدواجی که با مشکل روبرو شده آسان اما وقتی در زندگی خود ما اتفاق می‌افتد علائم هشدار را نمی‌بینیم یا نادیده می‌گیریم. بهترین شیوه برای آگاهی از این مسئله این است که از خود بپرسیم که آیا ما واقعا خوشحال هستیم؟ و اینکه احساس خود را وقتی از همسر خود دور هستید و وقتی در کنار او هستید با هم مقایسه کنید و از دوستان خود بپرسید آنها چه چیزی را می‌بینند که شما نمی‌بینید. شما در این دوره سوالات بسیاری را از خود می‌پرسید اما پاسخ‌های صادقانه می‌تواند به شما کمک کند که بدانید آیا ازدواج شما نجات پیدا می‌کند یا اینکه زمانی است برای پایان دادن به آن.

خوشبختی شما
اگر در اکثر هفته‌ها به دلیل یکجا بودن با همسرتان خوشحال نیستید، این یک نشانه بزرگ است که در این اینجا مشکلی وجود دارد. آیا کار یا دانشگاه راهی برای فرار است؟ آیا وقتی همسر شما از کار به خانه می‌آید شما نگران می‌شوید زیرا انتظار مشاجره دارید؟

رفتارتان را هنگامی که از همسرتان دور هستید نیز ارزیابی کنید.استرس ازدواج می‌تواند بر روی روابط شما در هر جایی تاثیر منفی بگذارد. اگر در را محکم می‌بندید، در خواب دندان قروچه می‌کنید، همه فرصت و نشانه ای است که کاری برای ازدواجتان انجام دهید.

سوءاستفاده کردن پرچم قرمزی است که باید به شما بگوید که هر چه سریعتر بر خیزید. اگرچه، کسی که قربانی سوءاستفاده شد تشخیص یا پذیرفتن آن بسیار سخت خواهد بود. همچنین، اگر چه همسر شما از نظر فیزیکی به شما آسیبی نمی‌رساند اما بدانید که سوءاستفاده‌های احساسی یا کلامی نیز سوءاستفاده محسوب می‌شوند و شما باید وقتی با همسر خود هستید احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید.

زمانی را که با همسر خود سپری می‌کنید
به احساسی فکر کنید هنگامی که با همسر خود هستید.
طبیعی است اگر بعضی مواقع با شخصی که زندگی خود را با او سهیم شده اید احساس  ناراحتی کنید، اما، اگر اندازه چشمان او، بوی نفسش، و فقط صدای پای او برای ناراحت کردن و مشوش کردن شما کافی بود نشان می‌دهد که جایی مشکل وجود دارد.

آیا قرار است تصمیم گیری یا استدلال بسیار کوچک انجام شود؟ اگر انتخاب مارک کره باعث شود صدایتان بالا برود، کسی روی کاناپه خوابیده باشد و سکوت درمانی می‌کند، این را به عنوان یک نشانه بگیرید که ازدواج شما ممکن است مشکلی داشته باشد که باید روی آن کار شود. همچنین، وقتی می‌خواهید موضوعی را با همسرتان بیان کنید چه احساسی دارید؟ آیا نگرانید که مسائل کوچک به مشاجره‌های بزرگ تبدیل شود؟

روابط جنسی شما چطور است؟
آیا هنوز وقتی به همسر خود فکر می‌کنید احساس خوبی می‌کنید؟
برای یک ازدواج طبیعی است که به زندگی جنسی تغییر پیدا کند و روابط جنسی می‌تواند بعد از سال‌ها تکراری شود، اما، اگر از نزدیکی با همسرتان زمان زیادی می‌گذرد نشان دهنده مشکل بسیار بزرگی است.

اگر مدت زمان طولانی از همسرتان دور بوده اید یا اگر کار شما را از رابطه صمیمانه دور نگه داشته، به آخرین باری که که با همسر خود رابطه داشتید فکر کنید. چه احساسی داشتید؟ آیا تجربه بیشتری بدست آوردید؟ یا اینکه یک رفع تکلیف دیگری بود؟ ازدواج می‌تواند لحظه‌های کسل کننده داشته باشد اما هرگز از داشتن رابطه جنسی با همسر خود ترس نداشته باشید.

نظر خواهی از دیگران
اگر برای دیدن نوع مشکلات خود دچار مشکل هستید تظاهر کنید موقعیت شما، موقعیت دوستتان است. اگر بهترین دوست شما به شما بگوید که همسرش شش ماه گذشته را روی کاناپه خوابیده است چه خواهید گفت؟بعضی مواقع عشق می‌تواند فرد را برای تشخیص طبیعی بودن یا نبودن چیزی کور کند،و این برای محافظت از ازدواج بسیار مهم است.

در صورت داشتن سوال، دوستان و افراد خانواده می‌توانند توصیه‌های خوبی بدهند. آنها چیزهایی را می‌بینند که ممکن است شما نبینید و زمانی را با شما یا همسرتان سپری کرده اند. به نظرات آنها گوش کنید وبرای موقعیت‌های گوناگون در ازدواج از آنها کمک بگیرید. ممکن است که توصیه‌ها و ایده‌های خوبی داشته باشند.
 

پیامد واقعی ازدواج
نهایتا شما باید به پیامد واقعی ازدواج فکر کنید و اینکه ارزشش را دارد یا نه. چه مواقعی خوشحال هستید یا بر عکس چه مواقعی پریشان و ناراحت هستید؟ چه وقت با همسر خود را به مگذرانید یا برعکس به خنده و شادی؟ در هر رابطه ای، زمان خوب با هم بودن بهتر از زمان بد آن است.

اگر زمانی که همسرتان از شما دور است خوشحال تر از موقعی هستید که با شماست، و اینکه روزهای بهتری را دارید بدانید که مشکلی وجود دارد و اولین گام را برای سامان دادن به آن است.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه بر مشکلاتی که در جشن ازدواجتان بوجود آمده پیروز شوید!
 

چگونه بر مشکلاتی که در جشن ازدواجتان بوجود آمده پیروز شوید!

شاید سالها از جشن عروسی‌تان می‌گذرد و شما بارها خودتان را سرزنش کرده اید که ای کاش فلان کار را در عروسی ام انجام نمی‌دادم ؛ از خودتان می‌پرسید آیا این اتفاق باعث می‌شود زندگی ام خراب شود؟

 

بعضی از زوج‌ها در مراسم عروسی شان مشکلات بزرگی را تجربه می‌کنند – مانند اختلاف عقیده با بزرگترها ، بارش باران و خراب شدن مکان عروسی و....- دکتر فیل در این رابطه توصیه‌هایی مطرح می‌کند:

 

 

شاید سالها از جشن عروسی‌تان می‌گذرد و شما بارها خودتان را سرزنش کرده اید که ای کاش فلان کار را در عروسی ام انجام نمی‌دادم ؛ از خودتان می‌پرسید آیا این اتفاق باعث می‌شود زندگی ام خراب شود؟

آیا آن مسئله ارزش این را دارد که من سالها به خاطرش ناراحت باشم؟ شاید آن ساعت‌ها از بهترین ساعات زندگی‌تان نبوده باشد ، اما این را بدانید که همه ممکن است اشتباه کنند و دیگر زمان آن رسیده که این ناراحتی را از ذهن‌تان پاک کنید.
 
 
آیا فکر می‌کنید دوستان و آشنایان،  شما را با رفتارهای روز عروسی‌تان مورد قضاوت قرار می‌دهند؟
 شما واقعا نباید نگران قضاوت آنها در مورد رفتار روز عروسی‌تان باشید. خودتان هم خوب می‌دانید که دیگران آن روز را فراموش کرده اند. دکتر فیل به یکی از مراجعینش این نکات را یادآور می‌شود که آنها شما را دوست دارند. رفتار شما در علاقه آنها به شما تاثیری ندارد.
 
شاید روز ازدواج‌تان آنطور که همیشه آرزویش را داشتید نبوده ، اما بیایید از دریچه دیگری به آن بنگرید. شاید بعضی از رفتارهای شما ناراحت کننده بوده ، اما سعی کنید در مراسم بعدی آن رفتار را جبران کنید . برای مثال سالگرد ازدواج‌تان را جشن بگیرید و در آن مراسم تلافی رفتار ناراحت کننده‌تان را دربیاورید. مراسم عروسی یک مهمانی ، یک مراسم تشریفاتی و یک اتفاق است. سالگرد ازدواج‌تان نیز سالگرد مراسم ازدواج شما نیست ، سالگرد روزی است که شا زندگی مشترک‌تان را آغاز کرده اید.  

چه خود شما مراسم ازدواج‌تان را خراب کرده باشید یا رفتار فرد دیگری باعث بهم خوردن مراسم ازدواج شما شده باشد ، به یاد داشته باشید که "بخشش" بهترین انتخاب است.به غصه خوردن و سرزنش کردن خودتان پایان دهید. سعی کنید همیشه شما باشید که راه حل مشکل‌تان را پیدا میکنید نه اینکه راهی پیدا شود و ناگزیر آن را انتخاب کنید.

همه اینها بستگی به نیت و هدف شما دارد. هیچ کس عمدا نمی‌خواسته مراسم ازدواج شما را خراب کند. اتفاقی بوده که افتاده ؛

اگر نمی‌توانید آن روز را فراموش کنید از خودتان بپرسید:
مقصر دانستن و سرزنش کردن خودم چه نتیجه ای برایم داشته است؟ آیا نتیجه اش فقط رنجش و عصبانیت نبوده ؟ زمانیکه شما نتیجه رفتارهای خودتان را بفهمید ، متوجه می‌شوید که مجبورید انتخاب کنید ؛ تمام اتفاقاتی که افتاده تمام شده . من که نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد ، پس باید دست از سرزنش کردن خودم بردارد. دکتر فیل می‌گوید "شما نمی‌توانید رفتار مناسبی در مقابل همسر و یا فرزندان‌تان داشته باشید چرا که می‌گویید یک همسر و مادر خطاکار باید سرزنش شود و این کار باعث می‌شود نه خودتان را دوست داشته باشید و نه اینکه بتوانید براحتی و صادقانه به خانواده‌تان عشق بورزید.  "باید خودتان را ببخشید"  

بعضی‌ها می‌گویند اگر در مراسم عروسی باران ببارد شانس و اقبال به عروس و داماد رو می‌کند ، پس این اتفاق بد نیست. به یاد داشته باشید واقعیتی وجود ندارد ، دیدگاه شماست که واقعیت را می‌سازد. شما این توانایی را دارید که دیدگاه‌های متفاوتی در مورد مسائل مختلف زندگی داشته باشید ، پس سعی کنید نسبت به اتفاقات روزمره ، شرایط محیطی و ... دیدگاه خوب و مثبتی داشته باشید.

دیدگاه‌تان را در مورد آن روز تغییر دهید :
آن روز ، روزی بوده که شما و همسرتان به عنوان زن و شوهر شناخته شدید ، از آن روز شما دارای یک زوج شدید. و حالا شما داستان هیجان انگیزی دارید که برای دیگران تعریف کنید.

کلماتی که شما به زبان می‌آورید تاثیر شگفت آوری روی احساسات شما دارند. پس سعی کنید کلماتی که بار منفی دارند به زبان نیاورید. کلماتی مانند "فاجعه" ، "مصیبت" ، "وحشتناک" ، "بدترین روز زندگی ام" را از زبان‌تان پاک کنید. از خودتان بپرسید که آیا اینهایی که شما دارید به زبان‌تان اجازه جاری کردن شان را می‌دهید واقعیت دارند یا خیر؟ برای مثال ، بارش باران در روز ازدواج شما یک فاجعه و مصیبت بوده ؟!

آیا آن اتفاق "وحشتناک" باعث شده که زندگی مشترک شما خراب شود؟  
به یاد داشته باشید، شاید شما بهم خوردن مراسم عروسی‌تان را دلیل بروز مشکلات زندگی‌تان بدانید اما عمیق تر بنگرید.آیا شما بار مشکل دیگری را نیزبه دوش می‌کشید؟چرا احساسات کنونی‌تان را اتفاقات گذشته‌تان جدا نمی‌کنید؟دست از کالبدشکافی اتفاقات ناخوشایند گذشته بردارید . این کار باعث می‌شود رابطه شما با همسرتان بدتر شود.  

به یاد لحظات خوبی باشید که با همسرتان گذرانده اید. جشن یا مهمانی که بهمراه همسرتان شرکت کرده اید . یا به یاد ماه عسل‌تان بیفتید ؛ لحظات زیبایی که جز عشق ،احساس دیگری بین شما و همسرتان نبود.

فراموش نکنید ، آن لحظات را با همسرتان مرور کنید و به اتفاقات خوشایند و بامزه آن بخندید. بعضی اوقات باید از جدی بودن دست بکشید. حتی یاد بگیرید که به اتفاقات ناخوشایند نیز با نگاه جدیدی بنگرید و حتی به آن بخندید. شاید داستان روز ازدواج شما داستان بامزه ای باشد که بعدها برای نوه‌هایتان تعریف کنید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نگاهی به اختلال رفتاری سوءظن

 

سوءظن

فرقی نمی‌كند كه یك آدم بدبین چه نسبتی با ما داشته باشد چون او هر كسی كه باشد به هر حال گذران دقایق با او كه سوءظن از چشم‌هایش می‌بارد هم تلخ و هم سخت است،

من به همه شك دارم!
وقتی با آن لهجه شیرین مخصوص به خودش صدا را پایین می‌آورد و یواشكی شوهرش را نشان می‌دهد و می‌گوید كه «دلش كثیف است» غمی بزرگ در دل اطرافیان می‌نشیند
و سنگینی روزهای تلخی كه می‌توانست شیرین باشد به یادشان می‌آید.


چادرش را خیلی سفت دور صورت پیچیده، طوری كه چروك‌های دور‌چشم را عمیق‌تر كرده است؛ همین چین و شكن‌ها را نشان می‌دهد و می‌گوید از وقتی یادش می‌آید شوهرش همیشه سایه به سایه دنبالش بوده و مثل دختری كه قرار نیست هیچ وقت بزرگ شود همه چیز را به او دیكته می‌كرده است.

اینجا نرو، چرا رفتی؟ چرا نرفتی؟ نگاهت كجا بود؟ از من بد می‌گفتی؟ چه نقشه‌ای داری؟ چرا تنها می‌روی؟ به صلاحت است كه من هم بیایم، كسی داشت نگاهت می‌كرد؟ با فلانی خیلی می‌خندی، در خانه بمانی خیالم راحت‌تر است، در خانه را كه قفل كنم امنیت بیشتر می‌شود و هزار جور حرف دیگر.

او همه اینها را مو به مو تعریف می‌كند و آهی می‌كشد كه یعنی هیچ لذتی از زندگی نبرده‌ام. اگر خوب به دور و برمان نگاه كنیم زیادند كسانی كه وقتی پای حرفشان می‌نشینی از سایه سنگین نگاه‌های بدبینانه‌ای می‌گویند كه همیشه آنها را پاییده‌اند و غل و زنجیرهایی نامریی به دست و پایشان بسته‌اند.

فرقی نمی‌كند كه یك آدم بدبین چه نسبتی با ما داشته باشد چون او هر كسی كه باشد به هر حال گذران دقایق با او كه سوءظن از چشم‌هایش می‌بارد هم تلخ و هم سخت است، مخصوصا اگر گریزی از او نباشد.

 

بدبینی، زن و مرد نمی‌شناسد و می‌تواند به جان هر كسی بیفتد تا آنجا كه او را تبدیل به دوربینی كند كه همواره در حال كنترل كردن دیگران است.افراد شكاك و بدبین شاید خودشان ندانند ولی آنها آدم‌‌های كسالت‌آوری هستند كه با توجیهات بی‌منطقشان فقط غم را به دل دیگران می‌نشانند.

 

ماحصل زندگی، حركت و تكامل در بستر زندگی گروهی است اما وقتی پای بدگمانی به آن باز می‌شود اعتمادها در هم می‌شكند و پیوندها می‌گسلد. آنان كه در علم روان‌شناسی حرفی برای گفتن دارند هم نوا با هم بر این اعتقادند كه در جمعی كه دیدگاه منفی و گمانه‌زنی‌های بی‌دلیل در مورد دیگران امری عادی و رایج است دوستی و محبت از میان آنها رخت می‌بندد و غیبت‌ها شروع می‌شود.

كسی كه سوءظن دارد ذهنش پر است از افكار منفی كه اگرچه تیر این افكار را به سمت دیگران نشانه می‌گیرد ولی ندانسته به جنگ خود بلند شده است همان چیزی كه در روان‌شناسی این‌طور تعبیر می‌شود كه اگر ما به طور مداوم اندیشه‌های منفی را در سر بپرورانیم و از كاه، كوهی بسازیم چیزی نمی‌گذرد كه این افكار بر ما مسلط می‌شوند و بی‌آن‌كه بدانیم بخش زیادی از توانایی‌هایمان به هدر می‌رود.

همین می‌شود كه ما مغلوب جنگی خودخواسته می‌شویم كه بی‌حوصلگی، افسردگی، عصبانیت و ناتوانی در لذت بردن از زندگی تنها عایدی آن است.

به همین جهت است كه هیچ‌كس تردیدی ندارد كه بدبینی سرچشمه بسیاری از ناراحتی‌های روانی و سبب‌ساز اصلی اضطراب و نگرانی است چون كسی كه به همه شك دارد نخست خودش انسانی غمگین و خودخور می‌شود ‌و سپس سعی می‌كند اطرافیان را هم شبیه خودش كند.

آدم‌های بدگمان معمولا گوشه‌گیر هم هستند به همین خاطر از همنشینی با دیگران كه می‌تواند شادی‌بخش باشد دوری می‌كنند و نمی‌دانند كه فرو رفتن در تنهایی فقط رشد و تكامل فكرشان را متوقف می‌كند. اما اگر آدم‌های شكاك بدانند كه در مذهب نیز سوءظن چیزی جز غیبت قلبی و باطنی نیست شاید به حرمت اخلاق، دست از این كار بكشند.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه انعطاف‌پذیر شویم؟
 

چگونه انعطاف‌پذیر شویم؟

هیچ‌کس نیست که در زندگی‌اش با هیچ مانع و مشکلی روبه‌رو نشده باشد. بیشتر آدم‌ها در این شرایط حس می‌کنند که انگار زندگی‌شان به بن‌بست رسیده.

 

 

هیچ‌کس نیست که در زندگی‌اش با هیچ مانع و مشکلی روبه‌رو نشده باشد. بیشتر آدم‌ها در این شرایط حس می‌کنند که انگار زندگی‌شان به بن‌بست رسیده. اما این موضوع در زندگی همه ما یک موضوع قابل‌ پیش‌بینی و انتظار است و درست در همین لحظه‌هاست که تفاوت بین آدم‌ها مشخص می‌شود. بعضی‌ها مثل یک کش که حسابی کشیده شده باشد سریعا به زندگی عادی برمی‌گردند و بعضی دیگر کاملا خود را می‌بازند و درگیر مشکلات حاشیه‌ای می‌شوند. فکر می‌کنید قابلیت بازگشت به حالت عادی در چه افرادی وجود دارد؟


آنهایی که قادرند بعد از رویارویی با مشکل و مانع دوباره با سرعت زیاد به حالت عادی برگشته و به راه‌حل‌هایی دیگر دست پیدا کنند به نوعی از نظر فکری و روحی انعطاف‌پذیری خوبی دارند و در شرایطی مثل از دست دادن شغل، بیماری و یا مرگ عزیزان با سرعتی زیاد کنترل زندگی خود را به دست می‌آورند.


در مقابل، افرادی که انعطاف‌پذیری کمی دارند ممکن است خودشان در مشکل گم شوند، احساس کنند قربانی هستند، برای همیشه درگیر آن شوند و حتی به مکانیسم‌های تطابقی نادرست مثل سوءمصرف موادمخدر رو بیاورند. این گروه آدم‌ها استعداد زیادی برای ابتلا به مشکلات روانی دارند. انعطاف‌پذیری ضرورتا خود مشکل را برطرف نمی‌کند اما به فرد این توانایی را می‌دهد تا مشکلات را پشت‌سر بگذارد، لذتی را در زندگی (حتی در شرایط سخت) پیدا کند و عوامل تنش‌زای بعدی را بهتر تحت کنترل درآورد. اگر شما فکر می‌کنید انعطاف‌پذیری کافی ندارید می‌توانید با تلاش و کسب مهارت‌هایی این قابلیت را در خود افزایش دهید.


انعطاف‌پذیری عاطفی و جسمی تا حدی یک موضوع ذاتی است. بعضی افراد در شرایط تغییر و هیجان کمتر ناراحت می‌شوند. این موضوع حتی در نوزادی هم قابل تشخیص است. انعطاف‌پذیری تا حدی هم به بعضی عوامل که تحت کنترل فرد نیستند مرتبط است مثل سن، جنس و میزان مواجهه با آسیب. اما انعطاف‌پذیری در تمام آدم‌ها با تلاش و کوشش قابل دستیابی است.


آنها چه خصوصیاتی دارند؟
افراد با انعطاف‌پذیری بالا خصوصیاتی دارند که باید به آن توجه بیشتری کنید تا بتوانید آنها را کسب کرده و در خود پرورش دهید:

• هوشیاری عاطفی و روانی:
آنها احساسات خود را می‌شناسند و دلیل بروز هر نوع احساس مثبت یا منفی را می‌دانند.
 
• صبر و شکیبایی:
چه روی اهدافی خارجی و چه در مورد راهکارهای تطابقی در درون خود کار می‌کنند، روی کار خود متمرکزند، آگاه‌اند، به مسیر و فرآیند آن اعتماد داشته و از تلاش خود دست برنمی‌دارند.
 
• کنترل درونی:
آنها بر این باروند که خودشان بیشتر از عوامل بیرونی، کنترل زندگی خود را در دست دارند.
 
• خوش‌بینی:
در اکثر شرایط، جوانب مثبت را می‌بینند و بر قدرت خود اعتقاد دارند.
 
• حمایت:
با وجود آنکه به قدرت فردی خود اعتماد دارند اما ارزش شبکه اجتماعی را می‌شناسند و اطراف‌شان مملو از دوستان و بستگانی حمایت‌گر است.
 
• شوخ‌طبعی:
حتی در شرایط مشکل زندگی می‌توانند بخندند و موضوعی خنده‌دار پیدا کنند.

• دیدگاه:
قادرند از اشتباهات‌شان درس بگیرند (نه فقط آنها را انکار کنند)، موانع را به صورت چالش می‌بینند و اجازه می‌دهند مصیبت و مشکل موردنظر آنها را قوی‌تر کند. زندگی آنها معنی‌دار است و خودشان را قربانی محسوب نمی‌کنند.
• تمایلات معنوی:
ارتباط با جوانب معنوی باعث افزایش انعطاف‌پذیری روانی می‌شود؛ به‌خصوص اگر این باور و ارتباط، درونی و قوی باشد.


زود دست به کار شوید
هرچه زودتر این قابلیت را در خود تقویت کنید، بیشتر از زندگی لذت می‌برید، پس معطل نکنید. به این راهکارها توجه کنید:


• باورهایتان را مثبت‌تر کنید:
تحقیقات نشان می‌دهد اعتماد به نفس در تطابق با استرس و بازتوانی از وقایع سخت نقش مهمی ایفا می‌کند. قدرت، توانایی و موفقیت‌های خود را به یاد آورید. اگر روی توانایی خود اعتماد بیشتری پیدا کنید، در پاسخ و غلبه بر بحران قدرتمندتر وارد عمل شده و انعطاف‌پذیری را در‌ آینده هم افزایش می‌دهید.
• بامعناتر زندگی کنید:
خانم کانداس لایت‌نر بعد از اینکه دختر 13 ساله‌اش توسط یک راننده مست در تصادف کشته شد موسسه مادران علیه رانندگان مست را تاسیس کرد. او تمام انرژی‌اش را روی اطلاع‌رسانی مدام در مورد این نوع رانندگان گذاشت. او می‌گوید: «در روز مرگ دخترم به خودم قول دادم علیه این قاتل خاموش می‌جنگم و سال‌های بعد را برای مردم کم‌خطرتر می‌کنم.» در اصل با مواجهه با بحران و یا حادثه بد، یافتن هدف و منظور، نقش مهمی در بازتوانی ایفا می‌کند. هر کس به نوعی این کار را انجام می‌دهد. شرکت در اجتماعات و فعالیت‌های مثبت، تقویت ابعاد معنوی و مشارکت در فعالیت‌هایی که برایتان با معنی است.
 
• اجتماعی‌تر باشید:
داشتن افرادی حمایت‌گر در اطراف خود فاکتوری حفاظت‌کننده است که طی بحران به کمک افراد می‌آید. داشتن افرادی که بتوان به آنها اعتماد کرد بسیار مهم است. وقتی در مورد مشکل خود با دوست یا عزیزی صحبت می‌کنید اگر چه مشکل را برطرف نمی‌کند اما باعث تقسیم احساسات شده، حمایت به دست می‌آورید، بازخوردهایی مثبت از آنها به شما می‌رسد و راه‌حل‌های ممکن را برای حل مشکل می‌شنوید.

• با آغوش باز به استقبال تغییر بروید:
استقبال از تغییرات بخش ضروری انعطاف‌پذیری است. با یادگیری نحوه تطابق‌پذیری بیشتر، وقتی با بحران روبه‌رو شوید در پاسخ به آن مجهز‌تر هستید. مردمی که انعطاف‌پذیری دارند از وقایع زندگی به عنوان فرصتی استفاده می‌کنند تا جهت‌دهی تازه‌ای پیدا کنند. در حالی که بعضی‌ها ممکن است با بروز تغییرات ناگهانی، خرد شوند، این افراد خود را تطابق داده و بر آن غلبه می‌کنند.
 

• خوش‌بین‌تر باشید:
خوش‌بینی در دوران تاریکی بسیار سخت است اما اگر در همین شرایط هم دیدگاهی امیدوار داشته باشید به بخش مهمی از خاصیت ارتجاعی دست پیدا کرده‌اید.
خوش‌بینی به معنی نادیده گرفتن مشکل به منظور تمرکز روی نتایج مثبت نیست. خوش‌بینی یعنی درک این موضوع که موانع موقت است و اینکه شما مهارت‌ها و توانایی‌ کافی برای مبارزه با چالش‌های پیش رو را دارید. درست است که دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بسیار سخت است اما امیدواری و فقط امید بسیار مهم است تا بتوانید آینده را روشن‌تر ببینید.
 

• به خودتان برسید:
در مواقع تنش و بروز مشکل، آدم‌ها به راحتی نیازهایشان را فراموش می‌کنند. کاهش اشتها، عدم تحرک و ورزش و عدم خواب‌ کافی همگی واکنش‌هایی است که در شرایط بحران همه با آن روبه‌رو می‌شوند.
یاد بگیرید حتی در شرایط سخت و مشکل هم به خودتان برسید و روی نیازهایتان تمرکز کنید. زمانی برای انجام کارهای مورد علاقه اختصاص دهید. وقتی به نیازهایتان توجه کنید، سلامت کلی خود را تقویت کرده و آن وقت قادرید از مهارت‌هایتان برای حل مشکل استفاده کنید.
 

• مهارت‌ حل مشکلات را یاد بگیرید:
تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که می‌توانند برای مشکلات راه‌حلی پیدا کنند بهتر می‌توانند با مشکل کنار بیایند. وقتی با چالشی جدید روبه‌رو می‌شوید فهرستی از راهکارهای بالقوه‌ای که می‌توانید به وسیله آنها مشکل را حل کنید، تهیه کنید. استراتژی‌های مختلف را سنجیده و روی روشی منطقی برای حل مشکل تمرکز کنید. وقتی به طور منظم روی مهارت‌های حل مشکل تمرین کنید در زمان بروز ناگهانی بحران و چالش، آمادگی بهتری دارید.
 

• اهداف‌تان را مشخص کنید:
شرایط بحران، ترسناک و ناراحت‌کننده است. حتی ممکن است به نظر برسد این شرایط برطرف شدنی نیست. افرادی که انعطاف‌پذیری دارند این شرایط را با روشی واقع‌گرایانه می‌بینند و بعد اهدافی منطقی برای حل مشکل پیدا می‌کنند. وقتی شدیدا درگیر مشکلات می‌شوید، یک گام به عقب برداشته و ببینید قبل از آن چه شرایطی بوده است. بعد همه راه‌حل‌های ممکن را در ذهن بیاورید و بعد آنها را به مراحل قابل اجرا تقسیم کنید.
 

• برای حل مشکلات، گام تازه‌ای بردارید:
اگر مشکل را به حال خود بگذارید فقط بحران را طولانی‌تر کرده‌اید. در عوض، فورا برای حل مشکل اقدام کنید. ممکن است راه‌حل ساده نبوده و یا سریعا به دست نیاید اما شما باید برای بهتر کردن شرایط و کاهش تنش، اقدام کنید.
 

• مهارت‌هایتان را بیشتر کنید:
ساخت انعطاف‌پذیری ممکن است زمان‌بر باشد اما اصلا ناامید و خسته‌ نشوید. طبق نظر دکتر راس نیومن تحقیقات نشان داده است انعطاف‌پذیری یک موضوع فوق‌العاده و غیرقابل تصور نیست بلکه کاملا معمولی است و همه می‌توانند آن را یاد بگیرند. این قابلیت، با رفتار و عملکرد خاصی تعریف نمی‌شود و از هر فرد به فرد دیگر متفاوت است بنابراین اگر روی خصوصیات متداول افراد با انعطاف‌پذیری بالا تمرکز می‌کنید کار خوبی است اما یادتان باشد با تکیه بر قدرت و توان خودتان آن را اجرا کنید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه آزاده زندگی کنیم؟

 

 

گرچه این نیازها برای همه‌ی انسان‌ها ضروری‌ست، اما اولویت‌بندی آن‌ها در افراد متفاوت است.

 

«ویلیام گالاسر»، روان‌پزشک آمریکایی اعتقاد دارد انسان‌ها پنج‌دسته نیاز اساسی دارند:
- نیازهای حیاتی مانند غذا، خواب کافی، نیاز جنسی و نیاز به مسکنِ راحت و امن
- نیاز به تفریح، بازی، اکتشاف و تنوع
- نیاز به تعلق‌داشتن، رابطه، مهر و محبت و داد و ستد عاطفی
- نیاز به قدرت، مالکیت و توانایی دخل و تصرف در دنیا
- نیاز به آزادی، حق رأی و حق انتخاب


گرچه این نیازها برای همه‌ی انسان‌ها ضروری‌ست، اما اولویت‌بندی آن‌ها در افراد متفاوت است. برای نمونه ممکن است نیاز به تفریح و اکتشاف در فردی آن‌قدر بالا باشد که حاضر به داشتن خانه و اتومبیل شخصی نباشد اما شهرها و کشورهای مختلف را ببیند و آداب و رسوم و دیدنی‌های دنیا را خود لمس‌کند، درصورتی‌که در فردی دیگر، ممکن است کاملاً برعکس باشد و از نظر او، مسخره و مضحک به‌نظر برسد که فردی اجاره‌نشین باشد اما پس‌انداز خود را صرف سفر به آفریقا نماید!

 

چنین فردی خواهد گفت: «آفریقا را در فیلم‌ها هم می‌توان دید، اما نمی‌توان تمام عمر مستأجر بود!» درحالی‌که نفر اول به او خواهد گفت: «چه تفاوتی دارد که سند خانه‌ای که در آن زندگی می‌کنی، به‌نام چه کسی باشد؟! مستأجربودن این حسن را دارد که خانه‌ها، محله‌ها و همسایه‌های متنوعی را تجربه می‌کنی اما آفریقا را نمی‌توان در صفحه‌ی تلویزیون لمس‌کرد، بویید و چشید!»

 

از نظر شما کدام‌یک از این دو نفر، منطقی‌ترند؟!

بسته به این‌که شما به کدام‌یک از آنان شبیه‌تر باشید، به این سؤال جواب می‌دهید. در هر فرهنگی، برخی اولویت‌ها غالب‌اند و برای مردم آن جامعه، انتخاب آن‌ها منطقی‌تر به‌نظر می‌آید، درحالی‌که ماجرا هیچ ارتباطی با «منطق» و «تفکر منطقی» ندارد. فرهنگ غالب در جامعه‌ی امروز بشری موجب شده که نیاز به «قدرت، مالکیت و ثروت» آن‌‌قدر مهم شود که انسان‌ها حاضر باشند «خودفروشی» کنند!


وقتی از «خودفروشی» صحبت می‌کنیم، بیش‌تر افراد به کسانی‌ فکر می‌کنند که «تن‌فروشی» می‌کنند اما من وقتی از «خودفروشی» صحبت می‌کنم، منظور دیگری دارم. از نظرِ من، «خودفروشی» یعنی فردی حاضرباشید در ازای پول، تن به کاری بدهد که خودش آن را «غیراخلاقی» می‌داند. افراد زیادی حاضرند در ازای پول زیاد، تن به کارهایی بدهند که پیش از دریافت این پول، خودشان چنین کارهایی را غیراخلاقی می‌دانسته‌اند. آنان در توجیه چنین کاری می‌گویند: «مأمورم و معذور!» و استدلال می‌کنند که: «اگر من این کار را نکنم، دیگری آن را انجام خواهد داد، چه فرقی می‌کند؟! به‌هرحال این کار را کسی انجام خواهد داد، چرا پول آن به من نرسد؟!»


حدود یک‌سال پیش، فردی برای مشاوره به مطب من آمده بود. این فرد، تحصیلات بالایی داشت و در سیستمی کارمی‌کرد که اساساً به آن، بی‌اعتقاد بود و کارهای آن سیستم را اتلافِ‌وقت و بودجه و انرژی می‌دانست، با این حال به آن کار ادامه می‌داد و دلیل کارش را این می‌دانست که اگر از آن سیستم استعفا بدهد، در جای دیگر، درآمد کم‌تری خواهد داشت. در تعریف من، این کار، «خودفروشی» است. درحالی‌که در فرهنگ غالب جامعه، این فرد، یک فرد کاملاً منطقی‌ست چون مالکیت، قدرت و ثروت، نمره‌ای بالاتر از آزادگی، وارستگی و داشتن حق انتخاب دارد.


وقتی در جامعه‌ای چنین اتفاقی رُخ‌دهد، نباید تعجب‌کنیم که هرروز شاهد رفتارهای غیراخلاقی مانند دروغ، ریاکاری، سهل‌انگاری، تقلب، کم‌کاری، دزدی، خشونت و... باشیم.

 

 

هر انتخابی در زندگی بهایی دارد؛ تا اولویت‌بندی خود را تغییر ندهیم، دنیای‌مان تغییر نخواهد کرد: «گندم از گندم بروید، جو ز جو!»

 

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تربیت جنسی فرزندتان را جدی بگیرید

تربیت جنسی فرزندتان را جدی بگیرید

شاید یكی از مهم‌ترین نگرانی‌های پدر و مادرها در جامعه شلوغ و پر همهمه امروزی، تربیت و سلامت جنسی نوجوان‌شان باشد. در شرایطی كه...
 

بچه‌ها وقتی كوچك‌اند، یك جور نگرانی برای والدین دارند و وقتی بزرگ می‌شوند، به طور دیگری بر نگرانی‌های والدین می‌افزایند. وقتی به نوجوانی می‌رسند، با دنیای جدید و پر تلاطمی ‌که برایشان به وجود می‌آید،‌ پدر و مادر می‌مانند كه آیا می‌توانند از آنان توقع بیشتری داشته باشند یا هنوز به اصطلاح وابسته‌اند. شاید یكی از مهم‌ترین نگرانی‌های پدر و مادرها در جامعه شلوغ و پر همهمه امروزی، تربیت و سلامت جنسی نوجوان‌شان باشد. در شرایطی كه كارشناس خبره در این زمینه كم است و بسیاری از افراد مدعی،‌ با اطلاعات ناقص و در بیشتر موارد نادرست خود موجب انحراف افكار عمومی ‌می‌شوند، جا دارد با توجه ویژه و عمیق به مبانی دین مبین اسلام و پیشرفت‌های علمی‌دانشمندان متعهد و انطباق آن با موازین شرع اسلامی، زمینه آموزش جوانان و نوجوانان‌مان را فراهم سازیم.

دوره نوجوانی از بحرانی‌ترین دوره‌ها است و زمان دلبستگی‌های بزرگ و‌اندیشه درباره آنهاست. تاثیرات نیرومند احساسات مربوط به تمایلات جنسی، جای بسیاری از تصورات و مفاهیم ذهنی را می‌گیرد، آثار دلبستگی جنسی در رفتار آنان آشكارا منعكس می‌شود، اغلب نوجوانان مهربان، دلسوز و دقیق كه به تاثیرات و اضطرابات جنسی متمایل شده‌اند، نسبت به اطرافیان كینه جو، عصبانی، ‌و بی‌عاطفه می‌شوند، و این تحولات ممكن است در نتیجه ارضا نشدن میل جنسی و فقدان اقدامات لازم از قبیل: ورزش،‌ كار، گردش،‌ یا سیری بیش از حد جنسی باشد،‌ مسلم است كه طبیعت نوجوانان در دوره بلوغ جنسی تغییر می‌یابد، آنها بیشتر عصبانی و سركش می‌شوند و این تغییرات با ظهور میل جنسی اعم از امیال ارضا شده یا نشده در برخی از آنها آشكار است.

یك طبقه بندی علمی

متخصصان اطفال امریكا نوعی طبقه بندی كلی را مطرح می‌كنند كه برای ادامه مباحث ما در رابطه با دوره نوجوانی مفید است، به این صورت كه به سنین 10 یا 11 تا 14 سالگی در دختر‌ها و 12 تا 15 سالگی در پسرها، اوایل نوجوانی و به دو سال پس از آن، اواسط نوجوانی و ادامه این سنین تا زمان شروع بزرگسالی را اواخر نوجوانی می‌گویند.

آغاز دوران بلوغ كه با اوایل نوجوانی آغاز می‌شود، دوران دگرگونی‌های عظیمی‌است. در این دوران نه تنها تغییرات جسمی‌ مهمی‌در نوجوان پدید می‌آید، بلكه دگرگونی‌های برجسته اجتماعی و روانی نیز در او ایجاد می‌شود. سه نقطه عطف زندگی هر كسی را می‌توان تولد، بلوغ و مرگ نامید. نظر به اهمیت حیاتی این دوران در زندگی نوجوان به ویژه از نظر جنبه‌های تربیتی، ضروری است كه برخی از حقایق خاص این دوران تشریح شود تا هم نوجوان به موقعیت حیاتی خود پی ببرد و به تكالیف، وظایف و مسئولیت‌های شرعی، اجتماعی و اخلاقی كه از این پس به او تعلق می‌گیرد، آگاهی یابد و هم اولیا و مربیان از این طریق به درك روحی نوجوان خود نایل آیند.

مهم‌ترین نگرانی‌های دوره اول بلوغ عبارتند از: نگرای درباره عادی بودن، نگرانی درباره خصایص جنسی،‌نگرانی درباره قد،‌ نگرانی درباره وزن، نگرانی درباه آلت تناسلی و نگرانی درباره خصایص ثانوی جنسی (مانند رشد سینه در دختران، رشد ریش و سبیل در پسران) كه در این زمینه والدین و مربیان با دادن آگاهی‌های مناسب باید منشا این نگرانی‌ها را از نوجوانان بزدایند.

والدین و بلوغ فرزندان

بیشتر والدین از آشفتگی دوران بلوغ آگاهند و دوران بلوغ را با احساساتی متناقض به خاطر می‌آورند،‌ مانند بهترین زمان یا بدترین زمان، سن دانایی یا سن نادانی،‌ بهار امید یا زمستان ناامیدی كه این احساسات حاكی از فراز و نشیب‌های روح یك نوجوان است. او گاهی شاداب، خوشحال، سرزنده و گاهی پژمرده، ‌اندوهگین و ساكت است.

نوجوانان به دلیل احساس توانایی برای عمل جنسی، تشدید انگیزه‌های جنسی، كنجكاوی در مورد موضوعات جنسی، تلاش برای تعیین نقش جنسی و ترس شدید از نتایج فعالیت جنسی نسبت به امور جنسی حساس هستند، این حساسیت مفرط كه با ترشح هورمون‌های جنسی توأم است تمایلات جنسی نوجوان را تشدید می‌كند؛ اگر طریقه مشروع و قانونی برای تشفی امیال جنسی مقدور نباشد، امكان انحراف نوجوان می‌رود، و این انحراف اغلب به صورت كامجویی‌های بدلی (خود ارضایی، همجنس بازی،‌ نظر بازی) تجلی می‌كند برای حل چنین مشكلاتی باید قبل از هر چیز به ارزیابی پرداخت. در ارزیابی و شناخت مشكلات جنسی باید ابتدا تاریخچه زندگی فرد را به دست آورد و براساس آن روش‌های تغییر رفتار را انتخاب و شیوه‌های شناختی همچون افزایش بصیرت فرد را در سرلوحه برنامه‌ها قرار داد. با توجه به اینكه تربیت نفس در دوران نوجوانی از عوامل سلامت روان و رفتار دوره جوانی است، این موضوع بر بسیاری از جنبه‌های شخصیت جوانان نیز تاثیر می‌گذارد و جوانان امروز باید با درك موضوع و مطالعه،‌ به تربیت نفس خود بكوشند.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آموزش جلوگیری از تصادف به کودکان

 

آموزش جلوگیری از تصادف به کودکان

کودکان خود را آموزش دهید تا با فراگیری مهارت های لازم دچار تصادفات خیابانی و جاده ای نشوند.آنها از پیاده روی ، دوچرخه سواری و بازی در خارج ازمنزل لذت فراوانی می برند اما...
 

کودکان خود را آموزش دهید تا با فراگیری مهارت های لازم دچار تصادفات خیابانی و جاده ای نشوند. کودکان از مهدکودک تا کلاس سوم ابتدایی (۵ تا ۱۰ سال ) در حال فراگیری استقلال اند. آنها از پیاده روی ، دوچرخه سواری و بازی در خارج ازمنزل لذت فراوانی می برند اماهنوز از خطرات ترافیک و تردد خودروها مطلع نیستند. شما می توانید قوانین امنیتی را به آنها آموزش دهید.

مواردی که دانستن آنها برای والدین ضروری است:

۱) اغلب والدین تصور می کنند کودکان توانایی رویارویی با ترافیک را دارند در حالی که در واقع آنها هنوز برای این خطر آمادگی ندارند.

۲) کودکان تاقبل ازسن ۱۰ سالگی ، مهارت های لازم برای رویارویی با شرایط خطرآفرین را ندارند.

۳) پسران بیش از دختران در اثر جراحات ناشی از تصادفات خیابانی یا برخورد با ماشین ها جان خود را از دست می دهند.

۴) دوچرخه وسیله نقلیه موردعلاقه کودک است اما نباید به کودک اجازه داد تا قبل از یادگیری قوانین راهنمایی و آشنایی با علائم رانندگی وترافیک درجاده ها و خیابان ها دوچرخه سواری کند. این والدین هستندکه با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی کودک خود را نیز وادار به رعایت می کنند.

۵) کودکان، اغلب قبل از این که در مورد چیزی فکر کنند ، عکس العمل نشان می دهند. یعنی ممکن است کاری را که والدین یا راننده ها انتظار دارند انجام ندهند.

۶) کودکان تصور می کنند اگر آنها راننده را ببینند پس راننده هم حتماً آنها را خواهد دید.

۷) آنها درک درستی از سرعت ندارند و تصور می کنند خودرو هر زمان که لازم باشد متوقف می شود.

تصادف با خودرو یاموتوسیکلت اغلب زمانی رخ داده است که کودکان نزدیک منزل مشغول بازی بوده اند. تمایل آنان به پریدن وسط خیابان یک امر غریزی است و این اتفاقی است که راننده اصلاً انتظار آن را ندارد. تصادف کودکان ۷ تا ۱۲ ساله با خودرو، اغلب هنگام دوچرخه سواری اتفاق افتاده است که جراحات ناشی از این تصادف اکثراً در ناحیه سر و مغز است. این جراحات می تواند منجر به فلج شدن یاحتی مرگ کودک شود. این موارد برای حفظ سلامت و امنیت کودک توصیه می شود.

۱) برای کودک خود محدودیت هایی تعیین کنید: محدودیت های مکانی از جمله جای مناسب برای دوچرخه سواری یا راه رفتن برای آنها تعیین کنید. تا قبل از سن ۱۰ سالگی از آنها انتظار نداشته باشید که متوجه شرایط باشند و خود مسئولیت امنیت خود را به عهده بگیرند.

۲) عادات صحیح قدم زدن را به کودک آموزش دهید؛ به کودکان خود نحوه عبور از خیابان را آموزش دهید و این فرصت را به آنها بدهید که وقتی همراه شما هستند، عبور از خیابان را امتحان کنند.

۳) جای مناسب و امنی برای قدم زدن ، بازی و دوچرخه سواری کودک خود انتخاب کنید. جاهایی دور از خیابان، دور از محل پارک خودروها و مسیر تردد آنها پیدا کنید. به کودک خود خاطرنشان کنید که فقط درمناطق موردنظر بازی کنند. بهترین جا می تواند حیاط های دارای حصار، پارکها یا زمین های مخصوص بازی باشد.

۴) مثال هایی برای آنها بزنید. کودکان با مشاهده رفتار والدین بسیاری از عادات رفتاری را فرا می گیرند بنابراین عبور صحیح از خیابان یا استفاده از کلاه ایمنی هنگام موتورسواری به کودک آموزش می دهدکه باید این شیوه را دنبال کند. وقتی مشغول رانندگی هستید، به محدودیت سرعت توجه کنید و کمربند ایمنی خود را ببندید تا کودک نیز از شما پیروی کند.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خطر همیشه در کمین است!
 

خطر همیشه در کمین است!

آیا به این فكر كرده‌اید كه یك هسته آلو، یك بالش، سر خودكار و یا حتی یك پاك‌كن نیز می‌تواند آلت قتاله باشد البته نه برای شما بلكه برای كودكتان...

شما از چه چیزی احساس خطر می‌كنید؟
از تصادف با اتومبیل، از پرتگاه و یا از یك اسلحه واقعی و ... این موارد واقعاً وحشتناك هستند و طبیعی است كه شما از آن‌ها بترسید، اما آیا به این فكر كرده‌اید كه یك هسته آلو، یك بالش، سر خودكار و یا حتی یك پاك‌كن نیز می‌تواند آلت قتاله باشد البته نه برای شما بلكه برای كودكتان.
شاید بهتر است در مورد ناتوانی كودكتان بیشتر بدانید:
نوزاد انسان به شدت عاجز و ناتوان است. تا جایی كه می‌توانیم بگوییم نوزاد انسان عاجزترین نوزاد در بین تمامی جانداران و موجودات زنده روی زمین است. نوزاد آهو نیم ساعت پس از تولد می‌تواند بدود و خود را برای فرار از خطر آماده كند. نوزاد زرافه دو ساعت پس از تولد به دنبال غذا می‌رود و به طور غریزی آن را می‌یابد و تغذیه می‌كند، اما نوزاد انسان به طرز حیرت‌انگیزی ناتوان است. او هیچ وسیله دفاعی در اختیار ندارد و به خودی خود نمی‌تواند از خطرات جلوگیری كند و از خود در مقابل آنان محافظت كند. او از خطر فرار نمی‌كند و خود به دنبال غذا نمی‌رود.

*سرما و گرما به راحتی می‌تواند او را از پای درآورد یا یك بالش كه به صورت اتفاقی روی صورتش افتاده به سادگی او را خفه می‌كند.
كودكی بازیگوش می‌تواند از روی حسادت آسیبی به او وارد سازد یا كودكی مهربان با یك پرتقال یا گردو و ... می‌تواند حیات این موجود ضعیف را به خطر بیندازد یا هر چیز ساده كه برای شما بی‌اهمیت و معمولی است ممكن است برای نوزادتان یك آلت قتاله محسوب شود و او را تهدید كند.

*مسیر گوارش نوزاد شما بسیار تنگ، ظریف و حساس است
. آنقدر كه حتی شما فكر نمی‌كنید كه یك تیله اسباب‌بازی، سرخودكار، هسته زردآلو، گوجه سبز و یا تكه‌ای از یك پاك‌كن و اشیای بی‌شمار دیگر بتوانند از این راه، حیات او را به خطر بیندازند.
مورد دیگر كه بسیار حائز اهمیت است و غالباً نادیده گرفته می‌شود این است كه نوزاد پس از چهار ماهگی كه به هماهنگی دست و چشم نایل شد و توانست هر چه كه می‌بیند دستش را به طرفش دراز كند و برای گرفتن و به دست آوردن آن تلاش كند و به خصوص زمانی كه به شش ماهگی رسید و قادر شد به صورت چهار دست و پا حركت كند همه چیز را در دهانش می‌گذارد.

*البته به این معناست كه همه چیز را توسط دهانش مورد ارزیابی قرار می‌دهد
. این یك امر عزیزی است كه كودك بدون اینكه آموزش دیده باشد اشیای اطرافش را به وسیله دهانش می‌شناسد. این روال تا پایان یك سالگی ادامه می‌یابد و در واقع در این مدت دهان او یك ابزار شناسایی است.

در اینجا باید به این نكته اشاره كنیم كه پدرها و مادرها وظیفه دارند محیط خانه را در این مدت تمیز نگاه داشته
و به ویژه روی فرش‌ها، موكت، كف زمین، روی میز یا رختخواب و سایر جاهایی كه در دسترس كودك است را از وجود هر گونه اشیای كوچك كه قابلیت بلع داشته باشند پاك كنند. كودك كنجكاوی غیر قابل كنترلی دارد كه دوست دارد محیطش را بشناسد، از اشیا و وسایل دور و برش سر در بیاورد. به هر چیزی دست بزند، به هر جای خانه سر بزند و بدون در نظر گرفتن خطر به كنجكاوی خود می‌پردازد.
*بنابراین این شما هستید كه وظیفه دارید در وهله اول محیط خانه را از موارد خطرزا پاك كنید. منتظر این نباشید كه كودك وارد آشپزخانه شود و سپس شما احساس خطر كرده و آنگاه به یاد این بیفتید كه باید چاقو، چرخ گوشت یا آبمیوه‌گیری را از روی زمین بردارید.

*شما باید از قبل وسایل خطرزا را در جایی مطمئن و دور از دسترس كودكتان قرار دهید
. شما باید وسایل تیز و برنده، آب داغ، و دیگر عناصر سوزان، داروها، انواع سم‌ها و ... را از او دور نگه دارید و در نظر داشته باشید كه حتی یك پرت شدن ساده از جایی كم ارتفاع كه برای شما عادی و معمولی است ممكن است برای كودكتان یك امر مرگبار تلقی شود.

از سوی دیگر هنگامی كه كودكتان به اصطلاح شیطنت كرده و خرابكاری به بار آورده، مثلاً جوهر را روی فرش ریخته، شما حق ندارید كه با او دعوا كنید و او را مورد سرزنش قرار دهید
. كودك حسب كودكی‌اش شیطنت می‌كند و یا گاهی از سر كنجكاوی دوست دارد از ماهیت جوهر سر دربیاورد و این كار را بدون اینكه بداند اشتباه است انجام می‌دهد. اما قبلاً اشاره كردیم این شما هستید كه وظیفه دارید خانه را از هر گونه وسیله خطرزا پاك كنید. پس این شما هستید كه باید تنبیه شوید نه كودكتان چون این شمایید كه آن وسیله را در دسترس او قرار داده‌اید.

اگر چای داغ به روی پایش ریخته و یا هسته زردآلو داخل گلویش گیر كرده، بی‌گمان شما مقصرید
. فراموش نكنید كه اگر شما از كودكتان مراقبت نكنید، كس دیگری این كار را نخواهد كرد و خود او هم توانایی مراقبت از خود را ندارد. باید بدانید كه طبیعت بی‌رحم است و هیچ گاه دلش برای تنبلی و یا سهل‌انگاری یك پدر و مادر نمی‌سوزد. طبیعت كار خود را می‌كند.

نوزاد شما به شدت آسیب‌پذیر است پس شما مواظبش باشید.
این یك توصیه حیاتی است. هوشیار باشید، این توصیه را جدی بگیرید و خطایی نكنید؛ در اینجا خطا كردن به منزله خیانت است و هرگز فرصتی برای جبران نخواهید داشت. شما باید پاسخگوی وجدان خود نیز باشید. این توصیه را جدی بگیرید.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه با فرزند دخترتان برخورد کنید؟
 

چگونه با فرزند دخترتان برخورد کنید؟

پدری می‌گوید: «چگونه با دختر هفده‌ساله‌ام رفتار کنم؟»مادری می‌پرسد: «چگونه با دختر پانزده ساله‌ام حرف بزنم؟»، «چگونه می‌توانم به دخترم کمک کنم که به‌درستی با احساس‌ها و عواطفش روبه‌رو گردد؟» و ...
 
دختران خود را بهتر درک کنیم !
پدری می‌گوید: «چگونه با دختر هفده‌ساله‌ام رفتار کنم؟»
مادری می‌پرسد: «چگونه با دختر پانزده ساله‌ام حرف بزنم؟»، «چگونه می‌توانم به دخترم کمک کنم که به‌درستی با احساس‌ها و عواطفش روبه‌رو گردد؟» و ...
 

محبت، بال پرواز در کودکان
کودک از زمانی که به دنیا می‌آید، دارای غریزه‌ها و تمایل‌هایی می‌باشد که برخی از آنها، بالقوه ‌هستند و مانند آتش زیرخاکستر به وقت خود، فعلیت پیدا می‌کنند . مانند ثروت‌اندوزی، امورجنسی و ...
برخی دیگر از تمایل‌های کودک، بالفعل هستند یعنی پس از تولد، رشد ونمو می‌کنند مانند خوردن، گریه کردن، خوابیدن و ...
 
کودک در رحم مادر، به‌طور کامل، متوجه کردار، گفتار و هیجان های بیرون، از طریق شریان‌های حیاتی مادر می‌باشد. پس از تولد نیز به‌طور کامل، در معرض کردار و رفتار اطرافیان قرار می‌گیرد و از سن دو سالگی به بعد، آماده‌ی بهره‌برداری می‌شود . بنابراین، دست نوازش پدر و مادر به‌ویژه پدر برای او، دارای اهمیت است.
 
توصیه می‌شود مادران و پدران، کودکان را بر سینه بفشارند تا ضربان قلب آنان با ضربان قلب کودک، درهم آمیخته شود و گرمی و حرارت محبت را لمس کنند.
 
آیا روش‌های تربیتی دختران با پسران تفاوت دارد؟
پدر و مادر باید بدانند از آن جایی که تمایل پسران با دختران فرق می‌کند، در برخی مسائل هم تفاوت دارند . نباید فراموش کرد که پسران، رفتار با جنس مخالف را از مادر می‌آموزند و دختران از پدر یاد می‌گیرند. بنابراین، اگر پدری طبیعت وجودی دختر خردسالی را نشناسد و آن‌طور که خودش می‌خواهد، با او رفتار کند، این مساله بین پدر و دختر، فاصله می‌اندازد.
 
دختران نیاز دارند کسی به صحبت‌های‌شان گوش دهد نه اینکه بدون شنیدن احساس‌های‌شان، از ابتدا راه‌حل ارائه شود. درباره‌ی پسران نیز مادران با مشکل مواجه می‌شوند زیرا پسران حتی اگر کوچک باشند،اعتماد به نفس را در این می‌بینند که خودشان از عهده‌ی مشکل‌های‌شان برآیند و نیاز به کمک بیش از حد یا ناز و نوازش ندارند.
 
درک رفتار
برخی از ما به‌طوركلی انتظار داریم که دختران در کارها همراهی‌مان کنند و پسران، یاغی و تنبل باشند، دختران را همیشه تشویق می‌کنیم که به مادران‌شان کمک کنند اما از پسران، انتظار کمک نداریم .
 
فرزندان‌تان را آن‌طور که هستند، بپذیرید، نه آن‌گونه که می‌توانند باشند .
اگر می‌خواهیم فرزندان‌مان، خود را انسان‌هایی با ارزش تصور کنند ، باید آنان را با تمام کاستی‌های‌شان بپذیریم. ما باور داریم که برای فرزندان‌مان، ارزش قائلیم و گاهی نیز آن را بازگو می‌کنیم اما بیش‌تر وقت‌ها، رفتار ما با گفتارمان تناسب ندارد. ما باید به آنان ثابت کنیم بدون توجه به این‌که چگونه عمل می‌کنند، برای آنان به عنوان یک فرد، ارزش قائلیم.
 
روبه‌رو شدن با یک دختر خشمگین
وقتی دختری از روی خشم، مادرش را بی‌ارزش می‌خواند، به احتمال‌ زیاد به علت خشمی‌ است که او نسبت به خود، احساس می‌کند. از این‌رو، این احساس را روی مادرش، فرافکنی می‌کند. بیش‌تر مواقع، وقتی یک دختر نوجوان، عصبانی می‌شود، نه تنها با آشوب هورمون‌ها و احساس‌هایش روبه‌روست، بلکه احساس بی‌ارزشی می‌کند. دختر نوجوان در این سن و سال، با یک به هم‌ریختگی درونی و بیرونی روبه‌ورست. این احساس را که به او دست داده، دوست ندارد و به همین دلیل، احساس خود را روی مادرش، فرافکنی می‌کند. مادری که به او اعتماد دارد، او را می‌شناسد و به شکلی عمیق، او را درک می‌کند.
 
مادر یک دختر نوجوان باید صبر و شکیبایی زیادی داشته باشد . باید دیدگاهی وسیع داشته باشد و او را به شکلی که لازم است، درک‌ کند. مادر می‌تواند اعتماد و اطمینان دخترش را نسبت به خود، بیش‌تر کند و برای رسیدن به این مهم، لازم است که سرنخ‌های احساسی و عاطفی او را پیدا کند.
مادر مدیر و دانا، خشم دخترش را در این مرحله از زندگی، به حساب در حال رشد بودن او می‌گذارد. البته گاهی وقت‌ها مادر باید به دخترش بیاموزد که خشمش را کنترل کند. اینکه بیاموزیم خود را کنترل کنیم، بخشی از برنامه‌ی رسیدن به بلوغ و بزرگی است.
 
مواقعی هست که باید بگذارید دخترتان فریاد بکشد. احساس‌های ناخوشایندش را آنقدر تخلیه کند تا به آرامش برسد. در بسیاری از مواقع، وقتی دختر به شدت خشمگین می‌شود، بهتر است مادرش از صحنه بیرون برود و بگوید: «من نمی‌توانم حرف‌های تو را تحمل کنم. بهتر است که نیم ساعت، تنها بمانم.» اگر ترک کردن اتاق، امکان‌پذیر نباشد، شاید چند ثانیه سکوت، نتیجه‌ی دلخواهی بدهد.
 
تغییر کردن با دختران‌مان
برای آنکه در دوران نوجوانی دخترمان، به او نزدیک‌تر بمانیم، باید در کنار او و با او تغییر کنیم. این بدان معناست که روش‌های مقتدرانه را کنار بگذاریم و رفتاری دوستانه‌تر در قبال دخترمان در پیش بگیریم.
 
برای آنکه به دختران‌مان نزدیک‌تر شویم، لازم است به آنان، آزادی بیش‌تری بدهیم و مسوولیت‌های جدیدی را به آنان واگذار نماییم.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  نقش ‌حساس پدر در ‌تربیت‌ فرزندان
 

نقش ‌حساس پدر در ‌تربیت‌ فرزندان

پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه تاثیر پدر بر فرزند ماندگار است و كودكان براستی به پدر نیاز دارند، اما به یاد داشته باشید وجود هر پدری مفید نیست . چرا؟


یكی از انسان‌شناسان مشهور معتقد بود، پدران به لحاظ زیست‌شناسی یك ضرورتند، ولی از حیث اجتماعی یك عامل ثانوی به شمار می‌روند. این عقیده براحتی در فرهنگ ما نیز جا باز كرده بود.
در جامعه ما تصویر سنتی پدران نشان‌دهنده آن است كه آنها در مراقبت از كودك هیچ نقشی نداشتهاند، هنگام تولد كودك در اتاق انتظار می‌مانند، تعویض پوشك یا گرم كردن بطری شیر را هرگز به عهده نمی‌گیرند، پای خود را به مهدكودك نمی‌گذارند و تربیت فرزند را تقریبا به طور كامل به همسرانشان می‌سپارند. این پدران افسانه‌ای كه به ایفای نقش اختصاصی نان‌آور خانواده سرگرم بودند، الگویی مقتدر اما دور از دسترس برای فرزندان خود بوده و بندرت شركای فعالی در تربیت فرزندانشان محسوب می‌شدند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه تاثیر پدر بر فرزند ماندگار است و كودكان براستی به پدر نیاز دارند، اما به یاد داشته باشید وجود هر پدری مفید نیست.
زندگی كودكان تحت تاثیر پدرانی كه از نظر عاطفی حضور دارند، برای فرزندان خود ارزش قائل می‌شوند و در ناراحتی‌ها و نگرانی‌ها می‌توانند فرزندانشان را آرام كنند بسیار بهتر می‌شود اما در عوض پدرانی كه خشونت می‌وزند، عیب‌جو هستند، فرزند خود را تحقیر می‌كنند یا از نظر عاطفی سرد هستند می‌‌توانند بشدت به فرزند خود آسیب برسانند.
مدت‌هاست كه روان‌شناسان بر این باورند كه دخالت و نقش پدر در بزرگ كردن فرزند بسیار مهم است شواهد روزافزون علمی حاكی از آن است كه پدرهای علاقه‌مند بویژه آنهایی كه از نظر عاطفی در دسترس هستند، در خوشبختی فرزندانشان نقش منحصر به فردی را ایفا می‌كنند.

در واقع پدرها می‌توانند به شیوه‌هایی بر فرزندان تاثیر بگذارند كه مادرها نمی‌توانند بویژه در زمینه‌های روابط با دوستان و موفقیت تحصیلی هنگامی كه پدر از احساسات فرزندانش با خبر است و می‌كوشد تا به آنها در حل مسائلشان كمك كند، بچه‌ها در مدرسه و ارتباط با دیگران موفق‌تر هستند
. بعكس پدری كه نسبت به عواطف فرزندانش خشن، ایرادگیر یا بی‌اعتناست، می‌تواند تاثیری بسیار منفی بر آنها بگذارد و احتمال آن كه فرزندان چنین پدری در انجام تكالیف درسی ناموفق باشند، با دوستانشان بیشتر دعوا كنند و از سلامت روانی خوبی برخوردار نباشند، بیشتر است. این تاكید بر نزدیكی عاطفی پدر به این معنا نیست كه رفتار متقابل مادر با فرزندانش بر آنها تاثیری ندارد. تاثیر مادر بر فرزندانش بسیار مهم است، اما طبق مطالعات تاثیر پدر می‌تواند بسیار شدیدتر باشد، خواه آن تاثیر مثبت باشد یا منفی. برای نمونه فرزندان در خانواده‌هایی كه پدر غایب است در ارتباط با مدرسه و همسالان گرفتار مسائل و مخاطرات جدی‌تر هستند. پسرانی كه پدر در زندگی‌شان حضور ندارد، دریافتن تعادل بین قاطعیت مردانه و خویشتنداری دارای مشكل هستند و این در حالی است كه كسب این مهارت‌ها با بزرگ شدن پسرها و تلاش بیشتر آنها برای دوست‌یابی، موفقیت تحصیلی و اهداف شغلی روز به روز مهم‌تر می‌شود. همچنین دخترانی هم كه پدرانشان در زندگی آنها حضور فعال و موثری دارند، به احتمال بیشتر در بزرگسالی روابط سالمی با همسر خود برقرار می‌كنند.

بسیاری از پژوهشگران معتقدند كه پدرها به طور عمده از طریق بازی بر فرزندانشان تاثیر می‌گذارند. آنان معمولا بازی‌هایی را انجام می‌دهند كه با فعالیت بدنی و هیجان بیشتری همراه است
. همچنین پدرها بیشتر با صداهای ضربه‌ای توجه نوزاد را جلب می‌كنند و شلوغ‌بازی‌های بیشتری در بازی‌ها انجام می‌دهند كه این نوع روش شلوغ و بی‌نظم پدر در بازی راه مهمی را باز و به كودك كمك می‌كند تا درباره عواطف بیاموزد. كودكانی بهترین مهارت‌های اجتماعی را در خود پرورش می‌دهند كه پدرانشان بر هم‌كنش مثبتی با آنها دارند و اجازه می‌دهند كه كودك خود مسیر بازی را تعیین كند. برخی پدران در نقش راهنمایان عاطفه هستند. آنها عواطف منفی كودك را نادیده نمی‌گیرند یا با آن مخالفت نمی‌كنند، بلكه به فرزندانشان نشان می‌دهند كه آنها را درك و سپس آنها را راهنمایی می‌كنند تا نسبت به احساسات منفی خود واكنش مناسبی نشان دهند.
طبق بررسی‌ها، كودكانی كم‌ترین نمرات و بدترین روابط اجتماعی را دارند كه پدرانشان سرد، قدرت‌طلب، ستیزه‌جو و مداخله‌گر بودند. در یك تحقیق پژوهشگران متوجه شدند پدرانی كه طی یك تمرین بازی ویدئویی فرزندانشان را مسخره و تحقیر می‌كردند و برای اشتباهاتشان آنها را سرزنش می‌كردند یا كنترل بازی را خود به دست می‌گرفتند و به كودكان‌ نشان می‌دادند كه بی‌كفایت هستند، فرزندانشان بیشتر از بقیه دچار مشكل بودند. این بچه‌ها با دوستانشان رفتارهایی ستیزه‌جویانه داشتند، در مدرسه ناموفق‌تر از دیگران بودند و مسائلی داشتند كه معمولا به بزهكاری و خشونت در آنان منتهی می‌شد.

به طور كلی در مقایسه با واكنش‌های پدر، كیفیت ارتباط با مادر آن‌قدر در موفقیت یا شكست آینده فرزندان در مدرسه و با دوستانشان سرنوشت‌ساز نیست
. شاید بتوان گفت علت این تاثیر شدید پدر برفرزند این است كه رابطه پدر  فرزند عواطف بسیار قدرتمندی را در كودك بر می‌انگیزد.

نقش پدر در رشد هویت جنسی فرزندان
محققان مسائل جنسی معتقدند كه تاثیر پدر بر رفتار جنسی كودك بیش از تاثیر مادر است، البته در اینجا جنسیت معنایی فراتر از سكس دارد. این مساله نه‌تنها شامل خصوصیات جسمی و تغییرات كودك در حال رشد است، بلكه احساسات و رفتارهای مرتبط با این خصوصیات فیزیكی را هم شامل می‌شود.

كیفیت رفتار پدرانه با یك فرزند پسر مهم‌ترین عاملی است كه دید وی را از مذكر بودن خویش شكل می‌دهد.
در اینجا منظور از مذكر بودن خشونت، سلطه‌طلبی، جسارت، ناآرامی و پرسروصدا بودن نیست بلكه مذكر بودن به معنای قاطعیت، مثبت بودن، مسوولیت‌پذیری، منطقی بودن و توانایی ایجاد تغییر در موقعیت‌های سخت است كه این توانایی‌های اساسی فقط بر پایه تربیت صحیح، محبت و توانایی عشق ورزیدن استوار است. پدری كه با وجود ویژگی‌های مردانه بسیار محبت، تشویق یا تربیتی از خود نشان نمی‌دهد ممكن است رفتار غیرمردانه‌ای در پسرش ایجاد كند. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد كه پدران ممكن است بیش از مادران در رشد هویت جنسی سالم دختران نقش داشته باشند.

آنان آگاهانه یا ناآگاهانه رشد جنسی دختر خود را تقویت می‌كنند اگرچه ممكن است خودشان (پدران) از میزان تاثیری كه بر تربیت زنانه دخترانشان می‌گذارند، آگاه نباشند
. یك پدر پرورش‌دهنده می‌تواند تاثیر بسیار مهمی بر رشد زنانگی دختر خود داشته باشد به عنوان مثال دخترانی كه در خانه‌هایی رشد كرده‌اند كه مادر مسلط و پدر منفعل بوده، ‌در تصمیم‌گیری‌ها شركت و نقش تربیتی به عهده نداشته است، در آینده با مردان دچار مشكل می‌شوند.

پس پدران بكوشید:
برای فرزندانتان حضور عاطفی و فیزیكی داشته باشید
در دوران باستان پدر از طریق جنگیدن و شكار كردن از فرزندانش حمایت می‌كرد. طی قرن‌ها این نقش به نان‌آور تبدیل شد. او از طریق كار كردن پول به دست می‌آورد تا برای حفظ امنیت فرزندانش قسط‌های منزل، مخارج خورد و خوراك و شهریه دانشگاه هزینه كند، اما امروز بار دیگر نقش پدر در آستانه تغییر است تا سطح دیگری از حمایت را برای فرزندانش فراهم آورد و در نتیجه این حمایت، فرزندش از نیروهای مخربی مانند دار و دسته‌های خلافكار، مواد مخدر و هرزگی جنسی حفظ شود. علم به ما می‌گوید كه دیگر همه روش‌های سنتی نمی‌تواند مشكل‌گشا باشد. امروزه ایمنی فرزندان از قلب پدرانشان بر می‌خیزد و بر این پایه استوار است كه مردها باید علاوه بر حضور فیزیكی در خانه، حضور عاطفی نیز داشته باشند. هر چند پدرانی كه گرفتار كار هستند و ساعت‌های زیادی را صرف شغل خود می‌كنند كمتر در فعالیت‌های پدری مشاركت دارند.

در جریان رشد فرزندانتان باشید
بررسی‌های انجام شده درباره مادران شاغل نشان داده كه كیفیت رابطه مادر  فرزند تاثیر بیشتری بر كودك دارد تا مقدار زمانی را كه مادر و فرزند در كنار یكدیگر می‌گذرانند، منطقی به نظر می‌رسد كه همین وضعیت درخصوص پدران هم صدق می‌كند.
اگر پدران آگاهانه تلاش نكنند كه بخشی از زندگی روزانه فرزندانشان باشند بتدریج از آنان دور خواهند شد و جزئیات ظریف از دیدشان پنهان خواهد مانداگر پدران آگاهانه تلاش نكنند كه بخشی از زندگی روزانه فرزندانشان باشند، بتدریج از آنان دور خواهند شد و جزئیات ظریف از دیدشان پنهان خواهد ماند. برای مثال ممكن است پسری، پدر توانایی داشته باشد، اما این پدر در دسترس او نباشد یا كیفیت رابطه پدر و پسر منفی باشد. در اینجاست كه توانایی پدر بر رشد فكری پسر تاثیری نخواهد داشت.
 
در حقیقت با انجام كارهای سنتی به اصطلاح زنانه (مانند غذا دادن به كودك) است كه مردان به عنوان عضوی منسجم و ضروری برای خانواده به شمار می‌آیند. پدرها باید به این مهم توجه داشته باشند كه زندگی خانوادگی فقط برآورده كردن نیازهای مادی خانواده نیست، بلكه حضور هر روز و برآورده ساختن نیازهای عاطفی و جسمانی به طور همزمان در تربیت فرزند نقش بسزایی دارد. درحالی‌كه كودكان بزرگ می‌شوند و در فعالیت‌های بیشتری در خارج از خانه شركت می‌كنند، شاید برای پدرها دشوار شود كه فرصتی را بیابند تا با فرزندانشان تنها باشند، به پدران توصیه می‌شود به گونه‌ای برنامه‌ریزی كنند كه بتوانند با فرزند خود اوقاتی را به تنهایی بگذرانند.

شاید این فرصت هفته‌ای یك‌بار به دست بیاید، یا همان مدت زمانی باشد كه شما فرزندتان را با خود به كلاس می‌برید. به هر حال گفتگویی دونفره با فرزند در هر سنی بسیار با ارزش است.
ضرب‌المثلی می‌گوید: «برای بزرگ كردن یك بچه به یك قوم نیاز است.» پس بكوشید با آدم‌هایی كه در زندگی روزانه فرزندتان نقش دارند، آشنا شوید از جمله دوستان و والدین دوستان او. در خانه‌‌تان را روی همكلاسی‌های فرزندتان بگشایید، داوطلب رساندن فرزندتان به مهمانی‌ها و زمین ورزش آنان شوید. به علاقه‌مندی‌ها و نگرانی‌هایشان گوش كنید و با آنها هماهنگ شوید. سرانجام این‌كه درك كنید هر زمان در كنار خانواده‌تان هستید، بارها و بارها فرصت دارید كه با فرزندتان ارتباط برقرار كنید یا از آنها فاصله بگیرید و در این‌جا شمایید كه انتخاب‌كننده هستید.

تعادل میان زندگی شغلی و زندگی خانوادگی
برای بسیاری از مردان، یافتن وقت و انرژی كافی برای فرزندان به این معناست كه كمتر در اختیار شغلشان باشند، چرا كه برای اغلب پدران شاید دشوار و ناممكن باشد كه با ساعات زیاد كاری در هر هفته و فشارهای شدید شغلی، از لحاظ عاطفی و جسمی در كنار فرزندان نیز باشند. در واقع حل این تضاد برای مرد كه هویت اصلی او نان‌آور بودن خانواده است، كار ساده‌ای نیست.
 
مردان چنین تربیت شده‌اند كه باور كنند سختكوشی و ساعت‌های طولانی كاركردن نشانه تعهد به خانواده است، اما اكنون مردان باید بدانندكه اگر تغییر نكنند، باید خطر دور افتادن از همسر و فرزندان را یعنی همان افرادی كه به خاطرشان كار معنا پیدا می‌كند را بپذیرند و گاهی لازم می‌شود كه آنان دستاوردهای مالی و شغلی خود را فدا كنند تا به تعادل بهتری بین كار و زندگی خانوادگی برسند.

به طور كلی، سالم‌ترین محیط خانوادگی محیطی است كه در آن پدر به عنوان فردی قوی، پرورش‌دهنده و مردانه نسبت به فرزندان و مادر آنها عمل كند، مادر نیز به عنوان زنی با طبیعت زنانه نسبت به فرزند و پدر خانواده رفتار كند
. این هدفی است كه آرزو می‌كنم، پدران برای تحقق آن در خانه‌هایشان كوشش كنند
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  شکست خوردن را به کودکان خود بیاموزید
 

شکست خوردن را به کودکان خود بیاموزید

پرورش این باور در میان کودکان که بردن و پیروز شدن تنها موضوع مهم در هر رقابتی است و شکست خوردن نشانه‌ای از ضعف است درست نیست.

 
زندگی فقط برنده شدن نیست. گاهی اوقات باید به فرزندان خود بیاموزیم که شکست را نیز بپذیرند و با آن کنار بیایند.
همه ما پیروزی را دوست داریم. همه دوست داریم بعد از پیروز شدن بالا و پایین بپریم و از شدت شادی فریاد بکشیم. دادن جام‌های مختلف، هدایای نقدی و جوایز ارزشمند از راه‌هایی است که جامعه امروز ما برای تشویق برندگان به کار می‌برد تا بین فرد پیروز و شکست خورده تمایز قائل شود. طبیعتاً تمام والدین نیز دوست دارند فرزند آنها همیشه پیروز باشند و مایه افتخار و سربلندی آنها باشند.
 
اما پرورش این باور در میان کودکان که بردن و پیروز شدن تنها موضوع مهم در هر رقابتی است و شکست خوردن نشانه‌ای از ضعف است درست نیست. قبول شکست نشانه ضعف نیست. هر رقابتی که برنده دارد طبعاً بازنده‌هایی نیز به همراه خواهد داشت. آموزش شکست خوردن و روبه‌رو شدن با آن یکی از مهم‌ترین درس‌هایی است که والدین می‌توانند به فرزندان خود بدهند. درسی که تا پایان عمر همراه آنها خواهد بود و قطعاً راه‌های رسیدن به موفقیت‌های بزرگ‌تر را برای کودکان ما هموار خواهد کرد.
 
البته واضح است که هیچ‌کس دوست ندارد شکست بخورد. همچنین مسلم است زمانی که والدین شاهد شکست خوردن و ضعف فرزندان خود هستند باور این مسئله اصلاً برای آنها آسان نیست. اما باید باور داشته باشیم توانایی روبه‌رو شدن با شکست درسی به ارزش زندگی است که فرزندان ما را برای زندگی پرفرازونشیب آینده آماده خواهد کرد. در این مورد توجه به چند نکته جالب توجه است.
فرزند شما به هر چیزی که علاقه‌مند است چه ورزش، موسیقی، تحصیلات و هر چیز دیگر سعی کنید فردی را برای آموزش آنها انتخاب کنید که آنها را به بهترین وجه در جهت علاقه آنها آموزش دهد. این که افرادی غیر از پدر و مادر نقش آموزش فرزند شما را به عهده داشته باشند بسیار مهم است. اگر کودکان شما از فردی غیر از پدر و مادر تشویق شوند بسیار در آنها مؤثرتر است.
زمانی که فرزند شما در رقابتی شرکت می‌کند آنها را مطمئن کنید که نتیجه این رقابت هر چه باشد شما آنان به بیشترین میزان ممکن دوست خواهید داشت. بسیاری از کودکان فکر می‌کنند در صورتی که در یک مسابقه یا امتحان نتیجه دلخواه را کسب نکنند ممکن است پدرو مادر آنها را مانند قبل آنها را دوست نداشته باشند. ما باید آنها را مطمئن کنیم که به خاطر خودشان دوستشان داریم نه به دلیل نتایجی که آنها کسب می‌کنند و کارهایی که می‌توانند انجام دهند. ماباید آنها را مطمئن کنیم دوست داشتن ما کاملاً بدون شرط است.
 
*به کودکان خود اجازه دهید بعد از شکست گریه کنند و حتی عصبانی شده و یا افسرده و ناراحت شوند.
بسیاری از والدین هنگام شکست به فرزند خود توصیه می‌کنند گریه نکند و ناراحتی خود را بروز ندهد اما ما باید به فرزندان خود یاد بدهیم از نظر عاطفی خود را تخلیه کنند و به شیوه درستی به این حس‌ها پاسخ بدهند.
 
*مدتی بعد از شکست باید با کودکانمان راجع به گذشته صحبت کنیم.
باید کودکانمان را تشویق کنیم راجع به تجربیات خود صحبت کنند و از آن‌ها بیاموزند. باید کودکان ما یاد بگیرند شجاعت روبه‌رو شدن با حوادث گذشته را داشته باشند و هیچ‌گاه از واقعیات فرار نکنند.
 
*همیشه کودکان خود را تشویق کنید.
اگر فرزند شما در عملکرد خود عالی عمل نمی‌کند چندان مهم نیست. به دنبال جاهایی باشید که فرزند شما در آن خوب و حتی متوسط عمل می‌کند و به خاطر همان‌ها کودک خود را تشویق کنید. کودکان ما نیاز دارند زمانی که کاری را درست انجام می‌دهند مورد تشویق واقع شوند. همگان این موضوع را قبول دارند که تماشای شکست خوردن فرزندان ما بسیار مشکل است اما اگر فرزند شما شکست خورد آنها را تشویق کنید که باز هم تلاش کنند. تلاش کنند و تلاش کنند تا این که به نتیجه برسند. همیشه می‌توان از شکست‌ها درس آموخت. مهم‌ترین درسی که می‌توان به کودکان خود بیاموزیم این است که آنها باید همیشه امید داشته باشند. امید سنگ بنای هر موفقیتی است
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چگونه می‌توان فكر كردن را به كودكان آموخت؟
 

چگونه می‌توان فكر كردن را به كودكان آموخت؟

معمولا معلمان معترض هستند كه یاد دادن یكسری اطلاعات خشك و بی روح به بچه ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول تر است از اینكه به آنها یاد دهیم كه چگونه فكر كنند. آیا می توان اندیشیدن را به كودكان آموخت؟
   

معمولا معلمان معترض هستند كه یاد دادن یكسری اطلاعات خشك و بی روح به بچه ها و یادآوری آن در امتحانات بسیار سهل الوصول تر است از اینكه به آنها یاد دهیم كه چگونه فكر كنند. آیا می توان اندیشیدن را به كودكان آموخت؟ تحقیقات می گویند: «بله»

بخشی از تفكر، از تجربه نشات می گیرد؛ بنابراین برای اینكه بچه های یادبگیرند چطور فكر كنند (كه شامل چگونگی ارزیابی آنها از موقعیت، چگونگی توجه آنها بر مهمترین جنبه ها، نحوه تصمیم گیری برای انجام كار، و چگونگی ادامه كار می شود) نیاز به تجربه دارند.

اما چگونه می شود بستر مناسب برای تجربه كودكان را فراهم آورد؟  

مهارتهای فكر كردن درباره فعالیت های روزانه در مدرسه یا خانه را باید به كودكان و نوجوانان آموخت. این كار می تواند بسیار ساده آغاز شود. از خردسال ها سوالات با انتهای باز بپرسید كه با آیا، چرا و چطور شروع می شوند؛ و درحالی كه سوالات را برایشان می خوانید آنها را تشویق كنید مهارتهای كلامی خود را بهبود بخشند، این سوالات پرسشی می تواند كمك كند تا كودكان چگونه فكر كردن را یاد بگیرند. همین روش به كودكان سنین بالاتر هم می تواند كمك كند.  

1. از كودكان بخواهید اطلاعات را با هم «جفت و جور» كرده و داده های جدید را با آنچه از قبل می دانستند، مقایسه كنند. این كار به آنها كمك می كند یاد بگیرند، ارتباط بین لغات یا مفاهیم را بشناسند و دریابند دو موضوع در چه نكاتی و مواردی با هم اشتراك و درچه مواردی با هم تفاوت دارند. دانش آموزان می توانند از طبقه بندی كردن اشیا استفاده كنند كه به آنها در یادآوری بهتر مطلب و اندوخته های ذهنی شان كمك كند.
2. عملكرد «تفكر انتقادی» را كه توانایی ارزیابی كردن اطلاعات است را به بچه ها بیاموزید. به آنها بیاموزید تا درباره هر چیزی كه می شنوند یا میخواهند كه به دست بیاورند چهار پرسش بپرسند.
 
الف) آیا آن چیز جالب و درخور شایسته است؟  
ب) دانست اطلاعاتی راجع به ان چیز می تواند جزو اطلاعاتی قرار گیرد كه اطلاعات عمومی به شمار می آید مثلا اكسیژن تركیب شده است از O2 H؟
ج) اگر جزو اطلاعات عمومی قرار نمی گیرد، دلیل خاص بودن آن چیست و چرا كودك میل دارد راجع به آن نكاتی را بداند. اگر دلیلی دارد، آیا دلیل معتبر هست یا خیر؟ اگر نیست، بچه ها باید یادبگیرند كه تلاشی برای درك و دانستن اطلاعاتی كه به دردشان نمی خورد یا آن را دوست ندارند، نكنند.
 
به بچه ها نشان دهید چطور به یك مسأله نزدیك شوند:
 الف : كودكان نیاز دارند تشخیص دهند چه چیزهایی را می دانند، چه چیزهایی را نمی دانند و باید چه كاری انجام دهند، سپس آنها می توانند
ب: نقشه یی را برای حل مساله طراحی كنند.
پ: نقشه یی را ارزیابی كنند و تصمیم بگیرند كه آیا موثر هست یا خیر؟  
3. از «راهنمای تصورات دهنی» و تصویر یك حادثه یا تجربه استفاده كنید. تخیلات حسی به ما كمك می كنند كه اطلاعات را درحافظه بلندمدت ذخیره كنیم. هر چه از ظرفیت بیشتر حواسمان استفاده كنیم، بهتر است. به این ترتیب ممكن است از بچه ها خواسته شود در حین خواندن داستان هایی درباره صحرا، آن را «ببینند» ، شن های آنجا را لمس كنند، به صدای بادگوش دهند و گرما و تشنگی را احساس كنند. این رویكرد از جزییات و حواشی استفاده می كند.  
 
4. به بچه ها یاد دهید فراتر از آنچه یادگرفته اند، فكر كنند. ممكن است از بچه ها خواسته شود در حین مطالعه انقلاب آمریكا بگویند سربازان در دوره «فورگ» چه احساسی داشتند؟ چه لباسی پوشیده بودند؟ تصور كنید شما در آن موقعیت قرار گرفته اید، نامه یی به خانواده خود بنویسید.  
 
5. خلاقیت را برانگیزید. از بچه ها بخواهید اطلاعات تازه یی را خلق كنند یا بسازند. مثلا یك وسیله خنگی برای یكی از كارهای سخت خانگی درست كنند.  
 
6. طرح های خلاق پیشنهاد كنید. مصل نوشتن یك شعر یا طراحی یك تصویر. بچه ها را تشویق كنید. نسخه دست اول تهیه كنند تا بعد آن را چاپ كنند.  
 
7. به كودكان ابزار اساسی كار را بدهید و به آنها یاد دهید چطور و چه وقت آنها را به كار ببرند، مثل خواندن نقشه، انجام محاسبات و كاربرد ذره بین.
 
8. بچه ها را تشویق كنید اهداف را مرتب كنند و یك چارچوب زمانی برای آنها مشخص كنند و سپس آنها را یادداشت كنند. به این ترتیب می توانند پیشرفت خود را ببینند.  
 
9. كودكان را یاری دهید تا بیاموزند چطور مهمترین نكات آنچه را كه می خوانند می بینند یا می شنوند، پیدا كنند.  
 
10. كودكان را به نوشتن ترغیب كنید. زیرا وقتی افكار را بخواهیم بر روی كاغذ بیاوریم ناچار باید آنها را مرتب كنیم. طرح هایی كه بچه ها می توانند از آن لذت برده و چیزهایی از آن بیاموزند؛ از جمله نگهداری یك مجله، ارایه یك بحث به یكی از والدین (برای افزایش پول تو جیبی یا خرید یك چیز خاص یا یك حق) یا نوشتن نام به یك شخص مشهور
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  مراقب تغيير رفتار نوجوانان باشيد
 

مراقب تغيير رفتار نوجوانان باشيد

افزایش یا كاهش وزن شدید، مشكلات خواب ، تغییر در دوستان، تغییرات شدید و ناگهانی در رفتار، فرار از مدرسه ، تجدید یا مردود شدن در دروس و افسردگی از نشانه‌های خطر در دوران بلوغ است.

یك فوق تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان گفت: افزایش یا كاهش وزن شدید، مشكلات خواب ، تغییر در دوستان، تغییرات شدید و ناگهانی در رفتار، فرار از مدرسه ، تجدید یا مردود شدن در دروس و افسردگی از نشانه‌های خطر در دوران بلوغ است.

فریبا عربگل در ششمین كنگره ملی سلامت خانواده كه در سالن همایش‌های رازی برگزار شد، افزود:
دوره نوجوانی از 2 منظر اهمیت ویژه‌ای در زندگی فرد دارد؛ یكی از نظر تغییرات طبیعی و نرمال و دیگری از نظر تغییرات غیرطبیعی، بیماری‌ها و آسیب‌هایی است كه در این دوره رخ می‌دهد.

وی گفت: تغییرات طبیعی خود را در دوره نوجوانی با مواردی از جمله شروع به تصمیم گیری به طور مستقل نشان می‌دهد كه این مساله ممكن است با منفی‌گرایی و مخالفت جویی با نظریات دیگران خود را نشان دهد.

تمایل به استقلال كه نوجوان از خانواده جدا می‌شود و تمایل به گروه، دوستان و اجتماعی شدن دارد به طوری كه دوستان بخش عمده‌ای از زندگی نوجوان را تشكیل می‌دهند و روی تصمیم‌گیری‌های او اثر می‌گذارند و تمایل به گذراندن زمان‌‌هایی در تنهایی و كناره‌گیری از فعالیت‌هایی كه قبلا‌ در خانواده داشته است،نشانه‌هایی دیگر است.

فوق‌تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان دانشگاه علوم پزشكی شهیدبهشتی اضافه كرد:
نوجوان در این سن بیشتر دوست دارد یك حریم خصوصی برای خود ایجاد كند به طوری كه اهمیتی كه حفظ حریم خصوصی در این دوره دارد در هیچ دوره‌ای از زندگی فرد وجود ندارد
و همچنین تمایل به جنس مخالف - چیزی كه بیشترین ترس و نگرانی والدین را از دوران بلوغ برمی‌انگیزد - و رشد اخلاقیات و تفكر انتزاعی همانندسازی و الگوبرداری از دیگران، تا در نهایت هویت و شخصیت نوجوان شكل بگیرد. هرچه به آخر دوران بلوغ نزدیك می‌شویم نهایتا نوجوان چیزهای قرض گرفته شده از الگوهایش را درونی می‌كند و شخصیت خاص خود را می‌یابد.

تغییرات غیرطبیعی و هشداردهنده دوران نوجوانی بسیار اهمیت دارد. دوران نوجوانی شروع بسیاری از اختلالات و بیماری‌های روانپزشكی مثل سوء‌مصرف مواد و اختلالات خلقی است كه نشانه‌ها و علائم این اختلالات را می‌توان از تغییرات طبیعی دوران بلوغ افتراق داد.

این فوق تخصص روانپزشكی كودك و نوجوان گفت:
برخی از علائم و نشانه‌های خطر در دوران نوجوانی كه نشان‌ دهنده یك مساله جدی‌تر است را می‌توان در افزایش یا كاهش وزن شدید و قابل توجه، مشكلات خواب ، تغییر در دوستان، تغییرات شدید و ناگهانی در رفتار، فرار از مدرسه، تجدید یا مردود‌شدن در دروس، افسردگی، هر نوع صحبتی از خودكشی و علائمی از گرایش به مصرف مواد و مشكل با قانون جستجو كرد.

عربگل افزود: از آنجا كه شروع مصرف مواد اكثرا در دوران نوجوانی است و در بسیاری از موارد منشأ نگرانی والدین و خانواده‌هاست، برخی علائم هشداردهنده در مورد مصرف مواد را می‌توان افت تحصیلی و مردود شدن در مدرسه، تغییرات خلقی به صورت بالا و پایین رفتن خلق، شك راجع به این‌كه نوجوان كیست و كجا می‌رود؟، گم و ناپدید‌شدن پول و وسایلی از منزل، شروع زودهنگام مصرف سیگار، مقابله‌جویی با والدین و رد ارزش‌های آنان، چشمان اشك‌آلود یا قرمز، استفاده از قطره‌های چشمی برای پنهان كردن قرمزی چشم، داشتن دوستان خلافكار، ساعت‌هایی كه تأخیر دارد و مشخص نیست كجاست یا توضیحی برای آن ندارد، پیدا كردن دارو یا چیزهای مشكوك در وسایل و متعلقات او و رفتارهای ضداجتماعی نام برد با توجه به این نكته كه در هنگام ارزیابی تمام نوجوانان یك شك بالا درباره مصرف مواد لازم است.

چنانچه خانواده‌ها، مشاوران، پزشكان و كارشناسانی كه با نوجوانان سر و كار دارند تغییرات طبیعی دوران بلوغ را بشناسند و بتوانند علائم خطر و هشداردهنده را تشخیص دهند بهتر و زودتر می‌توانند به نوجوان كمك كنند.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» 21 روش برای گفتن دوستت دارم بدون گفتن حتی یک کلمه
» تنبلی و راه هایی برای رفع آن
» چگونه عزيز همسرمان باشيم؟
» چگونه شک همسرتان نسبت به خودتان را از بین ببرید!
» راهکارهای مقابله با بی وفایی همسر
» آیا سالگرد ازدواجتان را فراموش می کنید؟!
» جملاتی که هنگام فوتبال تماشا کردن همسرتان نباید بگویید
» اگر در ازدواجتان مشکلی دارید چگونه آن را بیان کنید؟!
» چگونه بر مشکلاتی که در جشن ازدواجتان بوجود آمده پیروز شوید!
» نگاهی به اختلال رفتاری سوءظن

آرشيو
هفته سوم بهمن 1388
هفته اوّل بهمن 1388
هفته چهارم دی 1388
هفته سوم دی 1388
هفته دوم دی 1388
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog