تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






چرا اول خانمها پا پیش نمی گذارند ؟| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:21 بعد از ظهر  

 

چرا اول خانمها پیشنهاد نمی دهند ؟

چرا خانم ها اگر قرار باشد، ۱۰ سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن پیشرفت نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟ …

شاید عده ای کمی از این نوع خانم ها وجود داشته باشد که شما اصلا نمیتوانید سر به سر آنها بگذارید و دستشان بیـنـدازیـد امـا بـایـد قــبول کنیم که تعداد آنها محدود است.
 علیرغم وجود پشتکاری که خانم ها در وجوه دیگر زندگی از خود نشان می دهند در مورد قرار های ملاقات کمی خجالتی می باشند و ترجیح می دهند این مطلب را طرف مقابل بازگو کند. پس زمانی که نوبت به گذاشتن قرار ملاقات می رسد این نوبت مردهاست که دست به کار شوند.
 کیش و مات
 چرا خانم ها اگر قرار باشد، ۱۰ سال هم صبر می کنند اما حرفی از قرار ملاقات به زبان نمی آورند؟ اگر واقعا این کار مردهاست پس چطور مثل سایر کارهای دیگری که روزی تنها به آقایون تعلق داشته خانم ها در آن پیشرفت نمی کنند و پشتکار بالایی خود را نشان نمی دهند؟
 زمانی که صحبت از قرار ملاقات به میان می آید شکی وجود ندارد که اولین حرکت دشوار است. من در این یک موضوع طرف آقایون را می گیرم. این کار هم درست مثل سایر شغل هایی می ماند که خانم ها مشغول انجام دادن آنها هستند. چرا آنها نباید برای گذاشتن قرار ملاقات پیش قدم شوند و چرا نباید خانم ها به آقایون را پیشنهاد ازدواج دهند و به خواستگاری آنها روند. چنین کارهایی همیشه جزء وظایف مردها بوده است.
 در این قسمت دلایلی وجود دارد که چرا خانم ها هیچ گاه در این امر پیشقدمی نمیکنند و همیشه مردها باید جور این کار را به گردن بگیرند.
 درست مثل یک امتحان
 با روشی که یک مرد به یک زن نزدیک می شود، قضاوت های بیشماری می توان در مورد او برداشت کرد؛ آیا او اعتماد به نفس دارد یا دارای شخصیت متزلزلی است؟

شاید بیش از اندازه از خودش مطمئن باشد. آقایون برای انجام این کار ترفند های بیشماری دارند (که من تمام آنها را به عینه دیده ام و دیگر غافلگیر نخواهم شد) که برخی از آنها به خوبی جواب می دهند و متاسفانه سایرین باعث ایجاد بدبختی برای فرد می شوند.

این روش ها چه کار کنند یا نه باید همیشه توجه داشته باشید که نشان دهنده شخصیت درونیتان هستند.
 خانم ها دوست دارند مردها را در یک چالش قرار دهند و ببینند مردها برای رسیدن به آنها چگونه تلاش می کنند، به همین دلیل است که هیچ گاه خودشان پیش قدم نمیشوند و این کار را به عهده آقایون می گذارند.

اگر مردی در رستوران به خانمی برسد و حوصله او را با تعریف از خود سر ببرد و به ۱۰۰۱ دلیل مختلف خانم را راضی کند که کس بهتری از او پیدا نخواهد کرد؛ این امر گویای دو مطلب می باشد (که هر دو به شدت ناخوشایند می باشند): عدم اعتماد به نفس یا/و اعتماد به نفس بیش از اندازه.
 مردی که در زمان شروع گفتگو با او جسورانه و خشن صحبت کند و انتظار داشته باشد که خانم شماره تلفن خود را در آورده و دو دستی تقدیمش کند (نه اینکه فقط شماره را به او بدهد بلکه تقدیم کند) باید اعتماد به نفس بیش از حدی داشته باشد.
 اگر مردی بتواند از این امتحان سربلند بیرون آید این شانس را پیدا می کند که خانم یکی دو مرتبه دیگر نیز با او قرار بگذارد و این بار به طور حتم خانم پیش قدم خواهد شد.
 مردهای قابل تحسین
 مردی که از خود احساسات نشان دهد چیزی جز موفقیت انتظار او را نخواهد کشید.
 مرکز مبارزه در ملاقات معمولا چیزی شبیه به این است: شما زمانیکه از کسی تقاضای بیرون رفتن می کنید چیزهایی مضاف بر آنچه که باید را به او تقدیم کرده اید و اگر یک چنین کارهایی را انجام ندهید درست مثل یک جلودار صف جنگ هستید که هیچ گونه مهماتی را با خود حمل نمی کند. اگر بدون هیچ سلاح و مهماتی بخواهید به خط مقدم بروید بدون شک شکست می خویرید. آقایون می بایست تمایل خود را به انجام چنین کارهایی بیشتر کرده و تمایلات احساسی خود را بیش از پیش برای خانم ها باز گو کنند.
 این قسمت جایی است که امتیاز به دست خانم هاست. آنها به خوبی می دانند که اگر کسی از همان ابتدای کار احساسات خود را بیش از اندازه بروز دهد و علاقه خاصی به نمایش گذارد فرد آسیب پذیری است و شریک خوبی برای زندگی نخواهد بود. اما زمانیکه یک مرد با اعتماد به نفس برای گذاشتن اولین قرار ملاقات گام بر می دارد در نظر خانم ها خیلی بهتر از شخص اول جلوه می کند. هر کس بتواند بیشترین تاثیر را بر روی خانم بگذارد، قابل تحسین بوده و به نتایج بهتری در این رابطه دست پیدا خواهد کرد. این امر در مسائل عشقی و عاطفی جایگاه ویژه ای دارد و شما نیز باید همیشه اهمیت آنها را در ذهن خود نگاه دارید.
 خانم ها چه از روی عمد و یا به طور ناخودآگاه انتظار دارند پیشنهاد را از فرد مقابل دریافت کنند و ترجیح می دهند برای برقراری قرار ملاقات پیشقدمی نکنند.
 گاهی اوقات ارزش های قدیمی و از مد افتاده (که در فیلم هایی نظیر کازابلانکا و بر باد رفته به درستی به تصویر کشیده شده اند) از مردها انتظار می رود که به خانم ها نزدیک شوند و حرکت اول را آنها انجام دهند. این موارد به صورت یک قانون در ذهن ما (به ویژه خانم ها) حک شده است و زن ها همیشه منتظر هستند تا مردها گام اول را در شروع یک رابطه بر دارند.
 در حالیکه امروزه خانم ها دیگر انتظار ندارند که آقایون به شیشیه اتاق آنها سنگ پرتاب کنند و یا از درخت بالا بیایند تا بتوانند به آنها برسند اما از فضای رمانتیک بدشان نمی آید. حداقل طوری برخورد کنید که احساس کنند شما در حال تعقیب کردنشان هستید.
 به طور قطع رسانه های امروزی و همچنین فرهنگ حاکم بر جامعه طوری پیش می رود که به خانم ها بقبولاند، افراد مستقلی هستند و به هیچ مردی نیاز ندارند. شاید به همین دلیل باشد که خانمها دوست دارند آن فضای کلاسیک و مردانه را در ذهن خودشان نگه دارند. آنها دوست دارند کسی تعقیبشان کند، از آنها قدردانی کند، و با گلبرگ های گل سرخ دوش بگیرند….. خوب شاید این آخری یک کمی زیاده روی باشد!
 خوب، فکر می کنم آقایون تا این لحظه متوجه شده باشند که چرا باید روش های برقراری روابط خود را باز سازی کنند. ممکن است دختری که برای ازدواج در نظر دارید شما را به بهترین ها برساند به همین دلیل باید بدانید که برای رسیدن به موفقیت رفتاری کاملا طبیعی از خود نشان دهید، با او دوستانه برخورد کنید و خودتان را بیش از اندازه دست نیافتنی نشان ندهید. همین که او تلاش شما را برای رسیدن به خودش مشاهده می کند متوجه می شود که شما به اندازه کافی اعتماد به نفس داشته اید که این کار را انجام داده اید بنابراین دیگر نیازی ندارید که اطمینان بیش از اندازه از خودتان نشان دهید. اگر او نیز در رسیدن به شما از خود علاقه نشان داد که چه بهتر

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

برای ازدواج موفق، آگاهی و برنامه ریزی لازم است| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:20 بعد از ظهر  

 

ازدواج آگاهانه و با برنامه رمز موفقیت است.

ازدواج آگاهانه و با برنامه، برج مراقبت زندگی است و ضرورت آن، به ویژه در این دوران که زندگی بشر از پیچیدگی خاصی برخوردار است، پوشیده نیست.

مواردی چون نیل به آرامش و سکون، تأمین نیازهای جنسی و حیات، بقای نسل، تکمیل شخصیت و تکامل اجتماعی، سلامت و امنیت اجتماعی و تأمین نیازهای روانی - اجتماعی در شمار مهم‏ترین اهداف ازدواج جای دارند. 
رسیدن به همه این اهداف به تأمل و تفکر و نیل به چنین ازدواجی به برنامه ریزی نیازمند است. این مقاله به ضرورت ازدواج می‏پردازد و سپس ۹ مؤلّفه ضروری جهت برنامه ریزی ازدواج را برمی‏شمارد. انسان، اجتماعی‏ترین موجود زمین است و هیچ انسان سالمی نمی‏تواند بدون ارتباط با دیگران زندگی کند. آدمی ترکیبی از جسم و روان است. برخی چنان می‏پندارند که وجودشان به این جسم خاکی محدود است. در صورتی که این جسم، استراحتگاه موقتی روح شمرده می‏شود و روان آدمی به مونس و همدم و همراه نیاز دارد. اریک فروم ،روان شناس آلمانی، می‏گوید: «انسان از لحظه‏ای که به دنیا می‏آید تا آن دمی که از دنیا می‏رود، هر کاری که می‏کند برای رفع احساس تنهایی خویش است.»(۱)وقتی این تنهایی بیش‏تر شود، تکاپوی بشر برای جست‏وجوی یار و همراه فزونی می‏یابد. کامل‏ترین و جامع‏ترین نمود این جست و جو که قاعدتاً تمام زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می‏دهد، ازدواج است.
● ضرورت برنامه ریزی در ازدواج‏
صاحب نظران معتقدند به همان اندازه که نباید از ازدواج دچار ترس و توهم شد، به همان اندازه نیز نباید این اتفاق مهم و حیاتی را ساده پنداشت؛ زیرا ازدواج‏های بدون برنامه و مطالعه کارنامه ی خوبی نداشته‏اند. به همین خاطر، برای یک ازدواج موفق باید برنامه داشت. این امر به ویژه در دنیای امروز که از پیچیدگی خاص برخوردار است، اهمیت دو چندان پیدا می‏کند؛ ازدواج یک سنت دیرینه اجتماعی است؛ ادیان الهی از مشوّقان عمده آن بوده‏اند و حتی آن را میثاق مقدس خوانده‏اند. دین مبین اسلام بر این سنت پاک و ارزشمند که سعادت جامعه را رقم می‏زند و موجب بقای نسل می‏گردد، بسیار تأکید ورزیده است. پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید: «هیچ بنایی نزد خداوند از ازدواج محبوب‏تر نیست.»(۲) این بنا به برنامه و نوعی مهندسی فکری و روحی نیاز دارد. ازدواج وتشکیل خانواده حرکت از «من» به سوی «ما» است. نیازی مقدس و طبیعی است که از فطرت و آفرینش انسان‏ها سرچشمه می‏گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی کرد؛ زیرا اگر این بنیان مقدس آسیب ببیند، پیامدهایی جبران‏ناپذیر دارد.
● مولفه های لازم در برنامه ریزی
در برنامه ریزی ازدواج از ۹ عامل نام برده می‏شود که در توفیق این امر مهم تأثیر بسیار دارد. این عوامل عبارت است از:
۱) نیت و اراده آگاهانه برای ایجاد خانواده و ساختن زندگی مشترک‏
نیت تنها یک امر ذهنی نیست. این پدیده مجموعه‏ای از طراحی‏های ذهنی و عملی است که سخت‏کوشی و تلاش بهینه و کارآمد بخشی از آن به شمار می‏آید. کسی که برنامه‏ای شفاف و روشن برای این امر مهم داشته باشد، استحکام و بقای این پیوند مقدس را رقم زده است. البته این نکته را هم نباید فراموش کنیم که هر گاه انسان به کاری مقدس و ارزشمند به ویژه ازدواج دست بزند، رحمت الهی یاری اش می‏دهد.
۲) سلامت روح و جسم
انسان سالم به وجود آورنده ی خانواده سالم است و چون اجتماع مجموعه خانواده‏ها است، وقتی سلامت روان پایه و اساس زندگی‏های مشترک باشد، بالندگی اجتماعی به ارمغان می‏آورد. سلامت جسم در مرتبه بعد است. گروهی از مردم دراثر سوانح و جنگ‏ها مشکل جسمی پیدا می‏کنند؛ ولی می‏توانند زندگی زناشویی بسیار متعالی تشکیل دهند.
۳) داشتن منبع درآمد مناسب
بحث تأمین برای یک ازدواج موفق و زندگی پرخیر و برکت بسیار ضرورت دارد. مسأله اشتغال و تأمین خانواده نوعی امنیت روانی ایجاد می‏کند که لازمه ی زندگی مشترک است. دانشجویانی که به ازدواج تمایل دارند، با جد و جهد در کنار درس، حرفه‏ای می‏یابند و مسأله تأمین را تا حدود زیادی حل می‏کنند. یاری خانواده دراین زمینه نیز از عوامل آسان کننده ازدواج است. البته در این مراحل صبر، قناعت، پذیرش وضع موجود، و تلاش برای تأمین هر چه بیش‏تر ضرورت دارد.
۴) سن مناسب
زوج مناسب باید از جهت جسمی به بلوغ کامل رسیده باشند و از جهت روحی و روانی برای پذیرش مسؤولیت ازدواج آمادگی داشته باشند. امروزه، با عنایت به بحث تحصیل و کار و امکانات، تعریفی خاص از سن مناسب وجود ندارد؛ یعنی با لحاظ کردن بلوغ جسمی و روحی و تطبیق با شرایط زمانه، از جهت تحصیل و اشتغال و تأمین، می‏توان در خصوص ازدواج تصمیم گرفت. البته نباید فراموش کنیم که بیش از سن تقویمی، سن عقلی ضامن بقای زندگی مشترک خواهد بود.
۵) ثبات عاطفی
داشتن ثبات عاطفی و کنترل عواطف و احساسات در امر ازدواج بسیار تعیین کننده و مهم است. حوصله و بردباری، صداقت، خلوص، بی آلایشی، مهربانی، گذشت، صمیمیت ، اعتماد، اطمینان، نظم و انضباط و همکاری، سازگاری، تعهد، سخاوت و حسن تفاهم و بالاخره انعطاف از موارد عمده ی ثبات عاطفی اند. جوانانی که در آستانه ازدواج و تشکیل خانواده قرار دارند، باید از حداقل ثبات برخوردار باشند؛ بتوانند خشم و شادی غیر طبیعی خود را کنترل کنند؛ با متانت و تأمل به بررسی واقعیت‏ها پردازند و هنگام قضاوت و داوری با عقل و منطق ظاهر شوند.
عقیده بر این است که در امر ازدواج باید «عقل و عاطفه» را به هم پیوند زد تا فرزندی به نام منطق صحیح و تعامل انسانی زاده شود.
۶) داشتن منطق و مسؤولیت پذیری
برای پدید آوردن یک ازدواج موفق هرگز نباید بنیان آن را بر هوس‏های گذرا استوار کرد. یکی از معیارهای اساسی در مرحله مقدماتی ازدواج داشتن منطق و احساس مسؤولیت پذیری است که در حقیقت علاقه و رغبت برای ایجاد خانواده است و پیش شرط اساسی ازدواج موفق به شمار می‏آید.
۷) عشق الهی و تحکیم بنیان خانواده
در فرایند ازدواج مراحلی وجود دارد که سردار همه آن‏ها عشق و شوق به زندگی با همسر آینده است. این عشق هر چه به حقیقت و واقعیت و اصالت نزدیک‏تر باشد، خانواده از تداوم و استحکام فزون‏تر برخوردار می‏شود. وفاداری به عشق، وفاداری به همسر را به ارمغان می‏آورد که در آن احساس تکامل و تعلق خاطر و خوشبختی حاصل می‏گردد.
بعضی صاحب نظران معتقدند، «عاشق بودن» شیرین‏تر از «حق داشتن» است. پس اگر در زندگی مشترک همواره بر این اصرار کنید که حق به جانب من است، عشق و گذشت را فراموش خواهید کرد. کانون خانواده مکانی برای بخشش و خوشبخت کردن طرف مقابل است نه مقابله و به دست آوردن امتیاز.
۸) قوانین ازدواج
ازدواج دارای وظایف، حقوق و تکالیف است. ضرورت آشنایی جوانان باقوانین و مقرارت ازدواج بر هیچ کس پوشیده نیست. این مسأله بخشی از برنامه ازدواج است. آشنایی مقدماتی با حقوق و قوانین تشکیل خانواده، در پایداری ازدواج و شیرینی و لذت زندگی بسیار مؤثر است. از جمله این حقوق، حقوق قانونی و شرعی، مهریه و حدود و اختیارات زوجین در برابر یکدیگر، تقسیم کار، حقوق زن، تعهدات اصلی و فرعی، شروط و تربیت فرزند است.
۹) بهداشت، مدیریت تحکیم خانواده
از لوازم یک ازدواج موفق و برنامه ریزی شده آشنایی زوجین با بهداشت و تلاش برای حفظ و نگهداری سلامت خانواده است.کسب اطلاعات در خصوص تنظیم خانواده و توجه به برنامه‏های جمعیتی کشور، به عنوان یک خانواده بزرگ، ضرورت دارد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

آیا برای بچه دار شدن آمادگی دارید| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:18 بعد از ظهر  

 

آمادگی برای بچه دار شدن چیست و برای اینکه بچه ی خوب و سالمی داشته باشیم، چه باید کرد؟

خوب است بدانیم که بچه دار شدن تنها باردار شدن و به دنیا آوردن بچه نیست. کودکی که پا به این دنیا می گذارد، حقوقی دارد که باید رعایت شود. وظیفه ی پدر و مادر است که محیطی سرشار از مهر و محبت برایش فراهم کنند، از نظر اقتصادی در سطحی باشند تا امکانات اولیه را تهیه کنند و از همه مهم تر، خودشان از سلامت کافی برخوردار باشند، تا بتوانند یک کودک را در کمال آرامش و سلامت پرورش بدهند. در این مقاله می خواهیم شما را با رژیم غذایی سالمی که تاثیر به سزایی روی سلامت جنین دارد، آشنا کنیم.

یک مادر برای اینکه فرزندی سالم به دنیا آورد، در درجه ی اول خودش باید در شرایط روحی و جسمی مناسبی باشد. تعدیل وزن، کاهش استرس، تنظیم رژیم غذایی متعادل و مناسب و ورزش، از مهم ترین نکاتی است که یک خانم قبل از بارداری باید رعایت کند. داشتن پدر و مادری سالم، یکی از بزرگ ترین حقوق کودک است و پدر و مادر باید قبل از تصمیم گیری برای بچه دار شدن، به این فکر باشند.

چند نکته ی غذایی برای داشتن یک بارداری سالم

رژیم غذایی را به وضع بهتری تغییر دهید:

اگر عادت به خوردن غذاهای ناسالم دارید، هر چه زودتر این عادات را ترک کنید. ممکن است خیلی از غذاهای چرب و چاق کننده و ناسالم را دوست داشته باشید، اما این خودخواهی است. اگر بعد از باردار شدن نیز به همان شیوه ی نادرست غذا بخورید، مطمئنا روی سلامتی کودکتان تاثیر بدی خواهد گذاشت.

باید بدانید هر چیزی که می خورید، روی رشد و سلامت جنین تان هم اثر می گذارد و ممکن است، برایش ضرر داشته باشد. همچنان که ساختار بدن جنین در حال شکل گیری است، سلول های مغزی او نیز در حال رشد و تکثیر هستند و استخوان های بدن او نیز در حال ترکیب بندی است. نیاز مادر هم به مواد مغذی، در این شرایط چند برابر می شود. بنابراین قبل از اقدام به باردار شدن، حتما روی رژیم غذایی تان دقت داشته باشید.
مادر باردار باید از مصرف گوشت و ماهی فرآیند شده، دودی و نمک سود شده در تمام دوران بارداری و سه ماه قبل از آن خودداری کند.

چه برای مرد و چه برای زن، غذا و بارداری اهمیت زیادی دارد. برای اینکه شانس باروری افزایش پیدا کند و برای داشتن یک نوزاد سالم، رژیم غذایی نقش بسیار مهمی دارد.

از این رو محققان توصیه می کنند که روزانه چند وعده میوه، سبزی و حبوبات بخورید. غذاهای سرشار از کلسیم مثل ماست و دوغ و پنیر و مخصوصا شیر ضروری است.

ویتامین C ، اسید فولیک، ویتامین E و روی برای شکل گیری اسپرم های سالم بسیار مهم است. دریافت نکردن مواد غذایی کافی می تواند روی زمان قاعدگی شما تاثیر بگذارد. اگر وزنتان زیاد است یا چاق هستید، قبل از تصمیم گیری برای بچه دار شدن، وزنتان را به حد ایده آل برسانید.

از این چند مورد اجتناب کنید:

- اگر عادت به خوردن چیپس، پفک، غذاهای آماده و گوشت های فرآیند شده مثل سوسیس، کالباس، سس و غذاهای چرب و شور دارید، این عادات را کنار بگذارید.

- به هیچ عنوان الکل مصرف نکنید.

- سر خود دارو نخورید و اگر سیگار می کشید، سیگارتان را ترک کنید.

- زیاد قهوه ننوشید. در صورتی که به چای علاقه دارید، سعی کنید چای کم رنگ مصرف کنید. مقدار کم قهوه ممکن است ضرری نداشته باشد، اما مصرف بیش از دو فنجان آن در روز، روی قدرت باروری تاثیر می گذارد.

- اگر چه ماهی همیشه به مادران باردار و زنانی که در دوران باروری هستند توصیه شده است، اما در نظر داشته باشید که نوع خوب و مرغوب آن را انتخاب کنید، چون بعضی از انواع ماهی ها حاوی جیوه ی زیادی است و این می تواند برای جنین خطرناک باشد. جیوه می تواند در بدن تجمع پیدا کند و حتی تا یک سال در بدن بماند. بهتر است، هفته ای دو بار ماهی، آن هم از نوع بی ضرر مثل سالمون و قزل آلا استفاده کنید.

- باید از مصرف گوشت و ماهی فرآیند شده، دودی و نمک سود شده در تمام دوران بارداری و سه ماه قبل از آن خودداری کنید

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چگونه با همسر خود صحبت کنید تا زندگی موفقی داشته باشید| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:17 بعد از ظهر  

 

زنان عاشق شنیدن چه سخنانی هستند ؟

وقتی سخن از تعریف و تمجید بمیان می آید زنان تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب میکنند! و اگر شما خواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند. 
 
 
چه ازدواج کرده باشید و چه در دوران نامزدی بسر میبرید، این قانون را بیاد داشته باشید:

برای آمـاده نـگاه داشـتـن یک زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، کافی است نکات مثبت بسیاری از او را به وی یادآوری نمایید.
 
 در ادامه به ۱۰ مطلبی که همسر شما عاشق شنیدن آنها است اشاره میکنیم:
 
 شماره ۱۰
 
 روز خوبی داشتی؟ هـنـگامیـکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش میکنید، برداشت او این خواهدبود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یـک هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد کـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.
 
 شماره ۹
 
 نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی همانطور که مشخص است، این بـه او مـی رسـاند که شما وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان میدهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید. سؤالی هست؟ اینجوری فکر نمیکنید؟
 
 شماره ۸
 
 در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری؟ پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد که شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید که خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید کرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نکنید.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی همسرتان در می یابد که شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اکنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید کرد. متوجه منظورم می شوید؟
 
 شماره ۷
 
 تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی قرار دادن او از بین همتاهایش بر سکوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی کند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گذشته از اینکه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور کند، این جمله کوتاه به همسرتان تفهیم میکند که شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی که دوستانش پیش شـما هستند، کمتر احساس نگرانی خواهد کرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه بخرج دادن شما را خواهد داد. با اینحال یک احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یک همسر حسود این سخن را مدرکی برای متهم نمودن شما به اینکه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.
 
 شماره ۶
 
 تو واقعا زرنگ و باهوشی با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذکـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید که علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همسرتان این مسئله را که شما فقـط بـه فـکر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فکر کنید را تحسین خواهـد کرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشکار نماید.
 
 
 
 شماره ۵
 
 در روابط زناشویی بسیار خوب هستی بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس کند که یک الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می کنـد کـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد که احساس نماید واقعا می داند کـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: تحسین و تمـجید از عملکرد او نشانگر این است که شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نکرده، بلکه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار میدهید.
 
 شماره ۴
 
 می خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید که ریسک کردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـکه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سرکیف می گردد. جـمـلات دیـگـری کـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها کمتر می باشد، عبارتند از: فقط تو میتونی تا این حد منو خوشحال کنی و من دوست ندارم با هیچ کس دیگری جز تو باشم.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاکی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد کـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.
 
 شماره ۳
 
 تو بهترین دوست منی به او می گویید که چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت که برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید کارهایی را بـهـمراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـک فرد عادی که مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل میکند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب میکند چراکه شما به مهمترین نکته اشاره کرده اید: دوستی و رفاقت.
 
 شماره ۲
 
 تو یک مادر ایده آل خواهی شد اغلب زنها به دنبال این هستند که روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اکـثـرا با خود کلنجار می روند که آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید که حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسکین وی می شوید. بیان این کلمات از زبان شما به عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: اینـگونه بطور غیر مستقیم به همسر خود می فهمانید که مایلید از او بچه دار شوید. واضح است که این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.
 
 شماره ۱
 
 تو زندگی منو کامل می کنی این به او می گوید که تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است که شما همسر خود را بصورت کامل پذیرفته ایـد و ایـنـکه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری بوجو آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید که شما در زندگی به او نیاز داشته و نمیـتوانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف میگردند.
 
 اشاره باشکوه
 
 دوستت دارم این جمله دو کلمه ای معروف و کوتاه کـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج کرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تکرارش نمایید.
 
 چرا باعث زیبا شدن وجهه شما میگردد: گفتن این عبارت بهـمسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما کسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان کنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی که عکس العمل او را می بینید ( یا احساس می کنید ).
 
 گفتگوی عشق
 
 اکنون که آموختید که چگونه می توانید همسر خود را خوشنود کرده و صورتش را سـرخ نمایید، اینکار را انجام دهید! فقط به این نکته فکر کنید که او در جواب کار شما در آینده چطور جبران خواهد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

مروری برعلل کاهش میل جنسی در زنان و مردان| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:15 بعد از ظهر  

بررسی علل کاهش میل جنسی

 

میل جنسی(libido) بطور چشمگیری در افراد مختلف مـتـفاوت میـباشد، حتـی در یک فرد بسته به شرایط درونی و بیرونی، میل جنسی متغیر میباشد. کـاهـش میـل جنـسی در زنان امری بسیار شایع و در مـردان امری نادر اسـت. (حـتـی غـالب مـردانی کــه از اختلال نعوظ رنج میبرند نیز میل جنسی خود را از دست نمیدهند.)

هورمون جنسی مردانه ی تستوسترون نقش فراوانی بروی میل جنسی در هر دو جنس مرد و زن ایفا میکند. همچنین برخلاف تصور عام پس از یائسگی احتمال افزایش میل جنسی در زنان بیشتر است تا کاهش میل جنسی.

 

 علل کاهش میل جنسی در مردان:

 علل جسمی:

 ۱-اعتیاد به الکل و یا مواد مخدر

 ۲-کم خونی (نادر)

 ۳-افزایش ترشح هورمون پرولاکتین از غده هیپوفیز.

 ۴-چاقی (علت شایع)

 ۵-مصرف برخی داروها (بویژه داروهای درمان مشکلات پروستات)

 ۶-کاهش هورمون جنسی تستوسترون (نادر)

۷-بیماریهای عمومی و مزمن نظیر دیاب

 علل روانی:

 ۱-افسردگی.

 ۲-استرس.

 ۳-خستگی و کار زیاد.

 ۴-اختلافات و مشکلات جدی با شریک زندگی.

 ۵-گرایشات همجنس گرایانه.

 ۶-ترس از عدم توانایی در ارضاء شریک جنسی.

 ۷-استرس های محیطی از قبیل سروصدا و یا نورهای آزاردهنده.

علل کاهش میل جنسی در زنان:

 علل جسمی:

 ۱-کم خونی به علت از دست دادن آهن در هنگام عادات ماهانه و یا زایمان (شایع)

 ۲-اعتیاد به الکل و یا مواد مخدر.

 ۳-بیماریهای عمومی و مزمن نظیر دیابت.

 ۴-پس از زایمان،طی بارداری و یا شیردهی به علت تغییرات شدید هورمونی.

 ۵-مصرف برخی داروها از قبیل آرام بخش ها،ضد افسردگی ها،کاهنده فشار خون و ضد حاملگی.

 ۶-افزایش ترشح هورمون پرولاکتین از غده هیپوفیز.

 علل روانی:

 ۱-افسردگی.

 ۲-استرس.

 ۳-خستگی و یا کار زیاد.

 ۴-اضطراب.

 ۵-تجارب پیشین آزارهای جنسی و یا تجاوز جنسی.

 ۶-گرایش به همجنسان خود.

 ۷-اختلافات و مشکلات جدی با شریک زندگی.

 ۸-شرایط زندگی دشوار(زندگی کردن در یک منزل مشترک یا والدین خود و یا والدین شریک زندگی)

 ۹-استرس های محیطی از قبیل سروصدا و یا نورهای آزاردهنده.
دلایل مشترک در مردان و زنان:

 ۱-اضطراب عملکردی: چنانچه مردان در رابطه های گذشته انزال زودرس و یا اختلال در نعوظ و زنان رابطه جنسی دردناک و یا عدم رسیدن به ارگاسم را تجربه کرده باشند، از بیم تکرار آن ممکن است از رابطه جنسی امتناع ورزیده و یا از آن دلزده شوند.

 ۲- افزایش آشنایی: عموما میل زوجین برای برقراری رابطه جنسی با یکدیگر با گذشت زمان کاهش می یابد.

 ۳-سرکوب کننده های میل جنسی: از قبیل تغییر در ظاهر فیزیکی (چاقی و یا لاغری)، بوی نامطبوع بدن، نامرتبی موها و لباس و عدم رسیدگی به بهداشت فردی.

 ۴-فعالیت بدنی خیلی زیاد و یا خیلی اندک.

 ۵-عدم آگاهی از دانش جنسی، خواسته ها و ترجیهات جنسی شریک زندگی.

۶-تکراری شدن شیوه و وضعیت بدنی برقراری رابطه جنسی.
راهکارهای درمانی کاهش میل جنسی:

۱-درمان برای هریک از اختلالات زمینه ای.

۲-هورمون درمانی.

 ۳-کنترل استرس.

 ۴-مشاوره با کارشناسان مسایل زناشویی.

 ۵-فراگرفتن مهارتهای گفتگو و برقراری ارتباط موثر با جنس مخالف.

 ۶-رفع اختلافات و حل مشکلات، تنشها و رنجش ها.

 ۷-افزایش صمیمت با شریک زندگی.

 ۸-آموزش جنبه های مختلف رابطه جنسی.

 ۹-در میان گذاشتن علایق جنسی و خیالپردازیهای جنسی.

 ۱۰-رسیدگی به وضع ظاهری و بهداشت فردی.

 ۱۱-ایجاد تنوع در نحوه و مکان برقراری رابطه جنسی بصورت دوره ای.

 ۱۲-اجتناب از بی تحرکی.

 ۱۳-ایجاد اعتدال در کار و جنبه های دیگر زندگی.

 
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

باورهای غلط در باره عشق| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:14 بعد از ظهر  

 


۱- عشق واقعی بر همه چیز غلبه می کند.

۲- اگر عشق واقعی باشد در همان نخستین ملاقات معلوم می شود.

۳- تنها یک عشق واقعی در دنیا وجود دارد که برای انسان مناسب است.

۴- همسر مطلوب از هر نظر انسان را ارضا می کند.

۵- رابطه ی جنسی مناسب و مطلوب همان عشق است!

 

” ۱- عشق واقعی بر همه چیز غلبه می کند : ”

بعضی از زنان و مردان به اشتباه به خود می گویند :

- اگر به اندازه ی کافی عاشق همسرم باشم مشروبخواری او مهم نیست.

- اگر به اندازه ی کافی عاشق همسرم باشم بیکاری او مهم نیست.

- اگر به اندازه ی کافی عاشق همسرم باشم ارتباط مداوم او با زنان دیگر اهمیت ندارد.

- اگر به اندازه ی کافی عاشق همسرم باشم ۱۵ سال بزرگتر بودن او مهم نیست.

متاسفانه اعتقاد به اصل اول می تواند موجب دلشکستگی و سرخوردگی شود زیرا انسان را متقاعد به ادامه ی رابطه ای می سازد که مناسب نیست.

کسانی که دارای اعتماد به نفس اندک و گذشته ای منزوی و سرشار از رنج و عذاب بوده اند خود را گرفتار رویایی مسموم می کنند .
” ۲- اگرعشق واقعی باشد در همان ملاقات نخست معلوم می شود ! ”

واقعیت اینست که برای ایجاد دلباختگی یک لحظه هم کافیست ولی برای ایجاد عشق واقعی مرور زمان از ضروریات است.

عشق در نخستین نگاه احساسی است که نسبت به جنس مخالف پیش می آید ولی عشق نیست. این احساس معمولا شدید است و گاهی با عشق اشتباه گرفته می شود و معمولا چیزی جز شکست و سرخوردگی و نومیدی به دنبال ندارد.
” ۳- تنها یک عشق واقعی در دنیا وجود دارد که مناسب است ! ”

اولین اشکال اینست که شما همسر خود را با همان تصویری که در ذهن خود شکل داده اید همواره مقایسه می کنید و متوجه نیستید که وی شخصیتی منحصر به فرد دارد که باید به درستی شناخته شده و از سوی شما پذیرفته شود.

دومین اشکال آن بازداشتن انسان از ایجاد رابطه ای تازه پس از گسیختن رابطه ی پیشین است که به دلایلی مانند مرگ – طلاق و…( در حالی که تصور می شد دائمی باشند) به جدایی کشیده شده اند.

و اشکال آخر اینست که می توان عشق را در افراد متفاوت یافت و همسران زیادی وجود دارند که در صورت مهیا بودن شرایط می توانند شما را خوشبخت کنند.
” ۴- همسر مطلوب از هر نظر انسان را ارضا می کند . ”

از اشکالات این اصل اینست که شما به همسرتان فشار می آورید که برایتان همه چیز و همه کس باشد. به عنوان مثال : خانمی از شوهرش می خواهد که در همه جا همراهش باشد ( شرکت در مراسم تولد بچه ها – انتخاب پارچه – پرسه زدن در فروشگاه و … ) در حالی که شوهرش هیچ گونه علاقه ای به انجام این کارها ندارد واحتمالا تمایل چندانی هم به همراهی همسرش نداشته باشد.

واقعیت اینست که همسر مطلوب بسیاری از نیازهای ما ( و نه همه ی آنها را ) برآورده می سازد. و نیازهای خاصی هم وجود دارند که باید توسط خود ما یا افراد خانواده و یا دوستانمان برطرف شود.
“۵- رابطه جنسی مطلوب و مناسب همان عشق است ! ”

آیا تا کنون متقاعد شده اید که به عنوان بهانه ای برای ادامه ی روابط نامشروع با فردی عاشق او هستید ؟

آیا تا به حال با کسی زندگی کرده اید که متوجه شوید تنها هنگامی که در بستر هستید میان شما دعوا و مشاجره ای رخ نمی دهد؟

در واقع شما بدلیل موجه جلوه دادن شهوت خود و اهمیت فراوان قائل شدن برای تداوم رابطه ی جنسی تان با کسی درگیر می شوید که چندان تفاهم ندارید .

پس همواره این نکته را مد نظر داشته باشد که رابطه ی جنسی فاقد احساس! هیچ ربطی به عشق ندارد!!!

برگرفته از کتاب ” آیا تو نیمه گمشده من هستی؟ “

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

تفاوت عشق و دوست داشتن از دیدگاه دکتر علی شریعتی| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:12 بعد از ظهر  


عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال .
عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می گیرد.
عشق در غالب دل ها ، در شکل ها و رنگهای تقریبا مشابهی متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است ،اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد و چون روح ها بر خلاف غریزه هاهر کدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می توان گفت :
که به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست .
عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد ،
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست .
 

عشق ، در هر رنگی و سطحی ، با زیبایی محسوس ، در نهان یا آشکار رابطه دارد . چنانچه شوپنهاور می گوید:
شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید ، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه کنید .
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی های روح که زیبایی های محسوس را بگونه ای دیگر می بیند .
 

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است ، اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت .
 

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است . اگر دوری بطول انجامد ضعیف می شود ، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد . و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار وپرهیززنده و نیرومند می ماند،
اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است ، دنیایش دنیای دیگری است .
 

عشق جوششی یکجانبه است . به معشوق نمی اندیشد که کیست یک خود جوششی ذاتی است ، و از ین رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب بسختی می لغزد و یا همواره یکجانبه می ماند و گاه ، میان دو بیگانه نا همانند ، عشقی جرقه می زند و چون در تاریکی است و یکدیگر را نمی بینند ، پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو رو شنایی آن ، چهره یکدیگر را می توانند دید و در اینجا است که گاه ، پس جرقه زدن عشق ، عاشق و معشوق که در چهره هم می نگرند ، احساس می کنند که هم را نمی شناسند و بیگانگی و نا آشنا یی پس از عشق درد کوچکی نیست .

اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و ازین رو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید ، و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانند ، و پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند .
دو روح ، نه دو نفر ، که ممکن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی ها احساس خودمانی بودن کنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است که بسادگی از زیر دست احساس و فهم می گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ کلام یکدیگر احساس می شود و از این منزل است که ناگهان ، خودبخود ،دو همسفر به چشم می بینند که به پهندشت بی کرانه مهربانی رسیده اند و آسمان صاف و بی لک دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افقهای روشن و پاک و صمیمی ایمان در برابرشان باز می شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یک معبد متروک که در محراب پنهانی آن ، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می آورد .
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستانهای دیگر را بهمراه دارد و خود را ، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه ، بر سر و روی این دو میزند .
 

عشق ، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست .
اما دوست داشتن ، در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر می رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می کند و با خود به قله بلند اشراق می برد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چه چیز موجب می شود تا یک زن و مرددر کنار هم شاد و خوشحال زندگى کنند| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:12 بعد از ظهر  

 

استحکام زندگی زناشویی

به طور طبیعى مردان و زنان با هم تفاوت هایى دارند، پس چگونه DNA باید پیشدستى کند و موجب شود تا یک زن و مرد تا ابد در کنار هم شاد و خوشحال زندگى کنند
درک تفاوت هاى رفتارى مى تواند کلید این معما باشد که مغز زنان و مردان چگونه روى ازدواج تأثیر مى گذارد و موجب مى شود تا علاقه به یکدیگر براى همیشه و تا آخر زندگى تداوم داشته باشد.

* مرحله اول: ماجرایى رمانتیک
وقتى دو نفر یکدیگر را دوست دارند، مغز آنها شروع مى کند به عاشق شدن. سیگنال هاى شیمیایى مختلفى در این پروسه دخالت دارند که موجب تقویت این احساس مى شوند، به طورى که زن و مرد از این که در کنار هم هستند، احساس رضایت دارند. با ایجاد علاقه بین دو نفر، ترشح میزان زیادى هورمون اکسى توسین موجب مى شود تا مرحله جدیدى در روابط آنها آغاز شود.

* مرحله دوم: سرخوردگى

بعد از گذشت چند ماه یا حتى یک سال از ازدواج (ازدواج در مرحله اول) هورمون ها و فعالیت شیمیایى مغز تغییر مى کند و کورتکس مغزى به ما مى گوید که همسر یا شوهر دچار نقص ها و ضعف هایى است و گاهى نسبت به یکدیگر احساس خشم، حساسیت و یا حتى ترس مى کنیم.
ممکن است در مرحله دوم، افکارى متفاوت از مرحله اول به ذهن شما هجوم بیاورد؛ ممکن است این حالت، اول در زن ایجاد شود و با خود فکر کند شوهرش درباره او چه فکرى مى کند. این حالت بیشتر زمانى اتفاق مى افتد که مرد وقتى احساسى در مورد همسرش دارد، به او نمى گوید و زن احساس مى کند دیگر مورد علاقه او نیست. گاهى اوقات مردان متوجه نمى شوند که چرا همسرانشان درباره مسائل بسیار کوچک و جزیى از آنها انتقاد مى کنند. آنان با خود مى گویند ما سال هاست در کنار هم زندگى مى کنیم و بچه داریم. پس همسرم چه توقعى مى تواند داشته باشد گاهى فکر مى کنند حتماً اشتباهى مرتکب شده اند، اما نمى دانند آن چیست و چگونه باید رفع یا جبرانش کنند. در این مرحله، فعالیت ها و عملکردهاى شیمیایى مغز در مرحله اول، کاملاً تحلیل مى رود و حتى گاهى از بین مى رود و این افکار به راحتى به مغز خطور مى کند که یک چیزى در مورد هر دو آنها یا یکى از آنها نادرست است. در این اوقات است که به راحتى مى گویند این فرد همانى نیست که من با او ازدواج کردم، اما نگران نباشید این یک مرحله کاملاً طبیعى است و وجود آن لازم است تا سیستم هاى دو مغز متفاوت براى ادامه زندگى با هم سازگار شوند.

* مرحله سوم: قدرت نزاع و کشمکش
وقتى دو نفر نسبت به هم سرخورده شدند سعى مى کنند تا قدرت نزاع را امتحان کنند. آن دو سعى مى کنند تا یکدیگر را تغییر دهند و شوهر یا همسر خود را به گونه اى بسازند که روز اول بوده یا درواقع همان طور بوده که روز اول فکر مى کردند.
زن و مرد عاشقى که بحث و جدل درباره این مسئله را آغاز مى کنند، با مشکلات بیشترى مواجه مى شوند و کم کم میزان عشق و علاقه شان کمتر مى شود. این زمان دردناکى است، زیرا زوج هایى که در مرحله قدرت نزاع و کشمکش گیر مى کنند نمى توانند درک کنند که همین تفاوت هاى مغزى کلید تداوم ازدواج است.
پس از فروکش کردن علاقه و احساس، مرد خواهان استقلال بیشترى است و زن مى خواهد بیشتر وقت خود را با دوستانش سپرى کند.
آنها نمى دانند که هورمون هاى تستسترون و استروژن از علت هاى بروز این تغییرات است. یکى از نکات اصلى این مرحله، تفاوت دیدگاه ها و رفتارهاى زوجین درباره استقلال بعد از ازدواج است و اصلاً جاى تعجب ندارد که پس از هفت یا هشت سال که وقت صرف تغییر دادن یکدیگر مى کنند، به این نتیجه مى رسند که باید از هم جدا شوند. طبیعت نیز این اجازه را به افراد نمى دهد که به عقب بازگردند و همه چیز در چرخه زندگى به جلو حرکت مى کند. وقتى که زوجین سرانجام توانستند یکدیگر را خوب بشناسند و بدانند که هرکدام به عنوان مرد یا زن خصوصیات متفاوتى دارند، عشق آنها وارد مرحله تازه اى مى شود.

* مرحله چهارم: بیدارى
چیزى که اکثر زوجین نمى دانند این است که قبل از جدایى یک مرحله دیگرى وجود دارد که اغلب زوجین به آن رسیده اند و آن مرحله بیدارى است. بعد از مراحل دوستى، نومیدى و جنگ، نوبت مرحله بیدارى است که در آن زوجین به شناختى کامل از یکدیگر دست پیدا کرده اند، به یکدیگر بسیار نزدیک شده اند و فردیت هاى یکدیگر را از بین برده اند.
مرد متوجه شده که همسرش به محبت بیشترى نیاز دارد و زن نیز سرگرمى هاى شوهرش را شناخته، از علاقه او به کارش مطلع شده و مى داند که احتیاج به استقلال بیشترى دارد. در این مرحله زوجین بیدار مى شوند و به شناخت بسیار بیشترى از یکدیگر دست پیدا مى کنند.
در این مرحله مرد و زن ممکن است کوتاه بیایند و اگر کارى از دیگرى سر بزند که مطابق میلشان نباشد، اعتراضى نکنند. در نهایت مرد متوجه مى شود که همسرش حق دارد و اگر به اندازه کافى و مورد نیاز همسرش در کنارش نباشد، رابطه شان فنا خواهد شد. زن نیز به این نتیجه مى رسد که مرد اگر به اندازه کافى استقلال نداشته باشد، دچار مشکل جدى خواهند شد. درواقع، هم وقتى زن و شوهر از هم خیلى دور مى شوند و علاقه اولیه از بین مى رود و هم وقتى به قدرى به هم نزدیک مى شوند که اجازه نمى دهند هر کس استقلال خودش را داشته باشد، یا خود واقعى اش باشد، ازدواج دوام نمى آورد.

* مرحله پنجم: تداوم ازدواج
وقتى زن و مرد این چهار مرحله را به خوبى پشت سر بگذارند، تمایل آنها به جدایى از بین مى رود و در کنار هم زندگى و فرزندان خود را بزرگ مى کنند و براى همیشه عاشق هم باقى مى مانند. البته این به این علت نیست که مثل یکدیگر شده اند، بلکه حقیقت این است که آنها یاد گرفته اند چگونه با وجود تفاوت ها خوشحال باشند و با خوشحالى در کنار هم زندگى کنند.
* راه هاى پرورش و تقویت ازدواج

۱ـ رعایت تشریفاتى به منزله مسکن: یک زوج خوشبخت براى این که ازدواج خوبى داشته باشند، باید برخى مسائل را رعایت کنند. مثلاً شام خانوادگى را فراموش نکنند، وقتى یکى از آنها در سفر است دیگرى حتماً با تلفن، فرستادن اى میل و یا نامه به طرف دیگر بفهماند که به فکرش است و از دورى اش ناراحت است. این تشریفات به منزله «مسکن» است و ازدواج را نگه مى دارد.

۲ـ احترام و محبت را هرگز فراموش نکنید: رعایت ادب و احترام و محبت تا ۹۵ درصد ازدواج را مستحکم تر مى کند. به همسر یا شوهر خود باید محبت کنید. محبت موجب مى شود تا خلأهاى انسان پرشود.

۳ـ به استقلال یکدیگر، احترام بگذارید: سعى کنید، هنگام عصبانیت همسر یا شوهر خود، خونسردى خود را حفظ کنید و بحث را کوتاه کنید، زیرا بعد از عصبانیت حتماً وقتى شاهد خونسردى شما باشد، از شما معذرت خواهى مى کند. اگر لازم باشد براى حل کردن مشکلات مى توانید از دوستان، فامیل و یا افراد خانواده تان کمک بگیرد.
البته این نکته را به خاطر داشته باشید که هر انسانى احتیاج به کمى استقلال دارد، باید به طرف مقابل خود این اجازه را بدهید که کمى تنهایى براى خود داشته باشد. اگر دوست دارد در جایى تنها باشد این امکان را به او بدهید

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

انسان ها همان چیزی می شوند که فکر می کنند| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:9 بعد از ظهر  

 

شما همان چیزی می شوید که فکر می کنید

اگر معتقدید پیشامدها آن شکلی که آرزو می کنید خواهند بود ، پس اتفاقات به همان صورت رخ خواهد داد . اگر معتقدید پیشامدها شکل زندگیتان را تعیین می کنند، همیشه قربانی باقی می مانید.

قربانی بودن فواید دارد و راحت هم هست! چون همیشه کسانی اطرافتان هستند که از شما حمایت کنند یا برایتان تأسف بخورند. حالا فکر کنید چه اتفاقی می افتاد اگر در زندگی نقش قربانی را بازی نمی کردید؟ دنیا چه مشکلی پیدا می کرد اگر زندگی را با تمام جنبه هایش می پذیرفتید و هر روز با طلوع آفتاب، امواج درخشان حیات را از خود ساطع می کردید؟

 ● اثر کیفیت تصمیم گیری بر زندگی
 شما به دلیل انتخاب هایی که در زندگی انجام داده اید در جایگاه کنونی تان قرار دارید. اگر امید دارید آینده بهتر از گذشته باشد، لازم است انتخاب های بهتری انجام دهید. آیا در دریایی از وام و بدهی غرق شده اید؟ قرار گرفتن در چنین وضعیتی چه احساسی دارد؟ من در این موقعیت بوده ام و می دانم احساس خوبی نمی توان داشت. به هر حال اگر دنبال کمک هستید آن را فقط نزد خودتان پیدا می کنید. کافی است تصمیم بگیرید و عمل کنید. برداشتن اولین گام به سوی بهبود وضعیت ، سخت است. ولی همین قدم ، بهبود را به دنبال می آورد. اگر تصمیم بگیرید و اولین قدم را بردارید، یعنی پشتکار دارید و دوام می آورید.
 زندگی شما چطور می گذرد؟ آیا امور مادی و دنیوی تمام آن را فرا گرفته؟ آیا می توانید خود را از انبوه جمعیت کنار بکشید و مستقل باشید؟ برای روزنامه خواندن چقدر وقت می گذارید؟ اصلاً مطالعه می کنید؟ آیا از روند امور راضی هستید؟ وضعیت شغلی تان چطور است؟ شما می توانید در مورد این مسائل تصمیم بگیرید.

 ● روز جدید را متفاوت شروع کنید
 خورشید هر روز طلوع می کند. خورشید در مورد زندگی شما چیزی نمی داند. همان کاری را در پیش می گیرد که فرض است هر روز انجام دهد. تصور کنید اگر خورشید مثل شما بود چه اتفاقی می افتاد؟ آیا هر روز طلوع می کرد و جهانی از زیبایی به وجود می آورد؟ شما خورشید نیستید ولی برخلاف خورشید قدرت انتخاب دارید. فقط خودتان قادرید نحوه گذران هر روز را تعیین کنید. اگر در آن روز به دنبال موضوعات منفی هستید، انتظار آنها را هم بکشید. چون پیش می آیند. اگر از روزی که سپری می کنید، ساعاتی هیجان انگیز و توأم با چالش را طلب می کنید، تمام اینها به شما داده می شود. چون خودتان آنها را فرا می خوانید. مثل اسب مسابقه ای که آموزش دیده و به محض باز شدن دروازه ها به جلو می جهد، فکر شما هم باید چنان قدرت تطبیقی با شرایط پیدا کند که به محض زنگ زدن ساعت، آماده مواجهه با روز نو باشید.

 ● رویارویی خوب است
 اگر هنگام برخورد با شرایطی که شما را دچار رنجش و زحمت می کند، سخت ترین انتخاب زندگیتان را انجام دهید زندگی بهتری در پیش خواهید داشت. آیا اطرافیان از موضوعاتی صحبت می کنند که نمی خواهید بشنوید؟ به حرفهایشان گوش دهید. آنها سعی دارند کمک کنند. همین اصل را در قبال جریاناتی که ناراحتتان می کنند، در پیش بگیرید. در صورتی از برخورد با این پیشامدها پیروز و موفق بیرون می آیید که در واقع بر آنها مسلط شوید و در نوع برخورد مهارت پیدا کنید؛ راه دیگری وجود ندارد.
 اما به هر حال شما ساخته و پرداخته گذشته تان هستید. برای ساختن آینده ای درخشان تر چه کاری می توانید انجام دهید؟ یک دسته کاغذ و قلم مقابلتان قرار دهید. حالا اسم خودتان را روی کاغذ بنویسید. این کار به نظر احمقانه می رسد. اما می خواهیم به نظریه ای برسیم. شما توانستید تصمیم بگیرید و اسمتان را روی کاغذ بنویسید. بنابراین چه چیزی شما را از حمله به مشکل بزرگتر باز می دارد؟ هیچ اجباری در نوشتن نامتان روی کاغذ وجود نداشت. در واقع ترس از نتیجه کار است که شما را از حل مشکلات باز می دارد. اما نکته خنده دار این است که انجام ندادن کاری به خاطر ترس، به طور اتوماتیک نتیجه بدتری به بار می آورد. بنابراین انجام کار، یگانه راه طبیعی مواجهه با مشکل است. حالا موضوعی را که تاکنون شما را بیش از هر چیزی رنجانده ، یادداشت کنید. سپس اولین کاری را که می توانید برای اصلاح و حل مشکل انجام دهید بنویسید و به آن عمل کنید. می بینید که این کار به آن سختی که تصور می کردید، نبود

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

آزمون خودشناسی مفهوم زندگی مشترک| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:7 بعد از ظهر  

 

باورهای خود را در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار را بسنجید

 

آیا تاکنون از خود پرسیده اید که معنای زندگی مشترک چیست؟ آیا می دانید که پایه یک زندگی مشترک بر اعتقادات و باورهای بنیادی شما استوار است؟ زندگی مشترک مفهومی بسیار وسیع دارد که شاید در یک جمله نتوان بیان کرد. 


 آزمون زیر به شما کمک می کند که دریابید اعتقادات و باورهای بنیادی تان در رابطه با یک ارتباط عمیق و ریشه دار چیست؟

به هنگام پاسخ دادن به این سئوالات، اولین فکری را که به ذهنتان می رسد، در نظر بگیرید و براساس آن به سئوالات پاسخ دهید.

پرسش های آزمون
۱ـ به نظر شما ، بهترین شیوه برای اینکه اطمینان یابید طرف مقابلتان کاملاً برازنده و مناسب حال شماست، چیست؟
الف) خواسته ها و سلایقتان در زندگی عیناً مثل هم باشد.
ب) در این ارتباط، همیشه شاد و راضی باشید و هیچ اختلاف و مشکلی بینتان وجود نداشته باشد.
ج) به اتفاق هم با مشکلات مواجه شوید و مبارزه کنید و روزبه روز بیشتر به یکدیگر نزدیک شوید.
د) اینکه والدین و خانواده تان او را تایید کنند.

۲ـ به نظر شما، زوجها از چه طریق قادرند به بهترین نحو، مشکلات و مسائل مهم زندگی مشترکشان را حل و برطرف کنند؟
الف) ابتدا مشخص کنند که چه کسی در اشتباه است و حق با کدام است.
ب) حتی در صورت ناراحتی و نارضایتی شدید، باید مدام با یکدیگر صحبت و تبادل نظر کنند.
ج) مشکلات را به حال خود رها کنند و منتظر بمانند تا اوضاع خود به خود بهبود یابد.
د) تمام حواس خود را بر روی آن متمرکز کنند و با دل و جان به حرفها و پیشنهادهای یکدیگر گوش دهند.

۳ـ در زندگی مشترک زوجها، ممکن است تفاوتها، اختلاف نظرها و مشکلاتی قدعلم کنند، اینها:
الف) نمایانگر این حقیقت هستند که لازم است تغییر و تحولی در همسرتان به وجود آید.
ب) دلایلی هستند که باعث می شوند گذشت و سازش خود را به یکدیگر نشان دهید و در جهت بهبود ارتباطتان بیشتر بکوشید.
ج) به منزله و علایم هشداردهنده ای هستند که ثابت می کنند همسرتان مناسب حال و برازنده شما نیست و به دردتان نمی خورد.
د) به منزله و نشانه هایی هستند که به ما می گویند زمان آن فرا رسیده است که چیزهای جدیدی یاد بگیریم و به مرحله رشد و شکوفایی برسیم.

۴ـ زوجهایی که همیشه رضایت خاطر، خرسندی، خشنودی و شادمانی شان را با یکدیگر تقسیم می کنند با زوجهایی که مدام ابراز نارضایتی و ناراحتی می کنند، تفاوت دارند. به نظر شما تفاوت آنها در چیست؟
الف) زوجهای گروه اول هرگز عصبانی نمی شوند، جر وبحث به راه نمی اندازند و سعی می کنند همیشه آرامش و خونسردی خود را حفظ کنند.
ب) زوجهای گروه اول هیچ گاه وضع را از آنچه هست، بدتر نمی کنند.
ج) زوجهای گروه اول مسائل و مشکلات کمتری دارند، در نتیجه بیشتر از زندگی خود لذت می برند.
د) زوجهای گروه اول، برای حل مسائل و مشکلات موجود، از ابزارها و شگردها و راهکارهای مدبرانه تری استفاده می کنند.
امتیازات
سئوال الف ب ج د
۱ ۳ ۲ ۴ ۱
۲ ۳ ۲ ۱ ۴
۳ ۲ ۳ ۱ ۴
۴ ۲ ۳ ۱ ۴
بین ۱۳ تا ۱۶ امتیاز
شما از روحیه ای ایثارگرانه برخوردارید، ولی در عین حال مایلید همسرتان نیز به موقع شما را درک کند و از خودگذشتگی نشان دهد. ممکن است به هنگام رویارویی با مشکلات ابتدا خود را ببازید، اما خیلی زود به خود می آیید و اوضاع را به بهترین نحو سروسامان می دهید. متاسفانه به هنگام پذیرفتن اشتباهات، کمی سرسخت و لجوجانه عمل می کنید، اما با کمی تامل، راهکارهایی مناسب می یابید و می توانید برمشکلات پیروز شوید.
بین ۹ تا ۱۲ امتیاز
سرسخت و خودرأی هستید وبر اعتقادات و باورهای ریشه دار و عمیق خود بشدت اصرار می ورزید و مایلید همانها را در زندگی مشترکتان نیز اعمال کنید. این به شرطی خوب است که ابتدا بتوانید به تفاهمی با همسرتان در این زمینه دست یابید و پس از گذشت چندسال از زندگی مشترکتان و شناخت هرچه بیشتر یکدیگر، با همفکری با او آنها را به کار گیرید. متاسفانه به هنگام رویارویی با مشکلات، به سرعت دست و پایتان را گم می کنید و قادر نیستید بدون کمک فکری دیگران، مسائل را حل و فصل کنید. بهتر است کمی صبورانه تر با مسائل برخورد کنید.
بین ۴ تا ۸ امتیاز
ابتدا به این سئوال پاسخ دهید، آیا معنا و مفهوم زندگی مشترک را به درستی درک کرده اید؟ چنانچه پاسختان به این سؤال منفی است (که حتماً با توجه به امتیازاتتان همین طور است) قبل از تصمیم گیری برای ازدواج، باید به زندگی مشترک آرام و پر از تفاهم زوجهای اطرافتان دقیق شوید و راهکارهای مدبرانه آنها را فراگیرید. متاسفانه از قدرت تصمیم گیری بالایی برخوردار نیستید و حرفهای دیگران به سرعت وسهولت رویتان اثر می گذارد، بدون اینکه پیرامون آنها بیندیشید. این را بدانید، زندگی مشترک همانند خیابان دوطرفه ای است که باید حق وحقوق طرفین در آن به طور یکسان و مساوی رعایت شود وگرنه مشکلات و موانعی بر سر راهتان قد علم می کند که حل و فصل آنها غیرممکن می شود .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بیماریهای عفونی منتقله در حین فعالیت جنسی| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:6 بعد از ظهر  

 

بیماریهای عفونی به آن دسته از بیماریهایی می گویند که از فردی به فرد دیگر قابل انتقال است. عفونتهای منتقله جنسی نیز یک نوع از این بیماریهاست که در حین فعالیت جنسی انتقال می‌یابد.
سه نوع میکروب می‌تواند عامل این‌گونه عفونتها باشد:
الف) انگل: انگلها حیوانات کوچکی هستند که از طریق فردی که آلوده می‌کنند تغذیه می‌کنند. فرد آلوده، میزبان نامیده می‌شود. شپش های ناحیة تناسلی نمونه‌ای از اینگونه انگلهای منتقله جنسی است.
ب) باکتری: باکتریها موجوداتی هستند که تنها از یک سلول تشکیل شده‌اند. آنها به همدیگر می‌پیوندند تا از بدن میزبان تغذیه کنند. باکتریهای سوزاک، سیفلیس، کلامیدیا و شانکروئید نمونه‌هایی از باکتریهای عامل برخی بیماریهای منتقله جنسی هستند.
ج) ویروس‌: ویروس‌ها مولکولهای پیچیده‌ای هستند که تنها پس از حمله به سلولهای میزبان می‌توانند تکثیر یابند. ایدز، تبخال تناسلی و هپاتیت نمونه‌هایی از ویروسهای عامل بیماریهای منتقله جنسی هستند.
معمولاً عفونتهایی که توسط ویروس بوجود می‌‌آید قابل درمان کامل نیستند و تنها در برخی موارد می‌توان عفونت را کنترل نمود. برای انگلها درمان دارویی وجود دارد و باکتریها نیز با آنتی‌بیوتیک درمان می‌شوند.
بیماریهای شایع منتقله جنسی ویروسی
سه بیماری شایع در این دسته ایدز، تبخال‌تناسلی و زگیل‌ تناسلی است.

ایدز ایدز توسط ویروس HIV منتقل می‌شود. این ویروس توان دفاعی بدن را در مقابل عفونتها تخریب می‌نماید و بدن را مستعد ابتلا به سایر عفونتها می‌نماید که گاه حتی می‌تواند کشنده باشد. ویروس HIV علاوه بر انتقال در حین فعالیت جنسی، از طریق سرنگ مشترک در بین معتادان تزریقی نیز قابل انتقال است.
تاکنون هیچ درمانی برای نابودی کامل ویروس ایدز در بدن شناخته نشده است اما برخی داروهایی وجود دارند که می‌توانند تا حدودی بیماری را کنترل کنند یا پیشرفت آنرا به تعویق بیندازند.
تبخال ‌تناسلی مهمترین علامت آن تاولهای دردناک و زخم‌های باز در ناحیة تناسلی است. معمولاً قبل از ظاهر شدن این علائم، فرد احساس گزگز و یا سوزش در ناحیة تناسلی، پاها و یا باسن می‌کند.
در زن‌ها ممکن است زخمها در واژن به صورت مخفی باشند و حتی ممکن است بعضی از زنان، متوجه بیماری خود نشوند!
زخمها معمولاً در ظرف ۳-۲ هفته از بین می‌رود ولی ویروس همچنان در بدن برای همیشه باقی می‌ماند و حتی ممکن است همین زخمها گاه‌به‌گاه مجدداً ظاهر شوند. در صورتیکه این زخمها خیلی شدید باشند و یا تند‌به‌تند ظاهر شوند، با برخی داروها می‌توان آنرا کنترل نمود. همانطوریکه قبلاً نیز گفته شد این داروها نمی‌توانند ویروس را از بدن حذف نمایند، بلکه تنها می‌توانند علایم را کنترل کنند.

زگیل ‌تناسلی ویروس عامل این بیماری، باعث زگیل در ناحیة تناسلی می‌گردد. در ابتدا، زگیل‌های تناسلی کوچک، سفت و بدون درد هستند، ممکن است در ناحیة واژن و یا آلت مرد باشند، همچنین ممکن است در اطراف مقعد بوجود آیند. اگر در مراحل اولیه درمان نشوند ممکن است بزرگ شوند و نمایی گل‌کلمی و گوشتالو بوجود آورند.
اهمیت این زگیل‌ها در آن است که برخی از آنها ممکن است خطر سرطان دهانه رحم یا سایر سرطانهای منطقه تناسلی را افزایش دهند.
درمان آنها با یک پماد که روی ضایعه مالیده می‌شود امکانپذیر است. درمانهای دیگر نیز برای درمان آن وجود دارد از جمله فریز‌کردن آن با یک جسم بسیار سرد که توسط پزشک انجام می‌گردد. همچنین برای برداشتن زگیل‌های بزرگ ممکن است نیاز به جراحی باشد.

بیماریهای شایع منتقله جنسی باکتریایی سوزاک، سیفلیس و کلامیدیا انواع شایع از این گروه هستند که توسط باکتری منتقل می شوند

کلامیدیا عفونت کلامیدیا می‌تواند ترشح غیر طبیعی از ناحیة تناسلی و سوزش ادرار را بوجود آورد. در صورتیکه این بیماری در زنان درمان نشود، ممکن است عفونت لگنی را بوجود آورد که می‌تواند عامل نازایی یا حاملگی نابجا باشد. حاملگی نابجا زمانی است که جنین به جای آنکه خود را به رحم متصل کند و در آنجا رشد نماید، در لوله‌های رحمی می‌ماند و شروع به رشد می‌کند. از آنجا که لوله‌های رحمی فضایی برای این رشد ندارند، لوله متورم می‌گردد و درد شدیدی را ایجاد می‌کند و حتی ممکن است پاره شود. برای درمان برخی از موارد حاملگی نابجا نیاز به جراحی وجود دارد که به علت آسیب دیدن لولة رحمی، شانس حامله‌ شدن مجدد فرد کم می‌شود و حتی خود ممکن است خطر حاملگی نابجای دیگر را افزایش دهد.
متأسفانه کلامیدیا در برخی از افراد بدون علامت می‌ماند و بدون اطلاع شرکای جنسی از عفونت یکدیگر در صورت عدم رعایت اقدامات محافظتی به آنان انتقال می‌یابد. کلامیدیا با آنتی‌بیوتیک مخصوص قابل درمان است

سوزاک از علایم اصلی این بیماری خروج چرک از واژن در زن و آلت مردانه در مرد است و ادرار کردن را دردناک و سخت می‌کند.
عوارض جدی و خطرناک سوزاک در زنان اتفاق می‌افتد. سوزاک نیز می‌تواند مانند کلامیدیا به عفونت لگن بینجامد و خطر حاملگی نابجا و نازایی را افزایش دهد. پنی‌سیلین و برخی از آنتی‌بیوتیکهای قوی دیگر می‌توانند سوزاک را درمان کنند

سیفلیس علایم این بیماری ممکن است بسیار تدریجی آغاز شود یا حتی ناگهان قطع شود؛ به همین جهت ممکن است در ابتدا فرد متوجه بیماری خود نشود. اولین علامت معمولاً زخم باز و بدون درد است که ممکن است بر روی آلت مردانه، اطراف و یا داخل واژن، اطراف‌ دهان، اطراف مقعد و یا حتی روی دستها بوجود آید. سیفلیس در صورتیکه درمان نشود می‌تواند به بیماری بسیار خطرناکتری تبدیل شود که کل بدن را درگیر کند. در این صورت ابتدا دانه‌های پوستی به صورت موقت در بدن ظاهر می‌شود و پس از آن قلب و دستگاه عصبی را آلوده می‌کند. پیشرفت بیماری آرام است و حتی سالها ممکن است طول بکشد تا به درکیری قلب و دستگاه عصبی ختم شود. درمان این بیماری با آنتی‌‌بیوتیک امکان‌پذیر است

بیماریهای منتقله جنسی انگلی شپش‌ ناحیة تناسلی شایعترین بیماری منتقله جنسی انگلی است.
شپش عانه موهای ناحیة تناسلی را آلوده می‌کند و با مکیدن خون فرد آلوده زندگی می‌کند. انتقال آن در حین تماس جنسی ویا حتی از طریق لباسها و اجسام آلوده مانند توالت‌فرنگی و یا ملحفه است. این شپش‌ها باعث خارش می‌شوند. شپش به خودی خود باعث خونریزی از پوست نمی‌شود ولی با خارش ‌دادن محل، خونریزی بوجود می‌آید.
در صورت دقت با چشم غیر مسلح هم می‌توان این شپش‌ها را مشاهده کرد و با یک عدسی ممکن است تخم‌های آنها نیز مشاهده شوند. آنها غالباً به پایة موها یعنی جایی که مو از پوست بیرون آمده است می‌چسبند.
این شپش‌ها با داروهای موضعی که پزشک تجویز می‌کند و یا حتی با بعضی از شامپو‌هایی که در داروخانه‌ها بدون نسخه قابل خریداری است ازبین می‌روند.

علایم و تشخیص بیماریهای منتقله جنسی آیا شما در معرض ابتلا به بیماریهای منتقله جنسی هستید، بسیار مهم و لازم است که شما علایم شایع این بیماریها را بدانید تا در صورت مشاهدة آنها، حتی با وجودیکه علایم به نظر شما خفیف باشد، بلافاصله به پزشک مراجعه نمایید.
بعضی از علایم شایع این بیماریها عبارتند از:
سوزش در ناحیة تناسلی
خارش در ناحیة تناسلی
خارج شدن ترشحات از پیشابراه و یا واژن
زخم در ناحیة تناسلی، دهان و یا مقعد
زگیل در ناحیة تناسلی و یا مقعد
لمس توده در ناحیة تناسلی و یا مقعد
بوی بد و متعفن از ناحیة تناسلی
تخلیه مدفوع دردناک
مجدداً قابل تأکید است که از آنجا که در بسیاری از موارد این بیماریها می توانند بدون علامت ظاهر شوند، لازم است که افراد در معرض خطر ، دائماً از نظر این بیماریها بررسی شوند. بسیاری از علایم مانند: زخمها، دانه‌های پوستی و ترشحات ممکن است برای مدتی خاموش شوند که این به معنای درمان بیماری نیست. بسیاری از ویروسها ممکن است دوره‌ای بدون علامت و دوره‌ای علامت‌دار شوند و در هر حال در بدن باشند.
پزشک معمولاً بعد از گرفتن شرح حالی از نحوة فعالیت جنسی، به دقت ناحیة تناسلی، مقعد و دهان را معاینه می‌کند و ممکن است از ترشحات و یا زخمهای باز نمونه بگیرد. گاهی نیاز به آزمایش ادرار می‌شود و یا ممکن است به آزمایش خون نیار باشد.
در صورتیکه پزشک به شما گفت که شما مبتلا به یک عفونت منتقلة جنسی شده‌اید، ‌می‌بایستی شریک جنسی خود را مطلع نمایید تا این فرصت را به او بدهید که او نیز مورد بررسی و در صورت نیاز درمان به موقع قرار گیرد. اگر به شریک جنسی خود اطلاع ندهید، او در صورت ابتلا در معرض بیماری خطرناک‌تر قرار می‌گیرد و شما نیز ممکن است خود مجدداً آلوده شوید

درمان و پیشگیری بیماریهای منتقله جنسی درمان بر اساس تشخیص دقیق نوع بیماری توسط پزشک به شما پیشنهاد می‌گردد. بیماریهایی که توسط باکتری و انگل بوجود می‌آیند مانند: سوزاک، سفلیس، کلامیدیا و شپش عانه معمولاً با درمان آنتی‌بیوتیک و درمان مخصوص به راحتی درمان می‌شوند.
بیماریهایی که توسط ویروسها منتقل می‌شوند مانند: هپاتیت، ایدز و زگیل تناسلی قابل درمان کامل با دارو نیست و درمانهای موجود به کنترل بیماری کمک می‌کند و ممکن است موفقیت‌آمیز نباشند.
در صورتیکه تاکنون هیچ تماس جنسی نداشته‌اید، به هیچ عنوان در معرض ابتلا به بیماریهای منتقله جنسی نیستید. با این وجود، بعضی از بیماریها مانند: ایدز و هپاتیت از طریق سوزن آلوده نیز قابل انتقال هستند.
اگرتنها یک شریک جنسی دارید که او نیز شریک جنسی دیگری ندارد و هیچیک قبلا نیز به این بیماریها مبتلا نشده اید، شما در معرض ابتلا به این بیماریها نیستید مشروط به اینکه رابطة جنسی مقعدی و یا دهانی نداشته باشید.
کسانی که شرکای جنسی متعدد دارند به خصوص زمانیکه از تاریخچة جنسی آنان مطلع نیستند بسیار در معرض ابتلا به این بیماریها هستند
در زیر ۷ توصیه‌ برای پیشگیری از ابتلا به بیماریهای منتقله جنسی پیشنهاد می‌شود:
۱) همیشه و به درستی از کاندوم مردانه استفاده نمایید. استفاده از کاندوم ۱۰۰% تضمین کننده عدم ابتلا به بیماریهای منتقله جنسی نیست (بخصوص زمانیکه به درستی و همیشه استفاده نشوند) ولی خطر ابتلا به این بیماریها را بسیار کاهش می‌دهد.
۲) بعد از تماس جنسی، ناحیة خارجی تناسلی را با آب و صابون بشورید. شستن و دوش داخل واژن نه تنها کمکی به پیشگیری از بیماریهای منتقله جنسی و یا جلوگیری از بارداری نمی کند، بلکه با از بین بردن سدهای دفاعی طبیعی بدن، خطر این عفونتها و گسترش آن به مناطق بالاتر را اضافه می کند. پس منظور تنها شستشوی دستگاه تناسلی خارجی (مردانه، زنانه) است.
۳) بعد از تماس جنسی، ادرار کنید تا برخی از باکتریهای وارد شده خارج شوند.
۴) در حین قاعدگی، تماس جنسی نداشته باشید در این زمان مستعد انتقال عفونت هستید.
۵) از نزدیکی از راه مقعد اجتناب کنید. درون مقعد و رکتوم میکروبهای فراوانی وجود دارد که می‌تواند عامل بیماریهای منتقله جنسی در مرد و زن باشند. دهان، ناحیة تناسلی مرد و ناحیةتناسلی زن نبایستی با شیء و بخشی از بدن مانند آلت تناسلی مرد که در تماس با مقعد یا رکتوم بوده است تماس پیدا کند در غیر اینصورت خطر عفونت وجود دارد.
۶) از تمیز کردن واژن با دوش اجتناب کنید زیرا که بدینوسیله بسیاری از باکتریهای محافظتی را از بین می‌برید و خطر ابتلا به بیماریهای منتقله جنسی را افزایش می‌دهید.
۷) در هنگام تماس جنسی از چرب کننده‌ها استفاده نمایید و بدینوسیله خطر آسیب مخاطی را کاهش دهید. توجه داشته باشید که اگر از کاندوم استفاده می کنید از استفاده همزمان از چرب کننده های با پایه نفتی مانند وازلین و یا روغن بچه همراه کاندوم اجتناب کنید زیرا که این مواد باعث از بین بردن کاندوم می شوند و در نتیجه خطر حاملگی ناخواسته و انتقال بیماریهای منتقله جنسی وجود دارد. برای چرب کردن می بایستی از مواد با پایه آبی مانند ژل پزشکی استفاده نمایید
خلاصه
بیماریهای منتقله جنسی از بیماریهای عفونی شایع هستند که نه تنها عامل زخم و بوی تعفن و ترشحات از ناحیة تناسلی هستند بلکه می‌توانند عوارض خطرناک‌تر و جدی‌تری مانند عوارض عصبی، سرطان، نازایی و حتی مرگ را ایجاد نمایند.
پیشگیری از این بیماریها با رعایت نکات ساده و بهداشتی امکانپذیر است. خوشبختانه با پیشرفتهای پزشکی بسیاری از این بیماریها در حال حاضر قابل درمان هستند مشروط به اینکه به سرعت تشخیص داده شوند و درمان شوند. بدلیل آنکه برخی از این بیماریها ممکن است بدون علامت باشند، لازم است که افراد در معرض خطر دائماً از نظر ابتلا به این بیماریها تحت بررسی قرار گیرند.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پاسخ به پرسشهایی در رابطه با بلوغ دختران| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:4 بعد از ظهر  

 

سوالات دخترها در زمان بلوغ

در طی دوران بلوغ و حتی چند سال بعد از آن، سوِالات زیادی در ذهن دختران جوان مطرح می‌شود که گاهی بدون جواب می‌ماند و همین مسئله اضطراب زیادی در آنها ایجاد می‌کند. اگر والدین در پاسخگویی به این ۵ سوال شایع دقت کنندو پاسخ دقیق بدهند، نگرانی و اضطراب دخترانشان را به میزان قابل توجهی کاهش می دهند.

۱ ) تغییر رنگ در ترشحات مجرای تناسلی آیا طبیعی است یا نشانه‌ای از یک بیماری؟

قبل از هر چیز باید بدانید ترشحات طبیعی مهبل فواید متعددی دارد: مهبل را تمیز و مرطوب نگه می‌دارد و در پیشگیری از عفونت آن کمک می‌کند. اگر چه رنگ، مقدار و حالت ترشحات مهبل در دوران قبل و بعد از عادت ماهیانه تغییر می‌کند و این مسئله کاملا طبیعی است اما گاهی تغییر در این ترشحات نشانه‌ای از وجود مشکل است. ترشحات طبیعی مهبل هر از گاهی تغییر می‌کند: رقیق، چسبنده،‌ غلیظ، حالت کشسانی، در مجموع حالت آن متغیر است. نکته مهم در ترشحات مهبل آن است که باید شفاف،‌سفید و یا شیری مایل به سفید باشند. در مواردی که مشکلی وجود دارد، ترشحات دچار تغییراتی می‌شود، بوی آن تغییر کرده و نامطبوع می‌شود،‌رنگ‌ آن سبز، خاکستری و یا حالتی دقیقا شبیه ترشحات عفونی می‌شود،‌ در مهبل حالت خارش، ‌سوزش،‌ تورم و قرمزی بوجود می‌آید و یا حتی گاهی از مهبل در دورانی به‌غیر از عادت ماهیانه خون خارج می‌شود که در این موارد باید حتما به پزشک متخصص زنان مراجعه شود. معمولا عفونت مهبل(باکتریایی یا قارچی) عامل شایعی در تغییر ترشحات آن است که بهتر است نسبت به این مسئله دقیق باشید.در عفونت قارچی مهبل‌ ترشحات بسیار سفید و غلیظ می‌شوند و شکل پیدا می‌کنند،‌بوی ترشحات تند است و حالت خارش و سوزش در مهبل حس می‌شود. در عفونتی که توسط باکتری ایجاد می‌شود، مقدار ترشحات زیادتر می‌شود و حالت کف‌آلود پیدا کرده، به رنگ خاکستری در می‌آید. بوی ترشحات بسیار نامطبوع شده و مثل بوی ماهی می‌شود. با مشاهده هر یک از علائم ذکر شده فورا به پزشک مراجعه کنید.

۲ )من که سنم از سن بلوغ گذشته، پس چرا عادت ماهیانه نمی شوم؟

عادت ماهیانه دختران بعد از رسیدن به بلوغ اتفاق می‌افتد که البته سن بلوغ بین ۸ تا ۱۳ سال در دختران متفاوت است. اما اینکه بعضی دخترها زودتر و یا دیرتر به بلوغ برسند، طبیعی است. معمولا اولین عادت ماهیانه ۲ تا ۲/۵ سال بعد از اولین نشانه‌های بلوغ (که اغلب رشد پستان‌هاست) اتفاق می‌افتد. البته در بعضی‌ دخترها کمتر از یک‌سال بعد از بلوغ و یا ۳ سال بعد از بلوغ هم عادت ماهیانه دیده می‌شود که طبیعی است. روش دیگری که بتوان زمان اولین عادت ماهیانه را حدس زد، ترشحات مهبل است که حدود ۶ ماه قبل از اولین عادت ماهیانه این ترشحات به صورت شفاف، سفید و مخاطی شکل دیده می‌‌شوند. سن اولین عادت ماهیانه به ارث هم بستگی دارد و شاید در مادر هم این اتفاق دیرتر افتاده باشد، بنابراین صرف اینکه ۱۴ سالگی گذشته و عادت ماهیانه رخ نداده مشکل‌ساز نیست. دیرتر شروع شدن عادت ماهیانه به عواملی دیگر هم بستگی دارد مثل لاغری شدید، ‌کم‌خوری عصبی،‌ورزشکار بودن (ورزش شدید و دائمی)، استرس‌های شدید یا بعضی بیماری‌های خاص هم در تاخیر عادت ماهیانه دخالت دارند.

۳ ) کوچک ماندن سینه‌ها یعنی اختلا‌ل در روند بلوغ؟

تفاوت اندازه پستان‌ها کاملا طبیعی است. به‌خصوص اگر دخترها در سن بلوغ باشند. ‌البته در اکثر خانم‌ها در سنین بعد از بلوغ هم اندازه پستان‌ها یکی نیست، همان‌طور که اندازه دو دست‌و‌پا یکسان نیست. معمولا اولین جوانه‌های پستان در سنین ۸ تا ۱۳ سالگی دیده و در اکثر موارد رشد و بزرگ شدن یکی از پستان‌ها سریع‌تر از دیگری است. بعضی دختر خانم‌ها بعدها هم از این مسئله ناراحتند و فکر می‌کنند مشکلی وجود دارد.در این صورت اگر به یک پزشک متخصص زنان مراجعه شود، او شما را مطمئن می‌کند که مشکلی وجود ندارد. البته بهتر است دختر خانم‌ها همیشه در سنین بالاتر هم به پستان‌ها توجه داشته باشند و به هر نوع تغییر ظاهری آن توجه نشان دهند. به‌خصوص اینکه معاینه پستان‌ها را یاد بگیرند و هر ماه انجام دهند
.
۴ ) چرا عادت ماهیانه منظمی‌ندارم؟

گاهی اینقدر در مورد عادت ماهیانه دقت می‌شود که انگار قرار است همه چیز مثل ساعت کار کند. در بین خانم‌ها این‌طور شایع شده که عادت ماهیانه باید هر ۴ هفته یک‌‌بار اتفاق بیفتد، در حالی‌که در اکثر خانم‌ها بی‌نظمی‌های زیادی در عادت ماهیانه وجود دارد. معمولا چرخه عادت ماهیانه ۲۸ روزه است، اما این عدد برای همه و حتی برای یک خانم‌ در تمام طول سال ثابت نیست و ممکن است بین ۲۴ تا ۳۴ روز متغیر باشد. اولین روز عادت ماهیانه،‌روز اول چرخه یک خانم محسوب می‌شود. معمولا در روز چهاردهم یکی از تخمک‌ها از تخمدان خارج می‌شود که به آن تخمک‌گذاری می‌گویند و در صورت عدم حاملگی دو هفته بعد پوشش درونی رحم ریزش پیدا کرده و عادت ماهیانه اتفاق می‌افتد. معمولا تا ۲ سال بعد از اولین عادت ماهیانه بی‌نظمی‌های زیادی وجود دارد، اما بیماری،‌کاهش وزن شدید و استرس زیاد هم باعث بی‌نظمی در قاعدگی می‌شوند. حتی در مسافرت و یا تغییرات عمده زندگی (مثل مهاجرت و جابجایی) هم اختلال در زمان قاعدگی دیده می‌‌شود. طول مدت عادت ماهیانه هم از ۲ تا ۱۰ روز متفاوت است وحتی این مسئله هم همیشه در یک خانم ثابت نیست. بنابراین اگر داروی خاصی مصرف نشود،‌بیماری مشخصی وجود نداشته باشد و یا عدم تعادل هورمونی مطرح نباشد، بی‌نظمی در قاعدگی طبیعی است اما اگر این مسئله بسیار شدید و همیشگی شده است بهتر است با پزشک زنان صحبت شود تا مشکل زمینه‌ای به‌خصوص عدم تعادل هورمونی بررسی شود، به خصوص اگر این مسئله در دختر خانم‌ها بیش از ۳ سال طول بکشد.

۵ ) چرا پستان‌ها درد می‌گیرند؟

درد پستان هر از گاهی اتفاق می‌افتد. این مسئله در دختر خانم‌ها در سن بلوغ و بعد از آن بیشتر به‌دلیل رشد پستان‌هاست به‌خصوص در حمام هنگام شستشو و در خواب به‌خصوص در وضعیت دمر این درد بیشتر حس می‌شود. با این وجود از درد پستان‌ها هیچ وقت نباید به راحتی گذشت. علاوه بر مسئله فوق،درد پستان‌ها در نزدیکی شروع عادت ماهیانه (یک‌هفته قبل) بسیار شایع است که به‌دلیل ترشح هورمون‌های استروژن و پروژسترون اتفاق می‌افتد. این هورمون‌ها باعث تجمع آب در بدن شده و پستان‌ها را متورم می‌کنند. در اوایل حاملگی هم درد پستان‌ها شایع است که دقیقا به‌علت ترشح هورمون‌ها و تاثیر آنها بر پستان است. در صورتی که درد پستان‌ها در موارد ذکر شده اتفاق بیفتد و هیچ ترشحی از پستان وجود نداشته باشد معمولا این درد را با مصرف مسکن و یا حتی پوشیدن لباس زیر مناسب‌تر برطرف کرد.
تغذیه خوب و استراحت کافی در اوایل قاعدگی در تسکین این درد بی‌تاثیر نیست. بهتر است از یک‌هفته قبل از عادت ماهیانه از مصرف غذاهای شور و کافئین‌دار (مثل قهوه،چای و شکلات) پرهیز شود. اگر به‌غیر از مواقع ذکر شده در پستان‌ها دردی حس شد بهتر است بدون معطلی به پزشک مراجعه شود.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چگونه می توان شخصیتی محبوب داشت| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:3 بعد از ظهر  

 

۱- ظاهری آراسته داشته باشید.

 تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاکیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌کند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شکل‌های عجیب و غریبی درست می‌کنند. مهمترین مسئله این است که مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید.

نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌کند. فرزندی که همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فردِ ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممکن است جذب ظاهر آراسته کسی شوند که تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.
    
    ۲ - بیشتر سکوت کنید: 
 غالباً افراد به اشتباه برای این که جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌کنند و به خطا می‌روند. سکوت‌، یک تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سکوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌کند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها که بیشتر صحبت می‌کنند و کمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌کاهند، حال آن که سکوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌کند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سکوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.
    
    ۳ - نرم و ملایم سخن بگویید: 
   هنگامی که نرم و ملایم صحبت می‌کنید افراد را جذب خود می‌کنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان کردن‌، نیستند.
    
    ۴ - فرد محترمی باشید:
    بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در کلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌کاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.
    محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.
    
    ۵ - زیاد شوخی نکنید اما بسیار تبسم کنید:
    شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌کاهد چرا که شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید که تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.
    
    ۶ - قاطعیت یعنی جذابیت‌:
    کسانی که شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند که بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.
    آسان بود، این طور نیست‌؟ فکر می‌کنم شما هم می‌توانید یکی از جذاب‌ترین و ماندگارترین‌ها باشید. معطل نشوید دست به کار شوید

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

زناشویی در زمان حاملگی| یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 | 9:1 بعد از ظهر  

 

درزمان بارداری هیچگونه مانعی برای نزدیکی کردن زوج ها وجود ندارد مگر اینکه خانم احساس ناراحتی کند، لکه بینی داشته باشد و یا به هر دلیل دیگری توسط پزشک و یا ماما ازنزدیکی کردن منع شده باشد.

در صورتی که حاملگی طبیعی باشد و خانم احساس راحتی کند، نزدیکی کردن زوج ها می تواند باعث دلبستگی بیشتر پدر و مادر آینده به همدیگر و در آینده، به فرزندشان باشد.

حتی در مواردی که زوج نزدیکی ندارند می توانند از نظر فیزیکی با هم در تماس باشند. ماساژ دادن و نوازش کردن خانم ها در دوران بارداری به آرامش فکری و عضلانی شان کمک می کند بنابر این در نهایت فرزند شادابتری هم خواهند داشت. این کار همچنین باعث می شود که زوج ها پس از تولد فرزندشان هم زودتر به حالت طبیعی زندگی جنسی خود برگردند.

پس از زایمان طبیعی اگر خانم احساس راحتی کند پس از چند روز نزدیکی ممکن است البته این زمان بسته به نوع زایمان و داشتن بخیه یا نداشتن آن متفاوت است. پس از سزارین این دوره ممکن است طولانی تر باشد. سزارین جزو عمل های بزرگ به حساب می آید و فرد باید مراقبتهای بعد از عمل را رعایت کند.

ورزشهایی که عضله های کف لگن را تقویت می کنند می توانند برای پیش، در حین زایمان طبیعی و پس از زایمان بسیار مفید باشند. و باعث می شوند که ماهیچه ها ی واژن در مدت کمتری به حالت طبیعی شان نزدیکتر بشوند.

برخی خانمها در حین بارداری بخصوص سه ماهه اول و تا زمانی پس از زایمان بر اثر تغییرات هورمونی و جسمانی ناشی از بارداری با کاهش میل جنسی روبرو می شوند. تعداد زیادی از خانم ها حس میکنند دیگر به عنوان یک زن برای همسر خود جذاب نیستند. برای برگرداندن میل جنسی خانمها اولین و مهمترین نکته این است که آنها را مجبور به برقراری ارتباط جنسی نکنید که نتیجه عکس دارد. دوم اینکه اگر زوج نزدیکی نمی کنند تماس فیزیکی را قطع نکنند. نوازش کردن و بوسیدن بدن خانم باعث می شود که هورمونهایی که در نهایت باعث میل جنسی می شوند از مغز ترشح بشوند. زوج ها باید با هم در مورد نحوه نگاهداشتن تماس فیزیکی شان در حین بارداری صحبت کنند. اینکه چه کاری را بیشتردوست دارند و چه کاری را کمتر. این کار باعث می شود که زوج به مرور شیوه خاص خودشان راشکل بدهند و از آن در طول زمان لذت ببرند.

با ورود نوزاد به زندگی زوج ها، معمولا رابطه زوجها از حالت دوطرفه بین همسران به حالت رابطه قوی بین مادر و فرزند در میاید و یا اینکه به حالت رابطه مثلثی در میاید که بچه در راس و پدرو مادر در خدمت این نوزاد تازه متولد شده هستند. در هر دو حالت رابطه زوج ها شدیدا تحت شعاع قرار میگیرد. مشارکت در کارهای بچه و خانه راه حل ساده ای برای احیا کردن رابطه زوج ها است. و اینکه آقایان در نظر داشته باشند که مادرنوزاد چند هفته ای بودن کار خیلی راحتی نیست. اکثرا مادرها آنقدر خسته می شوند که حتی اگر میل جنسی هم داشته باشند رمق ندارند که به نزدیکی با شریک جنسی شان بپردازند.

در این شرایط آقایان می تواند احساس ترد شدگی کنند و خود را کنار و کنار تر بکشند تا مسئله ریشه دار شود و یا اینکه با همدلی کردن با همسر خود نهایتا با موفقیت از این مرحله بگذرند. تماس فیزیکی مثل بوسیدن و نوازش کردن برای ابراز علاقه زوج ها بهم نقش مهمی را در این دوران ایفا میکند.

برای زوج هایی که چند سالی از تولد فرزندانشان گذشته ممکن است مسائل دیگری پیش بیاید که مهمترین دلیلش این می تواند باشد که پدر و مادر وقت آزادشان را با فرزندانشان می گذرانند و هرگز فضای خصوصی ندارند تا احساساتشان را با هم در میان بگذارند. این مسئله به مرور باعث می شود که بینشان فاصله بیفتد.

زوج ها در هر مرحله ای از زندگی که هستند باید با هم فضای خصوصی داشته باشند. این کار باعث می شود که مثل یک تیم قوی در مورد زندگی خودشان و تربیت فرزنداتشان عمل کنند. اگر رابطه کلی زوج صمیمی باشد، زندگی جنسی هم به طبع آن همیشه شاداب و پابرجا میماند.

بالا رفتن سن در افرادی که از سلامت عمومی خوبی برخوردارند نباید روی کیفیت رابطه جنسی آن ها اثر منفی داشته باشد. البته باید یادآوری کرد که افراد باید واقع گرا باشند وتوقعات خود را متناسب با شرایط جسمی و سنی خود تنطیم کنند.

خانم ها در دوران یائسگی تغییرات هورمونی را تجربه می کنند که ممکن است منجر به کم شدن میل جنسی و یا خشکی واژن بشود. حالت اول با پیش نوازی و آماده سازی خانمها و در بعضی افراد با هورمون درمانی می تواند تا حد قابل توجهی حل بشود. در مورد خشکی واژن هم استفاده از مواد لغزنده کننده محلول در آب استفاده می تواند خیلی به حل مسئله کمک کند.

در مورد آقایان هم ممکن است میل جنسی و یا نعوظ را به صورتی که در سال های پیش تجربه می کردند نداشته باشند که این لزوما فقط بدلیل افزایش سن نیست. درصورت بروز مشکل در نعوظ مراجعه به پزشک و بررسی کامل عملکرد قلب و عروق وکلیه و همچنین هورمون های بدن قدم اولیه است.

نرمش های قوی کردن عضلات کف لگن بطور مرتب، می تواند کیفیت توانایی جنسی آقایان را تا حد زیادی بالا ببرد و در طول زمان حفظ کند.

در بعضی افراد هم مشکلات رابطه زناشویی است که باعث رخ دادن این مسئله می شود که با صحبت کردن با شریک جنسی شان و یا کمک گرفتن از مشاوران خانواده و یا زوج ها میشود به آن پرداخت.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

ازدواج آگاهانه و با برنامه رمز موفقیت است.| شنبه بیست و سوم خرداد 1388 | 1:22 بعد از ظهر  

 

ازدواج آگاهانه و با برنامه، برج مراقبت زندگی است و ضرورت آن، به ویژه در این دوران که زندگی بشر از پیچیدگی خاصی برخوردار است، پوشیده نیست.

مواردی چون نیل به آرامش و سکون، تأمین نیازهای جنسی و حیات، بقای نسل، تکمیل شخصیت و تکامل اجتماعی، سلامت و امنیت اجتماعی و تأمین نیازهای روانی - اجتماعی در شمار مهم‏ترین اهداف ازدواج جای دارند. 
رسیدن به همه این اهداف به تأمل و تفکر و نیل به چنین ازدواجی به برنامه ریزی نیازمند است. این مقاله به ضرورت ازدواج می‏پردازد و سپس ۹ مؤلّفه ضروری جهت برنامه ریزی ازدواج را برمی‏شمارد. انسان، اجتماعی‏ترین موجود زمین است و هیچ انسان سالمی نمی‏تواند بدون ارتباط با دیگران زندگی کند. آدمی ترکیبی از جسم و روان است. برخی چنان می‏پندارند که وجودشان به این جسم خاکی محدود است. در صورتی که این جسم، استراحتگاه موقتی روح شمرده می‏شود و روان آدمی به مونس و همدم و همراه نیاز دارد. اریک فروم ،روان شناس آلمانی، می‏گوید: «انسان از لحظه‏ای که به دنیا می‏آید تا آن دمی که از دنیا می‏رود، هر کاری که می‏کند برای رفع احساس تنهایی خویش است.»(۱)وقتی این تنهایی بیش‏تر شود، تکاپوی بشر برای جست‏وجوی یار و همراه فزونی می‏یابد. کامل‏ترین و جامع‏ترین نمود این جست و جو که قاعدتاً تمام زندگی فرد را تحت الشعاع قرار می‏دهد، ازدواج است.
● ضرورت برنامه ریزی در ازدواج‏
صاحب نظران معتقدند به همان اندازه که نباید از ازدواج دچار ترس و توهم شد، به همان اندازه نیز نباید این اتفاق مهم و حیاتی را ساده پنداشت؛ زیرا ازدواج‏های بدون برنامه و مطالعه کارنامه ی خوبی نداشته‏اند. به همین خاطر، برای یک ازدواج موفق باید برنامه داشت. این امر به ویژه در دنیای امروز که از پیچیدگی خاص برخوردار است، اهمیت دو چندان پیدا می‏کند؛ ازدواج یک سنت دیرینه اجتماعی است؛ ادیان الهی از مشوّقان عمده آن بوده‏اند و حتی آن را میثاق مقدس خوانده‏اند. دین مبین اسلام بر این سنت پاک و ارزشمند که سعادت جامعه را رقم می‏زند و موجب بقای نسل می‏گردد، بسیار تأکید ورزیده است. پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید: «هیچ بنایی نزد خداوند از ازدواج محبوب‏تر نیست.»(۲) این بنا به برنامه و نوعی مهندسی فکری و روحی نیاز دارد. ازدواج وتشکیل خانواده حرکت از «من» به سوی «ما» است. نیازی مقدس و طبیعی است که از فطرت و آفرینش انسان‏ها سرچشمه می‏گیرد و نباید آن را یک قرار داد متعارف اجتماعی تلقی کرد؛ زیرا اگر این بنیان مقدس آسیب ببیند، پیامدهایی جبران‏ناپذیر دارد.
● مولفه های لازم در برنامه ریزی
در برنامه ریزی ازدواج از ۹ عامل نام برده می‏شود که در توفیق این امر مهم تأثیر بسیار دارد. این عوامل عبارت است از:
۱) نیت و اراده آگاهانه برای ایجاد خانواده و ساختن زندگی مشترک‏
نیت تنها یک امر ذهنی نیست. این پدیده مجموعه‏ای از طراحی‏های ذهنی و عملی است که سخت‏کوشی و تلاش بهینه و کارآمد بخشی از آن به شمار می‏آید. کسی که برنامه‏ای شفاف و روشن برای این امر مهم داشته باشد، استحکام و بقای این پیوند مقدس را رقم زده است. البته این نکته را هم نباید فراموش کنیم که هر گاه انسان به کاری مقدس و ارزشمند به ویژه ازدواج دست بزند، رحمت الهی یاری اش می‏دهد.
۲) سلامت روح و جسم
انسان سالم به وجود آورنده ی خانواده سالم است و چون اجتماع مجموعه خانواده‏ها است، وقتی سلامت روان پایه و اساس زندگی‏های مشترک باشد، بالندگی اجتماعی به ارمغان می‏آورد. سلامت جسم در مرتبه بعد است. گروهی از مردم دراثر سوانح و جنگ‏ها مشکل جسمی پیدا می‏کنند؛ ولی می‏توانند زندگی زناشویی بسیار متعالی تشکیل دهند.
۳) داشتن منبع درآمد مناسب
بحث تأمین برای یک ازدواج موفق و زندگی پرخیر و برکت بسیار ضرورت دارد. مسأله اشتغال و تأمین خانواده نوعی امنیت روانی ایجاد می‏کند که لازمه ی زندگی مشترک است. دانشجویانی که به ازدواج تمایل دارند، با جد و جهد در کنار درس، حرفه‏ای می‏یابند و مسأله تأمین را تا حدود زیادی حل می‏کنند. یاری خانواده دراین زمینه نیز از عوامل آسان کننده ازدواج است. البته در این مراحل صبر، قناعت، پذیرش وضع موجود، و تلاش برای تأمین هر چه بیش‏تر ضرورت دارد.
۴) سن مناسب
زوج مناسب باید از جهت جسمی به بلوغ کامل رسیده باشند و از جهت روحی و روانی برای پذیرش مسؤولیت ازدواج آمادگی داشته باشند. امروزه، با عنایت به بحث تحصیل و کار و امکانات، تعریفی خاص از سن مناسب وجود ندارد؛ یعنی با لحاظ کردن بلوغ جسمی و روحی و تطبیق با شرایط زمانه، از جهت تحصیل و اشتغال و تأمین، می‏توان در خصوص ازدواج تصمیم گرفت. البته نباید فراموش کنیم که بیش از سن تقویمی، سن عقلی ضامن بقای زندگی مشترک خواهد بود.
۵) ثبات عاطفی
داشتن ثبات عاطفی و کنترل عواطف و احساسات در امر ازدواج بسیار تعیین کننده و مهم است. حوصله و بردباری، صداقت، خلوص، بی آلایشی، مهربانی، گذشت، صمیمیت ، اعتماد، اطمینان، نظم و انضباط و همکاری، سازگاری، تعهد، سخاوت و حسن تفاهم و بالاخره انعطاف از موارد عمده ی ثبات عاطفی اند. جوانانی که در آستانه ازدواج و تشکیل خانواده قرار دارند، باید از حداقل ثبات برخوردار باشند؛ بتوانند خشم و شادی غیر طبیعی خود را کنترل کنند؛ با متانت و تأمل به بررسی واقعیت‏ها پردازند و هنگام قضاوت و داوری با عقل و منطق ظاهر شوند.
عقیده بر این است که در امر ازدواج باید «عقل و عاطفه» را به هم پیوند زد تا فرزندی به نام منطق صحیح و تعامل انسانی زاده شود.
۶) داشتن منطق و مسؤولیت پذیری
برای پدید آوردن یک ازدواج موفق هرگز نباید بنیان آن را بر هوس‏های گذرا استوار کرد. یکی از معیارهای اساسی در مرحله مقدماتی ازدواج داشتن منطق و احساس مسؤولیت پذیری است که در حقیقت علاقه و رغبت برای ایجاد خانواده است و پیش شرط اساسی ازدواج موفق به شمار می‏آید.
۷) عشق الهی و تحکیم بنیان خانواده
در فرایند ازدواج مراحلی وجود دارد که سردار همه آن‏ها عشق و شوق به زندگی با همسر آینده است. این عشق هر چه به حقیقت و واقعیت و اصالت نزدیک‏تر باشد، خانواده از تداوم و استحکام فزون‏تر برخوردار می‏شود. وفاداری به عشق، وفاداری به همسر را به ارمغان می‏آورد که در آن احساس تکامل و تعلق خاطر و خوشبختی حاصل می‏گردد.
بعضی صاحب نظران معتقدند، «عاشق بودن» شیرین‏تر از «حق داشتن» است. پس اگر در زندگی مشترک همواره بر این اصرار کنید که حق به جانب من است، عشق و گذشت را فراموش خواهید کرد. کانون خانواده مکانی برای بخشش و خوشبخت کردن طرف مقابل است نه مقابله و به دست آوردن امتیاز.
۸) قوانین ازدواج
ازدواج دارای وظایف، حقوق و تکالیف است. ضرورت آشنایی جوانان باقوانین و مقرارت ازدواج بر هیچ کس پوشیده نیست. این مسأله بخشی از برنامه ازدواج است. آشنایی مقدماتی با حقوق و قوانین تشکیل خانواده، در پایداری ازدواج و شیرینی و لذت زندگی بسیار مؤثر است. از جمله این حقوق، حقوق قانونی و شرعی، مهریه و حدود و اختیارات زوجین در برابر یکدیگر، تقسیم کار، حقوق زن، تعهدات اصلی و فرعی، شروط و تربیت فرزند است.
۹) بهداشت، مدیریت تحکیم خانواده
از لوازم یک ازدواج موفق و برنامه ریزی شده آشنایی زوجین با بهداشت و تلاش برای حفظ و نگهداری سلامت خانواده است.کسب اطلاعات در خصوص تنظیم خانواده و توجه به برنامه‏های جمعیتی کشور، به عنوان یک خانواده بزرگ، ضرورت دارد

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بیماری وسواس ( از ابتلا تا درمان ) | پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | 12:38 بعد از ظهر  

    

وسواس چیست ؟

وسواس عبارت است از تکرار بدون اراده افکار ناخوشایند . اگر چه فرد می فهمد که این افکار نامناسب وغیر عادی است لیکن قادر به دور کردن آنهانیست . وسواس تا اندازه ای در همه افراد بشروجود دارد ومظاهر آن در شک و تردید،عدم قدرت در تمرکز فکری ، فراموشی و گاهی کم خوابی دیده می شود .

وسواس هنگامي غير عادي محسوب مي شود كه شخص مبتلا به آن مي فهمد كه فكري كه او را به خود مشغول كرده بسيار قوي است و سعي مي كند كه آنرا از خود دور سازد ولي چون قادر نيست احساس مي نمايد كه فكر مذكور بر او مسلط شده است .

وسواس يك ايده، فكر، تصور، احساس يا حركت مكرر يا مضر كه با نوعى احساس اجبار و ناچارى ذهنى و علاقه به مقاومت در برابر آن همراه است. بيمار متوجه بيگانه بودن حادثه نسبت‏به شخصيت‏خود بوده از غير عادى و نابهنجار بودن رفتار خودآگاه است.روانشناسان وسواس را نوعى بيمارى از سرى نوروزهاى شديد مى‏دانند كه تعادل روانى و رفتارى را از بيمار سلب و او را در سازگارى با محيط دچار اشكال مى‏سازد و اين عدم تعادل و اختلال داراى صورتى آشكار است.

روانكاوان نيز وسواس را نوعى غريزه واخورده و ناخودآگاه معرفى مى‏كنند و آن را حالتى مى‏دانند كه در آن، فكر، ميل، يا عقيده‏اى خاص، كه اغلب وهم‏آميز و اشتباه است آدمى را در بند خود مى‏گيرد، آنچنان كه حتى اختيار و اراده را از او سلب كرده و بيمار را وامى‏دارد كه حتى رفتارى را برخلاف ميل و خواسته‏اش انجام دهد و بيمار هرچند به بيهودگى كار يا افكار خودآگاه است اما نمى‏تواند از قيد آن رهايى يابد.

وسواس به صورتهاى مختلف بروز مى‏كند و در بيمار مبتلاى به آن اين موارد ملاحظه مى‏شود :

اجتناب؛ تكرار و مداومت؛ترديد؛شك در عبادت؛ترس؛دقت و نظم افراطى؛اجبار و الزام؛احساس بن بست؛عناد و لجاجت.

علائم ديگر:

در مواردى وسواس بصورت، خود را در معرض تماشا گذاردن، دله دزدى، آتش زدن جايى، درآوردن جامه خود، بيقرارى، بهانه‏گيرى، بى‏خوابى، بدخوابى، بى‏اشتهايى،… متجلى مى‏شود آنچنانكه به اطرافيانش اين احساس دست مى‏دهد كه نكند ديوانه شده باشد.

اشخاصي كه مبتلا به وسواس هستند اعتماد به نفس ندارند و خود را موجودي بي ارزش و ناچيز مي شمارند. ولي چون نمي توانند افكار وسواس را دور اندازند. بيشتر احساس مقاومت مي كنند.

اينگونه افراد معمولا بسيار تكامل جو مي باشند. ليستی از علائم و مقیاس های درجه بندی در اینجا آورده شده است که برای تشخیص اختلالات روانی وسواس فکری عملی کمک خواهد کرد. ولی هیچ لیستی کلی نمی تواند چنین کاری انجام دهد، شما باید با پزشک خود یا یک روانشناس مشورت کنید تا اطمینان یابید.

اختلالات دیگر از جمله افسردگی و اضطراب می توانند تا حدودی مشکلات مشابهی را با عث شود.پس اگر شما بعضی ازاین علائم را دارا هستيد،حتما بدان معنی نیست که بیماری شما اختلال روانی وسواس فکری –عملی است .

بنابراین مهمترین سوالی که شما باید بپرسید این است که آیا افکار، عادتها سد راه زندگی شغلی، زندگی اجتماعی یا زندگی خصوصی شما هستند؟

مقیاس وسواس فکری-عملی

مواردی که ذیلا می آیند مقیاس اندازه گیری شدت وسواس فکری عملی است که معمولا در كلينيك ها اندازه گیری میشود. بهبود آن معمولا با درمان انجام می شود گر چه علائم بیماری شخص به مرور زمان ممکن است تغيیر یابد.

جزئی

شخص مدت کوتاهی را برای مقاومت در برابر علائم صرف می کند و تقریبا هیچ گونه تداخلی در فعالیت های روزمره وجود ندارد.

رفتار وسواس فکری –عملی غیر قابل تشخیص درمعاينات بالینی

علائم ملایم بوده و قابل توجه برای خود شخص و برای بیننده می باشد و باعث تداخل ملایمی در زندگی شخص می شود که شاید مدت زمان کوتاهی در مقابل آنان ایستادگی شود. علائم به آسانی برای دیگران قابل تحمل هستند.

رفتار وسواس فکری-عملی کلینیکی

علائم تداخل مشخصی با زندگی معمولی دارند، شخص انرژی زیادی را برای مقاومت و کمک گرفتن از دیگران صرف می کند تا امور زندگی روزمره ی خود را بگذراند

رفتار وسواس فکری- عملی شدید

علائم بیماری در این مرحله عاجز کننده و مداخله گرند. فعالیت روزمره یک کشمکش فعال است شخص شاید تمام وقت خود را برای ایستادگی در برابر علائم صرف کند وکمک زیادی را از اطرافیان برای ایفای وظیفه ی خود جلب نماید.

رفتار وسواسی فکری –عملی بسیار شدید

علائم کاملا فلج کننده هستند شخص نظارت مستقیمی را در اموری مانند خوردن، خوابیدن وغیره نیاز دارد. حتی جزئی ترین تصمیم گیری ها یا جزئی ترین فعالیت ها حمایت پرسنل را طلب می کند این شدید ترین حالت است .

اگر شما خود را در شماره ی ۷ یا بالاتر از آن قیاس کرده اید بهتر است مشورتی با یک روانپزشک یا روانشناس داشته باشید ولی اگر با موفقیت علائم خود را می توانید کنار بگذارید. یک مشاور شاید به شما کمک کند نحوه ی زندگی خود را بهتر نمایید.

انواع وسواس:

وسواسهايى كه تمام فكر و انديشه افراد را تحت تاثير قرار داده و احاطه‏شان مى‏كند معمولا بصورتهاى زير است:

وسواس فكرى:

اين وسواس بصورتهاى مختلف خود را نشان مى‏دهد كه برخى از نمونه‏هاى آن بشرح زير است:

انديشه درباره بدن:

بدين گونه كه بخشى مهم از اشتغالات ذهنى و فكرى بيمار متوجه بدن اوست. او دائما به پزشك مراجعه مى‏كند و در صدد به‏دست آوردن دارويى جديد براى سلامت‏بدن است.

رفتار حال يا گذشته:

مثلا در اين رابطه مى‏انديشد كه چرا در گذشته چنين و چنان كرده؟ آيا حق داشته است فلان كار را انجام دهد يا نه؟ و يا آيا امروز كه مرتكب فلان عملى مى‏شود آيا درست مى‏انديشد يا نه؟ تصميمات او رواست‏يا ناروا ؟

در رابطه با اعتقادات: زمانى فكر وسواسى زمينه را براى تضادها و مغايرت‏هاى اعتقادى فراهم مى‏سازد. مسايلى در زمينه حيات و ممات، خير و شر، وجود خدا و پذيرش يا طرد مذهب ذهن او را بخود مشغول مى‏دارد.

انديشه افراطى:

زمانى وسواس در مورد امرى بصورت افراط در قبول يا رد آن است‏با اينكه بيمار خلاف آن را در نظر دارد ولى بصورتى است كه گويى انديشه مزاحمى بر او مسلط است كه او را ناگزير به دفاع از يك انديشه غلط مى‏سازد، از آن دفاع و يا آن را طرد مى‏كند بدون اينكه آن مساله كوچكترين ارتباطى با زندگى او داشته باشد; مثلا در رابطه با دارويى عقيده‏اى افراطى پيدا مى‏كند بگونه‏اى كه طول عمر، بقاى زندگى و رشد خود را در گرو مصرف آن دارو مى‏داند، اگرچه در اثر مصرف به چنان نتيجه‏اى دست نيابد.

۲- وسواس عملى:

وسواس عملى به شكلهاى گوناگون خود را بروز مى‏دهد كه ما به نمونه‏ها و مواردى از آن اشاره مى‏كنيم :

شستشوى مكرر: مردم بر حسب عادت تنها همين امر را وسواس مى‏دانند و اين بيمارى در نزد زنان رايجتر است.

رفتار منحرفانه:

جلوه آن در مواردى بصورت دزدى است و اين امر حتى در افرادى ديده مى‏شود كه هيچ‏گونه نياز مادى ندارند.

دقت وسواسى:

نمونه‏اش را در منظم كردن دگمه لباس و… مى‏بينيم و وضعيت فرد بگونه‏اى است كه گويى از اين امر احساس آرامش مى‏كند.

شمردن:

شمردن و شمارش‏ها در مواردى مى‏تواند از همين قبيل بحساب آيد مثل شمردن نرده‏ها با اصرار بر اين كه اشتباهى در اين امر صورت نگيرد.

راه رفتن:

گاهى وسواس‏ها بصورت راه رفتن اجبارى است. شخص از اين سو به آن سو راه مى‏رود و اصرار دارد كه تعداد قدمها معين و طبق ضابطه باشد. مثلا فاصله بين دو نقطه از ده قدم تجاوز نكند و هم از آن كمتر نباشد.

۳- وسواس ترس:

صورتهاى ترس وسواسى عبارت است از: ترس از آلودگى - ترس از مرگ - ترس از دفع - ترس از محيط محدود - ترس از امرى خلاف اخلاق - ترس از تحقق آرزو.

۴- وسواس الزام:

در اين نوع وسواس نمى‏تواند خود را از انجام عمل و يا فكرى بيرون آورد و در صورت رهايى از آن فكر و خوددارى از آن عمل موجبات تنش در او پديد خواهد آمد.

وسواس در چه كساني بروز مي كند؟

الف) در رابطه با سن

تجارب حيات عادى افراد نشان مى‏دهد كه وسواس همگام با بلوغ و در غليان شهوت در افراد پايه گرفته و تدريجا رشد مى‏كند. اگر در آن ايام شرايط براى درمان مساعد باشد بهبودهاى نسبى و دوره‏اى پديد مى‏آيد وگرنه بيمارى سير مداوم و رو به رشد خود را خواهد داشت تا جايى كه خود بيمار به ستوه مى‏آيد.

ب) در رابطه باهوش:

بررسيهاى علمى نشان داده‏اند كه وضع هوشى آنها در سطحى متوسط و حتى بالاتر از حد متوسط است. وسواسى‏هايى كه داراى هوش اندك و يا با درجه ضعيف باشند بسيار كمند بر اين اساس رفتار آنها نبايد حمل بر كم‏هوشى شان شود.

ج) در رابطه با اعتقاد:

د) در رابطه با شخصيت و محيط:

تجارب نشان داده‏اند آنهايى كه در زندگى شخصى حساس‏ترند امكان ابتلايشان به بيمارى وسواس بيشتر است و غلبه وسواس بر آنها زيادتر است. در بين فرزندانى كه والدينشان معمولا محكومشان مى‏كنند اين بيمارى بيشتر ديده مى‏شود.

پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند كه شخصيت والدين و حتى صفات ژنتيكى، روابط همگن خويى و محيطى در اين امور مؤثرند بهمين نظر وسواس در بين دوقلوهاى يكسان بيشتر ديده مى‏شود تا در ديگران، اگر چه ريشه‏هاى اساسى و كلى اين امر كاملا مشهود نيست.

مساله شخصيت را اگر با دامنه‏اى وسيعتر مورد توجه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين امر حتى در برگيرنده افراد و اشخاص از نظر جوامع هم خواهد بود. وسواس بر خلاف بيمارى هيسترى است كه اغلب در جوامع عقب نگهداشته شده ديده مى‏شود، در جوامع بظاهر متمدن و پيشرفته و حتى در بين افراد هوشمند هم بميزانى قابل توجه ديده مى‏شود.

ريشه‏هاى خانوادگى وسواس

در مورد ريشه و سبب اين بيمارى مطالب بسيارى ذكر شده كه اهم آنها عبارتند از وراثت، شخصيت زير ساز يا الحاقى، وضع هوشى، عوامل اجتماعى، عوامل خانوادگى، عوامل اتفاقى، رقابت‏ها، منع‏ها و… كه ما ذيلا به مواردى از آن اشاره مى‏كنيم.

الف) وراثت:

تحقيقات برخى از صاحبنظران نشان داده است كه حدود چهل درصد وسواسيها، اين بيمارى را از والدين خود به ارث برده‏اند، اگرچه گروهى ديگر از محققان جنبه ارثى بودن آن را محتمل دانسته و قايل شده‏اند، انتقال زمينه‏هاى عصبى مى‏تواند ريشه و عاملى در اين راه باشد.

ب) تربيت :

در اين مورد مباحثى قابل ذكرند كه اهم آنها عبارتند از:

۱- دوران كودكى:اعتقاد گروهى از محققان اين است كه پنجاه درصد وسواس‏هاى افراد در سنين جوانى و پس از آن از دوران كودكى پايه‏گذارى شده و تاريخچه زندگى آنها حاكى از دوران كودكى ويژه‏اى است كه در آن كشمكش‏ها و مقاومت‏ها و سرسختى‏هاى فوق العاده وجود داشته و كودك در برابر خواسته‏هاى بزرگتران تاب مقاومت نداشته است.

۲- شيوه تربيت:در پيدايش گسترش وسواس براى شيوه تربيت والدين نقش فوق العاده‏اى را بايد قايل شد. بررسيها نشان مى‏دهد مادران حساس و كمال جو بصورتى ناخودآگاه زمينه را براى وسواسى شدن فرزندان فراهم مى‏كنند و مخصوصا والدينى كه رفتار طفل را بر اساس ضابطه خود بصورت دقيق مى‏خواهند و انعطاف پذيرى كمترى دارند در اين رابطه مقصرند. تربيت‏خشك و مقرراتى در پيدايش و گسترش اين بيمارى زياد مؤثر است. نحوه از شير گرفتن كودك بصورت ناگهانى، گسترش آموزش مربوط به نظافت و طهارت و كنترل كودك در رفتار مربوط به نظم و تربيت و دقت او هم در اين امر مؤثر است.

۳- تحقير كودك:عده‏اى از بيماران وسواسى كسانى هستند كه دائما اين عبارت به گوششان خورده است كه: آدم بى عرضه‏اى هستى، لياقت ندارى، در خور آدم نيستى، بدرد زندگى نمى‏خورى… و از بابت عدم لياقت‏خود توسط والدين، مربيان، خواهران، و برادران ارشد ركوفت‏شنيده و تنبيه شده‏اند. اين گونه برخوردها بعدا زمينه را براى ناراحتى عصبى و يا وسواس آنها فراهم كرده است.

۴- ناامنى‏ها:پاره‏اى از تحقيقات نشان داده‏اند برخى از آنها كه دوران حيات كودكى آشفته‏اى داشته و با ترس و نا امنى همساز بوده‏اند بعدها به چنين بيمارى دچار شده‏اند. آنها در مرحله كودكى وحشت از آن داشته‏اند كه نكند كار و رفتارشان مورد تاييد والدين و مربيان قرار نگيرد. اينان در دوران كودكى براى راضى كردن مربيان خود مى‏كوشيدند و سعى داشته‏اند كه دقتى افراطى درباره كارهاى خود روا دارند و در همه مسائل، با باريك‏بينى و موشكافى وارد شوند.

۵- منع‏ها:گاهى وسواس فردى بزرگسال نشات گرفته از منع‏هاى شديد دوران كودكى و حتى نوجوانى و جوانى است. مته بر خشخاش گذاردن والدين و مربيان، ايرادگيريهاى بسيار، توقعات فوق العاده از زير دستان، اگر چه ممكن است كار را برطبق مذاق خواستاران پديد آورد معلوم نيست عاقبت‏خوش و ميمونى داشته باشد.

۶- خانواده افراد وسواسى: بررسيها نشان داده‏اند:

- اغلب وسواسى‏ها والدين لجوج داشته‏اند كه در وظيفه خواهى از فرزندان سماجت‏بسيار نشان مى‏داده‏اند.

- ايرادگير و عيبجو بوده‏اند اگر مختصر لغزشى از فرزندان خود مى‏ديدند، آن را به رخ فرزندان مى‏كشيدند.

- خسيس و ممسك بوده‏اند به طورى كه كودك براى دستيابى به هدفى ناگزير به شيوه‏اى اصرارآميز بوده است و بالاخره افرادى كم گذشت، طعنه زن، ملامتگر، بوده‏اند و كودك سعى مى‏كرده خود را در حضور آنها دائما جمع و جور كند تا سرزنش نشود. (۶)

درمان :

براى درمان مى‏توان از راه و رسم‏ها و وسايل و ابزارى استفاده كرد كه يكى از آنها تغيير محيطى است كه بيمار در آن زندگى مى‏كند.

۱- تغيير آب و هوا: دور ساختن بيمار از محيط خانواده و اقامت او در يك آسايشگاه و واداشتن او به زندگى در يك منطقه خوش آب و هوا براى تخفيف اضطراب و درمان بيمار اثرى آرامش بخش دارد و اين امرى است كه اولياى بيمار مى‏توانند به آن اقدام كنند.

۲- تغيير شرايط زندگى:از شيوه‏هاى درمان اين است كه زندگى بيمار را در محيطى ديگر بكشانيم و وضع او را تغيير دهيم. او را بايد به محيطى كشاند كه در آن مساله حيات سالم و دور از اغتشاش و اضطراب مطرح باشد و بناى اصلى شخصيت او از دستبردها دور و در امان باشد بررسيهاى تجربى نشان مى‏دهند كه در مواردى با تغيير شرايط زندگى و حتى تغيير خانه و محل كار و زندگى بهبود كامل حاصل مى‏شود.

۳- ايجاد اشتغال و سرگرمى:تطهيرهاى مكرر و دوباره‏كارى‏ها بدان خاطر است كه بيمار وقت و فرصتى كافى براى انجام آن در خود احساس مى‏كند و وقت و زمانى فراخ در اختيار دارد. بدين سبب ضرورى است در حدود امكان سرگرمى او زيادتر گردد تا وقت اضافى نداشته باشد. اشتغالات يكى پس از ديگرى او را وادار خواهد كرد كه نسبت‏به برخى از امور بى‏اعتماد گردد، از جمله وسواس.

۴- زندگى در جمع:فرد وسواسى را بايد از گوشه‏گيرى و تنهايى بيرون كشاند. زندگى در ميان جمع خود مى‏تواند عاملى و سببى براى رفع اين الت‏باشد. ترتيب دادن مسافرتهاى دستجمعى كه در آن همه افراد ناگزير شوند شيوه واحدى را در زندگى پذيرا شوند، در تخفيف و حتى درمان اين بيمارى مخصوصا در افرا كمرو مؤثر است.

۵- شيوه‏هاى اخلاقى:رودربايستى‏ها و ملاحظات فيمابين كه هر انسانى بنحوى با آن مواجه است تا حدود زيادى سبب تخفيف اين بيمارى مى‏شود. طرح سؤالات انتقادى توام با لطف و شيرينى، بويژه از سوى كسانى كه محبوب و مورد علاقه بيمارند در امر سازندگى بيمار بسيار مؤثر است و مى‏تواند موجب پيدايش تخفيف هايى در اين رابطه شوند و البته بايد سعى بر اين باشد كه انتقاد به ملامت منجر نشود روح بيمار را نيازارد. احياى غرور بيمار در مواردى بسيار سبب درمان و نجات او از عوامل آزار دهنده و خفت و خوارى ناشى از پذيرش رفتارهاى ناموزون وسواسى است و به بيمار قدرت مى‏دهد. بايد گاهى غرور فرد را با انتقادى ملايم زير سؤال برد و با كنايه به او تفهيم كرد كه عرضه اداره و نجات خويش را ندارد تا او بر سر غرور آيد و خود را بسازد. بايد به او القا كرد كه مى‏تواند خود را از اين وضع نجات دهد. همچنين بايد به بيمار اجازه داد كه درباره افكار خود اگر چه بى معنى است صحبت كند و از انتقاد ناراحت نباشد.

۶- تنگ كردن وقت:بيش از اين هم گفته‏ايم كه گاهى تن دادن به ترديدها ناشى از اين است كه بيمار خود را در فراخى وقت و فرصت‏ببيند و براى درمان ضرورى است كه در مواردى وقت را بر فرد وسواسى تنگ كنند. در چنين مواردى لازم است‏با استفاده از متون و شيوه‏هايى او را به كارى مشغول داريد به امر و وظيفه‏اى او را وادار نماييد تا حدى كه وقتش تنگ گردد و ناگزير شود با سر هم كردن عمل و وظيفه كار و برنامه خود را اگرچه نادرست است‏سريعا انجام دهد. تكرار و مداومت در چنين برنامه‏اى در مواردى مى‏تواند بصورت جدى در درمان مؤثر باشد.

۷- زيرپاگذاردن موضوع وسواس:در مواردى براى درمان بيمار چاره‏اى نداريم جز اينكه به او القا كنيم به قول معروف به سيم آخر بزند، حتى با پيراهنى كه آن را او نجس مى‏داند و يا با دست و بدنى كه او تطهير نكرده مى‏شمارد و به نماز بايستد و وظيفه‏اش را انجام دهد. به عبارت ديگر بيمار را وا داريم تا همان كارى را كه از آن مى‏ترسد انجام دهد. تنها در چنين صورت است كه در مى‏يابد هيچ واقعه‏اى اتفاق نمى‏افتد.

شيوه‏هاى اصولى در درمان وسواس:

الف) روانپزشكى:اگر رفتار و يا عمل وسواسى شديد شود نياز به متخصص روانى و درمانگرى است كه در اين زمينه اقدام كند. كسى كه تعليمات تخصصى و تحصيلى‏اش در روان پزشكى او به او اجازه مى‏دهد كه براى شناخت ريشه بيمارى و درمان بيمار اقدام نمايد. علاوه بر اينكه در زمينه ريشه‏يابى‏ها كار و تلاش كرده و دائما در رابطه با خود هم اقداماتى بعمل آورده و لااقل حدود ۳۰۰-۲۰۰ ساعتى هم در رابطه با شناخت‏خويش گام برداشته است. اينان اجازه دارند كه در موارد لازم نسخه بنويسند و يا داروهايى تجويز كنند و يا شيوه‏هاى ديگرى را براى درمان لازم مى‏بينند بكار گيرند.

بيماران را گاهى لازم است كه در مؤسسات روان‏پزشكى و گاهى هم در بيمارستان‏ها به طرق روانكاوى و روان‏درمانى درمان نمايند و در موارد ضرور بايد آنها را بسترى نمود. درمان بيمارى براى برخى از افراد بسيار ساده و آسان و براى برخى ديگر بسيار سخت است ; بويژه كه شرايط اقتصادى و اجتماعى بيمار هم در اين امر مؤثر است.

ب) روان درمانى:

اين هم نوعى درمان است كه توسط روانكاو يا روانشناس صورت مى‏گيرد و آن يك همكارى آزاد بين بيمار و درمان كننده مبتنى بر اعمال متقابل است كه بر اساس روابطى نسبتا طولانى و طبق هدف و برنامه ريزى مشخصى به پيش مى‏رود. درمان اختلال به‏صورت مكالمه و صحبت و يا هر شيوه مفيدى كه قادر به اصلاح زندگى روانى فرد باشد انجام مى‏گيرد. در اين درمان گاهى هم ممكن است دارو مورد استفاده قرار گيرد. البته اصل بر اين است كه بر اساس شيوه مصاحبه و گفتگو زمينه براى يك تحول درونى فراهم شود.

اصولى در روان درمانى: در روان درمانى افراد، همواره سه اصل مورد نظر است و مادام كه به اين جنبه‏ها توجه نشود امكان اصلاح و درمان نخواهد بود:

الف - اصلاح محيط:

غرض محيط زندگى بيمار، توجه به امنيت آن، بررسى اصول حاكم بر جنبه‏هاى محبتى و انضباطى، نوع روابط و معاشرتها، فعاليتهاى تفريحى، گردشها، تلاشهاى جمعى، مشاركتها در امور،… است.

ب - ارتباط خوب و مناسب:

در روان درمانى آنچه مهم است داشتن و يا ايجاد روابط خوب و مناسب همدردى و همراهى، كمك كردن، دادن اعتبار و رعايت احترام، وانمود كردن حق بجانبى براى بيمار، تقويت قدرت استدلال، بيان خوب، خوددارى از سرزنش و… .

ج - روانكاوى و روان درمانى:

كه در آن تلاشى براى ريشه‏يابى، ايجاد زمينه براى دفاع خود بيمار از وضع و حالات خود گشودن عقده‏ها، توجه دادن بيمار به ريشه و منشا اختلال خود، القائات لازم و…

مشاوره و درمان روانی:

در درمان غیردارویی، از الگوهای مختلف برای کاهش این اختلال بهره می‏گیرند که به برخی از آنها به طور اجمال اشاره می‏کنیم زیرا از این تکنیک‏ها متناسب با نوع و شدت و ضعف بیماری استفاده می‏شود:

۱) شناخت درمانی، در این روش طی جلسات مکرر و متعدد، بینش بیمار درباره تعارضهای درونی خود به کمک روان‏درمان‏گر تغییر می‏یابد.

۲) رفتار درمانی:

روشهای متعدد و متنوعی است از کارشناس مربوطه بیمار را به کارها و فعالیت‏هایی جهت کاهش سطح اضطراب و در نتیجه فکر یا عمل وسواس او وا می‏دارد.

۳) گاهی نیز روانشناس با ایجاد ارتباط با خانواده بیمار به کاهش ناهماهنگی‏های احتمالی در خانواده و تصحیح ارتباطات خانوادگی آنها می‏پردازد.

روشهای کلی درمان:

برای علاج و درمان این بیماری ابتدا باید نوع آن را شناخت و روش درمانی مناسب با آن را انتخاب نمود . ما در این قسمت به برخی از روشهای کلی مبارزه با این حالت اشاره می نماییم.

۱) عدم پاسخ دهی:

مهمترین و کلی ترین راه درمان وسواس، بی توجهی به پیام های آن و عدم پاسخ دهی عملی به آن است . این بیماری در صورتی ادامه می یابد و تشدید می شود که به نداهای درونی آن که مبتنی بر تکرار عمل ، یا دقت بی مورد و یا قضاوت غیر منطقی و افراطی نسبت به امور است، پاسخ دهی عملی شود. برای مقابله با این حالت بهترین راه بی اعتنایی به این پیامها و ترتیب اثر ندادن به آنها است. اگر مدتی این روش عملی شود ، به طور قطع از شدت ابتلا به آن کاسته خواهد شد.

۲) تقابل به ضد:

برای کسانی که از آلودگی و نجاست هراس دارند و این هراس منشا اضطراب و وسواس در آنها شده است ، آلوده سازی عمدی شخص توسط خود او یا دیگران ، از راههای درمان و رفع حساسیت به این امر است . اگر این روش با تکرار تحمل شود به طور قطع موثر خواهد بود.

۳) فرمان ایست:

در منابع علمی جدید ، برای متوقف کردن افکار وسواسی ، علاوه بر درمانهای دارویی و قبل از آن درمانها ، از روشهای خاصی استفاده می شود که مهمترین آنها روش توقیف فکر نام دارد، بدین ترتیب است که از بیمار خواسته می شود که به طور عمد افکار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار کننده ، فریاد می زند : ایست !؟! به نظر می رسد این عمل جریان فکر وسواسی را متوقف می کند .

درمان دارویی: ب

یماری وسواس چون دارای ریشه های هورمونی است و با فعالیت های هورمونی بدن نیز در ارتباط است ، پزشکان با تجویز داروهایی سعی می نمایند فعالیت های هورمونی بدن را متعادل سازند و از این طریق کمک می کنند تا فرد بتواند راحت تر با این مشکل طرف شود و آن را از خویش براند.

توصیه های عملی

۱ ) اگر مبتلا به وسواس در شست و شو هستید، خود را در معرض چیزهای آلوده و نجس قرار دهید و یا به تجسّم چنین موقعیت‏هایی بپردازید و از انجام دادن آن کار خودداری نکنید. ، از فردی بخواهید خودش را در معرض این موقعیت‏ها یا موضوع‏های ذکر شده قرار دهد بدون این که «واکنش بی اختیاری» از خودش نشان دهد.

سپس شما نیز همان کار را انجام دهید. این کار باعث می‏شود موضوع‏ها یا موقعیت‏های اضطراب آور، کم کم اثر خود را از دست بدهد و اضطراب شما کاهش پیدا کند. در واقع ریشه و علت اصلی وسواس (اضطراب) از بین برود.

۲ ) به خودتان تلقین کنید که «وسواس» یک نوع کار شیطانی است و باید هر چه زودتر دست از آن بردارم.

۳ ) به خدا توکل کنید و از او استعانت بجویید تا هر چه زودتر بر این مشکل فایق آیید.

                  
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

استرس شغلي و مديريت آن | پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | 12:37 بعد از ظهر  

 

 

مقدمه

در دهه اخير موضوع استرس و آثار آن در سازمانها مورد توجه بسيار واقع گرديده است اگر چه در علم پزشكي مساله فشار عصبي و علل و عوارض آن مدتهاست مورد بررسي و تحقيق قرار دارد اما باب اين بحث در رفتار سازماني تازه گشوده شده است.

عليرغم اين نظر كه استرسهاي مفيد نيز وجود دارد و مقداري از فشارهاي عصبي براي ايجاد تحرك و تلاش در انسان ضروري است ،زماني كه بحث استرس مطرح مي شود بيشتر به عوارض و ضايعات آن توجه شده واسترس مضر و مخل مد نظر قرار نمي گيرد.به هرحال استرس اثرات فراواني بر عملكرد و فعاليتهاي اعضاي سازمان دارد. مديران،كاركنان و ارباب رجوع سازمان تحت تاثير فشارهاي عصبي دچار حالات رواني خاصي مي شوند و دست به اعمالي مي زنند كه مستقيما در باز دهي سازمان منعكس مي گردد.فشارهاي عصبي داراي آثار جسماني نيز هست و از اين طريق هم به سازمان لطمات شديدي مي آورد. استرسهاي حاد نيروي انساني سازمان را هم ضايع مي كند و هدف سازمان را دستخوش تزلزل مي سازد. (سيد مهدي الواني، مديريت عمومي)

عده اي از صاحبنظران رفتار سازماني استرس را بيماري شايع قرن نامگذاري كرده اند.شايد هم به راستي دوران ما عصراسترس و فشارهاي عصبي است ،دوره اي كه در آن انسان بيش از هر زمان ديگري در معرض عوامل موجد استرس قرار گرفته ودر چنين جهان پر هياهويي چگونه مي توان از استرس اجتناب كرد يا به مصاف و مقابله پرداخت؟عوامل موجد استرس چيست و چگونه مي توان آن را مديريت كرد؟

دراين مقاله برآنيم تا استرس شغلي را تعريف و منشا عوامل ايجاد كننده و نشانه هاي آن شناخته شود و سرانجام راههاي مديريت استرس بيان گردد.

استرس شغلی چیست؟

استرس شغلی می تواند به عنوان پاسخهای فیزیکی و احساسی مضر تعریف شود و زمانی رخ می دهد که الزامات شغلی با توانایی ها، منابع یا نیازهای كارمندان مطابقت نداشته باشد. استرس شغلی می تواندبه ضعف سلامت وحتي آسيب ديدن افراد منجرشود. همچنين استرس شغلي به عنوان كنش متقابل بين شرايط كاروويژگيهاي فردي شاغل، ميزان بيش از حد خواست هاي محيط كار و در نتيجه فشارهاي مرتبط با آن است كه فرد بتواند از عهده آن بر آيد.

مفهوم استرس شغلی اغلب با چالش، اشتباه می شود، اما این مفاهیم یکی نیستند. چالش به ما، از نظر روانشناسی و فیزیکی، انرژی می دهد، و ما را تحریک می کند که مهارتهای جدید بیاموزیم و بر شغل خود مسلط شویم. هنگام چالش و تلاش شغلی، احساس آرامش و رضایت داریم. بنابراین، چالش یک جزء مهم برای کار سالم و بهره ور است. اهمیت چالش در زندگی کاری ما، احتمالا ً همان چیزی است که افراد می گویند که “کمی استرس برای شما خوبست”.

دلایل استرس شغلی چیست؟

تقریبا ً همه معتقدند که استرس شغلی، نتيجه تعامل بين فرد شاغل و شرایط کاری اوست. گرچه نقطه نظرات متفاوتي بر اهمیت مشخصات فردی كاركنان در مقایسه با شرایط کاری به عنوان دلیل اولیه استرس شغلی وجود دارد. این نقطه نظرات متفاوت مهم هستند زیرا طرق مختلفی را برای پیشگیری از استرس در کار، پیشنهاد می کنند.

بر طبق یک مكتب فكري، تفاوت در مشخصات فردی مانند شخصیت و شيوه سازگاري فرد، مهم ترین عوامل در ايجاد استرس كاري در افراد است به عبارت دیگر، چیزی که برای یک نفر استرس زاست ممکن است برای دیگری مهم نباشد. این ديدگاه استراتژی های پیشگیرانه اي را به دنبال داشته است كه تمركز بر كارمندان و راههايي براي كمك به آنها براي سازگاري با موقعيتهاي مختلف شغلي است.

گرچه اهمیت تفاوتهای فردی نمی تواند ناديده گرفته شود، شواهد علمی پیشنهاد می کند که برخي شرایط و موقعيتهاي کاری خاص برای اغلب افراد، استرس زا هستند.شواهد موجود از تحقيقات جديد،شرايط و موقعيت محل كاررا در استرس افراد بسيار موثر نشان داده و طراحي مجدد كار را يكي از مهمترين اقدامات پيشگيرانه داشته است.

چرا مديران بايد نگران استرس شغلي كارمندانشان باشند؟

 كارمندان پر استرس ممكن است دچار افسردگي يا عصبانيت شوند.

 كارمنداني كه استرس و فشار زيادي را تحمل مي كنند از مرخصي هاي استعلاجي بيشتري استفاده مي كنند.

 كارمندان ناراضي معمولا پس از اينكه مبالغ زيادي روي آموزش آنها سرمايه گذاري مي شود كار راترك، و اين مبلغ مجددا بايد بر روي يك كارمند جديد سرمايه گذاري شود.

 استرس شغلي بازدهي و بهره وري كاركنان را كاهش مي دهد.

 اشتباهات انجام گرفته توسط كارمندان پر استرس باعث كارهاي با كيفيت پايين مي شود.

 افرادي كه استرس بسيار زيادي را متحمل مي شوند توجه كمتري به انجام كار خود دارند و احتمال اين وجود دارد كه در اثر غفلت از تجهيزات كاري به خودشان يا ديگران آسيب برسانند.

نگرش NIOSH به استرس شغلی

بر اساس تجربه و تحقیق، NIOSH با این نظر موافق است که شرایط کاری نقش اساسی در ایجاد استرس شغلی دارد. گرچه، نقش عوامل فردی را انکار نمی کند. بر طبق نظر NIOSH، در معرض شرایط کاری استرس زا قرار گرفتن می تواند تأثیر مستقیم بر امنیت و سلامت کاركنان داشته باشد. اما همان طور که در شکل زیر نشان داده شده است، عوامل فردی و سایر عوامل موقعیتی می توانندجهت تقویت یا تضعیف این تاثير مداخله كنند. نمونه هایی از عوامل فردی و موقعیتی که می توانند به کاهش اثرات شرایط کاری استرس زا کمک کنند شامل موارد زیر است:

• تعادل بین کار و خانواده یا زندگی شخصی.

• يك شبکه حمایتی دوستان و همکاران.

• دیدگاه آرام و مثبت.

طبق موسسه ملي بهداشت و ايمني حرفه اي(NIOSH)برخي از علائم هشدار دهنده استرس شغلي عبارتند از:

 سردرد

 اختلالات خواب

 مشكل در تمركز

 تند مزاجي

 اختلال در گوارش

 نارضايتي از كار

 ضعيف بودن روحيه

شرایط شغلی که ممکن است منجر به استرس شود:

طراحي وظایف: حجم كار زياد، كم بودن ساعات استراحت، ساعات و شیفت کاری طولانی؛ كارهاي روتین که اساسا ً مفهومی ندارندو از مهارت کارمند استفاده نمی کنند، و حس کنترل در آنها کم است.

سبک مدیریت: فقدان مشارکت توسط كارمندان در تصمیم گیری، ارتباطات ضعیف در سازمان، فقدان سياستهاي خانواده دوستي

روابط بین شخصي: محیط اجتماعی ضعیف و فقدان حمایت یا کمک از طرف همکاران یا مافوقها.

نقش های کاری: توقعات شغلی متعارض یا نامطمئن، مسئولیت بيش از اندازه

نگرانی های کاری: عدم امنیت شغلی و فقدان فرصت برای رشد، پیشرفت، یا ارتقاء؛ تغییرات سریع برای آنچه که کارمندان برای آن آماده نیستند.

شرایط محیطی: شرایط ناخوشایند یا خطرناک فیزیکی از قبيل: شلوغی، سرو صدا، آلودگی هوا، یا مشكلات ارگو نوميكي.

ارزشهاي جامعه:وقتي ارزشهاي جامعه در ميان افراد مختلف باشد ممكن است باعث ايجاد استرس شود.هر جامعه اي ارزشهاي خاص خود را دارد كه افراد در مراجعه به آنها در صورت عدم آشنايي و رفتار درست ممكن است دچار استرس شوند.

فشار كاري كم: انجام دادن كار كم نيز يكي از علل استرس است.درماندگي سر رفتن حوصله،نار ضايتي سلامتي را كاهش مي دهد

استرس و عملكرد كاري

سطوحي از استرس ممكن است به بهتر شدن عملكرد كاري كمك كنند.شكل پايين ارتباط بين استرس و عملكرد كاري را نشان مي دهد. وقتي استرس وجود ندارد چالشهاي كاري وجود نخواهد داشت.كسالت و و ناتواني افزايش يافته و بر روي عملكرد اثر منفي مي گذارد.چنانكه استرس افزايش پيدا كند عملكرد به سمت بهبود مي رود و كاركنان آمادگي ذهني و رواني بالايي براي رويايي با چالشها پيدا مي كنند.

بعضي تحريكها مفيد هستند و كاركنان را براي رسيدن به احساس موفقيت و رضايت شغلي فعال مي كند. حال اگر مقدار استرس از سطح بهينه فراتر رود تقاضاهاي زياد از حد كاركنان افزايش مي يابد و سطح عملكرد افت مي كند.اين نقطه توان هماهنگي كاركنان از بين رفته،تصميم گيري براي آنها مشكل شده و رفتارهاي نامتعادل بروز مي دهد.همچنين اگر استرس از حد معيني بيشتر شود عملكرد بدتر شده و كاركنان با درهم شكستكي ذهني و فيزيكي روبرو مي شوند.

استرس، سلامتي و بهره وری

برخی مديران فكر می کنند که شرایط کاری استرس زا، لازم است و اينكه سازمانها برای اینکه در اقتصاد بهره ور و سود آور امروزي باقی بمانند باید بر کاركنان فشار وارد آورند و مسائل مربوط به سلامت را کنار بگذارند. اما یافته های تحقیقاتی خلاف این نظر را دارند. مطالعات نشان می دهند که شرایط کاری استرس زا در واقع همراه با افزايش غيبت، تأخیر، و تمايل كاركنان به ترك شغلشان در ارتباط مي باشد.

تحقیق NIOSH ويژگيهاي سازمانی كه با هر دوي سلامتي(كار با استرس پايين) و بهره وري در ارتباط است را شناسايي كرده است. مثالهایی از این خصوصیات شامل موارد زیر است:

• تشخیص کارمندان بخاطر عملكرد كاري خوبشان

• فرصتهایی برای پيشرفت شغلی

• فرهنگ سازمانی که برای کاركنان ارزش قائل باشند.

• کارهای مدیریتی که با ارزشهای سازمانی سازگار هستند.

در مورد استرس شغلی چه می توان انجام داد؟

مدیریت استرس:. تقریبا ً نیمی از شرکتهای بزرگ در ایالات متحده، چند نوع آموزش مدیریت استرس را برای نیروی کارشان، تدارک می بینند. برنامه های مدیریت استرس به کارگران راجع به ماهيت و منابع استرس، اثرات استرس بر سلامت، و مهارتهای شخصی برای کاهش استرس، تعلیم می دهد به طور مثال، تمرین های مدیریت زمان یا استراحت.

آموزش مدیریت استرس ممکن است به سرعت نشانه های استرس را کاهش دهد مانند مشکلات اضطراب و اختلال درخواب؛ همچنین مزیت به صرفه بودن و سهولت اجرا را دارند. گرچه، برنامه های مدیریت استرس دو ضرر مهم هم دارند:

• اثرات مفیداين آموزشها روي علائم استرس اغلب کوتاه مدت هستند.

• اين آموزشها اغلب اهميت دلايل ریشه ای استرس را انکار می کنند زیرا بر کارمند متمرکز هستند نه بر محیط.

تغییر سازمانی: يكي از راههاي كاهش استرس شغلي دعوت از مشاوران و كارشناسان جهت مشاوره در زمينه راههاي توصيه شده در بهبود شرايط كاري مي باشد. این نگرش مستقیم ترین راه برای کاهش استرس در کار است. که شامل شناسايي جنبه هاي موفق كار و طراحي استراتژيها يي براي كاهش يا حذف عوامل استرس زا مي باشد. مزيت نگرش این است که به طور مستقیم با دلایل ریشه ای استرس در کار سروکار دارد. گرچه، مدیران گاهی با این نگرش موافق نيستند. زیرا باعث تغییرات در کارهای معمول یا برنامه های تولیدی، یا تغییراتی در ساختار سازمانی می شود.

به عنوان یک قاعده کلی، فعاليتهايي كه برای کاهش استرس شغلی درمحل كار انجام مي گيرند بايد اولويت را تغييرات سازماني براي بهبود شرايط كاري قرار دهند. اما حتی دقیق ترین اثرات بهبود شرایط کار برای حذف استرس به طور کامل برای تمام کارمندان، بعید هست. به این دلیل، یک ترکیبی از تغییرات سازمانی و مدیریت استرس اغلب مفیدترین نگرش براي پيشگيري ازايجاد استرس درمحل كار مي باشد.

پیشگیری از استرس شغلی

هیچ رويكرد استاندارد شده ای برای توسعه یک برنامه پیشگیری استرس وجود ندارد. طراحي برنامه و راه حل های مناسب توسط چند عامل تحت تأثیر قرار می گیرند : اندازه و پیچیدگی سازمان، منابع در دسترس، و به ویژه انواع منحصر بفرد مسائل استرس در مواجه با سازمان.

گرچه ممکن نیست که یک توصیه جهانی برای پیشگیری استرس در کار، ارائه داد،اما ارائه دستورالعمل هایی بر فرايند پیشگیری استرس در سازمان ها ممکن است. در تمام موقعیت ها، فرايندي براي برنامه های پیشگیری استرس شامل سه مرحله متمایز می شود: تعیین مشکل، مداخله، و ارزیابی. برای موفقيت این پروسه، سازمان ها نیاز دارند که به طور كامل آماده شوند. حداقل آمادگي براي برنامه جلوگيري از استرس شامل موارد زير مي باشد:

• ايجاد آگاهي عمومي در باره استرس شغلی (دلایل، هزینه ها، و کنترل)

• اطمينان از تعهد و حمایت مدیران مافوق از برنامه

• مشاركت كارمندان ودر گير شدن در تمام مراحل برنامه

• ايجاد ظرفیت فنی برای هدایت برنامه (به طور مثال، آموزش تخصصی برای کارمندان یا استفاده از مشاوران استرس شغلی).

مشاركت كارمندان به همراه مدیران با هم در یک کمیته یاكارگروه حل مشکل می تواند یک نگرش ویژه ومفید برای توسعه برنامه پیشگیری استرس باشد.

مراحل پیشگیری

قوانين اخلاقي ،سلامتي ،شكايات شغلي و جابجايي كاركنان اغلب اولين علائم استرس شغلي را فراهم مي كند. اما گاهی هیچ نشانه ای وجود ندارد، به ویژه اگر کارمندان نگران از دست دادن شغلشان باشند. فقدان نشانه های آشکار یا گسترده، یک دلیل خوبی برای برطرف کردن نگرانی های استرس شغلی یا به حداقل رساندن اهمیت برنامه پیشگیری نیست.

مرحله ۱ – شناسايي مشکل: بهترین روش براي کشف گستره منابع ايجاد استرس در یک سازمان، تا حدودی به اندازه سازمان و منابع در دسترس بستگی دارد. بحث گروهی بین مدیران، نمایندگان کارگران، و کارمندان می تواند منابع غنی ای از اطلاعات را فراهم كند. چنین مباحثی ممکن است تمام آنچیزی باشد که براي درمان استرس در یک سازمان کوچک لازم باشد. در یک سازمان بزرگتر، چنین مباحثاتی برای کمک به طراحي بررسیهاي رسمی براي جمع آوری داده ها راجع به شرایط شغلي استرس زا از تعداد زیاد کارمندان مي تواند استفاده شود.

بدون توجه به روش بکار رفته برای جمع آوری اطلاعات، داده ها باید شامل درک کارمندان از شرایط کاریشان باشد و سطوح استرس، سلامت، و رضایت را در برگیرد. فهرست شرایط کاری که ممکن است منجر شود به استرس و علائم هشدار دهنده و اثرات استرس نقاط شروع خوبی را برای تصمیم گیری در مورد اطلاعات جمع آوری شده، فراهم مي كند.

معيارهاي عینی مانند غيبت، بیماری و ميزان جابجايي كاركنان، یا مشكلات عملكردي می توانند دلايلي براي حضور استرس شغلي باشند.گرچه، این معيارها تنها نشان دهنده های غیر دقیق استرس شغلی هستند.

اطلاعات حاصل ازاين بحثها، بررسی ها، و سایر منابع برای پاسخ به سوالاتی راجع به شناسايي مشکلات استرس و شرایط شغلی که ممکن است مسئول باشند باید خلاصه بندی و تحلیل شوندبه طور مثال، آیا مشکلات در خارج از سازمان وجود دارند یا تنها به اداره یا شغلهای ویژه ای محدود می شوند؟

• گروه بحث و مناظره با کارمندان ایجاد کنید.

• یک بررسی از کارمندان طراحی کنید.

• درک کارمندان را ازموقعيت، استرس، سلامت و رضایت شغلی، اندازه گیری کنید.

• اطلاعات عینی را جمع آوری کنید.

• اطلاعات را برای شناسايي موقعیت های مشکلات و شرایط شغلی استرس زا، تحلیل کنید.

مرحله ۲ – طراحي و اجراي مداخله ها: از آنجاییکه منابع استرس در کار تعیین شده اند و جنبه هاي این مسئله درک می شود، این مرحله برای طرح و اجراي استراتژی مداخله،تنظيم می شود.

در سازمان های کوچک، مباحث غیر رسمی که به شناسايي مشکلات استرس کمک مي كند، ممکن است عقاید مثمر ثمری را نیز برای پیشگیری بوجود آورد. در سازمانهاي بزرگ يك فرايند رسمي ممكن است نياز باشد. مشکلات مسلم، مانند محیط کار خصوت آمیز، ممکن است در سازمان فراگیر باشد و احتیاج به مداخله های گسترده در سازمان داشته باشد. سایر مشکلات مانند سنگینی کار افزوده ممکن است تنها در برخی ادارات وجود داشته باشد و بنابراین احتیاج به راه حلهای دقیق تری مانند طراحي مجدد روش انجام شغل داشته باشند. برخی مداخله ها ممکن است به سرعت اجرا شوند (به طور مثال بهبود ارتباطات، آموزش مدیریت استرس)، اما سایرین ممکن است احتیاج به زمان اضافه برای اجرا داشته باشند (به طور مثال طراحي مجدد شغل).

قبل از اینکه هر مداخله ای رخ دهد، کارمندان باید راجع به اعمالی که باید انجام دهند و زمان آن، اطلاع داشته باشند. یک کار آغازی، مانند یک ملاقات رو در رو ممکن است برای این منظور مفید باشد.

• منبع استرس را برای تغییر، هدف قرار دهید.

• استراتژی های مداخله را پیشنهاد و اولویت بندی کنید.

• مداخله های برنامه ریزی شده را به کارمندان منتقل کنید.

• مداخله ها را اجرا کنید.

مرحله ۳- مداخله ها را ارزیابی کنید: ارزیابی یک مرحله ضروري در فرايند مداخله است. ارزیابی برای تعیین اینکه آیا مداخله اثرات مطلوب را بوجود می آورد یا نه. و آیا تغییرات در مسیر مورد نیاز است یا نه ضروري است.

چارچوب های زمانی براي ارزيابي مداخله ها بايد ايجاد شوند. مداخله ها شامل تغییر سازمانی باید هم امنیت کوتاه مدت و هم طولانی مدت را دریافت کند. ارزیابی های کوتاه مدت ممکن است هر سه ماه یکبار برای تعیین سریع تأثیر برنامه یا نیاز ممکن برای تغییر مجدد انجام شوند. بسیاری از مداخله ها ممکن است اثرات اولیه را بوجود آورند که پابرجا نیستند. ارزیابی های طولانی مدت اغلب به طور سالانه انجام می شوند و برای تعیین اینکه مداخله ها اثرات طولانی مدت بوجود می آورند یا نه، لازم هستند.

ارزیابی ها باید بر همان نوع اطلاعات جمع آوری شده در طی مرحله تعیین مشکل متمرکز باشند، شامل اطلاعاتی از کارمندان راجع به شرایط کاری، سطوح استرس درک شده، مشکلات سلامت، و رضایت. استنباط کارمندان معمولا ً حساس ترین معيار براي شرایط کاری استرس زا هستند و اغلب اولین شاخص مداخله اثربخش را فراهم مي كند. با افزودن معيار هاي عینی مانند غيبت و هزینه های مراقبت سلامت ممکن است همچنین مفید باشند. گرچه، اثرات مداخلات استرس شغلی بر چنین معيار هايي تمایل دارند که کمتر واضح باشند و زمان زيادي را براي آشكار شدن مي گيرد.

فرايند پیشگیری استرس شغلی با ارزیابی خاتمه نمی یابد. در عوض، پیشگیری استرس شغلی باید مانند یک فرايند مستمر نگريسته شودکه اطلاعات ارزیابی را برای اصلاح یا تغییر مسیر استراتژی مداخله، استفاده می کند.

• هردوارزیابی های کوتاه مدت و بلند مدت را انجام دهید.

• استنباط کارمندان را از شرایط، استرس، سلامت، و رضایت شغلی را اندازه گيري کنید.

• معيارهای عینی را در نظر بگیرید.

• استراتژی مداخله را اصلاح کنید و به مرحله ۱ برگردید.

ده مهارت برتر مدیریت استرس

در زير ده مورد از مهارتهايي كه كاركنان براي كاهش استرس شغلي مي توانند انجام دهند آورده شده است:

۱. تأمل کن! به خاطر داشته باش که آرامش و سلامت ذهن تو مهم تر از هر آنچیزی است که در حال حاضر در مورد آن استرس داری.

۲. چند نفس عمیق و فکورانه بکش و سعی کن مشکل خود را در ژرف نمایی قرار دهی. از خود سوال کن “آیا این مشکل تا یک سال دیگر باقی می ماند؟ یا تا ده سال می ماند؟” اگر پاسخ “نه” است، پس بسیار سخت گیر هستید.

۳. کار دیگری به غیر از آنچه که در حال حاضر انجام می دهید و سبب استرس شماست، انجام دهید. می توانید کتابی بخوانید، به یک دوست تلفن بزنید، یک فیلم تماشا کنید، پیاده روی کنید یا هر چیز دیگر. وقتی که احساس می کنید که تمایل به پرخاشگری دارید، کار شما بازده ندارد. تنها ۱۰ دقیقه طول می کشد که سطح استرس شما کاهش یابد!

۴. استرس دیگران را تقبل نکنید و به خاطر داشته باشید که شما می توانید تنها خودتان را تغییر دهید نه دیگران را.

۵. آنچه که می توانید تغییر دهید را شناسایی کنید. بپذیرید که چیزهایی وجود دارند که شما هرگز تغییر نخواهید داد.

۶. تا جاییکه ممکن است زندگی خویش را سهل کنید. تصمیم بگیرید که کدام فعالیت ها بیشترین ارزش را برای شما دارند، و چیزهایی را که ارزش ندارند، حذف کنید.

۷. دوره های استراحت را برنامه ریزی کنید و مطمئن باشید که آن استراحت ها را خواهید داشت قبل از آنکه خیلی فرسوده شوید.

۸. وظایف با بیشترین استرس یا سخت ترین کارها را اول از همه در طول روز انجام دهید و برنامه ریزی کنید. زیرا زمانی است که شما بیشترین انعطاف پذیری را در مقابل استرس دارید و که باعث از بین رفتن منبع استرس خواهد شد.

۹. شجاعت نا کامل بودن را داشته باشید.

۱۰. حس شوخ طبعی در مورد مسائل داشته باشید. زندگی یک سیرک سه حلقه ای است. بخندید!

منابع وماخذ:

۱- سيد مهدي الواني،مديريت عمومي،تهران، انتشارات ني،۱۳۷۹

۲- www.cde.gov/niosh

www.mardoman.com-۳

ترجمه و اقتباس:

حسين اكبري ديزگاه

كارشناس امور اداري و آموزش

سازمان امور اقتصادي و دارايي استان گيلان

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بازي و نقش آن در رشد شخصيت كودكان | پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 | 12:35 بعد از ظهر  

   

بازي جزئي تفكيك ناپدير از زندگي كودكان است. كودكان بيش از هر امر ديگر وقت خود را به بازي اختصاص مي دهند. البته بازي مختص كودكان نيست بلكه بازي در تمام طول زندگي انسان مشاهده مي شود منتها نوع بازي و مدت زماني كه افراد در سنين مختلف به آن اختصاص مي دهند متفاوت است.

با اينكه بازي به عنوان بخش پديرفته شده اي از زندگي كودك، از اهميت ويژه اي برخوردار است اغلب مردم كمتر به نقش آن پي برده اند. مردم غالبا به بازي به عنوان عامل وقت گذراني نگاه مي كنند و اين نگرش در مورد كودكاني كه مشغول تحصيل هستند به وضوح قابل مشاهده است. اغلب شنيده ايم كه والدين اين گروه از كودكان آنان را از بازي منع مي كنند و اين جمله معروف را كه «برو درسهايت را بخوان، بازي بس است» به كار مي برند و الدين كمتر به اين نكته توجه دارند كه كم بازي كردن كودك را از بسياري موفقيتهاي يادگيري محروم مي كند. زيرا بازي موثرترين و پرمعناترين راه يادگيري براي كودك است و جبران آن از طريق ديگر امكان پذير نيست.

با توجه با اهميت بازي در رشد كودك ما در اين مقاله به بحث و تفسير بازي در فرايند رشد كودك خواهيم پرداخت.

اهميت و ضرورت بازي براي كودكان

مهم ترين مشغوليت كودك در زندگي بازي است. كودك در جريان بازي و در يك زمان پرورش فكري، عاطفي جسمي و اجتماعي مي يابد و آنچه او از طريق بازي بدست مي آورد به طور مثبت كسب مي كند زيرا اساس آن تجربه است اين تجربه اي است كه از طريق عضلات و حواس خود كودك، به دست آمده است. بازي بكي از مهمترين موضوعات تربيتي است كه بسيار مورد توجه روان شناسان و علماي تعليم و تربيت قرار گرفته است با آنكه از زمان (ميشل متني) فيلسوف و مربي بزرگ فرانسه در دوره رنسانس مورد توجه خاص قرار گرفته است ولي در هيچ عصري باندازه زمان ما بازي مورد مورد مطالعه و تحقيق دقيق روان شناسان واقع نشده است. تحيقات جديد نشان داده است كه بازي تاثير بسياري در رشد بدني و ذهني كودكان دارد. بدن تنها وسيله اي است كه كودك بوسيله آن مي تواند جهان خارج را توسط حواس مختلف درك كند.

بازي وسيله طبيعي كودك براي بيان و اظهار «خود» است. (آلفرد آدلر) روان شناس معروف مي گويد كه «هرگز نبايد به بازيها به عنوان روشي براي وقت كشي نگاه كرد».كاينست اظهار مي دارد كه بازي كردن براي كودك مساوي است با صحبت كردن براي يك بزرگسال. بازي و اسباب بازي، كلمات كودكان هستند». اريكسون مي گويد:« بازي عملكرد خود است. كوششي جهت هماهنگ كردن فرآيندهاي جسمي و اجتماعي با خويشتن.»

بازي، روش طبيعي شركت كودكان در فعاليتهايي است كه سرانجام سبب كسب مهارت و ورزيدگي براي مقابله با مشكلات زندگي مي شود كودكان از طريق بازي احساسات، ناكاميها و اضطرابهاي خود را بيان مي دارد. همه كودكان فارغ از رنگ پوست و مو يا تعلق به نژاد و قوم خاص در هر كجاي دنيا كه باشند بازي مي كنند فعاليت بازي در واقع تلاش كودك براي كنار آمدن با محيط است كه از اين طريق او خود را مي يابد و دنيا را درك مي كند.

پياژه به اين نكته اشاره مي كند:«بازي اساسا يكي ساختن واقعيت با خود است اگر بتوانيم بازي كودك را درك كنيم مسلما قادر خواهيم بود كه افكار و عواطف آنها را بشناسيم. بازي وسيله خوبي براي درمانگر است براي درك بيشتر دنياي كودك»

به خاطر اهميت بازي در زندگي انسانها به ويژه كودكان روانشناسان از ديرباز آن را مورد توجه قرار داده اند ولي به سبب ماهيت پيچيده اي كه دارد هنوز كاملا شناخته نشده است و در مورد تعريف آن بين روان شناسان اختلاف نظر وجود دارد لذا هر يك از آنان بازي را از جنبه هاي مختلف آن مورد توجه قرار داده و ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي به كار برده اند.

درمورد اهميت بازي به طور خلاصه مي توان گفت كه از راه بازي مي توان ضوابط و مقرراتي به كودك آموخت و ناسازگاريهاي اور ا مي توان اصلاح كرد. نابساماني هاي او را سرو سامان داده و به راه عقل و انديشه و پذيرش انظباط انداخت.

تعريف بازي:

همه محققان علوم تربيتي بر اين عقيده هستند كه تعريف قطعي و دقيقي براي بازي وجود ندارد. شايد يكي از دلايل آن اين باشد كه هميشه بازي با كار آميخته است و آنچه را ما كار مي دانيم احتمالا با طرز تلقي ديگر بازي ناميده مي شود و بر عكس دانشمندان مسال تربيتي ملاكهاي متفاوتي را براي تعريف بازي ارائه كرده اند يكي از ملاكها اين است كه بازي را فعاليتي، بي هدف بدانيد يعني فعاليتي كه هيج نوع نفعي براي فرد ندارد و هدف آن در خود آن است به دنبال اين نظر «كارل گروس» دانشمندي كه در زمينه روانشناسي كودك در مورد بازي بررسي هاي جالبي دارد و براي اولين بار به جنبه كنش بازي در بين ساير فعاليتها توجه كرده، معتقد است كه بازي يك نوع كنش تمريني مقدماتي و كمك كننده براي فعاليتهايي كه فرد در آينده مي خواهد انجام دهد.

«كارل بوملر» اصل لذت را به عنوان ملاك تعريف بازي قبول مي كند.. اصل لذت را در برابر اصل واقعيت قرار مي دهد بدين معني كه كودك در ابتداي مسير تحول خود از اصل لذت پيروي مي كندو بعدها از اصل واقعيت تبيعيت مي كند بدون آنكه اصل لذت كاملا از بين برود. پياژه روان شناس سوئيسي بازي را تحت عنوان يكي ساختن واقعيت با خود تعريف ميكند و براي شناخت بازي آن را با كار مقايسه كرده و براي تميز اين دو نوع فعاليت انساني 5 ضابطه بر شمرده است:

1- بازي فعاليتي است كه هدفش در خود آن نهفته است در حالي كه هدف كار در خارج آن قرار دارد.

2- بازي فعاليتي است كه انجام آن موجب خشنودي و خوشحالي بازي كننده مي گردد در حالي كه كار ضرورتا خوشايند نيست.

3- بازي فعاليتي است كه فرد آن را اختيار مي كند در حالي كه كار خاصيتي اجباري و الزامي دارد.

4- بازي از قيد سازمان آزاد و رهاست در حال يكه كار معمولا با سازماندهي همراه است.

5- بازي از كشمكش و پرخاش دور است حال آنكه ماهيت كار گرايش آشكاري به سوي كشمكش و پرخاش است.

البته شايد در موردبازيهاي آموزشي و انفرادي كودكان، بتوان پنج معيار ذكر شده پياژه را صادق دانست ولي در پاره اي از بازيها مانند بازيهاي تقليدي و نمايشي ، نگرانيها و اضطرابهاي كودكان به روشني قابل مشاهده است.

اگر ورزش را با پنج معيار بسنجيم به اين حقيقت مي رسيم كه انواع ورزشها داراي خصوصيات و صفات مشتركي هستند. اكثر ورزشها نوعي سازمان را ايجاب مي كنند و اطفال در ورزش مجبورند از قواعد و مقررات خاصي پيروي نمايند و نمي توان آن را جز بازي به معني وسيع كلمه شامل انواع ورزشها، مشغوليتها، اسپرتها و تفريحات است و به معني دقيق شامل فعاليتهايي است كه عاري از هدف خارجي بوده. اختياري، دلپذير و فاقد سازمان مي باشد. بنابراين مي توان گفت "گرگم بهوا ، قايم موشك و عروسك بازي، ساختمان سازي و ... بازي به معني واقعي است.

وحيد رواندوست استاديار سابق دانشگاه شهيد بهشتي در تعريف بازي مي گويد: «بازي عبارت از هر نوعي فعاليتي است كه براي تفريح و خوشي و بدون توجه به نتيجه نهايي صورت مي گيرد. انسان به طور داوطلبانه وارد اين فعاليت مي شود و هيچ نيروي خارجي يا اجباري در آن دخيل نيست».

با توجه به تعاريف و نظرات گوناگون در مورد بازي، تعريف بازي اينطور در ذهن من شكل گرفت كه:«بازي به مجموعه فعاليتهاي ذهني و عملي گفته مي شود كه كودك براي ارتباط با دنياي خارج از روي ميل و اختيار انجام ميدهد.

نقش بازي در رشد شخصيت كودكان:

- رشد هوشي:

يكي از فرضيه هاي روان شناسي اين است كه بازي رشد هوشي را تسريع مي كند در تاييد اين فرضيه نتايح پژوهشها نشان مي دهد كودكاني كه فاقد هر گونه اسباب بازي مي باشند و يا امكانات اندكي براي بازي دارند، از لحاظ شناختي از همسالان خود عقب تر هستند. علاوه بر اين فرزندان خانواده هاي كم در آمد نسبت به كودكان طببقه متوسط كمتر در بازيهايي كه بهش كل «نقش بازي كردن» انجام مي شود شركت مي كنند. بنابراين بعضي از روانشناسان معتقدند يكي از دلايلي كه كودكان طبقه كم در آمد پس از ورود به مدرسه با مشكلات يادگيرري روبرو مي شوند اين است كه كمتر بازي مي كنند بازيهاي آنان چندان پيچيده نيست و نسبت به بازيهاي كودكان طبقه متوسط از تنوع كمتري برخوردار است. اگر بپذيريم كه بازي براي رشد هوشي اهميت دارد در اين صورت آشنا كردن كودكان با بازي يكي از عواملي است كه رشد شناختي را تسهيل مي كند.

«فيليپس لون استيامن» كه يكي از مبلغان مزاياي بازي است برنامه هايي ترتيب داد تا كودكان خانواده هاي كم درآمد به اسباب بازي دسترسي پيدا كنند به مادران نيز آموخته شد كه چطور با فرزندانشان و اسباب بازي آنها بازي كنند در اين برنامه اسباب بازي وسيله ايست براي تحريك كلامي و روابط محبت آميز رشد شناختي را تسهيلل مي كند شايد نتايج موفقيت آميز اين برنامه بيشتر ناشي از اين جنبه باشد تا صرف وجود اسباب بازيها.

به طور كلي كودكان پيش دبستاني بيشتر از راه حواس و يا بهتر بگوييم توسط ارگانيسم (خود) ياد مي گيرند تا از تفكر منطقي. هر چند حواس مبناي فيزيولوژيك دارند اما بازي بهترين مربي كودكان به شمار مي رود. به علاوه بازي مهارتهاي كودكان رادر نگاه كردن، انطباق چشم و دست، شناختن اشيا، درك فاصله ها- فهميدن مفاهيم مربوط به خود، بوها و مزه ها و مانند آن راافزايش مي دهد تمامي اين فعاليتها مي بايد ضمن بازي به گونه اي غير مستقيم آموخته شوند.

عملكرد كودكان از طريق اعمال رواني- حركتي براي رشد و تكامل ذهني آنان امري حياتي است كودك بكي گيرنده طبيعي جستجوگر و كاشف و يك پردازش كننده اطلاعات است. اما بايد امكاناتي برايش فراهم شود تا بتواند به اعمال يادگيري بپردازد با اشيا تعامل كند و حواس خود را ورزش دهد تا بتواند بر اساس توانائيهاي بالقوه و قابليت خود براي سازمان دادن به تجاربش، دنياي خارج را در ذهن خود بسازد بنابر اين هرچه كودك يادگيرنده فعالتر باشد بيشتر ياد مي گيرد و هر اندازه بيشتر ياد بگيرد هوش او بيشتر رشد مي كند و هر اندازه كه هوش او بيشتر رشد كند بيشتر ياد خواهد گرفت. بازي واسطه يادگيري است. كودك در هنگام بازي، آزادانه آزمايش مي كند و بر اساس نتايج آزمايش خود تجربه كسب مي كند و از طريق بازي تجربيات خود را دروني مي كند براي مثال كنجكاوي درباره آهنربا در پنج سالگي نگرش علمي را براي سالهاي بعد مي پروراند و يا به خوبي مطالعه جاذبه زمين- سياره هاي در حال حركت و مشابه آن است.

كودكاز طريق بازي به 3 نوع يادگيري اساسسي دست مي يابد:

1- ياديگري در باره خود به انظمام رشد خودپندار مثبت و احساس شايستگي.

2- يادگري درباره ديگران و جهان پيرامون و توانايي توسعه آگاهي خود نسبت به ديگران.

3- يادگيري حل مسائل:كودك نياز دارد اظهار نظر كندو كاوش نمايد براي مثال هر كودكي نياز دارد كه از چگونگي كار آنها آگاهي مي يابد و زماني كه به كمك نياز دارد مي تواند از ديگران كمك بگيرد بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه دو عامل استعداد(فرصت و امكان يادگيري) و راهنمايي درست براي خوب ياد گرفتن ضرورت دارد در بازي كودك فرصت پيدا مي كند تا نيروهاي بالقوه خود را به نيروهاي بالفعل تبديل كندو تحت راهنماييهاي مناسب بر يادگيري خود بيفزايد.

بازيهاي ذهني مثل شطرنج بازي، حل جدولها و يا مسائل ساده حساب كه باعث رشد هوش، استدلال و شخصيت اطفال مي گردند. در بازيهاي ذهني كودك مجبور به فكر كردن، استدلال كردن و حل كردن مسائل هستند.

به طور كلي مي توان گفت كه نخستين پيروزي بزرگ انسان در يادگيري، كسب مهارت در به كار بردن حواس مي باشد و كودك در بازي از طريق لمس كردن، دست ماليدن، بكار انداختن حواس بخصوص بساوائي، چشايي و بويايي حواسش را رشد و توسعه مي دهد.

كودك از طريق بازي در واقع مي تواند خود را بشناسد كه نقاط ضعف و قوت او چيست؟ آيا فرمانده است يا فرمانبر؟ تابع است يا متبوع؟ آرام است يا شلوغ؟ حالت تهاجم دارد ياتسليم؟ همچنين بسياري از صفات و خصوصيات كودك مثل شجاعت يا ترس يا مهر و خشم و ابتكار از طريق بازي است كه كشف مي شود.

- رشد اجتماعي

بازي در رشد اجتماعي كودكان تاثير چشمگيري دارد. كودكان اغلب براي اولين بار از راه بازي گروهي به ارزش كوذكان ديگر كه بدون آنان بازي مقدور نيست پي مي برند آنان ياد مي گيرند كه چگونه از طريق بازي يكديگر را قبول داشته باشند. درباره قوانين بازي توافق كنندو گروهي به بازي بپردازند. مفهوم همكاري، پيروزي بر گروه رقيب، شكست، همچشمي و برتري طلبي اغلب در بازيهاي جمعي و گروهي به رشد لازم مي رسد. از طرف ديگر كودك در ضمن بازي با رفتار بزرگسالان و نقشي كه خود او در آينده بايد ايفا كند آشنا مي شود و قدرت جسماني-كلامي، ذهني و استعداد خود در برقراري ارتباط با ديگران را گسترش مي دهد.

از بعد رشد اجتماعي، تعامل در بازي با ديگر كودكان، كودكك را قادر مي سازد تا تصورش را از خود و ديگران به صورت عام رشد دهد. كودكي كه بازي مي كند نقش خود را به طور مرتب تغيير مي دهد و مجبور مي شود چشم انداز خود را نيز تغيير دهد. در بازيهاي گروهي كه دراين مقررات و قواعد است بازيكن بايد نقش ديگر بازيكنان را بداند- همانطور كه نقش خود را مي داند- همچنين بايد توانايي بر عهده گرفتن نقش ديگران را در خود رشد و توسعه دهد. كودك شروع به ارزيابي توانايهاي خود در مقابل ديگرن مي كند و هويت يا تصور از خود را بهبود مي بخشد. بچه هايي كه بازي مي كنند بيش از هويت خود ياد مي گيرند. آنها از طريق بازي كردن نقشهاي مختلف بزرگسالان، مقررات اجتماعي و معيارهايي را كه رفتار بازيگر را تنظيم مي كند مي آموزند.

در بازيهايي كه داراي مقررات و قواعدي هستند، بازيگر بايد ياد بگيرد كه به قواعد بازي، حتي زماني كه انگيزه هاي آني او را به سوي يكي رفتار كاملا متفاوت سوق مي دهد تسليم شود.

كودك در بازي ياد مي گيرد كه چگونه در بين جمع زندگي كند. چه ضوابطي را براي زندگي در نظر داشته باشد در درگيريها، در معركه زندگي چه موضعي و چه راه و روشي را در پيش گيرد. بازيها افراد را به مقررات و ضوابط زندگي آشنا مي كنند، روح سازگاري را در افراد پديد مي آورند فنون زندگي جمعي را عملا به طفل ياد مي دهند. كودك در سايه بازي در مي يابد كه هميشه نمي تواند از طريق اعمال خشم به پيش برود. در همه جا نمي تواند عصباني شود و نظرات خود را اعمال نمايد همه گاه نمي تواند ديگران را وادار به تسليم خواسته هاي خود كند بلكه در مواردي كه لازم است تسليم خواسته هاي ديگران باشد بخصوص كه آن خواسته ها بحق باشند. بازي به كودكان مي آموزد كه زندگي يك داد و ستد است درازاي دريافت خدمتي بايد خدمتي براي ديگران انجام داد. اگر چيزي از كسي مي گيريم بايد چيزي هم متقابلا به او بدهيم و گرنه اجتماع و جود ما را تحمل نخواهد كرد و بالاخره بازي افراد را واميدارد كه تن به پذيرش و صلح دهند و دريابند كه همه گاه نمي تواند از راه جبر و فشار سلطه خود را بر ديگران اعمال كرد.

- رشد اخلاقي

بازي يكي از مهمترين عواملي است كه در تربيت اخلاقي كودك نقش مهمي ايفا مي ك كودك هنگام بازي در ميابد كه اگر بخواهد فرد قابل قبول به حساب آيد بايد درستكار، راستگو، عادل و ... باشد كودك هنگام بازي پي مي برد كه خوب يا بد بودن يك عمل چگونه است و ديگران چگونه با او برخورد مي كنند براي مثال در بازي دزد و پليس كودك متوجه مي شود كسي كه دزد است عمل بدي انچام داده كه منجر به تعقيب او به وسيله پليس شده است و در نهايت با دستگير شدن و پذيرش تنبيه به زشتي و غير اخلاقي بودن دزدي صحه گذاشته و بر عدالت اجتماعي احترام مي گذارد و در عين حال صفات و خصايلي كه كودك در تعاملات روزمره با همسالان و بزرگسالان كسب مي كند در بازي تكامل مي ييابد از طريق بازي مي توان نقايص فردي، اخلاقي و شخصيتي او را اصلاح كرد و فكر و انديشه او را رشد داد كودكي كه ترسو و بزدل است از طريق بازي مي تواند شجاع و با شهامت باز آيد مثلا بازي قايم موشك آن هم در شب خود م يتواند ترس او را از تاريكي تعديل كند و يا از بين ببرد زيرا طفل ناگزير است به گوشه اي بخزد، در تاريكي قرار و آرام گيرد. در ضمن بازي مي توان كودك بدخوه را از اين حالت بدخواهي بدرآورد حس برادري، تعاون، نوعدوستي و برابري تعاون، نوعدوستي و برابري را به او ياد داد. عقده اي را از او حل كند و ناراحتي ها را از او دور ساخت.

- رشد حسي

فعاليتهاي اطفال در بازي باعث تقويت عضلات اعصاب و قلب آنها مي گردد اطفال به بازي مبادرت مي ورزند زيرا كه آنها از لحاظ بدني سالمند. به عبارتي ديگر فعاليت كودكان در بازي نشانه سلامت آنهاست و به حدي اين موضوع طبيعي است كه چنانچه كودكي بازي نكند ما به اين فكر مي افتيم كه بايد اتفاق ناگوار رخ داده باشد اگر كودكان را از بازي كردن محروم سازيم به احتمال قوي از آنها خوشي ار دور ساخته و بالطبع رشد آنها را مختل نموده ايم. رشد ذهني تا اندازه اي به رشد جسمي بستگي دارد به طور خلاصه بازي كاملترين پرور شار براي بدن، ذهن، شخصيت و منش آدمي فراهم مي آورد.

نتيجه گيري

با توجه به اهميت بازي در رشد شخصيت و درمان مشكلات عاطفي و رواني اجتماعي و كودكان به اين نتيجه مي رسيم كه كودكان سخت به بازي نياز دارند و ضرورت ارضا اين نياز حتمي به نظر مي رسد در اعلاميه جهاني حقوق كودكان كه از سوي سازمان ملل متحد تنظيم يافته است و نيز اعلاميه حقوق كودكان كه از سوي سازمان ملل متحد تنطيم يافته است و نيز اعلاميه حقوق رواني كودك كه از سوي انجمن بين المللي و روان شناسي آموزشگاهي به تصويب رسيد، حق استفاده از فرصتهاي كامل براي بازي، تفريحو تخيل آزاد از جمله حقوق مسلم كودكان شناخته شده است. بنابراين براي راضا نيازها بر تمام والدني واجب است ضمن تدارك امكانات بازي براي كودكانشان خود نيز در بازي آنها شركت داشته باشند.

پيشنهادات

بازي براي كودك فرصت گرانبها و امكاني براي شناخت محيط اطراف است توجه داشته باشيد زماني كه كودك به تجربه و تمرين مي پردازد در صورت مواجهه با سرزنش و خشم ناكافي، آثار نامطلوبي در او بر جاي خواهاد ماند. اصولي كه در بازي كودكان بايد رعايت شود عبارتند از:

1- به كودك حق انتخاب نوع بازي داده شود

2- فضاي كافي براي بازي مورد علاقه كودك فراهم شود زيرا در صورت نبود فضاي مورد نظر حالات رواني آثار نامطلوبي بر كودك بر جاي مي گذارد

3- اشيا و اسباب بازيهاي متنوعي در درسترس كودك قرار گيرد تا او به راحتي به وسيله مورد علاقه خود دست يابد

4- نوع بازيهاي ارائه شده خوشايند كودك باشد در غير اين صورت كودك از بازي كناره مي گيرد

5- در جريان بازي كودك آزادي عمل داشته باشد در صورت تحكم بزرگسالان بازي براي كودك فشار و ناراحتي همراه خواهد داشت

6- سعي كنيم آن نوع از بازي را براي اطفال انتخاب كنيم كه در آن قصد اصلاحي و يا دادن هشداري باشد و بازي نيروي قدرت تفكر و مهارتهاي اجتماعي كودك را افزايش دهد

7- در هر بازي سعي شود اصول و قوانيني حساب شده به كودك آموخته شود كه به عنوان ضوابط و اصول زندگي به حساب آيند

8- بازي بايد حالت طبيعي داشته باشد نه تصنعي زيرا در آن صورت كودك آن را براي خود دشوار و سنگين خواهد دانست

9- نوع اسباب و وسايل بازي متناسب با شرايط سني كودك انتخاب شود

10-متناسب با شرايط فرهنگي و موقعيت اجتماعي و محيطي كه كودك در آن زندگي مي كند وسايل بازي انتخاب شود.

منابع و ماخذ

1- شاوپ،اولين، تفكر كودك است، ترجمه قاسم قاضي و نعمت كديور،تهران1366

2- قائمي علي، تربيت و بازسازي كودكان، انتشارات اميري 1363

3- مجله پيوند تابستان 75

4- مجله تكنولوژي آموزشي، سال 75-74 شماره 3 سال يازدهم

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

خلاقيت، ضرورت و اهمیت | چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 | 8:41 بعد از ظهر  

   
 

در دنيايي كه به سرعت در حال تغيير و تحول است و خلاقيت در وهله نخست به عنوان شرط بقا و دوام زندگي تلقي مي‌شود

خلاقيت قبل از هر چيزي، سازش با تغيير و تحول و همراه شدن با زمان است.

بي‌ترديد انساني كه نتواند با شرايط زمان و مكان و آنچه بر آن حاكم است همراه و همگام شود، محكوم به فناست. خلاقيت فرايندي است كه انسان را پويا و زنده نگاه مي‌دارد و قادر مي‌سازد تا از امكانات پيرامون خود در جهت بقا و رشد و تكامل استفاده كند، چراكه به‌واسطه خلاقيت است كه ذهني باز و استعدادي شكوفا مي‌شود.

نتيجه خلاقيت

آنچه سايرين مسئله تلقي مي‌كنند براي آنها فرصت‌هايي جهت ابداع راه‌حل‌هاي بكر است و به جاي اينكه تغيير آنها را بترسانده و مأيوس كند، آنها را به وجد مي‌آورد. ما همگي مسئول زندگي خود هستيم و براي تغيير آن هر زمان كه تصميم بگيريم توانمنديم.

ابعاد خلاقيت

خلاقيت، ميل به دانستن، دوباره نگاه كردن و خط زدن اشتباهات است. وارد شدن به آب‌هاي عميق و خارج شدن از درهاي بسته و دست دادن با آينده است و به‌طور‌كلي نگاه كردن به مسائل از زواياي مختلف است.

تفكر خلاق چيست؟

يكي از راه‌هاي متعدد فكر كردن، انديشيدن آگاهانه به جملات و مشاهدات است كه به آن تفكر خلاق مي‌گويند، كه عبارت است از توانايي تركيب اجزايي كه به نظر جدا يا مستقل مي‌آيند.

آنچه در ظهور و پرورش تفكر خلاق موثر است، عبارت است از:

1 – فراگرفتن مهارت‌هاي عقلاني و كسب معلومات2 – طرز تفكر انتقادي3 – محرك‌هاي حسي باغناي محيطي4 – رهايي از محرك‌هاي حسي و غني محيطي5 – رهايي از جمود رواني6 – تقويت قدرت تخيل7 – داشتن آرزوهاي بلند منطقي8 – مساعد بودن عوامل فرهنگي، خانوادگي، اجتماعي و اقتصادي9 – داشتن روحيه‌اي كنجكاو و دقت‌نظر در شجاعت و اعتماد به نفس.

آنچه فرد را از تفكر خلاق باز مي‌دارد، عبارت است از:

1 – ترس و اضطراب

2 – نبود تشويق و انگيزش

3 – خودرأيي و استبداد فكري

4 – كـــار سخـت و اجـباري و مشغله زياد

5 – پــــرهيــز از تـــحقــيق و جست‌وجوگري

6 – ترس يا دغدغه از ادامه نيافتن كار يا احتمال متوقف شدن آن

7 – ضعف‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي

8 – نبود بهداشت رواني در خانواده يا محل كار.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چه زماني بايد نگران فرزندان خود باشیم؟| چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 | 8:39 بعد از ظهر  

       

افسردگي نوجوانان

چه زماني بايد نگران فرزندان خود باشیم؟

زماني که فرزند نوجوان شما تا پاسي از روز ميخوابد و زماني هم که بيدار ميشود کسل و خسته است و عموما بد خلق بوده و احساس دلتنگي ميکند… خودش را در اتاقش پنهان ميکند و از حضور در جمع اجتناب ميکند ….

آيا فردي با چنين خصوصياتي را نوجوان مي نامند؟

متخصصين اعصاب بر اين گمانند که مغز نو جوا نان به گو نه اي طراحي شده که دچار طلاطم و گردنکشي ميشوند و در ان دوره از خانواده دوري مي گزينند…

چنين تمايلاتي ممکن است منجر به جدا شدن فرزند از والدينشان شده و به دوستان خود بپيوندند…

اما همان تمايلات مشابه ميتواند بيان اينکه چه زماني در فرايند رشد نوجوان ميتواند منجر به افسردگي شده و درمان خاص خود را نياز دارد… .

از هر ۱۲ نوجوان يک نفر به طور مشخص از افسردگي رنج ميبرد… قبل از انکه به سن ۱۸ سالگي برسد…

زماني که دختران به سن بلوغ ميرسند دو برابر پسران دچار افسردگي ميشوند… تقريبا نيمي از نوجوانان افسرده که تحت درمان نيستند ميل به خود کشي در انها ديده ميشود که اين سومين عامل مرگ و مير در اين سنين است…

تفاوتهاي اشکار و مهمي بين ناراحتي هاي عادي زمان رشد و افسردگي وجود دارد…

يک جدايي درد ناک… طرد توسط هم سن و سالان…اخذ نمره پايين در مدرسهيا عدم پذيرش از سوي بزرگسالان ميتواند غم و نا اميدي را براي چند روز در يک نوجوان به دنبال داشته باشد.

افسردگي ميتواند براي هفته ها و ماه ها ادامه داشته و بر زندگي نوجوان مسلط شود و يا ممکن است بي هيچ دليلي علايم ان در فرد ظاهر شود.

کودکان افسرده – منظور کودکاني که به دليل بيولوژيکي در مقايسه با ديگران حساسيت بيشتر نسبت به استرس هاي محيطي دارند – اغلب اوقات احساس بد بختي ميکنند و کمتر خوشحال هستند.

*** اما افسردگي هميشه معادل غمگيني نيست

نو جوان ممکن است اين حالت را به صورت احساس خستگي/کسل بودن و يا سر درد و دل درد اظهار کند…به جاي انکه روحيه خود را بد توصيف کند.

انرژي خواب و اشتها ميتواند دچار اختلال شود.

برخي از کودکان افسرده در کلاس درس در ارتباط با دوستان و خانواده ضعيف عمل ميکنند.در حالي که براي نوجوانان تفکر در مورد اخلاقيات و معناي زندگي امري طبيعي به شمار مي ايد… اما تمايل به خود کشي يا فکر مرگ در يک نوجوان امري غير طبيعي است. به داروهاي ضد افسردگي نبايد بعنوان يک نوشدارو و يا بعنوان يک سم نگاه کرد.

اما اين داروها ميتوانند در درمان کودک افسرده بکار روند…

نگراني شايعي که در مورد اين نوع داروها وجود دارد / بلا فاصله بعد از شروع مصرف داروهاي ضد افسردگي / در برخي از کودکان بيشتر حالت اظطراب و بي قراري ديده ميشود و در برخي نيز افکار خودکشي افزايش ميابد.

اما افسردگي به خودي خود تبعات خطرناکي دارد . يکي از پيامدهاي افسردگي : ميل به خودکشي است و ميتواند بهبود سلامتي انسان را به تاخير بياندازد .

هر نوجواني درمان با داروهاي ضد افسردگي را بايد بر اساس تجويز و نسخه پزشک شروع کند و خانواده بايد به طور همزمان اثرات دارو را روي نوجوان بررسي کند که ايا حال عمومي او بهتر شده است يا خير …

درمان دارويي تنها بخشي از روش و راه درمان است.معيارهايي براي سنجش ميزان بهبود درمان بيماري افسردگي وجود دارد.نتايج تحقيقات نشان داده است که تمرينات معتدل ايروبيک ميتواند علايم افسردگي را تقريبا در نيمي از نوجوانان و بزرگسالان تخفيف داده و بهبود ببخشد.

خواب خوب و داشتن عادات غذايي مناسب ميتواند در بهبود روحيه فرد بسيار مفيد باشد…بهره گيري از روان درماني در کشف ريشه و علل افسردگي ميتواند بسيار موثر باشد تا از احساس درماندگي و رها شدگي بيرون بيايند و راه هايي را براي انکه هر چيزي در سر جاي خود قرار گيرد به نوجوان ارائه ميکند.

وقتي که نوجوان به فعاليتي که برايشان با ارزش بوده و مورد علاقه شان است مي پردازند و فعاليتهاي خير خواهانه مانند کمک به ديگران و امور خيريه ميتواند در بهبود وضعيت روحي انان بسيار مؤثر باشد.

مطالعات ثابت کرده است که رفتارها و فعاليتهاي نوع دوستانه/بخش تشويقي و انگيزشي مغز انسان را فعال ميکند.

در اينده احتمال دارد داروهاي ضد افسردگي بهتري توليد شود که ابزارهاي مفيد تري براي تشخيص و درمان کودکان باشد/ اما هم اکنون اين امکان براي نوجوانان وجود دارد که بياموزند چگونه ارتباطات خود را تثبيت کنند… با حمايت و پشتيباني از نوجوانان در چنين شرايطي مي توان دوران انتقال از کودکي به نوجواني را براي انان ساده تر و به انها کمک کرد تا زتدگي سرشار از نشاط و انرژي را در دوران بزرگسالي بسازند.

                  
نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |