تبليغاتX
مشاوره

ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی






زندگي در شادي | دوشنبه یازدهم آبان 1388 | 7:57 قبل از ظهر  

 

 

خدمتكار يك دانشمند موظف بود هر روز او را راس ساعت مشخصي از خواب بيدار كند.

او عادت داشت هر روز با اين كلمات ارباب خود را صدا بزند: برخيزيد يك روز ديگر براي يك كار مهم و بزرگ ديگر آغاز شده است.


اين روزها زندگي‌ها سخت شده است و مشكلات از هر سويي به ما هجوم مي‌آورد. زندگي مدرن در كنار آسايش و راحتي كه به ارمغان آورده، سبب دلمشغولي بيشتر افراد شده است.


بسياري از ما هفته‌ها و يا ماه‌ها از دوستان و فاميل و كساني كه دوستشان داريم بي‌خبر مي‌مانيم و آن‌قدر در زندگي روزمره غرق شده‌ايم كه يادمان نمي‌آيد آخرين بار كي عزيزانمان را ديده‌ايم و از شادي حضور‌شان لذت برده‌ايم. بهار و تابستان، پاييز و زمستان مي‌گذرد بي‌آنكه زيبايي‌هاي اين اعجاز طبيعت را درك كنيم.


اما زندگي مي‌تواند به زيبايي رؤياهايمان باشد. فقط بايد باور داشته باشيد.


بياييد با انجام كارهايي ساده زندگي را دلچسب‌تر، شادتر، زيباتر و ساده‌تر كنيم.


همين كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد، از خداوند تشكر كنيد كه روز ديگري به شما داده است. آنگاه برنامه روزانه خود را تنظيم كنيد و اين سرفصل‌ها را هم در نظر بگيريد:


1- سلامتي 2- شخصيت اجتماعي 3- جامعه


خوردن يك صبحانه مفصل نخستين قدمي است كه براي سلامتي بر مي‌داريد. برنامه‌ريزي كنيد كه آب فراوان بنوشيد. ناهار را مختصر و شام را سبك بخوريد. خوردن سبزيجات و اجتناب از غذاهاي فراوري شده را فراموش نكنيد.


اين سه اصل را فراموش نكنيد و هميشه در خود حفظ و تقويت كنيد: انرژي و توانايي، اشتياق و شوق، احساس دلسوزي و همدلي.


در هنگام بروز مشكلات، روحيه خود را با كمك نماز و دعا، تفكر و انديشه و ورزش بالا ببريد.


وقت بيشتري را به خواندن كتاب و بازي اختصاص دهيد.


در روز 10 دقيقه از وقت خود را به سكوت و تفكر اختصاص دهيد و به اندازه كافي بخوابيد.


روزانه 10 تا 30 دقيقه پياده‌روي كنيد و در هنگام پياده‌روي حتما لبخند روي لب داشته باشيد.


زندگي خود را با هيچ كسي مقايسه نكنيد. شما ظاهر زندگي آنان را مي‌بينيد و نمي‌دانيد كه درون آنها چه مي‌گذرد.


افكار منفي نداشته باشيد، در عوض انرژي خود را صرف امور مثبت كنيد. بيش از حد توان خود، كاري انجام ندهيد. خيلي خود را جدي نگيريد.


انرژي خود را صرف دخالت يا بهتر بگويم فضولي در امور ديگران نكنيد.


هنگام بيداري بيشتر خيال‌پردازي كنيد.


حسادت يعني اتلاف وقت، شما هر چه را كه بايد داشته باشيد، داريد.


گذشته را فراموش كنيد. اشتباهات گذشته شريك زندگي خود را به يادش نياوريد. اين كار آرامش زمان حال شما را از بين مي‌برد.


زندگي كوتاه‌تر از اين است كه از ديگران متنفر باشيد. نسبت به ديگران تنفر نداشته باشيد.


با گذشته خود رفيق باشيد و از آن پند بگيريد تا زمان حال خود را خراب نكنيد.


هيچ كس مسئول خوشحال‌كردن شما نيست، مگر خود شما.


بدانيد كه زندگي مدرسه‌اي است كه بايد در آن چيزهايي بياموزيد. مشكلات قسمتي از برنامه درسي هستند و به مانند كلاس جبر هستند.


بيشتر بخنديد و لبخند بزنيد.


مجبور نيستيد كه در هر بحثي برنده شويد. زماني هم مخالفت وجود دارد.


گهگاهي به ديدار خانواده و اقوام خود برويد يا حداقل به آنان زنگ بزنيد.


هر روز يك چيز خوب به ديگران ببخشيد. خطاي ديگران را ببخشيد.


زماني را با افراد بالاي 70 سال و زير 6 سال بگذرانيد.


سعي كنيد حداقل هر روز به 3نفر لبخند بزنيد.


اينكه ديگران راجع به شما چه فكري مي‌كنند، به شما مربوط نيست.


زمان بيماري، شغل شما به كمك شما نمي‌آيد بلكه دوستان شما به شما مدد مي‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشيد.


كارهاي مثبت انجام دهيد. از هر چيز غيرمفيد، زشت يا ناخوشي دوري بجوييد.


خداوند درمانگر هر چيزي است. ذكر و ياد خدا شفاي هر دردي است. هر موقعيتي چه خوب يا بد، گذراست.


مهم نيست كه چه احساسي داريد؛ بايد به پا خيزيد، لباس خود را به تن كرده و در جامعه حضور پيدا كنيد.


بخش عمده درون شما شاد است، بنابراين خوشحال باشيد.


                 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

رابطه جنسی در دوران حاملگی| یکشنبه دهم آبان 1388 | 1:52 بعد از ظهر  

اگر می خواهید باردار شوید، حتماً باید رابطه جنسی داشته باشید. اینجا که جای تعجبی نیست. اما وقتی حامله باشید چطور؟ می توانید رابطه جنسی داشته باشید یا نمی توانید؟ پاسخ این سوال هیچوقت چندان واضح و مشخص نیست. در زیر به آنچه که باید درمورد رابطه جنسی در دوران حاملگی بدانید اشاره کرده ایم.


آیا داشتن رابطه جنسی در دوران حاملگی مانعی ندارد؟

تا زمانیکه بارداری شما روند طبیعی و عادی خود را پیش ببرد، می توانید هر از چند گاهی که دوست داشتید با همسرتان رابطه جنسی داشته باشید. اما ممکن است همیشه هم نخواهید. در اول کار، نوسانات هورمونی، خستگی، و حالت تهوع ممکن است در میل جنسی شما اخلال ایجاد کند. در سه ماه دوم بارداری، بالا رفتن گردش خون در اندام های جنسی و سینه هایتان ممکن است میل جنسی شما را برگرداند. اما در سه ماهه سوم، اضافه وزن، درد کمر، و سایر علائم ممکن است دوباره میل و اشتیاق جنسی شما را از بین ببرد.

آیا ممکن است رابطه جنسی در دوران بارداری موجب سقط جنین شود؟

خیلی از زوج ها نگران اینند که رابطه جنسی در دوران حاملگی منجر به سقط جنین شود، به ویژه در سه ماهه اول. اما جای نگرانی نیست. سقط جنین زودرس بیشتر به خاطر ناهنجاری های کروموزومی و سایر مشکلات در رشد جنین است و هیچ ربطی به رابطه جنسی ندارد.

آیا رابطه جنسی به جنین آسیب می رساند؟

مایع مشیمیه (amniotic fluid) در رحم مادر و همچنین ماده مخاطی که در بیشتر دوران بارداری، گردنه رحم را مسدود می کند از جنین نگهداری می کند. آلت تناسلی مرد به هیچ عنوان با جنین برخورد نخواهد داشت.

آیا در طی دوران بارداری از برخی از انواع رابطه جنسی ها باید خودداری کرد؟

با پیش رفتن حاملگی، بهتر است از راحت ترین و کم خطر ترین حالات برای رابطه جنسی استفاده کنید. این کار فقط محض احتیاط است. از خوابیدن روی شکم در حین رابطه جنسی خودداری کنید.

درمورد oral sex چطور؟

اگر این نوع رابطه جنسی دارید، اطمینان یابید که همسرتان به هیچ عنوان در مهبل هوا ندمد. ندرتاً دمیدن هوا به داخل مهبل ممکن است باعث انسداد رگ های خونی شده که برای جنین خطرناک است.

آیا ممکن است ارگاسم باعث وضع حمل زودرس شود؟

ارگاسم باعث ایجاد انقباض در رحم می شود. اما این انقباضات با انقباضاتی که ممکن است طی وضع حمل بر رحم ایجاد شود، متفاوت است. تحقیقات نشان می دهد که در یک حاملگی نرمال، ارگاسم به هیچ عنوان منجر به وضع حمل زودرس نمی شود.

آیا زمانهایی هست که باید از رابطه جنسی اجتناب کرد؟

گرچه اکثر خانم ها می توانند بدون ایجاد هرگونه مشکل در دوران بارداری خود رابطه جنسی داشته باشند، اما گاهی اوقات بهتر است احتیاطات زیر را در نظر داشته باشید:

وضع حمل قبل از موعد: قرار گرفتن نطفه در معرض غده پروستات می تواند باعث ایجاد انقباضاتی شود که اگر وضع حملتان پیش از موعد باشد ممکن است برایتان نگران کننده باشد.
خونریزی: درصورت وجود هرگونه خونریزی بی دلیل از مهبل، رابطه جنسی توصیه نمی شود.
مشکل در گردنه رحم: اگر گردنه رحم نابهنگام باز می شود، رابطه جنسی ممکن است شما را در خطر ایجاد عفونت قرار دهد.
مشکل جفت: اگر جفت جنین مقداری یا کاملاً دهانه گردنه رحم را بپوشاند، رابطه جنسی ممکن است باعث بروز خونریزی و وضع حمل پیش از موعد شود.
چند قلو بودن جنین: اگر جنین شا چند قلوست، پزشکتان احتمالاً به شما توصیه می کند که در اواخر دوره بارداری از رابطه جنسی اجتناب کنید. گرچه محققان هیچگونه رابطه ای بین رابطه جنسی و وضع حمل زودرس چند قلو ها تشخیص نداده اند.
آیا مرد باید از کاندوم استفاده کند؟

قرار گرفتن در معرض بیماری هایی که از طریق رابطه جنسی منتقل می شود، خطر ابتلا به عفونت هایی که بارداری شما و سلامت نوزاد را به خطر می اندازد را بالا میبرد. پس برای اطمینان بهتر است همیشه از کاندوم استفاده کنید.

اگر نخواهیم رابطه جنسی داشته باشیم چه؟

هیچ اشکالی ندارد. برای محکم ماندن رابطه زن و شوهر حتماً لازم نیست رابطه جنسی وجود داشته باشد. درعوض نیازها و دغدغه هایتان را به همسرتان درمیان بگذارید. اگر رابطه جنسی برایتان دشوار است، می توانید همدیگر را بغل کنید، ببوسید و ماساژ دهید.

چه مدت پس از تولد نوزاد می توانیم رابطه جنسی داشته باشیم؟

چه وضع حملتان طبیعی باشد یا با سزارین، بدن شما برای التیام یافتن نیاز به استراحت دارد. پزشکان بسیاری توصیه می کنند که حداقل شش هفته صبر کرده و بعد رابطه جنسی داشته باشید. این زمان به کردنه رحم فرصت می دهد تان بسته شود و هرگونه زخم و جراحت نیز التیام یابد.

اگر آنقدر خسته و بی حوصله اید که حال فکر کردن به رابطه جنسی را هم ندارید، میتوانید صمیمیت بین خود و همسرتان را به طریقی دیگر حفظ کنید. وقتی آمادگی رابطه جنسی داشتید، خیلی آرام شروع کنید و از مطمئن ترین و بی خطرترین انواع رابطه جنسی استفاده کنید.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چگونه عزت نفس را در فرزندان خود تقویت کنیم؟| یکشنبه دهم آبان 1388 | 12:57 بعد از ظهر  

عـزت نفس بالا یـکی از پشتوانه هـای محـکمی اســت کـه
میتواند کـودک را در مقابل چالش های دنیای خـارج استوار
سازد. به نظر میرسد کـودکانی که احساس بهـتری نسبت
به خودشان دارند، راحت تــر می توانند از پس مشکلات بر
بیایند و در برابر فشارهای منفی خیلی راحت تر از سایرین
مـقاومت می کنند. آنـها بیشتـر لبخند می زنند و از زندگی
لذت بیشتری می برند. این نوع کـودکان واقـع گرا هستند و
عموماً خوش بین می باشند.

از سوی دیگر کودکانی که دارای عزت نفس پایینی هستند، هر چالش کوچکی میتواند سبب ایجاد استرس، اضطراب و ناامیدی در آنها شود. کودکانی که به خود اعتماد ندارند، به سختی می توانند برای مشکلات خود راه حل های کاربردی پیدا کنند. اغلب افکار منفی نظیر: "من آدم خوبی نیستم" یا "نمی توانم هیچ کاری را به خوبی انجام دهم" به سراغ آنها می آید و سپس به صورت افرادی غیر فعال و افسرده در می آیند. فقط کافی است با یک چالش روبرو شوند، اولین واکنشی که نشان می دهند: "من نمی توانم" است. این مقاله را بخوانید تا ببینید چه نقش مهمی را می توانید در ارتقای عزت نفس سالم در کودکان خود ایفا کنید.

عزت نفس چیست؟

عزت نفس از مجموعه ای از اعتقادات و احساساتی تشکیل می شود که فرد در مورد خود دارد. می توان از آن به عنوان "درک فردی" نیز نام برد؛ اینکه کودک چه واکنشی در برابر محرک های خارجی از خود نشان می دهد، و در برابر مشکلات چه رفتارهایی از خود بروز می دهد.

الگوهای عزت نفس از همان دوره های پایین سنی در افراد شروع به رشد می کند. به عنوان مثال زمانیکه یک خردسال و یا یک کودک نوپا کار مهمی را انجام می دهد، نوعی حس موفقیت در او ایجاد می شود. کودک باید یاد بگیرد که پس از شکست های متوالی باز هم بتواند بدست آوردن موفقیت را تجربه کند. به عنوان مثال باید حتی زمانیکه کودک یاد می گیرد قاشقش را به درستی در دهان قرار بدهد، او را تشویق کنید و به او نگرش "تو می توانی" را آموزش دهید. بدست آوردن موفقیت باید همراه با اسرار و مداومت انجام پذیرد.

زمانیکه کودک از انجام کاری شکست می خورد، تلاش می کند، مجدداً شکست میخورد و باز هم تلاش می کند و نهایتاً به موفقیت دست پیدا می کند، یک ایده کلی در مورد توانایی های خود بدست می آورد. همچنین نگرش هایی در مورد طریقه رفتار کردن با دیگران را بدست آورد. در این مرحله نقش والدین از اهمیت بالایی برخوردار میشود. پدر و مادر باید به کودک کمک کنند تا عزت نفسی سالم و بدور از هر گونه خطا و اشتباه را در او ایجاد کنند.

عزت نفس همچنین می تواند به موجب حس دوست داشتن و دوست داشته شدن نیز ایجاد شود. زمانیکه کودک به یک موفقیت دست پیدا می کند، خوشحال می شود، اما اگر در این شرایط کسی به او ابراز عشق و محبت نکند، احساس عزت نفس پایینی به او دست خواهد داد.

البته کودکی که والدین به اندازه کافی به او ابراز محبت و عشق می کنند، اما در مورد توانایی های خود مطمئن نیست، باز هم ممکن است پیرامون ایجاد ارتقای عزت نفس خود با مشکلاتی مواجه شود. عزت نفس سالم زمانی ایجاد می شود که میان تمام موارد تعادل برقرار شود.

علائم عزت نفس سالم و ناسالم

میزان اعتماد به نفس کودک در طی دورانهای مختلف زندگی با نوعی نوسان روبرو میشود. تجربیات کودک زیاد می شود و درک او نسبت به مسائل مختلف تغییر پیدا میکند به همین دلیل عزت نفس او به طور متناوب در حال تغییر است. این امر می تواند به والدین کمک کند تا نشانه های عزت نفس سالم و ناسالم را درک کنند.

کودکی که با عزت نفس پایین روبرو است هیچ گونه تمایلی به انجام کارهای جدید ندارد. در این شرایط کودک ممکن است دائماً در مورد توانایی های خود نگرش منفی داشته باشد و چیزهایی از این قبیل بگوید: "من نادان هستم" یا "هیچ وقت یاد نمیگیرم که چگونه باید کارها را به درستی انجام دهد" یا "آخرش چه می شود؟ به هر حال که هیچ کس به من اهمیت نمی دهد."

تاب و توان کودک در برابر مشکلات کم می شود به راحتی تسلیم موانع خارجی میشود و همیشه منتظر کسی است که از راه برسد و بار مسئولیت های او را به دوش بکشد. این قبیل کودکان به شدت نسبت به انتقادهای خارجی از خود واکنش منفی نشان می دهند، و به راحتی از خودشان ناامید می شوند. این افراد معمولاً در برابر موانع خارجی به شدت بدبین هستند.

کودکی که دارای عزت نفس سالمی است، از برقراری ارتباط با دیگران لذت می برد. او از قرار گرفتن در در مکان های عمومی و اجتماعی لذت می برد و در عین حال تنهایی نیز به او آرامش می دهد. زمانیکه نوبت به مواجهه با مشکلات و چالش های خارجی می رسد، می تواند به راحتی راه حل های کاربردی و مفید را پیدا کند. به راحتی متوجه کاستی ها می شود و هیچ موقع خود و یا اطرافیانش را زیر سؤال نمی برد. به عنوان مثال به جای اینکه بگوید: "من نادان هستم" می گوید: "من این مطلب را به درستی متوجه نشده بودم." این قبیل کودکان نقاط ضعف و قوت خودشان را به خوبی می شناسند و آنها را می پذیرند. این امر سبب می شود که نوعی نگرش خوش بینانه در آنها ایجاد شود.


چه کمکی از دست والدین بر می آید؟

پدر و مادرها در ارتقای حس عزت نفس کودکان چه نقشی دارند؟ در این قسمت چند راهکار اساسی برای شما ذکر شده که با اتکا به آنها می توانید عزت نفس کودکان خود را ارتقا بخشید.

مراقب صحبت کردن خود باشید. کودکان نسبت به گفته های والدین خود بسیار حساس هستند. نه تنها باید کودکان را به خاطر کاری که با موفقیت انجام داده اند، بلکه باید آنها را به خاطر تلاشی که در این زمینه انجام داده اند، نیز تشویق کنید؛ اما در این راه باید صادق باشید و از هر گونه مبالغه بپرهیزید. به عنوان مثال اگر فرزند شما نتوانست وارد تیم فوتبال مدرسه شود، نباید به او بگویید: "خوب دفعه آینده می توانی با تلاش بیشتر وارد تیم شوی" بلکه بهتر است چیزی شبیه به این به او بگویید: "درست است که تو نتوانستی وارد تیم فوتبال شوی، اما به هر حال تو تمام تلاشت را به کار گرفتی و این قابل تقدیر می باشد." همیشه نتیجه مهم نیست، بلکه همان تلاشی که فرد انجام میدهد نیز قابل ستایش است.

یک الگوی مثبت باشید. اگر زندگی را بیش از اندازه به خودتان سخت بگیرید، منفی گرا باشید و در مورد توانایی ها و محدودیت های فردی خود واقع بین نباشید، کودک به صورت ناخودآگاه عیناً کارهای شما را بازتاب خواهد داد. عزت نفس شخصی خود را پرورش دهید تا کودکتان هم بتواند از شما الگو برداری کند.

عقاید نادرست کودک را تشخیص داده و آنها را تغییر دهید. پدر و مادر باید این توانایی را داشته باشند که بتوانند عقاید غیر منطقی کودک خود را تشخیص دهند. این اعتقادات در هر زمینه ای می توانند باشند: توانایی های فردی، جذابیت، کمال و یا هر چیز دیگری. این امر می تواند به کودک کمک کند تا در مورد ارزیابی توانایی های خود واقع بین تر باشد و همچنین می تواند به کودک کمک کند تا نگرش های مناسب تری را در خود ایجاد کند. احساسات نادرست می توانند در اعماق وجود فرد ریشه دوانده و به صورت یک واقعیت عینی در او بروز کنند. به عنوان مثال کودکی که در تمام موارد درسی در مدرسه به خوبی ظاهر می شود و تنها در درس ریاضی قدری ضعیف است، ممکن است با خودش بگوید: "من ریاضیم خوب نیست، دانش آموز بدی هستم". این نوع تعمیم دادن ها باعث می شود که توانایی های دیگر کودک نیز به مرور زمان رو به تحلیل رفته و به مرور زمان موجبات شکست کودک را فراهم آورند. در چنین شرایطی می توانید به او بگویید: "تو دانش آموز خوبی هستی، ریاضی درسی است که باید وقت بیشتری روی آن بگذاری، ما با هم می توانیم روی آن کار کنیم."

با فرزندان خود مهربان و خودجوش باشید. عشق و محبت والدین می تواند تاثیر شگرفی بر روی ارتقای عزت نفس کودکان داشته باشد. آنها را در آغوش بگیرید و به آنها بگویید که مایه ی افتخار شما هستند. می توانید در ظرف غذای او یادداشت هایی از این قبیل بگذارید: "به نظر من تو فوق العاده ای"، او را صادقانه تشویق کنید و در این کار به هیچ وجه مبالغه نکنید. کودکان به راحتی می توانند تشخیص دهند که آیا چیزی از اعماق وجود شما نشئت می گیرد یا خیر.

واکنش های مثبت و دقیق از خود نشان دهید. تعبیراتی مانند: "تو همیشه دست به دیوانگی می زنی" ممکن است به کودک این حس را القا کند که هیچ گونه کنترلی بر روی بروز احساسات خود ندارد. به عنوان مثال میتوانید بگویید"تو خیلی سریع در مقابل برادرت عصبانی می شوی، اما خوشحالم که سر او فریاد نمی زنی و او را مورد ضربت قرار نمی دهی" این امر به کوک نشان می دهد که حق انتخاب دارد و به او کمک می کند تا در شرایط مشابه دیگر نیز انتخاب صحیحی داشته باشد.

محیط خانه را امن و مطمئن سازید. کودکی که نمی تواند در خانه احساس اعتماد داشته باشد و در آنجا مورد آسیب قرار می گیرد، از عزت نفس پایین رنج خواهد برد. کودکی که دائماً در برابر جر و بحث ها و دعواهای خانوادگی پدر و مادر قرار می گیرد، افسرده و مضطرب خواهد شد. همیشه باید به خاطر داشته باشید که به کودک خود احترام بگذارید.

خانه خود را تبدیل به مامن امنی برای تمام اعضای خانواده کنید. دردسرهایی که دیگران ایجاد می کنند، مشکلات مدرسه، اختلاف با همکلاسی ها، و سایر فاکتورهای بالقوه ای که می توانند بر روی عزت نفس کودک تاثیر گذار واقع شوند، کار کنید. اقدامات لازم را به سرعت و با حساسیت تمام انجام دهید.

کودک را به کسب تجربیات سازنده تشویق کنید. انجام فعالیت هایی که حس همکاری را در کودک پرورش می دهد، خیلی بیشتر از فعالیت هایی که حس رقابت را در آنها ایجاد می کند می تواند سودمند باشد. به عنوان مثال فعالیت هایی که در آن فرزند بزرگتر به خواهر یا برادر کوچک تر خود کمک میکند، می تواند تاثیز شایان ذکری هم در زندگی فرزند بزرگتر و هم عزت نفس فرزند کوچکتر داشته باشد.

کمک از منابع تخصصی

اگر احساس می کنید که کودک شما دارای عزت نفس پایینی است، می توانید از موارد حرفه ای و تخصصی کمک بگیرید. مشاور کودک و خانواده می توانند دلایل اصلی این امر را که چرا یک کودک در مورد خود احساس خوبی ندارد، بررسی کند. مشاوره های تخصصی می تواند به کودک کمک کند تا در وهله اول درک واقع بینانه تری از خود داشته باشد و سپس می تواند با شناختی که از خود پیدا می کند قابلیت های فردی خود را ارتقا بخشد. با میزان کمی کمک هر کودک می تواند عزت نفس سالم تری را برای دنبال کردن یک زندگی شادتر، سالم تر و و کامل تر ایجاد کند.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

فواید بوسه در روابط زناشویی| یکشنبه دهم آبان 1388 | 12:55 بعد از ظهر  


اگر چشم مدخل روح باشد، آنوقت میتوان گفت که لب هم
راهرو ذهن اسـت. مــا افکار خود را با یک لبخند انتقال می
دهیم، عشق را در کلمـات می گنجانیم و علایق خود را با
بوسه ابراز می نماییم. در یک بوسه مطالب عمیقی وجود
دارد که بیان آن ها فرای لغات و کلمات است.

نـویسنده کتاب "عشق و رابـطه جنسی"، دکتــر جان فری
مـعتقد است: "بوسیدن هنر است و نشان دهنده یک نوع
بیان فردی و کاملاً شخصی از عشق و محبت می باشد."

بوسه زمانی ایجاد می شود که زوجین برای اولین بار به هم نزدیک می شوند، پس کاملاً طبیعی است که دو طرف کمی مضطرب شده و عصبی شوند.

از یک منبع با نویسنده بی نام"کتاب بوسه ها" اینطور برداشت می شود که: "بوسه یک عمل کاملاً دو طرفه بوده؛ تا ندهید نمی توانید بگیرید و بالعکس."

در یک کتاب دیگر هم اینطور نوشته شده که زمانیکه احساس میکنید تمایل دارید تا همسرتان را ببوسید این کار را انجام دهید، لازم نیست حتماً صبر کنید تا او را بهتر بشناسید، او را ببوسید و به مرور زمان می توانید او را بهتر بشناسید. یکی از مواردی که زیبایی بوسه را چند برابر می کند این است که در همه ی زبان ها و مذاهب قابل درک می باشد.

پروفسور وان بیرنت رئیس بخش مردم شناسی دانشگاه تکزاز اظهار می دارد که: "اولین بوسه عاشقانه برمی گردد به 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هند. پیش از این زمان هیچ مدرک دیگری دال بر وجود بوسه های عاشقانه وجود نداشت. کلیه این نتایج از روی لوح های گلی، نقاشی روی دیواره های غارها و یا نوشته های روی پوست حیوانات بدست آمده است.

بیرنت معتقد است که تماس نزدیک و فشار بینی ها به یکدیگر از همان 1500 سال قبل از میلاد مسیح مرسوم بوده است.

اما بوسه ای که امروزه به این شکل رواج پیدا کرده، برای اولین بار در میان رومی ها شهرت پیدا کرد. رومی ها در هنگام سلام کردن یکدیگر را می بوسیدند، انگشتر و حلقه ای که بر دست رهبران قومشان بوده را می بوسیدند و مجسمه های خدایان خود را نیز می بوسیدند و با این کار مطیع بودن و حس احترام خود را به طرف مقابل انتقال می دادند.


رومی ها به سرعت متوجه شدند که بوسه در شرایط مختلف می تواند معانی متفاوتی را در بر داشته باشد، به همین دلیل برای انواع بوسه ها، نام های مختلفی انتخاب کردند. به عنوان مثال اسکیولیم: بوسه از روی دوستی، باسیولیم: بوسه از روی احساس عشق و محبت،  و سویولیم: بوسه عمیق که این روزها به French Kiss مشهور شده است.
از آن به بعد بود که ادیان مختلف شروع به تحریم بوسه نموده و آنرا به عنوان یک گناه نابخشودنی اعلام کردند، اما به هر حال قدرت بوسه بیشتر بود و همچنان به قوت خود باقی مانده است.

اگر بخواهیم این پدیده را از نظر علمی ریشه یابی کنیم، می توانیم بگوییم که بوسیدن به طور طبیعی باعث می شود تا ذهن آکسی توسین بیشتری ترشح کند، این هورمون سبب می شود در هنگام بوسیدن احساس خوبی به ما دست بدهد و دانشمندان معتقدند که ماهیت وجودی انسان به گونه ای است که در صورت تجربه یک بوسه منتظر بوسه ی بعدی خواهد بود. زمانیکه در وضعیت بوسیدن قرار می گیرد، غدد موجود در داخل دهان و جداره لب ها ماده شیمیایی را ترشح می کنند که همین ماده سبب ایجاد تمایل فرد به ادامه بوسیدن می شود.

در تحقیقی که در سال 1997 در دانشگاه پرینستون انجام شد، محققان به این نتیجه دست پیدا کردند که مغز انسان دارای سلول های عصبی است که فرد را قادر می سازد تا در تاریکی لب های معشوقه اش را پیدا کند. تعجبی وجود ندارد که چرا بسیاری از زوج ها از بوسیدن یکدیگر در مکان های تاریک و کم نور لذب بیشتری می برند.

پزشکان و روانپزشکان آلمانی در پی پژوهش های گسترده خود در این باره به این نتیجه رسیده اند که افرادی که هر روز صبح قبل از ترک کردن خانه، همسر خود را میبوسند کمتر دچار بیماری می شوند.

همچنین افرادی که پس از بوسیدن خانه را ترک می کنند، کمتر احتمال وقوع تصادف دارند، 20 تا 30 درصد درآمد بیشتری نسبت به سایرین دارند و به طور متوسط 5 سال بیش از هم سن و سال های خود عمر می کنند. دکتر آرتور سازبو یکی از افرادی که در در این تحقیقات نقش فعالی داشته معتقد است یکی از دلایل اصلی موفقیت تعداد بسیار زیادی از افراد این است که روز خود را با یک نگرش مثبت و دلچسب شروع میکنند و چه چیز می تواند مانند یک بوسه در انسان یک نگرش مثبت ایجاد کند.
بنابراین اگر شما می خواهید خوشحال، سلامت، و موفق، بوده و عمر طولانی داشته باشید، باید کسی را که دوستش می دارید هر روز صبح، پیش از اینکه خانه را به قصد محل کار خود ترک کنید، ببوسید.

سایر مزایا

محافظت از دندان ها و جلوگیری از پوسیدگی
دکتر پیتر گوردن رئیس اتحادیه دندانپزشکان انگستان اظهار می دارد: "پس از غذا خوردن، دهان پر از مواد شیرین شده و بزاق دهان حالت اسیدی پیدا می کند، این امر باعث بوجود آمدن پلاک بر روی دندان ها می شود. بوسیدن یک فرایند پاک کننده طبیعی است که به حفظ سلامت دندان ها کمک می کند، جریان بزاق دهان را افزایش بخشیده، و درصد ایجاد پلاک بر روی دندان ها را تا حد بسیار زیادی کاهش می دهد." من خودم این سوال ر از دندانپزشکم پرسیدم، او در ابتدا قدری خجالت کشید، اما نهایتاً صحت گفته های مرا تایید کرد.

از بین بردن استرس

یک بوسه عاشقانه، بهترین روش برای ریلکس شدن و از بین بردن استرس محسوب می شود. مایکل کی مکناب، مشاور روانی معتقد است: "زمانیکه لب ها در حالت بوسیدن قرار می گیرند، تقریباً دهان حالت لبخند زدن را به خود می گیرد، و از آنجایی که احساسات و حرکات بدنی انسان با هم ارتباط نزدیکی دارند، تقریباً غیر ممکن است که یک نفر هم لبخند بزند و هم استرس داشته باشد. در عین حال باید به این نکته هم توجه داشت که تنفس در زمان بوسیدن عمیق تر می شود، عضلات چشم شل شده و در راحت ترین حالت خود قرار می گیرند. این امر بهترین تکنیک برای قطع ارتباط با دنیای پر هیاهوی بیرونی و ریلکس شدن است.

کاهش وزن

چه مدت می توانید این کار را انجام دهید؟ برای اینکه تنها نیم کیلو وزن کم کنید باید 3000 کالری بسوزانید، یعنی چیزی در حدود 30000دقیقه یا همان 500 ساعت. یک بوسه عمیق و طولانی به شدت متابولیسم بدن را افزایش می دهد و سبب می شود تا مواد قندی با سرعت بیشتری در بدن سوزانده شوند. میزان کالری مصرفی، به شدت بوسه بستگی دارد، اما به طور متوسط می توان گفت که در هر 10 دقیقه 10 کالری مصرف می شود.

تاخیر در فرایند پیری


این مورد یکی از مهم ترین مزایای بوسیدن به شمار می رود. بوسیدن به شما کمک میکند تا قدرت ماهیچه های فک و چانه همچنان حفظ شود، به همین دلیل میزان ایجاد چین و چروک در آنها پایین کاهش پیدا می کند.

ایجاد و افزایش تناسب اندام

خوب بهانه ای خوبی برای ورزش نکردن دستتان دادیم! در حین بوسیدن، قلب تند تر می تپد و ضربان آن افزایش پیدا می کند، در این زمان آدرنالین بیشتری آزاد شده و خون با سرعت بیشتری به تمام نقاط بدن پمپاژ می شود. می توان اظهار داشت که بوسیدن از جمله بهترین تمرین های قلبی – عروقی است.

تکلیفتان را با طرف مقابل روشن می کند

در حین بوسیدن می توانید نیازهای جنسی همسرتان را ارزیابی کنید و ببینید تمایلی به ادامه ارتباط دارد یا خیر. روانشناسان معتقدند که اولین بوسه این امکان را برای شما فراهم می آورد که ببینید آیا با طرف مقابل همخوانی دارید یا نه. به نظر می رسد که "بو" تاثیر به یاد ماندنی در ضمیرناخودآگاه انسان ها بر جای می گذارد، بنابراین با تجربه اولین بوسه می توانید تشخیص دهید که فریون شما با شخص مقابل هماهنگی دارد یا خیر و اگر اینچنین نبود در همان آغاز می توانید ارتباط خود را با او خاتمه بخشید.

افزایش اعتماد به نفس

البته اول مطمئن شوید که دندان هایتان ارتودنسی ندارند چون امکان آسیب رسیدن به دندان های خودتان و دهان طرف مقابل وجود دارد. به هر حال یک بوسه عاشقانه می تواند حس خوبی را در شما ایجاد کند. به صورت تئوری می توان این موضوع را اینچنین توضیح داد که در زمان بوسیدن، خوشحال هستید، و وقتی هم که خوشحال باشید احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد و این امر سبب افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس شما می شود.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

رابطه سالم| یکشنبه دهم آبان 1388 | 12:52 بعد از ظهر  

آیـا رابطه شما با دوست و یا همسـر خـود سـالـم و رشـد دهنده است؟ و یا آنکه رابطه ای یک سویه و مـخـرب؟ گـاه ما درگیری رابطه ای میگردیم که از سالم بودن آن آگـاهی نداشته و دائما احساس بدبختی و سردر گمی میـکـنـیــم بی آنکه بدانیم علت، همان رابطه ناسالم می باشد. یک رابطه سالم دارای ویژگی های ذیل است:

1- احساس خوشایندی نسبت به خود و یکدیگر.

2- دوستی و رفاقت متقابل - تنها یک رابطه فیزیکی نمیباشد.

3- رعایت حریم شخصی از سوی دو طرف.

4- پذیرش عقاید یکدیگر.

5- نداشتن خواسته ها و تقاضای غیر معقول از همدیگر.

6- داشتن سهم برابر از قدرت و کنترل در رابطه .

7- تمایل بمذاکره برای دستیابی به یک راه حل منصفانه در مشاجرات از سوی دو طرف.

8- پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیمات از سوی دو طرف.

9- داشتن احساس امنیت در هنگام بیان حقایق و رک گویی ها.

10- پذیرفتن یکدیگر بدون قضاوت و عدم نیاز به تغییر دادن یکدیگر.

11- وجود آرامش و عدم تنش و خشم.

12- ایجاد رشد و پیشرفت به همراه  لذت و شادابی.

برای دستیابی به یک رابطه سالم به 2 نکته زیر توجه کنید:

خود شناسی: مـهـم اسـت کـه پـیـش از آنـکـه عـاشـق شوید خودتان را کاملا شناخته باشید. یک رابطه سالم زمان و فضای لازم را در اختیار شما قرار خواهد داد تا به زندگی شخصی خودتـان ادامـه داده و آرزوها و عـلایـق خـود را همچنان دنبال کنید. در ضمن از کنار یکدیگر بودن لذت میبرید.


حقوق خود را بشناسید: یک رابـطه سـالم دربـرگیرنده احترام متقابل میباشد. در هـر رابـطه ای شما حق دارید که سهم برابری در اتخاذ تصمیمات دارا باشیـد.
دیگر حقوق شما شامل:

1- عـقایـد خـود را بـیان کرده و از همسرتان بخواهید آنها را محترم شمارد. ( حتی اگر با آنها موافق نباشد )

2- رابطه را به آهستگی و با میل خودتان پیش ببرید.

3- محترم شمرده شدن عقاید و خواسته های جنسی شما.

4- نـیـازهـای عـاطفی و جسمانی شما و همسرتان رعایت شود. ( مورد سوء استفاده جنسی، جسمانی و احساسی قرار نگیرید)

نشانه های هشدار دهنده

اساسا در یک رابـطـه نـاسـالـم یـکی از دو نـفر معتقدند که رابطه را باید تحت کنترل خود داشته باشد. شما میتوانید با یافتن نشانه های ذیل در فرد مقابل مـتوجـه آن گـردید که دچار یک رابطه نا سالم می باشید یا خیر:

1- حسادت می ورزد و رابطه شما با دوستان و خانواده تان را قطع میکند.

2- معمولا جای شما پاسخ دیگران را داده و یا تصمیم میگیرد.

3- امر و نهی میکند.

4- قول میدهد اما به آنها عمل نمیکند.

5- نصیحت میکند اما خودش به آنها عمل نمیکند.

6- به شما از روی ریاکاری ترحم و مهربانی میکند.

7- شما را در یک موقعیت "همیشه بازنده" قرار میدهد.

8- انتقام جو، پرخاشگر و کینه جو بوده، رفتار باج خواهانه و تهدید آمیزی دارد.

 9- دائما در صدد تغییر دادن شما بوده و در صـورتی که تمایلی به تغییر نداشته باشیـد، به شما حمله ور میشود. اما در مقابل خود تمایلی به تغییر ندارد.

10- با شما بد رفتاری جسمانی و کلامی می کند.

11- در پذیرفتن اشتباهات خود ناتوان است.

12- از دادن پاسخ طفره رفته و یا غیر مستقیم و کنایه آمیز پاسخ میدهد.

13- شما را مکررا تحقیر کرده و بازی میدهد.

 14- از دستیابی شما به ضروریات و نـیـازهـایـتـان مـمـانـعـت مـی ورزد ( مـانند پول و یا تفریحات) .

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

معيارهايي براي ازدواج | شنبه نهم آبان 1388 | 12:14 بعد از ظهر  

  

 

آيا تا به حال از خود يا فرزندانتان سؤال كرده‌ايد كه معيارهاي واقعي ازدواج براي برخورداري از يك زندگي واقعي چيست؟ يا زندگي ايده‌آل و لذت بخش چگونه شكل مي‌گيرد؟

اغلب پدر و مادرهاي ايراني علاقه بسيار وافري به فرزندان خود و آينده آنها دارند و به همين جهت تمامي تلاش خود را از همان دوران كودكي براي رشد و تربيت فرزندان به كار مي‌گيرند. آنها فرزندان خود را تحت شرايط مطلوب اقتصادي و اجتماعي رشد مي‌دهند و از مدارس پيشرفته و توانمند براي تحصيلات بدون نقص آنها بهره مي‌برند. بهترين كلاس‌هاي آموزش هنر، تكنولوژي، زبان و ورزش را براي آمادگي همه‌جانبه عزيزانشان مهيا مي‌كنند و همه اينها مستلزم زحمات و مشكلات متعددي است كه والدين براي تربيت بي‌نظير فرزندانشان با آغوش باز متحمل مي‌شوند.


اما برخي از پدر و مادرها به‌رغم اينكه حساسيت فوق‌العاده‌اي به تربيت صحيح فرزندان خود دارند، بازهم مهم‌ترين قسمت زندگي آنها را ناديده مي‌گيرند يا دست كم آن طور كه بايد مورد توجه قرار نمي‌دهند. آنها فراموش مي‌كنند كه ازدواج و شروع زندگي مشترك فرزندانشان بيش از هر موضوع ديگري اهميت دارد و نيازمند آموزش و انتقال تجربه است.


ازدواج و شروع يك زندگي مشترك از مواردي است كه به‌علت استمرار و پيوستگي ممتد در زندگي افراد موجب مي‌شود تا زن و شوهر به‌صورت مشترك هر موضوعي را با هم تجربه كنند. انواع مشكلات، موفقيت‌ها، شادي، غم و قصه‌ها، حوادث و اتفاقات خوشايند يا تأسف‌بار و اختلافات و تفاهم‌ها. اين تغيير وضعيت در طول يك زندگي مشترك مستلزم قابليت‌ها و تفكرات مشتركي بين زن و مرد است تا از برخورد موج شديد اين ناهمواري‌ها با پايه‌هاي زندگي، اساس آن دچار لرزش و شكاف نشود.


اهميت دوران پيش از ازدواج(نامزدي)


زندگي زناشويي متشكل از تجاربي است كه با آزمون و خطا صورت مي‌گيرد اما اين آزمون و خطا تاريخ و مهلت مشخصي دارند كه اگر از زمان آنها بگذرد تبديل به نفاق و درگيري و درنهايت جدايي خواهد شد.زمان به موقع اين آزمون و خطاها قبل از شروع زندگي مشترك و در دوره آشنايي يا نامزدي است كه هر دوطرف با در نظر گرفتن عقايد و آداب مرسوم خانوادگي ارتباط كنترل شده‌اي را با يكديگر آغاز مي‌كنند.


در اصل اين رابطه تنها براي شناخت خصوصيات و رفتارهاي دو طرف نسبت به يكديگر است و هرگز نبايد اين باور را به‌وجود بياورد كه اين دوره، مرحله مقدماتي ازدواج است و خواسته و ناخواسته بايد ادامه راه به همين منوال صورت پذيرد. بايد پذيرفت كه اين دوره فقط براي آشنايي، شناخت و محك يكديگر است نه بيشتر؛ به زباني ساده‌تر، يعني هر جا كه دو طرف احساس كردند كه واقعا شكاف و اختلافات اساسي بين آنها وجود دارد بهتر است كه از ادامه راه خودداري كنند و بر عقايد و باورهاي غلط خود و خانواده كه مبني بر بي‌آبرويي يا نگون‌بختي دختر و ضربه روحي هر دوطرف است يا مايه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند زيرا اين بهانه‌ها تنها يك باور غلط است كه وجود منطقي و خارجي ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اينكه تحمل چند وقت ناراحتي روحي و شكست عشقي خيلي راحت تر، معقولانه‌تر و واقع بينانه‌تر از يك عمر زندگي اشتباه و نابجا‌ با انواع مشكلات كوچك و بزرگ است.


اشتباه بزرگ


پدر و مادري كه يك عمر زندگي خود را وقف تربيت صحيح و آموزش موفق فرزند خود كرده‌اند نبايد به خاطر باورهاي غلط و عقايد اشتباه خود هرچه رشته‌اند را پنبه كنند. بله دوران نامزدي هزينه دارد، جشن و ميهماني دارد، دلبستگي دارد و خيلي موضوعات ديگر اما اينها به هيچ عنوان دليل خوبي براي ادامه راهي نيست كه عاقبت خوشي ندارد. درست است كه بايد به فرزندان آموخت كه سنگ صبور مشكلات باشند و با هر اتفاقي كه به‌نظرشان ناخوشايند مي‌آيد، شانه خالي نكنند اما اختلافات عميق، عقايد متضاد، عدم‌علاقه قلبي به يكديگر و مواردي از اين قبيل مشكلات كوچكي نيستند كه با گذشت زمان مرتفع شوند يا در زندگي‌هاي امروز ناديده گرفته شوند. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه فرزندان ما در شرايط و روزگازي غير از ما زندگي مي‌كنند و بين ما و آنها دست كم چندين دهه فاصله است.


معيارهاي ناگفته ازدواج


ابتدا بايد به فرزندان آموخت كه معيارهاي مهم و اساسي زندگي مشترك خود را دريابند. البته به اين علت كه فرزندان قبلا تجربه اينچنيني نداشته و اطلاعات و آگاهي كافي در اين زمينه ندارند، نمي‌توانند وجوه مختلف يك زندگي ايده آل را بشناسند و اهميت يك به يك آنها را درك كنند، به همين خاطر لازم است تا والدين هركدام در جاي خود نكات مهم و اساسي يك زندگي مشترك را صادقانه، صريح و بدون كاستي براي آنها متذكر و مزايا و معايب هركدام را به روشني يادآور شوند تا فرزندشان با آگاهي نسبي بتواند معيارهاي خود را تقويت و هدايت كند.


برخي از نكاتي كه در زندگي زناشويي زمينه‌ساز يك زندگي ايده‌آل و لذت بخش است و بايد مورد توجه قرار بگيرد و بهتر است كه جوانان به آن نظري داشته باشند، از اين قرار است:

-‌عدم‌اختلاف در عقايد مذهبي، فرهنگي و اجتماعي

-‌تراز تحصيلي و شغلي(بستگي به سلايق زن و شوهر دارد ولي بايد مورد توجه قرار بگيرد) البته در اين مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعاليت‌هاي اجتماعي و شغلي خود در زندگي مشترك آگاه شوند و در آن زمينه به توافق قطعي برسند.


-‌ تمايل داشتن به علاقه‌مندي‌هاي يكديگر و پذيرفتن آنها

- ‌شخصيت و فرهنگ خانوادگي و نحوه تفكر و نگرش والدين همسر

-‌ انطباق برنامه‌هاي آينده و توافق در اجراي اهداف طرفين و تحمل عواقب آن. مثلا شايد دختري بعد از ازدواج قصد ادامه تحصيل دارد و همسر او در دوران نامزدي با اين موضوع موافقت مي‌كند اما با شروع زندگي مشترك، شروط و محدوديت‌هايي را براي تحقق اين موضوع قائل مي‌شود؛ مانند اينكه از تحصيل او در شهرهاي ديگر يا دانشكده‌هاي خاص جلوگيري مي‌كند و يا از پرداخت هزينه آن خودداري مي‌كند.


- توافق در موعد فرزندداري

- توقعات و خواسته‌هاي شخصي از يكديگر

-‌ محدوديت‌ها و آزادي‌هايي كه براي يكديگر قائل مي‌شوند.

-‌ چگونگي كنترل بحران و وضعيت‌هاي دشوار توسط طرف مقابل(كه نياز به بررسي و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.)


- ‌ميزان عصبانيت و چگونگي كنترل آن و اينكه عصبانيت وي منجر به چه اتفاقاتي خواهد شد.

-‌ عدالت و انصاف در رفتار و اعمال

- ‌رعايت قوانين و حقوق ديگران

-‌ ميزان رعايت نكات اجتماعي و فرهنگي

-‌ ميزان انعطاف پذيري و از خود‌گذشتگي

-‌ ميزان ظرفيت انتقاد‌پذيري و تغيير پذيري

-‌ ميزان توجه و حرف شنوي از پيشنهاد و خواسته‌هاي طرف مقابل

- ‌پرستيژ و شخصيت رفتاري و گفتاري

-‌ ميزان منطق و درك قضايا

- ‌اهميت به نظافت و پاكيزگي شخصي و عمومي

-‌ ميزان اهميت به وضعيت و پوشش ظاهري و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن

-‌ ميزان صبر و تحمل و بردباري

- ‌نوع تصور و چگونگي رفتار در رابطه با خانواده همسر

- ‌ميزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده

- ‌ميزان تفاهم در مسائل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي


-‌ اهميت به نحوه زندگي پدر و مادر وي. به اين علت كه فرزندان در زندگي زناشويي اغلب پدر و مادر و نزديكان خود را الگو قرار مي‌دهند توجه به زندگي نزديكان وي خالي از لطف نيست.

چگونگي برخورد با مشكلات، ميزان سازگاري و تصور در مورد طلاق و يا ادامه زندگي و ديدگاه آنها در مورد طرف مقابل نكاتي است كه ذهنيت فرد را تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهد و لازم است كه از آنها شناخت كافي به دست آورد.


-‌ميزان و چگونگي ارتباط با جنس مخالف كه اين هم مي‌تواند تحت‌تأثير رفتار خانوادگي قرار بگيرد.


- ‌ميزان شرم و حيا و احترام به ديگران

-‌ ميزان حسادت، خساست و تفكر اقتصادي و مديريت بحران و آينده نگري هم از نكات مهم و قابل توجهي هستند كه بايد مورد بررسي قرار بگيرند.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

کودکی با ضریب هوشی انیشتن| شنبه نهم آبان 1388 | 12:11 بعد از ظهر  

     

اسکار ریگلی یک پسر دو ساله که ضریب هوشی برابر با انیشتن و استفان هاوکینگ را داراست به یکی از کوچکترین افراد پذیرفته شده در بنیاد منسا تبدیل شد.

وی در حالی در آزمون هوش مؤسسه استنفورد به این امتیاز دست پیدا کرده است که تستهای این مؤسسه امکان سنجش هوش بیش از ۱۶۰ را نداشته‌اند.


جو، پدر اسکار یک متخصص ۲۹ ساله آی تی است و می‌گوید که اسکار اخیراً با مادرش در مورد چرخه تولید مثل پنگوئن‌ها صحبت کرده است. وی افزود: ما می‌دانستیم که کودکمان یک چیز متفاوت نسبت به سایرین دارد. من به وضوح آن روزی را می‌بینیم که وی برگردد و به من بگوید تو یک سبک مغز هستی.


به نوشته دیلی تلگراف هانا ۲۶ ساله مادر این کودک می‌گوید که او دامنه لغات بسیار گسترده‌ای دارد و قادر به ساخت جملات پیچیده است.


جان استیونج، مدیر اجرایی مؤسسه منسا (افراد دارای ضریب هوشی بالا) پذیرفتن اسکار در این مؤسسه را با دو سال و ۵ ماه و ۱۱ روز سن تأیید کرده است.


پیش از این کوچکترین عضو منسا، الیز تان رابرتس از لندن است که با ضریب هوشی برابر ۱۵۶ در سن ۲ سال و ۴ ماه و ۱۴ روز پذیرفته شده بود


                 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چرا وقتي عصباني هستيم فرياد مي‌زنيم؟| شنبه نهم آبان 1388 | 12:10 بعد از ظهر  

 

 

طبيعي است كه وقتي دونفر از يكديگر عصباني هستند، خشمگين شوند و آرامش و خونسردي خود را از دست بدهند، اما چه دليلي باعث مي‌شود با وجود اينكه آن دونفر كنار يكديگر قراردارند، با لحن آرام و ملايم صحبت نمي‌كنند و فرياد مي‌زنند؟

شايد شما هم متوجه شده باشيد كه بين علاقه قلبي و فرياد و بدخلقي رابطه متقابل وجود دارد. اگر به رفتار خود بيشتر دقت كنيد متوجه مي‌شويد با كساني كه عميقا ابراز علاقه مي‌كنيد و از تمام وجود دوستشان داريد بيش از سايرين مدارا مي‌كنيد. معمولا با آنها به نرمي سخن مي‌گوييد، سعي مي‌كنيد تا از شما نرنجند. كمتر از دستشان عصباني مي‌شويد و كمتر اشتباهات آنها را به دل مي‌گيريد. هيچگاه صدايتان را براي آن‌هايي كه از اعماق وجود دوستشان داريد بلند نمي‌كنيد.


در واقع شما كساني را كه از صميم قلب به آنها عشق مي‌ورزيد و در قلب و ذهنتان جا دارند، به معناي واقعي دوستشان داريد نه از روي تظاهر، اجبار يا عادت.

بنابراين فاصله قلب شما با قلب او بسيار كم است و همين امر موجب مي‌شود تا ناخودآگاه رفتار خود را در برابر او كنترل كنيد و از زاويه ديد بهتر و زيباتري او را قضاوت كنيد و از جايگاه بخشنده‌تري مورد سرزنش قرارش دهيد.


شما كسي را كه وابستگي خاصي به او نداريد به راحتي مورد انتقاد و سرزنش( بسته به نوع رفتار اجتماعي شما) قرار مي‌دهيد و هنگام عصبانيت بر سرش فرياد مي‌زنيد يا به تندي برخورد مي‌كنيد، حتي در مقايسه با عزيزانتان، زودتر از او عصباني و كلافه مي‌شويد. اين موضوع به اين دليل است كه فاصله قلبي شما با او بسيار زياد است و هيچ وابستگي وجود ندارد كه درصد محبت شما را به وي افزايش دهد، بنابراين هنگام عصبانيت فرياد مي‌زنيد يا برخورد تندي از خود نشان مي‌دهيد.


اما در مقابل كساني كه قلبشان به شما نزديك است ملايمت بيشتري از خود نشان مي‌دهيد، رفتارتان را كنترل مي‌كنيد و با او نرم و آرام سخن مي‌گوييد. هرچه رابطه قلبي بين طرفين بيشتر باشد و آنها بيشتر به يكديگر عشق بورزند تن صدا آرام‌تر مي‌شود و سخنان آرام‌تر بيان مي‌شود و تنها در گوش يكديگر نجوا مي‌كنند. حتي اين علاقه تا جايي پيش مي‌رود كه طرفين ديگر با يكديگر سخن نمي‌گويند از طريق ارتباط چشمي و مشاهده يكديگر با هم ارتباط برقرار مي‌كنند و اين در حالتي است كه ديگر بين قلب آنها هيچ فاصله‌اي وجود ندارد.


لازم است بدانيد كه اين نوع ارتباط‌ها شايد دائمي نباشد و به‌صورت مقطعي در شرايط خاص بروز كند؛ امكان دارد براي يك زوج در لحظه‌اي كوتاه به اوج برسد و براي زوجي ديگر در درازمدت دوام داشته باشد. اين ارتباط زماني رخ مي‌دهد كه در آن لحظه قلب هر دو نفر كاملا به هم رسيده باشند و به قول معروف يك روح در قالب دوجسم باشند.


هدف از بيان اين مطالب آن بود كه با تمرين و آزمون بتوانيم با ديگران به ملايمت رفتار كنيم و با آرامش سخن بگوييم، از فرياد زدن و بي‌احترامي كردن به آنها اجتناب كنيم. با اين روش علاقه خود را به اطرافيان افزايش مي‌دهيم و فاصله قلبي خود را با آنها كم و كمتر مي‌كنيم. به‌علاوه متوجه مي‌شويم كه چه زماني به اوج علاقه و عشق‌ورزي در زندگي زناشويي رسيده‌ايم و دليل و مدت آن را مي‌شناسيم و با همت و ممارست، وقوع و ماندگاري آن را بيشتر مي‌كنيم.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

كودكان از مرگ چه مي‌دانند؟ | شنبه نهم آبان 1388 | 12:9 بعد از ظهر  

 

هر كودكي دير يا زود با پديده مرگ آشنا مي‌شود و چه بهتر كه در هنگام اين رويداد، پدر و مادري مطلع و هوشيار در كنار فرزند حضور داشته باشند.

بسياري از ما فكر مي‌كنيم كه فرزند خردسال ما چيزي از مرگ نمي‌داند ولي اينطور نيست. امروزه به‌دليل وجود برنامه‌هاي تلويزيوني و كارتون‌ها‌، بچه‌ها خيلي زود با پديده‌اي كه شبيه به خواب رفتن است، آشنا مي‌شوند و يكي از رايج‌ترين سؤالاتي كه ذهن كودكان را به‌خود مشغول مي‌كند اين است: مگر كسي براي خوابيدن ديگري گريه مي‌كند؟


مرگ، بخشي از زندگي است و برخلاف تصور ما‌، كودكان در سنين دبستان كاملا با آن آشنا هستند ولي متأسفانه به‌دليل آنكه معمولا در فضاي خانواده‌هاي ايراني‌، صحبت در مورد اين قضيه ممنوع است و والدين سعي مي‌كنند كه آن را از بچه‌ها مخفي نگه دارند، كلامي در اين زمينه رد و بدل نمي‌شود و همين برخورد سبب مي‌شود كه كودكان آن را مسئله‌اي ترسناك‌، بد و ممنوعه بدانند و اين قضيه هنگامي بغرنج مي‌شود كه چنين موردي براي يكي از نزديكان و عزيزان كودك مانند والدين، پدربزرگ‌، مادربزرگ و... رخ دهد.


در چنين مواقعي به كودكان ضربه سهمگين روحي وارد مي‌شود و حتي اختلالاتي در جسم و عملكرد روزانه او به‌وجود مي‌آورد. اگر شما پيش از وقوع چنين حادثه‌اي‌، حتي براي يك‌بار، با فرزندتان در اين زمينه صحبت كرده و توضيحاتي به او داده باشيد، كمتر رنج برده و زودتر خود را با شرايط جديد هماهنگ مي‌كند. كافي است به كودك اجازه دهيم تا راجع به آن با ما حرف بزند.


با گفت‌وگو كردن، پي مي‌بريم كه او درباره مرگ چه چيزهايي مي‌داند و چه چيزهايي نمي‌داند يا در واقع از پديده مرگ چه غولي براي خود ساخته است. اگر اين وقت را براي فرزندتان بگذاريد و با او در اين‌باره حرف بزنيد‌، ديگر براي هر بار دير كردن‌ يا بيماري شما‌، ترس از مردن و تنها شدن به سراغشان نمي‌آيد و اينكه حتي در لفافه به كودك اين دلگرمي را دهيد كه درصورتي كه اتفاقي براي شما بيفتد چه كساني از دوستان و نزديكان، هميشه در كنارش بوده و او را تنها نمي‌گذارند. كودك نياز به قوت قلب دارد. مي‌توانيد از او بپرسيد: آيا مي‌ترسي كه من بميرم و تو تنها بماني؟ فكر نمي‌كنم به اين زودي‌ها بميرم. سعي مي‌كنم تا وقتي احتياج داري در كنارت بمانم و مراقبت باشم.


تحقيقات نشان داده كه با بالا رفتن سن كودك، نگرش او نيز نسبت به مرگ تغيير مي‌كند. به‌طور مثال كودكاني كه در گروه سني 4 يا 5سال قرار دارند معمولاً مرگ را امري برگشت‌پذير ‌دانسته و فكر مي‌كنند كه اين مسئله براي آنها و خانواده‌شان پيش نمي‌آيد. در سنين بين 5‌تا‌9‌سالگي، كودك كم‌كم به اين باور مي‌رسد كه مرگ برگشتي ندارد و همه موجودات زنده يك روز مي‌ميرند.


در اين سن آنها مدام در فكر كشف راهي هستند كه خود و نزديكانشان را نجات دهند. از سن 9 سالگي تا نوجواني كاملاً درك خواهند كرد كه مرگ قابل بازگشت نيست و همچنين خود و نزديكانشان نيز يك روز مي‌ميرند. در اين سن معمولا نوجوانان تمايل به دانستن مطالبي علمي در مورد مرگ دارند و كنجكاوي به خرج مي‌دهند.


يكي از دلايل ترس والدين در مورد صحبت درباره مرگ اين است كه خود اطلاعات جامعي در اين زمينه ندارند و واهمه دارند كه نتوانند پاسخ‌هاي درستي به كودك دهند يا براي كنجكاوي‌هاي او جوابي داشته باشند. در اينجا بهتر است با او روراست باشيد و هر جا كه پاسخ صحيحي را نمي‌دانستيد‌، به او راستش را گفته و سعي كنيد به‌دنبال جواب بگرديد.


البته بايد دقت كنيد كه با برخي از پاسخ‌ها‌، ترس بيشتري را در او ايجاد نكنيد. مثلا گاهي والدين به كودك مي‌گويند: مرگ مثل خوابيدن است. اگر شما در ادامه‌، توضيح بيشتري را ندهيد‌، كودك دچار ترس از خوابيدن مي‌شود و فكر مي‌كند بهتر است نخوابد تا نميرد! و يا اينكه وقتي يكي از نزديكان مي‌ميرد به او مي‌گوييم: او به جاي دوري رفته ولي ما را مي‌بيند و همين مسئله مي‌تواند وحشت از هرگونه جدا شدن از والدين را به‌وجود بياورد.


خصلت كودكان پرسيدن و پرسيدن است. تنها با تكرار كردن است كه يك موضوع در ذهن آنها مي‌نشيند، براي همين ممكن است سؤالي را ده‌ها بار از شما بپرسند. فكر نكنيد كه پاسخ شما برايش قانع‌كننده نبوده، گاهي تنها براي اطمينان از جوابي كه شنيده‌،

چند بار ديگر سؤال را تكرار مي‌كند. همچنين از نوع سؤالات او مانند پس تو كي مي‌ميري؟ چرا عمو كه از تو كوچك‌تر بود مرد ولي تو زنده‌اي و... دلگير نشويد.


اين سؤالات تنها براي اين است كه ذهن كوچك او نياز به تجزيه و تحليل‌هايي از جانب خود دارد تا راحت‌تر با مرگ كنار بيايد. اينكه شما در مورد پديده مرگ چگونه با كودك خود حرف بزنيد بستگي به شما و فرزندتان دارد. اينكه او در چه سني است‌، چگونه فكر مي‌كند، از نظر احساسي در چه وضعيتي است، چه تجاربي را از سر گذرانده و... همه اين موارد كمك مي‌كند تا شما با شيوه‌اي درست با او ارتباط برقرار كنيد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

زندگي در شادي | شنبه نهم آبان 1388 | 12:8 بعد از ظهر  

  

 

خدمتكار يك دانشمند موظف بود هر روز او را راس ساعت مشخصي از خواب بيدار كند.

او عادت داشت هر روز با اين كلمات ارباب خود را صدا بزند: برخيزيد يك روز ديگر براي يك كار مهم و بزرگ ديگر آغاز شده است.


اين روزها زندگي‌ها سخت شده است و مشكلات از هر سويي به ما هجوم مي‌آورد. زندگي مدرن در كنار آسايش و راحتي كه به ارمغان آورده، سبب دلمشغولي بيشتر افراد شده است.


بسياري از ما هفته‌ها و يا ماه‌ها از دوستان و فاميل و كساني كه دوستشان داريم بي‌خبر مي‌مانيم و آن‌قدر در زندگي روزمره غرق شده‌ايم كه يادمان نمي‌آيد آخرين بار كي عزيزانمان را ديده‌ايم و از شادي حضور‌شان لذت برده‌ايم. بهار و تابستان، پاييز و زمستان مي‌گذرد بي‌آنكه زيبايي‌هاي اين اعجاز طبيعت را درك كنيم.


اما زندگي مي‌تواند به زيبايي رؤياهايمان باشد. فقط بايد باور داشته باشيد.


بياييد با انجام كارهايي ساده زندگي را دلچسب‌تر، شادتر، زيباتر و ساده‌تر كنيم.


همين كه صبح از خواب بيدار مي‌شويد، از خداوند تشكر كنيد كه روز ديگري به شما داده است. آنگاه برنامه روزانه خود را تنظيم كنيد و اين سرفصل‌ها را هم در نظر بگيريد:


1- سلامتي 2- شخصيت اجتماعي 3- جامعه


خوردن يك صبحانه مفصل نخستين قدمي است كه براي سلامتي بر مي‌داريد. برنامه‌ريزي كنيد كه آب فراوان بنوشيد. ناهار را مختصر و شام را سبك بخوريد. خوردن سبزيجات و اجتناب از غذاهاي فراوري شده را فراموش نكنيد.


اين سه اصل را فراموش نكنيد و هميشه در خود حفظ و تقويت كنيد: انرژي و توانايي، اشتياق و شوق، احساس دلسوزي و همدلي.


در هنگام بروز مشكلات، روحيه خود را با كمك نماز و دعا، تفكر و انديشه و ورزش بالا ببريد.


وقت بيشتري را به خواندن كتاب و بازي اختصاص دهيد.


در روز 10 دقيقه از وقت خود را به سكوت و تفكر اختصاص دهيد و به اندازه كافي بخوابيد.


روزانه 10 تا 30 دقيقه پياده‌روي كنيد و در هنگام پياده‌روي حتما لبخند روي لب داشته باشيد.


زندگي خود را با هيچ كسي مقايسه نكنيد. شما ظاهر زندگي آنان را مي‌بينيد و نمي‌دانيد كه درون آنها چه مي‌گذرد.


افكار منفي نداشته باشيد، در عوض انرژي خود را صرف امور مثبت كنيد. بيش از حد توان خود، كاري انجام ندهيد. خيلي خود را جدي نگيريد.


انرژي خود را صرف دخالت يا بهتر بگويم فضولي در امور ديگران نكنيد.


هنگام بيداري بيشتر خيال‌پردازي كنيد.


حسادت يعني اتلاف وقت، شما هر چه را كه بايد داشته باشيد، داريد.


گذشته را فراموش كنيد. اشتباهات گذشته شريك زندگي خود را به يادش نياوريد. اين كار آرامش زمان حال شما را از بين مي‌برد.


زندگي كوتاه‌تر از اين است كه از ديگران متنفر باشيد. نسبت به ديگران تنفر نداشته باشيد.


با گذشته خود رفيق باشيد و از آن پند بگيريد تا زمان حال خود را خراب نكنيد.


هيچ كس مسئول خوشحال‌كردن شما نيست، مگر خود شما.


بدانيد كه زندگي مدرسه‌اي است كه بايد در آن چيزهايي بياموزيد. مشكلات قسمتي از برنامه درسي هستند و به مانند كلاس جبر هستند.


بيشتر بخنديد و لبخند بزنيد.


مجبور نيستيد كه در هر بحثي برنده شويد. زماني هم مخالفت وجود دارد.


گهگاهي به ديدار خانواده و اقوام خود برويد يا حداقل به آنان زنگ بزنيد.


هر روز يك چيز خوب به ديگران ببخشيد. خطاي ديگران را ببخشيد.


زماني را با افراد بالاي 70 سال و زير 6 سال بگذرانيد.


سعي كنيد حداقل هر روز به 3نفر لبخند بزنيد.


اينكه ديگران راجع به شما چه فكري مي‌كنند، به شما مربوط نيست.


زمان بيماري، شغل شما به كمك شما نمي‌آيد بلكه دوستان شما به شما مدد مي‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشيد.


كارهاي مثبت انجام دهيد. از هر چيز غيرمفيد، زشت يا ناخوشي دوري بجوييد.


خداوند درمانگر هر چيزي است. ذكر و ياد خدا شفاي هر دردي است. هر موقعيتي چه خوب يا بد، گذراست.


مهم نيست كه چه احساسي داريد؛ بايد به پا خيزيد، لباس خود را به تن كرده و در جامعه حضور پيدا كنيد.


بخش عمده درون شما شاد است، بنابراين خوشحال باشيد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

کودکانی که قادر به کنترل رفتار خود هستند در مدرسه نیز بازده تحصیلی بیشتری دارند | شنبه نهم آبان 1388 | 12:6 بعد از ظهر  

 

رفتار کودکان با یادگیری آنها ارتباط دارد

بررسی ها نشان می دهد کودکانی که قادر به کنترل رفتار خود هستند در مدرسه نیز بازده تحصیلی بیشتری دارند.

محققان دانشگاه پنسیلوانیا اعلام کرده اند که کودکانی که بهتر و بیشتر می توانند رفتارهای خود را کنترل کنند، دارای تمرکز بهتر و پیشرفت تحصیلی بیشتری هستند.


بنابر همین گزارش بسیاری از والدین تصور می کنند صرفاًهوش افراد – به خصوص کودکان – نشانگر پیشرفت تحصیلی آنهاست، در صورتیکه تحقیقات دانشمندان نقش رفتار را در این میان حائز اهمیت می داند.


محققان در بررسی های خود تعدادی از کودکان ۳ تا ۵ سال را مورد ارزیابی قرار دادند و مشخص شد آنهایی که بهتر می توانند رفتارهایشان را کنترل نمایند، توانایی تمرکز بیشتری دارند و در پیش دبستانی در حساب و خواندن موفق ترند.


وضعیت رفتاری کودک نشانگر چگونگی فکر کردن اوست و بدیهی است افرادی که بهتر فکر می کنند موفق تر نیز هستند.


کارشناسان توصیه می کنند والدین به منظور تقویت فکری و مغزی کودکان بهتر است از قبل از مدرسه رفتن، آنها را به کارها و بازیهای فکری سرگرم کنند و در روابط اجتماعی نیز به آنها نقشی بدهند تا کودکان بتوانند رفتارهای خود را کنترل نمایند.


        

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

نقش بهداشت روان در رضایت شغلی | شنبه نهم آبان 1388 | 12:6 بعد از ظهر  

 

نقش بهداشت روان در رضایت شغلی :

رضایت از شغل مفهوم پیچیده و چند بعدی است که با عوامل مختلف روانی و اجتماعی ارتباط دارد به عبارتی دیگر عوامل مختلف نقش عمده ای در ایجاد رضایت یا عدم رضایت شغلی ایفا می کنند .


عواملی مانند تغییر روحیه، بی حوصلگی که خود ناشی از عوامل مختلف می باشند ، تشدید کننده افت کارکردی در محیط های کاری می باشند که توجه به بهداشت روان در محیط های کاری می تواند در بهبود شرایط مفید واقع شود . توجه به نکات زیر می تواند در رضایت شغلی کارکنان مؤثر واقع شود .

- لازم است مدیران ادارات، مؤسسات و کارخانجات از بکارگیری روشهای مبنی بر زور ، اجبار،توبیخ در محیط کاراجتناب کنند. اگر کارکنان بدلیل ترس و برای جلوگیری از تنبیه و یا توبیخ کارکنند به مرور زمان دچار اختلال روانی خاص محیط کار خواهند شد.

- مسئولین و مدیران هر اداره ویا کارخانه باید مفاهیم اساسی و اصولی بهداشت روان را شناخته و در صدد تأمین بهداشت روان کلیه کارکنان تحت نظارت خود در محیط کار اقدام کنند .

- مدیران و رهبران هر اداره یا مؤسسه باید نسبت به تأمین سلامت جسمی کارکنان دقت و توجه داشته باشند.

- بوجود آوردن انگیزه و علاقه به کار در کارکنان از طرق مختلف از وظایف مدیران سازمانها و مؤسسات می باشد.

- شرایط محیط کار از نظر آلودگی محیط ، ساعات طولانی کار،رفتار ناعادلانه و غیر منصفانه مسئولین با کارکنان باعث به خطر افتادن امنیت شغلی آنها خواهد شد.

- نباید رفتار کارکنان را بدلیل بی حوصلگی ، عصبانیت،پرخاشگری و . . . را جدی گرفته و درصدد برخورد با آنها درآمد بلکه باید در خصوص بررسی مشکل آنها و رفع آن اقدام نمود .

- مدیران نباید قضاوت کورکورانه و پیش داوریهای غلط در مورد کارکنان داشته باشند و سعی کنند همیشه منصفانه برخورد نمایند .

- با ارزشیابی صحیح و تشویق بجا روحیه کارائی کارکنان را باید افزایش داد .


 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

بررسی مشکلات و اختلالات مربوط به خواب در کودکان و نوجوانان | شنبه نهم آبان 1388 | 12:5 بعد از ظهر  

 

ناهنجاریهای خواب اختلالاتی در نظم، کمیت و یا کیفیت خواب هستند که منجر به نقایصی در کارکرد، روزانه شخص می شوند . برخی از این اختلالات عبارتند از: بی خوابی، پرخوابی، اختلال خواب ریتم شبانه روزی، اختلال کابوس ‏‎(nightmare)‎‏، اختلال وحشت شبانه ‏‎(night terror)‎‏ و خوابگردی ‏‎(Sleepwalking)‎‏ . همیشه به یاد داشته باشیم که خواب نقش زیادی در ابقاء سلامت جسمی و روانی انسان دارد

اهمیت خواب به اندازه ای است که می تواند روی زندگی روزانه اثرگذار باشد، خواب کم یا اختلالات خواب روی فکر، قدرت تمرکز، توانایی فرد و حتی روی کار روزانه فرد تاثیر می گذارد.


خواب مورد نیاز برای هر کس متفاوت است، بطور متوسط هر فردی به ۷ تا ۹ ساعت خواب نیاز دارد. اما عده ای نیز هستند که ۱۰ ساعت خواب برایشان کافی است. احساس فرد در روز بعد، میزان کافی بودن یا عدم کفایت خواب را نشان می دهد. چنانچه روز بعد احساس خستگی بیش از حد، زودرنجی و کج خلقی داشته باشید، یعنی این که خواب شما کافی نبوده است.


مشکلات و اختلالات مربوط به خواب، مشکل خواب یکی از شایعترین علل مراجعه بیماران به پزشک می باشد. بی خوابی و پرخوابی و بدخوابی.

بی خوابی: شکایت بیمار از ناتوانی در به خواب رفتن یا بیدار شدنهای مکرر در طول شب است.

پرخوابی: بیمار از زیاد شدن غیر عادی و ناخواسته خواب شاکی است.

بدخوابی : زمان خواب طبیعی است ولی بیمار در زمان خواب حالاتی از قبیل: دندان قروچه کردن (سائیدن شدید دندانها به همدیگر با صدای بلند) ، حرف زدن در خواب( درحالی که بیمار خواب است کلمات مفهوم یا نامفهوم را به زبان می آورد. راه رفتن در خواب و کابوسهای شبانه بوجود می آیند.)

* در بسیاری از موارد اختلال خواب ناشی از عوامل دیگری هستند که آنها را می توان بصورت زیر خلاصه کرد:

الف) بیماریهای جنسی: بیماری های قلبی، بیماریهای ریوی، مرض قند، بیماریهای همراه با درد.

ب) بیماریهای روانی: افسردگی، اضطراب ، انواع شدید، اختلالات روانی

ج) مصرف یا سوأ مصرف بعضی از مواد: داروهای ضد احتقان، داروهای آسم، سوء مصرف محرک های مغز، سیگار، چای، قهوه یا قطع ناگهانی مصرف الکل و تریاک.


* پیشگیری و درمان بی خوابی ها:

۱٫ عوامل محرک بی خوابی را شناسایی و در کاهش آن بکوشیم

۲٫ مصرف چای و قهوه قطع شود

۳٫ از اطاق خواب فقط برای خوابیدن استفاده شود

۴٫ شل کردن عضلات، تمرکز حواس باعث تسهیل و شروع خواب می گردد.

۵٫ اجتناب از خوردن غذاهای سنگین

۶٫ فقط زمانی که خواب آلوده شدید به بستر بروید

۷٫ سر یک ساعت مشخص از خواب بیدار شوید

۸٫ در صورت بی خوابی شبانه از چرت زدن و خوابیدن در طول روز اجتناب گردد

۹٫ جدا کردن محل خواب کودکان از والدین از سنی که کودک قدرت تمیز پیدا کند.

۱۰٫ رعایت کردن پوشش توسط والیدن در منزل در حضور کودکان

۱۱٫ ارضاء صحیح و مناسب نیازهای عاطفی و روانی کودکان توسط خانواده

۱۲٫ جلوگیری از تحریک جنسی زود رس کودکان

۱۳٫ جلوگیری از معاشرت کودکان و نوجوانان با دوستان ناباب

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

محققان تاکید کردند که چاقی و افسردگی با هم ارتباط مستقیم دارند | شنبه نهم آبان 1388 | 12:4 بعد از ظهر  

 

چاقی و افسردگی با هم ارتباط مستقیم دارند

محققان آدلاید به پزشکان توصیه می‌کنند؛ ارتباط بین افسردگی و چاقی را در بیماران به دقت بررسی کنند چون این دو مشکل سلامتی با هم ارتباط مستقیم و بسیار نزدیکی دارند.

 

دکتر ایوان آتلانتیس محقق دانشکده پزشکی دانشگاه آدلاید دراین باره خاطرنشان کرد: بیمارانی که علائم بیماریهای روانی معمول و شایع دارند باید از نظر چاقی و سایر بیماریهای مزمن مربوطه مورد آزمایش قرار بگیرند و البته عکس این ارتباط نیز باید آزمایش شود.


این محققان با انتشار مقاله جدیدی در این زمینه در مجله «بریتیش مدیکال» تاکید کردند: برای درمان و پیشگیری موثر، ‌درک بهتر از مکانیسم‌های مربوط به خطرات دو جانبه بارز بین چاقی و اختلالات شایع روانی ضروری و موردنیاز است.

 


چاقی با مشکلات و مضرات اجتماعی اقتصادی و کاهش تحرک بدنی توام است که هر دو این فاکتورها عوامل پیش بینی کننده مهم در افسردگی هستند.


چاقی می‌تواند یک حالت استرس دائم به وجود آورد که به نوبه خود سبب تخریب روانی قابل توجهی می‌شود. این تخریب‌ها پیش زمینه اختلالات مهم روانی از جمله افسردگی هستن

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پله‌هاي رسيدن به اهداف بزرگ | شنبه نهم آبان 1388 | 12:3 بعد از ظهر  

 

 

براي دستيابي به اهداف بزرگ، گروه كار لازم است.

ايجاد گروه موفق مستلزم شناخت اصول است. براي هر هدف و پروژه‌اي روي گروه سرمايه‌گذاري و ارزشگذاري كنيد تا از نظرات، طرح‌ها، منابع و انرژي بيشتري براي رسيدن به اهداف بهره‌مند شويد.

 

كاركردن با گروه راه‌هايي دارد كه مي‌تواند باعث پيشرفت يك مجموعه شود از سويي نبود انگيزه كارگروهي مي‌تواند ضربات جبران ناپذيري به پيشرفت يك مجموعه كاري بزند. نكات زير كمك مي‌كند تا براي تقويت كار گروهي گام‌هاي مؤثرتري برداشته شود.


1- قانون افراد مهم: عدم علاقه افراد به كارگروهي نشانه عدم اعتماد به‌نفس و خلاقيت است. يك نفر براي رسيدن به اهداف بزرگ شركت، كوچك است.


2 – قانون تصوير بزرگ: هدف از وظيفه مهم‌تر است. افراد بايد براي حمايت از گروه به كار و وظيفه‌شان علاقه‌مند باشند. با ارتباط موثر، تامين منابع مورد نياز، استخدام مديران و افراد مناسب مي‌توان گروه منسجم ايجاد كرد.


3 – قانون نيچه؛ جايگاه مناسب افراد نتايج خوب به دنبال دارد: اگر افراد مناسب در گروه و جايگاه صحيح باشند، همه از مزاياي بي‌شماري بهره‌مند مي‌شوند. براي استقرار افراد در جايگاه مناسب و استفاده كامل از حداكثر توانايي‌ها و استعدادها، بايد كارمندان و موقعيت گروه را به خوبي بشناسيد. مهارت‌ها، نظم‌كاري، توان، كارايي، عواطف و نيروهاي بالقوه افراد را ارزيابي كنيد.


4 – قانون، كوه اورست: توجه‌تان را به گروه معطوف كنيد تا به نتايج مثبت و مورد نظر برسيد. نوع كار،‌ نوع گروه را مشخص مي‌كند. براي كار جديد گروه خلاق و براي كار متغير، گروه سريع و انعطاف‌پذير لازم است براي كاري به عظمت كوه اورست به افراد با تجربه نياز است. بررسي كنيد چه كساني به راهنمايي، حمايت، سرپرستي و مسئوليت بيشتري نياز دارند و براساس آن عمل كنيد.افراد مناسب را اضافه، مديران شايسته را استخدام و افراد ناكارآمد را اخراج كنيد.


5 – قانون زنجير: توانايي گروه، تحت تاثير ضعيف‌ترين فرد زنجيره است. عدم كارايي فرد ميزان بازدهي و موفقيت گروه را كاهش مي‌دهد.


6 – قانون شتاب‌دهنده: افراد موفق به خوبي كار را انجام مي‌دهند و آن را تسريع مي‌كنند. خلاقيت، فصاحت، بلاغت، شور و هيجان، بخشش، مسئوليت‌پذيري و اثرگذاري از ويژگي‌هاي چنين افرادي است.


7- قانون راهبرد: گروه متمركز و پرانرژي مي‌داند كه به چه علت و در چه موقعيتي بايد در كارها پيشي بگيرد. روحيه، جهت‌گيري، راهبردها و تاريخچه گروه بايد بررسي شود. آيا در گروه انسجام وجود دارد؟ آيا در گروه جديد، از افراد قبلي كساني باقي‌مانده‌اند؟ آيا گروه جديد از نكات مثبت گروه قبل استفاده مي‌كند؟ آيا روش‌هاي درازمدت باعث مي‌شود كه اعضا از شكست‌هاي كوتاه‌مدت نااميد نشوند؟


8- قانون سيب بد؛ نگرش بد به گروه آسيب مي‌رساند: ابتدا بايد از خود شروع كنيد. آيا فكر مي‌كنيد ادامه كار گروه بدون شما امكان ندارد؟ آيا معتقديد كه موفقيت‌هاي اخير گروه ناشي از تلاش‌هاي فردي شماست يا تلاش‌هاي همه افراد گروه؟ آيا به سختي اشتباهات را مي‌پذيريد؟ اگر پاسخ‌تان به همه پرسش‌هاي فوق مثبت است، بايد نگرش‌تان را بررسي كنيد و تغيير دهيد.


9 – قانون ارزش: آيا در صورت لزوم افراد گروه مي‌توانند روي هم حساب كنند؟ آيا گروه‌تان منسجم است؟ آيا كارتان را به نحو احسن انجام مي‌دهيد؟ آيا تلاش‌تان در جهت موفقيت گروه است؟ آيا باعث انسجام گروه مي‌شويد؟ ديگران مي‌توانند به شما تكيه كنند؟


10- قانون پرداخت بها: گروه موفق نمي‌شود، مگر بهاي آن را بپردازد. فداكاري، تعهدكاري و زماني، پيشرفت فردي و تفكر گروهي بخشي از بهايي است كه گروه بايد پرداخت كند.


11- قانون تابلوي اعلانات: زماني كه توقف در كار لازم است همه گروه هماهنگ مي‌شود. تابلوي اعلانات كه وضعيت كاركردها را مشخص مي‌كند، براي ارزيابي عملكرد در زمان مشخص بسيار ضروري است.


12 – قانون ساحل: عمق گروه‌هاي بزرگ زياد است. براي پيشرفت، همه اعضاي اوليه و ثانويه بايد كارآمد باشند. براي استفاده بهينه از قانون ساحل، همواره بايد افراد گروه پيشرفت كنند.


13 – قانون تعيين ارزش‌هاي مشترك گروه: ارزش‌ها به اعضاي گروه، كارآموزان، مشتريان و عموم، هويت منحصر به فردي مي‌دهد. بايد همواره از ارزش‌هايي كاري مشخص استفاده شود.


14 – قانون ارتباطات : رفتارهاي متقابل عمل را به‌وجود مي‌آورد. در گروه‌هاي موفق، افراد دائما با هم صحبت مي‌كنند و به صحبت‌هاي يكديگر با دقت گوش مي‌كنند. بين رهبر و اعضاي گروه بايد سازگاري، توافق، نظم، ادب و تواضع باشد. افراد بايد بتوانند آزادانه و محترمانه مخالفت خود را بيان كنند. گروه بايد جوابگوي مشتريان باشد.


15 – قانون رهبري: برخورداري از قدرت رهبري، ويژگي‌ متمايز افرادي است كه استعداد يكساني دارند. هميشه فقط يك نفر مي‌تواند رهبري گروه را برعهده بگيرد. رهبر خوب باعث موفقيت گروه مي‌شود. در صورتي كه نياز به تغبير رهبر گروه باشد، فرد جايگزين بايد تجربه، مهارت، بازدهي و خلاقيت بيشتري داشته باشد.


16- قانون روحيه خوب: وقتي اعضاي گروه موفق مي‌شوند كه افراد از روحيه خوب برخوردار باشند و با همه شرايط حتي بسيار سخت به‌راحتي كار كنند.


17- قانون تقسيم سود: همواره بايد روي گروه سرمايه‌گذاري كرد. بهترين گروه ممكن را انتخاب كنيد و براي موفقيت آن بهايش را بپردازيد، كارها را با يكديگر انجام دهيد. قدرت، وظايف و مسئوليت‌ها را به گروه محول كنيد و براي موفقيت آنان پاداش مادي و معنوي بپردازيد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

پيشنهاد براي سازماندهي كاردستي‌هاي‌ كودكان | شنبه نهم آبان 1388 | 11:59 قبل از ظهر  

  

 

در مدرسه، كودكان براي خلق آثار، كشيدن، رنگ كردن، نقاشي كردن و ساختن مورد تشويق قرار مي‌گيرند.

مسلماً اينگونه فعاليت‌ها خلاقيت آنها را برانگيخته و موجب رشد آنها مي‌شود.


اغلب نيز اين شاهكارهاي هنري خلق شده توسط كودكان به خانه آورده شده و البته با افتخار نشان داده مي‌شوند، اما وقتي كه مشاهده مي‌كنيد اين آثار به‌تدريج تمام خانه را اشغال مي‌كنند‌، عكس‌العمل درست چيست؟ و چه بايد كرد؟ در مقاله زير 7 پيشنهاد مطرح مي‌شود تا با اين يادگاري‌هاي دوران كودكي چه كنيم:


1-آنها را دستچين كنيد


به جاي اينكه تمام آثار كوچك و بزرگي را كه فرزندتان خلق مي‌كند نگه داريد، هر از گاهي كنار فرزندتان بنشينيد و از او بخواهيد يك يا دو مورد از كارهاي جديدش را كه به‌نظرش بهترين است انتخاب كند. در پايان سال خواهيد ديد كه آثاري كه از نظر او بهترين است حتي از انگشتان يك دست نيز تجاوز نخواهد كرد. با اين روش، هم كاردستي‌ها تحت يك نظارت نگهداري مي‌شوند و هم خواهيد توانست آثار او را در آينده به يادگار نگهداريد.


2-گاهي يك عكس، گويا‌تر از هزاران كلمه است:


از كار دستي‌هاي فرزندتان عكس گرفته و آنها را در آلبومي نگهداري كنيد‌. بدين ترتيب حتي اگر به‌دليل كمبود فضا، قادر به نگهداري آنها نباشيد، حداقل يك عكس يادگاري از آنها خواهيد داشت !


3- صندوقچه بايگاني كودكان :


اداره‌ها براي نگهداري مدارك خود داراي صندوق‌هاي بايگاني قابل حمل هستند كه پوشه‌ها روي آنها قرار مي‌گيرند و اغلب نيز داراي يك پوشش و دسته‌اي هستند كه به راحتي قابل حمل باشند. به فرزند خود در ساختن اين سيستم بايگاني كمك كنيد. مثلاً يك پوشه مخصوص كاردستي با درجه اهميت 2، يك پوشه مخصوص كاردستي با درجه اهميت 3 و الي آخر. حالا ديگر تمام نقاشي‌ها و هرگونه كاردستي از اين قبيل كه كم حجم و صاف هستند‌، در جايي امن و به شكلي مرتب نگهداري خواهند شد و در ضمن شما با اين روش‌، نحوه بايگاني را نيز به فرزندتان آموزش خواهيد داد‌. نگران نباشيد براي آموزش هيچگاه زود نيست‌!


4 - نگهداري در محفظه‌اي بزرگ‌تر :


براي ساير كاردستي‌هايي كه صاف و كم حجم نيستند، جعبه مذكور ممكن است جعبه‌اي بزرگ‌تر از جنس پلاستيك و همراه با يك درپوش باشد‌. بدين روش فرزندتان فضايي براي نگهداري ساير كاردستي‌هايي كه ابعادشان مناسب پوشه بايگاني نيست خواهد داشت‌. اينجا باز هم انتخاب كنيد‌. اگر شما بخواهيد تمام كاردستي‌هايي را كه فرزند دلبندتان تا 15 سال آينده با خود به خانه مي‌آورد نگهداري كنيد، منزل شما مملو از اين آثار هنري خواهد شد.


5-آنها را آويزان كنيد:


يك تخته‌ در اختيار فرزندتان قرار دهيد تا او بتواند كاردستي مطلوبش را در اتاقش به نمايش بگذارد. اگر هم از يك تخته چوب پنبه‌اي براي اين كار استفاده كنيد، بسيار عالي است چون به راحتي روي ديوار نصب مي‌شود. به علاوه فرزندتان به راحتي و هر زمان كه بخواهد مي‌تواند يك اثر را برداشته و اثر ديگر را جاي آن بگذارد.


6- مرتب نگهداشتن ابزار كار دستي:


اگر فرزندتان تعداد زيادي از اين كاردستي‌ها را در منزل تهيه مي‌كند‌، مسلماً داراي مقادير زيادي مداد رنگي، ماژيك و ساير تجهيزات هنري است. تمام آنها را در جعبه‌اي سبك و قابل حمل نگهداري كنيد تا او به راحتي بتواند آن‌را از اتاقي به اتاق ديگر حمل كند. به علاوه تمامي هر دسته از اين وسايل را قبل از اينكه داخل جعبه اصلي قرار دهيد‌، به‌طور مرتب و مجزا در محفظه‌اي كيسه‌اي قرار دهيد‌. بدين ترتيب تمامي آنها مرتب و قابل دسترسي هستند.


7- يك هديه عالي:


كاردستي‌هاي كودكان اغلب مي‌توانند هديه‌اي فوق‌العاده براي مادربزرگ، پدربزرگ، خواهر و برادر، خاله، عمو و ساير اعضاي خانواده محسوب شوند. به جاي اينكه براي فرزندتان هديه‌اي بخريد تا او به اعضاي خانواده تقديم كند، تشويقش كنيد تا با استفاده از خلاقيتش هدايايي مخصوص و ارزشمند به افرادي كه دوستشان دارد تقديم كند.


THEBABYCORNER.COM

ماريا گراسيا

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

نكاتي براي بهبود ارتباط بين معلم و والدين| شنبه نهم آبان 1388 | 11:58 قبل از ظهر  

    

 

يكي از عوامل موفقيت بچه‌ها در مدرسه، وجود ارتباط سودمند بين والدين و معلم فرزندشان است كه معمولا توجه زيادي به اين رابطه نمي‌شود، اما مي‌توان با توجه به چند نكته، كيفيت ارتباط بين والدين و معلم را بهبود بخشيد.

تأثير اين امر خود را در بهبود كارايي دانش‌آموز در مدرسه نشان مي‌دهد. نگرش درست و روحيه همكاري، شرط لازم براي وجود اين ارتباط است. كارشناسان آموزشي معتقدند والدين بايد با اين ذهنيت به اين مسئله بپردازند كه هدف آنان و معلمان يكسان است. اين كارشناسان10 توصيه را براي بهبود ارتباط بين والدين و معلمان به شرح زير پيشنهاد مي‌كنند:


1 – از معلم بپرسيد چه چيزي درباره يك گروه سني يا درس خاص برايشان جالب است. با اين سؤال، به معلم اين فرصت را مي‌دهيد كه اشتياق خودشان را درباره كاري كه مي‌كنند، با شما در ميان بگذارند. به اين‌‌صورت، زمينه مناسبي براي آغاز ارتباط فراهم مي‌شود.


2 – والدين بايد بچه‌هايشان را در اين فرايند مشاركت دهند. آنان مي‌توانند از فرزندانشان بپرسند مي‌خواهند چه چيزي در ديدار با معلم مطرح شود. بعد از جلسه نيز بايد نتيجه آن به فرزند اطلاع داده شود. نهايتا اين بچه است كه مسئوليت يادگيري را برعهده دارد. بزرگ‌ترها هم وظيفه دارند تا فرصت‌هاي مناسبي براي ايجاد و تقويت يادگيري پديد آورند.


3 – والدين بايد به دقت به دغدغه‌هاي معلم گوش دهند تا متوجه آن شوند. معلم خوب درباره نقاط قوت و ضعف بچه صحبت مي‌كند و راه‌هايي براي نيل به اهداف آموزشي پيشنهاد خواهد كرد.


4 – از معلم بپرسيد: چه كار مي‌توانم با بچه‌ام بكنم تا اين درس برايش جذاب‌تر شود؟ شايد معلم فعاليت‌هاي مشخصي مانند ديدار از موزه يا كاشتن گل و گياه پيشنهاد كند تا در‌س‌هاي كلاس تقويت شود.


5 – اگر والدين نگران ديدار با معلم براي صحبت كردن درباره مشكلي هستند، بهتر است با مشاور مدرسه صحبت كنند. گاهي اوقات مشاور مدرسه قبل از معلم با والدين ديدار مي‌كند تا به تعيين اهداف كمك كند. گاهي نيز مشاور در جلسه معلم با والدين حضور مي‌يابد تا گفت‌وگوي بين آنان را تسهيل كند.


6 – به ياد داشته باشيد، اصل كار موفقيت فرزند شماست، نه مشاجره با معلم. استفاده از مهارت‌هاي مذاكره، شنيدن و مواجهه بهتر از داد كشيدن‌، تحقير يا بي‌احترامي كردن است. معلمان نيز شايسته احترامي هستند كه كارشناسان ديگر از آن برخوردارند.


7 – پيش از پايان جلسه، آنچه را كه معلم از فرزند شما و خود شما انتظار دارد، معين كنيد. اگر لازم است كه علاوه بر اين جلسه ابتدايي، باز هم تماس بين دو طرف باشد، والدين و معلم بايد طرح روشني براي ادامه اين ارتباط تهيه كنند.


8 – والدين نبايد متعهد به انجام كاري شوند كه نمي‌توانند. مثلا‌ اگر معلم پيشنهاد كند كه والدين در انجام تكاليف رياضي به بچه كمك كنند اما والدين فاقد مهارت لازم براي اين كار باشند، بايد بپرسند از چه امكانات ديگري مي‌توانند براي كمك به بچه استفاده كنند.


9 – جلسه بين معلم و والدين فقط يك راه ارتباط با معلمان است. در طول سال تحصيلي به‌دنبال فرصت‌هاي ديگر براي ايجاد اين ارتباط باشيد.


10 – مهم‌تر از همه، اين فرصت را در اختيار معلم قرار دهيد تا اطلاعات خودشان را درباره چگونگي كمك به يادگيري دانش‌آموزان به شما انتقال دهند.

محققان مي‌گويند مطالعات انجام‌شده نشان مي‌دهد مشاركت والدين كمك قابل توجهي به موفقيت دانش‌آموزان مي‌كند.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

چگونه بچه‌ها را به مدرسه علاقه‌مند كنيم | شنبه نهم آبان 1388 | 11:57 قبل از ظهر  

 

 

فرق نمي‌كند در چه سن و سالي باشي، وقتي صداي قدم‌هاي پاييز در كوچه‌ها طنين‌انداز مي‌شود

بي‌اختيار خاطرات شيرين روزهاي مدرسه و شيطنت‌هاي پشت ميز و نيمكت در ذهنت يادآوري مي‌شودبا اينكه 2 هفته از آغاز مدارس مي‌گذرد، اما همچنان دانش‌آموزاني هستند كه از رفتن به مدرسه هراس دارند و اين روزها را با بي‌ميلي مي‌گذرانند.ترس از مدرسه، نوعي اختلال اضطراري است كه در سنين 6 تا 8 سالگي و 11 سالگي ديده مي‌شود و در دخترها بيشتر از پسرها بروز مي‌كند.


در اين‌باره با «زهره كاظمي» كارشناس ارشد روان‌شناسي خانه سلامت سلسبيل شمالي كه معتقد است ترس از رفتن به مدرسه پيش از آنكه علت شخصيتي و عاطفي داشته باشد، ناشي از يادگيري است گفت‌و‌گو كرده‌ايم. وي بر نقش والدين در كاهش اين ترس تأكيد مي‌كند.


«اضطراب جدايي» در هر سني در كودكان ممكن است وجود داشته باشد، اما كودكان در سنين مدرسه بيشتر آن را تجربه مي‌كنند. كارشناس خانه سلامت سلسبيل معتقد است كودكاني دچار نگراني و هراس از مدرسه مي‌شوند كه از سال‌‌ها قبل از دبستان و برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران دچار مشكل هستند.زهره كاظمي مي‌گويد:


«اين كودكان وابستگي شديدي به خانواده نشان مي‌دهند و در برقرار كردن ارتباط و دوستي با همسالان از خود رغبت زيادي نشان نمي‌دهند.» وي مي‌افزايد: «70 درصد كودكاني كه به ترس از مدرسه دچارند، از افسردگي و 100 درصد از حالات اضطرابي و 50 درصد از هر دو اختلال رنج مي‌برند.»


نقش والدين در ترس كودكان


اين كارشناس ارشد روان‌شناسي مي‌گويد: «همه كودكان كم و بيش نسبت به والدين خود وابستگي عاطفي دارند و اين وابستگي در حد تعادل هيچ‌گونه مشكلي را نه براي والدين و نه براي كودك به وجود نمي‌آورد، اما بيشتر مادراني كه بيش از حد كودك را به خود وابسته كرده باشند و مراقب رفتار و حركات او هستند، از كودك خود شخصيتي منفعل مي‌سازند كه حتي قادر نيست زمان كوتاهي دوري از مادر را تحمل كند.»‌وي يادآوري مي‌كند:


«ترس از رفتن به مدرسه، پيش از آنكه علت شخصيتي و عاطفي داشته باشد، ناشي از يادگيري است. مادر يا پدري كه در ارتباط خود با كودكان از مفاهيم و نكته‌هاي منفي يا محرك‌ها و مكان‌هايي مثل مدرسه يا درس خواندن ياد مي‌كنند، وقتي تجربه‌هاي منفي توأم با وحشت، ترس و اضطراب خود را از دوران تحصيل و مدرسه، تنبيه و توبيخ‌ها به بچه‌ها انتقال مي‌دهند و از آنها مي‌خواهند كه مواظب رفتارهايشان باشند، خواه ناخواه بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افكار آنها مي‌كارند.» كاظمي درباره ديگر علل ترس كودكان از مدرسه مي‌گويد: «والديني كه كودكان خود را در نتيجه عواملي از دست مي‌دهند، حساسيت خود را در مراقبت و نگهداري از كودكان ديگر بيشتر مي‌كنند و همين باعث مي‌شود كه كودكان اضطراب ناشي از جدايي پدر و مادر را به صورت ناخودآگاه تجربه كنند.


تأثير ترس از مدرسه بر كودك


كارشناس خانه سلامت محله مي‌گويد: «ترس از مدرسه سبب مي‌شود كودكان در مواردي به تعارض روي آورند و اقدام به انجام اعمالي كنند كه باعث نگراني والدينشان شود.» كاظمي مي‌افزايد: «گاهي ممكن است كودك به واقع بيمار شود، در اين صورت لازم است براي معالجه او اقدام كرد.»


درمان ترس كودك


روان‌شناس خانه سلامت سلسبيل مي‌گويد: «ترس از مدرسه معمولاً صبح زود رخ مي‌دهد و در روزهاي تعطيل و آخر هفته كمتر ديده مي‌شود. براي رها كردن كودك از اين نوع ترس كه رابطه مستقيمي با اختلالات رفتاري او خواهد داشت، بهترين و مؤثرترين روش «رفتاردرماني» است، گرچه نمي‌توان از اهميت نقش والدين در علاقه‌مندسازي كودك به مدرسه غافل شد.»


وي ادامه مي‌دهد: «همچنين لازم است والدين از همان ابتدا معلم و مدير كودك را در جريان وضعيت او قرار دهند، چون اين كودكان به توجه خاص نياز دارند.» زهره كاظمي استفاده از الگو و سرمشق را نيز كمك خوبي براي غلبه بر اين ترس عنوان مي‌كند و مي‌گويد:


«در اين روش، كودكاني كه با ذوق و شوق آمد و شد و بازي مي‌كنند و همكاري خوبي در مدرسه دارند مي‌توانند الگو و سرمشق براي كودك دچار ترس شده باشند.» وي مي‌افزايد: «استفاده از پاداش به ازاي پيشرفت‌هاي كودك هم كمك مؤثري به از بين بردن سريع‌تر اين ترس مي‌كند.»


بي‌ميلي از مدرسه در سنين بالا


به گفته كاظمي بي‌ميلي رفتن به مدرسه، فقط در كودكان مقطع ابتدايي بروز نمي‌كند و گاهي اوقات دانش‌آموزان مقاطع راهنمايي و دبيرستان را نيز درگير مي‌كند.»‌وي خاطرنشان مي‌كند: «اگر والدين و اضطراب جدايي از آنها در كودكان دبستاني عامل اصلي هراس از مدرسه به شمار مي‌رود، در سنين بالاتر به عدم آگاهي نسبت به مقطع تحصيلي، قوانين و مقررات مدرسه، سخت‌گيري كادر اجرايي و دبيران و ترس از ناتواني و شكست تحصيلي مربوط مي‌شود.»


اين روان‌شناس مي‌گويد: «چون نوجواني با تحولات مربوط به بلوغ و تمايل به استقلال‌طلبي و پيشبرد ارزش‌ها همراه است، نوجوان در اين سن بسيار حساس و زودباور است و تجربه شكست‌هاي درسي، توبيخ، بدرفتاري مسئولان مدرسه و خشونت از طرف معلم از جمله دلايلي است كه دانش‌آموز را نسبت به حضور در مدرسه بيزار مي‌كند.»‌


وي يادآور مي‌شود: «همچنين تغيير در حجم، كيفيت و موضوع كميت درسي و ناآشنايي با واحدهاي درسي در نخستين روزهاي حضور در مدرسه نوجوان را دچار حالات عصبي و عاطفي مي‌كند.» كاظمي معتقد است نقش والدين در اين ميان بسيار مهم است و آنها مي‌توانند با به رخ نكشيدن دانش‌آموزان ديگر و عدم بازگويي تجارب و بازخورودهاي منفي و احترام به حس استقلال‌طلبي، تأثير مهمي در جلوگيري از انزجار و دوري‌گزيني نوجوانان داشته باشند.


چه چيزهايي به كودكان بگوييم؟ وقتي كودك شما بويژه كودك كلاس اولي شما از مدرسه مي‌ترسد گاهي جملات شيرين و محبت‌انگيز شما مي‌تواند بسيار مفيد باشد. «اعظم عظيمي» روان‌شناس كودك دراين‌باره نكاتي دارد: ¦ پذيرش و محبت به كودك و نشان دادن اين امر كه تو مورد علاقه و احترام خانواده‌اي و ما تو را دوست داريم و به همين دليل مي‌خواهيم به مدرسه بروي و...


همدردي با او كه آري، ما هم چون تو روزي كودك بوده‌ايم، گاهي دچار چنين وضع و حالتي مي‌شديم؛ اما خيلي زود خوب مي‌شديم؛ كه اين همدردي را نبايد زياد ادامه داد. ¦خواستن از او تا مسئله و مطلب خود را بدون هيچ‌گونه خجالتي بيان كرده و درددل كند كه چه امري او را در مدرسه رنج مي‌دهد و پيگيري براي رفع آن.


دادن جرئتي كه او هم مي‌تواند بر مشكل غلبه كند و ايجاد اطمينان در او. ¦گفتن داستان‌هايي سازنده از زندگي خود و ديگران در دوران كودكي و نشان دادن اين مسئله كه نگراني از مدرسه بي‌معني است. ¦ در مواردي لازم مي‌شود كه مادر به همراه كودك به مدرسه برود، صبحانه ساده‌اي به كودك بدهد و لباس او را بپوشاند.


در بين راه لازم نيست بپرسيد كه حالش چگونه است و يا چرا مدرسه را دوست ندارد. ¦ در راه براي او از مدرسه تعريف كنيد، از بازي‌هاي مدرسه، از دوستاني كه آنجا پيدا خواهد كرد، از مزاياي درس خواندن و باسواد شدن حرف بزنيد تا شوقي در كودك نسبت به مدرسه پديد آيد.


بچه ها و ترس چه بايد كرد؟


ترس از مدرسه تقريباً هميشه به يكي از 2 علت زير برمي‌گردد، ترس مربوط به مدرسه يا ترس مربوط به خانه. ممكن است خانواده، كودك را از چيزهايي موهوم ترسانده باشند. تغيير و مواجهه با اشخاص تازه و بويژه در مورد كودكان كم‌رو كه دچار عدم احساس امنيت دروني و عدم اعتماد به نفس هستند نيز مي‌تواند موجب ترس از مدرسه شود.


گاهي آنچه ترس از مدرسه به نظر مي‌آيد در واقع ترس از ترك منزل است. مثلاً وقوع حوادث ناگواري در خانواده موجب مي‌شود كودك تصور كند اگر به مدرسه برود و دور از محيط خانواده باشد، اتفاق ناگواري پيش خواهد آمد. گاهي والدين براي مقابله با ترس كودك يا اين ترس را ناديده مي‌گيرند يا برخورد غيرمنطقي و خشونت‌باري با اين مسئله مي‌كنند كه هر دو روش، روش‌هاي منفي است.


اما بهترين روش مواجهه‌سازي است؛ يعني حتي اگر كودك براي نرفتن به مدرسه دچار سردرد و ساير علائم اضطراب مي‌شود بايد به مدرسه برود. در اين صورت به تدريج علائم فروكش خواهد كرد، اما در صورت ماندن كودك در منزل به احتمال قوي علائم تثبيت خواهد شد.


گاهي هم لازم است يكي از والدين، چند‌روزي در دفتر مدرسه حضور داشته باشند و حتي با كودك به كلاس برود و پس از مدت مشخصي كه به تدريج اين زمان افزايش مي‌يابد بتواند از كلاس خارج شده و والدين خود را ببيند و اين برنامه تا عادي شدن رفتار كودك در مدرسه ادامه داشته باشد.


در روش ديگر مي‌توان با معلم به توافق رسيد كه كودك روز اول فقط به كلاس برود، درس خود را پس بدهد و تكليف روز بعد را بگيرد و به منزل برگردد تا به تدريج ميزان حضور او در مدرسه افزايش يابد.گروهي از متخصصان هم دارو درماني را تشخيص مي‌دهند كه در موارد شديد، درمان بايد زيرنظر پزشك متخصص صورت پذيرد.

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

خانواده خوشبختي داشته باشيم | شنبه نهم آبان 1388 | 11:56 قبل از ظهر  

  

 

شايد فكر كنيد در اين زمانه پرمشغله، وقتي براي استراحت يا تفريح در كنار اعضاي خانواده باقي نمي‌ماند اما با كمي دقت و حوصله درخواهيد يافت كه راه‌هاي بسيار ساده و ملموسي وجود دارد كه از آن طريق مي‌توانيد براي لحظاتي، آرامش بيشتري در روزهاي پرمشغله به دست آوريد.

شوخي و تفريحات خودجوش، گفت‌و‌گو‌هاي صميمانه، تغيير و اصلاح شرايط زندگي، بخشي از اين راه‌هاست، زيرا سبب مي‌شود بچه‌ها احساس بهتري نسبت به‌خودشان داشته باشند و شما و همسرتان نيز به عنوان والدين، احساس اطمينان و شايستگي كافي بكنيد؛ ضمن آنكه اين روش‌ها نياز به زمان زياد، پول فراوان يا برنامه‌ريزي گسترده ندارند اما تغيير قابل ملاحظه‌اي در زندگي شما به‌وجود مي‌آورند و احساس شادي، خوشبختي و رضايت را در زندگي شما تقويت مي‌كنند. چگونه؟ به نمونه‌هاي زير توجه كنيد.


صبح تعطيل: فرصت بزرگ


از صبح روزهاي تعطيل نهايت استفاده را ببريد. از بچه‌ها بخواهيد براي 15دقيقه همگي به

تخت خواب شما بيايند، آنها را در آغوش بگيريد و ببوسيد و محبت‌تان را بي‌دريغ به آنها ابراز كنيد.به‌رغم اينكه برنامه هر روزه شما اين است كه صبح از جا بپريد و سريع همه كارها را انجام دهيد تا همه سر موقع به محل كار، مدرسه يا مهد‌كودك برسند، روز تعطيل سعي كنيد هيچ برنامه زود هنگامي نچينيد؛ به اين ترتيب مي‌توانيد لحظاتي را بي دغدغه با هم وقت بگذرانيد و احساس صميميت بيشتري با يكديگر داشته باشيد.


نفس عميق يادت نره!


زماني كه احساس مي‌كنيد ديگر نمي‌توانيد بچه‌ها را تحمل كنيد نفس عميقي بكشيد تا آرام شويد. تحقيقات نشان مي‌دهد كه نفس عميق به عنوان يك مكانيزم آرامش بخش تأثير بسزايي بر افراد دارد. اين كار براي كودكان نيز مؤثر است. مادري كه در خانه اغلب از تكنيك نفس عميق استفاده مي‌كرد، يك روز متوجه شد كه دخــتر 6ساله‌اش هم وقتي با برادر كوچك‌ترش درگير مي‌شود براي بازيافتن آرامش، نفس عميق مي‌كشد. جالب اينكه وقتي اين مادر از دست بچه‌ها خشمگين مي‌شد، دخــترش به او يادآوري مي‌كرد كه «مامان، نفس عميق يادت نره!»


تحسين غيرمستقيم


گاهي بچه‌ها تحسين و تشويق مستقيم را به حساب نمي‌آورند يا از آن خجالت مي‌كشند، از اين‌رو بد نيست گهگاه براي تحسين آنها از روش غيرمستقيم استفاده كنيد، به اين ترتيب كه بگذاريد بشنوند كه پيش ديگران از آنها تعريف مي‌كنيد. يك تمجيد غيرمستقيم مي‌تواند محرك قوي‌تري براي اعتماد به نفس كودك باشد چون بچه مي‌فهمد كه تمجيدتان جدي و صادقانه است.


بعد از جشن تولد


برگزاري جشن تولد براي بچه‌ها و تدارك براي مهمانان مدعو به زحمتش مي‌ارزد اما خستگي و گرفتگي پس از جشن تولد براي والدين و كودك نيز پديده رايجي است. بنابراين، بهتر است پس از رفتن آخرين مهمان شما و كودكتان نيز خانه را ترك كنيد.مي‌توانيد با هم براي كمي قدم زدن در پارك يا خوردن يك بستني بيرون برويد. در اين فرصت در مورد اتفاقات و نكات جالب جشن تولد با هم صحبت كنيد. پس از اين وقفه كوتاه، كودك آرام‌تر خواهد بود و حال بهتري خواهد داشت، شما نيز آمادگي بيشتري براي جمع و جور كردن ريخت و پاش مهمان‌ها خواهيد داشت.


تكرار دستور


اين تكنيك ساده به سرعت ارتباطات خانوادگي شما و همكاري در خانواده را بهبود مي‌بخشد. روش كار اين است كه به سادگي از كودك بخواهيد دستوري را كه به او داده‌ايد براي شما تكرار كند. به طور مثال بپرسيد: «لطفاً چيزي را كه گفتم تكرار كن.»


والدين اغلب تعجب مي‌كنند وقتي متوجه مي‌شوند كه اغلب اوقات بچه‌هاي كوچك‌تر اصولاً حرف آنها را نفهميده‌اند. شما ممكن است گفته باشيد: «تلويزيون ساعت 8

خاموش مي شود» در حالي كه فرزندتان آن را اين طور شنيده: «من تا ساعت8 نمي‌توانم تلويزيون تماشا كنم.» كاهش ميزان چنين بدفهمي‌هايي، دلخوري و بي‌حوصلگي را در هر دو‌طرف كم مي‌كند.


10 دقيقه در روز مخصوص بچه‌ها


هر روز 10 دقيقه را در زمان معيني به بازي با بچه‌ها اختصاص دهيد و بعد دوباره به امور روزمره خود بپردازيد. براي مثال بعضي خانواده‌ها به شطرنج، كارت بازي، درست كردن پازل‌هاي 100قطعه‌اي، خواندن دو صفحه از كتاب مورد علاقه بچه‌ها يا كارهايي مانند اينها مي‌پردازند. چنين فعاليت‌هايي به مرور به‌صورت يك سنت خانوادگي در مي‌آيد و به كودكان و والدين آرامش و پيوند بيشتري مي‌دهد.


وقت اختصاصي


هفته‌اي يك بار، يك ساعت با هر يك از فرزندانتان به تنهايي وقت بگذرانيد، هر كاري كه بچه دوست دارد همراه او انجام دهيد، ممكن است يكي از بچه‌ها دوست داشته باشد دوشنبه‌ها بعدازظهر يك ساعتي با شما بازي رايانه‌اي بكند يا ديگري چهارشنبه شب‌ها شطرنج را ترجيح بدهد يا از فوتبال در عصرهاي سه‌شنبه با شما لذت ببرد. وقتي كودكان بدانند هر كدام زمان منحصر به فردي توجه اختصاصي شما را براي مدتي طولاني در اختيار دارند، مي‌آموزند كه به اوقات ديگران نيز احترام بگذارند و صبر كنند تا نوبت خودشان برسد.


تغيير وضعيت


گاهي براي تغيير وضعيت و خروج از كشمكش بهتر است صحنه را تغيير بدهيد. يك راه اين است كه اعلام كنيد قصد داريد همه را به گردش ببريد، اعضاي خانواده را برداريد و بيرون برويد؛ سري به پارك محله، كتابفروشي، كتابخانه يا كافي‌شاپ براي خوردن بستني و ... بزنيد حتي اگر اين گردش فقط يك ساعت طول بكشد سرگرمي و تفريحي كه به‌وجود مي‌آيد حواس افراد را از موضوعات جزئي كه در منزل تحريك كننده هستند، پرت مي‌كند.


ذكري از موهبت‌هاي روزانه


قبل از خواب يا بعد از شام دقايقي را به صحبت در مورد چيزهاي خوبي كه در زندگيتان هست، اختصاص دهيد. در اين كار زياده روي و بزرگ نمايي نكنيد، براي مثال فقط بگوييد: «مي‌دانيد بهترين اتفاقي كه امروز برايم افتاد چي بود؟ اينكه ...» و به همين ترتيب از بقيه اعضاي خانواده هم بخواهيد كه چيزها و اتفاقات خوبي كه در طول روز داشته‌اند را تعريف كنند.اين كار راه خوبي براي پايان‌دادن يك روز با نگرشي مثبت است.


غروب جمعه


احتمالاً شما نيز مثل بسياري از خانواده‌هاي ديگر غمزدگي بعدازظهر روزهاي جمعه را چشيده‌ايد. براي از بين بردن اين حالت مي‌توانيد يكي، دو دوست يا همسايه يا فاميل را همراه بچه‌هايشان دعوت كنيد، قرار بگذاريد كه در اين گردهمايي‌ها هر كس خوراكي مختصري همراه خودش بياورد، گپ و گفت بزرگ‌ترها و بازي بچه‌ها اوقات خوشي را در بعدازظهر جمعه براي اعضاي خانواده فراهم خواهد كرد و از دلگيري غروب جمعه خواهد كاست.


كيك تولد نصفه


جشن تولدي ساده، نمادين و كم‌خرج برگزار كنيد! جالب مي‌شود اگر يك كيك تولد نصفه بپزيد، تعداد شمع‌هاي تولد را به اضافه نصف از يك شمع در نظر بگيريد، و هديه‌هاي كوچك تهيه كنيد. هر دليلي براي جشن گرفتن، هر چند جشني كوچك باشد روحيه اعضاي خانواده را شاداب مي‌كند و آنها را از روزمرگي خارج مي‌كند.


توضيح اضافه ممنوع


يكي از منابع مهم استرس براي والدين اين است كه وقتي مي‌خواهند بچه‌ها كاري را انجام دهند به توضيحات زياد و تذكرهاي مكرر متوسل مي‌شوند. تصميم بگيريد كه توضيحات‌تان را به يك يا دو‌جمله محدود كنيد. براي مثال وقتي با بچه‌ها به پارك مي‌رويد فقط يك بار بگوييد «وقت رفتنه چون هوا داره تاريك مي‌شه» و به اين جمله عبارت ديگري مثل: «وقت حمامه» يا «وقت شامه» يا هر دليل ديگر اضافه نكنيد.


يك شب در هفته: رسانه‌ها ممنوع


يك شب در هفته اجازه ندهيد كسي در خانه تلويزيون، رايانه، ويدئو، سي‌دي و ضبط صوت روشن كند. اين موقعيت فرصتي فراهم مي‌آورد تا به بازي‌هايي بپردازيد كه واقعاً بازي‌هاي تعاملي محسوب مي‌شوند و دو طرف بازي مجبورند به طور واقعي با هم ارتباط برقرار كنند، بازي‌هاي قديمي مختلف، منچ، شطرنج، كتابخواني، جوك تعريف‌كردن و حتي گفت‌و‌گوهاي دوستانه معمولي نمونه‌هاي مناسبي در اين زمينه هستند.


احترام به طبيعت


زماني را صرف اين كنيد كه به فرزندتان احترام به طبيعت را بياموزيد. بگذاريد بازوانش را به دور يك درخت حلقه كند و آن را در آغوش بگيرد، گل‌هاي رز را بو كند، يا شبانگاه به ستارگان خيره شود. به اين كارها نه به عنوان يك فرصت آموزشي بلكه به عنوان روشي بنگريد كه از اين طرح كودك احساس مي‌كند جزئي از يك كل بسيار عظيم است. بسياري از افراد در جامعه و بسياري از روش‌هاي تربيت فرزند مايلند كه كودكي پرورش دهند كه سرشار از حس بزرگي، قدرت، استثنايي و فوق‌العاده بودن و تنهايي باشد اما حقيقت اين است كه اگر كودكان بدانند مركز عالم امكان نيستند بلكه تنها بخشي از اين دستگاه عظيم محسوب مي‌شوند، احساس امنيت و آرامش خاطر بيشتري خواهند داشت.


 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |

استرس دوران كودكي، عمر را كوتاه مي‌كند | شنبه نهم آبان 1388 | 11:54 قبل از ظهر  

 

پژوهشگران در يك تحقيق جديد دريافتند: تجارب استرس زا در دوران كودكي شامل سوءاستفاده‌هاي گفتاري و رفتاري (جسمي) از كودكان، عمر آنها را كوتاه مي‌كند.


اين تحقيق روي بيش از 17 هزار فرد بزرگسال صورت گرفت و طي آن محققان دريافتند: كودكاني كه تا پيش از رسيدن به سن 18 سالگي حداقل 6 بار يا بيشتر اتفاقات استرس زا و پرتنش شديدي را تجربه مي‌كنند زودتر از ساير همسالان خود كه اين تجارب را نداشتند در سنين بزرگسالي مي‌ميرند و احتمال مرگ زودهنگام آنها تا دو برابر افزايش مي‌يابد.


شرح اين تحقيق در مجله آمريكايي «طب پيشگيري» منتشر شده است.


دكتر ديويد براون متخصص همه‌گيرشناسي در مركز كنترل و پيشگيري امراض آمريكا در آتلانتا خاطرنشان كرد: ما اميدواريم در نتيجه انجام اين تحقيقات سوء‌رفتارها با كودكان و قرار دادن آنها در شرايط پراسترس به شكل‌هاي مختلف بيش از پيش و به طور گسترده بعنوان يك مشكل و مساله جدي در عرصه بهداشت عمومي در نظر گرفته شده و براي مقابله با آن اقدامات موثر صورت گيرد.


محققان تاكيد كردند: كودكان با استرس‌ها و تنش‌هاي سنگيني مواجه مي‌شوند كه تاثير منفي روي رشد عصبي آنان مي‌گذارد و عواقب ناخوشايندي در طول عمر خواهد داشت.

 


                 

نوشته شده توسط مدیر | [+] | موضوع: |