تبليغاتX
مشاوره
فهرست
صفحه اصلی
آرشیو
لینکستان
تماس با ما

موضوعات

لینک دوستان
 كلينيك الكترونيكي روان يار
اطلاعات پزشكي و مشاوره بوعلي
دانش نوين جنسي
پزشكي
دكتر رهام
مشاوره حقوقي رايگان
مشاوره حقوق و تامين اجتماعي مشمولان كار و تامين اجتماعي
بهتريت سايت تخصصي جاوا اسكريپ
ایساتیس
گالری چهره سازی از عکس پرتره
روانشناسی و مشاوره
روانشناسی و مشاوره
آينده روشن از آن شماست
مشاوره
بيكار
زيبا شويد
شعر ادبيات عشق روانشناسي
فال حافظ! نیت کن!
انجمن گفتگو لیمونات
عکس بازیگران و مدل
نرم افزار
سایت تخصصی موبایل
هاست و دامنه
قالب وبلاگ

نویسندگان

مطالب سايت
  واقعيت تلخ روابط نامشروع

 

 يكي از دلايلي كه همواره ازدواج موقت مورد تأييد شرع است اما عرف زير بار آن نمي‌رود، نبود اطلاع رساني صحيح و عدم رعايت قانون توسط برخي افراد سودجو است؛ از اين رو بسياري از افراد براي انجام اين ازدواج با ترديد مواجه شده‌‌‌اند.

هر بار كه واژه ازدواج موقت بر اساس شرايط خاص مطرح مي‌شود جامعه واكنش‌هاي مختلفي نشان مي‌دهد، بعضي‌ها اين مسئله را مثبت مي‌دانند اما برخي ديگر با منفي تلقي كردن اين مسئله مخالف ترويج آن هستند؛ واقعيت اين است كه ازدواج موقت وجود دارد و نمي‌توانيم آن را كتمان كنيم.
شايد هر كدام از ما وقتي مي‌شنويم زني به ازدواج موقت مردي درآمده است، با در هم كشيدن ابرو و گزيدن لب‌هايمان، او را سرزنش و ملامت ‌كنيم. انگار هيچ كس حاضر نيست حتي براي چند ثانيه خود را در موقعيت زني تنها قرار دهد.
از سوي ديگر همگي بر اين امر واقفيم و مي‌دانيم "‌ازدواج موقت " امري شرعي، قانوني و مقدس است. حتي در حقوق كشورمان نيز اين مسئله امري شناخته شده و در ماده 1075 و 1077 قانون مدني تبيين شده است اما به راستي چرا باز هم پس از مطرح شدن اين واژه علي‌رغم قانوني و شرعي بودن در جامعه با واكنش‌هاي مختلف مواجه مي‌شود؟

*رغبت برخي افراد سودجو به ازدواج موقت

محمد روشن عضو هيئت علمي پژوهشكده خانواده دانشگاه شهيد بهشتي درباره اين كه نگرش جامعه نسبت به جامعه موقت منفي است، مي‌گويد: رغبت افرادي كه معمولاً مقيد و معتقد به اخلاق نيستند زمينه اين نگرش را فراهم مي‌كند.
اين استاد دانشگاه معتقد است ازدواج موقت را مي‌توان با اهداف مختلفي به عنوان راهكار تلقي كرد.
روشني با بيان يك مثال درباره مردي كه به دليل نداشتن فرزند مجبور شد زني را به عقد موقت خود در‌آورد، مي‌گويد: يكي از راهكارها ازدواج فردي است كه بچه‌دار نمي‌شود و مي‌تواند از طريق ازدواج موقت همسر ديگري را انتخاب كند و بچه‌دار شود.
روشني در پاسخ به اين پرسش مبني بر اين‌كه چرا ازدواج موقت باعث نگراني و به خطر افتادن مصالح اجتماع مي‌شود؟ مي‌گويد: اگر اين تصور وجود دارد كه ازدواج موقت با مصلحت‌هاي اجتماع و نظام منطبق نيست مي‌توان از راه قانونگذاري بنابر مصالح موجود نسبت به محدود كردن ازدواج موقت اقدام كنيم؛‌ بدون شك با اين روش ازدواج موقت باعث اضمحلال خانواده نمي‌شود.
‌چندي پيش زماني كه سردار اسماعيل احمدي‌مقدم، فرمانده نيروي انتظامي نيز در رابطه با موضوع جلوگيري از تجاوز به عنف اعلام كرد زماني كه بستر ازدواج موقت فراهم نيست صحبت از ازدواج موقت قبح دارد اما از سويي روابط نامشروع جنسي قبح ندارد. بايد اين نوع روابط ضابطه‌مند شود و در چارچوب شرع صورت پذيرد؛ مجدداً نگاه‌ها به سمت و سوي اين مقوله سوق گرفت.
م.ر دختر 28 ساله‌اي است كه مجرد است و درباره ازدواج موقت اين‌گونه مي‌گويد: ازدواج موقت معلوم نيست براي دختر پسرهاي جوان مطرح مي‌شود يا افراد متأهل؟‌ اگر براي دختر پسرها مطرح شود كه به نظر مي‌رسد هيچ خانواده‌اي اين اجازه را نمي‌‌دهند.
اين دختر 28 ساله مي‌افزايد: دخترهاي جوان كه هنوز ازدواج نكرده‌اند هرگز حاضر نيستند تن به اين كار بدهند چرا كه ممكن است تبعات قانوني و حقوقي داشته باشد ضمن اين كه از نظر عرف نيز در جامعه ما اين امر براي زنان مطلقه و بيوه ناپسند‌ است چه ‌رسد به دختر و پسرهاي جوان.

* عقد موقت بهتر از عادي شدن روابط نامشروع در جامعه است

جوادآريان منش نماينده مجلس شوراي اسلامي در رابطه با مطرح شدن ازدواج موقت در جامعه مي‌گويد: ازدواج دختران منوط به رضايت پدر ‌و اگر قرار است ازدواجي بين دختر و پسر صورت گيرد بهتر است كه عقد دائم باشد.
وي با اشاره به نيازهاي عاطفي و جنسي جوانان مي‌گويد: روابط نامشروع بين دختر و پسر نبايد در جامعه اسلامي ما به عنوان امري عادي تلقي شود همچنان كه نمونه‌هايي از آن در جامعه وجود دارد و به وضوح ديده مي‌شود.
اين نماينده مجلس شوراي اسلامي مي‌افزايد: دختر و پسرهايي كه به راحتي با يكديگر ارتباط برقرار مي‌كنند و به تفريح و خوشگذراني مي‌روند به دليل اين كه عقدي جاري نشده است به عنوان روابط نامشروع تلقي مي‌شود.
اين نماينده مجلس با اشاره به اين وضعيت ادامه مي‌دهد: در اين صورت ترويج ازدواج موقت به جاي گسترش روابط نامشروع در ميان جوانان بهتر است اما متأسفانه فضاي جامعه نسبت به ازدواج موقت مثبت نيست و واكنش نشان مي‌دهد.

* واقعيت تلخ روابط نامشروع

آرين‌منش در ادامه مي‌افزايد: وجود واقعيت تلخي به عنوان روابط نامشروع ميان دختر و پسرها و عدم فراهم بودن شرايط ازدواج دائم به دليل نبودن فرصت هاي شغلي و سطح مالي پايين مسئولان را به اين فكر وامي‌دارد كه براي جلوگيري از گسترش اين واقعيت تلخ به دنبال راهكاري باشند؛ راهكاري كه جامعه را به سمت ‌پاكي و حفظ اخلاقيات سوق دهد.

* طولاني شدن دوران عقد، براي جلوگيري از ازدواج موقت

اين نماينده مجلس به عنوان راه حل به طولاني شدن دوران عقد اشاره كرد و گفت: بهترين راه اين است كه دوران عقد و نامزدي بين دختر و پسر طولاني شود تا در طول مدتي كه دانشجو هستند يا شرايط مالي مناسبي ندارند بتوانند با طولاني شدن دوران عقد به وضعيت مناسبي دست يابند.
آرين‌منش طولاني شدن دوران عقد را براي دختر و پسرهاي جوان بهتر از عقد موقت دانست و اظهار داشت: به جاي صيغه و عقد موقت، عقد دائم بدون شك بهتر است اما در اين مدت بايد خانواده‌ها از فرزندانشان حمايت كنند، از سوي ديگر دختر و پسرهاي جوان در طي دوران عقد مراقب باشند فرزنددار نشوند تا پس از پايان درس و توانايي اقتصادي تشكيل زندگي بدهند؛ اين بهترين راه حل است.

* آيا زناني كه از همسرانشان جدا شده‌اند، نبايد ازدواج كنند؟

وي در پاسخ به اين پرسش مبني بر اين‌كه ازدواج موقت درباره زنان مطلقه و مردان همسردار آيا پسنديده است يا خير؟ مي‌گويد: ازدواج موقت براي زنان مجرد و مرداني كه ازدواج كرده‌اند زواياي مختلفي دارد و از زمان‌هاي گذشته وجود داشته است. زناني كه به دلايلي از همسرانشان جدا شده‌اند يا همراهانشان فوت كرده‌اند آيا بايد تا آخر عمر تنها بمانند؟ ضمن اين ‌كه شايد براي اين زن‌ها شرايط ازدواج دائم پيش نيايد.

* ازدواج خانم مطلقه يا بيوه با مرد متأهل امري زشت و قبيح نيست

اين نماينده مجلس شوراي اسلامي مي‌افزايد: اگر خانمي مطلقه يا بيوه كه به دلايلي شرايط ازدواج دائم برايش فراهم نيست با مردي كه قبلاً ازدواج كرده اما او نيز به دلايلي نياز به ازدواج مجدد دارد، تشكيل زندگي پاك و سالم را بدهند، نبايد اين امر در جامعه زشت و قبيح شمرده شود؛ ضمن اين‌كه رضايت همسر اول نيز مهم است.
وي با تأكيد بر اين‌كه در شرايطي كه ضرورت احساس مي‌شود نبايد "ازدواج موقت " امري نامشروع و زشت تلقي شود، مي‌گويد: واقعيت تلخ اين است كه گسترش روابط ميان دختر و پسرهاي جوان و مجرد حتي در اماكن عمومي به وضوح ديده مي‌شود.

*قانون تسهيل ازدواج جوانان به جاي دنبال كردن ازدواج موقت

آرين‌منش با اشاره به قانون تسهيل ازدواج جوانان گفت: بهتر است به جاي دنبال كردن ازدواج موقت براي دختر و پسرهاي جوان به دنبال تصويب قانون تسهيل ازدواج جوانان باشيم. با اين كار به پائين آمدن سن ازدواج و ترويج ازدواج آسان و ساده كمك مي‌‌كنيم.

* بر سر قانون تسهيل ازدواج جوانان چه آمد؟

مجيد اميدي مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان؛ درباره علت به تأخير افتادن قانون تسهيل ازدواج جوانان مي‌گويد: آئين‌نامه اجرايي اين قانون بايد توسط اين سازمان نوشته شود، هر بند اين قانون آئين‌نامه اجرايي دارد و دستگاه‌هاي مربوطه بايد جلساتي را برگزار كنند و مكلف به اجراي آن شوند.
وي ادامه مي‌دهد: در زمينه سربازان متأهل ستاد نيروهاي مسلح و فرماندهي كل قوا اظهار نظر كنند در زمينه دانشجويان متأهل نيز نياز به مشاركت وزارت علوم و دانشگاه‌هاست.
اميدي تأكيد مي‌كند: بند اول اين قانون درباره صندوق ذخيره ازدواج جوانان است كه اساسنامه آن آماده شده و كارهاي نهايي آن تقريباً تا چند مدت ديگر تمام مي‌شود و به هيئت دولت ارسال مي‌شود.
وي با اشاره به اين‌كه اين قانون در ابتدا در قالب طرح در مجلس به تصويب رسيده است پس از آن براي اجرا به هيئت دولت ارسال مي‌شود.
به گفته اميدي در 24 آبان سال جاري تهيه و تدوين آئين‌نامه‌‌هاي اجرايي اين قانون به سازمان ملي جوانان محول شده است.
وي مي‌گويد: اين آئين‌نامه‌ها منوط به تصويب بند اول اين قانون درباره اساسنامه صندوق ذخيره ازدواج جوانان است. از سوي ديگر مجلس شوراي اسلامي تعيين كرده است اساسنامه اين صندوق مجدداً در مجلس شوراي اسلامي به تصويب برسد و منابع آن مشخص شود.
مدير كل فرهنگي سازمان ملي جوانان بيان مي‌كند: در واقع پس از بررسي اساسنامه در هيئت دولت و تصويب در آن جا مجدداً براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي ارسال خواهد شد؛ بنابر اين انتظار داريم اين در پروسه كوتاه مدت و قابل قبولي اين اقدامات انجام شود.
اميدي در پاسخ به اين پرسش مبني بر اين‌ كه چرا پس از گذشت بيش از 4 سال است از تصويب اين قانون هنوز اجرايي نشده است؟ مي‌گويد: زماني كه قانوني تصويب مي‌شود بايد زمينه اجراي آن نيز فراهم شود و تمام ظرفيت‌ها لحاظ شود.
اميدي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين‌كه آيا اين مسئله مبني بر اين كه گسترش ازدواج موقت باعث افزايش آمار ازدواج در كشور شده است صحت دارد يا خير؟ مي‌گويد: ازدواج موقت نياز به بررسي دقيق دارد. ازدواج موقت از جهاتي منفي است و باعث مي‌شود امنيت خانواده از بين برود و دچار چالش شود اما گاهي اوقات تحت فشارهاي اجتماعي و در شرايط اورژانسي مي‌توان به عنوان علاج درد يا راه فرار محسوب شود.
وي ادامه مي‌دهد: البته در شرايط اورژانسي بعضي از جايگاه‌ها سكوت كرده‌اند. از اين جايگاه‌ها انتظار داريم كه وارد عمل شوند. مراكز فرهنگي و اجتماعي حوزه‌هاي علميه قم مي‌‌توانند با صدور بيانيه و فتوا در شرايط بحراني وارد عمل شوند.

* از ازدواج نصفه و نيمه خود راضي هستم

س.گ زن 30 ساله‌اي كه متاركه كرده است و حدود يك سال است كه به عقد موقت مردي 45 ساله درآمده است، مي‌گويد: به دليل اين‌كه تنهايي بسيار ناراحتم مي‌كرد دوست داشتم ازدواج كنم اما كم‌تر كسي حاضر مي‌شود با زن مطلقه ازدواج كند.
"حتي براي اجاره آپارتمان نيز مشكل داشتم " اين جمله را زن 30 ساله مي‌گويد و ادامه مي‌دهد: زماني كه براي اجاره يك آپارتمان به آژانس‌هاي املاك مراجعه مي‌كردم يا از دادن آپارتمان خودداري مي‌كردند يا اين‌كه با رفتارهاي زشت و ناپسنديده مواجه مي‌شدم.
در حالي كه سعي مي‌كند رضايتمندي خود را از اين نوع زندگي نشان دهد و غم سرد چشمانش را پنهان كند، مي‌گويد: با اين‌كه ازدواجم ازدواجي نصفه و نيمه است اما راضي هستم، چون سايه بالاي سر دارم و ديگر كسي به خودش اجازه نمي‌دهد كه از من سوءاستفاده كند.
از او مي‌پرسم آيا از ابتدا مي‌دانستي كه همسر شما يك بار ازدواج كرده و زندگي مشترك دارد؟ س.گ با اشاره به يك سال تجربه از زندگي مشترك نصفه و نيمه‌اش، در پاسخ مي‌گويد: "با علم به اين موضوع قبول كردم و همسر دوم شدم. "

*همسرم از بي توجهي‌هاي زن اولش به من پناه آورد

مجدداً پرسيدم آيا نپرسيدي چرا مي‌خواهد بار ديگر ازدواج كند؟ در پاسخم مي‌گويد: به گفته همسرم علي رغم اين‌كه ازدواج كرده بود اما احساس تنهايي مي‌كرد. او مردي با مسئوليت و خانواده دوست است اما ظاهراً خودخواهي و بي‌توجهي‌هاي همسرش باعث شد تا به من پناه بياورد.
مهريه‌ات چه مقدار است؟ اين را مي‌پرسم و زن جوان مي‌گويد: 14 سكه بهار آزادي. يك سفر عمره مفرده. ضمناً حتي براي اين‌كه ازدواجمان زير سئوال نرود و از نظر قانوني مشكلي پيش نيايد به يكي از دفترخانه‌هاي ازدواج و طلاق مراجعه كرده و اقدام به ثبت ازدواجمان كرديم.

*ثبت ازدواج موقت در شناسنامه نياز به تغيير قانون دارد

سيدمحمدجواد ابطحي، يكي از نمايندگان مجلس كه به تازگي درباره ازدواج موقت اعلام كرده بود بهتر است براي اين‌كه هيچ‌گونه سوء‌استفاده‌اي از طرف مرداني كه متأهل هستند پيش نيايد، سازمان ثبت احوال با همكاري مجلس شوراي اسلامي برگه‌اي براي ثبت ازدواج موقت در داخل شناسنامه اضافه كند كه همه چيز در اين‌باره قانونمند شود. پس از اعلام اين پيشنهاد سعيد عبودي معاون حقوقي و سجلي سازمان ثبت‌احوال نيز ضمن اظهار بي‌اطلاعي نسبت به اين موضوع مي‌گويد: من تاكنون چيزي در اين‌باره نشنيده‌ام ولي اگر قرار باشد به شناسنامه چيزي اضافه شود بايد قانون، اصلاح شود.
وي اظهار داشت: در حال حاضر در شناسنامه‌ها محل درج ازدواج و طلاق وجود دارد.
اين روزها كه افزايش آمار طلاق يا كاهش آمار ازدواج براي هر جامعه‌اي موجبات نگراني را فراهم مي‌كند، جامعه ما نيز از اين قاعده مستثني نيست‌ اما يافتن راهكار صحيح و معرفي آن در جامعه ما كه مطابق با آموزها‌ي ديني و اعتقادي باشد، كاري بس دشوار است. از سوي ديگر با معرفي طرح‌ها و پيشنهادهاي ناپخته ممكن است آسيب‌هاي جدي به جامعه رسانده شود.
بنابراين ضروري است پيش از مطرح شدن هر پيشنهادي توسط هر يك از مسئولان و دستگاه‌هاي ذي‌ربط، جلسات كارشناسي دقيقي برگزار شود‌ ‌و به دور از هر گونه موضع‌گيري زواياي مختلف مورد بازنگري قرار گيرد.
از آن جا‌ كه ازدواج موقت امري شرعي و قانوني است بايد به دنبال اين باشيم تا از اين به عنواني راهكاري براي حفظ بنيان خانواده،‌ جلوگيري از اشاعه فساد و بي بندوباري به ويژه درباره مردان و زناني كه امكان ازدواج دائم برايشان وجود ندارد بهره برد؛ بي‌ترديد نمي‌توان گروه زناني كه به هر دليلي در جامعه تنها و بي‌سرپرست زندگي مي‌كنند را كتمان كرد. اما از سويي با مطرح شدن ازدواج موقت در جامعه اين سئوال در ذهن‌ها تداعي مي‌شود "آيا زناني كه به ازدواج موقت مردي در‌آيند، قانون تضميني را براي حفظ آبرو و حقوقشان ايجاد كرده است؟
از آن‌جا‌ كه به گفته مدير كل ثبت احوال استان تهران تنها يك درصد از ازدواج‌هاي موفق به ثبت مي‌رسد، آيا مرداني كه به طور مخفي اقدام به ازدواج موقت مي‌كنند، با اختصاص يك برگ از شناسنامه حاضر هستند زير بار اين مسئوليت بروند؟ در اين صورت تكليف رضايت همسر اول در ازدواج موقت چه مي‌شود؟
اميدواريم با توجه به اين‌كه ازدواج موقت شرعي و قانوني است، روزي فرا برسد و دست مردان فرصت‌طلب و سودجو درباره اين طرح كوتاه شود و ديگر به بهانه كمك به زنان بيوه و مطلقه يا ترحم به آن‌ها از اين طرح سوءاستفاده نكنند، ضمن اين‌كه با اعمال چارچوب‌هاي قانوني كامل و دقيق زمينه‌اي براي ضايع شدن حقوق زنان فراهم نشود

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  با مزاحمت جنسی مردان صاحب مقام چه باید کرد؟

 

مدیران، استادان، پزشکان، روان‌شناسان، وکیلان و همه دارندگان مقام و موقعیت را نمی‌توان با تذکرهای اخلاقی و بدون پشتوانه قانونی، از نادرستی و خیانت و مزاحمت های جنسی برای زنان بازداشت و باید راه کارهای قانونی این مساله تدوین شود.

دکتر گلزاری، روان شناس و استاد دانشگاه با اشاره به این مطلب در وبلاگ مهمان خود آورده است:" کژکاری‌های روبه افزایش مردان به ظاهر توانمندی که از موقعیت اجتماعی خود برای به کار گرفتن زنان سواستفاده می کنند، رنج آور است."

وی افزود:" برخی مزاحمت های جنسی که می توان آنها را تجاوز کوچک نامید رواج یافته است که بدین معنی مرد صاحب جاه، طرف مقابل خود را ضمنی یا مستقیم مجبور می‌کند تا به خواهش‌های نفسانی او تن دردهد وگرنه استخدام، ادامه کار و یا ارتقایش دچار توقف و مشکل می‌شود"


این استاد دانشگاه درگفت وگو با خبر آنلاین گفت:" مدیران، استادان، پزشکان، روان‌شناسان، وکیلان و همه دارندگان مقام و موقعیت را نمی‌توان با تذکرهای اخلاقی و بدون پشتوانه قانونی، از نادرستی و خیانت بازداشت.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ازدواج‌ موقت راه حل رفتارهای جنسی جوانان نیست

 

ازدواج‌های موقت آسیب‌های فراوانی به جامعه وارد می‌کند که اولین آسیب‌ اصلی، مبهم بودن سرنوشت فرزندان حاصل از چنین ازدواج‌هایی است.

شفاف : ازدواج‌های موقت آسیب‌های فراوانی به جامعه وارد می‌کند که اولین آسیب‌ اصلی، مبهم بودن سرنوشت فرزندان حاصل از چنین ازدواج‌هایی است چرا که در جامعه و خانواده از مقبولیتی برخوردار نیستند.

ایلنا نوشت:

یک استاد و آسیب‌شناس اجتماعی گفت: ازدواج‌های موقت می‌توانند زمینه‌های بروز جرم و خشونت رادر جامعه پدید آورند به طوری‌که اکثر خلاف‌کاران حاصل ازدواج‌های موقت و صیغه‌ای در کشور هستند.

امان‌الله قرایی‌مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، با طرد ازدواج‌های موقت در کشور تاکید کرد: ازدواج‌های موقت آسیب‌های فراوانی به جامعه وارد می‌کند که اولین آسیب‌ اصلی، مبهم بودن سرنوشت فرزندان حاصل از چنین ازدواج‌هایی است چرا که در جامعه و خانواده از مقبولیتی برخوردار نیستند.

او افزود: این فرزندان ناخواسته و یا حاصل از پدران چند‌زنی، در بزرگ‌سالی با جامعه کینه‌ورزی می‌کنند چرا که حتی نامشان در شناسنامه پدر هم ثبت نشده است تا حامی داشته باشند.

این آسیب‌شناس اجتماعی یادآور شد: حتی اگر نام این فرزندان در شناسنامه پدر ثبت شود نیز نمی‌توانند دربزرگسالی از هویت ملی و اجتماعی برخوردار باشند.

قرایی‌مقدم با بیان اینکه جامعه از گذشته‌های دور نسبت به زنان صیغه‌ای و ازدواج‌های موقت روی خوش نشان نداده تصریح کرد: زنان صیغه‌ای از قدیم مورد بی‌مهری، توهین و سرزنش قرار گرفته‌اند. چرا که به اعتقاد عموم مردم زن و بچه صیغه‌ای با زن رسمی تفاوت دارد.

به گفته قرایی‌مقدم راه‌کار امروز معضل ازدواج جوانان رواج ازدواج‌های موقت نیست و هرگز نباید تصور کرد که پوشش دادن رفتارهای جنسی جوانان با ازدواج‌های موقت امکان‌پذیر است چرا که با این راه‌حل اشتباه، از چاله درمی‌آییم و می‌افتیم درون چاه بزرگ‌تر.

این استاد دانشگاه و آسیب‌شناس مسایل اجتماعی، ازدواج موقت را پاک کردن صورت مسئله و کاستی‌های اصلی پیش روی جوانان دانست و عنوان کرد: باید با حل مشکلات معیشتی و اشتغال جوانان آنها را به سمت ازدواج‌های ثابت و رسمی سوق دهیم چرا که هیچ مردی تمایلی به ازدواج موقت ندارد مگر اینکه تنوع‌پرست و یا بیمار باشد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند

خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند

خودتان را چه‌طور می‌بینید؟‌خوش‌اخلاق، زشت، تنبل، باهوش، ضعیف، مریض، شاد، افسرده، بی‌عرضه و یا...
 
 
خودتان را چه‌طور می‌بینید؟‌خوش‌اخلاق، زشت، تنبل، باهوش، ضعیف، مریض، شاد، افسرده، بی‌عرضه و یا...

آیا فكر می‌كنید این‌ها مشخصات شما هستند، درصورتی كه شما كامل، پاك و زیبا خلق شده‌اید بدون هیچ زشتی و پلیدی و ضعف‌.

اگر طور دیگری در مورد خودتان فكر می‌كنید‌، به خدایی كه شما را آفریده، بی‌احترامی می‌كنید‌
. ما همگی از روح خدا هستیم و همه‌ به یك اندازه زیبا‌، قدرتمند و كامل آفریده شده‌ایم ولی بعضی از انسان‌ها از نعمت‌هایی كه در درون‌شان وجود دارد، استفاده كرده‌ و موفق شده‌اند و برخی دیگر، در خواب غفلت بوده و دچار روزمرگی شده‌اند‌.

هیچ‌گاه خودتان را كمتر از دیگران ندانید و البته هیچ‌گاه خودتان را بیش‌تر از دیگران هم ندانید. شما انسان كاملی هستید با خصوصیات ویژه‌. هیچ‌یك از ما شبیه دیگری نیستیم. هیچ‌كس حتی دوقلوهای یكسان هم شبیه همدیگر نیستند. شاید از نظر ظاهر، شباهت داشته باشند ولی در باطن، با هم تفاوت دارند و پدر و مادرشان به‌خوبی این موضوع را درك می‌كنند.

در وجود ما، هیچ بدی و زشتی و ناپاكی نیست و هرچه هست، خوبی‌، سلامتی و زیبایی است‌. این ما هستیم كه بیش‌تر اوقات خودمان را زشت، تنبل، ‌بی‌عرضه، بی‌سواد، ضعیف، بیمار و... می‌دانیم و با این كار، هرچه بیش‌تر این صفات بد را به خودمان محكم‌تر می‌چسبانیم و بقیه نیز در مورد ما همین‌طور فكر می‌كنند‌. باور كنید دیگران همان‌طور كه شما خودتان را می‌بیند، شما را می‌بینند‌.

شما باید ساختمان اعتقادات درباره‌ی خودتان را از اول بچینید‌. هریك از ما در یك و یا چند زمینه، استعداد فوق‌العاده‌ای داریم ولی خیلی از ما، آن نعمت‌های زیبایی كه خداوند در وجودمان قرارداده را بی‌استفاده گذاشته‌ایم.

شما كارهای خوب زیادی انجام داده‌اید كه قابل ستایش هستند‌ بنابراین هیچ‌وقت خودتان را شخص بی‌ارزشی نشمارید. اگر روی نكات مثبت و استعدادهای خودتان بیش‌تر كار كنید‌، به‌زودی می‌بینید كه چه‌قدر محبوب و دوست‌داشتنی می‌شوید. ولی قبل از هر چیز، شما باید همین كه هستید را دوست داشته باشید نه چیزی كه بعداً می‌خواهید بشوید. اگر همین كه الآن هستید را بپذیرید، می‌توانید به آن چیزی كه در آینده دوست دارید‌، برسید. شما باید برای هر كار خوب كوچكی كه انجام می‌دهید، به خودتان جایزه بدهید و از خودتان تشكر كنید.

شما باید برای هر یك قدم پیشرفت‌، خودتان را تحسین كنید‌. برای 20 دقیقه بیش‌تر درس‌خواندن‌، برای 1 نمره افزایش معدل‌، برای 1 كیلو وزن كم كردن‌، برای یك دوست جدید پیدا كردن و خلاصه برای هر قدم كوچكی كه در مسیر رسیدن به هدف‌تان برمی‌دارید، از خودتان تشکر کنید‌. انتظارهای ماورایی نداشته باشید‌ و در راه رسیدن به قله‌ی موفقیت، از كوهپایه هم لذت ببرید‌. زندگی یعنی مسیر رسیدن به هدف، نه خود هدف‌. یادمان باشد كه باید هر لحظه شاد باشیم و خودمان را به خاطر كوچك‌ترین حركتی، تشویق كنیم و همسر و فرزندان‌مان را نیز به‌محض رسیدن به کوچک‌ترین موفقیتی، تشویق کنیم.

اگر منتظر باشید تا همسر یا فرزندان‌تان همانی شوند كه شما می‌خواهید و بعد تشویق‌شان كنید‌، باید تا آخر عمر، منتظر باشید و این آرزو را با خود به آن دنیا ببرید! چون هیچ‌كس این‌گونه تغییر نمی‌كند.

پس یادتان باشد دست از كمال‌خواهی بردارید. شما باید در همه‌حال، از زندگی‌تان لذت ببرید و همین شادی و احساس خوب است كه باعث می‌شود قانون جذب، اتفاقات خوب و موقعیت‌های عالی را برای‌تان به‌وجود بیاورد‌.

خودتان را به خاطر خدایی كه در درون‌تان هست، دوست داشته باشید‌. برای خودتان ارزش قائل شوید و تشنه‌ی محبت دیگران نباشید‌. هیچ‌گاه نخواهید كه ارزش شما، به‌وسیله‌ی دیگران تعیین شود‌. خودتان ارزش خود را تعیین كنید و به خودتان افتخار كنید‌.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر

موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر

تفاهم، حالتی بین دو یا چند نفر است که موجبات تأثیرگذاری و هم‌اندیشی را فراهم می‌سازد و به‌طور معمول زمانی‌ به‌وجود می‌آید که:
 

‌تفاهم

تفاهم، حالتی بین دو یا چند نفر است که موجبات تأثیرگذاری و هم‌اندیشی را فراهم می‌سازد و به‌طور معمول زمانی‌ به‌وجود می‌آید که:

- با یک یا چند نفر، در روند همکاری و تشریک مساعی برای رسیدن به یک هدف مشترک، قرارداشته باشید.

- در یک حالت روحی- ‌‌روانی و یا به‌اصطلاح طول موجی باشید که طرف مقابل‌تان هم در آن حالت یا وضعیت قرار داشته باشد.

- آهنگ و نحوه‌ی صحبت‌کردنِ‌تان با مخاطب، در یک سطح یا نزدیک به هم بوده باشد.

- شما و مخاطب‌تان تا آن‌جا که مقدور است، دنیا و شرایط محیطی را به‌صورتی مشابه یا نزدیک به یکدیگر بنگرید.

- یک چیز مشترک (زبان، ملیت، مذهب، علایق ورزشی و...) بین‌تان وجود داشته باشد.

- از ذهنیتی مشابه یا نزدیک به یکدیگر برخوردار باشید.

به‌منظور برقراری رابطه‌ی صمیمانه و نزدیک با دیگران، راه‌کارهای مختلفی وجود دارد ازجمله این‌که با دیگری، در چیزی یا چیزهایی، دیدگاه نزدیک یا مشابه داشته باشید. رسیدن به این هدف، بسیار آسان است؛ کافی‌ست روحیه‌ای قابل انعطاف داشته باشید و بتوانید برای مدت کوتاهی، از دنیایی که برای خود ساخته‌اید، خارج شوید و به جهانی پا بگذارید که دیگری یا دیگران، در آن زندگی می‌کنند. یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات ما، این است که تصور می‌کنیم بقیه‌ی مردم هم همان‌‌طور به جهان نگاه می‌کنند که ما می‌نگریم. در ارتباطات اجتماعی، هیچ روش واحدی برای درست‌نگریستن به جهان و اجتماع وجود ندارد. هرچند شما همواره می‌بینید در مغازه‌ها یا فروشگاه‌ها شعار «حق، همیشه با مشتری‌ست» نوشته شده ولی درحقیقت این جمله، بیش‌تر یک خوش‌آمدگویی به مشتریان است. اگر در روابط اجتماعی و خانوادگی، فردی خود را محق کامل و دیگری را دچار اشتباه واضح تصور کند، هرگز مذاکره یا مشاوره، معنی و مفهوم پیدا نمی‌کند.

 

 هدف از تفاهم، این است که دو نفر به دیدگاه و نتیجه‌ی مشترکی برسند، نه این‌که یکی بخواهد به دیگری ثابت کند که حق با او بوده و هست! 
 

راه‌کارهای رسیدن به تفاهم:

به‌منظور برقراری رابطه‌ی نزدیک و رسیدن به تفاهم با طرف مقابل، در زیر راه‌هایی پیشنهاد می‌گردد:

- اگر شما در مذاکره قابل انعطاف باشید، خیلی راحت‌تر می‌توانید در ارتباط شغلی، زندگی و... به تفاهم برسید. اگر در یک مذاکره به این نتیجه رسیدید که تفاهم، به‌علت پافشاری شما روی دیدگاه‌های‌تان به خطر می‌افتد، به انعطاف‌پذیری بیش‌تری فکر کنید. هدف مذاکره، تنها بحث‌کردن نیست، بلکه رسیدن به دیدگاه مشترک یا نزدیک به یکدیگر می‌باشد.

- زمانی‌که دو نفر در یک موضوع یا مطلب به تفاهم برسند، در بسیاری از افکار و رفتارهای دیگر هم به‌سادگی به تفاهم می‌رسند. برعکس، دو نفری که در وضعیت سوء‌تفاهم یا لجاجت و دشمنی قرارگرفته‌اند، حتی حرف‌ها و عقاید ساده و بدیهی یکدیگر را نقد کرده یا مورد مخالفت قرارمی‌دهند، هرچند صحت و حقانیت آن‌ها برای‌شان واضح و روشن بوده باشد.

- برای این‌که در ایجاد و استمرار حس ‌تفاهم مهارت پیدا کنید، باید این قابلیت را داشته باشید که نسبت به مطالب و اطلاعاتی که دیگران در اختیار شما می‌گذارند، حساس، بینا و دقیق شوید و سریع و متناسب با اطلاعاتِ کسب‌شده، اقدامات عملی خودتان را با نهایت انعطاف‌پذیری، در راستای همنوایی و برقراری ارتباط نزدیک با آنان به‌کار برید.

- در گذر زمان، با فراگیری زبانِ بدن، می‌توانید با دقت در حرکات بدن، ژست‌ها و نحوه‌ی صحبت‌‌کردن دیگران، بیش‌تر از حرف‌های آ‌نان پی به نیات و عقایدشان ببرید. این کار، مهارت باارزشی‌ست که بر اثر دقت و تیزبینی، در کنار مطالعه به‌دست می‌آید. 

 

 

تجزیه و تحلیل عوامل تأثیرگذار در ارتباط مؤثر

زمانی‌که از نحوه‌ی ارتباط مؤثر با دیگران صحبت می‌شود، ذهن ما متوجه موضوعاتی می‌شود که به‌صورت کلامی، مذاکره، صحبت و یا رد و بدل جملات بین دو نفر صورت‌می‌گیرد، درحالی‌که تحقیقات متعدد و دقیق آماری، سه عامل مؤثر در این فرآیند را به این‌صورت معرفی می‌کند:

1) تأثیر کلمات، عبارات و مطالب بیان‌شده:  7درصد

2) زبان بدن (حرکات بدن، دست‌ها، چشم‌ها و...): 55درصد

3) آهنگ، ظرافت و طنین صحبت‌کردن: 38درصد

در بانک‌ها، فروشگاه‌ها، دفاتر فروش بلیط هواپیما، ادارات، شرکت‌ها و... درحالی‌که مدیران و تصمیم‌گیران سالمند، در دفترهای‌شان  بسیار جدی بوده و دور از چشم مشتریان و به‌اصطلاح ارباب‌رجوع قراردارند، در خط اول ارتباط با مراجعان، افرادی جوان، مؤدب، شاداب، باحوصله، برازنده و با لحن صدایی زیبا و آرام‌بخش را قرارمی‌دهند.

 

هم‌نوایی و استفاده از حس برترِ مخاطب  

برای این‌که حس تفاهم، دوستی، اعتماد و احترام دیگری را جلب کنید، سعی‌کنید خودتان را مشابه او جلوه دهید. اگر او به تیم ورزشی خاص، شهر به‌خصوص یا موضوع ویژه‌ای علاقه دارد، با اشتیاق در همین زمینه‌ها صحبت کنید. روان‌شناسی مدرن، ثابت کرده که برای برقراری ارتباط دوستانه یا کاری، مؤثرترین روش، هم‌نوایی‌ست که می‌تواند هدایت فرد مقابل در مسیر مناسب و دلخواه را به‌دنبال داشته باشد.

در هر فرد، یک حس برتر وجود دارد که بیش‌تر از این کانال حسی، برای ارتباط با دیگران و یا جهانِ خارج استفاده می‌کند. پیداکردنِ این حس برتر، به‌صورتی ساده در زمانی که او در پایان یک مکالمه‌ی تلفنی با شما خداحافظی می‌‌کند، به این‌صورت قابل تشخیص است. برای مثال:

- اگر او در زمان خداحافظی بگوید: «بهت زنگ می‌زنم»، حس برتر و محبوب او، حس شنوایی‌ست.

- اگر بگوید: «بعداً تو را می‌بینم»، حس برتر او، بینایی‌ست.

- اگر در زمان خداحافظی بگوید: «بعداً با تو تماس می‌گیرم»، حس برتر او، لمسی‌ست.

در زمان صحبت‌کردن با فردی که حس برتر او بینایی‌ست، می‌توانید از چنین عباراتی استفاده کنید:  

«... من آینده‌ی روشنی را می‌بینم، افق‌های شفاف و چشم‌اندازهای زیبایی در برابر ما قراردارد، به‌صورت زیباتری به دنیا نگاه کنیم.»

در زمان صحبت‌کردن با فردی که حس برتر او لمسی‌ست، به‌کار بردن عبارات زیر، سودمندتر است:

«... ما نباید زیاد به گذشته فکرکنیم، بهتر است سردی‌های گذشته‌ی زندگی یا کار را با حرارت، ظرافت و لطافت آینده، جایگزین کنیم.»

در زمان صحبت‌کردن با فردی که حس برتر او چشایی‌ست، این عبارات مفیدتر است: 

«در گذشته‌ی تمام افراد جامعه، تلخی‌هایی وجود دارد که با شیرینی‌ آینده عوض می‌شود، ما نباید زود عصبی و ناامید شویم، چون تمام این تحولات، شیرینی زندگی هستند.»       

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید

برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید

روابط اجتماعی رو به کاهش؟ پس روی؟ انجام کار به صورت بد؟ نارضایتی شغلی؟ خستگی جسمی روحی؟ بی میلی نسبت به تغییرات؟ عدم انعطاف پذیری؟ دلمردگی و بدبینی؟
 
آیا از مشکلات زیر رنج می‌برید؟
روابط اجتماعی رو به کاهش؟ پس روی؟ انجام کار به صورت بد؟ نارضایتی شغلی؟ خستگی جسمی روحی؟ بی میلی نسبت به تغییرات؟ عدم انعطاف پذیری؟ دلمردگی و بدبینی؟
 

هر کدام از موارد بالا نشانه ای از فرسودگی روانی هستند.
فرسودگی روانی در اثر استرس فراوان و طولانی مدت ایجاد می‌شود، که پس از آن نوعی تنش، خشم، غضب و خستگی به وجود می‌آورد. این مشکل روانی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد با بی توجهی، بدگمانی و پرخاشگری رفتار می‌کند.

برای اجتناب از فرسودگی روانی باید خونسرد و مراقب خود باشید. در خیلی از شرکت‌ها و ادارات برنامه‌هایی ضد استرس وجود ندارد، پس هر فردی باید مسئول سلامت روان خود باشد.

همه ما، به خاطر پیشرفت‌های تکنولوژی در محل کار، می‌توانیم شدیدتر اما سریع تر کارمان را انجام دهیم. اما کارگر یا کارمند تنها چیزی است که در اداره ترفیع پیدا نکرده است. افراد مجبور هستند حتی بیشتر از گذشته کار انجام دهند، اما هیچ تنوع و پاداشی نداشته باشند، از این رو دچار افسردگی و استرس شغلی بشوند. افسردگی یک شبه اتفاق نمی‌افتد. با گذشت زمان، استرس جمع می‌شود و در نهایت به نوعی خستگی، پس روی و دلمردگی تبدیل می‌گردد.

زمانی که شما انرژی و انگیزه خود را از دست می‌دهید، و نمی‌دانید که با این مشکل چگونه کنار بیایید، دچار افسردگی روانی می‌شوید.

اگر به موارد زیر توجه کنید، شاید از افسردگی رنج ببرید:
عدم تحمل همکاران و رفتار خشونت آمیز با آنها، نکوهش و ملامت اطرافیان و تقصیر خود را گردن آنها انداختن، انزوا، دلتنگی، رو آوردن به نوشابه‌های الکلی و بعضی خوراکی‌ها.

علائم جسمی هم شامل این موارد هستند:
سردرد، افزایش فشارخون، بیماری‌های مزمن. به راستی استرس شما را از پا در می‌آورد و بیمار می‌کند. باور کردنی نیست، پاسخ به این افسردگی از فردی به فردی دیگر متفاوت است، از اعتیاد به پرکاری گرفته تا عدم تمایل به ادامه شغل، متفاوت می‌شود. خیلی از مردم قبل از این افسردگی، افرادی پر بازده و پر توان بوده اند، که گاهی طمع و زیاده خواهی باعث استرس در آنها شده است، که بعد از آن قادر به مدیریت امور خود نیستند و در نهایت دچار افسردگی روانی می‌شوند.

شاید بدترین قسمت افسردگی این باشد که تمام جنبه‌های زندگیتان را تحت تاثیر قرار می‌دهند (نه فقط جنبه شغلی). بی توجهی به استرس منجر به افسردگی و دلمردگی می‌گردد.
 

آیا بیش از حد استرس دارید؟
می توانید فرمی را در این زمینه پر کنید
اما خیلی از افراد با دیگران صحبت نمی‌کنند، تا متوجه شوند که نشانه ای از استرس در آنها وجود دارد. این که برخی افراد  علت و راه حل استرس خود را نمی‌دانند، مشکلشان دو چندان می‌شود.

متاسفانه، گاهی اوقات خانواده و اطرافیان با توجهی و خواسته‌های بی جا، مشکل و افسردگی فرد را بیشتر می‌سازند. برگشت از کار پر تلاش به خانه ای که باید تمیز گردد، رسیدگی به تغذیه و امور فرزندان، و همسری که شایسته توجه است، می‌تواند فرد را مستاصل کند و از پا در آورد. گاهی استرس آنقدر تاثیر بد روی فرد می‌گذارد که وی فلج می‌گردد و قادر به انجام امور خود نخواهد بود. از آنجا که توجه به خواسته‌های دیگران بیش از حد برای این قبیل افراد اهمیت دارد، خودشان را فراموش می‌کنند. در این صورت چگونه می‌توانند به خودشان فکر کنند و قدری هم برای خود ارزش قایل شوند؟
پس اگر از لحاظ روانی خودشان را تخلیه نکنند، مشکلات بیشتر می‌شوند.

اگر فرد به احتیاجات خود در تمام جنبه‌های زندگی توجه کند، امور جزئی را کنار می‌گذارد و آنها برای وی بی ارزش می‌گردند.
 

لزوم توجه به خود
در مصاحبه ای دکتر جوزف کمپبل از لزوم استراحت و آرامش در زندگی مدرن سخن گفته است، وی در ادامه گفته:
آرامش در زندگی هر فردی اهمیت دارد. شما باید یک اتاق داشته باشید، یا یک ساعت و روز، جایی که فارغ از مشکلات روزمره، یا اینکه دوستان شما چگونه افرادی هستند، به چه کسانی بدهکار هستید، از چه کسانی طلب دارید، به استراحت بپردازید و آرامش پیدا کنید. شاید در خلوت خود فکر کنید که خب با این کار که مشکلات حل نمی‌شوند، اما با گذشت زمان بهبودی حاصل می‌شود.

در خلوت خود به عبادت بپردازید و با خدای خود راز و نیاز کنید، حتی الامکان به مسجد، کلیسا و اماکن زیارتی بروید و استرس را از خود دور نمایید.

افسردگی حتی باعث می‌شود که افراد پر تلاش و با ارزش، احساس نوعی بی ارزشی در محل کار خود بکنند، فقط به خاطر نوعی خستگی. اگر در بلند مدت از آنچه انجام می‌دهیم رضایت نداشته باشیم، سعی و تلاش خود را از دست می‌دهیم و قادر به ادامه راه نیستیم. اما با راه حل‌های سازنده و مقابله با استرس، می‌توانیم از مشکلات بکاهیم و از انجام امور لذت ببریم. .
 

سر و کار داشتن با استرس
اگر چه مشکل خیلی از افراد خورد و خوراک است و رفاه و سعادت را در خوب خوردن می‌دانند، اما باید ساده تر برخورد کنند. در عوض یک کاسه میوه، کشمش، مغزها، و دیگر خوراکی‌های مغذی را در دسترس داشته باشند و هر زمان که هوس فست فود یا اسنک کردند از آنها میل کنند. از دیگر کارها برای غلبه بر استرس، خواب و استراحت کافی و فعالیت بدنی می‌باشند. ورزش به این معنا نیست که حتما هفته ای سه روز و هر بار یک ساعت به باشگاه بروید. بلکه پیاده روی صبحگاه یا عصر در اطراف خانه خود یا پارک محل بهترین ورزش است که شما را سرحال و پر انرژی می‌سازد.
 
زمان برنامه ریزی برای فعالیت بدنی، حتما آرامش روحی خود را نیز در نظر بگیرید. برخی افراد تا دیر وقت در کلوپ و باشگاه‌های ورزشی می‌مانند، با این کار نه تنها آرامشی دریافت نمی‌کنند، بلکه دچار نوعی دلزدگی و خستگی می‌گردند. ورزشی را انجام بدهید که دوست دارید. گاهی اوقات با رفتن به ورزشگاه، علاوه بر استرس ناامید هم می‌شوید. پس سعی کنید هر کاری که به نفع شماست، انجام بدهید.

تغییراتی را ایجاد کنید که می‌دانید از آنها لذت می‌برید و از عهده آنها برمی آیید.
 

سرگرمی نیز کلید حل مشکلات است
مدیتیشن نیز موثر است. ساعاتی را به کتاب خواندن اختصاص بدهید. یا به کتاب فروشی و کتابخانه مورد علاقه خود بروید و در سکوت آنجا به مطالعه بپردازید. به بازار بروید و در خرید اجناس لوکس لذت ببرید. در حمام شمعی خوشبو قرار بدهید و دوش بگیرید.

زمان استراحت خود را فراموش نکنید. و در محلی ساکت استراحت کنید. ذهن خود را پاک نمایید. خیلی مواقع آنقدر در همهمه و سر و صدا قرار می‌گیریم که خودمان هم متوجه نیستیم، فقط وقتی در خلوت قرار می‌گیریم به نعمت سکوت پی می‌بریم. قبل از خواب یک فنجان چای یا قهوه بدون کافئین بنوشید. به جای تماشای 2یا 3 ساعته تلویزیون، فعالیت شخصی خود را انجام بدهید. به موزه شهر خود بروید، یا هر هفته با همسر خود پیک نیک بروید. به سینما و تئاتر بروید (هر هفته یا هر شب).

اول هر ماه لیستی از کارهایی را که از انجام آنها لذت می‌برید، تهیه کنید. به شهرهای زیبای اطراف خود بروید و به گردش بپردازید. می‌توانید آدرس اماکن دیدنی شهرها را در اینترنت جستجو کنید.

اولین قانون زندگی این است که:
در صورت قوی بودن، برای دیگر افراد خوب هستید. به جای اینکه نیاز اطرافیان را مهمتر از نیاز خود بپندارید، بدانید که تنها با سالم و خوشحال بودن، می‌توان بهترین کار را برای رئیس، دوستان و خانواده خود انجام داد.

 چیزی که درست در زمان استرس از آن غفلت می‌کنیم، به کارگیری تلاش در تمام جنبه‌های زندگی می‌باشد.
همه ما به هشت ساعت خواب شبانه نیاز داریم. گاهی با خود می‌گویید خانه ام خیلی نامرتب و کثیف است و فردا فرصت تمیز کردن آن را ندارم، اما فراموش نکنید که برای انجام هر کاری به طور موثر باید انرژی و شادابی داشته باشید.

می توانید در جلسات خانوادگی و اجتماعی شرکت کنید، اما با دقت نظر در مباحث شرکت کنید تا استرس شما کاهش یابد. با شرکت در این جلسات می‌توانیم روی راه حل‌های موثر برای حل مشکلات تمرکز نماییم. باید مثبت و سازنده فکر کنید و خود را دست کم نگیرید تا نوعی قدرت برای غلبه بر استرس و فشار روانی پیدا کنید. نباید استرس شما را کنترل کند، بلکه شما باید زمام امور را به دست بگیرید و استرس را مهار کنید.

راه شکست فرآیند افسردگی روانی، اطلاع از شیوه‌های پیشگیری از استرس می‌باشد. اگر بتوان به شیوه ای موثر از استرس جلوگیری یا بر آن غلبه کنیم، پیامدهای منفی آن ریشه کن می‌شوند. جستجوی راه‌های موثر برای غلبه بر استرس، کلید شکست افسردگی روانی است.
 

غلبه موثر بر استرس
موارد زیر راه‌های موثر برای غلبه بر تنش در زندگی می‌باشند:
• دلیل و چگونگی احساسات شخصی خود را بشناسید.
• بدانید چه موقع دچار استرس می‌شوید.
• فقط کاری را که از عهده آن برمی آیید، انجام بدهید.
• به فعالیت بدنی و تغذیه خود توجه کافی مبذول بدارید.
• اگر به کمک نیاز دارید، دیگران را باخبر کنید.
• اگر خسته هستید، حتما استراحت کنید.
• مهارت‌های شغلی خود را ترفیع نمایید.
• اهداف کلی خود را به جزء تبدیل کنید. چرا که با انجام هدف جزئی احساس پیشرفت و ترقی می‌کنید، و نیاز نیست که منتظر انجام یک هدف طولانی مدت بمانید.
• یک زندگی فعال را خارج از محل کار خود خلق کنید.
• آنچه را که به دست می‌آورید، بپذیرید.
• احساس برد کنید.
• در دیگران نیز انگیزه ایجاد نمایید. 
• به توصیه مفید دیگران توجه کنید.
• مثبت بیاندیشید.
• توازن، توازن، توازن را یاد بگیرید.
منابع مفید برای غلبه بر استرس
 

در زیر لیستی از منابع برای کنترل و مهار استرس آورده شده است:
www.Stress.about.com
www.realage.com
www.stretcher.com
در سایت اول، مقالات متعددی در زمینه استرس وجود دارد. همچنین اعضای  این سایت راه‌های مبارزه با استرس را به دیگران آموزش می‌دهند.
در سایت دوم، استراتژی‌ها تغذیه و سلامت آورده شده است. با کمک مقالات این سایت می‌توانید رژیم غذایی و سلامت خود را بهبود ببخشید.
از انجا که منشا استرس خیلی از مردم، مسائل مالی است، به بهره گیری از مقالات این سایت می‌توانید راه حل‌های موثر برای مشکلات مالی خود پیدا کنید.
استرس به طور موثر می‌تواند کنترل شود. اگر احساس می‌کنید که به کمک استراتژی‌هایی خاص می‌توانید آن را از بین ببرید، هرگز تعلل نکنید.
مشاورین یا روان شناسان نیز می‌توانند به شما مدد رسانند. اما باید عادات، عکس العمل‌های خود را بهبود ببخشید تا بتوانید احساس سرمستی کنید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!

اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!

اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می‌گیرید و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار دیگران نیستید.
 

اگر چنین هستید ، صبر كنید ، ازدواج نكنید

1 - اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود ، مسئولیت كاری را به عهده نمی‌گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می‌ورزید. ( تنبلی و بی‌مسئولیتی)

2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی كننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)

3 – اگر در زندگی، مرتب شغل خود را عوض كرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشكلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترك تحصیل كرده اید، علائق خود را نیمه كاره رها كرده اید و ثبات فكری ، احساسی و رفتاری ندارید.( عدم ثبات فكری، احساسی و رفتاری)

4 – اگر تصور می‌كنید ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می‌دهید. (خطای شناختی)

5 – اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی كه در زندگی مشتركتان در آینده با هیچ گونه مشكلی مواجه نشوید. (خطای شناختی)

6 – اگر در پی كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می‌گیرد. (اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)

7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می‌گیرید و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واكنش دفاعی و خود میان بینی)

8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید. (عدم خودآگاهی)

9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتار های شما ایجاد نشده است. (عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)

10 – اگر مسائل كاری شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده ( خانواده پدری) می‌شود یا مسائل و مشكلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می‌گذارد و در هم تنیده می‌گردد. (مشكل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)

11 – اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر كند) و بسیار متعصب ، خشك و غیر قابل انعطاف هستید. (‌عدم انعطاف پذیری لازم)

12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل می‌كنند)، نمی باشید. (عدم اگاهی اجتماعی)

13 – اگر بیشتر به جای گوش كردن ، صحبت می‌كنید و بیشتر از آنكه سعی كنید دیگران را بفهمید ، سعی دارید كه دیگران شما را درك كنند. (عدم مدیریت رابطه)

14 – اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفاً ، هیجانات شما را به سویی می‌كشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید. (خود یا اگو ضعیف ، هوش هیجانی پائین)

15 – اگر برای رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واكنشی نسبت به دیگران عكس العمل نشان می‌دهید.( رفتار بی تعقل یا انعكاسی، مشكل در شیوه حل مسئله)

16 – اگر عادت دارید به جای حل مشكلات از آنها فرار كنید یا اجتناب بورزید یا واكنش شما به مسائل بی تفاوتی هست. (پاسخ اجتنابی به رویدادها)

17- اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تكانشی ( كسی كه یكباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می‌زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می‌آئید. (اختلال شخصیت)

18 – اگر فكر می‌كنید، از میان چند میلیارد ساكنین كره زمین ، فقط و فقط یك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.( خطای شناختی ، عدم كنترل احساس ، هوش هیجانی ضعیف)

19 – اگر بدون اینكه خود را دقیقاً‌ ارزیابی كنید و بشناسید ،‌دنبال همسر مناسب می‌گردید. (‌عدم شناخت خود)

20 – اگر وضعیت فعلی اتان راضی كننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت ، اقدام به ازدواج می‌كنید. (مشكل در شیوه حل مسئله)

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !

دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !

بعد از مدتی احساس خواهید كرد كه در زندگی عقب مانده‌اید و دلتان برای دوستان قدیم تنگ می‌شود. آن?وقت جبران این دلتنگی را با غرزدن به‌سر همسرتان می‌خواهید جبران كنید.

این مساله در بسیاری از مواقع درست است. كسی كه مسوولیت خانواده را قبول می‌كند باید به یك سری از محدودیت‌ها تن بدهد اما این به آن معنا نیست كه زن و شوهر تمام وقت خود را با هم باشند. بسیاری از دوستان دوران مجردی شما شاید نتوانند در جمع خانوادگی حضور پیدا كنند اما این دلیل نمی شود كه آنها را رها كنید.

شما بعد از ازدواجتان هم باید ساعاتی را به خودتان اختصاص دهید.
شاید شما فكر كنید كه انجام كارهای خانه و رسیدگی به همسرتان برای شما كافی است و خود را ملزم به انجام كار دیگری ندانید اما بعد از مدتی احساس خواهید كرد كه در زندگی عقب مانده‌اید و دلتان برای دوستان قدیم تنگ می‌شود. آن?وقت جبران این دلتنگی را با غرزدن به‌سر همسرتان می‌خواهید جبران كنید.

شما بهتر است بعد از ازدواج كه رابطه خود را با دوستان قدیمتان حفظ كنید. با آنها به دوره‌های دوستانه بروید. ساعتی از روز را به خودتان اختصاص دهید و كارهایی را بكنید كه دوست دارید مثلا كتاب بخوانید، نقاشی كنید، به كلاس ورزش بروید و... بگذارید كه خانواده كوچك شما بدانند كه این ساعت متعلق به خود شما است و مزاحمتان نشوند البته باید حد و حدود این مساله با توجه به روحیات همسرتان تنظیم کنید تا هم او را راضی نگه دارید و هم خودتان به خواسته تان برسید. دوستان مجردتان نیز که با شما در ارتباط هستند نقش مهمی دارند و اگر شما دوستان خوب و موجهی در دوران مجردی دارید دوستی با آنها را در اولویت قرار دهید. 
 
این مدت كوتاه در طول روز به شما اجازه می‌دهد كه به‌دور از مشكلات و دل مشغولی‌های جمعی به خودتان فكر كنید و در نهایت با روحیه ای شادتر به جمع خانواده بازگردید.

شما باید برای همسر خویش هم چنین حقی را قائل شوید و اجازه دهید كه او هم ساعتی از روز را به خودش اختصاص دهد. با دوره‌های دوستانه او مخالفت نكنید. اگر همسرتان می‌خواهد با دوستانش به سفر برود به این معنا نیست كه با شما به او خوش نمی گذرد. دوربودن شما از هم برای چند روز اصلا بد نیست. بلكه باعث می‌شود بیشتر قدر یكدیگر را بدانید (به این جمله به شكل كلیشه نگاه نكنید واقعا این اتفاق می‌افتد).

اگر فرزند دارید برنامه را طوری تنظیم كنید كه در روزی كه می‌خواهید با دوستان‌تان باشید فرزندانتان پیش همسرتان باشند این مساله باعث می‌شود كه آنها مدتی بدون حضور شما با هم تنها باشند و این به محكم‌ترشدن رابطه‌شان كمك می‌كند. تجربه نشان داده است كه زن?ها بسیار بیشتر از مردان بعد از ازدواج جذب خانواده می‌شوند و خودشان را وقف می‌كنند و انتظار دارند كه مردها هم همین كار را كنند در حالی كه مردها به ندرت بعد از ازدواج می‌توانند دوستانشان را كنار بگذارند. اگر همسرتان می‌خواهد بعد از مدتی یك سفر چند روزه با دوستانش برود با او مخالفت نكنید اما سعی كنید كه همواره تعادل را در این زمینه رعایت كنید.

بدانید كه این رفتار خردمندانه شما است كه این تعادل را به وجود می‌آورد.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  ازدواج مهارت می‌خواهد!

ازدواج مهارت می‌خواهد!

زندگی مشترك افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك،در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود.
 

ازدواج مهارت می‌خواهد!

زندگی مشترك افقی است روشن و جلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروری این اشتراك، یعنی توانایی ها و مهارت های خاص و سازنده، در تفكر، بینش و عملكرد انسان رؤیت و ملاحظه شود. زیرا این مهارت ها و توانایی های انسان است كه در وقت لزوم، به یاری او می‌آید تا مشكلات ، اختلافات و نقاط ضعف و كاستی های زندگی مشتركش را برطرف نماید. حال چنانچه زندگی مشتركی كه براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم توانایی ها و مهارت های هر دو نفر و یا حتی یكی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخكامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یك زندگی مشترك، همیشه در گرو توانایی ها و مهارت های خاصی است كه در حقیقت تضمین كننده ای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب می‌آیند.

به همین لحاظ در نوشتاری كه پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به راهكارهای مهم و اساسی، پیرامون برخی از توانایی ها و مهارت های لازم برای ایجاد و برقراری یك زندگی مشترك ایده آل پرداخته شود.

مهارت در خودآگاهی

آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان كمك می‌كند با توانایی ها و ضعف ها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشكیل زندگی مشترك بهتر و عمیق تر با مسائل روبه رو شود. این خودآگاهی به شخص نشان می‌دهد كه چگونه می‌تواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم كنترلشان نماید تا منجر به هیچگونه ناراحتی نگردد.

خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها می‌شود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان می‌دهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان می‌سازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر می‌نماید، به زندگی او آرامش می‌دهد و احساس رضایت مندی اش را رونق می‌بخشد. 

«خودآگاهی» تضمین كننده استحكام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشكلات و حل مناسب آنها می‌شود. 

به جز موارد فوق، «خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمی‌ها، توانایی ها، ضعف ها، ارزش ها، مسئولیت ها، شناخت فرهنگ، مذهب، علائق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد.

كشف و درك و شناخت مهارت ها و توانایی های خود، به این دلیل مهم است كه فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثلاً فردی كه هدفش رسیدن به درجات عالیه كمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج كند كه هدفش رسیدن به یك زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشكلات فراوانی در زندگی مشترك خواهد شد. امتیاز دیگری كه می‌توان برای خودآگاهی منظور نمود آن است كه موجبی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوت های بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت شناخت تفاوت های میان زن و مرد، یكی از مهم ترین بخش های مربوط به مهارت خودآگاهی است.

شناخت تفاوت های میان زنان و مردان 

در یك بعد كلی می‌توان گفت انسان ها، تفاوت های بسیاری با یكدیگر دارند كه دلایل شان نیز متنوع و متعدد است. اما تفاوت های بین زن و مرد ، تفاوت های عمده ای است. برخی از این تفاوت ها، ریشه در عوامل فیزیولوژیكی و زیستی دارند و بعضی، نشأت گرفته از عوامل فرهنگی و اجتماعی هستند.بیشترین این تفاوت ها را كه معمولاً شدید و قابل تعمق است، می‌توان در ازدواج و زندگی مشترك به وضوح احساس كرد، از جمله این كه: 

.1دیدگاه زنان و مردان نسبت به ارتباط و مسائل زناشویی كاملاً متفاوت است

این تفاوت كه در واقع ریشه زیستی دارد، مهمترین اختلاف آنان در ارتباط با رابطه زناشویی است. این رابطه در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی كه در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیك دارد. دیگر آن كه جنبه های عاطفی این احساس در مردها، بسیار كمتر از آن احساسی است كه در زن ها وجود دارد. این تفاوت‌ها و یا عدم آگاهی از آنها، گاهی موجب سوء تفاهم و بر هم خوردن روابط میان مرد و همسرش می‌شود.

.2 استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد 

استقلال مردها از موارد قابل توجه در زندگی مشترك است. چون آنها مایلند و می‌خواهند در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل كنند. مخالفت همسر یا عدم توجه وی به این نكته، می‌تواند مشكلات و موانعی در زندگی مشترك ایجاد کند زیرا مرد تصور می‌کند كه به احساس استقلالش، لطمه خورده است.
 
.3 زنان می‌خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می‌دهند

چنانچه زن حس كند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می‌شود و واكنش های عاطفی شدید نشان می‌دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است كه حس كنند همسرشان به آنان احترام می‌گذارد و به سلامت وعقیده و ... آنان اهمیت می‌دهد.

.4 مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است

با مراجعه به فرهنگ های مختلف موجود در جوامع گوناگون، خواهیم دید كه «مرد» به عنوان قدرت اول خانواده، شناخته شده است كه البته این مسئله را باید جدای از تبعیض های میان زن و مرد، به حساب آورد. در خانواده هایی كه زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیمی ‌اتخاذ می‌نماید، یا این كه قدرت اول خانواده است، معمولاً مشكلات گوناگون زیادی مشاهده می‌شود كه آسیب دیدگی احساس مرد از خود را می‌توان یكی از این ناراحتی ها دانست. البته این كه مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست كه مرد، در یك نقش دیكتاتوری ظاهر شود بلكه منظور از این مسئله، مدیریتی است كه باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

.5 صحبت كردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است

زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت كردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می‌نمایند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درك و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترك خواهد نمود.

.6 نگاه مردان به مسائل، كلی تر است

مردها معمولاً وارد جزئیات و نكات ظریف نمی‌شوند، در حالی كه زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولاً این خصوصیات زن و مرد، موجب می‌شود زن تصور كند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند كه همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و كم اهمیت، درگیر و مشغول می‌سازد. 

.7جذابیت های جسمی ‌و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی‌و آراستگی زن قرار می‌گیرند كه این نیز یكی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

.8زن ها عاطفی تر از مردها هستند

یكی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است كه زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی كه همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مكان آشنایی و ... را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه كند، وقتی با شوهری روبه رو می‌شود كه نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشكار است، نخستین احساسش آن است كه همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است. باید دانست ادامه چنین تفكرات منفی و برخوردهای احساسی در مدت زمانی اندك، موجب بروز سوء تفاهم و دلسردی از زندگی مشترك می‌شود. لذا آگاهی از این نكات ضمن آن كه از ناراحتی های بسیاری جلوگیری می‌كند، احساس مهارت در زندگی مشترك را در شخص رشد می‌دهد و او را به موفقیت می‌رساند.

9.مهارت در همدلی با افراد

همدلی با افراد مهارت خاصی می‌خواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی‌به انسان ها كمك بسیاری می‌كند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور می‌كنند تفاهم به این معناست كه ما با فرد مقابل، كاملاً همفكر و هم عقیده باشیم، در حالی كه باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمی‌توان دو انسان را یافت كه به طور كامل شبیه یكدیگر باشند. اختلاف و تفاوت در دیدگاه ها، سلیقه ها، آرزوها، عقاید و علایق، همه و همه، امری طبیعی و كاملاً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را می‌تواند برای ما، قابل درك و فهم سازد، همان «همدلی» است كه به واسطه آن، می‌توانیم بسیاری از مشكلات ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریك زندگی مان، را برطرف سازیم. 

اصول مهارت همدلی

به صحبت های دیگران خوب گوش كنید.

هنگامی‌كه كسی صحبت می‌كند، كار دیگری انجام ندهید. خوب گوش كردن یا به عبارت دیگر، گوش كردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی‌است. نمی‌توان هم كتاب خواند و هم به صحبت های طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه كنید كه هنگام صحبت كردن طرف مقابل، به صورت او نگاه كنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبت هایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت لازم را قائلید. حتی گاه با اظهار كلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید كه كاملاً به صحبت هایش و آنچه كه می‌گوید، توجه دارید و برای این توجه تمركز كافی داشته باشید.

با احساس و عواطف طرف مقابل‌تان همراه و هماهنگ شوید. 

هنگام همدلی، سعی كنید طرف مقابل خود را درك كنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاكارانه یا از روی اجبار! بلكه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثلاً هیچ وقت نمی‌توان با فردی كه با صدا و حالتی حزن آلود، درباره مسئله یا موضوع ناراحت كننده ای سخن می‌گوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عكس این مثال نیز صادق است.

.به احساسات و هیجان های طرف مقابل تان توجه داشته باشید.

بیشتر اوقات، فردی كه از شرایط و مسایل خود، سخن می‌گوید و به شرح مشكلات یا درد دل هایش می‌پردازد، قبل از آن كه به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیت های احساسی او را درك كند. شما باید با توجهی كه نسبت به احساس و هیجان او می‌كنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید. 

.خود را به جای طرف مقابل بگذارید.

تنها در این صورت است كه می‌توانید از دریچه چشم وی، به مشكلات نگاه كنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی لازم را درباره اش داشته باشید.

در همدلی با طرف مقابل، از جمله های قاطع استفاده نكنید.

معمولاً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است كه موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد می‌سازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با كلمه ها و جمله های قاطع و بُرنده، صحبت نكنیم. چه بسا كه در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه كرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی كه داشته ایم، نه تنها همراه و همدل او نبوده ایم، بلكه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز كرده ایم.

10.مهارت حل اختلاف

این مهارت نیز، همانند بقیه مهارت ها، برای ازدواج و تشكیل زندگی مشترك و اصولاً برقراری ارتباط درست با دیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختلاف و تفاوت بین افراد، امری كاملاً عادی و طبیعی است. منتها مهمتر و طبیعی تر آن است كه نسبت به حل این اختلافات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختلاف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونه ای حل كنیم كه رضایت همه فراهم آید؛ و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با كسب مهارت در حل اختلافات. 

اصول مهارت حل اختلاف

- صحبت كنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی.

حل اختلاف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است كه همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.

- منفی سخن نگویید.

اگر برای وصل كردن، قدم جلو می‌گذاریم، باید دقت كنیم از به كار بردن سخنان نومید كننده و تحریك كننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.

- در اولین قدم اختلاف، آن را حل كنید.

به محض احساس اختلاف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون اگر شامل مرور زمان شود، تبدیل به كینه و رنجش می‌شود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو كردن ناراحتی ها و سوءتفاهمات، كمك مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختلافات را نیز سهل تر می‌نماید.

- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختلاف، درخواست كنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یكدیگر، برای حل اختلاف، اختصاص دهند.

- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید.

چنانچه ما با طرف مقابل خود، دچار مشكلی شده اید یا برای حل اختلاف دیگران، می‌خواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونه ای صحبت كنید كه دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی كنید. طعنه و كنایه را نیز باید از لحن و كلامتان حذف نمایید.

- نظر و عقیده خود را بیان كنید.

ناراحتی خود را عنوان كنید و درباره اش سخن بگویید بدون آن كه قضاوت یا سرزنش كنید و حكمی‌صادر نمایید.

- دیگری یا دیگران نیز حق دارند.

به طرف مقابل خود یا دیگرانی كه با یكدیگر دچار اختلاف شده اند، اجازه كافی بدهید تا از ناراحتی ها و مشكلاتشان صحبت كنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشكلات، آماده تر می‌نماید.

- عذرخواهی مشكل نیست.

در زمان حل اختلاف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یك جمله كه حاكی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر كند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را كوچك نمی‌كند، بلكه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز می‌سازد. حال چنانچه لزومی‌به عذرخواهی هیچ كسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، كنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.

- هربار، فقط یك موضوع را مطرح كنید.

برای هر مشكل، یك جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا كه در صورت صحبت و طرح همه ناراحتی ها و مشكلات در یك جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلكه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتی ها، دامنه اختلافات وسعت بیشتری خواهد گرفت.

لازم به یادآوری است كه مهارت حل اختلاف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زن ها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت كه در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همكاری و تعادل، برای همگان امری لازم و واجب است.

11.مهارت تصمیم گیری

تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسان ها به صورت های مختلفی تصمیم گیری می‌كنند، خواه این تصمیم درباره معامله ای باشد یا اشتغال به كاری یا انجام عملی یا ازدواجی.

انواع تصمیم گیری

1.تصمیم گیری احساسی؛ كه تصمیم براساس یك احساس خاص ( عشق ، خشم، كینه، حسادت و كمك و...) گرفته می‌شود.
 
.2 تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمی‌كه فرد به دلیل ترس و نگرانی كه دارد، سعی می‌كند تا آنجا كه می‌تواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امكان آن را به وجود می‌آورد كه فرد، فرصت های مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.

 3. تصمیم گیری اخلاقی؛ تصمیمی‌است كه فرد، برای انجام آن به دلایل اخلاقی تكیه می‌كند. مثلاً ادامه دادن به یك زندگی مشترك مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.

4.تصمیم گیری تكانشی؛ این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت كار، یا ارزیابی و توجه به موقعیت ها و شرایط صورت می‌گیرد. مثلاً فردی، فرد مقابل خود را برای كاری كه در نظر دارد ترغیب به عجله می‌كند و قدرت تفكر در مورد یك عمل درست را از او می‌گیرد.

5.تصمیم گیری مطیعانه؛ سبك تصمیم گیری مطیعانه، می‌تواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد كند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یك یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم می‌گیرند بدون آن كه فرد یا افراد یا موضوعی كه تصمیم بر روی آن اجرا می‌شود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را می‌توان در ازدواج های سنتی مشاهده كرد. 

6.تصمیم گیری عقلانی؛ سالم ترین تصمیم ها، تصمیمی‌است كه براساس تفكر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقلانی، براساس واقعیات است و معمولاً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده می‌شود.

اصول تصمیم گیری عقلانی 

تصمیم گیری عقلانی نیز مانند بقیه مهارت ها، دارای اصول مهارتی است كه به ترتیب ذیل است:

- مواجه شدن با یك تصمیم: زمانی است كه فرد متوجه می‌شود باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن تمركز كرده و ضمن روشن كردن موضوع تصمیم، اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری می‌نماید.

- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطلاعات: با راه حل ها و اطلاعاتی كه فرد به دست آورده، این حق را می‌یابد تا تصمیمی‌درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام كار مورد نظرش بگیرد.

- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخاب ها را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهد تا معقول ترین آنها را انتخاب كند.

- تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی‌كه گرفته می‌شود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت. 

- برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقلانی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده می‌شود. مثلاً تصمیم به ازدواج كه مراحلی همچون خواستگاری ، نامزدی ، خرید و غیره دارد.

- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی‌می‌پردازد كه یا ناموفق بوده یا آن موفقیت لازمی‌را كه فكر می‌كرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را كه از سر گذرانده، مورد بررسی قرار می‌دهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی كند.
 
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی

تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی

تفاوت ازدواج‌های شادکام و ناشاد را حداقل تا حدودی می‌بایست در پرتو شیوه‌‌ای تعیین کرد که طرفین به فشارهای روانی پاسخ می‌دهند و یا با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.
  نگاه اجمالی

رضایتمندی زنانشویی را نمی‌توان صرفا بر اساس فشارهای روانی بیرونی تعیین کرد زیرا تمامی ا‌زدواج‌ها دست کم با یک یا چند فشار روانی مواجه هستند. تفاوت ازدواج‌های شادکام و ناشاد را حداقل تا حدودی می‌بایست در پرتو شیوه‌‌ای تعیین کرد که طرفین به فشارهای روانی پاسخ می‌دهند و یا با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند.

پاداش‌ها

یک منبع بسیار با اهمیت رضایت‌مندی در ازدواج عبارت است از پاداش‌هایی که طرفین به یکدیگر می‌دهند. بسیاری از عوامل باعث استحکام ازدواج می‌شوند اما پاداش‌های ادراک شده مهمترین عامل است. پاداش‌های زیادی برای‌‌ این کار وجود دارد و برای افراد مختلف چیزهای متفاوتی از کار کرده پاداش دهنده برخوردارند. مصاحبت و دوستی یکی از پاداش‌هاست. سایر پاداش‌ها عبارتند از داشتن یک همبازی مناسب در بازی یا کسی که با او بتوان به پیاده روی پرداخت، کسی که با او خاطرات مشترکی داشته باشیم و یا کسی که با او به تجربه‌های جدید دست یابیم. تحسین و تمجید نیز می‌تواند نقش پاداش دهنده داشته باشد و باعث حفظ ازدواج شود.

 ادراک درست و دقیق

زوج‌های شادکام در شناخت یکدیگر توفیق دارند. آنها یکدیگر را به درستی و با دقت ادراک می‌کنند. ولی زن و شوهرهای ناراضی چنین نیستند. بسیاری از موانعی که بر سر راه ادراک دقیق و درست قرار دارند می‌توانند ادراک دقیق در ازدواج تداخل کنند. زوج‌های ناراضی معمولا در موقعیت‌های مثل قرار ملاقات (خواستگاری) در پی شناخت یکدیگرند. در این موقعیت‌ها هر دو نفر به مهمترین نحو رفتار کرده و ممکن است اختلافات عقاید خود را در آن دوره به حداقل ممکن برسانند. در نتیجه ممکن است در زمان ازدواج یکدیگر را نشناسند. حتی اگر زن و شوهرها واقعا در همان بدو ازدواج یکدیگر را بشناسند ممکن است از ادراک تغییرات همسر خود باز بمانند.

ارتباط و تبادل نظر

همسران چگونه می‌توانند یکدیگر را بهتر بشناسند؟ اولین ابراز مسیر برای به حداقل رساندن کژفهمی ‌در ازداوج، تبادل پیام است. اگر زن و شوهرها در وضعیت گشوده و بی‌پرده با یکدیگر صحبت کنند، احتمال اینکه یک نفر بدون آگاهی طرف مقابل تغییر کند، وجود نخواهد داشت و طرفین از آنچه دیگری را خشنود یا ناشنود می‌سازد، بیشتر مطلع بوده و اگر همسر او درباره امری ناراحت باشد متوجه این قضیه می‌شود. یکی از لازمه‌های تبادل پیام عبارت است از زمان، تا وقتی زوج‌ها ان قدر با یکدیگر به سرنبرند که از سطح روابط مصنوعی فراتر روند، این گفتگو نمی‌تواند سر بگیرد.

مهارت مسئله گشایی

بین دو نفر همیشه احتمال اختلاف نظر وجود دارد و شیوه ادراک و حل این اختلاف‌ها با شادکامی‌ازدواج ارتباط دارد. زن و شوهرهای شادکام گرایش به آن دارند که به هنگام بروز مشکل به بحث راجع به آن بپردازند، زوج‌های ناراضی ظاهرا آن را نادیده می‌گیرند. اما این زوج‌ها مشکلات خود را از یاد می‌برند. در عوض آنها را همچون سندی لاک و مهر شده حفظ می‌کنند تا بعدها در یک مشاجره بزرگ مجددا آن را به جریان بیندازند.

زوج‌های شادکام و ناراضی از لحاظ نوع راه‌حل‌هایی که در نظر می‌گیرند فرق می‌دارند. زن و شوهرهای ناموفق در اغلب اوقات به راه‌حل‌هایی می‌رسند که در آن یک نفر برنده و دیگری بازنده مطلق است. در زوج‌های شادکام احتمال استفاده از مصاحبه بیشتر وجود دارد. در این حالت هر دو نفر تا حدودی تسلیم می‌شوند و در عین حال به قسمتی از آنچه می‌خواستند می‌رسند. حالت دوم آن است به توافق دو جانبه دست یابند یعنی بکوشند پاداش‌های هر دو طرف را به حداکثر برسانند. علاوه بر این، زوج‌های شادکام دریافتن راه‌های کاهش تنش یا حل مشکلات معزل غالبا ابتکار و خلاقیت بیشتری دارند.

کمک تخصصی به ازدواج‌های مسئله‌دار

زمانی به نظر می‌رسید راه حل یک ازدواج ناشاد کشتن همسر باشد. امروزه راه‌حلی که به ازهان همه می‌رسد طلاق است اما عشق سومی‌‌ وجود دارد که همان مشاوره زنانشویی است که امکان حفظ ازدواج و در عین حال، کوشش برای هر چه لذت بخش‌تر کردن آن را فراهم می‌سازد.

 

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  شرایط پس از ازدواج را بشناسیم !

شرایط پس از ازدواج را بشناسیم !

درواقع، دختر و پسر نمی‌توانند و نباید با همان رفتارهای دوران مجردی‌شان، زندگی جدید را شروع كنند. یادمان باشد منظور از تغییر رفتارها، پنهان‌كاری یا ریاكاری نیست؛ بلكه منظور نگاهی دوباره به رفتارهای فردی و اجتماعی و «تصحیح» آنهاست.
 
پژوهشگران، ازدواج را یكی از عوامل مهم حفظ سلامت روحی - روانی و جسمی افراد می‌دانند
به طوری كه پس از آن، زن و مرد از نظر روحی - روانی، اجتماعی، اقتصادی و... رفتارهای متعادل‌تری از خود نشان می‌دهند؛ البته به شرط آنكه شریك زندگی‌شان را به درستی انتخاب كنند.
پس از ازدواج، نه‌تنها بسیاری از مشكلات روحی – روانی ناشی از حس خلأ یا تنهابودن برطرف می‌شود بلكه با تعریف حد و مرزهای جدید فردی و اجتماعی، رفتارهای فردی و اجتماعی زن و مرد نیز تعدیل می‌شود؛ بنابراین با یك ازدواج موفق، هم بسیاری از تنش‌های روحی – روانی برطرف می‌شود‌، وهم زن و مرد به پختگی و شكوفایی لازم هم می‌رسند. زمانی كه مجرد هستیم، باور اینكه كسی را برای ادامه مسیر زندگی انتخاب كنیم و در كنار او باشیم هرچند دور از ذهن و عجیب نیست اما كمی باورنكردنی است؛ باورنكردنی به این دلیل كه نمی‌دانیم چه كسی، چه زمانی و با چه خصوصیات و مشخصاتی قرار است رفیق راه ما شود. اما فكر می‌كنم اگر فرصت‌ها را از دست ندهیم و كمی دقت كنیم كه چه كسی را در چه زمانی و با چه خصوصیات اخلاقی و شخصیتی انتخاب می‌كنیم، این انتخاب و ادامه مسیر زندگی با این سفر ایدئال چندان سخت و باور‌نكردنی نباشد. بنابراین ازدواج با همه سختی‌هایش حتما فواید مثبتی هم دارد كه همه، روزی آن را تجربه می‌كنیم.در این مقاله می‌خواهیم نگاهی به اثرات مثبت ازدواج داشته باشیم.
 
 درواقع، دختر و پسر نمی‌توانند و نباید با همان رفتارهای دوران مجردی‌شان، زندگی جدید را شروع كنند. یادمان باشد منظور از تغییر رفتارها، پنهان‌كاری یا ریاكاری نیست؛ بلكه منظور نگاهی دوباره به رفتارهای فردی و اجتماعی و «تصحیح» آنهاست.
رفتارهایی مانند تندخویی، عصبانیت، زودرنجی، نداشتن اعتماد به نفس كافی، خجالت و سرخوردگی، اضطراب، ترس و نگرانی و به دنبال آن گوشه‌گیری از اجتماع، مشكلات جنسی، مشكلاتی روحی - روانی و... - كه در اغلب جوان‌ها دیده می‌شود - پس از ازدواج و انتخاب همسر مناسب از بین می‌رود. از نگاهی دیگر، ازدواج رفتارهای زن و مرد را تعدیل می‌كند و آنها را از نظر روحی - روانی به تعادل مناسب می‌رساند.

ازدواج و صیقل ما

به این آمار دقت كنیم؛ نزدیك به 65 درصد از جوانان سراسر جهان به یك یا چند نوع اختلال روحی - روانی و حدود 32 درصد آنها، علاوه بر این به یك اختلال جسمی یا جنسی مبتلا هستند. از شاخص‌ترین اختلالات
روحی- روانی جوانان می‌توان به اضطراب، افسردگی، احساس سرخوردگی، تنهایی در زندگی، اعتیاد به سیگار یا انواع موادمخدر، عصبانیت و تندخویی، احساس خستگی و پوچی، ترس از تنهاماندن و... اشاره كرد.
بررسی‌ها نشان می‌دهد كه در سال‌های اخیر، آمار دختران مبتلا به كیست تخمدان و رحم یا پسران مبتلا به انواع مشكلات جنسی افزایش یافته است كه شاید اصلی‌ترین دلایل آن بالارفتن سن ازدواج در میان قشر جوان در جوامع مختلف باشد.
پس از ازدواج، نه تنها بسیاری از مشكلات روحی – روانی ناشی از یك حس خلأ یا تنهابودن برطرف می‌شود بلكه با تعریف‌شدن حد و مرزهای جدید فردی و اجتماعی، رفتارهای فردی و اجتماعی زن و مرد نیز تغییر می‌كند. توجه بیشتر به نظافت فردی، ضرورت بازنگری و تصحیح رفتارهای فردی، قانونمندشدن رابطه‌های دوستانه، كنارگذاشتن یا كاهش چشمگیر مصرف موادمخدر (درصورتی كه به مرحله اعتیاد نرسیده باشد)، حضور بیشتر در اجتماع و در نتیجه آموختن رفتارهای اجتماعی و تصحیح رفتارهای نادرست گذشته، از بین رفتن اضطراب و افسردگی، متعهدشدن و مسئولیت‌پذیری و ... همگی رفتارهای مثبتی است كه پس از یك ازدواج موفق در زن و مرد شكل می‌گیرد یا تقویت می‌شود. بنابراین یك ازدواج درست و اصولی می‌تواند به راحتی بسیاری از تنش‌های روحی – روانی و جسمی را برطرف كند. روان‌شناسان ازدواج صحیح و موفق را یكی از راهكارهای درمان بسیاری از نابسامانی‌های رفتاری می‌دانند.

رهایی جسم

به این نمونه ساده اختلال رفتاری دقت كنیم؛ روان‌شناسان معتقدند پرخوری و اضافه‌وزن بسیاری از جوانان یا به عكس، دلزدگی آنها از خوردن و لاغری مفرط، یك رفتار یا واكنش عصبی است كه ازدواج می‌تواند یكی از راه‌های درمان آن باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد پس از ازدواج تعداد دفعات مراجعه به پزشك به دلیل بیماری‌های جسمی یا مراجعه به روانپزشك یا روان‌شناس به دلیل مشكلات روحی به‌طور چشمگیری كاهش می‌یابد. از طرفی، امكان ابتلا به بیماری‌های مختلف اعم از جسمی و روحی - روانی كاسته می‌شود. پژوهشگران عقیده دارند دلیل این امر، توجه بیشتر زوج‌ها به سلامت جسمی و روحی - روانی است.
به این بررسی علمی توجه كنید؛ پژوهشگران انگلیسی با بررسی بیش از 1500 جوانی كه در زمان مناسب و با انتخاب مناسب، زندگی مشترك را آغاز كرده‌اند، دریافته‌اند كه این افراد نسبت به همسالان خود كه ازدواج نكرده‌اند، بین 15 تا 20 سال طول عمر بیشتری داشته و سالم‌ترند. این افراد نه تنها از طول عمر بیشتری برخوردار هستند بلكه از نظر جسمی و روحی - روانی نیز در وضعیت بهتری نسبت به همسالان مجرد خود قرار دارند.
احتمال ابتلا به افسردگی، آلزایمر، اضطراب خاص دوران كهولت، ترس از مرگ و تنهایی، ابتلا به انواع بیماری‌های روحی - روانی و جسمی در بین افراد مسن مجرد، بین 2 تا 4 برابر بیشتر از افراد مسن غیرمجرد است. نكته جالب‌توجه  اینكه هرچه تعداد افراد مسن سالم از هر نظر در جامعه‌ای بیشتر باشد، دولت می‌تواند به جای صرف بخش عمده‌ای از بودجه كشور برای نگهداری از سالمندان بیمار، آن را صرف شكوفایی جوانان كند. بنابراین ازدواج مناسب نه تنها سلامت زوج‌ها را به دنبال دارد بلكه اثرات مثبتی نیز برای اجتماع دارد.

تكامل شكوفایی

بلوغ جسمی دختران از 9 تا 14 سالگی و پسرها بین 12 تا 15 سالگی است اما این به معنی بلوغ روحی نیست چراكه در این سن، فقط بلوغ جسمی آغاز شده است. بلوغ روحی– روانی با تغییر مرحله زندگی از كودكی به نوجوانی و از جوانی آغاز می‌شود اما بلوغ نهایی و تكامل روحی – روانی با ازدواج صورت می‌گیرد و تكمیل می‌شود.
ضرورت تعامل با فرد دیگر، به‌ویژه جنس مخالف، برنامه‌ریزی دقیق‌تر برای حال و آینده، تصمیم‌گیری‌های دو نفره و ضرورت پذیرش خواسته و نظر طرف مقابل و... و در یك كلام، قبول نقش و وظایف جدید با شروع زندگی مشترك، زن و مرد را به پختگی لازم می‌رساند. بسیاری از روان‌شناسان اعتقاد دارند كه ازدواج آخرین مرحله تكامل روحی و جسمی انسان است.

پرواز روح

پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه ازدواج مناسب تا 2 برابر باعث كاهش افسردگی مردان و تا 5/1 برابر باعث كاهش افسردگی زنان می‌شود. اما فراموش نكنیم كه جدایی نه‌تنها این افسردگی را باز می‌گرداند بلكه می‌تواند تا 3 برابر افسردگی زنان و تا 2 برابر افسردگی مردان را افزایش دهد. بنابراین انتخاب صحیح و ازدواج موفق را می‌توان عاملی برای سلامت روحی-روانی دانست؛ درحالی كه ازدواج منجر به شكست و ناكامی می‌تواند از هر تنهایی‌ای مخرب‌تر باشد.
علاوه بر درمان افسردگی، مشكلاتی مانند سوءظن به افراد و اجتماع (به‌ویژه در افرادی كه شكست عاطفی را تجربه كرده‌اند)، ترس از تنهاماندن، اضطراب و بسیاری از مشكلات روحی -روانی دیگر، با ازدواج موفق از بین می‌رود. روان‌شناسان دلیل اصلی ازبین‌رفتن مشكلات روحی- روانی پس از ازدواج را ایجاد «تعادل در رفتارهای فردی» می‌دانند.
به یك مثال ساده توجه كنیم؛ اگر تا پیش از ازدواج زمان مشخصی برای استراحت یا خواب و بیداری‌مان نداشته‌ایم، پس از ازدواج باید زمان‌بندی مناسب‌تری برای آن درنظر بگیریم. همین نكته ساده، باعث نظم بیشتر در زندگی و در نتیجه سلامت روحی ما می‌شود. این نظم و برنامه جدید – البته اگر به اجبار نباشد – می‌تواند در همه كارها و رفتارهای ما دیده شود و به این ترتیب بسیاری از مشكلات روحی – روانی ما برطرف شود.

بیش از گذشته تعهد را می‌شناسیم

همه ما تا قبل از ازدواج، مسئولیت‌های فردی و اجتماعی فراوانی را به‌عهده می‌گیریم یا به عهده‌مان گذاشته می‌شود. اما با ازدواج، مسئولیت‌ها و نقش‌های جدیدی مانند زن یا شوهربودن، پدر یا مادربودن، عروس یا دامادبودن و... برایمان تعریف می‌شود. پذیرش این نقش‌ها هریك به رفتارهای تازه‌ای نیاز دارد كه باید با تلاش و برنامه‌ریزی از عهده انجام آنها برآییم.
این تلاش‌ها روح و جسم ما را به پختگی و تكامل لازم می‌رساند و ما را بیش از گذشته متعهد می‌كند. تا زمانی كه مادر یا پدر نشده‌ایم، چطور می‌توانیم معنی واقعی عشق، ایثار، فداكاری و محبت خالصانه را درك كرده و آن را نثار كنیم!؟

آرام‌تر خرج می‌كنیم

دوران مجردی، دوران خرج‌كردن‌های بی‌حد و حساب و شیطنت‌های خاص است اما بعد از ازدواج هرچند ممكن است مثل گذشته ازنظر مالی شرایط چندان بدی نداشته باشیم و دلمان بخواهد باز هم ولخرجی كنیم اما برای داشتن یك زندگی موفق باید با درایت بیشتری خرج كنیم. درواقع، ‌شروع زندگی مشترك، ترمزی (نه سد) برای مخارج بی‌رویه ماست.
یك نكته را هیچ‌وقت فراموش نكنیم؛ هرچند ازدواج می‌تواند بسیاری از مشكلات روحی – روانی و جسمی ما را برطرف كند اما این شرایط ایدئال زمانی اتفاق می‌افتد كه در انتخاب خود دقت كنیم؛ انتخاب شریك نامناسب همه رؤیاهای ما را به كابوس تبدیل می‌كند
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  برای احترام به همسر

مهارتهایی برای احترام به همسر

برای آنكه به همسر خود احترام بگذاریم نخست باید روحیات و خواسته های او را در نظر بگیریم . دنیای او را درك كنیم و بفهمیم كدام رفتار ما را نماد احترام می شمرد...
 
برای آنكه به همسر خود احترام بگذاریم نخست باید روحیات و خواسته های او را در نظر بگیریم . دنیای او را درك كنیم و بفهمیم كدام رفتار ما را نماد احترام می شمرد . در اینجا به انتخاب شیوه های متفاوت برای ابراز احترام  همسر ان به یكدیگر اشاره میكنم : 

دنیای مردان استدلالی و دنیای زنان احساسی است
.
راز صمیمیت میان این دو درك یكدیگر است .بنابراین پذیرش دنیای متفاوت همسران روشی برای احترام به یكدیگر است .

مردان در هنگام سختی و فشار دوست دارند به درون خود بروند
و مشكلات را در عالم ذهن خود حل كنند اما زنان وقتی دچار مشكل میشوند دوست دارند حرف بزنند .آنان در واقع با حرف زدن صمیمی میشوند و بعد زنانه خود را تقویت میكنند پس فرصت به انان برای حرف زدن نمود احترانم به انان است .
زنان در هنگام گرفتاری دوست دارند علاوه بر حرف زدن شنونده فعال داشته باشند .مردان نیز دوست دارند كسی خلوت انها را بهم نزند . گوش كردن به سخن زنان و راحت گذاردن مردان در خلوتگاه ذهنی شان احترام متقابل به شمار می اید .
زنان بخاطر برخورداری از دنیای احساسی شدید به خود حق می دهند كه در مواردی اظهار ناراحتی كنند مردان باید این حالت برخاسته از طبیعت آنان را تحمل كنند .این یكی از رازهای صمیمیت است . هر از گاهی به انان بگویید :طبیعی است كه شما از این موضوع ناراحت باشید .
وقتی زنان مشكلات خود را مطرح میكنند نه برای این است كه مشكل را حل كنند بلكه میخواهند بگویند كه گفته باشند مردان در این هنگام نباید مطابق دنیای خود راه حل ارائه دهند باید ده دقیقه سكوت كنند و گوش دهند و با گفتن عبارات كوتاهی او را به حرف زدن تشویق كنند .

مردان وقتی از سر كار می آیند دوست دارند سردی كار با گرمی عاطفه همسران پایان یابد
.زنان باید انها را تحویل بگیرند و اگر دیدند كه مرد به دنیای ذهنی خود فرو رفته مدت كوتاهی به او كاری نداشته باشند . سپس با زمینه سازی او را به صحبت وادارند .بنابراین زمینه سازی برای برای تغییر موقعیت یكی از نمادهای احترام به همسر تلقی میشود .

مردان نمیتوانند در یك زمان هم حرف بزنند هم احساس كنند و هم بیندیشند ولی زنان میتوانند
.به همبن جهت اگر زنی را به حرف زدن واداری .علاوه بر حرف زدن احساس صمیمیت میكند و همزمان فكر میكند احترام به زنان فرصت سخن گفتن برای تحقق احساس و فكر است ولی مردان چون نیازمند اعتماد _پذیرش قدردانی_تحسین تایید و تشویق هستند چنانچه خانمها به گونه ای رفتار كنند كه انان احساس كنند كه همسرانشان به انها اعتماد دارند انها را می پذیرند در كارهای كوچك نیز از انان تشكر میكنند و انان را مورد تشویق و ترغیب قرار می دهند و احساس میكنند كه محترم واقع شده اند .

مردان به دنبال ازادی و استقلال هستند همسران انها نباید با حربه هایی كه در زندگی زناشویی در اختیار دارند مردان را زیر سلطه خود دراورند
و انان را به مهره ای بی خاصیت در مدیریت و تدبیر منزل تبدیل كنند بنابرای احترام به انها در دادن حق تصمیم گیری و نظارت به نان تحقق می یابد .

مردان و زنان گاهی با فاصله گرفتن موقت از همدیگر به روابط مرده خود شوك وارد میكنند
. و انرا حیات تازه می بخشند به جاست كه گاهی دوریهای یكدیگر را تحمل كنید تا قدر نزدیكی را بدانید .
زنان گاهی از بیان احساسات خود گریزانند .هنگامی كه محرم رازی بیابند احساسات خود را بروز میدهند شما همان محرم راز باشید و اجازه دهید تا همسرتان به هر گونه ای كه می پسندد ابراز احساسات كند . او ممكن است گاهی خندان و گاهی گریان باشد درك او احترام به اوست كاری كنید كه او احساس كند آنگونه كه هست مورد لطف و توجه شماست وشما نمی توانید بدون او زندگی كنید وقتی این احساس در او بوجود اید شما را محرم راز میداند و اینگونه میفهمد كه مورد احترام شماست
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  زنها حس می‌کنند و مردها فکر می‌کنند!

زنها حس می‌کنند و مردها فکر می‌کنند!

یکی از مواردیکه زنها و مردها به هم نیاز دارند از نظر حس طبیعی و ذاتی آنها می‌باشد. چیزی که واقعیت دارد این است که پتانسیل عظیمی در زنها برای حرکت نهفته است که از آن استفاده نمی‌شود! و ...
 

یکی از مواردیکه زنها و مردها به هم نیاز دارند از نظر حس طبیعی و ذاتی آنها می‌باشد. چیزی که واقعیت دارد این است که پتانسیل عظیمی در زنها برای حرکت نهفته است که از آن استفاده نمی‌شود! و اینکه تنها در صورت شناخت آن می‌توان بهترین استفاده را از آن کرد…

باید بدانید که زنها عموماً میل ندارند که بازور کار کنند بلکه مایلند مردها آنها را هدایت کنند و نیز بدانید که زنها دوست دارند حس کنند که وجودشان برای کار لازم است و این حس را تنها شوهران می‌توانند در آنها بوجود بیاورند..به عبارت دیگر زنها حس می‌کنند و مردها فکر می‌کنند….

اگر یکم به زنها و مردها نگاه کنید می‌بینید که مردها مرض رئیس شدن دارند!!!! ولی زنها دوست دارند که یک معاون قوی باشند. مردها همیشه برای انجام کاری کله خرابند! می‌زنند تو دل کار. اگر هم موفق نشدند دو مرتبه شروع می‌کنند. و این بار آماده تر و بهتر حمله می‌کنند. زنها معمولاً سیاست یک هدف یک شلیک را رعایت می کنند. آنها هدف را در نظر می‌گیرند و روی یک خط مستقیم به سمت آن میروند و در راه فکر مخافظت از دیگران را نیز می‌کنند در حالیکه آقایان اگر لازم باشد یه پایی هم روی دیگران می‌گذارند!!! 

این احتیاطها، حساسیت زن را در مقایل خطر بیشتر می‌کند و ترس عاملیست که سراسر زندگی زن را فرا می‌گیرد. 

آقایان باید بدانند که زنها به پشتوانه آنها نیاز دارند….آقایان..ترس و وحشت زن هیچ دلیل واضحی ندارد ولی این حس سد بزرگی در سر راهش می باشد. آنچه همسرتان را می‌ترساند نتیجه اضطرابی است که زن فکر می‌کند نمی‌تواند موفق شود. اگر زیر حملات و فشارها موفق نشود مایوس خواهد شد و تنها وجود شماست که می‌تواند به وی اطمینان بدهد اگر همه چیز نابود شده شما همچنان در کنارش هستید که از او محافظت کنید!

نکاتی را که لازم است بدانید کوتاه و مختصر برایتان فهرست کرده‌ام…. 

1- طوری رفتار کنید که زن بداند وجودش حتماً لازم است، زیرا اگر این کار را نکنید افکارش او را بجایی می‌کشاند که فکر می‌کند وجودش غیر ضروریست و شما وی را با چهارچوب در یکی می‌بینید!! زنها دوست ندارند با ریسکی که می‌کنند زندگیشان از هم بپاشد و تنها مردان هستند که این اطمینان را در آنها بوجود می‌آورند.

2- اجازه بدهید که زنها استقلالشان را حفظ کنند و بتوانند از ایده هایشان استفاده کنند. باور کنید شما باید این اطمینان را به آنها بدهید.

3- فکر نکنید نظر یک زن نمی‌تواند چاره گشا باشد.. این افکار قدیمی را بریزین دور.. نظر را از هرکسی هست بپذیرید و به آن فکر کنید….

4- آقایان..لطف کنید بدانید زنها اگر موفقیتی بدست می‌آورند سریعاً آن را با شما تقسیم می‌کنند. پس نگران نباشید!!!!

5- او را تنها نگذارید.. به زنتان اطمینان بدهید حتی اگر می‌خواهد کره زمین را هم منفجر کند شما با او خواهید بود!!!..بگذارید امتحان کند!!!!

6- آقایان…بدانید اگر بتوانید ترس عدم موفقیت را در همسرتان از بین ببرید می‌شوید بهترین همسر دنیا!!…!!! باور کنین چیزی جز قدرشناسی بدست نمی‌آورید.

7- آقایان…در صورت شکست همسرتان به وی آرامش بدهید نه اینکه پتکی بشوید و بر سرش فرود بیاید… همانطوریکه در موفقیت هایش صورتحساب جلوش می‌گذارید در شکست‌هایش هم بفرمایید حساب کنید!!!!!!!

8- افکارتان را تحمیل نکنید…!.. واقعاً دلیلی ندارد چون شما مرد هستید نظرتان قابل اجرا باشد…

9- بدانید قدرت و اعتماد بنفس مرد بعلاوه سنجش و دورنگری زن، اعتدال در زندگی مشترک را تضمین می‌کند
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  خبر بارداری را کی و چگونه بدهیم؟

خبر بارداری را کی و چگونه بدهیم؟

سیکل‌ ماهانه شما عقب‌افتاده و برای مطلع شدن از این موضوع که باردار هستید یا خیر آزمایش خون داده‌اید؟! اجازه بدهید حدس بزنم...
 
 
سیکل‌ ماهانه شما عقب‌افتاده و برای مطلع شدن از این موضوع که باردار هستید یا خیر آزمایش خون داده‌اید؟!
 
اجازه بدهید حدس بزنم: اگر شما به آزمایشگاه بروید و ببینید که جواب آزمایش مثبت است فوق‌العاده خوشحال می‌شوید، ضربان قلب‌تان تند می‌شود، لبخند به لب‌تان می‌نشیند و دوست دارید این خبر را به هر کسی که می‌شناسید زودتر اطلاع دهید.
 
اما صبر کنید، آرام باشید. خبر بارداری را به اطرافیان دادن کار بسیار مهمی است. همه خانم‌ها به یک شکل این کار را انجام نمی‌دهند. بعضی‌ها تا خبر را می‌گیرند به نزدیکان مثل والدین یا همسرشان زنگ می‌زنند و با شادی آن را اعلام می‌کنند. برخی از گفتن شرم دارند، مخصوصا اگر بارداری ناخواسته باشد و برخی دیگر مدت‌ها آن را گوشه ذهن‌شان مزه‌مزه می‌کنند تا بگویند. آیا می‌دانید کی و چگونه صحیح است که خبر بارداری را به والدین، همسر، فرزندان، دوستان و آشنایان و همکاران اطلاع دهید؟
 
 
همسر در رتبه اول قرار دارد
جنینی که شما در شکم دارید، فرزند شما و همسرتان است، پس او نفر اولی است که حق دارد از این موضوع در اسرع وقت مطلع شود. اصلا مهم نیست که واکنش او در لحظه نخست چگونه باشد. فراموش نکنید پدر شدن در مردها حداقل 9 ماه طول می‌کشد. جنین شما برای همسرتان چیزی غیرقابل لمس است و احساس مسوولیتی که از زمان اطلاع از خبر بارداری شما حس می‌کنند ممکن است در نظرشان بسیار سنگین باشد!
 
- چند پیشنهاد برای خبردار کردن همسر:
1) صبح صبحانه فوق‌العاده‌ای درست کنید، میز را بچینید و او را با آرامش و نوازش بیدار کنید. می‌توانید جواب آزمایشات را گوشه میز بگذارید تا خود او آن را بخواند.
 
2) در یک بعد از ظهر دلپذیر کنار او بنشینید و آلبوم عکس‌های خود را همراه با همسرتان ورق بزنید. در صفحه آخر می‌توانید عکس سونوی خود را بچسبانید!
 
3) از در ورودی خانه تا اتاق خواب کاغذهایی بچسبانید و روی آنها جملاتی نظیر «یک خبر مهم»، «تو به زودی....»، «پدر خواهی شد» بنویسید.
 
4) یک کفش نوزاد بخرید و آن را در یک جعبه کادو کنید، بعد روی روبان آن کارتی گذاشته و بنویسید «یک نی‌نی کوچولو، هدیه به مهربان‌ترین بابای دنیا»
 
5) یک SMS به همسرتان بفرستید و در آن بنویسید: «تبریک 3=1+1»
 
6) روی شکم‌تان با ماژیک بنویسید: «سلام بابا، من اینجام» و وقتی همسرتان به خانه بازگشت از او بخواهید پیراهن‌تان را بالا زده و نگاهی به دل‌تان بیندازد.
 
دیگر فرزندان در اولویت هستند ولی خیلی سریع به آنها اطلاع ندهید! کودکان معمولا حس ششم خوبی دارند، پس نیازی نیست نگران خبردار کردن آنها باشید. آنها به زودی خود متوجه بارداری شما می‌شوند. اما سعی نکنید این موضوع را به همه اطلاع داده و آنها را در بی‌خبری نگه دارید.
 
بعد از خبردار کردن همسرتان آرام‌آرام موضوع را به آنها هم اطلاع دهید و به آنها بفهمانید که همیشه دوست‌شان خواهید داشت. اگر فرزندتان خیلی کوچک است و مفهوم گذر زمان را درک نکرده نیازی به اطلاع دادن نیست چون بزرگ شدن آرام‌آرام شکم شما بهترین نشانه برای او خواهد بود.
 
در خبر دادن به والدین تا پایان 3 ماه نخست صبر کنید!
بسیاری از خانم‌ها تا پایان 3 ماهه نخست بارداری خود را به اطرافیان و به ویژه والدین خود اطلاع نمی‌دهند چون در این 3 ماه احتمال سقط جنین بسیار زیاد است. بعد از این مدت می‌توانید به شکل یک مهمانی شام یا یک عصرانه یا تنها با یک تلفن آنها را سورپریز کنید. در صورتی که والدین به شکلی غیرمنتظره با خبر بارداری شما برخورد کردند، ناراحت نشوید. دادن این گونه خبرها سبب بروز احساساتی با عکس‌العمل‌های متفاوت می‌شود. بارداری به ویژه اگر بارداری نخست باشد، سبب متحول شدن نقش والدین خواهد شد و آنها را از یک والد به مادر یا پدر بزرگ تبدیل می‌کند. باید به آنها فرصت دهید تا این موضوع را هضم کنند.
 
خبر دادن به خواهر و برادرها سخت است ولی موضوع را پنهان نکنید
بیان اینکه باردار شده‌اید شاید به برادر یا خواهر، سخت باشد ولی نباید این موضوع را از آنها پنهان کنید زیرا ممکن است از شما ناراحت و گله‌مند شوند. آنها می‌توانند در مدت بارداری هواخواه و مراقب شما باشند.
 
در خبردادن به آشنایان و دوستان عجله نکنید!
خیلی از خانم‌ها به قدری از بارداری خود خوشحال می‌شوند که دوست دارند سریعا این خبر را با تمامی دوستان و آشنایان در میان بگذارند اما شاید بهتر است عجله نکنند و کمی صبر داشته باشند. توصیه می‌کنیم ابتدا 12 هفته صبر کنید و وقتی مطمئن شدید روند بارداری طبیعی و جنین سالم است، خبر را به اطرافیان بدهید. در صورتی که دچار سقط شوید و فقط همسر شما از بارداری شما مطلع باشد، اتفاقی نمی‌افتد اما اگر تمامی دوستان و آشنایان مطلع باشند، رساندن این خبر بد به همه سخت خواهد بود.
 
برای اطلاع‌ دادن به خانواده و دوستان می‌توانید این کارها را انجام دهید:
1) یک مهمانی ترتیب دهید و روی در ورودی بنویسید: «مقدم مادربزرگ و پدربزرگ گرامی»
 
2) کنار میز شما هدیه‌ای نمادین مثل یک جفت کفش نوزاد یا عروسک بگذارید و زیر آن عکس‌ سونوگرافی یا جواب آزمایش را قرار دهید.
 
3) یک معما یا بیست سوالی طرح کنید که جواب آن بچه باشد!
 
4) یک کارت تبریک با عکس کودک برای تمامی آشنایان بفرستید!خبر دادن به همکاران خوب است اما الزامی نیستهیچ اجباری ندارید که به همکارانتان، بارداری خود را خبر دهید.
 
وقتی مجبور شوید مرخصی بگیرید آنها خود متوجه خواهند شد اما اگر تمایل دارید، در پایان 3 ماهه نخست می‌توانید این موضوع را به رییس خود اطلاع دهید تا او پیشاپیش برای زمانی که شما در مرخصی هستید، برنامه‌ریزی کند.
 
در صورتی که مسوولیت شما سنگین است. مطلع کردن همکاران سبب می‌شود دلیل توجیه‌کننده‌ای برای سبک کردن کارتان داشته باشید یا هر از گاهی بتوانید مرخصی اورژانسی بگیرید. در صورتی که کار شما سبک‌تر است و نیازی به جایگزین ندارید می‌توانید در آخر ماه ششم این خبر را به همکاران بدهید. بهترین روش نیز نوشتن نامه‌ای رسمی به رییس است که در آن تاریخ زایمان و زمانی که شما محیط کار را برای استراحت ترک می‌کنید، درج شده باشد.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  آیا مشکلات زناشویی بدون مراجعه به مشاور خانواده حل می‌شوند؟

آیا مشکلات زناشویی بدون مراجعه به مشاور خانواده حل می‌شوند؟

هیچ کس نمی‌تواند انکار کند که مشکلات زناشویی روی خود فرد هم تاثیر می‌گذارد ، اما مهم این است که بفهمیم کی و چگونه باید در مورد آنها تصمیم بگیریم.


هیچ کس نمی‌تواند انکار کند که مشکلات زناشویی روی خود فرد هم تاثیر می‌گذارد ، اما مهم این است که بفهمیم کی و چگونه باید در مورد آنها تصمیم بگیریم.
 
بدون مراجعه به مشاور خانواده هم می‌توان مشکلات زناشویی را حل کرد . البته ، مردم باید بدانند که اگر نخواهند برای حل مشکلات شان به مشاور خانواده مراجعه کنند ، برطرف کردن آن مشکل زمان زیادتری خواهد برد.

قدم اول:
ابتدا ، شما و همسرتان باید با هم صحبت کنید و تصمیم بگیرید که آیا می‌خواهید به زندگی تان ادامه دهید یا خیر.
در هر حال چه بخواهید زندگی تان را ادامه دهید یا نه ، شمائید که باید تصمیم بگیرید ، شما مسئول هستید. بنشینید و در مورد ازدواج تان صحبت کنید ، عشقی که به همدیگر دارید و آینده ای که می‌خواهید با همدیگر پیش رو داشته باشید. اگر برای زندگی زناشویی تان آینده روشنی می‌بینید ، پس در مسیر درستی قرار گرفته اید و می‌توانید به کمک یکدیگر مشکلات تان را حل کنید.
 

در قدم بعدی
در مورد نیازهایتان صحبت کنید. مشکل هر کدام از شما چیست؟ هر فردی مشکلات را از زاویه دید خودش نگاه می‌کند. بنابراین خیلی مهم است که در مورد رابطه تان صحبت کنید و ببینید از زندگی زناشویی تان چه می‌خواهید. زمانیکه دیدگاه همسرتان را در مورد زندگی و مشکلاتش بدانید ، راحت تر می‌توانید مشکلات تان را حل کنید.

برای خودتان اهداف بلند مدت و کوتاه مدت تعیین کنید. مطمئنا شما زندگی روز به روز را نمی‌پسندید پس باید برای آینده زندگی تان برنامه ریزی کنید. اهداف کوتاه مدت بهترین راه برای رسیدن به یک هدف بزرگ است.
 
به این فکر کنید که چه چیزی باعث شادی تان می‌شود و در هر مرحله برای مرحله بعد برنامه ریزی کنید. با همسرتان قرار بگذارید چند وقت یکبار بیرون بروید ، برای همدیگر نامه بنویسید ، ایمیل بفرستید و زمانی را با هم خلوت کنید.
 
کلید حل کردن مشکلات زناشویی تنها این نیست که بنشینید و با هم در مورد مشکلات تان صحبت کنید ، بلکه در لحظه‌های زیبایی است که با هم خلق می‌کنید.
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  چرا مردها بی‌احساس می‌شوند؟

چرا مردها بی‌احساس می‌شوند؟

اغلب مردهایی كه در معرض استرس شدید قرار دارند در خود فرو‌می‌روند، سكوت می‌كنند و بی‌احساس می‌شوند تا مسئله خود را به شكلی حل كنند.

 

اغلب مردهایی كه در معرض استرس شدید قرار دارند در خود فرو‌می‌روند، سكوت می‌كنند و بی‌احساس می‌شوند تا مسئله خود را به شكلی حل كنند.

از آنجایی كه طبیعت اصلی مرد، مردانه و مذكر است برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد كه خود را از معركه عقب بكشد و مدتی را به تنهایی بگذارند. این رفتار قدرت مردانه او را تشدید و تقویت می‌كند.بنابراین زمان مناسبی برای رسیدگی به واكنش‌های عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه می‌كنند تا بتوانند به طور عینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد كنند.

زن‌‌ها از این رفتار مردها به هراس می‌افتند زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع ارتباط كند باید به قدری ناراحت باشد كه بخواهد كسی را رد كند اما این موضوع در مورد مردها صدق نمی‌كند در حالی‌كه مردها خود به خود در واكنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه می‌كنند.

مرد توانایی آن را دارد كه در لحظه‌ای در خود فرو برود و سكوت اختیار كند به همین شكل می‌تواند در لحظه‌ای از این حال خارج شود.

وقتی مردها متعادل‌تر می‌شوند برای آنها صحبت درباره این‌كه از چه موضوعی ناراحت بودند ساده‌تر می‌شود.

وقتی مرد از دنیای سكوت و تنهایی بازمی‌گردد ممكن است حرفی برای گفتن نداشته باشد زیرا ممكن است به این نتیجه رسیده باشد كه دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود ندارد. در اغلب موارد وقتی مرد از سكوت و انزوا خارج می‌شود و می‌گوید كه همه چیز خوب و عالیست بهتر است زنش به این گفته او اطمینان كند و در شرایط آرام قرار بگیرد.

 

زن‌ها را درك كــنید

نیاز به درك شدن برای زن‌ها

 وقتی مرد، زمان كافی برای درك كردن احساسات و نیازهای همسرش صرف نمی‌كند زن به سادگی سردرگم می‌شود و امكان این‌كه واكنشی شدید و بی‌تناسب نشان دهد افزایش می‌یابد.

وقتی زنی احساسات خود را با شوهرش در میان می‌گذارد اگر شوهر به حالت انفعالی به صحبت‌های او گوش فرا دهد و امیدوار باقی بماند كه به زودی حرف‌های زنش تمام خواهد شد روی او اثر می‌گذارد و بر ابهامات یا ناراحتی‌هایش می‌افزاید.

وقتی زن‌ها تصمیم می‌گیرند مانند مردها رفتار كنند و به منطق بیش از احساسات خود بها بدهند گیج و سردرگم می‌شوند به خصوص اگر قرار باشد زیر فشاری برای تصمیم‌گیری باشند. معمولا وقتی زنی سردرگم است، می‌خواهد تصمیمی بگیرد در این زمان او بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد وباید آرام بگیرد و احساساتش را مرور كند. در این زمان است كه می‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد. وقتی مردی برای درك كردن زنش به حرف‌های او گوش می‌دهد خود به خود متعادل‌تر می‌شود و زن زمانی متعادل‌تر می‌شود كه بتواند حرف‌ها و احساساتش را بازگوید و این تنها زمانی میسر است كه مردها بتوانند زبان تكلم زن‌ها را بیاموزند و زن‌ها هم به طریقی سخن بگویند كه مردها میل به شنیدن داشته باشند.

یكی از فواید گوش‌دادن مردها به صحبت همسرانشان این است كه آنها احساسات خود را كنار می‌گذارند و از افكار خود برای درك احساسات زنشان و این كه چرا او چنین احساسی دارد استفاده می‌كنند
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بعد از اینکه بچه دار شدیم ،‌ رابطه زناشویی‌مان تمام شد!!

این زوج از زمانیکه تبدیل یه یک خانواده شدند ، رابطه زناشویی‌شان را قطع کردند. آیا این ازدواج عاقبتی خواهد داشت؟

این زوج از زمانیکه تبدیل یه یک خانواده شدند ، رابطه زناشویی‌شان را قطع کردند. آیا این ازدواج عاقبتی خواهد داشت؟
 
زن می‌گوید
" ما برای همدیگر دشمن شده بودیم"

بیتا 37 ساله ، ؛ نه سال است که ازدواج کرده و به همراه همسر و پسر 2 ساله اش"محیا"  زندگی می‌کنند. او می‌گوید:" زندگی من و حمید از زمانیکه بچه دار شدیم تغییر کرد. اما نمی‌دانستیم تا این حد از هم دور شده ایم. آنقدر گرفتار رسیدگی به محیا شده بودیم که همدیگر را فراموش کرده بودیم. زمانیکه محیا را می‌خواباندم ساعت 9.30 شب بود – آنقدر خسته بودیم که به جز تماشای تلویزیون کاری نمی‌توانستیم بکنیم.

مدام با هم بحث می‌کردیم. من و حمید دیدگاه‌های متفاوتی در مورد بچه‌ها داشتیم ،‌ اما به جای اینکه با هم به توافق برسیم دشمن همدیگر شده بودیم. "پول و رابطه زناشویی " قسمت‌های ناراحت کننده زندگی مان شده بودند. در بستر هم با هم توافق نداشتیم – من رابطه زناشویی را برای هفته ای یک بار کافی می‌دانستم اما حمید بیشتر می‌خواست. اما این روزها به کلی نسبیتا به آن بی علاقه شده ام. اگر به حمید بگویم که میلی به رابطه زناشویی ندارم یا در موقعیتی نیستم که بتواننم این کار را انجام بدهم ،‌حمید شروع به فریاد می‌کند که تو نسبت به نیازهای من بی توجهی ؛ اما این رفتار او مرا عصبی می‌کند ، اما آیا طبیعی است که ما ماههاست با هم رابطه زناشویی نداشته ایم ؟

حمید متخصص کامپیوتر است و ما از درآمد او امرار معاش می‌کنیم ،  به خاطر اینکه من از زمانیکه بچه دار شده ام کارم را رها کردم. حمید فکر می‌کند که من ولخرجی می‌کنم. وقتی غذا را از بیرون می‌خرم عصبانی می‌شود ، اما بعضی اوقات پس از یک روز خسته کننده رسیدگی به محیا انرژی برای آشپزی کردن ندارم.

متاسفانه ، تفاوت‌های ما تبدیل به مشکلات بزرگی شده ؛ حمید سر من فریاد می‌زند ، مرا تحقیر می‌کند و به من می‌گوید "تو احمقی". بعد از دعوا او روی کامپیوترش می‌کوبد تا آرام شود و من هم در رختخوابم گریه می‌کنم. مدام خودم را سرزنش می‌کنم و خودم را مقصر می‌دانم که نمی‌توانم با حمید رابطه زناشویی داشته باشم.

من فرزند سوم یک خانواده پرجمعیت بود. به پدرم خیلی نزدیک بودم اما با مادرم همیشه دعوا می‌کردم . او زنی سخت گیر و مقرراتی بود و می‌خواست من همان کاری را بکنم که او می‌خواست. همه زندگی ام مطابق میل مادرم رفتار کردم ، اما او هیچ وقت آنطور که باید قبول نداشت . در مورد برادرهایم وضعیت متفاوت بود. به آنها خیلی اطمینان داشت
بیتا ادامه می‌دهد

در 26 سالگی حمید را در کلاسی ملاقات کردم ، بلافاصله عاشقش شدم . او بلند قد و زیبا بود ، با موهای قهوه ای و چشمان آبی ؛ یک شب بعد از کلاس با بچه‌ها به بیرون رفتیم .  آن شب در مورد موضوعات مختلفی صحبت کردیم و متوجه شدیم چقدر بهم شباهت داریم ؛ هر دو ما مادران سخت گیری داشتیم و.... در طول چند هفته بعد متوجه شدیم که دلمان می‌خواهد بقیه عمرمان را در کنار یکدیگر بگذرانیم
 

ازدواج زودهنگام ما سرشار از آرامش و تفریح بود. هر دو کارمان را دوست داشتیم و آنقدر درآمد داشتیم که یک خانه از خودمان داشته باشیم. بعضی اوقات درمورد رابطه زناشویی با هم بحث می‌کردیم اما موضوع آنقدر جدی نبود که نگران کننده باشد.

زمانیکه محیا پسرمان بدنیا آمد بسیار هیجان زده بودیم و من فکر می‌کردم هر چه فرزندان بیشتری از حمید داشته باشم وابستگی مان بهم بیشتر می‌شود . اما ما هم مانند پدر و مادرهای دیگر بیشتر وقت مان صرف رسیدگی به فرزندمان می‌شد و به همین خاطر وقتی برای هم نداشتیم ، بعضی اوقات همدیگر را فراموش می‌کردیم. بعد از مدتی در مورد‌تربیت و رسیدگی به محیا دچار اختلاف شدیم.
 
علی رغم اینکه من مدت بیشتری را با محیا می‌گذراندم و به نیازهای وی بیشتر آشنا بودم ، حمید نظرات دیگری داشت. برای مثال محیا با پوشک کمی گشاد راحت‌تر بود . به حمید یاد می‌دادم که چگونه محیا را پوشک کند اما او آنقدر پوشک را تنگ می‌بست که من خطوط قرمز را روی پاهای محیا می‌دیدم. زمانیکه پوشک محیا را چک می‌کردم حمید شروع به فریاد زدن می‌کرد و من را متهم می‌کرد که به کار‌های وی بی اعتنا هستم. اخیرا محیا جیغ می‌زند ولی من فقط به او هشدار می‌دهم ، اگر به کارش ادامه دهد او را‌ترک می‌کنم. اما حمید فکر می‌کند باید او را تنبیه بدنی کند ، و به او یک پس گردنی می‌زند. می‌ترسم اگر محیا به این رفتارش ادامه دهد حمید او را کتک بزند.

دوستان من فرزندی ندارند و نمی‌توانند درک کنند که من چه می‌گویم. مادرم هم کمکی به من نمی‌کند ، با اینکه هر روز به من تلفن می‌کند و گهگاهی به من سر می‌زند. او روشهای‌تربیتی مرا مسخره می‌کند و این باعث می‌شود من سرخورده شوم ، بنابراین حمید مرا مجبور می‌کند که رفت و آمدهایم را محدود کنم. اما من فکر می‌کنم رفتار مادرم چه درست باشد  چه غلط ، من به کمک و حمایت‌های وی نیاز دارم.

هفته گذشته با حمید در مورد شام بحث مان شد و به یک دعوای بزرگتر ختم شد ؛ رابطه زناشویی. حمید به من گفت یک احمق هستم و مرا به دیوار چسباند و بعد به گوشه ای پرت کرد. از او می‌ترسیدم به همین خاطر محیا را در آغوش گرفتم و به خانه برادرم رفتم. زمانیکه فردای آن روز به خانه بازگشتم ، به حمید گفتم که هنوز دوستش دارم اما از دست او ناراحت هستم. به وی گفتم :" دلم برای صمیمیت و نزدیکی که قبل از بدنیا آمدن محیا داشتیم تنگ شده است و دوست دارم آن احساس برگردد".
 

حمید می‌گوید
در مورد کتک زدن بیتا در آن شب

می دانستم با این رفتارم چیزی درست نمی‌شود. حمید 36 ساله با صدای گرفته و غمگینی ادامه داد:" بلافاصله از بیتا عذرخواهی کردم . مطمئن بودم که مرا می‌بخشد ، اما می‌دانستم که این طغیان احساسات من نتیجه دو سال سرخوردگی است. بیتا تنها کسی نیست که ناراحت و غمگین است".
 

پذیرفته بودم که بعد از بدنیا آمدن محیا دیگر هیچ وقت مانند گذشته رابطه زناشویی نخواهیم داشت. اما من بابت درخواست نیازهای جنسی ام عذرخواهی نمی‌کنم. آن شب احساس ناامیدی می‌کردم و دیگر از سردی و بی میلی‌های بیتا خسته شده بودم .

آن روزها تحت فشار مالی هم بودم ، چون اکنون تنها نان آور خانه من هستم . بیتا بعد از بدنیا آمدن محیا دست از کار کشید ، و من از او حمایت می‌کردم ، اما عادت‌های او هیچ گاه تغییر نکرد. لباس‌های گران قیمت برای خودش و محیا می‌خرید و یا سراغ مواد آرایشی و بهداشتی با مارک‌های معروف می‌رفت . همیشه هم شام از بیرون سفارش می‌داد. من‌ترجیح می‌دادم حتی اگر همسرم خسته است و حوصله آشپزی ندارد غذای حاضری بخوریم.

مادر بیتا هم یکی دیگر از مشکات زندگی ما است. او مدام بیتا را ناراحت می‌کند ؛ به طرز وحشتناکی رک است ، مدام حرف می‌زند . زمانیکه به بیتا می‌گویم که رفت و آمد خود را با مادرش محدود کند ، او به من می‌گوید که من نمی‌فهمم. اما اینجا واقعا حق با من است. اگر نتوانیم دست از جنگ و دعوا برداریم مجبوریم از هم جدا شویم.در حال حاضر تنش و فشار روانی زیادی در خانه داریم و این برای فرزندمان هم خوب نیست. آیا برای زندگی ما راه دیگری وجود دارد؟

می دانم که همیشه نمی‌توانم درست‌ترین کار  را انجام بدهم
دوران بچگی من وحشتناک بود. پدرم یک بازرگان بود که اغلب وقتش در سفر می‌گذشت ، بنابراین مادرم مسئولیت‌تربیت ما را بر عهده داشت ، او اجازه نمی‌داد من با بچه‌های دیگر بازی کنم. اگر در مدرسه نمره کم می‌گرفتم جلوی دوستانم مرا تحقیر می‌کرد و می‌گفت :" تو باعث خجالت من هستی " یکبار زمانیکه دبیرستانی بودم ، مادرم من و چند تا از بچه‌های همسایه را به مدرسه می‌برد . سر یک موضوع کوچک مرا به داخل ماشین هل داد و جلوی دوستانم مرا کتک زد. هنوز هم بعد از بیست سال آن تحقیر و نفرت را احساس می‌کنم.

زمانیکه به کلاس مشترکی که در دانشکده هنر برپا میشد پیوستم ، مجذوب دختر موقرمز کلاس مان شدم. اما من پشت ظاهر بیتا یک انسان فهمیده و عاقل را می‌دیدم. آن موقع که با همکلاشی‌ها به بیرون رفتیم در آستانه خواستگاری از وی بودم. تنها چند هفته بعد ما عاشق همدیگر شده بودیم.

وقتی پدر شدم بسیار هیجان زده بودم ، اما وقتی از سرکار برمیگشتم آنقدر خسته بودم که نمی‌توانستم به محیا توجه کافی نشان بدهم. اما سخت گیری‌های بیتا هم دیوانه کننده بود. او کارهای مرا چک می‌کرد تا ببیند من کارم را درست انجام داده ام یا نه . به علاوه هر وقت به محیا غذا می‌دادم یا مشغول تعویض پوشک او بودم در اطرافم پرسه می‌زد و مرا تماشا مر کرد. این کار او به من این احساس را می‌داد که من هیچ وقت نمی‌توانم کار درست را انجام بدهم. بنابراین من هم عصبانی می‌شدم و فریاد می‌زدم.

جدا از تمام مشکلات مان زندگی ام را دوست دارم. دوست دارم بزرگ شدن محیا را ببینم ، دوست دارم با بیتا دو نفری پسرمان را‌تربیت کنیم ، و خانه ام سرشار از آرامش و شادی باشد .
 

مشاور می‌گوید
مسئله این زوج خیلی معمولی است و کاملا طبیعی است که زن و مردی که برای بار اول دارای فرزند می‌شوند صمیمیت و نزدیکی گذشته‌شان را از دست بدهند. اغلب زوج‌ها ، در نیمه راه خسته می‌شوند و از اینکه همسرشان به فرد دیگری غیر از او توجه نشان می‌دهد احساس حسادت می‌کنند ، که اغلب هم این اتفاق برای فرزند اول می‌افتد. حقیقت این است که حمید و بیتا در خلال این دو سال فکری برای نزدیک شدن نکرده اند و حالا باید این شکاف عمیق را پر کنند.

بعد از اینکه متوجه شدم این زوج در مورد‌تربیت فرزندشان هم دچار اختلاف عقیده هستند ، فهمیدم که مسئله‌شان پیچیده و دشوار است. هر دو آنها دچار کمبود اعتماد به نفس هستند ، که این احساس نتیجه رفتاری است که مادرانشان در کودکی با آنها داشته اند ؛ به گفته بیتا و حمید مادران آنها دارای‌تربیت سخت گیرانه و بسیار مقرراتی بوده اند. بنابراین آنها سعی دارند که خودشان را به یکدیگر اثبات کنند ، یعنی به دیگری نشان دهند که حق با اوست و او آگاهی بیشتری از امور دارد.
 
در وهله اول ،‌باید بررسی می‌کردم که در گذشته چه عاملی باعث شده بود تا مادران این دو نفر رفتار سخت گیرانه ای با آنها داشته باشند. بعضی افراد به طور ناآگاهانه شحمیدی انتخاب می‌کنند که شبیه به مادر یا پدرشان باشد و درست همان رفتاری را داشته باشد که در بچگی با آنها داشته اند. بیتا و حمید رفتارهای یکدیگر را مانند رفتار مادرشان دیده اند و ناخودآگاه به یکدیگر علاقمند شده اند. بیتا از نظر احساسی حمید را تحت فشار قرار می‌دهد و ایده‌های مختلفی که در مورد‌تربیت فرزندشان دارند نیز گویای همین مسئله است. وقتی شما در کودکی از سخت گیری و رفتارهای خشونت آمیز رنج می‌کشیدید دوست ندارید ببینید همسرتان با فرزندتان این رفتار را دارد همانگونه که بیتا از رفتارهای خشونت آمیز حمید رنج می‌کشد.

اصرار و پافشاری بیتا در مورد اینکه او بهتر از حمید در مورد‌تربیت بچه می‌داند مربوط به احساس عدم امنیت وی می‌شود نه به خاطر این که آگاهی بیشتری دارد و یا احساسات مادرانه اش اجازه برخورد‌های ناراحت کننده با فرزندش را به وی نمی‌دهد. به این خاطر که مادر بیتا احساس لیاقت و شایستگی وی را در او سرکوب نموده بود. به خاطر همین بیتا دوست دارد در زندگی زناشویی اش نقش رهبر و تصمیم گیرنده را داشته باشد.

مادر حمید هم یک زن بددهان و فحاش بوده است ؛ او هم به صورت لفظی حمید را رنج می‌داد و هم او را تنبیه بدنی می‌کرد. حمید با این احساس بزرگ شد که هیچ وقت نمی‌تواند مادرش را خشنود و راضی کند . او در بیتا زنی مانند مادرش دیده بود ، زنی سخت گیر ، و آماده برای سلطه بر خود!

زمانی که فردی اعتماد به نفس داشته باشد روابط اجتماعی خوب دارد ،‌می تواند کلمه "نه " را بشنود و "نه" را هیچ وقت کلمه رد و عدم پذیرش نمی‌داند. اما زمانی که فردی از کمبود اعتماد به نفس رنج می‌برد ، نمی‌تواند با دیگران ارتباط سالمی داشته باشد. پس زمانیکه بیتا نمی‌خواست رابطه زناشویی داشته  باشد ، حمید نتوانست دلایل منطقی این موضوع را ببیند ؛ در عوض ، او این مسئله را یک توهین شخصی تلقی کرد و عصبانیتی را که از مادرش داشت به همسرش منتقل کرد. اگر بیتا می‌گفت که خسته است و یا حوصله این کار را ندارد ، باید حمید سعی می‌کرد مشکل را به سادگی حل کند . 

همانگونه که بیتا احساس می‌کند مادر خوبی است ، حمید هم  نیاز دارد تا احساس یک پدر خوب را در مورد خودش تجربه کند. عدم امنیت ، اگر این احساس را داشته باشید هیچ وقت والدین خوبی نخواهید شد. بهتر است به جای مواخذه کردن و زیر سئوال بردن یکدیگر با هم به توافق برسید . به آنها گفتم بعضی اوقات تنبیه بدنی کوچک در حد پس گردنی زدن برای فرزندان لازم است. اما نباید به گونه این باشد که این عادت شما شود و فرزندتان از این رفتار شما تحقیر بشود. اگر شما فرزندتان را تحقیر کنید مطمئن باشید زمانیکه آنها خود تبدیل به پدر و مادران جوانی شدند آنها هم همین رفتار را در مورد فرزندان‌شان خواهند داشت. همچنین به بیتا و حمید گفتم زمانیکه یکی از شما در حال مواخذه کردن فرزندتان است طرف دیگر نباید از فرزندتان طرفداری کند و باید در مقابل دیگری سکوت اختیارکند.

در قدم بعدی باید حمید یاد می‌گرفت که چگونه خشم خود را کنترل کند. به او گفتم روی یک کاغذ بنویسد که چرا عصبانی می‌شود ،  فریاد می‌کشد و با زبان و گفتار زشت با بیتا صحبت می‌کند. دلایل وی اینها بودند " بیتا فکر می‌کند همیشه حق با اوست" یا "بیتا ولخرجی می‌کند در حالیکه من به سختی کار می‌کنم". این روش بسیار موثر بود چرا که حمید متوجه شد دقیقا چه عواملی باعث عصبانیت او می‌شود. او گفت " من حرفهایی به زبان می‌آوردم که هیچ شوهری به همسرش آن‌ها را نمی‌گوید". او ادامه می‌دهد " من کاری کردم که بیتا بین من و خودش یک دیوار بکشد".  به وی گفتم که راههای دیگری هم وجود دارد که بدون رنجش و آزار دیگران بتوانی عصبانیت خود را نشان بدهی.  به خاطر همین حمید در یک باشگاه ثبت نام کرد و انرژی خود را در آنجا تخلیه می‌کرد.

مشاور ادامه می‌دهد
در قدم بعدی از بیتا درخواست کردم که به حمید یک نامه بنویسد ، و در آن از نگرانی‌هایش در مورد زندگی زناشویی‌شان بنویسد. زمانی نامه را به حمید دادم که بیتا در مطب حضور نداشت . بیتا در نامه نوشته بود اگر دوباره سر من فریاد بکشی و با القاب زشت مرا خطاب کنی تو را‌ترک می‌کنم. حمید بعدها به من گفت آن نامه برای من  یک زنگ خطر بود. بعد از خواندن آن نامه فهمیدم بیتا چقدر از رفتارهای من ناراحت است . اما او هیچ وقت شدت ناراحتی و رنجش خود را به من نشان نداده بود.

این روش خیلی موثر بود چرا که این زوج تصمیم گرفتند از این پس هر زمان با مشکلی مواجه می‌شوند برای هم یک نامه بنویسند
و در آن احساسات خود را بیان کنند. من به بیتا و حمید یک روش برای کنترل خشم و عصبانیت آموزش دادم که شامل 5 مرحله می‌شد :

 ابتدا ، به آنها توصیه کردم زمانیکه با مشکلی مواجه می‌شوند فضای خانه را تغییر دهند ، برای مثال یک شام خوشمزه با هم بپزند .

 در قدم بعدی ، در مورد برنامه‌های شخصی که دارند با همدیگر صحبیتا کنند. برای مثال یک به بیتا بگوید: من امشب کار دارم  دیر به خانه می‌آیم ، شام منتظر من نباش".

 سوم ، در مورد موضوعی که باعث بحث و رنجش آن دو شده از همدیگر سئوال کنند و بپرسند چرا این موضوع ناراحت‌شان کرده است؛ مثلا حمید از بهم ریختگی خانه ناراحت است ، باید به بیتا بگوید زمانیکه به خانه می‌رسم و خانه را نامرتب می‌بینم احساس سرگردانی و آشفتگی می‌کنم.

چهارم ، باید نحوه درخواست کردن‌شان را تغییر دهند . برای مثال بیتا باید بگوید " من دوست ندارم جوراب‌هایت را کف اتاق بیندازی ، لطفا آنها را در سبد لباس‌های کثیف بینداز "
در نهایت ، با همدیگر برنامه ریزی کنند و برای خود یک هدف در نظر بگیرند ،‌ایده ای که بیتاوان در طول زمان آن را پرورش داد ، هدفی که قابل دسترس باشد " مثلا ؛ دوست داریم که روزی زمانی فراهم کنیم تا روزهای تعطیل را با همدیگر بگذرانیم".

بیتا و حمید این برنامه را هر شب بعد از خوابیدن محیا تمرین می‌کردند ؛ حمید گفت " این کار به ما کمک کرد تا بتوانیم بهتر و راحت‌تر با همدیگر ارتباط برقرار کنیم" . در نتیجه از نظر عاطفی بهم نزدیکتر شدند و رابطه زناشویی‌شان را آغاز کردند.

حمید گفت :" بیتا را تشویق کردم تا روابط خود را با مادرش محدود‌تر کند. به وی گفتم مجبور نیستی رابطه خود را به کلی با مادرت قطع کنی ، اما وقتی وی تو را ناراحت می‌کند ضرورتی ندارد که رنج بکشی ، مودبانه گفتگویت را با او قطع کن ". بیتا توصیه حمید را پذیرفت ، تماس‌های روزانه خود را با مادرش قطع کرد و رابطه خود را به دیدارهای کوتاه مدت محدود کرد. در نهایت بیتا گفت حالا احساس می‌کنم که می‌توانم با مادرم کنار بیایم.
حمید و بیتا جنگیدن را کنار گذاشتند و رابطه‌شان هر روز پیشرفت می‌کرد. با تغییر رفتارها ، صمیمیتی را که به دنبالش بودند را یافتند. حمید می‌گفت :" برای مان آسان نبود که زندگی مان را خراب کنیم ، اما‌شانس با ما یار بود  ؛ من و بیتا دوباره عاشق همدیگر شده ایم".

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  کودکانی که قادر به کنترل رفتار خود هستند در مدرسه نیز بازده تحصیلی بیشتری دارند
      

رفتار کودکان با یادگیری آنها ارتباط دارد

بررسی ها نشان می دهد کودکانی که قادر به کنترل رفتار خود هستند در مدرسه نیز بازده تحصیلی بیشتری دارند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، محققان دانشگاه پنسیلوانیا اعلام کرده اند که کودکانی که بهتر و بیشتر می توانند رفتارهای خود را کنترل کنند، دارای تمرکز بهتر و پیشرفت تحصیلی بیشتری هستند.

بنابر همین گزارش بسیاری از والدین تصور می کنند صرفاًهوش افراد – به خصوص کودکان – نشانگر پیشرفت تحصیلی آنهاست، در صورتیکه تحقیقات دانشمندان نقش رفتار را در این میان حائز اهمیت می داند.

محققان در بررسی های خود تعدادی از کودکان ۳ تا ۵ سال را مورد ارزیابی قرار دادند و مشخص شد آنهایی که بهتر می توانند رفتارهایشان را کنترل نمایند، توانایی تمرکز بیشتری دارند و در پیش دبستانی در حساب و خواندن موفق ترند.

وضعیت رفتاری کودک نشانگر چگونگی فکر کردن اوست و بدیهی است افرادی که بهتر فکر می کنند موفق تر نیز هستند.

کارشناسان توصیه می کنند والدین به منظور تقویت فکری و مغزی کودکان بهتر است از قبل از مدرسه رفتن، آنها را به کارها و بازیهای فکری سرگرم کنند و در روابط اجتماعی نیز به آنها نقشی بدهند تا کودکان بتوانند رفتارهای خود را کنترل نمایند.

                  
        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  اخلاق بد، درد را بیشتر می‌کند
  

به گفته محققان، عواطف و احساسات و خلق و خو می تواند نحوه واکنش ما به درد از آنجا که به هم مرتبط هستند تغییر دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دکتر روی و همکارانش در دانشگاه مونتیل در نیویورک ۱۳ نفر را تحت شوک‌های الکتریکی دردناک قرار دادند. این شوک ها باعث واکنش و حرکت زانو می شد محققان توانستند میزان واکنش ها را اندازه بگیرند. به این افراد در حین شوک ها تصاویر خوشایند و یا ناخوشایند و یا خنثی نشان داده شد و همزمان با آن محققان فعالیت مغز آن ها را توسط اسکن MRI مشخص کردند.

نتایج بررسی حاکی از ارتباط مستقیم احساسات و عواطف و درد است.

در نتایج این بررسی آمده است اگر می خواهید کمتر احساس درد داشته باشید به چیزهای لذت بخش فکر کنید.

یافته‌ها نشان می دهد دیدن تصاویر ناخوشایند نسبت به تصاویر دلپذیر و مثبت باعث درد بیشتری می شود. این نتایج یافته های قبلی مبنی بر اثرات مثبت موسیقی ب کاهش ناراحتی افراد را نیز ثابت می کند.

نتایج حاکی از آن است که می توان با استفاده از روش های غیر دارویی نظیر تقویت خلق و خو توسط موسیقی لذت بخش و یا تصاویر خوشایند میزان درد را در افراد کم کرد.

عصبانیت حالت فوق نارضایتی است . وقتی از پدیده ای یا چیزی خوشمان نمی آید عصبانی می شویم و بدین وسیله ناخشنودی خود را ابراز می کنیم و عملی را انجام دهیم که آن عمل می تواند مثبت یا منفی باشد .

محققین می گویند وقتی عصبانیت طولانی می شود . تغییرات شیمیایی در بدن همچنان ادامه می یابد و موجب خستگی جسم می گردد و می تواند مشکلات متعددی برای سلامتی فرد به وجود آورد

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

  بچه‌هاي حسابي

اختصاص مبلغي به‌عنوان پول توجيبي به فرزندان بحثي است كه همواره در خانواده‌ها وجود داشته و در واقع پولي است كه قرار است بدون غرغر كردن به‌صورت ماهانه، روزانه يا هفتگي به فرزندان داده شود


بيشتر كارشناسان بر اين باورند كه چنين پولي بايد به فرزندان تا زماني كه بتوانند نيازهاي خود را مستقلاً برآورده سازند، پرداخت شود. اما اينكه اين مبلغ چگونه و چطور داده شود مهم‌تر از مبلغ آن است.

دكتر فربد فدايي روانپزشك معتقد است: «دادن پول توجيبي كار مرسومي است كه براي برآوردن نيازهاي ثانويه فرزندان به آنها داده مي‌شود و به وسيله آن بچه‌ها مي‌آموزند كه چگونه انتخاب كنند، مسئوليت‌پذير شوند و از پولشان استفاده كنند.

با پرداخت پول توجيبي به كودكان ميزان مصرف و محدوديت در زندگي آموزش داده مي‌شود و آنها مي‌آموزند كه منابع محدودي در اختيار دارند و گاهي اوقات بايد خواسته‌هاي خود را به تاخير بيندازند. كودك بايد بياموزد كه خودش پولش را مديريت كند و چگونه آن را خرج كند. اگر والدين اين كار را براي كودكان انجام دهند در واقع آنها هستند كه براي فرزندان تصميم مي‌گيرند چه مقدار پس انداز و چه مقدار براي مايحتاج روزانه‌شان در نظر گرفته شود و اين هيچ كمكي به آنها نمي‌كند.»

بسياري از والدين نيز پول را به مقدار كم و به دفعات مختلف به فرزندان مي‌دهند در صورتي كه اين شكل پول دادن‌ها باعث مي‌شود كه فرزندان تصور كنند پول هميشه در دسترس آنهاست و هميشه وجود دارد و مي‌توانند هر چه كه دوست دارند و به هر مقدار از والدين بخواهند.

كودك معمولاً پس از 3 سالگي واژه من و مالكيت را مي‌آموزد اما مفهوم واژه پول به‌عنوان مقوله‌اي اعتباري كه عامل خريد محسوب مي‌شود، از 5 سالگي شكل مي‌گيرد و بهترين زمان پرداخت پول توجيبي از 8 سالگي است كه كودك با مفهوم اعداد آشنا مي‌شود.

بهتر است در دوران كودكي پول توجيبي به شكل هفتگي داده شود زيرا كودك قدرت و توانمندي لازم را براي بودجه‌بندي ندارد. همچنين با افزايش سن مقدار پول توجيبي نيز بايد افزايش يابد تا فرزندان بتوانند مطابق با نيازهايشان برنامه‌ريزي داشته باشند.

البته بهتر است اين پول ابتداي هفته در اختيار كودك گذاشته و به‌طور دقيق به او توضيح داده شود كه اين پول توجيبي هفتگي اوست و او خودش بايد تا آخر هفته آن را مديريت كند چرا كه ذخاير مالي كم و محدود هستند و ما براي به‌دست آوردن تمام چيزهايي كه مي‌خواهيم پول كافي در اختيار نداريم و اگر بعد از 2 روز چيزي از آن باقي نماند، بقيه روزهاي هفته از پول خبري نيست.

در تصميم خود جدي باشيد

با در پيش گرفتن اين رويه به احتمال زياد در هفته‌هاي اول كودك با مشكل مواجه خواهد شد و به بهانه اينكه مي‌تواند دل پدر و مادر را به دست آورد و پول اضافه بگيرد، بي‌حساب خرج مي‌كند. پدر و مادر بايد سعي كنند در تصميم خود جدي باشند.

وقتي درباره اين موضوعات با بچه‌ها محكم و قاطع صحبت شود و موضوع برايشان توضيح داده شده و مشخص شود، آنها نه تنها مي‌پذيرند بلكه به‌شدت احساس بزرگي مي‌كنند اما چيز ديگري كه در اين بين بايد به آن توجه بيشتري شود مقدار پول توجيبي است. هر خانواده‌اي داراي ارزش‌هاي خاص خودش است پس براي هر خانواده‌اي هم مديريت مالي خاصي بايد اجرا شود كه شايد براي ديگر خانواده‌ها قابل اجرا نباشد.

        موضوع:     نويسنده: مدیر  

درباره وبلاگ
بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد

آخرين مطالب
» واقعيت تلخ روابط نامشروع
» با مزاحمت جنسی مردان صاحب مقام چه باید کرد؟
» ازدواج‌ موقت راه حل رفتارهای جنسی جوانان نیست
» خودتان را دوست بدارید تا جهان و مردمش شما را دوست بدارند
» موفقیت در کار و زندگی با برقراری ارتباط مؤثر
» برای جلوگیری از فرسودگی روانی خونسردی خود را حفظ کنید
» اگر چنین هستید، صبر كنید، ازدواج نكنید!!
» دوران مجردی را بعد از ازدواج فراموش نكنید !
» ازدواج مهارت می‌خواهد!
» تفاوت‌های رفتاری زن و شوهرهای شادکام و ناراضی

آرشيو
هفته چهارم آذر 1388
هفته سوم آذر 1388
هفته دوم آذر 1388
هفته اوّل آذر 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته سوم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته سوم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته اوّل مرداد 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته دوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386

لینکستان
خاطرات بیکاری ...بیکاری بهترین شغل دنیاست ...
گالری عکس و دانلود
تیبان
http://onlymahsa.blogfa.com
آگاه سازی
www.makaremshirazi.org
هاست و دامنه
طراح حرفه ای قالب وبلاگ

آرشیو لینکهای روزانه

بخش ویژه


designed by: parstheme.com , all rights reserved

<-blogid->

مدیر

<-blogid->

http://amirkaber.blogfa.com

مشاوره

مشاوره

مشاوره

بنام خدا
مشورت و مشاوره( همه به مشاوره نیازمندیم)
دوستان گرامی هدف از درج مطالب در خصوص نحوه روابط بین همسران اطلاع رسانی و آموزش رفتار صحیح همسران در راستای بهبود حریم ها و گرم نگه داشتن روابط خانوادگی است






و شاورهم في الامر
در امور کارها با هم مشورت کنید
( آل عمران ۱۵۹ )

منتظر دریافت نقطه نظرات شما بازدید کننده محترم هستم از شما زوجهای جوان دعوت می کنم به بخش آرشیو و موضوعات متنوع آن شامل بخش مشاوره و.... سایر بخش های متنوع آن دیدن فرمایید.











مطالب وبلاگ صرفا جهت اطلاع و مشاوره می باشد و هیچگونه جنبه غیر اخلاقی ندارد و جهت اطلاع زسانی و بهینه کردن روابط زناشویی و زندگی می باشد
ارتقای آگاهی مربوط به زندگی زناشویی – بهبود زندگی مسایل اجتماعی ، پزشکی ، تربیتی ، مذهبی

مشاوره

قالب پرشین وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

free template blog